All language subtitles for Westworld.S02E04.WEB.DEFLATE.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه در وست‌ورلد مشاهده کردید

.پارسال، همسرم قرص اشتباهی مصرف کرد

،سعی کردم دخترمُ آروم کنم

بعد بهم گفت که مرگ زنم .اصلاً تصادفی نبوده

.که خودکشی کرده بوده

خاطرات و دی‌ان‌ای مهمان‌ها

رو داریم اینجا ضبط می‌کنیم؟

.در این‌باره صحبتی نمی‌کنیم، برنارد

،سرمایه‌گذاری در اینجا سرمایه‌گذاری در آینده‌ست

من علاقه‌ای به آینده ندارم

به واقعیت بیشتر علاقه‌مندم

و فکر می‌کنم 20 سال دیگه، این تنها

.واقعتی‌‍ه که واقعاً حساب میشه

.شاید، ولی تا اون‌موقع من دیگه رفتم پی کارم

این مهمونی بازنشستگی‌‍ه؟ .بیشتر شبیه تاج‌گذاری می‌مونه

،توافق‌مون کاملاً بی‌نقص و عالی بوده

.استعفاء تو هیچ کمکی به من نمی‌کنه

.به منم همین‌طور

...بهم گفتن که شاید .شاید همچین لازم هم نباشه

،اوضاع در حال پیشرفت‌‍ه .ولی ما هم باید صبر داشته باشیم

آره، خب، یه‌سری‌هامون

بیشتر از بقیه توانایی .همین‌طوری صبرکردن رو دارن

نمی‌دونی، نه؟

هدف اصلی اینجا رو؟

.ولی من می‌دونم

و یه روزی میاد که

.شاید، جداً بتونیم مردگان رو به زندگی برگردونیم

.لازاروس چهارم رو از قبرش بکشیم بیرون

اولین و بزرگترین مرجع تخصصی بازی تاج و تخت @WesterosIR

« وسـت‌ورلـد »

« قسمت چهارم: معمای اِسفینکس »

::. مترجمین: سـروش و میثم موسویان .:: « MeysaM-UnicorN & SuRouSH AbG »

« دانلود رايگان فيلم و سريال با لينک مستقيم » :. WWW.YekMovies.net .:

.هوم

.مهمون دارین، آقای دلوس

بفرستم‌شون داخل؟

.چه عجب

.ویلیام، رفیق

کجا بودی پس؟

.از دیدن دوباره‌ت خوشحالم، جیم

.خدا رو شکر که اینُ آوردی

قوی‌ترین چیزی که این احمق‌ها بهم میدن

.آب گریپ‌فروت‌‍ه

.واسه من یکم زوده

.دیر منظورت‌‍ه، دیگه

،تازه، اگه می‌خوای شیطان رو دور بزنی

.یه پیشکشی هم باید بهش بدی دیگه

...خب

کِی می‌تونم از اینجا خلاص شم؟

.خیلی‌زود

،دورۀ نظارتی تقریباً آخراشه

و آخرین مرحله‌اش .یه تست سنجش مصاحبه‌ای استاندارده

یه صحبتی‌‍ه که

بعداً می‌تونن به‌عنوان .منبع اصلی بهش مراجعه کنن

!باشه. خب، بریم حلش کنیم دیگه

.مصاحبه‌‍ه همین‌‍ه

نظرمون اینه که باید یکی که

.باهات آشنائه مصاحبه رو انجام بده

.یه چهره آشنا و صمیمی

،موضوعش گرفتن حال و احوالت کلی‌ات

.مودت، و حس شوخ‌طبعی‌اته

،من صاحب یه شرکت بیوتکنولوژیک‌ام

و دارم بخاطر بیماری‌ای می‌میرم که حمایت مالی از تحقیقات روش رو

‫15 سال پیش قطع کردم.

فکر کنم حس شوخ‌طبعی‌ام .همچین سر جاش باشه

...صبرم، از طرفی

.درست میگی

،الان یه چندتا سؤال ازت می‌پرسم

می‌دونی الان کجایی؟

،کارلزبد، کالیفرنیا

تو یکی از دفترهای پارک که ،احتمالاً دارن تو پاچه‌ام هم می‌کننش

.به‌علاوۀ بقیه‌ی این تلاش‌های بدردنخور

و چند وقت‌‍ه که این‌جایی؟

.خیلی وقت می‌گذره

.باید برم بیزنسمُ بچرخونم‌ها

هدف این سؤال‌ها چیه؟

همون‌طور که گفتم، فقط می‌خوان یه .تست سنجش استاندارد صورت بدن

!بخاطر چی؟

.صحت حرف‌هاتون

پس، داستان چیه؟

که بعدش دوباره دقیقاً همین مکالمه رو تکرار کنیم؟

،یکمی غیر محتمل بنظر می‌رسه نه، ویلیام؟

...نه ویسکی‌ای، نه تمباکویی، مهمات‌مون هم که کمه

،نمی‌دونم کجا داری منُ می‌بری

.ولی بهتره که زودتر برسیم

!ولم کن! نه

!چی‌کار می‌کنی؟

،این ریل‌ها باید به سمت شمال می‌رفتن

.نه مغرب

بنظر بازیِ فورد .مدعیان زیادی داره

.تازه، یه میان‌بر هم به‌سمت لاس موداس‌‍ه

چی، همون شهر آشغالی؟ ...جاهای بهتری هم برای

.چرت نگو بابا، لاورنس

می‌دونم خانواده‌ات اونجان

.بنظر فورد برنامۀ یه تجدید دیدار براتون ریخته

.کلمنتاین

اینجا کجاست؟

کسی این‌جاست؟

کی اون‌جاست؟

اِلسی؟

شوخی‌ات گرفته؟

.از من دور شو

...چیزی نیست

.تکون نخور

.کاریت نداریم، السی

.دیگه خیلی برای این حرف دیر شده، عوضی

بی‌هوشم کردی و با یه‌مشت

.شکلات و یه سطل گذاشتی‌ام رفتی

.کار من نبود

.کار فورد بود. اون مجبورم کرد

نه بابا، اون زورت کرد؟

.تو زیادی از ماجرا باخبر شده بودی

.نمی‌تونست ریسکِ تعطیل‌شدن کارش رو به جون بخره

تعطیل شدنِ چی؟

،فورد یه بازی‌ای نوشته .و ما همه توشیم

،حالا تمام مهمون‌ها آزادن

،بدون هیچی محدودیتی

.بدون هیچ قانونی

از چی حرف می‌زنی؟

.لطفاً. لطفاً

چه مرگته؟

.لطفاً. خواهش می‌کنم

.السی. لطفاً

.لطفاً

.نه. هی

.السی. لطفاً

.ت‍...تبلت

.ق‍...قفل... شناختی

...ولی تو

.ولی تو که رفتی بیرون

بعدش که رفتی رفتی کجا؟

.یه خونواده داری. یه همسر سابق

...یه

.داستان پس‌زمینه

...در حال... در حال

.خا... خاموش شدن

...در حال - .باشه. باشه -

،الان... سیستم‌هاتُ وظیفه‌زدایی می‌کنم

.می‌ذارمت تو حالت سیف‌مود

.و نگران هم نباش

.الان کاری‌ات ندارم، عوضی

هنوز نه. خیلی چیزا هست .که باید براشون جواب پس بدی

خیلی‌خب. الان‌‍ه که بی‌هوش بشی تا

...سه

...دو

.یک

این زمان حال‌‍ه؟

.به‌شدت آسیب پوستی داری

اگه خوب نمی‌شناختمت می‌گفتم .خودتُ با تیر زدی

کدت رو طوری دستکاری کردم که ،فعلاً آسیب فیزیکی‌ات رو حس نکنی

ولی بدون سیال غشایی .خیلی دووم نمیاری

،اگه یکم شانس بیاری

تا وقتی‌که سواره‌نظامُ خبر کنن .زنده می‌مونی

!السی، صبرکن

.السی

.وایسا

.هیچ‌کس قرار نیست بیاد دنبال ماها

.دلوس نمی‌خواد که بیان - چی؟ چرا؟ -

.یه چیزی اینجا هست

چیزی که خیلی وقته .دارن روش کار می‌کنن

دلوس تا وقتی‌که مطمئن بشن .که جاش امن‌‍ه، گروه نجات نمی‌فرسته

.السی، خواهش می‌کنم

.بدون سیال غشایی دووم نمیارم

،حتی اگرم می‌خواستم

.هیچ ابرازی نداریم

.الان توی منطقۀ 22 هستیم .تا چند مایلیِ اینجا هیچی پیدا نمی‌شه

برنارد؟

به چی نگاه می‌کنی؟

برنارد. چه مرگته تو؟

.یه تأسیساتی‌ای اینجا هست

چی؟ - فکر کنم فورد -

یه دلیلی داشته که گفته .کلمنتاین منُ بیاره اینجا

...بهت گفتم که، اینجا

.چیز خاصی تو شعاع چندین مایلیِ اینجا پیدا نمی‌شه

.مخفی‌‍ه

.بخشی از پروژه‌شون‌‍ه

این دیگه چه کوفتی‌‍ه؟

این به کجا ختم میشه، برنارد؟

.یادم نمیاد

.یه آزمایشگاه مجهز و کامل‌‍ه

چه اتفاقی افتاده اینجا؟

.خدای من

.این یه پرینتر کنترل واحدهاست

اینُ می‌خوان چی‌کار؟

.برنارد

اون چه کوفتی‌‍ه؟

.تهدیدش نکنی، کاریت نداره

اینجا چی‌کار می‌کردن؟

.فکر کنم مهمون‌ها رو زیر نظر می‌گرفتن

مهمون‌ها رو چی‌کار دارن؟

.ایول. سیال غشایی

.خیلی‌خب

.لطفاً

.برنارد

تو هم دخالتی توی پروژه داری؟

.نمی‌دونم

.فکر نکنم

فورد الان هم داره کنترلت می‌کنه؟

.فورد مُرده

.مادر بگرید

.باشه

.باشه، باهام بمون، برنارد

.خوابت نگیره

.الان خیلی دردت می‌گیره

این‌ها اصلاً امکان نداره چون‌که هیچ‌کدوم از این‌ها حقیقت ندارن دیگه، نه؟

.چیزی نمی‌شه. یکی میاد نجات‌مون میده

بنظر من‌که منجی‌هامون هم .وضع‌شون با ما همچین تفاوتی نداره

،"گفت، "زمان قراره بیاد

."یا یه‌چیزی "قراره بیاد

انقدری توی پارک وقت گذروندی

که زبان‌شونُ یاد گرفتی؟

خیلی از مردم معمولاً .کاری با خط داستانی‌شون ندارن

.منم خیلی از دیگران خوشم نمیاد

،از وقتی‌که برام کمین کردن ...تحت نظر داشتم‌شون، و

،انسان‌ها رو کنار خودشون نگه می‌دارن

.ولی ما رو نمی‌شکن... فقط میزبان‌ها رو

جسارتی نباشه، ولی قرار نیست برای .تست‌کردن این نظریه‌ات اینجا بمونم

.امن‌تره که منتظر امدادگرها بمونیم

.یه پروتکلی برای تخلیه‌سازی هست

.از اینجا خارجت می‌کنن

.مرسی

...ولی

.من که نمی‌خوام از اینجا خارج بشم

.هیچ‌جا خونۀ آدم نمی‌شه، لاورنس

بقیه کدوم گوری‌ان؟

.ویسکی

.معمولی باشه

‫از این که خونه ای خوشحال به نظر ‫نمیای لاورنس.

‫هیچوقت خونگی نبودم.

‫طبیعتا زن و دختر دارم مثل همه

‫که فکر می کنن من فیل هوا می کنم.

‫حقیقت اینه که من یه حرومزادم.

‫بهترین کاری که براشون انجام دادم ‫این بود که ازشون فاصله بگیرم.

‫شراب مخصوص. فقط برای بهترین ‫مهمونامون.

‫هی، هی، هی

‫هنوز به کسی شلیک نکردم.

‫مشکلت چیه؟

‫اگه فکر استفاده از اون به سرت بزنه

‫من قیافه خوشگلتو می ترکونم.

‫یه نفر انگار حال شما رو گرفته.

‫بقیتون چی شدن؟

‫نارو زدن بهشون...

‫توسط یه جنده به اسم وایت.

‫- خوشبحالش. ‫- وایسا روی پات.

‫برو این تو.

‫بابا!

‫عزیزم.

‫من و آدمام که اینجان

‫یه سفر طولانی پیش رومونه.

‫

‫ما غذا و ویسکی

‫و مهمات می خوایم.

‫شماها چند تا ریش سفید دارید

‫که بتونن به نمایندگی ازتون حرف بزنن؟

‫یه معامله انجام بدن؟

‫من به معامله هیچ علاقه ای ندارم.

‫فهمیدید؟

‫میدونیم شما مادرجنده ها ‫شورشی هستید.

‫پس به من میگید که

‫کجا اسلحه هاتون رو ‫قایم کردید یا میمیرید.

‫به محض این که بهش بگیم

‫اون ما رو می کشه.

‫خانوادم رو گرفتن.

‫دخترم.

‫به من گفتی که یه دختر داری.

‫گفتم؟

‫نمی دونم. یه جایی گفتی.

‫خیلی دقیق یادم نمیاد...

‫اما اینقدر یادم میاد.

‫نکته اینه که...

‫فکر می کنی دلش میخواد که ‫تو جلوش کشته شی؟

‫احتمالا.

‫خب من اینجا نمی میرم.

‫فقط باید اسلحه ها رو گیر بیاریم.

‫میدونی کجان؟

‫اونا تو یه قبر بی نشون اون پشتن.

‫صبر می کنیم تا مست کنن،

‫میریم سمتشون.

‫نقشه خوبیه؟

‫آره.

‫چکار میکنی؟

‫تو.

‫بیا یه معامله کنیم.

‫اسلحه ها توی یه قبر بی نشون ‫پشت کلیسا هستن.

‫به عنوان یه کسی که میخواد معامله کنه ‫خیلی توش مهارت نداری.

‫قرار بود اول شرایط رو می گفتی

‫قبل این که لو بدی جا رو.

‫این چیزی نیست که من ‫می خوام باهاش معامله کنم.

‫

‫یه چیزی میدونم که تو نمی دونی.

‫میدونم کجا میری.

‫به افرادت می گی می دونی..

‫اما نمیدونی.

‫یه جاییه که فکر می کنی رویاهات ‫به حقیقت می پیونده

‫و اسمش رو گلوری میزاری، اما... ‫(شکوه، افتخار)

‫اسمای زیادی داره.

‫و من راهشو بلدم.

‫برو قبرستون رو چک کن.

‫یه ملاقاتی دارید قربان

‫وقتش رسیده بود.

‫ویلیام پسرم.

‫کدوم گوری بودی؟

‫خوشحالم که دوباره میبینمت جیم.

‫برای من یکم زوده.

‫منظورت اینه که دیره.

‫تازه، وقتی میخوای شیطان رو گول بزنی،

‫باید بهش یه هدیه بدی.

‫

‫هدف از این سوالات چیه؟

‫همونطور که گفتم اونا سعی می کنن

‫که یه اصولی ایجاد کنن.

‫برای چی؟

‫صداقت.

‫خب فکرشون چیه؟

‫که بعدش،

‫ما دقیقا همون مکالمه رو داریم؟

‫یکم دور از ذهنه، مگه نه ویلیام؟

‫در اوایل آره اینطور بود.

‫و من فکر می کردم...

‫فقط داری پول منو دور میریزی.

‫پسره خر شانس لعنتی.

‫فکر کنم دیگه نتونم بر گردم.

‫متاسفانه نه.

‫چقدر طول کشید؟

‫هفت سال.

‫کم و بیش.

‫من دیگه توی کالیفرنیا نیستم مگه نه؟

‫اگه نتونی بفهمی مهمه؟

‫خب...

‫بیا منو ازینجا ببر بیرون!

‫من آماده ام...

‫که سیگارامو بکشم،

‫قایقمو برونم، زنمو بکنم.

‫فکر کنم قسمت آخر دیگه ممکن نیست.

‫متاسفانه نه.

‫چی کشتش؟

‫سکته مغزی.

‫جولیت توی زمین خانوادگی ‫اونو دفن کرد.

‫جولیت. تو مواظبشی؟

‫بله

‫و نوه من، اون....

‫اون خیلی باهوشه.

‫با عرضست.

‫فکر کنم خونم برای من آمادست؟

‫متاسفانه اینقدر ساده نیست جیم، ما...

‫یکم بیشتر باید تو رو اینجا نگه داریم.

‫برای یه سری آزمایشات.

‫این آشغالا همیشه دارن منو ‫دستمالی می کنن.

‫آره، اما ما نمیخوایم عجله کنیم.

‫نمی خوایم خسته و از کار افتاده بشی.

‫خسته شم؟ من حس می کنم تازه متولد شدم.

‫من آمادم که برم بیرون

‫و خورشیدو ببینم.

‫فضای تازه تنفس کنم...

‫هوا.

‫هوای...

‫برگردم....

‫

‫فردا میام.

‫

‫بیا...

‫آره.

‫توی...

‫خوبه که برگشتی جیم.

‫همون مشکلات قبل.

‫این بار 7 روز دووم اورد، ‫این خودش یه پیشرفته.

‫میخواید تمومش کنید قربان؟

‫آره.

‫

‫عجب چیزی.

‫تو مرز دزدیده شده.

‫مگه نه رفیق؟

‫نیترو.

‫اوه پسر!

‫ما سر راهمون تا گلوری ‫هر چی باشه می ترکونیم.

‫چی...

‫ببخشید. ببخشید.

‫ببخشید.

‫تو شغلی که تو داری باید ‫دستای ثابت تری داشته باشی.

‫بزار یادت بدم.

‫حالا چطوره یه قدمی بزنی؟

‫آفرین دوست من.

‫ما رو کجا می بری؟

.پیش اولین‌مون

‫اون تصمیم میگیره.

‫کی؟

‫کی تصمیم میگیره؟

‫کی؟

‫خودتون رو ازین بار سنگین خلاص کنید.

‫

‫وای خدا. دیر شده.

‫تو و فانتزی احمقانت.

‫ما رو به کشتن دادی.

‫تو تا زمانی زنده ای که فرد دیگه ‫ای تو رو یادش باشه.

‫السی.

‫

‫باید بیشتر حس کنی خودتی.

‫ممنون.

‫هنوز بهت اعتماد ندارم.

‫احتمال هم دادم به کمکت نیاز داشته باشم.

‫هر کسی که این کارو کرده نمی خواسته ما

‫به هر چیزی که توی این پردازندست دسترسی ‫داشته باشیم.

‫این یه سیستم عامل کاملا متفاوت ‫نسبت به چیزیه که ما داریم.

‫یه زبانی که تا حالا ندیدم.

‫من قبلا این طرح رمز نگاری رو دیدم.

‫کجا؟

‫توی سر پیتر ابرناتی.

‫با اشاره به یک پایگاه داده بسیار بزرگتر

‫از هر چیزی که ما توی پارک میشناسیم.

‫فکر کنم قبلا اینجا بودم.

‫- می تونی به یاد بیاری؟ ‫- فکر کنم فورد منو فرستاد اینجا.

‫مطمئن نیستم.

‫آسیب تعمیر شده، اما ‫خاطراتم...

‫توشون گم میشم.

‫نمی تونم بگم این الانه یا گذشته.

‫وقتی توی کد هات می گشتم اینو دیدم.

‫خاطراتت جایگزاری نشدن.

‫اونجا سرگردانن،

‫بنا بر این وقتی یه خاطره رو تجربه می کنی ‫نمی دونی که

‫مال چه زمانیه و ترتیبش رو نمی فهمی.

‫من تازگی اینجا بودم.

‫چرا؟

‫چه کار کردی؟

‫نمی دونم...

‫اما فکر کنم می دونم اونا اینجا چکار می کردن.

‫اونا میزبان نمی ساختن...

‫نه دقیقا.

‫اگه میزبان نمی ساختن ‫پس چی می ساختن؟

‫همون سخت افزار،

‫اما با کد متفاوت، زبانش...

‫مثل کد نبود.

‫السی.

‫نرو.

‫هر چیزی می سازن پشت این دره.

‫شاید ما نخوایم بدونیم.

‫باید ببینیم چی داخله.

‫السی

‫السی

‫من با تو اینجا نیستم مگه نه؟

‫من سعی می کنم یادم بیاد.

‫سعی می کنم یادم بیاد ‫چی اینجا پیدا کردیم.

‫اونا میزبان نمی ساختن.

‫یه چیز دیگه بود.

‫السی باز نکن!

‫اگه این نیترو رو میخوای،

‫لازم نیست بدزدیش.

‫بازش کن!

‫نه؟

‫ادامه بده.

.‏اینم از این

.‏به نظر بی‌قرار میای

‏از طرز رفتارمون با دوستت ناراحتی؟

...‏اون دست من نیست

.‏و داریم وقت تلف میکنیم

.‏مردانی مثل تو رو میشناسم

.‏این مرگ باعث میشه تحریک بشی

.‏نگران نباش

...‏من و مرگ

.‏رابطه‌ی طولانی مدتی با هم داریم

...‏بیا اینجا

.‏مامان دوست‌داشتنی

...‏مرگ

.‏از دوستان قدیمی منه

.‏راستش همین تازگی مُردم

.‏اما مرگ نمیتونه منو تحمل کنه

...‏پس منو برگردوند اینجا

.تا کاراشو انجام بدم

...‏چون من

.‏من با روش خیلی معرکه‌ای انجامش میدم

‏انگار شوهرت حسابی تشنه شده، ها؟

بیا ‏بهش یه نوشیدنی بدیم. چی میگی؟

‏آروم و آهسته، شنیدی؟

...‏نه

.‏به خوبی به مرگ خدمت کردم

...‏و در عوض

‏در حالی که داریم از .این ‏زمینها عبور میکنیم هوامونو داره

...‏فکر میکنی مرگ طرف تو ـه

.‏که تو رو به این دنیا برگردونده

.‏اما تصمیمات مرگ نهایی هستن

...‏تنها موجود زنده‌ هستن

...‏که بی‌ثابت و متزلزلند

.‏نمیدونن چی هستن یا چی میخوان

.‏مرگ همیشه حقیقتو میگه

‏تو زندگی‌ـت نتونستی .‏حتی یه حقیقت رو درک کنی

...‏فکر میکنی مرگ رو میشناسی

.‏اما اصلا نمیشناسیش

‏واقعا؟

‏مرگ تمام این مدت روبه‌رو‌ـت .‏نشسته و نتونستی بشناسیش

.‏دهنتو باز کن

.‏نگران نباش، دوست من

...‏الان اینجام

.‏و مراقبتم

.‏فکر کنم گفتی میخوای خودت بکشیش

.‏یه ملاقاتی دارین، قربان ‏بفرستمش داخل؟

.‏وقتش شده بود

‏تو کدوم خری هستی؟

."‏مدت خیلی زیادی گذشته "جیم

.‏دوباره از دیدنت خوشحالم

‏"ویلیام"؟

.‏"ویلیام"، دوست من

.‏خب، لعنت به من

.‏فکر کنم حالم بهتر نشده

.‏متاسفانه نه

‏حالت چطوره؟

.‏از قیافه‌ی تو بهترم

و صحبت از چیزایی شد ...که خیلی خوب می‌مونن

.خب، به خاطرش ممنونم لعنتی

‏قوی‌ترین نوشیدنی ...‏که بهم میدن

.‏آب گریپ‌فروت ـه

.‏یکم برای من زود

.‏منظورت اینه که زیادی دیره

...‏به علاوه، تو شیطان رو گول زدی

.‏یه پیشکش بهش بدهکاری

...‏خب

چند وقت شده؟

.‏بیشتر از اونکه فکرشو میکنیم

‏خب پس، بذار از این !‏جهنم دره برم بیرون

.‏نه، فکر نکنم بشه

‏چرا؟

...‏من خیلی سالم

...‏من

‏داری بیشتر حسش میکنی، نه؟

‏مهندسان بهش میگن .‏مشکل در ادراک

...‏ذهن‌ـت برای چند ساعت، چند روز پایدار ـه

.‏و بعدش از هم می‌پاشه

.‏هر بار اینطوری میشه

‏اولش فکر میکردیم که .‏ذهن‌ـت داره بدن جدیدت رو پس میزنه

‏مثل اندامی که خوب .‏با بقیه بدن جور نشده باشه

...‏اما بیشتر شبیه اینه که ذهن‌ـت

.‏واقعیت رو پس میزنه

.‏خودشو انکار میکنه

...‏من

...‏هیچی رو به خاطر نمیارم

...‏من، من

...‏من

...‏تلاش

‏نه، "جیم"، این .‏بار 149‌م ـه که تو رو برگردوندیم

‏داریم به رفع کردن ...‏عیبها و نقایص نزدیک میشیم

.‏آروم هست اما بالاخر تموم میشه

.‏تو در روز 35 هستی

.‏تازه الان داری متزلزل میشی

...‏حالم خیلی خوبه

...‏مثل ساعت کار

...‏مثل یه چیز

...‏پایدار

‏شاید یکی دو سال ...‏دیگه بتونن موفق بشن

...‏و نسخه‌ای ازت بسازن

.‏که در طولانی مدت زنده بمونه

...‏اما مشکل اینه که

.‏دیگه چندان مطمئن نیستم

‏دارم به این فکر می‌افتم که ...‏ساخت این سازمان

.‏به کلی یه اشتباه بوده

‏انسانها قرار نیست .‏تا ابد زنده بمونن

.‏مثلا خودتو ببین

...‏یه زن‌باز کثافتی

‏که هیچ اصول ...‏اخلاقی در کار یا روابط خانوادگی نداری

.‏یه کثافت و لجن تمام عیاری

...‏راستش

‏همه ترجیح میدن که خاطره‌ی .‏تو رو از ذهنشون پاک کنن

‏میخوای تا ابد منو اینجا نگه داری، نه؟

...‏لذت میبری

‏که من کنارت باشم "بیل"؟

‏تو خونه‌ی من زندگی میکنی؟

‏با دخترم رابطه داری؟

.‏"جولیت" مُرده

.‏خودشو کشت

...‏چرا باید

‏چرا باید همچین کاری بکنه؟

...‏تو باهاش

‏باهاش چه کار کردی؟

."‏دنیا بدون تو جای بهتری ـه "جیم

.‏شاید بدون منم بهتر بشه

!"لوگان"

!"لوگان"

!"لوگان"

.‏"لوگان" سالها پیش اوردز کرد

.‏اونم نتونست با واقعیت کنار بیاد

...‏همسرت مُرده، "جولیت" مُرده

.‏هیچکس نمیاد تا بهت کمک کنه

...‏برام خیلی طول کشید تا اینو یاد بگیرم

.‏اما بهتره بعضی از مردها بمیرن

."شب بخیر "جیم

.متوجه نمیشم. پایدار بود

.‏از بین ببریمش، قربان

!‏- قربان .‏- ولش کن

...‏شاید دیدن بدتر شدنش

.‏در طول چند روز آینده مفید باشه

."السی" - .یکی اونجاست -

سلام؟

.‏حالا رسیدم به تهش

.‏میتونم انتهاشو ببینم

‏دوست داری چیزی که می‌بینم رو ببینی؟

.نزدیک نیا

.گفتن که دو تا پدر وجود داره

.یکی بالا و یکی پایین

.دروغ گفتن

.فقط شیطان وجود داشته

...‏و وقتی از ته چاه بالا رو نگاه میکنی

...‏بازتاب شیطان رو می‌بینی

.‏که داره بهت می‌خنده

...اگر میخوای شیطان رو گول بزنی

.باید بهش یه پیشکش بدی

.گلوله‌هاتو نگه دار

.از بدبختیش نجاتش میدم

.‏بهش بگو که میزبان بوده نه یه انسان

.‏فکر کنم هر دو بود

...‏اون آدم

.جیمز دلوس" بود"

.‏فکر میکردم سالها پیش مرده

.‏درسته

...‏پس بدنش رو دوباره ساختن

‏و ذهن‌ش رو ...‏به یه واحد کنترل‌کننده منتقل کردن

.‏درست مثل میزبانهامون

.‏و اینطور که به نظر میاد موفقیت‌آمیز نبوده

‏اما فکر کنم میخوان .‏به کارشون ادامه بدن

.لعنت بهش

...‏میخوان همه‌ی ما رو به کشتن بدن

‏تا چند تا عوضی تا ابد بتونن زنده بمونن؟

.‏نه

.‏باید خودمو به "میسا" برسونم

.‏باید با سرزمین اصلی تماس بگیرم

.‏گوربابای "فورد" و بازیش

‏و گوربابای این عوضیا .‏و پروژه‌شون

.صبر کن

"‏فکر کنم بدوم چرا "فورد .‏منو اینجا فرستاده

‏میخواسته برای یه .‏نفر یه واحد کنترل‌کننده‌ درست کنم

.یه انسان دیگه

کی؟

.‏نمیدونم

.‏اما باید بفهمم

.‏باید با هم باشیم .‏میتونم بهت کمک کنم

."السی"

...‏کارایی که قبلا کردم

.‏دست خودم نبوده

"‏اما از وقتی که "فورد .‏مُرد، همه چیز تغییر کرد

‏برای اولین بار خودم .‏تصمیم میگیرم که کی باشم

.لطفا

.این فرصت رو بهم بده

.به جهنم

‏به هر حال، همیشه به کامپیوترها .‏بیشتر از انسانها اعتماد داشتم

.‏اما باید یه قولی بهم بدی

دیگه دروغی در کار نباشه، باشه؟

.و دیگه هرگز بهم آسیب نمیزنی

.البته

.باشه

...کمکم کن

.لطفا

همه چیز مرتبه؟

.همه چیز مرتبه

.ممنون

.گفتی به چند نفر نیاز داریم

پسرعموهام میخوان .در سفرمون به سمت غرب کمکمون کنن

فکر کنم از روی .قدرشناسی هر جا بری دنبالت میان

."خب، جو زده نشده "لارنس

.بیشترشون برنمیگردن

...شاید یادشون نیاد

."اما من میدونم تو کی هستی "ویلیام

.یه کار خوب چیزی رو تغییر نمیده

کی از کار خوب حرف زد؟

.میخواستی من وارد بازی‌ـت بشم

.منم تا آخرین نفس بازیش میکنم

و هنوزم متوجه بازی .واقعی که داریم میکنیم نیستی

اگر به جلو نگاه کنی، یعنی .داری جهت اشتباهی رو می‌بینی

!بابا

.سلام بابا

::. مترجمین: سـروش و میثم موسویان .:: « MeysaM-UnicorN & SuRouSH AbG »

« دانلود رايگان فيلم و سريال با لينک مستقيم » :. WWW.YekMovies.net .:

« .ما را در تلگرام دنبال کنید » T.Me/AbG_Sub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.