All language subtitles for the.woman.in.white.s01e04

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

" زنِ سفيد پوش " تـرجـمـه و زيـرنـويـس از : کــنــدلــوس kandeloos@live.com

تـرجـمـه و زيـرنـويـس از : کــنــدلــوس kandeloos@live.com خلق و خوي عصبانيت؛ باعث شده آسيب پذير بشي

اين هيولا چيزيه که بين ما و همسرت قرار گرفته

حالا هر چي

اون دوباره واسه وکيله نامه داده

.....من هيچ کاري نکردم که بخواد نامه نوشتــــ

و به آقاي فرلي؛ با اين درخواست که

آقاي فرلي از خانم گلايد دعوت کنه تا فوري به ليمريج بره

تو چطوري نميبيني که اون آينده نگري و عزمِ يه مرد رو داره؟

تو اون زن عالي رو به طرف حداکثر ظرفيتش سوق دادي

بايد قدردانِ ستاره ي بخت ـت باشي که من تو خونه بودم

تا حواس ـش رو پرت کنم و سريع ضرر تو رو برگردونم

در رو نبند

با اين همه دودي که راه انداختي نميتونم تو اين اتاق نفس بکشم

پنجره رو باز کن

اون به اندازه اي باهوش هست که بخواد به چيزي مشکوک بشه

و جرات ـش رو هم داره تا پشیمونت کنه

من با درآمد ماهيانه اي که ازدواجم بهم ميرسونه؛ نميتونم دووم بيارم

خيلي ناچيزه

و اين احتياجات شما ..... ما دقيقا راجع به چه مبلغي داريم حرف ميزنيم؟

....اِ

سه هزار تا حتي نميتونه نزديکِ پرداختِ بدهي هاي من بشه

من تمام سرمايه ـش رو لازم دارم فوسکو

بگو ببينم؛ کمک منو ميخواي يا نه؟

اگر آن کتريک رو پيدا نکنم؛ همه چيز رو از دست ميدم

چطوري؟

نميتونم بگم

آن کتريک راز تو رو ميدونه

به همين دليل فرستاديش تيمارستان

اگه زنداني نباشه؛ حرف ميزنه

!و با خوشحاليِ بسيار به من خيانت ميکنه

حالا اگه همسرت بميره چي؟

بيست هزار تاي اونو ارث ميبرم

!همچين سئوال وحشتناکي نکن

بيست هزار پوند پول خيلي زياديه پرسي

کجاش خنده داره؟

چي چي خنده داره؟

اينکه آن کتريک خيلي شبيه همسر ـته

چيزِ عجيبيه

شباهتِ ناخوشاينديه اما ... من نميفهمم کجاش خنده داره؟

...بيا پرسي

بخند....

باعث مرگت نميشه

بهش فکرکن؛ شايد

شباهت اونها؛ یه بد اقبالی نباشه

اوه؛ ماريان

تو بايد از اينجا بري

ساکت! ساکت

تو تب داري

نه؛ لارا به من گوش کن؛ گوش کن؛ تو بايد بري

خانم ميکلسون؛ گياه گنه گنه با محلول آمونياک دارين؟

و يه مقدار هم برندي لطفا

!اون نه! اونو ببريد بيرون!اونو ببريد بيرون!اونو ببريد بيرون

!اونو ببريد بيرون!اونو ببريد بيرون

هذيان ميگه

سر پرسيوال لطفا فوراً يه دکتر خبر کنيد

اون به استراحت و آرامش نياز داره

يک ساعت ديگه بر ميگردم تا خون بگيرم ازش

خون بگيري؟

من از اون دسته اي هستم که باور دارن خون گرفتن

بخاطر تب؛ کاملا منسوخ شده ـس

شما دکتر هستيد؟

کارم اين نيست؛ ولي ميتونم بهتون بگم

از شما و همکارانتون دانش ـم بيشتره

من عادت ندارم با دکتر هاي غير حرفه اي و مبتدي مشورت بکنم

روزتون خوش

!داوسون

فقط يه دونه مبتدي اينجا هست

که اونم خوشبختانه داره ميره

از وقتي دکتر رفت؛ من و کنتس؛ به نوبت

از خانم هالکام پرستاري کرديم

آيا خانم گلايد خبر داشت که کنت فوسکو به کار دکتر پايان داد و اونو مرخص کرد؟

وقتي وضعيت خانم هالکام بدتر شد

خانم گلايد اصلا تو وضعيت روانيِ خوبي نبود

ماريان؟

صدامو ميشنوي؟

ماريان خواهش ميکنم

تو بهتر ميشي

بايد بشي

لارا يه خورده چايي بخور

بايد به خاطر خواهرت هم که شده خودتو خوب نگه داري

.....اون

اون چايي رو نخور

تا وقتي که همسرت زنده س اون صورتحساب ها رو فقط با موافقت اون ميتوني پرداخت کني

تو بايد بگي يه مقدار از اموالش رو به تو واگذار کنه

اون به من واگذار نميکنه

تو منفعت خودت رو تو مرگ همسر من داري

اگر لارا بميره خانم فوسکو ده هزار پوندش رو ارث ميبره

خب؛ براي هر دوتامون اين راهيه که چيزي رو که ميخوايم به دست بياريم

نه.....

نه....

هيولا

..... در زمانِ تب

.... آدم چنين.....

چيزهايي ميبينه....

منو ببخشيد قربان

ميتونم کمک تون کنم؟ دنبال خانم گلايد ميگردين؟

اون منو فرستاد اينجا

گفتين خانم گلايد؟

بله

اون به من گفت يه نفر مياد اينجا يه پيغام براش مياره

من يه پيغام براي خانم گلايد آوردم آقا

اگر پيغامِ شما از طرف آن باشه؛ بايد

بگم خدا ما رو بهم رسونده

بله هست

بچه ي بيچاره مريض تر از اوني بود که خودش بياد

اون خيلي ضعيفه قربان

ناراحت کننده س

اکر اجازه بديد من با شما ميام. ميبينيد که؛ من يه دکترم

منو پيش اون خانم بيچاره ببريد

اون موقع بود که من اون آقاي خارجي رو ديدم

اون گفت براي آن يک پيغام داره

اون همراه من برگشت

اون آقا بهش گفت که اونو به لندن ميبره؛ جايي که خانم گلايد هم اونجاست

و؟

اونو به داخل کالسکه برد

و اون دختر هرگز برنگشت

از اون موقع تا حالا من دارم دنبالش ميگردم

فکر مي‌کنيد آنِ من؛ يه جائي اين اطراف باشه؟

هست؟

خانم گلايد؟

خانم گلايد؟

خانم گلايد؟

خانم گلايد؟

از اينکه مزاحمتون شدم عذر ميخوام خانم

من ... من نگران تون بودم؛ شما مريض شدين؛ بيدار نميشدين

مريض؟

خانم؛ اينجا چه اتفاقي افتاده؟

امروز بعد از ظهر؟

خدمتکارها کجا هستن؟

چي؟

خب؛ حتي يه نفر هم اينجا نيست

تو ديشب منو برگردوندي به اتاقم؟

نه خانم

.... اما تو

تو با من ديروز تو اتاق ماريان بودي

بله. بعدش سر پرسيوال منو فرستاد دنبال يه کاري

اما خدمه؛ خانم؛ همه ي اونها کجا غيب شدن؟

.... سرم

يادم نمياد

.... ولي ماريان

اون هنوزم تب داره؟

من نميدونم خانم

من همين الان برگشتم و مستقيم اومدم پيش شما

کجا داريد ميري؟

به اتاق ماريان

اونجا پيداش نميکني - چي؟ -

لازم نيست خودتو نگران کني

اون ديروز اينجا رو به طرف عمارتِ ليمريج ترک کرد

و کارکنانِ خونه؛ سر پرسيوال؟ خدمه کجا هستن؟

اونها رفتن

گفتم يه مدت خونه رو تعطيل کنم

تعطيل کنين؟

ماريان

دکتر داوسون ديروز بعدازظهر بيخيال شد رفت

اون مريض ـش رو رها کرد تا خودش خوب بشه

واسه سوگندِ پزشکي ـش زيادي بود انگار

پس خانم هالکام در حالي که تب داشت اينجا رو ترک کرد؟

خواهرت خیلی سريع بهبود پيدا کرد

....ببين چه جوري خيره شده

!ماريان

!ماريان

!ماريان

اصرار ميکنم به من بگي چه اتفاقي افتاده

امروز صبح خانم هالکام اونقدر حالش خوب بود که بلند بشه و لباس بپوشه

و وقتي که فهميد کنت داره به سمت لندن ميره

اصرار کرد که از اين فرصت استفاده کنه و بره

ماريان با کنت فوسکو رفته؟

بله

ميخواست تو مسير سفرش به ليمريج؛ پيش اونها توقف کنه

مگه تو همينو نميخواستي؟

که به ليمريج برگردي؟

پرسيوال؛ من ديروز رفتم خوابيدم و

امروز بعد از ظهر مجبور شدم با پاشيدن آب تو صورتم بيدار بشم

!خب خسته بودي

تو به خاطر تبِ ماريان؛ تحت فشار شديدي بودي

اين يه خستگيِ طبيعي نبوده

لطفا نگراني منو در مورد ماريان درک کن

و اجازه بده فوراً با قطارِ صبح دنبال اون برم

.... لارا

لارا؛ خواهش ميکنم

اينجا هيچوقت يه خونه ي شاد نبوده

فکر ميکردم اومدنِ تو به اينجا؛ تغيير ـش ميده

اگر فقط اون چيزي رو که خواستم امضاء کرده بودي

اوضاع ميتونست خيلي متفاوت تر از الان باشه

من بايد ماريان رو ببينم

الان نميتوني يه سره به اونجا برسي

بايد يک شب پيشِ عمه ـت و کنت بموني

اون تو ايستگاه بياد دنبالت

من نميخوام پيش کنت فوسکو بمونم

!اي لعنتِ خدا بهش

کاري نکن تا از اينکه اجازه دادم بري؛ کلاً پشيمون بشم

.... يه نفر

يکي؛ يه نفر؛ کمک کنه

لطفا؛ لطفا؛ لطفا بزاريد بيام بيرون

هيچ کدومش با عقل جور در نمياد

امروز وقتي خواب بودين؛ هيچ تکوني بيدارتون نميکرد خانم

شايد خواهرتون هم سعي کرده باشه که بيدارتون کنه

آخه يه يادداشتي؛ چيزي؛

و اينکه چرا دکتر اونو ول کرده رفته؟

کنت و دکتر داوسون در مورد روش درمان

دکتر داوسون يه مجادله داشتن

کنت؟

اون عمدا به دکتر توهين کرده تا اونو بيرون کنه

به نظر من ايشون سعي داشتن از خانم هالکام محافظت کنن

کنت خيلي مراقب بودن خانم

از همون اول شروعِ بيماري ـشون

ماريان هرگز به خواست خودش تو خونه ي کنت نميمونه

من پيش خانمِ وِيسي تو لندن ميمونم

از اونجا ميتونم برم خونه کنت ببينم ماريان اونجاس يا نه

ميشه مطمئن بشي که نامه ـم به خانم وِيسي امشب به لندن ميره؟

اما مستقيم از دهکده بفرستش نه از خونه

اينکارو برام انجام ميدي؟ و به کسي نگي؟

بسيار خب؛ خانم؛ اگه شما بخوايد

من بايد برم بيرون. تا قبل از رفتن تو بايد برگشته باشم

اگر دير کردم؛ خانم ميکلسون

شما به همراه خانم گلايد تا ايستگاه بريد

مطمئن بشيد که قطار لندن رو سوار بشيد

به ندرت تاخير داره

سر پرسيوال

من نميدونم چه وقتي بر خواهم گشت

يا اصلا برميگردم يا نه

بيا سعي کنيم همديگه رو ببخشيم پرسيوال

من به احتمال زياد تا قبل از رفتنت بر ميگردم

بليط ـتون دست منه

خانم؟

ميشه همراهم بيايي؟

خانم؛ من براي همراهي با شما هيچ هماهنگي نکردم

کنت فوسکو اونجا مياد دنبال ـتون

حتي دوباره بهش فکر هم نکن

تو با دستهاي خودت نامه خانم وِيسي رو فرستادي؟

بله؛ بانوي من

شما با من و خواهرم خيلي مهربان بودين

وقتي مهربان بودين که هر دوي ما بدون دوست بوديم

خدانگه دار و خدا حفظ ـت کنه

خداحافظ فقط براي زمانِ حال؛ خانم

خداحافظ به همراه بهترين آرزوهام براتون

خواهش ميکنم؛ کسي نيست؟ بزاريد بيام بيرون

خانم گلايد عزيز. بالاخره رسيديد

بفرمايين

خواهر من الان به ليمريج رسيده؟

خوشحال ميشيد اگر بهتون بگم که خانم هالکام هنوز اينجا رو ترک نکردن

اون خونه ي شماست؟

بله

الان ميبرمتون تا ببينيدش

ماريان کجاس؟

خانم هالکام بايد با عمه تون همينجاها باشن

از خدمتکارها ميپرسم

ايشون الان خواب هستن

ميرم پيشش بشينم

بعدا بعدا

ميشه به آشنايانم معرفي تون کنم؟

....آقاي براون

و آقاي ريچارد.....

.....کجا داري مــيـــ

شما خانم گلايد هستيد؟ - چي؟ -

حالتون چطوره؟

شما اخيراً يه ذره ناخوش بوديد؟

من؟ - بشينيد -

بشين

خواهرم بود که مريض بود

احساس سرما مي کنيد خانم گلايد؟

نه

يه ذره ........ نگران به نظر ميرسيد

من مي خوام خواهرمو ببينم

البته

خانم گلايد

کنت کجا رفت؟

ميشه لطف کنيد و به من بگيد که شما کجا به دنیا اومدین؟

چي؟ کامبرلند

تا حالا هرگز جاي ديگه اي هم زندگي کرديد؟

بله. همپشاير

و مادرتون چطور؟

مادر من چند سال پيش فوت کرد

خيلي غم انگيزه

منو همين الان پيش ماريان ببريد

خواهش مي کنم

يه پرستار پيشش هست

من خودم پرستاريش ميکنم

بنوش

اين آرومت ميکنه

حال خواهرت اصلاً به اون خوبي که من بهت گفتم نيست

منظورت چيه؟

لطفا بشين

!نه - بگير بشين -

لطفا - نه -

!ماريان

متاسفم. متاسفم

متاسفم

من ...... من متاسفم

سر پرسيوال

من نميتونم اينجا بمونم

حتي براي يه لحظه ديگه هم نميتونم تو اين خونه بمونم

سلام؟

کسي اينجا داره کار ميکنه؟

کي اونجاست؟

مارگارت پورچر! تو اينجا چيکار ميکني؟

کي بهت اجازه داده تا قفل اين قسمت رو باز کني؟ اونها براي کيه؟

واسه اون دختره. آب بايد عوض بشه؛ با باقي چيزها

نميدونم شما چطوري اصلا انجام ـش ميديد

چي چي رو انجام ميديم؟

تو چي داري ميگي دختر؟

مارگارت؟

!واي

واي خداي من! اين ديگه چيه

خانم؟

خانم هالکام رو زمين افتاده بود قربان

قربان؟

من ... من برگشتم و ميبينم که خونه تعطيل شده

و خانم هالکام تو بخش شرقيِ عمارت حبس شده

به خاطر صلاح خودش. اون مضطرب بود

اما خانم گلايد ميتونست خواهرش رو آروم کنه

اما شما بهش گفتين که با کنت به لندن رفته

خانم مايکلسون جايگاه تون رو فراموش کردين

شما در جايي نيستيد که از من سئوال جواب کنيد

اون دو تا خواهر تاثير ناراحت کننده اي روي هم داشتن

من کاري رو که لازم بود بکنم انجام دادم

در کمال تاسف قربان؛ من بايد استعفاي خودمو از بلک واتر اعلام کنم

شما داريد ميگيد که به من اعتماد نداريد؟

متوجه هستيد که اگر شما از اينجا بريد

خانم هالکام فقط مارگارت رو داره تا ازش مراقبت کنه؟

يعني شما نميگيد که دکتر دوباره بياد و

يه پرستار براش نميگيريد؟

قضاوت اينکه در حال حاضر در اين شرايط چه چيزي مناسبه با منه

من وارد جزئيات مسائل همسرم يا خواهرش نميشم

تاثير گذاري اونها بيشتر رواني ـه نه جسمي

من فقط دارم سعي ميکنم که سلامت و سابقه ي اونها رو محافظت کنم

اين يه مسئله خصوصي ـه و شما هم دخالت نميکنيد

پس من تا وقتي که خانم هالکام خوب بشه اينجا ميمونم قربان

خانم مايکلسون

اگر در زماني که گفتيد تصميم بگيريد از اينجا نريد

و اگر از کارتون هم راضي باشيم

من بسيار عالي توصيه شما رو خواهم کرد

قربان

خدا شاهدِ منه؛ اونها بخاطر کاري که کردن مجازات خواهند شد

شما ميدونيد چرا اونها ايشون رو از اونجا دور کردن؟

نميدونم

تمام سرزندگي و شادي ـش رو ازش گرفتن

اونها اونجا به همراه جسمش؛ ذهن ضعيفش رو هم کشتن

من متاسفم. خانم کلمنتز

من واقعا بخاطر اين مسائل براتون متاسفم

به نام خداوندمان عيسي مسيح؛ که به صليب کشيده شد و برخاست

مهرباني خداوند را ستايش ميکنيم

جسم خواهر ـمان

را به خاک ميسپاريم

از زمين به زمين

از خاکستر به خاکستر

از خاک به خاک

آمين

آمين

خانم هالکام

چه اتفاقي افتاده خانم؟

اوه؛ لارا

!لارا

خانم هالکام چي شده؟

لارا - واي؛ نه -

خانم

عزيزم

خانم هالکام اجازه بديد خودمو به عنوان آقاي کايل معرفي کنم

من با آقاي گيلمور کار ميکنم

خودش کجاس؟

متاسفانه ايشون چند هفته قبل دچار سکته شدن

ما اميدوار به بهبودي کامل ايشون هستيم

اما فعلا نميتونم بگم که ايشون چه زماني برميگردن

به هر حال؛ من در خدمت شما هستم

اجازه بديد بگم که من واقعا بخاطر خواهرتون متاسفم

و آقاي گيلمور هم همينطور

ممنونم آقاي کايل

من نامه اي دارم که اونو از آقاي هارترايت دريافت کردم

ايشون از هندوراس برگشتن

والتر

اون امروز دير کرده. متاسفم

لارا

اون فوت کرده والتر

از اينکه خيلي سريع به ديدن من اومديد ممنونم آقاي هارترايت؛ خانم هالکام

چي پيدا کرديد آقاي کايل؟

آرامش خيال؛ اميدوارم

خواهر شما؛ خانم گلايد

به مرگ طبيعي فوت کردن - نه؛ نه -

غير ممکنه

من با دکتري که به بالين ايشون رفته بود و دو تا از خدمتکارها صحبت کردم

شما با کنت فوسکو حرف زديد درسته؟

بله با کنت هم حرف زدم

اونها ..... اونها تمامش رو برنامه ريزي کردن. من صداشون رو شنيدم

من ميدونم اونها نقشه يه قتل رو چيدن

ما نميتونيم اينو به عنوان نتيجه نهايي بپذيريم

من چندين شهادت نامه اينجا دارم که اين حقيقت رو تاييد ميکنن

خانم گلايد به خونه ايشون رفته؛ ايشون به نحوي که

همه توضيح دادن حالشون بد شده و متاسفانه فوت کردن

اين گواهي فوت پزشکي ايشونه که مرگ

ايشون رو به علت ذکر شده تاييد ميکنه

ايشون قلبش ضعيف بوده - نخير نبوده -

من واقعا متاسفم اما اينها حقايق هستن

شما به ما کمک ميکنيد تا اين رو به چالش بکشيم؟

اين در صلاحيت قضائي من نيست آقاي هارترايت

واقعا

متاسفم

من تا وقتي که عدالت رو براي خواهرم اجراء نکنم ول نميکنم

من هم همينطور

ما بايد بفهميم تو خونه کنت واقعا چه اتفاقي افتاده

واضحه که ما خودمون نميتونيم اونجا بريم

چيزي که ما ميخوايم يه وکيله

کي حاضر ميشه به ما کمک کنه؟ ما خرج خودمون رو به زور ميديم

چرا با اراسموس نَش حرف نميزني؟

اون با پدرت تو يه مدرسه بودن والتر

من يادم نمياد پدر حرفي در مورد اراسموس نش زده باشه

اون در مورد وصيتنامه پدرت مشاوره خوبي به من داد

و مدتي هم که تو رفته بودي خيلي کمک ـم کرده

اون وکيله؟

نه؛ اون يه کاتب ـه اما يه ذره کارهاي قانوني هم بلده

اون .... اون تقريبا آدم عجيبيه

کم حرفه

اون سابقه و شهرت درخشاني داشت اما همسرش هنگام زايمان فوت کرد

و اون هرگز ديگه اون آدم سابق نشد

پدرت هميشه ميگفت که قابل اعتماده

شما ميخوايد که من با اين شاهد هاي مختلف

صحبت کنم و اظهارات شون رو ثبت کنم؟

شما يه کاتب هستيد؛ نيستيد؟ - بله هستم -

ما بايد براي دستگيري سر پرسيوال و کنت فوسکو

به اندازه کافي مدرک جمع کنيم

ما بيست پوند ميتونيم به شما بديم - پولتون بهتره جاي ديگه اي خرج بشه -

آقاي نش خواهر من به قتل رسيده - اين اعتقاد شماس -

و اين هم در دادگاهِ قانون؛ هيچ ارزشي نداره

خواهش ميکنم

من راس ساعت 9 صبح روز دوشنبه؛ شما رو اينجا ميبينم

روز خوش

!نه

!نه

!کمکم کنيد

!خواهش ميکنم

!تقلا نکن

!نه! نه

!تمومش کن

آروم باش

اينها خاطرات تلخي هستن آقاي نش

پزشکي قانوني اعلام کرده که دليل مرگ طبيعي بوده

که ما ميدونيم دروغه

هيچ دليلي وجود نداره که ثابت کنه اين افراد گناهکارن

البته که گناهکارن

چه جوريه که مردها هر چند وقت به زنها آسيب ميرسونن و هيچوقت تنبيه نميشن؟

اگه قرار بود حساب پس بدن

در هر ساعت از شبانه روز؛ در طول تمام سال؛ بايد يکيشون اعدام ميشد

ميدونم اين چطور به نظر ميرسه اما به ما گفتن به شما ميتونيم اعتماد کنيم

ما بايد به دنيا نشون بديم اينها چه جور آدمهايي هستن

براي آرامش لورا

ادعاهاي مطرح شده مرتبط با برادرزاده تون در وقايع سال گذشته

بسيار جدي هستن و فقط شما شخص مناسب هستيد

من براي فجايعِ اسفناکي که قابل پيش بيني نيستن پاسخگو نيستم

شما ازدواج بين سر پرسيوال گلايد و خانم فرلي رو به جلو انداختيد؟

هرگز نميتونم درک کنم که فيليپ فرلي چطوري تونست

سرنوشت دخترش رو به دستهاي همچين مردي بسپاره

تا قبل از فوت خانم گلايد؛ بدهي هاي سر پرسيوال بسيار زياد بود

آيا بايد به طلبکارها پولي پرداخت ميشد؟ بله

اما اين ازدواج با خانم گلايد يه منبع درآمدي براش مهيا کرد

اين ازدواج چيزي بيشتر از يه تبادل مالي نبود

اين مال من نيست. از اينجا ببرش

ولش کن آن! نکن! پاره ميشه

من آن کتريک نيستم! من اون زن نيستم

آن تمومش کن - من اينو نميپوشم. نميفهمي چي ميگم؟ -

از من دورش کن - تو بايد مراقب رفتارت باشي -

از اينجا ببرش - جاهاي بدتري از اينجا هست -

بايد ممنون باشي

اگه اين شلوغ کردن ها رو تموم نکني ميدوني کجا ميبرنت؟

جايي که هيچکس صدات رو نميشنوه

من در اضطراب و پريشاني بدي هستم

و ممکنه فردا به خونه تو بيام و به يه تخت براي خواب نياز داشته باشم

اين نامه ايه که شما از لارا فرلي دريافت کرديد؟

بله

در چنان وحشت و ترسي براي جونم دارم اينو مينويسم که فکرم رو؛ روي هيچي نميتونم متمرکز کنم

اون هرگز نيومد

شما ميدونيد چرا خانم کتريک نسبت به دختر خودش اينقدر بي تفاوت بود؟

اون بيشتر به حلقه طلا علاقه داشت تا به محبت دخترش

و آيا ميدونيد چرا پدرش اونجا رو ترک کرد؟

کتريک؟ - بله -

اون مچِ همسرش رو با

يه نفر ديگه گرفت

و بعدش متوجه شد

....و نميخواست که فرزند

يه نفر ديگه رو بزرگ کنه....

شما اين فرد رو ميشناسيد؟

من ميدونم اون کي بود

کاري که اونها کردن شيطاني بود

چيکار کردن؟

اونها آن رو به ديوونه خونه انداختن

مادرش و اون مرد

گلايد

گلايد؟

سر پرسيوال گلايد؟

خدا رو به شهادت ميگيرم که اونها براي کاري که کردن مجازات خواهند شد

منو ببخشيد

آقاي هارترايت خبر مهمي دارم

انگيزه واضحه. پول

از ابتدا گلايد به خاطر دارائيش دنبال لارا بود

پس از شر آن خلاص شدن و لارا رو بخاطر اموالش کشتن

اين کافي نيست

اگه اونها عليه شما طرح دعوي بکنن؛ شما برميگردين سَرِ خونه اول

آن کتريک کليد ماجراس

اون کسي ـه که بايد پيداش کنيم

اون ميتونه راز پرسيوال رو به ما بگه

بدون اون؛ ما هيچي نداريم

آن هر جايي ميتونه باشه

احتمالا پرسيوال و فوسکو تا حالا پيداش کردن

و يه جائي مخفي ـش کردن

اونها کجا ميتونن اونو مخفي کرده باشن؟

امن ترين مکان براي پنهان و حبس کردنش کجاس؟

آن کتريک از يه ديوونه خونه ي خصوصي فرار کرده بود

اين چيزيه که خودت گفتي

آره

نزديک به لندن

آره؛ آره نزديک لندن

ما به تمامشون سر ميزنيم

از موسسه هاي ديگه هم پرس و جو کردين؟

بله؛ بله؛ ما هر پنج تا رو که به لندن نزديکن سر زديم

شما آخرين اميد ما هستين

پس بايد متوجه باشيد که من نميتونم اسمي به شما بگم

فقط اعضاي خانواده و اينجا هم اسم هالکام نداريم

من از شما نميخوام به ما اسمي بديد

ما به دنبال زني با اسم کتريک هستيم

اينها قوانين هستن

روزتون خوش

خواهش ميکنم

خواهش ميکنم

ما خيلي نگران اون هستيم

و اسم کوچيکش چي بود؟

آن

اون اينجاس و تاييد شده

ميتونيم ببينيمش؟ - نه -

ميتونيم يه يادداشت براش بفرستيم؟ - نه -

اينجا آسايشگاه ـه يا زندان؟

حتي اگر از اعضاي خانواده ش هم بوديد

نميتونستيد اونو ببينيد

اون سال گذشته فرار کرده و پنج ماه پيش برگردونده شده

اون عصبي ـه و تحت محدوديت ـه

اون به بخشي برده شده که نميتونه به خودش آسيبي بزنه

اون کجاس؟

کتريک تو قسمت بستريِ انفرادي ـه

همينجا منتظرم باش

بيا بيا

خوبه

!بخور

!آن

اون شبيه لاراس

اون لاراس

لارا

لارا

ماريان؟

!ماريان

!لارا! لارا

!ماريان

آقاي نَش من از منچستر اومدم

من هيچ حرفي ندارم به شما بزنم آقا

فقط پنج دقيقه از وقتتون رو به من بديد تا باهاتون حرف بزنم

نه آقا. شما به اندازه ي کافي خسارت به بار آورديد

و بچه ـتون چی؟

یعنی شما گوشت و خونِ خودتون رو تصدیق نمیکنید؟

اينو بپوش

!بيا؛ بجنب

لارا

بگير

سريع

بجنب ديگه

آره بايد بقيه رو هم مياوردم

فکر کنم کافيه - آره -

ممنون - از اون طرف -

دنبالم بيا

از اينجا؛ از اين پايين

نه؛ لارا

ما بايد به رفتن ادامه بديم

بايد از اينجا بريم. اگه ادامه نديم اونها پيدامون ميکنن

من نبايد اينجا باشم

والتر منتظرته

!والتر؛ بيا

لارا

به من خيره نشو

بازوي خواهرت رو بگير

دنبالم بيا

واي خدا؛ عجب مصيبتي گرفتار شديم

کنت فوسکو از قبل در موردش به من اخطار داده بود

اگر دوباره فرار کنه

اصلا نميتونم درک ـت کنم

نامه رو بهش نشون بده لوئي

!اینقدر هم تکون نخور

اين برادرزاده ته

اون زنِ لال و بی صدا؛ آن کتريکه

بخون

نميتوني حتي يه کلمه از حرفهاي کنت فوسکو رو باور کني

اون يه آدم دروغگو و خیانتکاره

که اصلا از اول اونو به آسايشگاه فرستاد

اين زن باور داره که خانم گلايده؛ درسته؟

اون خود خانم گلايده

من آن نيستم؛ من اون زن نيستم

کلاً آوردن اون به خونه من؛ گستاخي و توهينه

نگاش کن

!نکاهش کن

لارا

لارا؛ لارا يه چيزي به عموت بگو. هر چي ميخواي بگو

من آن کتريک نيستم؛ من آن نيستم

فقط بهش بگو که تو خانم گلايدي

من اين زن رو که تو به اتاقم آوردي نميشناسم

من هيچي تو قيافه و رفتار ش نميبينم که ذره اي

منو به شک بندازه که برادرزاده م در حياط کليساي ليمريج نخوابيده

لوئي؛ لوئي تو که ميشناسيش. تو ميدوني که اين لارا ـس

بگو که اين لاراس. به اون بگو اين لاراس

اگر اون برده نشده بايد براي حفاظت ـم به پليس خبر بدم

من نمردم

من دفن نشدم

آيا بايد در مورد محل حضور اين زن به آسايشگاه اطلاع بدم؟

نه

بيا لارا

تـرجـمـه و زيـرنـويـس از : کــنــدلــوس kandeloos@live.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.