Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کاری اختصاصی از : تیم ترجمه مدیاسیتی تــــــرجــــمــــــه و زيــــــرنويـــــــس MAZDOSHT
کیست این مرد که بادها را به فرمانبرداری وامیدارد
امواج غلتان ، تسلیم اراده ش میشوند
این مرد شگفت کیست
که پیش از آنکه جانوران وحشی با کینه جویی ِ هارشان شهیدش کنند ، میگریزد
این آزادمرد اعجاز گونه کیست که بیماری را شفا میدهدو مردگان را به حیات می آورد
کلمات این مرد چه دارد
که حتا ابلیس با آن تکبرش کورکورانه از او تبعیت میکند
آنکس که قادر بود شیطان ِ ناباوران را با کلامی برآمده از لبانش
به پریشانی در نشاند
او که پیش از نجات دنیا ما را از گناهان
و از فشار دشوار ِ شیاطینی که احاطه ش کرده بودند ، پاک کرد
1 رسوایی
خانم ها ، آقایان
لردها و بانوان
خانواده های محترم
بانوان برجسته
از اینجا حکایت پافنوسیو را آغاز میکنیم
پافنوسیوی قدیس
مادر ! از چی خجالت میکشی؟
و تو ، چرا ازش تبعیت میکنی؟
خودت را برهنه کن
همه ش را عیان کن
ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد
ملکوت تو بیاید. اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود
نان کفاف ما را امروز به ما بده و گناهان ما را ببخش چنانکه ما نیز، آنانکه بر ما گناه کردند را میبخشیم
ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر رهایی ده آمین
بالاخره کار خودشونو کردن
بی ناموسا همه چیزو غارت کردن
ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد
ملکوت تو بیاید. اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود
نان کفاف ما را امروز به ما بده.و گناهان ما را ببخش چنانکه ما نیز، آنانکه بر ما گناه کردند را میبخشیم
و ما را در آزمایش میاور، بلکه از تمامی شیاطین رهایی ده ! آمین یا مسیح
و تو ! مرد بدبخت ، داری رویا میبینی؟ مُرده ای؟
ملکوت تو بیاید اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود
غریبه ! تو به حال خودت رها شده ای
گناهان ما را ببخش و ما را در آزمایش درمیاور
بلکه ما را از گزند شریر رهایی ده آمین
لعنتیا دراتونو باز کنین
بچه هاتون دارن میان
آقایون لطفا این بچه ها رو فراموش نکنین
پافنوسیو ، پافنوسیو
2 بشارت
پافنوسیوی قدیس
من پافنوسیو هستم پافنوسیوی قدیس
امروز در این روز آفتابی و روشن
من به مقام فرستاده ی خداوند بودن نایل میشوم
امروز بازوهای من
بازوان قادر مطلق خواهند بود
خلوص لایتناهی
اندیشه ی او از آن ِ من خواهد شد
نمیخواهم چیزی بپرسم
چرا که پاسخ را نزد خود دارم
مرحمت و قدرت
معبد ِ مرا احاطه میکند
امروز من برای زندگی ابدی متولد میشوم
من خواست و اراده ی توام پروردگارا
اراده ی تو و غضب تو
بیدار شو پافنوسیو ! بیدار شو
شتاب کن چرا که خداوند به تو نیاز دارد
برخیز و بیدرنگ روانه شو
گوش ات را باز کن و به کلمات من توجه کن
از تمام کارها دست بکش و بیرون برو به سوی جهان
تمام چشم ها تمام گوش ها
مانند عقابی دور پرواز
در جستجوی آن بهترین زن هستند
ما هم اکنون کودکی داریم بی مادر وقتی آن بهترین زن را یافتی به او میگویی
تو مادر مسیح خواهی بود
بیدارشو پافنوسیو ، برخیز خداوند به تو نیاز دارد
3 سفر
ای پروردگار تو همه چیز خلق کرده ای
آسمان آبی ، شنزار
بادی که آواز مرا پرواز میدهد
در برابر اهریمن ، من همه ، عشقم
می ستیزم و میجویم
مادر مسیح را
من اراده ی ترا به انجام میرسانم
من از فرمان تو خشنودم
پس ... هدایتم کن پروردگارا
به صدای عاشقانه ی من گوش بسپار
پافنوسیو ! چشمانت را باز کن
من ترا سلطان تمام لذات میکنم
فقط بخواه ، عشق من
جهان در دستان من است
ثروت و قدرت
ملت ها و روحانیون
فقط میخواهم که برگردی
برای سلطنتی که به تو وعده دادم
تویی که مسیح را برای من به دنیا می آوری
بوسیله ی من متولدش میکنی
مرا تحقیر نکن
و به این فکر کن که ما هر دو برای تولد او باید دست به کار شویم
اینگونه لذت و مسرت امپراطوری را قسمت میکنیم
این معامله را بپذیر
و من را به عنوان
مادر ِ مسیح انتخاب کن
خب خانم بهم بگو
اگه این بچه رو بسپرم بهت باهاش چیکار میکنی؟
خانم ، این کودک به شما تعلق نمیگیره
برگرد به ناحیه ی یخ زده همونجایی که زندگی میکنی
رویاها ، هوس ها ، امیال
بایست . دست از پا خطا نکن
میخوام ملکه رو ببینم
امکانش نیست . علیا حضرت بیمارن
پیغام بسیار مهمیه که باید بهشون برسونم
نمیشه ببینیش . بیشتر از این هم اصرار نکن
دور شو
پیغامی که همراه دارم بیدرنگ باید ابلاغ بشه
به نام امپراتوری فرمان میدم اینجا رو ترک کنی
علیا حضرت ملکه حسابی از کوره در میرن
اسم من هست : پافنوسیوی قدیس
یا مادر مقدس
با من بیا
علیا حضرت ملکه منتظرن
لطفا داخل شید
4 ملاقات
بانو ملکه شارلوت ، دختری بلژیکی بود* که در قرن 19 ملکه مکزیک شد *این بخش فیلم به او اشاره دارد
بانو ملکه
زمانی که ماه بر بستر گرم من می تابد
ماکسی میلیانو در جستجوی هوس خواهد آمد
او بدن مرا با گاز گرفتن های عاشقانه میپوشاند
ماکسی میلیانو
زبان او تا اعماق گلهای شهوانی مرا میلیسد
شمشیر نیرومندش ( منظور آلت ماکسی میلیانو ست) در گوشت من فرو میرود
و من از این پیچ و خم و ضربت شادمانه ناله میکنم
بانو شارلوت ، من پافنوسیوی قدیس هستم من بدنبال شما بودم تا مژده ی مسیح موعود را برایتان بیاورم
شما مادر او خواهی بود
تو اینجا چه میکنی؟ امپراتوری در خطر است
آقایان به شما فرمان میدهم بدون درنگ
برای نجات جان سرور عزیزم شتاب کنید
ماکسی میلیان روی کوهی به اسم ناقوس ها
بوسیله ی رییس خوآرز تیر خورده
به من گوش کن خدایا ! امپراتوری در آتش است
!فریدا ! فریدا این بخش فیلم دیدار پافنوسیو با* فریدا کالو ، نقاش شهیر و *جنجالی مکزیک را به تصویر میکشد
حزب به تو دستور داد دنبال یک مادر بگردی
کسی که ستیز برای مردم در خونش جاریست
چراکه مسیح ِ سرخ ، در شرُف ِ تولد ست
او بسان لنین رهبری بزرگ خواهد شد
جنگجویی بی باک یک تیتان ( خدای خورشید) برای آینده
اون بمانند مشتی برافراشته در هوا خواهد بود
مسیح ِ نو
که تو ، پافنوسیو ! آمدنش را نوید دادی
خورشیدی که در میان پنجره ام دارم
نوید آزادی ِ فرداها را میدهد
او یک ( رفیق) خواهد بود با نطق های آتشین
ستاره ای سرخ با پرتوی سرخ
!فریدا ! فریدا
...کودکی که بشارتش را دادی را
من نمیتوانم به دنیا بیاورم
قیدی ست که موجب مرگم میشود
من برای زندگی آواز میخوانم
...مسیحای نو ، پافنوسیو
برای علاج ِ شیاطین می آید
به ضجه و زاری مردم گوش بسپار
ادامه بده آواز بخوان
خون معدنچیان بوسیله ی تفنگداران بیروح
در کنعان ریخته میشود
زنجیرها را پاره کنید
با من بگردید ، بگذارید فریادرسی کنیم
هشدار ! هشدار! فراری از خدمتها
برگردین سر ِ کار
رفقا به وغ وغ های این دیوانه گوش ندهید
که درست روبروی ماست
ای تف به ناموس شما ...! تفنگداران بی حیثیت
ای خائن به گروهان ! خاک بر سر خودت میکنی
برگرد ین سر ِ کارتان
قدرت از آن ِ ملت است
مکزیکی ها ! به خروش جنگ توجه کنید بیدار شوید
شمشیر و شهامت خود را آماده کنید به پیش
به پیش ! مکزیکی ها ... برای سرزمین مادری تان
هموطنان ِ مسلح ! کارگران ِ جهان
ای آنارشیست بی عقل
زمان ما فرا میرسد آزادی برای همگان در پیش است
باشد که زمین به خود بلرزد
با دست خالی نمی توانی ما را شکست بدهی حرام زاده
از فکرت هم نگذرد که بتوانی ما را بترسانی مزدور پست
فریدا
مردم ، فناناپذیرند
فریدا
کارگران جهان متحد شوید
به سزای اعمالش رسید
امروز 4 ژانویه ی 1906
دسته های مزدور ، تیربارانش کردند
شهر کنعان
آنها تنها میخواستند مطالباتشان مورد توجه قرار بگیرد مکث
ناظران میگویند که کشتار کارگران
پیامدهای جدی در بر خواهد داشت
دولت از منافع بیگانگان حمایت میکند مکث
خوش اومدید آقا به سرزمینی که در حال حاضر در متابعت از قدرت تسلیحاتی ِ عالیجناب امپراتور قرار دارد
اسم شما پافنوسیوست
پافنوسیوی قدیس
جناب پافنوسیوی مقدس لطفا با ما همراه شوید
کاپیتان دون هرناندو کورتس سفیر برجسته ی عالیجناب امپراتور چارلز پنجم در انتظار است
جناب دون هرناندو کورتس ، سرکرده ی ارتش ِ کاتولیک ِاعلیحضرت
چارلز پنجم ، شاه اسپانیا و امپراتور آلمان ، فاتح ِ سریولا و پاویا
در فلاندر سوم ( بلژیک) دون هرناندو کورتس
دسته ی نظامی کلیسای مقدس کاتولیک
بازتاب زندگی سنت های شریف ِ امپراتوری ِ لِئون کاستیا ، ناواره و آستوریاس
گواهی ست بر کار برجسته ی سید و فرنان گونزالز دون هرناندو کورتس
فاتح مناطق کافرنشینی که مانند جانوران وحشی بودند و مُعرفی دین وایمان به ایشان
دون هرناندو کورتس فروتنانه در انتظار است تا با شما دیدار کند
درود پافنوسیو ی کبیر ، میدانم که از راهی دور و دراز
به این سرزمین آمده ای
جالب ست ! که من باعث این پیروزی شدم
منظره ای که مشاهده میکنی به اعلیحضرت تعلق دارد
از این سرکرده ها بپرس
از آمدن نجاتبخش تازه ، چه خبری داری؟
دین از قبل در این سرزمین معرفی شده است
و تو مرد ! میخواهی به یکباره همه اش را تغییر دهی
اگر راهبان ِ من حرف هایت را بشنوند قلبت و استخوان هایت را خواهند شکست
من تو لعنتی را دوست دارم به خدا قسم میخورم که عین حقیقت ست
اگه به ما بپیوندی ، مردم ِ من اینجا از تو یک لرد می سازند
ای لعنت ! من دروغ نمیگویم! حرف بزن حرامزاده جواب ِ مرا بده
جناب دون هرناندو کورتس سرکرده ی لشکریان کاتولیک ِ عالیجناب
و فرستاده ی صلیب ِ نجاتبخش الهی ازتون تقاضا میکنم منوبه پیشگاه بانوی خودتون
دونا مارینا ببرین دونا مارینا یا مالینش همسر کورتس و* *زنی تاثیر گذار در جنگهای مکزیک بوده ست
او دلیل حضور من در اینجاست
ای غم بر من ببارد ، پافنوسیو
از اینکه مادر آن کودک باشم خشنود شدم
مردمان ِ من بوسیله ی شمشیر و ایمان ، تباه شده اند
مسیح ِ تو چیزی بر ما عرضه نکرده
شهرهای زیبا
پیشرفت قرن ها
اکنون دروغ ، درون ِ غبار
خیس ِ از اشک هاست
مسیح ِ تو ، پافناسیو
سلطان ِ شهرهای دیگر ست
نه این ویرانه
مسیح ِ تو ، از ما نیست
بانوی دوست داشتنی
مسیحی که از آسمان فرستاده شده را بپذیر
من از بدو زمان ، به جستجوی تو آمدم
بنا به درخواست و زاری های سرخپوستان
خدایان این سرزمین
هم الان دگر مدفون گشته اند
تمام چیزی که بجا مانده برای من سوگواری ست
با رنج فراوان ... درد ِ نسل و تبارم
برگرد پافنوسیو
ما سکه ایم... ما شهوتیم
من برده ی تو نمیشوم حتا اگر مردم به زنجیرم کِشند
همان مردمانی که رنج میبرند
من مغلوبت خواهم کرد
مغلوب ! ... مغلوب
5 نماز مغرب
به دنبال پاتریشیا کین
فوق العاده ، فوق العاده ، پاتریشیا کین ربوده شد فوق العاده ، فوق العاده
فوق العاده ، فوق العاده ، پاتریشیا کین به ربایندگانش پیوست ، فوق العاده ، فوق العاده
پاتریشیا کین ، زنده یا مرده
فوق العاده ، فوق العاده ، ، در جستجوی پاتریکا کین ، زنده یا مرده! فوق العاده
من پاتریشیا هستم ! حال که چه؟
بگو بدانم بچه
از اینکه من مادر آن کودک شوم تو چه سودی میبری؟ چه کسی را به من پیشنهاد میکنی؟
برای اغوا کردنم نیا
من دیگر جنگ را اعلام کرده ام
امواج درستکار را به من بده و نه کودکان ضعیف را
مادر شدن را رد نکن مگر که مخدر زده باشی
مسیح خواهان آنست که تو مادر محبوبش باشی
چطور میتوانی ازمن بخواهی بچه ای لوس و بداخلاق بزایم
من فاسدم ...فاسد
همانطور که تمام تبارم فاسد هستند
ازتو التماس میکنم این کودک را ، آبستن شوی
و بعد از 9 ماه اورا به دنیا بیاوری
من نمیتوانم بچه ای بزایم
زیبایی تو وابسته به یک مادرانگی درخشان ست
شکم تو انتخاب شده تا اعجوبه ای بزاید
تنهایم بگذار ...تو باید
تنهایم بگذار که از دلواپسی میمیرم
نفرتت را مهار کن مسیح را به دنیا بیاور
من از زندگی بیزارم
من از مردمم بیزارم
من آبستن ِ هیچ چیز نمیشوم
تو یک ابلهی
من به حرف یک دروغزن بی ارزش گوش نمیدهم
من از مردم بیزارم من عاشق جنگم
همه چیز ِ این دنیا مرا ناخوش میکند
گریه کن پاتریشیا
خفه ت میکنم ! من بچه نمیخواهم
او عاشق توست ... پسر متبرکت ، مسیح
من مادر چیزی جز مرگ نیستم !پس ترا میکشم ، بمیر
مکزیکو یعنی این ! ای تو روحتون
تو این سرزمین فقط میرقصیم
زنده باد چلولا
گل
دوتا مکزیک که وجود نداره فقط یکیه
بذار اسپانیایی های بی ناموس بمیرن
میتونم بیام داخل؟
بانوی لباس محلی ، من اومدم بهتون تبریک بگم رقصیدنتون محشر بود
مشکل تو عوضی چیه؟ اصلا از کجا میای؟
من پافنوسیو هستم پافنوسیوی قدیس ، خانم
اومدم بهتون بگم از رقص تون خوشم اومد
شما چه خوشگلین چه لباس محلی قشنگی هم پوشیدین
چیز خاصی نیست ، چیز خاصی نیست
بهرحال بابت مهربونیت ممنون
چیزی مینوشی؟
الان نه ، خیلی خیلی ممنون
بذار ببینم خب بهم بگو
واقعا از اون رقص کوچولو خوشت اومد؟
بله خانم خیلی خوشم اومد
تو آدم خوبی هستی اما باعث میشی فکرکنم که هنوز تا حدی خامی
میدونی معنی اون رقص کوچولو واقعا چی بود؟
نه ، معلومه که نمیدونی
هیشکی نمیدونه
اون رقص کوچولویی که تو اینقدر ازش خوشت اومد و منم توی تموم عمرم اجراش کردم ، یه طاعونه
همون چیزیه که بهش میگن ملی گرایی وطن پرستی ! منم معمولا میرینم بهش
رقص کلاه مکزیکی برای هرکس و هرچیزیه ، بله آقا
اگه اندوه عمیقی داری
برقص به سبک رقص کلاه مکزیکی
چه اونا مالیاتتو بالا کشیدن چه شورتتو پایین کشیدن برقص به سبک رقص کلاه مکزیکی
اینجا برقص ، اونجا برقص ، کافیه
من همه ، قلبم این منم مادر تو ، کثافت
اما آره پسر چطور مُردنو بلدم
زنده باد قهرمان های سرزمین پدری مکزیکی ها
زنده باد آزادی
بله ، ما مطربیم ، عیاش ِ مستیم ، حرومزاده ایم
و بهش افتخار میکنیم
بانوی لباس محلی اومدم که ماموریتی رو بهتون بسپرم
ولی فکر میکنم الان، زمان مناسبی نباشه
بهرحال از رقصتون تشکر میکنم معرکه بود
ژولیت ، همسرم
مرگی که شهد لبانت را به یغما برد
بر زیبایی تو چیره نشد حتا اندکی
بر آن زیبایی که هنوز از پوست و چهره ی تو میتابد
بیرق مرگ برافراشته نخواهد شد
ژولیت ممکن است این همان هیولای باجراتی باشد که عشقش را به تو عرضه کرد؟
برای بانوی خودت چه میخواهی؟
بمنظور پیشگیری در این غار با تو میخوابم
این میتواند آرامش ابدی من باشد
جسم من اینجا می آساید رها از قانون مهلک ستارگان
پذیرای آخرین نگاه چشمانم باش
آخرین درآغوش کشیدن ِ بازوانم
واپسین بوسه از لبانم
درها قرارداد ابدی من با مرگ را خواهند بست
بیا ! مانند رهبری فاتح
که کِشتی من ، خسته از ستیز با امواج
میخواهد که بر صخره ها فروبشکند
تقدیم به بانویم
آه که چه شگفت است اثرِ این مرهم
با این بوسه ... میمیرم
به یاد می آوم که کجا باید باشم و همانجا هستم
اما رومئوی من کجاست؟
شوهرم
با زهر ، مرگش را جلو انداخت
چه بی رحم ! قطره ای هم برای من به جا نگذاشت
حس میکنم هنوز نفس میکشد
لبهایش را خواهم بوسید
مرا میکشد و نجاتم میدهد
ژولیت زیبا خواهش میکنم خون خودت را نریز
من به تو احتیاج دارم ژولیت
تو مادر میشوی
بیش از این نمیتوانم صبر کنم شمشیر ِ دلبند
وقتیکه مُردم در قلب من بیاسای
این طلوع ، آرامشی غم افزا میآورد
خورشید از غصه چهره پوشیده است
چه حزن انگیز است حکایتی که از تو خواهم گفت ، ژولیت
ژولیت ، دلخواه ترین و محزون ترین زن
قلب من ای پافنوسیو
به گریه ی طولانی تو گوش میدهد
بیش از این در میان ارواح زنده
دنبال ِ آن مادر نگرد
اجساد نام آوری بمانند ژولیت نگونبخت
یا آن ملکه ی دیوانه که در عشق مَردی مُرده گره خورد
تقلای خودت را دوباره وقف
جهان ِ از هم پاشیده ی پاتریشیا نکن
یا مالینش = دونا مارینا که از نتایج غمبار فتوحات وحشیانه ش
مردمان من هنوز در عذابند
من بهت احتیاج دارم خواهر جوانا بهت احتیاج دارم
به سوی جهان زندگان گام بردار
جهان ِ انسان های هوشمندی که در کار ِ دانش اند
و سرودشان به سمت زیبایی ست با منشایی روشن و شفاف
آن مادر در آنجاست ، پافنوسیو جستجویش کن ، خواهی یافت
اما از روشنفکرانی که برده ی سرمایه اند برحذر باش
من در میان مردم دنبالش میگردم و برروی زمین پیدایش میکنم
او مادر کاملی خواهد بود مادری محبوب
من عاشقتم خواهر جوآنا عاشقتم
7 انقلاب
...بذار ما بدون تاخیر نیرو بفرستیم جلو ، منشی
از موقعی که این پرونده به دادگستری مرتبط شده من به جریان انداختمش
با بهترین دستخطت بنویس :در جاده ی تزکالما از مسیرم به سمت زوچی کالکو
روی درختی ، اجساد خونین دون روبن کارامیلو و همسرش اپیفانیا که
چندماهه باردار بود را پیدا کردم ( روبن کارامیلو مندز انقلابی بزرگ مکزیک بود)
این حرفا که اونجا ازدواج ِ آزاد وجود داره همه ش دروغه
مردم ِ اونجا هم درست مثل مردم ِ اینجا بودند
حواست پرت نشه منشی چیزی که دیکته میکنم رو بنویس
انریکو و ریکاردو و همینطور فیله مون را پیدا کردم
همه شون ، فرزندان ِ دوآ اپیفانیا بودند
همین کسی که بعد از بازجویی این نوشته رو امضا میکنه
همین الان هم اجساد ، پیش رو دیده میشوند
چندین بار ازشون پرسیدم که کی هستن؟
با توجه به ادامه ی سکوت شون منشی تکون شون داد
و دستور داد که چه زنده هستن چه مرده ، جواب بدن
وقتی جوابی ندادن اجساد تفتیش شدن
و معلوم شد مورد اصابت گلوله های زیادی قرار گرفتن
با توجه به این شواهد گواهی میشود که
دون روبن و وابستگانش به وسیله ی جراحت درگذشته اند
با توجه به تمام این موارد نظری که اینجانب اظهار میکنم این است که
!!!دلیل مرگ ِ این افراد فقط مردن بوده است
آقایون ! شما یه قدیس رو کشتین
اجازه بده بانو رو ببینیم فقط اون میتونه کمک مون کنه
ما اومدیم بانو رو ببینیم
قرار ملاقات دارین؟ - نه قربان -
خب در اینصورت برید سر میز 1
بیا جلو
میخوایم بانو رو ببینیم یه مشکل خیلی بزرگ داریم
بانو نمیتونن پذیرای شما باشن ایشون با سیاسیون جلسه دارن
اسم من هست پافنوسیو . پافنوسیوی قدیس ما از روی همون تبلیغات اومدیم کارمون خیلی ضروریه
که اینطور ، یه لحظه منتظر باشید
آقایون ! تا لحظاتی دیگه بانو پذیرای شما خواهند بود
اگه دوست داشته باشید میتونید سیگار بکشید دستور دادم قهوه و غذا هم بیارن
دستشویی هم اونجاست
بانو منتظرتونه بیایید اینطرف ( بانو در واقع امیلیانو زاپاتا ست . مترجم )
گوش بدین بانو به اخبار ناراحت کننده ای که آوردیم گوش بدید
خبر ناگواری که آوردیم اینه که اونا یه قدیس رو کشتن
دون روبن کارامیلو همینطور تمام اعضای خانواده شو
از کمینگاه به ضرب گلوله کشتن
گوش بدین بانو به اخبار ناراحت کننده ای که آوردیم گوش بدید
خبر ناگواری که آوردیم اینه که اونا یه قدیس رو کشتن
حال من از جانب مردم رنجدیده درخواست میکنم
از شما که حامی فقرا هستید وقتی اونها از شما استدعایی میکنن ، توجه نشون میدین
چرا که از میان زنان ، شما فردی منتخب هستین
تا از شکم تان انقلابی کبیر را متولد کنید
از شما مشعلی متولد میشود که جهان را و قلب مردانی که در
جستجوی انقلابند را با آتشی سوزان می افروزد
باور چیزهایی که از دهان تو میشنوم دشوار است
ولی از چهره های تمام تان میخوانم که حقیقتی را هشدار میدهید
این جنایتی ست بی نام خیانتی ست بی اندازه
با سلامت اون ، من موفق شدم کارمو به پایان برسانم
من هیچ حمایتی رو ازش دریغ نکردم آرمان هایش را تشویق نمودم
من به خدا سپردمش و میان رویاهایش زیستم
در اوج اقتدار من به قولم عمل کردم
پیمان مقدسم که حرمت نهادن به زندگیش بود را به جا آوردم
خیانت ، خیانت من به زندگان و مردگان اعلام میکنم
که دژخیمان و جلادان ِ مردم کارامیلورا به قتل رساندند
اما ما باید مانع آن شویم تا سیاستمداران فاسد
بواسطه ی حرص و آز توانگران مردم را تباه کنند
قاتل ها قاتل ها
برید بیرون
چهره تو نو نشون بدین
قایم نشین
قاتل ها قاتل ها
چهره تونو نشون بدین
بزدل ها
خیانت کارها
اوه خدایا شلیک نکنین ! جلوشونو بگیرین
قاتلا ! چهره تونو نشون بدین
!بزدل ها ! خیانت کارها
نذار شلیک کنن ! خدایا نذار بکشنش
!قاتلا
تــــــرجــــمــــــه و زيــــــرنويـــــــس MAZDOSHT
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.