Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
شما رو زير نظر دارن
...دولت يه تکنولوژي مخفي داره
يه دستگاه که جاسوسيِ شما رو در هر ساعتي از روز انجام ميده
من اون دستگاه رو طراحي کردم که عمليات هاي ،تروريستي رو شناسايي کنه
...ولي اون همه چيز رو ميبينه
جرائمي که مردم عادي درگير اون هستن
دولت اين افراد رو نامربوط ميدونه
ولي ما نه
،توسط مقامات تحت تعقيبيم پنهاني کار ميکنيم
شما هيچوقت ما رو پيدا نميکنيد
...ولي چه قرباني باشيد چه شريک جرم
،اگه دستگاه شماره تون رو بده ما شما رو پيدا ميکنيم
مـــهـــرزاد تــقــديــم مــيـــکنـــد http://forum.free-offline.org
،سياستمدارها ميان و ميرن
ولي ما هميشه سر جامون ميمونيم
بيچر" داره دنبال جوابايي ميگرده"
من هميشه به "کال" گفتم مراقب باشه
پليس بودن کارِ خطرناکيه
،منابع انساني دوباره خودشو ساخت
بخاطر اينکه سر اون سازمان رو از تنش جدا نکرديم
،اگه کرده بوديم شايد "کال" هنوزم زنده بود
،الان با قوانين متفاوتي دارم بازي ميکنم
تا موقعي که بتونم رئيسشون رو از بين ببرم
تو و "سيمونز" به کي گزارش ميدين؟
کي تصميماي نهايي رو ميگيره؟
-= www.OpenSubtitles.org =-
-= www.OpenSubtitles.org =-
اون حرومزاده ها فکر کردن ميتونن از من دزدي کنن؟
ولي کور خوندن، هرچي رشته ن رو پنبه ميکنيم
فينچ"، داري خونه تکوني ميکني؟"
اي کاش همينطور بود
امروز صبح چندين شماره بدستم رسيد
اگه بخوام دقيق بگم، 38 تا شماره
شايد دستگاه قاطي کرده باشه
!"ماشين چمن زني که نيست، آقاي "ريس
درضمن هيچوقت اشتباه نميکنه
با اينکه هنوز تمام شماره ها ،رو رمزگشايي نکردم
بنظر مياد بين هميشون يه تهديد مشترک وجود داره
همشون پليسن
چهار نفرشون از اعضاي ،شناخته شده ي منابع انساني هستن
و همين احتمال اينکه بقيه شون هم باشن رو خيلي بالا ميبره
،سي و شش نفر از اعضاي منابع انساني
همشون ميخوان يه جنايتي بکنن؟
يا اينکه هدف قرار گرفته ن و شايدم منابع انساني رو محاصره کردن
"بنظر اوضاع قراره بهم بريزه، آقاي "ريس
من قبلاً با خانم "شاو" تماس گرفتم که از کمکش استفاده کنيم
منم ميرم ببينم "فاسکو" تو واحد شماره 8 خبرايي از جدال هاي داخلي منابع انساني شنيده يا نه
،اگه بتونيم منبع خطر رو پيدا کنيم
،شايد بتونيم قبل از اتفاق افتادن جلوش رو بگيريم
شايد
تو اين مدت، شايد بهتر باشه يه جليقه اندازه ي "خرس" پيدا کني
جليقه؟
،"مثل جليقه هاي خودت نه، "فينچ پليس K9 جليقه ي تيم
واسه موقعي که اوضاع آشفته شد
خبري به گوشِت نرسيده، "لايونل"؟
،اگه دنبال اطلاعات درباره ي منابع انساني هستي يه چيزي برات دارم که شايد دلت بخواد ببيني
همه چي اينجا مرتبه؟
"بازرس "فاسکو - من هم بازرس "استيلز" هستم -
ما ميتونيم کمکي بکنيم؟
اگه نتونين روسي حرف بزنين، نه
،تنها چيزي که ميتونم بگم ،اينه که اون داشته رانندگي ميکرده
و به يه ماشيني برخورد ميکنه که آتيش گرفته بود
...بعدش هم... اگه درست فهميده باشم يه نفر اونو بيهوش کرده
و کاميونش رو دزديده
سلام دوست من
چه نوع کاميوني رو داشتي حمل ميکردي؟
تجهيزات اداري بوده؟ کاميون تحويل کالا بوده؟
بله
فکر ميکنم از اينجا به بعد ميتونين بهش رسيدگي کنين، افسر
نشون قشنگيه! ميخواي دفعه ي بعدي که خواستي همچين کاري بکني، قبلش بهم خبر بدي؟
!ولي اينطوري که ديگه غافلگير نميشي
خب، اين اتفاق چه ربطي به منابع انساني داره؟
ميدوني کي يه شرکت تجهيزات اداري داره؟
"پيتر يوگوروو"
از اون واسه قاچاق مواد تو شهر استفاده ميکنه
،با کمک منابع انساني
پليس ها بايد براشون راه هاي عبور و مرور رو باز کنن
حالا، ميخواستي بدوني چرا منابع انساني تو دردسر افتاده؟
نظرت چيه که روس ها يه کاميون ازمحموله ي قاچاق رو، زيرنظر پليساي منابع انساني از دست دادن؟
فکر ميکني بتوني کاري کني يه نگاهي به دوربين هاي اينجا بندازيم؟
آره، من خيلي هم دوست دارم !لطف ام رو شامل حال شما بکنم
نظرت چيه، "فينچ"؟
منم تا حدودي با بازرس "فاسکو" موافقم
پس "يوگوروو" منابع انساني رو بخاطر گم شدن محموله ش مقصّر ميدونه
تصميم گرفته يه درس بزرگ بهشون بده
و بعدش هم 38 نفر از افراد منابع انساني رو هدف گرفته
اوضاعي که پيش اومده "عين يه انبار باروته آقاي "ريس
هر لحظه ممکنه منفجر بشه
خب، کي فتيله رو روشن ميکنه؟
کل سازمان تو شوکه
هيشکي نميدونه پليس نيويورک چندتا مراسم تدفين ديگه رو ميتونه تحمل کنه
تو نميدوني که چه اتفاقي بين بازرس "ترني" و افسر "لسکي" افتاده؟
دعوايي نبود که ازش خبر داشته باشم
حتي نميدونستم که اونا همديگه رو ميشناختن
خب، يه حدسياتي ميشه زد که منابع انساني توش دست داشته
شهردار نگران اينه که نکنه جرائم سازمان يافته دوباره احيا شده باشه
،آخرين باري که حرف زديم بنظر ميرسيد که فکر ميکردي
منابع انساني ممکنه پشت قتل پسر خونده ي من بوده باشه
شايد
من... من نميدونم
تنها چيزي که ميدونم اينه که ...در افتادن با منابع انساني
درست عين يه جنگي ميمونه که نميتوني توش پيروز بشي
،يه قدم که ميري جلو سه قدم برت ميگردونن عقب
...و حالا هم که، همکارمو از دست دادم
ديگه بايد پرونده ي مرگ کال" رو ببندم"
بايد ازش بگذرم
ميخواستم شخصاً اينو بهت بگم
..."جاس"
تو يکي از پليس هاي ،فداکاري هستي که ميشناسم
و اين شهر ميتونه از افراد بيشتري مثل تو استفاده کنه
کال" حتماً بخاطر تمام کارايي" که کردي، افتخار ميکنه
و نگران نباش
ما کسي که مسئول مرگ اون بوده رو پيدا ميکنيم
"مرسي، "آلونزو
خواهش ميکنم
يه جلسه ي مهم با شهردار دارم
من حساب ميکنم
بزودي ميبينمت
خيلي هم خوشحال ميشم
امروز صبح با "کارتر" حرف زدم
ميگه داره بيخيال پرونده ي "کال" ميشه
حرفش رو باور ميکني؟
،حتي اگه حرفش رو باور ميکردم نميتونيم بذاريم
در حال حاضر، بازم جنازه اي پيدا بشه
واسه احتياط حواست بهش باشه
هست
يوگوروو" شرايط جديدمون رو قبول کرد؟" - هنوز نه -
ميخواد نزديک يه انبار توي رد هوک" ما رو ببينه"
اگه خواست، توي "سايبريا" باهاش ملاقات کن
فقط کاري کن که با قيمت جديد موافقت کنه
اين ياروئه کيه جديدي آوردي؟
اين "ميتچل" ـه
اون مسئولِ هدايت محموله ي فردا شبه
خب، پس هنوز طبق برنامه ريزي پيش ميريم ديگه؟
درست به موقع واسه اينکه انبارها رو پُر کنيم
آدم من، وقتي که به لورل هيل" رسيد بهت زنگ ميزنه"
،ما کاميون ها رو همراهي ميکنيم
و يه راه عبور امن از داخل شهر براشون درست ميکنيم
ولي 10% ميره رو قيمت
چرا؟
قيمت انجام کاره
،اگه قرار باشه بيشتر پول بدم در مقابلش بيشتر هم بايد گيرم بياد
اينطور فکر نميکني؟ - مثلاً چي؟ -
مهمتر از همه اينکه برادر من هنوز توي "رايکرز" ـه
شماها قرار بود جفتمون رو با همديگه از اونجا بياريد بيرون
خب، اينجور چيزا زمان ميبره
مراحلش داره طي ميشه
کم کم دارم حس ميکنم، بيشتر بجاي اينکه همکارت باشم، نوکرت ام
،ما واستون پولشويي ميکنيم ،مواد شما رو ميفروشيم
حتي آشغالاتونو هم سر به نيست ميکنيم
مثل همون پليس مواد مخدر که ميترسيدين خودتون سرشو بکنين زيرِ آب
من نيومدم اينجا چرت و پرت هاي "تو رو گوش کنم، "يوگوروو
اين 10% بيشتر رو قبول ميکني يا چي؟
فکر نميکنم
اگه پول ندين، راه عبور امن واسه موادتون رو هم نميتونيم تأمين کنيم
هر اتفاقي بيفته، تقصير توئه
ميخوام ريسک کنم
ميخواي چيکار کني؟
بذار من نگران اين قضيه باشم
تو رو واسه يه مأموريت جديد لازم دارم
!بگو که از در جلويي نيومدي تو
هيچوقت از در جلويي نميام
تيلور" کجاست؟"
يه جاي امن
دليلي داره که جاش اينجا امن نيست؟
مثل همونکه داشتي يواشکي منابع انساني رو تعقيب ميکردي؟
هرکسي به يه سرگرمي نياز داره
بيشتر سرگرمي ها، شامل اين نميشن که يه پليس فاسد بيرون خونه ت کشيک بکشه
،اگه بخواي من ميتونم ترتيب اش رو واست بدم
ممنون ميشم اگه تنهاش بذاري
و با نهايت احترام، ممنون ميشم
که منو هم واسه يه مدتي تنها بذاري
الان زمان مناسبي نيست "که بخواي تنهايي کاري بکني "کارتر
"اشتباه برداشت نکن، "جان
من واقعاً بخاطر تمام کارايي که واسه من و واسه اين شهر کردي ازت ممنونم
،ولي به چشم قانون تو هنوز يه مجرمي
و منابع انساني هم ميدونه که ما با همديگه کار ميکنيم
...و اگه بتونن اينو ثابت کنن
نه، متأسفم
بايد خودم تنهايي تمومش کنم
خيلي خب
هرکاري که لازمه بکن
ولي منابع انساني بدون جنگ، از بين نميره
،اگه تو شرايط بدي گير افتادي بهم زنگ بزن
،اينجوري که شماها منو زيرنظر دارين چطوري ميتونم تو دردسر بيفتم؟
"مراقب خودت باش، "جاس
"پرونده ت رو خوندم، "کارتر
،توي آکادمي دانشجوي ممتاز بودي
...نمره هاي بالايي ميگرفتي اينا خيلي عاليه
حالا، ميخوام همشو بريزي دور
هيچکدوم از اونا، اينجا توي خيابون، ذره اي ارزش نداره
يه ثانيه منو ببخشيد
الان برميگردم
چه خبر، "جاس"؟
اينجا چيکار ميکني، "پائول"؟
تازه برگشتم شهر
يکي از دوستام منو درگير يه پروژه ي ساخت و ساز کرده بود
ميبينم که يونيفورم ات عوض شده
،فکر ميکنيم تو، آم
هميشه توي گرفتن آدم بدا مهارت خاصي داشتي
هيچکدوم از اينا جواب سؤال من نبود
خب ميدوني، ميخواستم ببينم اوضاعت چطوره؟
ببينم پسرمون در چه حاله
فکر ميکني ميتوني بعد از دو سال پيدات بشه و بخواي "تيلور" رو ببيني؟
ببين "جاس"، اوضاع الان بهتر شده، خيلي خب؟
من بهتر شدم
خب پس اين يعني رفتي اداره ي امور سربازان بازنشسته؟
امور سربازان بازنشسته؟
نه، من نيازي ندارم يه روانپزشک بياد بشينه منو تحليل کنه
خيلي خب، "جاس"؟
من فقط يه مدت، زمان ميخواستم تا مغزم آرامش پيدا کنه
"به اين سادگيا نيست، "پائول
من ديدم که اون جنگ چه عوارض جانبي روت گذاشته بود
هنوزم فکر ميکني خطرناکم، نه؟
جاس"، من هيچوقت دستمو رو هيچکدومتون بلند نکردم" - !نه -
،فقط اومدم و تو رو خوابيده، روي زمين آشپزخونه اسلحه تو بغل پيدات کردم، پسرمون هم تو اتاق کناري بود
خب، اين اتفاق ديگه نميفته
حق با توئه
ديگه نميفته
،بخاطر اينکه اگه نخواي کمک بگيري
هيچوقت نميتوني با پسرت رابطه برقرار کني
،و تا اون موقع
فکر ميکنم واسه هر جفتمون بهتره که نزديکمون نشي
"پيغام هات رو گرفتم، "فاسکو
هر 10 تاش رو
شنيدم که چه اتفاقي واسه "لسکي" افتاد
حالت خوبه؟
هيچوقت از دست دادن يه همکار چيز آسوني نيست
يه جورايي باعث ميشه با خودت فکر کني که اون شب بين اون دو تا چه اتفاقي افتاد
مطمئن نيستم که بخوام بدونم
ميدوني من چي فکر ميکنم؟
فکر ميکنم يه نفر ديگه هم اونجا بوده
فکر ميکنم يه نفر به جفتشون شليک کرده و از صحنه ي جرم فرار کرده
تنها سؤال اينه که، کي؟
"نميدونم "فاسکو
،ولي هر اتفاقي که افتاده
اصلاً نميخوام بدونم
ترني" بود که به تو گفت" منابع انساني دوست پسرت رو کُشته
بعد حالا، يهو بهمراه همکار تازه کارِت کشته ميشه؟
منظورم اينه که نميخواي بدوني چرا؟
...يه چيزي که فهميدم
اين بوده که هميشه ارزش نداره واسه دونستنِ دليل، ريسک کني
من فکر ميکنم اينطور نيست
"من خوبم، "فاسکو
فقط يه مدتي ميخوام تو لاک خودم باشم
باشه
هي، گوش کن، من ديگه بايد برگردم
،زيادي تو لاک خودت نمون باشه؟
سلام، منم
ميخوام به يکي سر بزني
همين الان خبرش بهم رسيد
محموله مون از مرزهاي ايالتي گذشته
تا الان، هيچ مشکلي نبوده
واسه همينه که با خودم فکر ميکنم چرا از همون اول به پليسا واسه اينکار نياز داشتيم
اين چيه ديگه!؟
ميدوني بيشتر از همه بخاطر چه جُرمي گناهکاري، "پيتر"؟
اينکه گذاشتي اين مرد واست آشپزي کنه
!اينا بنظر خيلي سنگين ميان
آروم باش
،اگه ميخواستم بميري
بيشتر از اين خلاقيت به خرج ميدادم
غافلگير شدم که هنوز تو شهري
،فکر ميدم يه جايي لب ساحل دراز کشيدي
داري آبميوه سر ميکشي و زخمات رو التيام ميدي
هنوز نميتونم اينجا رو ترک کنم
اونم نه با اين بليطي که واسه نمايش کوچولوي بين تو و منابع انساني، تو رديف اول گيرم اومده
نميدونم درباره ي چي داري حرف ميزني
"تاريخ دوباره تکرار ميشه، "پيتر
باور کن
،اگه پليسا نتونن کنترلت کنن بهت خيانت ميکنن
همونطوري که به من کردن
،ولي برخلاف من تو هنوز يه شانسي داري
که بتوني يه کاري بکني
کلمات هوشمندانه از زبون کسي که پدرمو کُشته
بهم بگو چرا بايد به حرفت گوش کنم
دشمنِ دشمنِ من
نميتونم دست رو دست بذارم و ببينم منابع انساني داره زجر ميکشه
اين چيه؟
يه هديه
،بذار اين يه ربع آروم آروم بجوشه بعدش سرکه بريز توش و همش بزن
خب؟
يوگوروو" بسته رو دريافت کرد"
اينکه پيغام رو گرفته يا نه يه داستان ديگه ست
به زودي ميفهمه
اگه بذاري بکشمش، واسه هيشکي هم هيچ دردسري درست نميشه
لازم نيست
ولي راستش، شايد بهتر باشه يکي دو روز آينده زياد پيدات نباشه
قبلاً برنامه ش رو ريختم
،و يه چيز ديگه هرکار ميخواي بکني، افسر
برات آرزوي شانس ميکنم
يه حسي بهم ميگه خيلي بهش نياز داري
تلفن کي بود؟
يکي که بخاطر لطفي که بهش کردم، بهم بدهکاره
همش اين توئه؟
،همه چي، غير از سينک ظرفشويي !سعي کردم، ولي جا نشد
ممنون ميشم به دوستامون در اينباره چيزي نگي
همه اسباب بازيا که !دست پسرا نبايد باشه
بنظر مياد با تمام اينا قراره يه مهموني راه بندازي
مطمئني کمک نميخواي؟
کار با 37 ميليمتري لِم داره ها
مرسي
ولي از اينجا به بعدش رو خودم انجام ميدم
،پنجاه کيلو کوکائين، پنجاه کيلو هروئين پنجاه هزار قرص اکس، ارزش محموله : 12.8 ميليون دلار
،"صادقانه بگم، آقاي "ريس
اين واقعاً بنظر شبيه کاريه که تو ميکني
،بايد اعتراف کنم کاشکي منم به اين مهموني دعوت ميشدم
بعد از بررسي 30 تا از 38 ،عضو منابع انساني
حتي يک نفر هم پيدا نشده که مهارت هايي که توي اون ويديو ديديم رو داشته باشه
مطمئن نيستم که مرد باشه
بياد نگاه کن
...قدّش، هيکلش
فکر ميکنم حمله کننده مون يه زن باشه
يه زني که يه ماشين رو آتيش ميزنه و با يه ماسک به يه محموله ي مواد حمله ميکنه؟
اين تو رو ياد چي ميندازه، آقاي "ريس"؟
چي دارين ميبينيد؟
!خيلي خب، قيافه تون عجيب غريب شده
اين شاهکار جنابعاليه؟
فکر ميکنم کاملاً ميدونه از !يه 37 ميليمتري چطوري استفاده کنه
خانم "شاو"؛ شما درباره ي اين چيزي ميدوني؟
ميدونم که يه نفر به اسلحه ي گرم نياز داشت
،ريس" هم کلي اسلحه داشت"
بنابراين منم از طرف اون بهش کمک کردم
وايسا ببينم
وايسا ببينم، اون نارنجک زنِ منه!؟
اوه، خداي من، اين بازرس "کارتر" ـه، مگه نه؟
دايره ي روابط اجتماعي شما خيلي گسترده نيست
گفت نميخواد شماها دخالت کنين
بخاطر اينکه سعي ميکرديم از اينکار منصرف اش کنيم
،تا الان تحقيقاتش درباره ي منابع انساني
از روش هاي قانوني به جايي نرسيده
...ولي اين
در انداختن اونا با روس ها؟
شما دو تا، حواستون به تمام اون شماره ها باشه
و ميشه بگي دقيقاً چطوري ميتونيم در آنِ واحد توي 40 تا مکان باشيم؟
واسم مهم نيست
،اگه اونا بفهمن "کارتر" پشت اين قضيه ست
...اونوقت تنها شماره اي که داريم شماره ي "کارتر" ـه
بله؟
"صبح بخير، "آلونزو
اين شماره رو از کجا آوردي؟
پيداش کردم
از همون تلفن اعتباري اي که افراد تو وقتي ديشب با محموله ي من زدن به چاک، جا گذاشتن
وقتي شنيدم چه اتفاقي واسه ،محموله ت افتاد ناراحت شدم
ولي دقيقاً مطمئن نيستم که منظورت از اين حرفا چيه؟
تو سر منو کلاه گذاشتي، پيرمرد
اسباب بازيات رو برداشتي و رفتي خونه ت
فقط تفاوتش اينه که اونا اسباب بازياي تو نبودن
فکر ميکنم که توي قضاوتت يه مقدار دچار سوءتفاهم آني شدي
ازت دزدي شده و الان نميتوني درست فکر کني
خب، پس بذار باهات رُک حرف بزنم
الان دارم به اسامي و عکس هاي اعضاي عالي رتبه ي منابع انساني نگاه ميکنم
،مواد منو پس بده !وگرنه افرادت به شام امشب نميرسن
جاس"؟"
،فينچ"، "کارتر" رو پيدا نکردم" ولي فکر کنم ميدونم رئيس منابع انساني کيه
و فکر ميکنم منم ميدونم
من همين الان آخرين شماره رو رمزگشايي کردم
"آلونزو کوئين"
با عقل جور در مياد
رئيس دفتر شهردار، در موقعيت برجسته اي قرار داره که بتونه
منابع انساني رو از پشت پرده هدايت کنه
همينطور اون کسي بوده که دستور مرگ "بيچر" رو داده
اين قضيه بيشتر از اون چيزي که فکر ميکرديم واسه "کارتر" شخصيه
پس در اينصورت بايد هر کاري که در توانت هست رو انجام بدي تا پيداش کني
ميبينم که داري دنبال من ميگردي
جاس"؟"
تو کجايي؟
نميتونم بهت بگم
ولي من دقيقاً ميدونم تو کجايي
فکر ميکردم قول دادي فاصله ت رو حفظ کني
اين مال قبل از اين بود که بفهمم داري يه جنگ رو شروع ميکني
ما درباره ي "کوئين" و اينکه با "کال" چيکار کرده ميدونيم
پس اينم ميدوني که نميتونه با اين جُرم فرار کنه
به حرفم گوش کن
انتقام جوابش نيست
،بهم بگو کجايي خواهش ميکنم فقط بذار کمکت کنم
تو يه بار ازم خواستي بهت اعتماد کنم و بذارم کاريو بکني که لازمه
حالا منم همينو ازت ميخوام
بگو
هيشکي نميدونه کي کاميون روس ها رو دزديده
تصاوير دوربين امنيتي اون خيابون، بطور کلي مفقود شده
تمام اين داستان بنظر مياد کار مرد کت شلوار پوش" باشه"
جدي ميگم، اصلاً واسم مهم نيست کي محموله ي "يوگوروو" رو دزديده
اگه داره به اين فکر ميکنه ،که باهامون همکاري نداشته باشه
مسئوليت بزرگي داره
داره افرادمون رو تهديد ميکنه
من که ميگم اين همکاري ديگه تمومه
پيتر يوگوروو" جرأتش رو نداره" بخواد بياد دنبال ما
رئيس، چي شد؟
يه نفر همين الان توي دفترم به من شليک کرد
"يوگوروو"
اون دستي که بهش غذا ميداد رو ميخواد گاز بگيره، از گرسنگي بميره بهتره
مقام هاي ارشد افرادش رو جمع کن "و اونا رو ببر "رد هوک
بکششون و دفنشون کن
ولي "يوگوروو" رو واسه من بيار
خودم ترتيب اون حرومزاده رو ميدم
در مدتي که تو دنبال ،بازرس "کارتر" ميگشتي
من شماره هاي بيشتري به دستم رسيد
بنظر مياد که منابع انساني هم جواب تهديدهاي روس ها رو داده
فکر نميکنم زياد طولي بکشه تا اين داستان به يه جنگ تمام عيار تبديل بشه
،شوخ طبعي بيجاي منو ببخش ولي من روي منابع انساني شرط ميبندم
چرا اينو ميگي؟
بخاطر اينکه اونا يه چيزي دارن "که روس ها ندارن، آقاي "ريس
قانون
افراد "يوگوروو" رو بگيرين
بي سر و صدا
هيچ خوني ريخته نشه
دستات رو ببر بالا
از ماشين پياده شو
نيکولاي"، تو کدوم گوري هستي؟"
مراقب باش منابع انساني افتاده دنبالمون
،اولين 5 نفري که از اون در رد بشن !اول از همه بازنشسته ميشه
حقوق بازنشستگي هم داره!؟
تو رو يادمه
خوبه، پس از معرفي کردن رد ميشيم
منابع انساني تا الان تمام افرادت رو گرفته
تو آخرين سرخپوست کوچولوي باقي مونده اي
،و در حال حاضر اونا تو راه اينجا تا بُکُشنت
،پس اگه ميخواي زنده بموني با من مياي
،آخرين باري که با تو اومدم دستگيرم کردي
!ترک عادت موجب مرضه
!"تيلور"
تيلور"؟"
حالت خوبه؟
ما عالي ايم
مگه نه، مرد کوچک؟
،ببخشيد اون يهويي پيداش شد
،عيبي نداره مرسي که زنگ زدي
پائول"، ميشه بيرون باهات صحبت کنم؟"
چرا اينجا حرف نزنيم؟
منظورم اينه که اين پسر به اندازه اي بزرگ شده که حرفاتو بشنوه
پسرم رو ببر تو اتاقش
حتماً "بيا بريم "تيلور
،چه غلطي داري ميکني
بعلاوه اينکه يه دليل خوب بهم بده که دستگيرت نکنم؟
"ببين، "جاس
يه پسر تو زندگيش به يه پدر نياز داره
يه پدري که وقتي نياز به کمک داره اعتراف کنه
ميدوني چيه؟
تو جنگ هايي که من ديدم رو نديدي
تو تمام وقتت رو توي ،پايگاه ميگذروندي
با تروريست ها حرف ميزدي
،و وقتي ميومدي خونه
همه چي تموم بود
فکر ميکني واسم انقدر آسون بوده؟
منم مشکل داشتم
ولي راه مقابله باهاشون رو پيدا کردم
ببين، فقط بخاطر اينکه من خودم انجامش دادم، دليل نميشه تو ام همين کار رو بکني
خيلي خب، بذار حدس بزنم
...من بايد برم اداره ي امور سربازاي بازنشسته، درسته؟
،بهت گفتم من اينکار رو نميکنم
درسته، بخاطر اينکه از مشکلاتت فرار ميکني
!من فرار نميکنم
حالا ميخواي بهم شليک کني، "جاس"؟
از خونه من برو بيرون
..."جاس"
مرسي - خواهش ميکنم -
ببخشيد که اين حرفا رو شنيدي
بابا چشه؟
بعضي وقتا عصباني ميشه
و خودشم نميدونه چرا
بهتر ميشه؟
نميدونم عزيز دلم
...ولي، هي
،تا موقعي که ما همديگه رو داريم
من و تو هيچيمون نميشه
خب؟
بيا اينجا
اين فکر تو واسه حفاظته؟
يه کلانتري توي "بدفورد"؟
من تو رو به اسم "جو مانکو" بخاطر رانندگي در حال مستي آوردمت اينجا
لااقل بايد واسه چند ساعت زنده نگهت دارم
بهترين کاريه که ميتونم واسه آدمي بکنم که به رئيس منابع انساني شليک کرد
من به هيچکس شليک نکردم
يه چيزي که درباره ي پليساي ..."فاسد هست، "پيتر
اينکه نميشه زياد ازشون مدرک جمع کرد
اين مرد رو ميشناسي؟
اين پليس چند ماه پيش تير خورد و مُرد
اسمش "کال بيچر" ـه
اون پسرخونده ي "آلونزو کوئين" بود
!يادم بنداز گل ببرم سر قبرش
پيتر"، من ميدونم" کوئين" رئيس منابع انسانيه"
و اينم ميدونم که اون به افرادت دستور داد تا قتل "بيچر" رو انجام بدن
...حتي اگه اين حرفا درست هم بود
هيچوقت نميتونستي ثابتش کني
شايد اون موقع نميتونستم
...ولي بعدش دوباره
من ماه هاست دارم منابع انساني و روس ها رو تعقيب ميکنم
به اندازه ي کافي مدرک جمع کردم که تقريباً همشونو بفرستم زندون
از جمله تو
پس واسه چي ديگه داريم حرف ميزنيم؟
بخاطر اينکه امروز، روزِ شانسته
من بيشتر از تو، دنبال "کوئين" ام
متأسفم
ترجيح ميدم تو زندون بپوسم ولي رو پيشونيم برچسب نفوذي نزنن
،من تو هر اتاقي که ميرم
هميشه دنبال راه خروج ميگردم
من يه سرباز بودم
نميتونم فراموشش کنم
پس وقتي بهت ميگم فقط يه راه واسه فرار از اين مخمصه داري، بهم اعتماد کن
و اونم گرفتن "کوئين" ـه
،اگه اون بيرون بمونه
،مهم نيست کيو ديگه دستگير کنم
بالاخره بعد از مدتي مياد سراغت
من ميتونم از پس خودم بر بيام
به حرفت احترام ميذارم
جدي ميگم
ولي آيا همينو واسه برادرت هم ميتوني بگي؟
تا حالا با خودت فکر نکردي که واسه چي منابع انساني اونو تو "رايکرز" نگه داشته؟
يه اهرم
توي همون مجموعه سلول هايي ،که برادرت رو در حال حاضر توش نگه داشتن
نزديک دوازده تا پليس فاسد هستن که منتظر رسيدن وقت دادگاهشونن
...اگه اين اظهارنامه رو امضا کني
ميتونم تا چند ساعت ديگه "لزلو" رو به يه زندان امن تر بفرستم
خب، حالا چي ميگي؟
فقط اون اظهارنامه ي لعنتي رو بهم نشون بده
حالا چي؟
يه مجوز دستگيري واسه کوئين" ميگيرم"
مطمئني قاضي اي رو داري که ميشه با گفتن اينا بهش اعتماد کرد؟
کوئين" دلش ميخواست پول" زياد خرج کنه
ما خيلي بهش پول داديم
اين چند روز چندتا قاضي رو بررسي کرديم
به يکي دو تا از قاضي ها رسيديم
،اظهارات من
،مدارکي که تو داري
تمام اينا فقط به شانس بسته ست
يه لطفي در حقم بکن، افسر
عاقلانه انتخاب کن
،بخاطر اينکه اگه اينکار رو نکني
...اونوقت هم تو، هم من، هم برادرم
هممون ميميريم
"زهره ترک شدم، "کارتر
ببخشيد
نميتونم ريسک کنم
آره، پسر شگفت انگيز بهم گفت ميخواي چيکار کني
اينطوري ميخواستي سرت تو لاک خودت باشه؟
بايد يه آشوب کوچولو درست ميکردم
بخاطر همين بايد ميديدمت
آره؟
دليلش رو نميفهمم
نتونستم بفهمم چرا از همون اول منو در جريان نذاشتي
چرا منو جدا کردي
بعدش فهميدم که تو هنوزم بهم اعتماد نداري
ميفهمم
فکر ميکنم يه سري لکه ها هست که هيچوقت پاک نميشن
"اينطور نيست، "فاسکو
ولي من ميدونم که چقدر سخت بوده بخواي از زيرِ دست منابع انساني بياي بيرون
،هر اتفاق بدي بيفته
تو اولين نفري هستي که ميان سراغت
داشتم سعي ميکردم ازت محافظت کنم
از من محافظت کني؟ با اينکه بهم هيچي نگي؟
فکر ميکردم ما همکاريم
،هستيم بخاطر همين الان اينجام
اين چيه؟
اين کليد يه جعبه ي امانات
توي بانک اصلي ايالتي توي هوبوکن" ـه"
توش تمام چيزايي که از منابع انساني پيدا کردم هست
،مکالمات، نقل و انتقال هاي پولي همه چي
من ميخوام برم مجوز واسه دستگيريِ کوئين" رو بگيرم"
بعدش چي؟
بعدش ميرم دستگيرش ميکنم
...ولي اگه هر اتفاقي بيفته
ازت ميخوام اينا رو از دست ندي
نه - نه" چي؟" -
امکان نداره بذارم تو بياي اينجا
و چرت و پرت تحويل من بدي که "اگه اتفاقي واسه من افتاد" و اينا
لايونل"، تو تنها آدمي تو دنيا هستي"
که بهش اعتماد دارم
...بعلاوه
تو بهترين همکاري بودي که تا حالا داشتم
اگه فکر کردي ميذارم تنهايي کوئين" رو دستگير کني"
اونم بعد اينکه اومدي اينجا ،و همچين چيزي بهم گفتي
کور خوندي
خيلي خب
،با ماشين تو ميريم ولي من رانندگي ميکنم
اوه، شايد بهتر باشه جليقه ت رو بپوشي
بذار الان ميرم ميارم ميپوشم - راستي -
شاتگان ات رو هم با خودت بيار
خيلي خب
"متأسفم، "فاسکو
ولي بايد خودم تنهايي انجامش بدم
،اگه رئيست سعي نميکرد رئيس منو بکشه ميتونست جلوي تمام اين اتفاقات گرفته بشه
کارتر" خيلي مصمم ـه که" ،کوئين" رو بگيره"
کاملاً صدمات جانبي رو فراموش کرده
آماده اي "شاو"؟
...يه سؤال وقتي که روس هاي بد رو
،از دست پليساي بد نجات داديم
دقيقاً بايد باهاشون چيکار کنيم؟
بياييد تمومش کنيم
!اف.بي.آي کي اينجا مسئوله؟
"بازرس "استن ميتچل
بهمون خبر دادن که روس ها اينجا ميخواستن مواد معامله کنن
اومديم که بگيريميشون
"کارتر"
ميدوني چيه، به مام يه خبري دادن
يه مشت پليس فاسد ميخوان چند تا روسي رو بخاطر کلي موادِ گُم شده بکشن
ميشه صندوق عقب ماشينت رو يه نگاهي بندازيم؟
اميدوارم يه وکيل خوب واسه خودت بگيري، بازرس
فکر ميکنم کارمون اينجا تموم شده
پيداش کردي، "لايونل"؟
،اون منو پيدا کرد ...ولي
بذار حدس بزنم
!پيچوندت
داره تنهايي عمل ميکنه
هيچ کمکي نميخواد
،اگه بفهمن ميخواد چيکار کنه "ميکُشنش، "جان
پس بهتره پيداش کنيم
تقسيم بشيم
"پخش بشيم که اگه يه موقع "فينچ جاشو پيدا کرد راحت تر باشيم
سلام
قاضي "موناهان"؟ من "جاس کارتر" هستم
،ببخشيد ديروقت تماس گرفتم ولي اميدوار بودم
بتونين امشب برام يه مجوز دستگيري صادر کنين
نميشه تا صبح صبر کنين؟
متأسفانه نه
من يه اظهارنامه دارم
که تو اون ذکر شده يکي از اعضاي اصلي شوراي شهر
در يه جرم بزرگ و همينطور يک حلقه ي فساد دست داره
با دادستان درباره ي اين صحبت کردين؟
فردا صبح اول وقت بهش ميگم
،ولي در حال حاضر يه مجوز ميخوام
متوجه ام
هرچه زودتر خودت رو برسون اينجا
قربان، قاضي "موناهان" هستم
ببخشيد تو خونه تون مزاحمتون شدم
من همين الان يه تماس دريافت کردم که شايد بخواين ازش مطلّع بشين
شما افسر پليسي به نام جاس کارتر" ميشناسين؟"
کار درستي کردين با من تماس گرفتين
همه چي رو درباره ش بهم بگين
!"جاس"
ديگه يونيفورم تنت نيست
بازرس شدي
چي ميخواي، "پائول"؟
من نيومدم اينجا چيزي ازت بخوام
...من فقط
اومدم اينو بهت نشون بدم
سازمان امور سربازان بازنشسته
خيلي خوبه
بهتر بنظر مياي - آره بهتر شدم -
،يعني نه کاملاً ولي بهترم
مشاوره داره دهنم رو سرويس ميکنه
خيلي از چيزايي که ...نميخواستم پيش بياد
،کارايي که کردم
...آدمايي که بهشون صدمه زدم - ...آره، آم، "پائول"، من -
نه، نه، نه ميدونم
هيچ بازگشتي نيست
الان اينو ميفهمم
ولي اونا همش بهم ميگن که ،بايد يه راهي رو به جلو پيدا کنم
يه هدف
الان دارم رو همين کار ميکنم
فقط ميخواستم اينو بدوني
اگه هر کاري هست که ميتونم ،براي "تيلور" بکنم
،واسه جفتتون
اين شماره مه
،مرسي که حرفامو شنيدي "جاس"
خيلي خب
الو؟
پائول"، منم"
"اوه، سلام، "جاس
بذار گوشي رو بدم بهش
راستش، ميخواستم به تو يه چيزي بگم
چي شده؟
مرسي
که ازش مراقبت ميکني
خيلي خوبه که ميتونه بهت اعتماد کنه
"قرار بود همينطور باشه "جاس
هميشه بايد همينطور ميبود
خيلي خب؟
وايسا، يکي ميخواد باهات حرف بزنه
سلام مامان
سلام عزيزم
اوضاع اونجا چطوره
خوبه. بابا سعي کرد "کاسرول" درست کنه ( نوعي غذاي فرانسوي )
!آخرش مجبور شديم پيتزا سفارش بديم
!جفتتون دست پا چلفتي اين
تو حالت خوبه؟
آره! خوبم
...داشتم رانندگي ميکردم، آم
ميخواستم بگم که متأسفم
واسه چي؟
...واسه من
تو هنوزم، بچه کوچولوي مني، ميدوني؟
بعضي وقتا... يادم ميره
که تو ديگه بزرگ شدي
،اين هشت ماه اخير
،خيلي مرموز بودم
تو رو در جريان چيزي نميذاشتم
،تو داري ازم محافظت ميکني درک ميکنم
،ولي هر کاري که ميکني
ميدوني که نبايد تنها انجامش بدي، درسته؟
تو هوامو داري، مگه نه؟
.هميشه ،و نه تنها من
خيليا هستن که تو واسشون مهمي
،اگه هروقت کمک لازم داشتي فقط بايد بخواي
اينو که ميدوني، درسته؟
دوسِت دارم، پسر کوچولوي من
فردا بهت زنگ ميزنم
منم دوسِت دارم مامان
خيلي خب
،"قاضي "موناهان
...خيلي ازتون ممنونم که
بيا زودتر تموش کنيم، ميشه؟ - البته -
اگه قضيه ي خيلي مهمي نبود
ديروقت مزاحمتون نميشدم، قربان
...ببينيد، اين مجوز کليدِ
"اون درباره ي مجوز حرف نميزد، "جاس
شنيدم دنبال من ميگشتي
گفتم به زحمت نندازمت
جمله ي "شکسپير" رو حرومت نميکنم
ميدوني، فکر ميکنم اين مشکل توئه
تو خودت رو مسئولِ فهميدن يه اتفاق حزن انگيز ميدوني
تصميم داشتي تنهايي جلوي دنيا وايسي
حتي اگه اينکار تو رو به کشتن بده
بودن يا نبودن"، هرزه"
تکون بخور
،نميدونم اين حرفم کمکي ميکنه يا نه
اما اميدوار بودم از يه همچين روزي جلوگيري کنيم
لااقل انقدر خايه داشته باش و خودت ماشه رو فشار بده
مثل پسرخونده ت منو دست يکي ديگه نسپر
من از اتفاقي که واسه اون ،افتاد خوشحال نشدم
ولي بعضي وقتا قرباني کردن براي يه هدف والاتر لازمه
اشتباه من اين بود که تو رو با "کال" ندادم بکشن
اونوقت ديگه هيچکدوم از شماها لازم نبود تنها بميريد
حق با تو بود
من اشتباه ميکردم
فکر ميکردم ميتونستم تنهايي تو رو زمين بزنم
هميشه با اعتماد کردن مشکل داشتم
سعي ميکردم درست انجامش بدم
،اون عکسا
مکالمات ضبط شده، اظهارات نوشته شده
ولي بعدش فهميدم
تو خيلي کثيف تر از اين حرفايي
،هرطرف که چرخيدم
دوستات آماده ي کمک کردن بهت بودن
و من تنها بودم
...بخاطر همين
منم به چندتا از دوستاي خودم زنگ زدم
حرفاشو گرفتين بچه ها؟
شنود نداشت
يه دنياي جديده، پسرا
روزنامه ها رو نميخونين؟
هرکسي ميتونه به تلفناي شما گوش بده
حتي وقتي که خاموشه
اشتباه من اين بود که تو رو با "کال" ندادم بکشن
اونوقت ديگه هيچکدوم از شماها لازم نبود تنها بميريد
"حالا، آقاي "ريس
!همه بخوابين رو زمين
!سريع خودتونو برسونين اينجا، يالا
مرسي که کمک کردي - مرسي که زنگ زدي -
کجا ميبريمش؟ - ساختمون فدرال تو مرکز شهر -
پليساي اف.بي.آي تنها کسايي هستن که ميتونيم بهشون اعتماد کنيم
پليساي فاسد زيادي بين اينجا و اونجا هستن
اين آخرين اشتباهيه !که تو عمرت ميکني
!پليس نيويورک
...دستات رو ببر
کدوم گوري رفتن؟
رفته ن
کار نميکنه
به موتور ماشين شليک کرد
به دوربينت شليک نکرد
اين تصوير رو مخابره کن
فقط واسه افراد خودمون
نه تنها آبي پوشاي پليس
ميخوام هر مجرم لباس شخصي اي که تو شهره
اين عکس رو داشته باشه
مرد کت شلوار پوش امشب ميميره
تــرجــمـه و زيــرنويــس : مــهــرزاد facebook.com/lostmehrzad
-= www.OpenSubtitles.org =-
-= www.OpenSubtitles.org =-
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.