All language subtitles for Bridgerton.S04E02.Time.Transfixed.1080p.NF.WEB-DL.DDP5.1.Atmos.H.264-playWEB

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic Download
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated: 0 00:00:01,474 --> 00:00:04,851 وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM 1 00:00:54,804 --> 00:00:56,097 می‌تونست بهتر باشه 2 00:00:57,348 --> 00:00:58,808 اما می‌تونست بدتر هم باشه 3 00:01:01,186 --> 00:01:03,480 اون ماسکی که درست کردی مگه چشه؟ 4 00:01:03,563 --> 00:01:05,148 اصلاً هیچ مشکلی نداره 5 00:01:05,231 --> 00:01:07,400 سه هفته طول کشید تا گلدوزیش کنم 6 00:01:07,484 --> 00:01:10,028 نخ گلدوزی ابریشم فرانسوی روی پارچه ساتن دوشس 7 00:01:10,111 --> 00:01:14,491 عالی بود. امروز صبح خودم مخصوصاً گذاشتمش توی اتاق لباس‌پوشی دخترا 8 00:01:14,574 --> 00:01:18,286 و البته، ده دقیقه قبل از شروع مهمونی، خیلی مرموز ناپدید شد 9 00:01:18,369 --> 00:01:21,581 قیچی کجاست؟ اه. توی اتاق بالا جا گذاشتمشون 10 00:01:21,664 --> 00:01:23,875 آلفی، زود برو بیارشون. وقتی نداریم 11 00:01:38,264 --> 00:01:40,141 خودشه. هنوز تموم نشده 12 00:01:40,225 --> 00:01:42,102 تو برو. من تمومش می‌کنم 13 00:01:43,144 --> 00:01:45,063 خیاطی بلدم 14 00:01:45,814 --> 00:01:48,650 دعا کن امشب دستم به خون کسی آلوده نشه 15 00:02:06,417 --> 00:02:10,130 بانوی من، کالسکه دمِ در آماده‌ست؛ کیف‌دستی‌هاتون هم کنار دره 16 00:02:10,213 --> 00:02:13,174 و ماسک جدید دوشیزه رزاموند هم تا چند لحظه دیگه تموم می‌شه 17 00:02:14,926 --> 00:02:16,761 ماسک رزاموند رو پیدا کردیم 18 00:02:17,846 --> 00:02:18,721 اوه 19 00:02:19,264 --> 00:02:22,809 عالی شد دوشیزه رزاموند. زیرِ میز توالتم بود 20 00:02:23,852 --> 00:02:25,812 جای خیلی عجیبی بود که برام گذاشته بودی 21 00:02:25,895 --> 00:02:27,772 فکر نمی‌کنم سوفی از قصد اونجا گذاشته باشتش 22 00:02:27,856 --> 00:02:28,815 هیس، پوزی 23 00:02:28,898 --> 00:02:31,067 شاید خورده بهش و از روی میز افتاده و متوجه نشدی 24 00:02:31,151 --> 00:02:32,360 پوزی 25 00:02:34,988 --> 00:02:36,739 مادر، شاید بهتره دلمون برای سوفی بسوزه 26 00:02:36,823 --> 00:02:39,284 آدما وقتی حسودی می‌کنن، کلاً عقلشون رو از دست می‌دن 27 00:02:39,367 --> 00:02:42,162 معلومه که می‌خواست اولین حضور من رو خراب کنه. مگه نه؟ 28 00:02:42,245 --> 00:02:44,164 این حقیقت نداره سوفی 29 00:02:44,998 --> 00:02:47,417 آدم نباید بهونه بیاره 30 00:02:48,334 --> 00:02:49,919 وقتی کسی اشتباه می‌کنه 31 00:02:50,420 --> 00:02:52,297 باید عذرخواهی کنه 32 00:02:55,216 --> 00:02:57,093 ببخشید. صداتون رو نشنیدم 33 00:02:57,177 --> 00:02:58,178 منو ببخشید 34 00:02:58,720 --> 00:03:00,555 لطفاً عمیق‌ترین پوزش من رو بپذیرید 35 00:03:05,268 --> 00:03:06,102 دخترا 36 00:03:18,489 --> 00:03:20,617 اوه، همین الان تمومش کردم 37 00:03:20,700 --> 00:03:24,037 اونا همین الان سوار کالسکه شدن. دوشیزه لی ماسکش رو پیدا کرد 38 00:03:24,120 --> 00:03:25,371 اوه؟ 39 00:03:25,455 --> 00:03:28,833 خب، فکر کنم این خوبه. خب، حداقل رفتن 40 00:03:29,417 --> 00:03:31,419 دوشیزه لی بهم گفت حسود 41 00:03:31,502 --> 00:03:33,713 حسودِ چی؟ بی‌ادبیش؟ 42 00:03:33,796 --> 00:03:36,007 و می‌دونی چیه؟ حق با اونه 43 00:03:36,090 --> 00:03:38,718 من حسودم 44 00:03:38,801 --> 00:03:40,386 من عصبانی‌ام 45 00:03:40,470 --> 00:03:44,224 چون اونا امشب به مهمونی می‌رن و قدر هیچ‌کدوم از این‌ها رو نمی‌دن 46 00:03:44,307 --> 00:03:46,309 میان خونه و از یه چیزی شکایت می‌کنن 47 00:03:46,392 --> 00:03:50,146 از اینکه تزئینات ناامیدکننده بوده یا لباسای بقیه خیلی پایین‌تر از اونا بوده 48 00:03:50,230 --> 00:03:51,189 نه دوشیزه پوزی 49 00:03:51,272 --> 00:03:53,149 نه، پوزیِ بیچاره نه 50 00:03:53,233 --> 00:03:55,777 اما لیدی پن‌وود از همه‌چیز ایراد می‌گیره 51 00:03:56,861 --> 00:03:59,781 می‌تونی تصور کنی یه مجلس رقص چقدر می‌تونه زیبا باشه؟ 52 00:03:59,864 --> 00:04:01,866 برای رفتن به اونجا هر کاری می‌کنم 53 00:04:01,950 --> 00:04:04,535 رقصیدن توی یه تالار زیبا به جای تمیز کردنش 54 00:04:04,619 --> 00:04:08,665 جوری بهت نگاه کنن که انگار به اونجا تعلق داری، نه مثل یه تیکه از اثاثیه خونه 55 00:04:09,249 --> 00:04:10,250 فقط برای یک بار 56 00:04:10,750 --> 00:04:14,128 فقط برای اینکه اون حس رو توی یک شب باشکوه تجربه کنم 57 00:04:16,256 --> 00:04:17,465 چی؟ 58 00:04:19,425 --> 00:04:22,262 می‌تونی همین امشب بری. چی؟ من نمی‌تونم برم 59 00:04:24,555 --> 00:04:26,432 اما می‌تونی تصورش کنی؟ اوه 60 00:04:26,516 --> 00:04:29,519 لیدی پن‌وود زنده‌زنده‌ پوستم رو می‌کنه 61 00:04:31,771 --> 00:04:33,648 هرچند، یه مهمونی بالماسکه‌ست 62 00:04:34,357 --> 00:04:36,442 من لباسِ مبدل می‌پوشم. هیچ‌کس نمی‌فهمه منم 63 00:04:36,526 --> 00:04:39,404 حس خیلی خوبی داره که لیدی پن‌وود رو دور بزنیم 64 00:04:39,487 --> 00:04:42,365 دقیقاً. اون هم با اون رفتاری که این سال‌ها باهات داشته 65 00:04:43,700 --> 00:04:45,034 فقط یک شبه 66 00:04:47,954 --> 00:04:50,498 اوه، اما من نمی‌تونم. ولی می‌تونی 67 00:04:51,541 --> 00:04:54,043 فقط یک شبه. یه شب باشکوه 68 00:04:54,127 --> 00:04:55,378 فقط برای خودت 69 00:04:55,962 --> 00:04:57,463 به هیچ‌کس خدمت نمی‌کنی 70 00:04:57,547 --> 00:04:58,923 یه بانو می‌شی 71 00:05:04,679 --> 00:05:06,723 باید برام یه لباس خوب پیدا کنیم 72 00:05:06,806 --> 00:05:11,978 باید قشنگ قیافه‌م رو عوض کنم. اوه، ما این... ماسک زیبا رو داریم 73 00:05:17,025 --> 00:05:18,943 لباس خواب‌ها باید اتو و آماده بشن 74 00:05:19,027 --> 00:05:21,070 برس‌های مو تمیز شن. تخت‌ها آماده شن 75 00:05:21,154 --> 00:05:22,697 من بلدم چطور تخت رو مرتب کنم 76 00:05:23,197 --> 00:05:26,701 نگران نباش. همه‌چیز دقیقاً همون‌طوری که دوست داری انجام می‌شه 77 00:05:26,784 --> 00:05:27,952 اوه 78 00:05:28,911 --> 00:05:32,540 من نه تنها خیاطی بلدم، بلکه قبلاً یه زن رو با زیرپوش هم دیدم 79 00:05:33,124 --> 00:05:35,335 من پر از غافلگیری‌های بزرگم 80 00:05:35,418 --> 00:05:38,212 پسرای اصطبل کالسکه یدکی رو دمِ در آماده کردن 81 00:05:44,552 --> 00:05:46,637 این رو از کجا پیدا کردی؟ 82 00:05:46,721 --> 00:05:49,057 فرستادمش زیرشیرونی. هیچ‌کس هیچ‌وقت اونجا رو نگاه نمی‌کنه 83 00:05:49,140 --> 00:05:52,685 یه صندوق لباس‌های قدیمی اونجاست که مال خواهر لرد پن‌وود بوده 84 00:05:52,769 --> 00:05:54,187 یکم از مد افتاده‌ان 85 00:05:54,270 --> 00:05:56,689 اما توی بالماسکه اهمیتی نداره 86 00:05:59,901 --> 00:06:00,943 و دستکش هم پیدا کردم 87 00:06:01,027 --> 00:06:02,195 زیباست 88 00:06:06,574 --> 00:06:07,658 و 89 00:06:09,702 --> 00:06:11,704 کفش‌های نقره‌ای که بهش میاد 90 00:06:14,207 --> 00:06:15,041 آلفی 91 00:06:16,292 --> 00:06:18,002 اونا مال لیدی پن‌وود هستن 92 00:06:18,086 --> 00:06:20,546 مسلماً اون نمی‌تونه کفش‌های کارِ کثیفش رو بپوشه 93 00:06:20,630 --> 00:06:22,423 می‌خوای پابرهنه بره بیرون؟ 94 00:06:22,507 --> 00:06:25,009 اگه لیدی پن‌وود بفهمه قشقرق به پا می‌کنه 95 00:06:25,593 --> 00:06:27,887 اگه کفش‌ها رو پای سوفی ببینه چی؟ 96 00:06:31,808 --> 00:06:34,519 لیدی پن‌وود انقدر کفش داره که حسابش از دستم در رفته 97 00:06:34,602 --> 00:06:36,604 بعید می‌دونم اصلاً متوجه بشه 98 00:06:38,064 --> 00:06:39,315 مگه نه؟ 99 00:06:41,234 --> 00:06:42,068 درسته 100 00:06:46,864 --> 00:06:48,241 خیلی خب 101 00:06:49,075 --> 00:06:50,701 تو لیاقت این رو داری که امشب بری 102 00:06:51,202 --> 00:06:52,787 تو لایق این هستی که اونجا باشی 103 00:06:53,287 --> 00:06:56,999 این حقِ مادرزادیته، درست مثل دوشیزه لی و دوشیزه پوزی 104 00:07:01,921 --> 00:07:04,298 می‌تونم انجامش بدم 105 00:07:14,225 --> 00:07:16,811 خواننده نجیب و عزیز من 106 00:07:17,812 --> 00:07:18,980 تعقیب 107 00:07:19,522 --> 00:07:21,858 شکار، هیجان 108 00:07:21,941 --> 00:07:26,446 این یه حقیقته که تمام دنیا دنبال چیزی می‌گردن 109 00:07:26,529 --> 00:07:30,491 و اعیانِ عزیز ما هم مستثنی نیستن 110 00:07:30,575 --> 00:07:33,494 این فکر که من هنوز رو دست نموندم، کاملاً خیالیه 111 00:07:33,578 --> 00:07:34,662 این فصل دیگه هدر رفته 112 00:07:34,745 --> 00:07:37,415 بعضی‌ها دنبال معنا می‌گردن 113 00:07:37,498 --> 00:07:40,334 بعضی‌ها دنبال نیمه گمشده‌شون 114 00:07:40,418 --> 00:07:43,921 در حالی که بقیه دنبال آرامشن 115 00:07:45,298 --> 00:07:47,758 درست مثل لرد و لیدی کیلمارتین 116 00:07:47,842 --> 00:07:52,305 که تصمیم گرفتن این فصل رو در اقامتگاه لندن‌شون استراحت کنن 117 00:07:52,388 --> 00:07:55,266 شوهر شما با بچه‌ها خیلی خوب تا می‌کنه، مگه نه؟ 118 00:07:58,311 --> 00:08:01,898 اگه می‌خواید توی معدن‌های زغال‌سنگ سرمایه‌گذاری کنید، فوراً به بیعانه نیاز دارن 119 00:08:01,981 --> 00:08:03,816 فکر کنم وایکنت خیلی مشتاق بود 120 00:08:03,900 --> 00:08:06,944 و اما در مورد بدنام‌ترین جنتلمنِ این فصل 121 00:08:07,028 --> 00:08:09,238 آقای بندیکت بریجرتون 122 00:08:09,322 --> 00:08:14,702 آخرین بار وقتی دیده شد که با تاخیری کلاسیک وارد بالماسکه لیدی بریجرتون شد 123 00:08:14,785 --> 00:08:20,708 حتی مصمم‌ترین عیاش‌ها هم باید در برابر قدرتمندترینِ نیروها تعظیم کنن 124 00:08:20,791 --> 00:08:21,792 مادرها 125 00:08:22,293 --> 00:08:27,256 این نویسنده نمی‌تونه جلوی کنجکاویش رو بگیره که اون دنبال چی می‌گرده 126 00:08:27,340 --> 00:08:31,594 اما خواننده عزیز، مراقب باش که زیاد جستجو نکنی 127 00:08:31,677 --> 00:08:34,597 چون ممکنه همیشه از چیزی که پیدا می‌کنی خوشت نیاد 128 00:08:34,680 --> 00:08:36,849 سوفی بِک 129 00:08:38,976 --> 00:08:40,811 اون دختره خیره‌سر کجاست؟ 130 00:08:41,312 --> 00:08:42,271 همین‌جام، بانوی من 131 00:08:42,355 --> 00:08:45,066 یکی از جفت کفش‌هام لک برداشته در حالی که هنوز نپوشیدمشون 132 00:08:45,149 --> 00:08:47,610 جاش لک افتاده 133 00:08:48,194 --> 00:08:49,904 درستشون می‌کنم 134 00:08:49,987 --> 00:08:52,990 وظیفه توئه که این چیزا رو متوجه بشی تا من مجبور نباشم 135 00:08:53,533 --> 00:08:55,493 بهتره عالی درستشون کنی 136 00:08:56,160 --> 00:08:58,287 در واقع، حالا که داری این کار رو می‌کنی 137 00:08:58,371 --> 00:09:00,998 دلم می‌خواد تمام کفش‌هام واکس بخورن و دوباره دوخته بشن 138 00:09:01,082 --> 00:09:02,416 و کلکسیون رزاموند 139 00:09:02,500 --> 00:09:05,670 می‌خوایم برای بندیکت بریجرتون در بهترین حالتش به نظر بیاد 140 00:09:06,170 --> 00:09:08,297 اوه، خانم، این بیشتر از ۱۰۰ جفته 141 00:09:08,381 --> 00:09:10,675 با بقیه کارهام، ممکنه ماه‌ها طول بکشه 142 00:09:10,758 --> 00:09:13,636 عالیه. تا اون موقع دیگه استاد شدی 143 00:09:20,351 --> 00:09:22,103 امیدوارم زودتر برسه 144 00:09:22,186 --> 00:09:23,229 صبور باش، سوفی 145 00:09:23,312 --> 00:09:26,190 می‌دونم، اما بی‌صبرانه منتظر دیدنش هستم 146 00:09:26,274 --> 00:09:29,652 بالاخره قراره یه مادر داشته باشم. همیشه آرزوش رو داشتم 147 00:09:29,735 --> 00:09:31,529 و خواهرانی خواهم داشت که باهاشون بازی کنم 148 00:09:31,612 --> 00:09:34,865 و مادر جدیدم باید خیلی دوست‌داشتنی و مهربون باشه که داره با پدر ازدواج می‌کنه 149 00:09:37,702 --> 00:09:39,704 سوفی، این خیلی مهمه 150 00:09:40,288 --> 00:09:44,125 نباید جلوی لیدی پن‌وودِ جدید، لرد پن‌وود رو «پدر» صدا کنی 151 00:09:44,208 --> 00:09:46,294 چرا؟ فقط نباید این کار رو بکنی 152 00:09:46,377 --> 00:09:47,336 هوپ 153 00:09:55,595 --> 00:09:57,471 همسر جدیدم. اوه 154 00:09:57,555 --> 00:09:58,723 عشقم 155 00:09:59,890 --> 00:10:02,101 خیلی خوشحالم که بالاخره اینجایی 156 00:10:03,060 --> 00:10:04,687 دوری ازت رو دوست نداشتم 157 00:10:04,770 --> 00:10:06,731 بچه‌ها اینجان 158 00:10:07,231 --> 00:10:09,025 این رزامونده 159 00:10:09,108 --> 00:10:10,234 و پوزی 160 00:10:10,943 --> 00:10:12,278 سلام دخترا 161 00:10:14,196 --> 00:10:16,115 بذار خدمه رو بهت معرفی کنم 162 00:10:17,074 --> 00:10:19,076 این پیشخدمت‌مون، رامزیه 163 00:10:20,202 --> 00:10:21,704 ایرما آشپزخونه رو اداره می‌کنه 164 00:10:25,916 --> 00:10:28,377 و این دوشیزه تیمونز، معلم‌سرخونه‌مونه 165 00:10:29,920 --> 00:10:32,465 و این دخترِ نازنین کیه؟ 166 00:10:32,548 --> 00:10:34,175 این سوفی بِک هست 167 00:10:35,468 --> 00:10:36,510 تحتِ سرپرستیِ منه 168 00:10:40,097 --> 00:10:41,515 از دیدارت خوشحالم 169 00:10:43,434 --> 00:10:46,020 می‌دونم که مثل بچه خودت ازش مراقبت می‌کنی 170 00:10:49,273 --> 00:10:50,650 البته که همین‌طوره 171 00:10:51,567 --> 00:10:54,195 اون مظهر وقار و دلرباییه، سرورم 172 00:10:54,278 --> 00:10:55,780 شنیدنش باعث خوشحالیه 173 00:11:18,302 --> 00:11:22,014 واقعاً علیاحضرت مجبورت کرده تک‌تک کفش‌هاش رو تمیز کنی؟ 174 00:11:22,098 --> 00:11:23,599 و مال دوشیزه رزاموند رو 175 00:11:23,683 --> 00:11:28,312 در حالی که همش داره از این حرف می‌زنه که چطور رزاموند قراره بندیکت بریجرتون رو به تله بندازه 176 00:11:28,396 --> 00:11:30,398 بیچاره آقای بریجرتون. اگه اون دوتا چشم‌شون دنبالش باشه 177 00:11:30,481 --> 00:11:33,567 حتی گاردِ ملکه هم نمی‌تونه ازش محافظت کنه 178 00:11:33,651 --> 00:11:37,029 «می‌خوایم برای آقای بریجرتون در بهترین حالتش به نظر بیاد.» 179 00:11:38,656 --> 00:11:41,075 آیا دارم حس حسادت رو حس می‌کنم، دوشیزه بِک؟ 180 00:11:41,158 --> 00:11:42,368 به رزاموند؟ 181 00:11:42,451 --> 00:11:43,703 شوخی می‌کنی 182 00:11:43,786 --> 00:11:47,456 یه چیزی اعصابت رو خورد کرده. دارم هزار تا کفش تمیز می‌کنم 183 00:11:47,540 --> 00:11:50,000 انگشتام خشک شده. معلومه که اعصابم خورده 184 00:11:50,084 --> 00:11:54,088 نه، اگه قضیه سرِ کفش‌ها بود، می‌شدی همون سوفیِ شوخ‌طبع و کینه‌ای 185 00:11:54,171 --> 00:11:57,133 اینی که الان هستی، سوفیِ غمگین و اخموئه 186 00:11:57,883 --> 00:11:59,385 از وقتی اون مهمونی تموم شده، تو 187 00:12:01,178 --> 00:12:02,847 این در مورد مهمونیه 188 00:12:03,514 --> 00:12:04,598 درسته 189 00:12:04,682 --> 00:12:06,767 داری چی رو مخفی می‌کنی؟ 190 00:12:08,060 --> 00:12:09,228 اوه خدای من 191 00:12:10,187 --> 00:12:11,522 یه جنتلمن رو دیدی 192 00:12:14,608 --> 00:12:15,818 یه جنتلمن رو دیدم 193 00:12:15,901 --> 00:12:17,069 جرأت دارم اسمش رو بپرسم؟ 194 00:12:17,570 --> 00:12:18,654 نه 195 00:12:21,031 --> 00:12:22,324 بندیکت بریجرتون 196 00:12:22,408 --> 00:12:24,660 بفرما. چیزی نیست 197 00:12:24,744 --> 00:12:26,746 یه لحظه بود و تموم شد 198 00:12:26,829 --> 00:12:28,956 دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش 199 00:12:29,540 --> 00:12:32,710 اصلاً دلم نمی‌خواد دوباره ببینمش. آخه کجا قراره دوباره ببینمش؟ 200 00:12:34,044 --> 00:12:36,839 کلاً فراموش می‌کنیم که اصلاً دیدمش. روشنه؟ 201 00:13:01,947 --> 00:13:05,701 شاید بهتر باشه درباره اتفاقاتی که توی مهمونی بالماسکه افتاد صحبت کنیم؟ 202 00:13:05,785 --> 00:13:06,911 بله 203 00:13:06,994 --> 00:13:09,955 مهمونی لیدی بریجرتون خیلی تماشایی بود، مگه نه؟ 204 00:13:10,873 --> 00:13:13,334 صحنه‌ای بود که ارزشِ مرور کردن داشته باشه؟ 205 00:13:13,417 --> 00:13:14,251 واقعاً 206 00:13:14,335 --> 00:13:16,837 باورت می‌شه که بندیکت بریجرتون نیمی از مهمونی رو غیبش زد؟ 207 00:13:16,921 --> 00:13:18,506 باورت می‌شه که بندیکت بریجرتون نیمی از مهمونی رو غیبش زد؟ 208 00:13:19,548 --> 00:13:23,302 وقتی مهمونی خودت رو بگیری، باید خیلی حواسمون بهش باشه 209 00:13:23,385 --> 00:13:24,845 وقتی من مهمونی بگیرم 210 00:13:25,971 --> 00:13:27,264 علیاحضرت 211 00:13:28,265 --> 00:13:30,142 خواسته من رو فراموش کردی؟ 212 00:13:30,226 --> 00:13:34,814 یه مهمونی می‌گیری، مگه نه؟ به موضوعی براش فکر کردی؟ 213 00:13:35,773 --> 00:13:40,069 بابت مزاحمت معذرت می‌خوام، علیاحضرت. لیدی بِیرد تقاضای ملاقات دارن 214 00:13:47,910 --> 00:13:48,744 خب؟ 215 00:13:48,828 --> 00:13:52,289 علیاحضرت، به نظر می‌رسه لیدی بِیرد در شرایط حساسی هستن 216 00:13:52,373 --> 00:13:55,125 با اجازه شما، ایشون می‌خوان برای دوران وضع حمل از وظایفشون مرخص بشن 217 00:13:55,209 --> 00:13:57,837 و بعد از تولد نوزاد برگردن 218 00:13:59,880 --> 00:14:01,340 می‌تونی مرخص بشی 219 00:14:02,174 --> 00:14:04,677 اما بدون که این همیشگی خواهد بود 220 00:14:06,220 --> 00:14:07,555 می‌تونی بری 221 00:14:10,683 --> 00:14:11,684 چه گستاخی‌ای 222 00:14:12,184 --> 00:14:16,063 نه عقل سرش می‌شه، نه مسئولیت‌پذیری؛ چه برسه به اینکه فکرِ زحمتی باشه که برای من درست می‌شه 223 00:14:16,981 --> 00:14:21,277 آدم موقعِ چنین تصمیماتی نباید ملکه‌ش رو هم در نظر بگیره؟ 224 00:14:22,194 --> 00:14:25,406 چقدر لیدی بِیرد خوش‌شانسه که ملکه‌ای به این بخشندگی داره 225 00:14:25,489 --> 00:14:28,701 که بدون معطلی از وظایفش معافش می‌کنه 226 00:14:28,784 --> 00:14:33,372 من به بخشندگیِ بیش از حد معروفم، البته وقتی که طرف مستحقش باشه 227 00:14:41,213 --> 00:14:42,631 ممنون بابت بازی 228 00:14:43,507 --> 00:14:46,510 خیلی روشنگرانه بود 229 00:14:47,219 --> 00:14:50,723 بابت از دست دادن لیدی بِیرد تسلیت می‌گم 230 00:15:04,361 --> 00:15:05,362 می‌بینی؟ هوم؟ 231 00:15:05,863 --> 00:15:08,574 اونا حتی به سمتم نگاه هم نمی‌کنن. هیچ‌کس به من علاقه نداره 232 00:15:08,657 --> 00:15:11,118 چون برای خودت وجهه‌ای ساختی که کسی جرأت نمی‌کنه بهت نزدیک بشه 233 00:15:11,201 --> 00:15:13,203 این... اصلاً درست نیست. من خیلی خوش‌برخوردم 234 00:15:13,287 --> 00:15:16,373 خب پس سعی کن به یکی‌شون لبخند بزنی. چی؟ نه 235 00:15:16,457 --> 00:15:17,499 لطفاً نه 236 00:15:17,583 --> 00:15:20,794 اگه انقدر مطمئنی که اونا علاقه‌ای ندارن، پس چه ضرری داره؟ 237 00:15:33,807 --> 00:15:34,975 اوه، نه 238 00:15:41,315 --> 00:15:43,484 مادر. اِلویز 239 00:15:44,401 --> 00:15:45,277 وای 240 00:15:46,195 --> 00:15:48,238 چقدر خوش‌تیپ شدی 241 00:15:48,322 --> 00:15:49,490 انگار تعجب کردی 242 00:15:49,573 --> 00:15:52,660 در واقع منظورش اینه که تعجب کرده قبل از ظهر تو رو بیرون از تخت دیده 243 00:15:53,827 --> 00:15:56,997 حقیقت اینه که اومدم نقش همراهِ خواهر عزیزم رو بازی کنم 244 00:15:57,081 --> 00:16:01,001 کسی که اون‌طور که شنیدم، به یه همراه نیاز داره چون قطعا هنوز رو دست نمونده 245 00:16:02,294 --> 00:16:04,046 خب 246 00:16:05,255 --> 00:16:06,715 بندیکت. خب 247 00:16:06,799 --> 00:16:09,176 بله. لطفاً؟ خب 248 00:16:09,259 --> 00:16:11,595 من... با بارون هندرسون شروع می‌کنم 249 00:16:11,679 --> 00:16:12,721 اووم 250 00:16:14,181 --> 00:16:17,226 جدی نمی‌گی، هر کلکی که پشت این کارته 251 00:16:17,810 --> 00:16:20,688 البته که نه. پس عجب صبح دل‌انگیزیه 252 00:16:20,771 --> 00:16:21,772 دیدنتون چقدر باعث خوشحالیه 253 00:16:21,855 --> 00:16:25,109 مجبورت نمی‌کنم با کسی حرف بزنی. اما در عوض، یه لطفی ازت می‌خوام 254 00:16:25,192 --> 00:16:26,819 واقعاً به کمکت احتیاج دارم 255 00:16:27,361 --> 00:16:29,196 باید صاحب این دستکش رو پیدا کنیم 256 00:16:29,279 --> 00:16:33,200 اصلاً چرا یه دستکش زنانه پیش توئه؟ چون یه بانویی گمش کرده 257 00:16:33,283 --> 00:16:36,787 دلم می‌خواد بهش برگردونمش. ضمناً، حرفی به مامان نزن 258 00:16:36,870 --> 00:16:39,873 خودت خوب می‌دونی که نباید با احساسات دخترای دمِ‌بخت بازی کنی 259 00:16:39,957 --> 00:16:42,876 کاری که اگه نمی‌خوای مامان بویی ببره، قطعاً داری انجامش می‌دی 260 00:16:42,960 --> 00:16:44,503 اصلاً هم این‌طور نیست 261 00:16:45,004 --> 00:16:48,007 فقط می‌خوام از اون خانوم جوانِ خاص تشکر کنم 262 00:16:48,090 --> 00:16:50,009 بابت یه گفتگوی صمیمانه 263 00:16:50,759 --> 00:16:55,806 در عوض، منم ازت در برابر مامان و حکومتِ وحشتِ همسریابی‌ش محافظت می‌کنم 264 00:16:57,433 --> 00:16:59,226 تو بیشتر وقت‌ها برادر موردعلاقه‌ی منی 265 00:16:59,852 --> 00:17:01,729 هوم. می‌خوای از کجا شروع کنیم؟ 266 00:17:05,399 --> 00:17:08,027 خداروشکر که به خاطر فامیل بودن، مجبور نیستیم تو صف منتظر بمونیم 267 00:17:08,110 --> 00:17:09,153 اونم کنار اون همه آدمِ خاله‌زنک 268 00:17:09,236 --> 00:17:10,946 اونا برای غیبت کردن اینجا نمیان 269 00:17:11,030 --> 00:17:13,282 فقط میان هدیه بدن و بعد، خیلی راحت 270 00:17:13,365 --> 00:17:15,451 هر کدومشون یه تیکه شایعه یادشون می‌افته 271 00:17:15,534 --> 00:17:17,494 هوشمندانه‌ست. اوه، باور کن اصلاً این‌طور نیست 272 00:17:17,578 --> 00:17:19,830 متأسفانه کالین برای قرارِ ماهیانه‌ش رفته بیرون 273 00:17:19,913 --> 00:17:22,708 با آقای فینچ و آقای دنک‌ورث، که می‌رن کلِ لندن رو یه لقمه چپ کنن 274 00:17:22,791 --> 00:17:24,877 خب، در حقیقت، من اومدم شما رو ببینم. اوه 275 00:17:24,960 --> 00:17:28,338 بندیکت با یه خانوم جوان آشنا شده. آه. من فقط دارم سعی می‌کنم یه دستکش رو برگردونم 276 00:17:28,422 --> 00:17:31,216 دستکشِ همون خانومِ نقره‌پوشی که باهاش غیبت زد؟ 277 00:17:32,051 --> 00:17:34,344 لیدی ویسلدون همه‌چی رو می‌بینه، بندیکت 278 00:17:34,428 --> 00:17:36,638 هرچند اعتراف می‌کنم که نشناختمش 279 00:17:36,722 --> 00:17:37,556 اون کیه؟ 280 00:17:37,639 --> 00:17:38,891 نمی‌دونم 281 00:17:38,974 --> 00:17:40,517 تنها چیزی که دارم این دستکشه 282 00:17:41,769 --> 00:17:45,272 فکر کردم چون شما همه‌چیز رو می‌بینی 283 00:17:45,981 --> 00:17:47,983 در موردش چی می‌دونی؟ 284 00:17:48,692 --> 00:17:49,526 اِم 285 00:17:49,610 --> 00:17:52,071 برادر، لطفاً بگو که از علایقش پرسیدی 286 00:17:52,154 --> 00:17:54,490 با حرف زدن از خودت تا سرحد مرگ کلافه‌ش نکردی که؟ 287 00:17:54,573 --> 00:17:57,785 سوال‌های زیادی ازش پرسیدم اما جواب‌های کوتاهی داد. اون 288 00:17:59,536 --> 00:18:01,205 توی انگلیس بزرگ شده 289 00:18:01,288 --> 00:18:02,539 اون 290 00:18:03,248 --> 00:18:04,750 آب‌های عمیق رو ترجیح می‌ده؟ 291 00:18:04,833 --> 00:18:08,045 اون، اِم... بلد نیست برقصه‌، که خیلی عجیب بود 292 00:18:08,128 --> 00:18:09,671 اوه، و ویسلدون هم می‌خونه 293 00:18:09,755 --> 00:18:13,509 خب، سلیقه‌ش عالیه اما این چیز زیادی بهمون نمی‌گه 294 00:18:15,135 --> 00:18:15,969 خب 295 00:18:16,553 --> 00:18:17,638 فکر کردم 296 00:18:19,515 --> 00:18:20,641 داشتم فکر می‌کردم 297 00:18:21,183 --> 00:18:24,144 اگه بشه یه پیام توی ویسلدون بذارید 298 00:18:24,812 --> 00:18:26,396 تا کمکم کنه دستکشش رو بهش برگردونم 299 00:18:26,939 --> 00:18:27,815 خب 300 00:18:28,774 --> 00:18:30,484 نمی‌تونم به اون اشاره‌ای کنم 301 00:18:30,567 --> 00:18:32,402 یا به هیچ وجه به لباسش. چرا نه؟ 302 00:18:32,486 --> 00:18:35,697 ممکن نیست من تنها کسی بوده باشم که توی مهمونی متوجه شما دوتا شده 303 00:18:35,781 --> 00:18:37,616 اون تنها روی تراس با یه مَرد بود 304 00:18:37,699 --> 00:18:38,867 همین به قدر کافی بد هست 305 00:18:38,951 --> 00:18:40,786 بدتر از اون اینه که اون مرد 306 00:18:40,869 --> 00:18:41,912 یه هوس‌بازِ بدنامه 307 00:18:41,995 --> 00:18:43,205 چطور جرئت می‌کنی؟ 308 00:18:43,288 --> 00:18:46,125 من عاشقِ لذتم، یه... یه... روحِ آزاد 309 00:18:46,208 --> 00:18:48,210 که دربندِ سنت‌های خشک و خالی نیست 310 00:18:48,293 --> 00:18:49,878 تو یه هوس‌بازی. بله 311 00:18:49,962 --> 00:18:52,506 آره. اون هیچ‌وقت خودش رو نشون نمی‌ده 312 00:18:52,589 --> 00:18:54,883 اگه این کار رو بکنه، آبروش می‌ره 313 00:18:54,967 --> 00:18:56,635 پس 314 00:18:57,261 --> 00:18:58,387 اسم من رو بیار 315 00:19:00,180 --> 00:19:03,392 اما بگو که دنبال کسی می‌گردم 316 00:19:04,935 --> 00:19:09,273 شاید این‌طوری خیالش راحت بشه که من... قصدم جدی‌تره 317 00:19:09,356 --> 00:19:12,025 کوچک‌ترین اشاره‌ای به اینکه ممکنه اهلِ ازدواج باشی 318 00:19:12,109 --> 00:19:14,027 کافیه تا مامان‌ها محاصره‌ت کنن 319 00:19:14,111 --> 00:19:17,531 اِل راست می‌گه. وقتی سد بشکنه، دیگه نمی‌شه جلوش رو گرفت 320 00:19:17,614 --> 00:19:19,116 از پسِ چندتا مامان برمیام 321 00:19:21,869 --> 00:19:25,247 ملکه از این موضوع خیلی لذت می‌بره. از پسِ ملکه هم برمیام 322 00:19:26,415 --> 00:19:28,083 فکر کنم. شاید؟ 323 00:19:29,042 --> 00:19:30,669 خب، در واقع نه، اما به هر حال انجامش بده 324 00:19:38,093 --> 00:19:40,470 خواننده‌ی عزیز و گرامی 325 00:19:40,554 --> 00:19:44,308 این فصل، ممکنه اشراف‌زادگان صیدِ جدیدی برای شکار داشته باشن 326 00:19:44,391 --> 00:19:48,020 قلبِ پسرِ دومِ یک خانواده‌ی خاص 327 00:19:48,103 --> 00:19:51,481 به نظر می‌رسه این عیاشِ آزاده 328 00:19:51,565 --> 00:19:55,319 اخیراً زیاد در حال قدم زدن در «راتن رو» دیده شده 329 00:19:55,402 --> 00:19:58,864 با این قصد که زندگی مجردی رو کنار بذاره 330 00:19:58,947 --> 00:20:01,742 و در مهمونی‌های رقصِ بیشتری شرکت کنه 331 00:20:27,684 --> 00:20:30,520 جدیدترین نسخه‌ی ویسلدون، خانوم. ممنون 332 00:20:32,606 --> 00:20:36,610 آیا این جنتلمنِ خوش‌سیما از انزوا بیرون اومده 333 00:20:36,693 --> 00:20:39,238 تا به گرمای آغوشِ جامعه بپیونده؟ 334 00:20:39,988 --> 00:20:44,534 ممکنه این هوس‌باز سرِ عقل اومده باشه؟ 335 00:20:45,035 --> 00:20:47,788 آیا مادری هست که سودای داماد کردنِ اون رو داشته باشه 336 00:20:47,871 --> 00:20:51,750 یا خانوم جوانی که از این خبر شاد نشه؟ 337 00:20:51,833 --> 00:20:53,126 روزاموند 338 00:20:55,963 --> 00:20:59,883 شاید بانوی خاصی باشه که اون به دنبال هم‌نشینی باهاشه 339 00:21:00,509 --> 00:21:03,887 نویسنده فقط می‌تونه حدس و گمان بزنه 340 00:21:04,471 --> 00:21:06,390 داره بندیکت بریجرتون رو توصیف می‌کنه 341 00:21:07,641 --> 00:21:11,812 سوفی، من تک‌تکِ شماره‌های ویسلدون رو خوندم 342 00:21:11,895 --> 00:21:14,773 این قطعاً در مورد اونه 343 00:21:16,191 --> 00:21:17,693 اگه دنبال تو باشه چی؟ 344 00:21:22,656 --> 00:21:26,535 احمق نباش. اون حتماً توی هر مهمونی با یه دختر جدید آشنا می‌شه 345 00:21:26,618 --> 00:21:29,204 این می‌تونه در مورد هر کسی باشه. سوفی 346 00:21:30,789 --> 00:21:31,957 سوفی 347 00:21:32,541 --> 00:21:34,543 روزاموند رو برای رفتن به «راتن رو» آماده کن 348 00:21:34,626 --> 00:21:36,712 شاید لباس آبی بپوشه 349 00:21:37,462 --> 00:21:39,464 عالی می‌شی عزیزم 350 00:21:55,022 --> 00:21:56,106 نمی‌خوام این کار رو بکنم 351 00:21:56,189 --> 00:21:57,733 مگه ما با هم توافق نکردیم؟ 352 00:21:57,816 --> 00:22:00,610 بله، اما توافق‌مون این بود که تو من رو در برابر خواستگارها محافظت کنی 353 00:22:00,694 --> 00:22:02,404 نه اینکه من رو بندازی وسط دهنِ شیر 354 00:22:02,487 --> 00:22:03,780 ممکنه اونا اطلاعاتی داشته باشن 355 00:22:03,864 --> 00:22:07,492 اگه مامان حداقل یک بار تو رو در حال حرف زدن با خواستگارها نبینه، خودش دست‌به‌کار می‌شه 356 00:22:07,576 --> 00:22:09,077 این منطقیه یا اجبار؟ 357 00:22:09,161 --> 00:22:11,705 لرد تاس! لرد پایک 358 00:22:12,497 --> 00:22:15,167 روزِ قشنگی برای پیاده‌رویِ دسته‌جمعیه، مگه نه؟ 359 00:22:15,250 --> 00:22:18,503 و چه خویشاوندِ دلربایی رو توی این پیاده‌روی همراه خودتون آوردید 360 00:22:24,760 --> 00:22:27,429 تنهاتون می‌ذارم تا بیشتر با هم آشنا بشید 361 00:22:35,187 --> 00:22:36,730 لرد تاس 362 00:22:36,813 --> 00:22:38,523 شنیدم یه خواهر دارید 363 00:22:38,607 --> 00:22:41,651 اون احیاناً... رقصیدن بلد نیست؟ 364 00:22:44,196 --> 00:22:45,781 کجا داره می‌ره؟ 365 00:22:47,574 --> 00:22:48,408 اوه 366 00:22:49,743 --> 00:22:51,370 آقای بریجرتون 367 00:22:51,453 --> 00:22:52,996 روزِ زیباییه، مگه نه؟ 368 00:22:53,580 --> 00:22:54,498 همین‌طوره 369 00:22:59,461 --> 00:23:02,214 خانوم‌ها، یه روز عالی برای آب‌تنیه 370 00:23:02,297 --> 00:23:03,548 این‌طور فکر نمی‌کنید؟ 371 00:23:03,632 --> 00:23:07,969 گمانم همین‌طوره. هرچند من ترجیح می‌دم توی خشکی بمونم 372 00:23:09,930 --> 00:23:11,973 آه. آقای بریجرتون 373 00:23:12,057 --> 00:23:15,644 داشتم لباستون رو تحسین می‌کردم. ...پیاده‌روی توی یه روزِ آفتابی 374 00:23:15,727 --> 00:23:17,938 آقای بریجرتون. اوه، آقای بریجرتون 375 00:23:22,651 --> 00:23:24,653 من که قطعاً از شنا کردن لذت می‌برم 376 00:23:25,362 --> 00:23:26,279 واقعاً؟ 377 00:23:27,239 --> 00:23:30,659 فکر نمی‌کنم قبلاً با هم ملاقات کرده باشیم، خانوم 378 00:23:30,742 --> 00:23:31,785 روزاموند لی 379 00:23:33,161 --> 00:23:35,288 اوه... چرا یهو رفتارش عوض شد؟ 380 00:23:35,872 --> 00:23:38,208 اعتراف می‌کنم که نمی‌دونم 381 00:23:38,291 --> 00:23:40,877 و از ترسِ اینکه نظرش عوض بشه، چیزی نمی‌پُرسم 382 00:23:40,961 --> 00:23:41,795 هوم 383 00:23:41,878 --> 00:23:45,132 اینکه این‌همه خانوم دورِ یه جنتلمن جمع بشن، احمقانه نیست؟ 384 00:23:45,215 --> 00:23:48,218 مثل یه دسته غازه که سرِ یه تیکه نون با هم رقابت می‌کنن 385 00:23:48,301 --> 00:23:50,011 آخرش همه‌شون گرسنه می‌مونن 386 00:23:50,095 --> 00:23:52,681 قیافه‌ی خیلی از این خانوم‌های جوان جوریه که انگار واقعاً به اون تیکه نون احتیاج دارن 387 00:23:52,764 --> 00:23:53,765 هیس 388 00:23:56,476 --> 00:23:58,395 چی شد؟ داشت خیلی خوب پیش می‌رفت 389 00:23:58,478 --> 00:24:00,730 به نظر می‌رسید مجذوب شده. در مورد لباسم حرف زد 390 00:24:00,814 --> 00:24:02,732 بعد روش رو برگردوند. مردا دمدمی‌مزاج‌ان 391 00:24:03,442 --> 00:24:05,777 روحیه‌ت رو حفظ کن. بالاخره یه راهی براش پیدا می‌کنیم 392 00:24:09,114 --> 00:24:11,324 لباس‌های شما توی جشنِ نقاب‌پوشان چی بود؟ 393 00:24:11,408 --> 00:24:12,242 من قو بودم 394 00:24:12,325 --> 00:24:14,369 من لباس ملکه آن رو پوشیده بودم. یه پریِ جنگلی 395 00:24:14,453 --> 00:24:15,579 جالبه 396 00:24:17,706 --> 00:24:18,582 آه 397 00:24:18,665 --> 00:24:20,459 دوشیزه... خدای من 398 00:24:20,542 --> 00:24:22,085 دوشیزه بریجرتون 399 00:24:22,169 --> 00:24:23,044 کمک 400 00:24:47,152 --> 00:24:48,862 آره 401 00:25:17,390 --> 00:25:20,268 توی شش تا جشنِ رقص شرکت کردیم 402 00:25:21,144 --> 00:25:23,396 و هفت تا مهمونی شبانه 403 00:25:24,064 --> 00:25:27,734 اون‌قدر پیاده‌روی کردیم که پاهام ورم کرده 404 00:25:28,818 --> 00:25:30,946 و هیچ خبری از اون خانومِ دستکش‌پوش نیست 405 00:25:32,322 --> 00:25:33,949 خواهش می‌کنم، می‌شه دیگه بی‌خیال بشیم؟ 406 00:25:34,449 --> 00:25:36,826 برگردیم به همون روالِ دوری از دنیا؟ 407 00:25:39,371 --> 00:25:40,956 هر چقدر دلت می‌خواد دوری کن 408 00:25:41,998 --> 00:25:44,751 دیگه لازم نیست این لطف رو در حقم بکنی 409 00:25:44,834 --> 00:25:47,045 خواننده‌ی عزیز و گرامی 410 00:25:47,128 --> 00:25:52,008 در حالی که این نویسنده امیدوار بود پسرِ دومِ خاصی سر و سامون بگیره 411 00:25:52,092 --> 00:25:55,804 به نظر می‌رسه چشمه‌ی امید خشک شده باشه 412 00:25:55,887 --> 00:25:59,432 خانوم‌های جوانِ اشراف واقعاً تشنه‌لب موندن 413 00:25:59,516 --> 00:26:02,227 چون به نظر می‌رسه خواستگاری که اونا براش لهله می‌زنن 414 00:26:02,310 --> 00:26:06,606 فقط چشمش دنبال زنیه که هنوز آفتابی نشده 415 00:26:06,690 --> 00:26:08,858 مادر، من چه اشتباهی کردم؟ 416 00:26:08,942 --> 00:26:11,486 اون بهترین گزینه‌ی این فصله. حقشه که با من باشه 417 00:26:16,658 --> 00:26:18,785 ناراحتیِ دخترم برات خنده‌داره؟ 418 00:26:18,868 --> 00:26:20,036 البته که نه، بانوی من 419 00:26:20,662 --> 00:26:21,663 خوبه 420 00:26:32,465 --> 00:26:37,762 این نویسنده در عجب است که آیا این جست‌وجو به زودی به پایان می‌رسه یا نه 421 00:26:39,347 --> 00:26:43,852 چون یه جنتلمن فقط تا یه مدتِ محدود می‌تونه بدونِ آب توی بیابون سرگردون باشه 422 00:26:44,352 --> 00:26:47,188 اجازه می‌دید ویسلدون رو براتون بخونم، اعلی‌حضرت؟ 423 00:26:50,442 --> 00:26:51,443 نه 424 00:26:52,861 --> 00:26:55,071 اِم... لیدی بریجرتون اومدن شما رو ببینن، خانوم 425 00:26:55,155 --> 00:26:57,073 اوه! چه سعادتی 426 00:26:57,157 --> 00:26:59,576 پنلوپه، تو درباره‌ی جست‌وجوی پسرم برای پیدا کردن همسر چی می‌دونی؟ 427 00:26:59,659 --> 00:27:01,786 من رو ببخشید اما لیدی ویسلدون نمی‌تونه فاش کنه 428 00:27:01,870 --> 00:27:03,538 پنلوپه بریجرتون! بله، خانوم 429 00:27:30,440 --> 00:27:31,274 مادر 430 00:27:31,358 --> 00:27:32,609 دارید کار می‌کنید 431 00:27:34,778 --> 00:27:36,363 می‌تونم بشینم؟ 432 00:27:36,446 --> 00:27:37,405 البته 433 00:27:43,787 --> 00:27:47,499 چیزی بود که می‌خواستید در موردش حرف بزنیم؟ من؟ اوه نه، نه من. شما شاید؟ 434 00:27:47,582 --> 00:27:49,167 من؟ نه، نه من 435 00:27:49,250 --> 00:27:53,713 برات جالب خواهد بود اگه بدونی که من گفتگوی بسیار جذابی با پنلوپه داشتم 436 00:27:55,757 --> 00:27:56,591 اوه 437 00:27:56,675 --> 00:28:00,053 اون ادعا می‌کنه این مجردی که توی ویسلدون در موردش می‌نویسه 438 00:28:00,136 --> 00:28:03,014 همونی که با جدیت دنبالِ همسره 439 00:28:03,098 --> 00:28:05,850 خودش ازش خواسته که در موردش بنویسه 440 00:28:05,934 --> 00:28:06,810 واقعاً؟ 441 00:28:07,811 --> 00:28:08,812 خب، به نظر عجیب میاد 442 00:28:08,895 --> 00:28:10,063 موافقم 443 00:28:10,146 --> 00:28:13,400 و می‌گه دلیلش این بوده که توی جشنِ نقاب‌پوشانِ من، با کسی آشنا شده 444 00:28:13,900 --> 00:28:16,403 اون این رو گفت؟ وقتی با زبون‌بازی از زیرِ زبونش کشیدم، بله 445 00:28:17,153 --> 00:28:21,616 اما یه جنتلمن هیچ‌وقت همچین کاری با مادرِ بیچاره‌ش نمی‌کنه 446 00:28:22,325 --> 00:28:24,119 اینکه پشتِ سرش پنهان‌کاری کنه 447 00:28:24,202 --> 00:28:27,997 و این حقیقت رو مخفی کنه که شاید بزرگترین آرزوش برای پسرش 448 00:28:28,081 --> 00:28:29,249 داره به حقیقت می‌پیونده 449 00:28:29,332 --> 00:28:33,169 اینکه با خانوم جوانی آشنا شده کهاضره باهاش ازدواج کنه 450 00:28:33,962 --> 00:28:36,214 هیچ پسری این‌قدر بی‌رحم نیست 451 00:28:38,341 --> 00:28:39,342 هست؟ 452 00:28:44,973 --> 00:28:45,932 بسیار خب 453 00:28:46,683 --> 00:28:47,726 من 454 00:28:48,309 --> 00:28:50,770 اوه عزیزم. دستکشش پیشِ توئه؟ 455 00:28:50,854 --> 00:28:53,106 بندیکت، اگه بلایی سرِ آبروی این خانوم جوان آورده باشی 456 00:28:53,189 --> 00:28:54,733 هیچ اتفاقِ ناخوشایندی نیفتاده 457 00:28:55,275 --> 00:28:58,111 اون قبل از برداشتنِ نقاب‌ها رفت. من حتی اسمش رو هم نفهمیدم 458 00:28:58,194 --> 00:29:00,155 موقعِ عجله برای رفتن، این رو انداخت 459 00:29:00,905 --> 00:29:03,158 اهمیتی نداره. من به سختی یادمه چه شکلی بود 460 00:29:03,241 --> 00:29:05,410 و دیگه صدای حرف زدنش هم یادم نیست 461 00:29:05,493 --> 00:29:07,495 گشتن دنبالش بی‌فایده بوده 462 00:29:07,579 --> 00:29:10,165 واسه همینه که باید به مادرت اعتماد می‌کردی 463 00:29:10,248 --> 00:29:13,752 اگه گفته بودی، بهت می‌گفتم که از «عمارت پن‌وود» شروع کنی 464 00:29:14,669 --> 00:29:16,421 این دستکش یه میراثِ خانوادگیه 465 00:29:17,172 --> 00:29:20,049 لیدی پن‌وودِ خدابیامرز، احتمالاً مادربزرگِ این خانومِ جوان بوده 466 00:29:20,133 --> 00:29:22,260 عادتش این بود که نشانِ خانوادگی رو 467 00:29:22,343 --> 00:29:23,762 داخلِ دستکش‌هاش حک کنه 468 00:29:23,845 --> 00:29:25,638 خانواده‌ی ما قدیما با خانواده‌ی اونا آشنا بودن 469 00:29:26,765 --> 00:29:30,226 نه، من دوشیزه لی رو دیدم. اون خانومی که توی جشنِ شما دیدم نبود 470 00:29:30,310 --> 00:29:31,770 اوه. خب 471 00:29:31,853 --> 00:29:32,896 بله، خوبه 472 00:29:33,688 --> 00:29:35,523 اما... اما ممکنه 473 00:29:35,607 --> 00:29:38,651 خانوم‌های جوان دیگه‌ای هم با اون خانواده زندگی کنن 474 00:30:06,846 --> 00:30:09,933 سوفی، مگه قرار نبود سرِ کلاس رقص باشی؟ 475 00:30:10,016 --> 00:30:13,603 لیدی پن‌وود صلاح دیدن که من با روزاموند و پوزی ادامه ندم 476 00:30:14,103 --> 00:30:15,605 می‌فهمم. هوم 477 00:30:16,272 --> 00:30:19,359 خب، مطمئنم این موضوع رو حل می‌کنیم 478 00:30:26,074 --> 00:30:27,158 قربان؟ 479 00:30:28,493 --> 00:30:31,621 می‌تونم در مورد مادرم ازتون بپرسم؟ 480 00:30:40,630 --> 00:30:42,006 چی می‌خوای بدونی؟ 481 00:30:42,590 --> 00:30:44,050 هیچ خاطره‌ای ازش ندارم 482 00:30:44,759 --> 00:30:46,386 تو گردنبندش رو داری 483 00:30:46,469 --> 00:30:48,012 اون چطور مُرد؟ 484 00:30:58,398 --> 00:30:59,649 دلت برای مادرت تنگ شده 485 00:31:00,149 --> 00:31:01,359 این طبیعیه 486 00:31:01,442 --> 00:31:02,986 اما من الان اینجام 487 00:31:03,736 --> 00:31:06,948 و همیشه حواسم هست که ازت مراقبت بشه 488 00:31:07,532 --> 00:31:08,783 قول می‌دم 489 00:31:29,679 --> 00:31:30,597 سوفی 490 00:31:30,680 --> 00:31:32,807 یه جنتلمن اومده ملاقاتت 491 00:31:32,891 --> 00:31:33,725 برای من؟ 492 00:31:34,225 --> 00:31:36,019 یکی اومده دیدنِ من 493 00:31:36,102 --> 00:31:37,437 من یه خواستگار دارم 494 00:31:37,520 --> 00:31:38,813 فوق‌العاده‌ست 495 00:31:38,897 --> 00:31:41,774 بیا موهات رو مرتب کنیم تا ببینه چقدر زیبایی 496 00:31:41,858 --> 00:31:42,942 باشه 497 00:31:53,286 --> 00:31:54,120 نفس بکش 498 00:32:05,006 --> 00:32:06,090 حال شما چطوره؟ 499 00:32:07,050 --> 00:32:08,801 از دیدنتون خوشحالم 500 00:32:35,995 --> 00:32:38,623 و بعد یهو دستام انگار تبدیل به پا شدن 501 00:32:38,706 --> 00:32:41,960 و مجبور شدم با دست‌هایی که شبیه پا بود، روی صحنه راه برم 502 00:32:42,043 --> 00:32:44,337 هوم. همه تماشاچی‌ها خندیدن 503 00:32:44,420 --> 00:32:47,924 مطمئناً تو هم اگه کسی رو می‌دیدی که به‌جای پا دست داشت، همین کار رو می‌کردی 504 00:32:48,007 --> 00:32:49,425 یعنی، به‌جای دست، پا داشت 505 00:32:50,218 --> 00:32:54,055 به‌هرحال، واسه همینه که دیگه نمی‌تونم برم تئاتر 506 00:32:54,138 --> 00:32:57,809 کافیه پوزی. آقای بریجرتون علاقه‌ای به خواب‌های تو نداره 507 00:32:57,892 --> 00:32:59,185 من علاقه‌مندم 508 00:32:59,769 --> 00:33:03,398 خواب‌های شما قطعاً خلاقانه‌تر از هر نمایشنامه‌ایه که تا حالا دیدم 509 00:33:22,875 --> 00:33:24,043 اون داره دنبالت می‌گرده 510 00:33:24,627 --> 00:33:26,004 اون سراغ پوزی رو گرفت 511 00:33:30,258 --> 00:33:32,343 ببین چقدر باهاش مهربونه 512 00:33:46,399 --> 00:33:47,608 اون اونجاست 513 00:33:48,901 --> 00:33:50,903 درست همون‌جا توی سالن پذیرایی 514 00:33:51,863 --> 00:33:53,239 باید بری داخل 515 00:33:54,741 --> 00:33:57,410 شاید بشناستت. نه، نمی‌شناسه 516 00:33:57,910 --> 00:34:01,873 فقط یک شب بود، یک لحظه. اون حتی نمی‌دونه من چه شکلی‌ام 517 00:34:01,956 --> 00:34:03,875 خب بهش بگو. چی؟ 518 00:34:03,958 --> 00:34:06,753 برو اونجا و بهش بگو کی هستی 519 00:34:07,920 --> 00:34:11,257 این شانس توئه، سوفی 520 00:34:14,802 --> 00:34:15,845 لیدی پن‌وود 521 00:34:15,928 --> 00:34:19,515 همین که ببینتت، همین که بهش بگی، دیگه لیدی پن‌وود اهمیتی نخواهد داشت 522 00:34:37,909 --> 00:34:40,453 اون ممکنه به هر دلیلی اینجا باشه، نه به خاطر من 523 00:34:41,579 --> 00:34:44,832 اون واضحاً داره دنبال تو می‌گرده 524 00:34:47,585 --> 00:34:48,586 برو اون تو 525 00:35:04,644 --> 00:35:06,354 اون نمی‌خواد من رو پیدا کنه 526 00:35:09,816 --> 00:35:12,485 اون می‌خواد بانوی لباس نقره‌ای رو پیدا کنه 527 00:35:14,612 --> 00:35:15,988 و اون زن واقعی نیست 528 00:35:18,116 --> 00:35:20,743 بله، حتماً. بیشتر برام بگو 529 00:35:24,080 --> 00:35:25,164 من کار دارم 530 00:36:04,829 --> 00:36:07,957 این تخیل به شکل‌های دیگه‌ای هم خودش رو نشون می‌ده؟ 531 00:36:08,541 --> 00:36:09,584 مثلاً، اوم 532 00:36:10,376 --> 00:36:12,920 خب... مثلاً توی لباس پوشیدن؟ 533 00:36:13,004 --> 00:36:15,631 عاشق لباس‌های خاص پوشیدنم. یه بار وقتی بچه بودم 534 00:36:15,715 --> 00:36:18,551 قبل از اینکه بیشتر در این مورد بشنویم، مشتاقم در مورد 535 00:36:18,634 --> 00:36:20,595 لباسی که توی جشن ماسک پوشیده بودی بشنوم 536 00:36:20,678 --> 00:36:22,180 اون پری دریایی شده بود 537 00:36:23,556 --> 00:36:24,557 آه 538 00:36:25,474 --> 00:36:27,143 پس نقره‌ای نپوشیده بودی؟ 539 00:36:27,727 --> 00:36:31,272 نه، ولی می‌خواستم بپوشم. نقره‌ای و بنفش واسه پولک‌هاش 540 00:36:31,355 --> 00:36:33,441 ولی بهم گفتن دم نباید داشته باشه. هوم 541 00:36:33,524 --> 00:36:37,153 توی جشن ماسک، کسی با لباس نقره‌ای نظرتون رو جلب کرد؟ 542 00:36:37,236 --> 00:36:39,488 اوه... اون شب با آدم‌های زیادی حرف زدم 543 00:36:39,572 --> 00:36:41,866 فقط دارم سعی می‌کنم یادم بیاد کی به کی بود 544 00:36:41,949 --> 00:36:43,409 البته 545 00:36:45,244 --> 00:36:47,872 پس، شما دوتا خواهرین...؟ 546 00:36:48,456 --> 00:36:49,332 اوهوم 547 00:36:50,374 --> 00:36:55,087 دخترعمویی، پسرعمویی یا دوست خانوادگی‌ای دارین که اینجا اقامت داشته باشه؟ 548 00:36:55,171 --> 00:37:00,426 همیشه داشتن همدم خیلی خوبه. فقط خودمونیم و همین کافیه 549 00:37:00,509 --> 00:37:01,594 البته 550 00:37:15,733 --> 00:37:18,861 اگه هدفش خواستگاری از تو نبوده، پس واسه چی اومده اینجا؟ 551 00:37:20,279 --> 00:37:22,198 اون یه دستکش زنونه‌ست؟ 552 00:37:22,281 --> 00:37:23,950 داره به چی نگاه می‌کنه؟ 553 00:37:57,191 --> 00:37:59,568 بریمزلی! علیاحضرت دارن استراحت ملوکانه می‌کنن 554 00:37:59,652 --> 00:38:01,112 وقت زیادی ندارم 555 00:38:01,195 --> 00:38:02,363 چی شده؟ 556 00:38:02,446 --> 00:38:05,157 مربوط به اعلیحضرت پادشاهه؟ باید برگردی 557 00:38:05,241 --> 00:38:07,827 تقاضای ملاقات با علیاحضرت رو بکن. عذرخواهی کن 558 00:38:08,828 --> 00:38:10,371 عمراً چنین کاری نمی‌کنم 559 00:38:10,454 --> 00:38:12,707 دلیلی واسه عذرخواهی ندارم 560 00:38:12,790 --> 00:38:14,208 اون داره مدام با من غیبت می‌کنه 561 00:38:14,792 --> 00:38:16,711 اما من نمی‌تونم اون‌طور که باید باهاش همراهی کنم 562 00:38:16,794 --> 00:38:18,838 می‌خواد درباره بندیکت بریجرتون حرف بزنه 563 00:38:18,921 --> 00:38:20,756 اما جواب‌های من هیچ‌وقت باب میلش نیست 564 00:38:20,840 --> 00:38:22,883 نمی‌ذاره مهره‌های شطرنجش رو جمع کنم 565 00:38:22,967 --> 00:38:25,344 حاضر نیست بازی رو تموم کنه 566 00:38:25,428 --> 00:38:27,013 اون علیاحضرته 567 00:38:27,096 --> 00:38:30,641 البته که همیشه در بهترین حالتشه. اون باشکوهه 568 00:38:31,309 --> 00:38:34,395 اما شاید بشه این‌طور تصور کرد که ممکنه 569 00:38:35,104 --> 00:38:36,230 دلسرد شده باشه 570 00:38:37,189 --> 00:38:40,151 خودت می‌دونی که حتماً لازم نیست دلیلی واسه عذرخواهی داشته باشی 571 00:38:40,234 --> 00:38:43,654 اگه علیاحضرت عذرخواهی بخواد، آدم بابت هیچی عذرخواهی می‌کنه 572 00:38:43,738 --> 00:38:45,531 اون ملکه ماست 573 00:38:55,249 --> 00:38:58,502 زیاد حس و حال عذرخواهی ندارم 574 00:38:59,045 --> 00:39:01,505 و قطعاً در حال حاضر نه علاقه‌ای به شطرنج بازی کردن دارم 575 00:39:01,589 --> 00:39:03,674 و نه غیبت کردن با علیاحضرت 576 00:39:03,758 --> 00:39:07,094 بذار با ندیمه‌هاش سرگرم بشه 577 00:39:08,095 --> 00:39:09,347 لیدی دنبری 578 00:39:10,181 --> 00:39:12,683 زمانی بود که شما ندیمه‌اش بودید 579 00:39:13,351 --> 00:39:15,936 اون موقع فرق داشت. اون فرق داشت 580 00:39:17,813 --> 00:39:19,565 شما شاهد بودید که 581 00:39:21,067 --> 00:39:22,151 اعلیحضرت 582 00:39:23,652 --> 00:39:24,987 شما اون موقع اونجا بودید 583 00:39:26,072 --> 00:39:27,990 اون الان با این زن‌ها صمیمی نمی‌شه 584 00:39:28,074 --> 00:39:30,201 و حتی سعی هم نمی‌کنه کسی رو جایگزین لیدی بیرد کنه 585 00:39:30,284 --> 00:39:33,079 خودتون این رو می‌دونید، دلیلش رو هم می‌دونید 586 00:39:34,205 --> 00:39:37,333 مسابقه شطرنج نباید ناتموم بمونه 587 00:39:39,085 --> 00:39:40,544 اون داره زجر می‌کشه 588 00:39:41,670 --> 00:39:42,838 توی غیاب شما 589 00:39:44,215 --> 00:39:45,966 توی غیاب دوستش 590 00:39:47,385 --> 00:39:49,053 تنها دوستش 591 00:39:49,637 --> 00:39:52,098 تمام دنیا داره براش کوچیک‌تر می‌شه 592 00:39:54,266 --> 00:39:55,643 باید برگردم 593 00:39:56,143 --> 00:39:57,812 خواهش می‌کنم، لیدی دنبری 594 00:40:19,125 --> 00:40:21,001 لیدی پن‌وود، کمکی از دستم برمی‌آد؟ 595 00:40:24,964 --> 00:40:31,011 متوجه شدم که هیچ‌وقت بابت تمام زحمت‌هایی که واسه کفش‌هام کشیدی، ازت قدردانی نکردم 596 00:40:35,182 --> 00:40:36,600 می‌خوام بهت پاداش بدم 597 00:40:38,352 --> 00:40:39,937 می‌شه این‌ها رو امتحان کنی؟ 598 00:40:40,020 --> 00:40:43,524 می‌دونم چقدر عاشق تجملات کوچیک این طبقه هستی 599 00:40:44,400 --> 00:40:45,776 نه، ممنونم بانوی من 600 00:40:45,860 --> 00:40:48,779 این یه پیشنهاد نبود. من وظایف دیگه‌ای دارم که باید بهشون برسم 601 00:40:48,863 --> 00:40:52,575 تا وقتی که این درخواستم رو اجابت نکنی، از بقیه وظایفت معافی 602 00:40:52,658 --> 00:40:53,826 بپوششون 603 00:40:53,909 --> 00:40:54,743 همین الان 604 00:41:16,390 --> 00:41:17,892 کاملاً اندازه است 605 00:41:17,975 --> 00:41:19,810 منم مثل تو تعجب کردم 606 00:41:20,895 --> 00:41:24,482 حالا تعجب من رو تصور کن وقتی فهمیدم بلدی چطور لباس‌های محترمانه بپوشی 607 00:41:26,025 --> 00:41:27,902 در واقع، اون کفش‌ها اصلاً تضادی نداشتن 608 00:41:27,985 --> 00:41:30,654 با اون لباس نقره‌ای که زیر تشکت پیدا کردم 609 00:41:32,031 --> 00:41:32,948 کار شما بود 610 00:41:33,824 --> 00:41:37,411 کفش‌های نقره‌ای من رو نشونه گذاشتی. یواشکی رفتی به جشن ماسک 611 00:41:37,495 --> 00:41:39,330 با انکار کردنش بهم توهین نکن 612 00:41:42,333 --> 00:41:43,209 پس 613 00:41:44,293 --> 00:41:46,003 تمومش کنید و مجازاتم کنید 614 00:41:46,754 --> 00:41:49,089 اگه می‌خواید تمام نقره‌ها رو برق بندازم، این کار رو می‌کنم 615 00:41:49,173 --> 00:41:52,384 اگه می‌خواید چهاردست‌وپا زمین رو بسابم، باشه، قبول 616 00:41:52,468 --> 00:41:55,262 هیچ مجازاتی اندازه جرم رفتن به مهمانی رقص 617 00:41:55,346 --> 00:41:57,014 و جعل هویت اشراف‌زادگی نیست 618 00:41:57,681 --> 00:42:01,727 همین‌طور دزدیدن کفش‌ها، دستکش‌ها و اون لباس از خونه من 619 00:42:02,478 --> 00:42:03,812 اینجا خونه من هم هست 620 00:42:03,896 --> 00:42:06,357 چطور جرئت می‌کنی! اینجا هیچ‌وقت خونه تو نبوده 621 00:42:07,274 --> 00:42:09,902 تمام این سال‌ها از بودنِ تو زیر سقف خونه‌ام عذاب کشیدم 622 00:42:09,985 --> 00:42:13,030 و تو با این دورویی حقم رو کف دستم می‌ذاری. شما چه عذابی کشیدید؟ 623 00:42:13,739 --> 00:42:15,866 من تمام این سال‌ها بنده تمام هوس‌های شما بودم 624 00:42:15,950 --> 00:42:17,660 بدون دستمزد، بدون شکایت 625 00:42:17,743 --> 00:42:21,455 من خیلی بیشتر از اون چیزی که خودت می‌تونستی پیدا کنی، ازت حمایت کردم 626 00:42:21,539 --> 00:42:23,582 و واضحاً خیلی بیشتر از چیزی که لیاقتش رو داشتی 627 00:42:23,666 --> 00:42:24,500 پس چرا؟ 628 00:42:25,251 --> 00:42:27,753 از سر خوش‌قلبی‌ای که ندارید؟ 629 00:42:27,836 --> 00:42:30,881 معلومه که از همون اول از من متنفر بودید. پس بهم بگید 630 00:42:30,965 --> 00:42:34,301 اگه این‌قدر براتون بارِ اضافه بودم، چرا من رو اینجا نگه داشتید؟ چرا؟ 631 00:42:43,185 --> 00:42:45,437 می‌تونستید به محض اینکه پدر مُرد، من رو بندازید توی خیابون 632 00:42:45,521 --> 00:42:46,689 اون رو پدر صدا نکن 633 00:42:49,650 --> 00:42:50,776 تو اشتباه اون بودی 634 00:42:51,360 --> 00:42:54,321 اما اشتباه من این بود که سعی کردم به کسی که هیچ امیدی بهش نیست کمک کنم 635 00:42:58,867 --> 00:43:00,369 پس شاید حق با تو باشه 636 00:43:02,746 --> 00:43:04,665 باید می‌انداختمت توی خیابون 637 00:43:09,461 --> 00:43:10,629 اخراجی 638 00:43:11,338 --> 00:43:13,424 و دیگه هیچ‌وقت توی مِی‌فیر کار پیدا نمی‌کنی 639 00:43:14,341 --> 00:43:15,759 خودم شخصاً از این بابت مطمئن می‌شم 640 00:43:18,846 --> 00:43:19,930 آرامینتا 641 00:43:23,434 --> 00:43:25,019 پات رو از گلیمت درازتر کردی 642 00:43:25,853 --> 00:43:27,396 و جایگاهت رو فراموش کردی 643 00:44:10,898 --> 00:44:13,108 ایرما. تقصیر ماست 644 00:44:14,109 --> 00:44:16,195 ما هیچ‌وقت نباید تو رو به اون مهمانی می‌فرستادیم 645 00:44:16,278 --> 00:44:17,905 شما من رو نفرستادید 646 00:44:17,988 --> 00:44:19,198 من خودم رفتم 647 00:44:20,491 --> 00:44:23,452 تنها کاری که تو و آلفی کردید این بود که کمکم کردید رؤیام به واقعیت تبدیل بشه 648 00:44:23,535 --> 00:44:24,828 یه کم پول جمع کردیم 649 00:44:25,621 --> 00:44:27,081 زیاد نیست 650 00:44:27,164 --> 00:44:30,042 ولی حداقل واسه یه هفته موندن توی یه مسافرخونه کافیه 651 00:44:37,716 --> 00:44:39,301 چیزی نگو 652 00:44:40,302 --> 00:44:42,137 می‌خوام عصبانی بمونم 653 00:44:47,768 --> 00:44:49,103 الان بازش نکن 654 00:44:49,186 --> 00:44:51,355 چیز زیادی نیست ولی شاید بتونی بفروشیش 655 00:44:51,438 --> 00:44:53,649 خداحافظ سوفی. مبادا 656 00:44:54,149 --> 00:44:55,651 خودت رو فراموش کنی 657 00:44:56,902 --> 00:44:59,488 خیلی حیف شد که نتونستی وظایفت رو انجام بدی 658 00:45:00,447 --> 00:45:01,448 موفق باشی 659 00:45:41,739 --> 00:45:43,657 گیره‌های کفش 660 00:45:44,241 --> 00:45:45,325 پوزی 661 00:46:33,624 --> 00:46:36,710 اومدم تا عذرخواهی کنم، علیاحضرت 662 00:46:40,756 --> 00:46:42,216 پوزش من رو بپذیرید 663 00:46:44,426 --> 00:46:45,469 می‌تونی بری 664 00:46:58,023 --> 00:46:59,233 نوبت توئه 665 00:47:07,950 --> 00:47:09,701 چرا می‌خوای من رو ترک کنی؟ 666 00:47:09,785 --> 00:47:13,914 همون‌طور که گفتم، مایلم به وطنم برگردم، و من 667 00:47:13,997 --> 00:47:14,998 نه 668 00:47:15,082 --> 00:47:17,167 چرا می‌خوای من رو ترک کنی؟ 669 00:47:17,668 --> 00:47:20,087 علیاحضرت. شما نمی‌تونید برید 670 00:47:20,170 --> 00:47:21,296 من اجازه نمی‌دم 671 00:47:21,380 --> 00:47:23,882 می‌دونم ممکنه برات سخت باشه. نمی‌تونی 672 00:47:23,966 --> 00:47:24,842 نمی‌ری 673 00:47:24,925 --> 00:47:26,552 بیا منطقی باشیم. نه 674 00:47:27,553 --> 00:47:28,804 نخواهی رفت 675 00:47:29,471 --> 00:47:30,305 من ممنوعش می‌کنم 676 00:47:30,389 --> 00:47:32,683 نمی‌تونید برای من قدغن کنید. می‌تونم 677 00:47:32,766 --> 00:47:34,184 نمی‌تونید. می‌تونم 678 00:47:34,268 --> 00:47:35,310 نمی‌تونید 679 00:47:35,936 --> 00:47:37,563 نه اگه با هم دوست باشیم 680 00:47:37,646 --> 00:47:40,274 من ملکه تو هستم 681 00:47:40,357 --> 00:47:43,902 پس من صرفاً رعیت شما هستم 682 00:47:43,986 --> 00:47:45,737 تو رعیت منی 683 00:47:50,576 --> 00:47:51,827 متوجهم 684 00:47:59,501 --> 00:48:03,380 از اینکه جایگاهم رو فراموش کردم، عمیقاً عذر می‌خوام 685 00:48:11,346 --> 00:48:12,347 من دیگه برم 686 00:48:20,147 --> 00:48:21,440 متأسفم 687 00:48:26,737 --> 00:48:28,030 منظوری نداشتم 688 00:48:28,530 --> 00:48:29,573 متأسفم 689 00:48:31,617 --> 00:48:33,160 عذرم رو بپذیر 690 00:48:37,706 --> 00:48:38,957 همه چی روبراهه 691 00:48:40,250 --> 00:48:42,753 علیاحضرت، همه چی روبراهه 692 00:48:44,254 --> 00:48:45,130 آگاتا 693 00:48:45,839 --> 00:48:48,133 نمی‌تونی من رو اینجا تک‌وتنها رها کنی 694 00:48:50,469 --> 00:48:52,346 وقتی اون بمیره چی می‌شه؟ 695 00:48:59,770 --> 00:49:01,021 من اینجا پیشتم 696 00:49:03,398 --> 00:49:05,108 لازم نیست نگران باشی 697 00:49:05,192 --> 00:49:06,610 من اینجام 698 00:49:22,501 --> 00:49:23,877 چندتا می‌خوای؟ 699 00:49:25,837 --> 00:49:28,215 تُوخالیه. الماس سنگینه 700 00:49:28,298 --> 00:49:30,050 این‌ها شیشه‌ای هستن 701 00:49:30,133 --> 00:49:32,386 بدلی‌ان. مطمئنی؟ 702 00:49:32,469 --> 00:49:34,513 به اندازه کافی پول لازم دارم تا از لندن برم 703 00:49:34,596 --> 00:49:36,848 ولی گردن‌بندت رو به قیمت خوبی برمی‌دارم 704 00:49:39,810 --> 00:49:41,436 فروشی نیست 705 00:49:41,520 --> 00:49:43,438 خب، پس این تمام چیزیه که می‌تونم بهت پیشنهاد بدم 706 00:49:44,856 --> 00:49:47,192 شاید واسه کرایه کالسکه پستی کافی باشه 707 00:49:49,444 --> 00:49:50,445 ممنون 708 00:50:15,679 --> 00:50:17,055 دوست داری همراهیت کنم؟ 709 00:50:20,308 --> 00:50:22,352 از دستم ناراحتی؟ 710 00:50:26,732 --> 00:50:28,358 این اواخر زیاد ندیدمت 711 00:50:28,442 --> 00:50:30,444 خیلی طول کشید تا متوجه بشی، الوئیز 712 00:50:30,527 --> 00:50:32,612 می‌دونی که از کلوب اخراج شدی؟ 713 00:50:33,405 --> 00:50:35,365 مگه من توی کلوبی بودم؟ بودیم 714 00:50:37,409 --> 00:50:41,413 فکر می‌کردم توی زمینه ازدواج با هم هم‌پیمان و سرسخت می‌مونیم، اما 715 00:50:42,122 --> 00:50:44,166 تو رفتی اون طرفِ جبهه 716 00:50:44,249 --> 00:50:47,002 خب، من قرار نیست به این زودی‌ها ازدواج کنم 717 00:50:47,085 --> 00:50:48,211 ولی خودت می‌خواستی 718 00:50:49,087 --> 00:50:50,338 با همون بانوی دستکش‌پوش 719 00:50:52,591 --> 00:50:54,760 فکر می‌کردم ممکنه بشه 720 00:50:54,843 --> 00:50:55,761 اما 721 00:50:56,845 --> 00:50:58,430 اون واضحاً موافق نبود 722 00:50:59,931 --> 00:51:01,016 چرا باید موافق می‌بود؟ 723 00:51:03,018 --> 00:51:03,977 چرا نباید می‌بود؟ 724 00:51:04,061 --> 00:51:05,854 آه، من و تو جفتمون می‌دونیم 725 00:51:05,937 --> 00:51:09,191 من اون بریجرتونی نیستم که کسی بخواد دلش رو بهش ببازه 726 00:51:09,274 --> 00:51:11,651 اونِ بی‌خیال 727 00:51:11,735 --> 00:51:13,653 اونِ... عیاش 728 00:51:13,737 --> 00:51:15,405 اونِ آزاد و رها 729 00:51:20,535 --> 00:51:23,121 شاید لازم باشه دوباره بذاری برگردم به کلوبمون 730 00:51:23,205 --> 00:51:24,372 اوه، برادر 731 00:51:24,956 --> 00:51:25,957 نگران نباش 732 00:51:26,583 --> 00:51:27,834 من فقط، اوم 733 00:51:29,503 --> 00:51:32,297 فکر کنم لازم دارم سرم رو خلوت کنم. می‌خوام برم بیرون 734 00:51:32,380 --> 00:51:34,341 اوه، بوی یه شب‌زنده‌داری و میخوارگی به مشامم می‌رسه 735 00:51:34,424 --> 00:51:35,592 خواهش می‌کنم 736 00:51:36,635 --> 00:51:38,929 من رو توی دست‌های مامان رها نکن 737 00:51:41,056 --> 00:51:42,682 مادرمون ممکنه غافلگیرت کنه 738 00:52:56,173 --> 00:52:57,424 ببخشید قربان 739 00:52:57,507 --> 00:52:59,467 اوه، اون خیلی واسه تو سریع و زرنگه، هندریکس 740 00:52:59,551 --> 00:53:02,053 تا آخر شب گیرش می‌ندازم 741 00:53:11,479 --> 00:53:12,564 بریجرتون 742 00:53:13,315 --> 00:53:16,902 کاوندر بالاخره جفتمون رو کشوند به یکی از مهمونی‌هاش 743 00:53:16,985 --> 00:53:19,446 انگار همین‌طوره. اینجا کجاست؟ 744 00:53:19,529 --> 00:53:21,615 عمارت ییلاقی لرد و لیدی کاوندر 745 00:53:21,698 --> 00:53:23,783 اون‌ها واسه آخر هفته توی لندن هستن 746 00:53:24,284 --> 00:53:25,285 فیل داره خوش‌گذرونی می‌کنه 747 00:53:25,869 --> 00:53:28,205 آه. این اواخر توی جمع ما ندیدمت 748 00:53:29,164 --> 00:53:29,998 نه 749 00:53:30,498 --> 00:53:31,333 من 750 00:53:31,917 --> 00:53:33,418 ویرجینیا رو یادت هست؟ 751 00:53:34,419 --> 00:53:35,420 بازیگره؟ 752 00:53:36,087 --> 00:53:37,464 اوم، فکر کنم آره 753 00:53:38,715 --> 00:53:40,300 ما عاشق هم شدیم 754 00:53:41,509 --> 00:53:43,220 قبول کرده که معشوقه‌م بشه 755 00:53:44,512 --> 00:53:46,514 چون یه زن برات کافی نبود؟ 756 00:53:47,682 --> 00:53:50,143 خب، حتماً یه نفری اون بیرون برای تو هست 757 00:53:50,727 --> 00:53:51,978 هیسکاکس 758 00:53:52,062 --> 00:53:53,313 بریجرتون 759 00:53:53,396 --> 00:53:55,649 اگه این دور شرط‌بندی نکنی 760 00:53:55,732 --> 00:53:59,110 مجبور می‌شیم سر این شرط ببندیم که کدومتون رو باید پرت کنیم تو دریاچه 761 00:53:59,194 --> 00:54:00,570 اونم با شلوارِ کشیده پایین 762 00:54:19,214 --> 00:54:20,131 نه 763 00:54:21,424 --> 00:54:22,884 یکم شل کن 764 00:54:22,968 --> 00:54:25,136 واسه همچین زیبارویی، زیادی جدی هستی 765 00:54:25,220 --> 00:54:29,349 من اهل این کارها نیستم سرورم. قطعاً وظایف آشپزخونه‌تون می‌تونه منتظر بمونه 766 00:54:29,432 --> 00:54:30,392 اوه 767 00:54:30,475 --> 00:54:32,811 فرار کن. خودت رو تو اتاقت حبس کن 768 00:54:32,894 --> 00:54:35,021 سلیطه! اگه بهم دست بزنی جیغ می‌کشم 769 00:54:35,105 --> 00:54:37,065 اوه، ما که از جیغ زدنشون خوشمون می‌آد 770 00:54:41,569 --> 00:54:44,197 چی شده کوندر؟ دیگه نمی‌خوای بازی کنی؟ 771 00:54:53,832 --> 00:54:55,125 کافیه 772 00:54:55,208 --> 00:54:57,377 بسه دیگه! اون فقط یه خدمتکاره 773 00:54:58,128 --> 00:54:59,671 ازش عذرخواهی کن 774 00:55:02,007 --> 00:55:02,841 من 775 00:55:04,301 --> 00:55:06,469 معذرت می‌خوام. عذر می‌خوام 776 00:55:06,970 --> 00:55:09,889 اگه یه بار دیگه با یه زن این‌طوری رفتار کنی 777 00:55:09,973 --> 00:55:12,851 شخصاً کاری می‌کنم که دیگه پات به محافل اشرافی نرسه 778 00:55:13,852 --> 00:55:14,978 فهمیدی؟ 779 00:55:18,648 --> 00:55:19,649 بله 780 00:55:24,821 --> 00:55:26,406 برای شماها هم همین‌طور 781 00:55:27,782 --> 00:55:29,367 ما دیگه بهش دست نمی‌زنیم 782 00:55:30,452 --> 00:55:32,287 چون اون دیگه اینجا کار نمی‌کنه 783 00:55:46,801 --> 00:55:47,927 آقای بریجرتون 784 00:55:52,349 --> 00:55:55,226 ببخشید، ولی... ما همدیگه رو می‌شناسیم؟ 785 00:56:00,398 --> 00:56:02,901 توی خونه‌ای کار می‌کردید که من بهش سر زدم یا...؟ 786 00:56:07,489 --> 00:56:09,366 نه، ما همدیگه رو نمی‌شناسیم 787 00:56:10,200 --> 00:56:13,244 پس اسم من رو از کجا می‌دونید؟... شنیدم 788 00:56:15,205 --> 00:56:17,040 قبل‌تر، یکی صداش زد 789 00:56:17,832 --> 00:56:18,833 با اجازه‌تون، جناب 790 00:56:32,472 --> 00:56:34,224 باورم نمی‌شه که دیگه پیشمون نیست 791 00:56:37,477 --> 00:56:39,687 بدون اون هیچی مثل قبل نمی‌شه 792 00:56:42,732 --> 00:56:44,275 مخصوصاً برای تو 793 00:56:50,532 --> 00:56:52,117 خیلی متأسفم، سوفی 794 00:56:53,743 --> 00:56:56,162 تازه امروز صبح از وکیل شنیدم 795 00:56:58,456 --> 00:57:01,501 لرد پن‌وودِ فقید اسمت رو توی وصیت‌نامه‌اش نیاورده 796 00:57:03,128 --> 00:57:05,004 اون این کار رو نمی‌کرد. اون 797 00:57:06,798 --> 00:57:09,259 اون قول داده بود که همیشه هوامو داشته باشه 798 00:57:09,342 --> 00:57:10,510 بله 799 00:57:10,593 --> 00:57:13,513 چون مرد مهربونی بود و طاقت نداشت سنگدل باشه 800 00:57:13,596 --> 00:57:16,266 اما حقیقت اینه که عشقش فقط توی میراثش خلاصه می‌شه 801 00:57:16,349 --> 00:57:18,643 و توی وصیت‌نامه‌اش هیچ اسمی از تو نیست 802 00:57:21,187 --> 00:57:22,397 نه 803 00:57:23,064 --> 00:57:24,899 نه، پدرم دوستم داشت 804 00:57:27,235 --> 00:57:29,863 بله، می‌فهمم چرا این‌طوری فکر می‌کنی 805 00:57:32,157 --> 00:57:34,325 مادرت هم به خودش اجازه داد همین باور رو داشته باشه 806 00:57:37,162 --> 00:57:39,080 لرد پن‌وود هیچ‌وقت حقیقت رو بهت نگفت؟ 807 00:57:41,666 --> 00:57:44,544 می‌بینم که هر دوتای ما رو درباره یه سری مسائل بی‌خبر گذاشته 808 00:57:46,629 --> 00:57:47,839 مادرت یه خدمتکار بود 809 00:57:49,132 --> 00:57:51,426 خدمتکاری که اجازه داد معشوقه بشه 810 00:57:53,511 --> 00:57:55,555 اون وقتی خیلی کوچیک بودی مُرد 811 00:57:56,181 --> 00:57:58,933 بدون هیچ لقب، پول یا شرافتی 812 00:57:59,017 --> 00:58:00,351 و بدون هیچ شوهری 813 00:58:03,521 --> 00:58:06,149 اون هم سهمی از میراث لرد پن‌وود نداشت 814 00:58:12,572 --> 00:58:13,865 نگران نباش 815 00:58:15,366 --> 00:58:17,076 از این به بعد من مراقبت هستم 816 00:58:19,037 --> 00:58:23,458 بهت غذا و لباس می‌دم و سرپناهی برات فراهم می‌کنم 817 00:58:25,460 --> 00:58:27,003 باید به عنوان خدمتکار کار کنی 818 00:58:31,299 --> 00:58:33,426 ولی من دختر یه نجیب‌زاده‌ام 819 00:58:34,093 --> 00:58:36,012 تو یه فرزند نامشروعی 820 00:58:36,513 --> 00:58:39,307 خدمتکار شدن بهترین چیزیه که می‌تونی بهش امید داشته باشی 821 00:58:40,433 --> 00:58:42,101 این‌جوری دیگه کسی بهت توجه نمی‌کنه 822 00:58:43,019 --> 00:58:44,270 بهم اعتماد کن 823 00:58:45,271 --> 00:58:47,148 این‌طوری در امانی 824 00:58:50,401 --> 00:58:53,821 تا وقتی که به خودت اجازه ندی رؤیایی فراتر از جایگاهت داشته باشی 825 00:58:56,157 --> 00:58:57,158 مثل کاری که مادرت کرد 826 00:59:19,764 --> 00:59:20,848 حالت خوبه؟ 827 00:59:22,183 --> 00:59:23,643 کجا داری می‌ری؟ 828 00:59:23,726 --> 00:59:25,478 می‌رم یه جای دور، قربان. باید یه کار دیگه پیدا کنم 829 00:59:25,562 --> 00:59:28,189 آخه وسط شب، اونم وسط این بیراهه؟ 830 00:59:28,273 --> 00:59:31,568 بله قربان. نزدیک‌ترین شهر که بشه توش کار پیدا کرد چندین ساعت فاصله داره 831 00:59:31,651 --> 00:59:34,654 پس باید پیاده راه بیفتم. اما... بذار برسونمت 832 00:59:34,737 --> 00:59:37,115 من هیچ‌جا با شما نمیام آقای بریجرتون 833 00:59:37,198 --> 00:59:39,826 شما باعث شدید کارم رو از دست بدم، تنها چیزی که برای زنده موندن داشتم 834 00:59:39,909 --> 00:59:42,078 معلومه که بدون اون کار، وضعت بهتره 835 00:59:42,161 --> 00:59:44,205 والدین آقای کوندر فردا صبح برمی‌گردن 836 00:59:44,289 --> 00:59:45,915 فقط باید این شب رو به صبح می‌رسوندم 837 00:59:45,999 --> 00:59:47,875 اگه پدر و مادرش دوباره می‌رفتن چی؟ 838 00:59:47,959 --> 00:59:49,961 می‌خواستی تمام مدت گوش‌به‌زنگ باشی؟ 839 00:59:50,461 --> 00:59:51,588 این که زندگی نشد 840 00:59:51,671 --> 00:59:53,965 و شما فکر می‌کنید من اصلاً حق انتخاب دیگه‌ای دارم؟ 841 00:59:54,924 --> 00:59:55,800 شب‌بخیر، قربان 842 00:59:57,260 --> 00:59:59,679 من برات توی لندن یه کار دیگه پیدا می‌کنم 843 01:00:00,847 --> 01:00:03,182 یه جای امن. قبلاً امتحانش کردم 844 01:00:03,266 --> 01:00:04,309 اوم 845 01:00:04,392 --> 01:00:05,518 من راه و روش‌های خودم رو دارم 846 01:00:06,978 --> 01:00:08,021 قول می‌دم 847 01:00:10,398 --> 01:00:12,150 خواهش می‌کنم. نمی‌تونی توی تاریکی پیاده بری 848 01:00:12,233 --> 01:00:13,443 خطرناکه 849 01:00:17,822 --> 01:00:20,199 بهت اطمینان می‌دم که دستم هم بهت نمی‌خوره 850 01:00:21,951 --> 01:00:24,704 برخلاف کوندر، من طوری تربیت شدم که به خدمتکارها احترام بذارم 851 01:00:24,787 --> 01:00:27,081 حتی بهت نگاه هم نمی‌کنم 852 01:00:39,510 --> 01:00:41,596 خواننده نجیب و عزیز 853 01:00:41,679 --> 01:00:44,891 به نظر می‌رسد پسر دوم محبوبِ این ستون 854 01:00:44,974 --> 01:00:47,810 این هفته با عجله راهی حومه شهر شده است 855 01:00:47,894 --> 01:00:51,731 ظاهراً برای به سرانجام رساندنِ جست‌وجو به دنبال بانوی مرموزش 856 01:00:54,442 --> 01:00:56,110 مطمئنی قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟ 857 01:01:00,865 --> 01:01:02,283 چطور ممکنه قربان؟ 858 01:01:03,910 --> 01:01:05,328 من فقط یه خدمتکارم 859 01:01:17,674 --> 01:01:22,345 قطعاً قلب‌های زیادی در سراسر میفر شکسته است 860 01:01:22,428 --> 01:01:25,807 این نویسنده امیدوار است که در این خلوت‌گزینی 861 01:01:25,890 --> 01:01:30,395 خوش‌گذرانِ قصه‌مان هرآنچه را که واقعاً به دنبالش است، بیابد 862 01:01:30,478 --> 01:01:33,773 فقط زمان همه چیز را مشخص می‌کند 863 01:01:34,773 --> 01:01:41,773 💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸79979

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.