All language subtitles for Hamoun.1990.1080p.WEB-DL.AAC2.0.H.264-Per
Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
1
00:00:00,500 --> 00:00:06,500
به دکتر علیرضا ایرانیپرست عزیز
به پاس نیکیها
2
00:00:07,000 --> 00:00:12,000
گفتارنویس: آزاده کاوسی
(صدای موسیقی باخ)
3
00:00:12,500 --> 00:00:17,500
ویرایش نهایی: نازنین کاوسی
(صدای موسیقی باخ)
4
00:00:17,750 --> 00:01:42,235
(صدای موسیقی باخ)
(آهنگسازِ معروفِ آلمانی قرنِ 18 میلادی)
5
00:01:43,500 --> 00:01:45,250
(صدای دریا)
6
00:01:45,600 --> 00:01:48,400
صدای هامون: خواب میبینم که در کنارِ دریا هستم
7
00:01:48,600 --> 00:01:52,000
و با عدهای آشنا و غَریبه به سویی میروم
8
00:01:53,600 --> 00:01:56,800
O leggiadri occhi belli :سلیمی به ایتالیایی
(ای چشمهای دلربا و زیبا)
9
00:01:56,900 --> 00:01:58,500
occhi miei cari
(ای عزیزترین چشمان من)
10
00:01:58,600 --> 00:02:01,100
vivi raggi del ciel
(...ای پَرتُوانِ زندهی آسمان)
11
00:02:01,150 --> 00:02:03,500
sereni e chiari
(صاف و روشن)
12
00:02:03,600 --> 00:02:06,000
poich’è tanto bramate
(...از آنجا که بس مشتاقید)
13
00:02:06,100 --> 00:02:08,300
di vedermi languire
(مرا ناتوان و زار ببینید)
14
00:02:08,400 --> 00:02:10,000
di vedermi morire
(اینک ببینید مُردنم را)
15
00:02:10,100 --> 00:02:13,000
(صدای موسیقی باخ)
16
00:02:13,100 --> 00:02:15,000
occhi belli che adoro
(پس ای چشمهای زیبایی که میپرستم)
17
00:02:15,100 --> 00:02:18,000
mirate ch’io moro
(بنگرید که جان میسپارم)
18
00:02:18,100 --> 00:02:21,000
O serene mie luci
(ای اَنوارِ آرامِ من)
19
00:02:21,100 --> 00:02:23,000
o luci amate
(ای اَنوارِ عزیزِ من)
20
00:02:23,100 --> 00:02:28,000
(صدای موسیقی باخ)
21
00:02:28,100 --> 00:02:30,400
O serene mie luci
(ای اَنوارِ آرامِ من)
22
00:02:31,100 --> 00:02:33,000
o luci amate
(ای اَنوارِ عزیزِ من)
23
00:02:33,200 --> 00:02:35,235
(صدای موسیقی باخ)
(صدای پرنده)
24
00:02:35,435 --> 00:02:37,000
O serene mie luci
(ای اَنوارِ آرامِ من)
25
00:02:37,100 --> 00:02:39,000
o luci amate
(ای اَنوارِ عزیزِ من)
26
00:02:39,100 --> 00:02:50,000
(صدای موسیقی باخ)
(صدای هَمهَمهی افراد)
(خواندنِ ادامهی شعرِ ایتالیایی از دور)
27
00:02:50,100 --> 00:03:06,200
(صدای موسیقی باخ)
28
00:03:06,335 --> 00:03:07,235
(صدای زنگِ شُمارهی مَعکوس)
29
00:03:07,335 --> 00:03:35,235
(صدای موسیقی باخ)
30
00:03:35,335 --> 00:03:44,835
(صدای خواندنِ شعرِ ایتالیایی از فیلم)
(صدای هَمهَمهی افراد از فیلم)
31
00:03:44,935 --> 00:03:53,235
(صدای موسیقی باخ)
32
00:03:53,335 --> 00:04:01,262
(صدای هَمهَمهی افراد)
(صدای موسیقی باخ)
33
00:04:01,462 --> 00:04:03,705
!بیا
34
00:04:03,891 --> 00:04:07,222
!جِن: نَقشَت رو فراموش نکن
35
00:04:07,365 --> 00:04:12,009
باید خیلی خوب توی حِس بری
36
00:04:12,297 --> 00:04:13,569
!بیا
37
00:04:14,457 --> 00:04:15,835
!بیا
38
00:04:17,121 --> 00:04:18,604
!جِن: بيا
39
00:04:19,984 --> 00:04:23,542
!کوتوله: بدو، عجله کن
!عجله کن، بدو، بدو
40
00:04:24,453 --> 00:04:27,012
!کوتوله: بدو بینم
!یاالله عجله کن
41
00:04:27,142 --> 00:04:30,526
!کوتوله: راه بیا
!بدو، بدو، بدو بینم
42
00:04:32,781 --> 00:04:35,084
!ببرینش
43
00:04:35,500 --> 00:04:58,153
(صدای موسیقی باخ)
44
00:04:58,353 --> 00:05:15,153
(صدای امواجِ دریا)
(صدای موسیقی باخ)
45
00:05:15,353 --> 00:05:19,300
(صدای موسیقی باخ)
46
00:05:19,400 --> 00:05:26,992
(صدای موسیقی باخ)
(صدای هَمهَمهی افراد)
47
00:05:27,092 --> 00:05:29,823
!جَمعیت: برو، برو
48
00:05:30,044 --> 00:05:31,807
!برو، برو
49
00:05:31,853 --> 00:05:35,510
!اونجاست، برو
!برو، برو اونجاست، برو
50
00:05:35,696 --> 00:05:37,800
!برو، برو
51
00:05:37,856 --> 00:05:39,543
(صدای خندهی افراد)
52
00:05:40,096 --> 00:05:59,000
(صدای هَمهَمهی افراد)
53
00:05:59,148 --> 00:06:01,837
!جَمعیت: بزنش! بزنش
54
00:06:02,608 --> 00:06:05,275
!شلوغ نکنین
!بذارین دوئِلِشون رو بکنن
55
00:06:05,375 --> 00:06:11,100
(صدای هَمهَمهی افراد)
56
00:06:11,275 --> 00:06:13,800
(صدای فریادِ افراد)
57
00:06:14,157 --> 00:06:15,631
(صدای فریادِ هامون)
58
00:06:29,473 --> 00:06:30,400
!اوه
59
00:06:32,015 --> 00:06:32,800
!آه
60
00:06:40,006 --> 00:06:45,261
(صدای نفسهای بلندِ هامون)
61
00:06:45,876 --> 00:06:47,261
نُچ، نُچ، نُچ
62
00:06:47,702 --> 00:06:50,305
چیه بابا؟
!کجا داری میری؟ هُشِه
63
00:06:50,932 --> 00:06:51,800
چته؟
64
00:06:57,800 --> 00:06:59,006
!مَرتیکهی گُه
65
00:07:14,000 --> 00:07:15,800
(صدای روشن کردنِ فندک)
66
00:07:20,000 --> 00:07:28,300
(صدای عُبورِ ماشینها)
67
00:07:28,500 --> 00:07:31,300
(اسم کتاب: ترس و لَرز اثرِ کییِر کِگور)
68
00:07:31,500 --> 00:07:32,800
(صدای فوت کردنِ هامون)
69
00:07:41,001 --> 00:07:45,400
انسان از آن چیزی که بسیار دوست میدارد
خود را جدا میسازد
70
00:07:46,426 --> 00:07:48,502
در اوجِ خواستن نمیخواهد
71
00:07:49,300 --> 00:07:54,098
هامون: در اوجِ... تَمَنا نمیخواهد
72
00:07:55,259 --> 00:07:58,700
دوست میدارد اما در عِینِ حال
میخواهد که مُتَنَفِر باشد
73
00:07:59,484 --> 00:08:03,001
اُمیدوار است اما اُمیدوار است
که اُمیدوار نباشد
74
00:08:04,008 --> 00:08:08,000
هَمواره به یاد میآورد
اما میخواهد که فَراموش کند
75
00:08:08,200 --> 00:08:11,500
(صدای باد)
76
00:08:11,712 --> 00:08:14,271
!هامون: اِ! اوخ، اوخ، اوخ، لَعنَتی
77
00:08:14,358 --> 00:08:16,875
!اوخ، بدشانسی
78
00:08:17,308 --> 00:08:18,300
!اِ
79
00:08:18,400 --> 00:08:21,300
(صدای باد)
80
00:08:21,472 --> 00:08:24,769
!هامون: اِ! اِ
!ای دادِ بیداد
81
00:08:26,472 --> 00:08:32,769
هامون: اَه... پوف... پوف... اوف... اوف
82
00:08:37,957 --> 00:08:39,298
!هامون: اوخ
83
00:08:40,516 --> 00:08:41,730
دبیری: کجا؟ کجا؟
...هامون: کاغذهام
84
00:08:41,817 --> 00:08:43,899
!هامون: باد زد، همه زندگیم رو بُرد
!دبیری: بیا بابا! لُخت که نمیرن کاغذ جمع کنن
85
00:08:43,985 --> 00:08:45,500
!دبیری: این ریختی نرو پایین
!بَدِه جلوی مردم
86
00:08:45,600 --> 00:08:46,500
بیا، کار دارم، میخوام برم
87
00:08:47,369 --> 00:08:50,666
دبیری: بیا، یه خُرده خوراکی-موراکی برات خریدم
هامون: من که هر دفعه تو رو میبینم، عجله داری
88
00:08:50,753 --> 00:08:51,700
هامون: خیلی ممنون
89
00:08:51,750 --> 00:08:53,900
دبیری: بابا من اینها رو آوردم
!تو اینجا رو تَر، تمیز کنی
90
00:08:53,950 --> 00:08:55,178
همینجوری ول کردی اینجا، رفت پِی کارش؟
91
00:08:55,265 --> 00:08:57,835
هامون: ببین، خیلی معذرت میخوام
!من اصلاً روحیهاش رو ندارم ها
92
00:08:59,037 --> 00:09:00,900
این قیافهی اَنی-مَنی چیه به خودت گرفتی بچه؟
93
00:09:00,950 --> 00:09:02,200
!یه خُرده به خودت برس
94
00:09:02,336 --> 00:09:03,630
هامون: باید بشینم همه رو دومَرتَبه بنویسم
95
00:09:03,680 --> 00:09:06,000
دبیری: امروز ساعتِ 12
توی دادگاه قرار داریم، یادته که؟
96
00:09:06,716 --> 00:09:10,100
باید هر چی نه و نو داری بذاری کنار
!و زنه رو طلاقش بدی، بره پِی کارش
97
00:09:11,184 --> 00:09:12,366
!هامون: دلت خوشه ها
98
00:09:13,353 --> 00:09:16,971
دبیری: اگر من وکیلتم که
بهت میگم دیگه هیچ راهی نمونده
99
00:09:17,257 --> 00:09:20,541
دبیری: توی این قَضیه دستش پُره ناکِس
...هامون: من که نمیتونم به این سادگی
100
00:09:20,727 --> 00:09:23,837
هامون: یعنی وِل کنم بره؟
...دبیری: میفهمم، من هم حِس دارم
101
00:09:24,023 --> 00:09:25,206
دبیری: میفهمم
102
00:09:26,193 --> 00:09:29,997
میدونم که به قلبت ریده شده
ولی چارهای نیست
103
00:09:30,184 --> 00:09:32,557
!باید واقعیت رو قبول کنی
104
00:09:32,744 --> 00:09:34,161
هامون: مگه قبول نکردم؟
!دبیری: نه
105
00:09:34,348 --> 00:09:37,198
دبیری: تو میخوای همه دوست
و مُخلِصِت بشن، چاکِرِت بشن
106
00:09:37,385 --> 00:09:39,557
!اونوقت خودت یه قدم بر نمیداری
107
00:09:39,945 --> 00:09:43,445
!تو باید توی دادگاه خَفهخون بگیری
!جیک نزنی
108
00:09:43,631 --> 00:09:47,957
!آتو به دستِ مهشید و دار و دستهاش ندی ها
!ببین چهجوری دارم بهت میگم
109
00:09:48,143 --> 00:09:51,167
هامون: من طلاق نمیدم
دبیری: توی کَلهات کاه ریختن؟
110
00:09:51,353 --> 00:09:53,298
دبیری: نکنه واقعاً خُلمَشَنگ شدی؟
111
00:09:54,085 --> 00:09:56,200
هامون: معلوم میشه این دَری-وَریهایی
که مهشید سَرِ هم کرده که
112
00:09:56,350 --> 00:10:00,231
من شش تا فیوز پَروندَم
روی تو هم اثر گذاشته، آره؟
113
00:10:01,200 --> 00:10:02,946
مهشید تو رو هم گول زده؟
114
00:10:03,932 --> 00:10:06,125
راستش رو بگو، چقدر گیرت میاد؟
115
00:10:07,013 --> 00:10:09,819
دبیری: خدا شاهده همهی این کاغذهات رو
!جِر میدم
116
00:10:09,962 --> 00:10:11,500
کیف رو بلند میکنم
!و پَرت میکنم توی کَلهام
117
00:10:11,650 --> 00:10:14,503
!دبیری: خودم رو از اینجا پَرت میکنم پایین ها
!هامون: ای بابا، شوخی کردم، شوخی کردم
118
00:10:14,690 --> 00:10:17,900
هامون: چرا عصبانی میشی؟
دبیری: بعدِ بیست سال دوستی با بابات
جَد و آبادِت، ایل و تَبارت، این دستمُزدِ منه؟
119
00:10:18,050 --> 00:10:19,064
!هامون: خیلهخُب، خیلهخُب، بابا دیگه
120
00:10:19,201 --> 00:10:23,047
دبیری: آوردمت اینجا توی خونهی خودم
از دستِ پلیس، از دستِ مأمور، توقیف نشی
121
00:10:23,200 --> 00:10:24,147
هامون: ممنون، ممنون
!دبیری: آی
122
00:10:24,233 --> 00:10:26,694
هامون: من معذرت میخوام ازت
ببخشید من هم عصبانی شدم، ببخشید
!دبیری: قلبم، آی، قلبم
123
00:10:26,880 --> 00:10:29,817
!هامون: خواهش میکنم بشین، بشین
!بشین دبیری جون، بشین
124
00:10:30,003 --> 00:10:32,940
!خواهش میکنم این رو بخور
!این رو بخور
125
00:10:33,343 --> 00:10:36,496
!این رو بخور، حالت بد شده دیگه
پِپسیه، خُنَکه
126
00:10:36,683 --> 00:10:38,276
دبیری: اون کیف رو بده من
هامون: چی رو؟
127
00:10:38,462 --> 00:10:41,007
!دبیری: کیفم
هامون: خیلهخُب
128
00:10:41,499 --> 00:10:45,380
هامون: خودت رو ناراحت میکنی
!قلبت وایمیسه، پیرمرد
129
00:10:46,299 --> 00:10:47,299
اووف
130
00:10:47,571 --> 00:10:53,370
دبیری: مهشید... همهی ضَوابط و شَرایطی که
131
00:10:53,644 --> 00:10:55,200
...به زن اختیار میده برای طلاق
132
00:10:55,350 --> 00:10:59,200
و قراره به مَحکَمه ارائه بده
...و اون رو اِثبات کنه
133
00:10:59,350 --> 00:11:00,350
جمع و جور کرده
134
00:11:00,455 --> 00:11:03,218
!هامون: خب کرده باشه
دبیری: شوهر نَفَقه نمیده
135
00:11:03,404 --> 00:11:06,644
دبیری: شوهر هزینهی زندگی رو
تَأمین نمیکند
136
00:11:06,832 --> 00:11:08,201
هامون: این رو مهشید گفته؟
دبیری: مَخارِجِ زن و بچه رو نمیده
137
00:11:08,362 --> 00:11:10,201
هامون: من هزینهی زندگی رو تَأمین نمیکنم؟
...دبیری: یک زنِ بیسَرپَرَست
138
00:11:10,345 --> 00:11:12,300
...هامون: من که هر چی از اینوَر و اونوَر در میآوردم
...دبیری: تک و تنها
139
00:11:12,450 --> 00:11:14,700
...دبیری: تو این شهرِ شلوغ
هامون: هر چی قَرض و قوله میکردم
!دو دستی تَقدیم کردم خِدمتِ خانم
140
00:11:14,850 --> 00:11:16,274
...دبیری: توی این شهرِ گِرون
141
00:11:16,460 --> 00:11:19,181
هامون: ماهی 10-12 تومن
فقط خرجِ رنگ و بوم و قَلَمموهاش بود
...دبیری: با یه بچه، با چه بدبختی
142
00:11:19,367 --> 00:11:21,500
هامون: به علاوهی کِثافَتکاری و مُزَخرَفاتِ دیگهاش
...دبیری: با چه فِلاکَتی
143
00:11:21,650 --> 00:11:23,516
دبیری: روزش رو شب میکنه
و شبش رو روز
144
00:11:24,703 --> 00:11:26,400
!هامون: تمامِ قِسطِ خونه رو من تَأمین کردم
145
00:11:26,550 --> 00:11:27,901
آقا چرا گوش نمیکنی به حرفِ من؟
146
00:11:28,087 --> 00:11:30,000
من میگم تمامِ قِسطِ خونه رو
!من تَأمین کردم
147
00:11:30,150 --> 00:11:33,626
!هامون: رسیدش دستِ خودته
دبیری: مهشید اینجا ثابِت میکنه
تو حُسنِ سُلوک (خوشرفتاری) نداری
148
00:11:33,812 --> 00:11:35,700
هامون: نه، هَزینهی زندگی رو
!من تَأمین نمیکنم
149
00:11:35,850 --> 00:11:36,805
!دبیری: مُبتَلا به جُنونِ اَدواری* هستی
(دیوانگی گاه به گاه، نه دائمی)
150
00:11:36,893 --> 00:11:38,700
!دبیری: ظُلم میکنی به اون و بچهاش
151
00:11:39,000 --> 00:11:41,824
!مُحیطِ خونه رو پُر از تَشَنُج و عَذاب کردی
152
00:11:42,011 --> 00:11:45,772
مهشید میگه تا بچه یه خُرده گریه میکنه
...هامون فریاد میکِشه
153
00:11:45,959 --> 00:11:48,100
میگه صدای بچه
افکارِ من رو مَغشوش کرده
154
00:11:48,250 --> 00:11:49,500
بابا جون، من توی خونه دارم کار میکنم
!مینویسم
155
00:11:49,600 --> 00:11:52,409
!دبیری: زن و بچه رو چند بار کُتَک زدی
!هامون: این دروغه
156
00:11:52,595 --> 00:11:55,055
دبیری: دیگه زن و بچه تَأمینِ جانی ندارن
!توی خونه بمونن
157
00:11:55,242 --> 00:11:57,300
یه بار زنت رو از پشتِ بوم
!میخواستی پَرت کنی بیرون
158
00:11:57,450 --> 00:11:59,800
!بابا جونِ من دروغه... دروغه
159
00:11:59,950 --> 00:12:02,700
هامون با فریاد: میخواست خودکُشی کنه
!نِجاتش دادم، شاهد دارم
160
00:12:02,850 --> 00:12:04,338
دبیری: آره، به خاطر همینه
!پلیس گذاشته اونجا
161
00:12:04,482 --> 00:12:07,000
هامون با فریاد: نخیر، به خاطرِ اینکه
...خونه رو به اسمِ خودش کرد
162
00:12:07,150 --> 00:12:09,717
که من رو از خونه بندازه بیرون
!که پاسبان بذاره سرِ محل
163
00:12:09,903 --> 00:12:13,101
دبیری: گُزارشِ مَأمورِ پلیس
مَأمورِ کَلانتَری، شُهودِ مَحَلی
164
00:12:13,287 --> 00:12:16,000
...دبیری: حتى مَدرَکِ پزشکی قانونی
هامون: آقا، میریم دادگاه
165
00:12:16,150 --> 00:12:18,089
...دبیری: در مورد جِراحاتِ ناشی از کتککاری
166
00:12:18,276 --> 00:12:21,732
!دبیری: و گفتهی دکترِ روانکاو، سَماواتی
هامون: که چی؟
167
00:12:21,919 --> 00:12:25,159
دبیری: که حمید کِیسِ سایکوتیکِ حادِّه*، خُله
!هامون: هه هه ها
(موردِ روانپَریشی شدید و ناگهانی)
168
00:12:25,477 --> 00:12:29,241
دبیری: که نه تنها از نظرِ روانی که
از نظرِ جِسمانی هم مریض است
169
00:12:30,247 --> 00:12:33,098
هامون: بریم دادگاه
!دبیری: دیگه از این حرفهاش گذشته
170
00:12:33,458 --> 00:12:34,400
هامون: من مريضم؟
171
00:12:34,550 --> 00:12:36,177
هامون: من مريضم؟
دبیری: هر چه زودتر قالِ قَضیه رو بکَنی
!راحتتری
172
00:12:36,467 --> 00:12:37,200
هامون: از نظرِ جِسمانی؟
173
00:12:37,250 --> 00:12:40,192
دبیری: ساعتِ 12 توی دادگاه
!منتظرت هستم، یادت نره
174
00:12:41,457 --> 00:12:42,919
هامون: خداحافظ
175
00:12:43,064 --> 00:12:46,947
!دبیری: تو هم مثلِ باباتی
صَغیری، احتیاج به قَیِّم داری
176
00:12:49,268 --> 00:12:52,554
!میگم ولش کن بِره
زنیکهی احمقِ عوضی رو
177
00:12:52,741 --> 00:12:56,503
!بذار بره گُم شه
تا کِی میخوای اسیر و عَبیدِش* باشی؟
(بَنده، نوکر)
178
00:12:56,647 --> 00:12:59,148
!ولش کن بِره، دَر به دَرِ دَدَری
179
00:13:00,335 --> 00:13:02,076
!حالا هر چی از دهنم در بیاد میگم ها
180
00:13:13,744 --> 00:13:17,107
صدای هامون: چرا انقدر در برابرِ اِبرازِ قدرت
ضَعیفم؟
181
00:13:17,738 --> 00:13:20,114
این ضَعفِ من از کجا میاد؟
182
00:13:20,559 --> 00:13:23,673
از پدرم؟ مادرم؟
183
00:13:24,724 --> 00:13:25,844
وَطَنَم؟
184
00:13:26,524 --> 00:13:28,144
از مهشید؟
185
00:13:31,494 --> 00:13:36,558
اِی مهشید... مهشید
186
00:13:36,746 --> 00:13:39,206
همهاش از اون صبحِ کَذایی* شروع شد
(ناگُوار)
187
00:13:39,349 --> 00:13:42,765
تازه به خونهی جدیدمون که
...این یارو مَرتیکه عَظیمی ناکِس
188
00:13:42,951 --> 00:13:45,500
بساز-بندازِ معروف
...بِالاَخَره بهمون قالِب کرد
189
00:13:45,650 --> 00:13:47,059
اسبابکِشی کرده بودیم
190
00:13:52,850 --> 00:14:02,850
(صدای گفتگو از بیرون)
191
00:14:04,042 --> 00:14:06,900
!مهشید: بیا، ببین این آقا چی میگه
!من که نمیفهمم چی میخواد
192
00:14:07,100 --> 00:14:14,059
(صدای گفتگو از بیرون)
193
00:14:15,108 --> 00:14:17,482
مرد از دور: آهای صاحبخونه، این کیه؟
194
00:14:17,668 --> 00:14:19,869
مرد: این خونه مالِ کیه؟
هامون: چی میگی بابا؟
195
00:14:20,056 --> 00:14:23,210
پاکبان: ای خُسرو خوبان
نَظَری سوی گِدا کن
196
00:14:23,398 --> 00:14:26,076
هامون: بله؟
پاکبان: کیسهام پاره شده، نمیتونم ببرم
197
00:14:26,262 --> 00:14:28,900
پاکبان: رَحمی به منِ خسته دلِ بی سَر و پا کن
198
00:14:30,123 --> 00:14:31,000
هامون: صبر کن ببینم
199
00:14:45,123 --> 00:14:52,000
(صدای شعرخوانی پاکبان)
200
00:14:52,387 --> 00:14:54,673
هامون: خب کوشی؟ بیا، بیا این کیسه
!پاکبان: من نمیبَرم این رو، آقا جون
201
00:14:54,860 --> 00:14:56,366
!پاکبان: دست و بالَم زخم و زیلی شده
هامون: نه بابا
202
00:14:56,553 --> 00:14:58,710
هامون: کیسه آوردم دیگه، کیسه آوردم
پاکبان: این چه وَضعیه؟ نمیخوام آقا جون
203
00:14:58,896 --> 00:15:00,879
!پاکبان: نمیتونم آقا جون، نمیتونم بِبَرم
هامون: خب
204
00:15:01,066 --> 00:15:02,800
...هامون: برو اون بیلِت رو بردار بیار، من خودم
پاکبان: بیل هم ندارم، آقا جون
205
00:15:02,950 --> 00:15:03,960
!پاکبان: نمیتونم ببرم
206
00:15:04,147 --> 00:15:05,700
هامون: بیل نداری؟ بیل نیاوردی؟
پاکبان: نخیر، بیلم کجا بود؟
207
00:15:05,850 --> 00:15:07,171
پاکبان: من از کجا بیل بیارم؟
208
00:15:07,359 --> 00:15:10,861
پاکبان: من باغبون نیستم که بیل بیارم
من کارگرِ شهرداریام
!هامون: الله اکبر! خیله خب! خیله خب
209
00:15:11,264 --> 00:15:14,219
!هامون: بیا، این سرش رو بگیر
!سرش رو بگیر
210
00:15:15,344 --> 00:15:16,900
یک، دو، سه، چهار
پنج، شش، هفت، هشت، نُه
211
00:15:19,466 --> 00:15:20,841
هامون: یک، دو، سه، چهار، پنج، شش
!بِهجَت: آخ
212
00:15:21,029 --> 00:15:23,140
هامون: ببخشید
بِهجَت: آخ، آقا چیکار کردی؟
213
00:15:29,143 --> 00:15:31,039
بِهجَت: آخ، چی شد اینها؟
214
00:15:32,963 --> 00:15:35,597
!بِهجَت: آخ
هامون: چرا اینجوری شد؟
215
00:15:35,783 --> 00:15:37,593
!هامون: آخ! آخ
مهشید: بِهجَت خانم؟
216
00:15:37,780 --> 00:15:40,457
!هامون: آه! آه
مهشید: بِهجَت خانم؟
217
00:15:40,644 --> 00:15:41,730
بِهجَت: آه، آه
هامون: اِفتِضاح
218
00:15:43,118 --> 00:15:44,318
هامون: کِثافَت
بِهجَت: آه
219
00:15:51,754 --> 00:15:54,300
مهشید: بِهجَت خانم، بِهجَت خانم چی شده؟
...بِهجَت: آقا
220
00:15:54,487 --> 00:15:55,950
مهشید با فریاد: چیکار کردی؟
هامون: آقا، چیه؟
221
00:15:56,137 --> 00:15:58,250
...هامون: تمیز میشه، درست
مهشید: چیکار میکنی؟
!تابلویم رو ببین چیکار کردی
222
00:15:58,436 --> 00:16:00,203
!هامون: خیلهخُب، بابا
مگه چه فَرقی کرده؟
223
00:16:00,389 --> 00:16:02,981
!مهشید: زندگیام رو خراب کردی
هامون: چرا همچین میکنی مهشید؟
224
00:16:03,167 --> 00:16:04,846
!مهشید: احمق
!هامون: احمق خودتی
225
00:16:05,032 --> 00:16:06,000
!مهشید: دیوونه
226
00:16:06,769 --> 00:16:08,057
!احمقِ عوضی
227
00:16:08,244 --> 00:16:09,023
!هامون: اِ
!مهشید: اَه
228
00:16:10,588 --> 00:16:13,092
!هامون: خجالت نمیکِشه
مهشید: پاشو، بِهجَت خانم
229
00:16:13,278 --> 00:16:15,565
مهشید: طوریت شده؟
بِهجَت: نه
230
00:16:18,009 --> 00:16:21,033
بِهجَت: آخ... آخ... آخ
231
00:16:21,220 --> 00:16:23,028
!ببین چیکار کرده
232
00:16:24,344 --> 00:16:26,413
!هامون: اِ... خُب پیش میاد دیگه
233
00:16:27,599 --> 00:16:29,099
مگه تَقصیرِ من بوده؟
234
00:16:29,986 --> 00:16:32,962
!هامون: تَصادُفه دیگه
!مهشید: از جلوی چشمم دور شو
235
00:16:44,351 --> 00:16:47,243
!هامون با فریاد: بَسه، بَسه
!باید یه فکرِ اساسی کرد
236
00:17:02,351 --> 00:17:04,243
...هامون زیرِ لب: آدم بِره توی یه دِه زندگی کنه
237
00:17:08,002 --> 00:17:09,776
ما دیگه نمیتونیم با هم زندگی کنیم
238
00:17:10,562 --> 00:17:12,423
مهشید: ازدواجمون دیگه نمیتونه ادامه پیدا کنه
239
00:17:13,210 --> 00:17:15,800
گفتنش دردناکه
ولی من به تو هیچوقت عَلاقه نداشتم
240
00:17:15,900 --> 00:17:16,900
!دیگه هم ندارم
241
00:17:17,723 --> 00:17:20,228
مهشید: باید قَطعِش کنیم
هامون: ولی من به تو عَلاقه دارم
242
00:17:20,414 --> 00:17:22,900
!میدونم
!تو به خودت هم خیلی عَلاقه داری
243
00:17:23,539 --> 00:17:25,695
خب این طَبیعیه مثلِ هر کسِ دیگه
244
00:17:25,882 --> 00:17:28,800
هامون: تو... خودت رو دوست نداری؟
!مهشید: نه
245
00:17:29,007 --> 00:17:32,248
!خودِ اینجوریام رو دوست ندارم
!با تو دارم میپوسَم
246
00:17:32,434 --> 00:17:34,982
چرا پای من رو وسط میکِشی؟
247
00:17:35,168 --> 00:17:38,497
هامون: تو داری یه بُحرانِ شدیدِ روانی رو
!طِی میکنی
248
00:17:38,684 --> 00:17:42,143
و طَبیعیه که از هر کس و هر چیزی
مُمکِنه بَدِت بیاد
249
00:17:42,330 --> 00:17:43,330
!نه، نه
250
00:17:43,380 --> 00:17:46,000
!من دیگه این شِر و وِرهای تو رو گوش نمیکنم
251
00:17:46,278 --> 00:17:50,519
در بابِ وَصل و یِگانگی و اِستِحاله* در دیگری
(تغییرِ ماهیت و ذوب شدن در دیگری)
252
00:17:50,705 --> 00:17:52,948
!مهشید: با مَعبود یکی شدن و این مُزَخرَفات
!هامون: مهشید
253
00:17:53,135 --> 00:17:55,200
مهشید با فریاد: تو عملاً نشون میدی
!یه آدمِ دیگهای هستی
254
00:17:55,350 --> 00:17:56,173
...تو چطوری میتونی ثابت کنی
255
00:17:56,259 --> 00:17:58,600
مهشید: 180 درجه حرفت و عملت
!با هم فرق میکنه
256
00:17:58,750 --> 00:17:59,750
!مهشید
257
00:17:59,862 --> 00:18:02,200
!مهشید: یک ذَره به فکرِ من و بچهات نیستی
هامون: چطور مُمکِنه؟
258
00:18:02,466 --> 00:18:04,492
کَلهات رو کردی توی اون کتابهای لَعنَتی
259
00:18:04,678 --> 00:18:07,660
مهشید: میخوای همه خفهخون بگیرن؟
!نمیتونم دیگه تحملت کنم
260
00:18:07,846 --> 00:18:10,500
تو میخوای من اونی باشم که
واقعاً خودت میخوای من باشم؟
261
00:18:11,405 --> 00:18:15,200
اگه اونی باشم که تو میخوای
!اونوقت دیگه من، من نیست
262
00:18:16,006 --> 00:18:17,975
!یعنی منِ خودم نیستم
263
00:18:18,262 --> 00:18:21,500
!مهشید: من! من! من! من! آه
هامون: خب، آره
264
00:18:21,995 --> 00:18:24,900
تو واقعاً خودتی؟
تو آدمِ دو سال پیشی؟
265
00:18:25,422 --> 00:18:27,400
تو اون آدمی هستی که
من میشناختمت، آره؟
266
00:18:27,550 --> 00:18:29,099
تو یعنی الآن اصلاً عوض نشدی؟
267
00:18:29,285 --> 00:18:32,741
!نه! عوض نشدم
!تو رو دیگه دوست ندارم
268
00:18:35,056 --> 00:18:38,384
مهشید... واقعاً اینجوریه؟
269
00:18:39,570 --> 00:18:44,400
یعنی همهی اون... زِمزِمهها
...زندگیها، عشقها
270
00:18:44,550 --> 00:18:46,611
همه... دروغ بود؟
271
00:19:05,782 --> 00:19:09,900
مهشید: خسته شدم، خسته شدم از این زندگی
...بِهجَت: بَسه، بَسه
272
00:19:10,050 --> 00:19:11,135
!بِهجَت: گریه نکن
273
00:19:12,421 --> 00:19:13,900
صبر داشته باش
274
00:19:18,194 --> 00:19:20,522
!بِهجَت: بَسه دیگه، ساکت باش
275
00:19:20,822 --> 00:19:25,661
(صدای گریهی مهشید)
276
00:19:25,961 --> 00:19:28,100
هامون: من یه چند روز میرم کاشان
پیشِ علی و برمیگردم
277
00:19:28,300 --> 00:19:33,261
(صدای گریهی مهشید)
278
00:19:33,450 --> 00:19:34,400
!بِهجَت: هیش
279
00:19:38,026 --> 00:19:39,793
!هامون: علی
علی: بله
280
00:19:39,979 --> 00:19:41,900
هامون: علی جان، بابا داره میره
281
00:19:42,626 --> 00:19:44,087
اِ، اِ، چَرخِت چرا اینجوری شده؟
282
00:19:45,273 --> 00:19:47,560
هامون: اینها چرا اینجوری شده بابا؟
علی: کِلاجِش سوخته
283
00:19:47,747 --> 00:19:51,509
هامون: کِلاجِش سوخته؟
بِبَره بابا واسَت درست کنه؟ آره؟
284
00:19:51,696 --> 00:19:52,649
!یه بوس بِده
285
00:19:53,736 --> 00:19:57,455
من رفتم سفر، خب؟
زودی میام، خب؟
286
00:19:58,813 --> 00:20:00,230
!یه بوسِ دیگه به بابا بِده
287
00:20:01,417 --> 00:20:05,049
!هامون: خداحافظ، شلوغ نکنی
برو بالا با بِهجَت خانم بازی کن
288
00:20:08,417 --> 00:20:20,308
(صدای موسیقی باخ)
289
00:20:20,608 --> 00:20:23,300
صدای هامون: باید بتونم تِکههای زندگیم رو
...کنارِ همدیگه بذارم
290
00:20:23,450 --> 00:20:25,700
!ببینم از کِی رابِطه با مهشید خراب شد
291
00:20:26,912 --> 00:20:29,300
تا یکی، دو سال پیش که
!همه چی خوب بود
292
00:20:29,450 --> 00:20:31,552
!عالی... عاشقانه بود
293
00:20:31,752 --> 00:20:35,852
(صدای موسیقی باخ)
294
00:20:36,052 --> 00:20:38,236
(صدای خندهی مهشید)
295
00:20:38,436 --> 00:20:42,250
!علی جون... علی، پرندهها رو ببین
اون طرف، دیدی؟
296
00:20:42,436 --> 00:20:43,476
...هامون: یارو میره مهمونی
297
00:20:44,000 --> 00:20:46,376
...از مهمونی که برمیگرده
298
00:20:47,263 --> 00:20:49,556
میبینه کفشهاش نیست
میگه من کِی رفتم؟
299
00:20:52,090 --> 00:20:55,599
علی: این چیه؟ این چیه؟
300
00:20:56,308 --> 00:20:58,926
...دو تا گوجهفرنگی بودن
301
00:21:00,569 --> 00:21:02,970
هامون: خب
علی: اولیه میگه که
302
00:21:03,656 --> 00:21:06,427
علی: کامیون لِهِت نکنه، میگه نخیر
303
00:21:06,614 --> 00:21:09,470
علی: بعد میاد لِهِش میکنه
هامون: خب
304
00:21:09,658 --> 00:21:11,900
علی: میگه که رُبِ گوجهفرنگی خداحافظ
305
00:21:12,100 --> 00:21:13,900
(صدای خندههای هامون و مهشید)
306
00:21:14,200 --> 00:21:22,200
(صدای موسیقی باخ)
307
00:21:22,746 --> 00:21:23,900
صدای هامون: چرا خراب شد؟
308
00:21:24,250 --> 00:21:27,125
از کِی؟
از کجا شروع شد؟
309
00:21:27,312 --> 00:21:30,868
از وقتی رفت سراغِ اون مَرتیکه
دکترِ روانکاوِ بیسوادِ احمق
310
00:21:31,356 --> 00:21:34,509
که مغزِ دختره رو خورد
و پاک دیوونهاش کرد
311
00:21:34,656 --> 00:21:35,639
...اصلاً
312
00:21:47,356 --> 00:21:52,039
(صدای قدمهای هامون و مهشید)
313
00:22:02,229 --> 00:22:04,521
مهشید: سلام، خانم
هامون: سلام علیکم
منشی: سلام، حالتون خوبه؟
314
00:22:04,708 --> 00:22:05,900
منشی: خواهش میکنم
315
00:22:06,795 --> 00:22:08,900
مهشید: سلام، آقای دکتر
سَماواتی: سلام علیکم، خوبید؟
316
00:22:09,404 --> 00:22:10,914
هامون: سلام، آقای دکتر
سَماواتی: سلام، آقای هامون
317
00:22:11,101 --> 00:22:13,956
سَماواتی: من از خانم خواهش کردم
چند دفعه که شما رو بیارن اینجا من ببینم
318
00:22:14,144 --> 00:22:16,392
هامون: بله، اتفاقاً من هم خیلی دلم میخواست
شما رو زیارت کنم
319
00:22:16,580 --> 00:22:18,479
سَماواتی: لطف دارید، خیلی ممنون
بفرمایید شما تو خانم
هامون: خواهش میکنم
320
00:22:18,667 --> 00:22:21,002
سَماواتی: شما بفرمایید بنشینید چند دقیقه
من الآن میام
هامون: خواهش میکنم
321
00:22:21,189 --> 00:22:22,154
...هامون: اِ
322
00:22:22,842 --> 00:22:24,306
آقای دکتر، ببخشید قربان
323
00:22:24,493 --> 00:22:27,916
من اساساً خودم از مهشید
خواستم که بیاد و روانکاوی بشه
324
00:22:28,102 --> 00:22:30,400
و در جهتِ اطلاعتون باید عَرض بکنم که
325
00:22:30,550 --> 00:22:32,568
حالا البته خودتون باهاش صحبت بکنید
میفهمید
326
00:22:32,755 --> 00:22:36,568
!و بیماری مهشید باباشه ها *Neurosis ولی مَنبعِ
(نِوْرُز، اِختِلالاتِ روانی)
327
00:22:36,756 --> 00:22:40,265
هامون: من رو این وسط عَلَم کرده که
یه چیزی به باباهه ثابت بکنه
سَماواتی: بسیار خب، بفرمایید
328
00:22:40,453 --> 00:22:41,900
...هامون: و من چون هیچ پُخی نشدم توی زندگیم
سَماواتی: شما بفرمایید
329
00:22:42,050 --> 00:22:43,614
سَماواتی: شما بفرمایید
برید اونجا بگیرید بنشینید
330
00:22:43,801 --> 00:22:47,701
هامون: باشه ولی آقای دکتر، من دلم میخواد
بدونم دیدِ شما از کدوم زاویهست
331
00:22:47,888 --> 00:22:50,300
*مریضهاتون رو زِرپ و زِرپ
...میبندین به قرص
(خیلی سریع)
332
00:22:50,450 --> 00:22:52,353
یا اینکه میشینین
باهاش دو کلمه دردِدل میکنین؟
333
00:22:52,540 --> 00:22:54,180
سَماواتی: بستگی داره، هر دو
هامون: هان؟ کدوم؟ بله، بله
334
00:22:54,367 --> 00:22:57,615
سَماواتی: حالا شما بفرمایید برید
یه خُرده بنشینید اونجا، بفرمایید
هامون: بله، خواهش میکنم
335
00:22:57,802 --> 00:23:00,702
هامون: دکتر، اگه اینطوره چیچی میپرسین؟
چیچی میخواین؟
336
00:23:00,889 --> 00:23:04,312
پدر و مادر، جَد و آباد اگه مَطرَحه
خب، من مادرم خیلی زود رفت
337
00:23:04,499 --> 00:23:07,600
پدرم هم انقدر ساده بود که آسه میرفت
آسه (آهسته) میاومد که گربه شاخش نزنه
338
00:23:07,700 --> 00:23:09,700
!ولی من درست ضِدِ بابامم
339
00:23:10,587 --> 00:23:13,600
من مرتب شِلَنگ تخته میاندازم
!ولی به هیچ جایی نمیرسم، دکتر
340
00:23:13,750 --> 00:23:14,900
!دارم فُرو میرم
341
00:23:15,326 --> 00:23:18,157
!من دیگه به هیچی اعتماد ندارم
!به هیچی اعتقاد ندارم
342
00:23:18,544 --> 00:23:20,100
هامون: دارم هَدَر میرم، این یعنی چی؟
343
00:23:20,250 --> 00:23:22,923
سَماواتی: این یه موردِ اِستِثنایی نیست که
قابلِ حَل نباشه
344
00:23:23,067 --> 00:23:24,000
!کاملاً قابلِ فَهمه
345
00:23:24,050 --> 00:23:27,750
هامون: نه دکتر، من یه موقعی فکر میکردم
!یه گُهی میشم ولی هیچ پُخی نشدم
346
00:23:27,936 --> 00:23:30,900
چهل و خُردهای ازم گذشته
!بدتر آویزونَم، آویزون
347
00:23:31,937 --> 00:23:32,937
چیکار کنم؟
348
00:23:33,981 --> 00:23:39,229
ما آویختهها به کجای این شبِ تیره بیاویزیم
قَبای ژِنده (کهنه) و کَپَکزدهی خودمون رو؟
349
00:23:39,416 --> 00:23:41,316
سَماواتی: شما بفرمایید بنشینید اونجا
350
00:23:53,636 --> 00:23:56,927
مهشید: از یه طرف میدونم خودخواهم
جاهطَلَبَم
351
00:23:57,201 --> 00:23:58,900
دلم میخواد یه کسی باشم
352
00:23:59,301 --> 00:24:03,102
ولی خودم رو واسه مَردمِ این مَملِکَت
زیادی میبینم
353
00:24:04,290 --> 00:24:07,520
مهشید: جای من اینجا نیست، باید برم
سَماواتی: کجا؟
354
00:24:08,507 --> 00:24:10,974
!مهشید: چه میدونم
برم یه جایی که بشه نَفَس کشید
355
00:24:12,160 --> 00:24:14,408
زندگیم با هامون اینجا داره هَدَر میره
356
00:24:15,595 --> 00:24:18,500
و بعد این احساسِ بیخاصیت بودنِ خودم
357
00:24:18,650 --> 00:24:20,600
بیخاصیت بودنِ کارم
358
00:24:20,700 --> 00:24:21,900
چی رو میخوام ثابِت کنم؟
359
00:24:22,050 --> 00:24:25,900
چهار تا تابلوی نقاشیم که بعد از مرگم
به دَر و دیوار خونهی مَردُم بخوره
360
00:24:26,596 --> 00:24:28,900
مهشید: چه اهمیتی داره؟
سَماواتی: اهمیت نداره؟
361
00:24:29,336 --> 00:24:30,846
مهشید: چرا، قبلاً فکر میکردم مهمه
362
00:24:31,032 --> 00:24:35,900
فکر میکردم هر کاری از زیرِ قلمموی من
!میاد بیرون، یک واقِعهی مهمِ تاریخیه
363
00:24:36,642 --> 00:24:37,537
...ولی
364
00:24:39,425 --> 00:24:40,360
...حالا
365
00:24:41,946 --> 00:24:45,293
هیچی معنی نداره
جلوی این همه مُرده
366
00:24:48,599 --> 00:24:50,931
چطور شد با هامون آشنا شدید
ازدواج کردید؟
367
00:24:51,818 --> 00:24:53,614
!مهشید: چه میدونم
!همون کِلیشهی مَعروف
368
00:24:54,100 --> 00:24:56,366
بابا فِشار میآورد که عروسی کنم
369
00:24:56,953 --> 00:24:59,318
دلش میخواست من رو بِده به
یه پولدارِ عوضی
370
00:25:00,205 --> 00:25:02,432
بعد با هامون آشنا شدم
371
00:25:03,418 --> 00:25:06,200
مهشید: ازش خوشم اومد، از خُل بازیهاش
372
00:25:06,350 --> 00:25:08,546
از ذوق و شوقِ بچهگونهاش
373
00:25:09,863 --> 00:25:11,400
از کُنجکاویهاش
374
00:25:11,800 --> 00:25:14,000
!مهشید: چه میدونم، از سَواد و مَعلوماتِش
375
00:25:15,212 --> 00:25:18,900
اون باعث شد من پوست بندازم
خیلی چیزها رو فهمیدم
376
00:25:19,200 --> 00:25:59,500
(صدای موسیقی)
377
00:25:59,800 --> 00:26:01,791
هامون: سلام
کتابفروش: سلام، آقا
378
00:26:02,178 --> 00:26:03,249
مهشید: حمید؟
379
00:26:03,549 --> 00:26:09,500
(صدای موسیقی)
380
00:26:12,041 --> 00:26:13,946
مهشید: چطوری؟
هامون: دیر که نکردم، ها؟
381
00:26:14,132 --> 00:26:15,900
مهشید: چرا، دیگه داشتم میرفتم
هامون: جِدی؟ مهشید: آره
382
00:26:16,481 --> 00:26:18,900
هامون: آه، Energy for man؟
چیه هنوز دنبالِ این حرفهایی؟
383
00:26:19,050 --> 00:26:20,946
مهشید: نه، این راجع به انرژی اتمیه
384
00:26:21,134 --> 00:26:23,817
مهشید: راستی کتابهات رو آوردم
!هامون: اِ، منم یه چیزی واسه تو آوردم
385
00:26:24,004 --> 00:26:27,904
مهشید: این دِمیان* مَعرِکه بود
هامون: آخ، این فوقالعادهست
(رُمانِ معروفِ هِرمان هِسه)
386
00:26:28,092 --> 00:26:30,686
مهشید: تولستوی زندگی و نوجوانیاش رو آوردم بخونی
...هامون: ببین، این
387
00:26:30,874 --> 00:26:33,448
هامون: آهان، ببين حالا من هم
یه چیزی واست آوردم
!مهشید: بِده ببینم چیه
388
00:26:34,702 --> 00:26:39,271
هامون: Franny and Zooey
این یه چیزیه پر از درد و راز و رَمز و عشق
(صدای خندهی مهشید)
389
00:26:40,722 --> 00:26:41,972
مهشید: Franny and Zooey*
(فرنی و زویی)
(کتابی از دیوید سَلینجِر)
390
00:26:42,128 --> 00:26:44,900
!مهشید: اِ، تو این کتاب رو داشتی! چه عالی
هامون: ببین، حالا اگه میخوای مُخِت کار کنه
!این رو بخون
391
00:26:46,033 --> 00:26:49,100
مهشید: آسیا در برابر غرب
هامون: حالا اگه میخوای یه خُرده بسوزی
بیا این رو بخون
392
00:26:49,265 --> 00:26:51,300
مهشید: آخ، ابراهیم در آتش
هامون: مرا تو بی سَبَبی نیستی
393
00:26:51,450 --> 00:26:54,777
به راستی صِلَتِ کدام قصیدهای ای غزل؟
(شعری از احمد شاملو)
394
00:26:56,009 --> 00:26:57,734
هامون: بیا، بیا، بیا پایین، بیا پایین
مهشید: بذار بعداً
395
00:26:57,920 --> 00:26:59,930
هامون: نه، نه، نه، نه
من میخوام یه چیزی بهت نشون بدم
396
00:27:00,117 --> 00:27:01,396
!هامون: تو رو خدا نخندی ها
397
00:27:02,382 --> 00:27:06,740
هامون: آهان، بیا
مهشید: پنج داستان، حمیدِ هامون
398
00:27:07,182 --> 00:27:09,800
(صدای هَمهَمهی بازار)
399
00:27:10,000 --> 00:27:11,800
هامون: بَه بَه، چه بوی کبابی میاد
بریم کباب بخوریم؟
400
00:27:11,950 --> 00:27:13,150
مهشید: اول بریم زیارت
401
00:27:13,750 --> 00:27:19,900
(صدای هَمهَمهی بازار)
402
00:27:20,200 --> 00:27:24,900
(صدای زنگِ ساعتِ حرمِ شاهعَبدالعَظیم)
403
00:27:25,150 --> 00:27:27,564
هامون: از این پِلاکها [کفشداری] گرفتی؟
مهشید: آره، بهم داد
404
00:27:28,701 --> 00:27:29,995
مهشید: [حَرَم] چه قشنگه
هامون: قشنگه
405
00:27:30,282 --> 00:27:32,999
هامون: حالا بریم تو، گیج میشی
!مهشید: چقدر قشنگه
406
00:27:34,187 --> 00:27:38,783
(صدای هَمهَمهی زائِرین)
407
00:27:39,187 --> 00:27:44,004
نوحهخوان: السَلامُ عَلی روحِ نَبی الله
408
00:27:44,987 --> 00:27:51,004
السَلامُ عَلی ابراهیمَ خَلیلِ الله
409
00:27:51,187 --> 00:27:56,844
السَلامُ عَلی موسی کَلیمِ الله
410
00:27:57,187 --> 00:27:59,294
(صدای گفتگو افراد)
(صدای خندهی هامون و مهشید)
411
00:27:59,494 --> 00:28:01,829
هامون: بيار، بيار
412
00:28:02,321 --> 00:28:05,834
گارسون: این چهار تای دیگه، شد 12 تا
هامون: ما چهجوری آخه بخوریم؟
413
00:28:06,321 --> 00:28:08,265
هامون: بابا، شوخی میکنیم
!نمیشه که
414
00:28:11,496 --> 00:28:15,048
مهشید: من دلم میخواد بدونم
دو هزار سالِ دیگه چهجوری کباب میخورن
415
00:28:15,236 --> 00:28:18,705
!کبابهای اِنقدری
چهجوری بادش میزنن؟
416
00:28:18,906 --> 00:28:19,906
(صدای خندهی هامون)
417
00:28:20,062 --> 00:28:22,180
مهشید: من فکر... باد نمیزنن
هامون: چیکار میکنن؟
418
00:28:23,366 --> 00:28:28,225
من فکر میکنم با ماهواره مُخابِرِه میکنن
بعد اونها هم سیر میشن
419
00:28:28,411 --> 00:28:29,906
ماهواره باد وِل میده
420
00:28:32,011 --> 00:28:34,200
(صدای موسیقی جِرینگ جِرینگ)
421
00:28:34,499 --> 00:28:35,900
!هامون: اِ... علی
422
00:28:36,560 --> 00:28:38,569
!دستت رو بیار
423
00:28:42,500 --> 00:28:43,639
!هامون: صدا میده، نگاه
424
00:28:45,232 --> 00:28:46,122
!مهشید: ببینم
!هامون: ببین
425
00:28:47,222 --> 00:28:48,800
(صدای به هم خوردنِ دانههای خُشکِ انار)
426
00:28:53,042 --> 00:28:54,041
!هامون: بَه بَه
427
00:28:54,971 --> 00:28:58,785
(صدای سهتار)
428
00:28:58,985 --> 00:29:00,531
هامون: آره، آره، آره
429
00:29:08,399 --> 00:29:10,748
!هامون: اوه
مهشید: خیلی بد میزنم؟
هامون: نه
430
00:29:11,740 --> 00:29:15,800
هامون: آره، چند وقته داری این ساز رو کار میکنی؟
مهشید: 2-3 دَقیقهست
431
00:29:16,000 --> 00:29:18,828
(صدای سهتار)
432
00:29:19,028 --> 00:29:21,437
مهشید: هامون از اولِ ازدواجمون
چیزی در نمیآوُرْد
433
00:29:21,628 --> 00:29:24,437
یه معلمِ انگلیسی کلاسهای شَبانه
434
00:29:24,624 --> 00:29:27,700
یا مُتَرجِمِ یکی، دو تا کتاب
!چیزی در نمیاره
435
00:29:28,051 --> 00:29:32,900
من خیلی سَعی کردم اون راحت باشه
آروم باشه، به کارش برسه
436
00:29:33,691 --> 00:29:36,700
با اینکه بابا و مامان
...سخت با این ازدواج مُخالِف بودن
437
00:29:36,850 --> 00:29:39,900
سَعی کردم یهجوری از دلشون در بیارم
438
00:29:40,589 --> 00:29:42,466
به هر حال... تَقصیرِ من بود
439
00:29:43,452 --> 00:29:44,450
...من
440
00:29:46,662 --> 00:29:48,009
عاشقش شدم
441
00:29:49,786 --> 00:29:50,800
مهشید: ولی همیشه مُشکِل بود
442
00:29:50,950 --> 00:29:54,589
هامون هم هیچ کمکی نمیکرد
بدتر همه چی رو خراب میکرد
443
00:29:54,775 --> 00:29:59,318
با اون دیدِ مَنفی پُر از سوءِ ظَنِش
یک دقیقه من رو راحت نمیذاشت
444
00:29:59,504 --> 00:30:02,307
کجا بودی؟ چیکار میکردی؟
به کی تلفن کردی؟
445
00:30:02,407 --> 00:30:03,685
(صدای آه کشیدنِ مهشید)
446
00:30:03,885 --> 00:30:05,700
یه شب یادمه رفته بودم رستوران
447
00:30:06,200 --> 00:30:07,935
بهش تلفن کردم که بیاد
448
00:30:10,050 --> 00:30:11,235
(صدای نفسِ عمیق کشیدنِ هامون)
449
00:30:13,250 --> 00:30:15,135
(صدای باز شدنِ در)
450
00:30:20,502 --> 00:30:21,237
سلام
451
00:30:22,324 --> 00:30:23,900
هامون: آره... سلام
452
00:30:24,839 --> 00:30:27,272
هامون: کجا بودی؟
مهشید: من که بهت گفته بودم
453
00:30:27,660 --> 00:30:29,900
هامون: من هم که بهت گفته بودم
دلم نمیخواد با اونها بری بیرون
454
00:30:30,000 --> 00:30:31,377
مهشید: کی؟ رضا و پروین رو میگی؟
455
00:30:31,563 --> 00:30:33,807
هامون: تلفن رو چرا قَطع کردی؟
مهشید: قَطع شد
456
00:30:33,993 --> 00:30:36,900
هامون: قَطع کردی یا قَطع شد یا قطع کردی؟
...مهشید: حوصِله نداشتم باهات جَر و
457
00:30:37,073 --> 00:30:39,446
مهشید: حوصِله نداشتم باهات
!جَر و بَحث کنم، برو اون طرف
458
00:30:39,632 --> 00:30:40,412
!مهشید: آه
459
00:30:41,498 --> 00:30:47,400
از همون سیلی... از همون خُشونَتِ
بیدَلیل و ظالِمانهاش دلم شکست
460
00:30:48,006 --> 00:30:52,742
دیدم بی اینکه گناهی کرده باشم
تَنبیه و خوار و ذَلیل شدم
461
00:30:54,383 --> 00:30:56,750
فقط به خاطر اینکه
یه بابایی بالای سَرَم وایساده که
462
00:30:56,850 --> 00:31:00,364
زورش از من بیشتره
و بِنابَراین باید بهم زور بگه
463
00:31:01,151 --> 00:31:02,010
!اَه
464
00:31:02,310 --> 00:31:04,204
(صدای گریهی مهشید)
465
00:31:04,404 --> 00:31:05,950
سَماواتی: این خاصیتِ تمامِ مردهای ایرانیه
466
00:31:06,100 --> 00:31:09,031
یه عمری زور گفتن و زور شنیدن
عادَت کردن
467
00:31:10,175 --> 00:31:13,630
از اونجا بود که دیدم
آدمِ خودخواه و خطرناکیه
468
00:31:15,076 --> 00:31:16,449
فقط خودش رو میخواد
469
00:31:17,637 --> 00:31:21,959
مهشید: به خاطرِ خودخواهیهای خودش
حاضِره همه چی رو فَدا کنه
470
00:31:23,840 --> 00:31:27,855
من از این... بَدبینیهای سیاهِ هامون خَسته شدم
471
00:31:29,046 --> 00:31:32,137
یا از اینکه همهچیز رو فاجِعهآمیز میبینه
472
00:31:33,818 --> 00:31:36,200
همهش از دِلهُرهی وُجودی* حرف میزنه
(ترسِ عَمیق از بیمَعنایی زندگی و مرگ)
473
00:31:36,650 --> 00:31:38,632
مهشید: و اینکه همهچی رو به نابودی میره
474
00:31:40,499 --> 00:31:45,387
من دلم کار میخواد
طَراحی، برنامه، آیَنده
475
00:31:45,532 --> 00:31:47,945
!بریزم، بِپاشَم، بسازم
476
00:31:49,478 --> 00:31:52,900
صدای هامون: آره، بریزم، بِپاشَم، بسازم
!چیچی رو ساخته؟ هیچی
مهشید: هامون همیشه مخالف بود
477
00:31:53,100 --> 00:31:53,974
مهشید: چرا این کارو میکنی؟
478
00:31:54,034 --> 00:31:57,900
مهشید: چرا اون کار رو میکنی؟ این چیه کشیدی؟
صدای هامون: هر کاری رو شروع کرده
نِصفهکاره وِل کرده، تئاتر، موسیقی، نقاشی
479
00:31:58,120 --> 00:32:00,527
مهشید: هیچوقت من رو آزاد نمیذاشت
صدای هامون: حالا هم که بَند کرده به مُدِ لباس
480
00:32:01,583 --> 00:32:05,867
صدای هامون: آره، همین ریخت و پاشهای اونه که
من رو تا خِرخِره فُرو بُرده توی قَرض
481
00:32:06,067 --> 00:32:06,900
هامون: سلام، حالِ شما؟
482
00:32:07,006 --> 00:32:11,635
هامون: چطورین؟
!صدای هامون: آخ، آخ
با این همه سَفته و چِک چیکار کنم؟
483
00:32:11,821 --> 00:32:14,585
!صدای هامون: قِسط، قِسط، قِسط
قِسطِ ماشین، قِسطِ فرش
484
00:32:14,772 --> 00:32:16,900
!قِسطِ خونه، قِسطِ مُبلِمان، قِسط
485
00:32:17,072 --> 00:32:17,982
!مهشید: برو اون طرف لطفاً
486
00:32:18,068 --> 00:32:20,051
صدای هامون: این قِسط کمرِ من رو خُرد کرده
مهشید: سلام خانم، حالتون خوبه؟
487
00:32:20,238 --> 00:32:21,742
زن: میتونیم لباسها رو ببینیم؟
مهشید: خواهش میکنم، بفرمایین
488
00:32:21,929 --> 00:32:24,562
هامون: سلام، مهشید جان
مهشید: سلام حمید. بشین سَرَم شلوغه
489
00:32:24,749 --> 00:32:27,252
مهشید: مَحیا جون، این رو بذارین اونجا
490
00:32:27,439 --> 00:32:29,939
مهشید: سودابه؟
سودابه: من این سه تا پارچه رو پیدا کردم
491
00:32:31,473 --> 00:32:33,411
سودابه: اینم برای لباسِ خانم ایرَوان
492
00:32:35,161 --> 00:32:36,493
دختر: مهشید جون، این رو چیکارش کنم؟
مهشید: این رو؟
493
00:32:36,679 --> 00:32:38,905
مهشید: مینو جون، این رو شما بپوشین
مینو: این رو بپوشم یا این رو؟
494
00:32:39,092 --> 00:32:40,744
مهشید: نه، این رو بپوشین شما... اون طرف
495
00:32:40,932 --> 00:32:43,607
مهشید: شیرین جون، اون روسری رو هم بده
به فریده خانم، اون طرفن
!افسانه: مهشید جون
496
00:32:43,794 --> 00:32:46,514
افسانه: این لباسِ عروس چی شد؟
مامانم خسته شده
مهشید: لباست حاضره
497
00:32:46,701 --> 00:32:48,509
مهشید: خیلی قشنگ شده، میپوشم ببینی
افسانه: مرسی
498
00:32:48,697 --> 00:32:51,849
!مهشید: ببینم روسریت رو
آره، یه کم زَرق و بَرقش زیاده
499
00:32:52,037 --> 00:32:53,900
!بِرین اون طرف، توی آینه ببینین
500
00:32:55,941 --> 00:32:58,400
دختر اول: افسانه جون، حاضره
دختر دوم: لباستون ماه شده
501
00:32:58,941 --> 00:33:00,400
زن: خیلی قشنگ شده
502
00:33:05,833 --> 00:33:08,508
زن: افسانه خانم، ببینین
!چی ساختیم براتون
503
00:33:08,696 --> 00:33:11,197
زنِ دیگر: خیلی زیباست. اصلاً فوقالعادهست
دختر: خیلی قشنگه
504
00:33:12,817 --> 00:33:15,580
زن: فوقالعادهست
افسانه: تورِش خیلی پُف داره
505
00:33:15,768 --> 00:33:17,229
افسانه: خوشم نمیاد
مهشید: افسانه جون، مُدِلش اینه
506
00:33:17,416 --> 00:33:20,613
مادرِ افسانه: خیلی قشنگه، فوقالعادهست
افسانه: کجاش قشنگه مامان جون؟
507
00:33:20,800 --> 00:33:23,607
افسانه: خیلی پُف داره
این پَرِش هم اصلاً قشنگ نیست
زن: نه، نه
508
00:33:23,793 --> 00:33:26,296
افسانه: سِکههاش هم خیلی اُمُلیش کرده
509
00:33:26,482 --> 00:33:30,070
!نه، به من اصلاً نمیاد
!من هیچ خوشم نمیاد، خیلی دِهاتیه
510
00:33:30,257 --> 00:33:31,676
مهشید: اُمُليه؟
افسانه: خیلی
511
00:33:31,862 --> 00:33:33,410
مهشید: اُمُليه؟
مادرِ افسانه: خیلی هم بهت میاد
512
00:33:33,597 --> 00:33:34,886
مهشید: دِهاتیه؟
513
00:33:35,073 --> 00:33:38,660
مهشید: حِیفِ این همه زَحمَت که
!من کِشیدم برای این آدمهای بدسَلیقه
514
00:33:38,847 --> 00:33:40,526
افسانه: خوشم نیومد از لباسش
!مادرِ افسانه: خیلی هم خوبه
515
00:33:40,712 --> 00:33:42,400
!مهشید با فریاد: آه، دیگه نمیخوامش
افسانه: واه، چرا اینجوری میکنه؟
516
00:33:42,550 --> 00:33:44,237
مادر افسانه: دیدی چیکار کردی بچه؟
!همهش تَقصیرِ توئه
517
00:33:45,237 --> 00:33:46,369
(صدای موسیقی)
518
00:33:46,569 --> 00:33:47,900
صدای هامون: واقعاً هم مریض بود
519
00:33:48,350 --> 00:33:51,545
تازه زده بود به گورجیف* و یونگ* و عِرفانبازی
(گورجیف: فیلسوف و عارفِ ارمنی-یونانی)
(یونگ: روانپزشک و فیلسوفِ سوییسی)
520
00:33:51,732 --> 00:33:54,389
میخواست هر طور شده
مَرکَزِ عاطفی وُجود رو مَهار کنه
521
00:33:55,375 --> 00:33:56,063
!هه
522
00:33:56,963 --> 00:34:38,963
(صدای موسیقی)
523
00:34:39,366 --> 00:34:41,312
صدای هامون: مَرَضِ بیخوابی گرفته بود
524
00:34:42,099 --> 00:34:43,900
شبها اَشباح میدید
525
00:34:44,398 --> 00:34:46,400
دُچارِ فَراموشی شده بود
526
00:34:46,550 --> 00:34:48,287
نمیدونست ماشین رو کجا پارک کرده
527
00:34:48,587 --> 00:34:57,987
(صدای موسیقی)
528
00:34:58,368 --> 00:35:01,216
صدای هامون: چیزهای عوضی میخرید
و یادش میرفت واسه چی خریده
529
00:35:03,487 --> 00:35:05,314
هامون: این چیه؟
!اینکه اصلاً دیده نمیشه
530
00:35:08,475 --> 00:35:11,800
آخه ما تا کِی باید پولمون رو
صَرفِ این آت و آشغالها بکنیم؟
531
00:35:11,946 --> 00:35:15,751
هامون: این مثلاً چیه؟ این چند؟
!مهشید: اینقدر گِدا بازی در نیار
532
00:35:15,894 --> 00:35:17,223
هامون: گِدا بازی چیه؟
533
00:35:17,594 --> 00:35:20,523
من میگم خونه باید یه نَظمی داشته باشه
534
00:35:21,100 --> 00:35:22,475
!مهشید: این فاکتورِش
535
00:35:22,662 --> 00:35:25,030
نکنه میخوای بگی
...ما تازه به دوران رسیدهایم
536
00:35:25,180 --> 00:35:27,030
و تو داری به ما یاد میدی چیکار کنیم؟
537
00:35:27,216 --> 00:35:30,238
هامون: بابا جون، من میگم
!این خونه باید نَظم داشته باشه
538
00:35:30,538 --> 00:35:44,838
(صدای موسیقی)
539
00:35:45,200 --> 00:35:50,674
(صدای گفتگوی افراد)
540
00:35:51,251 --> 00:35:52,249
مادرِ مهشید: خوبه؟ بله؟
541
00:35:52,293 --> 00:35:55,876
تماشاگر: یه جور اِنفِجارِ رنگِ آبی رو
شما توی زَمینهی سفید میبینید
542
00:35:56,044 --> 00:35:59,611
دکتر: من ندیدم یه همچین روحیهای از تو
نمیشناختم اصلاً
...مهشید: بله، این
543
00:36:00,361 --> 00:36:03,255
زن: انگار یه جِرَقهای توی روشَناییه
سلیمی: خانمِ مهشیدِ امیرسُلِیمانی
544
00:36:03,441 --> 00:36:04,700
سلیمی: این کارهای ایشونه
545
00:36:04,850 --> 00:36:07,800
سلیمی: کارهای ایشونه
تماشاگر: میخواستم یه ذَره توضیح بدین
چون یه جورِ مَخصوصیه نقاشیها
546
00:36:07,950 --> 00:36:10,968
مهشید: راجِع به کدوم تابلو؟
تماشاگر: هم فَضاییه، هم شاعرانهست
547
00:36:11,987 --> 00:36:14,498
صدای هامون: بِه بَهبَه و چَهچَه دیگران
خیلی مُحتاج بود
548
00:36:15,242 --> 00:36:17,200
اونها مهشید رو خوب دَرک میکردن
549
00:36:17,350 --> 00:36:19,261
چون از هر آشغالی که میکِشید
تَعریف میکردن
550
00:36:20,405 --> 00:36:22,100
اونها آدمهای باشُعوری بودن
551
00:36:22,250 --> 00:36:25,300
مهشید صد بار فَهم و شُعورِ اونها
رو به رُخَم کشیده بود
552
00:36:25,958 --> 00:36:27,940
!باشُعور، فَهمیده
553
00:36:28,065 --> 00:36:30,500
آره، همینها بودن که بِالاَخَره
...دست به دست همدیگه دادن
554
00:36:30,650 --> 00:36:31,655
و من رو به این روز انداختن
555
00:36:31,800 --> 00:36:32,866
دوستِ مهشید: مهشید جان
556
00:36:33,753 --> 00:36:35,521
پنج تا تابلویت رو خریدن
557
00:36:35,707 --> 00:36:37,213
مهشید: کی؟
دوستِ مهشید: آقای عَظیمی
558
00:36:42,221 --> 00:36:43,900
مَسئولِ گالِری: خیلی متشکرم، آقا
559
00:36:45,221 --> 00:36:46,500
(صدای سوت کشیدنِ رحیمی)
560
00:36:49,040 --> 00:36:51,145
دوستِ مهشید: دو تا اون خانم خرید
مهشید: میام پَهلوشون
561
00:36:51,732 --> 00:36:54,411
مادرِ مهشید: خیلی متشکرم از همه محبتهای شما
مسئولِ گالِری: لطف کردین تشریف آوردین، خواهش میکنم
562
00:36:54,598 --> 00:36:56,019
مادرِ مهشید: آقا، مَرحَمَتِتون زیاد، لطف کردید
رحیمی: تشکر میکنم خانم، مرسی
563
00:36:56,205 --> 00:36:58,103
رحیمی: مُوَفَق باشین
مادرِ مهشید: مرسی
564
00:36:58,290 --> 00:37:00,883
مادرِ مهشید: خیلی متشکرم، مرسی، خداحافظ
عظیمی : خواهش میکنم
565
00:37:01,590 --> 00:37:04,009
عَظیمی: یه سانتیمانتالیسمِ* زنونه هم به چشم میاد
(احساساتیگَرایی)
566
00:37:04,152 --> 00:37:05,745
(صدای زنگِ تلفن)
567
00:37:07,152 --> 00:37:08,545
(صدای زنگِ تلفن)
568
00:37:09,755 --> 00:37:10,956
هامون: بله؟
569
00:37:12,751 --> 00:37:15,201
الو، چطوری جانِوَر؟
570
00:37:19,525 --> 00:37:20,831
موضوع چیه؟
571
00:37:22,869 --> 00:37:26,000
اِ، خب الآن خودم میام اونجا
572
00:37:26,300 --> 00:37:45,400
(صدای موسیقی)
573
00:37:45,668 --> 00:37:48,095
هامون: بَخشِ رَوان-جسمانی اینجاست؟
بیمارِ مرد: بله
574
00:37:48,495 --> 00:37:55,270
(صدای موسیقی)
575
00:37:55,570 --> 00:37:57,336
هامون: آه، خوشحالم از دیدارتون
576
00:37:57,636 --> 00:37:59,439
(صدای موسیقی)
577
00:37:59,739 --> 00:38:00,954
هامون: دکتر، سلام
578
00:38:02,040 --> 00:38:04,312
دکتر: غذای شور هم بهش ندین
تا من بعداً بهتون بگم
هامون: سلام، دکتر
579
00:38:04,499 --> 00:38:06,635
دکتر: سلام و زهرِمار
هامون: چی شده؟
580
00:38:07,209 --> 00:38:10,108
دکتر: من از وقتی فهمیدم مهشید رو
بردی پیش اون دکتر سَماواتی احمق
!هامون: آه
581
00:38:10,275 --> 00:38:12,600
!هامون: ببین قَضیه اصلاً اینجوری نیست ها
دکتر: و اون رو به من تَرجیح دادی
582
00:38:12,750 --> 00:38:13,905
هامون: من یه عُذرخواهی بهت بدهکارم
!دکتر: واقعاً بد جاییم سوخته
583
00:38:14,052 --> 00:38:15,700
!هامون: گوش کن، نه، نه، نه
!اصلاً قَضیه اینجوری نیست
584
00:38:15,850 --> 00:38:17,921
ببین، مهشید پیشنَهاد کرد اون رو
585
00:38:18,108 --> 00:38:21,266
هامون: یعنی مامانش تلفن کرد
اون معرفی کرد دکتر سماواتی رو
!دکتر: مهشید! مامانش
586
00:38:21,453 --> 00:38:23,811
هامون: اونم میخواست بِره آنالیز کنه
رفت اونجا، جانِ تو
587
00:38:23,997 --> 00:38:26,564
هامون: من اصلاً کوچیکترین دِخالَتی
توی این قَضیه نداشتم
دکتر: دِخالَتی نداشتی؟
588
00:38:26,751 --> 00:38:29,786
!هامون: هیچی
!دکتر: زنته اُلاغ، باید دِخالَت داشته باشی
589
00:38:29,973 --> 00:38:31,800
هامون: بابا، من انقدر گرفتارم
نمیتونم سرم رو بِخارونَم
590
00:38:31,950 --> 00:38:33,860
دکتر: گرفتاری یعنی چی؟
!زندگیته
591
00:38:34,210 --> 00:38:36,725
هامون: خیلهخُب... سلام
بیمار: سلام، آقای مهندس
592
00:38:36,870 --> 00:38:39,358
هامون: سلام
دکتر: بیا، من یه چیزی میخوام بهت بگم، بیا
593
00:38:39,544 --> 00:38:42,198
هامون: بابا، تو رو خدا بذار
من یه خُرده با این بیمارهای تو حال کنم
594
00:38:42,385 --> 00:38:45,325
دکتر: تو با بدجور آدمهایی
!نشست و برخاست میکنی
595
00:38:45,511 --> 00:38:47,408
دکتر: نمیفهمی
هامون: چطور؟
596
00:38:49,464 --> 00:38:51,795
دکتر: خانم، حالشون چطوره ایشون؟
پرستار: خوبه، آقای دکتر
597
00:38:51,982 --> 00:38:54,531
پرستار: عَلائِمِ حَیاتیش کُنتُرُل شده
همه چیزهاش طَبیعیه
هامون: سلام علیکم
598
00:38:54,718 --> 00:38:56,962
پرستار: فقط چون غذا نخورده، سِرُم گرفته
599
00:38:58,149 --> 00:39:00,394
هامون: کِراوات مالِ منه؟ آره؟
دکتر: من میخوام یه چیزی به تو بگم
600
00:39:00,580 --> 00:39:03,086
...دکتر: یکی از پرستارهای جوونِ اینجای ما
هامون: خُب
601
00:39:03,273 --> 00:39:05,600
(مُنشی) مهندس عظیمی Secretary دکتر: با
یه نِسبَتی داره
602
00:39:05,700 --> 00:39:07,212
!هامون: عظیمی خُل
خب؟
603
00:39:07,399 --> 00:39:10,033
دکتر: همون بساز-بندازه، هر کسی هستش
هامون: گُه، میدونم
604
00:39:10,221 --> 00:39:14,334
دکتر: اینها با مادرِ مهشید رفت و آمد دارن
دورِ همدیگه جمع میشن
605
00:39:14,520 --> 00:39:17,482
دکتر: یه چیزی دَستگیرِش شده
هامون: خب که چی؟
606
00:39:19,036 --> 00:39:21,940
وقتی مادرِ مهشید به من تلفن میزنه
...میگه تو دیوونه شدی
607
00:39:22,090 --> 00:39:23,540
!باید بیارمت اینجا، بَستریت کنم
608
00:39:23,726 --> 00:39:26,149
هامون: اِ، تو یا من؟
!دکتر: خُردم کرد، تو
609
00:39:26,285 --> 00:39:28,944
هامون: من؟ یعنی مامانِ مهشید
تلفن زد که من دیوونه شدم؟
610
00:39:29,082 --> 00:39:31,834
...دکتر: تو رو اینجا بَستَری کنم که اونها با همدیگه
...هامون: مامانِ مهشید تلفن کرد که من
611
00:39:32,021 --> 00:39:36,508
دکتر: من نمیدونم، این عِرقِ فامیلیه، پسر خالِگیه
دوستیه، هر چی هستش
612
00:39:36,605 --> 00:39:38,753
بابا، یه لَگَد به این زنیکِه بزن
!بندازش بیرون دیگه
613
00:39:38,939 --> 00:39:43,603
هامون: بابا، مهشید چه گناهی کرده
حالا شما هم همهتون به اون بَند کردین؟
دکتر: خیالِ خودت رو راحت کن
614
00:39:43,791 --> 00:39:47,437
!اینها با همدیگه رابطهی غیرِ اَفلاطونی* دارن، اُلاغ
(عاشقانه/جنسی)
615
00:39:48,524 --> 00:39:50,856
!دکتر: مادرِ مهشید با عظیمی شریکه
616
00:39:51,043 --> 00:39:54,647
عظیمی داره براش آپارتمانسازی میکنه
دَه تا آپارتمان داره براش میسازه
617
00:39:54,833 --> 00:39:56,000
!دکتر: چشمهات رو وا کن
618
00:39:56,350 --> 00:39:59,931
مادره این مَرتیکهی عظیمی رو
برای شوهرِ آیندهی دخترش کاندید کرده
(صدای آوازخوانی - رضا رویگری)
619
00:40:00,119 --> 00:40:02,234
هامون: مهشیدِ من؟
!دکتر: آره، اَه
620
00:40:02,377 --> 00:40:04,400
دکتر: کِی میخوای بفهمی بِالاَخَره تو؟
621
00:40:05,417 --> 00:40:09,400
بیمار: آزمودم عقلِ دوراندیش را
622
00:40:09,550 --> 00:40:13,438
بعد از این دیوانه سازم خویش را، آقای دکتر
(شعری از مثنوی معنوی مولانا)
623
00:40:13,624 --> 00:40:15,900
♪ ...پَروَردَمَت به ناز ♪ -
!دکتر: امروز مثلِ اینکه حالت خوبه
خانم، حالشون چطوره ایشون؟
624
00:40:16,050 --> 00:40:17,520
پرستار: حالشون خوبه، آقای دکتر
625
00:40:18,279 --> 00:40:20,994
♪ تا بِنشینَمَت به پای ♪ -
دکتر: حالشون بد نیست
626
00:40:21,138 --> 00:40:23,981
دکتر: ایشون هم که حالش بد نیست
پرستار: بله، ایشون هم خوبن
627
00:40:25,481 --> 00:40:39,150
♪ آخر چرا به خاکِ سیه مینِشانیام؟ ♪
628
00:40:39,290 --> 00:40:40,600
دکتر: چرا گریه میکنی؟
629
00:40:40,950 --> 00:40:43,402
!بلند شو، خودت رو ناراحت نکن
!تو که آدمِ بیشعوری نبودی که
630
00:40:43,589 --> 00:40:46,065
♪ ...اِی شاخِ گُل ♪ -
هامون: حقیقت داره؟
دکتر: آره، حقیقت داره
631
00:40:46,226 --> 00:40:48,400
♪ ...از پِی گُلچین ♪ -
دکتر: میخوای پرستار رو صدا کنم
جلوی روی خودت بهت بگه؟
632
00:40:48,550 --> 00:40:50,109
♪ میدَوانیام ♪ -
!هامون: نه
633
00:40:50,245 --> 00:40:51,245
دکتر: من فکر میکنم همهچی رو
جُفت و جور کردن
634
00:40:51,350 --> 00:40:53,399
برای اینکه تو مهشید رو طلاق بدی
اون زنِ اون بشه
635
00:40:54,185 --> 00:40:56,170
هامون: حَقیقَت داره؟
دکتر: آره، حَقیقَت داره
636
00:40:56,356 --> 00:40:58,866
دکتر: بلند شو، بلند شو برو توی دفتر من
چایی بخور تا من بیام
637
00:40:59,353 --> 00:41:02,293
♪ ...این بود دَسترَنجِ من ♪ -
!دکتر: بلند شو خودت رو ناراحت نکن
!بلند شو
638
00:41:02,493 --> 00:41:07,293
♪ و باغبانیام ♪
(صدای گریهی هامون)
639
00:41:07,443 --> 00:41:08,593
♪ ...آ ♪
640
00:41:08,793 --> 00:41:45,793
(صدای موسیقی)
641
00:41:46,646 --> 00:41:47,508
!هامون: مهشید
642
00:41:47,708 --> 00:41:50,223
(صدای موسیقی)
643
00:41:50,423 --> 00:41:51,400
!مهشید
644
00:41:51,600 --> 00:41:53,402
(صدای موسیقی)
645
00:41:53,594 --> 00:41:54,605
!مهشید
646
00:41:54,800 --> 00:41:58,623
(صدای موسیقی)
647
00:41:58,848 --> 00:41:59,900
!مهشید
648
00:42:00,100 --> 00:42:03,165
(صدای موسیقی)
649
00:42:03,365 --> 00:42:04,367
!مهشید
650
00:42:04,567 --> 00:42:47,450
(صدای موسیقی)
651
00:42:47,704 --> 00:42:49,124
!مهشید با فریاد: دروغه، دروغه
!هامون: بیا اینجا
652
00:42:49,311 --> 00:42:51,163
...هامون: بیا من با یه تلفن بهت ثابت میکنم که
مهشید با فریاد: دروغه
653
00:42:51,311 --> 00:42:53,163
مهشید با فریاد: زندگیم رو سیاه کردی
654
00:42:53,306 --> 00:42:55,465
!هامون: داد نزن، خفه خون بگیر، صدات رو بِبُر
!مهشید با فریاد: احمق، دهنبین
655
00:42:55,651 --> 00:42:58,374
مهشید: هر کی هر چی میگه باور میکنی
!برو گُم شو
656
00:42:58,518 --> 00:43:01,110
!ازت متنفرم، بسه
657
00:43:01,296 --> 00:43:04,150
!مهشید: بسه دیگه، بسه
!هامون: خجالت بکش
658
00:43:04,337 --> 00:43:05,800
!مهشید: آخ! بسه
...هامون: خجا
659
00:43:05,987 --> 00:43:08,709
مهشید: بزن خرابش کن، بزن
...هامون: آره، خرابش میکنم برای اینکه
660
00:43:08,896 --> 00:43:10,793
!مهشید با فریاد: میاندازم خودم رو پایین
!پرت کنم. ولم کن
!هامون: نه
661
00:43:10,981 --> 00:43:13,400
!مهشید: ولم کن، میخوام خودم رو پرت کنم! ولم کن
هامون : چیکار داری میکنی؟
662
00:43:13,550 --> 00:43:14,498
هامون با فریاد: چیکار داری میکنی؟
663
00:43:15,062 --> 00:43:18,351
!مهشید با فریاد: ولم کن، ولم کن
همسایه: چیکار میکنی آقا؟ چی شده؟
664
00:43:18,842 --> 00:43:22,085
!مهشید: ولم کن، ولم کن
مردِ همسایه: چیکار میکنی؟
!هامون: خواهش میکنم... دِخالَت نکنید
665
00:43:22,272 --> 00:43:24,386
همسایه: چیکار میخوای بکنی؟
!هامون: شما خواهش میکنم دخالت نکنید
666
00:43:24,531 --> 00:43:26,124
!همسایه: برو دیگه، برو، برو دیگه
!هامون: اجازه بده، آقا
667
00:43:26,310 --> 00:43:28,512
هامون: دیوونه شده
میخواد خودش رو پَرت کنه پایین
!همسایه: برو کُشتیش زنه رو، برو دیگه
668
00:43:28,699 --> 00:43:30,032
!همسایه: برو آقا دیگه
669
00:43:30,219 --> 00:43:31,900
!مهشید: ولم کنین
670
00:43:47,219 --> 00:44:08,000
(صدای سازِ نِی)
671
00:44:08,348 --> 00:44:09,881
میرزا: سلام
هامون: سلام علیکم، میرزا آقا
672
00:44:10,048 --> 00:44:11,692
میرزا: چاکِرِ شما هستم، قربونِ شما
هامون: حالِ شما؟ مهمون نمیخوای؟
673
00:44:11,849 --> 00:44:13,286
میرزا: قربونِ قدمِ مهمون
هامون: علی هست؟
674
00:44:13,472 --> 00:44:15,196
میرزا: علی نیستن، بابا
!هامون: ای وای
675
00:44:15,383 --> 00:44:17,194
هامون: کجاست؟
میرزا: بله، علی رفت تهران
676
00:44:17,381 --> 00:44:18,801
هامون: تهران؟
میرزا: بله، رفت تهران
677
00:44:18,988 --> 00:44:20,972
میرزا: دو روزه رفته، بله
هامون: ما این همه راه رو کوبیدیم اومدیم
678
00:44:21,160 --> 00:44:23,578
میرزا: حالا علی نیست
خودِ ما که هستیم، بفرمایید
هامون: قربونِ محبتِ شما
679
00:44:23,764 --> 00:44:26,488
هامون: من گرفتارم باید برم تهران
باید برگردم اونجا
680
00:44:26,674 --> 00:44:28,355
میرزا: خب مقصود، علی نیست مانعی نداره
هامون: حالا بعداً خدمت میرسم
681
00:44:28,542 --> 00:44:31,308
هامون: خوشحال شدم، خداحافظِ شما
میرزا: قربونت برم، خیلی ممنونم آقا
682
00:44:31,666 --> 00:44:45,008
(صدای سازِ نِی)
683
00:44:45,666 --> 00:44:59,666
(صدای پرندگان)
684
00:45:01,566 --> 00:45:03,858
صدای هامون: چرا نمیتونم فراموشش کنم؟
685
00:45:04,345 --> 00:45:07,025
کِی بود؟ دو سالِ پیش؟
686
00:45:07,211 --> 00:45:08,549
سه سالِ پیش؟
687
00:45:09,036 --> 00:45:12,067
من که پاک، حسابِ سال و روز
از دستم در رفته
688
00:45:12,553 --> 00:45:14,886
با علی و مهشید اومده بودیم اینجا
689
00:45:15,072 --> 00:45:18,324
علی تازه من رو
درگیرِ مَسئَلهی ابراهیم کرده بود
690
00:45:19,502 --> 00:45:22,443
ازش پرسیدم چرا میگن ابراهیم پدرِ ایمانه؟
691
00:45:22,629 --> 00:45:25,153
چرا میگن ابراهيم خَليلُ الله؟
692
00:45:27,580 --> 00:45:30,216
علی: جُنونِ الهی
هامون: خب که چی؟
693
00:45:30,403 --> 00:45:34,602
علی: خب، میدونی که از نظرِ یونانیها
ایمان، جُنونِ الهی بود
694
00:45:34,747 --> 00:45:37,155
یه جور ایمانِ سَرشار از عشق
695
00:45:37,743 --> 00:45:38,699
هامون: این کجاش عشقه؟
696
00:45:38,849 --> 00:45:42,854
این پدریه عزیزترین کَسِ خودش رو
پسرِ خودش رو بکشه؟
697
00:45:43,041 --> 00:45:46,199
هامون: این عشقه؟
...علی: اگر ابراهیم خودش رو میکُشت
698
00:45:46,386 --> 00:45:47,700
علی: تصمیم میگرفت خودش رو بُکُشه
699
00:45:47,850 --> 00:45:51,671
یا کسِ دیگهای رو به جای اسماعیل
برای قُربانی انتخاب میکرد
700
00:45:51,858 --> 00:45:53,168
یا اینکه شَک میکرد
701
00:45:55,941 --> 00:45:58,841
یا سرِ مَرکَبَش* رو برمیگردوند
پَشیمون میشد
(حیوانِ سَواری)
702
00:46:00,892 --> 00:46:05,385
شِکوِه میکرد از خداش
و اگر، اگر، اگرهای دیگه
703
00:46:05,972 --> 00:46:07,725
که دیگه پدرِ ایمان نبود
704
00:46:09,620 --> 00:46:13,219
هان؟
یه کِسی بود مثلِ من و تو
705
00:46:15,136 --> 00:46:17,923
هامون: اِ، «ترس و لَرزِ» کییِر کِگور
706
00:46:24,280 --> 00:46:26,982
!هامون: آه... اوه، اوه، اوه
707
00:46:30,984 --> 00:46:33,794
(صدای پخشِ موسیقی از رادیو)
708
00:46:33,944 --> 00:46:35,894
گویندهی رادیو: صبح بخیر، به
هامون: خیلهخُب
709
00:46:36,084 --> 00:46:40,794
(صدای پخشِ موسیقی از رادیو)
710
00:46:40,984 --> 00:46:45,794
:سرهنگ راهنمایی رانندگی در رادیو
اتوبوس شرکتِ واحد تا لحظهی برخورد
...متوجهی خطر نمیشوند
711
00:46:45,984 --> 00:46:48,500
پس رانندگانِ محترم هوشیار باشید
712
00:46:48,663 --> 00:46:51,473
هامون: سلام، مامان جون
کجا با این عجله، مامان جعفری؟
713
00:46:51,660 --> 00:46:54,817
!هامون: پارکینگِ امروز مال منه ها
جعفری: زِکی، تو که دیروز توی پارکینگ بودی
714
00:46:55,004 --> 00:46:58,552
!هامون: من که اصلاً دیروز نبودم
!جعفری: اِ، نبودی که نبودی خب
715
00:46:58,739 --> 00:47:01,289
!جعفری: حالا که اینطوره بُدو بیا دنبالم
716
00:47:02,083 --> 00:47:03,900
!هامون: وایسا
717
00:47:07,600 --> 00:47:08,600
!هامون: وایسا، ناکِس
718
00:47:09,600 --> 00:47:10,600
!اوه! اوه
719
00:47:11,841 --> 00:47:13,541
(صدای لایی کشیدن و ویراژ دادن)
720
00:47:13,984 --> 00:47:15,446
!جعفری: فکر میکنی
721
00:47:17,458 --> 00:47:18,412
!جعفری: برو اون تو
722
00:47:19,499 --> 00:47:20,875
!پسر: یواش
دانشجو: چیکار میکنی؟
723
00:47:21,062 --> 00:47:22,600
!جعفری با خنده: سیاه سوخته
724
00:47:27,062 --> 00:47:29,900
(صدای گاز دادن)
725
00:47:34,062 --> 00:47:35,900
(صدای شدیدِ ترمز گرفتن)
726
00:47:40,084 --> 00:47:42,900
هامون: Shit*
حالا پس من کجا پارک کنم؟
(شِت، لَعنَت)
727
00:48:19,258 --> 00:48:20,504
سلام
728
00:49:13,937 --> 00:49:15,700
صدای هامون: چند شب پیش خواب دیدم که
729
00:49:15,850 --> 00:49:17,300
...در یک سَردابه*ی قُرون وُسطایی
(زیرزمینِ خنک)
730
00:49:17,500 --> 00:49:20,200
روی یک تخته سنگ
مَجروحی خوابیده است
(صدای موسیقی دِلهُرهآور)
731
00:49:20,930 --> 00:49:23,304
جَراحان و پرستاران دور و بَرِش حَلقه زدند
732
00:49:23,504 --> 00:50:26,094
(صدای موسیقی دِلهُرهآور)
733
00:50:27,290 --> 00:50:28,465
!دبیری: قِیچی
734
00:50:28,665 --> 00:50:32,505
(صدای موسیقی دِلهُرهآور)
735
00:50:32,805 --> 00:50:33,805
!گاز
736
00:50:34,605 --> 00:50:35,605
!سلیمی: گاز
737
00:50:35,909 --> 00:51:17,400
(صدای موسیقی دِلهُرهآور)
(صدای چِک چِکِ آب)
738
00:51:17,705 --> 00:51:27,405
(صدای هَمهَمهی کوتولهها)
(صدای موسیقی دلهُرهآور)
739
00:51:27,805 --> 00:51:33,505
(صدای خندهی کوتولهها)
(صدای موسیقی دلهُرهآور)
740
00:51:33,805 --> 00:51:43,505
(صدای موسیقی دلهُرهآور)
741
00:51:43,805 --> 00:51:50,505
(صدای خندهی کوتولهها)
(صدای موسیقی دلهُرهآور)
742
00:51:50,805 --> 00:52:18,865
(صدای موسیقی دلهُرهآور)
743
00:52:19,165 --> 00:52:22,409
جعفری: هامون، آقای تَقَوی گُزارِشاتِ بانکها
و مُؤَسِساتِ بیمه و چی و چی رو میخواد
744
00:52:22,596 --> 00:52:23,596
هامون: پیشِ خودته
745
00:52:23,950 --> 00:52:26,829
نه بابا، گزارشِ سه ماههی
دستگاهِ اِجرایی رو میگم
746
00:52:28,285 --> 00:52:30,226
هامون: اِکافه
747
00:52:30,412 --> 00:52:31,790
!جعفری: آها، اِکافه
748
00:52:31,977 --> 00:52:34,048
جعفری: کجا گذاشتیش؟
هامون: اِکافه رو میخواد
749
00:52:34,235 --> 00:52:36,697
جعفری: ندیدیش؟
!هامون: آخ، آخ، آخ
750
00:52:39,229 --> 00:52:41,214
جعفری: آه، پیداش کردم. امضاش کردی؟
!هامون: نه
751
00:52:41,401 --> 00:52:42,900
جعفری: دِ... چرا؟
هامون: نخوندم
752
00:52:43,442 --> 00:52:46,853
جعفری: بابا، تقوی سه هفتهست منتظره
تو هنوز این رو نخوندیش؟
هامون: خب، وقت نداشتم عزیزم
753
00:52:46,960 --> 00:52:51,237
هامون: نتونستم، من گِرِفتار بودم
میدونی که وَضعِ داخِلیم خوب نیست
754
00:52:52,041 --> 00:52:55,025
مهشید رفته ازم شِکایَت کرده
نمیتونم برم خونه
755
00:52:55,211 --> 00:52:56,999
هامون: حالا هم طلاق میخواد
جعفری: جِدی میگی؟
756
00:52:57,165 --> 00:52:59,165
جانِ تو! امروز اصلاً دادگاه داریم
757
00:53:01,162 --> 00:53:02,972
!جعفری: پس اوضاعت میزونه
758
00:53:03,160 --> 00:53:05,144
(صدای زنگِ تلفن)
759
00:53:07,893 --> 00:53:08,920
الو؟ بله، سلام
760
00:53:10,108 --> 00:53:12,008
خواهش میکنم
من الآن خودم میام خِدمَتِ شما
761
00:53:15,537 --> 00:53:18,954
هامون: آقا، من مجبورم برم خودم سُراغِش
!جعفری: برو یه چاخانی بکن، تو که بَلَدی
762
00:53:19,142 --> 00:53:21,039
!هامون: آخ، من این رو نخوندم
763
00:53:21,226 --> 00:53:26,381
جعفری: ببینم، تو واسه این
Uncertainty Principle چی میذاری؟
هامون: Uncertainty Principle؟
764
00:53:26,785 --> 00:53:30,550
«هامون: اِ... عَدَمِ یَقين، بذار «عَدَمِ قَطعیت
765
00:53:30,737 --> 00:53:32,765
جعفری: بییَقینی چطوره؟
هامون: نه، همون عَدَمِ قَطعیت بهتره
766
00:53:32,951 --> 00:53:35,066
جعفری: یعنی میشه اصلِ فُقدانِ یَقین
!هامون: نه دیگه
767
00:53:35,254 --> 00:53:39,411
عَدَمِ قَطعیت، این به مَعنای
استیصالِ* مَغزِ بَشَر هم هست
(نابودی، دَرماندِگی)
768
00:53:39,597 --> 00:53:43,318
یعنی میگه کُلِ جهانِ موجود
...یا پَدیدههای بیرونی
769
00:53:43,505 --> 00:53:46,967
ببین، اساساً میگه کوچکترین ذَرات
!هنوز معلوم نیست چیه
770
00:53:47,154 --> 00:53:49,900
هامون: مُوجِه، ذَرهست، روحه، جسمه
771
00:53:50,489 --> 00:53:52,551
حالا ببین «دریابندری»* چی میگه
(نجف دریابندری: متفکّر، مترجم و نویسنده)
772
00:53:53,538 --> 00:53:55,782
آشوری»* چی میگه، «عِنایت»* چی میگه»
(داریوشِ آشوری: زبانشناس و مترجم)
(حمیدِ عِنایت: مترجم و پَژوهِشگَر)
773
00:53:55,970 --> 00:53:58,883
!همین دیگه، اصلِ عَدَمِ قَطعیت
774
00:53:59,228 --> 00:54:00,000
ها؟
775
00:54:00,100 --> 00:54:02,949
چیه؟
تو هنوز گِرِفتارِ این فَلسفه و فیزیکی؟
776
00:54:03,136 --> 00:54:06,423
موندی توش مامان جون؟
!عینِ خر توی گِل وامونده مَرتیکه
777
00:54:06,567 --> 00:54:08,247
!جعفری: برو، برو، برو روت رو کم کن
778
00:54:08,520 --> 00:54:09,636
...هامون: پس چرا باید
779
00:54:10,823 --> 00:54:15,630
پاسخِ دکتر مهاجرخان در ساعتِ دَه و سی دقیقه
پایان پذیرفت
780
00:54:15,817 --> 00:54:16,490
...خب
781
00:54:18,163 --> 00:54:19,991
...گفته صنایع
782
00:54:20,855 --> 00:54:22,526
هامون: سرکار خانم وکیلی، سلام علیکم
783
00:54:23,113 --> 00:54:27,139
وکیلی: سلام، کجا هستین آقای هامون
آقای تقوی تا حالا منتظرتون هستن
هامون: حالِ سَرکار؟
784
00:54:28,413 --> 00:54:30,397
(صدای خندهی تقوی)
!وکیلی: آقای هامون
!بفرمایین آقا
785
00:54:30,540 --> 00:54:31,742
هامون: خواهش میکنم
786
00:54:33,059 --> 00:54:35,700
هامون: سلام، قربان
تَقَوی: سلام
787
00:54:35,850 --> 00:54:36,900
Ich rufe Sie nachher an :تقوی به آلمانی
(بعدا با شما تماس میگیرم)
788
00:54:38,270 --> 00:54:41,601
تو کجایی؟ اصلاً معلوم هست؟
!تو که هیچوقت اداره نیستی
789
00:54:41,788 --> 00:54:45,100
دیر میای، غِیبَت داری
...هر وقت هم میفرستن دنبالت
790
00:54:45,250 --> 00:54:47,161
!دو ساعت طول میکِشه تا جِنازه برسه
791
00:54:47,348 --> 00:54:49,900
!تقوی: بِدِش من این گزارش رو
!هامون: بفرمایین
792
00:54:51,734 --> 00:54:53,979
!تقوی: اینکه اِمضا نشده
هامون: واسه اینکه همهش رو نخوندم
793
00:54:54,165 --> 00:54:56,585
تقوی: آخه چرا؟
هامون: گِرِفتار بودم، قربان
794
00:54:56,772 --> 00:54:58,669
!تقوی: گِرِفتار بودم، گِرِفتار بودم
795
00:54:58,857 --> 00:55:02,169
آخه اینم شد حرف، مردِ حسابی؟
!خب، همهمون گِرِفتاریم
796
00:55:02,956 --> 00:55:05,900
اِ، یعنی تو واقعاً نمیدونی که
...این گزارش اِکافه
797
00:55:06,050 --> 00:55:08,532
برای ما چه ارزشی داره؟
چقدر حَساسه؟
798
00:55:08,750 --> 00:55:10,132
Guckst du mich wie’n Auto an! :تقوی به آلمانی
(!اینطوری به من نگاه نکن)
799
00:55:11,148 --> 00:55:13,461
واقعاً نمیدونی که از نظرِ اِقتِصادی یعنی چه؟
800
00:55:15,186 --> 00:55:19,403
یعنی بَهرهگیری از دَستمُزدِ ارزونِ کارگر
در کشورهای جهانِ سوم
801
00:55:19,790 --> 00:55:24,815
دست از این بَدَویتِ* تاریخی
!کَپَکزدهات بَردار، بدبخت
(عقبماندگی)
802
00:55:25,001 --> 00:55:28,072
!تقوی: ببین کُره [جنوبی] کجا داره میره
!اَندونِزی کجا میره
803
00:55:28,259 --> 00:55:29,511
فیلیپین کجا میره؟
804
00:55:29,659 --> 00:55:32,111
تقوی: تایوان کجا داره میره؟
هامون با فریاد: کجا داره میره؟
805
00:55:32,298 --> 00:55:34,543
!هامون: اِ، آخه به چی رسیده؟ اِ
806
00:55:34,729 --> 00:55:39,254
عینِ یه مشت سوسک و مورچه
!دارن توی مُردابِ تِکنیک دست و پا میزنن دیگه
807
00:55:39,941 --> 00:55:42,400
هامون: همهش هم به خاطرِ
!این شکمِ صاحبمُردهست
808
00:55:42,550 --> 00:55:43,878
!راحت لَم دادن
809
00:55:45,456 --> 00:55:49,135
روح و معنویت چی شد، بدبخت؟
810
00:55:49,625 --> 00:55:51,785
به سرِ عشق چی اومد؟
811
00:55:51,971 --> 00:55:54,347
!*تقوی: برو سُراغِ سونیها
(شرکتِ ژاپُنی فَناوَری و سَرگَرمی)
812
00:55:54,553 --> 00:55:56,145
*هیتاچیها
(نام شرکتِ بزرگِ صنعتی ژاپُنی)
813
00:55:56,333 --> 00:55:57,664
*سوزوکیها
(شرکتِ ژاپُنی مشهور در خودروسازی)
814
00:55:57,851 --> 00:55:59,314
!*تقوی: میتسوبیشیها
(از قدیمیترین گروههای صنعتی ژاپن)
815
00:55:59,501 --> 00:56:00,617
!*کونینیکا
(شرکتِ ژاپُنی مشهور در عکاسی و فیلمبرداری)
816
00:56:00,803 --> 00:56:02,048
!*توشیبا
(شرکت چندملیتی ژاپُنی فعال در فَناوَری)
817
00:56:02,236 --> 00:56:05,429
تقوی به ژاپُنی: آکایی یه یوکه، کونیکائه یوکه
نوشتهی روی دیوار: سریع چون باد، آرام چون جنگل)
(سوزان چون آتش و استوار چون کوه
818
00:56:05,579 --> 00:56:06,136
(صدای موسیقی ژاپُنی)
819
00:56:06,236 --> 00:56:09,479
آکایی یه یوکه، کونیکا ئه یوکه
(تظاهرِ تقوی به ژاپُنی حرف زدن)
820
00:56:10,236 --> 00:56:09,949
آکایی یه یوکه، کونیکا ئه یوکه
(تظاهرِ تقوی به ژاپُنی حرف زدن)
821
00:56:10,006 --> 00:56:18,006
(صحبتهای تقوی به ژاپُنی)
(صدای موسیقی ژاپُنی)
822
00:56:20,600 --> 00:56:22,479
死ねぇ! :تقوی
(!بمیر)
823
00:56:22,600 --> 00:56:23,579
!آی
824
00:56:24,000 --> 00:56:40,500
(صدای موسیقی)
825
00:56:40,700 --> 00:57:07,000
(صداهای تقوی)
(صدای موسیقی)
826
00:57:07,900 --> 00:57:12,400
人間 :تقوی به ژاپُنی
(حتی پنجاه سال عُمرِ بَشَر نیز)
(شعر معروفِ ژاپُنی)
827
00:57:13,900 --> 00:57:20,670
五十年
(در برابرِ ابدیتِ این جهان)
828
00:57:22,000 --> 00:57:27,400
下天の内を
(بس ناچیز است)
829
00:57:28,000 --> 00:57:30,470
比ぶれば
(زندگی رویاست، وَهم است)
830
00:57:30,740 --> 00:57:31,474
(صدای زنگِ تلفن)
831
00:57:31,600 --> 00:57:33,774
夢幻の如くなり
(...موهِبَتی است که جاودانه نخواهد ماند)
832
00:57:34,040 --> 00:57:35,074
(صدای زنگِ تلفن)
833
00:57:37,040 --> 00:57:39,874
(تظاهرِ تقوی به ژاپُنی حرف زدن)
834
00:57:41,505 --> 00:57:42,179
!تقوی: بله
835
00:57:44,505 --> 00:57:47,879
Ach, sind Sie das? :تقوی به آلمانی
(آه، تویی؟ بله)
836
00:57:48,146 --> 00:57:50,607
تقوی: کجا آقا؟
هامون: برمیگردم
837
00:57:50,807 --> 00:57:52,607
Natürlich essen wir zusammen :تقوی به آلمانی
(البته که ما با هم غذا میخوریم)
838
00:57:58,606 --> 00:58:01,154
جعفری: خب، چی شد؟ امضاش کردی؟
هامون: نه
839
00:58:01,342 --> 00:58:03,151
جعفری: حالا کجا با این عجله؟
هامون: دادگاه
840
00:58:03,338 --> 00:58:04,600
جعفری: یعنی انقدر جُرمِت زیاده؟
841
00:58:05,898 --> 00:58:07,012
هامون: خداحافظ
842
00:58:10,371 --> 00:58:12,179
هامون: آخ
مُرَبی مَهدِکودَک: سلام، آقای هامون
843
00:58:12,366 --> 00:58:13,363
هامون: حالِ شما؟
844
00:58:13,503 --> 00:58:15,894
(صدای بازی بچهها)
845
00:58:16,194 --> 00:58:19,645
علی: چرا تو پیدات نیست؟
!هامون: آخ جون
846
00:58:19,789 --> 00:58:23,291
!هامون: بیا
علی: اینها چیه؟ پس سهچرخهام کو؟
847
00:58:23,478 --> 00:58:25,678
هامون: آخ! من سهچرخهاش رو
!یادم رفته درست کنم
848
00:58:25,865 --> 00:58:28,717
هامون: بیا، بریم سُراغِ سهچرخه
849
00:58:29,295 --> 00:58:32,320
هامون: توی ماشینه، یه چند دقیقه دستِ ما باشه
مربی: خواهش میکنم، بفرمایین
850
00:58:32,520 --> 00:58:33,999
(صدای بازی بچهها)
851
00:58:34,199 --> 00:58:35,948
هامون: دلم تنگ شده بود، بابا
852
00:58:36,498 --> 00:58:41,652
!مربی: علی جانم
!هامون: عینک رو ول کن، عزیزم
853
00:58:42,229 --> 00:58:43,673
...هامون: خب، حالا این
854
00:58:44,673 --> 00:58:46,240
(صدای بازی بچهها)
855
00:58:46,440 --> 00:58:48,918
علی: میخوای درستش کنی؟
هامون: آره
856
00:58:53,472 --> 00:58:56,583
هامون با لحنِ بچگانه: الآن واسَت
...درستش میکنم
857
00:58:58,029 --> 00:59:00,447
بازی کنی
858
00:59:00,634 --> 00:59:03,311
این رو فقط میخوای از بابا، نه؟ خیلهخُب
859
00:59:03,498 --> 00:59:06,400
علی: درست کردی؟
هامون: الآن درستش میکنم
860
00:59:07,058 --> 00:59:09,800
هامون: الآن درستش میکنم، آره؟
861
00:59:17,865 --> 00:59:20,631
!مهشید: على جون، على
862
00:59:20,817 --> 00:59:22,192
اینجا چیکار میکنی؟
863
00:59:23,986 --> 00:59:27,002
علی: مامان، من سهچرخهام رو میخوام
مهشید: میگیرم برات، پسرم
864
00:59:30,986 --> 00:59:37,402
(صدای ضرب گرفتنِ هامون بر درِ صندوقِ ماشین)
865
00:59:44,102 --> 01:00:20,894
(صدای موسیقی باخ)
866
01:00:21,194 --> 01:00:23,400
!مرد: آقا جون، [قَبضِ جَریمه] میچَسبونن ها
867
01:00:23,700 --> 01:00:37,500
(صدای عبورِ ماشینها)
868
01:00:37,700 --> 01:00:54,250
(صدای عبورِ ماشینها)
(صدای بوقِ ماشینها)
869
01:00:54,618 --> 01:00:57,990
هامون: تکلیفِ مِهر [مهریه] چی میشه؟
دبیری: اون که حقِ زنه، میتونه بگیره
870
01:00:58,134 --> 01:01:02,069
دبیری: نَفَقهاش هم میگیره، جَهاز هم
اگه امضا داده باشه، میگیره
871
01:01:02,257 --> 01:01:04,717
هامون: یعنی تو نمیتونی چیز کنی؟
دبیری: نه
872
01:01:04,905 --> 01:01:05,905
هامون: یه کاری بکنی؟
873
01:01:06,050 --> 01:01:08,615
دبیری: تنها کاری که میشه کرد
اینه که یِهو ندی
874
01:01:09,940 --> 01:01:10,987
قِسطی بِدی
875
01:01:12,935 --> 01:01:14,779
هامون: فکرش رو بکن، محسن
876
01:01:15,365 --> 01:01:19,042
...یهو بعد از 7-8 سال زندگی زَناشویی
877
01:01:19,229 --> 01:01:21,906
!تالاپ، همه چی میافته
878
01:01:22,051 --> 01:01:25,200
عشق به نِفرَت تَبدیل میشه
دوستی به دشمنی
879
01:01:25,300 --> 01:01:26,900
دبیری: تقصیرِ خودته، آقا
880
01:01:27,736 --> 01:01:29,400
گِرِفتاری تو میدونی چیه؟
881
01:01:29,600 --> 01:01:32,107
دبیری: اینه که پایت رو از گِلیمت
بیرون گذاشتی
882
01:01:32,293 --> 01:01:35,405
!گولِ طَبَقهی بالا رو خوردی، دانشمندِ هوشمَند
883
01:01:35,592 --> 01:01:38,922
گولِ یه بورژُوازی* پولپَرَستِ فاسِدی رو خوردی
(طبقهی سرمایهدارِ شهری)
884
01:01:39,629 --> 01:01:41,761
میخواستی پولدار بشی
!خودت رو فروختی
885
01:01:42,147 --> 01:01:44,468
!خودت رو، شَخصیتت رو، آبِروت رو
886
01:01:45,012 --> 01:01:47,324
هامون: 90 درصدش از فَرطِ عشق بود
887
01:01:48,441 --> 01:01:51,834
مهشید دخترِ خوبی بود
با فَک و فامیلش فَرق میکرد
888
01:01:52,651 --> 01:01:55,956
من به پولِ باباش که کاری نداشتم
!خودش برام مهم بود
889
01:01:56,063 --> 01:01:58,020
!ولی برای باباش، پولش مهمتر بود
890
01:01:58,207 --> 01:02:02,231
دبیری: واسه خاطرِ همین هم غَضَب کرد
یه پاپاسی بهتون نداد، انداختتون بیرون
891
01:02:02,417 --> 01:02:05,729
دبیری آواز میخواند: بذار بگم دیوونهاتم
892
01:02:05,865 --> 01:02:08,916
پیرزن: آقا تو رو به خدا انقدر زِرِشک-مِرِشک
...نریز توی این دوغت بخور
893
01:02:09,102 --> 01:02:13,013
پیرزن: شب هِی ناله بکنی
نذاری ما بخوابیم شب تا صبح
!دبیری: برو به کارِت برس
894
01:02:13,399 --> 01:02:14,427
(صدای گربه)
!دبیری: بیا بشین
895
01:02:15,613 --> 01:02:17,900
دبیری: تموم شد، راحت شدی
!پیرزن: همهش مریضداری
896
01:02:18,086 --> 01:02:19,207
...پیرزن: اونوقت میگن چرا
دبیری: راحت شدی
897
01:02:19,346 --> 01:02:21,607
پیرزن: اوشین و پُوشین و مُوشینت* رو غذا میدی؟
!دبیری: نمیمیری که
(اسمِ گربههایش)
898
01:02:21,786 --> 01:02:23,437
پیرزن: همیشه با من دعوا میکنی
...دبیری: تو هم مثلِ سایرین
899
01:02:23,924 --> 01:02:25,700
...دبیری: یه زنِ خوشگل گرفتی
900
01:02:26,200 --> 01:02:27,900
!حالا دیگه نمیخوادت
901
01:02:30,935 --> 01:02:32,221
!میخواستی یه عَنتَرِش رو بگیری
902
01:02:37,316 --> 01:02:38,508
هامون: حالم داره به هم میخوره
903
01:02:38,900 --> 01:02:41,700
(صدای آروغ زدنِ دبیری)
هامون: این مسئلهی طلاق و این حرفها
904
01:02:42,300 --> 01:02:44,200
از نظرِ من بوی مرگ میده
905
01:02:44,695 --> 01:02:46,937
!دبیری: تو من رو داری، غُصهاش رو نخور
906
01:02:48,384 --> 01:02:53,271
هامون: ببین، این ناکِس از قبل
!همهی برنامهها رو چیده بود ها
907
01:02:54,766 --> 01:02:58,077
تا خونه رو به اسمِ خودش کرد
!من رو انداخت بیرون، ببین
908
01:02:58,184 --> 01:03:01,300
دبیری: خب چیکار کنه؟
...یه زنِ تنها با یه بچه
909
01:03:01,450 --> 01:03:03,745
خب یه سَقف میخواد که
!بره زیرش کَپه کنه
910
01:03:04,531 --> 01:03:07,322
هامون: طبقِ قانون، بچه مالِ منه
!دبیری: زِکی
911
01:03:07,467 --> 01:03:10,268
!*دبیری: تو راه نمیتونی بری، نِفْلِه
میخوای بچه نگه داری؟
(بیعُرضه، بدبخت)
912
01:03:11,650 --> 01:03:15,243
!اما من یه فکرِ بِکْری واسه بچهات کردم
913
01:03:15,730 --> 01:03:16,721
هامون: که چی؟
914
01:03:16,771 --> 01:03:20,421
دبیری: تو رو بیمه میکنم
تا بچهات هم بیمه بشه
915
01:03:22,457 --> 01:03:25,000
هامون: ببخشید؟
...دبیری: تو مُمکنه مریض شی
916
01:03:25,843 --> 01:03:27,554
تصادف کنی، جفت پاهات رو از دست بدی
917
01:03:27,703 --> 01:03:29,954
دبیری: یا اصلاً دیوونه شی، ببرنت دیوونهخونه
918
01:03:30,140 --> 01:03:31,900
بچهات تا آخرِ عُمر، بیمه هست
919
01:03:34,004 --> 01:03:35,080
!نفهمیدم
920
01:03:36,004 --> 01:03:37,750
کی بایَس (باید) بِره دیوونهخونه؟
921
01:03:37,867 --> 01:03:39,880
دبیری: مگه من وکیلِ تو نیستم؟
هامون: خب؟
922
01:03:40,167 --> 01:03:42,500
دبیری: مگه نمیخوای زندگی بچهات تَأمین بشه؟
هامون: خب؟
923
01:03:43,033 --> 01:03:46,200
دبیری: خُب، وَظیفهی منه که مُواظبِ تولهات باشم
هامون: چی؟
924
01:03:47,676 --> 01:03:49,400
!هامون: باباش منم
دبیری: بله
925
01:03:49,673 --> 01:03:51,962
هامون: من باباشم! وَظیفهی توئه؟
!دبیری: بله
926
01:03:52,148 --> 01:03:54,308
دبیری: ولی تو ممکنه سِکته کنی
بیُفتی تِلِپی نِفلِه شی
927
01:03:54,408 --> 01:03:56,067
!هامون: خُب هر کسی ممکنه سِکته کنه
928
01:03:56,153 --> 01:03:59,209
هامون: خودِ تو الآن ممکنه ریقِ رَحمَت رو
سر بکِشی، مهشید همین جور
929
01:03:59,354 --> 01:04:02,559
هامون: مهشید چرا نباید بیمهی عمر بشه؟
!دبیری: ای به گورِ پدرِ مهشید! مهشید
930
01:04:02,665 --> 01:04:05,864
دبیری: به من چه که اون چیکار میکنه؟
به من چه که تو چیکار میکنی؟
!هامون: آقا جون، دبیری جون
931
01:04:05,981 --> 01:04:08,100
هامون: من که فعلاً سالمم، نمیخوام هم بمیرم
932
01:04:08,250 --> 01:04:10,277
مگه اینکه بخواین دستی دستی
!من رو به کُشتن بدین
933
01:04:10,465 --> 01:04:12,466
مگه مرگِ تو چه اهمیتی داره؟
934
01:04:12,765 --> 01:04:14,966
مگه مرگِ اون زنیکه چه اهمیتی داره؟
935
01:04:15,153 --> 01:04:17,050
دبیری: مگه مرگِ من چه اهمیتی داره؟
936
01:04:17,236 --> 01:04:18,500
!من به فکرِ اون بچهام
937
01:04:18,800 --> 01:04:21,173
!اون بچه مثلِ یه غُنچه میمونه
!دنیا رو یه جور دیگه میبینه
938
01:04:21,359 --> 01:04:23,647
!هامون: اوه، اوه، نه، نه، نه، نه
!اصلاً اشتباه نکن
939
01:04:23,834 --> 01:04:27,857
هیچ بعید نیست که نگاهش
!از نگاهِ من و تو گُهتر باشه
940
01:04:28,044 --> 01:04:30,765
!هامون: نِمونهاش همین، نِمونهاش همین زن
941
01:04:30,953 --> 01:04:35,715
هامون با بُغض: ببین، ببین چهجوری
به من و بچهام خیانت کرد
942
01:04:36,100 --> 01:04:46,800
(صدای موسیقی باخ)
943
01:04:47,360 --> 01:04:49,993
!صدای هامون: نترس
بذار مهشید عصبانی بشه
944
01:04:51,179 --> 01:04:53,944
!بذار دبیری عصبانی بشه، نترس
945
01:04:54,131 --> 01:04:55,811
!از دشمنت نترس
946
01:04:55,997 --> 01:04:58,500
همهشون دست تو دست هم دادن
تو رو به کُشتن بدن
947
01:04:58,650 --> 01:05:00,759
ولی قبل از هر چیز باید تو رو لختت کنن
948
01:05:00,946 --> 01:05:03,058
مرد: خواهش میکنم مُزاحم نشید
وقت ندارم
949
01:05:04,375 --> 01:05:07,487
!دبیری: دل توی دلم نبود، گفتم نکنه نیای
هامون: چرا نیام؟
950
01:05:08,108 --> 01:05:10,698
!دبیری: گوش کن، از صبح تا حالا پدرم در اومده
هامون: چیکار کردی؟
951
01:05:10,886 --> 01:05:12,603
!دبیری: این اتاق، اون اتاق
952
01:05:13,317 --> 01:05:17,471
یه کاری کنم که از پَرداختِ مهریه و نَفَقه
راحت شی
953
01:05:17,707 --> 01:05:21,474
مگه قبول میکنن؟
!باید به اعصابت مُسَلَط شی
954
01:05:22,791 --> 01:05:24,473
!بیا اینوَر
955
01:05:24,660 --> 01:05:27,601
!باید مواظِبِ اعصابت باشی
!اعصابت رو کُنتُرُل کنی
956
01:05:27,745 --> 01:05:30,700
مهشید ممکنه توی دادگاه
تو رو تَحریک کنه
957
01:05:31,745 --> 01:05:32,772
بخواد تو رو عَصَبانی کنه
958
01:05:32,916 --> 01:05:35,509
!مواظب باش
!مواظب باش هیچیت نشه
959
01:05:36,696 --> 01:05:38,400
!دبیری: کوچکترین عَکسالعَمَلی نداشته باشی
960
01:05:38,550 --> 01:05:39,898
هامون: ول کن، آقا! خواهش میکنم، حوصله ندارم
کارگردان: خواهش میکنم
961
01:05:40,085 --> 01:05:42,300
...مهشید: آقا، یا شما حرفِ من رو متوجه نمیشین
962
01:05:42,450 --> 01:05:45,374
یا باید هر چی شما میگین
کورکورانه من قبول کنم
963
01:05:45,560 --> 01:05:47,285
!حرفِ من سرِ حُقوقِ زنه
964
01:05:47,472 --> 01:05:49,241
دبیری: با اجازهتون
!مشاورِ قَضایی: خواهش میکنم، بفرمایید
965
01:05:49,427 --> 01:05:53,238
مهشید: آقا، مَسئلهی اصلی اینه که
حَقِ طلاق با مَرده. زن حقی داره؟
966
01:05:53,426 --> 01:05:55,889
حَقِ زن توی این جامعه
از همه جَهَت پایمال شده
967
01:05:56,077 --> 01:05:58,500
هیچوقت نمیتونه تصمیم بگیره
!حتی راجِع به طلاقش
968
01:05:58,650 --> 01:06:00,652
اما مرد هر وقت دلش خواست
میتونه طلاق بده
969
01:06:00,769 --> 01:06:01,400
...مشاورِ قضایی: نه خانم، ببینید
970
01:06:01,500 --> 01:06:05,750
مهشید: زن مجبوره همیشه تا آخرِ عمرش
پای یه مردِ عوضی و ناجور بسوزه و بسازه
971
01:06:05,983 --> 01:06:08,056
نه خانم، اینطور نیست. ببینید
972
01:06:08,243 --> 01:06:11,400
در این عقدنامهی شما 14 تا شَرط هست که
973
01:06:11,550 --> 01:06:14,008
...شوهرِ شما به شما وِکالَتِ بِلاعَزْل* داده
(غیرِ قابلِ لَغو)
974
01:06:14,106 --> 01:06:16,302
که اگه این 14 تا شَرط رو
...یکیشون رو اِجرا نکنه
975
01:06:16,506 --> 01:06:18,355
شما میتونید از دادگاه تقاضای طلاق بکنین
976
01:06:18,542 --> 01:06:22,439
مشاورِ قضایی: از جمله مثلاً ببینید جُنونه
مرضِ غیرِ قابلِ عَلاجی داشته باشه
977
01:06:22,627 --> 01:06:24,680
اعتیاد داشته باشه
ندادنِ نَفَقهست
978
01:06:24,830 --> 01:06:27,750
!نَفَقه! همهش که خَرجی نیست، آقا
!همهش پول نیست که
979
01:06:27,867 --> 01:06:29,625
دادگاه هست اینجا
!بِالاَخَره رسیدگی میکنن
980
01:06:29,767 --> 01:06:31,865
اگه شما حَقی داشته باشین
!حَقِ رو به شما خواهند داد
981
01:06:31,982 --> 01:06:35,200
مهشید: ولی در لَحظهی آخر، باز اون مَرده که
باید بیاد امضا کنه و طلاق بده
982
01:06:35,350 --> 01:06:38,400
مشاور قَضایی: نه، در بعضی موارد
...اگر دادگاه تَشخیص بده که حق با شما هست
983
01:06:38,550 --> 01:06:39,821
!ممکنه حُکمِ غیابی هم صادِر کنه
984
01:06:40,008 --> 01:06:42,400
!مهشید: ای بابا! حالا غیاباً یا حضوراً... هر چی
دبیری: دو ساعت زحمت کشیدم تا بتونم این رو بگیرم
985
01:06:42,550 --> 01:06:43,550
!دبیری: امضا کن
هامون: چرا متوجه نیستی؟
مهشید: فرق نمیکنه
986
01:06:43,658 --> 01:06:47,512
!هامون: من هم حرف دارم
!من میگم طلاق نمیدم
!دبیری: هیس! آبروریزی نکن
987
01:06:47,699 --> 01:06:51,510
دبیری: من رو به این شَرط توی دادگاه راه میدن
که من صُلح برقرار کنم
988
01:06:51,697 --> 01:06:53,200
مهشید: کار دارم، من زندگی دارم
دبیری: برای خودت آبروریزی نکن
989
01:06:54,086 --> 01:06:57,850
دبیری: اگه اینجا رو امضا نکنی
!باید نَفَقَه رو بِدی، مِهریه رو بدی
هامون: خیلهخُب
990
01:06:57,967 --> 01:07:01,635
دبیری: بعد به زور میبرنت پزشکی قانونی
!مُعایِنهات کنن ببینن عَنینی یا نه
991
01:07:01,822 --> 01:07:04,633
هامون: عَنین* چیه؟ مُزَخرَفات چیه میگی؟
(مردی که ناتوانی جنسی دارد)
992
01:07:04,820 --> 01:07:08,109
!هامون: اصلاً آقا، منم که شاکیام
!به من ظُلم شده
993
01:07:08,296 --> 01:07:10,707
...هامون: آقای رئیس، این خانم، این آقا
مشاورِ قضایی: آقا، آرام باشید
994
01:07:10,826 --> 01:07:12,177
...هامون: فَک و فامیلهاشون
مشاورِ قضایی: آقا آرام باشید، دادگاه هست
995
01:07:12,324 --> 01:07:14,367
دست به دست همدیگه دادن که
!من رو نابود کنن
996
01:07:14,553 --> 01:07:17,400
پاسِبان گذاشته سرِ محل که
!من رو دَستگیر کنن
997
01:07:17,553 --> 01:07:19,216
هامون: انگار من جِنایَت کردم
!دبیری: آبروریزی نکن
998
01:07:19,352 --> 01:07:22,505
!حالا هم باید نَفَقِهاش رو بدم
!هم خونه رو بدم! هم مِهریه رو بدم
999
01:07:22,620 --> 01:07:25,413
!هم بچهام رو بدم! هم عُمرم رو بدم
!هم شَرَفَم رو بدم
1000
01:07:25,529 --> 01:07:27,445
هامون: چرا؟ چرا من نمیتونم طلاق بدم؟
!مرد: آقا، ساکت! بیا کنار ببینم، آقا
1001
01:07:27,633 --> 01:07:29,550
مشاورِ قَضایی: آرام باشید، بابا جون
!دادگاه رسیدگی میکنه
...هامون: نمیتونم این
1002
01:07:29,700 --> 01:07:32,389
این زن سَهمِ منه، حَقِ منه، عشقِ منه
1003
01:07:32,496 --> 01:07:35,374
!هامون: من طلاق نمیدم، طلاق نمیدم
!دبیری: بیا اِمضا کن، کَلَک رو بکَن
1004
01:07:35,482 --> 01:07:36,701
!هامون: برو بابا
1005
01:07:36,889 --> 01:07:41,047
!هامون: طلاق نمیدم، آقا جان
مرد: آقا، دادگاهست، دادگاهست
!سر و صدا نکنید
1006
01:07:42,747 --> 01:07:54,547
(صدای موسیقی باخ)
1007
01:07:54,878 --> 01:07:55,982
صدای هامون: کجا میری؟
1008
01:07:57,269 --> 01:07:59,700
باید برم یه جای با صَفا کنارِ رودخونه
1009
01:08:00,787 --> 01:08:04,342
باید افکارم رو مُتِمَرکِز کنم
!ببینم چه خاکی باید به سرم بریزم
1010
01:08:04,942 --> 01:08:10,504
(صدای موسیقی باخ)
1011
01:08:10,704 --> 01:08:13,600
!هامون: علی! علی! علی! علی
1012
01:08:13,868 --> 01:08:16,549
!علی! علی! علی
1013
01:08:16,693 --> 01:08:17,900
!هامون: ای وای
1014
01:08:18,778 --> 01:08:19,560
!هامون با فریاد: علی
1015
01:08:20,646 --> 01:08:22,545
!علی
!علی
1016
01:08:25,210 --> 01:08:27,800
!هامون با فریاد: علی
!علی
1017
01:08:28,859 --> 01:08:31,018
آخ، یعنی دیدمت علی؟
1018
01:08:31,318 --> 01:09:12,490
(صدای موسیقی باخ)
1019
01:09:12,790 --> 01:09:13,900
!هامون: اوخ... اوخ... اوخ
1020
01:09:14,100 --> 01:09:15,900
(صدای موسیقی باخ)
1021
01:09:16,181 --> 01:09:17,040
!هامون: اِ... اِ
1022
01:09:18,381 --> 01:09:18,977
!هامون: اَه
1023
01:09:19,001 --> 01:09:24,080
(صدای گاز دادنِ ماشین)
1024
01:09:25,392 --> 01:09:26,465
!علی
1025
01:09:43,392 --> 01:09:50,100
(صدای رودخانه)
1026
01:09:50,334 --> 01:09:52,972
صدای هامون: ای علی عابدینی
ای بچه محلِ صَمیمی
1027
01:09:53,160 --> 01:09:55,900
استادِ من، آقای من، چرا باز غِیبِت زد؟
1028
01:09:57,591 --> 01:10:01,629
کِی بودش؟ 8 سالِ پیش بود
یا شاید 10 سالِ پیش بود که یهو غِیبِت زد
1029
01:10:02,041 --> 01:10:04,500
هامون: نه اصلاً اینجوری قبول نیست
صدای هامون: نمیدونم واسه چی؟
1030
01:10:04,700 --> 01:10:07,400
صدای هامون: وقتی هم باز اومدی، خونوادهات نبودن
1031
01:10:07,600 --> 01:10:09,006
!باز نمیدونم واسه چی
1032
01:10:09,193 --> 01:10:12,309
!علی: بَستِگی داره که کی میخواد چطوری ببینه
هامون: خب مثلاً من
1033
01:10:12,453 --> 01:10:15,900
*علی: آخه تو با این عقلِ مَعاشی
!که داری اصلاً نمیتونی ببینی
(زندگی روزمَره)
1034
01:10:16,493 --> 01:10:19,131
صدای هامون: همهی دنیا رو گَشتی پِیشون
نرسیدی بهشون
1035
01:10:20,317 --> 01:10:24,693
وقتی پیدات شد و برگشتی خونه
مونِسِت تنهایی بود و اِنتِظار
1036
01:10:25,879 --> 01:10:28,300
!آخ که چه زَجری تو کشیدی علی جون
1037
01:10:28,500 --> 01:10:29,387
(صدای امواجِ دریا)
1038
01:10:29,487 --> 01:10:31,862
صدای هامون: توی همون تنهاییهات بود که
به راهت رسیدی
1039
01:10:33,049 --> 01:10:34,400
...*به لائوتْسِه*، به بودایت
(لائوتْسِه: فیلسوفِ چینِ باستان)
(بودا: فیلسوف و بنیانگذارِ دینِ بودایی)
1040
01:10:34,550 --> 01:10:36,634
به علی و حَلاجت*، به حافِظِت
(حلاج: عارف و صوفی ایرانی که اعدام شد)
1041
01:10:38,009 --> 01:10:41,858
!روستایی: خدا را شکر، آب اومد، آب اومد
!روستایی دیگر: خدا را شکر
1042
01:10:42,100 --> 01:10:43,800
(صدای گفتگو و شادی روستاییان)
1043
01:10:44,044 --> 01:10:46,900
صدای هامون: توی دِهات چاه زدی
حرف از کار زدی
1044
01:10:47,433 --> 01:10:51,074
!کار برای کار
!نه برای غایَت (هدف) و نَهایَتِش
1045
01:10:51,561 --> 01:10:54,024
مثلِ همین بیل زدنها
آتیش روشن کردنها
1046
01:10:57,561 --> 01:11:03,024
(صدای آب)
1047
01:11:05,336 --> 01:11:08,233
صدای هامون: آتیش، آتیش چه خوبه
حالا هم تَنگِ غروبه
1048
01:11:08,383 --> 01:11:10,233
چیزی به شب نمونده، به سوزِ تب نمونده
1049
01:11:10,420 --> 01:11:13,188
صدای هامون: به جُستن و واجُستن
به حوضِ نقره جِستَن
هامون: بابا این رو الان بارون خاموش میکنه
1050
01:11:13,320 --> 01:11:14,788
علی: رَگباره، میره از بین میره
1051
01:11:14,945 --> 01:11:17,271
علی: بشین راحت خودت رو گرم کن
صدای هامون: اینجوری بود که جِستی
...توی حوضِ نقرهات
1052
01:11:17,435 --> 01:11:20,271
صدای هامون: و به خودت و خدای خودت رسیدی کاکو
1053
01:11:20,458 --> 01:11:22,269
!علی: بیا، کتابها رو بگیر بخون
1054
01:11:26,455 --> 01:11:29,200
Zen and the Art of بیا
Motorcycle Maintenance
1055
01:11:29,453 --> 01:11:33,289
«آه، «ذِن* و هنرِ نگهداری از موتورسیکلت
(مکتبِ فکری در بودیسم با تأکید بر حضور در لحظه)
1056
01:11:33,477 --> 01:11:35,600
...این همینه که دچارِ مَسئلهی کِیفیته
1057
01:11:35,700 --> 01:11:38,100
...و میگه از طَریقِ پَرداختنِ به موتورسیکلِت
1058
01:11:38,400 --> 01:11:40,347
میتونی به عُروجِ* عرفانی برسی
(اوج)
1059
01:11:40,533 --> 01:11:43,300
!هامون: آه، این میخوامش
علی: بخونش، واسه مِزاجِت خوبه
1060
01:11:47,703 --> 01:11:49,284
هامون: از زن و بچه چه خبر؟
1061
01:11:50,701 --> 01:11:53,291
!علی: والله هیچی
ولی بِالاَخَره اِنشاالله پیداشون میشه
1062
01:11:54,177 --> 01:11:55,900
هامون: پس هنوز هم خوشبینی
1063
01:11:57,350 --> 01:11:59,000
!خوشبین، اُمیدوار
1064
01:11:59,828 --> 01:12:01,334
علی: بدبخت، نااُمید
1065
01:12:02,825 --> 01:12:04,984
چه فرقی میکنه دیگه؟
!از ما گذشته
1066
01:12:17,557 --> 01:12:18,600
*هامون: هَخامَنِشیان
(اولین شاهنشاهی ایرانِ باستان)
1067
01:12:18,800 --> 01:12:20,700
(صدای سهتار)
1068
01:12:20,902 --> 01:12:22,278
*هامون: ساسانیان
(آخرین شاهنشاهیِ ایرانِ باستان)
1069
01:12:24,812 --> 01:12:25,843
*طاهِریان
(اولین حکومتِ ایرانی پس از اسلام)
1070
01:12:30,331 --> 01:12:31,356
*صَفاریان
(نخستین حکومتِ ایرانی مردمی)
1071
01:12:32,200 --> 01:12:33,577
*سَلجوقیان
(تُرکتبارانِ حاکم بر ایران)
1072
01:12:33,807 --> 01:12:36,402
(صدای سهتار)
1073
01:12:36,632 --> 01:12:37,722
*صَفَویه
(نخستین دولتِ شیعهمذهبِ ایران)
1074
01:12:37,922 --> 01:12:39,800
(صدای سهتار)
1075
01:12:40,064 --> 01:12:43,616
!قاجاریه
اِ، چرا انقدر کوچولو شد؟
(اشاره به از دست دادنِ بخشِ زیادی از ایران در آن زمان)
1076
01:12:43,916 --> 01:12:55,916
(صدای سهتار)
1077
01:12:56,732 --> 01:12:58,632
(صدای زنگِ آسانسور)
1078
01:13:02,791 --> 01:13:07,000
هامون: خب، علی عابدینی کجایی؟
کجایی؟ علی عابدینی؟
1079
01:13:07,832 --> 01:13:09,470
!هامون: گوشی، گوشی، گوشی، گوشی
!منشی: بهم زنگ بزن
1080
01:13:09,656 --> 01:13:12,773
منشی: آقای هامون، شما کجا هستین؟
آقای سلیمی دنبالتون میگردن
هامون: حالِ شما؟ حالِ شما؟
1081
01:13:12,959 --> 01:13:14,163
!منشی: آقای مهندس سلیمی
1082
01:13:16,175 --> 01:13:17,378
!آقای مهندس سلیمی
1083
01:13:17,600 --> 01:13:18,500
(صدای شماره گرفتن)
1084
01:13:18,665 --> 01:13:19,767
!هامون: علی جونی
1085
01:13:21,007 --> 01:13:22,549
!آخ... نُچ
1086
01:13:23,735 --> 01:13:25,721
سلیمی: هامون، هامون، هامون
هامون: سلام
سلیمی: کجایی تو؟
1087
01:13:25,909 --> 01:13:28,067
...سلیمی: تا 5 دقیقهی دیگه تا 5 دقیقهی دیگه
1088
01:13:28,229 --> 01:13:30,067
این ژاپُنیها برای یه قراردادِ بزرگ سَر میرسن
1089
01:13:30,253 --> 01:13:31,621
سلیمی: من باید اینجا باشم بیخِ خِرِشون رو
هامون: سلام قربان
1090
01:13:31,773 --> 01:13:34,021
سلیمی: بچسبم و همین امروز کار رو خاتمه بدم
هامون: ببین من میخوام یک تلفن کنم
1091
01:13:34,208 --> 01:13:37,063
سلیمی: «نیامی» هم که اونجا مشغولِ
چَک و چونه زدن با هندیهاست
!میمونی فقط تو
1092
01:13:37,208 --> 01:13:38,150
هامون: که چیکار کنم؟
1093
01:13:38,174 --> 01:13:39,000
سلیمی: مگه بهت نگفت؟
هامون: کی؟
1094
01:13:39,606 --> 01:13:42,024
سلیمی: دکتر سروش از مَرکزِ توانبَخشی تلفن زده
!هامون: زنگ زدن، من نیستم
1095
01:13:42,210 --> 01:13:45,300
سلیمی: مُشتاقانه خواهانِ دستگاههای خونسنجِ
*اِسپِکتروفِتومِتری و سانتِرفیوژِه
(ابزارِ بررسی تَرکیبِ خون و جداسازی اجزایش)
1096
01:13:45,450 --> 01:13:47,058
20 تا میخواد
تا 50 تا هم ممکنه برسه
1097
01:13:47,202 --> 01:13:49,315
!سلیمی: چرا نمیای؟ راه بیُفت
هامون: چی؟ کجا؟
1098
01:13:49,502 --> 01:13:51,702
سلیمی: مرکزِ تَوانبَخشی
!هامون: بابا من نمیتونم
1099
01:13:51,889 --> 01:13:55,391
...سلیمی: خیابونِ ژاله، از پشتِ میدون
هامون: من دارم از دادگاه میام
میگم دارم از دادگاه میام
1100
01:13:55,535 --> 01:13:57,735
سلیمی: دادگاه؟ به چه جُرمی؟
هامون: زنم داره طلاق میگیره
1101
01:13:57,922 --> 01:14:00,199
سلیمی: طلاقش دادی؟
هامون؛ نه بابا! مگه میتونم؟
1102
01:14:00,699 --> 01:14:04,028
دعوام شد، از دادگاه زدم بیرون
بعد تصادف کردم
1103
01:14:04,215 --> 01:14:06,762
هامون: داشتم میافتادم توی مُرداب
سلیمی: توی مُرداب؟
1104
01:14:06,949 --> 01:14:10,711
هامون: ببين، من اصلاً الان نمیتونم نفس بکشم
...بذار من دو دقیقه
!سلیمی: دِ... اذیتم نکن دیگه
1105
01:14:10,869 --> 01:14:11,811
!سلیمی: راه بیُفت
1106
01:14:11,897 --> 01:14:15,270
امروز این دستگاهها باید
بشن *Present به دکتر سروش
(معرفی)
1107
01:14:15,456 --> 01:14:17,570
!و هیچکس جُز تو نیست، توئی
1108
01:14:17,756 --> 01:14:19,950
!و این فقط تو بودی، تو، تو
1109
01:14:20,056 --> 01:14:22,691
سلیمی: که در اون جلسه از مَرغوبیتِ
این دَستگاهها دَم زدی
هامون: خب
1110
01:14:22,878 --> 01:14:25,381
تعریف کردی، ذوقزده شدی
!خیال کردی اسباببازیه
1111
01:14:25,568 --> 01:14:27,500
حالا 500 تا از این دستگاهها
مونده روی دستمون
1112
01:14:27,600 --> 01:14:28,824
!توی انبار داره خاک میخوره
1113
01:14:28,967 --> 01:14:31,200
هامون: خیلهخُب، اگه 500 تا مونده
من رَدِش میکنم
1114
01:14:31,300 --> 01:14:32,300
سلیمی: راست میگی؟
1115
01:14:32,730 --> 01:14:34,366
...هامون: قول میدم هر 500 تا رو واسَت
سلیمی: جونِ من راست میگی؟
1116
01:14:34,553 --> 01:14:36,015
هامون: آره، جونِ تو راست میگم
سلیمی: جونِ من میتونی؟
1117
01:14:36,159 --> 01:14:38,749
هامون: آره، هر 500 تا رو رَد میکنم
سلیمی: خب بگو ببینم، بگو ببینم
شیوهی بَرخوردِمون چیه؟
1118
01:14:38,936 --> 01:14:39,964
هامون: شیوهی بَرخوردِمون چیه؟
سلیمی: چیه؟
1119
01:14:40,151 --> 01:14:42,829
هامون: چیه؟
!سلیمی: مَقاماتِ پنجگانه
1120
01:14:43,016 --> 01:14:47,560
هامون: مَقاماتِ پنجگانه، سِیر و سُلوکِ عارفانه
در جهتِ فروش و مُعامِله
سلیمی: که چیه؟ که چیه؟
1121
01:14:47,747 --> 01:14:50,400
سلیمی: این شِر و وِرها چیه؟
!خانمِ لشگَری، لطفاً مَقامِ اول رو توضیح بدین
1122
01:14:50,500 --> 01:14:51,787
نیازِ خریدار و جَلبِ توجه
1123
01:14:52,174 --> 01:14:55,500
هامون: آقا جون، من مدیرِ نمایش و تبلیغاتم
!فروشنده که نیستم
1124
01:14:55,650 --> 01:14:56,601
!سلیمی: اینجا همه فروشندهاَن
1125
01:14:56,687 --> 01:14:58,600
!این کاتالوگ
!دستگاه رو هم که بلدی راه بندازی
1126
01:14:58,750 --> 01:15:01,838
پس یادت باشه که
به اِعتِراضِ طرف، خوب توجه کنی
1127
01:15:02,026 --> 01:15:06,743
حرفِ طرف که تموم شد، اونوقت اِعتِراضِ
اون رو براش تِکرار میکنی تا خودش هم بشنوه
1128
01:15:06,930 --> 01:15:08,700
اگر خواست بیشتر اِعتِراض کنه
میذاریم اِعتِراض کنه
1129
01:15:08,850 --> 01:15:12,690
سلیمی: بذار انقدر اِعتِراض کنه
!تا از نفس بیُفته
1130
01:15:12,876 --> 01:15:14,425
...هامون: خِ
...سلیمی: و بعد ما شروع میکنیم
1131
01:15:14,612 --> 01:15:17,400
*Very interesting و اول از همه میگیم
(خیلی جالبه)
1132
01:15:17,550 --> 01:15:21,000
چقدر جالبه که آقای فِلانی و فِلانی
هم همین چیزها رو میپرسیدن
1133
01:15:21,100 --> 01:15:24,000
و بعد یکی یکی با اِرائهی مَدرَک و دلیل و مَنطِق
1134
01:15:24,100 --> 01:15:27,055
نشون میدیم که چقدر از شناختِ دستگاه غافِلَن
1135
01:15:27,199 --> 01:15:30,100
!مهندس سلیمی، مهندس سلیمی
از پایین زنگ زدن، ژاپُنیها دارن میان بالا
1136
01:15:30,200 --> 01:15:31,154
سلیمی: آه، آمدن؟
1137
01:15:39,481 --> 01:15:42,240
!تو به گورِ پدرِ منِ مادرمُرده خندیدی
1138
01:15:46,209 --> 01:15:49,797
!تَقصیرِ خودته! تَقصیرِ خودته
1139
01:15:50,678 --> 01:15:51,800
!بِکِش
1140
01:15:55,062 --> 01:15:56,016
!دِ بِکِش
1141
01:15:57,883 --> 01:16:12,483
(گفتگوی افراد به ژاپُنی)
1142
01:16:12,683 --> 01:16:13,953
どうも、おはようございます。:سلیمی به ژاپُنی
(سلام، خوش آمدید)
1143
01:16:14,083 --> 01:16:15,453
どうも、はじめまして。:ژاپُنیها
(سلام، از آشنایی با شما خوشبختم)
1144
01:16:15,586 --> 01:16:16,900
あぁ、初めまして。:سلیمی به ژاپُنی
(آه، آز آشنایی با شما خوشبختم)
1145
01:16:17,110 --> 01:16:21,200
سلیمی: اِ، تو که هنوز اینجا نشستی
!بلند شو ببینم
1146
01:16:21,711 --> 01:16:24,519
این سُرَنگ، این ماژیک
1147
01:16:24,706 --> 01:16:26,300
!صبر کن، ببینم
1148
01:16:27,049 --> 01:16:28,710
این اِسپِکتروفِتومِتری
1149
01:16:29,871 --> 01:16:31,591
این سانتِرفیوژ
1150
01:16:33,255 --> 01:16:36,151
!اینم خِرت و پِرتهات
!یاالله راه بیُفت! برو بینم
1151
01:16:36,337 --> 01:16:39,752
سلیمی: یادت باشه با قلمِ ماژیکِ سیاه
!دُرُشت ارقام رو روی کاغذ بنویسی
1152
01:16:39,939 --> 01:16:41,957
!سلیمی: برو به امانِ خدا
منشی: مواظب باشین، آقای هامون
1153
01:16:43,672 --> 01:16:44,572
!منشی: اِ
1154
01:16:47,101 --> 01:16:50,363
*منم، آری منم که از اینگونه تلخ میگِریَم
(شعری از احمد شاملو)
1155
01:16:52,439 --> 01:16:55,706
هامون: اینک زایشِ من از پسِ دردی چهل ساله
1156
01:16:58,038 --> 01:17:00,933
*در نگرانی این نیمروزِ تَفتِه
(ظهرِ بسیار گرم)
1157
01:17:01,120 --> 01:17:03,900
در دامانِ تو که
اطمینان است و پَذیرِش است
1158
01:17:04,300 --> 01:17:06,300
که نَوازِش و بَخشِش است
1159
01:17:06,805 --> 01:17:10,872
هامون: در نگرانی این لحظهی یَأس که
سایهها دراز میشوند
1160
01:17:11,058 --> 01:17:15,400
(صدای بوقِ آسانسور)
و شب با قدمهای کوتاه دَره را میاَنبارَد
1161
01:17:15,550 --> 01:17:17,469
...هامون: ای کاش که دستِ تو پذیرشِ
1162
01:17:17,777 --> 01:17:23,141
(صدای موسیقی باخ)
1163
01:17:23,341 --> 01:17:26,236
هامون با صدای سلیمی: شیوهی برخوردمون چیه؟
هامون: شیوهی برخوردمون چیه؟
1164
01:17:26,422 --> 01:17:28,015
هامون با ادای صدای سلیمی: چیه؟
هامون: چیه؟
1165
01:17:28,203 --> 01:17:29,900
هامون با صدای سلیمی: مقاماتِ پنجگانه
1166
01:17:30,203 --> 01:17:33,495
(صدای موسیقی باخ)
1167
01:17:33,777 --> 01:17:34,741
هِه ها
1168
01:17:36,795 --> 01:17:39,294
هامون با صدای سلیمی: *Very interesting
(خیلی جالبه)
1169
01:17:40,138 --> 01:17:43,600
!تو بودی! تو بودی! تو! تو
1170
01:17:43,800 --> 01:17:45,200
!تو! تو بودی
1171
01:17:45,400 --> 01:17:52,895
(صدای موسیقی باخ)
1172
01:17:53,679 --> 01:17:55,000
!دکتر سروش: اوه، مایْنِس
1173
01:17:56,022 --> 01:17:58,070
اینم که اسپکتروفتومتری
1174
01:17:58,222 --> 01:18:00,870
Workhorse این رو بهش میگن
اسبِ آزمایشگاه
1175
01:18:01,057 --> 01:18:05,123
تمامِ تَرکیباتِ اُرگانیک و غیرِ اُرگانیک رو
آنالایْز* میکنه، دقتِ عمل حرف نداره
(تَحلیل و بررسی)
1176
01:18:05,310 --> 01:18:09,200
دکتر سروش: خاک، خون، غذا، دارو، همه چیز
هامون: این دو تاست
1177
01:18:09,998 --> 01:18:11,911
هامون: این دو تا دستگاه هست
!دکتر سروش: این یکیه
1178
01:18:12,298 --> 01:18:14,000
...دو تا
یکیه ولی دو تاست
1179
01:18:14,150 --> 01:18:15,670
هامون: در واقع 18 تاست
1180
01:18:15,856 --> 01:18:16,660
یعنی چی؟
1181
01:18:16,780 --> 01:18:19,700
هامون: یعنی 18 آزمایشِ مختلفِ خون رو
در آنِ واحد (همزمان) انجام میده
1182
01:18:20,154 --> 01:18:21,790
!بله، یه چیزِ عَجیبیه
1183
01:18:21,976 --> 01:18:24,400
10 هزار دور در دقیقه کارآیی داره
1184
01:18:24,550 --> 01:18:26,651
هامون: یعنی یه مینیلابراتوارِ* کامله دیگه
(آزمایشگاهِ کوچک)
1185
01:18:26,837 --> 01:18:29,436
دکتر سروش: خُب، خُب... قیمت؟
1186
01:18:30,874 --> 01:18:33,899
هامون: ما با هم کنار میایم
دکتر سروش: بِالاَخَره چند؟
1187
01:18:34,085 --> 01:18:36,020
هامون: ارزونه، مناسبه
1188
01:18:37,731 --> 01:18:38,600
دکتر سروش: نمیخوای بگی؟
1189
01:18:38,931 --> 01:18:42,143
چرا، میخوام بگم
!ولی میترسم از ترس، زرد کنین ها
1190
01:18:43,720 --> 01:18:45,908
دکتر سروش: بفرما
هامون: ببخشید
1191
01:18:46,151 --> 01:18:48,950
دکتر سروش: بنویس، ببینیم چنده
هامون: عَرض شود خدمتِ شما که
1192
01:18:50,230 --> 01:18:51,400
(صدای نوشتن با ماژیک)
...هامون: این قُربان
1193
01:18:52,011 --> 01:18:56,231
قیمتِ تمام شدهی ماست با 10 درصد سود
1194
01:18:56,500 --> 01:18:58,300
(صدای سوت زدنِ دکتر سروش)
1195
01:18:58,651 --> 01:19:01,545
!دکتر سروش: گرون، گرون، گرون، سَرسامآوَر
!پرستار: آقای دکتر
!هامون: گرون؟ اصلاً نه
1196
01:19:01,732 --> 01:19:03,846
!دکتر سروش: سَرسامآوَرِه
هامون: نه، نه اصلاً سود نداره واسه ما، قربان
!پرستار: دکتر
1197
01:19:04,033 --> 01:19:06,300
دکتر سروش: عزيزِ من، Mistral*، قیمت چی؟
(مارکِ تَجهیزاتِ پزشکی)
1198
01:19:06,450 --> 01:19:07,708
(صدای زنگِ تلفن)
!هامون: میشناسم این رو
!دکتر سروش: نصفِ اون
1199
01:19:07,894 --> 01:19:09,100
(صدای زنگِ تلفن)
...دکتر سروش: کار
!هامون: این رو بندازینش دور
1200
01:19:09,250 --> 01:19:10,946
دکتر سروش: آه، دوست دارم بری
!کار رو ببینی، چه کار کرده
...هامون: نه، این اصلاً
1201
01:19:11,083 --> 01:19:13,500
هامون: یه چیز دَکَلیه
دکتر سروش: قابلِ مُقایسه نیست
1202
01:19:13,650 --> 01:19:14,492
هامون: واردکنندهاش خودِ ما هستیم
...پرستار: آقای دکتر، ببخشید
1203
01:19:14,580 --> 01:19:17,600
پرستار: مریضِ تصادفی که دیشب
...ماشین از روش رَد شده بود
!دکتر سروش: الو، جانم؟
1204
01:19:17,750 --> 01:19:18,750
!پرستار: تَبش هیچ جوری قَطع نمیشه
1205
01:19:18,875 --> 01:19:21,536
!دکتر سروش: الو؟ کدوم مریض؟ الو
پرستار: همون مریض که ماشین از رانِش رَد شده
1206
01:19:21,703 --> 01:19:24,809
پرستار: دکتر، مُتِأَسِفانه تب نَواسانه
سیوهشت و نیم، سیونه، چهل [دَرَجه]
1207
01:19:24,996 --> 01:19:26,892
پرستار: هیچ جور پایین نمیاد
دکتر سروش: چیکار کردین براش؟
1208
01:19:27,079 --> 01:19:29,400
پرستار: کارهای اولیه رو انجام دادیم
پاشویه کردیم
1209
01:19:29,550 --> 01:19:30,500
!دکتر سروش: آقا جان
هامون: چی شده، آقای دکتر؟
1210
01:19:30,600 --> 01:19:31,594
دکتر سروش: آقا جان
هامون: بله
1211
01:19:31,722 --> 01:19:34,660
دکتر سروش: اون دستگاههای شما گِرانه
!به دردِ ما نمیخوره
1212
01:19:34,847 --> 01:19:36,300
هامون: ما حرف میزنیم، آقای دکتر
1213
01:19:36,450 --> 01:19:37,408
!هامون: آقای دکتر، یه دقیقه خواهش میکنم
پرستار: دکتر، پاشویه شده
1214
01:19:37,496 --> 01:19:38,900
...هامون: آقای دکتر، آقا
1215
01:19:42,747 --> 01:19:45,815
هامون زیرِ لب: دیر شده، دیر شده
1216
01:19:46,218 --> 01:19:49,548
پرستار: اِ، چرا بَساطِت رو جمع میکنی؟
هامون: برای اینکه نخواست
1217
01:19:49,735 --> 01:19:51,674
پرستار: چیچی رو نخواست؟
کِی گفت نمیخوام؟
1218
01:19:51,861 --> 01:19:56,101
!گفت فقط گرونه
اصلاً چرا باهاش جَر و بحث میکنی؟
1219
01:19:56,288 --> 01:19:59,487
بهتره دستگاهت رو راهش بندازی
و نشون بدی طَرزِ کارش رو
1220
01:19:59,673 --> 01:20:03,219
قِلِقِ دکتر دستم اومده! از دستگاه خیلی
!خوشش اومده، زودتر راهش بنداز
1221
01:20:03,406 --> 01:20:04,350
هامون: جِدی؟
1222
01:20:04,450 --> 01:20:07,036
!آره، سر به سرت میذاره
!قیمتش هم اینقدرها گرون نیست
1223
01:20:12,476 --> 01:20:17,541
صدای پِیجِرِ بیمارستان: آقای عِیوَضزاده، 262
آقای عِیوَضزاده، 262
1224
01:20:30,792 --> 01:20:33,252
هامون: خانم، ممکنه خواهش کنم
یه قَطره خونِتون رو به من بدین؟
!پرستار: نه، نه، نه
1225
01:20:33,442 --> 01:20:35,121
هامون: چیزی نیست، واسه آزمایش میخوام
!پرستار: نه، نه
1226
01:20:35,308 --> 01:20:36,511
!هامون: فقط یه قَطره
!پرستار: انگار دیوونه شده
1227
01:20:38,008 --> 01:20:40,811
(صدای پِیجِرِ بیمارستان)
1228
01:20:47,208 --> 01:20:49,539
دکتر سروش: ماشینه بابا، ماشینِ کامله
بیمارِ تَوانخواه: بله، بله
1229
01:20:49,726 --> 01:20:53,534
دکتر سروش: خوب اونوقت راحتی توی رانندگیش؟
سرِ پیچ؟
بیمارِ تَوانخواه: بله، خیلی راحته
1230
01:20:53,721 --> 01:20:56,488
دکتر سروش: این چهجوری دور میزنی باهاش؟
بیمارِ تَوانخواه: راحته، بله
1231
01:20:56,674 --> 01:20:58,224
هامون: ببخشید، خانم
پرستار: خواهش میکنم
1232
01:20:58,411 --> 01:21:00,100
...ممکنه از هَمکارهاتون خواهش کنین
1233
01:21:00,250 --> 01:21:03,045
یه چند قَطره خون
برای آزمایشِ دستگاه به من بِدَن؟
1234
01:21:03,231 --> 01:21:04,900
پرستار: چرا از خودشون سؤال نمیکنین؟
1235
01:21:05,532 --> 01:21:07,909
(صدای بوق)
...دکتر سروش: اینم که، اوه
1236
01:21:08,225 --> 01:21:11,816
دکتر سروش: بوقِ ماشین، سرِ پیچ خودت رو
راحت میتونی بکِشی کنار؟
بیمارِ تَوانخواه: بله، بله، خیلی راحته
1237
01:21:12,003 --> 01:21:13,700
دکتر سروش: رانندگیش لابد خیلی کِیف داره؟ ها؟
بیمارِ تَوانخواه: بله
1238
01:21:13,850 --> 01:21:15,300
بیمارِ تَوانخواه: میخواین خودتون هم
امتحان کنید، آقای دکتر
1239
01:21:15,456 --> 01:21:16,090
دکتر سروش: کی؟ من؟
1240
01:21:16,140 --> 01:21:18,331
بله، آقای دکتر، اشکالی نداره
شما خودتون امتحان کنید
1241
01:21:18,517 --> 01:21:21,284
پرستار: نترسید، مسئلهای نیست
فیزوتِراپ: بفرمایید آقای دکتر، امتحان کنید
1242
01:21:21,471 --> 01:21:23,066
دکتر سروش: یه دور میزنیم، یه دور میزنیم
1243
01:21:26,725 --> 01:21:30,098
هامون: آقا ببخشید، ممکنه چند لحظه
خواهش کنم به حرفِ من گوش کنید؟
پرستار: بله، بفرمایید
1244
01:21:30,286 --> 01:21:33,928
...هامون: ببین آقا، من برای
!پرستار: من خون-مون نمیدم ها
صبح خون دادم، دیگه نمیتونم بدم
1245
01:21:34,206 --> 01:21:34,918
...آ
1246
01:21:35,018 --> 01:21:39,262
(صدای خندههای دکتر سروش)
1247
01:21:39,462 --> 01:21:46,084
(صدای بوقِ ویلچِر)
(صدای خندهی جَمعیت)
(صدای خندههای دکتر سروش)
1248
01:21:46,484 --> 01:21:48,076
!پرستارِ زن: آقای دکتر، وایسین
1249
01:21:48,376 --> 01:22:02,842
(صدای گفتگوی کارکُنانِ بیمارستان)
1250
01:22:03,842 --> 01:22:11,842
(صدای چِکچِکِ آب)
1251
01:22:13,842 --> 01:22:15,825
!صدای بلندگوی بیمارستان: خانم داوودی، مَرکَز
1252
01:22:21,842 --> 01:22:58,842
(صدای شُرشُرِ آب)
1253
01:22:59,482 --> 01:23:00,684
!آه
1254
01:23:02,784 --> 01:23:04,684
(صدای نفسِ عمیقِ هامون)
1255
01:23:05,775 --> 01:23:07,540
!عَزاداران: وای، وای، حسین وای
1256
01:23:07,975 --> 01:23:09,740
!عَزاداران: وای، وای، حسین وای
1257
01:23:09,950 --> 01:23:12,200
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1258
01:23:12,400 --> 01:23:16,500
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1259
01:23:16,750 --> 01:23:19,450
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1260
01:23:19,690 --> 01:23:22,450
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1261
01:23:22,690 --> 01:23:25,450
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1262
01:23:25,690 --> 01:23:28,450
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1263
01:23:28,690 --> 01:23:31,850
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1264
01:23:32,100 --> 01:23:34,100
!وای، وای، حسین وای
1265
01:23:34,310 --> 01:23:35,900
هامون: شما علی جان رو ندیدین؟
1266
01:23:36,050 --> 01:23:39,100
!زن: ببر اونوَر، بِبَر اونوَر، بچه جون
هامون: شما علی جان رو ندیدین؟
1267
01:23:39,550 --> 01:23:40,900
(صدای گریهی زنها)
1268
01:23:41,084 --> 01:23:43,328
!پسربچه: حمید، حمید اون قَندان رو بیار
1269
01:23:44,000 --> 01:23:45,500
!عَزاداران: چه کَربَلاست امروز
1270
01:23:45,650 --> 01:23:49,328
سرِ حسینِ مظلوم
از تن جداست امروز
1271
01:23:49,600 --> 01:23:51,500
عزاداران: چه کَربَلاست امروز
1272
01:23:51,800 --> 01:23:57,400
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1273
01:23:57,700 --> 01:23:59,100
!وای، وای، حسین وای
1274
01:23:59,300 --> 01:24:00,900
!وای، وای، حسین وای
1275
01:24:01,100 --> 01:24:04,500
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1276
01:24:04,700 --> 01:24:07,500
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1277
01:24:07,964 --> 01:24:12,120
هامون: عمو جان، شما على جان رو ندیدین؟
یا علی عابدینی؟
1278
01:24:12,307 --> 01:24:14,708
!عمو: نه، برو کنار میسوزی، بچه
!مرد: برو کنار
1279
01:24:14,898 --> 01:24:18,000
!عزاداران: وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1280
01:24:18,200 --> 01:24:21,500
!عزاداران: وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1281
01:24:21,700 --> 01:24:27,500
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1282
01:24:27,700 --> 01:24:31,500
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1283
01:24:31,700 --> 01:24:33,000
!وای، وای، حسین وای
1284
01:24:33,200 --> 01:24:36,500
!وای، وای، حسین وای
!وای، وای، حسین وای
1285
01:24:36,700 --> 01:24:38,500
!عزاداران: چه کَربَلاست امروز
1286
01:24:38,700 --> 01:24:40,500
!چه پُر بَلاست امروز
1287
01:24:40,700 --> 01:24:44,500
سرِ حسینِ مظلوم
!از تن جداست امروز
1288
01:24:44,700 --> 01:24:46,500
!عزاداران: چه کَربَلاست امروز
1289
01:24:46,700 --> 01:24:48,500
!چه پُر بَلاست امروز
1290
01:24:48,700 --> 01:24:52,500
سرِ حسینِ مظلوم
!از تَن جداست امروز
1291
01:24:52,700 --> 01:24:54,500
!چه کَربَلاست امروز
1292
01:24:54,700 --> 01:24:56,500
!چه پُر بَلاست امروز
1293
01:24:56,700 --> 01:25:00,500
سرِ حسینِ مَظلوم
!از تن جداست امروز
1294
01:25:00,700 --> 01:25:02,500
(صدای سینهزنی)
!چه کَربَلاست امروز
1295
01:25:02,700 --> 01:25:04,500
!چه پُر بَلاست امروز
1296
01:25:04,800 --> 01:25:08,500
صدای عزاداران از دور: سرِ حسینِ مظلوم
!از تن جداست امروز
1297
01:25:08,700 --> 01:25:11,800
!چه کَربَلاست امروز
!چه پُر بَلاست امروز
1298
01:25:12,100 --> 01:25:15,800
صدای عزاداران از دور: سرِ حسینِ مظلوم
!از تن جداست امروز
1299
01:25:16,100 --> 01:25:19,800
!چه کَربَلاست امروز
!چه پُر بَلاست امروز
1300
01:25:20,100 --> 01:25:22,100
...سرِ حسینِ مظلوم
1301
01:25:35,597 --> 01:25:38,900
صدای پرستار: نمیدونم، ببینین چیکار کرده
!خدا مرگم بِده، آقای دکتر
1302
01:25:39,050 --> 01:25:41,838
!ببین، چقدر وَحشَتناک
!ببینین چه به روزِ خودش آورده، دکتر
1303
01:25:41,982 --> 01:25:45,703
دکتر سروش: این کِی اومد اینجا؟
!پرستار: نمیدونم، ببینین چیکار کرده
1304
01:25:46,542 --> 01:25:48,134
!دکتر سروش: آه
!چیزی نیست، مَسئلهای نیست
1305
01:25:49,042 --> 01:25:49,934
!پرستار: آه
!...دکتر سروش: چِ
1306
01:25:50,804 --> 01:25:53,724
!پرستار: آخ! آخ
دکتر سروش:این آبِ قند، [آمپولِ] کُزاز
آبِ میوه بهش بدین
1307
01:25:54,010 --> 01:25:55,906
دکتر سروش: چطوری این اومد اینجا؟
1308
01:25:58,310 --> 01:26:07,310
(صدای موسیقی باخ)
1309
01:26:21,108 --> 01:26:24,800
هامون: پِیغامِتون رسید، چون فَرموده بودین
...خیلی ضَروریه خِدمَت رسیدم و اِلا
1310
01:26:24,950 --> 01:26:25,950
مادرِ مهشید: قَضیهی دادگاه رو شنیدم
1311
01:26:26,753 --> 01:26:29,400
!میخوام چند کلمه باهات رُک و راست صحبت کنم
1312
01:26:29,900 --> 01:26:30,900
هامون: خواهش میکنم
1313
01:26:31,834 --> 01:26:36,000
مادرِ مهشید: این ازدواجِ شما
!به نظرِ من از همون اولش اشتباه بود
1314
01:26:36,264 --> 01:26:40,027
من و بابای مهشید خیلی به گوشش خوندیم
که صَرفِنظر کنه
1315
01:26:41,214 --> 01:26:43,327
ولی... فایدهای نکرد
1316
01:26:44,689 --> 01:26:46,400
!گولِ ظاهِرِت رو خورد
1317
01:26:46,550 --> 01:26:47,802
!مادرِ مهشید: گولِ کَلهات رو
1318
01:26:47,989 --> 01:26:49,900
گولِ سواد و مَعلوماتِت رو خورده بود
1319
01:26:50,464 --> 01:26:52,360
!هِی براش فَلسَفهبافی میکردی
1320
01:26:53,547 --> 01:26:56,487
خیال میکرد با بزرگترین مَغزِ زمانه
!ازدواج میکنه
1321
01:26:56,673 --> 01:26:59,483
مادرِ مهشید: هِی ما رو مَسخَره میکرد که
...شما عَقَباُفتادهاین
1322
01:26:59,670 --> 01:27:02,480
!شما نمیفهمید
!زندگی فقط پول نیست
1323
01:27:02,666 --> 01:27:06,900
!شما حمید رو نمیشناسید
!خیلی باسواده، کتاب نوشته
1324
01:27:07,139 --> 01:27:09,775
مادرِ مهشید: پنج سال عَذاب کشید
!تا فهمید
1325
01:27:09,962 --> 01:27:12,900
خودش رو توی اون خونه
مثلِ یک زندانی میدید
1326
01:27:13,288 --> 01:27:16,677
(صدای بلند نفس کشیدنِ مادرِ مهشید)
!تو هم که هیچوقت معلوم نبود چیکار میکنی
1327
01:27:17,008 --> 01:27:18,677
!حرفِ راست که نمیزدی
1328
01:27:18,864 --> 01:27:23,905
مادرِ مهشید: میدونی حمید
مهشید عاشقِ حقیقته، از دُروغ نِفرَت داره
1329
01:27:24,119 --> 01:27:27,623
!تو هم که همیشه بهش دُروغ میگفتی
!همیشه بهش زور میگفتی
1330
01:27:27,810 --> 01:27:30,794
...هامون: اجازه بدید، ببینید
!مادرِ مهشید: عینِ یک دیکتاتور بودی
1331
01:27:30,980 --> 01:27:34,441
ببینین، من باید قبول کنم که
چند بار سرِ اون و بچه داد زدم
1332
01:27:34,628 --> 01:27:38,479
ولی این مربوط میشه به دورهی خاصی که
من داشتم روی تِزَم* کار میکردم
(پایاننامهی دُکترا)
1333
01:27:38,667 --> 01:27:41,200
داشتم به این فکر میکردم که
!آدم باید خودش باشه یا دیگری
1334
01:27:41,794 --> 01:27:45,818
به کتابِ ترس و لَرز فکر میکردم
و راستش خودم هم دچارِ ترس و لَرز شده بودم
1335
01:27:45,963 --> 01:27:47,200
...چون توی اون کتاب
1336
01:27:47,500 --> 01:27:51,101
ببینین، من میخواستم بدونم
!چرا ابراهیم پدرِ ایمانه
1337
01:27:51,478 --> 01:27:54,677
هامون: میخواستم به عُمقِ عشقِ ابراهیم
!به اسماعیل پِی ببرم
1338
01:27:54,865 --> 01:27:57,000
...میخواستم ببینم آیا واقعاً ابراهیم از
1339
01:27:57,150 --> 01:27:59,900
فَرطِ (شِدَت) عشق و ایمان
خواسته اسماعیل رو بکُشه؟
1340
01:28:00,509 --> 01:28:05,117
اسماعیل، پسرش رو
!بزرگترین عزیزش رو، عشقش رو
1341
01:28:05,504 --> 01:28:07,140
آخه یعنی چی خانمِ سلیمانی؟
1342
01:28:08,326 --> 01:28:11,335
آدم به دستِ خودش
سرِ پسرِ خودش رو بِبُره؟
1343
01:28:12,322 --> 01:28:15,210
!خُب، ابراهیم میتونست نَره
!میتونست بگه نه
1344
01:28:15,360 --> 01:28:17,610
!هامون: توی اون چهار روزی که توی راه بود
1345
01:28:18,097 --> 01:28:21,558
!اما رفت و اسماعیل رو زد زمین
!گفت همینه! همینه! همینه
1346
01:28:21,746 --> 01:28:25,227
هامون: امر، امرِ خداست و کارد رو کِشید
!مادرِ مهشید: هِه! فاطمه خانم
1347
01:28:25,915 --> 01:28:29,815
مادرِ مهشید: فاطمه خانم، اون شَربتِ من رو
با یه لیوان آب بردار بیار
هامون: ببخشید
1348
01:28:31,015 --> 01:28:31,915
!مادرِ مهشید: هِه
1349
01:28:33,383 --> 01:28:35,600
هامون زیرِ لب: آدم باید مثلِ ابراهیم باشه
1350
01:28:36,684 --> 01:28:39,753
آدم باید بتونه عزیزترین کَسِش رو
...از بین بِبَره
1351
01:28:41,634 --> 01:28:44,008
شاید تا بلکه اون رو بتونه به دست بیاره
1352
01:28:56,789 --> 01:29:01,900
خانم سلیمانی، توی خونه
همهش بوی رنگ و تِرِبانْتین* بود
(حَلّالِ قوی برای رنگِ روغنی)
1353
01:29:02,045 --> 01:29:05,245
همه جا پُر از خِرت و پِرت
و رنگ و لَعابِ کارهای مهشید بود
1354
01:29:05,431 --> 01:29:06,700
!خونه پر از کثافت بود
1355
01:29:06,850 --> 01:29:09,241
!و این برای سلامتی بچه اصلاً خوب نبود
1356
01:29:09,427 --> 01:29:10,700
!میخواستی کمکش کنی
1357
01:29:10,850 --> 01:29:14,346
مادرِ مهشید: اون که دائماً میخرید
میپُخت، تمیز میکرد
1358
01:29:17,026 --> 01:29:22,224
نه، تو هم مثلِ همهی مردها
آدمِ خودخواه و زورگویی از آب در اومدی
1359
01:29:22,411 --> 01:29:23,900
!حقِّ زنت رو پایمال کردی
1360
01:29:24,843 --> 01:29:27,660
هامون: یعنی مهشید اصلاً گُناهی نداره؟
مادرِ مهشید: چه گُناهی؟
1361
01:29:29,360 --> 01:29:33,779
تنها گُناهِش اینه که از تو بدش میاد
دیگه به تو عَلاقه نداره
1362
01:29:34,265 --> 01:29:35,260
!خانمِ سلیمانی
1363
01:29:35,310 --> 01:29:37,600
مادرِ مهشید: خُب اینطور چیزها
برای زنها پیش میاد
1364
01:29:38,609 --> 01:29:43,286
!اون زنِ آزادیه، آزاد بار اومده
!خودش آزاده که انتخاب کنه
1365
01:29:43,472 --> 01:29:47,245
خداییش هنوز هیچی نشده
!کلی خواستگار براش پیدا شده
1366
01:29:48,032 --> 01:29:50,200
بله، خبرهاش رو دارم
1367
01:29:50,985 --> 01:29:54,793
زَرق و برقِ زندگی و پولهای اون مَرتیکهی گُه
عظیمی کورِش کرده
1368
01:29:54,979 --> 01:29:56,838
!نه، خیلی هم بیناست
1369
01:29:57,283 --> 01:30:01,133
!مهشید هنوز جوونه، بَر و رویی داره
چرا زندگیش رو با تو هَدَر بِده؟
1370
01:30:01,320 --> 01:30:04,815
مادرِ مهشید: مگه تو بهش چی دادی؟
چی بهش میدی؟ اصلاً چرا طلاقش نمیدی؟
1371
01:30:05,402 --> 01:30:09,000
!خُب نمیخواد باهات زندگی کنه
این همه کِشیده، بس نیست؟
1372
01:30:13,175 --> 01:30:14,502
مادرِ مهشید: بگو چقدر بنویسم؟
1373
01:30:16,823 --> 01:30:18,069
بگو چقدر؟
1374
01:30:19,256 --> 01:30:20,900
!میدونم خیلی بهش اِحتیاج داری
1375
01:30:24,032 --> 01:30:26,345
ها؟ لال شدی؟
1376
01:30:28,504 --> 01:30:31,682
هامون: چی میخوای بخری؟
مادرِ مهشید: آزادی مهشید رو
1377
01:30:33,065 --> 01:30:34,918
یا حِیثیتِ من رو؟
1378
01:30:36,104 --> 01:30:37,900
بگو چقدر؟
1379
01:30:39,405 --> 01:30:42,413
شما خودت خوب میدونی که
!دخترت چهها کرده
1380
01:30:44,007 --> 01:30:47,103
مادرِ مهشید: بگو چقدر؟
هامون: نه، طلاقش نمیدم
1381
01:30:48,307 --> 01:30:50,941
هامون: میخوام زَجرِش بدم
میخوام ازش اِنتِقام بگیرم
1382
01:30:51,242 --> 01:31:20,880
(صدای موسیقی باخ)
1383
01:31:21,180 --> 01:31:23,200
پیرزن: کیه؟ کیه؟
1384
01:31:23,656 --> 01:31:24,654
هامون: آه، سلام علیکم
پیرزن: سلام
1385
01:31:24,740 --> 01:31:26,813
هامون: حالِ شما خوبه؟ منزلِ آقای مهندس عابدینی؟
پیرزن: شُکرِ خدا
1386
01:31:27,000 --> 01:31:28,506
پیرزن: علی آقا؟
هامون: بله، بله
1387
01:31:28,693 --> 01:31:30,113
هامون: من هامونم، تَشریف دارن؟
پیرزن: خودش اینجا نیست
1388
01:31:30,300 --> 01:31:31,100
هامون: تَشریف ندارن؟
پیرزن: نامه رو داد
1389
01:31:31,200 --> 01:31:32,955
پیرزن: گفت وقتی آقای هامون اومد، بهش بِده
1390
01:31:33,092 --> 01:31:35,758
هامون: بله، مُطمَئِنین که این نامه مالِ منه؟
پیرزن: بله
1391
01:31:36,341 --> 01:31:38,851
هامون: فرمودن هامون؟
پیرزن: بله، بله
1392
01:31:39,038 --> 01:31:40,330
هامون: خیلی متشکرم، خیلی ممنون
1393
01:31:42,823 --> 01:31:44,400
صدای هامون: از کجا میدونست؟
1394
01:31:45,000 --> 01:31:47,300
نکنه علی واقعاً علم و غیب داره؟
1395
01:31:47,700 --> 01:31:55,700
(صدای موسیقی باخ)
1396
01:32:11,320 --> 01:32:12,877
هامون: سلام، ننه حُجَت
!ننه حُجَت: ها
1397
01:32:13,364 --> 01:32:14,900
!نترس، حمیدم، نترس
1398
01:32:15,627 --> 01:32:17,241
من حمیدم، پسرِ مِهری خانم
1399
01:32:19,412 --> 01:32:20,351
!ها
1400
01:32:21,196 --> 01:32:24,141
!حمید خان
حالت چطوره؟
1401
01:32:24,340 --> 01:32:26,141
هامون: تفنگِ پدربزرگ کجاست؟
1402
01:32:26,417 --> 01:32:28,300
هامون: تفنگِ پدربزرگ کجاست؟
ننه حُجَت: تفنگ؟
1403
01:32:28,548 --> 01:32:29,792
هامون: آره
ننه حُجَت: میخوای چیکار؟
1404
01:32:30,636 --> 01:32:31,493
هامون: میخوام برم شِکار
1405
01:32:32,681 --> 01:32:33,757
شِکار؟
1406
01:32:34,943 --> 01:32:36,932
ننه حجت: نمیدونم، شاید اونجاست
!هامون: بِده من
1407
01:33:08,943 --> 01:33:11,732
(صدای فوت کردنِ هامون)
1408
01:33:22,094 --> 01:33:23,526
!هامون: آخ
1409
01:33:27,194 --> 01:33:28,347
!آه، مادر جان
1410
01:33:30,586 --> 01:33:32,141
جميله، حمیده
1411
01:33:33,219 --> 01:33:36,361
آه، علی جون، داداش
1412
01:33:38,461 --> 01:33:39,461
خدا بیامُرزه
1413
01:33:41,461 --> 01:33:45,396
(صدای بازی بچهها)
1414
01:33:45,596 --> 01:33:47,323
حمید: بیا من رو بگیر، بدو
محمود: آره
1415
01:33:47,511 --> 01:33:49,629
حمید: بدویین بچهها، بدویین بیاین
1416
01:33:52,557 --> 01:33:56,112
!جمیله: حمیده، صبر کن
!مادربزرگ: بريد عقب، سرم رفت
1417
01:33:56,255 --> 01:33:59,853
!حمیده: وایسا
!مادربزرگ: دیوونه شدم از دستِ شماها
1418
01:34:01,041 --> 01:34:03,246
حمید: بدو
حمیده: آهان، گرفتیمت
1419
01:34:04,565 --> 01:34:06,598
!مادربزرگ: وای خدا از دستِ این بچهها
1420
01:34:07,785 --> 01:34:08,785
!مادر: جميله
1421
01:34:09,200 --> 01:34:12,122
جمیله، بیا به من کمک کن
!این تُلُنبِه رو بزن
1422
01:34:12,444 --> 01:34:20,444
(صدای بازی بچهها)
1423
01:34:24,573 --> 01:34:25,573
حمید؟
1424
01:34:27,014 --> 01:34:29,612
!بِپَر تو! بِپَر تو
1425
01:34:33,214 --> 01:34:35,112
زیر لب: بِپَر تو
1426
01:34:35,814 --> 01:34:36,612
زیر لب: بِپَر تو
1427
01:34:43,632 --> 01:34:44,751
مادربزرگ: چی شد؟
!بچهها: آفرین، آفرین
1428
01:34:45,138 --> 01:34:48,109
!مادربزرگ: بچهام افتاد توی حوض. نجاتش بدین
!بچهها: آفرین، آفرین، آفرین
1429
01:34:48,206 --> 01:34:49,352
مادر: چیزی نیست، مادربزرگ چیزی نیست
مادربزرگ: الان خَفه میشه
بچهها: باریکلا، باریکلا
1430
01:34:49,506 --> 01:34:51,952
مادربزرگ: بچهام افتاد توی حوض
!خَفه میشه الان
1431
01:34:52,130 --> 01:34:55,149
مادر: حمید، بیا بیرون، چیزی نیست
!مادربزرگ: نجاتش بدین، بچهام رو نجاتش بدین
1432
01:34:55,336 --> 01:34:57,716
مادر: چیزی نیست. مادر، چیزی نیست
!حمید، بیا بیرون
!مادربزرگ: بچهام رو نجات بدین، افتاد توی حوض
1433
01:34:57,860 --> 01:35:00,457
!مادر: چیزی نیست، مادر چیزی نیست
!مادربزرگ: نجاتش بدین، خَفه شد
1434
01:35:00,643 --> 01:35:04,111
!مادر: چیزی نیست، مادر
!ذَلیلمُرده، بیا بیرون
1435
01:35:04,299 --> 01:35:06,374
!حمیده: باریکالله، حمید
!بچهها: هورا، آفرین
1436
01:35:06,560 --> 01:35:09,932
!محمود: باریکالله
!جمیله: هورا، باریکالله، هورا
1437
01:35:10,170 --> 01:35:11,154
!جمیله: باریکالله حمید، آفرین
1438
01:35:11,192 --> 01:35:14,783
!مادربزرگ: ذلیلمُرده، تو که من رو نصفهجون کردی آخه
!مادر: دیدی چیزی نیست، بیا مادر، بیا بریم بشینیم
1439
01:35:14,921 --> 01:35:17,246
!مادر: چیزی نیست
مادربزرگ: من رو کُشتین آخه شماها
1440
01:35:17,372 --> 01:35:19,644
!محمود: باریکالله، آفرین، آفرین
1441
01:35:21,375 --> 01:35:24,320
مادر: قُل هُوَ الله اَحَد
حمید: قُل هُوَ الله اَحَد
1442
01:35:24,507 --> 01:35:27,453
مادر: اللهُ صَمَد
حمید: اللهُ صَمَد
1443
01:35:27,639 --> 01:35:29,235
مادر: لَم يَلِد
حمید: بله؟
1444
01:35:29,422 --> 01:35:32,803
!مادر: لَم يَلِد
!آدم سرِ نماز صحبت نمیکنه
1445
01:35:32,991 --> 01:35:35,892
مادر: لَم يَلِد
حمید: یَم يَلِد
(حمید اشتباه تلفظ میکند)
1446
01:35:36,079 --> 01:35:38,719
مادر: لَم يَلِد
حمید: یَم يَلِد
1447
01:35:38,907 --> 01:35:41,504
مادر: وَلَم يولَد
حمید: وَلَم يولَد
1448
01:35:41,691 --> 01:35:43,636
مادر: وَلَم يَکُن
حمید: وَلَم يَکُن
1449
01:35:43,822 --> 01:35:45,290
مادر: لَهُ
حمید: لَهُ
1450
01:35:45,476 --> 01:35:48,247
مادر: کُفُواً اَحَد
حمید: کُفُواً اَحَد
1451
01:35:48,434 --> 01:35:50,900
مادر: حالا دستهات رو بگیر بالا
سه بار صلوات بفرست
1452
01:35:51,050 --> 01:35:52,729
اللهمَ صَلِ على محمد و آلِ محمد
1453
01:35:52,916 --> 01:35:56,689
اللهمَ صَلِ على محمد و آلِ محمد
اللهمَ صَلِ على محمد و آلِ محمد
1454
01:35:56,875 --> 01:35:58,428
صدای مادر: خب، حالا دولا بشو
1455
01:35:58,615 --> 01:36:02,734
ننه حجت: اِ، حمید خان
!چرا اینجا نشستی؟ بفرما بریم بالا
1456
01:36:02,922 --> 01:36:04,710
ننه حجت: پیداش کردی؟
هامون: چیچی رو؟
1457
01:36:05,097 --> 01:36:07,712
!ننه حجت: تفنگ رو دیگه
!هامون: آخ
1458
01:36:08,099 --> 01:36:10,000
هامون: نه، من یادم رفت اصلاً
1459
01:36:10,710 --> 01:36:13,702
هامون: نَگَشتم
ننه حجت: باید همین جاها باشه
1460
01:36:22,760 --> 01:36:26,045
ننه حجت: فِشَنگها اینجاست
تفنگ هم باید اینجا باشه
هامون: کو؟ کو؟ بِده
1461
01:36:26,720 --> 01:36:27,603
!هامون: بِده
1462
01:36:28,460 --> 01:36:31,710
!هامون: چراغ رو بیار اینوَر
ننه حجت: گَمون نکنم به درد بخوره
1463
01:36:31,897 --> 01:36:34,582
ننه حجت: سالهاست ازش اِستِفاده نشده
هامون: خب، حالا باید دید
1464
01:36:41,120 --> 01:36:42,000
هامون: تمیزه
1465
01:36:42,773 --> 01:36:43,606
فِشَنگهاش کو؟
1466
01:37:00,002 --> 01:37:01,250
خُب، آمادهست
1467
01:37:02,438 --> 01:37:05,253
هامون: خُب، دیگه من رفتم، خداحافظ
ننه حجت: کجا با این عجله؟
1468
01:37:05,440 --> 01:37:07,000
نمیخوای مادربزرگ رو ببینی؟
1469
01:37:08,007 --> 01:37:11,391
هامون: مادربزرگ؟ کجان؟
ننه حجت: اون بالا
1470
01:37:11,758 --> 01:37:15,204
هامون: اوه، حالشون چطوره؟
ننه حجت: چَندان تَعریفی نداره
1471
01:37:15,881 --> 01:37:17,703
ننه حجت: نه حرف میزنه
نه کاری میکنه
1472
01:37:17,881 --> 01:37:20,203
از صبح تا شام منِ بیچاره
...کارهاش رو میکنم
1473
01:37:20,303 --> 01:37:23,521
تَر و خُشکش میکنم
!دیگه... خسته شدم
1474
01:37:24,407 --> 01:37:26,900
هامون: بذار ببینم... نماز و اینها که میخونن؟
1475
01:37:27,429 --> 01:37:28,900
!ننه حجت: والله من که ندیدم
1476
01:37:29,250 --> 01:37:31,900
همهش میگن چرا همیشه شبه؟
!چرا روز نمیشه
1477
01:37:32,326 --> 01:37:34,616
!هامون: گوش کن
ننه حجت: یه دفعه هم برگشتن به من گفتن
1478
01:37:34,803 --> 01:37:38,500
خدا چیچیه؟ بهشت و جهنم چیچیه؟
کجاست؟
1479
01:37:38,650 --> 01:37:42,754
هامون: ببینم، این رو جدی میگین؟
یعنی اصلاً به کلی؟
1480
01:37:43,501 --> 01:37:45,931
ننه حجت: اصلاً چیزی حالیشون نیست
1481
01:37:46,501 --> 01:37:48,931
(صدای کلاغ)
1482
01:38:03,542 --> 01:38:04,500
هامون: سلام مادر
1483
01:38:04,550 --> 01:38:07,701
ننه حجت: مادر گوشهاش سنگینه
!یه خُرده بلندتر بگو، بشنوه
1484
01:38:10,181 --> 01:38:12,313
حمید، پسرِ مِهری خانم
1485
01:38:12,581 --> 01:38:16,513
(صدای ناله مادربزرگ)
1486
01:38:16,855 --> 01:38:19,900
حالا میفهمین مادر که چقدر گول خوردی؟
1487
01:38:21,055 --> 01:38:22,000
(صدای ناله مادربزرگ)
1488
01:38:22,119 --> 01:38:24,000
!هامون با صدای بلند: تو هم مثلِ منی
1489
01:38:25,381 --> 01:38:27,240
دیگه به هیچی ایمان نداری
1490
01:38:27,426 --> 01:38:35,726
مادربزرگ: ننه حجت رو خیلی اذیت میکنم
1491
01:38:39,826 --> 01:38:45,400
مادربزرگ: خدا من رو نمیبخشه
ننه حجت: خدا میبخشه، مادر جون
من که کاری نکردم
1492
01:38:46,960 --> 01:38:49,558
ننه حجت: بلند شو، مادر
!مادربزرگ: آخ، آخ
1493
01:38:50,093 --> 01:38:53,082
!مادربزرگ: آخ، آخ، آخ
1494
01:38:53,269 --> 01:38:57,128
آخ، آخ، آخ، دارم میمیرم
1495
01:39:00,447 --> 01:39:02,390
!مادربزرگ: وای، وای، وای
!ننه حجت: بشین
1496
01:39:03,014 --> 01:39:07,046
!ننه حجت: بشین
!مادربزرگ: آی، آخ، آخ
1497
01:39:09,689 --> 01:39:10,689
مادربزرگ: آخ
1498
01:39:10,889 --> 01:39:12,834
مادربزرگ: بچهات حالش خوبه؟
1499
01:39:14,282 --> 01:39:15,282
هامون: آره
1500
01:39:16,457 --> 01:39:18,594
مادربزرگ: زندگیت روبراهه؟
1501
01:39:21,547 --> 01:39:22,440
!هامون: نه
1502
01:39:25,812 --> 01:39:26,800
مادربزرگ: چرا؟
1503
01:39:27,856 --> 01:39:29,544
!هامون: زنم ازم طلاق میخواد
1504
01:39:30,031 --> 01:39:32,006
مادربزرگ: اذیتش کردی؟
1505
01:39:32,294 --> 01:39:34,505
!هامون: نه، ازم بَدش میاد
1506
01:39:34,861 --> 01:39:36,519
مادربزرگ: تو چی؟
هامون: نه
1507
01:39:36,906 --> 01:39:39,900
!مادربزرگ: آی، آی، آی، آی
!قلبت شکسته
1508
01:39:41,169 --> 01:39:43,422
!مادربزرگ: آخ، آخ، آخ، آخ، آخ
1509
01:39:43,869 --> 01:39:45,422
!مادربزرگ: آخ، آخ، آخ، آخ، آخ
1510
01:39:47,042 --> 01:39:49,700
هامون: خب مادر جون، من دیگه باید برم
مادربزرگ: نه
1511
01:39:49,902 --> 01:39:52,000
(صدای ناله مادربزرگ)
1512
01:39:52,242 --> 01:39:54,800
(صدای بوسیدنِ دستِ مادربزرگ)
1513
01:39:55,049 --> 01:39:59,268
مادربزرگ با گریه: تنها موندی؟
غمخواری نداری؟
1514
01:39:59,468 --> 01:40:07,468
(صدای گریهی مادربزرگ و حمید)
1515
01:40:19,836 --> 01:40:22,153
!ننه حجت: اِ، تفنگت یادت رفت
1516
01:40:22,341 --> 01:40:23,400
!هامون: آخ
1517
01:40:33,341 --> 01:41:53,341
(صدای موسیقی باخ)
1518
01:42:27,341 --> 01:42:28,400
(صدای پا)
1519
01:42:42,341 --> 01:42:45,400
(صدای نفسهای هامون)
1520
01:43:05,741 --> 01:43:07,900
(صدای پارسِ سگ)
1521
01:43:29,541 --> 01:43:35,400
(صدای ماشین)
1522
01:43:43,544 --> 01:43:46,181
پاسِبان: سلام علیکُم، شبتون بخیر
مهشید: سلام
1523
01:43:46,716 --> 01:43:48,353
مهشید: خبری نیست؟
پاسِبان: خبرِ خوش
1524
01:43:58,716 --> 01:44:06,716
(صدای قدمهای مهشید)
1525
01:44:08,716 --> 01:44:12,353
(صدای پارسِ سگ)
1526
01:44:13,716 --> 01:44:14,716
!هامون: آخ
1527
01:44:15,716 --> 01:44:17,800
(صدای جیرجیرَک)
1528
01:44:18,000 --> 01:44:19,000
(صدای پارسِ سگ)
1529
01:44:19,100 --> 01:44:21,829
هامون: یک، دو، سه، چهار
!دور بزن
1530
01:44:22,066 --> 01:44:23,100
(صدای پارسِ سگ)
1531
01:44:26,252 --> 01:44:28,020
!هفت، هشت... دور بزن
1532
01:44:37,027 --> 01:44:39,900
!حالا در رو وا کن
!چراغ رو روشن کن
1533
01:44:42,675 --> 01:44:44,182
!خب، حالا بیا دَمِ پنجره
1534
01:44:45,369 --> 01:44:47,900
!هامون: بیا، بیا دَمِ پنجره
1535
01:44:55,753 --> 01:44:56,900
!*هامون: لا کِردار
(کسی که رفتارِ درستی ندارد، بیحَیا)
1536
01:44:57,881 --> 01:45:00,561
!اگه میدونستی هنوز چقدر دوستت دارم
1537
01:45:02,790 --> 01:45:07,035
!هامون: لامَصَب
مهشید با صدای آهسته: اِ، حمید. اونجا چیکار میکنی؟
1538
01:45:07,223 --> 01:45:08,221
هامون: چیه؟
1539
01:45:09,308 --> 01:45:11,400
مهشید با فریاد: آقای رحیمی
پاسِبان: بله خانم؟
1540
01:45:11,500 --> 01:45:12,814
!مهشید با فریاد: آقای رحیمی کمک
پاسِبان: بله خانم؟
1541
01:45:13,000 --> 01:45:15,116
پاسِبان: بله، خانم سلیمانی؟
چی شده خانم؟
1542
01:45:15,303 --> 01:45:17,680
!هامون: داد نزن! نمیزنمت، نمیزنمت
!مهشید: کمک، آقای رحیمی
1543
01:45:17,867 --> 01:45:18,900
!مهشید: کمک
!هامون: نمیزنمت
1544
01:45:19,055 --> 01:45:21,504
(صدای تیراندازی)
(صدای فریادِ مهشید)
(صدای خُرد شدنِ شیشه)
1545
01:45:21,777 --> 01:45:24,153
!پاسِبان: خانم سلیمانی، خانم سلیمانی
طوری شدین؟
1546
01:45:24,340 --> 01:45:26,977
پاسِبان: چیزی شده؟
!مهشید: اونجاست، دیدمش، بگیرش
1547
01:45:28,467 --> 01:45:29,119
!مهشید با فریاد: قاتل
1548
01:45:30,205 --> 01:45:31,074
(صدای فریادِ مهشید)
1549
01:45:35,202 --> 01:45:36,317
!پاسِبان: ایست
1550
01:45:41,023 --> 01:45:42,023
!ایست
1551
01:45:46,628 --> 01:45:47,451
!ایست
1552
01:45:48,008 --> 01:45:48,951
!ایست
1553
01:45:51,406 --> 01:45:52,292
!ایست
1554
01:46:01,877 --> 01:46:02,949
!ایست
1555
01:46:05,092 --> 01:46:06,208
!ایست
1556
01:46:20,019 --> 01:46:23,788
(صدای گریهی مهشید)
1557
01:46:24,444 --> 01:46:29,509
(صدای موسیقی «مس بزرگ در سی مینور»* باخ)
(از عظیمترین آثارِ موسیقی کِلاسیکِ مذهبی)
1558
01:46:29,639 --> 01:46:31,928
!صدای هامون: خدایا، خدایا یه مُعجِزه
1559
01:46:33,115 --> 01:46:36,796
...برای من هم یه مُعجِزه بفرست
مثلِ ابراهیم
1560
01:46:36,982 --> 01:46:41,000
شاید مُعجِزهی من یه حرکتِ کوچیک
!بیشتر نباشه، یه چَرخِش
1561
01:46:41,979 --> 01:46:45,267
!یه جَهِش... به این طرفی، به اون طرفی
1562
01:46:45,467 --> 01:47:12,700
(صدای موسیقی باخ)
1563
01:47:12,839 --> 01:47:13,739
(صدای بوق زدنِ هامون)
1564
01:47:13,939 --> 01:47:17,639
(صدای موسیقی باخ)
1565
01:47:17,839 --> 01:47:18,739
(صدای بوق زدنِ هامون)
1566
01:47:18,939 --> 01:47:19,706
(صدای موسیقی باخ)
1567
01:47:19,906 --> 01:47:22,000
!صدای هامون: ترسو! ترسو
1568
01:47:22,200 --> 01:47:23,400
(صدای موسیقی باخ)
1569
01:47:23,600 --> 01:47:25,976
!صدای هامون: احمق! جُرأَتِش رو نداری
1570
01:47:26,100 --> 01:47:27,100
(صدای موسیقی باخ)
1571
01:47:27,163 --> 01:47:29,581
مگه دیگه چی مونده؟
!بزن برو
1572
01:47:29,881 --> 01:47:32,981
(صدای گاز دادن و اِصطِکاکِ لاستیک)
1573
01:47:33,100 --> 01:47:34,500
(صدای موسیقی باخ)
1574
01:47:34,722 --> 01:47:38,618
(صدای بوقِ مُمتَدِ کامیون)
1575
01:47:38,818 --> 01:47:40,618
!هامون: آخ! آخ! آخ
1576
01:47:40,818 --> 01:47:51,888
(صدای موسیقی باخ)
1577
01:47:52,013 --> 01:47:53,350
رانندهی اتوبوس: آقا، چیزی شد؟
1578
01:47:53,550 --> 01:48:25,850
(صدای موسیقی باخ)
1579
01:48:38,587 --> 01:48:40,616
کارگر: خداحافظ
کارگرِ دیگر: خداحافظِ شما
1580
01:48:42,724 --> 01:48:43,717
کارگر: خداحافظِ شما
1581
01:48:44,516 --> 01:48:46,142
کارگرِ دیگر: قربانِ تو، سلام برسون
1582
01:48:53,000 --> 01:48:54,320
هامون: آقا، سلام علیکم
1583
01:48:54,606 --> 01:48:55,679
هامون: حالِ شما خوبه؟
نِگَهبان: سام (سلام) علیکم
1584
01:48:55,867 --> 01:48:57,700
هامون: آقای مهندس عابدینی
1585
01:48:58,183 --> 01:49:00,402
نِگَهبان: قرارِ قبلی دارین باهاش؟
هامون: نه
1586
01:49:00,529 --> 01:49:01,581
نِگَهبان: چیکارش داری؟
1587
01:49:02,229 --> 01:49:04,021
هامون: کارش دارم، میخوام باهاش حرف بزنم
1588
01:49:04,557 --> 01:49:06,976
نِگَهبان: طَلَب داری ازِش؟
!هامون: نه بابا
1589
01:49:07,163 --> 01:49:09,200
نِگَهبان: اسم شما؟
هامون: حمیدِ هامون
1590
01:49:09,770 --> 01:49:10,911
نِگَهبان: حمید هامون
1591
01:49:12,899 --> 01:49:15,400
رفتن اون بالا
یکی، دو ساعت کار دارن
1592
01:49:16,069 --> 01:49:19,145
نِگَهبان: میتونی اینجا بشینی تا پیداشون بشه
1593
01:49:20,414 --> 01:49:23,052
صدای هامون: توی این وَضع و حال
چی میخوای بهش بگی؟
1594
01:49:23,716 --> 01:49:25,527
اون چه کاری میتونه برات بکنه؟
1595
01:49:26,713 --> 01:49:28,655
!بذار به کارِ خودش برسه
1596
01:49:33,934 --> 01:49:36,900
!صدای هامون: خدايا، خدایا چقدر خستهام
1597
01:49:38,365 --> 01:49:39,800
دیگه طاقَت ندارم
1598
01:49:40,000 --> 01:50:09,300
(صدای امواجِ دریا)
1599
01:50:10,089 --> 01:50:12,165
!هامون: آه! آه
1600
01:50:15,389 --> 01:50:20,165
(صدای موسیقی)
1601
01:50:23,419 --> 01:50:26,142
صدای هامون: چی میشد اگه همه چی
اونجور که من میخواستم میشد؟
1602
01:50:27,763 --> 01:50:31,421
همه جا صُلح و آشتی
همه جا عشق و صَفا
1603
01:50:31,621 --> 01:50:42,221
(صدای امواجِ دریا)
1604
01:50:44,100 --> 01:50:45,128
!پسر: بزن
1605
01:50:49,100 --> 01:50:53,600
(صدای تَقَلای هامون)
1606
01:50:53,918 --> 01:50:55,990
اسبسوار: آره، خیلی قشنگه
پسر: سواری جالبه، نه؟
1607
01:50:56,176 --> 01:50:58,362
!اسبسوار: آره خیلی جالبه، آره خیلی جالبه
1608
01:50:59,783 --> 01:51:01,500
!صاحِبِ ویلا با پَرخاش: اِ، اِ
اینجا چیکار میکنی؟
1609
01:51:02,521 --> 01:51:05,592
!آقا، با شما هستم ها
بیلِ بچه رو چرا شِکوندی؟
1610
01:51:05,779 --> 01:51:08,915
بچه: بابا، عینِ قبر میمونه
!صاحِبِ ویلا: حتماً مالِ ننهته
1611
01:51:09,689 --> 01:51:11,000
هامون: نه بابا جون، قبرِ خودمه
1612
01:51:11,100 --> 01:51:13,679
میخوام اینجا جلوی بارگاهِ جِنابعالی
خودم رو زنده به گور کنم
1613
01:51:13,729 --> 01:51:14,671
!صاحِبِ ویلا: اِ، اِ، دیوانهست
1614
01:51:14,721 --> 01:51:16,671
!بچهها بریم. برید خونه، برید خونه
!هامون: آقا
1615
01:51:16,857 --> 01:51:18,452
!صاحِبِ ویلا: برید خونه، برید خونه
!هامون: آقا، آقا
1616
01:51:18,638 --> 01:51:21,537
هامون: نکنه خیال کردی خودم رو میخوام
اینجا مُفت و مَجانی چال کنم؟
!صاحِبِ ویلا: آقا، برو
1617
01:51:21,724 --> 01:51:23,187
!هامون: اونم توی زمین و مِلک جِنابعالی
!صاحِبِ ویلا: برو گم شو، آقا
1618
01:51:23,374 --> 01:51:25,272
...صاحِبِ ویلا: روی زمینِ ما حق نداشتی
هامون: چقدر میشه؟ چقدر باید تَقدیم کنم؟
1619
01:51:25,460 --> 01:51:27,054
هامون: دویست؟ دویست؟
!صاحِبِ ویلا: پول نمیخوام، برو
1620
01:51:27,241 --> 01:51:28,662
هامون: سیصد؟ سیصد؟
!صاحِبِ ویلا: برو! برو
1621
01:51:28,848 --> 01:51:30,486
هامون: هزار؟ هزار؟
!صاحِبِ ویلا: برو! برو گورت رو گم کن
1622
01:51:30,673 --> 01:51:32,659
!صاحِبِ ویلا: پدرت رو در میارم
!هامون: چقدر میشه؟ دسته چِکَم
1623
01:51:32,802 --> 01:51:34,832
!کارتِ ماشینم، پولهام
1624
01:51:35,018 --> 01:51:37,573
!هامون: کیفَم، بیا! بیا
1625
01:51:38,060 --> 01:51:40,479
!صاحِبِ ویلا: برو گورت رو گم کن
!نمیخوام هیچیت رو! برو
!هامون: بيا! بيا
1626
01:51:40,665 --> 01:51:44,200
!صاحِبِ ویلا: برو بابا! برو گورت رو گم کن
!هامون: اینم پولِ هوایی که اینجا تَنَفُس کردم
1627
01:51:44,300 --> 01:51:46,752
!صاحِبِ ویلا: برو بابا! برو بابا
هامون: چی میگی؟ چی میخوای؟
1628
01:51:47,139 --> 01:51:48,300
هامون: چی میخوای؟
!صاحِبِ ویلا: برو گُم شو
1629
01:51:48,450 --> 01:51:51,900
هامون با فریاد: چی میخوای؟
1630
01:52:08,862 --> 01:52:11,494
!دیوانهست
!بریم، بریم خونه
1631
01:52:12,556 --> 01:52:13,371
!بریم خونه
1632
01:52:52,000 --> 01:53:27,900
(صدای موسیقی باخ)
1633
01:53:28,064 --> 01:53:31,267
!کوتوله: بیا، حوله رو بیار! حوله رو بیار
1634
01:53:31,454 --> 01:53:34,666
ذَلیلمُرده، این کارها چی بود که کردی؟
!پاک ما رو کُشتی
1635
01:53:34,714 --> 01:53:38,045
مهشید: این کارها چیه میکنی، احمقِ کوچولو؟
!سَماواتی: تور رو بِکِشید
1636
01:53:38,232 --> 01:53:41,043
سماواتی: این چرا همچینی کرد با خودش؟
!تقوی: تور رو باز کنید
1637
01:53:41,230 --> 01:53:43,000
فرهوشی: چرا با خودش اینجوری کرد؟
!سماواتی: عجله کنید
1638
01:53:43,141 --> 01:53:47,213
(صدای هَمهَمهی افراد)
1639
01:53:47,399 --> 01:53:50,210
!سلیمی: خوبه دیگه، بلندش کن بیارش
!سماواتی: بیارینش
1640
01:53:50,354 --> 01:53:53,816
ام گفتم یه وقت بهت بده*Secretary سماواتی: به
که بیای پیشم، درستت کنم
(منشی)
1641
01:53:54,003 --> 01:53:57,857
!دکتر: من میخواستم تو گوش به زنگ باشی
!حَواسِت جمع باشه، اُلاغچه
1642
01:53:58,174 --> 01:54:00,811
!جعفری: تا من رو داری غم نداشته باش
!برو دارمت
1643
01:54:00,998 --> 01:54:03,114
!هامون: مامان جعفری
!مهشید: دوستت دارم
1644
01:54:03,301 --> 01:54:05,416
!مهشید: دوستت دارم
!غصه نخور، پیشت میمونم
1645
01:54:05,603 --> 01:54:07,800
نداری *Initiation تقوی: منظورم این نبود که تو
(صلاحیت)
1646
01:54:07,900 --> 01:54:10,800
میگم راه و چاه رو بلد نیستی
مثلِ این کاری که کردی
1647
01:54:10,860 --> 01:54:12,800
تقوی: عزیزم، آدم اینجوری میزنه به دریا؟
!مادر: مادر، این چه کاری بود کردی
1648
01:54:12,950 --> 01:54:15,400
!ذلیلمُرده، مُردم از دستت
1649
01:54:16,074 --> 01:54:19,400
سلیمی: هامون، هامون
...دیدی بَالاَخَره دکتر سروش
1650
01:54:19,550 --> 01:54:22,201
هر 50 تا رو خرید
!به همون قیمت که داده بودی
1651
01:54:22,808 --> 01:54:26,123
سلیمی: چرا قیمتها رو بالا بُردی شیطون؟
هامون: جِدی میگی؟
1652
01:54:26,210 --> 01:54:28,139
هامون: خرید؟
!سلیمی: همهش رو فروختی
1653
01:54:28,326 --> 01:54:31,000
!هامون: ببین، من ولی فروشنده نیستم ها
!سلیمی: آره، پدر سوخته
1654
01:54:31,888 --> 01:54:32,917
!کوتوله: اِ، بدو
1655
01:54:34,000 --> 01:54:45,600
(صدای دایرهزنی)
(صدای امواجِ دریا)
1656
01:54:45,878 --> 01:54:47,000
!کوتوله: بیارش پایین، زنده باد
1657
01:54:48,007 --> 01:54:49,900
!قشنگ پهنش کن، خوبه
1658
01:54:50,613 --> 01:54:51,525
!زنده باد
1659
01:54:51,625 --> 01:54:55,019
(صدای دایرهزنی)
(صدای هِلهِلهی زنان)
1660
01:54:55,219 --> 01:54:58,600
!دبیری: من میگم طلاقِ فوریش نده
1661
01:54:58,700 --> 01:54:59,800
!اصلاً طلاق نده
1662
01:55:00,171 --> 01:55:02,900
!بشینین با هم زندگی کنین
مگه چقدر از عُمرِ شما مونده؟
1663
01:55:08,171 --> 01:55:12,900
(صدای هِلهِلهی زنان)
1664
01:55:13,200 --> 01:55:20,900
(صدای دایرهزنی)
(صدای دست زدن)
1665
01:55:21,200 --> 01:55:23,562
(صدای کِل کشیدنِ زنان)
1666
01:55:23,762 --> 01:55:25,300
من هنوز سرِ حرفِ اولم هستم
1667
01:55:25,400 --> 01:55:27,300
ولی چاره چیه؟
!باید موند و ساخت
1668
01:55:27,400 --> 01:55:28,900
همونطور که من ساختم
1669
01:55:29,150 --> 01:55:32,400
عظیمی: از بابَتِ پَرداختِ اون چِک و سُفتهها
!اصلاً نگران نباش
1670
01:55:32,550 --> 01:55:33,700
!هر وقت که داشتی، بِده
1671
01:55:34,364 --> 01:55:37,105
ضمناً گوشِت بدهکارِ لاطائِلاتِ* مَردم نباشه
(حرفهای پوچ و بیارزش)
1672
01:55:37,452 --> 01:55:39,320
!خر نشو، هیچی نیست
1673
01:55:41,705 --> 01:55:49,705
(صدای کِل کِشیدنِ زنان)
(صدای دایرهزنی)
1674
01:56:12,800 --> 01:56:13,700
!کوتوله: هی
1675
01:56:13,900 --> 01:56:15,200
(صدای کِل کِشیدنِ زنان)
(صدای دایرهزنی)
1676
01:56:15,400 --> 01:56:16,300
!کوتوله: هی
1677
01:56:16,500 --> 01:56:22,500
(صدای دایرهزنی)
(صدای دست زدن)
1678
01:56:22,800 --> 01:56:23,800
!کوتوله: بفرمایید
1679
01:56:24,000 --> 01:56:25,200
(صدای دایرهزنی)
1680
01:56:25,400 --> 01:56:33,400
(صدای باد و طوفان)
1681
01:56:38,800 --> 01:56:51,000
(صدای قایقِ موتوری)
1682
01:56:51,437 --> 01:56:53,752
دستِ چپ، چپ
!یه کم برو چپ
1683
01:56:54,308 --> 01:56:55,666
!علی: یه کم برو جلوتر
1684
01:56:55,866 --> 01:57:03,566
(صدای موتورِ قایِق)
1685
01:57:13,786 --> 01:57:16,258
!تند! اونا، اوناها
!گاز بده، گاز بده
1686
01:57:17,592 --> 01:57:18,592
!علی: گاز بده
1687
01:57:21,258 --> 01:57:22,800
!بپرین بچهها توی آب
!بپرین توی آب
1688
01:57:23,000 --> 01:57:24,700
(صدای پریدن در آب)
1689
01:57:39,184 --> 01:57:40,736
!علی: بیارینش جلو، جلوتر
1690
01:57:43,616 --> 01:57:45,601
!آهان، دستش رو بِدین من
!بِدِه من
1691
01:57:52,739 --> 01:57:54,291
!یواش
!یا علی
1692
01:57:55,867 --> 01:57:57,418
!بیارش بالا
1693
01:58:01,081 --> 01:58:02,081
!علی: بِجُنب، ياالله
1694
01:58:03,210 --> 01:58:04,629
!بَرِش گَردون
1695
01:58:05,817 --> 01:58:06,684
!دهنش رو نگاه کن
1696
01:58:09,380 --> 01:58:10,974
!علی: تَنَفُس
!بِجُنب
1697
01:58:14,567 --> 01:58:15,156
!بِجُنب
1698
01:58:19,067 --> 01:58:26,056
(صدای نفس کشیدنِ هامون)
1699
01:58:27,067 --> 02:00:00,000
(صدای موسیقی باخ)
1700
02:00:00,500 --> 02:00:08,500
این زیرنویس برای کم/ناشنوایان منتشر شده است
حق پخش و نشر این زیرنویس بدون اجازهی مترجم، ممنوع است
t.me/YisFilm
193901