Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مدتاون
همونطور که یادت میاد ما از آقای اسمیت
این سوال میلیون دلاری رو پرسیدیم:
سه ارگان مهم
توی بدن انسان مذکر چیه؟ و اون میگه...
لبخند میزنه،
خورشید احتمالا فردا بالا میاد
ولی تمام هفته من اینجام! شب بخیر
شماها یه بار دیگه اجازه بدید
به درخشان ترین کمدین شهر
آقای سانشاین، همگی، آقای سانشاین
نوشیدنی مخصوص امشبمون رو یادت باشه
این یه دلار از بقیه مشروب فروشیا ارزون تره
و بعد از نصف شب همه ی آبجو ها دوتا یکین
و یادت نره هر س شنبه
ما بهترین کمدی محلی رو اینجا حمایت میکنیم
تو کلاب کمدی آخرین خنده
آره آه...
هی رفیق امشب اجرا میکنی درسته؟
فکر کنم هستی
تو خوبی رفیق؟
دفعه اول روی صحنه
نگران نباش خوب میشی.
آره منم اولین بارم رو یادم میاد
من واقعا آماده بودم
تمام چیز ها رو میدونستم
کاملا حفظ بودم
میدونستم وقتی میخوام بشینم
وقتی میخوام یه جرعه آب بخورم
چقدر باید بین کلمات توقف کنم همه چی
اشکالی نداشت.
من یه کلمه هم نمیگفتم هه هه
کاملا ساکت هه هه هه
تا وقتی که اونا شروع کردن صدا در آوردن و داد زدن
خب من لایقش بودم
هیچکسی نمیخواست ببینه
یکی روی صحنه ست و هیچی نمیگه درسته؟
مهم نیست چقدر سعی کردم
حتی یه کلمه رو هم نمیتونستم به یاد بیارم
فقط اونجا وایساده بودم مثل یه عوضی
مثل یه عوضی واقعی
هنوز هیچی مثل دفعه اول روی صحنه نبوده
میدونی منظورم چیه؟
همم
یه عوضی واقعی
ما قراره یه آهنگای کوچیکی بخونیم
و یه شانس به همه بدیم که لیواناشون رو پر کنن
تا وقتی که کمدین بعدی میاد صحنه رو بترکونه
اوه اونجا مراقب باش رفیق مراقب باش
اوه تو میتونی بری هیچ کاوری نیست
من دارم اجرا میکنم
اوه باشه
اوه اون تویی؟ منم
خب امیدوارم از چیزی که واقعا هستی با مزه تر باشی
دفعه بعدی قبل از اینکه ببندیم بیا فهمیدی؟
دفعه بدی ای در کار نیست
آو مرد
از دست دادی داداش از دست دادی مرد
ببین من رندالم
من از جوینت لذت میبرم
آخر سر اونو گرفتی آره؟
خب گوش کن
تو هقت دقیقه وقت داری اگه بتونی پرش کنی
فقط برو اونجا و خوش بگذرون تو خوب میشی
دوست داری چطوری معرفی شی؟
اسمم خوبه
دوست دارم دوست دارم! مدرسه قدیمی
فقط اسما مثل چیزی ک گفتم رفیق
فقط باهاش خوش باش
خانوم ها و آقایون لطفا یه خوش آمدگویی گرم بگین
به برند جدید توی کمدی محلی
آقای دنی برگیس! همگی
دنی بریگس
قسم میخورم حقیقت رو بگم کل حقیقت رو
و چیزی جز حقیت نباشه! پس کمکم کن خدا
واقعیت اینه من امشب اینجا میمیرم
و واقعیت اینه که بامزه ترین چیز توی کمدی
اینه که تمام کاری که میکنیم
ربط به کارمون رابطمون
عشق شهوت حسادت تنفر
خونواده داشته باشه
این واقعیتاس که کمدی رو با مزه میکنه
و شما... شما داور منید
حالا اگه به چیزایی که میگم بخندین
به این معنیه که دارم حقیقت رو میگم
و هرچی سخت تر بخندین من بیشتر احساس گناه میکنم
میبینین من اینجام واسه کشتن
و اگه گناه توی این صحنه جرم پیدا بشه
من تفنگ میارم و علیه معبدم میگیرم
ماشه رو میکشم و مغزم متلاشی میشه
اخیرا شغلم رو از دست دادم
او
آره من از یه شرکتی که
واسه 17 سال توش کار میکردم اخراج شدم
حرومزاده ها رو بکش
بس کن
آره ما یه دور دیگه گرفتیم
این آدم فراتر از حاشیه اس
پس من رفتم دنبال یه شغل دیگه
یه چیز جدید یه چیز متفاوت
ولی من حس کردم که به اندازه کافی توانایی ندارم
تا موقعیتم رو اوکی کنم
پس من کاری کردم که شماها میتونستین بکنین
من توی مصاحبه کاری دروغ گفتم
و اون، خانوم ها و آقایان
از هیئت ژوری این صداقت خداونده
اینجا میگه شما 10 سال تجربه کار تو رستوران داشتین؟
بله قربان واو
آه بیا ببینیم اولیو گاردن
اپلبیز، ستاره تنها، ماکارونی گریل، فادراکرز
بوکا دی بپو، جوز کرب
کارخونه چیز کیک پسر اوه پسر باب اوانز، تگزاس ردهاوس
این رستورانای زیادیه
آره قربان همه بزرگاشون
میلر یه.... رستوران خونوادگیه دنی
میدونی این چیه؟ اوم...
این واسه یه خونوادست
خونواده تو؟
آره
تو میلر ما مشتری میگیریم
اون، اوه توجه زیادی معمولا
توی رستورانای زنجیره ای تو نیست
ما باید مشتریامون رو بشناسیم
ازشون بپرسیم روزت چطور بود؟
بچه هات چیکار میکنن اوه...
توی کار چی جدیده؟
و غیره غیره غیره
میفهمی دارم چی میگم؟
آره فکر کنم
هر مشتری ای که از اون در اومد تو
مثل یه عضو دیگه از خونواده میلره
اون یه خونواده ی خیلی بزرگیه
من این رستوران رو باز کردم
با ایده ای که غذاهای خونگی پخته شه
با یه قیمت مناسب و سرویس با کلاس جهانی
که هیچ وقت از شکلش بیرون نمیاد
و من افتخار میکنم که بگم بعد از 19 سال تو این کار
ما هنوز به اون برنامه اصلی وصلیم
میدونی هر وعده غذایی ای که سرو میکنیم
با یه سنت خونوادگی پخته شده؟
از طرف مادر مادربزرگم
اونو نمیدونستم آره
لیندا لیندا کلوچه هات رو بیار بیرون
لیندا کیه؟
همسرمه اوه
لیندا...اوه
بفرما
لیندا ازت میخوام به آقای بریگز
راجب اون کلوچه های معروف گی
لیولد زین میلر عزیزم لطفا من سرم شلوغه
تاحالا راجبش چیزی شنیدی دنی؟
لیندا ؟
کلوچه های معروف میلر
یه سنت خونوادگی میلره
هر کدوم از غذاها با یه سبد تازه شروع میشه
با کلوچه های دارچینی
برای خونوادت که ازش لذت ببرن
ولی مراقب باش شیکمت رو پر نکن
قبل از اینکه اون غذای سنتی برسه
و وقتی تموم کردی هر مشتری
هر مشتری از اونا میبره خونه
تا شب ازش لذت ببره به عنوان یه یادآور
از تجربه رستوران خونوادگی میلر
میتونم برم؟
آره ممنون عزیزم
یه افتخار
آره
پر کن
آره
آره؟
هاه؟
حالا من اوناینجا رو ببین که تو ذکر کردی...
یکی از منافعات رو نوشتی
از نوشتن چه چیزی لذت میبری؟
من کمدی رو دوست دارم
هیچ چیز خنده داری راجب بیزینس رستوران نیست دنی
من نمیگم که...
فقط شوخی بود
من فقط دارم شوخی میکنم من ...
از نوشتن خودم لذت میبرم
میتونم یه چیزی نشونت بدن؟ حتما
میدونی این چیه؟
یه منو
این چیزیه که من مراجعه میکنم بهش
کتاب مقدس غذای میلر
هم؟
یه نگاه بهش بنداز میدونی کی نوشتتش؟
تو آره
اینو روزی نوشتم که رستوران رو باز کردم
من فقط 100 دلار تو جییبم داشتم
و ماه بعدی داریم
20 سالگردمون رو جشن میگیریم
اون چطوره؟
ولی فکر میکنم این وقت بروز کردن داستانه
ازت میخوام اینو ببری خونه
بخونیش حفظش کنی
از تجربیات میلر بیشتر یاد بگیری
باشه
ازت خوشم میاد دنی
و شاید اگه چیزا کار کنه
میتونی کمکم کنی بنویسم چیم! اوه
نوشتن یه عهد نامه جدید
غذا خوری خونوادگی میلر
باشه
تو این خونواده رو دیدی؟
یکی که از مشکلات سخت تغییر نسل ها رمج میبره
از یه کشور قدیمی رفته به یه زمین جدید
با هیچی ولی امید توی جیب ها
انگشتاشون کار میکردن
و حالا موفق شدن
و کسب کار خونوادگی راه انداختن؟
این یکم بدبختانه نیست؟
خونوادم از اون خونواده متنفره
شاید تو خونواده ی من رو دیدی
ما کسایی هستیم که راه رو هل میدیم
به سمت رستوران
بلند، مضر
خودمون رو میبریم سمت چیزای دیگه
برگردوندن غذا سه بار
ما غذای بعدیمون رو مجانی میخوایم
ما تو خط اشتباه اون مغازه ایم
واسه فیلما همسایه ها
اونا یادشون میره بهت بگن کی خونه رو خریدی
ما پشتت تو کلیسا میشینیم
اوه خیلی خوشحالم که میبینم اون خونواده شرکت میکنه
برای یکشنبه خیلی بزرگ
داری باهام شوخی میکنی؟
بیشتر مثل پیوستن به یه چیزیه
یا خونواده من دوست دارن بگن
صبحونه ی خدایی
آره آره....
یه تیکه از نون
و یه شراب! و برگشتن به اونجا
این شعار خونوادگیه
هیچ نشانی نیست از جایی که میام
خونواده مقدس ما تو تصور یه زنن
بد کار میکنه
با خونواده که خیلی تو رفاهه
آره
آره اون اوه... اون واقعیته
تو ما رو خیلی خوب میشناسی
و بعضی وقتا واقعیت صدمه میزنه
خب چه دوره ای بعدش میری؟
من ریاضی دارم
تکالیفت رو انجام دادی؟ آره.بابا؟
دادم
دوره ی قبل انجام دادم خیلی خب دنی
تو باید اون درجه ها رو بیاری بالا
من دیگ چیزی ندارم باشه؟
I think اونا خوبن باشه؟
خیلی خب مثل مامان نیست
خب
به نظر میاد وقت بیرون آوردن از لای آشغالاست هه
آشغال سفید همینه
اوه اصله
نمیتونه ناهارتون رو درست کنه
یا اون مال تورو خورده؟
خفه شو عوضی
خوب بود هرزه جون
تلاش خوبی بود
تو یه چاقی میدونی اونو درسته؟
خفه شو
اون چی بود، چاق؟
نه جدا سعی کن یکم وزن کم کنی
زجر آوره
درسته مایک؟
آره مثل 100 پوند
آه آه آه
فکر میکنی داری کجا مرد لاکپشتی
اونطوری صداش نکن
عزیز دلم من هرجوری که دلم بخواد صداش میکنم
مرد لاکپشتی
خیلی کنده اون کلاس 10ئه
دوبار
هی آرون این چطوره؟
اون لاکپشت و مو
اوه هو هو دیگه به من دست نزن
اوه من واقعا الان ترسیدم مرد چاقالو
واسه این چیکار میکنی؟
تو دوباره بهش دست میزنی و من میکشمت
واقعا؟ انجامش بده
یا مسیح
من دارم خونریزی میکنم
دنی بزن بریم
تو انجامش دادی چاق عوضی
من به خونوادت زنگ زدم
و طبق معمول کسی جواب نداد
گوش کن مدیسون میدونم تو داری
یه زمان سختی رو تو مدرسه میگذرونی
تو و داداشت
ولی من چطوری میتونم کمک کنم
اگه تو به خودت هم کمک نمیکنی
کمک به خودم؟
کاری که از من انتظار میره انجام بدم
اونجا بشنیم وقتی دانش آموزات مسخره میکنن؟
اسم دارن
تو عصبانی بودی
چون اسمت رو صدا میزدن
تو نمیتونی بجنگی
هر دفعه که یکی اسمت رو طوری که نمیخوای صدا میکنه
من قبلا با این موقعیتا سر و کله زدم
من 1200 تا دانش آموز تو این مدرسه دارم
و تو هر جایی قنونایی هست که دنبال کنن
سه روز تعلیقی اجباری واسه دعوا کردن هست
من جفتتون رو میخوام
و خونواده هاتون که امضا کنن نه
مدیسون نه
بزن بریم
بشین
نگران نباش
ما برنمیگردیم
پس میتونی بری مدرسه
و 1200 دانش آموز ست و میتونی بهشون تنه بزنی
با اون باسن چاقت
مرد لاکپشتی
خیلی خب سین تاون شهر مارین
دو پلیس درسته؟ اون پشت وایسادن
واسه یه قربانی که بیاد
خیلی آروم روی لبه
و یه تصادف
هیچ شتابگری نیست من دارم میمیرم
تا اون پرچم سیاهو بگیرم عزیزم....
خیلی خب بیا بگیریمش
یه آدم اونجاست بیا بگیریمش داره راه میره
تو رستوران خونوادگی میلر
ما آماده ایم تا سرخدمت و کنیم درست مثل ما که
واسه نسل ها به خونوادمون کمک میکنیم
تو میلر تصمیم گرفتیم که برات
بهترین غذای خونگی رو بیاریم با قیمت مناسب
با سرویس خیلی با کلاس
چه میت لوف ما رو یا پوره سیب زمینی رو انتخاب کنی،
یه کاسه از سوپ خونگی برنج و گوجه
یا یکی از اختصاصی های روزمون
تو همیشه از مزه اش لذت میبری
هر کدوم از غذاها با سبد تازه شروع میشه
یا اجاق گاز گرم، کلوچه های دارچینی
و یه تیکه پای سیب رو فراموش نکن
که با بستنی وانیلی واسه دسر انتخاب شده
توسط لیولد میلر کشف شده
بر اساس دستور پخت
مادر مادربزرگش
میلر دوست داره منوش رو اختصاص بده
به مردم و با سرویس هاش ارتباط برقرار کنه
همینطوره
باشه
هی
هی مدس
جوک خوبی واسم نداری بگی؟
اوم....
نه
نه من...تو؟
چیزبرگر میره توی بار
متصدی بار میگه هی رفیق
ما اینجا غذا سرو نمیکنیم
خوبه که میبینمت
خوبه که میبینمت
هفته پیش کجا بودی
یه اتفاقی افتاده بود
جی شده بود؟
درواقع باید یه شغل جدید پیدا میکردم
باحاله من اونجا رو
که تو گفتی داری میبینی رو فراموش کردم
فکر کردم میگی انبار
فقط فکرکردم وقت تغییره
پس قراره توی رستوران یه پیشخدمت باشم
واقعا؟
شنیدم اوجا دارن
آره
مدوم رستوران؟
یه جای کوچیکیه
نمیشناسیش
من باید یه چیزی بگم من باید زودتر بهت بگم
فقط همش خیلی سریع اتفاق افتاد
خب من یه خبرایی دارم
منظورم اینه اگه تو علاقه داشته باشی
حتما
ما قراره دوباره خونواده شیم بعد این همه سال
منظورت چیه؟
منظورم اینه، خواهر و برادر....
یه خونواده واقعی
ما یه خونواده ایم
نه مثل خونواده های دیگه اونطوری نیستیم
مثل این نه
میدونی دوستت دارم درسته دنی؟
قطعا
و تو هم به همون اندازه ی من دوستم داری درسته؟
مدیسون این چیه؟ تو داری میترسونی منو
من عفو مشروط بهم خورده
من آخر ماه آزاد میشم
من تو آزمایشم
ولی اجازه دارم هم کار کنم هم سفر
دنی یه چیزی بگو لطفا
ببخشید من فقط آماده نبودم...
اوکیه
همه چیز مرتب میشه میدونی؟
درست مثل وقتی که بچه بودیم
من این دفع بهترش میکنم
هوووا هی شان
هی
دنی
سلام
سلام بزار یه نگاه بهت بندازم
متاسفم
اوه نباید خیلی عالی باشه
فقط قابل توصیفه باشه
باشه؟ من میخوام بهت
بهت اون کاورارو بدم و بهت کمک کنم
اونه شان رو دیدی؟
و سارا و اون ماندل
سارا، هم سفارش میگیره هم جواب میده
مندل سرآشپز شگفت انگیز و با استعداد ماست
و شان، نمیشه شان رو فراموش کرد
اون ظرفا رو میشوره و آشپزخونه رو میبنده
اوم دیگه چی؟
اوه رمزت
برای ثبت نام
اون S-T-I-C-K-Y.
و امشب میخوام باهات کاری کنم
پس میتونم جمعه کتبارو ببندم
باشه باشه؟
باشه ادامه بدم برو
اوه دست نگه دار
خدا ببخشتت که اینا رو فراموش کردی
باشه
اوه
ببخشید
دنی
هی هی
تو خوب میشی
فقط یادت باشه باهاشون مثل خونواده خودت رفتار کن
باشه آره باشه
سلام
سلام حال همگی چطوره؟
ما گشنمونه
منم صبحونه نخوردم
هیچچ وقت ایده خوبی نیست
صبحونه مهمترین
وعده غذایی تو روزه
منم همین فکرو میکنم
ببخشید میتونیم
نوشیدنی هایی ازمنو سفارش بدیم؟
خب قربان شما..اوه آب میخواین؟
آب خوبه آب خوبه
آب عالیه
پس امروز رو تعطیل میکنی؟
ببخشید؟
دوشنبه بود و فکر کردم شاید
میخوای یکم وقت با خونوادت بگذرونی
فکر میکنم عالی میشه
بابا شغلش رو از دست داده
عزیز دلم اونطوری راجب نگو
خب از دست داده اوه نه
من از دست ندادم
من فقط یکم از وقتم رو اونجا تعطیل کردم
میدونی من شغلم رو از دست دادم
و فکر کنم بهتره یکم هم وقت بگذرونم
ولی بعدش اون...
باید برگرده سر کار من
شغلم رو از دست ندادم
میتونیم لطفا منو رو ببینیم
و یه غذای کوفتی سفارش بدیم؟
بابا داری مارو خجالت میدی عزیز دلم
این مسخره است
من لازم نیست
واسه یکم آب بازجویی بشم
سلام رفقا
مشکل چیه؟
استایل وایسادنش
خیلی مناسب نیست
متاسفم این روز اولشه
شاید اول باید بهش درس بدی
یه سری اخلاقای خوب خونوادگی رو
قطعا صحبت میکنیم
هی این چطوره
اول، جالیه کلوچه بخوری
من دوست دارم یه کاسه خوشمزه
از سوپ گوجه و برنج رو بیارم! چطوره؟
خیلی خب نوشیدنیا دارن میان
باشه
تو فقط میتونی چیزی رو سفارش بدی گه 6 دلار یا کمتره
من....
خودت رو اذیت نکن
تو گفتی خونواده و من من سعی کردم...
تو کار خوبی میکنی ببین...
حتی تو یه خونواده یه سری از مردم حساسن
و اوه اتفاق میفته نگرانش نباش
برگرد رو دوچرخه
باشه؟ باشه
چهار کاسه سوپ برنج و گوجه
ما یه کاریشون میکنیم
میتونم آب بگیرم؟اول؟
اول آب بیار فکر خوبیه
اوه و یکم لیمو
و شاید یکم هم از بستنی
باشه
عالیه دنی
برگرد تو آشپزخونه
باشه آؤه
بیاید رفقا ما باید بریم
میدونی چیه؟
چرا اون کارارو نمیکنی؟
باشه
خیلی خب دوشنبه
چی داریم؟
من میگم میت لوف مندل
و پوره سیب زمینی دوشنبه
خیلی تنده من میتونم
فلفل سبز آمریکایی رو هم بخورم
بیا همش با هم؟
آره خیلی خب
خب اوه کیک مرغ سه شنبه چطوره؟
آه
من تو رو واسه کار میزارم تو آشپزخونه
آره چند وقته که اون اینجاست؟
اوه نمیدونم حدودا سه هفته؟
سه هفته
ها ها یالا
شماها میدونین یعنی چی؟
مطمئنا میدونم خیلی خب
هنوز تو نترسوندیش
چی؟
اوه تو...
تو واقعا نمیخوای بدونی
نه میخوام! میخوام بدونم
خب این سنته خونواده میلره
تا جدیدترین آدم ها رو بیاره تو خونواده
توی شهر واس خوش گذزونی
و ارواح ممم
این سنت خونوادگی نیست
نه درواقع بیشتر یه بهونس
برای مندل و شان که نوشیدنی بخورن
میدونی چیه؟ میتونی بهش بگی چیه
اون درواقع، ما هنوز باید بریم بیرون و معمولا
میدونی به دنی واسه اومدن تو خونواده خوش آمد بگو ها ها ها
منظورم اینه من خیلی نوشیدنی نمیخورم
اوکیه ما میخوریم
من نمیخوام کسی
فردا خمار باشه
آره بابابزرگ میلر
من فردا تعطیلم فکرک نم
اوه تو نباید اونو میگفتی
یالا شماها چی میگید رفقا؟
لیندا....
مم... اوه نه
سارا؟
سالا ممم باشه باشه بیا لیندا
ما یکی داریم
یه سری حرفا ها ها ها
یالا لیولد امشب میخوای نوشیدنی بخوری؟
نه تو ادامه بده
من بهت اعتماد میکنم که این بچه ها رو ببری خونه
تو یه ساعت مناسب
بابابزرگ بهتر میدونه اون میدونه میدونه
من به جوونی اون روزیم که باز کردم
این حکمت توئه که ما تحسین میکنیم آره
ما اینو میبریم قبل تو
یکی از افراد تو یه کاری
با حموم اون زن کرده توالت دوباره کثیف شده
یالا آره
تو همیشه میبره خدافظ
باشه چهارشنبه ها
خیلی خب چهارشنبه ها
پای میسهمیر؟
پای میسهمیر
هی رفقا
اوه خدای من سلام
حالتون چطوره؟
خوبه سلام خانوما
سلام
اوه هووو ووو
آره آره آره آره آره
اوه صبر کن ما باید تست درست کنیم
ببخشید؟ بله؟
یه دور دیگه میتونیم؟ باشه
و شات های بیشتر لطفا حتما
نه اوه نه نه نه نه من....
نه نه نه
آره آره ما باید تست درست کنیم
آره آره آره آره آره
شماها خوبین
یه خونواده که با هم دیگه مست میکنن، با همم میخوابن
صبر کن صبر کن نه اون... اون خوبه؟
اون چیزی که داره از دهنت میاد بیرون نه
به هر حال
پس دنی چی واسه خوش گذرونی داری؟
خیلی نیست
آره تو نباید
سرگرمی یا چیزدیگه ای داشته باشی
آره درواقع من آلبوم کمدی گرفتم
تکه
چی توشه؟
چند سال پیش من رفتم
به یکی از مغازه ها
من داشتم به موزیکا نگاه میکردم
و به این آلبوم برخوردم
و اون همه ی کمدین ها رو توضیح میداد
و یه چیزی بهم گفت بخرش و خریدم
و از وقتی که
تنها بودم میدونی حس ناراحت بودن
یا فقط نیاز به خنده داشتم
من میزاشتمش و حس وحالم رو بهتر میکرد
کمدین تو چطوره؟
لنی بروس لنی بروس کیه؟
لنی بروس یه کمدین بود
خیلی بحث برانگیزه
اون بر اثر مواد اوردوز کرد و مرد
اون یه الگوی مهمی برای بقیه بود
اوه راجب نیک سواردسون شنیدی؟
اون توی آلبوم وینیله؟
هیچ نظری ندارم
ولی اون وقاعا... اون واقعا بامزه است
من باید چکش کنم.
تو تاحالا به این فکر کردی
یکم استندآپ کار کنی؟
شاید یه روزی
فکر کنم باید انجامش بدی
یالا بیا یه جوکی بشنویم
من هیچ جوکی نمیگم
نه مثل کمدی
یالا مرد بیا یالا
یالا بیا یه چیزی بشنویم
اوم...باشه
پس این چیزبرگر...
اون از گریل وسط شب بیرون اومده
پس تصمیم گرفته بره بار و نوشیدنی بخوره
و درست متصدی بار گفت هی رفیق
ما اینجا غذا سرو نمیکنیم
بامزه است
اوه من واقعا نمیفهمم
جدا چی؟
اوه تو میدونی من تقریبا فراموش کردم
خونوادم دارن داداش کوچیکم رو
این آخر هفته میزارن تو رستوران
اون تو باشگاه رکورد 40 متر رو برده
پس من واسش غذای مورد علاقه اش رو درست میکنم
با فلفل سبز و پوره سیب زمینی که کار میکنه
دوست داشتنیه
داداش کوچیکت نیکولاس؟
نیک سریع! اونا اینطوری تو خونه صداش میکنن
همون چیزیه که دوست دخترم راجبم گفته ها ها ها
شرط میبندم همینطوره
هی؟
من یه چیزی رو ذکر کردم
راجب تولدم؟ واو
من دارم میرم تو 50 سالگی ! افتخار میکنم که بگم
لیندا بهت نمیخوره 50 سالت باشه
قلبش جوونه
کاری واسش کردین؟
یه برنامه ریزی مخصوص
من دارم کار میکنم
واسه شغل خودمون
ولی لیولد داره منو میبره فیلم ببینیم
و بعد میریم خونه تا یه سکس وحشی و پرشور داشته باشیم
یا مسیح
باشه خیلی خب
خونواده با هم میخوابن آره؟
ممنون
خواهش میکنم
و این 1750ئه
اوه نه واو
ما بزرگ میشیم
من میرم واسه دنی تست درست کنم
اگرچه ما برادر خونی نیستیم
مطمئنی؟ چطوری میتونی بگی؟
لطفا شان اوه لعنتی
من دارم سعی میکنم به خونوادش خوش آمد بگم
واسه اون رستوران
همه ی مشتریات هستن
و همه ی مشتریای سنگینت
بیرون توالت زنا میمونن
آمین آمین
سلام اینجا اینجا
اوه
آهه....
هووو
تو
اینو یه بار دیگه به من بده
کی...چیزبرگر خورده؟
و مطمئنی نمیتونم ببرمت خونه؟
میدونی دارم فکر میکنم شاید
شاید تو نباید رانندگی کنی
اوه نه من خوبم باشه
من واقعی زندگی میکنم
معمولا من پیاده میرم سر کار باشه
درواقع تو میتونی ماشینمو برداری اگه میخوای
میدونی من طفدار بزرگ وسایل نقلیه عمومیم
واقعا؟ آره
آره به علاوه من گواهینامه رانندگی ندارم
ههه هه نه چی؟
چی؟چرا؟
اوه من اتوبوس دوست ندارم
میدونی تو غافلگیری میشی
ولی مردم باحالی توی اتوبوس هست
شرط میبندم آره
موهات رو دوست دارم
مثل سایه های قهوه ای میمونه
مثل یکم قرمز من دوست دارم
ممنون
هی میدونی ما یه پارتی داریم
یه پارتی سورپرایز واسه لیندا داریم این آخر هفته تو آپارتمانم
من باید بهت زودتر میگفتم
ما یه گردش مالی بالا داریم
و رستوران و ... خب هفته هنوز تموم نشده
اوه باشه من میتونم
پفف رفته خیلی خب
خب اگه تصمیم داری اونجا باشی باید بیای
خیلی خوش میگذره
خودت رو ببین که دعوت شدی باشه
فکر کردم میام اونجا
خوبه
میدونی تو هم میتونی یه سری از آلبوم های کمدیت رو بیاری
بامزه میشه! اینطور فکر نمیکنی؟
تو میتونی مثل DJ ما باشی
جوکا خیلی...
..یا بامزن
ما ..ما رو اسمش کار میکنیم ولی...
باشه هه هه هه آره باشه حتما
من یکم میارم حتما
خوبه خوبه
خب اونجا میبینمت باشه
اونا مثل توئن میدونی
لیولد و لیندا فکر میکنی؟
اوم با در نظر گرفتن تجربه صفر تو تو رستوران؟آره
کی اونو گفته؟ تو نمیدونی چی بپوشی
مثل یه سالاد سزار من قبلا نداشتم
خب رازت مطمئنه
خب قبل اون سرویس چیکار میکنی
یه چیزایی هست به هر حال؟ اوم..
درواقع من یه لودر میبرم تو انبار
خیلی هیجان انگیزه
اوه آره آره این یه شغل واقعیه
هه شرط میبندم آره
یه دقیقه صبر کن باش پس تو داری لودر میرونی
ولی گواهینامه نداری؟
تو فکر میکنی بعد 17 سال
یکی میتونه بپرسه ولی
منظورم اینه من داشتم میرفتم ناسا تا سفینه بفرستم فضا
ولی بعدش تو میدونی یه شغل تو میلر واسم پیدا شد پس...
اوه آره حتما نمیتونی اون کار رو بکنی
هه هه پس چرا تغییر؟
درواقع داشتم به یکی از آلبومای لنی بروسم گوش میدادم
و هرکاری میکرد انجام میدادم
که من هزاران بار شنیدم
منظورم اینه میتونم کلمه به کلمه انجام بدم
و برای یه سری دلایل! من متفاوت میشنوم
بیشتر از بقیه چیزا
پس من توی خونمم
فقط...به خودم میخندم و این بده
من تصور کردم که دلیلش متفاوته
چون چیزی که اون میگفت واقعیت بود
وو اقعیت اخلش خنده دار بود
هه هه و خب من روز بعدی سرکارم
تو لودر
و من شروع به خندیدن کردک
منظورم اینه خندیدن خارج از کنترل و نمیتونستم متوقفش کنم
منظورم اینه من اشک میریختم هی از چشمم میومد پایین
و چیزی رو درست نمیتونستم ببینم و میزدم به یه چیزا
و همکارام از ترس جونشون فرار کردن
و این به من ضربه زد
متنفرم واسه چرخوندن زندگی لودر برونم
واقعیته
میدونی و جیزی که 17 سال باعث شد فکرکنم
فقط... هسیتریک بوده
پس تو اومدی بیرون نه اونا منو اخراج کردن
اوه نه منو آوردن تو
و به رکوردام نگاه کردن
و دیدن ک من هیچ گواهینامه ای ندارم
پس اونا اوه اونا اونا گذاشتن من برم
آره
متاسفم مشکلی نیست
من نمیخواستم بخندم ولی خیلی با مزه بود
بعد از اون من دست از درخواست دادن تو رستوران کشیدم
و تو میدونی گرفتن شفل...
خوبه
من چیزای زیادی یاد گرفتم
خب خوبه اون راه زندگی باید اینطوری باشه آره
تاحالا تجربه اینو داشتی زندگیت عوض شه؟
آره اوم..دخترم
واو...
تو یه دختر داری عالیه آره
اسمش ایزابلاست 6 سالشه
اون شگفت انگیزه اون دلیل اینه که من هرروز پا میشم
واو آره
من خیلی بهش افتخار میکنم هه
اون.. آؤه من واقعا
وقت زیادی با بچه ها نگذروندم میدونی
ب هجز اینکه یک سالم بود ولی بعدش...
اون بود واو
اوه واو قشنگه
ممنون
امیدوارم یه روزی ببینیش
اوه تو...تو پارتی میبینیش
اوه باشه خوبه
نه من من دارم شوخی میکنم
هه هه واو
تو خیلی زودباوری
ممنون
آره درواقع من میخواستم معلم موسیقی بشم
قبل از اینکه ایزابلا به دنیا بیاد
ولی زندگی که معلوم میشه میدونی
من باردار میشم و اون
و حالا من عوضش نمیکنم
واسه هرچیزی تو دنیا
خب تو ساز میزنی؟آره
من پیانو میزنم و یکم هم میخونم
ولی این خیلی خوب نیست هه هه هه
من به ایزابلا یاد میدم ساز بزنه
و اون خیلی دوست داره! شگفت انگیزه
آره نمیدونم راجبش ولی...
نه واسه من خوبه این...
موزیک همیشه واسه من یه راهی بوده
که مواقع سخت زندگی باهاش مقابله کنم
تو هم حتما همین حس رو راجب کمدیت داری
خب من باید برم
باشه! اوم
حرف زدن باهات خیلی خوبه
آره توئم
فردا میبینمت؟
درواقع من فردا تعطیلم
یه چیزی...! یکی هست میبینمش
خوش شانسیه شاید؟هاه هاه
خواهر من! اوه
نمیدونستم خواهر داری
آره
چه مرد عجیبی! هاه
یه سری دخترا اون جذبه رو پیدا میکنن میدونی
نه اونایی که با اتوبوس میرن
قسم میخورم حقیقت رو بگم
کل حقیقت رو و چیزی جز حقیقت نگم
پس خدایا کمکم کن
و تو میتونی رابطت رو معلوم کنی
واسه دفاع؟ اون خواهرمه
و تو میتونی خواهرت رو به ما معرفی کنی
تو دادگاه؟ اون اونطرفه
ممنو بیا بریم به همون روز
18 فوریه
من دوست دارم تو با ما بیای جزئیات اونروز رو ببینی
هرچی که میتونی به یاد بیاری رو بهمون بگو
میتونی اون کار رو واسمون بکنی؟ اونو یادم میاد
منو واسه مدرسه بیدار میکرد
مامان و بابا خوابیده بودن
پس اون واسم یه غلات درست کرد
و بعد؟ اون نخورد
اون فکر میکنه که خیلی چاغه و من خیلی لاغرم
ما رفتیم بیرون و منتظر اتوبوس موندیم
فکر میکنم مدرسه بهتر از خونه موندنه
رفتی مدرسه؟ آره
ولی ما تو کلاسای متفاوتی بودیم،
پس ما با هم کلاس نداشتیم به جز وقت ناهار
و اون هم موقع ناهار بود
که خواهرت دعوا کرد
آره ولی اون شروع نکرد
اون دماغ اون پسر رو شیکوند
امیدوارم وقتیه که تو و خواهرت
رفتین دفتر مدیر؟ آره
خواهرت عصبانی بود؟
ترسیده بود
وقتیه که خواهرت تصمیم گرفت
که شما دوتا باید مدرسه رو رد کنین؟
ما فقط رد نمیکردیم ما دیگه برنمیگشتیم
کجا رفتی؟ ما ازاتوبوس شهر استفاده کردیم
رفتیم خونه
به من اونطوری نگاه نکن
بهونه های بی ارزش واسه بچه ها
چیزیه که ما اینجا داریم
من به خدا قسم میخورم ما جفتتون رو میکشیم
اگه یه سری چیزا عوض نشه
تو فکر میکنی ما میخوایم هر دقیقه رو
نگران مشکلای کوفتی تو باشیم؟
به مامانت گوش کن
تو
من بهت گفتم...
ما بالا نمیریم
هیچکی اینجا نیست پسر
وقت بزرگ شدنه
و وقت مثل یه مرد رفتار کردنه
خونوادت بخاطر اتفاقی که تو مدرسه افتاد عصبانی بودن؟
چون این چیز بد قبلا هم اتفاق افتاده بود
اونا به ما گوش نمیدادن هیچ وقت گوش نمیدادن
آه وقتیه که مدیسون میخواست تفنگ بگیره؟
وقتیه که مدیسون برگشت اتاق
تا تفنگ رو بگیره
وقتیه که مدیسون رفت تا تفنگ برداره؟
آره به من نگاه کن وقتی
دارم باهات حرف میزنم
خدا لعنتت کنه به من گوش کن
ما ازت یه مرد میسازیم
نه
اگه بخوای بخوابی
8-10 ساعت تو روز
واقعیت همینه
یه دروغ باعث میشه که مردم دیگه نتونن بخوابن
حقیقت همین چیزه
اگه هر سیاستمداری
اگه از اول کج باشه
دیگه چیزی نمیشه
من واست یه ژاکت آوردم ممنون
پس...تو میتونی بری؟
اون پروسه کاغذ بازی منو تموم میکنه
چیکار میخوای بکنی؟
فکر کردم میتونیم بریم پارک
باشه
همینطوری کرایه خونه ارزونه
من هیچوقت صاحبخونم رو ندیدم
پس اگه چیزی بشکنه من خودم درستش میکنم
اوه آره این...
این خیلیه میدونم
اونطوری خرج میره بالا
معمولا من یه چیزی رو تو وضعیت خوب پیدا میکنم
من فقط میخرم
این چیه؟
اوه وقتی اومدم اینجا بود
بیا
این توالته
و تو میشناسی...
بقیه جاهارو
میدونم زیاد نیست خوبه
من رو نیمکت میخوابم پس من واست تخت درست کردم
باشه یالا
بهت نشون میدم کجاست
تلویزیون کار میکنه
من سه کانال دارم
ولی کار میکنه ممنون
نوشیدنی ای چیزی میخوای؟
یه لیوان آب باشه
فردا پس باید دوبرابر کار کنم
به این معنیه که احتمالا قبل از اینکه بیدار شی میرم
و خیلی دیر میام خونه
و کلید و یکم پول میزارم
روی میز اتاق پشتی.
و اگه تو بخوای
میتونم یکم غذا از رستوران برات بیارم
میدونی من معمولا...
هی مرد به میلر خوش آمد بگو سلام
تو منتظر خونوادتی یا...؟
نه فقط خودمم اوه باشه
هی...
تو برادر مندل نیستی؟
چرا؟چون سیاه پوستم؟
نه چون تیپت خوبه
هه تو خونواده اینطوریه آره شرط میبندم
هی نیکولاس اوه هی سارا
شنیدم یه مسابقه رو تو مدرسه بردی
آره دنگ! عالیه
خیلی خب من میرم داداشت رو بگیرم باشه
یکم کلوچه یا مشروب میخوای وقتی منتظر میمونی؟
میتونم بجاش آب بخورم؟تمرین میکنم
باحال ترین چیزه فهمیدی من برمیگردم
پس تو تمرینی؟ آره من خیلی سریعم
فکر میکنی سریعتر از منی؟
بیا
میدونم من بزرگ شدم و بهش نگاه نمیکنم
ولی من یه مرد ورزشکارم تو رویاهات
میخوای فهمی؟ چیو بفهمم؟
که کی سریعتره تو؟میخوای با من مسابقه بدی؟
همون چیزی که میگم دیوونه ای
خب؟ یه دقیقه صبر کن
اینجا؟ بیرون
اوه بزار ببینم
باشه حتما
ولی تو برنده نمیشی
40 متر چقدره؟
اوه نه نه
اوه به اون قطب اون قطب اونجا
آره همون هی نیک
اوه هی مندل چه خبره؟
میخوایم ببینیم کدوم مرد تو ویسکوسین سریعتره
مراقب باش من نمیخوام کسی صدمه ببینه
بیرون چیکار میکنن؟
ما یه رستوران اینجا داریم که باید بچرخونیم
دنی داره با نیک مسابقه میده
چی؟هاه
ظالمانس! من میتونم شکستش بدم
فقط همینو شنیدم
میخوای یکم پول روش بزاری؟
من شرط میبندم بابا بزرگ
اسم خدا اینجا چیه؟
همسرت و دنی بهشون حمله قلبی دست میده
اونا با نیک مسابقه میدن میخوای باهاش مسابقه بدی؟
فکر میکنی داری چیکار میکنی
تو تو حالتی نیستی که بازی کنی
به خودت صدمه میزنی صدات در نیاد زنیکه
من تو بهترین حالتمم تو زندگی! ینو نگو
مندل میتونی افتخار کنی؟
حتما
تو شکلت اوه من نمیتونم
آماده...
خط پایان کجاست؟ فقط بدو
شروع خط پایان چیه؟
بدو بابابزرگ بدو!
برو نیک
اوه عزیزم....
آو مرد
عالیه
کار خوبی بود کار خوبی بود
نه من در امانم خوبم
خیلی خب همگی همگی همگی همگی
هی کارت خوب بود
شیکاگو یه ریتمی داره و ضرب هم داره
که تو جای دیگه ای پیدا نمیکنی
بیا و جستجو کن
یکی از شگفت انگیز ترین شهر های دنیا
شیکاگو یه چیزیه که فقط
باید واسه خودت بگردیش
یکی باید نمکدون و فلفلدون رو پر کنه
میدونیم عزیزم لطفا ما رو دیوونه نکن
فقط تو میدونی آروم باش و اون یخ رو بزار روی پات
او کسی بهم نگفت خط پایان کجاست
چه انتظاری داشتم مسابقه رو ببرم
وقتی نمیدونم خط پایان کجاست؟
من میخوام دوباره مسابقه بدم ایده خوبی نیست
هه هه فکر میکنم ایده ی خیلی خویی باشه
آشپزخونه واسه فردا آمادست ما خوبیم؟
ما میزارو تمیز کردیم؟
نه من انجامش میدم فکر کنم میتونم کمک کنم
آره من بهت کمک میکنم و قفل میکنم
باشه همم
باشه دنبالم بیا
هی رفقا میتونین کمکم کنین بیام تو ماشین؟
من خوبم ممنون
خیلی خب بیا بابابزرگ.
منو بابابزرگ صدا نکن هی
او او او پسر هی
بیا گنده بک بریم خونه
تو باید خوب شی
برای سالگرد رستوران که هفته بعده
آره واسه این نبود که میخوایم ن خوب شم
اووه لعنتی
واوو فکرای فانتزی پسر
واسه یه اسنک دیروقت پایه ای؟ حتما
ممم اینا خوبن
خیلی عالی بود اون کاری که کردی
هم؟ گذاشتی نیکولاس ببره
من درواقع سعی داشتم شکستش بدم
مطمعنا همینطوره مم
به نظر میاد خانومای خوشگل
مرد خوب رو یه فیبر صدا میکنن
اون همینطوریه
امیدوارم بتونیم راهی پیدا کنیم
واسه اون تا بتونیم اعتماد به دست بیاریم
چرا فقط نمیای اینجا
و بهم یه گوجه بدی؟
چی؟
شاید اون کافیه
هی میتونم یه چیزی نشونت بدم؟ حتما
پس من داریم واسه متنای منوی جدید کار میکنم
میخوام بدونم چی فکر میکنی
لیولد راجب این چیزی میدونه؟
نه من تو جشن سورپرایزش میکنم
و امیدوارم اگه خوب باشه
اون میتونه از ایده ها استفاده کنه
تو رستوران خونوادگی میلر تو نباید مرتبط باشی...
میتونی فقط برای خودت بخونی لطفا؟
باشه ممنون
منظورم اینه تو هنرمندی
این خیلی عاله
اینطوری فکر میکنی؟ آره لیولد عاشق این میشه
وقتی منو رو برای بار اول خوندم...
وقتی که مامانبزرگش مرد...
ایده سنت خونوادگی
من فقط من فکر میکنم این عالیه
و خونواده تو چطور؟ اوه خونواده من
اونا خیلی وقت پیش مردن اوه
متاسفم نمیدونستم تو خواهر داشتی؟
آره. اون، اوم...
بیا فقط بگیم ما
یه سنت تربیت شده خونوادگی نداشتیم
خب منظورم اینه کی بود؟
منظورم اینه من ایزابلا رو خودم بزرگ کردم
از همون اولش و این چالش برانگیز بود
ولی منظورم اینه مثل اون کارش
که واسه من اتفاق افتاد
من بعضی وقتا تعجب میکنم، فکر میکنم
زندگیم چطوری میتونه باشه
اگه اونو نداشتم
من فقط فکر میکنم خیلی چیزا رو از دست دادم
من فکر میکنم میتونم معلم موسیقی خوبی بشم
خب تو الان باهاشی ممنون
پس باباش چطور؟
اوه اوه.. هه هه
یه اشتباه بزرگ بود
اون یه را خروج از عکس بود
چیزی که خوبه
منظورم اینه فکر میکنم چیزی که خیلی مهمه
واسه بچه اینه که بابا داشته باشه
ولی اینطوری هم کار نکرد
خب بعدش یه دوست پسر چطور؟
حس میکنم اون یکم سنش واسه قرار کمه
منظورم تویی
اوه نه
من واقعا وقت قرار ندارم
وقت چیزیه که دارم چی؟
آره کلی وقت
احتمالا میتونم یه ساعت فروشی باز کنم
میدونی خیلی با مزه ای
تو باید همش رو با هم ترکیب کنی
که کل حرکاتت میره روی صحنه
درواقع... درواقع یه جایی تو شهر هست
یه میکروفونی داره
آره میبینیم من میگم فقط...
بعضی دخترا کسیو دست دارن که شانس بدست میاره
من یه چیزی بهت میگم
ولی باید قول بدی چیزی نگی
خیلی خب
قول قول میدم
باشه
داستان منو
الکیه
هیچ مادر مادربزرگی نیست
با یه سنت خونوادگی
لیولد از یه خونواده ورشکست شده میاد
و بخطار یه سری دلایل
اون سال ها با خونوادش حرف نزد
اون لیندا رو دید و با هم ازدواج کردن
ولی بعدش نمیتونستن بچه دار بشن
پس اونا یه رستوران باز کردن
و اونا یه
کارکناشون رو مثل خونوادشون کردن
بخاطر همینه که من خیلی دوست دارم
نمیدونم حس میکنم داستان منو
چیزیه که لیولد امیدوار بود داشته باشیم
میدونی وقتی یه دروغ رو اونطوری با خودت حمل مکنی
به اندازه کافی
باید شروع کنی به باور اینکه واقعیته.
ولی به کسی نگو که من بهت گفتم نه
من نمیخواستم حست رو بکشم نه خوبه
بهم یه لبخند بزن
تاسف باره
یه چیز بهتر بهم بده یا این میاد تو صورتت
ضعیف
لعنتی
اوه مرد اونا یجورین
فقط نکن این واقعا چسبندس
سلام سلام
چی متیونم واست بیارم؟
اوم من اینجا واسه کمدیم
واسه اجرا هر سه شنبه ساعت 9
یه ثانیه صبر کن
هی
هی من بکی ام
دنی
ادامه بده و اسمت رو درست اونجا بنویس
و پرینت کن چون قابل خوندنه
به نظر میاد 11 میری
بهتره که زودتر رفت
پس ما میدونیم که میری اجرا کنی
خیلی از مردم دقیقه آخر جا زدن
پس چه کمدی ای میخوای انجام بدی
به نظر میاد میفهمیم دفعه اول؟
خب اینجا جای خیلی خوبیه که بری رو صحنه و یاد بگیری
چیزی میخوری؟ نه واقعا
خوبه خیلیا دفعه اول نوشیدنی میخورن
و اونا کاری نمیکردن
فقط برو اونجا و کارت رو بکن
وقتی که بار اول بخندی همه چیز آسونتر میشه
منتظر خنده باش همیشه منتظر خنده باش
مدس من خونم
هی من یکم غذا آوردم اگه گشنته
مدس؟
فقط اونجا مثل یه عوضی واینسا
یه چیزی بگو
بهت گفتم اون نمیتونه مقدار چیزی رو بدونه
اون فقط مثل خواهرشه خوبه که چیزی نیست
درد توی باسن واسه وقت تلف کردن
هی ما هممون منتظریم
بیا پسر ما رو بخندون
هی یه چیز خنده دار بگو
به نظر میاد مرد لاکپشتی رو صحنه ترسیده
چه بازنده اییه درسته مایک؟
بیا یه جوک بشنویم مرد لاکپشتی
واسه تو یه جوکه؟
بهت گفتم ما بالا نمیریم
هیچکی این اطراف نیست
تو هیچی به جز یه پسر ترسو نیستی
یه ترسو که خیلی ترسیده و به خودش چسبیده
هی بیدار شو یالا بیدار شو
چی؟ اوه یا مسیح
من فقط میخواستم بدونی که برگشتم تو خوبی؟
آره من فقط...
اوه خدای من چی شده
هی چیزی نیست من لیز خوردم اون...
من نباید بیرون باشم خوبم
ساعت چنده؟ دیروقت
من واست یکم غذا آوردم ممنون
کجا بودی؟
فقط چیزی رو که از دست دادم رو میدیدم میدونی؟
هی میشه یه لحظه باهام بیای بیرون؟
باهات بیام بیرون؟ کجا
نمیدونم مهم نیست بیا
مدیسون دیروقته من باید صبح برم سر کار
فقط یکم
یه چیزی هست که باید راجبش حرف بزنیم
نیمتونیم اینجا راجبش حرف بزنیم؟
به دوستان خوش آمد بگین
ما بیرونیم! شام بوقلمونه
ساندویچ مرغ
پاستای کاجون رو فراموش کن یا حتی خوراک ماهی و سیب زمینی
و مطمئن نیستم چرا پای لیمو تو منوئه
هیچوقت ندیدمش
پس چی میتونم واسه نوشدنیت بیارم؟ میترسم بپرسم
من یه قهوه میخوام همون
میبینی هیچ راهی نیست
منظورم اینه مخصوصا موقعی که امید به شانس داری
واسه یه راهنمایی خوب
شاید یه جای گه واسه کار کردن
بعد اون خوب میشه
میدونی چی میخوای؟
تو یه بار راجب اون رستوران شنیدی
که سکس امن رو ترویج میده؟ هاه؟
اونا صورت حساب رو روی یه کاندوم مینویسن
اونطوری میتونی از قرارت لذت ببری
و با صورتحساب بچسبی بهش.
عالیه ساینفیلد شماها چی میخواین؟
من قهوه میخوام من اوکی ام
به خودتون برسید
خب راجب چی میخواستی حرف بزنی؟
من تصمیم گرفتم که میریم شیکاگو؟
چرا؟
چرا؟من میتونم به صد ها دلیل فکر کنم
شیکاگو؟
آره من داشتم بهش فکر میکردم
هیج دلیلی نیست که اینجا بمنیم
ما باید یه شروع تازه رو تجربه کنیم
شیکاگو محدودیتای منو کم میکنه
و یه شهر عالی با کلی موقعیته
شاید تو وقت کافی نداشتی
تا به این فکر کنی مدیسون
من 20 سال بهش فکر کردم دنی
دقیقا ازم انتظار داری اینجا چیکار کنم؟
برم و دبیرستان رو تموم کنم؟
با دوستای قدیمی برم
چیزی که واسه من نیست، واسه ی ما اینجا
به جز مشکلات و خاطرات بد
من فقط نمیتونم برم باشه؟ من مسئولیتایی دارم
مسئولیت؟
مهمتر از منه؟
معلومه که نه
فقط...
باشه ما قراره چیکار کنیم تا از خودمون حمایت کنیم؟
چطوری قراره یه زندگی درست کنیم؟
من یه دلیلم
کجا گرفتیش؟
دنی تو تنها چیزی هستی که تو این دنیا
واسه من مهمه
و میتونیم از اون در بریم و سوار اتوبوس شیم و بریم
چیزی ما رو اینجا نگه نمیداره
هیچی کار من
میلیون ها شغل هست که تو شیکاگو بشه انجام داد
ولی این یکیو دوست دارم
تو میری سمتش
نمیدونم
تاحالا از این شهر رفتی بیرون؟
منظورت چیه؟
منظورم اینه تاحالا رفتی جایی؟
سفر؟ببینی چی اون بیرونه؟
من ترکت نمیکنم مش همینه
ما دیگه نباید نگرانش باشیم
این خیلی برای من مهمه دنی که ما از اینجا بریم
حالا
نمیدونم
چرا داری با من بحث میکنی؟
من ذهنم رو جمع و جور کردم و میریم
تهشه فقط صدات رو بیار پایین باشه؟
فقط من یکم وقت میخوام همش همین
چقدر وقت میخوای؟
چیزی بیارم واست؟
یکم دسر؟ یه سری کلاسای کنترل خشم؟
آه با مزه بود
گرفتی؟ کلاسای کنترل خشم؟
به همون قدر جالبه که من بهت بگم
بکش کنار
یه سری مردمی هستن که من باهاشون کار میکنم میخوام ببینیشون
من علاقه ای به دوست جدید پیدا کردن ندارم
ولی اونا واقعا آدمای خوبین مدس
اونا تاثیر مثبتی رو من گذاشتن
و من فقط...فکر میکنم...
از کی شروع کردی به ما فکر کنی؟
اینجا چه خبر شده؟
من ذهنم رو جمع و جور کردم میریم شیکاگو
پس توجه آخرت رو بزار توی کار
یه ژامبون و پنیر
برای کارکنای جدید ماه
چی؟
من واقعا کاری نمیکنم
ولی اگه یکی باشه تو مرد منی
ممنون مندل من الان واقعا گشنم نیست
ممنون
من دیدم امروز صبح داشتی تمیز میکردی
همه چیز اوکیه؟
شب طولانی ای بود همش همین
از من بگیرش
هیچ درمان دیگه ای واسش نیست
بیشتر از اون غذای طعم داری که آوردی
باشه
واقعا خوبه
غذا دلیلیه که من سرآشچز شدم چیزی که حدس میزنم واضحه
بیشتراز اون فکر کن
لذت بردن من از غذاست
به اشتراک گذاشتن لذت با بقیه واسه سرآشپز شدن
همون چیزیه که منظورمه.
یه چیز بزرگیه
ممم خوشمزس
این استمپ کوچیکمه
یا باید بگم کوپن غذای من
تو این دنیا
اشتهای خوبیه
ممنون
پس اوم امشب چیکار میکنی
من میتونم به خوردن ادامه بدم
اوه یه چیزی هست... یه جایی...
که میخوام بهت نشون بدم اگه دوست داری
حتما
آره
وقتی بیرونیم
یه چیزی هم هست که میخوام باهات راجبش حرف بزنم
خوبه؟
آره باحاله
باشه
اومم بیام بگیرمت؟
حتما
خوبه
خیلی هیجان دارم جای تورو ببینم
هی
هی
من امید داشتم برم بالا
یه فاجعه است
اوه اوکیه اهمیت نمیدم
کدوم یکی مال توئه؟
طبقه دومه
یه پنتهاوسه بالای آسانسور
خب شاید ما میتونیم بهش نگاه کنیم وقتی برمیگردیم
باشه
کجا داریم میریم؟
اوه یه سورپرایزه
ولی باید کمربندت رو ببندی
چون من یه راننده دیوونم
متاسفم ما...؟
تو باید ساکت باشی
باشه ما اینجا داریم چیمار میکنیم؟
یه کاری
چی؟ ششش
ببین ما چیزی نمیدزدیم پس آروم باش
من آرومم
خوبه بعدش نگران نباش
ببین من واقعا اینجا رو دوست ندارم باشه؟
همش همینه
اینجام دبیرستان میرفتی؟
آره میرفتم و خیلی به خاطرانش علاقه ندارم
خب خوبه
اونوقت امشب وفعه اولت میشه
هی کلید رو از کجا گرفتی....؟
اوه از یکی تو رستوران
خب این موسیقی اییه که به روح آرامش میده
اینجا جاییه که اولین بار یاد گرفتم پیانو بزنم
اینجا؟
مممم
واو
هی اومم چی میشه سرفه کنیم؟
فکر میکنم ریسکیه که دارم انجام میدم
تو با زدن یه آهنگ بهم کمک میکنی
نمیتونم....نمیکنم...
سارا نمیدونم چطوری ساز بزنم...
من بهت یاد میدم
باشه
چرا نمیشینی
خیلی خب
باشه
پس تو ریتم رو اجرا میکنی
ریتم چیه؟ خب درواقع
یه الگوی ضربه
از نظر عاطفی یه ضربان قلب خودش آهنگه
باشه
باشه
پس نکشش
باشه
باشه پس تو قراره این دو نت رو بزنی
فکر میکنی میتونی از پسش بر بیای؟
سعی میکنم باشه
نکشش
میبینی؟
تو طبیعی ای
باشه ادامه بده
و بعد من ملودی رو میزنم
باشه
واو
واو اون...
تو اونو نوشتی؟
من نوشتم واو
دوستش دارم
ممنون
آهنگ از چی الهام گرفته؟
خب اوم وقتی من یه بچه کوچیک بودم
خونوادم منو بردن آبشار نیاگارا
و حس کردم که آبشارا جادویین
و قشنگ بودن
و مثل یه پرنسس حس کردم
و من فقط...من فقط همیشه به خودم میگفتم
که یه روز وقتی...
اگه ازدواج کنم
اونجا جاییه که واسه ماه عسل میرم
ولی به هر حال
من اینجام و هنوز کتاب داستان تموم نشده
آره ولی هر کتاب داستانی درگیری خودش رو داره
شاید پایان تو هنوز نوشته نشده
پس، اوم، چی میخوای که بهم بگی؟
چی؟
این چیه؟
فکر کردم یکیو دیدم جدا؟
نه این این اوکیه
خب میدونی چیه؟
بهتره که در امان باشی
بزن بریم میتونیم بریم
باشه
سلام
تو باید ایزابلا باشی
خودمم و شما کی هستین؟
من دنی ام دوست مامانت
مامان کمدین اینجاست
عالیه عزیزم میزاری بیاد تو؟
بیا تو باشه
نقاشیای باحالیه
ممنون من تو کلاس هنرم درست کرم
اوه واو
میدونم چند دقیقه زودتر اومدم
ولی فکر کردم که یه وقتی رو واسه درست کردن رکورد پلیر بزارم
کجا بایذ...؟ اوه اونجا
و رکورد پلیر چیه؟
این ...این یه وسیله مکانیکیه
که موسیقی رو...
خب اینا رو پلی میکنه
این چیزا رو پلی میکنه
ولی بهشون فکر کن مثل CD های واقعی
ولی اینا خیلی خنده دارن
میخوای کاری کنی من بخندم؟
من؟ من شما دوتا رو دیدم که قبلا همو میدیدین
هی آره
اون همش به من رکورد پلیر فکر میکرد
اون؟
عزیزم میشه یه لطفی به مامانت بکنی
و میتونی یکم دیگه توالت رو مرتب کنی؟
باشه خیلی ممنون
واو اون با مزست
آره اون واقعا هست
عالی به نظر میای ممنون
از وقتی که اینجا اومدی
میتونی بهم تو تموم کردن دکور کمک کنی؟
فقط نمیدونم اینو کجا بزارم
آره حتما
ممنون حتما
فکر میکنم لیندا سورپرایز میشه
آره فکر میکنم هست
هی من خواهرم رو دعوت کردم
فکر نمیکنم اون بیاد ولی امیدوارم اوکی باشه
نه قطعا اوکیه هرچی بیشتر شادتر
من واقعا هیجان دارم که ببینمش
شرط میبندم اون کلی داستان خنده دار داره
راجب دو نفر که بزرگ میشن
اون تعجب نمیکنه که چرا کنار خونت وایساده؟
نه لیولد بهش گفت که من رفتم خونه
اون کلید و اونا باید صبر کنن بردارن
آه شماها اون زمان رو یادتون میاد
من یادم رفت در پشتی رو ببندم؟
صبح بعدش همه ی اون گربه ها تو رستوران بودن
آره
من به گربه ها آلرژی دارم
ایزابلا کجاست؟ اوه
اون یکم پیش خوابش برد
باشه همگی قایم شید و ساکت باشید
اوه دنی میشه....
این کیه
لیولد اگه نجیب نیستی،
کلید رو بزار زیر در نه یه ثانیه صبر کن
اوه خوبه شما دوتا خوب به نظر نمیاین
بیا تو نه عزیزم
میدونی میتونیم فقط یه لحظه وایسیم
ما داریم میریم واسه یه فیلم و حدودا
15 دقیقه دیگه میریم
اوه خدای من تولدت مبارک
این خیلی هیجان انگیزه ممنون
ووواه ممنون رفقا
گرفتمت
پس من یه چیزی واسه اشتراک گذاشتن با همه دارم
من تصمیم گرفتم استند آپ خودم رو داشته باشم
تو کلاب کمدی
عالیه
کی؟
یه شنبه شب.
یه میکروفون هست
و امیدوار بودم شماها بتونین
سالگرد رستورانه
و من به تو فکر میکردم لیولد
من خیلی دیر نمیرم پس هرکسی که علاقه داره
ما هممون میتونیم بریم یه جا بعد از بستن اینجا
من میرم همونجا
من هستم منم مرد
ما دوست داریم بریم
این یه راه عالی ایه
تا یه عصر عالی رو ببندیم از دستش ندین
من لباس میپوشم اگه داشته باشم
من خوشم میاد وقتی کمدینا لباس میپوشن
منظورم اینه کار روتین من هنوز تموم نشده
از رستوران به عنوان یه الهام بخش استفاده کن
منظورم اینه میدونیم این چیزا چقدر میتونن خنده دار باشن
شماها یادتون میاد اون وقتی رو که سیتم آب پاش روخاموش کردم
و رفتم آشپزخونه؟
این باحاه درنظر بگیر که اولین باره که میشنوم
یه چیزایی بهتره که گفته نشه عزیزم
به اندازه کافی خنده داره خیلی شباهتا هست
واسه میزای انتظار و اتفاقی که میفته
توی زندگی خودم مثل چی؟
مثلا دیدن آدمای جدید یا بالا بردن تواناییا
واسه اون مردم
برای مثال من این دو تاپ رو واسه یه روز دیگه داشتم
و فقط منو به هر مسیری هدایت میکردن
میدونی هرکاری که واسشون کردم درست نبوده
اونا منو یاد این خونواده فاستر میندازن
که من باهاش زندگی میکردم وقتی بجه بودم
که فکر میکردم برده واقعی خودشونن
و من یه طوری درستش کردم
که من خونواده رو کنترل کردم
هر دفعه واسم یه چیزی میفرستادن که برم کاری بکنم
من برمیگردم به اون اتاق
با یه آیتم لباس کمتر
و تو میدونی آخرش اونا فقط...
اونا فقط امیدوار بودن بری
بهم بگو این کار رو تو رستوران نکردی
خب اون یکی میز بود
چهار تا از روانپزشکا بودن
میدونی فقط خیلی ...
خیلی...
تو نمیتونی پیشنهادی به این مردم بکنی
چون همه چیز رو آنالیز میکنن
تو یه فنجون میوه واسه دسر پیشنهاد دادی
به این معنیه که تو حسایی در رابطه با همجنسگرایی داری؟
من فنجون میوه رو دوست دارم
تو خودت یه فنجون میوه ای
میخوای ایده های یه قرار خوب رو بدونی؟
مدس... همش با یه نگاه کردن شروع میشه
توی کافه تریا
و در آخر تو حموم باعث خفت گیری میشه
تو یه اخلاقت رو به اشتراک گذاشتی
این خواهر منه مدیسون
من در زدم ولی فکر نکنم شنیده باشی
صدا زیاد بود اوکیه.
من سارام خیلی خوبه که میبینمت
خیلی خوشحالم که اومدی
نمیتونم بمونم ! نمیتونیم بمونیم
هیچی نیست بهمون ملحق شو
من... من لیندام.
نی تو نگفتی خواهر داری
من لیولدم
و ما داشتیم تولید 50 سالگی همسرم رو جشن میگرفتیم
هوورا
و مندل شان
هی خیلی خوبه که همتون رو میبینم
من واقعا یه چیزای خوبی شنیدم
و لی من و داداشم یه کارایی رو تموم کردیم
قبل از رفتنمون به شیکاگو
شیکاگو؟
نگفتی که میری شیکاگو
مدسیون من واقعا خوشم مباد
اگه تو بری و چند دقیقه با این مردم بشینی
واسه من مهمه
بهونه های الکی بچه ها
تمام چیزیه که اینجا داریم
من به خدا قسم میخورم ما جفتتون رو میکشیم
اگه یه سری چیزا شروع نشن تا تغییر کنن
فکر میکنی ما باید هر دقیقه رو
نگران مشکل کوفتیت باشیم؟
ما هیچکاری م
توی اینجا پسر
برگرد اینجا پسر
خدا لعنتت کنه گفتم تن لشت رو بیار اینجا
همین الان
هی
هی
گرفتم این فقط یه چیز خوب..میدونی
من گرفتم
دنی
دنی
بسسه
میخوام یه چیزی نشونت بدم
بیا
باشه
بابام یه کادیلاک داشت وقتی بچه بودم
اون منو صدلی جلویی میشوند
این برمیگرده به چیزی که میتونی ازش دوری کنی
و من با شماره گیری یه کاری میکنم
نه نه نه
شاید دیوونه شه ولی یه کلمه هم حرف نمیزنه
مممم
خیلی خوب بود خواهرت رو میدیدم
شما دوتا برنامه رفتن به شیکاگو رو دارین
هنوز تصمیمی گرفته نشده
من بهتون یه چیزایی میگم اگه همونایی باشه که میخواین بپرسین
واقعا از بودن تو تو رستوران لذت میبریم دنی
من یه عضوی از خونوادم درسته
بجز من که نیستم تو هستی
من عضوی از خونوادت نیستم لیولد
من یه کارکنم
میدونی لیولد من واقعا
واسه قدم زنی رمانتیک خوب نیستم
خب شانس باهاته ما رو آب راه نمیریم
خیلی خب ولی این
یجور تست روانشناسیه
تو فقط میتونی به من یه f بدی
بیا مرد گنده
وقتی جوونتر بودم اون بیرون وقت میگذروندم
فقط به درساچه نگاه میکردم
آروم بود
و سکوتش رو میشد شمرد
من اینجا وایسادم و گذاشتم مثل یه مواد بره تو بدنم
دارویی که میتونه درد رو دور کنه
یه نفس عمیق بکش
یالا یه نفس عمیق بکش
اون نفس واسه یه ثانیه روحت رو یخ میزنه
میزاره بخوابه و تمام نگرانی ها و مشکلا دور بشه
سارا گفت خونوادت مردن
و تو یه مدت تنها بودی
تنها بودن آسون نیست
و همه ی حست میمونه تو خودت
هیچ جایی واسه رفتن نیست هیچکسی نیست
میدونم
من خیلی وقت پیش خونوادم رو از دست دادم
بابام وقتی خیلی کوچیک بودم رفت
تا امروز نمیدونم چرا
ولی یه روز صبح فقط رفت
و مامانم خواست که راجبش حرف نزنه
انگار که اون هیچوقت اونجا نبوده
خب نیاز به گفتن نیست همه چیز بعد از اون تغییر کرد
ما با یه دروغ زندگی کردیم
اون فاصله گرفت
نمیتونست عشقش رو ابراز کنه
اون خودش رو دور کرد.
و یه روزی من از مدرسه اومدم خونه
و اونو کف توالت دیدم
بدون نوشته بدون خدافظی بدون هیچی
دروغ گرفتار ما شده بود
من 16 سالم بود
و تنها بودم و واسه 10 سال بعدی
مثل این بود که...
مثل این بود که من تو کما بودم
انگار داشتم لگد میزدم به آب
بعد لیندا رو دیدم
اون زندگیم رو ساخت
اون زندگیم رو ساخت
ما نمیتونستیم خودمون بچه دار شیم
ولی خوشحالی زیادی تو کارایی که انجام میدادیم پیدا میکردیم
و ما شکرگزار بودیم
ما ازت ممنونیم
من تو درخواست شغلم دروغ گفتم
و هیچوقت اون جاها کار نکردم
من... از خودم درآوردم
حتی اونجا غذا هم نخوردم
چرا فکر میکنی من استخدامت کردم؟
واقعا فکر میکنی یکی رو استخدام میکنم
که تو فودراکرز کار کرده؟
من دیگه نمیخوام کسی دروغ بگه
هی هی
من داشتم آماده میشدم برم مگه اینگه کمک بخوای
نه من خوبم
تو واقعا امروز خودت نبودی
روز طولانی
همش همینه
واقعا داری میری شیکاگو؟
میتونیم راجب یه چیز دیگه حرف بزنیم؟
آره راجب چی میوای حرف بزنی؟
واسه فردا عصبی ای؟
فردا؟ آره واسه کارت
من واقعا زیاد راجبش فکر نکردم
شاید ایده خوبی نباشه
مطمئنی؟
چون تو واقعا هیجانش رو داشتی
خب شاید سعی میکنم مردم رو بخندونم
چیز خیلی مهمی نیست
خب شرم آوره
شاید یه وقت دیگه
خب اومم من واقعا میرم
چون باید کلی کار کنم
بشاه
باشه
میخوای بس کنی؟
به ایزابلا قول دادم که تا دیروقت میتونه وایسه
از وقتی که قراره کل روز رو اینجا باشم
نه من یکم دیگه کارم اینحا تموم میشه
مطمئنی؟
چون میخوایم جادوگر شهر اوز رو ببینیم
اون هیچ وقت ندیده
کلاسیکه هیچ جا مثل خونه آدم نمیشه
من خوبم ممنون
اوه اوم یه هدیه واست داحل هست
شاید بهش نیاز نداشته باشی
باورم نمیشه از اون لباسا استفاده کردم بپوشم
اوه اوه خدای من و لیولد
تو باید بیای اینجا و اینو ببینی
اون... اون سعی داشت با خبر بشه
اون این مال روزی بود که رستوران باز شد
اوه
آدمای زیاد و خوبی اومدن و رفتن
اوه شاون
شاون روز اولش خیلی عصبی بود
اولین شغلش بود و هنوز دبیرستان بود
و همونطور که میاد مریض هم شده بود
مندل اون طرف
اون رفت آشپزخونه و روزی که اومد
و دیگه پشتش رو نگاه نکرد
اوه سارا
سارا از مادر شدن میترسید
وقتی کارش رو با ما شروع کرد دو ماهه باردار بود
و هنوز هست
میتونم؟
اوه آره حتما
اون با ارزش ترین چیزی
که تاحالا دیدی نبوده؟
ممم
لیولد و من میخواستیم بچه داشته باشیم
ولی من هیچوقت نمیتونستم
من کلی احساس گناه میکردم اون سالا
واسم سخت بود
تو اون زمان
ولی اوه لیولد اون کنارم موند
اون همیشه میگه تا زمانی که تورو دارم...
همه چی دارم و به چیزی نیاز ندارم"
ما میتونستیم خونواده ی عالی ای بشیم
فکر کنم الانم هستین
ممنون
اوه خدای من به من نگاه کن متاسفم من....
اشک داره....
تو گفتی که چقدر دوست داری
وقتی کمدینا لباس میپوشن
پس هممون انجام دادیم
برو برو یه نگاه بنداز
سارا واسه فردا برداشت
اون کفاشیین که لیولد دیگه ازشون استفاده نمیکنه
شاید اونا...اونا اندازه باشن
ما واسه تو خیلی هیجان داریم
فردا قراره یه روز خیلی مخصوصی بشه
باشه
بگید چیز...
هی اونجا رفیق
تو باید بری اونجا رفیق؟
تو داری میزاری هوای سرد بیاد تو
خیلی خب رفیق آخرین شانس
من یه برنامه واسه نگه داشتن دارم
خودت رو بپوشون
این چیه
اگه باشه تو باید 8-10 ساعت در روز بخوابی
حقیقت همینه
یه دروغ لازمه تا آدم نتونه بخوابه
حقیقت چیزیه که هست
اگه هر سیاستمداری از اول کج باشه
دیگه هیچی نیست
ولی اگه با یه دروغ نگران باشی
باید
و باید ی چیز فانتزی باشه
یه وحشتن وحشتناک... قسم میخورم حقیقت رو بگم
که به مردم داد...
کل حقیقت رو ! و چیزی جز حقیقت نگم پس خدایا کمکم کن
من بهت گفتم
ما هیچ کاری نمیکنم
تو اینجا پسر
وقت بزرگ شدنه و مثل یه مرد رفتار کردنه
برگرد اینجا پسر خدا لعنت کنه
همین الان
این چیه؟
خدا لعنت کنه پسر
من دوباره بهت نمیگم
تو بهم میدی یا...
نه
من کشتمشون
من کشتمشون
این چیزیه که باور داری؟
این چیزیه که یادت میاد؟
حقیقت چه کار خوبی با ما کرده؟
من اونجا بودم وقتی دفن میشدن
اون به سمت خدا گریه میکردن
واسه مشکلات
من هیچوقت بهت نگفتم
خارج از ناراحتی
آسمون باز شد
و خورشید برای بار اول اومد بیرون
و منو کور کرد . اونا رو
از ویرانی فرستاد
من بهشون هرچی که گفته بودی رو گفتم
همونطور که گفته بودی
چطوری میری سمت کمد و تفنگ رو برداری
و من میخواستم جلوت رو بگیرم ولی خیلی دیر شده بود
و درست مثل اون تو هم رفته بودی
و من کاملا تنها بودم
و هرچی بیشتر من با خودم دروغ رو حمل کنم
بیشتر واقعی میشه
و من شروع کردم برنجونمت
مهم نبود چقدر بد میشه این چیزا
بد میشد اگه خونوادمون رو نداشتیم؟
ازت متنفرم
و تمام وقت دست از دوست داشتنت نکشیدم
بعد تو دیگه دوستم نداری؟
میدونی چقدر صبر کردم؟
چقدر رنج کشیدم؟
نظری داری؟
ازت محافظت کردم چون مراقبمون بودی
اونا لایق چیزی که گرفتن بودن
و امیدوار بودم توی جهنم بپوسن
نکن به من دست نزن.
من دیگه نمیتونم حست کنم
اوه خدایا چیکار کردم
من بد کردم دنی
هیچ وقت بهت نگفتم
اولین هفته ای که منو گذاشتی اونجا
به من تجاوز شد
وقتی جوون بودی
و برای اولین بار تو عمرم
پسر من محبوب بودم
هر روز مثل هزار روز میگذشت
هرکدوم پس از اون یکی
من خودم رو نگه داشتم
ولی از تو مشکلات پیدات ممیکنن
و اونا منو با ترس کنترل کردن
و مثل یه خوک منو گا**دن
هی خانوم کوچولو
تنها چیزی که من رو برد جلو
و من رو زنده نگه داشت
دونستن این بود که من دارم نزدیکتر میشم
به موقعی که بتونیم دوباره با هم باشیم
و مهم نیست چیکار کردن باهام
من قوی بودم
میدونستم اگه برات مثل خونه درست کنم اونجا رو
باید قوی میبودم
بهم بگو چیکار کردی
و یاد گرفتم بهشون صدمه بزنم...
اوه لعنتی
قبل از اینکه بهت صدمه بزنن
تو...من تو رو میکشم
نه
نکن
و من نجات پیدا کردم
و گذشته تموم شده بود
سلام رفقا هی چیکار میکنی؟
چطوری؟ خوبه که میبینمت
یا یه کاسه سوپ
چیزی که مخصوص ماست
هیچ زنگی نزد کسی؟ نه اون موبایل نداره
مثل اون نیست که دیر کنه مخصوصا امروز
من باید برم
مراقب باش
این هست
که خونوادت تنها چیزین که داری
پس بهتره
بهترین وقتت رو باهاشون بگذرونی
چون وقتی که رفتن یعنی رفتن
ولی چی میشه اگه یه جایی باشه
که بتونی خونوادت رو ببری...
و تو نمیخوای
واسه کاری که کردی؟
درسته؟
به معاملات خوش اومدی چطور میتونم کمکت کنم؟"
آره سلام من میخواستم ببینم
میتونم دوتا خونواده ترسناک داشته باشم؟
خب شانس باهات یاره
ما داریم یه چیزی رو اداره میکنیم
روی همه ی خونواده های ناکارامد
آه خودتی؟
امروز و امروز فقط
تجارت دو خونواده الکلی و بد
و گرفتن کلی عشق و علاقه
و اگه میخوای خواهرت باشه
ما بهت یه سگ بامزه میدیم
یه پیشنهاد واسه کل زندگیته
ولی میتونی همون حس رو داشته باشی
راجب مردمی که از خون تو نیستن؟
خون کی رو از دستات میشوری
اگه بخوای انتخاب کنی؟
سلام آقا میتونم کمکتون کنم؟ هننوز سرو میکنین؟
آشپزخونه بستست
ولی مطمئنم میتونیم یه چیزی واست درست کنیم
بفرما
اشکالی نداره بشینم؟
بردار
قهوه؟ لطفا
هی لیندا؟ آره
حالا من یه شانس واسه تنفس دارم
اشکال نداره برم دنبال دنی؟
اون دیشب خیلی عجیب رفتار میکرد من واقعا نگرانم
لیولد نگرانه ممکنه حرفی زده باشه که اونو ناراحت کرده باشه
فقط امیدوارم چیزی اشتباه نباشه
برو من مراقب اینام
ممنون لیندا
تمام مسافرای به مقصد شیکاگو اتوبوس 1351
میتونن الان چک بشن
تا 15 دقیقه دیگه حرکته
و هرکسی اول بشینه اول سرو میکنه
همینجا بمون
تو کل زندگیم
به اندازه امروز غذا نپخته بودم
رفیق پاهام اوق دارن منو میکشن
اوهه هه
چطوره پای بابابزرگ رو ببینی؟
اوه پای کثیفت رو بکش کنار
یالا شاون
واقعا؟
لیندا؟ بله؟
خبری از سارا شد؟
نه.هنوز نه
خیلی خب
اتاق غذا خوری تمیزه؟
ما هنوز یه میز داریم
خدا لعنت کنه
خیلی خب به محض اینکه رفتن فقط
قفل کن
هی رفقا؟من میرم دنبال دنی بگردم
من از سمت شمال میرم شماها بقیه جاها
حتما باشه خیلی خب
یه کت بپوش عزیز دلم
میپوشم
امروز عالی کار کردی ممنون
دنی این سارائه
ما تو رستوران گمت کردیم
دنی؟
اوه خد...
دنی؟
این یه خوبشه
بقیه چی؟
مس کثیف
تو فکر کردی من احمقم؟
من قدیمیترین پلیس این کتابم
تو باید بهتر از اون باشی
باشه این یکی چطوره؟
پلیسا به نافش چی میگن؟هم؟
هم؟
اینو ببین
نه لعنتی
خب ببین گربه چیکار کرده
مطمئنم یه لباس خوبت بود
مراسم عزاداری کجاست؟
مرد لاکپشتی
خواهر خودت چیکار میکنه؟
اخیرا کسی رو کشته؟
تو ما رو یادت میاد مگه نه؟
خیلی وقت گذشته
خیلی
چرا بهمون ملحق نمیشی مرد لاکپشتی
آه دنی
اوه خدا رو شکر
ما نگران بودیم
من فقط داشتم بیرون میومدم دنبالتون بگردم
کل شهر رو گشتم کجا بودی؟
همدیگرو میشناسین؟ معلومه که میشناسیم
اون واسه من کار میکنه! همه چیز مرتبه؟
فقط رفقا از دبیرستان! همش همین
سه نفر از ما برگشتن
فقط فکر کردن میتونن کاری کنن
خاطره ی خوبی دوست داری باهامون در میون بزار مرد لاکپشتی؟
مرد لاکپشتی؟
حتما لقبشه از دوران دبیرستان
ما کلی خوش میگذروندیم
درست نیست مرد لاکپشتی؟
این آدم یه دلقک واقعی اون و خواهرش
میدونی اون زمان که دوتاشون
کل شهر حرف میزدن راجبشون؟
اونا همیشه توی روزنامه و تلویزیون بودن
همه میدونستن که اونا کین
اونا مشهور ترین بچه ها بودن
میبینم
خب قربان میترسم بسته باشیم
پس ازت میخوام که بری
حالا اون یه شرمه
یه وقته دیگه! ممنون که اومدی
ما باید چک کنیم
نه نه تویخ ونست
حالا یه مهمون نوازی قدیمی
درست اونجاست افتخار من
خب خیلی ممنون
و سالگرد رو تبریک میگم
20 سال زمان خیلی زیادیه
درست نیست مرد لاکپشتی؟
دوباره بهش دست بزنی کشتمت
ما داشتیم راجبت حرف میزدیم
دنی بزن بریم
یه سری چیزا عوض نمیشن
دنی گفتم بزن بریم
کسی جایی نمیره
لعنت بهت خوک کثیف
دنی حالا
ازت میخوام آروم باشی و تفنگ رو بیاری پایین
دنی ما باید الان بریم
یه قدم دیگه برندار
دنی لطفا
لطفا
دنی
لیولد؟ نه
چی میشه اگه یکی خیلی زیاد دوست داشته باشه
و تو دوستش نداشته باشی؟
فرقی با شلیک یه گلوله به سر داره؟
خب خونواده جدید چطوره؟
میدونی اونی که واسمون آوردی؟
خواهر خودت؟
اوه عالین ممنون از اینکه پرسیدی
پس راجب ما بهشون گفتی؟
منظورم اینه با خونواده واقعیت چیکار کردی
فقط امیدوار بودم که بتونم مثل یه راز نگهش دارم
فکر نکنم فهمیده باشن
آره ولی فکر نمیکنی
اونا میخوان حقیقت رو راجب اتفاقی که افتاده بدونن؟
خب اونا میدونن که من دوستشون دارم
و هرکاری واسشون میکنم
همش با هم؟ آره درسته همه چیز
واسشون میمیری؟
دنی
من به اینجا تعلق دارم مدس
عاشقتم
میبینی عشق یه...
عشق تنها چیزیه که تو این دنیا
ارزش مردن رو واسش داره
دنی بریگس همگی! دنی بریگس
چهره ی جدید کمدی محلی
1380-61، 1380-61..
توی رستوران خونوادگی میلر
تو نباید ربطی به عضو خونواده ما داشته باشی
واسه 20 سال
لیوند و لیندا میلر باور داشتن
اون مردمی که بهشون خدمت میکنن
کارشونن
همچنین میلر میدونه
که سرویس با کلاس مشتری
از خونه شروع میشه
پس تمرکزمون بیشتر روی خونوادست
ما به مشتریا خدمت میکنیم
همچنین راجب مردمیه که با ما اینجا کار میکنن
ما به داستان طولانی موفقیتمون مدیونیم
به کارکنایی که به عنوان خونواده میشناسیمشون
هردفعه ما ذکر میکنیم
که غذاهای خونگی پخت میشه
با یه قیمت مناسب
مثل میت لوف و پوره سیب زمینی مشهورمون
همچنین کاسه داغ سوپ گوجه و برنمون
و قطعا کلوچه های معروف دارچینی
بیاید پایین و از تجدید دیدار لذت ببر
جایی که به همه خوش آمد میگن
و هر غذایی با عشق پخته میشه
رستوران خونوادگی میلر
غذای خوب یه رازه
خیلی افتخار میکنیم که اومدی تو خونواده میلر
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.