All language subtitles for (pahe.in) Endless Love (1981)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تيم زيرنويس ميلاد{آيتي ست} تقديم ميکند prince caspian-iraj82-lampard8-herowolf-robert24-mohamad-h-amirs2k

عشق بي پايان

خوب،آرام باشيد حالاكه منظره قلب را ديدين, راه بيفتين

.به سمت نمايش ستاره ها

شگفت انگيزه زماني كه به ميلياردها ستاره فكر ميكني

كه در اين فضاي نامتناهي گسترده شدن

.و دركش براي انسان خيلي مشكله

در دوران باستان, مردم فكر ميكردند...كه

.سلام

.. ,به عنوان خدايان اساطيري خود را

ولي امروزه ما ميدونيم كه آنها دنياي پيرامون خودشان را نوراني ميكنند

...زندگي ما شبيه دانه هاي كوچك خاك ميماند

ترسناكه, مگه نه؟

.مثل اينه كه درباره مرگ فكر مكينيم

...صرف نظر از فاصله و راز خود را

اگه من بميرم چيکار ميكني؟

منم ميميرم

منم ميميرم

مردي افسون شد و به سوي طراحي جواهرات زيبا خيره گشت

.در مقابل غروب آسمان

!اوه- !آره-

همش همينه, ولي در راه برگشت به اتوبوس, هر کسي توقف ميكنه و نگاه ميكنه به قرص ماه

.شگفت انگيزه .بيشتر از 4 ميليارد ساله

هي, تو. اينجا چيکار مكني؟ تو عضو اين گروه نيستي

اسم شما چيه؟- ديويد-

ديويد اکسرود ، آقا

من سال بالاييم،آقا .براي خودم درس ميخونم

يالا, از اينجا برو،برو

يالا،بيايد بريم همه, از اين مسير. بيايد بريم.

روي, من نميخام در اين باره نگران باشي .هنوزم ميشه يه كارايي كرد

ما ميتونيم درخواست استيناف بديم- هيج كاري نميشه درباره اون كرد-

.ما خيلي كارا ميتونيم بكنيم .اونا فقط به دادگاه ايالتي بردنش

.ميخايم به بهترين نحو مشكل را حل كنيم

.من نميدونم كجا ميتونيم پول را زنده كنيم بايد مطمئن بشي-

...احتمالش يك از بيسته- مامان ، دارم ميرم-

روز, همه اين فکرا رو کردم-. مامان-

تو فكر ميكني شانسي داشته باشيم؟- مادر. دارم ميرم-

شب بخير, به همگي- آيا هالووينه؟-

من فكر ميكردم هالووين تو اكتبره- الآن يه موقعيت استثناييه-

خداي من, اون لباس قديمي منه؟ يعني من اينقدر لاغر بودم؟

اگه خونه شام نميخوري .به مادرت بگو

ميرم پيش جيد- جيد ديگه كيه؟-

چينيه؟

آره . اون تازه از جمهوري خلق چين اومده

. طرفدار نظام سرمايه داريه

ديگه چي؟ چه طور با اون كنار مياي؟

در حالي خودمان را سوسياليست ميناميم كه .پسرمان مثل اشراف لباس ميپوشه

راحتش بزار . عاشق شده

.زيبا شدي

بايد بريم داخل. همه منتظرن- !ديويد-

اين لباس را از كجا گير آوردي؟ خيلي بهت مياد

.لباس قديمي پدرمه

سلام, سمي- آهاي, ديويد اينجاست. الان ميتونيم شروع كنيم؟-

هي!سلام, هيو.

اون حشره هايي كه براي شام حاضر كرديم را ديدي؟

ساكت شو, عقل كل, دارم سعي ميكم رو ذائقه اين پسر کار کنم

به نظر خوب مياد- خوشمزه است؟محکم بگو عاليه-

چاقو بايد سمت چپ باشه- چنگال بايد سمت چپ باشه-

چاقو بايد سمت چپ باشه- نخير ، بايد سمت راست باشه-

چنگال رو دست راستت بگير ، چاقو رو دست چپ

ديويد! اون اينجاست؟

ديويد- شب بخير,ان-

.نميخوام نگاه کني

چه خبره؟چي شده؟

چشماتو ببند- چيه؟-

مامان, از كجا اونو آوردي؟- كجايي؟-

نه, چشاتو ببند

صبر كن تا ببيني- تا ، تا-

اوه. باور نكردنيه, ان

.خيلي قشنگه

تا حالا همچين چيزي ديده بودي؟

.اينو امروز تو يه عتيقه فروشي گير آوردم

اينو نگاه كن. به پارچش نگاه كن

داره از هم جدا ميشه- !از ابريشمه خالصه. اوه, بهش دست نزن-

.ماله دو هزار سال پيشه

اينجوري به نظر مياد

ديويد, ديويد, لباست چه بهت مياد-- ممنون-

بخوريد, بنوشيد و شاد باشيد

واو, اون خرچنگ ها به نظر عالي ميان, بابا- خونگين-

شراب، كي ميخاد شراب بنوشه؟- من ميخام. كجاست؟-

تو شرابخونست- بهش نشون ميدم-

درست همونجا. يه قرمزش رو بردار- اين؟-

آره- من عاشق شراب قرمزم. اين چطوره؟-

باشه.خوبه. دو تا بسه

چنگال رو راست ميگيري يا چپ؟ چپ دستي يا راست دست؟

راست دستم ، هر طرف خواستي بذار

.بيا بريم

دوست دارم

شراب چي شد؟- بريم-

. سمي ، داري مياي در بازكن رو هم بيار

بخنديد, جوانان من. يه جرعه سر بكشيد .اين پيك زندگي را به جريان ميندازه

آفرين,آفرين. من يه شعر دارم

بذار يادم بياد

شراب مي آيد در چشم

نه, نه! اشتباه گفتي- و عشق مي آيد در در دهان-

...شراب مي آيد در در دهان آفرين-

...و عشق مي آيد در چشم

.خيلي زيبا بود

من اين همون حقيقتي است که ميدونيم

قبل از اينکه پير بشيم و بميريم

ليوان شراب رو به سمت دهانم ميبرم

...در حاليکه به تو مينگرم

و آه ميکشم

آه

.مرسي

اين آدم بي ملاحظه کيه؟

سوزانه؟

سوزان كيه؟- صبر كن تا آهنگ جديدشو بشنوي-

سبك خوندنشو دوست داري؟- آره. واقعا سکسيه-

...آهاي ، ديويد

كيت ،دستشويي کجاست؟

امشب خيلي جذاب شدي- مرسي-

كسي بهت اينو گفت؟- يه لحظه،صبر كن-

يه كم شكلات روي لباسته... اينجا- واقعا؟-

درست شد

.دارن ميان

گروه اشرار

بيايد تو , بيايد تو .به كلبه کوچک من خوش اومديد

ميتوني اينا رو بگيري؟- انتظار داري با اينا چيکار كنم؟-

اين پدرمه نه پيشخدمت برو ، همشون رو بذار اونجا

مامي... يه لحظه بيا اينجا

مامي, ميخوام با سوزان آشنا بشي اين مادرمه

.اين سوزانه

سلام , سوزان

از ملاقاتتون خوشحالم- منم همچنين-

نه,نه. الان نه- .امشب اونا همه شب اينجان-

صبر ميكينيم- نه-

ديويد, داشتم دنبالت ميگشتم .فكر ميكردم ميخواي تو تنظيم ارکس کمک کني

الان سرش شلوغه- آره , ميبينم-

پاپي دوست نداره هرکسي رو اينجا بياري

ديويد هرکسي نيست. اون عضوي از خانوادست

.اوهوم

خب, پاپي شيپورش رو ميخاد .وقتي كارت تموم شد بيارش

فكر ميكنه اينجا همه كارست- واقعا اين طور فكر ميكني؟-

كه اون همه كاره است؟- نه-

اينکه گفتي من جزئي از خانوادم؟

خوشت مياد , مگه نه؟- آره خوشم مياد-

ولي مراقب باش.ما خانواده خيلي . مخصوصي هستيم

.و نسبت به اعضاي جديد سختگيريم

يالا. بيا بريم

.ممنون

سوزان, ميخاي بخوني؟ .تو بايد بخوني

يالا, ساکت شيد بشينيد. آروم باشيد

هيش ، هيش

عشق من

تنها تويي که در زنگيمي

تنها چيزي که حقيقت داري

عشق اولم

با تو هستم در هر نفسي که ميکشم

با تو هستم در هر قدمي که برميدارم

و من

ميخوام عشقم رو تقسيم کنم

با تو

نه کس ديگه اي

چشما تو باز کن

بهم بگو چقدر برات مهمم

اوه ، آره

تو هميشه خواهي ماند

عشق بي پايان من

با دو قلب

با دو قلبي که براي هم مي تپند

زندگي ما از سر گرفته ميشود

براي هميشه

تو را محکم در دستانم نگه ميدارم

نميتونم در برابر جادوي تو تاب بيارم

و اي عشق

من براي تو بي ارزش خواهم بود

مطمئنم

ميدوني که اهميت نميدم

تنها تو

دنياي منو ساختي

تمام دنيا رو در تو يافتم

عشق بي پايان من

کتابم کجاست؟ جيد ، چيکار ميکني؟

جمع و جور ميکنيم- اوه-

نکنيد.تا فردا صبر کنيد

آني ، نميري تو رختخواب؟ لعنتي

کي آتيش روشن کرد؟- ما کرديم-

چرا؟- داشتيم يخ ميزديم ، پاپي-

اينجا مسئوليت شومينه با منه

هيچکس جز من ، تو شومينه آتيش روشن نکنه

اين تنها چيزيه که به مرد خونه تعلق داره

ميرم بخوابم ، زودباش ، بيا

وقتشه که اين پسر بره خونه- وقتي آتيش شعله ور شد ، ميرم-

وقتي آتيش شعله ور شد ، ميرم ، قربان

چشم ، قربان- خب ديگه ، بريم

خب ، وقتي آتيش گرفت ، برو

آه ، خدايا ، اين پله ها مثل کوه اورست ميمونن

خيلي قشنگ شيپور زدي ، پاپي- مرسي ، عزيزم-

خيلي وقت بود نزده بودم

آه ، خستم

مهموني خوبي بود- آره ، خوب بود-

حق با پدرته ، ديروقته ، بهتره برم

فردا روز مهمي در پيش دارم

صبح زيست شناسي دارم- من امتحان فرانسه دارم-

فردا ميبينمت- باشه ، شب بخير-

لا ، لا ، لا ، لا ، لا ، لا

اوه ، زن

براي ديوونه بازي خيلي پير شدم

ديگه به زور نفس ميکشم

اون کتاب چيه؟

اون بهم داد- کي بهت داد؟-

ديويد.باهم در مورد نويسنده روسي گاگول صحبت کرديم

و روز بعدش اينو برام آورد

فکر کنم بهترين کتابش باشه- شرط ميبندم ماچش کردي-

شرط ميبندم يه ماچ از لپش کردي

مگه نه؟

من گول نميخورم ، رفيق

شب بخير

سلام ، بابا

اوه ، سلام

ميموني يا ميري؟

ميرم . کيت گفت هممون بايد فردا ساعت 5 بيدار شيم

ميخوايم بريم شکار اردک

خوب به منم گفته

...ميدوني

من اون داستانا رو خوندم

اونايي که در آتلانتيک منتشر کردي

مايلم گاهي باهات در موردشون حرف بزنم- گاهي-

تو نبايد همش آويزون ما بشي

تو يه جوري خودت رو براي برنامه فردا دعوت کردي ، درسته؟

کيت در موردش گفته بود و به نظرم جالب ميومد

مطمئنم هيو برات پيازداغش رو زياد کرده

اما سعي نکن خيلي به کيت نزديک بشي

ميدونم ، اون اولين بار تو رو به خونه آورد

تو دوست جديدش بودي

سعي نکن يه چيزي بيشتر از يه دوست باشي

خوب ، بهتره که برم

شب بخير

شليک خوبي بود ، عاليه

کجا ياد گرفته اينطور شليک کنه؟در ارتش؟

نه ، اون در نيروي هوايي بود ، درسته؟

پدرش بهش ياد داد

پدربزرگم به پدرم ياد داد چطور شليک کنه

اين يه رسم خانوادگيه

پدربزرگم اونجا رو ساخت

پاپي ميذاره بکوبونمش

ميخوام يکي از همين روزا بازسازيش کنم؟- واقعا؟-

فکر خوبيه

خوب از پسش برمياي

منم بهت کمک ميکنم ، خوب؟آخر هفته ها ميايم اينجا

و جيدم خوشحال ميشه

تصور کن باصداي برکه صبح ها از خواب بلند شي

البته ، اينجا براي همه خانوادست

فقط به خاطر اينکه ديوونه خواهرم هستي دليل نميشه جزء خانواده بشي

تو رو نميدونم ، اما بعد از ديدن فيلم خودم ميخوام مشروب بخورم

سريع ميام پيشت

سلام ، بپاپي.فيلمه چطور بود؟

خيلي خوب

شب بخير- شب بخير-

خدايا ، اون منو ديد

اون قبلا يه مرد لخت ديده

اوه ، يالا ، اونا هميشه ادعا ميکنن خيلي روشن فکرن

اين اتاق منه

اون نميتونه چيزي بگه- ميخواي شرط ببنديم؟-

ميخواي از پنجره بيرون بپري؟- اگه اون بياد اينجا ، منو ميکشه-

اونوقت ما با هم ميميريم

زود باش

چرا بالا نگاه ميکني؟- ديويد اينجاست-

ديدمش کون برهنه بالا در اتاقش

!خداي من ، فکر کردم چه اتفاقي افتاده

منظورت اينه که مچشون رو گرفتي

اون حتي بهش چشمک نزد

...خوب

ما اونو جوري بار نياورديم که آب زير کاه باشه

ميدوني اون زياد بالا نميمونه؟

آره.اون تا وقتي ميمونه که فکر کنه ما خوابيديم

و نزديک صبح فرار ميکنه

اونا ديوونه وار عاشق همن

نميدونم چيکار کنم

خوشحالم که اينو ميشنوم.تو هميشه با بچه هات خيلي راحت بودي

بياييد در مورد سکس باز برخورد کنيم

...خوب ديگه

اونام اين ايده رو گرفتن

اونا براي ابراز عشق احساس آزادي ميکنن

اين نتيجه همه اون حرفاي افتضاخ در سر ميزه

من به اخلاقيات کاري ندارم

...اين پسر فکر کرده ميتونه بياد اينجا اونا هر چيزي ما گفتيم باورشون شده-

يه دختر مثل اون نبايد به اولين کسيکه سر راهش قرار ميگيره جواب مثبت بده

نميفهمم ، ما کسي رو براي اون در نظر گرفتيم؟

براي يه آدم ثروتمند کانديدش کرديم؟

لعنتي ، بي انصافيه ، دختري که فقط 15 سالشه

کي ميخاد درس بخونه ، کي ميخواد بخوابه؟

تو کسي بودي که ميگفتي اون خيلي زياد ميخوابه

ميدونم سخته ، اما خوشحال نيستي که اون يه نفر رو داره؟

يه کسي که اونقدر قدرت داشته که لذت خواب زياد رو از سرش ببره؟

بالاخره اتفاق ميوفتاد ، دير يا زود

کتابتون رو دربياريد ، اصول تاريخ امريکا

"و بريد به صفحه 47 "آماده سازي براي جنگ

يالا ، صفحه 47 ، زودباش

مردم امريکا تلاش خستگي ناپذيري در ...پرورش و ساماندهي ارتش کردند

بيا تو

امشب زودتر خونه اومدي

جيد چطوره؟

خوبه.فردا امتحان فرانسه داره و منم اينو بايد تموم کنم

تصميم گرفتيم درس بخونيم

تو هميشه رتبه هاي خوبي مياري

چند سال بعد ، کي يادش مياد که تو در رياضي چه رتبه اي گرفتي؟

اون چيزي نيست که بخواي در مورد اينوقت از زندگيت بياد بياري ، مگه نه؟

هان؟- نه-

خوشحالي؟- آره-

برات خوبه

شب بخير- شب بخير-

الو؟

من همين الان ترجمه را تموم كردم تا اونجائي رسيدم كه دختره اتوبوس را به دام ميندازه

چكار ميكنه ؟- اتوبوس را به دام ميندازه-

اتوبوس رو به دام ميندازه؟

اون جمله اين معني را نميده

معنيش ميشه دختره سوار اتوبوس ميشه يعني سوار اتوبوس ميشه

يالا، تمركز داشته باش

هي !دوستت دارم

منم دوستت دارم

فرانسوي ها خيلي پر انرژين به همين خاطر ترجيح ميدن اتوبوس را به دام بندازن

هي ، خانوم خانوما

الان يكساعته كه تلفن را مشغول كردي ميشه يه فرصتي هم به ما بدي ، لطفاً

يارو يا همش اينجاست ، اگرم نباشه پشت تلفنه - من بايد درس بخونم-

لعنتي

ميخوام بخاطر تو روي يك ستاره اسم بذارم

...اسمش را ميذارم

كجاست؟

فكر ميكني من اون بالا خيلي كوچيك به نظر بيام؟

تو بي نظيري

چشمام خيلي به هم نزديكند

چشمات هم بي نظيرند

وقتي كه من پير و چاق بشم تو ديگه دوستم نخواهي داشت

من هيچوقت از دوست داشتن تو دست بر نميدارم

تو نميتوني اينو بگي . از آينده خبر نداري

چرا ، ميتونم

من اينو از همون روز اول ميدونستم كه

هيچوقت دست از دوست داشتن تو بر نخواهم داشت . نميخوام كه بردارم

تو همه چيز مني

و من وقتي با توام ، هستي و وجود دارم

خيلي ترس آوره

روز به روز اين عشق داره قويتر و قويتر ميشه

هميشه فكر ميكنم مثل تشنگيه

بعضي وقتها فكر ميكني تا همينجاش بسه

نه اينطوري نيست

تو بهتره بري

من بايد بخوابم

من نميخوام دست بردارم

تا ابد

از بودن با تو

نميخوام برم

هيو؟- چيه؟-

ساعت چنده؟

نميدونم . بگير بخواب

جه خبر شده ؟- صبر كن ببينم -

چكار داري ميكني؟ اونو بدش به من- نه ! نه ! -

بدش من ! دستت رو باز كن ، لعنتي

ياعيسي مسيح ، باورم نميشه - خوابم نميبره -

تو نبايد از اين چيزا استفاده كني- خوابم نميبره -

هيچكس ديگه اي هم توي اين خونه نبايد از اين چيزا استفاده كنه

هيو ، تو رو خدا

مياد اينجا و از اين قرصها مصرف ميكنه

يه چيزي ميخوام كه بتونم بخوابم - تو حق نداري ازاين قرصها مصرف كني-

چرا درب كابينت را قفل نميكني؟

هنوز براي اين كارها خيلي زوده بذار يه دونه قرص بخوره

تو برو بيرون و دخالت بيجا نكن . اينجا من دكترم و من هم نميخوام از اين قرصها مصرف كنه

پس يه چيز ديگه بهم بديد

همش اون دوست پسر لعنتيت را مياري اينجا نميذاري هيشكي تا صبح بخوابه ، ديگه خسته شدم

من با اين همه سروصدا نميتونم بخوابم - من نميخوام اين خونواده از هم بپاشه-

ديويد نميتونه اينجا بياد

چرا ، خوب هم ميتونه !اون اتاق مال منه ما هم دو تا بچه كوچولو نيستيم

اون هيچ ارزشي براي تو قائل نيست تنها چيزي كه براش مهم ارضاء شدنشه

من نميخوام اون بياد تو اتاقت من نميخوام اون پاش رو تو اين خونه بذاره

بس كن ديگه ، تو به ما حسوديت ميشه

آروم باش عزيزم- بابا تو آدم دورويي هستي -

تو به ديويد يه چيزي ميگي و به من يه چيز ديگه

تو لحظه به لحظه حرفهات را عوض ميكني

ببين اين پسره چطور براي همه دردسر شده- تو دخالت نكن-

من آوردمش اينجا و ميخوام از همه معذرت بخوام - برگرد به اتاقت-

صدامو ميشنوي؟- اگه ميخواي نقش پدر را بازي كني ، خوب اين كارو بكن

اگه ميگي من اجازه ندارم اونو ببينم ، باشه نميبينم فقط تكليف ما رو روشن كن

ميشه با دخترت حرف بزني- تو بلانسبت دكتري ، اون الان عصبيه.

همه اين دردسرها تقصير توئه نه من- خوب تو بيا درستش کن . من نميدونم چي ميخواي-

ما همديگه رو دوست داريم- لعنتي ، ديگه نميخوام پاشو تو اين خونه بذاره-

خوب توي مدرسه ميبيندش- از اونجا هم درش ميارم-

ميفرستمت بري با دائيت زندگي كني- تنهامون بذار-

لعنتي ، از موقعي كه اين پسره پاشو تو اين خونه گذاشته دختره حاضر جواب شده

صبح بخير ، هيو

سلام ، كيت

كيت ؟

ديويد

نميخوام ديگه پاتو بذاري تو اين خونه

چرا؟چه اتفاقي افتاده ؟

تو و جيد نبايد يه مدت همديگه رو ببينيد

چي؟- شنيدي چي گفتم-

رفتار شما كاملا از كنترل خارج شده

من اشتباه كردم كه آزادي عمل زيادي بهتون دادم

حالا جيد از تكاليف مدرسه اش عقب افتاده اون نميتونه شبها بخوابه

جيد چيزي بهم در اين مورد نگفت

خوب ، من دارم بهت ميگم.ازت ميخوام يه مدت دور از اينجا باشي تا وقتي كه سال تحصيلي به پايان برسه . سي روز

تو نميتوني اينكار رو بكني

نميخواد بهم بگي چكار ميتونم بكنم و چه كار نميتونم جيد دختر منه

اون فقط پانزده سالشه

سي روز ديگه اوضاع رو دوباره بررسي ميكنيم

ميفهمي؟

خودش توي خونه اس؟- تو حق نداري پاتو توي خونه بذاري -

ميخوام برم با جيد صحبت كنم- يالا گورت رو گم كن از اينجا-

نه

يالا برو پي كارت

اينجا چه خبر شده ؟

هيو

من ميخوام با جيد حرف بزنم- تو بهتره بري با خانم باكستر حرف بزني-

باهاش تماس بگير . تا الان سه بار زنگ زده

من با ديويد صحبت ميكنم

...ديويد من ميخوام با جيد حرف بزنم-

...هي

به من اعتماد داري ؟- آره-

هيو مجبوره اينطوري رفتار كنه

هيو ميخواد ما را از هم جدا كنه اين كاريه كه اون ميخواد بكنه

اون داره سعي ميكنه تا فرصت نفس كشيدن براي همه ما فراهم كنه

تو و جيد فشار زيادي رو بهمون وارد كرديد

ما دوتا بچه كوچولو نيستيم

كه بياييد و بگيد "ديگه اجازه نداريد با هم بازي كنيد"

ما همديگه را دوست داريم . اين منصفانه نيست

اون گفت يك ماه ؟- سي روز-

خوب . سي روز . مدت خيلي زيادي نيست

تو امتحانات نهائي داري . فارغ التحصيلي داري جيد امتحاناتش رو داره

اوه ، خداي من .دارم مثل مادرها حرف ميزنم

تو رو خدا منو مجبور نكن اينطوري رفتار كنم

فقط بهم قول بده

من قولت رو قبول دارم

هيو رو مجبور به انجام كاري نكن اون پشيمون ميشه . همه مون پشيمون ميشيم

اين دوري چيزي رو عوض نميكنه

تو بخشي از زندگي ما هستي

جيد . جيد

تو هم امشب توي جشن هستي؟- جيد هم مياد اونجا ؟-

البته كه مياد اونجا

شنيدم با يه نفر رفيقه- نه . باهاش به هم زد -

هي ، من هم هستم . ساعت چند؟

خونمون را بلدي هر موقع خواستي بيا . بعداً ميبينمت

ميبينمت

من يك ايده دارم . چي ميگي؟ بيا بدزديمش؟چطوره ، يك ميليون هم باج ميگيريم

خفه شو

اگه يه زني اينكار رو با من ميکرد خونش رو به آتيش ميکشيدم

هي ، من اينكار را كرده ام . تا حالا بهتون نگفته بودم ؟ هشت ساله بودم كه يه آتش سوزي عمدي راه انداختم

باز خالي بنديهاش شروع شد- نه ، جدي ميگم-

حجم زيادي روزنامه را يكجا آتيش زدم

تا حالا سعي كردي مقدار زيادي روزنامه خيس را يكجا آتيش بزني؟

يا عيسي ، ديوانه وار دود ميكرد ميدوني ، بدجوري ترس ورم داشته بود

ميخوايد قسمت هيجان انگيزش را بشنويد ؟ يه جور قهرمان بازي بود،همه فكر كردند من بودم که ساختمون رو از تخريب نجات دادم

تا امروز هم مادرم فكر ميكنه من يه قهرمانم

بهتره در مورد حرفهائي كه زدم بهش چيزي نگيد

بعداً ميبينمتون- هي ، كجا داري ميري ديويد ؟-

ديويد. ديويد

ديويد . همسايه ها به پليس زنگ ميزنند

شايد اگه پليس باهاش صحبت کنه از خواب غفلت پاشه

بدجوري افسرده شده

اميدوارم كه اون رو فراموش كنه- اين ربطي به ما نداره -

اتفاقا به ما ربط داره،تو بايد به حرفي كه مارگارت در مورد خانواده گفت توجه كني

....اوه مارگارت

اون به من گفته که بهت يادآوري کنم

اون بچه نيست،ميتونه از خودش مواظبت كنه

اون نمي تونه مواظب خودش باشه اون عاشق دخترست

اون خونه مسخره همسايه هاش شده در مورد مواد مخدر و همه چيزش

از دهه 60 تا حالا- تو داري در مورد کيا حرف ميزني؟-

تو حتي اونا رو نديدي

......خدا رو شگر كه نديدمشون چون اگه ميديدمشون تو اونا رو نميشناسي -

خوب يا بد اونا حداقل يه خانواده هستن

اونها با هم حرف ميزنن به همديگه گوش مي كنن

تمومش كن - اونا با هم کار ميکنن-

اونا آدم هاي فوق العاده اي هستن و تو فقط به اون موکل هاي لعنتيت گوش ميدي

پس چرا نميري باهاشون زندگي کني؟ براي تو همه از خانوادت بهترن

هي ، كيت تلفن

جواب نده ، همسايه هان لطفا اون در لعنتي رو ببند

لعنتي

عجب پارتي توپي بود

...اين بليط ها رو براي فلوريدا گرفتم

خيلي قشنگه...

...پس گوش كن فردا ميبينمت-

باي- شب خوش-

جيد

جيد

جيد...جيد

!جيد!جيد! درو باز کن

!جيد!جيد!جيد

چي شده- زود باش خونه داره ميسوزه-

از اينجا نمي تونيم بريم بايد از پشت بريم زود باشيد

زود باشيد از پشت خارج شيد

كيت كجاست؟- سريع ، همه بريد-

خدايا

!كيت

!كيت

!كيت

همه بريد بيرون

همين جا بمون ، ولشون كن فقط زود از خونه برو بيرون

همه برين بيرون

تو اينجا چه گهي مي خوري ، حرومزاده؟

بي خيال ، از خونه برو بيرون - لعنتي بهت گفتم دست از سرش بردار-

همينجا بمونيد ، عقب وايسيد

يالا ، برو بيرون

ديويد ؟ زود باش از اينجا برو بيرون

ديويد ،زود باش

پله اضطراري کجاست؟

كس ديگه اي هم هست ؟

يالا ، زود باشيد

ايجاد حريق يكي از بزرگترين جرم هايي که به دادگاه ارجاع داده ميشه

موكل شما خودش اعتراف ميكنه كه عامل آتش سوزي بوده

و در درجه دوم هم خودش جلوي آتش رو گرفته

بنابرين طبق قانون حکمش ميتونه تا 20 سال زندان باشه

با اين وجود در حکم دادن

شرايط رواني متهم رو هم بررسي كردم بر طبق گزارش هاي روانشناسي

و سوالاتي رو هم از خانوادشون پرسيدم

و به همين علتها در حکم تخفيف دادم

من حكم ايشون رو پنج سال حبس با درمان اعلام مي كنم

مضحكه

براي فهميدن شرايط رواني متهم از تست هاي رواني که به دادگاه ارجاع شده استفاده کردم

مضحك ترين حکميه كه تو عمرم شنيدم !به اين ميگين عدالت

و تاکيد ميکنم ديويد اگر لازم باشه براي درمان بايد مدت بيشتري در آسايشگاه بمونه

و تحت درمان خواهد بود تا پزشکان دادگاه رو براي سلامت او متقاعد کنند

و اينکه اون براي خودش و ديگران خطري نداره

در حکم اومده که اون اجازه نخواهد داشت با هيچ کدام از خانواده شاکي ارتباط داشته باشه

به هيچ صورتي در آينده

چي شده لئونارد؟ مي خواي صحبت كنيم؟

موضوع چيه ؟

داره گريه مي كنه - ننميتوني بخوابي؟ -

من خواب بودم - بهت قرص بدم؟-

نه- پس برگرد تو رختخوابت -

بيا

بهت يه چيزي ميدم

آروم باش اين حالت رو خوب مي كنه دهانت رو باز كن ، باز كن

خيلي خب ، پسر خوب

مثل اينكه هديه داريد بذار يه نگاهي بندازم

روز شلوغي رو دارم - اين به دوتا تمبر احتياج داره -

من هيچ وقت ، وقت نمي كنم كه نامه بنويسم

خب ، بايد بنويسي ميدوني ، خيلي مهمه

وگرنه ، آدم اينجا ديوونه ميشه

دكترا ميگن که داري بهتر ميشي- مي خوام از اينجا بيرون برم -

فكر ميکني من و پدرت نميخوايم برگردي؟

اونها نمي خوان كسي رو به زور اينجا نگه دارن

اونها اين رو به من گفتن و وضعيتت رو برام توضيح دادن

من ميخوام از اينجا بيرون بيام من ميخوام برگردم خونه

گوش كن ، من توهم دارم؟

حس ميکنم شما دوتا در اين مدت باهم ميونتون خوب نبوده

آرتور و من ؟ - من اين رو به يكي از دکترام گفتم -

البته كه تو بايد در مورد خانوادت و اينجور چيز ها باهاشون صحبت كني

آره اونها در مورد خيلي چيزها صحبت ميكنن

اين عاديه كه خانواده از هم بپاشن وقتي بچشون بره ديوونه خونه

اونها همديگر رو سرزنش ميکنن - اصلا اينطوري نيست -

اينطور نيست که فکر ميکني

چند ساله كه ما با هم ازدواج كرديم ؟ 25 سال؟ ما تو اين سال ها پستي و بلندي هايي داشتيم

تو هيچ وقت به اين چيزها توجهي نميکردي

خوب؟

نگران ما نباش ، تو فقط به فكر خودت باش

آروم باشيد

تو ، با من بيا تو امروز عضو اين گروهي يالا ، بريم

جان ، ديمين

ديويد بايد ساعت 10 بري پيش دكتر ميلر

ممکنه بهش بگي كه من درس دارم ؟

خيلي خب ، ولي اين هفته چهارمه كه داري درمان رو متوقف مي كني

ديويد

ديويد

اگه من مرده باشم ، چيکار ميکني؟

من هم ميميرم

منم ميميرم

من نميخوام كه از تو جدا باشم

رفتارتون داره كاملا از كنترل خارج ميشه

تو و جيد ديگه نبايد همديگر رو ببينيد

اون مي خواد ما رو ازهم جدا کنه اين چيزيه كه اون مي خواد

از خونه من گمشو برو بيرون

!جيد ، جيد

نه

جيد با من بمون ، نه

تمبراش کافيه؟

آره کافيه

برام نامه اي اومده؟- نه-

باشه ، ممنون

برام نامه اي اومده؟- نه-

جان، اينو لطفا به دکتر ميلر بده

باب ، امروز ميخوايم يه مقدار آينه درماني انجام بديم

ازت ميخوام بياي جلوي آينه با آرامش و راحت باشي

خب تمرين ميکنيم

تو آينه کي رو ميبيني؟- خودم-

اين خيلي خوبه حالا ، بگو ، خودم کي هستش؟

دقيق فکر کن تو آينه نگاه کن و بهم بگو ، خودم کي هستش

اسمت چيه؟

باب- خيلي خوبه ، باب ، خيلي خوبه-

حالا ، ازت ميخوام چانه ات را لمس کني

خوبه ، حالا کي رو داري لمس ميکني

من خودم را لمس مي کنم- خيلي خوبه خيلي خوب-

حالا بيا بريم اينجا ، ازت ميخوام هرچي رو تو آينه ديدي به ياد بياري

به خاطر اينکه چيزي که ديدي واقعي بود خودت را ديدي

درسته

!جيد

اونا کاري ميکنن که فکر کنم ديوونم بايد از اينجا بيرون برم

...گوش کن ، دکتر گفت به اون گوش نکن ، به من گوش کن-

بذار بهت بگم دکتر چي گفت- به من گوش کن-

شما ها نميفهمين به خاطر اينکه به من گوش نميکنين

به اونا گوش ميکنين ، به موکلا گوش ميکنين يه بار هم شده به من گوش کنين

به پسرتون

دارن منو ميکشن

دارم ميميرم

برو گمشو لئونارد ، تنهامون بگذار

بهش نگاه کنين ميخواين ببرينش خونه؟

بعدا منو اينجوري ميبرين خونه

بايد منو از اينجا دربيارين

هر روز اينجا زنداني ام

شما ها يک روز اينجا رو نميتونين درک کنين و من تقريبا 2 ساله اينجام

شماها بايد من رو دربيارين

ما بايد يه کاري براش بکنيم

الو؟اوه ، آره

مارگارت ، ما تازه رسيديم

براي همين نفس نفس ميزنم آره ، اون حالش خوبه

بهترم ميشه

خب ، تو ميدوني ، يه تغييره ميخوام اينجا احساس خوشحالي کنه

کار آرتور عالي بود ، کاملا دکترا رو قانع کرد ، چي؟

اوه نه ، نيازي نيست نگران اونا باشيم خدارو شکر ، اما اون تحت آزادي مشروطه

خب، نميتونه مسافرت کنه نميتونه گواهينامه بگيره

شرايط رو پذيرفتيم ، اون نميتونه شيکاگو رو ترک کنه

نگران نباش

ميخوام آخر هفته رو با آرامش بگذروني

دوشنبه صبح ، يه زندگي کاملا جديد رو شروع مي کني

و تا آخر هفته ، دوستان جديدي خواهي داشت

ميفهمي ، چقدر بهت کمک ميکنه

چي؟

کمک ميکنه که فراموش کني

...من نميگم همه چي رو فراموش کني

ميدونم چيزايي هستن که دوست داري به يادشون بياري

من دختره رو فقط به بار ديدم

با همديگه رو دوچرخه بودين و ... اون برام دست تکون داد

من اون صحنه رو تا آخر عمرم فراموش نميکنم

ولي ديگه تموم شده ، ديويد

اونا رفتن شرق کشور جايي تو نيويورک

...به هر حال

اينا مال گذشتست

هيشکي نميتونه ازت بگيرتشون

تو هم نميتوني برگردونيشون

من اونو دوست دارم

...ديويد

تو عاشق دختري هستي که ديگه وجود نداره

چطور ميدوني؟- تو اين مدت نه بهت زنگ زد ، نه نامه نوشت-

معلومه که نه اون حرومزاده ها نامه هاي منو نفرستادن

اون چه فکري دربارم ميکنه؟ ممکنه فکر کنه ازش متنفرم

ديويد ، به خاطر خدا ، دختره رو فراموش کن

نه ، نميتونم

هرکس فکر ميکنه نميتونه عشق اولش رو فراموش کنه

ولي ما ميتونيم

من ميدونم چون برام پيش اومده

...ديويد ، من و مادرت

از هم جدا شديم...

تقريبا 6 هفته قبل

ما اين موضوع رو پنهان کرديم که

تو تيمارستان فکر نکني خونه اي براي بازگشت نداري

اسمش باربارا شروود هست تا حالا نديديش

دوسش دارم ، ديويد

ميخوام چيزي رو بهت بگم

ديدن عشق بازي هاي تو يادم آورد که عشق چه شکليه

چه حسي داره

يادم آوردي

...فکر نميکردم براي بار دوم عاشق بشم ولي

شدم...

اين ميتونه براي تو هم اتفاق بيفته

اون پسره اصلا مجازات نشده

ميدونستم زماني که فرستادنش به اين استراحتگاه درکش نکرده بودن

مگه من نگفته بودم درباره آزاديش؟ منظورم قبلشه نه بعدش

گفتم خانوادم بايد محافظت بشن

کي اين تصميم رو گرفته؟ تصميم تو بود؟

اون با موندن تو اينجا تنبيه شده بود- مزخرفه-

اون به مقدار کافي عاقل شده- همش چرت و پرته-

اون خونم رو آتيش زد

اون سعي کرد من و خانوادم رو بکشه

ميشه آروم باشيد؟ چي راضيتون ميکنه؟ اينکه تا آخر عمرش حبسش کنين ؟

بيا

بگذار يه چيزي را بگم اگه اون بچه يه بار ديگه طرف من يا خانوادم پيداش بشه

ميکشمش

کاري از گروه ترجمه ميلاد به سرپرستي رابرت milad24000@gmail.com

ميدوني ، من سورپرايز رو دوست ندارم

تو هم سورپرايز کردن رو تموم نميکني

مهمون زياد داشتم

سمي لم داده بود رو مبل

امروز صبح برگشت مدرسه

اينجا قشنگه

جديد براي من {فرانسوي}

کجا بايد بشينم- فکر ميکني بايد بشيني؟-

اگه ميخواي برم بهم بگو

هنوز اين کارو ميکني؟

هنوز به مردم اجازه ميدي تا چيزي که تو دهنشون هست رو بيان کنن؟

چي تو رو به نيويورک کشونده؟

تو

ميخواستم دوباره ببينمت مدت زيادي گذشته

دو سال

هيو پيش بيني کرده بود که تو منو پيدا ميکني و باهام ارتباط برقرار ميکني

من سخت حرفش رو رد ميکردم

لعنتي ، اون بعضي وقتا پيشگوي خوبيه

درها محکم بسته ميشد

دعواها همينطور ادامه پيدا ميکرد

شما تموم نکردين؟- من مي پردازم-

درباره چي حرف ميزديم ؟- ...ام

طلاقت- طلاقم-

طلاق فرخنده من

الان هيو تو نيو جرسي زندگي ميکنه با نامزدش

اونا زياد اينجا ميان

هيو فکر ميکنه ما بايد دوستان خوبي باشيم

زنه يه گوشه ميشينه و به من خيره ميشه البته ، ازم متنفره

فکر ميکنه من هيو را به اين وضع انداختم

فکر ميکني بايد به جشن عروسي برم؟

کي ازدواج ميکنن؟

کي ميدونه؟ برق عروسي تو چشماشه

براي همه خوب ميشه بچه هام به نامادري علاقه پيدا کردن

اون بهشون توجه ميکنه کيت و اينگريد با هم صميمي شدن

چي بود اسمش؟- اينگريد آچستر ، يعني ساکن مشتري-

اون راننده ون هست و براي هر چيزي توضيح نجومي داره

بين ستاره ها زندگي ميکنه

هنوزم ميخواي فضانورد بشي؟

مطمئنم اون درست ميگه

يه چيزي به اسم سرنوشت وجود داره

خوشحال شدم شنيدم دوباره داري مينويسي اين عاليه

بهم بگو ، داستاني که دربارم نوشتي يه کپي ازش داري؟

ميخوام بخونمش

فقط درباره تو نبود درباره تو و جيد و من

درباره زماني که شماها رو در حال سکس ديدم

ما رو ديدي؟

.يه صدايي شنيدم

.فکر کردم دزد اومده تو خوته

...وسط راه پله بودم که

که تو رو ديدم , هر دو شما رو... در جلوي شومينه

شوکه شدم و نميتونستم تکون بخورم

تو اصلا نفهميدي که من اونجا بودم فهميدي؟

.نه

.اون شب همه چيزو تغيير داد

هر چيزي رو که من در رابطه با عشق به اون باور داشتم

در رابطه با ازدواجم

.متاسفم

خودم هم نميدونم در مورد چي دارم باهات .صحبت ميکنم

اما حس خوبي دارم

بيا اينجا کنارم بشين . نميخوام هميشه اينجا تنها بشينم

فکر ميکنم اون شب که اومدم پايين و تو و جيد رو با هم ديدم

...بعدش عشق به همسرم کمرنگ شد

و عشق به تو جايگزينش شد...

ميدوني ، اونا فکر کردن من و تو عاشق هم بوديم

مگه اينطور نيست؟

شايد ما مي بايست به اونا حقيقتو ميگفتيم

.اينجا بودن خيلي خوبه

من تو رو از دست دادم براي مدت زيادي

...چيزي که منو خيلي پشيمون ميکنه

و با عث ميشه من افسوس بخورم چيزايي هستن که انجام ندادم

و در آخرش فقط ناراحتي براي آدم ميمونه براي راهي که هرگز طي نکرديم

.عشقايي که لمسشون نکرديم

طبيعيه که رنجيده باشم

...ميدونم که درکش سخته ولي

من نميتونم عاشق کسي باشم بجز جيد...

.اين چيزيه که احساس ميکنم

. بهتره که برم

کجا ميموني؟- نميدونم-

الان ديره و تو اين دور و بر رو بلد نيستي

يه جايي نزديک ترمينال بلدم که بهش ميگن آيون هو

تو جايي رو بلد نيستي،مگه نه؟

شبهاي اونجا خطرناکه . بهتره که همين جا بموني

.رو مبل بخواب .بچه ها هميشه همين کارو ميکنن

فردا صبح برو و هر جا دلت ميخواد . صبحونه بخور

ديويد , فردا صدام کن

يه دفعه نري بيرون هيو و اينگريد شنبه ها ميان اينجا

ديويد؟ميشنوي چي ميگم؟

اتوبوس ورمونت به بورلينگتون کي حرکت ميکنه؟ ورمونت به بورلينگتون

2:30.ممنونم

!تاکسي

!تاکسي

واي ,خدا

فکر کنم مرده

ببين چه بلايي سرش اومد

کمک کنين , خواهش ميکنم

!نه

کسي ديگه اي نيست؟

هيو با يه ماشين تصادف کرد

.همين بعد از ظهر

.اون فوت کرده

تو خيابون کشته شده

اون هرگز نميدونست سرنوشتش اينطور ميشه

سميه؟

اون کيه ديگه؟

اينگريد ,اين ديويده ,دوست ما هست- سلام ديويد-

اينم اينگريد آچستر ، دوست هيو

اون اينجا چه غلطي ميکنه؟- ديويد تو شهر بود و اومده منو ببينه-

.نميفهمم ، بهت گفت؟پدرم مرده

کيت ميخوام باهات حرف بزنم

ما بايد دوستاي خوبي بشيم- هيچي بين تو و من نيست-

پس خودتو اين همه به من نچسبون

تو باعث آزار پدرم شدي- اشتباه ميکني-

من پدرت رو دوست داشتم,اون زندگي منو نجات داد

.تو اومدي اينجا که دنبال خواهرم بگردي

باشه,ولي خواهرم نميخواد تو رو ببينه .اون از تو متنفره

پس ديگه دنبالش نگرد .ميفهمي چي ميگم؟جيد از تو بدش مياد

آروم باش ، کيت

ديويد ,بايد اينجا بموني تو نبايد برگردي

برو به يه هتل- ديگه برام مهم نيست-

به حرفاي کيت توجه نکن, برو به يه هتل

همون هتل آيون هو ، من به جيد ميگم

چيزي که منو ميرنجونه اينه که اصلا از اين جور چيزا نديده بودم

تو رو به خدا بس کن.اين تقدير هيو بود

اون گستاخ بود اون بايد پشت چراغ قرمز صبر ميکرد

خيلي احمقانست,منو ببخش ، بايد درکت کنم

اين منصفانه نيست

ان , ميخوام بدونم که چه اتفاقي افتاد

. تو کل بعد از ظهر ، داري همينو ميگي

شرمنده ، اون منو خيلي عصبي کرد

اينا رو به جيد ميگي؟- اون سعي ميکنه با اين مسئه کنار بياد-

.ممکنه اون نخواد منو دوباره ببينه

منظورت چيه؟- لطفا اون نامه ها رو بهش بده-

اونا برام پستشون نميکردن- ...ديويد-

خوب؟

.اون اونجا نيست

.اون هيچ جا نيست

تو نوشته اي که گذاشته گفته که يکشنبه بر ميگرده

ميترسم که براش اتفاقي افتاده باشه

منم همينطور

من تو اتوبوس بودم که تصميم گرفتم بيام باهات صحبت کنم

ميشه بيام داخل؟

من حرفاي تو و کيت رو شنيدم

...چيزي که اون بهت گفت

منصفانه نبود...

اون گفت که تو ازم متنفري, درست ميگفت؟

من ازت تنفر نداشتم , ديويد

تو نبايد اينجا باشي

تو در آزادي مشروط هستي و من ديگه نميخوام که به خاطر من تو دردسر بيفتي

من بايد دوباره تو رو ميديدم

تو هيچ تغييري نکردي

.من دوستت دارم

.من لايقش نيستم

من اصلا براي تو نامه ننوشتم من هيچوقت به خانوادت زنگ نزدم

هميشه منتظر نامه هات بودم

من نامه هات رو دارم

ان اونا رو بهم داد

من همشو خوندم

حس ميکنم دارم زندگيت رو نابود ميکنم

ميتونيم يه وقت ديگه در اين مورد صحبت کنيم

من الان آمادگيش رو ندارم

ديگه وقتي براش نيست

اين يه عشق تو زندگي بود , ديويد

.ميدونم

اون عشق موقعي اومد که هردومون بچه بوديم و نميتونستيم درکش کنيم

و مشکل اصلي اين بود

.جيد

بايد با پدرم خداحافظي کنم

. هرگز فکر اينو نميکردم

.حالم خوب ميشه- کجا داري ميري؟-

بر ميگردم مدرسه

تو بورلينگتونه

ميرم بالاي ورمونت

اتوبوس يه ساعت ديگه حرکت ميکنه

.نرو

.بمون

نميدونم ديگه کي همديگه رو ميبينيم

.نميتونم

من واقعا بايد برم

ديويد , خدانگهدار

بايد اين عشق رو فراموش کني

برگرد به شيکاگو

مراقب خودت باش

خواهش ميکنم جواب خداحافظي رو بده

....خواهش ميکنم

.نه. نه

!جيد

...ديويد , نه خواهش ميکنم نرو , پيشم بمون-

اهميتي نميدم چه اتفاقي برام ميفته من فقط به تو اهميت ميدم

...خواهش ميکنم , نه مگه نميبيني؟من نميزارم تو بري-

هنوز تموم نشده بين من و تو چيزي تموم نشده

فايده نداره . همه چي تموم شده

بهم نگاه کن . به من نگاه کن جيد , بين من و تو چيزي تموم نشده

!نه- ميدونم که هنوز منو دوست داري-

ديويد , بهم نگاه کن

ديويد , منو ببين

تو درست ميگي

من دوست دارم

اما برگشتن به شيکاگو سخته

تا حالا رفتي نزديک خونه؟

فکرش به سرم زده بود

من خوشحالم از اينکه دوباره با توام

اين يعني همه چي رو فراموش ميکنم انگار هيچ اتفاقي نيوفتاده

اتفاق افتاده ؟- چي ؟-

هيچي

بيا اينجا

بله ، کدوم اتاق مال ديويد اکسرورده ؟ ديويد اکسرورد

بله

ديويد ، کيتم

من تو لابي بودم ، شما ميخواين بياين پايين ، لطفا

به جيد هم بگو باهات بياد

اون چند دقيقه ديگه طبقه پائينه به جيد بگو دقيقا همون چيزي که بهم گفتي

من بهت گفتم که مطمئن نيستم

من نميخوام اين کارو کنم- بيا . من مطئنم اون خودشه

نگاه کن ، همه شواهد اينو نشون ميده

کيت ، من ميخوام بدونم چه اتفاقي افتاده اما ميخوام منصف هم باشم

اينگريد

اون بود

تو اونجا بودي- چي ؟-

تو اونجا وايساده بودي که من دستت رو گرفتم

چي ؟- جيد تو فکر ميکني اين يک تصادف بود ؟

درباره چي صحبت ميکني ؟

اون تو شهر بود و پدرت کشته شد

ميدونم- تو فکر ميکني اين تصادف بوده-

جيد ، اون اونجا وايساده بود- اينگريد اونو اونجا ديد-

اين حرومزاده اونجا بوده و پدر به خاطر اين ميدوه وسط خيابون

پاپي به خاطر اون مرد- نه-

اون پدرتو کشت

ديويد ؟

من اونجا بودم

اون يک تصادف بود

جيد بهم گوش کن و اجازه بده توضيح بدم- اون دست لعنتيت رو بکش کنار-

جيد ، اون يک تصادف بود- حرومزاده کثيف-

ميخوام تو رو بکشم- اجازه بده توضيح بدم-

من کاري نکردم

کثافت حرومزاده ! ميکشمت تو پدرم رو کشتي

کيت ! اين تقصير اون نيست

بريد کنار . پليس ، پليس

يکي اونا رو جدا کنه

ولم کنين

اون حرومزاده خونمون رو آتيش زد اون در آزادي مشزوطه

لعنتي ، بزار برم

جيد ، جيد

بهش صدمه نزنيد

! جيد - ...نگهش دار-

! جيد

برو پسر . سوار شو- جيد-

تو ميدوني دائما به چي فکر ميکردم ؟ اون شب تو خونه

پاپي اون شب شيپور زد و من با اون بودم

من دختر کوچيکش بودم

و بعد من ديويد رو هميشه تنها ملاقات کردم

... و نميدونم . من فقط ميخواستم با اون باشم ، اين اشتباهه؟

نه

من ديگه دختر کوچيک پاپي نبودم

همه چيز تغيير کرده بود

براي اولين بار تو زندگيم ، خودم بودم

زندگي همونه ، ماها تغيير ميکنيم

اما من صدمه خوردم

لطمه خيلي سختي خوردم- اوه عزيزم-

همه اينا براي تو سريع اتفاق افتاد

اما تو يه عمر وقت داري که درکش کني

اما اون من رو دوست داشت

اون عاشقم بود

هيچکسي مثل اون منو دوست نداشت

تو بازم عاشق ميشي ، مطمئن باش

نه عشقي مثل اون

نه مثل ديويد

نه مثل ديويد

نميتونم خيلي کمکت کنم

کاش ميتونستم

...اما تو شايسته هستي

براي چي ؟

هر چيز

همه چيز

تو بايد خودت اينو بفهمي

عشق من

تنها تويي که در زندگيمي

تنها چيزي که حقيقت داري

عشق اولم

با تو هستم در هر نفسي که ميکشم

با تو هستم در هر قدمي که برميدارم

و من

ميخوام تقسيم کنم

همه عشقم رو

با تو

نه کس ديگه اي

و چشمانت

بهم ميگن چقدر برات مهمم

اوه ، آره

تو هميشه خواهي ماند

عشق بي پايان من

با دو قلب

با دو قلبي که براي هم مي تپند

زندگي ما از سر گرفته ميشود

براي هميشه

تو را محکم در دستانم نگه ميدارم

نميتونم در برابر جادوي تو تاب بيارم

و اي عشق

من براي تو بي ارزش خواهم بود

مطمئنم

ميدوني که اهميت نميدم

تنها تو

دنياي منو ساختي

اوه ، ميدونم

تمام دنيا رو در تو يافتم

عشق بي انتهاي من

اوه ، اي عشق

من براي تو بي ارزش خواهم بود

مطمئنم

ميدوني که اهميت نميدم

آره

تو تنها عشقي هستي

که نميتونم انکار کنم

اين عشق در درونم ميجوشه

عشقم رو تقديم تو ميکنم

عشق من

اي عشق من

عشق بي پايان من

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.