Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:آنچه گذشت
اين ازدواج چيزي بيشتر از يه تبادل مالي نبود
اين منافع تضمين شده اي رو در صورت فوت زن؛ به شوهر ميده
الان حس ميکنم من و لورا بايد تنها سفر کنيم
چطور بود؟
عالي؛ عالي بود
زيبائي شما هميشه منو متعجب ميکنه خانم هالکام
هيچ ارتباط نامشروعي اتفاق نيافتاده
سعي نکن انکارش کني
اين سوء استفاده از اعتماديه که ما بهش کرديم
اون ميگه گلايد بوده که اونو انداخته تيمارستان
اون گفت با گفتن اومدن اون به اينجا يا صحبت در مورد آن؛ مزاحم سر پرسيوال نشم
اون خانم کتريک بود؟ مادرِ آن؟
بله خانم هالکام
به بلک واتر خوش اومدين خانم گلايد
" زنِ سفيد پوش " تـرجـمـه و زيـرنـويـس از : کــنــدلــوس kandeloos@live.com
تـرجـمـه و زيـرنـويـس از : کــنــدلــوس kandeloos@live.com
لارا بريم قدم بزنيم؟
منم همراهتون ميام. داخل خونه خيلي گرفته ـس
کنت؛ مادام فوسکو؛ مايليد به ما ملحق بشيد؟
بله. هيچ چيزي بيشتر از اين خوشحالم نميکنه
بيا فرشته من
زود بريد طرف محل نگهداريِ قايق
به انگلستان خوش اومدي کنت فوسکو
!عجب آب و هواي شگفت انگيزي
ممکنه بعضي ها به اين بگن خوش منظره
اما من بهش ميگم يه لکه روي املاک يه مرد
وکيلم فکر ميکنه که اينجا نفرين شده س
شايد واسه انجام يه قتل جاي خوبي باشه ولي نه چيز ديگه اي
اگه يه احمقي ميخواست يه قتل انجام بده
درياچه ي شما بهترين جا براش بود
يه مرد عاقل جاي ديگه اي دنبالش ميگشت
توصيف کردن يه قاتل به عنوان عاقل قطعا يه تضاد در شرايطه
آدمهاي عاقل واقعي؛ واقعا آدمهاي خوبي هم هستن و از انجام جرم بيم دارن
بانوي عزيز من؛ اينها احساسات قابل ستايشي هستن
اونها رو ديدم که تو کتابهاي بچه ها گفته شدن
فرشته من؛ آيا شما هم با خانم گلايد موافقي؟
من قبل از اينکه بخوام عقايدم رو در حضور مردان
مطلعي مثل شما بيان کنم؛ ترجيح ميدم آموخته بشم
باشه کنت، اگه حق با شماس براي نمونه يه
آدم عاقل رو بهمون بگو که يه جنايتکار بزرگ هم باشه
مچ ـم رو گرفتي
نميتونم يکي رو نام ببرم
چون صد البته او خلافکاريه که هرگز گير نمي افته
اما حتما موافقيد که جرم هاي شنيعي مثل قتل
اکثرا کشف ميشن
اِ... از قتل حرف زديم و بفرما! اين هم از خونش
ممکنه دقيقا در همين محل يکي اتفاق افتاده باشه
نه
اون مال سگ بيچاره ايه که من ديروز پيدا کردم
نگهبان ـت بهش شليک کرده بود
باکستر؟ به يکي از مال خودم شليک کرده؟
....نه. خانم مايکلسون گفت اون مالِـــ
به يه زن محلي تعلق داره
اون تو املاک من چيکار داشته؟ کي بوده؟
به نظرم خانم کتريک بود
داري ميگي خانم کتريک اينجا بوده؟ چرا زودتر به من نگفتي؟
لارا؛ تو با اون ارتباطي داشتي؟
آروم؛ دوست من؛ خونسرد باش
منو ببخشيد ولي خيلي برام سخته که قبول کنم از من مخفي نگه داشته شده
اِ... به نظر من خدمتکار خونه کسي ـه که بايد
باهاش صحبت کني
بله. عذر خواهي ميکنم. خانم هالکام؛ لارا
اين محل تاثير خيلي بدي روي من ميزاره
فکر کنم در مورد اينجا وکيلم درست ميگه
حالا وقتي بارون تموم شد با خدمتکارم صحبت ميکنم
منظورم اينه که وقتي برگشتيم
اين همون خانم کتريکِ مادرِ آن ـه؟ همون دختري که من باهاش بازي ميکردم؟
آره؛ به نظرم خودشه -
خب اون اينجا چيکار ميکرده؟ -
نميدونم. من فقط از پنجره ديدمش
ميشه برامون بنوازي لارا؟ يه چيز آروم و زيبا
دلم براي نواختن ـت تنگ شده
الان حوصله ـش رو ندارم. ممنون
لطفا منو ببخشيد. بايد استراحت کنم؛ يه ذره خسته ـم
شب خوش
شب خوش
عزيزم، تو بزن
اميدوارم بلک واتر رو مثل خونه خودتون حس کنيد خانم هالکام
بله؛ ممنونم
کنت؛ شما کجا به دنيا اومديد؟
در پادشاهيِ دو تا سيسيلي
اغلب به اونجا سر ميزنيد؟
...جسمم اونجا نميره
اما روحم هرگز اونجا رو ترک نکرده...
اونجا زيباترين جاي جهانه
يه روز ميبرمت تا ببينيش
داري نقشه ميکشي سربازم رو بزني ولي ملکه ـم جلوش رو گرفته
آه؛ ملکه ـت؛ البته
من .... فيل ـم رو ازدست ميدم
و تو ..... بازي رو ميبازي ...
شما خوب بازي ميکنيد خانم هالکام
اگه يه ذره حواستون پرت نميشد؛ برده بودين
احتمالا آخرين درخواست از معشوقه ـتونه؟
مال شما که خيلي پُر ملات تره کنت فوسکو
چندين صفحه از سياست
بعضي ها فکر ميکنن سياست مزخرفه ولي واسه من خونِ زندگي ـه
متاسفانه مال من يه صورتحساب ـه
که عموي لارا لطف کرده فرستاده ـتش براي من
آقاي مريمان مايلن فوري شما رو ملاقات کنن
اون کجاس؟ - تو کتابخونه هستن آقا -
آقاي مريمان کيه؟ - اصلا نميدونم -
آقاي مريمان وکيل سر پرسيوال هستن
اون جلوي زنش با تو لاس ميزنه
اون با همه لاس ميزنه
بايد بيشتر نگران اون باشي ماريان
اون چيکار کرده که عدم اعتمادِ تو رو توجيه کنه؟
شايد فقط کنترلي که روي شوهر من داره
کنت و سر پرسيوال دوستهاي قديمي هستن؟
نميدونم
سر پرسيوال با من در مورد گذشته ـش حرف نميزنه
ديگه بعد از اين مدت تو بايد يه ذره بهتر بشناسيش
تنها چيزي که ميدونم اينه که بدهکاري زيادي داره
اغلب وقتي تنها باشيم اون برام آواز ميخونه
من براي هر کسي که درِ قلبش باز باشه ميخونم؛ شاهزاده باشه يا گدا
آقاي مريمان؛ تا قبل از مرگ خانم گلايد
ميزان بدهي سر پرسيوال زياد بود
اونها ماه عسل خيلي پر خرجي داشتن
آيا بايد به طلبکاران پولي داده ميشد؟ بله
اما اين ازدواج با خانم گلايد منبع درآمدي براش مهيا کرد
پس چرا سر پرسيوال نياز داشت که پول رو از ميراث اون در بياره
مطمئناً مردي به اعتبار اون؛ منابع ديگه اي هم داره
نميتونست وام بگيره؟
اونها ازدواج کرده بودن
چرا از منابع همسرش استفاده نکنه؟
حتما بايد يه موقعيت اضطراري براي يه وکيل پيش بياد تا اين همه راه رو تا بلک واتر شخصا سفر کنه
سر پرسيوال براي آزاد کردن اموال از ميراث خانم گلايد
خيلي فوري به مدارک نياز داشت
تمام چيزي که براي سر پرسيوال باقي مونده بود تا خانم گلايد رو راضي به امضاء کردن بکنه
لارا؛ ميشه بيايي تو اتاق نشيمن لطفا؟
يه دقيقه بيشتر طول نميکشه. کُنتِس؛ ميشه به شما هم زحمت بدم؟
فقط ميخوام شما و کنت شاهدِ امضاء باشين
من ترجيح ميدم ماريان شاهدم باشه
خانم هالکام ممکنه شما هم به ما ملحق بشيد؟
خيلي ..... لطف ميکنيد
بيا؛ فوسکو
اونجا رو امضاء کن لارا؛ لطفا
چي هست؟
چيز مهمي نيست
پيکِ آقاي مريمان دمِ در منتظره
آقاي گيلمور هميشه هر چيزي رو که ميخواستم امضاء کنم برام توضيح ميداد
خب؛ اين خيلي قابل ستايشه
اما اون در خدمت تو بوده؛ وظيفه ـش بوده توضيح بده
من شوهرت ـم و خدمتکارت نيستم
اگه امضاء من قراره منو به چيزي متعهد کنه؛ ميخوام بدونم اون چيه
لارا
عشق من .... من .. شوهر تو هستم
من که از خانم هالکام نخواستم امضاء کنه
يه عنوان شاهد امضاء؛ يه حرفي دارم
به نظر من اعتراض لارا کاملا منطقي و بجا ـس
بلند شدي اومدي اينجا تو خونه من و مهمان نوازي منو با
جانبداري از همسر من تو موضوعي که به تو ربطي نداره؛ پاسخ ميدي؟
من از تو نميترسم
پرسيوال؛ تو در برابر خانمها هستي
لطفا خوب باش و فراموشش نکن
پيک منتظره
!امضاء ـش کن
پرسيوال براي من بخونش تا بعد امضاء کنم
من از کسي دستور نميگيرم. خصوصا از همسرم
پيمان ـمون يادت مياد؟
من به محض اينکه از محتواي اين سند مطلع بشم؛ تمکين ميکنم
تا اون موقع هيچي امضاء نميکنم
يعني داري از دادنِ امضاء ـت به من امتناع ميکني؟
آروم باش دوست من؛ ما مطمئن ميشيم که خانم گلايد اسناد رو امضاء کنه
آقاي گيلمور؛ من براي شما که تنها آدمِ با وجدانِ در دسترس
هستيد دارم مينويسم که لطفا کمک ـمون کنيد
خواهش ميکنم توصيه ـتون رو با پيک بفرستيد
و خودتون تا فردا حتما وارد بشيد
در حال رفتن به جايي هستي؟
بله. ميخواي نامه ـت رو ببرم؟
نه؛ لازم نيست خودت رو به زحمت بندازي
در مورد آن کتريک و ديده شدن ـش به لارا چيزي گفتي؟
نه؛ هيچي نگفتم
تو همه اونها رو ازش مخفي نگه داشتي و با اينحال اون هنوز به تو اعتماد داره
من فقط دارم سعي ميکنم از نگراني محافظت ـش کنم
ما توافق کرديم
نياتِ خوب شما ممکنه خيلي راحت فريبکارانه تلقي بشه
اين به نفع هر دوي ما هست که خانم گلايد
از اين موضوع بي اطلاع باقي بمونه
ماريان براي پنج دقيقه صحبت خصوصي وقت آزاد داري؟
بله کنتس
کنت برام گفت که چه اتفاقي افتاده
و من ميخواستم بدوني که باهات همدردي ميکنم
ممنونم کنتس
کنترل درآمد و مخارج با آقايونه
اونها ما رو کنترل ميکنن
اما فقط بعضي از اونها لياقتِ اطاعت ما رو دارن
سر پرسيوال گستاخي کرده و اين منو هم
بهت زده کرده و هم نگران
ماريان؟
اگه سر پرسيوال اين رفتار رو تکرار بکنه
از اين خونه ميرم
از همدردي ـتون سپاسگزارم کنتس
من برادرم فيليپ رو مقصر ميدونم
اون دخترش رو به ازدواج مجبور کرد همونطور که سعي کرد مال منو بهم بزنه
اون نسبت به کنت معترض بود؟
قطعاً. اون منو از ارثيه محروم کرد
و بنا به دلايلي که فقط براي برادرم معلومه
اون در بستر مرگ ـش
تصميم گرفت با زندگي دخترِ دوست داشتني ـش هم بازي بکنه
اون حتي از توي فبرش؛ داره دخترش رو کنترل ميکنه
آيا شما ميدونيد چرا کنتس از خانواده ي فرلي دور شد؟
فيليپ فرلي؛ برادرش؛ اون با ازدواج با کنت موافق نبود
دليلش رو ميدونيد؟
....روابط خانوادگي ميتونه خيلي پيچيده باشه آقاي
نَش هستم - آقاي نَش -
در دوران کارم هميشه اينو ديدم
آقاي گيلمور؛ بدون شک سي سال وکيل اونها بودن بايد
بيشتر از " اونها خانواده ي پيچيده اي بودن" آگاهي به همراه داشته باشه
من ميدونم فيليپ فرلي و کنتس تا قبل از اون ازدواج خيلي با هم صميمي بودن
و اينو هم ميدونم که بعد از ازدواج؛ فيليپ تمام روابط رو با اون قطع کرد
و همچنين ميدونم که کنتس رو از وصيت نامه خودش حذف کرد
يعني اون از مرگ برادرش هيچي گيرش نيومد؟
بيشترين چيزي که آقاي فرلي طي سالها تونست انجام بده
اين بود که دريافت ارثيه اون رو تا بعد از مرگ برادرزاده ـش؛ لارا؛ به تعويق بندازه
کنت فوسکو مايلن شما رو ببينن سر پرسيوال
کسي نيومده يا کسي بيرون رفته؟
نه، قربان. کنت تو اتاقشون هستن
تو سيسيل اينجوري معاشرت ميکنن؟
از روزي متولد ميشيم؛ همه با هم يکي هستيم
فقط تجملات و تزئينات؛ برهنگي ما رو مخفي ميکنه
اميدوارم از وقت تولدم يه پيشرفتي تو يه کاري کرده باشم
چي ميخواستي فوسکو؟
خانم هالکام به يه وکيل نامه نوشته
از کجا ميدوني؟
آدم چطوري چيزي رو ميفهمه؟
با نگاه کردن؛ با پرس و جو کردن
آدم وقتي موشها دارن بازي ميکنن؛ خونه رو ول نميکنه بره
اون گيلمورِ احمق؛ نميزاره لارا هيچي به من واگذار کنه
بلک واتر بايد ارزشِ قابل توجهي داشته باشه
چرا روي اون وام نميگيري؟
تا قرون آخري رو که ميشده ازش کشيدم بيرون
تمام روز رو کجا بودي؟
اسب ـم به تمرين نياز داشت
آها. و اون زن نگون بخت هم بايد از مرگ سگ ـش مطلع ميشد
خانم کتريک يه موجودِ بدبخته
خب دخترش چي؟ اون بدتره
لعنت بهش فوسکو! به چي ميخواي برسي؛ به چي ميخواي برسي؟
پرسيوال؛ تو دوست مني؛ اما هنوز هم از بيان دليل
واقعيِ انداختن آن کتريک به تيمارستان؛ امتناع ميکني
چرا؟
تو هم همه چيز رو به من نميگي دوست من
تو از صحبت در مورد اينکه چرا تو تبعيدي امتناع ميکني
من هيچوقت تو رو براي گفتن دليل اينکه چرا از کشور خودت طرد شدي؛ تحت فشار نزاشتم
يعني تو مال خودتو افشا کني و من هم مال خودمو؟
دقيقا
خب پس در اينصورت کنجکاوي من به پايان ميرسه
بيشترين چيزي که فشار مياره امضاء زنم ـه
و اينکه چه جوري اونو ازش بگيريم
خانم گلايد از وجود خانم هالکام اعتماد به نفس زيادي ميگيره
خب جداشون ميکنم
سنجاق سينه ـم. گمش کردم
اون با ارزش چيزي بود که تا حالا بهم دادي
نگران نباش؛ پيداش ميکنيم. اتاقت رو گشتي؟
آره. ديروز وقتي رفتيم قدم بزنيم رو سينه ـم بود
برو بيرون و مسيرت رو چک کن
بايد تا وقتي که خبري از آقاي گيلمور بشه؛ بيرون از خونه بمونم
تا اون موافقت نکنه؛ نميتونم چيزي رو امضاء کنم
مراقب باش
صبح بخير. آيا شما داريد به همراه يک نامه براي ماريان هالکام به بلک واتر ميريد؟
بله خانم
خوبه. ممنونم. اون من هستم
ممنون
به آقاي گيلمور بگيد که ما تمام اسناد رو قبل از امضاء کردن چيزي براي ايشون ميفرستيم
و اضافه کنيد ما بسيار سپاسگزاريم - ممنون خانم -
گل سينه ـت رو پيدا کردي؟ - نه -
پيدا ميشه
.... لارا بايد
... منو ببخش ولي
فکر ميکنم اوني که برات نامه نوشت تا در مورد
ازدواج با سر پرسيوال بهت هشدار بده؛ آن کتريک بوده
تو اينو ميدونستي؟
ما مشکوک بوديم؛ آره؛ من و والتر
والتر؟ چي؟ اون هم ميدونسته؟
آره
آن داشته به من در مورد اينکه پرسيوال واقعا چه آدميه اخطار ميداده و تو بهش توجه نکردي؟
من بهش بي توجهي نکردم
نميدونستم بايد چيکار کنم. نميدونستم بايد به کي اعتماد کنم
داشتم تمام تلاشم رو ميکردم تا فقط از تو محافظت کنم
منو محافظت کني؟ و اين کار کي بود؟
کار تو و والتر بود يا کار تو و پرسيوال؟
تو هيچ حقي نداشتي تا اينو از من مخفي کني ماريان
فکرش رو هم نميتوني بکني که من مجبور به تحمل چه چيزهايي شدم
منظورت چيه؟
اولش خيال ميکردم که فقط بخاطر بي تجربه بودن من با مردهاس
اما وقتي تو رم بوديم
اون سعي کرد خودش رو به زور به من تحميل کنه
چي؟
اون منو از تختم کشيد بيرون و با خشونت روي زمين انداخت
و با تنفر تمام به من خيره شد
و فقط همين يکبار هم نبود
لارا من واقعا متاسفم - نباش -
فقط نباش
!لارا
ممنونم ......... آن
تو منو ميشناسي؟
و من تو رو ميشناسم
ميزاري سنجاقت رو برات ببندم؟
ما قديمها با هم بازي ميکرديم
اون موقع من خوشحال بودم
منم همينطور
اون اذيت ـت ميکنه خانم فرلي؟
من ديگه خانم فرلي نيستم
ميدونم
اما از اسم فرلي خوشم مياد
و از اسم گلايد بيزارم
اون خيلي خيلي منو اذيت ميکرد
اما من ديگه از اون نميترسم
من دارم ميميرم خانم فرلي؛ و اين تمام ترسها رو از بين ميبره
ميتونم بهت کمکي کنم؟ - نه -
تنها ترسي که بعدش هست تاريکي ـه
! بيا
خانم هالکام
ميتونم اثر هواي تازه رو تو چهره تون ببينم
ماريان براي چاي تو کتابخونه به من ملحق ميشي؟
داشتم ميرفتم به اتاقم
ميتوني بعدا بري
با من بيا
من هم به زودي ميام پيش شما
چرا داري کنت رو نگاه ميکني؟
نميکنم - ولي عزيزم داري ميکني -
رنگ ـت پريده ماريان. احتمالا به استراحت نياز داري
....سرم! يه ذره ..... يه ذره احساس
...... يه ذره احســـ
چرا دراز نميکشي؟
سرت رو بزار رو پاي من
بيا
آره
مثل يه بچه باش - من بچه نيستم -
من و کنت فرزندي نداريم
آدم وقتي همچين شوهري داره به چيز ديگه اي نياز نداره
ديشب تو بودي
من روزها منتظر شدم تا تنها بتونم با شما حرف بزنم
بايد مطمئن بشم کسي مراقب ـمون نيست
چرا من گزاشتم شما با اون ازدواج کني
تمام ترس هام ...... الان رفتن
خواهش ميکنم؛ تو نميتونستي از ازدواج من جلوگيري کني
من بايد تو ليمريج شجاع تر ميبودم
وقتي که اون اومد من فرار کردم
من اون نامه رو براي شما نوشتم ولي اون کافي نبود
من ميدونم اون خودش باعث شده که تو ازش بترسي
اون مرد زندگيم رو اسير کرد
جوونيم رو
اما حالا ديگه مهم نيست
خواهش مي کنم اجازه بده بهت کمک کنم
نه کمکي وجود نداره
من فقط مي خوام کنار مادر شما بيدار بشم
ولي نمي تونم شما رو با اون مرد تنها بزارم
اون يه رازي داره
دليل واقعي اينکه چرا اون منو به تيمارستان فرستاد
مادرم هم اين راز رو ميدونه
اين راز نصف عمر اون رو به باد داد
خواهش مي کنم بهم بگو اون چرا تو رو فرستاد تيمارستان؟
يه نفر اينجاس
فردا خودت تنها برگرد اينجا
خانم گلايد مايلم چند لحظه باهاتون صحبت کنم لطفاً تشريف بياريد
خانم گلايد؟
لارا من منتظرت بودم
ميشه لطفاً بيايي به اتاق نشيمن؟
ماريان کجاس؟ - متاسفانه بايد بگم که حالش خوب نيست -
الان کجاس؟
لارا خودتو مضطرب نکن
ماريان؟
! ماريان
بيدار شو - چي؟ -
ماريان خواهش مي کنم
......حس عجيبي دارم. فکر ميکردم که
من ..... من خسته بودم فکر ميکردم مريض شدم - اونا دارن تلاش مي کنن که منو مجبور به امضا کردن بکنن -
چي؟
نه! نه نميتوني امضاء کني! نبايد امضا کني لارا
اون آدم ناشناسِ بغل درياچه, اون شخص ديشبي
منو اون زن رو ديدم! من باهاش حرف زدم
کي رو؟ - آن کتريک رو -
اون اينو پيداش کرد ماريان و بهم دادش
اون يه رازي رو در مورد سر پرسيوال ميدونه
ميگفت اين راز ميتونه ويرانش کنه
ساکت! لارا حرف نزن
واقعا متاسفم
پوزش فراوان
من خانم گلايد رو ترسوندم و حالا بايد جبران کنم
چون به هيچ وجه هيچ دليلي ترسيدن وجود نداره
من فقط ميخواستم بهت بگم که خبرهاي خوبي دارم
جدي؟ - آره -
من سر پرسيوال رو قانع کردم و
و اون موافقت کرد که موضوع امضاء رو فعلا بزاره کنار
ممنونم
موضوع تموم شدس
و همچنين در مورد شما هم نگران بودم خانم هالکام
همسرم بهم گفت که حالتون خوب نبوده
بله بله يه مقدار خسته بودم
اما الان .... الان سر حالم
عاليه. پس بيايين
ما به اندازه ي کافي سوءتفاهم تو اين خونه داشتيم
کنتس
عشق من
خانم هالکام - ممنونم -
فکر کنم به موزيک احتياج داريم نه؟
خانم گلايد مفتخر مون کنيد
لاراي عزيز برامون بنواز
خانم گلايدِ عزيز تا شما ننوازيد ما نميتونيم برقصيم
بدون شک به مشاوره نيازي نداره
خواهش مي کنم
تو با من نميرقصي؟
اگه دوست داشته باشي
دوست دارم
......بعضي وقتها....... يه لحظه
آرزو مي کنم ابدي باشه
~
منو ببخشيد
ماريان
تنهاش بزار لارا
افتخار ميديد؟ خانم گلايد خواهش مي کنم يه آهنگ ديگه
تو اينجا چيکار ميکني؟
چرا منو تعقيب مي کني؟
تو ميدوني که چرا تعقيبت مي کنم
ديشب خيلي ناگهاني رفتي - بايد از اين کار دست برداري -
ماريان چيزي براي ترسيدن وجود نداره
من نميترسم
نه نه من بايد برگردم پيش لارا
همش لارا لارا لارا! پس خودت چي؟
خواسته هاي خودت چي؟
اصلا اونها رو ميدوني؟
!نه! نه
! ماريان صبرکن
!ماريان
من امروز دوباره بايد آن رو ببينم ماريان
نه لارا خيلي خطرناکه
اما من قول دادم. گفتم که تنها ميرم
باشه
رنگت پريده - من خوبم -
فقط نخوابيدم همين
به محض اينکه بتونم دنبالت ميام - به محل نگهداريِ قايق نيا -
من تو رو تو جنگل همون جايي که ديروز بوديم ميبينم
من چيزيم نميشه
لارا؟
تو منو تا اينجا تعقيب کردي؟
مگه آدم نميتونه تو زمين خودش راه بره؟ اون چيه؟
نميدونم
احتمالاً بازيه يه بچه س
خواهش مي کنم
شايد اون بچه تو باشي و داري با من بازي مي کني
چي نوشته؟ - خط خطيِ يه آدمي که عقلش رو از دست داده -
هيچ مفهومي نداره
تو آن کتريک رو اينجا ملاقات کردي؟ - نه -
اگه کله شق باشي ميتونم تحمل ـت کنم ولي دروغگو نه
اون بهت چي گفت؟
دست به من نزن! من که بهت گفتم
چرا؟ دوست داري دستهاي آدم ديگه اي رو بدنت باشه؟
خيلي پستي - مجبورم مي کني که باشم -
اون بهت چي گفت؟ - داريم بهم آسيب مي زني -
تو در مورد گذشته من چي ميدوني؟ - اون به من هيچي نگفت -
!تمومش کن! تمومش کن
!ولم کن! نکن
به من بگو بين شما دوتا چي گذشته
تو همسر مني. متوجه ميشي؟ - آرزو مي کنم ايکاش همسرت نبودم -
آدمت مي کنم
شما به دلايل خانوادگي کار کردن براي سر پرسيوال گلايد رو رها کرديد
اين چيزيه که تو نامه استعفا تون گفتيد خانم ميکلسون
بله
دلايل خانوادگي تون چي بودن؟
...... من
من نميخواستم در استخدام مردي باقي بمونم که
با بيشرمي تمام من و خانم گلايد رو با
مجموعه اي از حرفهاي دروغِ وحشيانه فريب داده
حرفهاي دروغي که به باور من ممکنه به فوت خانم گلايد منجر شده باشن
لارا؟ لارا
شما خانم گلايد رو نديدين؟
لارا؟
لارا؟ لارا؟
لارا؟ لارا منم. در رو باز کن
نميتوني بري تو - ميتونم و ميرم -
اون حالش خوب نيست - فَني کجاس؟ -
رفته. ارباب بهش گفت که بره
!در رو باز کن
چطور جرات ميکني - دستورِ اربابه -
ارباب اين خونه رو اداره ميکنه
لارا تو حالت خوبه؟ کسي بهت آسيبي رسونده؟
!ماريان
اونها دائم به من ميگن که من مريضم و نبايد اتاقم رو ترک کنم
آقا يعني من درست متوجه شدم که شما خواهر منو توي خونه خودش زنداني کردين؟
و چرا..... چرا خدمتکار اون رو بدون رضايت خودش مرخص کرديد؟
خواهر شما حالش خوب نبود و فَني هم جهتِ پرستاري کردن بي مصرف بود
لارا مريض نيست - شما که در طول ماه عسلش اونو نديدي -
وضعيت روانيش بسيار شکننده بود
شما بهتره مراقب رفتارتون با همسرتون باشيد
در انگلستان هيچ قانوني وجود نداره که زن رو از چنين بيرحمي و ظلمي محافظت کنه
سر پرسيوال اين يه هتک حرمته
من از موندن تو اين خونه امتناع ميکنم. حتي براي يه روز بيشتر
من تو هيچ خونه اي که با خانمها اينجوري بد رفتاري شده باشه نميمونم
در صورتي که وضعيت رو اصلاح نکنيد من و
شوهرم رو وادار به ترک کردنِ بلک واتر ميکنيد
من در خدمتم عزيزم؛ و همچنين در خدمت شما خانم هالکام
لطفا هر کمکي از دستم بر مياد رو قبول کنين
من همسرم رو به خاطر صلاح خودش حبس کردم
من واقعا باور دارم زماني که به خونه برگرديم
شما خانم گلايد رو؛ به عنوان ارباب خونه
خواهيد ديد
خواهش ميکنم براي برگشتن؛ افتخار همراهي ـتون رو به من بديد
کنت؛ کنتس؛ از هر دو ممنونم
من خودم تنها برميگردم
کنت ميتونه از نفوذش براي ترغيبِ سر پرسيوال استفاده کنه
اوني که ديروز مراقب ما بود؛ کنت بود
اون ميدونست قراره من دوباره آن رو ببينم
و امروز هم اون به پرسيوال گفت منو کجا ببينه
واسه چي اونها دارن اين کارها رو باهات ميکنن؟
اين کار پرسيوال ـه؟
انگار جن زده شده بود
اون منو به زور کشيد و از تو درختها آورد ماريان
لارا؛ بايد ترک ـش کني
چطوري؟ اصلا کجا برم؟
عموم منو قبول نميکنه. تو يه چشم به هم زدن جانبِ پرسيوال رو ميگيره
يه راهي پيدا ميکنيم
من ..... من خودم براش نامه ميدم و مستقيما ازش ميخوام
ميتونيم از مرخص شدنِ فَني به نفع خودمون استفاده کنيم
ميرم پيش اون؛ يه نامه بهش ميدم که بده به آقاي فرلي
و يکي ديگه هم تا مخفيانه بده به آقاي گيلمور
ممکنه از اين فرصت براي اعتراض به هر جور تقصيري
که بيهوده و الکي به گردن جنابِ ارباب کنت فوسکو انداخته شده؛ استفاده کنم؟
اون تمام تلاشش رو براي محافظت از خانم
گلايد و خانم هالکام از سر پرسيوال کرد
دلم ميخواد که ايکاش ميتونستم بيشتر از اوني که کردم براي خانم گلايد کاري بکنم
!خانم گلايدِ عزيز
آگاهي بعد از وقوعِ حادثه؛ واقعيتِ متفاوتي رو به نسبت اونچه
که در اون زمان وجود داشته براي ما نمايان ميکنه
!کنت فوسکو
چه خدمتي از من ساخته ـس؟
خانم ميکلسونِ عزيز
اجازه ميديد از نجابت و مهربوني شما تو اين خونه تقدير کنم؟
از شما سپاسگزارم
سئوال منو ببخشيد؛ اون آدمِ جووني که در خدمتِ خانم گلايد بود
...که ميشه گفت ناگهاني از اينجا بيرون انداخته شد
بله؛ اون فَني بود قربان - بله؛ بله -
و من هنوز نميدونم اون چه خطائي ازش سر زده بود
من و کنتس مشتاقيم بدونيم به سر فَنيِ بيچاره چي اومد
من مايلم يه مقداري مايحتاج براش بفرستم
کجا ميتونم اونها رو ارسال کنم؟
خيلي لطف داريد قربان
من ترتيبي دادم تا امشب رو بتونه تو مسافرخونه دهکده سپري کنه
اون فردا به کامبرلند ميره؛ جايي که اهل اونجاس
فردا؛ خوبه؛ خوبه
چه خانم خوش شانسي
از آشنايي با شما خيلي خوشحال شدم خانم ميکلسون
متشکرم
کي اونجاس؟ - شوهرته -
من بايد بدونم که آن کتريک کجاس
من نميدونم - لارا -
من هيچي در مورد اون نميدونم
اگر هم ميدونستم؛ عمراً به تو نميگفتم
!من اين لجاجتِ تو رو خُرد ميکنم! اينکارو ميکنم
ميشنوي؟
اون زن خيلي خطرناکه لارا
اون ميتونه همه چيز ـمون رو ازمون بگيره
خواهش ميکنم؛ من بايد استراحت کنم
پس استراحت کن
من فقط چيزي رو که براي تو خوبه ميخوام
چي باعث توجه سر پرسيوال به آن کتريک و مادرش بود؟
خانم کلمنتس؟
آقاي کتريک وقتي آن فقط چند ماهش بود؛ ناپديد شد
اونها همسايه ما بودن؛ متوجهيد
در نتيجه ..... من آن رو بزرگ کردم
من بچه اي از خودم ندارم
و آيا هيچ نظري داريد که چرا خانم کتريک
اينقدر نسبت به دختر خودش بي تفاوت بود؟
اون بيشتر به حلقه هاي طلا علاقه داشت تا به محبت يه بچه
و آيا ميدونيد پدرش چرا ترکشون کرد؟
کتريک؟ - بله -
...اون مُچِ همسرش رو
با يه نفر ديگه گرفت....
بزار برات يه خورده چاي بريزم عزيزم
امروز نامه اي نداريد؟
نه؛ کنت. ممنونم
مرسي
محبت کن و براي من يه ذره چايي بريز
اون براي مدت زيادي ما رو تنها نميزاره خانم هالکام
خانم فوسکو
فني
خانم ميکلسون به من گفت که اينجايي
ممنون
ميخوام نظر شما رو در مورد موسيقيِ آلماني و انگليسي
در مقابل موسيقيِ ايتاليائي بدونم
همخواني هاي مصري ها در بلاي تاريکي
ماريان .... خانم هالکام از من خواست يه پيغام بهت برسونم
يه ليوان آب داري؟ - البته -
مرسي
نزار يه وقت مزاحم چاي خوردنت بشم
الان ديگه بايد يه نظري پيدا کرده باشين خانم هالکام
نيايش بني اسرائيل در گذرگاهِ درياي سرخ
دختر شجاعي باش
همينه
خودتو نگه دار
درسته؛ همينه؛ قبولش کن
? Del popol tuo pieta... ?
ساکت
مردي که با شما جفت بشه؛ آدم کمياب ـيه
شما اشتياق اون براي حفاظت از شما رو رد ميکنيد
و توانايي اون براي شکل دادنِ شما رو
و خودتون رو از يه رابطه ي طبيعي که کاملا حق ـتونه محروم ميکنيد
قوي بايستيد؛ ماريان هالکام
بهم بگو چه اتفاقي افتاد
ضربان قلبت رو ميتونم حس کنم
چي باعث ترسيدنت شده؟ کنت فوسکو؟
يه بازيِ بيمارگونه اي تو اين خونه در جريانه
پرسيوال و کنت دارن يه توطئه اي ميچينن
مطمئنم
قصد دارم ازش سر در بيارم که چيه
چه جوري ميخواي بفهمي؟ - نميدونم. يه راهي پيدا ميکنم -
ماريان خواهشا کار خطرناکي نکن
نميکنم
تـرجـمـه و زيـرنـويـس از : کــنــدلــوس kandeloos@live.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.