All language subtitles for King.of.Dramas.E05.(PersianDreamTeam)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "NafisS - Ghasadak" :مترجم

-=قسمت 5 : حمله ي متقابل طرف سقوط کننده=-

. من زندگيمُ روي اين سريال شرط بستم

،التماست مي کنم،خواهش مي کنم برنامه ي پخشُ بهم بده

خيلي رقت انگيزي، نه؟

درسته؟

. جوري رفتار مي کردي که انگار با پول هر کاري ميشه کرد

. ولي الان اينقدر رقت انگيز داري التماس ميکني

. هر جور دوست داري فکر کن

. . ولي الان توي اين لحظه

... اين زمان پخش چيزي که حتي بيشتر از زندگيمم مي خوامش

. . توي اين لحظه چيزي که بيشتر از هر چيز ديگه اي مي خوام

. اين که آشغالي مثل تو از اين کسب و کار بيرون انداخته بشه

نمي دونستي؟

رئيس؟

!تو ني توني اين کارُ با من بکني

. تا وقتي که من رئيس اينجام، تصميمَم عوض بشو نيست

. نويسنده جونگ هو جو توي دفرتونه

. خوش اومدي نويسنده جونگ

. بله

... شنيدم که

. . به دست آوردن زمان پخش

. کار خفني بوده

چي گفته بودم؟

. تا وقتي که من زنده ام آنتوني ديگه بلند بشو نيست

. لطفا فيلم نامه رو سريعا آماده کن

. . ما برنامه ي پخش نوامبر ايستگاه اسُ داريم

. با سريال انتقام آرام 2

=مسابقه ي فيلمنامه نويسي= . توي مسابقه ش شرکت ميکنم

. . من برنده ميشم مهم نيست چطوري

. و اسممُ روي اون فيلمنامه نگه ميدارم

. نويسنده لي

!پي دي جو

براي چي اومدي اينجا؟

. برنامه دارم که توي يه مسابقه ي فيلم نامه نويسي شرکت کنم

. . چون به اين خاطر اخراج شدم که

. تجربه ي هيچ سريال پخش شده اي رو نداشتم

... بله

. فکر کنم منم به زودي بيکار بشم

چرا؟

. ما زمان پخش صبح کيونگ سونگُ از دست داديم

از دست دادينش؟

. رهبر تيم نام وون يونگ رئيس ايستگاه پخش اس شده

!اون؟

ديوونگي نيست؟

... چون اون واقعا از نماينده متنفر

. بلافاصله بعد از اين که به سمتش منصوب شد ما رو انداخت بيرون

. نماينده داره مياد بيرون

. من ديگه بايد برم

"!فايتينگ"

!نماينده

. نماينده اوه عوضي

واي خدا، يعني کي ميتونه بهم زنگ زده باشه؟

هيون مين، اوضاع و احوالت خوب، نه؟

. معلومه که خوب، با تشکر از شما

. من همونيم که حتي نمي تونه اسمشُ به چيني بنويس

. من همون ديوونه ي پولم

. ولي با تشکر از شما اوضاعم خوبه

! هيون مين

ولش کن، واسه چي زنگ زدي؟

... . که بهت چيزي رو بگم که

. ازش بي خبري

از چي بي خبرم؟

اين که برنامه ي پخش صبح کيونگ سونگ 4 ساعت پيش لغو شد

. واي نميدونستي پس

فکر کردي همچين حرف مفتي رو باور ميکنم؟

. باور کردن يا نکردنش ديگه به خودت بستگي داره

. پس. . مواظب خودت باش

هيونگ چي شده؟

. . کونگ سو

... . برو ببين چه اتفاقي

. براي برنامه ي زمان پخش سريالمون افتاده

هان؟- !زود باش-

آناليز فيلمنامت چطور پيش ميره؟

کي به آناليز اهميت ميده؟ چه خبره؟

شنيدم که برنامه ي زمان پخش صبح کيونگ سونگُ از دست دادين

. درسته

چي؟

. . به هر حال، در عرض 48 ساعت آينده

. سريالمون به زمان پخشش که نوامبر بود برميگرده

چطوري؟

به شيوه ي خودم که هرگز کسي ديگه اي نمي تونه ازش تقليد کنه

دارم ميپرسم که چطوري مي خواي برنامه ي !زمان پخشُ پس بگيري

. . هيون مين

. من آنتونيم

آنتوني که با کشتن دشمنان بيشماري توي اين کسب و کار زنده مونده

. بهت که گفتم، فقط 48 ساعت صبر کن

... پس تنها نجات پيدا کننده ها

. تو و من و صبح کيونگ سونگيم

هيونگ چي کار کنيم؟

. گفتش که فقط 2 روز صبر کنيم

. گفت که برنامه ي زمان پخشُ پس ميگيره

همه چي خوب ميشه؟

! از کدوم. . قبرستوني بدونم

. متاسفم ولي گفتن که برگردين خونه

. بهش بگين تا وقتي که درُ باز کنه منتظر مي مونم

. متاسفم که دير وقت اومدم، دستيار رئيس

. اگه متاسفي برگرد برو خونت

. من حرفي براي زدن باهات ندارم

. من طرف شمام

. لطفا فقط يه لحظه از وقتتون بهم بدين

. راستش من طرف تو نيستم

. مي دونم

. پس ميدوني

. آره

. و اينم ميدونم که از امروز به بعد طرف من خواهيد بود

. . آنتوني

... من نمي دونم که قصدت از اين مزخرفات چيه

ولي براي صبح کيونگ سونگ حتي زمان پخشم در نظر گرفته نشده

. ولي شما دستيار کارگردان مي تونين برش گردونين سر جاش

چي؟

. خيلي خوب مي دونم که تا الان پشت سريال انتقام آرام 2 بودين

. ولي اين کار فقط جاي پاي رئيس جديدُ محکمتر ميکنه

. . براي اين که رئيس نامُ پايين بکشي

بايد از صبح کيونگ سونگِ محصولات جهاني حمايت کنين، سريالي که ... رئيس نام ردش کرده

. به جاي انتقام آرام 2 که رئيس نام ازش حمايت ميکنه

پايين کشيدن رئيس نام؟

فکر کردي کي هستي؟

. اون مقام حق شماست

. . چطور، چطور جرات ميکني

عصباني نيستين که کسي که ازتون جوون تر جاتونُ غصب کرده؟

لطفا بهشون نشون بدين که قدرت واقعي توي بخش سريال در دست کيه

. اين جوري رئيس جديد که فاقد قدرت عقب ميکشه

. و اون مقام به صاحب اصليش ميرسه

. رئيس

... نماينده

... دقيقا داري سعي ميکني چي کار کني

اگه يه آرزوي پنهاني رو بيدار کني، دشمنشُ پيدا ميکنه و ... سرنگونش ميکنه

. دارم با استفاده از يه دشمن به يه دشمن ديگه حمله ميکنم

با استفاده از يه دشمن به يه دشمن ديگه حمله ميکني؟

و همين طورم دارم ماسک اکسيژنُ از صورت دشمني که ديگه خسته شده بر ميدارم

. رئيس رسيدن

. . بله سلام

. بله

. بشينيم

. . شروع کنيم ديگه

. . بعد از بررسي دوباره ي فيلم نامه هاي ي واجد شرايط براي اين پاييز

،تصميم بر انتقام آرام 2 از کمپاني محصولات امپراطور براي 2شنبه، 3شنبه ها گرفته شد

رئيس نام؟

. بله

حتي با وجود اين که اين فيلمنامه ي نويسنده جونگ هونگ جو از ... کمپاني محصولات امپراطور

يه کم غير قابل اطمينان نيست که زمان پخشُ فقط براساس خلاصه ي فيلم نامه بهشون بديم؟

. منم با قائم مقام پارک موافقم

بالاتر از همه اين که اين سريال هنوز انتخاب بازيگراشُ براي شخصيتاي اصلي کامل نکرده

. آره درسته

ولي امروز صبح، من دوباره طرح اوليشون براي قسمت اولُ مطالعه کردم و کمپاني محصولات امپراطورم به صورت قطعي اعلام کرده که بازيگرانشون ظرف اين هفته انتخاب ميشن

. بله

در هر صورت تضمين تر شده است که صبح کيونگ سونگُ براي برنامه ي پخش نوامبر انتخاب کنيم، چون هم بازيگراش ستارن هم فيلمنامه ي 4 قسمت اولش آمادست

،قائم مقام بياين درمورد سريالي که از ليست پخش حذف شده حرف نزنيم

. بله

حرف من اين که اصلا دليلي براي حذف شدنش از برنامه ي پخش وجود نداره

. بعد از اين که با دقت همه چي رو بررسي کرديم اين تصميم گرفته شد حرفت تموم شد؟

اگه اين جوري پس چرا تجديد نظر نميکنين؟

ببخشيد؟

اگه مي خواي اينقدر خودراي باشي، در آينده با مشکل رو به رو ميشيم

نمي دونم در مورد چه مشکلي حرف ميزني، ولي اگه مشکلي . به وجود بياد من مسئوليتشُ قبول ميکنم

... اگه فهميدي

. بعدي

! ما نمي تونيم از همچين نظام خودرايي پيروري کنيم

!پاشين بريم

! اين جلسه هنوز تموم نشده، بشينين سر جاتون

تا حالا که داشتي از انتقام آرام 2 حمايت ميکردي، چي شده که يه شبه نظرت عوض شده و ميگي صبح کيونگ سونگ؟

پس دليل تو براي دادن زمان پخش به کمپاني محصولات امپراطور چيه؟

. ارشد

به عنوان همکار کوچيکترت بهت نميگم دارم به عنوان رئيس بخش سريال ميگم

. منم دارم نظر همه ي مديرا رو بهت ميگم

!قائم مقام

. . آره. . شايد

. . اگه بدون اين که من بدونم با کسي قراري چيزي گذاشتي

. من امکان نداره باهات کنار بيام

فهميدي؟

!نام وون يونگ

. مهم نيست کدوم خري هستي، تو زير دست مني

. بله درسته ارشد

ولي اين سريال با اسم من پخش ميشه، ميفهمي؟

!تو

منُ صدا زدي؟

. تو مدير مسئول انتقام آرام 2 هستي، پس کارُ شروع کنين

!رئيس نام

نشنيدي چي گفتم؟

. بله

. بهله فهميدم رئيس

. لطفا برو ديگه

. به نام جانگ جه ووک رزرو کردم

. بفرماييد از اين سمت

. اوه بفرما تو

ارشد، اجازه بدين دوستمُ که توي آمريکا با هم درس ميخونديمُ بهتون معرفي کنم

. اجازه بدين خودمُ معرفي کنم، آنتوني کيم هستم

. بله از آشنايي باهاتون خوشبختم

. بفرماييد بشينيد

. باشه، اونجا بشين

خب. . شغلت چيه؟

. سريال ميسازه

سريال؟

. آره

. کار ساده اي نيست

پس کارت خوب پيش ميره؟

من از ژاپن حدود 10 میلیارد وون سرمايه براي ساخت يه سريال گرفتم، ولي کار آسوني نيست

... ده میلیارد

. پس آدم واردي هستي

. خجالتم ندين

اسمش چيه؟

. صبح کيونگ سونگ

. لطفا اگه پخش شد تماشاش کنين

. باشه

. بفرما

. همگي

. . ساعت 4

چيه؟ جواب نميده؟

. حتي گوشيشُ هم خاموش کرده

! آنتوني عوضي

بيا بهشون زنگ بزنيم بگيم که انتقام آرام 2 رو بازي ميکني؟

چي؟

ميگي که برم به پاشون بيفتم و جلوشون زانو بزنم؟

در غير اين صورت، مي خواي به آنتوني اعتماد کني و شانسي که جاهاي ديگه داري رو از دست بدي؟

. بيا قبل از اين که خيلي دير بشه بريم کمپاني محصولات امپراطور

تو فقط باهاش قراداد امضا کردي ولي هنوز که از آنتوني هيچ حقوقي نگرفتي

چقدر ديگه وقت دارم؟

. دو ساعت

. پس. . اگه تا 2 ساعت آينده ازش خبري نشد. . ميرم

. و در اين موردم وظيفه ي زانو زدن با تو

. باشه

،اين نامه ي تاييديه ي زمان پخش انتقام آرام، بعد از اين که امضاش کردي کارشُ شروع ميکنم

. باشه، خسته نباشي

بله؟

. رئيس کل منتظرتون هستن

رئيس کل؟

. بله

. بله متوجه شدم

منُ صدا کردين؟

. بيا تو رئيس نام

تو از قبل ايشونُ ميشناسي ديگه؟

. آنتوني کيم هستم

. شنيدم سريالي رو که قرار ايشون بسازه رو دوست داري رئيس نام

لطفا به صورت قطعي اينُ در نظر بگير که صبح کيونگ سونگ از کمپاني . محصولات جهاني ماه نوامبر از ايستگاه اس پخش بشه

. ولي ما از قبل سريال ديگه اي رو در نظر داريم

اين خواسته ي تمام بخش سريال؟

ببخشيد؟

. از اون جايي که من ميدونم بقيه ي اعضا نظر متفاوتي دارن

. رئيس، قبلا تصميمش قطعي شده

رئيس نام متوجه منظورم نميشي؟

. . آنتوني

فکر ميکني با اين کارا چقدر بتوني جلو بري؟

فکر نمي کني که اگه اين سريال پيش بره تو هم جلو ميري؟

. به هر صورت محشري

کي بود که جلوم زانو زده بودي؟ و حالا ازهر چيزي که داري استفاده ميکني که باهام مقابله کني

. به هر حال خيلي محشري

مگه فراموش کردي؟

،که من کسي هستم که هر کاري براي به دست آوردن چيزي که مي خوام ميکنم

. براي آخرين بار نصيحتت ميکنم

. تو هر کاري که از دستت بر ميومد کردي

. حالا ديگه ولش کن

. منم يه نصيحت کوچولو بهت ميکنم

. لطفا شکستتُ قبول کن و نتيجه رو بپذير

. شده حتي فقط يه کم ولي برات کمتر سختش ميکنه

. اينُ اين جوري حساب ميکنم که زمان پخشُ بهم ميدي

. بذار برات واضحش کنم

،فراموش نکن که فقط به اين خاطر که بيخيال شدن صبح کيونگ سونگ کار عاقلانه اي نيست

... تو هم اينُ فراموش نکن که

. هر اتفاقي که بيوفته، ما الان ديگه توي يه قايقيم

يه قايق؟

. خودتُ فريب نده

. اين قايق تو نيست

. اين ديگه به طرز فکر خودت بستگي داره

. پس

!راستي

. من دوباره نويسنده لي رو استخدام ميکنم

چي؟

. وقتي که اخراج شد فقط صاف واستادي نيگاه کردي

چرا اينقدر دير؟

چون اون تنها فردي که بهتر از هر کس ديگه اي صبح کيونگ سونگُ مي نويسه

... براي برنامه ي زمان پخش دوشنبه، سه شنبه نوامبر 2012

تصميم بر پخش صبح کيونگ سونگِ کمپاني محصولات جهاني گرفته شده

. . سي پي، فيلمنامه رو به اعضاي تيم بده

. و نامه ي تاييديه ي برنامه ي زمان پخششُ به کمپانيش بفرستين

. بله فهميدم

. کارتون خوب بود

. بله رئيس، آنتوني کيم هستم

. نامه ي تاييديه رو که فرستادي به دستم رسيد

. پولي رو که قرارشُ گذاشته بوديم بلافاصله برات فرستادم

. لطفا منتظرش باشين چون بهترين سريال سال ميشه

. سي وسه بيليونُ به حساب ريختن

پس ديگه واقعني کارمونُ شروع کرديم؟

!معلومه

!حقوق کانگ هيون مينُ براش بفرستين

نظرت در مورد اين يکي چيه؟

!! خيلي حس خوبي به آدم ميده

قشنگه، نه؟

. آره! قشنگه

. . خلي خوب، خيلي عالي

قيمتش چند؟

به اضافه ي پول مالياتش ميشه حدود 62، 300,000 وون و ... اگه مي خواين

!بسه!بسه!بسه

. اين که خيلي ارزون

. . بيت نا

. . اوپات داره برات هديه ميگيره

. ولي اين قيمتش بهم حس ارزون بودن ميده

يکي ديگه رو انتخاب کن، باشه؟

. . ارزونش خوب نيست

پس بريم؟

! يا حضرت مسيح

واقعا هيچ پيامي بهت نداده، هنوز بهم زنگ نزده؟

... آره... تالان. . نماينده هنوز تماس نگرفته

! آنتوني عوضي

عزيزم، من دارم ميرم که تحقير شم، چون بايد براي خريدن يه ماشين . از شونصد تا کارت اعتباري استفاده کنم

! با تمام وجود بايد کاري کني که اون ماشينَ رو نخره

!اوپا! اوپا! اوپا

... . باشه، دارم ميام

... عجيب دارم ديوونه ميشما

=بانک هان يونگ، اعلاميه ي واريز مبلغي زياد= . دو میلیارد وون

! بيت نا

=صبح کيونگ سونگ به عنوان سريال ماه نوامبر اس بي سي نهايي شد=

. من پخش انتقام آرام 2 رو براي سال ديگه برنامه ريزي ميکنم

. هنوز تموم نشده

چي؟

. گفتم هنوز تموم نشده

ولي... مگه زمان پخشُ به آنتوني ندادن؟

. اين طوري نيست که برنده بعد پيروز شدن بخنده

. کسي که آخرين خنده بهش برسه برنده است

. بازي هنوز تموم نشده

همون طور که گفتي حقوق کانگ هيون مينُ به حسابش ريختم و . مقاله ي تاييديه ي سريالُ هم چاپ کردم

. . و اينم

. ماشينتُ که به عنوان وثيقه نگه داشته بودن، پس گرفتم

. خسته نباشي

ولي در مورد نويسنده ي صبح کيونگ سونگ چي کار ميکني؟

مگه نويسنده ي ديگه اي رو هم مي شناسيم؟

. ساعت کاري تموم شده

. عصرتون بخير

. خيلي وقت که همديگه رو نديديم

اينجا چي کار ميکني؟

. . به خاط نويسنده لي گو اون

گو اون؟

. مي دوني که رفته خارج شهر که روي فيلم نامه کار کنه

همين يه کم پيش زنگ زد گفت کمپانيتون براش يه اتاق خوب گرفته که دوسش داره

مگه با هم کار نميکردين؟

. همه اونجان منم دارم ميرم همون جا

پس اينجا چيکار ميکني؟

نويسنده لي نگران مادرش بود پس من اومدم چک کنم ببينم خوب هستين يا نه

. آهان

. . سوپ رو گاز، من يادم رفت که

. يه کوچولو صبر کن

. . به صورت طبيعي وقتي به سن من برسي

يعني چي؟

بدون خداحافظي رفت؟

. فکر کردم شايد عوض شده باشه

... ولي هنوزم همون آدم بي شخصيت قبلي

. . اقامتگاه تابستوني

. من مي خوام فردا اونجا اتاق بگيرم پس آدرستونُ بهم بگين

. واي خدا

. اين وقت صبح بيداري

خوب استراحت کردي؟

. اين روزا مثل هميشه نيستي، خيلي داري تلاش ميکني

. ديشبم انگار داشتي روي چيزي کار ميکردي و کل شبُ بيدار بودي

داشتم روي يه فيلمنامه که مي خوام باهاش توي مسابقه ي فيلمنامه نويسي شرکت کنم کار ميکردم

سريال؟ تو نويسنده ي سريالي؟

. نه... من قرار که نويسنده ي سريال بشم

هواي اينجا با هواي سئول متفات، نه؟

يعني چي؟ چطوري منُ پيدا کردي؟

چرا گوشيتُ خاموش کردي و اومدي خارج از شهر و پيدا کردنتُ اينقدر برام مشکل کردي؟

. به من نزديک نشو

درسته، حتما خيلي از من بدت مياد، وقتي که بهت نياز داشتم . دنبال گشتم و بعدش دوباره رهات کردم

. . ولي

. به من نزديک نشو

. چون من نميخوام اصلا کاري به کار کسي مثل تو داشته باشم

. صبح کيونگ سونگ زمان پخششُ گرفت

. پس اومدم اينجا که مقامتُ بهت پس بدم

. بيا سريع بريم سئول، چون قسمت اول سريال 5 نوامبر پخش ميشه- . گفتم از سر جات تکون نخور، اينا ديگه چه چرندياتي که داري ميگي-

آخه بيشعور وقتي بلد نيستي شنا کني چرا ميپري تو آب... ؟

. داري ديوونم ميکني

... توي عوضي

. بيدار شدين

اون خانمي که با من افتاده بود تو آب کجاست؟

. ببخشيد؟ آهان همون کسي که به آمبولانس زنگ زده بود اون زودتر مرخص شد

. مثل اين که حالت بهتر شده

. برو

. لي گو اون هر چي که قبلا گفتم راست بود

. نويسنده ي صبح کيونگ سونگ تويي

. پس بايد دوباره برگردي

چرا؟

چرا من؟

تو خيلي بي رحمانه منُ اخراج کردي، دليلت براي استخدام دوبارم چيه؟

. رئيس جديد گفت که دوباره مقامتُ بهت بدم

. ولي تو از اون آدمايي نيستي که سريع اينجور دستورا رو قبول کنن

دليل واقعيشُ بهم بگو؟

نويسنده اي که کمتر از تو دستمزد بگيره از کجا پيدا کنم؟

من بهت احتياج دارم و اين برات کافي که به عنوان نويسنده ي اين سريال . يه شروع بي نظير داشته باشي

. اگه براي فکر کردن زمان ميخواي، يه روز بهت وقت ميدم

. . ولي با اون غرور که تو داري

. آخرين شانس زندگيتُ اين جوري دور ننداز

... پس

گفتي دقيقا چه روزي پخش ميشه؟

اين ديگه چيه؟ ماشين خريدي؟

. از همون اولشم ماشين خودم بود

چرا کسي که نمي تونه شنا کنه ميپره تو آب؟

. احتمالا به خاطر من که نبوده

. پام ليز خورد

. رسيديم، پياده شو

رسيديم؟

وقتي داشتي رانندگي ميکردي خوابت که نبرد نه؟

با وجود کسي که کنارم داشت خرناس ميکشيد و دندانشو رو هم فشار ميداد . امکان اين که خوابم ببره وجود نداشت

. ولي اين که خوبه چون باعث شده وقتي داشتي رانندگي ميکردي خوابت نبرده

. برو خونه و جاي اونقدري که نخوابيدي بخواب. و ساعت 2 بيا دفتر، کلي کار داريم

. خيلي خوب با آدم حرف ميزنه ها، خيلي

مامان؟

منُ صدا زدين؟

. نويسنده لي گو اون برگشته

. ديگه وقتش شده که اقدام کنيم

منظورتون از اقدام چيه؟

. از الان ديگه شروع ميشه

منظورتون از شروع ميشه چيه؟

. دارم ميگم که به زودي يه شکاف به وجود مياد

. من روش آنتوني رو خيلي خوب ميدونم

چي؟

نويسنده لي برگشته؟

. آره آنتوني گفت که برگشته

! احمق

ديوونه شدي؟

چرا نميندازيش بيرون؟- ! بيشعور- . ِکاملا مست- . اون سريال ما من-

هيونگ؟

هيونگ چته؟

منظورت از چته چيه؟

ميگن برگشته. مگه اون باري که از خونه انداختمش بيرون اينجا نبودي؟

!نگرانش نيستي

چي؟واقعا همچين اتفاقي افتاده؟

. . ممکنه با فيلم نامش اذيتم کنه

. اصلا همچين آدمي به نظر نميرسه

... تو که نمي دوني، اون دختره

. يه گنگستر کامل

. دَخلم اومده

تبريک نويسنده لي! نمي دوني به خاطر برگشتنت چقده خوشحالم

!فايتينگ نويسنده لي

. ببين، ببين، هنوز جواب نداده، حتما مي خواد سرم تلافي کنه

. فکر نکنم از وقتي بهش اس دادي يه دقيقه هم گذشته باشه ها

! کونگسو، اين بشر عجيب از من بدش مياد

. ممنون، دسته گلش خوشگل بود

ما تا الان پستي و بلندي هاي خودمونُ داشتيم ولي از الان به بعد . من بيشترين تلاش خودمُ ميکنم

!چي بهت گفته بودم!اون اينقدرام بد نيست

چرا کارتُ درست انجام نميدي؟

ببخشيد؟

اينجا، از بودجه هر قسمت، جمع کلي هزينه ي وسايل فيلم برداري درست نيست

. اين غير ممکنه. من 3 بار با ماشين حساب حسابش کردم

من تا حالا اصلا اشتباهم کردم؟

!نه

. قدرت حسابگريت هميشه درست بوده

از 2 گذشته ديگه. نويسنده لي کجاست پس؟ اومده؟

. ميرم چک کنم

الو؟

. الان ميرسم

. لطفا بهش گو يه کم ديگه اونجام، پي دي جو، آره

!نويسنده لي گو اون

... . سلام

اينجا چي کار ميکني؟

. . خب شرکتمون همين نزديکياست

. آره راست ميگي کمپاني محصولات جهاني همين نزديکي

Yes. . بله

ولي شما اينجا چي کار ميکنين؟

. يه قرار ملاقات اين نزديکيا داشتم، و الانم دارم برميگردم شرکت

. بله فهميدم

. در هر صورت، تبريک به خاطر گرفتن زمان پخش

. بله

. من دارم صادقانه ميگم پس لطفا برات سوء تفاهم نشه

. خب من فقط شخصا از آنتوني متنفرم

. پس رقابت سر زمان پخش به خاطر تو يا فيلم نامت نبود

من فقط از اين ناراحتم که صبح کيونگ سونگ که سريال به اين تازگي و . خلاقانه اي رو کمپاني ما نميسازه

. بعد از اين سريالت، لطفا براي سريال بعديت يه شانسم به کمپاني ما بده

. بله باشه

. باشه . . پس-

!! برگشتنت مبارک

! حالا که برگشتي، نويسنده لي، دفتر تاريک و حقير ما روشن شد

. ممنون

همتون حالتون خوب بوده نه؟

. خب تا وقتي که زمان پخشُ تاييد کردن واقعا شکنجه بود

! خوش برگشتي

. تبريک گفتن بسه ديگه

. بياين جلسه ي فيلنامه رو شروع کنيم

. باشه

. حالا که زمان پخش معين شده، وقت زيادي برامون باقي نمونده

ما نمي تونيم از فيلم برداري همزمان با پخش جلوگيري کنيم ولي براي اين که . . احتمالشُ هرچقدر که مي تونيم کمتر کنيم

. فيلم نامه بايد در عرض 20 روز کاملا اصلاح شه

کاملا اصلاح بشه؟

. تو که گفتي فيلمنامه ي منُ دوست داري

! فيلنامه خوب و تازه است و به ميزان کافي کامل ولي

ولي؟

. واسه پول درآوردن خوب نيست

. . براي ساخت سريالي که پول ساز باشه و آمار بيننده هاشم خوب باشه

. اين سريال بايد يه ملودرام واقعي باشه

ببين ژانر کار تاريک، چطوري ميتونه تبديل به ملودرام بشه؟

وقتي که ميگي بايد ژانرشُ عوض کنم، يعني بايد کل فيلمنامه رو عوض کنم؟

. درسته

در دوره ي اشغال ژاپن، داستاني تاريک و غم انگيز از زندگي فرد شورشي که . سرنوشتشُ توي اين دوره ي ناراحت کننده به خطر ميندازه . . اگه از همون قسمت اول با اين سبک داستان تاريک جلو بريم

. 99. 9% بيننده ها شبکه رو عوض ميکنن

پس بايد خط داستاني ملودرام فيلمنامه رو که آروم آروم از قسمت 8 شروع ميشه با يه تاثير گذاري زياد به قسمت اول منتقل کنيم

چون در هر حال قرار فيلمنامه رو اصلاح کني، شخصيت اصلي مرد داستانُ به يه آدم پولدار تغيير بده

. . ملودارم و حتي يه آدم پولدار يه دفعه بگو بايد يکي از اين سريالايي که فقط توش زندگي آدم پولدارا رو نشون ميدن بسازيم؟

مگه چشه؟

تو از يه مرد که خيلي پول داره بدت مياد؟

! من که در اين مورد حرف نميزنم

. نويسده لي، سريالاي اين جوري رو دست کم نگير

. سريالايي که حول زنگي آدم پولدارا ميچرخنُ جامعه قبول داره

و پايان غم انگيز سريال که با مرگ شخصيت اصلي همراهِ هم خوب نيست

. به يه پايان شاد تغييرش بده

توي قسمت اول بايد يه فلش بک از شخصيت اصلي از زمان حال به گذشته بزنيم

. توي سريالاي تاريخي اين يه روش عالي براي تبليغ کالاهاست

قست اول توي زمان حال باشه؟

. نماينده، بيا تنهايي يه کم صحبت کنيم

چرا يه دفعه نظرتُ عوض کردي؟

. هيچ وقت نظرمُ عوض نکردم

. از همون اولي که فيلم نامتُ ديدم نظرم همين بود

پس چرا الان داري نيت واقعيتُ نشون ميدي؟

من فقط منتظر کامل شدن سرمايه گذاري از طرف ژاپن و وضع برنامه ي زمان پخش بودم

. چون واقعا فيلنامت خوب بود

پس تو منتظر زمان مناسب بودي و از الان ديگه هر کاري که بخواي ميکني؟

! تو نمي توني اين کارُ بکني، من نويسنده ام

. خيلي رک بگم. تو کارمند مني

. و منم اصلا قصد ندارم که سريالتُ تبديل به کار هنري بکنم

چيزي که من مي خوام يه سريال پول ساز با آمار بيننده هاي 40 درصد نه . يه سريال احمقانه با آمار متوسط

! يعني يه سريال پول ساز براي جاه طلبي خودت

درسته. با جاه طلبي من تو تبديل به يه نويسنده طلايي ميشي، براي تو هم که بد نميشه

نه. من که نمي تونم کل فيلمناممُ به خاطر جاه طلبي !تو عوض کنم، پول، پول

. براي تو سريال يعني پول، ولي سريال که همچين چيزي نيست

. سريال يعني همين بازده ساليانه ي يه سريال 680 میلیارد وون، تاثيرش روي موازنه ي اقتصادي 6 تريليون وون . و تامين کردن 20000 کارمند

اگه آمار بيننده ها موفقيت آميز باشه مي تونيم باقي بمونيم و ادامه بديم وگرنه ! شکست مي خوريم

! اون وخت ميفتيم توي باتلاق بازنده ها

. . تو... ديوونه اي

. درسته من ديوونه ام

من اين سريالُ تبديل به يه کار موفقيت آميز ميکنم و دوباره !بر دنيا حکومت ميکنم

من دوباره به عنوان پادشاه سريال ها مي ايستم و دوباره !ديگران مطيعم ميشن

! بنابراين اين سريال حتما بايد موفقيت آميز باشه

!! عوضي

يه ملودارم واقعي؟

!حرف من اين که اصلا اين منطقي

تبديل کردن داستان زندگي ناراحت کننده ي مردي که وارد دوره اي از آشوب ميشه به يه ملودرام واقعي؟

... يه ملودرام واقعي

بالاتر از همه، اون ميگه که قسمت اول بايد زمان حالُ نشون بده تا بتونه تبليغ بارگاني جور کنه

نظرت چيه؟

. خيلي خوب به نظر ميرسه

هان؟ ببخشيد؟

. به جاي يه داستان تاريک، داستان يه مثلث عاشقانه بهتره

. و يه شخصيت اصلي مرد که درگير يه داستان جذاب عاشقانه است

. معمولا قرارداداي تبليغ بازيگري بيشتري به دست مياره

و اگه تبليغ بازگاني مربوط به زمان حالُ خوب انجام بدم امکان تمديد شدن قرارداد تبليغ محصولش وجود داره

پس. . دليلش اينه؟

پس دليل بزرگتر از اين چي ميتونه باشه؟

. بي خيالش

چي؟

چي رو بي خيال شم؟

!! ميگم بي خيال

! ايشش اعصابي داريا

. . خجالت آوره . . چطور جرات ميکنه اين کارا رو بکنه

. هيونگ، ولي فيلمنامه ي الانم که خيلي خوبه

. . تر و تازه . تازه آبجيمم گفت که فيلنامش خيلي خوبه

... . عزيييزم

. اگه مي خواي به حرفاي آبجيت گوش بدي، برو مدير برنامه هاي آبجيت شو

. و ديگه مدير من نباش

. ما زمان پخش شبکه ي اس بي سي رو گرفتيم- . . الان در حال اصلاح فيلمنامه هستيم-

. و فيلمناممونم واقعا خوبه- . پس وقتي که کارش توم شد بياين دوباره با هم صحبت کنيم-

. فيلمنامه رو براتون ايميل ميکنم- کي؟-

... پس آدرس ايميلتون- فکر کنم حدود يه هفته؟-

! واي خدا. . خدا !همش جزغاله شد

فکرت داره کجا ميچرخه؟

نمي خواي بياي داخل و بنويسي؟ . گفتي که به خاطر قطعي شدن زمان پخش سرت خيلي شلوغ

. بهشون گفتم چند روزي توي خونه کار ميکنم

. . برو تو و فيلم نامه رو بنويس

! و اين ماهيا رو نسوزون

. بايد با اينا چي کار کنم. . واي

چي؟

پس؟

. . فهميدم

. کارت خوب بود

. همونطوري که انتظارش ميرفت لي گو اون واکنش شديدي نشون داده

ببخشيد؟

. اون گفتش که لي گو اون اعتصاب کرده

. به اين معني که با اين شکافي که به وجود اومده همه چيز در حال ريزش

ولي... از کجا اينقدر اطلاعات دقيقي در مورد کاراي آنتوني داري؟

. چون توي شرکتش جاسوس دارم

. جديدا خيلي ميري دستشوييا

. خب. . به خاطر. . يبوست. . يبوست

! فايتينگ

. فکر ميکنم اون و نويسنده لي يه دعوا گنده داشتن، نگرانم

با توجه به اين که تلفنش هنوز خاموش نشده يعني هنوز کاملا از دسترس خارج نشده

. . اين واقعا. . مشکل بزرگي

نماينده جايي ميري؟

نماينده جايي ميري؟

مگه حرفيم براي گفتن باقي مونده؟

. براي آخرين بار يه بار ديگه هم بهم اعتماد کن

به تو اعتماد کنم؟

چطوري؟

تو قبلا براي اين که از پشت به من خنجر بزني نقشه کشيدي چطور الان ديگه مي تونم بهت اعتماد کنم؟

. همش به خاطر سريالمونه

سريال. . مون؟؟

. منظورت از سريالمون چيه؟ منظورت سريال خودت

سريالي که مي تونه براي آنتوني، پادشاه سريال ها، اسلحه اي باشه که . دوباره بتونه به دنيا حکومت کنه

. منم وقتي همسن تو بودم فکر ميکردم هميشه درست ميگم، بي هيچ شکي

... ولي حالا که به گذشته فکر ميکنم، مي دونم که هميشه حق با من نبوده

. منتظرت مي مونم. خيلي دير برنگرد

. . مامان

چيه؟

وقتي که همسن من بودي شده فکر کني حق با خودت ولي بعدا بفهمي که اينطور نبوده؟

. آره که شده، آدم که مثل خدا بي خطا نيست

. بعضي وقتا حق با ماست بعضي وقتام نيست

. نمي دونم چراز قديما اونقدر باور داشتم که حق با خودم

. خيلي وقتا بعدا از کارم پشيمون ميشدم

. عاشق بابات شدن و اين که رفتم بوسان زندگي کنم هم جزء همين موارد بود

ميبيني؟ کي فکرشُ ميکرد اينقدر زود بيوه ميشم؟

چيه؟ چي شده؟

. چيزي نشده

. ببين هرچي سنمم بالاتر ميره پوستم بيشتر چروک ميشه

. منم وقتي همسن تو بودم خوشگل بودم

. اين دنياي بي مروت اين بلا رو سر پوستم آورد

. . نويسنده. . نويسنده لي

اوضاعتون خوب بوده؟

. . آره

... ولي

چيه؟ نماينده داخل نيست؟

. . ببخشيد؟. . خب. . منظورم اين نبود

... خوبه، خوبه

. . درسته

ايشون لي گو اون نويسنده ي صبح کيونگ سونگ که قبلا در موردش باهات صحبت کردم

. از آشنايي باهاتون خوشبختم نويسنده لي گو اون

. . بله. . سلام

. ايشونم نويسنده اوه يون سوک، کسي که من تا حالا باهاش زياد همکاري داشتم

ايشون يه نويسنده ي خيلي با استعداده که قرار بر اصلاح فيلم نامه ي صبح کيونگ سونگ نظارت کنه

. . نويسنده ي فيلمنامه فقط خودتي

و کار نويسنده اوه هم نظارت بر کار و يه کم اصلاح کردنش، پس مشکلي که نداري، نه؟

. بياين با همديگه يه همکاري خوب داشته باشيم

. . چون که وقت کافي نداريم شما 2 نفر هم در مورد فيلمنامه بحث کنين

. و يه فيلم نامه ي با کيفيت بالاي اصلاح شده رو بنويسين

... واووووو

. . چطور. . تونستي

چطوري تونستي تا تهشم اين کارُ با من بکني؟

. تو واقعا. . انسان نيستي

... فکر کنم، ديگه وقت شروع کار

اين جوري؟

نويسنده لي اين کارُ کرد؟

. فهميدم

. بله

. بله

. پس بعدا دوباره باهاتون تماس ميگيرم

. بهت گفته بودم براي يبوستم برام دارو بگير

ولي اينجا چي کار ميکني؟

. بفرما برات گرفتم

راستي چرا اومدي بيرون؟

. . چون يه دفعه بارون گرفت

. اومدم بيرون چون نگران بودم خيس بشي

نمي خواي اينُ بگيري؟

. . زنگ زدم بهت جواب ندادي

. . استاد

اينجا چي کار ميکني؟

. . چون يه دفعه

. به ياد شما افتادم

. چاي به، يه کم بخور گرم شي

. . من

. کار بدي کردم استاد

. منم کار درستي نکردم

. من با دقت به کاري که کرده بودم فکرنکرده بودم

گو اون اتفاقي افتاده؟

حتي برات نويسنده ي ناظر گذاشته؟

! عجب. . مردک بي شعور

. من واقعا نمي دونم چي کار کنم

. اين واقعا باعث عوض شدن ژانر فيلم نامم ميشه

. درسته

. من يه کم پيش داشتم فيلم نامتُ مي خوندم

ببخشيد؟

. واقعا خوب نوشتيش

. سريال تر و تازه اي بود که قبلا مثلش نبوده

! خوبه

. ممنون

. ببخشيد

! بياين تو

. سلام

... اوه

! نمي دونستم مهمون داري

. . نويسنده لي گو اون

. سلام

. . بله

. پس بهتره تنهاتون بذارم . بعدا ميام

. نه منم ديگه بايد برم

. نه، نه من همين نزديکيا يه کاري دارم تموم که شد برمي گردم

! باشه پس بعدا بهت زنگ ميزنم

! خدافظ

... بخشيد که به خاطرمن رفتش

چرا به خاطر تو؟

. من هر وقت بخوام ميتونم ببينمش، پس نگران نباش

. . به هر حال گو اون

. تو خودت بايد از فيلمنامت محافظت کني

هيچ وقت با آدم کثيفي مثل آنتوني سازش نکن، فهميدي؟

. آره

نماينده اوه... ؟

... بارون خيلي شديد

. پس ميرسونمت به ايستگاه اتوبوس

. . با فيلمنامه ي تو اون تونست

. سرمايه گذاري و برنامه ي زمان پخشُ به دست بياره

. اون خيلي بي شرم

... سريالي مثل صبح کيونگ سونگ

. سريالي که بايد سر ژانرش شرط ببنده، و به خصوص ژانرش نبايد تغيير کنه

. مهم نيست چطور ولي من از فيلمنامم محافظت ميکنم

پس نظرت در مورد اين پيشنهاد چيه؟

با استفاده از اين فرصت چرا قراردادتُ باهاش بهم نميزني؟

ببخشيد؟

قراردادُ بهم بزنم؟

... آنتوني

. تا آخرشم نظرش عوض نميشه

. اين تنها راهي که مي توني از فيلمنامت محافظت کني

ولي... چطور مي تونم قراردادُ بهم بزنم؟

. ِفقط بايد خسارت نقص قراردادُ بدي که سه برابر حقوقت

. من بهت کمک مي کنم

. . جايي از فيلم نامه که داستان از زمان حال به زمان گذشته ميره

. . اگه روابط بين شخصيتا رو اين جوري نشون بديم

. تاثير ملودراش خوب جواب ميده

. پس تا پايان قسمت اول ما ملودارم داستانُ واضحا نشون ميديم

. نويسنده اوه خيلي پيشرفت کردي

ولي... نويسنده لي گو اون قبولش ميکنه؟

. من به اين کار رسيدگي ميکنم پس تو نگرانش نباش

به هر حال اين خوب به نظر ميرسه، بيا قسمت 1 با اين هدف پيش بريم، بعد از يه . استراحت 10 دقيقه اي بيا در مورد قسمت 2 بحث کنيم

. باشه

حالا ديگه آروم شدي؟

. بهت زنگ زدم چون گفتم حداقلش نشون دادن شخصيت که بهت زنگ بزنم

. چون اين آخرين باري که بهت زنگ ميزنم

چي داري ميگي؟

. مي خوام استعفا بدم

چي؟ استعفا؟

. آره. دارم ميگم که مي خوام استعفا بدم

قرار دادي رو که با دست خودتت امضا کردي نشون دهنده ي اين بود که تو قرار با من کار کني

نمي فهمي يعني چي؟

. من پول خسارت نقص قراردادُ ميدم

سه برابر پول قراردادت خوبه؟

. . احتمالا

الان پيش اوه جين واني؟

... . لي گو اون! لي گو

... نماينده

واقعا مي خواين براي فيلم نامه ي نويسنده لي گو اون باهاش قرارداد ببندين؟

حتي مي خواين خسارتشُ هم بپردازين؟

چطور فرصتي رو که به اين راحتي پيش اومده رو از دست بدم؟

. . من فيلمنامه رو مال خودمون ميکنم و

. و يه مدتي از لي گو اون استفاده ميکنم و بعدشم ميندازمش دور

ميندازينش دور؟

. . وقتي که فيلم نامه رو به يه نويسنده ي باتجربه بدم

... و لي گو اونُ حذف کنم

. همين طوري ميشه

. بله

. قراردادُ سريع آماده کن

. بله

. اين قراردادتِ

*پرشـين دريــم تيم* "NafisS - Ghasadak" :مترجم

. . خب پس

. امضاش کن

. لطفا از اينجا برين بيرون

. برو کنار

چرا جلوشُ نميگيرين؟

! ولم کنين ! گفتم از سر راهم برين کنار

!نه لي گو اون

چه خبره ؟ . ببرينش بيرون

!تو نبايد امضاش کني

اين دفعه ميخواي حال کي رو بگيري؟

. کانگ هيون مين

. کارگردان گو، جزء افراد باتجربه ست

. شنيدم گوشه نشين شده

. خيلي وقت همديگه رو نديديم سگ ديوونه ي چانگنامي

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.