Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!یکی کمکم کنه !من شنا بلد نیستن
!قایق رو پیدا کنین
!یکی کمکم کنه
ترجمه و زیرنویس: م. جهانبخش tlgrm.me/i11uminati
براساس رمانی از ویلیام گولدینگ
اون چیه؟
منور شاخهایه
چطوری کاری میکنه؟
با فعل و انفعالات شیمیایی
قربان به نظرت کسی دیگهای هم اینجا هست؟
اینجا یه جزیرهاس هیچکسی توش نیست
تشنهامه - آره منم همینطور. گرسنهام هستم -
اگه اینجا آب خوردن نباشه چی؟
همه تشنه و گرسنهایم
بهتره فعلاً کمی بخوابیم
فردا یه فکری به حال خودمون میکنیم
آب
آب
قربان، قربان
آب پیدا کردم
خب دیگه، همهاش همینه سرهنگ
چیه؟
صدفه
مادربزرگم یکی از اینها داشت
اگه اینجاش سوراخ بشه، میشه مثل شیپور ازش استفاده کرد
به ما هم بده
بیاین
گوش کنین، از این به بعد قانون اینه که هرکی صدف دستش باشه، میتونه حرف بزنه
مثلاً مثل توی جلسه، قربان؟
آره. هرکس بخواد میتونه حرف بزنه
اما نه تا وقتی که صدف دستش نباشه
درسته
ظاهراً اینجا کسی بجز ما نیست
و یه خوک - گراز وحشی بود -
نخیر. یه خوک معمولی بود بزرگ بود، ولی معمولی بود
خوک معمولی رو باید آدمها بیارن اینجا
آره، اگه خوک باشه پس باید آدم هم باشه
خیلی خب گروهان، همونطوری که گفتم، احتمالاً اینجا یه جزیره متروکهاس
ما که مطمئن نیستیم. باید بیشتر بگردیم - درسته، خیلی کارها هست که باید بکنیم -
اما مهمتر از همه اینه که، ما تنها نیستیم. کاپیتان بنسون رو داریم
میتونم حرف بزنم؟
سوال مهمتر اینه که کی میدونه که ما اینجاییم؟
هیچکس نمیدونه اینجاییم میدونستن کجا قراره بریم
اما نمیدونن الان کجاییم چون به جایی که میخواستیم بریم، نرسیدیم
کجا میخواستیم بریم؟ - داشتیم میرفتیم خونه -
مطمئنم دنبالمون میگردن
باید یه علامت دائمی درست کنیم مثلاً مثل آتیش
و تمام مدت هم روشن نگهش داریم و باید یه سری قوانین هم وضع کنیم
میشه صدف رو بدی؟
آره، حق با رالفه حتماً باید آتیش روشن کنیم
قربان، شما رئیسین؟ - جک از همه بزرگتره -
اما رالف سرهنگه - به نظر من که رالف باید رئیس باشه -
من به رالف رای میدم - آره اون سرهنگه -
آره، رالف - اون سرهنگه. رالف -
فکر کنم برنده انتخابات شدی - مهم نیست که کی رئیس باشه -
همگی باید باهم کار کنیم اول از همه باید یه کمپ برپا کنیم
مواظب باش
بعضی از توتها قیافهاشون قشنگه ولی بدجوری سمیان
خودم میدونم کدومها سمیان
داداشم توی یه گروه بقا بود. یاد گرفته چطور اینجور جاها زنده بمونه. بهم یاد داده
دوره گروه بقاش توی مناطق گرمسیری بود؟
نه دقیقاً - پس کجا بوده؟ -
کلورادو
گیاههای سمی کلرادو با اینجا کلی فرق دارن
پس باید مراقب باشیم وگرنه دیگه اهمیتی نداره
چی دیگه اهمیتی نداره - نجات پیدا کردنمون -
بهتره یاد بگیریم که روی پای خودمون وایسیم چون کسی واسه نجاتمون نمیاد
این حرفت یعنی چی؟ - واقعیت همینه -
هواپیمامون توی اقیانوس سقوط کرد هیچ بقایایی هم ازش نمونده. چطور میخوان پیدامون کنن؟
تو چرا خفه نمیشی؟ - تو به من میگی خفه شو؟ -
ما اینجا به افراد خوشبین نیاز داریم نه به آدمهایی که میخوان بقیه رو بترسونن
تنها چیزی که اینجا لازم نداریم تویی، گوزمُخ
اسمش گوزمخ نیست خوکهاس
!آره، خوکه !ایول
!خفه شین !همهاتون خفه شین
چون تازه واردی، اینطوری رفتار میکنن - نه بخاطر این نیست. همیشه همین بوده -
!تمومش کنین دیگه
مامان، مامان، نمیبینی؟
که ارتش چی به سرم آورده؟
گذاشتنم رو صندلی آرایشگر
آرایشگر دورم گشت و دیگه مویی ندارم
قبلاً کادیلاک میروندم
حالا با گروهم رژه میرم
قبلاً شورلت میروندم
حالا واسه پول رژه میرم
تلویزیونم رو ازم گرفتن
مجبورم کردن با بقیه همکاری کنم
بذار من امتحان کنم - خودم روشنش میکنم -
!لعنتی
...لعنتی! مادر - با فحش دادن روشن نمیشه -
!بهتره خفه بشی خوکه !بس کن! بس کن -
صبرکن ببینم عینکت رو بده من خوکه
پسش بده - بهم اعتماد کن -
چیکار میکنی؟
!آتیش
!آتیش داره پخش میشه !خاموشش کنین
زودباشین خاموشش کنین
با کتت خاموشش کن
زودباشین بچهها خاموشش کنین
!چه عجب اومدین باید بخاطر دیر اومدن جریمه بشین
چرت نگو
جنگل حسابی تاریک بود
اما مجبور بود که به راهش ادامه بده چون جونوره دنبالش بود
جو سنگینی توی جنگل بود
میتونست حسش کنه، درهمین مدت هم اون جونوره همینطور داشت نزدیکتر میشد
...و یه دفعه
متوجه شد که بوتههایی که داره از توشون رد میشه، بوته معمولی نیستن
اینها درواقع گل و گیاه نبودن که
به دست و صورتش میخوردن
بلکه هزاران پنجه بلند بودن که بهش چنگ مینداختن
و سعی میکردن که جلوش رو بگیرن تا جونور بهش برسه
سعی کرد فرار کنه، اما محکم گرفتنش داشتن خفهاش میکردن، سعی کرد جیغ بزنه
فقط یه قصه بود
واقعی که نبود
اگه نتونست دووم بیاره چی؟ یعنی اگه حالش خیلی بد شد، چی؟
اینقدر نگران نباش پسر یه کاریش میکنیم
نه پدر و مادری هست، نه معلمی نه آکادمی و نه هیچ دختری
البته بدم نمیومد چندتا دختر هم داشتیم که باهاشون آشنا میشدم
نه که تا حالا اصلاً دختر ندیدی - بهرحال برام مهم نیست -
وای دستم
خوبی؟
!روانی
چیزی نمونده بود بگیرمش دفعه بعد میگیرمش
به نظرت پروتئین داره؟
بده ببینم
شنیدم مزه مرغ میده
کمی میخواین؟
جدی میگی؟ - آره -
باور نمیکنیم - آره، داری دروغ میگی -
چرا آماده نشدین؟
قربان، راست میگه؟
آره. سیمون راست میگه قراره نجات پیدا کنیم
وسایلهاتون رو جمع کنین بچهها میریم خونه
...من
برین پی کارتون
چرا هیچکس نمیره چوب و غذا بیاره؟
!تف کن! زودباش - !زودباش! تف کن -
!تف کن - !یالا -
تف کن - موفق شدم. اوناهاش -
نخیر، تا وقتی تفتون نیفته توی اقیانوس، همینجا میمونین
تف کردم که - ندیدم توی آب بیفته -
دیدی؟ دوباره پرت شد توی آب
حالا دیگه نوبت ماست
!جلسه
چه خبر شده؟
دلیل اینکه این جلسه رو برگزار کردم اینه که
خیلیها همهاش دارن ول میگردن و هیچ کاری هم نمیکنن، درحالیکه کلی کار داریم
بعضیها حتی نمیدونن کی از توالت استفاده کنن
آره، اون روز یکی از بچهها
رید توی شلوارش و نشست روش
اسم نمیبرم چون ممکنه مایکی خجالت بکشه
سبز بود؟ از پاهات سرازیر شد؟
!همهاتون خفه بشین
!صدف دست رالفه
منظورم اینه که باید انضباط داشته باشیم
و بیشتر ماهی بگیریم باید غذای درست و حسابی بخوریم
میتونیم بریم شکار خوک - همین رو میخواستم بگم -
کسی صدف رو میخواد؟ - یه عوضی چاقوی جیبیم رو دزدیده -
آره، همهاش وسایلمون گم میشن
اگه دزدها رو بگیریم چیکارش باید بکنیم؟ - میزنیم پدرشون رو درمیاریم -
!کیرشون رو میکنیم توی صدف - چوب میکنیم توی کونشون -
!تا ته میکنیمش تو - !خیلی خب، خیلی خب -
نمیتونیم اجازه بدیم کسی دزدی کنه یا واسه خودش ول بگرده
باید یه سری قانون قطع داشته باشیم و خاطی رو هم سرزنش میکنیم
!سرزنش میکنیم - سرزنش؟ -
سارق بزرگ رو سرزنش میکنیم؟
گوه بخور و خفه شو - !آره -
قربان؟
بالاخره میریم خونه؟
البته که میریم به محض اینکه علامت رو ببینن، میریم
جک میگه هیچوقت از اینجا نجات پیدا نمیکنیم
نه، حرفش رو درست متوجه نشدی همچین منظوری نداشته
اتفاقاً دقیقاً منظورم همین بود هشت میلیون جزیره داریم
چطور میتونن روی همین یکی پیدامون کنن؟
به حرفهاش گوش نده نجات پیدا میکنیم پیتر
قول میدم
باز میرین شکار خوک؟ دفعه بعد منم میخوام باهاتون بیام
منم همینطور
خودمم نمیدونم چیکار میخوام بکنم
بس کنین
دیوونه شدین؟ تمومش کنین
میدونی چرا جک رو فرستادن مدرسه نظامی؟
چون توی دردسر افتاده بود - کی گفته؟ -
تونی. جک بهش گفته که یه بار یه ماشین برمیداره و باهاش میره توی بزرگراه
دروغ میگه. هیچ ماشینی ندزدیده - اونم نگفته که دزدیده -
مال همسایهاشون بوده ماشین رو قرض گرفته بوده
همسایهاشون هم مسافرت بوده واسه همین خودش ماشین رو برمیداره و میره توی بزرگراه
احتمالاً دوچرخه باباش رو برداشته و توی محل باهاش دور زده
اونوقت چرا دستگیر شده؟ - آره، خودشم توسط پلیس بزرگراه -
سرعتش 80 تا بوده وقتی گرفتنش
ساعت چنده؟
چه فرقی میکنه؟
اگه بدونم ساعت چنده، اونوقت میدونم تلویزیون چی پخش میکنه
حتی نمیدونم امروز چند شنبهاس - دوشنبهاس -
مطمئنی؟ - آره -
دوشنبه اِلف پخش میشه
الف ساعت هشت پخش میشه الان خیلی از هشت گذشته
آره، ولی الان منطقه زمانیمون هم فرق میکنه
مطمئنم الان اونجا دوروبر ساعت هشته و الف هم کلی آتیش بپا کرده
آره
خیلی بدجنسن، خیلی هم سریع حرکت میکنن به این آسونیها نمیشه کشتشون
باید همون اول بزنی توی قلبشون
باید نیزه خیلی تیزی باشه
باید نقشه بکشیم تا گولشون بزنیم
آره حتماً. چطوری مثلاً؟
باید با دود بیاریمشون بیرون سینه خیز میریم، آتیش هم میبریم
باید حسابی تمرین کنیم
یا خدا
کی شروع میکنیم؟ منظورم چه وقتی از روزه؟
باید قبل از سپیده دم بریم سراغشون شاید بتونیم توی خواب گیرشون بندازیم
!سایمون
سایمون که نمیتونه دائم کنارش باشه
حسابی بقیه رو ترسونده
منم ازش میترسم. دیوونهاس باید یه فکری به حالش بکنیم
شاید بهتر باشه ببندیمش - یا اینکه کلکش رو بکنیم -
بیخیال. اون زخمیه، تازه تب هم داره باید ازش مراقبت کنیم
چرا به خودمون زحمت بدیم؟ عمراً نمیتونه دووم بیاره
باید به فکر خودمون باشیم - دقیقاً -
!کاپیتان بنسون
!کاپیتان
!کاپیتان بنسون
!کاپیتان بنسون
اینقدر داد نزن
باید همین نزدیکیها باشه احتمالاً گم شده
اونجا رو
تقصیر کسی نیست سایمون هوش و حواسش سرجاش نبود
فکر نکنم اینطوری که میگی باشه فکر نکنم مُرده باشه
چرا؟ - پس کفشهاش کجاست؟ -
باید بازم دنبالش بگردیم
زده به دل دریا
کمبربندش هم نیست. شلوارش رو درآورده بعد با کفش و کمربند زده به دل دریا؟
خب دیوونه بود دیگه
!اوناهاش - !بگیرینش -
!بکشینش
خوبی راجر؟ عجب شیرجهای زدی
با چاقو زدم توی کونش
!زد توی کونش - !ایول -
!بگیرینش !بگیرینش
!بسه دیگه! تمومش کنین
احمقها درد داره - میدونم درد داره -
داشتم به ساعت فکر میکردم میتونیم یه ساعت درست کنیم
آره خوکه. بعدشم نوبت تلویزیونه
میتونیم با یه تیکه چوب یه ساعت خورشیدی درست کنیم
صدای چیه؟
!اوناهاش، اونجاست - !کمک -
!اینجاییم
!کمک
!اینجاییم
!اینجاییم
!اینجاییم
اگه آتیش رو روشن نگهداشته بودین، میدیدنش
خب رفته بودیم شکار - !آفرین که خوک شکار کردین -
قبول کن که گند زدی الان نجات پیدا کرده بودیم
!بس کن دیگه من و افرادم از این رفتارهات خسته شدیم
افرادات؟ یعنی چی اونوقت؟
یعنی به نفعته که اینقدر دستور ندی
!بس کنین
دیگه خسته شدم. میخوام یه کمپ واسه شکارچیها و اونهایی که میخوان خوش بگذرونن، بزنم
!ایول
بسه، مسخره بازی درنیار همهامون باید کنار هم باشیم
خب، چی میگی؟ - میگم، کون لقت -
و همینطور هم تو، خانوم خوکه
بیاین از این مهدکودک بریم
منم باهات میام جک - آفرین لری -
بقیهاتون هم وقتی گرسنهاتون شد یا بزرگتر شدین، میتونین بیاین پیشمون
!برگشتن سایمون !برگشتن
خوبی؟ نترس، طوفانه
داداشت کجاست؟ - نمیدونم -
باید توی اون یکی پناهگاه باشه
!زودباش از اونجا بیا بیرون !اون درخته داره میفته
!کمک
!بیاین اینطرف
!کمک
بقیه کجان؟
نمیدونم
پیتر کجایی؟
!رالف
چیه؟
کجایی؟
اینجام
صبرکن منم بیام
خب بیا دیگه
اون رو از کجا آوردی؟ - از همینجا -
!رالف
چیه؟ - بیا اینجا، میوه پیدا کردیم -
به نظرت حال بقیه خوبه؟
!به من چه - احمق، سوال پرسیدم دیگه -
باید آتیش رو دوباره روشن کنیم
چندش - پس خودشون کجان؟ -
اگه طوفان نبرده باشتشون حتماً رفتن دنبال شکار
شکار به چه دردشون میخوره وقتی نتونن آتیش درست کنن؟ همهاشون باتريشين میگیرن
باتريشين دیگه چیه؟ - مریضیهایه که آدم از کرم خوک میگیره -
خودمون میدونیم
این مزخرفاتی که درمورد هیولا گفتی، چیه؟ انگار باید برت گردونیم به مهدکودک
جدی میگم - باشه، چجور هیولایی بود؟ -
پشمالو بود و چنگالهای سمی داشت؟ یا شاخکهای بلند و دستهای لزج داشت؟
خرناس میکشید و بهم حمله کرد دهنش هم خیس بود
شاید خرس بوده - بیشتر شبیه مارمولکه -
بیشتر شبیه چرت و پرته
همهامون صداش رو شنیدیم - آره -
هرچی که هست، اون توئه
باید میدیدن خیلی ترسناک بود
یعنی فکر میکنی یه چیزی اونجاست؟ مثلاً یه حیوون وحشیای چیزی؟
مطمئنم که هست. صداش رو شنیدیم - نزدیکه؟ -
درست بعد از تپه پشت کمپه خیلی نزدیکه
یا خدا
خواستم در جریان باشین - آره -
بابت آتیش هم ممنون
اینم از نگهبانهای آتیش
بهتره امشب حسابی مواظب خودتون باشین - یعنی چی؟ -
به وقتش میفهمین - با اون میخوای چیکار کنی؟ -
دفعه بعد که خوک شکار کنیم میخوایم حسابی کبابش کنیم
یعنی هیچکس مواظب آتیش نیست؟ - چرا همینجا آتیش روشن نمیکنیم؟ -
واسه اینکه از اینجا کسی دود آتیش رو نمیبینه باید همون بالا باشه
دیگه هیچکس نمیخواد اون بالا تنها باشه
یه هیولا توی این جزیرهاس
چیزی به اسم هیولا نداریم - یه چیزی هست دیگه -
باز چی میخواین؟ - جک چاقو رو میخواد -
چاقو مال اون نیست، مال کمپه
عه؟ حالا یه کمپ دیگه هم داریم و جک هم چاقو رو میخواد
تونی هم کفشهاش، جوراباش و بقیه آت و آشغالهاش رو میخواد
وسایل تونی رو میتونین ببرین ولی چاقو بی چاقو
تونی هم مثل شماها فراریه. یه فراری ترسو - بخاطر هیولاس -
گفتم هیچ هیولایی وجود نداره تونی هم میدونه که هیولایی وجود نداره
تونی هم میخواد شکارچی بشه ولی اونقدر ترسوئه که دنبال وسایلهاش هم نمیتونه بیاد
خب اگه یه حیوون خیلی بزرگ باشه چی؟
آره
دوتا خائن دیگه خیلی عالی شد
متاسفم رالف
شرتون رو کم کنین
!زودباشین چاقو رو بردارین
!برشگردونین !حق ندارین ببریش
!برگردین چه غلطی دارین میکنین؟
!وای خدا
عینکم رو شکستن
هرکی بخواد بیاد اینجا باید اجازه بگیره
بقیه کجان؟ - رفتن دنبال شکار -
اون غاری که پیدا کردین، کجاست؟
نمیدونی کجاست؟ - میدونم، ولی برنمیگردم اونجا -
به جک و بقیه راهش رو نشون دادم - بگو کجاست -
به نفعته که نری اونجا
فقط میخوام یه نگاهی بندازم منور هم دارم
اونطرف توی جنگله
بذارینش اینجا
دو سر یه تیکه چوب رو تیز کن
این رو پیشکش هیولا میکنیم
خیلیخب رامبو، منظورت رو رسوندی دیگه چی میخوای؟
امروز یه خوک شکار کردیم میخوایم جشن بگیریم
اگه بخواین همهاتون میتونین بیاین
یالا دیگه، بگین - رئیس حرفش رو زد -
امشب میبینمتون دخترها
گروهان آماده
یک - کماندوهای چترباز -
دو - تمام تلاشتون رو بکنین -
سه - ...وگرنه میبینین
چهار - کسی پشتتون نیست -
یک - بشمار -
دو - بشمار -
سه - بشمار -
چهار - بشمار -
یک، دو، سه، چهار
از اینجا خوشمون میاد، عاشق اینجاییم بالاخره یه خونه پیدا کردیم
چی پیدا کردین؟ - خونه -
چی پیدا کردین؟ - یه خونه دور از خونه -
لوک، بهشون گوشت بده
قول گوشت داده بودم
مگه نه، رالف؟
میخوام به همه بگی که بهت قول دادم !و پای قولم هم وایسادم، بگو
پای قولت وایسادی اما نه قولی که واسه نگهبانی از آتیش داده بودی
فکر کردی یه وعده غذا ارزشش رو داره که شانس نجاتمون رو از دست بدیم؟ باید بازم یه گروه بشیم
موافقم. میتونیین بیاین به کمپ من و هرچقدر که گوشت میخواین بخورین
ما احتیاجی به گوشتت نداریم
عه؟ جدی؟ پس واسه چی اومدین؟
اومدیم تا سر عقل بیاریمت
دیگه صدف رو نداری پس کسی به حرفت گوش نمیده
صدف توی کمپمونه جاش هم همونجاست
چیه ممه گنده؟ ترسیدی با خودت بیاریش؟
اون صدف دیگه هیچ اهمیتی نداره - !بس کن -
کسی واسه خودت و صدفت تره هم خرد نمیکنه
این رفیق خپلت رو بردار و گورت رو گم کن هرچی گوشت هم که خواستین، خوردین
!بیاین شکارچیها
!راجر خوک میشه
!بیاین شکارچیها !بیلی هیولاس
!هیولا !هیولای واقعی! بکشینش
حالا چیکار کنیم؟
خوکه، اون سایمون بود
حرف زدن درموردش چه فایدهای داره؟ همه جا تاریک بود
همهامون ترسیده بودیم - من نترسیده بودم -
چرا ترسیده بودی هر اتفاقی ممکن بود بیفته
تقصیر ما نبود
چرا بود. ما اونجا بودیم ولی هیچ کاری نکردیم
کاری نمیتونستیم بکنیم تعدادشون خیلی زیاد بود
منظورم این نبود - حادثه بود -
یه حادثه ناجور بود
سلام - سلام -
اومدیم ببینیم آتیش دارین؟
مال ما خاموش شده
همه چی از بین رفته - انگار که طوفان بهمون زده باشه -
باید برگردیم
یه دقیقه صبر کنین
میخوام درمورد دیشب حرف بزنیم
رالف
ما زود رفته بودیم
خیلی خسته بودیم
انصاف نیست - من حتی بهش دست هم نزدم -
آره نزد - خفه شو، وگرنه سر خودتم میاد -
از حالا به بعد، هرکس هر جرمی مرتکب بشه میندازیمش توی اون جزیره تا از گرسنگی بمیره
ببریش شلاقش بزنین - حالا خدمتت میرسیم -
!بسه
قول میدم آتیش رو جور کنم فردا بازم میریم دنبال شکار
اما باید مواظب باشیم، چون اون هیولاهه هرلحظه ممکنه بیاد بیرون
...مگه ما ...فکر میکردم که
نه. هرلحظه ممکنه با هر قیافهای بیاد بیرون
اگه آماده نباشیم ممکنه پیداش بشه
شاید بهتر باشه یه کلک بسازیم و خودمون از اینجا بریم
اگه تو پایه باشی، منم هستم
خب؟ - ما که نمیدونیم اون یبرون چه خبره -
مطمئنم هرروز کلی کشتی اون بیرون رفت و آمد میکنه
و یکیشون نجاتمون میده
خب اگه نجاتمون ندادن چی؟ اگه روس بودن چی؟
اگه زندونیمون کردن چیکار کنیم؟
روسها زندونیمون نمیکنن
نمیدونم. سرگرد دینگلداین ...پدر جدیدم میگفت
سرگرد دینگلداین؟
آره. میگفت اگه روسیه به آمریکا حمله کنه
بچهها رو از والدینشون میگیرن
...میدونم به نظر عجیب میاد
اما احتمالاًً مجبورمون میکنن توی المپیکی چیزی شرکت کنیم
به نظر من که اصلاً خندهدار نیست - ...خوکه -
به نظرم بهتره تو یکی نگران المپیک زورکی نباشی
اون دیگه چیه؟
به نظرت از کجا اومده؟
از یه زیردریایی روسی پر از ورزشکارهای المپیک
بیدار شو رالف
چی شده؟ - گوش کن -
یکی اون بیرونه
من که چیزی نمیشنوم - گوش کن -
میدونم اون توئی خوکه
بیا بیرون خوکه من تو رو میخوام
!خوکه
بیا بیرون خوکه
چرا دست از سرمون برنمیدارین؟
!پسش بده - !عینکش رو گرفتم -
بگیر
دقیقاً همون کارهایی رو کردیم که اگه بزرگترها بودن، میکردن
پس چرا فایدهای نداشت؟
اگه جک نبود، همه چی خیلی بهتر پیش میرفت
کاشکی مُرده بود
این حرف رو نزن - میزنم -
میتونیم بیخیال همه چی بشیم و بریم و بهش ملحق بشیم
اینطوری حداقل میتونیم پیش بقیه باشیم
نه، خوکه
رالف، نمیتونم چیزی ببینم
میدونم
!ایست کی اونجاست؟
خر نشو. خوب میدونی ما کی هستیم
صدف رو آوردیم میخوام همه واسه جلسه جمع بشن
جک کجاست؟ - دیگه چی میخواین؟ -
شنیدی که چی گفتم. صدف رو آوردم باید جلسه تشکیل بدیم
چرا گورتون رو گم نمیکنین؟ اینجا قبیله منه. بهتره سرتون به کار خودتون باشه
این شمائین که سرتون به کار خودتون نیست حمله میکنین به کمپ ما و عینک خوکه رو میدزدین
باید عینک رو پس بدین - باید؟ کی گفته؟ -
من میگم
خوکه نمیتونه جایی رو ببینه. اگه آتیش میخواین، کافیه خواهش کنین
!من از کسی خواهش نمیکنم
صدف دست منه. میخوام حرف بزنم - گورت رو گم کن خوکه -
بس کن راجر بذار حرفش رو بزنه
خواهش میکنم گوش کنین قضیه جدیه
گمشو چاقالو برگرد به کمپ خودت
...چیزی که میخوام بگم اینه که
اگه نجات پیدا نکنیم ممکنه مدت زیادی همینجا موندگار باشیم
حتی شاید تا آخر عمرمون
اگه تا وقتی که بزرگ میشیم همینجا بمونیم پس دیگه نباید مثل بچهها رفتار کنیم
باید رفتار و کردارمون عاقلانه باشه
!نــه
تقاص اینکارتون رو پس میدین
عه؟ مثلاً میخوای چیکار کنی؟
چیکار میتونی بکنی؟
هیچکس رو نداری رفیق دیگه تنهای تنهایی
چه به موقع
تنهایین؟ - آره -
حواستون رو جمع کنین، خوابتون نبره - ولمون کن بابا -
فکر کردی چون یازده سالمون نشده نمیتونیم نگهبانی بدیم؟
خلاصه خوابتون نبره
جریان چیه؟ هیچکس که جز رالف نمونده
از هیولا میترسن
خودت گفتی که ما به هیولا اعتقادی نداریم
مطمئنم که نداریم
!سم! اریک
منم
نباید اینجا آفتابی بشی رالف
نباید میومدی، شکارچیها دنبالتن
آره. جک و راجر هر دو طرف نیزهاشون رو واسه تو تیز کردن
اگه همچین اتفاقی بیفته تقصیرش گردن شما دوتاس
اگه درمقابلش قد علم نکنین فرقی با بقیه بردههاش ندارین
!اون پایین حواستون رو جمع کنین
یکی دیگه هم روشن کن باید با دود بکشیمش بیرون
!اینجاست
چیزی میبینین؟
نه
هیچی
!جک
!بگیرینش
هیچ معلومه چیکار میکنین؟
جهت سفارش ترجمه با آیدی زیر تماس بگیرید tlgrm.me/i11uminati
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.