All language subtitles for [AnimWorld] Danmachi S05-E01 [senku]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.زمانی که نهارش‌رو سرو میکردم

،فکرم درگیر گذشته بود

.خنده‌های روی لبش،همیشه خوشحالم میکرد

.که بادخترای دیگه هم‌صحبت بشه

اون موقع‌ها پیش‌می‌اومد

.با بقیه حسودی میکنم

حس کردم کم‌کم دارم به خنده‌هاش

...و بعد از همه چیز‌هایی که تجربه کردیم

،بی‌شمار از اینجور شرایط‌ها پیش اومد

...من

.دلمو بهش باختم

...الان میخوام بدونم

?" این چیزیه که بهش میگن "عشق

یعنی میتونستم از قیدوبند الهی‌ـم ازاد بشم؟

.و ثابت کنم میخوام چه کسی باشم

،باید اینی که هستم‌رو قبول کنم

translator:senku

Animworld

AWsub

سییِر

.مبارکت باشه خانوم کوچولوی حمایتگر

.بالا رفت و به سطح دو رسیدی

توی اخرین ارزیابی‌ها،رَنکت بالاخره

...واو

کی‌رو میگی؟

!تو اسکل

من چیکار کردم؟

!رَنکت بالا رفته

!ها؟

.خواستم به کل تیم اعلام کنم

...همینطور

!خودشــــــــه

!لیلیروکا ارده! سطح دو! فاکینگ سطح دو

!دارم خواب میبینم

.این روز بالاخره رسید

.بچه‌ها،به دوره من خوش‌اومدید

.تبریک میگم

.موفق شدی

.واقعا برات خوشحالم،لیلی

.ایول داری

.از همه‌تون ممنونم،بچه‌ها

.و برای تیم مفید باشم

قول میدم بیشتر تلاش کنم

.راستی،یه چیز دیگه

.سطحِ بکه اینجاست

از اونجایی که بانو هاروهیما تنها

.با مهارت‌های سطح دواییم تمرینشون میدم

.رنکشون بالا رفته،تبریک میگم

درسته،دراون‌باره...ایشون‌هم

چی شد؟

...وای

.تبریک میگم

.موفق شدی

.واقعا براتون خوشحالم،هاروهیمه-سان

.از همه‌تون ممنونم،بچه‌ها

!چرا اینو زودتر نگفتی

.میخواستم،تا قبل اینکه تو از جات بپری

هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

.چقدر سفر وحشت ناکی بود

هر وقت به عقب نگاه میکنم،یادم می‌افته که

.طقریبا یه معجزست که زنده برگشتیم

.مهارت هامون بهتر شدن

با اینکه رَنک بقیه‌مون تغییری نکرد ولی

.حداقلش لیاقت اینو داریم

،اون جهنم یه ماجراجو بود

،حرف از رَنک شد،هِسیتیا-ساما

استاد بل رَنکشوند بالا نرفت؟

.بعد از افتادن به قعر گذرونده باشه

منظورم اینه،اون باید نبرد‌های سختی رو

.خب بنظربراش مناسب باشه

!ولی من نمیذلرم

!چرا نه؟

.به سفر سطح چهار شد

یکم فکر کنید،اون تازه قبل از رفتن

.هنوز خیلی براش زوده

.دناتوس وایسم چقدر استرس میگیرم

شما نمیدونید برای اینکه جلوی اون عوضی‌های

.میخوان بهش نزدیک بشن

که مدام با اون اسم های ساختگیشون

...حداقل یکم بیشتر بهم وقت بدید

.خب،اون کاپیتان ماست

."به معنای خود کلمه"شگفت‌انگیزه

!بچه‌ها،ببخشید منتظر موندید

.میخواستم به‌افتخار بازگشت پرشورتون بنوشیم

.به‌سلامتی-میو

.به‌سلامتی

...خب،بیایین اوج بگیریم-میو

!نکن شل‌مغز-نکو

.پشت سرتو ببین

.به سطح سه،بهتون تبریک میگم

دافنه-ساما،کاساندرا-ساما برای ارتقاء سطحتون

.هه،ازتون ممنونم

.همچنین خودت،لیلیروکا

.نمی‌تونستم موفق بشم دافنه-ساما

اگه بخاطر شما نیود

.غذا و نوشیدنی سرو کنیم-میو

خدایا،چرا ما باید توی جشن‌هاهم-میو

.ما‌هم توی سفر حضور داشتیم-میو

این چه وضعشه اخه،انگارنه انگار

.این بی‌انصافیه

.تقریبا همه نبردها تموم شده بود

،اره،صرف نظر از اینکه وقتی رسیدیم

...پس هیچ فایده‌ایی ندا

.انقدر حرف نزنید و کارتونو بکنید

!!میو

.به ما ملهق نمی‌شن

خیلی بد شد که امشب خدایگان و الهه‌‌گان

.فستیوال الهه‌گان گوشه شهر در جریانه

،زمان بندی‌ـمون خوب نبود،می‌دونی که

.دمتر-ساما قدردانی کنند

تازه،قراره به زودی همگی از

قدردانی؟

.برداشت خوبشون قدردانی‌شونو نشون میدن

فستیوال الهه‌گان جشنی‌ـه که همه در اون برای

...ولی

.جشنی در ساختمان عمودی مرکز شهر برگذلر شده

،برای چهار تن از اونا که نماد حاصلخیزی هستند

.اوناهم سه‌شبانه روز بی‌وقفه،ازش لذت میبرن

اوه،پس گاهی خدایانم می‌زنن جاده خاکی،نه؟

.ممنون که منتظر موندین

...اه،سیر-سان! زحمت کشی

بین تو و ریو اتفاقی افتاده؟

چی؟

فکر نکنم، چرا میپرسی؟

...بی‌خیال، یه نگاه بهش بنداز

.کل شبو اینطوری بی‌محلت کرده

!منم گفتم شاید خبری باشه

...خ-خب، هیچ ایده‌ایی ندارم

.ممنون که منتظر موندید، اینم استیک‌تون

...ام، چیزه، ریو-سان

بازم ابجو میخوایید، درسته؟

...ها؟ نه، درواقع من

.الان میارم خدمت‌تون

...چیزه...ریو-سان

.این دختره یه‌چیزی‌ش میشه

.تا اون جایی که میدونم دعوا یا بحثی بین‌مون نبوده

!سیر-سان؟

.مغز فندقی

.خب، خب، داریم به جاهای خوبش میرسیم

!وقتشه بیشتر خوش‌بگذرونیم-میو

.میخوام یه اهنگ براتون بخونم-میو

.دست‌نگه‌دار اسکل

.خوانندگی‌ـه تو همه رو ناپیشی‌ایند میکنه

کلمه اصلی:un-cat-fur-able

.برو بابا-میو، میخوام بخونم

.اشغالارو میبرم بیرون

.باشه

...این خوب نیست

،رفتارم عجیب شده

.اینطوری به احساساتش ضربه می‌زنم

.با اینکه بل کار غلطی نکرده

!من چم شده؟

.رابطه نزدیکی باهم داریم

یه‌جوری بل صداش میکنم انگار

ریو-سان؟

بل؟

!چی؟ چی‌شد؟ الان فقط ما دوتاییم؟

.متاسفم اگه کاری کردم که باعث رنجش‌تون شده

-امکانش هست یکم حرف بزنی

کی اون‌جاست؟

!یاخدا! منم

این صدای چی بود؟

کالسکه‌ایی چیزی تصادف کرد؟

چی؟

چرا اخه...؟

...هیچ‌وقت یادنمی‌گیرم خودمو کنترل کنم

...معذرت می‌خوام

.نباید همچین رفتاری باهاتون میکردم

.نه بابا حرفشو نزن، الان دیگه خوبم

...ولی ریو-سان

-من کارِ اشتباهی کرد

.نه، تقصیر تو نیست

.من از شما ناراحت یا عصبانی نیستم

.مسئله این نیست که شما کار نادرستی کردید

...فقط

فقط چی؟

.جدیدا نمی‌تونم توی صورت‌تون نگاه کنم

چرا اخه...؟

.و بابتش متاسفم

من فقط دردسر، و اویزون‌تون بودم

.اشتباهی نکردید، راست میگم

ولی باور کنید اینکه میگم شما

.ب-بله، متوجه شدم مشکلی نداره

.نباشی، منم خوشحالم

تا وقتی که شما از دستم ناراحت

...باعث قوت‌قلب‌ـه

مشکلی نداره الان داخل جشن نباشی؟

.نه، راستش همه گفتن بیام و با شما حرف بزنم

خودت چی؟ نباید برگردی سرکارت؟

...خب

.بازم برای دیرکرد توی دردسرم

،حتی اگه الان به اونجا تلپورت کنم

.ننه میا رو که میشناسی

.برای همین، یکم دیگه میمونم

...به‌هرحال

.فهمیدم موهات یه‌کوچولو بلندتر شده

اینطور فکر میکنی؟

.بله

.صبحت‌بخیر،ریو

.صبح‌ـه توم بخیر،سیر

.سحرخیز شدی،ننه میا مجبورت کرده؟

...بله،دیشب یه کوچولو

.جیم شدم

بل-سان‌رو دوست داری مگه نه؟

!چـ-چـ-چـ-چی‌داری می‌گی؟

...من هرگز کراشت‌ـو ازت نمی‌گیرم

،تـ‌-تو میدونی همچین چیزی امکان نداره

.من عاشقِ بل-سان‌ـم

فستیوال الهه‌گان دعوت‌ـش کنم؟

به نظرت چطوره اگه به به قرار توی

چرا این‌رو از من می‌پرسی...؟

.کارم به احساسات تو ضربه بزنه

چون با خودم گفتم،نکنه عواقب این

.ممکنه تورو غمگین کنه

،به‌هرحال مهم نیست قرار چی و چطور پیش بره

.و رابطه مون‌رو از دست بدیم

،حتی شاید باعث دعوامون بشه

.به همین‌خاطر

.خواستم اول از تو اجازه بگیرم

...من

.زندگیم‌و بهت مدیونم

.و می‌خوام که...لطفت‌رو جبران کنم

.سیر،با هرکی که می‌خوای رابطه داشته باش

.ازادی که هرکسی‌رو خواستی به قرار دعوات کنی

...چون که من

.همیشه حمایت‌ـت می‌کنم

.ازت ممنونم

!یه‌لحظه!الان میام

ئـ-چـ-چیزه...شما کی هستید؟

.بل کرانل

بـ-بله خودم هستم،ولی ازکجا منو می‌شناسید؟

.اوراریو زندگی کنه و اسمتو نشنوه

چه‌بخوام یا نه،محاله کسی توی

.دیدنت نیازی نیست،ازار دهنده‌ست

این موضوع که،انقدر مشهوری که برای شناختنت به

.سرو وضعت‌ـم که خیلی ژولیده‌ست،واقعا دل‌سرد کننده‌ست

ها؟

.کاش هیچوقت پیدات نمی‌شد

.بگیرش

.یه نامه از یه فرد شایان احترام‌ـه

.پس به نفعت‌ـه کلمه به کلمه‌ـش‌رو خوب بخونی

.این دیگه کی بود؟ اخرش نفهمیدم

.از خواندان فریا بود

.یا خدا

کل مدت اینجا بودید؟

.کنجکاو بودیم کی پشت درـه

اون نامه چی‌ـه؟

!ممکنه که؟

.بوی دردسر میاد

.خب،هیچ ایده‌ایی ندارم

ولی متمئنی اون یارو از خواندان فریا بود؟

.اسم‌ـش هِرون‌ـه

.مثل یه دستیار برای یه خدا

،اون مستقیما به خود بانوفریا خدمت میکرد

رَنک بالا هیچ لقبی نداره

خیلی کم پیش میاد اما جز ماجراجوی

میگم...میشه الان نامه رو باز کنیم؟

.شایعه‌هایی شنیدم

.ظاهرا بانوفریا نمی‌خوان کسی اسم‌ـشون‌رو بدونن

."درسته، اون گفته که: "هیچکس حق نداره روی اون اسمی بزاره

."به همین دلیل بقیه ماجراجو ها اون‌ـو صدا میکنن "بی‌نام

بدون نام: nameless

...جالبه

.بیخیال اون شید دیگه

.برای بل-سان چی نوشتند

میخوام بدونم خوانواده فریا توی اون نامه

...مثلا،شاید

!!!یه نامه عاشقانه باشه

!جان؟

جدی‌ایی تو؟بعد از همه اون چیزایی که بارش کرد؟

.اوم فقط نامه رو رسوند،نویسنده‌ـش که نبود

!پس از طرف کی‌ـه؟

!نه،بیخیال ما که هنوز نمی‌دونیم داخل‌ـش چی نوشته

.حالا هرچی،زودباش نامه رو باز کن

یه قرار در فستیوال الهه‌گان همراهی کنید؟

اقای بلِ عزیز براتئن مقدوره که من رو برای

.ارادتمند شما،سیر

...وای

...همونطور که انتظارش می‌رفت

!یه نامه‌ی عاشقانه‌ست

!چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟

!بـ-بل نامه‌ی عاشقانه گرفته؟

!کدوم خری فرستاده‌تش حالا؟

یا کاساندرا از عمارت میاخ؟

اون مشاوره‌ی انجمن؟

یا شایدم آیشا،اون غول سکسی؟

!یا شایدم،نگو که،فقط اون والِنه نمی‌دونم چی‌چی‌ـه نباشه

!سیر-ساما از می‌خونه

...باید میدونستم

!چطور جرعت کرده برای بلِ من نامه عاشقانه بفرسته

،از اونجایی که همدیگرو تحت کنترل داشتیم

،حدس می‌زدم یه اتش بس نانوشته بیخ‌ـه گوش‌ـمون‌ـه

.انتظار یه حمله‌ی مستقیم‌ـو نداشتم

.متنفرم از اینکه اعتراف کنم،نقشه‌ـش بی‌نظیر بود

آ-آتش بس؟

!باید جواب‌گو باشی،خانوم کوچولو

.چرا وقتی باید مراقب‌ـش می‌بودی گاردت‌و پایین اوردی؟

!ازت یه جواب می‌خوام،بی‌مصرف

.من عمیقا عذرخواهی می‌کنم،هستیا-ساما

.انقدر جرعت بده که یه نامه‌ی عاشقانه رو بفرسته درِ خونه‌ـمون

من باید اعتراف کنم،من هیچ‌وقت انتظارشو نداشتم که یکی به خودش

.بینشون موجودات خبیثی وجود داره

گمونم درسته که ماجراجوهای رِنک بالا

چـ-چیزه،‌میگم

رو یکی از خوانواده فریا باید برسونه؟

من بیشتر سوال‌ـم اینجا‌ـست که چرا نامه‌ی سیر-سان

عضو خوانواده فریا باشه؟

من یه فکری دارم،شاید سیر-سان

.غیرممکنه

.حتی شک دارم که حکاکی فارنا و داشته باشه

یادداشت: احتمالا منظورش از حکاکی مهر روی نامه باشه

.از یه خوانواده غیر جنگجو بوده

شاید مثل هاروهیمه-دونو،عضوی

.اصلا تو کتم نمی‌ـه

.شخصا این همه‌ راه‌رو برای تحویل نامه اومده

به‌هرحال خیلی عجیبه که دستیار شخصی‌ـه فریا-ساما

.سیر-ساما دست داشته همه این تصورات بی‌فایده میشن

صادقانه بگم،وقتی بخوایم درنظر بگیریم که

منظورم اینه شما که سیر-ساما رو میشناسید،نه؟

.چه ماجراجوها چه خدایان

با اون لبخندش بنظر می‌رسه با همه کنار میاد

.پس عجیب نیست اگه نَیملس براش نامه بیاره

درست میگی

.منطقی بنظر می‌رسه

.گمان کنم درست باشه

...حالا که بهش فکر می‌کنم

.هیچوقت این دخره"سیر"رو از نزدیک ندیدم

!چی؟

،همیشه می‌شنیدم که برای بل نهار سِرو می‌کنه

.ازش تشکر کنم ولی اون اطراف نبود

یه‌بار توی سایه ها مخفی شدم تا ببینمش و

...بیشتر شبیه اینه که جاسوسی‌ش‌رو می‌کردی

رو نتونستم پیدا کنم،چون ازم ترسیده بود

حالا فهمیدم،اون روز برای این اون دختره سیر نمیدونم چی چی

.دلیلی نداره از تو بترسه

و لطفا دیگه"نمیدونم چی چی"رو به اسم مردم اضافه نکن

.تا فستیوال الهه‌گان چیزی نمونده

می‌خوای چیکار کنی بل؟

...احتمالا

.فردا برم سیر-سان‌رو ببینم

جدی میگی؟

سیر،تو اون پسره‌ی ماجراجو رو به قرار دعوت کردی؟

.شــــــش،یکم اروم‌تر

پس خیلی رمانتیکی میخوای بهش اعتراف کنی؟

!قرار توی فستیوال الهه‌گان خیلی جدیه-میو

!میاد یا جواب رد داده؟

.هنوز نمیدونم

.ناسلامتی از طریق یه دوست براش نامه فرستادم

!عه؟چرا خودت نبردی براش؟

.از تو بعیده کمک بخوای-میو

...خب،راست‌ـش‌رو بخوای

،ترسیدم اگه زودهنگام همو ببینیم مثل همیشه باهم شوخی کنیم

.و بل-سان فکر کنه یه دعوت معمولیه

.ولی میخوام که یه قرار واقعی باشه

!چقدر دلربا

،این اطراف پیداش بشه

میو!اگه با اون کله سفیدش قبل فستیوال

.بهش میگم سرت شلوغه و بیرونش میکنم-میو

اصلا نمی‌زارم هیچ مردی وارد ‌می‌خونه بشه

.اسکل،ماکه اجازه این کارو نداریم

.مشکل چیه؟ اوتار

!بهتره مارو بخاطر مسائل تخمی اینجا نیاورده باشی

میمیک صورت‌تون از همیشه خشن‌تره

.یه جلسه فوری رو دادید

حتما مورد حادی پیش اومده که درخواست

.زمان جشن الهه‌گان‌ـه،و همراهش ضیافت برداشت اغاز میشه

.فوق‌العاده‌ـمون جشن می‌گیریم

پس ما ضیافتب رو به رنگ خون برای نبرد

.دهنتو ببند هِگنی،داری زمان رو هدر میدی

.برای جمع کردن شما اینجا دلیلی داشتم

...حامی‌ـه عزیزه ما

...دقیقتر بگم"سیر-ساما"ِِ

قرار با"بل کرانر"بره سر قرار

چطور ممکنه؟

!بیشتر توضیح بدید لطفا

.یه گزارش از هورن رسید

سیر-ساما اونو برای قرار به فستیوال الهه‌گان دعوت کرده

.قرار معمولی‌ـم نیست،عاشقانه‌ست

!جون من؟

!راست میگی؟

!فستیوال الهه‌گان؟

وایسا! پس بادیگاردهاشون چی؟

.معلومه،به دو گروه تقسیم‌شون می‌کنیم

...که یعنی

.باید همین الان نقش‌هامون رو برای فستیوال انتخاب کنیم

.برای اون بدیهیه که وسط پایتخت زندگی کنه

،عاشق‌پیشه ما دختری‌ـه که روی برکت کنترل داره

.پس نمیشه از مقایسه شدنش با الهه‌ی سرنوشت اجتناب کرد

.سعی کن درک کنی،الف احمق

!هِدین همین الان ترجمه کن

.هول نکنید،نقشه‌ایی در ذهن دارم

.بچه‌داری از این شل‌مغز وظیفه من نیست

.کافیه خرگوشی قربانی کنیم تا این اشفتگی‌ـه ممتد به دونیم پاره شود

!حالاهرچی فقط انجامش بده

.ترجمه‌ش این‌ـه

چرا به جای وقت کشی بل کرانل رو ترور نکنیم؟

!چرتوپرت نگو احمق

می‌دونی اون الانشم هدف فریا-ساماست

.نمی‌تونیم انقدر نسنجیده عمل کنیم

.میدونم چه حسی داری ولی فراموشش کن

.حتی مخفیانه انجام دادنش هم عاقلانه نیست

.باعث عصبانیت فریا-ساما میشه

زمان منبع ازشمندیه که خیلی محدوده،نباید همینطوری هدرـش بدیم

اگه بل کرانل بمیره،فریا-ساما دنبال روحش تا خود اسمون‌هم میره

!چی؟دروغه؟نمی‌خوام

چ-چـ-چـ-چیکار کنیم دوستان؟

.شکست نفسی نکن الف مغز فندقی

.مسخره‌ـست،من میرم

.وایسا الن،هنوز جلسه تموم نشده

.مثل روز روشنه که وظیفه من حفاظت از دخترست

.بقیه‌تون نقش‌ها‌تون رو یه‌کاریش کنید

،گفتم که میرم سیر-سان رو ملاقات کنم ولی

.اصلا نمیدونم چی باید بهش بگم

دقیقا منظورتون از"قرار"چی بود؟

!امکان نداره همچین چیزی بپرسم

.شاید اینم یکی از حقه هاش باشه

.و ببینه که من چقدر اشفته میشم

سوپرایز بل-سان،همون کلمه"قرار"کافی بود تا هرچی فکر کثیفه بیاد توی ذهنت

.اه،ببخشید نمیخواستم اذیتت کنم

.راستش،نه،امکان نداره قضیه از این قرار باشه

.انگار فکر کردن بهش بی فایدست

.فقط باید برم می‌خونه

اون دیگه چی بود؟

.جاودانه بجنگید،جاوید سربازان رعد من

!کالوس هیلدر

!فایر بولت

به معنای گلوله اتش

.مایه نومیدی هستی

کی هستی؟

...هیلدرسلیف

!هدین سلاند

.خفه شو،نادون

.صداتو ببر بالا وگرنه گلوتو میبرم

من تورو باخودم میبیرم به هرحال تو انتخاب دیگه ایی نداری

...بعد از اندینگ ادامه دارد

میخوام بدونم،این احساس عشقه؟

میتونم از قیدوبند الهه‌گان ازاد بشم؟

.برای همین تصمیم گرفتم دلمو به دریا بزنم

.و خودمو تسلیم خواسته هام کنم

.حتی اگه مخالف اراده الهی باشه

.باید باهاش روبه رو بشم

دیدنت اینجا روبه‌رو‌م از عجایبه تو یه خواسته ازمن داری،اینو حس میکنم

...درخواست یه...شانس رو دارم

که توی فستیوال ‌الهه‌گان با بل کرانل برم سر قرار

اجازه شو دارم؟

...خیلی خب،اما فقط به یه شرط

،اگه اون حقیقت رو راجع به تو بفهمه

.همون موقع همه چی تموم میشه و تو دیگه نمیتونی اونو ببینی

میتونی قبول کنی؟

...بله

.پس موفق باشی

معامله‌ی عادلانه‌ایی بود

حالا دیگه یه بازیه،بین من و الهه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.