Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه و زيرنويس به سفارش "بزرگترين بانک فيلمهاي هندي"
بانک فيلمهاي هندي .:: www.3hDVD.com ::.
... لاکشمن
. اتوبوس بچه ها رسيده . بيارشون تو
بچه ها رو؟ يا اتوبوس رو؟ . بچه ها رو -
حالا ...؟ . آره . حالا -
يعني کدوم ...؟
. لاشمن ، برو بيرون و بچه ها رو بيار تو . الان
. چيکار داري مي کني؟ بذار کادوها باشه . بابو بسته بنديشون مي کنه
. نه ، سومي ، بذار من هم اين کار رو ياد بگيرم
. من مي خوام اولين کادويي که به نومون ميديم رو خودم بسته بندي کنم
. نوه؟ اول بذار پسر خودت بزرگ بشه
تا اون موقع ، خودت رو با بچه هايي که . نوه هات صداشون مي کني سرگرم کن
. زود باش ... دوستاي کوچولوت رسيدن
!خوش اومديد! خوش اومديد
!... بيايد پيش من
!نگاه کنيد! براتون کادو هست! بريد جمعشون کنيد . سريع
. سلام ، پسرم
اون خونه هوا پر رو اونجا مي بيني؟ چطوره باهم بپريم؟
. نه ، من فلج اطفال دارم . من حتي نمي تونم درست راه برم
. اشکال نداره . من با تو ام . باهم خوش مي گذرونيم . زود باش
!هي سومي! يه روز اين طوري سه نفري مي ترکونيم
!تو ، من و پسر آدي
نمي توني سريعترش کني ، آقا؟
!من صاحب شترم . اسب که نيست
!مثل اينکه شتر مي دونه! سريعترش کن! خوبه
... پوجا
واسه منه؟ !نه ، واسه منه -
يکم تنگه . ولي وقتي من تو يه ... گارگا چولي (لباس عروسي) پا بذارم بيرون
... آدماي گربه سوت مي ذارن بيرون !ها ها ها! خيلي خنده داره -
. گرون به نظر مياد نه . فقط 45،000 -
فقط 45،000؟ . خيلي مناسبه
. اندازه اش کن چطوري مي تونم بپوشمش؟ -
چرا نه؟ . حنا هنوز خيسه -
. پس بشورش . نه ، من به خاطر تو ماليدمش -
. بابا هواپيما رو فقط واسه يه روز اجاره کرده . وقت نداريم بريم عوضش کنيم
ولي چطور مي تونم بپوشمش ، آدي؟
مي خواي من ... برات بپوشونم؟
مي خوام آروم برات بپوشونم؟ !نه -
، چرا؟ من چشمام رو مي بندم . قول ميدم . کور بازي مي کنم . همين
!نه ، آدي ... اصلا . به جون بابا قسم مي خورم -
. تو که مي دوني ، من قسم دروغ به جون بابا نمي خورم
''... برو مخفي شو''
''... جايي مخفي شو''
''که قلب ديوونه ام دوباره پيدات کنه''
''... من دارم يه جاي دوري ميرم ، دارم ميرم''
''بهتره از تو دور باشم''
''. تو قلبت شيطنت هست''
''قلبم ... ديگه نمي تونم کنترل کنم''
''... برو مخفي شو''
''... جايي مخفي شو''
''که قلب ديوونه ام دوباره پيدات کنه''
''من خيلي خجالت مي کشم''
''تو نبايد از اونايي که دوسِت دارن خجالت بکشي''
''... برو يه جاي دور''
''برو ، عشقم''
''... تو هوا فريب هست''
''من به سختي مي تونم صاحب آرزوهام شم''
''... قلبم رو شديد نزن ، عشقم''
"...به من ترس نده ، عشقم''
''... بيا پيش من''
''سمج بودن رو بس کن''
''لطفا دستم رو نفشار''
''... ببين''
''يه ترسي تو قلبمه''
''مگه از چي ترسيدي؟''
''... بذار برم''
''بس کن ديوونه بازي رو''
''... من اون رو تو قلبم عميق مي دونم''
''وسواس من ، تو هم حتما مي فهمي''
''... من سرنخي ازش نداشتم''
''تو تونستي به من توضيحش بدي ، عزيز دلم؟''
''حالا زياد مظلوم بازي درنيار''
''... من ازت خواهش مي کنم''
''بذار برم''
''... برو مخفي شو''
''... جايي مخفي شو''
''که قلب ديوونه ام دنبالت بگرده''
!آدي! خيلي عاليه نيست؟ -
. و فکر کنم تو بيشتر عالي هستي
. دوست دارم . من هم دوست دارم -
چي شد؟ !گاز -
من کي گازت گرفتم؟ !منظورم ، ساعته -
!ساعت 11 ه . من بايد تا ساعت 2 بمبئي باشم ، آدي
چرا اين قدر نگران شدي؟ پرواز !امروز دقيقا به پير مرد من تعلق داره
!عالي بود ، بابا! سفر عالي بود
. اون يکي نه ، اون يکي نرسيده . اين رو بخور ... اين يکي رسيده
چي فرقي مي کنه ، بابا ...؟ . يه رنگن
. رنگ نيست ، پسرم . عطره
. تو انبه خوب رو از بوش تشخيص ميدي . بفرماييد
. پسره به درد نخور! تو 25 ساله اومدي مزرعه
!و هنوز نمي توني انبه خوب رو تشخيص بدي
با متخصصي مثل تو که دور و برم !دارم ، چرا بايد نگران باشم؟ اين عاليه
. يه صندوق براي دوستات هست . فراموشش نکن
و دوستات مجبور شدن چي بگن؟ ديگه کي با تو رفت جِي سالمِر؟
... خوب ، هَري بود ، راج ، هَپي
. مامانت عصباني بود . ولي من از موضوع طفره رفتم
تو که نگفتي برات هواپيما اجاره کرده بودم ، گفتي؟
نه ، نگفتم . من ديوونه ام در موردش به مادر هند بگم ، بابا؟
. تو که مي دوني مادر هند بايد چي بگه
!آديتيا! تو 1/5 ميليون رو فقط تو يه روز بر باد دادي
ايشوَر ، چطور تونستي به اين پسره بي مصرفت هواپيماي اجاره اي بدي؟
''ايشور ، اين پسر پول رو مثل آب خرج مي کنه''
''و ما هيچ وقت با آب هم خيلي آزاد نبوديم''
!مادر هند
سومي ... تو فال گوش وايسادي؟
!آره ، فال گوش وايساده! يه کاري کن ، سريع
. مامان ، تقصير بابا نبود . من درمورد هواپيماي اجاره هاي اصرار کردم
آره ، سومي . اون قول داده بود تا . دوستاش رو با هواپيماي اجاره اي ببره جِي سالمِر
و اون چطور قولش رو شکست؟ چرا ...؟ -
بهش ياد ندادي چطور قول هاش رو بشکنه؟
. تو تو شکستن قول ها خيلي خوبي من ...؟ -
. آره . تو هر روز قول ميدي و مي شکنيش
سومي ، ديگه تمومه . من مي خوام جلوي" "زياده روي آدي تو خرج کردن پول رو بگيرم
''من قول ميدم . من قول ميدم که موتور ديگه اي براش نخرم''
و مهمونياي هر روزش تو هتل هاي" "پنج ستاره تعطيله ... قول ميدم
... مامان ، من !اگه با من حرف نزني بهتره -
من داشتم درمورد اين درخت ... حرف مي زدم . وقتي يه ساله بود
. بزرگ شده و در ضمن متوجه مسئوليت هاش هست
باغبان ازش مواظبت کرد . پس اون حالا . داره يه قرضي رو با ميوه دادن پس ميده
مي فهمي؟ . آديتيا هم مي زايدش ... ميوه رو -
. سومي ، آديتيا عوض شده . منظورم اينه ، کم کم داره عوض ميشه
... يکم صبر داشته باش ، مامان . من تا کي؟ -
بيست سال ديگه؟ يا 25 سال؟ داري توهين مي کني ، آره؟ -
. بفرما ، عکسام رو ببين! تو مجلات معروف ظاهر ميشن
تهيه کننده ها دارن پيرهناشون رو شرط ... مي بندن تا ازم امضا بگيرن . تو مي بيني
چرا ، آدي؟ چرا تهيه کننده ها ازت امضا مي گيرن؟
... خوب .. چون من جذابم
... پولدارم و !خوش شانسي -
. آره ، خوش شانسم . سومي ، صبر کن و ببين -
. اين پسر چهره تبليغاتي اسباب بازي هاي ما خواهد شد
، همون طور که مي دوني ، قبلا به عنوان پستي . من عادت کرده بودم تا نامه هاي مردم رو بهشون بدم
!و اين پسر از هواداراش تُن تُن ايميل دريافت مي کنه
!بالاخره من ستاره ام ، مامان !خط هاي کف دستم رو ببين
!اونا به پايان حتمي مي رسن . آديتيا ، به خط ها خيلي زياد اعتماد نکن -
به نظر مي رسه يه يه چيزي اشاره . مي کنن و چيز ديگه اي رو کاملا بهت ميدن
جدي خوشگله ، مگه نه؟
!مادر هند
... ببخشيد
. چه ساري قشنگي . ممنون -
!ولي با مال تو زياد فرق نداره
. اون مارک دسته گل رو موهات خيلي خوب به نظر مي رسه
. دقيقا ، کادوي ايشوره . هر روز شخصا يه دونه برام مياره
همين؟ يه دسته گل ناچيز؟ !من هر روز به آشالاتام يه دسته گل ميدم
واقعا؟ زنت هر روز با يه دسته گل رو موهاش ميره اين ور و اون ور؟
. باز هر دوتاشون دارن شروع مي کنن بريم ...؟
. من نبودم . ناتو بود که شروع کرد
... "اون به هر چيزي به هر کسي ميگه "اون که چيزي نيست
خوب آقاي نايدو ...؟ شما آقايون درمورد چي داريد بحث مي کنيد؟
پسرم وينکات! اون مي خواد کار . هتلم رو رد کنه و خواننده پاپ بشه
!من نيم ميليون روپيه خرج کردم
''... تو حامله اي ، من تو قلب يه گدام''
!براي ضبط اون آهنگ لعنتي ، 6 جلسه رفت
. اون تو هر خونواده اي داره اتفاق مي افته . ولي خيلي خوبه ، آقاي نايدو -
، تو بايد از دست پسرت خوشحال باشي . کاست هاش دارن سريع فروش مي کنن
!دو کاست! فقط 2 کاست
. من يه کاست آوردم که خراب شد
!براي همين من کسي بودم که دومين کاست رو هم آورد
!اون همه چي رو درمورد آموزش و يادگيريش فراموش کرده
. اون واقعا ناراحته ، واقعا ناراحته . ولي ما تو اين رابطه خيلي خوش شانسيم
. پسرمون آدي مي خواد بازيگر فيلم بشه
. ولي اون داره آموزشش رو ياد تموم مي کنه . هر سال تو دانشگاه اول ميشه
!اون که چيزي نيست! خواهر زاده آشالاتا هر روز تو دانشگاه اوله
!مي شنوي ...؟ هر روز !هر روز -
!براي کلاس هاي ساعت 8 ، بايد ساعت 6 بره دانشگاه
خيلي خوبه ، داداش ناتو! يه چيزي رو مي دوني ...؟
پسرم هر سال هم تو درس . خوندن اوله و هم تو مسابقات نمايشي
!اون واقعا بازيگر خيلي خوبيه . اون که چيزي نيست -
. برادر زاده آشالاتا بازيگر خيلي بزرگيه
. اون تو يکي از بازي هاي مدرسه اش نقش صندوق پست رو بازي کرد
... همچين اجراي خيبي خوبي داشت
!که مردم امروز هم نامه هاشون رو تو دهنش انداختن
!پسرت هيچي نيست اون چي بود ...؟ -
دخترم يه آدم خاصيه! تو مغز مثل !انيشتنه و تو خوشگلي مثل آيشوارياست
!پسرت صفر گنده است . نادونه ... اون زيادي مشروب خورده ، خانم -
... مواظبش باش ، وگرنه . مواظبشم -
چه اتفاقي براش افتاده ، سومي؟ !اون درست تو هرجايي شروع مي کنه
. اون يه روز ديگه به تشيع جنازه اَگراوال رفت
''چي...؟ فقط هزار نفر؟''
"تو تشيع جنازه عموم 5000 نفر بودن"
. اون بايد شوخي کرده باشه !چه شوخي اي -
. يه روز شيشه هاي عينک يه نفر رو درآورد
. گفتم ، پيک اداره ام بدون عينکش نمي تونه ببينه
... و ناتوي بزرگ ميگه
!پيک اداره ام بدون عينکش کر ميشه
"پرسيدم ، "چرا؟ اون از عينکش براي شنيدن استفاده مي کنه؟
ميگه ، "نه ، اون از سمعک استفاده "مي کنه . عينک رو براي پيدا کردن سمعک لازم داره
چرا داري مي خندي؟ !ولي اون به نقطه اي اشاره کرده -
!اون هميشه به نقطه اي اشاره مي کنه ، سومي !پدر بزرگم آدم بزرگيه! عموم آدم بزرگيه
!و آشالاتام ... کاملا اصله
!حتما . انگار زناي ما همشون کپي ان
. ولش کن ... ما داشتيم ، در مورد آدي حرف مي زديم و -
... آدي تو
!هيچي نيست! صفره
از من بشنو ، اون به درد هيچ کاري !نمي خوره . من ولخرج مي شناسمش
... تو به حرف من گوش مي کني . لطفا برو کنار
تو منو به استخر شنا پرت کردي ...؟
!ولي اين که چيزي نيست
!برادر زنم منو به دريا پرت کرد
. نخند ، سومي . هيچ توهيني به بابام نشد ،" من شنيدم" -
ولي هيچ توهيني به پسرم شد؟ . من نشنيدم
!اون دوبار گفت! آديتيا هيچي نيست ... از اونجايي که آديتياي من
اون چيه؟
آديتياي تو چيه؟
. ايشو ، داداش ناتو هيچ چيز اشتباهي نگفت . آديتيا واقعا چيزي نيست
. و ديگه چيزي نميشه مي دوني چرا؟
. چون تو مي خواي پسر عزيزت رو لوس کني
پس نبايد پسرم رو دوست داشته باشم؟ . هي! مثل اينکه من آديتيا رو دوست ندارم -
ولي اون به اين معني نيست که . تسليم علاقه ها و هوا و هوسش بشيم
!يک و نيم ميليون روپيه تو يه روز تو هواپيماي اجاره اي ، ايشو ...؟
من چرا نبايد همه آرزوهاش رو برآورده نکنم ، سومي؟ چرا نبايد نکنم؟
ما وقتي اومديم اين شهر چي داشتيم؟
. هيچ سقفي بالاي سرمون نداشتيم . غذاي کافي براي خوردن نداشتيم
. وقتي در مورد برآوردن کردن آرزوي خودمون فکر کرديم ترسيده بوديم
!در حقيقت ، ما حتي فکر کرديم آرزوهامون گرون قيمت بودن
ولي امروز ، اگه اين پستچي کسي که براي ... تحويل دادن نامه هاي مردم اين ور و اون رفت
... يه تاجر پولدار شده
. به خاطر پسر و فرزندش ، آديتياست
. من همه اينا رو فقط به خاطر آديتيا ساختتم
تو همه عمرش اون کارا رو مي کني؟
. ايشو ، مي دوني از وسط چه مشکلاتي داريم رد مي شيم
خوب انتظار داري من چيکار کنم؟ . حقيقت رو به آدي بگو ، ايشور -
. نه
... قبل از اينکه کس ديگه اي بهش بگه . نه ، سومي -
... هيشکي ، غير از تو و من ، درموردش نمي دونه . و اگه
ولي بايد يه روز بهش بگي ، نميگي؟
. اون نمي تونه شُک رو تحمل کنه . بايد تحمل کنه -
شايد عوضش کنه ، بيشتر مسئوليت پذير ميشه؟
... سومي
!من اون قيافه رو دوست ندارم !من يه راه دارم -
''... ما شاه دنيامون هستيم''
''دنياي ما پر از خوشيه''
''... ما شاه دنيامون هستيم''
''دنياي ما پر از خوشيه''
''... ما غم هامون رو از کنار ديديم''
''ما براي خوشحاليمون به سختي وقت پيدا مي کنيم''
''تو هر خوشي تو ، من قسمتي از اون بودم''
من از تو ياد گرفتم تا زندگي" "پر از خوشي زياد رو بسازم
''من دارم ديوونه ميشم''
''ما هميشه ، پدر و پسريم . ولي دوست هم هستيم''
''... از وقتي تو رسيدي ، من روزاي جووني ام رو''
''دوباره در تو پيدا کردم''
''... ما شاه دنيامون هستيم''
''دنياي ما پر از خوشيه''
''... من از تو زندگيم رو گرفتم''
''من از تو اين دنيا رو گرفتم''
وقتي تو قسمتي از اين دنيا" "نبودي اون هيچ معني اي نمي داد
''هر مشکلي پشت ماست''
''حالا قسمت ما يکيه''
''... ما نه دشمني داريم ، نه شکايت''
''ما هرچيزي که هميشه خواستيم رو داريم''
''... ما شاه دنيامون هستيم''
''دنياي ما پر از خوشيه''
''... ما غم هامون رو از کنار ديديم''
''ما براي خوشحاليمون به سختي وقت پيدا مي کنيم''
بانک فيلمهاي هندي .:: www.3hDVD.com ::.
. ضربه خوبي بود ، بابا
آدي ، من مي تصميم گرفتم تو . با ريچا ، دختر پرتاپ دوستم ازدواج کني
. ما فردا ساعت 5 همديگر رو تو کلوب مي بينيم . اونجا باش
... بابا . رد نکن ، آدي -
. اون دختر خيلي خوبيه . بايد قبول کني
تو مياي اونجا ، نمياي؟ چطور مي تونم حرفت رو قبول نکنم ، بابا؟ -
اين چيه ، آدي ...؟ تو حتي عکس العمل نشون نميدي؟
. بابام استخر شناي گرم درست تو اتاق خوابم ساخته بود
. حالا مي تونم تو زمستون هم شنا کنم . با تو
مي دوني که دوست دارم ، درسته؟ !دوست دارم ، دوست دارم ، دوست دارم
. من هم دوست دارم ، پوجا چرا داري اين قدر بد صدا مي کني ...؟ -
حدس بزن چيه ، عزيزم؟ . امشب هيشکي خونه نيست
تو واقعا خيلي لوس شدي ، نه؟ . معلومه . من تنها دختر بابام هستم -
پس چطوري اين خونه رو ول مي کني و مياي خونه من؟
خوب ...؟ چرا نتونم؟
. تو استخر شناي گرم داري . و من فقط يه استخر معمولي دارم
! انگار من تو استخر شناي گرم به دنيا اومدم
من با استخر شناي معمولي هم کارم راه مي افته ، خوب؟
. تو 12 تا اتاق خواب تو خونه ييلاقيت داري . و من فقط 7 تا دارم
رئيس بيچاره فقط با دو تا اتاق خواب ، بيچاره نميشن؟
به هر حال ، من جايي زندگي مي کنم که تو هستي . درسته؟
. به خاطر تو ، من تو جاي 4 اتاق خوابه هم زندگي مي کنم
، وقتي راننده دور و بر نيست . مجبوري با ماشين خودت رانندگي کني
. يادم بده . من ماشين خودم رو مي رونم حتي ماشين هندي . باشه؟
اگه غذا درست نکنيم چي ميشه؟ !از رستوران غذا مي گيريم -
. چون من دوست دارم ، عزيزم
. حالا بگو چي مي خواستي بهم بگي ... پوجا -
. بابا امشب داره ازدواج منو با دختر پرتاپ دوستش ترتيب ميده
. و من نتونستم از حرف بابام برگردم ، پوجا
آديتيا هيچ وقت حرف منو رد نمي کنه . درسته ...؟
. درسته . به درد نخور به چيزي که داري ميگي گوش ميده
بايد الان هم شوخي کني ...؟ . تو بهم بگو ، ريچا
. تو قبلا آدي رو ديدي چه فکري در موردش مي کني؟
. نمي دونم . منظورم اينه . من فهميدم آدي آدم خيلي بامزه ايه
. آدم خيلي خوش گذراني ديدمش . دقيقا! اون خيلي خوش گذرانه -
. کمدين به دنيا اومده کمدين به دنيا اومده ...؟ -
. اون که چيزي نيست . من به دنيا نيومده کمدين بودم
... لحظه اي که به دنيا اومده بودم !دار و دسته کمدي دست کشيدن ...؟ -
!مردم داشتن از خنده مي غلتيدن ''!ببين چي به دنيا اومده''
. از دستش خلاص شو
!خواهش مي کنم! خواهش مي کنم بريد . اين ديدار خيلي شخصيه
. مي دونم ، پسرت با دختر پرتاپ
. مثل کلاغ با مرواريد گرون قيمت داره جاي دوري پرواز مي کنه
!اون داره به ريچا کلاغ ميگه ، سومي . راستش داره به آديتيا ميگه ، تاکور -
درسته! اين دختر خيلي تحصيل کرده !است و پسر تو از مدرسه ترک تحصيل کرده
!دارم ميام بزنمش ، سومي . خواهش مي کنم ... از اينجا ببرش -
!پرتاپ ، پيشنهاد مي کنم با من بياي . اون نمياد
تو به ساکت شدن ادامه ميدي؟ آدي من تو وقت شناسي خيلي دقيقه! فهميدي؟
!اوه آره ، يه آدم خيلي دقيق بزرگ !اون هميشه فقط 5 ساعت دير مي کنه
!ميمون ترک تحصيل کرده
. آدي من کارشناسي ارشد مديريت بازرگانيش رو تموم کرده !با اولين درجه
!هي! اون که چيزي نيست! بابام تو راج داني بليط جمع کن بود
!من در مورد قطارها حرف نمي زنم . دارم درمورد درجه اش حرف مي زنم
!اون 2 تا درجه داره
!هي! عموم داشت تب 105 درجه رو بالا مي برد
!زود باش ... بيا
. اين يارو چيه ...؟ قبل از اينکه برگرده بريم
ناتو برمي گرده ، تاکور ، ولي آديتيا کجاست ...؟
!ما ملاقات رو ساعت 8 فرض کرده بوديم و الان ساعت 9، رفيق
. من بهش زنگ مي زنم
. آدي ، برو ، . با ريچا ازدواج کن
!اون خيلي خوبه . چاي هم مي تونه درست کنه
. تو باهاش خوش ميشي . پوجا، ولي من تو رو دوست دارم -
پس چرا به بابات نگفتي؟ ... بابام -
. مي دوني که اگه به بابام مي گفت چه اتفاقي مي تونست بي افته
. آره ، مي دونم . براي همينه دارم ازت مي خوام که بري
!گوشي هم الان داره زنگ مي خوره
. آدي ...؟ بابا هستم
... آره ، آره
... چي ...؟ اوه ، که اين طور ، که اين طور
. اون داره بيرون به يه آدم فقير کمک مي کنه و براي همين دير کرده
... راستش ، ما اينجا تو کلوبيم
... تاکور ... تو مي توني وقت خودت رو بگيري -
... موبايلت ، تاکور . موبايلت داره زنگ مي خوره
. خوب ... اشتباه بود . گوشي کار نمي کنه
. همشون کلاه برداراي لعنتي ان واقعا؟ -
. آروم باش ، تاکور . بايد به مشکلي برخورده باشه
. متاسفم ، پرتاپ
... حقارتي که مجبور شدم به خاطرش رو به رو شم
. آره ، گوشيش رو هم خاموش کرده چي ...؟ -
گوشيش رو...؟ . آره! خاموشش کرده -
. بي مسئولتي هم حدي داره !بهت ميگم -
!بي توجهي هم حدي داره ... بذار بياد . دعواش مي کنم -
. آره . بذار بياد
... يه جوري دعواش مي کنم تو دعواش مي کني يا مي پرسي؟ -
کجا بودي ، آدي؟" "چي شده ، پسرم؟
!دعواش مي کنم ، سومي !بذار لاقل بياد خونه
!من اگه استخوناش رو نشکنم ، ديگه به خودم ايشور نميگم
.. بابا آدي ...؟ -
پسرم! چي شده ، پسرم؟ تو کجا بودي؟
چرا قيافه عبوس ...؟ . به بابا بگو که چه خبره ، زود باش
لاشمن ، کتاب اسما رو مياري؟
. بايد اسم آقا رو عوض کنيم ... سومي ، ولي قرار بود سرزنشش کنم -
اين کتاب ...؟
چرا کتاب رو آوردي؟ !برو
کجا برم؟ !برو برگرد سر کار -
نمي توني ببيني چطور ناراحته؟ آدي ... نه ، پسرم! چرا داري گريه مي کني؟
. لاشمن! يکم آب بيار براي خوردن ...؟ -
!نه . براي حموم کردن !برو يه سطل پر آب بيار
. نه ، آدي ... گريه نکن
چرا بايد گريه کني ...؟ . بشين ... سخت نگير
. نه ، متکا براي پاک کردن اشک نيست . از پيرهن بابا استفاده کن -
تو نبايد دستمال داشته باشي؟ سومي ، نمي توني ببيني چطور غمگينه؟ -
آره . خوب ، چه خبره پسرم؟ چي داره ناراحتت مي کنه؟
... بابا ، مامان
. اين دختره ، دوستم ، فرار کرد ازدواج کنه
. و من کمکش کردم همين ...؟ -
به خاطر اون بود که داشتي گريه مي کردي؟ !آدي ، تو واقعا خيلي بامزه اي
... ولي بابا ، پسري که باهاش ازدواج کرد
... پسره
. منم
!داري شوخي مي کني ...؟ داري شوخي مي کني
... سومي ، اين پسرت داري شوخي مي کني ، نه؟
. نه ازدواج ...؟ -
!آروم باش ... آروم باش !بذار من باهاش حرف بزنم -
شوخي نمي کني ، درسته؟ . نه -
مي دوني چي داري ميگي؟ ازدواج!؟
با کي رو زمين ازدواج کردي؟ . يه دختر -
. چيز خوبيه . وگرنه بابا حمله قلبي مي کرد
اسمش چيه؟ . من ار زو علاقه بهش ميتي ميگم -
از رو علاقه هرچي! اسمش چيه؟ . پوجا -
کجا زندگي مي کنه؟ . تو ماشينم -
تو ماشينت ...؟ از کي؟ . منظورم اينه ، همين الان تو ماشينه -
!برو بيارش تو! برو
. همين طور که شما مي گيد ، بابا !همين طور که شما مي گيد ، بابا -
... آروم باش ... چطور مي تونم آروم باشم؟ ازدواج -
... اون حتي بدون اينکه به ما بگه ازدواج مي کنه و
. آقا ، اب
!ببرش! از طرف من حموم کن! برو
تو آشپرخونه يا حموم؟ اون تو آشپزخونه حموم مي کنه؟ -
... هرجا که حموم مي کنه ، ايشو خواهشا آروم ميشي؟
، چه ازش خوشمون بياد چه نه مجبوريم به عروسمون خوش آمد بگيم ، مگه نه؟
آقاي جوون ازدواج کرده؟ !خداي من! چه عذابيه -
!اون پسر تصميم گرفت ازدواج کنه و عذاب هم نداد ازمون بپرسه
!و اين جوونک به پرسيدن همه جور سوال ادامه ميده
. برو . فعلا برو
من ...؟ . آره -
. الان برو تو
. خوشبخت بشي
. زنده باشي
... بابا . باشه، باشه -
خونوادش مي دونن؟ يا اونا هم ...؟
... ميتي دختر خيلي خوبيه . اون به خونوادش گفته که
... تو خونه رمي مي مونه . و ريمي ، دوستش
. خبر رو به باباش ميگه که ما يکم ازدواج کرديم
يکم چقدره ...؟ يه قاشق ازدواج؟
... ايشو !ايشو چي -
. آدي ، باباش مي تونه عليهمون پرونده پليسي تشکيل بده
. که تشکيل ميده منظورت اينه ، مطمئنا ...؟ -
. بله بابات آدم عجيب غريبيه ...؟ -
. نه ، عجيب غريب نيست . فقط يکم غير عاديه
... که اين طور کارش چيه؟
. کارخونه چاقو خنجر داره مي شنوي؟ -
!يه مرد غير عادي که چاقو و خنجر مي سازه
. براي همين بهش نگفتيم !ولي من اسباب بازياي بي ضرر درست مي کنم -
من چرا نگفته بودم؟
!يه دقيقه ... يه دقيقه
عزيزم ، بابات آدم غير عادي ايه؟ . بله -
چاقو و خنجر مي سازه؟
مي توني چادرت رو بلند کني ، لطفا؟
تو دختر ناتو هستي ، نه؟
!سومي! بهش بگو بياد اينجا
!به داداش ناتو زنگ بزن و فقط بگو بياد اينجا
خوب ، داداش ناتو؟ چرا داري صورت رو مثل عروس عصباني پنهون مي کني؟
!دخترت با پسر من ازدواج کرده . باهم فرار کردن
. داداش ناتو ... يه چيزي بگو ، لطفا چي مي تونه بگه؟ -
پسرم کلاغيه که با مرواريد پرواز کرد ...؟ هان؟
آدي ميمونيه که ترک تحصيل کرده؟
!اون که چيزي نيست ، سومي! داداش ناتو حالا پدر زن اين ميمونه
!دخترت پوجا فرار کرده تا با پسرم آدي ازدواج کنه
!ايشو ... خواهش مي کنم !درسته -
. داداش ناتو ، حالا فاميليم . لطفا آشتي کن
شما فاميلا مي تونستيد بغل کيند ...؟
خوب ، اگه بغل نه ، لاقل مي تونيد دهنتون رو شيرين کنيد ...؟
چي مي خوريد داداش ناتو؟ قهوه؟ آب ميوه ...؟ فهوه سرد؟
. دستشويي !بايد خودت بري اونجا -
. نمي تونيم اينجا پايين بياريمش ... لاشمن
اوه آره ، تو لاشمن رو نديدي ، نه؟
. لاشمن .. بيا اينجا
. داداش ناتو رو ببين . باباي پوجا
. سلام . سلام -
دخترتون فرارا کرده تا ازدواج کنه؟
. آره
چرا فرار کرد؟ !تو دانشگاه قهرمان دو بود -
کدوم دانشگاه؟ . دانشگاه جِي سي -
مثل کدوم ...؟ !جي سي! دانشگاه جي . سي -
منظورم اينه ، مثل کدوم دانشگاه؟
!دانشگاه جاسوانت چاوان! براي همين فرار کرده تا ازدواج کنه
اون شما رو به عروسي دعوت نکرد؟
. نه
چرا دعوتتون نکرد؟ ... داشت فرار مي کرد ، مي بيني که -
. زانو درد دارم
اون وقت ازدواج انجام شد؟ ... معلومه ، انجام شد -
... همه داشتن فرار مي کردن . عروس ، داماد
!عاقد با آتيش مقدس فرار کرد ، تو فرار عهد و پيمان هم بستن
!و اون يارو که داره مي خنده ... شوهر پوجا ... صاحب و آقاش
پس اون وقت شوهر اون کيه؟
اين يارو کيه ...؟ سياست مدار يا تروريست ...؟
نمي خواي بري دستشويي؟
. آهاي لاشمن ، دستشويي رو نشونش بده
چرا داريد ميريد دستشويي؟
به خودم مربوطه تصميم بگيرم !که تو دستشويي قراره چيکار کنم
. نه ... من تازه لباسا رو شستم
!برو! از خودت لذب ببر ، داداش ناتو !من دستشويي خيلي عالي دارم
. اين که چيزي نيست! من اتاق بزرگ 12 تخته و آشپزخونه ييلاقي داريم
و دستشويي ...؟ براي دستشويي ميري همسايه؟
منظورت چيه ، ايشور؟
!آشالاتا ، پوجا ... زود باشيد !به حد کافي کشيدم! بريم
کجا بريد ...؟ و چطوري ...؟ !پوجا حالا عروس منه
!دخترت فرار کرد تا با پسرم آديتيا ازدواج کنه
!جار و جنجال "فرار کردن" رو تموم کن
!اين که چيزي نيست! خواهرزاده ام بعد از ازدواج فرار کرد . دو بار
ايشور ،خواهش مي کنم ... اون حالا فاميلمونه . لطفا؟
. باشه ، باشه ، داداش ناتو ، من واقعا خيلي متاسفم
. با دستاي تا شده ... بهت متاسف ميگم
، اون که چيزي نيست! من دستام رو تا مي کنم !سرم رو خم مي کنم و ازت ميگم متاسفم
!من پاهات رو لمس مي کنم و ازت درخواست بخشش مي کنم ، داداش ناتو
!من به پاهات مي افتم و ميگم متاسفم
!متاسف تو يعني هيچي
!آره! منو قبول مي کنه ، داداش ناتو
''بيايد برقصيم''
تو تنها کسي هستي که من" "به فکر کردن درمورد تو ادامه ميدم
''جذابيت توئه که به قلبم جذبه ميده''
، من دوسِت داشتم" "با تموم قلب و روحم
''تو برنده ميشي و من بازنده''
تو تنها کسي هستي که من" "به فکر کردن درمورد تو ادامه ميدم
''جذابيت توئه که به قلبم جذبه ميده''
، من دوسِت داشتم" "با تموم قلب و روحم
''تو برنده ميشي و من بازنده''
''روسري ات آرامشم رو دزديده''
"تو تنها کسي هستي که چشمام دوست دارن ببين"
خال رو پيشونيت" "... به من معني زندگي ميده
''من به خاطر عشقت زنگ زدن زنگوله ها رو تو قلبم مي شنوم''
، تو کسي هستي که دوسش دارم" "من بي خيال خوشحال مي رقصم
''براي تو قلب و روحم رو دادم ، عشقم''
''هيشکي مثل تو نيست ، عشقم''
''منو براي هميشه تو چشات مخفي کن''
تو تنها کسي هستي که من" "به فکر کردن درمورد تو ادامه ميدم
''جذابيت توئه که به قلبم جذبه ميده''
، من دوسِت داشتم" "با تموم قلب و روحم
''تو برنده ميشي و من بازنده''
... صداي سنج النگوهات" "رازا رو فاش مي کنن
'النگوت اين طوري منو عذاب ميده''
''... زرق و برق توئه که به من اشاره مي کنه''
''من مي تونستم به خاطر جذابيتت بميرم''
، عشقم ، دلبرم" من نمي تونم بدون تو زندگي کنم"
، گوش کن ، دلبرم" "من بهت همه چي دادم
''... من مجبور شدم بهت بگم''
''ما مجبور شديم براي هميشه باهم زندگي کنيم''
تو تنها کسي هستي که من" "به فکر کردن درمورد تو ادامه ميدم
''جذابيت توئه که به قلبم جذبه ميده''
، من دوسِت داشتم" "با تموم قلب و روحم
''تو برنده ميشي و من بازنده''
بانک فيلمهاي هندي .:: www.3hDVD.com ::.
الو ، پسرم . کجايي تو؟ . بابا ، ما همين الان تو يونانيم -
... با اشتباه آژانس مسافرتي . دو ماهه ، پسرم -
!فقط هفته ديگه ، بابا . ما يه هفته اي برمي گرديم
... اينجا همچين جاي دوست داشتني ايه . آدي ، من بدون تو دوسش ندارم ، پسرم -
اگه ميشه ، مي تونستيد ...؟
. باشه ، بابا . ما فردا ميايم بمبئي
. دوست دارم ، بابا . و ديگه بيشتر از يه جا نيست
. دوست دارم ، پسرم تو مواظب خودت باش . باشه ، بابا؟ -
اميدوار باشم که اهميت نميدي؟ . من فقط مي خوام با تو باشم -
!چه يونان باشه و چه گَتکوپَر
. سومي ، تو راست مي گفتي
. وقتشه واقعيت رو بهش بگم
چاره اي نداريم ، داريم؟
ولي ... چطوري قراره بهش بگيم؟
. درست همون طور که به من در موردش گفتي
ايشو ...؟
... من رفتم خونه ، آدي بهم گفت که تو اينجا بودي . پس
اونا مجبور شدن چي بگن؟
... سومي . نمي خوام بشنوم -
... سومي ، گزارشا !نه! من باور نمي کنم -
!نبايد ديگه باور کني
بايد اشتباهي شده باشه ... اونا مي تونستن اشتباه کرده باشن ، نه؟
. سرطان ريه
. آخرين مرحله
... من يه کلمه باهاشون حرف دارم . اين دکترا يه روش حرف زدني
... دارن که هيچ مزخرفي !سومي -
. سرطان ريه
. بذار با دکتراي ديگه مشورت کنيم
... يه بيمارستان سرطان خيلي بزرگ تو المان هست
. همه گزارشا براشون فرستاده شده ، سومي . تو کسي هستي که فرستاديشون
. دکترا فقط يه چيزي براي گفتن دارن : 9 ماه
. يا اگه معجزه اي هست ، يه سال
. اين که کمه ، ايشو ... تو بهم قول دادي
که پنجاهمين ، شصتمين و هفتادمين . سالگرد ازدواجمون رو باهم جشن مي گيريم
. تو جشن ميگيري ، سومي
... بعد از اينکه مُردم
فراموش نمي کني به موهات دسته گل بزني ، فراموش مي کني؟
تو بعد از مردنم هم منو زنده نگه مي داري ، نه سومي؟
من حتي چطور زندگي مي کنم ، ايشو ...؟
. اون داغون ميشه ، سومي
. هردومون ازش مواظبت مي کنيم
... اوقات خوشي باهم بوديم
. تو غم و غصه هم باهم زندگي مي کنيم
با کدوم پرواز دارن مي رسن؟ . هفتصد و چهارده ، از هند -
. سه ساعته که دير کرده . اين که چيزي نيست -
... داييم بعد از ازدواجش داشت برمي گشت
. پرواز خيلي دير رسيد ، تو راه دو تا بچه زاييد
... دوباره نه ، داداش ناتو . هي لاشمن ، داداش ناتو بالا مي خوادت
ما براي استقبال از آديتيا و پوجا اومديم اينجا؟
. آره
با هواپيما دارن مي رسن؟ ما تو فرودگاهيم ، نه؟ -
. پس با هواپيما دارن مي رسن
. ولي ما با ماشين اومديم اينجا چون ما محلي هستيم ، مي فهمي؟ -
. با اونايي که از بيرون ميان داخل فرق داره
. ولي من با قطار رسيدم
به فرودگاه؟ . ايشتگاه راه آهن -
. قطارا به فرودگاها نمي رسن . فقط هواپيماها اينجا مي رسن
اينجا فرودگاهه؟
!نه ، ايشتگاه ريکشاوه . اونا دارن با ريکشاو مي رسن
ايشتگاه ريکشاو ...؟ پس اثاثيشون رو کجا نگه مي دارن؟
رو سر من . جاي ديگه اي هست؟
پس چرا اينجا وايساديد؟ . لاقل تو ريکشاو بشينيد
!يه سر نه ... من 10 تا سر دارم
شما يه ديو 10 سره هستيد؟ !آره ، من ديوم -
!و تو از من بيشتر شيطان صفت تري يکي منو از دست اين احمق نجات ميده؟
. آدي اونجاست ، ايشو
ما امروز بايد همه چي رو بهش بگيم . باشه؟
!پوجا ... بابا !سلام -
!سلام بابا
. بابا ، بابا ... من در مورد نامزدي و ازدواج سريع شنيدم
، تو مورد ما ، هيچ نامزدي اي نيست !رک و پوست کنده ازدواج و بچه هست
!تو بابا بزرگ شدي
!بابا بابا بزرگ شده
بغل بابا بزرگ چي ...؟ !زود باش
تو خوشحال نيستي؟ ... خوشحال؟ من -
مطمئني ...؟ !من دارم از خوشحالي ديوونه ميشم -
!داداش ناتو! زن داداش !من دارم پدربزرگ ميشم
!سومي ... پدربزرگ !من ... پدربزرگ
!من براي کارخونه اسباب بازي اي که ساختم ارزش کاملي داشتم
!به زودي يه نفر رو خواهيم داشت که با اسباب بازيا بازي کنه
!آدي ، پوجا ... دوستون دارم
!لاشمن! برو يکم شيريني بيار
!نمي پرسي شيرينيا رو به کسي مي خوروني و چرا؟ ازش بپرس
. خوب ، من مي دونم که آقا قراره پدربزرگ بشه
!آدي قراره پدر بشه . واقعا؟ من نفهميدم -
شما قراره پدر بشيد؟ . آره ، لاشمن -
. ما هم قراره پدربزرگ مادر بزرگ بشيم . و پوجا مادر ميشه
يعني ، 6 تا بچه؟
. بابا ، اگه پسر بچه باشه ، بذار همه چي رو براش آبي کنيم
... لباساي آبي ، کفشاي آبي ، آب پاش آبي ، وان آبي ، استخر آبي
. و فرضا اگه دختر باشه ، بذار همه رو براش صورتي کنيم
واي! ما تو دور و زمونه خودمون . هيچ وقت همچين فکراي فانتزه اي نداشتيم
منظورت اينه اگه پسر بچه باشه همه اينا به هدر ميره
و اگه دختر بچه هم باشه همه اونا به هدر ميره؟
چه هدري؟ هي ، مامان ، ما مثل شما !خسيس نيستيم که فقط يه بچه داشته باشيم
. ما قراره 2 تا بچه داشته باشيم
. ما قراره 2 تا بچه داشته باشيم چي ميگي؟
. لاقل اول مسئوليت يه بچه رو ياد بگير
!پس کي همه خريدا رو کرده و اون همه خرت و پرت رو آورده؟ من آوردم
من کسي ام که همه چي رو باهم انجام ميده . . زنم کل روز به خوابيدن ادامه ميده
. پوجا ، بهش بگو ... مامان ، درسته -
. آدي به شکل بهتري عوض شده . خيلي با مسئوليت شده
. در مورد شلوار جين بهش بگو . ما يه جفت شلوار جين به قيمت 000 ، 50 ديديم -
!اون حتي اندازه اش نکرد ... پولي که به اين چيزا خرج کردي -
. مال باباته . تو فقط ولخرجي کردي
. واي سومي ، حالا بسش کن پولاي من پولاي آدي هم نيست؟
. نه مامان ، تو چي مي خواي؟ -
... از يه خودت شخصيت بساز ، آديتيا . وگرنه
. لطفا بهش بگو ، ايشور
... آديتيا ، من ... دو ماه! فقط تو عرض 2 ماه -
. تو ثابت مي کني که مي توني ستاره فيلم خيلي موفقي بشي
!خواهش مي کنم ، ايشور . من بهت 2 ماه وقت ميدم -
چي؟ !سومي ، خواهش مي کنم -
براي اولين بار ، داره سعي مي کنه . با مسئوليتاش کنار بياد . خواهش مي کنم
. در عرض 2 ماه ، آديتيا تو قراره از بازيگريت 000 ، 100 بدست بياري
. برام مهم نيست چطور اون کار رو مي کني ، مشکل خودته
. من مي تونم کتبا بنويسمش . پس کتبا بنويسش -
. حرف رو ديکته بگو ، بابا ... در عرض 2 ماه ، تا هولي -
تو 000 ، 100 روپيه بدست مياري . . وگرنه بعدش به مورچه ها ملحق ميشي
. امضا کن . امضا کن . امضا کن
. امضا شد ، مهر شد و تحويل داده شد
حرف آقا؟ !کتبا ، بابا . کتبا -
. من اون موقع مي تونستم بهش بگم
. و شايد آدي از فردا شروع مي کرد به کارخونه اومدن
، ولي سومي ، مردم بعدا ازش مي پرسيدن ''هي ، آدي! چي به سر فعاليت بازيگريت اومد؟''
، و آدي مي بايست مي گفت "... من مي تونستم ستاره خيلي موفقي بشم
''. ولي مجبور شدم خرابش کنم . چون بابام يهويي مرد''
... نه ، سومي
. نمي ذارم مرگ قريب الوقوع من بهانه اي براي شکست آدي بشه
... در حقيقت ، هر چه قدر وقت کمي دارم
. سعي مي کنم اون رو کليدي براي موفقيتش بکنم
. پسر بيچاره فقط 2 ماه وقت خواسته
. حتي قبل از اينکه بفهميم از کنارمون رد ميشن
تو با من مي موني ، نه؟
. آره . زمان هم باهامون مي مونه
. جدا از موفقيت آدي ، تو بايد نوه ات رو هم ببيني
مي تونم ببينمش ، سومي؟ . معلومه که مي توني ، ايشو -
. خدا بايد بدونه ، سومي
... من مردي ام که اسباب بازيا رو تو سرتاسر دنيا به بچه ها فروخت
. و حالا دارم حتي بدون بازي کردن با نوه خودم ميرم
. يه پل بين زمين و بهشت مي بينم ، سومي
. خودم رو تو آخر يه پل مي بينم . تو آخر ديگه نومه
. اون داره مي رسه . و من دارم ميرم
. سفرمون تازه شروع شده ، سومي ... ولي
سفر کي اول تموم ميشه ...؟
''تو اين جشن رنگا ، باهم مي رقصيم''
''با ريتم طبلا ، بايد باهم برقصيم''
''... رنگا رو بپاش''
''وقتي باهم مي رقصيم ، براي همه خوشبختي مياره''
''يه لطفي بهم کن ، بيا هولي بازي کنيم''
''تو رنگا زبان عشق هست''
''تو چرا به دنبال کردن من ادامه ميدي؟''
''چرا قلبم رو به تپش درمياري؟''
''برو ، به من دست نزن''
''... خدايا! هولي اينجاست''
''يه لطفي بهم کن ، بيا هولي بازي کينم''
''خدايا! هولي اينجاست''
''به اين رنگا عشق منتقل شده''
''... قرمز ، آبي و زرد''
''و سرخ شدن گونه هات''
''اي خوشگل تيره چشم ، راه رفتن فريبنده اي داري''
''هولي فقط بهانه اي براي خوابيدن با منه''
''صورت ماه مانند من مي خواي تو رنگا آغشته شي''
''هولي مياد و ميره ، ولي تو در قلبت فريب داري''
''من به بي توجهي خيلي ساده نيستم''
''خدايا! هولي اينجاست''
''يه لطفي بهم کن ، بيا هولي بازي کينم''
''خدايا! هولي اينجاست''
''از وقتي پيدات کردم ، هولي کاملا متفاوته''
''صداي سنج سنج پابندات با طپش قلب من''
تو از اين کلمات شيرين استفاده" "... مي کني تا قلبم رو بدزدي
''مي دونم که ، تو هميشه چيزي که بخواي رو مي کني''
من شکست رو به تو ميدم" "چون من عشقت رو آرزو مي کنم
... تو اين هولي ، من باهات مي رقصم" "خدايا! هولي اينجاست''
''يه لطفي بهم کن ، بيا هولي بازي کينم''
''خدايا! هولي اينجاست''
''رنگا همشون در مورد عشقن''
''يه لطفي بهم کن ، بيا هولي بازي کينم''
''چون اين رنگا همشون در مورد عشقن''
. هولي مبارکت باشه
. آخرين هولي من
!هولي
!بابا ... پوجا
. پات رو تکون بده . متاسفم -
. فقط بخورش ، حرف نزن
. من فکر کردم تو عاقل بودي ، پوجا ... با اينکه دختر ناتو هستي
!باز هم فکر کردم يکم فهم و شعور داري
مگه بابام چيکار بايد بکنه ...؟ !ناتو بره جهنم -
!اشکال نداره . جهنم نه . مناطق نفتي براي اون
. يه دقيقه ، اون واسه تعطيلات استراليا رفته
هر کجا! يه چيز به اسم فهم و شعور هست ، نه؟
و تو ... قولت چي شد؟
قرار بود تو عرض 2 ماه 000 ، 100 گير بياري . پس پولا کجان؟
. مي دونستم اين سوال رو مي پرسي . براي همين آماده اومدم . اين رو ببين
برو بچه هاي زوم تي وي شروع کردن !به جلو و عقب کشيدن مسابقات استعداد
. برنده ها فرصت شانس گيرشون مياد
. سه نفر اول با تهيه کننده هاي معروف براي نقش اصلي امضا مي کنن
. موضوع فقط 5 ماهه
. مسابقه قراره 5 ماه طول بکشه . نمي تونم اين قدر صبر کنم
. بابا ، بابا ... موضوع فقط 5 ماهه
. تو يه چشم به هم زدن تموم ميشه ... آدي ، پسرم -
!بعضي وقتاخودت رو بذار جاي من و به وضعيت من فکر کن
بابا ، تو اصلا خودت رو گذاشتي جاي من تا وصعيت منو ببيني؟
... آدي !خواهش مي کنم! خواهش مي کنم -
. انجام بده ها؟ -
. همون طور که ميگه بکن
... بذار براي يه بار پاهاش رو تو کفشاي تو بذاره و ببينه
. پدر بودن چطور سخته
... سومي ، من واقعا نمي فهمم !من مي دونم مامان چي داره ميگه -
واسه يه مدت کم ، مامان مي خواد منو به ... عنوان ايشور چاندرا جلوي استدلالم بذاره
و تو نقش آديتيا رو بازي مي کني . درسته ، مامان؟
پس من پسرتم ، تو هم پدري؟ !درسته -
. ولي آديتيا ، تو هر تصميمي که الان گرفته شده رو قبول مي کني
... چپ ، راست ، چپ ، راست !هميشه آماده مبارزه
براي چي منتظري ...؟ . برو ، شروع کن
... آدي ... آدي . اون داره تو رو صدا مي کنه -
. بابا ، من دارم تو رو صدا مي کنم تو الان آدي هستي ، يادته؟
موفق باشي! قراره برنده شي . چون تو بهتريني ، درسته؟
اون داره با من حرف مي زنه ، يا تو؟ !فراموش کن با کي داره حرف مي زنه -
... تو 2 ماه پيش بهم قول دادي که 000 ، 100 روپيه از بازيگري گير مياري
و ميديش به من . پولا کجاست؟ ... بابا -
. راستش فکراي من در مورد فعاليت بازيگري يکم احمقانه بود
... براي همين تصميم گرفتم فردا شروع کنم ، من
تو فورا تو مسابقه زوم شيرجه ميري! درسته؟
... نه . نه ، بابا !حالا بابات رو گول نزن -
!سومي ، برق چشماي پسرت رو ببين
خواب مي بينه ستاره شده . !برو ، پسرم . برو. ستاره فيلم شو! برو
حالا خوشحالي ...؟ !نه ، بابا . اون چيزي نبود که من داشتم مي گفتم -
... نه ، بابا . حرفم رو کامل گوش نکردي !ساکت! بحثي نيست! بحثي نيست -
. شايد من يکم آدم سمج و احساساتي ام
. ولي پسرم ، سنگ دل نيستم
. سومي ، يه وقتايي هست که من از دست خودم خيلي عصباني ام
من به پسرم چقدر دادم ...؟ !خيلي زياد -
چي خيلي زياده؟ يه بي ام وي ، پول و خونه . همين؟
همين ...؟ !ديگه چي -
. يه پدر خوب به پسرش آزادي ميده
... برو ، پسرم . برو کجا؟ -
. برو ، پسرم . آرزوهات رو برآورده کن !دعام پشت و پناهته . برو
بابا ، مگه من قول ندادم 000 ، 100 گير بيارم و بدمش به تو؟
. وگرنه به مورچه ها ملحق ميشم ، يادته؟ کتبا بود ... بفرما
بفرما . حالا خوشحالي؟ . حالا يه چيزي رو بهم بگو ، پسرم
چند سال لازم داري تا رويات به حقيقت تبديل کني؟
سه سال؟ 5 سال؟ 10 سال؟ !چي ...؟ -
... سومي ، پوجاي عزيز ، من ، ايشور چاند تاکور
. ده سال به پسرم آزادي ميديم تا روياش رو به حقيقت تبديل کنه
!و حکم آخر منه . ازتون ممنونم ، خانم ها و آقايان
!بفرما! صداش رو رو تو بلند کرده
!هي ، آديتيا . پسرم ، يه چيزي بگو چه بگم؟ -
اين بابا نمي ذاره نفس بکشم ، از کجا حرف بزنم؟
... بابا ، بابا . نه ، لازم نيست ازم تشکر کني -
... اگه بايد تشکر کني ، از خدا تشکر کن
!که چشمام رو باز کرد تا دليل بيارن ... من فيلي ام
. که با دندون مي جوه . ولي نشون نميده
. پسرم ، من هنوز يادمه
. با 35 روپيه خونه پدرم رو ترک کردم و اومدم به بمبئي
!تا با شرايط خودم زندگي کنم
امروز چطور مي تونم جلوي پسرم رو از انجام دادن همون کار بگيرم؟
درست همون طور که من آينده ام رو ... با کار کردن سخت و خلوص نيتم روشن ساختم
. تو هم بايد براي خودت شخصيت و اسم و رسمي درست کني
!برو ، پسرم . برو
. بسيار خوب
!اون آخرين حرفات مثل شفاعت الهي بود ، بابا
!اون شامل واقعيت خيلي زيادي شدن
چي داري سعي مي کني بگي ، پسرم؟ ... تنها چيزي که دارم ميگم ، بابا -
... درست همون طور که تو با 35 روپيه خونه بابات رو ترک کردي
. من ، آديتيا ايشور چاند تاکور اين خونه رو ترک مي کنم و ميرم
... حالا ببين ، پسرم ... ببين !نه! نه ... خواهش مي کنم بابا -
!لطفا الان جلوم رو نگير . چون من اينجا نمي مونم
!من آدم بي مصرف و بدي ام ، ولي زياد خود احترامي دارم
!مامان! يه وقتايي هست که از دست خودم عصباني ام
من اصلا چيکار کردم که بابام بهم افتخار کنه؟
... خيلي زياد !کاري نکردم! ولي مي کنم . همين الان -
... ميتي ، مامان و لاشمن هرجا که هستي
... از امروز ... اين لحظه !من دارم اين خونه رو ترک مي کنم
... از امروز ، اتاق کولر دار من مال لاشمنه
!و اون خونه دور افتاده مخروبه مال منه
. و تا وقتي که کاري تو زندگيم نکنم ، به اين خونه برنمي گردم
!پس برام دعاي خير بکن ، بابا . براش دعاي خير کن ، ايشو -
پدرشي ، مگه نه؟ . دعا کن عمر طولاني اي داشته باشه
. زنده باشي
!خوب بود ... بازي خوبي بود !بايد بيشتر اوقات اين بازي رو بکنيم
. خيلي خوب ، بابا . ما خسته ايم . . من و پوجا من داريم ميريم بخوابيم
. شب بخير ، بابا . شب بخير ، مامان ... بازي خوبي بود
. بمون
پس من فيلي ام که با دندوناش مي جوه و تو نمي توني ببيني؟
. نشونت ميدم چطوري گاز مي گيرم . برو بيرون
. متاسفم ، پوجا . اگه بخواي مي توني اينجا بموني . ولي اون بايد بره
من هم با آدي ميرم . امتحان . فقط واسه اون نيست ، واسه من هم هست
... باشه . برو ، آدي . برو . برو
. به هر کلمه اي که فقط لازم بود بهت بگم عمل کن
. تا وقتي که کاري تو زندگيت نکني ، تو اين خونه قدم نمي ذاري
. حالا برو بيرون بمون !بيرون! زود باش
. برو . برو
... يه لطفي بهم بکن ، بيا هولي بازي کنيم
!در حموم بسته نميشه ... خبر خيلي خوبيه ، عزيزم -
!خفه شو! مي خوام بزنمت
همه اينا رو جدي داري مي گيري؟ !ديگه چي -
. "همش شوخيه . زياد نمي گذره که بابا مياد و ميگه ، "بريم خونه
. ولي من سمجم ، جم نمي خورم
. "من ميگم ، "اول جريمه بده . ما رو يه ماه عسل ديگه بفرست
چي فکر مي کني؟ تو ديوونه شدي! مي دوني؟ -
. تو کسي هستي که ديوونه ميشه در مورد مراکش شنيدي؟
. مراکش! نه موناکو
. فقط تصور کن ... من و تو در مراکش
''... صبح ميشه ، شب ميشه''
''... روزا مي گذرن''
ولي من هميشه براي" "عشقت زندگي مي کنم و مي ميرم
''... صبح ميشه ، شب ميشه''
''... روزا مي گذرن''
ولي من هميشه براي" "عشقت زندگي مي کنم و مي ميرم
''... من از وقتي که عاشقت شدم''
''زندگي زيبا شده''
''... شکوفه ها تو پاييز هم گل دادن''
''با تو ، من هر خوشي اي رو پيدا کردم''
''چشمام خواب مي بينن ، خواب تو رو ''
"من تو آغوش توام ، با خوشي خيلي زياد''
''بي شک ، من بايد شکوفه بدم''
''من براي عشقت ، بايد زندگي کنم و بميرم''
''من براي عشقت ، بايد زندگي کنم و بميرم''
''... صبح ميشه''
''... شب ميشه''
''... روزا مي گذرن''
بانک فيلمهاي هندي .:: www.3hDVD.com ::.
ولي من هميشه براي" "عشقت زندگي مي کنم و مي ميرم
''من بايد براي عشقت زندگي کنم و بميرم''
آديتيا ... بيدار شو قهوه رو بو کن . باشه؟
!من از قايق افتادم ، رفيق
!الو کيه؟ -
ورقه سوالي ...؟ . ناتو هستم
از اون طرف گوشي؟
. حالا تمومش کن ، رفيق . گوشي رو بده به رئيست
چي ...؟ گوشي رو؟
. نه ، دستات رو قطع کن و بده بهش
چپ؟ يا راست؟ . هر دوشون رو ، توي شيطون! هر دوشون رو -
اگه هردو دستم رو قطع کنم ، چطوري گوشي رو نگه دارم ...؟
. گوشي رو بذار رو سرت . دستات رو قطع و بده بهش
... اگه دست چپم رو با دستم راستم قطع کنم
با چي دست راستم رو قطع کنم؟ !فراموشش کن! مهم نيست! فراموشش کن -
!بيا از اول شروع کنيم
!گوشي رو بده به رئيست . همين
. ولي گوشيت دست خودته چطوري مي تونم بدمش به اون؟
!گوشي اي که برداشتي رو بده چرا داري اعصابم رو خرد مي کني ...؟
!ريکي هم گولم زده ... با همچين تخته موج سواري
کي زنگ زده؟
. بدش من به شما؟ -
. الو !اين يارو رو بفرست جنگ -
!از ديناميت خيلي خطرناکه
چي بهش گفتي؟
تو تلفن؟ . برو -
. الو کجا بايد برم؟ -
. جزاير اندمنس و نيکوبار
!الو! زن داداش اونجايي؟
. داداش ناتو ، ما اينجا يه خرده مشکل داريم
. مي دونم ، چند دقيقه پيش داشتم باهاش حرف مي زدم
... نه ، در مورد لاشمن نيست کي برمي گرديد؟
. اگه سفارت تونست کمک کنه ، فردا بهم پرواز ميدن
. ولي شايد به ماه ديگه بکشه مگه مشکل چيه؟
. ما آديتيا رو از خونه بيرون کرديم . همراه پوجا
هي لاشمن ... چرا پنکه وايساده؟ وايساده؟ -
چرا پنکه وايساده؟ ... من دارم مي پرسم -
چرا پنکه وايساده؟ از کي داريد مي پرسيد؟ -
!از تو ، لاشمن! دارم از تو مي پرسم فهميدم ... من . ولي چيه؟ -
چرا پنکه کار نمي کنه؟
. چون چراغا خاموشه ما اينجا چراغ داريم؟ -
. بيشتر اوقات . ولي اين بار قطعي برق نيست
. من خاموشش کردم
!سلام ، بابا ... زود باش ''... ما شاهيم''
بهت نگفتم بابا مياد؟ ... لاشمن -
جارو رو آوردي؟ اين يکي ...؟ -
آره ، لاشمن . اون جارو رو بدش من . . همين الان ، همين لحظه ... به اين دستا
. و برو کجا؟ -
. اين فيوز رو بگير . و جايي قايمش کن که هيشکي نتونه پيداش کنه
. برو ميشه پشت يخچال قايمش کنم؟ -
... بدش من . خرت و پرتات رو بردار ، کولر اتاق آدي رو روشن کن
!و برو بخواب - زود باش الان ...؟ -
اين کارا رو نمي کني تا منو ناراحت کني ، نه؟
تو کسي هستي که داري کارايي . مي کني تا ما رو نارحت کني بابا ، نه اون
. حالا دعوتمون کن خونه . اينجا خسته شديم
. اجاره اين اتاق 1500 روپيه است
. اگه برق مي خواي ، بايد 5000 روپيه پيش پرداخت بدي . نقد
. يه حساب واسم باز کردي که تازگيا بستيش
. و يه کارت اعتباري بهم دادي که ديگه نميشه ازش استفاده کرد
... پس بفرما . خونه رو تميز کن ، ماشينا رو بشور ، تو باغ کار کن
. و عوضش مي توني اينجا زندگي کني . عادلانه است ...؟ بفرما
اگه قبول نکنم چي؟
. اگه اين اتفاق بيوفته ميشه مال من . مجبور ميشي تخليه اش کني ، پسرم
داري سعي مي کني کي رو بترسوني؟ . من کلي دوست دارم
ميريم يه جايي زندگي مي کنيم . درسته؟ . نه -
. تو هر کاري تونستي کردي ، آديتيا . من تو رو خيلي خوب مي شناسم
. اينجا جايي که مجبوري بموني . چاره اي نداري
. پس اجاره اين اتاق 1500 روپيه است و پيش پرداختش 5000 روپيه است
، تا وقتي که اون دو نا مبلغ رو ندي ... حتي نمي توني يه نفس راحت بکشي
چه برسه بياي تنهايي غذا بخوري . باشه ، پسرم ...؟
. مي بينمت ... به زودي
!من نميام! نميام
!نمي خوام زندگيم رو خراب کنم ، نمي خوام اسباب بازيات رو بفروشم
ديدي چطوري باهام حرف زد؟
اين طوري بابا با پسرش رفتار مي کنه ، ميتي؟
. دقيقا! چيزيه که پسرمون مي پرسه چطوري بابا مي تونه اين طوري با پسرش رفتار کنه؟
. تو قبل از اينکه به دنيا بياد هم فراموشش کردي ، آدي
چه فراموشي اي ، عزيزم ...؟ اين ديگه چه کاريه؟ -
. من يه فنجان چاي هم نخوردم و تو داري کرم به صورتت مي مالي
. ولي مجبورم . مسابقه به زودي شروع ميشه
. جدا از استعدادم ، بايد مواظب تيپم هم باشم
واسه رفتن به مسابقت 5 ماه وقت هست . تا اون موقع چيکار مي کني؟
مي خواي من به خاطر غذا کار کنم؟
. سونم . پوجا چيزي براي خوردن نداشت . دارم اين رو براي اون مي کِشم -
. از روغن گياهي درست شده . ازش مي خوام بياد بي سر و صدا همش رو بخوره
آدي چي ...؟
. منظورم اينه ، بايد تا حالا به خودش اومده باشه
. متاسفم ، عزيزم . من بايد حال تو رو مي فهميدم
. فقط تو مسئوليت مني
من يه پيشنهاد دارم . واسه چند روز برو خونه بابات ، باشه؟
از خودت خجالت نمي کشي؟
اگه نمي توني بار مسئوليت رو به دوش بکشي ، پس چرا باهام ازدواج کردي ، آدي؟
!چون عزيزم دوسِت دارم !نه ، تو منو دوست نداري! تو فقط خودت رو دوست داري -
. وگرنه انقدر بي شرم نمي شدي که ازم بخواي برم خونه بابام
ديگه چيکار مي تونم بکنم ...؟ . من نگران توام
!برو کار کن . مسئوليتات رو بفهم ... باهاشون زندگي کن
حالا کي مي خواد منو تو يه روز نقش اول فيلم بکنه؟
يا مي خواي زمين رو جارو کنم ...؟ من؟ زمين رو جارو کنم؟
حالا کجا داري ميري؟ !خونه بابات ...؟ها؟ هي
داري قدم مي زني ، آره ...؟ چيکار داري مي کني؟
. تو فکر مي کني شاهزاده اي
، و با وجود شاهزاده (خانم) بودن . مجبورم واسه زندگي کردن کار کنم
. بچه ام داره از گرسنگي مي ميره
... به من گوش کن ... به من گوش کن !به من گوش کن! خواهش مي کنم
. گريه نکن . وقتي گريه مي کني مي ترسم ، خواهش مي کنم
. اون جارو رو هم بدش من . تو دستاي تو خوب نيست
... به من نگاه کن به من اعتماد داري ، مگه نه؟
. الان نه . خوب ، خيلي خوب . به زودي بهم اعتماد مي کني -
!تو چند دقيقه ، ميوه ميارم ، پيتزا ميارم و ... همه چي برات ميارم
هر چي تو دنياست برات ميارم ، باشه؟
. يه کاري کن . برو تو استراحت کن
اگه به خاطر ما نمي کني ، لاقل . به خاطر بچه اي که قراره به دنيا بياد بکن
... لطفا ... لطفا ... لطفا
مامان ... هي ، مامان . مامان ، واسه صبحونه چيه؟ . براي تو هيچي -
!من يه روز بيرون مي مونم و تو برمي گردي کارا رو خراب مي کني
. هي ، مامان . من خيلي گرسنمه . مي خوام غش کنم !يه غذايي واسم آماده کن ، خواهش مي کنم
... آديتيا ، تو فرصت پيدا کردي تا ثابت کني
. که مي توني مواظب زن و بچه ات باشي
. اين فرصت رو از دست نده ... تو هم فرصت داشتي -
. تا به عروس حامله ات غذا بدي اون رو چيکارش مي کني؟
!واسه هيچي همين طور دعوام مي کني . خواهش مي کنم ، مامان ... وحشتناک گرسنمه
. خيلي خوب ، تو غذا نده . از علامت سوال (لاشمن) مي خوام که بده
... لاشمن
. زودباش و بذارش تو
. تو همين جا بشين
. آديتيا تو آشپزخونه است . داره طرف ناهار رو پر مي کنه
. آدي ، اون ظرف ناهار رو پس بده
. سومي ، اين پسره ديگه پاش رو تو اين خونه نمي ذاره
. پسش بده . واسه خودم نمي برم . واسه عروست مي برم -
گرسنشه . بايد بخوره . مگه نه؟
خب از خونه باباش بيار! مگه اينجا هتله؟
بابا ، چرا داري اين طوري حرف مي زني؟ ميتي حامله است ، مگه نه؟
قبل از اينکه نقشه بچه رو بکشي از ما پرسيدي؟
. هر دقيقه 10 تا بچه تو اين کشور به دنيا ميان
... بايد خونم رو به پرورشگاه تبديل کنم
پس هر گداي گرسنه اي هر وقت که گرسنشه زود مي تونه بياد اينجا؟
. بچه من يتيم نيست ، بابا
با پدري مثل تو ، ديگه چي مي تونه باشه؟
... بچه خودش يه روز ازت مي پرسه
''اگه نمي تونستي مواظبم باشي پس چرا منو به دنيا آوردي؟''
حتي حيوون هم به خودش زحمت ميده تا !براي بچه هاش شکار کنه ، مرد بي شرم
!تو از حيوون هم بدتري !گدا
!حالا برو! برو بيرون
. اگه خيلي به خواهش کردن علاقه داري ، پس با زنت تو خيابونا بمون
. آدماي زيادي دلشون براتون مي سوزه و بهتون پول ميدن
وقتي هم که بچه به دنيا اومد ، اون هم !با خودتون ببريد . پول زيادي گيرتون مياد
!زود باش برو بيرون
!بيرون
!همه اينا داره به خاطر تو اتفاق مي افته ، سومي . فقط به خاطر تو
...ايشو ، من هم مادرشم فکر مي کني حال من بد نشد؟
اون راهي برام بود که با پسرم حرف بزنم؟
. من قلب پسرم رو شکستم
... بعد از اينکه من مردم ، سومي بايد بهش بگي که همه اينا به خاطر
!پسر عزيزم . چقدر بايد اذيت بشه
. ولي من از اذيت شدنش خيلي زياد خوشم اومد
. ايشو ، داريم بهش ياد ميديم تا خودش راه بره
. بذار بيوفته و خودش رو مجکم کنه . ياد مي گيره تا خودش راه بره
. هر کاري که داري مي کني درسته . نبايد افسوس بخوري
. برو ، پوجا . برگرد به اتاق
. نه ، آديتيا . بذار همين جا بمونم
. مي خوام بچمون ببنيه باباش چه مرد با مسئوليتيه
...اون جارو رو هم مي تونه دستش بگيره . من مرد خيلي بدي ام -
ديگه چرا بابا همچين چيزاي بدي بهم ميگه؟
. چه دعوام کرد ... تو باباي خيلي با مسئوليتي هستي -
. ولي خدمتکار بدي هستي
. اين جوري زمين رو جارو نمي کنن ، آدي . بذار من جارو کنم
. نه ، ياد مي گيرم . باغ رو هم نمي تونم جارو کنم
نگفتم برو؟ . برو ... از اينجا برو
آدي ، کجا داري ميري؟ .بوجا ، بچمون داره گرسنش ميشه -
. بايد يه کاري بکنيم . زود برمي گردم
. نه . چشم . چشم ، همين الان درستش مي کنم ، قربان . همين الان درستش مي کنم . چشم
. شارما ، چودري ام
. گوش کن . اون آدم با مسئوليتي نيست
داره تا آخرين لحظه تو چارچنگولي نگهم مي داره ، چرا؟
نه . نه . نه . تو گوش کن! من به اتحاديه بدلکاران شکايت مي کنم ، مي فهمي؟
... قربان . قربان ، اگه دستيار لازم داريد ، قربان ، من
. من الان زهر لازم دارم ميري يکم بياري؟
. اگه فيلمبرداري لغو بشه ، تهيه کننده و کارگردان منو مي کشن
. قربان ، يه فرصت بهم بديد . من خيلي به پول احتياج دارم ، قربان
. دارم با گوشي حرف مي زنم ، بذار حرف بزنم
. حالا گوش کن ، شارما . مي فهمم بذلکاري سختيه
. ولي من نمي تونم کمک کنم کي براي تهيه کننده و کارگردان دليل مياره؟
تو مي توني دليل بياري؟
آره ، براي همينه ازت مي خوام با . يه بدلکار حرف بزني و بفرستيش اينجا
. هي رفيق ، هزينه مبلغ رو دو برابر مي کنه تو که نمي خواي من کشته بشم ، مي خواي؟
... من بدلکاري مي کنم ، قربان !تو ساکت باش ، رفيق -
. مي دونم خطرناکه ، ولي تو هر کاري خطر هست ، شارما
، هي . سيل ، زمين لرزه ، تهديدات اخاذي ... هر چيزي مي تونه اتفاق بي افته ، داداش
يعني بدلکار نمي فرستي ديگه؟ !همتون بريد جهنم
. قربان . من نا اميدتون نمي کنم ، قربان . لطفا يه فرصت بهم بديد ، قربان
. هي ، رفيق . بهترين بذلکاران صنعت ردم کردن
تو فکر مي کني از همه بهتري؟ . قربان . من به زندگيم اهميت نميدم ، قربان -
. قربان ، من نمي ترسم . هر سندي که بخوايد امضا مي کنم
. يه فرصت ، خواهش مي کنم
. فقط واسه خوشحال کردن توئه ، مامان
. نبايد غرور آديتيا ضربه بخوره ... من بايد مواظب اون هم باشم
... عزيزم ، بچه ات
. چيزي نميشه . هيچ مشکلي پيش نمياد ، قول ميدم
... اگه آديتيا امشب غذا نياره ، خودم ميام پيشت
. تا بهم غذا بدي
... عزيزم
. ايشالله ، مجبور نميشي بياي اينجا
. ببين ، خيلي خطرناکه . باشه -
. ولي من فقط نقد قبول مي کنم اون سگا رو مي بيني؟ -
. دو روزه که گرسنه ان . بچه من هم گرسنه است -
. يه تيکه گوشت به بازوت بسته ميشه . باشه -
وقتي فيلمبرداري شروع بشه ، ديگه هيشکي نمي تونه کمکت کنه ، مي فهمي؟
. اون سگاي وحشي بهت حمله مي کنن
بعد فيلمبرداري پول رو مي گيرم ، درسته؟
. به کارگردان بگو يه بدلکار پيدا کرديم . لباس رو بهش بده
!کات
چي رو داريد تماشا مي کنيد؟ . نجاتش بديد . بريد
ديوونه! نمي تونستي کمک خبر کني؟
. مگه کوري؟ اول کمک بيار
. اگه اين سگا تيکه پاره ات کرده بودن ، مي افتادم زندان
!هيچ وقت قيافت رو نشونم نده در ضمن ديگه هيچ وقت بدلکاري نکن ، باشه؟
. يه دقيقه
تو رو براهي ، مرد جوان؟ . من کاملا حالم خوبه -
. فقط بهشون بگيد پولم رو بده . اوه ، حتما . پولش رو بده ، همين الان -
. ممنونم مرد جوان ، اسمت چيه؟ -
. اسمم؟ دارم سعي مي کنم تا براي خودم اسمي درست کنم ، قربان
. روزي که درستش کنم ، اون وقت اسمم رو مي فهميد
. ممنون
... بفرما
. تا وقتي که ميرم مي بينمش ، غذا رو بخور
. آدي ، بابا رو بردن بيمارستان
ايشور چندرا تاکور؟ . اتاق شماره 510 -
. اين چه ديونگيه . آدي مي فهمه
. گوش کن ... دکتر ، سعي کن بفهمي
. پسرم قراره ستاره بشه . نمي دونم کِي ميشه
. ما که اينجاييم . از پوجا مراقبت مي کنيم
. اين اتاق خوبه . اون همين جا مي مونه
. حق با ايشونه ، دکب
. بچه من تو همين اتاق به دنيا مياد
من چه ستاره فيلم شم چه نه ، پولش رو . کامل ميدم ، حتي اگه مجبور شم گدايي کنم
. راستي آقاي دکتر ، اتاق رو به اسم رزرو کنيد
. مامان ... کرايه خونه
... ازش بخواه فيوز رو پس بده
. اين طوري باز تو خونم نور هست
''... نه شکايتي هست ، نه اعتراضي''
''نه ديگه باهم بودني هست''
''... بيا ، بيا همديگر رو در آغوش بگيريم''
''و اشک بريزيم''
''شعله هاي فشار منو مي سوزونه''
''هيشکي درد منو نمي دونه''
''قلبم پاره است''
''نَفَس به من خيانت مي کنه''
''زمان به من توهين مي کنه''
بانک فيلمهاي هندي .:: www.3hDVD.com ::.
. اين وصيت منه ، سومي
. همه چي رو به آدي وقف کردم
. بيمه نامه عمر
. اولين قدم واسه تامين امنيت آينده بچمون
. حالا بچمون جونش در امانه
''من دوسِت دارم''
''هر چي که مال منه مال تو هم هست''
''... تو هيچ''
''... نظري نداري''
''... تو تپش قلب مني''
''تو معني زندگي رو به من ميدي''
''... تو داستان''
''منو مي سازي''
''باور کني يا نه''
''نکته بسار بديه تو زندگي''
''من تو رو از دست ندادم ، ولي ديگه هم تو رو ندارم''
''... به هر حال من آرزو مي کنم''
''که ما نتونيم باهم باشيم''
''قلبم پاره است''
. من بايد برم کلاس رقص ، بعدش ورزش
. عصر بايد خط ها رو تمرين کنيم
. شير رو جوشوندم ، ساندويچ هم حاضره
. آب رو هم گرم کردم ديگه چي مي خوايد ، شاهزاده خانم؟
. من فقط مي خوام تو رو ببينم !عزيزم مي خواد منو ببينه -
. منو تو سينما ببين
... بعد از اينکه تو مسابقه برنده شدم ، تو خونه جديدمون
. روزاي خوش جدي اي خواهيم داشت "... تو ميگي ، "ايشور
. ''به من آب بده ، ايشور . به من آبميوه بده''
. ''ايشور ، ماشين رو بيار''
"...ايشور'' ايشور؟ -
. آره . من يه خدمتکار به همين اسم خواهم داشت
. آگهي منتشر مي کنم ... خدمتکار ، باغبان ، سرآشپز ، راننده
''... اگه اسمت ايشوره انجام بده ، وگرنه''
. ديوونه
. ژندگي جديدمون ديوانه وار تحريکت مي کنه
... فقط تماشا کن
. همه آرزوهات رو برآورده مي کنم . قول ميدم
. نگاه کن ، من اين عروسک رو درست کردم ، براي نوه ام
. اسمش جِريه ، زرافه
. من اولين کسي خواهم بود که با نوه ام بازي مي کنه
نشونش ميدم . بهم گفت از بچم واسه گدايي استفاده کنم ، مگه نه؟
. اشکالي نداره
. همه با بچم بازي مي کنن ، ولي نمي ذارم حتي قيافش رو ببينه
!آدي . نه ، پوجا . نه -
سومي ، من مي تونم نوه ام رو ببينم؟
!من که نمي ذارم بري
. ميرم بهشت و خدا رو التماس مي کنم . لاشمن و ناتو رو هم با خودم مي برم
. واي خدا! فقط تصور کن ... لاشمن ميگه
اين خوشگل آسموني کيه؟" "رَمبا؟
''اين مِنکا کيه؟ رقاص؟''
... داداش ناتو ميگه
. ''رقص منکا که چيزي نيست . زن من مثل بريتني اسپيرز مي رقصه''
. شوخي . شوخي
... اين طوري به شوخي کردن ادامه بده ، سومي
. تا ابد
مگه چاره اي هم دارم؟
. خدايا ، نذار اون تلفن رو برداره . خواهش مي کنم
. الو !لعنتي ، اونه -
الو؟ کيه؟ -
. ناتو هستم ، از استراليا
. اين پيغام رو به ايشور چاندرا برسون
. خوب گوش کن . ما فردا برمي گرديم هند
. فردا با هواپيما برمي گريدم هند
. بعد از اينکه هواپيما نشست ، تاکسي مي گيريم براي خونه
.... بعدش خستگي در مي کنيم ، مي خوريم و مي خوابيم
صبح بعدش بيدار ميشيم ، صبحونه مي خوريم و بعدش ميايم شماها رو مي بينيم؟ باشه؟
مي فهمي؟ من؟ -
پس من با کي دارم حرف مي زنم ، حشره کش؟ چه بدونم؟ -
. من که نمي تونم از گوشي ببينمت
. اشتباه از منه ، رئيس . اشتباه از منه . گوشام رو حقيرانه نگه مي دارم . نگه مي دارم
چطوري مي توني گوشات رو با دو تا دستت نگه داري؟
مگه آدم از چهار دستش استفاده مي کنه؟ . تو گفتي 10 تا سر دارم -
!چه خوب يادته ، شيطون
پيغامم رو مي رسوني يا نه؟ چي ميگي؟ -
بايد برسونم؟ يا نه؟ . برسون لطفا -
پيغام چيه؟ . يه دقيقه ، بذار يادم بيارم -
. آره . يادت بيار ... فردا -
. مي رسي حموم ، بعدش هم خونه
... بعدش ميري فرودگاه ، جايي که حموم مي کني
. مي خوري و بعدش تو ماشين مي خوابي
. صبح بلند ميشي و استراليا پرواز مي کني تا رئيس رو ببيني
درسته ، بهشون بگو ، مي فهمن ، باشه؟
. ولي من که نمي فهمم چي رو نمي فهمي؟ -
چرا ميري استراليا رئيس رو ببيني؟
. رئيس که اينجاست !دشمن! ديو -
!حشره! کوني عوضي همه اينا رو هم بايد بگم؟ -
. ايشور چاندرا ... ما از استراليا برگشتيم
کجايي کرم ريزه ميزه؟
. خيلي آروم به نظر مياد . لاشمن بايد همه رو فراري داده باشه -
... رئيس من !ديو -
چي شد؟ . عقب وايسا . هيچي -
چرا داري فرار مي کني؟ . لباس ورزش تنمه -
جقدر مي دويي؟ . کنترلش رو بده به من -
مي خواي تلويزيون ببيني؟ !باترياش رو دربيار -
. خودت رو خسته مي کني
... رئيس و زنش شايد دير کنن !مهم نيست . عقب وايسا -
. خسته ميشي . چيزيم نميشه -
غذا رو آماده بکنم؟ !زنگ بزن به پليس -
يکم آبميوه بيارم؟ !هيچي . زنگ بزن به پليس . - داداش ناتو -
. بايد قل و زنجير بشه . وحشي شده
. برو تو . دو ليوان آب خنک بيار . برو
. برو ديگه
. بفرماييد . بفرماييد . کاري نمي کنه ، داداش . بايد بسته بشه -
. خوش اومدي . خوش اومدي ، داداش ناتو . بفرما . بفرما . بفرما
!سلام ، زن داداش . واي! لباس ورزشي پوشيدي
. اين که چيزي نيست . مادر زنم لباس شنا مي پوشه
براي دوييدن؟ . براي استخر شنا -
(وقتي پدر زنم زنده بود ، اون (مادر زنم . عادت داست لباس شناي قرمز سير بپوشه
... بعد از انيکه مرد . ديگه شنا نکرد -
. لباس شناي سفيد پوشيد . مردم قديم مدل ، مي دوني ديگه
. ولي دست از شنا کردن بر نداشت ، آگاه سلامت بود ، برعکس تو
هي! چرا به من گير ميدي؟ . قيافت رو ببين . کسله -
. همش به خاطر بيرون کردن پسرته . هيچ هم همچين چيزي نيست . من حالم خوبه -
سفرت به استرليا چطور بود؟
!اوه! استراليا ... محشر بود! محشر بود !خداي من! خارق العاده بود
هند اصلا چيزي نيست . بچه هاي کوجولو . موچولو هم اونجا انگليسي حرف مي زنن
بريم پوجا رو ببينيم؟ . چرا که نه؟ بريم -
. زن داداش . يه دقيقه . يه دقيقه
. انبه براي آديتيا . بهش نگي که من دادمشون ، وگرنه نمي خوره
. بهش بگو خودت آوردي
. اين که چيزي نيست . نگران نباش . هي !من که چيزي بهت نگفتم -
. بهش توضيح ميدم . نگران نباش ، مرد
... هي! ولي داداش ناتو
. من همه چي رو درست مي کنم
. دارم بهت ميگم . مطمئنا قراراه برنده بشي
!مامان
!بابا
چطوري ، مامان؟ . عزيزم ، خوبم -
!انبه
. بذار آشپزخونم رو نشونت بدم ، بيا
همه چي خوبه ، عزيزم؟
. بابا ، لطفا بيا تو ... لطفا بشين
مي توني توضيح بدي آدم چطوري بايد اونجا ميشينه؟
... خوب فکر مي کني کي هستي؟ -
به چه جراتي به دخترم همچين جاي کثيفي ميدي؟
... لطفا بيا تو
بله؟ . وسايل پوجا رو جمع کن -
... ولي بابا من
. تو فرار کردي ، من که دعوات نکردم
!اين که چيزي نيست . سانگيتا بعد ازدواج دو بار فرار کرد
. براي همين به خودم دلداري ميدم . ولي همه چي حد و حدودي داره
. هي ، آديتيا . عزيزم . لاقل به فکر بچه باش
. براي همين شب و روز جون مي کنم ، بابا
... بعد از اينکه تو مسابقه برنده شدم . بعد از اين که برنده شدي ، بعد از اينکه نقش اول شدي -
. پدر و پسر باهم درگيرن دختر من چرا بايد اين فشار رو تحمل کنه؟
!بذار ما زندگيمون رو تحمل کنيم ، ازت خواهش مي کنم بابا ، چي داري ميگي؟
. من مي تونم بفهمم وقتي پدر بچش تو رنج و عذابه چه مي کشه
. بريد ، بابا . بريد
... يا پوجا رو باهامون مي فرستي
. يا با بابات کنار مياي و برمي گردي خونه
. باشه . من پوجا رو مي برم خونه !لازم نکرده -
آدي ، تو انقدر واسه اين مسابقه کار کردي . مطمئنا برنده ميشي
. پوجا . مهم نيست . پوجا . لجبازي نکن -
. من نه ، شماييد که داريد لجبازي مي کنيد
. من اينجا هيچ مشکلي ندارم
. چيزي که آدي داره واسه من و بچه مي کنه ، قابل مقايسه نيست
بچه کجا به دنيا مياد؟ تو يه بيمارستان شهري (دولتي)؟
مگه همه بچه هاي معمولي فقط تو بيمارستاناي 5 ستاره به دنيا ميان؟
!نه
. تا وقتي که آديتيا همراهمه ، بچم سختي نمي کشه
. بهم اعتماد کن ، بابا
. درسته من باردارم ، ولي ... ولي آديتياست که مادر واقعي بوده
!چه فداکاري اي
. تو قبل از اون رنگت مي پره !چه فداکاري اي
. من به ايشور چاندرا گفته بودم ، که پوجا هيچ وقت آديتيا رو ول نمي کنه
. باز گفت سعي کن جداشون کني
!غير ممکنه! غير ممکنه
. بهت گفت که بهش (آدي) نگي
... پس ، واسه جدا کردن من و پوجا
بابا شما رو فرستاد اينجا؟
. خدافظ
. بابا سعي کرد ما رو از هم جدا کنه
. اون مي خواد از هم جدا شيم
چطور تونست همچين کاري بکنه؟
. من احمق شدم
سومي ، من نمي تونم بهش شليک کنم؟ . نه -
. نمي دونم چطوري احمق شدم . من بازيگر به دنيا اومدم
واقعا؟ آره . تو مدرسه ، نقش سگ رو بازي - . مي کردم . نقش سگ رو بازي مي کردم
. مدير و معلما الان هم مثل سگ باهم رفتار مي کنن
. بذار اين يه قتل رو مرتکب بشم ، سومي . خواهش مي کنم . يه بار . فقط يه بار
. اين که چيزي نيست ، همه چي درست ميشه !آره ، مسخره -
. پسرم الان بايد ازم متنفر بشه
!سگه ، اَه
. انبه ، ميوه مورد علاقت
. زود بخور ، بايد بري
. بابا اينا رو فرستاد
. مامان آوردشون ، خواهش مي کنم
. بابا اينا رو واسه من فرستاد
... همون رنگ ، همون شکل
. همون بو
. بيست هفت سال ... هر سال ، بابا با اين انبه ها باهام برخورد مي کنه
بي خيال ، چطوري مي تونستم فراموشش (انبه) کنم؟
. من خيلي خوب مي دونم
!مامان
. بيا تو ، پسرم . خيراتي ... که فرستاديد -
. ما گدا نيستيم
. ترجيحا همچين لطفايي نکنيد
. بهش بگو
. آدي . پسرم ، اون انبه فرستاد چون تو انبه دوست داري
. يکي سعي داره خونواده منو جدا کنه ... ازش متنفرم
... با توجه به لطف ها ، بهش بگو که
. بدين وسيله من همه رابطه ها رو باهاش از بين مي برم
. در ضمن ، من از امروز ديگه انبه نمي خورم
. بله
. بله
. بله! بله! بله! گوشي رو نگه داريد
. آدي ... گوشي
. گوشي
!بله! بله! منم . بله چي دارن ميگن؟ -
. يه ... يه ... يه . بله . بله . بله . بفرماييد . نه . من ... من سه تا عکس براتون مي فرستم
. بله . باشه! باشه! بسيار خوب . خيلي ممنونم
پسرم ، چي شده؟
!بابا ، من اول شدم . تبريک ميگم ، پسرم -
. طرفدارانه بود . من بيشترين نمره ها رو گرفتم
. تو اول ميشي پسرم! اول ميشي . فقط تماشا کن . اول ميشي
!من برنده ميشم ، بابا ... تو برنده ميشي ، پسرم . تو برنده ميشي -
... متاسفم
. من اشتباهي اومدم خونه ات
. تو اشتباهي منو بعل کردي
. اشتباهي منو بابا صدا کردي
. اشتباهي ثابت کردي چقدر پدرت رو دوست داري
، اصلا . هيجان زده بودم که اومدم تو وگرنه کي مي خواد بياد تو اين خونه؟
. در ضمن ، من دوست ندارم
. به خاطر اون موضوع ، من هم دوست ندارم
. من ديگه خوشحال نيستم !چرا خوشحال باشي؟ تو باختي -
زياد مهم نيست . چيزي که نگرانم . مي کنه اينه که خدمتکار پاره وقتم رو از دست دادم
. تو ديگه براي من کار نمي کني . من تو اون خرابه هم نمي مونم -
. واي! مجبورم يه خدمتکار پيدا کنم تا اون خرابه رو تميز نگه داره
. در ضمن ، خدمتکار درست پيدا کردن مشکله
درسته! واسه من هم سخت تره ، از وقتي . که دارم دنبال يه خدمتکار خاص مي گردم . يه خدمتکار خاص
. يه خدمتکار به اسم ايشور چاندرا
. استخدامش کن ، آدي
. لاقل منو يادت ميندازه
. به هيچ وجه . من تو رو تو خونم هم راه نميدم
. لغو . بيا اين بازي رو لغو کنيم
. بذار بيا خونت . لاقل ، با بچت بازي کنم
. بي خيال . من ازت متنفرم ، بابا -
. ازت متنفرم
. من هيچ وقت نمي تونم پدر با مسئوليتي باشم هميشه اين حرف رو نمي زدي؟
. قول ميدم ، که ثابت مي کنم اشتباه مي کني ... پسرم هيچ وقت ازم نمي پرسه
''اگه هدفي واسه بزرگ کردنم نداشتي چرا در حقم پدري کردي؟''
. همه جور شادي و خوشي بهش ميدم ... همه چي بهش ميدم . من
من چرا دارم اينا رو به تو ميگم؟ ... تو از عشق پدر به بچش
چي مي دوني؟ . تو هيچ وقت نمي فهمي
. آره ، نمي دونم . چون من در حقت پدري نکردم ، چون از درخت انبه چيدمت
... پس پدر بودن يعني !تو اصلا نطري نداري -
. من قبول دارم آدم بي مسئوليتي بودم
ولي کي مسئول بود؟ . تو
... من فقط مي خواستم انگشتت رو نگه دارم تا مدام راه برم
. ولي تو با خوشحالي دستت رو بهم دادي
بعدش کي قضاوت کرده بود؟
. من . که ، سرگردون شدم ، خراب شدم
. اگه من فقط رو پاهاي خودم وايساده بودم
تو هميشه منو رو شونت گذاشتي . و دنياي پايين رو بهم نشون دادي
. من همچين کاري با پسرم نمي کنم . خوب تربيتش مي کنم
. اگه باز خراب شه يا سرگردون شه ، بهش زمان ميدم تا برگرده
. بر عکس تو ، من خودش و زن حامله اش رو از خونم نمي دازم بيرون
. هيچ وقت دشمن خودم نمي کنمش و تحقيرش نمي کنم
. و هيچ وقت سعي نمي کنم از زنش جداش کنم
. پست ترين کاري بود که کردي ، بابا
!ازت متنفرم
. سعي کن جات رو با من عوض کني ، لاقل سعي کن
. اون وقت مي فهمي چقدر اذيت داره
. آدي ، من خوشحال ميشم جاي تو باشم
ولي چطوري مي تونم ازت بخوام خودت رو جاي من بذاري؟
چرا؟
. آدي ... حق با توئه ، پسرم
. حق با توئه
. من در حقت بي انصافي کردم
. من تو گمراه کردنت بزرگترين قسمت رو بازي کردم . قبول دارم
... من بايد با صبوري باهات برخورد مي کردم
... وقت زيادي بهت مي دادم . خدافظ ، بابا -
. من هيچي نمي خوام
. نه حمايتت رو مي خوام ، نه وقتت رو
اگه به تو وقت بدم ، خودم وقت لازم ندارم؟
. منو از زندگيت دور نکن
. اگه اونطوري بشه ، من هم ... براي هميشه ميرم
. مرسي
... اين هم چند تا بليط اضافي . اگه اگه بخواي کسي رو دعوت کني
. بابا و مامانم دارن ميان
کس ديگه اي هم هست ...؟ . بابا و مامان تو -
. مامان رو دعوت کن
بابا چي؟ . نمي خوام دعوتش کنم -
مامان تنهايي بياد؟ تا حالا بدون بابا بيرون رفته؟
... پوجا ... آدي
. آدي بايد منتظرت باشه
من تا حالا بدون تو بيرون رفتم؟
. بايد عادت کني ، سومي
. بايد عادت کني
!ايشو ، بايد باهاش بجنگي . امشب آخرين دور آديه ، ايشو
نمي خواي برنده ببينيش؟
. من مي خوام برم ، سومي
... من
. سومي! سومي ، وقت خيلي کمي دارم
. مي خوام يه بار ديگه آدي رو ببينم
. هيشکي گوشي رو جواب نميده . من که دعوتش نمي کنم -
. اگه بخواد بياد ، مي تونه بياد . ولي من دعوتش نمي کنم
. باشه چرا گوشي رو قطع کردي؟ -
هي! وقتي تو خوشت نمياد ديگه جريان چيه؟
. ببين ... اگه بخواد بياد ، باشه . من جلوش رو نمي گيرم
. واقعا؟ چه قلب بزرگي
اگه تونستي در حق بابا لطف بکني ، چرا در حق من نمي کني؟
. سعي کن با خودت رو راست باشي
. (امروز بزرگترين روز زندگيته و کنار خودت مي خوايش (پدرش
. فقط قبول کن . چيز بزرگي نيست که
. سومي ، من مي خوام ببينم که آدي برنده ميشه
. مي خوام با بچش بازي کنم
. حتما باهاش بازي مي کني
. ما داريم عليه زمان مي جنگيم
. بايد زمان رو بزنيم
. اين که تقلبه ، رفيق
حالا من با کي دعوا بکنم؟
. داداش ناتو ، اذيتم نکن
. آدماي زيادي پيدا مي کني تا باهاشون دعوا کني . من که چيزي نيستم
. به گوشي بابا زنگ بزن
چي بگم؟ . بگو بياد ، لاقل واسه دعا کردن -
. بهش ميگم ، بليطاي اضافي هست ، اگه بخواد مي تونه بياد
. باشه ، زنگ بزن ديگه
. ميگم
بله ، پسرم؟ مامان ، داريد ميايد ، مگه نه؟ -
. آره ، پسرم
بابا چي؟ تو که مخالفت نمي کني ، مگه نه؟ -
... مخالفت نمي کنم ، ولي . با بابا حرف بزن -
نزديکه؟ آره . گوشي رو بدم بهش؟ -
. آره
. يه دقيقه
. آدي ، مي خواد باهام حرف بزنه
بانک فيلمهاي هندي .:: www.3hDVD.com ::.
. الو !آدي ولخرج لجباز عوضي
. مي دونم قراره ابر ستاره بشي
. ولي من تحت تاثير هيچ کدوم از ستاره هات قرار نمي گيرم
... اگه بخواي مي توني . اگه قبولم هم نکني ميام -
چيکار مي کني؟
. باشه . خدافظ ... پسرم -
... پسرم
. دوست دارم
مي ذاري با بچت بازي کنم؟
. نه . خدافظ . نه
. پوجا ، ازش متنفرم . ازش متنفرم
. اون هميشه اين کار رو باهام مي کنه
. ولي نمي تونم بدون اون زندگي کنم
مي دوني چرا؟ . چون دوسش دارم
. رسيديم
. رسيديم
مي گذروني؟
. آدي اون خصوصيت رو از من ياد گرفت ، نه از تو ، سومي
. نگران نباش . بايد بهش بگم
شال؟
. موفق باشي ، پسرم . ممنونم ، مامان -
. خدا حفظت کنه
. برنده بشي
مي تونم برات دعاي خير بکنم؟
. بفرما
. بذار وقتي من جلوي دنيا برنده ميشم بيشتر آزارت بده
. احمق
. تو قراره پدر بشي
. از خودت بپرس
هر پدري مي تونه از ديدن برنده شدن پسرش آزرده بشه؟
. موفق باشي
... راستي ، اين براي بچته
. نه ، من ميرم
. خواهش مي کنم
... اون عمدا عروسک آورد ، براي همين من
. اشکالي نداشت اگه قبولش کرده بودي
. خودت رو نگه دار ، داداش ناتو . خودت رو نگه دار
. مريضي من که چيزي نيست
. پدر بزرگ تو که بايد دو تا سرطان مي داشته
. بريم . کافيه
. اگه آدي ببيندت ، غوغا به پا مي کنه . خواهش مي کنم
. اشکات رو پاک کن ... بهت ميگم ، منو جدا بذاري -
. هيچ پدري نمي تونه خودش رو با ايشور چاندرا مقايسه کنه
. والدين به خاطر بچه هاشون ، زندگيشون رو ميدن
. ولي تو مرگ رو هم به مبارزه طلبيدي
. من نتونستم هيچ کاري تو زندگيم بکنم ، داداش ناتو
... ولي قبل از اينکه بميرم
اي کاش مي تونستم الگويي . براي آدي بشم ، اون ارززشش بيشتره
. اون طوري پسرش اون رو بهترين پدر دنيا صدا مي کنه
... اگه اتفاقي برام افتاد ، اين عروسک رو بده به آدي
عروسک کجاست؟
. سومي ... اون فهميده ، سومي چي؟ -
. اون فهميده چي داري ميگي، ايشو؟ -
. بياد فالگوش وايساده باشه ... ايشو ، اگه شنيده بود -
. قبل از تو بهم مي ريخت ... براي همين مي ترسم . بايد -
. بريم تو
. ما عقب مي شينيم
. و حالا مسابقه دهنده شماره 9 ، آديتيا تاکور رو معرفي مي کنيم
... داوارن محترم
... تماشاگران عزيز
و ميليون ها مردمي که داريد اين ... مسابقه استعداد رو زنده مي بينيد
. مي دونم در عرض چند دقيقه از اين مسابقه بيرون پرت ميشم
... ولي بايد مسابقه نهايي رو
. عليه ايشور برنده بشم
!اون مي دونه ، سومي
و براي همين ، به جاي اجرا ، دوست . دارم يه درخواست جلوي شما بکنم
. جلوش رو بگير ، سومي . چيکار داره مي کنه
چيکار داري مي کني؟ !آدي! آدي -
پدر من مي خواد يه بار قبل از مرگش
. بچه منو ببينه
. اون داره عليه مرگ مي جنگه
... هر کدوم از شما
خواهشا به خدا دعا مي کنيد و يه دقيقه از زندگيتون رو به پدر من ايشور سينگ اختصاص ميديد؟
!اين پسره همه چي رو خراب مي کنه
. خدا نمي تونه دعاي ميليون ها آدم رو رد کنه
... فقط يه دقيقه از زندگيتون گرفته ميشه
. ولي اجازه با ارزش زندگي رو به پدرم ميديد
. پدرم مي تونه نوه اش رو ببينه
... شما بايد تعجب کرده باشيد که چرا بايد يه دقيقه از زندگيتون رو
. فقط به خاطر زندگي کردن پدرم بديد
... ولي اگه به بچه هاتون که دارن تو حياط بازي مي کنن نگاه کنيد
. شايد جواب رو پيدا کنيد
... پدر من
. اسباب بازي مي سازه
يه بچه وقتي جغجغه هاي آويزون . روي تختش رو مي بيننه لبخند مي زنه
. پدر من اولين لبخند بچه رو درست مي کنه
... بچه وقتي اسباب بازي ميمون مي پره کف مي زنه
. و وقتي ميمون مي افته زمين ناراحت ميشه
... بعدش مادر توضيح ميده
''پسرم ، زندگي يعني اين''
''پس اگه زمين مي خوري ، ناراحت نباش''
''بلند شو و دوباره راه برو''
. پدر من چند تا روش تربيت طراحي مي کنه
. تو اين دنياي وحشي ، پدر من بچه ها رو از معصوميت پر مي کنه
... اگه به چند روش تو آموزش بچه هاتون کمک کرده
. پس در عوض ، لطفا يه دقيقه از زندگيتون رو بهش بديد
... پدرم مي تونه قيافه نوه اش رو ببينه يا نه
. تو دستاي شماست
... دستايي که جلوي خدا بهم مي چسبونيد
!بابا
!پسرم
فکر مي کني فقط تو مي توني فيلم بازي کني؟
. من هم يه جورايي يکم فيلم بازي کردم . دوست دارم ، بابا -
. دوست دارم . دوست دارم
. سومي ، ما پسرمون رو برگردونديم
. آدي مون رو برگردونديم ، سومي
. وقتي داري گريه مي کني قيافت بد ميشه
. اشکات رو پاک کن ... دستمال رو بگير
. اشکات رو پاک کن
دستمال تو جيب تو؟
. سومي ، همه نگرانيام تمومه
. پسرم آدم با مسئوليتي شده
... پوجا ، ببين ، آدي من
... که عادت کرده بود همه رو ناراحت کنه تا گريشون بگيره
. ياد گرفته اشکام رو پاک کنه
!بابا! بابا
. تو هنوز بايد نوه ات رو ببيني ، بابا
. من زمان رو به چالش کشيدم . نمي تونيم ببازيم ، بابا
. بايد برنده شيم
. بابا ... دوست دارم ، بابا !پسرم -
. اين ... براي نومه
. براي نوه ام
. پسرم
. وارٍث من
. سومي ، من نوه ام رو ديدم
. بابا ، ما برنده شديم
. همه برامون دعا کردن
. برنده شديم ، بابا . نه ، پسرم -
. تو برنده شدي
. تو خوابات رو گرو گذاشتي تا فقط آرزوت رو برآورده کني
. تو برنده شدي
. افتخار پيروزيمون مال مردمه
. از صميم قلب برامون دعا کردن
بابا ، مي دوني چيه؟
. ما امروز تو خونه دو گوني پر از نامه هم داريم
!دو گوني! دو گوني پر از نامه تو خونه پستچي
بابا ، اسم بچه رو چي بذاريم؟
. صبر کن . هنوز چند تا چالش مونده
... مي دوني چيه ، بابا؟ از الان ، آدي تمرکزش رو
. رو بازيگريش مي ذاره
. من و پوجا هم کارخونه ات رو اداره مي کنيم
اينا چي ميشن ...؟
... بهت قول ميدم ، هر روز به موهام گل بزنم
. خال به پيشونيم بمالم و برم کارخونه
... لاشمن
. بيا اينجا امروز سوالي نداري؟
کي برمي گرديد؟
. برمي گردم ... برمي گردم
. به عنوان دختر آدي
. و ميريم فيلماي منو مي بينيم
. اگه مردم ببينن نبينن زياد مهم نيست ، ما ميريم
نه! نه! نه! من با دوست پسرم . ميرم نمايشاي دير وقت رو ببينم
... ولي بايد قبل از ساعت 7 برگردي خونه ، وگرنه
!برو بابا . وگرنه ، ازم خيلي بد مي بيني -
. برو بابا! بعد از نمايش ، فقط بعد از اينکه باهاش شام خوردم برمي گردم
. به منتظر شدنم ادامه بده ، حالا نوبت توئه
!ايشو! ايشو
. پوجا ، روش نشان بمال . رو پسرمون نشان بمال
. ايشو ... براش اسم بذار ، ايشو
. پدر بزرگ حالا رو پسرش اسم مي ذاره
... بچه با درخت صندل (نوعي درخت) حموم شده
... تو زندگيش زياد شادي ببينه
. دنيا به پاش خم بشه
. پدر بزرگش براش اسم مي ذاره
. ايشو! ايشو ، براش اسم بذار
. براش اسم بذار
. اسمش ايشوره
بانک فيلمهاي هندي .:: www.3hDVD.com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.