Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
.خبری از خشونت غیرضروری نباشه
.بی سروصدا کار کنید
.مارسل دوماز هستم
.شریک تجاریم، بابی لرو
خانوم مندوسا، بابت افتتاح امشبتون .تبریک میگم
.شب بزرگی برای توئه
فقط همین رو انتقال میدی؟ مشروب؟
.قاضی عوضی یه ماره
.باید همهچیز رو درموردش بدونیم
.چینو رو بفرست دنبالش
چه خبر، پسرعمو؟
پسرعموت و رفیقش میرن چندتا .نوشیدنی بخورن
نمیدونم هیچوقت میتونم ،جبرانش کنم یا نه
.ولی خیلی دوست دارم امتحان کنم
،بابت کاری که برای تونی کردی ممنونم
ولی نمیخوام هیچ جایی
.نزدیک من یا کسب و کارم باشی
میکنیش توی اون خانوم رئیست؟
.حقیقت رو بگو، رفیق
Dark AngeL مترجم: شقایق
محوطهی خصوصی متجاوزان مورد پیگیری قانونی قرار میگیرند
.پسرعمو
.خدافظ، بابی
.مکزیکیهای لعنتی
هی، تونی. همهچیز مرتبه؟
.آره
.فقط داشتم به مامانم فکر میکردم
یادته قبلاً هر روز صبح موقع درست کردن صبحونه با صدای بلند
لوئیس میگل بازی میکرد؟
.آره
.قهوه با لوئیس
.ولی صداش خیلی بد بود
.مثل یه گربهی در حال مُردن بود
.دلم برات تنگ شده
.منم دلم برات تنگ شده
اگه بگم امشب با هم وقت بگذرونیم چی میگی؟
نظرت؟
.آره، عالی میشه
.میبینمت
.عالیه. میبینمت
.خدافظ
.سلام
مورد اضطراریای توی کارخونهی تکیلا پیش اومده؟
،پسرخوندهام بود
.و اون کارخونهی مشروبسازیه
.درسته
.ممنون - .خواهش میکنم -
حال پسرخوندهات خوبه؟
.آره
خب، میبینم لباس پوشیدی و آمادهی .فرار کردنی
زمان رئیس دست خودش نیست؟
برای صبحونه زمان داری، آره؟
.خبر خوب
میخوام ببرمت به جای موردعلاقهام .برای صبحونه خوردن
.ساعت 9 صبحه
بدترین اتفاقی که توی کارخونه میتونه بیوفته چیه؟
همه چیز مرتبه؟
.خب، امیدوارم دوست داشته باشی
اولین باره که دارم ویوس رانچروز .درست میکنم
.وایسا. بهترین بخشش رو فراموش کردم
!صبر کن
.واقعاً لازم نبود اینکار رو بکنی
.بیخیال. این حداقل کاریه که میتونم بکنم
.خب
.خب
تونی هم میخوره؟
،نه، دیشب دوباره بیدار بود
.برای همین گذاشتم بخوابه
.قبل از اینکه سرد بشه یکم بخور
.خوشمزهست
خوشت اومد؟ - آره، میشه یکم آب برام بیاری؟ -
!آره، حتماً
باید حتماً
.دستور پختش رو بهم بدی
باشه. میدونی چیه؟
،راستش، چند ثانیه طول میکشه
.اگه بخوای
.وقتی دو سالم بود بابام ازمون جدا شد
،مامانم حدود سه تا کار داشت
برای همین قبلاً زمان خیلی زیادی رو
.توی خونهی بهترین دوستم بودم
باباش توی یه باند
.در کلیسای بپتیست درام میزد
.هر یکشنبه با خانوادهاش میرفتم اونجا
.همونجا عاشق موسیقی شدم
.کم کم داره شهرت خوشم میاد
.آره
.من کم کم داره از تو خوشم میاد
.صبح بخیر
.بسته برای سیاته گوتاس
.برنامهای برای تحویل بسته نداشتیم
.طبق گزارش ارسال من که هست
از طرف کیه؟
.مارسل دوماز
رسانهی اینترنتی نایتمووی تقدیم میکند NightMovie.Co
!برو! حرکت کن
.بشین
.احمق عوضی
.خودشه
.بارشون بزنید
...بهترین خاطره
.کوکب
کولیاچان زمینهای زیبایی از .گل کوکب داشت
.قبلاً دوست داشتم بینشون بدوم
چرا کسی باید چنین چیزی رو رها کنه؟
.متأسفم، نمیخواستم فضولی کنم
.نه. اشکال نداره
فکر میکنم
به همون دلیلی که همه میرن .منم رفتم
،فرصتهای بیشتر
.امید برای زندگی بهتر
.خب، ظاهراً پیداش کردی
مطمئنم اونهایی که توی خونه داری .بهت افتخار میکنن
حالا چی؟
.اون ماله توئه. این ماله منه
.تو کُشتیشون خودت هم میبریشون
.احمقجان، اون چاقه رو تو کُشتی
.من شروعش کردم، ولی تو تمومش کردی
.انگار اصلاً کمرم درد نمیکنه، آشغال
.عوضی آشغال - .باشه -
.اون چاقه رو باهم میبریم
.یالا
.یالا
.عوضی چقدر سنگینه
.دوتا آوردم
!باید از اینجا بریم
،اگه نتونیم اینها رو داشته باشیم .هیچکس نمیتونه
!بریم، بریم
.یالا، یالا .حرکت کن. دارن میان
.لعنتی
.سلام، پوته
چی شده؟
چقدرشون رو از دست دادیم؟
.خیلی
.یه موضوع دیگه هم هست، تریستا
،یه نفرینه
.یه طلسم
.اعلام جنگه
.دیشب معامله با دوماز رو فسخ کردم
.انتظار نداشتم بخواد جنگ راه بندازه
ولی نمیتونستی پیشبینی کنی که
.چنین کاری میکنه، ترسیتا
.میتونیم بریم سراغ قاضی
.نه
نمیتونیم بیشتر از این به لافایت .بدهکار بشیم
.اونها اول بهمون حمله کردن .من که میگم سوار نظام خبر کنیم
.جنگ راه بندازیم، هیچکس نمیبره
روئل قرار به یه رابط توی آتلانتا .معرفیمون کنه
خریدار؟ - .بیشتر از اینهاست -
.اگه باهاش معامله کنیم
میتونه مسیر به ساحل شرقی .رو امن کنه
.نمیتونیم همهی اینها رو ریسک کنیم
.باید همهچیز رو درمورد دوماز بدونیم
.رئیس، نمیتونم خبری از خاویار یا بوز بگیرم
.احتمالاً یه جایی مست افتادن
آخرین باری که کسی خاویار یا بوز رو دیده کِی بوده؟
.دیشب، توی بار
.بریم
یه مکان هنری
.برای مجتمع زندان میشه
بزرگتر از آنگولا و همراه با .خودمختاری بیشتر
وقتی کار میکنیم، برای ایالت
میلیونها دلار در سال
.به ازای هر زندانی ذخیره میکنیم
مشکلات زیستیت چی میشن؟
،ما آزمایشات مستقل خودمون رو داریم
که مشخصاً نشون میده خاک عاری از .هرگونه آلودگیای هست
تمام مدارک رو برای بازدیدتون
.آماده کردیم
کارهای اداری رو انجام میدیم .و خبرتون میکنیم
.لطف میکنید، آقایون
.یه گاز دیگه از سیب میخوان
خب، به لطف شریک جدیدمون
،که توی کار تکیلاست .بهشون میدیم
،به درک، کل باغ رو براشون میکاریم
،وقتی کار این زندان کامل بشه
.یه پاکسازی درست توی شهر انجام میدیم
خانوم مندوسا، و دوماز و بقیهی
خلافکارهای شهر
برای همیشه اینجا رو خونهی خودشون .میدونن
.یه چیز دیگه
خانوم مندوسا یه نفر رو فرستاده بود .امروز دنبالم کنه
،میخوام یه پیغام کوچولو براش بفرستم
.یه سری آداب رو بهش آموزش بدم
شرط میبندم این احمق
.چندساله خودش رو ندیده
.بیا بذاریمش همینجا بمونه - .نمیشه، احمق -
.ترسا نباید از این جریان باخبر بشه
.اگه اینجا بذارمش، پیداش میکنن
،اگه بندازیمش توی آب
.تمساحها میخورنش
متخصص باتلاق و این چیزها شدی؟
.یالا. پاشو
!یک، دو، سه
به چی میخندی، عوضی؟
...یادته
اون موقعها که اینقدر چاق بودی؟
.بهت میگفتیم مارسیپان
خفه شو. باید این گندکاری .رو درست کنیم
چه مرگته، احمق؟
!دارم نابودش میکنم
!لعنتی - !هی! هی -
.همین الانش دوتا جسد روی دستمون مونده
.آوردیم اینجا که این گندکاری رو درست کنم
!منم این گندکاری رو درست میکنم
.رفتم خونهی خاویار
.هیچکس نبود
،بعد رفتم هتل بوز
اون یارویی که پشت میز نشسته بود
.گفت اصلاً نیومده
.آره، خب، تعجب نمیکنم
.حالشون خیلی خوب نبود
آخرین باری که دیدیشون کِی بود؟
.خاویار من رو فرستاد خونه
.گفت خودش تعطیل میکنه
،حتماً مست بوده
.چون در باز بود
.شاید حق با جورج باشه
.ممکنه حسابی مست کرده باشن
.میرم یه سری تماس بگیرم
.باشه - .بیاید -
هی، اونها پسرهای بزرگیان، خب؟
.مطمئنم حالشون خوبه
به شانس اعتقاد داری؟
.آره، آره، قبلاً خیلی این حس رو داشتم
...شاید چون بابام قمارباز بود
.راستش، یه معتاد به قمار
پسر، تمام چیزهایی که داشتیم
رو باخت
.بیشتر از یه بار
،تا وقتی که یه روز
شانس بهش رو کرد
،بزرگترین قمار زندگیش رو برنده شد
.و یه مهره برای من نگه داشت
...خب، درنهایت، شانسش تموم شد، ولی
.از روزی که اون رو داشتم خوششانس بودم
.بگیرش
.نه
.تو نگهش دار
.بهت نمیدمش
.بهت قرض میدم
که وقتی پسرها برگشتن اینجا
،التماس کردن که بلادی مری بهشون بدم
.پسش بدی
.بیا
.ممنون
.ردیفه
.آنتن نیست
.احمق کبوترباز
فقط خارجیها کل روز میشینن .پرندهها رو نگاه میکنن
.اینقدر مسخره باری درنیار
.یالا
.یه مقدار علف برای آقا
.دیگه علف نمیکشم
منظورت چیه که نه؟
چرا؟
.فقط دیگه نمیکشم
جریان دختریه؟
.نه
.چرند میگی
.نگاه توی چشمهات رو میبینم
.برات انجامش میدم
اون موقعها رو یادته که امیلیا مجبورم کرد دیگه علف نکشم؟
.توی اون گروههای سلامت بود
.میخواست دیگه گوشت نخورم
چه مرگته، مرد؟
.دیدمش، بریم
!من هیچی نمیبینم
.باشه، باشه
اگه خبری شد بهم بگو، باشه؟
.ممنون
.دستیار بوز توی سینالوا بود
.کسی خبری ازش نداره
این باید یه ربطی به ماجرای کارخونه .داشته باشه
فکر میکنی کار دومازـه؟
.باید یه چیزی رو ببینید
.بوی سفیدکننده داره دماغم رو میسوزنه
.نه، موضوع همینه .سرایدار امروز نیومده
.یکی پاکسازی کرده - .هی، بچهها -
ببینید توی سطلآشغال پشتی .چی پیدا کردم
.امیدوارم خون خاویار نباشه
.هیچی
24 ساعت گذشته
.فیلمهای امنیتی ناپدید شدن
منظورت چیه که ناپدید شدن؟
.پاک شدن، مثل دستشویی
.باید کار دوماز باشه
خاویار و بوز رو از دور خارج کرده
درست قبل از اینکه به کارخونه .حمله کنه
با عقل جور درمیاد، تمیز کرده
.که برای خودش یکم زمان بخره
،تا جایی که ما میدونیم .ممکنه همین الانش مُرده باشن
.نه، با عقل جور درنمیاد
میتونست افرادمون رو توی
،کارخونه بُکشه .ولی نکُشت
.خب، شاید خاویار و بوز دعوا راه انداختن
.راهی نداشته - .آره
به کی زنگ میزنی؟
.دوماز
،اگه دست اون باشن .با جنس معاوضهشون میکنه
لطفاً پس از شنیدن صدای بوق .پیغام خود را بگذارید
.جواب نمیده
.باید یه سر به تونی بزنی
.منی رو برای احتیاط ببر
.ردیفه
چی تو فکرته، دختر کوچولو؟
.باهام بیا
کجا میری، مرتیکه زنباز؟ !هی
میدونی چیه؟
.تو بابی نیستی
.نه بابا
شماها کی هستید؟
این رو میخوای؟
.ماله من نیست
آقای ببرمون جایی بوده
.که نباید باشه
شماها چه مرگتونه؟
بابی کجاست؟ - .نمیدونم -
.میدونی، اگه نه اون اینجا نبود
.هیچی بهتون نمیگم
تو چطور؟ یوزپلنگ؟
نظری نداری؟
.بابی پنجشنبهها پوکر بازی میکنه
.فروشگاه کورنر، خیابون رومن
.عوضی
.بریم
هی، بهش که نمیگید، مگه نه؟
منی اینجا چی میخواد؟
.اومده حواسش رو به شما دوتا بده
.یه مشکلی پیش اومده
.میخوام از خودت و تونی مراقبت کنی
چقدر اوضاع بده؟
.هنوز نمیدونیم
.نزدیک خودت نگهاش دار
.باشه
چی شده؟
.هیچی. فقط جهت اطمینان
.کسی از خونه بیرون نمیره
ترسا خوبه؟ هنوزم قرار امشب بیاد اینجا؟
.حالش خوبه، ولی داره کار میکنه
.امشب نمیتونه بیاد
.نگران نباش
.حالش خوبه
.همیشه همین رو میگی
.هرچی کمتر بدونی، برای خودت بهتره
.آره، چون همهچیز برای من عالیه
.هی، تونی
.خب
.باید برم
.یه چیز دیگه
.این رو بسوزون و دودش رو .توی خونه پخش کن
.خب، حالا داری من رو میترسونی
.نگران نباش
.هیچوقت نمیذارم اتفاقی برات بیوفته
.بیا در رو پشت سرم قفل کن
.آره، آره، اومدم
.کمکم کن، احمق
چه مرگته، آشغال؟
چیه؟
مجبورمون کردی چندساعته داریم الکی میچرخیم
.آشغال مارسیپان
.به اندازه کافی ازت کشیدم
.کل روز، هی حرف و حرف و حرف
!نمیتونم فکر کنم
!مراقب باش
وقتی یه بچه بدون تخم بودی .ازت مراقبت کردم
.این رو یادت نره
.یادت نره، آشغال
.من هیچی رو فراموش نمیکنم
.مثل وقتی که برادرت رو کُشتی
.وقتی پسرت رو به کُشتن دادی
.در حد خودت حرف بزن
.بزن
.بزن، عوضی
.بزن، عوضی
.اگه مکزیک میموندم من رو هم میکُشتی
.من مثل تو نیستم
.خدارو بابتش شکر میکنم
.باشه
.یه گلوله بیشتر برای کفتربازه ذخیره میکنم
.پسر، این دود داره ریههام رو میسوزونه
.باید برم هوا بخورم. مراقب باش
.سلام، رفیق
.خداروشکر، پسر
...دنبال خیابون بوربن میگردم، ولی
.حسابی گم شدم
.توی بخش اشتباهی از شهر اومدی
.عالی شد
.از من بعید نیست چنین کاری بکنم
ببین، یکی از این موبایلهای جیپیاس دار .دارم
.روش یه نقشه هست ،میتونی نشونم بدی
.داداش
فقط میخوام بدونم اینطرفی برم
.یا اون طرفی
چطوره من و تو یه قدمی بزنیم؟
.نمیدونی اینجا با این وارد چه ماجرایی میشی
.تو همین الانش واردش شدی، احمق
میشه این رو قرض بگیرم؟
.یالا
.بجنب
.دوماز دیشب دوتا از افرادم رو گرفته
.میخوام پسشون بگیرم
.من چیزی در این مورد نمیدونم
.بریم
.احمق، عوضی
.گوش کن، رفیق
.صندلی داغ حال نمیده
.روش بودم، انجامش هم دادم
،فقط بهمون بگو کجان
.و همهچیز تموم میشه
.میتونید همینطوری من رو بزنید
.همون جواب تکراری رو میشنوید
من هیچی درمورد
.آدمربایی نمیدونم
.ببین
یکی یکی انگشتهات رو قطع میکنم .تا وقتی که حرف بزنی، عوضی
،خب، من خیلی اسپانیایی بلد نیستم
.ولی این به نظر چیز خوبی نبود
،به خدا
!من هیچی نمیدونم
!هی! هی
حالا باهاش چیکار کنیم؟
.تمساحها میان سراغش
چیه فکر کردی فقظ خودت
متخصص باتلاقهایی؟
.عوضی
!خفه شو، حرومزاده
میدونی چی رو نمیفهمم، پسرعمو؟
برای چی اینجایی؟
،توی مکزیک شاهیم
همهی اونها رو بیخیال شدی که ،بیای برای ترسا کار کنی
،حالا هم اینقدر سرت رو کردی توی کونش
.که نمیفهمم سر و تهتون کجاست
.امروز این سوال رو نپرسیدم
نه، کمکت کردم
،چون یکی از قوانینش رو شکستی
و میدونی چرا؟
.چون خانوادهایم
فقط به همین دلیله که بهت ...اهمیت میدم، پسرعمو
.دلم برات تنگ شده، حرومزاده
.جدی میگم
راست میگی؟ یا میخوای فرار کنی؟
.پایهاتم
.یالا، مارسیپان .بریم
.ببخشید، مزاحمتون شدم، خانوم
.از دوسان خانوم مندوسا هستم
.خب، من نمیشناسمتون
ببخشید. چطوری اومدید اینجا؟
.ببخشید
ادبم کجا رفته؟
،قاضی سیسیل لافیت هستم
.و اینشون همکارم، کاراگاه گرین
.رندال کارت شناساییت رو نشونشون بده
.خیالشون راحت بشه
.خب
امرتون؟
.میخوام صحبت کنم
میشه بیایم تو؟
مجوز دارید؟
.از اون جور ملاقاتها نیست
.فقط یه گفتگوی دوستانه
.خب، ترسا اینجا نیست
.میدونم
.اومدم شما رو ببینم
.اسمتون رو یادم نموند
.بهتون نگفتم
.ازت خوشم میاد
.باشه
گوش کنید، من خیلی سرم شلوغه پس پیغامی هست
که میخواید به ترسا برسونم؟
،در حقیقت
،اگه ترسا میخواد رازهای من رو بدونه
.باید ازم بپرسه
.من مثل یه کتاب باز هستم
تعقیب کردن من فقط براش دردسر .درست میکنه
.سلام، پسر
اسمت چیه؟
.تونی
.تونی
تو پسر ترسایی؟
نه، نیست، و فکر میکنم وقتشه که .شما برید
.حتماً پیغامم رو بهش برسون
.شب بخیر، خانوم
.نگران نباشید! راه خروج رو بلدم
اون کی بود؟
نمیدونم، ولی یه حسی بهم میگه
.یه گرگ بد گندهست
.لطفاً جواب بده .لطفاً جواب بده. لطفاً جواب بده
...لطفاً
.نه، باهاش حرف نمیزنی
.حتی نگاهش هم نمیکنی
.بسه
.فقط میخوام پیداشون کنم
کمکم میکنی؟
میتونم یه نوشیدنی بخورم؟
.بازش کن - ...ترسا -
.بازش کن
.ممنون
اونها کجان؟
اگه بهت بگم میذاری برم؟
زندهان؟
.مارسل طبیعتاً قاتل نیست
.تاجره
فقط باید بدونی چطوری به زبونش .صحبت کنی
.داری طفره میری
.کلی خون داره از دست میده
اگه بمیره، دیگه خاویار رو نمیبینیم
!لعنتی
.دکتر میخواد
.باید ادامه بدی
.لعنتی
چیه؟ - .دیگه دیر شده -
ماشین کجاست؟
.لعنتی
.هی
"محوطه خصوصی. ورود ممنون"
.ای احمق
.سلام
.نمیتونم بخوابم
میخوای بیای کمکم کنی مطالعه کنم؟
چی مطالعه میکنی؟
.قانون لوئیزیالا
.دلم برای تمرین تنگ شده
برای همین امیدوارم بتونم از ایالت .مجوز بگیرم
کِی وکیل بودی؟
آره، خب، من
.زندگیهای زیادی داشتم
میدونی، به جهنم رفتم و برگشتم
.فقط توی همین چند سال گذشته
،این حسیه که داری
.انگار به جهنم رفتی رو برگشتی
.میدونی، همهاش یه کابوسهایی رو میبینم
.یه یارویی میاد تو اتاقم و بهم شلیک میکنه
.و حس میکنم خیلی واقعیه
انگار وارد شدن گلوله به سینهام .رو حس میکنم
...میدونی
.بعضی وقتها زندگی میتونه خیلی تاریک بشه
و بعضی وقتها تشخیص واقعیت از کابوس
.سخت میشه
.میدونی، منم کابوس میبینم
.شش ماهه که پاکم
و همهاش خواب میبینم که دوباره ،دارم میخورم
.و خیلی به نظر واقعیه
چون، ببین، من یه شانس دوباره توی زندگی دارم
.درست مثل تو
ولی سعی داریم بفمیم
،چطوری از گذشتهمون بگذریم
.و هرکاری براش میکنیم
چشمهات رو میبندی و یه چیز متفاوت رو
،تصور میکنی
ولی بعد بازشون میکنی
.میبینی هنوزم با خودت درگیری
،پس هرروز صبح
بیدار میشم و برای کسی که قدرتش از من بیشتره دعا میکنم
کمکم کنه چیزهایی که نمیتونم ،تغییر بدم رو بپذیرم
و شجاعت تغییر چیزهایی که میتونم .رو بهم بده
نمیتونی از گذشتهات فرار کنی، خب؟
.بخشی از توئه
،ولی توی تاریکی ...کابوسها
،باید بکشیش بیرون
،چون واقعی نیست
.و اگر بذاریم فقط بهمون آسیب میزنه
Dark AngeL مترجم: شقایق
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم NightMovie.Co
Channel: @illusion_Sub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.