All language subtitles for King.of.Dramas.E13.(PersianDreamTeam)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "NafisS - Ghasadak" :مترجم

-=قسمت 13 : مردي در شعله ها=-

داري به چي فکر مي کني؟

.ديروز تمام مدت نمي شد باهات تماس گرفت مشکلي پيش اومده بود؟

.اتفاقي نيفتاده بود

.اون قديمَم همين جوري بودي

پنج سال پيشَم که ترکم کردي، يه دفعه مثل ديروز از دسترس خارج شدي

بعد از اين که سونگ مين آهِ تازه کارُ به يه الهه ي نقشاي ملودرام .تبديل کردي، طوري ترکم کردي که انگار داري فرار ميکني

..من قبلا بهت گفتم

.که همه ي خاطراتي که ازت داشتمُ از ذهنم پاک کردم

.بهم دروغ نگو

...با اين که اولش اين طور نبودي، ولي بعدا

.تو عاشقم بودي

.درسته.دوست داشتم

پس چرا ترکم کردي؟

تو يه بازيگري ، به اين احتياج داري که همه عاشقت باشن

..اگه تنها دليلش همينه

.پس دوباره ترکم نکن

مي توني بگي که اصلا هيچ احساسي بهم نداري؟

.پس لطفا گفتن اينُ که فراموشت کنمُ بس کن

،اگه دوباره رابطمونُ شروع کنيم، ديگه دليلي براي پايان دادن به عشقمون نيست

..مين آه

.من منتظر مي مونم

.ولي خيلي دير پيشم برنگرد

صبر کنم ببينم...اصلا چرا من بايد قايم شم؟

.من که کار اشتباهي نکردم

.اگه کسي بايد قايم بشه، اونان که بايد قايم شن

ولي اين دو تا از کي با هم رابطه دارن؟

.يه جورايي به نظر ميرسه، بايد خيلي وقت باشه

.خب اين اصلا به من ربطي نداره .هر چي حالا

!نويسنده لي

! کارگردان جويم

..کارگردان جو

بيدارت کردم؟

.آره! ولي طوري نيست، بيا تو

،من الان براي آماده سازي فيلم برداري بايد برم حومه ي شهر ولي مي خوام يه چيزيُ بهت بدم

هان؟

!تاااا..دان

! واااااو

.کارکنانمون خورده خورده پول جمع کردن تا اينُ بگيرن

چون اين اولين سريالتِ، فکر کرديم که اين ميتونه يه جور يادبود برات باشه

! خيلي ممنون کارگردان جو

از حالا اگه بتوني پوستر هر سريالي رو که مينويسي نگه داري خيلي عالي ميشه

! آره ممنون

.خب پس من ميرم ديگه

.باشه

.اگه چيزي خواستي به هي جي بگو

..باشه، ولي کارگردان جو

بله؟

رابطه ي سونگ مين آه و نماينده چيه؟

نماينده و سونگ مين آه؟

.آره

خب با توجه به اين که نماينده تونست يه دفعه يه بازيگر سطح ...بالا رو از کمپاني امپراطور به کار بگيره و

وقتي که سونگ مين آه يه بازيگر تازه کار بود نماينده مون رئيس کمپاني امپراطور بود

و در نهايت اون کسي بود که سونگ مين آهُ به يه ستاره تبديل کرد

ولي احتمالا، اون شايعه رو شنيدي؟

هان؟

يه شايعه؟

.يه شايعه بود که نمايندمون با سونگ مين آه قرار ميذاشته

.اون قديم يه اتفاقي ميفته

شما دو تا دارين چيکار مي کنين؟

.پس من ميرم ديگه

سرگرميت اينه؟

چي؟

.سرَک کشيدن توي کار مردم

منظورت چيه؟ واسه اين که من شبا خيلي بد مي بينم، و شب کوريم دارم

خب پس اگه دو تا آدمم باشن ، نه يه نفرم باشه، من دوتا مي بينمش اگه اونا بخوان از همديگه، دور بشن من اينجوري ميبينم که چسبيدن به همديگه

.ولش کن اصلا

.کتتُ بپوش .بايد بريم جايي

هان؟

.اين شراب بوردو 78

.به سلامتي

صبح به اين زودي چرا شراب بخوريم؟

چرا اينقدر امُل بازي درمياري؟

،ما اين شرابُ براي مست شدن نمي خوريم براي لذت بيشتر از غذا مي خوريمش

..براي استيک اين شراب قرمز تلخ ميتونه

خب امروز ديگه اين براي چيه؟ چرا اينقدر ناگهاني...؟

.نه اين که ناگهاني نيست

من هميشه به اين فکر ميکردم که به يه غذاي خوب توي يه جايي مثل اينجا .دعوتت کنم، ولي قبلا اينکار از عهدم برنميومد، همش همين

تا اينجا به خاطر من خيلي اذيت شدي، نه؟

،مي فهمم که کلي مشکل برات پيش اومده ولي همش به خاطر خودت بود

،پس تا آخرش دووم بيار و براي شروع کارت فيلم نامه ي خوب بنويس

.باشه

و بعد از اين سريال براي اينکه حال و هوات عوض شه چرا يه سفر نميري اروپا؟ من خرجشُ کامل ميدم

اروپا؟

براي استراحت و ديدن دنيا حداقلش يه ماهُ بايد سفر بکني، نه؟

يه ماه؟

.ولي استراحتت فقط ميتونه همون يه ماه باشه .وقتي که برگشتي بايد کار بعديتُ بنويسي

...و

.قيل از اون بايد باهامون دوباره قرارداد ببندي چه وقتي واست مناسبه؟

پس امروز مي خواستي منو ببيني که براي کار بعدي قرارداد ببندي؟

خب نبايد اين کارُ بکنم؟

،بايد همون اولش که ديدم داري يه کاري ميکني که قبلا اصلا نکرديُ، مي فهميدم قضيه چيه

.ايندفعه براي فيلم نامه بيشتر بهت پول ميدم .پس بيا همين هفته قراردادُ ببنديم

چته تو آخه؟

اگه به خاطر من نبود فکر کردي مي تونستي تا اينجا پيش بياي؟

! تو اوني هستي که نبايد الان يه دفعه اينجوري رفتار کنه

من يه دختر روستاييم پس اين مدل غذاها به مذاقم خوش نمياد و به ! علاوه از همه ي حقه هاتم خسته شدم نماينده

! خودت از اين غذا لذت ببر

! کلشُ بخور

.الو؟ اين تلفن نويسنده لي گو اون

ميشه با نويسنده لي گو اون صحبت کنم؟

براي چي تماس گرفتين؟

..بله، من از طرف کمپاني توليد سريالِ اس اس جي تماس ميگيرم

.مي خوام براي سريال بعدي با نويسنده لي گو اون قراداد ببندم

.بله فهميدم

ولي چي کار کنيم؟ .هفته ي پيش نويسنده لي گو اون براي 10سال آينده با کمپاني محصولات جهاني قرارداد بست

براي 10 سال؟

..اوه

راستي من دارم با کي صحبت ميکنم؟

.من برادر نويسنده لي گو اون هستم

.بله، بله، پس لطفا هيچ وقت دوباره باهاش تماس نگيرين

اوپا! چه طور تونستي با من اين کارُ بکني؟

بهم گفتي که سکانس بوسه نداري؟ نگفتي ؟ نگفتي؟

.بهت گفتم که اين کارُ نمي کنم

اون وقت بعدش رفتي قايمکي سکانس بوسه رو بازي کردي؟

..بيت نا از اين که بهت نگفتم معذرت مي خوام

.ولي من بازيگرم

.اون بوسه که به خاطر احساس واقعي نبود .فقط بازي بود

خب، کي گفته که اينُ نمي دونم؟

با اين که فقط داري بازي ميکني ولي من نگران اينم که ! اون زنيکه سونگ مين آه به خاطرش عاشقت بشه

،اگه اين جوري بود که بايد با همه ي بازيگراي زني !که باهاشون بازي کردم قرار می ذشتم

اين طوري فکر نميکني شيريني؟

.درسته

.اون نه باهاشون قرار گذاشت..نه چيز ديگه اي

.کارت خوب بود، شيريني

ديدي، شنيدي که؟

! قلب من فقط متعلق به تويه، بيت نا

! اوپا

پس اين همون درديه که زناني که دوست پسرشون ستاره ست دارن؟

.منکر اين حرفت نميشم

...با اين که اولش اين طور نبودي، ولي بعدا

.تو عاشقم بودي

.درسته.دوست داشتم

.مين آه

.اوه

اومدي؟

اينقدر متمرکز داشتي به چي فکر ميکردي؟

.خب، هيچي

،من برنامه ي فيلم برداري هفته ي بعدُ که توي حومه ي شهرَ رو دريافت کردم

.فهميدم

و بهشون بگو که روي لباسا دقت بيشتري به خرج بدن با اندازه گيري بهتر بدنمُ بهتر نشون بدن

فکر نميکني که الکي دارم ميدوم؟

..راست ميگي

...با کمال احترام

.واقعا نمي دونم اين دفعه هدف اصليت از اين کار چي بود

..مي تونستيم کاملا آنتوني رو ضربه فني کنيم

ولي چرا از همه ي اتهامات صرف نظر کردي؟

..تنها پسرت، مگه اين که بخواي براي هميشه از دستش بدي

،سمت مديريتت با استفاده از قدرت پدرت که اينقدر !ازش بيزاري بهت داده شده

بايد سرت خيلي شلوغ باشه ولي براي چي اومدي اينجا؟

الان حالت بهتره؟

.حتما خيلي شوکه شده بودي

.نگران من نباش

..با پرستارا

.سريالي که ساختي نگاه مي کنم و اوضاعم رو به راهه

.سريال من واقعا ديدني، خودم ميدونم

..راستي

..پرستارم

.گفت که اون روز با يه دختر خوشگل اومدي

دختره کي بود؟

يه دختر خوشگل؟

.نمي دونم پرستاره کيه ولي فکر کنم به عينک نياز مبرم داشته باشه

چي؟

،اون فقط يه نويسنده ي سريال که براي اين سريال باهام همکاري ميکنه

.فهميدم

.فکر کردم اون دختر کسي که دوسش داري

.قبل از اين که بميرم

دختري که باهاش هستي رو بهم نشون ميدي، نه؟

..در عوض اين که

..من يه دخترُ خيلي دير بيارم پيشت

.پس بايد تا اون وقت سالم زندگي کني

چي؟

برادرم؟

کي گفته من قرارداد 10 ساله مي بندم؟

! اگه مي خواي غذا بخوري ، بخورش ديگه

! چرا داري ماهي کبابيا رو ميزني

چيزي شده؟

.نه فقط داشتم از هم جداشون ميکردم که اندازه ي لقمه بشن

.فهميدم

...هي راستي

کيم بونگ دال واقعا کيه؟

چرا؟

،من واقعا در موردش کنجکاورم چون گفتي که به غير از من اون کسي که خيلي ازش قدرداني، اون کيه؟

يه معلم از مدرست نيست؟

،بي خيال، وقتي که فکر کردنم درموردش تموم شد فهميدم که ديگه اون قدرام ازش متشکر نيستم

اين جوريه؟

.درسته

،اگه اون کسي که من نمي شناسمش نمي تونه واست اونقدر مايه گذاشته باشه که واقعا ازش متشکر باشي

.درسته

..راستي

.کارکناي فيلم برداري سريالُ که مي شناسي

اونا خيلي سخت کوشن، فکر نمي کني که بايد براشون يه کاري بکنم؟

تو؟ چي کار بکني؟

،توي تلويزيون ديدم که واسه ي عوامل سريال يه کاميون غذا مي فرستن

چون من صاحب يه رستورانم حد اقلش اينقدر کارُ که بايد براشون بکنم

خب حالا که دارم بهش فکر ميکنم، نويسنده ها بعضي وقتا کارکناي سريالُ به غذا مهمون مي کنن

ديدي؟

...من برنج و سوپ و غذاهاي جانبي درست ميکنم

.پس تويم ببرشون براي کارکنا که بخورن

..اوه

مي تونم از آقاي پارک از مغازه ي قصابي ...يه کاميون اجاره کنم

.پس تو فقط نيازه که يه نفر پيدا کني که ماشينُ برونه

نظرت چيه؟

رانندگي؟

.آره

مامانم مي خواد کارکنا رو به غذا دعوت کنه، ولي من به يه نفر نياز دارم که کاميونُ برونه

.عاليه! در هر صورت منم بايد برم به محل فيلم برداري

.کو هي جي

مگه بهت نگفتم که فردا بري دفتر ماليات؟

هان؟

.آره

خب به نظر ميرسه که همه سرشون شلوغه پس من ميرم اونجا

چي نماينده؟ خودت مي خواي کاميونُ بروني؟

.اين يه کاميون غذا از طرف نويسنده مونه که فردا روز تبديل به يکي از ستون هاي کمپانيمون ميشه .پس من بايد هر چيزي رو واسش برونم حتي اگه تانک باشه

. و گواهينامم براي روندن کاميون مناسبه

هي جي، تو مي رونيش ديگه، نه؟

..خب، اون

.باشه پس کو هي جي، تو رانندگي کن

.باشه

.ممنون

! مامان

.امتحانش کن

خوبه، نه؟

.اينقدر بده؟ تفش کن بيرون خب

! اينقدر خوشمزست که مي تونه آدمُ بکشه

اي بابا مگه داري ماساژسون ميدي؟ .اين جوري نگهش دار

! و سريع بِبُرش

! بجنب- .فهميدم-

.مامان مامان، اينُ امتحان کن

!خيلي خفنه

واقعا خوبه، نه؟

! خوشمزست

..با اين صورت خوشگلت

! هم توي آشپزي خوبي هم نويسندگي چه طوري مي تونم اين دختر دسته گلمو بدم دست کسي؟

وقتي ازدواج کنم، شوهرم خيلي خوش به حالش ميشه نه؟

.اول فقط يه مردُ پيدا کن

.بله آقاي هي جي

.ما اينجا کارمون با آماده سازي تموم شده

کجايي؟

بله؟

نمي توني بياي؟

.آره واقعا متاسفم

.مادر بزرگم به خاطر يخ بستن خيابون ليز خورده

.در هر صورت فکر کنم که امروز بايد به مادر بزرگم کمک کنم

.اوه

حال مادر بزرگت خوبه؟

آره خيلي بد آسيب نديده، ولي تنهايي نميتونه راه بره و تکون بخوره

اين جوريه؟ خب پس کاري در اين مورد از دستمون ساخته نيست

.نگران اينجا نباش و از مادر بزرگت مراقبت کن

.باشه

چي؟ اون نمياد؟

..حالا چي کار کنيم؟ يه کم ديگه بايد راه بيفتيم

کارت خوب بود، امروز مي توني بموني خونت و استراحت کني

.باشه

همه يادتونه ديگه؟

.چون کارگردان جو از قبل توي مکان فيلم برداريه مشکلي نيست

.هان، تو هم درگير آماده سازي براي قسمت بعد هستي

.بله

.مدير تيم پارک هم گواهي نامه نداره

.بله

مهم نيست چه طور ، بايد کاري کنيم که نويسنده لي گو اون دوباره با کمپانيمون کار کنه

فهميدين؟

.بله، فهميديم

.برگردين سرکارتون ديگه

.فکر ميکنم چاره ي ديگه اي نيست

نميدونم چرا همه اينقدر سرشون شلوغه؟

کاميون کجاست؟

! بالاخره رسيد

! اومدي آقاي پارک

اين کاميون اصلا تکونم مي خوره؟

.نميدونم چرا مادر بزرگ هي جي يه دفعه واسش اين اتفاق افتاد

.به خاطر ديروز معذرت مي خوام

.مسئله شخصي نبود ..چون شهرت اون کمپاني توليد سريال خيلي بد بود

.اين کارُ براي محافظت از خودت کردم

نميشه فقط درموردش صادق باشي؟

" اولش اصلا خوب به نظر نميرسيدي ولي حالا که به نظر ميرسه سريال . داره خوب پيش ميره، نمي خوام کس ديگه اي به دستت بياره "

.پس مي خوام نگهت دارم قبل ازاين که مال کس ديگه اي بشي نميشه اين جوري بگي؟

! فهميدي پس، آره دقيقا همينه، پس بيا دوباره قرار داد ببنديم

براي سريال بعديتم بيا با کارگردان گو کار کنيم.کارش خوبه، نه؟

.البته که مي خوام با کارگردان گو کار کنم

..اون فيلم نامه ي منُ خوب درک ميکنه و

.خوب فيلم ميسازه

ولي چرا يه کارگردان به خوبي کارگردان گو، 5 سال گذشته هيچ کاري نکرده؟

.شايد نمي خواسته کار کنه و فقط ميخواسته يه کم خوش بگذرونه

مگه تو واسه ي سريال قبلي کارگردان گو باهاش کار نکردي؟

دقيقا پنج سال پيش چه اتفاقي افتاد؟

.منم نميدونم

اينقدر موضوع بحثُ عوض نکن، ميخواي دوباره قرارداد ببندي؟

.به رفتارت بستگي داره

! آماده حرکت

!از اين طرف

...مواظب خودت باش و

.اينُ با خودت ببر

.ممنون

.به اين نگاه کن اين جوري منُ فراموش نميکني

چه طور مي تونم فراموشت کنم؟

! کات

.بياين يه کم استراحت کنيم و بعد دوباره شروع کنيم

! استراحت مي کنيم

.شما دو تا بياين مي خوام باهاتون حرف بزنم

.خوب گوش کنين ببينين چي مي گم

.شما دو تا بدترين بازيگرايي هستين که تا حالا باهاشون کار کردم

..شماها فقط ظاهرتون عاليه

ولي فقط دلقکايي هستين بدون ملاحظه، بدون هيچ عشقي به !اين سريال و تمام کارکناي سخت کوشمون

کارگردان زياده روي نمي کني ديگه؟

.من تمام اين مدت تحمل کردم و صبر کردم

...شاهد اين مبارزه ي بي فايده ي غرورتون بودم

.و اين مبارزه ي بچگونتون .من تحمل کردم و صبر کردم تا تمومش کنين

به عنوان يه بازيگر خجالت نمي کشين؟

..براي 1% از حقوق شما

..نه براي 0.1% حقوق شما، همه ي اين بازيگرا و عوامل بي اسم و رسم

بدون هيچ شکايتي کار ميکنن.ازشون خجالت نمي کشين؟

..اگه

..هنوز شرمي براتون باقي مونده

...دوباره به اين فکر کنين که

چرا بازيگر شدين و چرا بازيگري مي کنيين؟

..تا وقتي که اينُ بفهمين

! فيلم برداري در کار نيست

..همه ي عوامل تيم توليد

.فعلا فيلم برداري رو متوقف مي کنيم

.هي

.جو فيلم برداري واقعا جديه

.کارگردان واقعا جديه

..هيونگ

.فکر مي کنم که خودم بايد پا پيش بذارم

.بيا بريم پيش سونگ مين آه

چي؟ پيش سونگ مين آه؟

.بايد ترغيبش کنيم

به چي؟

.به معذرت خواهي صادقانه از کارگردان

.و اين که دوباره از اين دعواهاي احمقانه نکنيم

نبايد اين جوري باشه؟

! تو خيلي باحاليا

..به عنوان لندرمارکينگ اين سريال " landmark : نقطه ي برجسته "

.نمي تونم فقط واستمُ اين بحرانُ نگاه کنم

.آره ولي لندرمارکينگ نيست، لندر مارکِ

.تا وقتي که مي دوني دارم درمورد چي حرف ميزنم مشکلي نيست

..به علاوه، در مقايسه با لندرمارک

لندرمارکينگ بيشتر بهت احساس پادشاه وارانه بودن نميده؟ پادشاه؟

.البته، اين احساس پادشاه وارانه ي بيشتري داره

.پادشاه

.حالا بيا بريم

.اين بحران با کانگ هيون مين که لندرمارکينگ اين سريال حل ميشه

...من همين الان داشتم

.ما بايد از کارگردان معذرت بخوايم

.و از حالا به بعد بيا ديگه اين جنگ اعصاب بي فايده رو ادامه نديم

"NafisS - Ghasadak" :مترجم

.مهم نيست چه طور بهش نگاه کني، اين طرفي نيست

.شکي نيست که راهمون ُگم کرديم

.عجيبه

پس اگه مي خواستي يه کاميون اجاره کني بايد يه کاميون که جي پي اس داشتُ اجاره مي کردي

.اون وقت اين جوري گم نمي شديم

.تو حتي نميتوني درست نقشه رو بخوني

پس چرا کنار من نشستي؟

داري ميگي که تقصير منه که راهمونُ گم کرديم؟

.تويي که داري رانندگي ميکني

! آره کسي که اين ماشين آشغال ضايع رو ميروند من بودم

تو دقيقا چي کار کردي؟

..کاري که تو کردي خوابيدن توي کل طول مسير

.و بعدشم با اشتباه خوندن نقشه کشوندنمون به مسير اشتباه بود

داري ميگي که به خاطر منه؟ که تقصير منه؟

پَ نَ پَ تقصير منه؟

،البته که بايد همينجوري باشه، وقتي که در مورد دوباره قرارداد ...بستن حرف ميزني حرف مفت زياد ميزني

.در گير اين بودم که تا کي به گفتن اون حرفاي شيرين ادامه ميدي

..منظورم اين که

! بي خيالش

.اول بايد برگرديم جايي که ازش اومديم

چشه؟

اينم تقصير منه؟

چي کار کنيم؟

.چون اينجا منطقه ي کوهستاني جنگليه، گوشي آنتن نميده

درست شد؟

! واي نه

! درُ قفل کردمُ پياده شدم

! لعنت

چي کار کنيم؟

.الان بيا بريم به جاده ي اصلي

،بايد بريم اونجا و با عوامل سريالمون توي مکان فيلم برداري تماس بگيريم

.باشه

..گوشي

.ما متاسفيم کارگردان .کاري که کرديم اشتباه بود

.بياين فراموشش کنيم

.از حالا به بعد فقط روي فيلم برداري تمرکز ميکنيم

ديگه جنگ اعصاب بي خوديم با همديگه نمي کنيم؟نه؟

.آره

.ممنون مين آه

.تو واقعا بازيگر خوبي هستي

.ممنون به خاطر توصيه ي صادقانه و تندي که بهمون کردي

ولي تو چرا حرفي براي زدن نداري؟

.آقاي کانگ هيون مينم همين احساسُ داره

! خوبه

.پس بياين فيلم برداري رو شروع کنيم

! فيلم برداري رو شروع مي کنيم

.من و تو بيا سعيمونُ بکنيم که جلوي درست شدن اين سريالُ نگيريم

.حتي اگه دوتامون در مورد همديگه احساس ناجوري داريم

.بريم

هيون مين، خوبي؟

آره

.خوبم

...ولي

..اين احساس يه کم عجيبه

چه احساسي عجيبه؟

..يه چيزي تو اين مايه ها

..که بخوابي بعد ناجور کتک بخوري

.و بعدش که بيدار شدي فکر کني که واقعا کتک خوردي يا خواب بود

در مورد چي حرف ميزني؟

.خودمَم نمي دونم

.فقط احساس مي کنم که وقتي بيدار بودم کتک خوردم

احساس اين که وقتي بيدار بودي کتک خوردي؟

"دلم برات تنگ شده" اين جوري؟

کارگردان جو؟

بله؟

مگه نگفتي که نويسنده لي امشب با کاميون غذا مياد؟

.آره گفتش که با نماينده مياد

چي؟

آنتوني کاميون غذا رو مياره؟

.آره

.چک کن ببين کجاي راهن

.باشه

اينم که جاده نيست؟

.فکر کنم نبايد از اين ميون بر ميومديم

.اين نيست.بيا برگرديم بريم کنار ماشين صبر کنيم

برگرديم کنار ماشين؟

مي خواي وسط کوهستان يخ ببندي؟

چرا؟ جواب نميدن؟

.آره

.هيچ کدومشون جواب نميدن

عجيبه.چرا جواب نميدن؟

.اونم دوتاشون

.اينجا حومه ي شهر پس يه جاهايي هست که آنتن نميده

..ممکنه وضعيت سختي توي جاده داشته باشن پس

.برو دنبالشون بگرد

.باشه

خب چون وقت زيادي نداريم، بياين بريم يه رستوران همين نزديکي غذا . بخوريم و بعد براي ادامه ي فيلم برداري برگرديم

.باشه

يه کم شک برانگيز نيست؟

چي شک برانگيزه؟

که آنتوني ماشين غذا رو مياره؟

ما کسايي ديگه اي رو هم داريم که رانندگي کنن چرا خودش شخصا با نويسنده لي مياد؟

.حتما يه موقعيت خاصي بوده

چه موقعيت خاصي باعث اين ميشه؟

.به نظر من، حتما بينشون خبريه

چه طور مي تونه اين جوري باشه؟

،خب کارگردان تو دراين مورد نمي دوني ولي وقتي که ...سرمايه گذاري پس گرفته شد

.نويسنده لي اين در و اون در ميزد که براي آنتوني پول جور کنه

..و قبلا وقتي که شکايت سرقت ادبي عليه فيلم نامه ي نويسنده لي بود

! دوباره همين قضيه تکرار شد

آنتوني قدم جلو گذاشت و قضيه رو حل کرد و نويسنده لي رو باور داشت

،فقط با نگاه کردن به اين قضايا ميشه گفت که اون دو تا واقعا همديگه رو دوست دارن

چي؟

.واقعا نويسنده لي اون قدرام به عنوان يه نويسنده بد قيافه نيست

! اون يه نويسنده ي متعده با يه آينده ي درخشان تازه جوونم هست

.خودتُ نگران همچين مسائلي نکن و به کار خودت برس

واسه عروسيشون چقدر پول بايد جمع کنيم؟

.نماينده اين ظرف سوپ هنوز گرم

.لطفا بيا اينجا و خودتُ گرم کن

.طوري نيست اگه بايد بميرم پس مي ميرم

.من هيچ قصدي براي بغل کردن اون ظرف سوپ مثل احمقا ندارم

.نخند

پشيمون شدي که چرا قبلا اين ظرف بغل نکردي، نه؟

اونا دقيقا کجان؟

چي کار داري مي کني؟

.باد از اينجا مياد تو، پس بايد ببنديمش حتي اگه خيليم مفيد نباشه

.بس کن بغل کردن اونُ

.قبلا سرد شده، پس حتي اگه بغلشم بکني دماي بدنتُ مياره پايين

.فکر مي کنم در حد مرگ يخ بستم

واسه ي همين الان ميخوام اين حرف بزنم، پس بدون هيچ سوء تفاهمي گوش کن

براي نجات دادن خودمون به غير بغل کردن همديگه چاره ي ديگه اي نداريم

هان؟

پس منظورم اين که تو و من بايد همديگه رو بغل کنيم تا حرارت بدنمونُ نگه داريم

چرا حالت صورت اين ريختي شد؟

.فهميدم

. چون خوشم مياد اين کارُ نمي کنم

! منم همينطور

.در هر صورت يه کم بهتر شده

.خسته نباشين! بياين بريم سمت خوابگاه

چي شده؟

.هرقدر گشتم پيداشون نکردم

چي؟

جواب گوشيشونُ نميدن، با دفتر تماس گرفتم و گفتن که انگار هفت ساعت ..از وقتي که اونجارو ترک کردن مي گذره

يعني اتفاق بدي براشون افتاده؟

هوا خيلي سرد، بهتر نيست قضيه رو به پليس گزارش کنيم؟

.من گزارش کردم

.کارکناي دفترم دارن ميان اينجا که توي گشتن کمکمون کنن

..شما دوتا برگردين به خوابگاه

.چون چند ساعت ديگه فيلم برداري داريم

کارگردان خودت چيکار مي کني؟

.من با کارگردان جو ميرم که دوباره دنبالشون بگرديم

.منم مي خوام باهاتون بيام

.فردا صبح زود فيلم برداري داريم

.همين کاري که ميگمُ بکن و برگرد خوابگاه

.بريم

.ببخشيد، همش تقصير منه

اگه مي دوني که بايد متاسف باشي پس چرا در عوض دوباره باهامون قرارداد نمي بندي؟

چرا؟ نمي خواي قرار بندي؟

.قرار داد ميبندم.چرا که نه

...نماينده

چي؟

.بيا به چيزاي گرم فکر کنيم

.من به سيب زميني شيرين پخته فکر مي کنم

اولين چيزي که به ذهنت ميرسه اين سيب زميني شيريناي بي ارزشن؟

مگه سيب زميني شيرين چشه؟

.اگه مواظب نباشي دهنتُ مي سوزونن

.بايد همون جوري که مي خوريشون فوتشون کني چون خيلي داغن

ديگه چي؟ بگو؟

.يه آغوش گرم مادرانه

.درسته، يه آغوش گرم مادرانه

...در مورد مادرت

از زمان تولد نابيناست؟

.نه، وقتي که 5 سالم بود نابينا شد

..اين که نتوني ببيني

.حتما بايد خيلي عذاب آور باشه

.ولي با اين وجود هميشه ميفهمه که اومدم پيشش

.مثل اين مي مونه که خيلي خوب مي تونه ببينه

آمريکا چه طور بود؟ خيلي سرد بود؟

.زمستونانش...خيلي طولاني بود

.بايد سرد بوده باشه

.من وقتي براي فکر کردن به سرد بودنش نداشتم

.چون خرج و مخارجمُ با بدبختي جور مي کردم

.وقتي که رفتم آمريکا با تنها گذاشتن يه دونه مادرم

..ديگه فکر کردم که

.روحمُ به شيطان فروختم

..پس جوري که انگار فقط ديوونه ي

.موفقيت شده بودم، جلو رفتم بدون اين که ديگه به عقب نگاه کنم

.ولي شايد خواسته ي مادرتم همين بوده

.آرزو داشته که موفق بشي حتي با اين که ترکش کني

ولي چرا هيچ کسي نيومده دنبالمون بگرده؟

..چون چراغاي ماشين روشنن

.اونا مي بيننشونُ پيدامون مي کنن

لي گو اون؟

.هان

.تو نبايد بخوابي.به زودي پيدامون مي کنن

لي گو اون؟

.تو نبايد بخوابي

توي هواي به اين سردي اينجا چي کار مي کنين؟

ميشه ماشينتونُ تکون بدين مي خوام رد شم؟

..آجوشي

..چون پليس نويسنده لي و نماينده رو پيدا نکرده

.بياين فيلم برداري رو بندازيم عقب و دنبالشون بگرديم

فهمديدين؟

.بله

.اونجا

! اونجا رو

حالتون خوبه؟

حالت خوبه؟

نويسنده لي مي دوني چقدر ترسوندينمون ؟

چه اتفاقي افتاده بود؟

.توي راه ماشين خراب شد، پس راهُ گم کرديم

.ولي نماينده

اين چيه روي پيراهنت؟

جاي رژلب که نيست؟

! جاي رژلبِ

اين چيه ديگه؟ شما دو تا همديگه رو بغل کردين و خوابيدين؟

براي تحمل اين هواي سرد، چرا که نه؟

.عجله کنين برين توي خوابگاه و خودتونُ گرم کنين

.من بخاري ماشينُ روشن کردم

.بريم. ميرسونمتون

از روي اين که اينقدر خجالت زده به نظر ميرسن بايد حدسم درست باشه

! بيا فيلم برداري رو شروع کنيم

! باشه

.چيزي که من گفتم درست بود !اونا هر دو همديگه رو دوست دارن

منظورت چيه که تو درست گفتي ؟

چه بي اعصاب؟

.وقتي که رفتم آمريکا با تنها گذاشتن يه دونه مادرم

..ديگه فکر کردم که

.روحمُ به شيطان فروختم

..پس جوري که انگار فقط ديوونه ي

.موفقيت شده بودم، جلو رفتم بدون اين که ديگه به عقب نگاه کنم

.ولي شايد خواسته ي مادرتم همين بوده

.آرزو داشته که موفق بشي حتي با اين که ترکش کني

.بله

.چيزي هست که بايد بهت بگم

..خب

چي ميخواي بگي ؟

.ميخوام بدونم به چه دليلي من مدير شدم

تو چت شده ؟ منظورت از دليل چيه ؟

شنيدم که وقتي مي خواستيد کارگردان انتخاب کنيد با پدرم صحبت کرديد

حقيقت داره؟

خب که چي؟

.متاسفم

.از اونجايي که اين مقام بخاطر شايستگي خودم نيست

بلکه بخاطر قدرت پدرمه ، فکر مي کنم که استعفا دادن بهترين کاري که ميتونم بکنم

.متاسفم

مدير نام؟

تو فکر ميکني هر کسي ميتونه کارگردان بشه اگر يک شخص قدرتمند درخواست کنه؟

..اون مقام

به وسيله ي من تاييد شده، رئيس کل اس بي سي بعد از بررسي شايستگيت

.پسش بگير

شما لطف داريد ، ولي من اينم نميتونم انکار کنم که هيچ تقاضايي از بيرون وجود نداشته

من کاملا مطمئنم .لطفا استعفا نامه ام رو قبول کنين

.لطفا کارتُ خوب انجام بده

شنيدي؟

چي رو ؟

.مدير نام استعفا داده

چي ؟

استعفا نامه ؟

.آره

مدير نام اين کارُ کرده ؟

.آره

..نميدونم چرا استعفا داده ولي

..اگر همين طور پيش بره، فکر نمي کني که

کارگردان کيم بتونه جاي اونو بگيره ؟

.رييس ، شما شخصا با من تماس گرفتين

براي چي تماس گرفتين ؟

.تماس گرفتم چون فکر کردم بايد يه چيزي رو بدوني

چي رو؟

.مدير نام وون هيونگ استعفانامه اش رو داده

..آه ، بله

..فهميدم

.بله .فهميدم

.از غذا لذت ببرين

! لطفا خوب بخوريد

.اگه چيز بيشتري لازم داريد لطفا بگيد

..خوب بخورين

.واو ، اين ماهي واقعا عاليه

واقعا خوبه، نه ؟

.شوخي نميکنم ، اگر بعضياتون غش کنين به من ربطي نداره ها

.از مغازه ي ماهي کبابي ايون يي

! لطفا خوب بخور

! باشه

چرا اين طوري نگاه ميکني ؟

.راستشو بگو

چيُ دقيقا؟

کدومتون اول اون يکيُ محکم بغل کرد؟

!بهت که گفتم اين جوري نبود

!چون داري واکنش زيادي نشون ميدي خودت کسي بودي که اول بغل کرده

!اگه ميخواي همين جوري به شوخي کردن ادامه بدي، غذا رو پس بده

.هه هه

! عجله کن و بگيرش

! حتي صورتتم قرمز شده

! اين بخاطره سرماست

! بجنب پسش بده

! کيم وو جين

.اين تقلبِ

.لطفا خوب بخور کارگردان

.بيا بخوريم

.از غذا لذت ببر

! دستپخت مادر نويسنده لي خيلي خوبه

تو چرا ماست داري ولي من ندارم؟

هان؟

مگه به همه ندادن؟

!بفرماييد.کيک ماهي

.نويسنده لي بنظر آدم خوبي مياد

.براي يه نويسنده آسون نيست که براي عوامل غذا آماده کنه

از حالا به بعد اون يکي از بهترين نويسنده هاي ماست پس باهاش خوب رفتار کن

فقط به عنوان يک نويسنده؟

خب ، ديگه چي ؟

.هيچي

! لطفا خوب بخورين ! واقعا خوشمزست

! آره

.نمي توني بيشتر داشته باشي

ببخشيد ، شما نماينده توليد جهاني هستيد، نه ؟

.بله

! سلام

.من بازيگر کيم چانگ گيل هستم

بله؟

..نماينده ممکن منو نشناسه ، اما

.اما هشتمين باريه که براي شما بازي مي کنم

.آه که اين طور ؟بايد مدت زيادي باشه که بازي مي کني

.بله

.من از بيست سالگي بازي ميکنم

..با اينکه هميشه نقش سياهي لشکرُ بوده

.من از شما خيلي ممنونم که هر دفعه اين فرصت رو به من داديد

.من نميتونم توصيف کنم که خانواده ام چقدر خوشحالن

.خيلي خيلي ممنونم

.پس

.پس

.باشه

! تا يه ساعت ديگه برميگرديم سر فيلم برداري

نويسنده لي، اين اولين باري که به محل فيلم برداري مياي ، درسته؟

.نه ، سه سال پيش يه بار اومدم

.با تشکر از يه بنده خدايي

اين جوريه؟

اون موقع دستيار نويسنده بودي .بنابراين يه صندلي براي خودت نداشتي

الان که روي صندلي خودت نشستي چه احساسي داري؟

واقعا هيجان زده ام .و فکر ميکنم که احساس مسوليت بيشتري ميکنم

..فيلمي که من ميسازم بهتر از نوشتت ميشه ، پس

.نگران نباش

!باشه

.خب ، واقعا من يکم مضطربم

مضطربي؟

! اوه ، بيت نا

سه تا صحنه ديگه رو که بگيريم فيلم برداري تموم ميشه .پس تماس ميگيرم باهات

فيلم برداري کي تموم ميشه؟

.خب تا سه ، چهار ساعت ديگه تموم ميشه

نمي توني جاي ديگه ايي صحبت کني ؟

.نميتونم روي فيلم نامه تمرکز کنم

اوپا ، تو الان با اون دختره اي؟

..آه ، نه نه

..اين يه دختر ديگست

.ميخوايم فيلم برداري رو شروع کنيم ، لطفا آماده بشيد

.باشه

دو تا دختر اونجان ؟

.نه نه ، اونها از عوامل اند

.اوپا بايد بره سر فيلم برداري، باهات تماس ميگيرم

.باشه! باشه! دوست دارم! باي

.باي

چرا به تماس تلفني يه نفر ديگه اهميت ميده؟

.خب ، لطفا همه توجه کنند و سرجاتون باشيد

خب ، سه نفر شما همراه يه حامل

شما سه تا ميتونيد از اونجا شروع کنيد فهميديد ؟

..و بقيه

..از اينجا شروع کنن

.لطفا درست حرکت کنيد فهميديد؟

.بله

نور آماده اس ؟

.بله ، آماده اس

! خب ، آماده باشيد

..آماده

! حرکت

.آدم هاي زيادي مي تونن ما رو اينجا ببينند ..بعدا توي انبار علوفه نزديک

! کات

مطمين شو که اون ها جلوي صورت نقش اول قرار نمي گيرن در مورد مسير حرکت بهشون توضيح ندادي ؟

.آه، معذرت ميخوام کارگردان

.خب ، يه بار ديگه امتحان ميکنيم

..واقعا که

چطور ميتوني اينجا سرفه کني ؟

متاسفم ، متاسفم .جلوي خودتو بگير، لطفا

.لطفا دقت کنيد

! متاسفم

! برو، برو

..آه ، جدا

.راه خيلي طولاني که نبوده چطور ميتونين اينجا سرفه کنيد؟

.صورت نقش اول ها رو نپوشونيد

.و جدا از اونها راه بريد ، لطفا

.متاسفم

..آجوشي

اگر حالت خوب نيست .لطفا برو بيرون

اين اولين صحنه است .بعد از يه انتظار طولاني

..بنابراين اگر بهم يه فرصت ديگه بديد

لازم نيست ديگه چيزي بگي .بهت گفتم برو بيرون

.تو

منظورت منم ؟

.بله ، تو

اين حامل رو با خودت ببر و .برو اونجا

.باشه

همه حواستون باشه فهميديد؟

.بله

.بياين دنبالم.دنبالم بياين

.متاسفم آجوشي

.نه طوري نشده که

.چيزي نمونده که اتوبوس به سمت سئول حرکت کنه

چرا يه جايي استراحت نميکني ؟

تو، چي کار ميکني ، نمياي اينجا ؟

.باشه ، دارم ميام

.آدم هاي زيادي مي تونن ما رو اينجا ببينند .بعدا ، جلوي انبار علوفه ي نزديک تئاتر وو مي ميبينمت

.اونجا منتظرتم

! کات! باشه

صحنه بعدي چيه ؟

صحنه 68

صحنه آخر صحنه آتش سوزي انباره

.وقتي که کارش تموم شد بياين شروع کنيم

! باشه

چند تا برداشت دوباره داشتيم .فکر ميکنم که سي دقيقه اي تاخير داشته باشه

اين زنيکه چرا داره اين طرفي مياد؟

.اوه ، نه ، نه ، نه

.بله

.بيت نا ، اونم بازيگر اصلي خب

من بايد با اون بازي کنم چطور مي تونم جداگانه بازي کنم ؟

بهرحال ، بزودي تموم ميشه .پس بعدا باهات تماس مي گيرم

.قطع مي کنم ديگه

! واي ترسيدم

! آجوشي

.تو نميتوني اينجا بخوابي

هي ، بيت نا، اگر هي بهم زنگ بزني .اوپا عصباني ميشه ها

!هي

براي سکانس آتش سوزي موارد ايمني رو رعايت کردين ؟

قبلا ، همين امروز ظهر .تيم عمليات ويژه اونا رو خوب آماده کردن

.خوبه

..راستي

شما از آتش نشاني درخواست همکاري داشتيد، درسته ؟

چرا؟

.معذرت مي خوام

.ديشب وقتي دنبال شما مي گشتم ، فراموش کردم

چيزه ديگه اييم هست که فراموش کرده باشي چطور تونستي همچين چيزي رو فراموش کني؟

.متاسفم، فورا درخواست همکاري رو به آتش نشاني ميفرستم

.به عوامل بگو فيلم برداري بعد از تاييد آتش نشاني شروع ميشه

.باشه

! سانگ ووک

..اينجا ، وقتي مردم داد زدن آتيش

اينجا بايد چند نفر عابر پياده باشن که وحشت زده شروع به دويدن بکنن و بخورن به هيون مين

و اين باعث مي شه که اون براي پيدا کردن هي رين نااميد تر بنظر برسه ، فهميدي ؟

.بله بله ، فهميدم

لباس هاي بازيگرها بايد با صحنه قبلي متفاوت باشه ، نه؟

.بله بله

.خوبه

بعد از اين صحنه فقط يه صحنه ديگه فيلم برداري مي مونه چرا صبر نمي کني بعد از فيلم برداري باهم برگرديم به سئول؟

حالا کساي ديگه ايم هستن که بتونن .ماشين حمل غذا رو ببرن

نه بعد بعد از اين صحنه .بايد برگردم

.و يکم کار دارم که بايد انجام دارم

.فهميدم، باشه برو

آه خب نويسنده لي ميخواي با من به سئول برگردي؟

با سختي به اينجا اومدي ..خب پس حداقل برگشتن رو بايد با راحتي برگردي

.باشه همين کارو ميکنيم

بعد از اينکه آتش شروع شد .بايد مطمئن باشيد که همه در امان هستن

.باشه

!فهميدم

هيون مين ، تلفن رو قطع کن .بيا سر فيلم برداري

.باشه باشه، بايد برم سر صحنه

.بعدا صحبت مي کنيم .باشه ، باي

.ماشين آتش نشاني ده دقيقه ديگه مي رسه

وقتي داري مي دويي به سمت اينجا خودتُ بزن به عابراي پياده، خب؟ با نا اميدي، فهميدي ؟

.باشه

خب ، تيم عمليات ويژه ، اگر آماده هستيد .آتشُ روشن کنيم

! خب ، آماده ، حرکت

هي رين ! هي رين ! هي رين

! هي رين

! آجوشي نمي توني اينجا بخوابي

! آتيش! آتيش

! کات

هيون مين ! چي شده ؟

! کارگردان! يکي اين تويه

! ميگم يه نفر اين تويه

چکار بايد بکنيم ؟ قبلش حالش خوب نبود؟

.يکي از بازيگراي سياهي لشکر اونجاست

! آجوشي! اون آجوشي باحامل

تو اون آجوشي رو که با من جايگزين شدُ ميشناسي .هيج جا نديدمش

ماشين آتش نشاني چي شد؟

.بزودي ميرسه

! نه نبايد اين کارُُ بکني نماينده

!نماينده

*پرشـين دريــم تيم* "NafisS - Ghasadak" :مترجم

"پيش نمايش قسمت 14"

کجا داري ميري ؟

.يه مدتي منُ تنها بذارين

.حالا ديگه سريالم تموم شده

کانگ هيون مين و سانگ مين آه .تو زندگي واقعي همديگرو دوست دارن فکر ميکني نميدونم که تو اين خبر رو پخش کردي؟

اين زن ، ديوونه شدي؟

با صراحت حرف ميزنم .من نماينده کيم رو دوست دارم

.هر دوي ما، به اين فکر ميکنيم که باهم خوب باشيم

تصميمتُ گرفتي؟

چه تصميمي ؟

اون شب رو يادت نمياد؟ .که ...خيلي منتظرم نذار

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.