All language subtitles for Goat.2026.720P.KING_SUBTITLE-FA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic Download
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa Download
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫🎬 دانلود جدیدترین فیلم و سریال

‫📝 زیرنویس سریع، دقیق و بدون سانسور

‫ t.me/king_subtitle

‫شورش!

‫شورش!

‫شورش!

‫شورش!

‫ویل!

‫یالا، یالا مامان، دیگه تقریبا رسیدیم.

‫اوه، تو خیلی سریعی.

‫نمی‌تونم بهت برسم.

‫تو باید بری المپیک.

‫بزن بریم مامان، خیلی نزدیکیم!

‫مرسی که منو آوردی بیلبورد جدید جت رو ببینم.

‫جت چقدر بزرگه!

‫بگو سیب!

‫ویل برای سه امتیازی.

‫باشه پسر، دیگه اینقدر شلوغش نکن.

‫خیله خب.

‫فکر کنم وقت رفتنه.

‫باید بری سر کار، درسته؟

‫واو!

‫یه لحظه.

‫صبر کن، برگردونش.

‫گرفتمش.

‫همین بود!

‫حله.

‫نظرت چیه تو و من بازی «خارها» رو از تو خود استادیوم ببینیم؟

‫چون دارم بچه‌ام رو می‌برم اولین، آره، بازی روربال عمرش رو ببینه!

‫چی؟

‫جدی می‌گی؟

‫یعنی، مگه اینکه سرت شلوغ باشه.

‫اوه، عزیزم.

‫اوه، اشکالی نداره. ممنونم.

‫خیلی خیلی ممنونم.

‫عاشقتم مامان.

‫منم عاشقتم ویل.

‫بزن بریم مامان.

‫یالا.

‫طرفدار «خارها»!

‫اوه، همینجاست، همینجا، یالا.

‫مامان، اذیت نکن!

‫ووو، بزن بریم!

‫ووو، بزن بریم!

‫به «گلخونه» خوش اومدید!

‫داره شروع می‌شه!

‫آماده‌ای؟

‫کی سلطانه؟

‫کی سلطانه؟

‫کی سلطانه؟

‫واقعاً کی سلطانه؟

‫Yeah, thinking that it happened overnight,

‫didn't, in it for the long haul, fine, committed.

‫معرفی می‌کنیم، гордость واینلند، قهرمان شهر خودمون، پنج بار منتخب ستاره‌ها...

‫جت گیلمور!

‫آره!

‫بزن بریم واینلند!

‫بزن بریم جت!

‫خوش می‌گذره، ویل؟

‫عزیزم؟

‫اون من میشم، مامان.

‫وقتی بزرگ بشم...

‫دقیقاً مثل اون میشم.

‫واو!

‫آره، اوه، این قدرت ذهنه، بدنت خسته نیست.

‫نه، نمی‌تونی استراحت کنی.

‫استراحت نکن.

‫تو می‌تونی.

‫ادامه بده، ادامه بده.

‫می‌گیرمت.

‫هی، ویل.

‫داری ورزش می‌کنی؟

‫هی، تئو.

‫معلومه که آره.

‫جت فیلمور یه روز هم استراحت نمی‌کنه، منم همینطور.

‫بابام گفت تو نمی‌تونی روربال بازی کنی چون خیلی کوچولویی.

‫اوه، همه همینو میگن، تئو.

‫وقتی من تو تیم «خارها» باشم...

‫تو ردیف اول می‌شینی، موش کوچولوی من.

‫معلومه که آره!

‫زنده باد «خارها»!

‫بازیکن‌ها استراحت ندارن.

‫هی، ویل!

‫امیدوارم سعی نکنی بدون پرداخت اجاره‌ات جیم بشی.

‫اوه، آره، امم، به محض اینکه اون سوراخ‌های سقف رو درست کنی بهت می‌دمش.

‫کدوم سوراخ‌ها؟

‫باید برم سر کار.

‫بعداً می‌بینمت، فرانک.

‫صبح بخیر، واینلند!

‫هر کی اینو گفت، لطفاً ساکت شه.

‫طرفدار...

‫آماده‌ای؟

‫خوش برگشتید.

‫امشب، جت فیلمور، کهنه‌کار، در مقابل «جاذبه اصلی»، قهرمان.

‫بحث اینکه کی سلطانه از اینجا شروع می‌شه.

‫«خارها» در برابر «ماگما».

‫بزن بریم «ماگما»!

‫بزن بریم «شیورز»!

‫آره، بزن بریم هر کی که با «خارها» بازی می‌کنه، من-من-من برام مهم نیست.

‫جرالد.

‫اگه به پوشیدن پیرهن تیم‌های دیگه ادامه بدی، بیرونت می‌کنم.

‫کارول، من یه متنفر حرفه‌ای‌ام.

‫از کیک خبری نیست برات.

‫ببین، کیک منو برداشت.

‫«خارها» بیش از حد دلش رو شکستن.

‫اینجا واینلنده، جرالد.

‫ما هیچوقت تسلیم نمی‌شیم.

‫ما همیشه امید داریم.

‫«خارها» فقط باید پسر تو رو استخدام کنن.

‫خیلی سریع اوضاع رو عوض می‌کنه.

‫الان دیگه بزهای پیک موتوری استخدام می‌کنن؟

‫من یکی برای رسوندن غذا لازم دارم.

‫اوه، در مورد اون، خانم کارول، اه، می‌تونم حقوقم اضافه بشه؟

‫حقوقت اضافه بشه؟

‫به «خارها» بگو چند تا بازی ببرن تا دوباره اینجا شلوغ بشه.

‫یادمه وقتی جت تازه‌کار بود، اینجا همیشه پر بود.

‫قبل از اینکه بفهمیم اون هیچوقت برامون جام قهرمانی نمیاره.

‫آه، کارول، می‌تونم کیکم رو پس بگیرم، لطفاً؟

‫به حرف زدنت ادامه بده، بستنی رو هم برات قطع می‌کنم.

‫مواظب اینا باش.

‫اوه، گرفتم.

‫اوه، و مو قهوه بیشتر می‌خواد.

‫و اون مسافرها، صورتحسابشون رو می‌خوان.

‫چطوری همیشه این کارو می‌کنی؟

‫هر دفعه منو می‌ترسونه.

‫هی، من یه بزم.

‫من همه چیز رو می‌بینم.

‫پاس بده، ویل.

‫باشه.

‫بعداً می‌بینمت، ویل.

‫«خارها» همین الانشم 20 امتیاز عقبن.

‫اوه، یالا!

‫خیله خب، بزن بریم.

‫نگران نباشید، من تو ذهن خودم بودم.

‫ممنون.

‫گرفتمت.

‫این بهترین روز زندگی منه.

‫این بهترین روز زندگی منه.

‫آره!

‫آره!

‫ممنون.

‫ممنون.

‫بفرمایید.

‫ممنونم ازت.

‫این بهترین روز زندگی منه.

‫هی، آمو، بالاخره، داداش.

‫آروم باش، دریل، تو یه آب سفارش دادی.

‫آب هم غذا حساب می‌شه، داداش.

‫خب، هانا، جت چطوره؟

‫«مین» امشب یه جورایی داره جت رو اذیت می‌کنه.

‫اه، بدم میاد اینو بگم، ولی فکر کنم دورانش تموم شده.

‫جدی می‌گی؟

‫جت از پس اون بازیکن تک‌بعدی برمیاد.

‫امم، اون تک‌بعدی بودنش اینه که بهترین بازیکن رورباله؟

‫هم شوت‌زنی داره، هم پاس‌کاری...

‫عضلات سینه بی‌نقص.

‫موهای ابریشمی.

‫«مین» تقریباً خودشه.

‫اوه، بدجور ضایعش کرد!

‫«جاذبه اصلی» رو سرش خراب شد.

‫اوه آره، این، این اصلاً خوب نیست.

‫امکان نداره.

‫اوه، همین الانشم میم ساختن؟

‫اوه، «بچه پوستر»، این دیگه خیلی بده.

‫آره، این اصلاً باحال نبود.

‫خیله خب، من رفتم.

‫می‌رم تو قفس تمرین کنم.

‫چی؟

‫نمی‌خوای بازی رو با ما ببینی؟

‫نه، باید برم تا وقتی قفس خالیه.

‫چون بعد از بازی، خودت می‌دونی که شلوغ می‌شه.

‫نذار «گریز» بگیرتت.

‫اوه، نمی‌ذارم.

‫فقط ۵ ثانیه مونده.

‫توپ به هریس می‌رسه.

‫اون تنهاست.

‫سه، دو، یک!

‫اینجا چه خبره، دوستان؟

‫دارن ساعت رو دوباره تنظیم می‌کنن؟

‫زیر سوال نبرش.

‫برای یه شوت دیگه وقت داره.

‫سه، دو، یک!

‫یه روزی، عزیزم.

‫یه روزی.

‫اون شوت ضعیفتو از اینجا جمع کن.

‫هی، مشکلت چیه، گریز؟

‫هر روز اینجایی، هر روز من باید بیرونت کنم.

‫یعنی، قوانین چیه، بچه‌ها؟

‫کوچولوها به درد بازی نمی‌خورن!

‫اولاً، کوچولو نیستم، متوسطم.

‫چی؟

‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده متوسط؟

‫تو هیچوقت به لیگ روربال راه پیدا نمی‌کنی.

‫یعنی، یالا دیگه، بذار بازی کنم.

‫من از نصف شماها بهترم.

‫بذار نشونت بدم چی بلدم.

‫توپو بده من.

‫تنها کاری که می‌کنی اینه که از این زمین بری بیرون.

‫حالا از اینجا برو.

‫هر چی.

‫شب بخیر، شرلی، تو الان تو خونه منی.

‫و اینم از بازی.

‫«خارها» با ۲۶ امتیاز باختن.

‫چرا اینقدر طولش می‌دی، جت؟

‫جت، جت!

‫هی، می‌تونی اینو برام امضا کنی؟

‫البته، هر کاری برای یه طرفدار.

‫بفرما، کوچولو.

‫ممنون، جت.

‫چرا نمی‌تونی یه قهرمانی ببری؟

‫دیگه بازنشست شو.

‫جت، می‌تونی یه عکس بگیری؟

‫جت، آره!

‫سومین باخت پشت سر هم، چه حسی داره؟

‫هی، فلو!

‫کی قراره شروع به بردن کنیم؟

‫حالتو گرفتم.

‫هی، فلو!

‫کی فلو رو دیده؟

‫هی، گربه اخمو.

‫باید تو بازی می‌بودم.

‫تماشا رو ول کردم و به جاش یه مشت تو صورت خودم زدم.

‫فکر می‌کنی این خنده‌داره؟

‫تو مالک تیمی، فلو.

‫چطور انتظار داری من ببرم وقتی دورم رو با یه مشت دیوونه و بازیکن ازکارافتاده پر کردی؟

‫هی، دارم روش کار می‌کنم.

‫ما حتی بازیکن ششم هم نداریم، فلو.

‫ولی «قاضی جودی» رو که داری.

‫اینجا رو گوش کن، جت.

‫بازیکن‌های آزاد، مفت نیستن.

‫باشه؟

‫پس مگه اینکه یه بازیکن ششم تو ذهنت داشته باشی که

‫بتونه سالن رو پر کنه و یه چک چاق و چله هم نخواد...

‫من برمی‌گردم به حمام گِلم، باشه؟

‫اوه، این حرفا چرنده.

‫وظیفه توئه که اینو حل کنی.

‫بازیکن‌ها رو معاوضه کن، تیم رو بفروش.

‫برام مهم نیست چیکار می‌کنی.

‫فقط همین الان انجامش بده.

‫مواظب باش چه آرزویی می‌کنی.

‫جت.

‫سلام، ویلیام.

‫هی، فرانک.

‫چطوری؟

‫احیاناً اون اجاره رو داری؟

‫اوه، اوه آره، آره، درسته، درسته.

‫فرانک، حواسم بهت هست.

‫همش همینجاست.

‫راستش می‌خواستم امروز بهت بدمش.

‫این پول واقعی نیست، این یه تیکه کاغذه.

‫آره، آره، آره، آره، پس اجاره ماه پیش و ماه قبلش چی؟

‫فرانک.

‫منم، یالا دیگه.

‫فقط یه کم بیشتر وقت می‌خوام.

‫وقت داشتی، ویل.

‫من کلی دهن برای سیر کردن دارم، یکی دیگه نمی‌خوام.

‫هی، ویل.

‫هی، ویل.

‫هی، ویل.

‫اوه.

‫هی، ویل.

‫هی، بچه‌ها.

‫شماها هنوز بیدارید؟

‫هی، ویل.

‫اوه، چطوری، تئو؟

‫امروز گذاشتن تو قفس بازی کنی؟

‫منو که می‌شناسی.

‫دارم روش کار می‌کنم.

‫اینا خیلی بچه‌ان.

‫دقیقاً، همینطوره.

‫متاسفم، کوچولو.

‫ببین، تا فردا پول اجاره منو بیار.

‫وگرنه باید اتاق رو به یکی دیگه اجاره بدم.

‫فهمیدی؟

‫هر چی.

‫پول لازم داری؟

‫خب، شانس آوردی، چون می‌تونی روزی تا ۳۰۰ دلار دربیاری.

‫چطوری، با ترید کردن ارز دیجیتال تو «بیگ برونکو کریپتو»؟

‫فرانک، من دوباره حامله‌ام.

‫این فوق‌العاده‌ست، عزیزم.

‫می‌دونی، ما به یکی دیگه از اینا نیاز داشتیم.

‫هی، ویل!

‫اون پول اجاره رو لازم دارم.

‫تو بسکتبال بازی می‌کنی، ما هم بسکتبال بازی می‌کنیم.

‫تو شوت می‌زنی، منم شوت می‌زنم.

‫اون تخته، ما می‌شکنیمش.

‫اون پاس، فوق‌العاده‌ست.

‫بهتره اون کفش‌هاتو ببندی.

‫بوم، اینا رو ببین.

‫«واینلند گرین فیلمور فورز».

‫خود خودشه.

‫جت اینا رو تو بازی روربال پوشیده بود.

‫معمولاً، اینا حدود شیشصد تا فروش می‌رن، ولی خب من به تو پونصد می‌دم.

‫نه، «فورز» نه.

‫اوه، من اونا رو می‌خواستم.

‫ولی تو بی‌پولی.

‫ولی اگه «فورز» رو داشتم، اینطوری به نظر نمی‌رسید.

‫بله، می‌رسید.

‫درست می‌شه.

‫رویه توری دست‌نخورده.

‫بندهای سفت.

‫خفن.

‫محشر.

‫یالا.

‫۲۵۰؟

‫چطور جرأت می‌کنی.

‫چه بی‌احترامی‌ای.

‫یالا، ویل، می‌تونم قسطی بهت بدم.

‫آره، آره، این، این عالیه، دریل، ولی صاحبخونه من قسطی قبول نمی‌کنه.

‫باشه.

‫نمی‌تونم اینو ببینم.

‫خب، ۴۰۰؟

‫۲۴۰.

‫داره میاد پایین.

‫۲۳۰.

‫بس کن، بس کن، لطفاً، لطفاً.

‫هی.

‫امکان نداره.

‫بچه‌ها باورتون نمی‌شه.

‫«مین» تو قفسه، و داره با همه رقبا بازی می‌کنه.

‫خب، ما، اه، این کارو می‌کنیم یا نه؟

‫باشه، قبوله.

‫خیله خب، بزن بریم.

‫هی، می‌خوای یه چیز باحال ببینی؟

‫نه.

‫خب، من به هر حال انجامش می‌دم.

‫نفر بعدی کیه؟

‫نه، هیچکس نمی‌تونه مثل من انجامش بده.

‫آشغال!

‫گفتم نفر بعدی کیه؟

‫چیزی نمی‌شنوم، کجایید شماها؟

‫نفر بعدی کیه؟

‫هی.

‫توپ رو چک کن.

‫گم شو، مین.

‫تو یه بی‌عرضه‌ای.

‫جدی، می‌خوای بگی این بهترین چیزیه که واینلند داره؟

‫فکر می‌کردم قفس جاییه که روربال به دنیا اومده.

‫فکر کنم این شهر فقط به اندازه بزرگترین بازیکنش ضعیفه.

‫هی، اون کجاست؟

‫اگه از جت خبری نیست، پس یکی باید جواب منو بده.

‫نفر بعدی کیه؟

‫من نفر بعدیم.

‫کی اینو گفت؟

‫هی، هیچکس اینطوری در مورد جت و واینلند حرف نمی‌زنه.

‫ببخشید.

‫اجازه.

‫هی، برید کنار.

‫من نفر بعدیم.

‫چک کن.

‫صبر کن، صبر کن، یه بز؟

‫ممنون بابت خنده، کوچولو، ولی خب چرا برنمی‌گردی به استخر

‫بچه‌ها یا یه همچین چیزی، یه بستنی برای خودت بگیری.

‫ولی جدی، کسی هست؟

‫حتی اگه روش پول شرط ببندم؟

‫اول کفش‌هاش، حالا پول اجاره تو؟

‫آره، ویل، انجامش بده!

‫اوه، پول؟

‫اون با اون پول می‌خواد چیکار کنه؟

‫بیا پایین، رفیق.

‫بزن بریم، واینلند!

‫پس این تمام چیزیه که واینلند بزرگ برای ارائه داره، یه بز و یه مشت پول خرد؟

‫ولی می‌دونید چیه، مین از مبارزه فرار نمی‌کنه.

‫پس چک کن، بزن بریم.

‫همه چیز یه امتیاز حساب می‌شه.

‫هر کی اول به سه برسه، توپ با تو.

‫این یکی.

‫من برای اون با یه گنده می‌جنگیدم.

‫اوه، پس بلدی پاس بدی.

‫تو از اون دور آشغالی.

‫بزن بریم.

‫یالا.

‫وقتی اون توپ رو بگیرم، کار تمومه.

‫از یه بز شکست خورد.

‫اوه، دو به یک، دو به یک، عزیزم.

‫این یارو داره لوبیا می‌خوره.

‫خیله خب، بیا جدی باشیم.

‫مثل اینکه قراره مجبورم کنی زنجیرهام رو در بیارم.

‫آره، مرد، همشو در بیار.

‫اوه، باشه، فهمیدم، تو یه شوت‌زن از راه دوری، هان؟

‫حالا از من رد شو.

‫اوه.

‫حالا داریم واقعی بازی می‌کنیم.

‫حس لیگ اینطوریه.

‫اینجا خونه منه.

‫تو الان مال منی.

‫بوم شاکالاکا!

‫احمق، من کمکت نمی‌کردم بلند شی.

‫فقط پولم رو می‌خواستم.

‫ممنون.

‫هی، ما پول بزی داریم.

‫بد نبود.

‫همه که برای مدت طولانی گوشیاشون دستشون نبود، درسته دریل؟

‫آره، چرا دستشون بود.

‫به این احترام می‌ذارم.

‫هی، ویل.

‫ویل، اه، من واقعاً برای بابام متاسفم.

‫ولی می‌خوام بدونی، من بهت ایمان دارم.

‫اوه، اوه، و برات یه ساندویچ درست کردم.

‫بگیر.

‫اوپس.

‫ایر بال.

‫ببخشید در مورد اون.

‫اه، اصلاً نگرانش نباش.

‫وقتی برای «خارها» بازی کنی، هنوزم تو گلخونه می‌بینمت.

‫ممنون، تئو.

‫موفق باشی!

‫هی، بهت گفتم.

‫اون ویدیو دیوانه‌کننده بود.

‫اون یارو داشت قورتش می‌داد.

‫هی!

‫چطوری، رفیق؟

‫اوه، هی.

‫خودشه.

‫اه، ممنون که گذاشتی خونه‌ات بمونم.

‫اوه، وسایلت رو آوردی.

‫هی، بندازش رو اون کپه.

‫هنوز تمیز نکردی؟

‫باشه، فقط یه کپه رو انتخاب کن، همشون کثیفن.

‫حالا، بس کن و بیا ببین چی پختم.

‫ویل برنده می‌شه!

‫اوه، خوشت اومد؟

‫یالا، این قراره وایرال بشه.

‫مچ پاش رو شکستی.

‫آره، و اونم شاخ منو شکست.

‫اوه، ویل.

‫ببین.

‫تو فیلمی از خودت می‌خواستی که داری با گنده‌ها بازی می‌کنی، و

‫تو همین الان با بزرگترین، بدترین بازیکن کل روربال بازی کردی.

‫تو این کارو کردی، ویل.

‫ممنون.

‫باشه.

‫خب، من فقط اینو لایو می‌کنم چون فکر کنم دریل همین الان یه کاری کرد.

‫بعداً هر دوتون رو می‌بینم، من یه قرار دارم.

‫اوه.

‫باید ریشم رو بزنم.

‫با کی؟

‫اوه، بهت نگفتم؟

‫مامانت.

‫اوه، حالت رو گرفت، داداش.

‫باشه، باشه، اصلاً خنده‌دار نبود.

‫هی، داداش.

‫می‌خوای یه کم رور 2K بازی کنیم؟

‫نه، فکر کنم خوبم.

‫احتمالاً باید شب رو تموم کنم، می‌دونی؟

‫نه، حتماً.

‫آره، راحت باش.

‫من می‌رم سراغ این دسته‌ها.

‫الو؟

‫باشه.

‫همه خوبن؟

‫چرا شماها پلک نمی‌زنید؟

‫اون منم، عزیزم.

‫من دلقکم.

‫تو-تو-تو فلورنس اورسونی.

‫تو مالک «خارها»یی.

‫می‌تونی همه پیغام‌های صوتی رو نادیده بگیری، آقای هریس.

‫ولی مثل اینکه خودم پیدات کردم.

‫اون منتظرت بوده.

‫بدون اینکه چیزی سفارش بده.

‫بشین.

‫دیروز بازی خوبی داشتی.

‫مچ پای «مین» رو طوری شکستی که فکر کردم قراره خلاصش کنن.

‫و اینترنت هم عاشقش شد.

‫اونا عاشقتن.

‫نه، این دیوونگیه.

‫اوه، دیوانه‌کننده‌تر هم می‌شه.

‫خب، شاید متوجه نشده باشی، ولی تیم افتضاحه.

‫اوه، نه، ما آشغالیم.

‫ما بهترین بازیکن لیگ رو داریم و دوباره هیچ راهی به قهرمانی نداریم.

‫کوچیک به کوچیک.

‫من معتقدم تو دقیقاً همون چیزی هستی که جت و این تیم الان بهش نیاز دارن.

‫بز؟

‫حتماً.

‫ولی فکر کنم تو شاید یه اسب تک‌شاخ دو شاخ باشی.

‫واقعاً؟

‫می‌خوام بهت یه پیشنهاد بدم.

‫ما به یه بازیکن ششم نیاز داریم.

‫که برای نیمه دوم فصل به «خارها» ملحق بشه.

‫اوه خدای من.

‫واقعاً، واقعاً، بالاخره داره اتفاق میفته؟

‫فقط باید اینجا رو امضا کنی، چند تا پاراف اینجا.

‫و تو رسماً یه «خار» هستی.

‫و، اه، جت، اون اینو تایید کرده؟

‫از خیلی جهات، این ایده اون بود.

‫آره.

‫خب، چی می‌شه؟

‫برای واینلند بازی می‌کنی یا اینجا می‌مونی و میز منو می‌شکنی؟

‫خودکار.

‫خودکار.

‫یکی به من یه خودکار بده.

‫من خودکار ندارم.

‫آخ!

‫ممنون.

‫خواستن توانستن است.

‫اوه، تبریک می‌گم، عزیزم.

‫ما خیلی بهت افتخار می‌کنیم.

‫باورت نمی‌شه.

‫من قراره یه «واینلند ثورن» بشم.

‫خبر فوری، ویل.

‫وایرال شد.

‫قطعاً شد.

‫ما خیلی هیجان‌زده‌ایم، ویل.

‫اون خوک باکلاسه کیه؟

‫من از این شهر متنفرم.

‫به «رورال راندآپ» خوش اومدید.

‫من چاک، قهرمان دو دوره هستم.

‫در کنار همکارم، ایتسی-بیتسی بیتی بادی، راستی.

‫راستی.

‫نمی‌تونم صبر کنم تا بازنشستت کنن، چاک.

‫این خوب بود.

‫خب، ولی برگردیم به سوالی که هر فصل می‌پرسیم.

‫می‌تونی بدون بردن قهرمانی، بهترین باشی؟

‫اه، آره.

‫صبر کن، شاید من بی‌طرف نباشم.

‫فکر نکنم.

‫من روربال رو حس می‌کنم.

‫اون همیشه بازیکن بزرگی بوده، ولی زمان همه رو گیر میندازه.

‫منو نه.

‫اونا چیزی برای حرف زدن نداشتن.

‫همه آمار، بدون قهرمانی.

‫ولی نمی‌تونی همه تقصیرها رو گردن اون بندازی.

‫هر کی این تیم رو دیده و فکر می‌کنه جت بزرگترین مشکله، کوره.

‫چی صدام کردی؟

‫کور مثل چی؟

‫من بهترین گلزن تاریخ رور هستم.

‫حرف از «خارها» شد.

‫یه خبر فوری داریم، چاک.

‫«واینلند ثورنز» بالاخره یه بازیکن ششم امضا

‫کردن، مثل اینکه بالاخره دارن به جت کمک می‌کنن.

‫آره.

‫یه تمساح؟

‫نه، نه، نه، بزرگتر.

‫یه گوریل؟

‫آره، این چیزیه که من ازش حرف می‌زنم.

‫ما مالک تیم رو با مصاحبه اختصاصی داریم.

‫ما اولین بازیکن کوچیک روربال رو امضا کردیم.

‫یه کوچیک چی؟

‫ما یه کوچولو...

‫یه کوچولو چی؟

‫ریز...

‫اوه.

‫الان چی؟

‫کوچولو...

‫دوباره بگو؟

‫بز!

‫یه بز؟

‫اوه، نه بازی، فلورنس اورسون.

‫داری یه بز استخدام می‌کنی؟

‫عقلت رو از دست دادی؟

‫باشه.

‫ببخشید.

‫تو همونی هستی که یه تیمی می‌خواست که بتونه قهرمانی رو ببره و برات مهم نبود چطوری.

‫یادته؟

‫خب، این برام مهمه.

‫من نمی‌تونم با یه بز بازی کنم.

‫اون مایه شرمساری تیمه.

‫اون مایه شرمساری شهره.

‫اون... اون همینجا نشسته.

‫هی.

‫حتماً شوخیت گرفته.

‫من حتی نمی‌تونستم تو صندلی ببینمش، فلو.

‫چطور قراره تو زمین ببینمش؟

‫من بزی با پیرهن «خارها» خواهم بود.

‫متوجهی؟ آها.

‫اونور رو نگاه کن، فلو.

‫من فقط می‌خوام بخورمش.

‫آره، می‌خوام با یه سس رنچ بخورمش.

‫و قراره طوری رفتار کنیم که انگار هیچکدوم از اینا اتفاق نیفتاده.

‫اوه، واو، واو، واو، من اصلاً خوشمزه نیستم.

‫فکر کردم گفتی اون می‌دونه.

‫شغل من اینه که حقیقت رو یه کم تغییر بدم، ویل.

‫یالا دیگه.

‫شغل من اینم هست که بلندمدت فکر کنم.

‫این داره توجه بیشتری نسبت به سال‌های اخیر جلب می‌کنه.

‫نمی‌خوای اون تو زمین باشه، این تصمیم توئه.

‫ولی اون تو لیست بازیکن‌ها می‌مونه.

‫اوه، حتماً عقلت رو از دست دادی.

‫پنجتو بیار پایین.

‫باید خوشحال باشی.

‫ستاره‌ها کاملاً در یک راستا قرار گرفتن.

‫چون رسانه‌ها دارن می‌میرن که ویل رو ببینن.

‫ویل، پایین، برو پایین.

‫اوه، باشه، باشه، باشه.

‫و می‌خوام تو معرفیش کنی.

‫نه.

‫امکان نداره.

‫آره، تو می‌کنی.

‫اونا در واقع همین پایین منتظرتن.

‫پس دم‌هاتون رو بالا نگه دارید، باشه؟

‫لبخندهای بزرگ.

‫عاشق هر دوتونم.

‫حالا برید بیرون.

‫هی.

‫فقط می‌خواستم بدونی این رویای منه که به حقیقت پیوسته.

‫یعنی، اینکه با تو بازی کنم، مثل، بازیکن مورد علاقه همه دوران‌هام.

‫می‌دونم اون چیزی که انتظار داشتی نیستم، ولی من کل زندگیم رو برای این لحظه تمرین کردم.

‫و اگه فقط یه فرصت بهم بدی...

‫ببین، بچه.

‫من اون ویدیوی وایرال کوچولوت رو دیدم.

‫«مین» تو رو مثل کیک تولد پخت.

‫آره، آره، نه، من قراره از تماشای اینکه پیراناها تو رو زنده زنده می‌خورن لذت ببرم.

‫جت!

‫بله؟

‫جت!

‫اینجا.

‫جت!

‫جت!

‫جت!

‫اینجا.

‫ویل!

‫ویل!

‫اینجا!

‫ویل!

‫اینجا!

‫ویل!

‫اینجا!

‫اینجا!

‫بیاین شروع کنیم.

‫اول سخت‌ترین سوال‌ها.

‫ویل!

‫فکر می‌کنی وایرال شدن تو یه زمین بازی بهت این حق رو می‌ده که روربال حرفه‌ای بازی کنی؟

‫نگرانی که بقیه کوچولوها رو ناامید کنی؟

‫تو فقط یه نمایش تبلیغاتی بی‌شرمانه برای منحرف

‫کردن توجه از یه فصل باخت دیگه «خارها» نیستی؟

‫تو واقعاً یه بزی؟

‫تو فقط یه جورایی افتضاح نیستی؟

‫من، ببخشید، می‌، می‌شه سوال رو تکرار کنید؟

‫هی، هی، یکی یکی، بچه‌ها.

‫این پسر حتی آموزش رسانه‌ای ندیده، باشه؟

‫خب، ویل، چه حسی داره که اولین بازیکن کوچیکی

‫هستی که یه قرارداد حرفه‌ای روربال امضا کرده؟

‫اه، راستش رو بخواید، همش یه جورایی غیرواقعیه.

‫یعنی، دیشب داشتم با سوسک‌ها تو خونه بهترین دوستم می‌جنگیدم.

‫و الان دارم برای «خارها» بازی می‌کنم.

‫اوه، نباید اینو می‌گفت.

‫ویل، ما خبردار شدیم که جامعه سوسک‌ها از آخرین

‫حرفت خیلی ناراحت شدن، می‌خوای عذرخواهی کنی؟

‫اوه، خدای من، نه، نه، نه، نه، نه.

‫منظورم این نبود.

‫من عاشق سوسک‌هام.

‫دروغ.

‫می‌تونیم، اه، بریم سراغ سوال بعدی؟

‫باشه.

‫خب، ویل، اصلاً نگران آسیب دیدن نیستی؟

‫روربال از سرسخت‌ترین گنده‌ها هم تلفات می‌گیره.

‫تصور می‌کنم برای یه کوچولو می‌تونه کشنده باشه.

‫اه، خب...

‫نه، نه، ویل ریسک‌ها رو می‌دونه.

‫ممکنه له بشه؟ احتمالاً.

‫خرد بشه؟ شاید.

‫کشته بشه؟ احتمالاً.

‫ولی اینقدر بازی رو دوست داره که براش می‌میره.

‫درسته، ویل؟

‫درسته.

‫در مورد «مین» چی؟

‫نگران یه بازی برگشت در آینده نیستی؟

‫نه، اصلاً.

‫ما به این یارو می‌گیم اسب‌باز، چون کمر اون اسب وحشی رو شکسته، باشه؟

‫می‌دونید چی بهم می‌گفت قبلاً، اون یه اسم مستعار برای «مین» داره.

‫بهش می‌گه «پونی کوچولوی من».

‫نه، من اینو نگفتم.

‫تو می‌گی.

‫من اینو نگفتم.

‫و اون همچنین گفت که «مین» قطعاً بهترین نیست.

‫و موهاش هم افتضاحه، که منم باهاش موافقم.

‫اوه، اون مرده.

‫داری با من چیکار می‌کنی؟

‫آخرین سوال.

‫اه، این یکی برای جته.

‫تو سال ۱۵اُمت هستی.

‫تیم داره یه بز میاره تا مشکلاتش رو حل کنه.

‫هیچوقت به این فکر کردی که وقتشه کفش‌هاتو آویزون کنی؟

‫من هیچی رو آویزون نمی‌کنم، باشه؟

‫من الان حس خیلی خوبی دارم.

‫دارم یکی از بهترین بازی‌های دوران حرفه‌ایم رو انجام می‌دم.

‫و به علاوه، من با هر سگ و گربه‌ای که این لیگ داشته بازی کردم.

‫تنها نگرانی من اینه که برم اونجا و کاری که باید برای بردن قهرمانی انجام بدم رو بکنم.

‫و هیچی، و منظورم هیچیه، قرار نیست جلوی این راه رو بگیره.

‫ممنون، نون شیرینی‌ها طبقه سومه.

‫باید بری بیرون.

‫اینجا.

‫اه، باحال.

‫اوه، اه، من می‌تونم، باشه، ممنون.

‫خداحافظ.

‫مربی دنیس.

‫چطور قصد دارید از بز در چرخش بازیکن‌ها استفاده کنید؟

‫سوال خوبیه.

‫خب...

‫آه، مربی دنیس!

‫اون مال توئه.

‫هی، جت.

‫یه لحظه وقت داری، فقط می‌خواستم نمایش‌های جدید رو مرور کنم.

‫آره، شنیدی چی گفتم.

‫اه، بعداً انجامش می‌دیم.

‫چطوری، بچه؟

‫دنیس کوپر.

‫از دیدنت خوشحالم.

‫اوه، من شما رو می‌شناسم، مربی دنیس.

‫باعث افتخاره.

‫مربی کلمه بزرگیه.

‫من بیشتر یه پایه تخته وایت‌برد کم‌حقوقم.

‫ولی به تلاشم ادامه می‌دم.

‫اه، بیا برای بازی آماده‌ات کنیم.

‫من آماده بازی‌ام.

‫بازی؟

‫چه بامزه.

‫نه.

‫چی؟

‫هیچی.

‫و اینم از اینجا.

‫امکان نداره.

‫رختکن «خارها»؟

‫آه، آره!

‫لباس بپوش و بیا تیم رو ببین.

‫آره.

‫آره.

‫لباس.

‫آره.

‫این دیوونگیه.

‫اسم من روی پیرهن «خارها».

‫اوه، صبر کن.

‫فیلمور ۱۳.

‫بد نیست.

‫درسته؟

‫امشب شب بازیه.

‫به «روربال حیوانات سازمان‌یافته منطقه‌ای» خوش برگشتید.

‫ورزشی با وحشی‌ترین زمین‌ها.

‫استالاکتیت‌ها!

‫طوفان‌های شن، صخره‌ها!

‫یخ، آتش، و پیچک‌ها.

‫امشب، ما تو گلخونه‌ایم و استادیوم داره می‌ترکه...

‫برای اولین بازی از سه بازی خانگی پشت سر هم.

‫و جای تعجب نیست، کوچولوها برای جدیدترین بازیکن «خارها»ی واینلند حسابی اومدن.

‫آب‌نبات کانودل در حال گشته.

‫اوه-اوه، یکی عاشقه.

‫مثل اینکه دارن همو می‌بوسن.

‫پلی یه کراکر می‌خواد؟

‫درست می‌گم، چاک؟

‫🎬 دانلود جدیدترین فیلم و سریال

‫📝 زیرنویس سریع، دقیق و بدون سانسور

‫ t.me/king_subtitle

‫اوه، گرفتیش.

‫من یه نابغه‌ام.

‫باشه، اولیویا، ذهنت رو خالی کن.

‫من کنترل اوضاع رو در دست دارم.

‫من می‌دونم کی هستم.

‫من به اندازه کافی خوبم.

‫نظر دیگران برام مهم نیست.

‫برام مهم نیست الان دارن در مورد من تو پلتفرم‌های مختلف

‫آنلاین چی میگن، که می‌تونم چک کنم ببینم چی دارن میگن.

‫گوشی!

‫گوشی!

‫کسی گوشی داره؟

‫تو حتی لباس فرم نپوشیدی.

‫هان؟ این لباس کندنیه.

‫بابا یه یتیه.

‫گوش کن.

‫من خلاقیتت با فوم رو تحسین می‌کنم.

‫ولی اینکه تو صورت بابا شلیک کنی درست نیست، باشه؟

‫عالیه.

‫بچه‌های بامزه.

‫آره، می‌دونم.

‫درسته؟

‫الان نگاه نکن.

‫ولی یه بچه بز داره با یه لبخند عجیب به سمت ما میاد.

‫اه، من ویل هریسم.

‫آماده‌ام به هر نحوی که می‌تونم به تیم برای بردن کمک کنم.

‫یه میان‌وعده قبل از بازی.

‫بذار فقط فکم رو از جا در بیارم.

‫منو نخور، منو نخور، منو نخور.

‫این همون بچه وایراله.

‫می‌بینی؟

‫نه.

‫اون وایرال شد.

‫عجیبه.

‫خوشم میاد.

‫بیا، دوست من.

‫ما اون رقص کوچولوی تو رو انجام نمی‌دیم، موتو.

‫یه جورایی خوشم میاد.

‫جریان اون تخم‌مرغ چیه؟

‫نذار کنترلت کنن.

‫اینجا خیلی سر و صداست، درسته؟

‫هی، اه، جت، فکر می‌کنی امشب یه کم وقت بازی بهم می‌رسه؟

‫معرفی می‌کنیم جدیدترین بازیکن «خارها»ی شما.

‫با قد داغ ۱ متر و ۷۰ از جنوب واینلند، خود قاتل «مین».

‫ویل هریس!

‫من پونی‌ای نمی‌بینم.

‫آیا امشب تاریخ ساخته خواهد شد؟

‫یا اون هم راه قدم‌های ناامیدکننده تو رو دنبال می‌کنه، چاک؟

‫تو شوکه می‌کنی، راستی، و بله، این یه جوک بد بود.

‫آره، خب.

‫ویل.

‫اون ویله، درسته؟

‫یه جورایی شبیه موش خرماست.

‫فکر می‌کنی ویل قراره بازی کنه؟

‫امیدوارم نه.

‫وگرنه قراره مرگ اون بچه رو تو تلویزیون زنده ببینیم.

‫جرالد.

‫بزن بریم عزیزم! تشویقش کنید!

‫هی مربی، فکر می‌کنی کی ممکنه بیام تو؟

‫فقط دفترچه بازی رو مطالعه کن، بچه.

‫«خون بچه»!

‫وقت قصه است؟

‫آره، بیارینش.

‫یه زمانی، یه نمایشی بود به اسم «عقاب ۲۴».

‫اوه، من این یکی رو دوست دارم.

‫کسی خسته است؟

‫من می‌تونم تعویض بشم.

‫من می‌تونم استراحت کنم؟

‫نه.

‫اون قراره تو بازی بعدی بازی کنه.

‫بهم اعتماد کن.

‫ما اینجا به یه گل نیاز داریم.

‫موتو.

‫دور زمین بمون.

‫فضا رو باز کن.

‫کار خودت رو بکن.

‫من همیشه می‌کنم.

‫هی، اه، من در واقع متوجه شدم که اون گوزن همیشه از سمت راست حمله می‌کنه.

‫پس، اگه فقط دفاع رو به اون سمت منتقل کنی...

‫کی یه استراحت گاه به گاه می‌خواد؟

‫منو بگیر!

‫من می‌خوام!

‫فردا، تاریخ ساخته خواهد شد.

‫و این بار جدی می‌گم.

‫درش بیار، آر.جی!

‫آب دارم؟

‫حوله؟

‫حمایت عاطفی؟

‫من حله.

‫سه باخت سخت پشت سر هم برای «واینلند ثورنز».

‫و حالا اونها با بزی که هنوز یک ثانیه هم وقت بازی نداشته، راهی جاده می‌شن.

‫هیچ روزی تعطیل نیست.

‫درست می‌گم؟

‫نه، نه، نه، نه، این یه جلسه تمرین خصوصیه.

‫هی، اینو ببین.

‫از روی لوگو، صاف تو سبد.

‫شوت شانسی.

‫شاید.

‫شوت تخته.

‫باید بخت‌آزمایی بازی کنم؟

‫امروز حس خوبی دارم.

‫چرا اینجایی، بچه؟

‫من یه کم وقت بازی می‌خوام.

‫امکان نداره.

‫بیا سرش شوت بزنیم.

‫یا می‌ترسی به یه بز ببازی؟

‫خیله خب، شرطه.

‫بالای سکوها، هوک شات از روی شیشه، دور لبه بچرخه، تو.

‫جت از راه دور!

‫انجامش دادم.

‫آسونه.

‫از بین پیچک‌ها، تو.

‫چشم‌های من این بالاست.

‫آره، عزیزم!

‫دیگه چی داری؟

‫از بالا، تو.

‫اوه!

‫از چراغ‌ها آویزون بشی؟

‫آسونه.

‫اوه، تو الان مال منی.

‫از تونل، از بالای تخته، صاف تو سبد.

‫باشه؟

‫اگه این یکی رو بزنم، باید بهم وقت بازی بدی.

‫باشه، آره، می‌بینیم.

‫جمعش کن.

‫آه، از دست دادی.

‫یالا، باید پرواز کنیم.

‫هواپیما ۳۰ دقیقه دیگه می‌پره.

‫صبر کن تا دنیاهای تو لیستم دیوونه بشن.

‫همه چیز دیگه، فکر کردم، من با دیوونگی سر و کار ندارم.

‫من واقعاً مجبور شدم اونجا عجله کنم.

‫ولی...

‫هی، چی؟

‫ما تو یه جت شخصی‌ایم؟

‫چی؟

‫اوه، چه باحال!

‫واو!

‫شماها دارید رور 2K بازی می‌کنید؟

‫من کردم.

‫میم‌ها؟

‫یعنی، چرا باید این کارو بکنن؟

‫خیلی بی‌احترامیه.

‫نه فقط به من...

‫...بلکه به همه پرنده‌ها.

‫خاله اولیویا «پرنده» نیست.

‫پرنده‌ها پرواز می‌کنن.

‫تو خراب شدی؟

‫هی، هی.

‫اه، خاله اولیویا یه بیماری به اسم سندرم پرنده بی‌پرواز داره.

‫خاله اولیویا نمی‌تونه پرواز کنه.

‫ولی ما می‌تونیم!

‫پرنده‌های فرشی نه!

‫حداقل کیف‌ها راحتن.

‫هی، هی، لنی، این صندلی گرفته شده؟

‫آره.

‫توسط کی؟

‫توسط من.

‫اوه، این خوبه.

‫تو واقعاً سعی داری به خاطر نیاز به دو تا صندلی، منو مسخره کنی؟

‫ببخشید، تقصیر من بود.

‫هی، موتو، این صندلی گرفته شده؟

‫از نظر فنی، نه.

‫اه، این چیه--

‫آه، این فقط پوست منه.

‫دارم پوست‌اندازی می‌کنم.

‫باشه.

‫جت؟

‫هی.

‫خب، تو با اون بچه داشتی شوت می‌زدی؟

‫جت؟

‫اون خوبه، هان؟

‫مامان منم می‌تونست اون شوت‌ها رو بزنه.

‫باشه.

‫این به این معنی نیست که می‌تونه بازی کنه.

‫هی، جت!

‫من رسیدم.

‫هان؟

‫هی، همه.

‫یه دور تشویق.

‫ویل رسید.

‫اوه.

‫تند و تیز.

‫دنبال من راه افتادن و رو اعصابم بودن شغل تمام‌وقتته یا...

‫باید بازش کنی.

‫آجیل‌ها، اونا تو قوطی‌ان.

‫صبر کن، پس قوطی غذا نیست؟

‫«مین» یه...

‫اوه، نه، نه، نه، نه، نه!

‫«مین» یه دیس ترک در مورد «پسر بزی» منتشر کرده!

‫اوه، اولیویا، بذارش رو صفحه بزرگ.

‫صبر کن، صبر کن!

‫حله، دختر جون.

‫موتو هنوز خوابه!

‫در واقع، من کاملاً بیدارم.

‫من برای این اینجام.

‫بزن بریم!

‫اوه آره، بیا اون یکی رو بشنویم.

‫اوه نه.

‫اوه آره.

‫نه، لطفاً نه، نه، نه!

‫You're not ready?

‫This Main season.

‫You know what's in my cup.

‫I know you think you're all 'baa', but I'm gonna have him crying like 'baa'.

‫You just 'goat' here, I'm the main attraction, though.

‫I'm the godfather, call me Tony Soprano.

‫I'ma keep it short, just like you.

‫Next time we on the court, the smoke's all you.

‫Act tough, but you scared.

‫I'm in your nightmares.

‫Tonight when you sleep, you'll be crying goat tears.

‫Goat tears! You'll be crying goat tears.

‫Goat tears! You'll be crying goat tears.

‫Goat tears.

‫اوه، این یه آهنگ فوق‌العاده‌ست!

‫شعرش یه کم معمولیه.

‫ولی تو اشک بز می‌ریزی!

‫Goat tears!

‫You'll be crying goat tears!

‫You'll face the goat, you'll cry a goat tear!

‫هی!

‫چه بوی خوبی میاد اینجا.

‫این، این جاییه که من می‌خوام باشم.

‫اون چیه؟

‫من هیچوقت...

‫این می‌تونه تو یه اتاق باشه؟

‫آره، عزیزم، ما تو پنت‌هاوس حال می‌کنیم!

‫ما تو پنت‌هاوس حال می‌کنیم.

‫ما تو پنت‌هاوس حال می‌کنیم. ما تو پنت‌هاوس حال می‌کنیم. ما تو پنت‌هاوس حال می‌کنیم--

‫این دیوونگیه!

‫هی، ببین کی اینجاست.

‫هی، صبر کن، صبر کن، صبر کن.

‫شماها باورتون نمی‌شه اینجارو.

‫هی، بچه‌ها، بچه‌ها.

‫ما یه تلویزیون ۹۵ اینچی تو اتاق نشیمن داریم.

‫می‌بینید؟

‫خیله خب.

‫تلویزیون تو توالت، حتی کنترل هم داره، غیربهداشتیه، ولی باحاله.

‫بس کن، بس کن، بس کن!

‫اوه، اون توالت اونه، اون توالت اونه.

‫آخرین ولی نه کم‌اهمیت‌ترین، تلویزیون تو مینی‌بار.

‫خب، صندلی‌های کنار زمین چی شد؟

‫گفتی ردیف اول؟

‫اوه.

‫می‌دونی، با این اوضاعی که پیش رفته.

‫شاید من حتی یه هفته دیگه تو تیم نباشم.

‫یعنی، می‌تونم سعی کنم براتون چند تا بلیت پیدا کنم.

‫شوخی می‌کنی، داداش؟

‫یعنی چی اگه هفته دیگه تو تیم باشی؟

‫تو تو تیم واقعی «خارها»یی.

‫هیچکس پسر ما رو از تیم بیرون نمی‌کنه.

‫نه.

‫خیله خب، همینه.

‫باید بشنومش.

‫چی رو بشنوی؟

‫اوه، خودت می‌دونی چی رو.

‫چی؟

‫اوه، یالا.

‫انجامش بده.

‫بع.

‫با احساس.

‫بع.

‫بع!

‫بع!

‫بع!

‫بع!

‫بع!

‫بع!

‫بع!

‫اون چیه؟

‫بع!

‫بع!

‫بع!

‫این چه صداییه؟

‫بدش من!

‫جت، دیگه بسه.

‫سر تو خیلی حریصه.

‫بعضی از ما...

‫...فردا بازی داریم.

‫ساکت باشید.

‫اوه، جت، جت.

‫چی؟

‫امم، من امیدوار بودم...

‫بستگی به تو داره...

‫می‌تونم یه کم وقت بازی بگیرم؟

‫هان؟

‫بز، همش همین؟

‫فقط یه کم وقت تو زمین؟

‫اوه، کوچولو.

‫فقط باید می‌خواستی.

‫واقعاً؟

‫و ما برگشتیم به غار شهر غرق‌شده.

‫جایی که استالاکتیت‌ها از سقف می‌افتن...

‫و «خارها» در خطر حذف از رقابت‌های پلی‌آف هستن.

‫هی، هی!

‫خطا، روی شماره سه.

‫جدی می‌گی الان؟

‫هی!

‫حالا سوت می‌زنی؟

‫یه کلمه دیگه و خطای فنیه.

‫چرا اون سوت رو نمی‌گیری و یه جاییت نمی‌کنی؟

‫اون الان گفت یه جاییت؟

‫می‌تونی اینو تو تلویزیون بگی؟

‫خب، این نزدیک‌ترین چیزیه که می‌تونی به گفتن «جای حساس» بگی.

‫می‌تونستیم برگردیم.

‫می‌تونستیم این یکی رو ببریم.

‫بلند شو.

‫این فقط بده.

‫منتظر چی هستی؟

‫اوه خدای من.

‫داری منو می‌فرستی تو؟

‫فکر می‌کنی می‌خوام؟

‫چاره‌ای ندارم.

‫وگرنه بازی رو می‌بازیم.

‫دارن ویل رو می‌فرستن تو!

‫اونجا!

‫دارن ویل رو می‌فرستن تو!

‫چی؟

‫هی، وقت خوابه، فکر کردم بهتون گفتم بچه‌ها...

‫اوضاع برای «خارها» داره بد می‌شه.

‫تو متخصص بد بودن هستی، چاک.

‫برو اونور.

‫باید اینو ببینم.

‫فقط یادت باشه...

‫فرصتی مثل این زودگذره.

‫ولی تحقیر عمومی...

‫...اون برای همیشه می‌مونه.

‫واقعاً؟ این حرف تشویقی توئه؟

‫چی؟

‫اوه، من مدتیه مربیگری نکردم، ببخشید، یه کم از تمرین دورم.

‫کی این حرفو می‌زنه؟

‫کل دنیا داره تماشا می‌کنه!

‫اوه، این بدتره.

‫به من گوش نکن.

‫چه لحظه زیبایی.

‫اولین بازیکن کوچیک که تو «رور» بازی می‌کنه.

‫هی، تو داری منو دفاع می‌کنی؟

‫یا بند کفشمو؟

‫می‌دونستم پیرهن‌ها تو شستشو آب می‌رن...

‫...ولی نمی‌دونستم بازیکن‌ها هم آب می‌رن.

‫تو آخرش له می‌شی، بچه.

‫هی، آر.جی!

‫چپ رو بگیر، اون آزاده!

‫هی بز، دمت گرم!

‫آر.جی با یه بلاک بزرگ!

‫گرفتمش، گرفتمش.

‫و لنی توپ رو پس می‌گیره.

‫ویل هریس داره به سمت زمین حریف می‌ره.

‫هی، هی، هی، بیا اینجا!

‫من آزادم!

‫لنی، دنبال یکی می‌گرده.

‫هر کسی که بز نباشه.

‫جایی برای رفتن نیست جز هریس.

‫لنی واقعاً نمی‌خواد اون پاس رو بده.

‫بزن بریم!

‫شوتش کن، بچه!

‫ویل همین الان گل زد!

‫ویل هریس اولین بازیکن کوچیکی می‌شه...

‫...که تا حالا تو «رور» امتیاز گرفته!

‫هی، برگرد دفاع!

‫اون همین الان...

‫من بز کوچولو رو ناراحت کردم؟

‫کی اشک بز می‌خواد؟

‫Goat tears! You'll be crying goat tears.

‫Goat tears.

‫اوه، یالا!

‫هی!

‫ویل، عقاب ۲۴ رو اجرا کن.

‫«خارها»، بیاین جمع شیم.

‫چیکار کنیم؟

‫قراره چیکار کنیم؟

‫مربی می‌خواد ما «عقاب ۲۴» رو اجرا کنیم.

‫همه نمایش رو بلدیم؟

‫نه.

‫نه.

‫من بلدم.

‫من ۲۴ تا عقاب خوردم.

‫ببخشید، چی؟

‫باشه لنی، فقط من و توییم.

‫یه چیزی حس می‌کنم.

‫حتی نمی‌تونم توصیفش کنم.

‫مثل اینکه هیجان‌زده‌ام.

‫آره، اون آدرنالینه.

‫آدرنالین.

‫یه جورایی خوشم میاد.

‫توپ رو تو بازی بذار، وگرنه خطای تأخیر در بازی می‌گیرم.

‫باشه.

‫بزن بریم.

‫هر نمایشی که می‌خوای اجرا کن، بز.

‫من جلوتو می‌گیرم.

‫یالا، بچه.

‫ویل، قار قار!

‫«خارها» برنده شدن!

‫آره!

‫ما همین الان این کارو کردیم.

‫آره!

‫کوچولو تو ساختمونه.

‫هریس شاید کوچیک باشه ولی بزرگ ظاهر شد.

‫آره!

‫خیلی خوشحالم.

‫می‌تونم گریه کنم.

‫یالا، جرالد. بذار ببینم.

‫باشه.

‫آره!

‫برو، بزن بریم!

‫اوه آره!

‫لالا کن، عزیزم.

‫نه.

‫بزن بریم.

‫کی رونی رو می‌خواد؟

‫کی دفاع می‌کنه؟

‫چی بهت گفتم؟

‫اون گرفتتش!

‫یالا، جت، ما بردیم.

‫کی می‌خواد یه «ترکوندیم» بگه؟

‫مثل اینکه میگن، چاک.

‫اگه با یه بز در بیفتی، یه استالاکتیت تو صورتت می‌خوره.

‫این یه تکیه‌کلام نیست.

‫از من دور شو، چاک!

‫هر چی.

‫هر چی.

‫یعنی، من ۳۳ امتیاز گرفتم.

‫کی داره حساب می‌کنه؟

‫چی، اینکه خودت رو سرچ کنی ضایع‌ست؟

‫هست.

‫می‌دونم نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم.

‫هی، بز، کار امشبت خوب بود.

‫می‌خوای بیای؟

‫من؟

‫یالا، یه کم با هم‌تیمی‌هات آشنا شو.

‫ما گاز نمی‌گیریم.

‫خب، موتو بعضی وقتا گاز می‌گیره.

‫فقط بیا اینجا.

‫بستگی به شاخه زیتون داره.

‫خب، من اون شاخه زیتون رو می‌گیرم.

‫خیله خب، پول رو بذارید وسط.

‫خجالت نکش، تازه‌کار.

‫خجالتی؟

‫این بچه رگ‌های یخی داره، بارون و قطار.

‫فقط یه قطار هست.

‫راستش، وقتی جت از بازی اخراج شد، فکر کردم کار تمومه.

‫اوه، حتماً.

‫ولی بز کار رو درآورد.

‫رفیق من.

‫من حتی امشب به سطل خودم نیاز نداشتم.

‫این خیلی باحاله.

‫خیله خب، خیله خب، اه...

‫...باید از جت بخوایم بازی کنه؟

‫هی.

‫داری سعی می‌کنی تنها تفریحمون رو خراب کنی؟

‫ما بدون جت بردیم.

‫باورم نمی‌شه واقعاً داریم اینطوری حرف می‌زنیم.

‫ممکنه داشته باشه گوش بده.

‫چی؟

‫چرا؟

‫وقتی ما می‌بریم، اون دوست داره کسی باشه که برد رو به دست آورده.

‫اون یه برنده‌ست.

‫و اون قراره ما رو به پلی‌آف برسونه.

‫ما برای یه بازی شانس آوردیم.

‫بیاین دیوونه نشیم.

‫از خوش‌بینیت ممنونم.

‫ولی به این تیم نگاه کن.

‫ما مربی دنیس رو به عنوان سرمربی داریم.

‫فکر کنم وقتی می‌خوابه می‌میره.

‫من؟

‫الان، من فقط سعی دارم روی فرشته‌های کوچولوم تمرکز کنم.

‫داره میاد!

‫جونتون رو نجات دادم.

‫اوه خدای من.

‫همه منو فقط به عنوان یه ربات بلندقد ریباند می‌بینن و یه جایی دیگه من بی‌خیال شدم.

‫شروع کردم به پیدا کردن راه‌های دیگه برای خلاق بودن.

‫لنی یه رپره.

‫اوه، لیو، سعی نکن منو لو بدی، مرد.

‫می‌دونی چیزی نیست که خیلی جدی بگیرمش.

‫قار قار!

‫باشه، شاید یه کم جدی گرفتمش.

‫و من یه بازیکن شکست‌خورده‌ام.

‫شاید بزرگترین شکست‌خورده تاریخ «رور».

‫یالا دیگه، لیو، این درست نیست.

‫هست.

‫می‌تونی بگی.

‫دیگه به یه انتخاب اول که بزرگترین شهرتش اینه که رو پوستر یکی دیگه‌ست چی می‌گی؟

‫اولیویا.

‫گوش کن.

‫نکته اینه که، این تیم یه مشت دیوونه، بازیکن

‫ازکارافتاده، و هر چی که موتو هست، تشکیل شده.

‫موتو یه نماده.

‫خیله خب، خرس مهربون، شرط‌ها بسته شده.

‫تو چی داری؟

‫من می‌کشم کنار.

‫من می‌کشم کنار.

‫یونو برعکس!

‫آره!

‫بازی اشتباه!

‫یونو، یونو، یونو!

‫آره!

‫اونا بدترینن.

‫اوه، سلام، رئیس.

‫هی، رئیس.

‫هی، رئیس.

‫سلام، خوکی.

‫سلام، موتو.

‫به هر حال...

‫برد تیمی عالی دیشب.

‫شبکه‌های اجتماعی دارن می‌ترکن.

‫و من یه خبر هیجان‌انگیز دارم.

‫هی، جت اونجاست؟

‫جت؟

‫چی؟

‫جت!

‫چی؟

‫جت!

‫چی؟

‫اوه، سلام.

‫اون تبلیغ جت فردا رو می‌دونی؟

‫خب، حالا همه‌تون قراره توش باشید.

‫اوه آره!

‫اوه، این خیلی باحاله.

‫واینلند.

‫ریشه‌های ما عمیقه.

‫واینلند فقط بازی روربال رو اختراع نکرد.

‫ما تعریفش می‌کنیم.

‫هیچکس تو محوطه از من رد نمی‌شه.

‫من بازی بلندمدت نمی‌کنم، من بازی قدبلند می‌کنم.

‫نمی‌تونی تو یه ضدحمله سریع منو بگیری.

‫من باعث می‌شم حس عجیبی داشته باشی، و مطمئن نیستی چرا.

‫و من بهترین تو بازی‌ام.

‫این پایان یه دوره و شروع یه دوره دیگه‌ست.

‫حالا نوبت منه.

‫و حالا، وقتشه که مشعل رو به بز جدید پاس بدیم.

‫بز بز...

‫ببخشید، نمی‌تونم.

‫نمی‌تونم.

‫بدنم داره این کلمه رو پس می‌زنه.

‫می‌دونی، بیاین یه پنج دقیقه استراحت کنیم.

‫خیله خب.

‫عزیزم، مشکل چیه؟

‫مشکل اینه که، من بهترینم.

‫من مشعل رو پاس نمی‌دم چون هنوز دارم بازی می‌کنم.

‫این فقط یه تبلیغه.

‫این یه بازی با کلماته.

‫اون یه بزه، ولی می‌خواد بهترین هم باشه.

‫فقط دیالوگ‌ها رو بگو.

‫همه با این مشکلی نداریم؟

‫حالا، می‌خوام یه نمایش از پنجه‌ها ببینم.

‫بیاریدشون بالا.

‫کی با این مشکلی نداره؟

‫اوه، همه؟

‫باشه.

‫هی ماکسیموس، بیا از «ما تعریفش می‌کنیم» ادامه بدیم.

‫حله، رئیس.

‫واینلند فقط بازی روربال رو اختراع نکرد، ما تعریفش می‌کنیم.

‫من هر شوتی رو بلاک می‌کنم.

‫من غیرقابل توقفم، می‌بینی.

‫و فکر کنم یه جنگ قدرت در حال وقوعه.

‫پایان یه دوره...

‫و شروع یه دوره دیگه...

‫که حتی بهتره!

‫حالا نوبت منه!

‫فقط دیالوگ‌ها رو بگو، جت!

‫نه!

‫این درست نیست.

‫فکر نکنم تفاوت بین استعاری و واقعی رو بفهمی.

‫این یه معنی دوگانه بزه.

‫برام مهم نیست.

‫من نمی‌گمش.

‫و اونم نمی‌گه.

‫و شماها هم حتی به گفتنش فکر نکنید.

‫فهمیدید؟

‫واینلند فقط بازی روربال رو اختراع نکرد، ما تعریفش می‌کنیم.

‫من فقط می‌خوام یه پدر خوب باشم.

‫من فقط می‌خوام با شعرهای خفن مغزها رو بترکونم.

‫هر کی منقار منو میم کنه، از وکیلم می‌شنوید.

‫من حتی قوانین روربال رو هم نمی‌دونم.

‫من بهترینم.

‫همیشه بودم، همیشه هم خواهم بود.

‫نه یه پسر بز کوچولو.

‫این یه معنی تک‌گانه بزه.

‫کات، کات، ببین.

‫از اونجایی که تو قرار نیست دیالوگ رو بگی...

‫چرا یه «بع» کوچولو به ما نمی‌دی؟

‫اوه، من اینو نمی‌گم.

‫چرا من اینقدر اذیتت می‌کنم؟

‫تو تازه اومدی، پسر.

‫تو اصلاً کی هستی؟

‫من همونم که وقتی تو خطا کردی اومدم جلو، ما بالاخره بردیم، و تو حتی تو زمین نبودی!

‫الان حس عجیبی دارم.

‫من اینطوری باعث می‌شم همه حس کنن؟

‫می‌دونی چیه، فوق‌ستاره؟

‫به نظر میاد این دیگه تبلیغ توئه.

‫چون من از اینجا رفتم.

‫آره.

‫موفق باشی تو فروختن بلیت.

‫جت، صبر کن.

‫ببخشید.

‫منظورم این نبود که...

‫من برای اون ثبت‌نام نکردم، باشه؟

‫یالا، جت.

‫این فقط یه تبلیغه.

‫طرفدارها رو برای بازی‌هامون هیجان‌زده می‌کنه.

‫نیست.

‫اینطوریه که همه با من رفتار می‌کنن.

‫همه می‌خوان من مشعل رو پاس بدم، ولی من هنوز تموم نکردم.

‫من هنوز اینجام، من هنوز دارم بازی می‌کنم.

‫تو مثل قبل نیستی.

‫ما منتظر اون قهرمانی‌ایم، فیلمور.

‫بهتره رو نیمکت باشی.

‫چی؟

‫من فقط ماشینم رو می‌خوام.

‫راننده‌ام کجاست؟

‫دنبال من بیا.

‫از این طرف.

‫این بچه می‌تونه حرکت کنه.

‫من هیچوقت قبلاً قانون‌شکنی نکرده بودم.

‫حس می‌کنم خیلی زنده‌ام.

‫من در واقع پول هر دو تا سواری ما رو دادم.

‫فقط می‌خواستم ببینم عرق می‌کنی.

‫من اونجا خیلی خراب کردم.

‫یعنی، طوری رفتار می‌کنن انگار تو برای همیشه داری می‌بازی.

‫نمی‌دونم مشکلشون چیه، ولی من بازی «فر بال» رو یادمه.

‫اون فوق‌العاده بود.

‫تو ۷۰ امتیاز گرفتی.

‫خب، می‌دونی چرا بهش میگن بازی «فر بال»، درسته؟

‫چون من خراب کردم.

‫من آخرین شوت رو از دست دادم.

‫ما به قهرمانی نرسیدیم.

‫از اون موقع، واینلند هیچ عشقی به جت فیلمور نداره.

‫هیچ عشقی به جت فیلمور؟

‫جدی می‌خوای به حرفای دو تا متنفر گوش بدی؟

‫کجاش دروغه؟

‫حتی منم می‌فهمم.

‫ایستگاه بعدی، مرکز شهر واینلند.

‫باشه، بلند شو.

‫ما همینجا پیاده می‌شیم.

‫اومدی چند تا شیفت اضافه برداری؟

‫می‌بینم که جوک می‌گی.

‫دست خالی برگشتی، گفتی امضای جت فیلمور رو برام میاری.

‫اوه خدای من، اون جت فیلموره!

‫چطورید، بچه‌ها؟

‫جت میگه اون هیچوقت کیک رو امتحان نکرده.

‫پس، فکر کردم بیایم اینجا.

‫این، واو.

‫بد نیست، هان؟

‫صبر کن، اون پیرهن دبیرستان منه؟

‫لعنتی.

‫شماها یه مشت تعقیب‌کننده دیوونه‌اید.

‫اینجا چی داریم؟

‫امکان نداره.

‫اون تویی؟

‫هی، می‌خوای بقیه رو ببینی؟

‫پدربزرگ من از راه دور اومد اینجا تا به ساختن گلخونه کمک کنه.

‫آره.

‫اون منم اونجا تو پوشکم.

‫واو.

‫ما قراره اسم بچه‌مون رو بذاریم جت.

‫امیدواریم اونم بزرگ بشه و دقیقاً مثل تو بشه.

‫آه، چه بامزه.

‫اینو ببین.

‫وقتی شونه‌هام رو تکون می‌دم، انگار داری اسلم دانک می‌زنی.

‫آره، قطعاً انگار دارم یه کاری می‌کنم.

‫باشه، پس ما دو امتیاز عقبیم، درسته؟

‫من حالت تهوع دارم.

‫انگار هر بار که می‌خوام دهنم رو باز کنم، یه... داره میاد...

‫حتی نمی‌تونم درست ببینم.

‫می‌دونستم.

‫می‌دونستم!

‫می‌تونستم بگم یه چیزی درست نیست.

‫چطوری اینقدر مریض شدی؟

‫ببین، نمی‌گم درسته، ولی می‌گم پیک یه پیرهن «ماگما» پوشیده بود.

‫چشمک، خودت تصمیم بگیر.

‫صدای طبل، لطفاً!

‫درسته، درسته؟

‫بهت گفتم.

‫اوه لعنتی.

‫«فیلمور وانز»، اینا رو از کجا آوردی؟

‫یه کلکسیونر هیچوقت رازهاش رو فاش نمی‌کنه.

‫شوخی کردم، وقتی اومدن از فروشگاه گرفتمشون.

‫من همه جا دنبال اینا گشتم.

‫باشه، چقدر برای اینا می‌خوای؟

‫شوخی می‌کنی؟

‫پول تو اینجا ارزشی نداره.

‫اینا کفش‌های توئن.

‫فقط برشون دار.

‫نه، نه، نه، نه، نه.

‫فقط یه قهرمانی برگردون.

‫قبوله.

‫بعداً، بچه‌ها.

‫چطوری اونجا رو می‌دونستی؟

‫من، اه، من برای کیک می‌رم اونجا.

‫هر دفعه عالیه.

‫اوه.

‫تو اون پسر پیک بودی.

‫آره، آره.

‫یه کم زیادی تابلو بود؟

‫باشه.

‫دلیل واقعی که من اون رستوران رو می‌شناسم اینه که مامانم اونجا کار می‌کرد.

‫اون یه طرفدار بزرگ «خارها» بود.

‫این برای هر سالته.

‫تولدت مبارک، ویل.

‫عزیزم...

‫می‌دونی که می‌تونی هر آرزویی بکنی، پس بزرگ آرزو کن.

‫تو فقط قرار نیست روربال بازی کنی، تو قراره بازی رو تغییر بدی.

‫مواچ!

‫بزرگ آرزو کن.

‫بعد...

‫اون مریض شد.

‫و واینلند هوامو داشت.

‫روربال جایی بود که من می‌رفتم تا از فکرم بیام بیرون و فقط بازی کنم.

‫می‌دونی؟

‫و همه فکر می‌کردن من دیوونه‌ام.

‫وقتی گفتم می‌خوام یه بازیکن روربال بشم.

‫همه.

‫به جز مامانم.

‫و من می‌خوام اون درست گفته باشه.

‫🎬 دانلود جدیدترین فیلم و سریال

‫📝 زیرنویس سریع، دقیق و بدون سانسور

‫ t.me/king_subtitle

‫تو کلی آدم خوب پشت سرت داری.

‫تو هم همینطور.

‫فردا تو تمرین می‌بینمت.

‫Hey yo, it's Main Season.

‫اوه، نه.

‫شروع شد.

‫تو آرایشگاه با پی-داگ و بوگی.

‫بیاین شروع کنیم.

‫کلی آدم منفی‌باف اون بیرون هست، دوستان.

‫داشتن در مورد این بازی بزرگ بز حرف می‌زدن، که کل سه امتیاز رو گرفته.

‫اون آشغاله.

‫«خارها» آشغالن، «خارها» آشغالن، و فقط بز نیست که افتضاحه.

‫کل تیم نابوده.

‫اونا آشغالن.

‫یکی باید دهن این دلقک رو یه بار برای همیشه ببنده.

‫صبر کن، مثل اینکه یه درخواست چت ویژه داریم.

‫این خود مادربزرگه، جت فیلمور.

‫هی، هی، هی، هی، هی، هی.

‫«مین» با جت لایوه؟

‫بده ببینم.

‫امکان نداره، داداش.

‫می‌دونی چیه، من فقط تعجب کردم تو حتی بلدی از گوشیت

‫برای کاری غیر از خوندن منو با چراغ قوه استفاده کنی.

‫من تعجب کردم تو با دندونایی مثل اون می‌تونی حرف بزنی.

‫زبونت اونجا انگار تو زندانه.

‫بذارید بیام بیرون، بذارید بیام بیرون، بذارید بیام بیرون!

‫اوه، جت تیکه‌های خوبی میندازه.

‫من پنج ساله تو لیگم، همین الانشم دو تا قهرمانی دارم.

‫تو چند تا قهرمانی داری؟

‫هیچی.

‫یه دروغ دیگه، یه دروغ دیگه.

‫ولی این قراره عوض بشه.

‫نمی‌دونم بازی آخرمون رو دیدی یا نه، ولی ویل داره آتیش می‌سوزونه.

‫آرچی یه هیولاست.

‫اولیویا اعتماد به نفسش رو پس گرفته.

‫لنی یه مدافع محکمه.

‫و موتو یه نماده.

‫«خارها» قراره هشت بازی بعدیمون رو ببرن و بعد، آره...

‫ما داریم برای قهرمانی میایم.

‫دیوونه‌ای؟

‫تنها چیز دیوونه اون موهای اسبی‌ایه که به سرت دوختی.

‫بافت‌هاشون با هم نمی‌خونه.

‫حالشو بگیر، جت.

‫به موها توهین نکن.

‫می‌دونی من حساس می‌شم.

‫اوه، جت.

‫صبر کن من از این لایو بیام بیرون.

‫می‌دونی چیه، امیدوارم یه حرکتی بزنی تا بتونم نابودت

‫کنم درست مثل اینکه اون بچه بز رو تو قفس نابود کردم.

‫تا اون موقع، اسم ویل و «خارها» رو به دهنت نیار.

‫این ریشه‌ها عمیقه.

‫فیلمور، تمام.

‫این ریشه‌ها عمیقه، این ریشه‌ها عمیقه!

‫ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها عمیقه!

‫حرف‌های خیلی خوبی در موردمون زدی.

‫تعجب می‌کنم چرا.

‫حالت خوبه؟

‫این اولین باره که تو چیزی تگ شدم که باعث نشد گریه کنم.

‫بهش اعتماد ندارم.

‫جدی می‌گفتی؟

‫ببین.

‫من هر کلمه‌ای که گفتم رو جدی گفتم.

‫من واقعاً به شماها نیاز دارم.

‫و وقتشه که بالاخره اعتراف کنم که کلی آدم خوب پشتم دارم.

‫آره!

‫واقعاً؟

‫برای اینکه بهتون نشون بدم چقدر جدی‌ام...

‫آماده‌ام یه سری چیزا رو عوض کنم.

‫من رسماً دنیس رو به عنوان سرمربی جدید «خارها» معرفی می‌کنم.

‫ولی من همین الانشم سرمربی‌ام.

‫می‌دونم، ولی الان دیگه، واقعیه.

‫تو قراره سرمربی باشی، تنها مربی.

‫تیم مال توئه، دنیس.

‫اوه، آره!

‫بزن بریم، عزیزم.

‫تشویقش کنید.

‫تراپیستم گفت این روز هیچوقت نمی‌رسه.

‫فقط یه لحظه بهم وقت بدید.

‫دنیس، خودت رو جمع کن.

‫خودت رو جمع کن!

‫خودت رو جمع کن!

‫من داشتم تماشا می‌کردم، یاد می‌گرفتم، منتظر این روز بودم.

‫من ترسیدم.

‫ما دوستش داریم.

‫ما قراره قلب این لیگ رو از جا بکنیم و مجبورشون کنیم بهش نگاه کنن!

‫باحاله.

‫به دنیای درد دنیس خوش اومدید!

‫آرچی، لازم نیست نگران باشی که دخترای کوچولوت با تمایلات خشونت‌آمیز بزرگ بشن.

‫اونا ۳۶۵ روز سال رو کاملاً روانی شدن.

‫در واقع، ۳۶۴ روزه.

‫ما کریسمس رو تعطیل می‌کنیم.

‫دیگه به خودت به عنوان یه مجری قانون فکر نکن؛ تو یه محافظی.

‫هم‌تیمی‌هات مثل دختراتن.

‫ازشون محافظت کن.

‫دستت به دختر زیبای من نخوره.

‫حواسم هست، آرچی.

‫صبر کن، چی صدام کردی؟

‫لنی، تیم پشت تیم ازت به خاطر قدت استفاده کردن و

‫انداختنت دور، برای همین انگیزه‌ات رو از دست دادی.

‫ده تا تیم تو ده سال، مربی.

‫خب، این تیم پشتته.

‫پس، برای اونا خودت رو به خطر بنداز.

‫حالا سقف اینجارو بترکون!

‫خوب بود، لن.

‫این تیم منه.

‫این تیم منه.

‫اوه، یه جورایی از این خوشم میاد.

‫اولیویا!

‫یه لحظه، من فقط...

‫جدی، گوشیتو بده من.

‫دیگه هیچوقت نمی‌بینیش.

‫یه گوشی دیگه؟

‫این همه گوشی رو از کجا میاری؟

‫اولیویا، سرت رو از تو گوشی بیار بیرون و بیار تو بازی.

‫تو به یه دلیلی انتخاب اول بودی.

‫تنها چیزی که جلوی تو رو گرفته خودتی.

‫تو هنوز همون پرنده‌ای.

‫من همون پرنده‌ام.

‫ویل، جت!

‫من قراره حسابی مربیگریتون کنم.

‫دنیس، اینجا بچه هست.

‫جت، این سه کلمه رو یادت باشه:

‫پاس بده.

‫توپ رو ول کنم؟

‫منظورت اینه که با بقیه شریک بشم؟

‫فکر نکنم این درس برای من باشه.

‫به تیمت اعتماد کن.

‫آزاد!

‫جت، پاس بده.

‫سخت‌تر از چیزیه که به نظر میاد.

‫من آزادم!

‫پاس بده!

‫جت، گرفتمش، گرفتمش.

‫پاس بده!

‫نه، نه، نه، جت، نه، جت!

‫نه، نه، نه، جت، نه!

‫آره، آره!

‫حالا فقط همین کارو ۵۰۰,۰۰۰ بار دیگه انجام بده.

‫تو، مرد پشمالوی بزرگ، هر چی که اون بچه به سمتت میندازه رو بلاک کن.

‫و تو، اون ۱۲ فوت گریزلیه، یه راهی پیدا کن.

‫بلاک شد.

‫هی.

‫بلاک شد.

‫بلاک شد.

‫ویل، باید یه راهی پیدا کنی تا شوتت رو از بالای اون رد کنی.

‫و موتو؟

‫ترکونده.

‫ترکونده، با ذهنت ببین.

‫پیام.

‫دریافت شد.

‫اگه همه این کارا رو بکنید، بیشتر از یه تیم می‌شید؛ یه واحد می‌شید.

‫غیرقابل توقف.

‫ریشه‌ها عمیقه!

‫«اشک بز» افتضاحه و نمی‌تونم تحملش کنم.

‫پس، ویل، من یه چیز کوچولو آماده کردم تا ازت تشکر کنم که ما رو تا اینجا رسوندی.

‫That's my squad, that's my squad.

‫بفرمایید، خانم فیلمور.

‫می‌تونم یه عکس بگیرم؟

‫Shout out to my squad.

‫Don't mean to alley-oop.

‫I'm always at the top 'cause I'm taller than the whole crew.

‫از دیدنت خوشحالم، فیل.

‫و اینم برای بابات.

‫We've been playing games but we not horsing around with you.

‫باشه، ۳-۲-۱.

‫یونو برعکس.

‫Looks like Mr. Walk turned into Mr. Pony.

‫That's my squad, that's my squad.

‫That's my squad, that's my squad, 'cause I love my squad.

‫هی، لنی.

‫Shout out to my squad, don't mean to alley-oop.

‫I'm always at the top 'cause I'm taller than the whole crew.

‫همگی هوای «خارها» رو داشته باشید.

‫«خارها» واقعاً ریتمشون رو پیدا کردن، و این منم یا موتو داره فرق می‌کنه؟

‫اوه آره، اون خیلی جذابه، چاک.

‫دلم برای پوستم تنگ شده.

‫یعنی، موتو.

‫اوه، با من ازدواج کن.

‫«خارها» بلیت خودشون رو برای «چهار تیم نهایی» گرفتن و دارن به پلی‌آف می‌رن.

‫چه بازگشت فوق‌العاده‌ای، چاک.

‫اگه من جای «مین» بودم، از ترس می‌لرزیدم چون «خارها» دارن میان سراغش.

‫معامله‌مون حله؟

‫خوبه.

‫مربی دنیس، نظرت در مورد بازگشت حماسی این تیم چیه؟

‫چه حسی داره، دنیس؟

‫حس پیروزی!

‫باشه، نمی‌دونستم یه شترمرغ می‌تونه اینقدر باحال بشه.

‫می‌بینمت، اولیویا.

‫می‌دونی چی میگن.

‫کبوتر با کبوتر، باز با باز، خوشتیپ با خوشتیپ.

‫آرچی یه حال و هوای خاصی داره.

‫آره، رفیق، من خوب به نظر میام.

‫و خوب هم بازی می‌کنم.

‫اگه موتو یه کم دیگه جذاب‌تر بود، خودش رو می‌خورد.

‫عاشقشم، عاشقشم.

‫الان برمی‌گردم.

‫کسی می‌دونه جت کجاست؟

‫من می‌رم بیارمش.

‫تیم «واینلند ثورنز».

‫در پست گارد، جت فیلمور.

‫من این تیم رو فروختم.

‫«ثورنز» جدید دارن به «ساکین سیتی» نقل مکان می‌کنن.

‫ببخشید، چی؟

‫شوخی می‌کنی.

‫اوه، من هیچوقت در مورد پول شوخی نمی‌کنم، عزیزم.

‫من ویل رو به این تیم آوردم تا صندلی‌ها پر بشه.

‫ولی انتظار نداشتم شما واقعاً ببرید.

‫من دارم تا وقتی اوضاع خوبه می‌فروشم.

‫چه اتفاقی برای تیم میفته؟

‫اوه، اونا همشون رفتن، عزیزم.

‫خونه‌تکونی.

‫و در مورد تو،

‫مطمئن شدم که مالک‌های جدید همه چیز رو در مورد بدن فرسوده‌ات بدونن.

‫و غافلگیرکننده، غافلگیرکننده،

‫اونا قرار نبود پولشون رو برای یه بازیکن پیر و

‫ازکارافتاده که هیچوقت قهرمانی نمی‌بره، هدر بدن.

‫اوه، و به تیم بگو بعد از اینکه باختید، کمدهاشون رو خالی کنن.

‫از بازنشستگی زود هنگامه‌ات لذت ببر، جت.

‫هی، امشب موفق باشی.

‫جت!

‫فلو «خارها» رو فروخته؟

‫داری به مکالمه من گوش می‌دی؟

‫باید بری به تیم بگی.

‫نه، بعد از بازی بهشون می‌گیم.

‫اگه الان بهشون بگیم، از هم می‌پاشن.

‫این روی همه ما تأثیر می‌ذاره.

‫هر چی که داره میاد، باید با هم باهاش روبرو بشیم.

‫کاپیتان تیم کیه اینجا، تو یا من؟

‫جت، بعد از بازی.

‫به «کرایوسفر» خوش اومدید.

‫امشب، «شیورز» با «ثورنز» در بازی نیمه‌نهایی روبرو می‌شن.

‫برنده با افتخار به فینال می‌ره تا برای قهرمانی و افتخار ابدی بجنگه.

‫بازنده، به خلأ سرد تاریخ تبعید می‌شه.

‫این فقط یه بازی نیست؛ این یه حسابرسیه.

‫لنی، داری سعی می‌کنی معامله بشی؟

‫هی، هی، جت، خوبی؟

‫رو بازی تمرکز کن.

‫نگران نباش، بعدی رو می‌گیریم.

‫اولیویا!

‫دفعه بعد که به شوت زدن فکر کردی، نکن.

‫ببخشید، جت.

‫و اینم از نیمه.

‫شاید باید الان بهشون بگیم.

‫بعد از بازی.

‫خودت رو اذیت نکن، مادربزرگ.

‫نقد.

‫آره!

‫اوه، یخ‌شکن!

‫و هریس به آرومی بلند می‌شه.

‫دیگه خبری از اون قهرمانی نیست.

‫هی، «خارها» در اواخر کوارتر چهارم ۱۵ امتیاز عقبن.

‫اوضاع برای امیدهای پلی‌آفشون خوب به نظر نمی‌رسه.

‫اونجا چه خبره؟

‫جت، بهشون بگو.

‫اونا باید بدونن.

‫من چی گفتم؟

‫فلو تیم رو به «سانکن سیتی» فروخته.

‫هیچکدوم از ما باهاش نمی‌ریم.

‫اون اصلاً می‌تونه این کارو بکنه؟

‫این اصلاً مجازه؟

‫ما داریم خوب بازی می‌کنیم، تازه با هم هماهنگ شدیم.

‫اون تیم ما رو فروخته؟

‫اون همه چیز رو خراب کرد.

‫بازیکن ازکارافتاده‌ای که هیچوقت قهرمانی نمی‌بره.

‫بهم اعتماد کن، توپ رو به من بده.

‫من اینطوری تموم نمی‌کنم.

‫منظورت «ما» نیست؟

‫من اون نگاه رو می‌شناسم.

‫فکر می‌کنی داری چیکار می‌کنی؟

‫این دوتا، «خارها» ده امتیاز عقبن.

‫یالا.

‫باید دفاع کنیم.

‫یکی یه نفر رو بگیره.

‫یالا.

‫اوه، ما اینو قبلاً دیدیم، راستی، الان نمایش جت فیلموره.

‫جت با یه شوت پول-آپ، «خارها» هشت امتیاز عقبن.

‫حواست باشه!

‫اختلاف به پنج امتیاز کاهش پیدا کرد.

‫بازی یه امتیازیه.

‫همه چیز به این بستگی داره.

‫باشه، اون توپ رو بده من.

‫ببخشید.

‫ویل هریس برای برد!

‫«خارها» بردن، «خارها» بردن!

‫اونا دارن به قهرمانی می‌رن.

‫خب.

‫من کارم تمومه، تیم به هر حال فروخته شده.

‫یالا، دخترا.

‫برای این نمی‌مونم.

‫تو تا امروز بازیکن مورد علاقه‌ام بودی.

‫چه اتفاقات غیرمنتظره‌ای.

‫«خارها» شانس قهرمانی دارن، ولی «واینلند» تیمش رو از دست داده.

‫بهت بگم، راستی، من متنفرم الان طرفدار «خارها» باشم.

‫یالا، بزن بریم.

‫توپ ترسناک کوچولو.

‫امکان نداره.

‫هی، ویل.

‫توپ بزی.

‫هی، نباید آماده بشی با «ماگما» روبرو بشی؟

‫بازی رو ندیدی؟

‫فکر نکنم جت دیگه بخواد با ما بازی کنه.

‫من حاضرم شرط ببندم که می‌خواد.

‫هی، می‌تونیم حرف بزنیم؟

‫سرم شلوغه.

‫نه، نیست.

‫یالا، یالا، توپ رو بده من.

‫نه، امکان نداره.

‫توپ الان مال منه.

‫اومدم بگم من، من متاسفم.

‫باشه، خب، تو که گفتی، پس...

‫لطفاً، فقط به حرفم گوش کن.

‫من می‌خوام ببرم.

‫می‌خوام اون جام قهرمانی رو بالا ببرم و حس کنم یکی از بزرگ‌ها بودن چطوریه.

‫وقتی فلو همه اون حرفا رو در مورد ازکارافتاده بودنم زد...

‫فقط، فقط تو سرم رفت، و نمی‌تونستم ولش کنم

‫چون ته دلم، ته، ته دلم، می‌ترسم اون راست بگه.

‫و من فقط هول شدم.

‫و من با همه‌تون خیلی بد رفتار کردم.

‫و من خیلی متاسفم.

‫می‌دونی، من واقعاً فکر می‌کردم اگه آخر روز یه جام

‫قهرمانی دستم باشه، مهم نیست چطوری به دستش آوردم.

‫ولی وقتی بهش فکر می‌کنی، این تقریباً تنها چیزیه که مهمه.

‫این یه عذرخواهی خیلی خوب بود.

‫ولی می‌دونی، تو هنوز به اون رستوران یه قهرمانی بدهکاری.

‫بدون یه تیم بردن سخت می‌شه.

‫شاید چند نفر رو بشناسم.

‫اوه، خدا رو شکر.

‫این دخترا دیوونه‌ان.

‫بیا سریع از اینجا بریم.

‫ماشین رو روشن کن!

‫هی.

‫خب، اولیویا؟

‫یالا.

‫ما یه بازی برای بردن داریم.

‫آره!

‫این چیزیه که رویاها ازش ساخته شدن، راستی.

‫تیم‌ها قهرمان می‌شن، بازیکن‌ها اسطوره می‌شن.

‫آره!

‫ولش کن، شاخدار.

‫اوه، من الان کله‌تو داغون می‌کنم.

‫این بهترین روز زندگی منه.

‫حس می‌کنم دارم درگیرش می‌شم.

‫کی اهمیت می‌ده؟

‫من پایه‌ام.

‫دلم رو بشکن، کوچولو.

‫یالا، ویل، بزن بریم!

‫ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها عمیقه.

‫امشب، جت و مین بالاخره به این سوال جواب می‌دن: کی بهترینه؟

‫خیله خب، ۱، ۲، ۳، ریشه‌ها عمیقه!

‫و شروع می‌کنیم، چاک.

‫باورنکردنی.

‫«مین» سر توپ رو از لنی می‌بره.

‫«مین» یه اسلم دانک می‌زنه و پیام محکمی به «خارها» می‌فرسته.

‫تو خیلی کوچولویی.

‫یالا، ویل، بهشون نشون بده کی خیلی کوچولویه.

‫چشمات رو من باشه.

‫جت با یه پاس شیرین.

‫«خارها» جواب می‌دن.

‫با پایان کوارتر اول، هنوز بازی هر کسی می‌تونه باشه.

‫ما باید این احمق‌ها رو نابود کنیم.

‫اگه لازمه از بازی بیرونشون کنید، ولی اون برتری رو حفظ کنید.

‫هریس در ضدحمله.

‫اه-اه.

‫امروز نه.

‫ویل، مواظب باش!

‫اوه، ضربه سخت به جت، خطایی اعلام نشد.

‫چی؟

‫اوه، نه.

‫اگه وزن بیشتری روی این پا بذاری، این

‫مصدومیت می‌تونه برای همیشه از بازی دورت کنه.

‫متاسفم، بچه‌ها.

‫جت.

‫منظورم این نبود که تو آسیب ببینی.

‫هی، هی، تقصیر تو نیست.

‫ولی فکر کنم کار من تمومه.

‫قراره چیکار کنیم؟

‫ما بدون جت نمی‌تونیم ببریم.

‫چی، من چیزی رو میگم که همه داریم بهش فکر می‌کنیم.

‫ببینید.

‫«ریشه‌ها عمیقه» بیشتر از یه شعاره.

‫شماها نمی‌دونید برای این شهر چه معنایی دارید.

‫مامانم بهم گفت بزرگ آرزو کنم.

‫و برای «واینلند»، هیچ رویایی بزرگتر از آوردن یه قهرمانی به خونه نیست.

‫این شاید آخرین باری باشه که «واینلند ثورنز» بازی می‌کنن.

‫و ما قرار نیست اینطوری تمومش کنیم.

‫آره، حرف تازه‌کار رو شنیدید.

‫بیاین بزرگ آرزو کنیم.

‫صبر کن، اون جته؟

‫اون واقعاً برگشت تو؟

‫جت!

‫جت!

‫جت!

‫یه تشویق ایستاده شایسته برای جت فیلمور افسانه‌ای.

‫جت!

‫جت!

‫جت!

‫خوش برگشتی، بهترین.

‫آرچی!

‫هریس داره می‌ترکونه.

‫«خارها» مساوی کردن.

‫اولیویا!

‫من حواسم هست.

‫پرنده.

‫من همون پرنده‌ام!

‫اون می‌تونه پرواز کنه!

‫من می‌تونم پرواز کنم.

‫اون می‌تونه پرواز کنه.

‫اوه، اولیویا برد همین الان «مین» رو پوستر کرد.

‫من دارم عقلم رو از دست می‌دم اینجا.

‫اولیویا!

‫درسته.

‫ریشه‌ها عمیقه، بزرگ آرزو کردن.

‫توپ کوچولوها، پرواز آرچی.

‫اینا «خارها»یی هستن که اومدیم ببینیم.

‫ببین کی الان بچه پوستر شده.

‫وقت استراحت، ماگما.

‫اوه، یه نصیحت...

‫از شبکه‌های اجتماعی دوری کن.

‫باید همین الان اوضاع رو برگردونیم.

‫دیوونه‌های من کجان؟

‫اوه اوه، فکر کنم یه فعالیت لرزه‌ای داریم.

‫فقط به اون جمعیت گوش کن.

‫اونا دارن دیوونه می‌شن.

‫بزن بریم!

‫آرچی گیر افتاده و جایی برای رفتن نداره.

‫من این حس رو می‌شناسم، راستی.

‫واو، و لنی بالا می‌ره.

‫جت الان نمی‌تونه نجاتت بده.

‫اوه، خطای سخت از «مین».

‫اون چی بود؟

‫گورخر و اسب دارن با هم کار می‌کنن.

‫یالا، اون خطاست.

‫واقعاً، پس اینطوری می‌خوای ببری، هان؟

‫می‌خوای چیکار کنی، کوچولو؟

‫هی، مین!

‫اون کوچولو نیست، متوسطه!

‫هی، جداشون کنید.

‫بذارید برم سراغشون، بذارید برم سراغشون.

‫آروم باش.

‫دستاتو از رو هم‌تیمیم بردار.

‫بزنش، بابا، خونیش کن.

‫اوه، این چیزی نیست که بخوای ببینی.

‫به جای خودت حرف بزن.

‫خطای فاحش دو، شماره ۳۴ اخراج شد.

‫شوخی می‌کنی؟

‫«مین» شروع کرد.

‫خطای اون کجاست؟

‫براش گریه کن.

‫قانون میگه، «خارها» به پنج بازیکن نیاز دارن وگرنه بازی رو می‌بازن.

‫دوباره منو بزن.

‫باشه.

‫باشه، من از دوران لیگ تفریحیم بازی نکردم، ولی فکر کنم می‌تونم...

‫منو بفرست تو، مربی.

‫من یه بازی برای بردن دارم.

‫جت، تو به سختی می‌تونی راه بری.

‫نه، ما نمی‌تونیم بذاریم این کارو بکنی.

‫فقط بدترش می‌کنی.

‫فکر می‌کنی باورشون شد؟

‫اوه.

‫امم، من فکر می‌کنم.

‫فکر کنم حدود سه ثانیه وقت داریم تا بفهمن.

‫و این تمام چیزیه که لازم داریم.

‫شماها آماده‌اید؟

‫من کل فصل سعی داشتم یه نمایشی مثل این اجرا کنم، ولی یه کله‌داغی هی حرفم رو قطع می‌کرد.

‫این یه نمایش عالیه.

‫آره، ارزش صبر کردن رو داشت.

‫ریشه‌ها عمیقه!

‫«خارها» با ۲۰ ثانیه مونده به پایان بازی دو امتیاز عقبن.

‫جت قراره همه چیزش رو به خطر بندازه.

‫چه رقیبی.

‫گوش کنید، دو نفری بگیریدش، اگه لازم شد سه نفری.

‫از دیدتون خارجش نکنید.

‫جت با مصدومیت می‌جنگه، زمین ناپایداره، هنوزم می‌خوای اون شوت آخر رو بزنه؟

‫با آتش و گوگرد که قضاوت و خشم رو برای همه ما میاره، من فیلمور رو می‌خوام.

‫🎬 دانلود جدیدترین فیلم و سریال

‫📝 زیرنویس سریع، دقیق و بدون سانسور

‫ t.me/king_subtitle

‫ویل!

‫یالا، از من رد شو.

‫مجبور نیستم.

‫آره!

‫بهترین دوستای ما همین الان قهرمان شدن.

‫این پسر منه.

‫منو بگیر، دریل.

‫برای اولین بار در ۵۰ سال، «واینلند ثورنز» قهرمان شدن!

‫معجزه‌ها می‌تونن اتفاق بیفتن، دوستان، من عاشق این بازی‌ام و عاشقتم، راستی.

‫منم عاشقتم، چاکلز.

‫یکی دیگه، ویل؟ بیا یه دوجین دیگه داشته باشیم، بچه‌ها.

‫ده سال، ده تیم، یه قهرمانی، عزیزم.

‫ما قهرمانیم.

‫تو خیلی باحال بودی.

‫می‌دونم خیلی باحال بود، درسته؟

‫من مثل، "رااااور!" بودم.

‫ما عاشقتیم.

‫منم عاشقتونم، دخترا.

‫هی، مین.

‫بازی خوبی بود، بذار کمکت کنم بلند شی.

‫هی، اه، موهات آتیش گرفته.

‫چی؟

‫اوه، نه، نه، نه، موهام نه!

‫ویل.

‫جت.

‫ما قهرمانیم، عزیزم.

‫اوه، جت.

‫ما انجامش دادیم، ما واقعاً انجامش دادیم.

‫تو انجامش دادی.

‫مثل اینکه مامانم راست می‌گفت.

‫خب، تو خوبی؟

‫من خوبم، خوبم.

‫فقط پاهام رو حس نمی‌کنم، ولی من یه قهرمانم، عزیزم.

‫هیچوقت فکر نمی‌کردم روزی رو ببینم که جت فیلمور پاس بده.

‫امنیت!

‫صبر کن، احمق.

‫وقت بازی؟

‫باید نابود کنیم؟

‫نابود!

‫اوه، تو می‌دونی من کیم.

‫هی، در مورد ویل حق با تو بود، اون یه اضافه عالی به تیمه.

‫خوکی من.

‫معرفی می‌کنیم قهرمانان «رور» شما، «واینلند ثورنز».

‫بزن بریم، واینلند!

‫بزن بریم!

‫شاخ‌ها بالا، همه.

‫فکر کنم وقتشه از بهترین بشنون.

‫من-من حتی نمی‌دونم الان چی بگم، این دیوونگیه.

‫اوه، واو.

‫امم...

‫من وقتی فقط یه بچه بودم بازی جت رو دیدم.

‫و به مامانم گفتم، گفتم، "من قراره دقیقاً مثل اون بشم."

‫و می‌دونید چی دیوونگیه؟

‫مامانم واقعاً باورش شد.

‫اون همیشه انگار اینجور چیزا رو می‌دونست، می‌دونید؟

‫مثل اینکه همیشه می‌دونست حتی اگه نتونه اینجا برای من باشه، «واینلند» هست.

‫تو برام انجامش دادی.

‫آفرین، بازی رو تغییر دادی.

‫و تو همیشه هوامو داشتی.

‫پشتم.

‫و تو به من انگیزه دادی.

‫ما قهرمانی رو به خونه آوردیم!

‫و حتی اگه «خارها» دیگه تو «واینلند» خونه‌ای نداشته باشن...

‫هیچکس نمی‌تونه این قهرمانی رو از ما بگیره.

‫«واینلند» برای همیشه قهرمان خواهد بود!

‫موتو یه چیزی برای گفتن داره.

‫«خارها» تو «واینلند» می‌مونن!

‫موتو مالک تیمه.

‫چطوری؟

‫یونو برعکس.

‫چی؟

‫بذار یه نگاهی بهش بندازم.

‫داری تیم رو به این مارمولک عجیب می‌دی؟

‫خب، این در واقع قانونیه.

‫کی پسر منو می‌شناسه؟

‫این خوب نیست.

‫پسر منو ببین!

‫غرش در ترکیب من.

‫موتو، موتو، موتو، موتو، موتو، موتو!

‫با من ازدواج کن، موتو!

‫نه، با من ازدواج کن.

‫شنیدید، واینلند، مثل اینکه «خارها» می‌مونن.

‫ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها عمیقه.

‫ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها

‫عمیقه، ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها عمیقه، ریشه‌ها عمیقه!

‫ممنون، مامان.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.