Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
.الان دیگه به دوماس میفروشیم
.باجاش این بود .ببین کار کی بوده
میدونم دوست داری کارها رو .دوستانه توی ایالتها پیش ببری
.ولی توی سینالوا با مهربونی آدم نمیکُشیم
.فقط میکُشیمشون
،خاویار جیمنز رهبر یه جوخهی کشتار
.بیرون خوارزـه
.قاضی سیسیل لافیت هستم
بازداشتم؟
،برای راه انداختن یه کار و کاسبی توی شهر من .باید مالیات بدی
...و اون مالیات .اون مالیات به ارادتمند شما ارسال میشود
.بریم
.قرار بود مُرده باشی - .میدونم. میدونم -
.لطفاً بذار توضیح بدم
اگه ترسا میخواد من بمیرم .مشکلی باهاش ندارم
.تحسین برانگیزه
چرا پودرش رو نمیفروشید؟
.چون اینطوری کار رو انجام نمیدم
و خالصیتش؟
98%
.خاویار رابط تو خواهد بود
.و دیگه من رو نمیبینی
.فقط یهبار این رو میگم
.میدونید ما کی هستیم
.میخواستید توجه ما رو جلب کنید
.موفق شدید
.پیدا کردنت کار سختیه
.چند روز پیش منتظر تماست بودم [جزایر کایمن]
.خیلی متأسفم
.بازار تلاطم زیادی داشته
.پیشنهادم درمورد شرکت حمل و نقل رو دادم
درمورد استفاده از بودحه حسابهای ترک .و کیکو صحبت کردیم
.متأسفانه این کار ممکن نیست
.یه پرونده کلاهبرداری در حال انجامه
،تأثیری روی شما نمیذاره ولی ممکنه چند روز طول بکشه
تا به صورت ایمن بتونم به حسابها .دسترسی پیدا کنم
دیتر، پول من مشکلی داره؟
.نه، نه
.اون حسابرسیها تآثیری روی تو نمیذارن
ولی اون حسابها رو به طور موقت .مسدود میکنه
.من این شرکت حمل و نقل رو میخرم
.و نمیتونم یه کیسه پول نقد بهشون بدم
.فروش باید قانونی باشه
به این شرکت حمل و نقل نیاز دارم
.تا عملیات نولا رو گسترش بدم
.یه سری از داراییها رو جابجا میکنم
احتمالاً بتونه چیزی که میخوای رو بهت برسونه
.بدون اینکه پرچم قرمزی بالا بره
.وقتی کار انجام شد خبرم کن
.البته
میخوای با هواپیما برم؟
.فعلاً نه
.باید منتظر بمونیم ببینیم چی میشه
گوش کن، میدونم کلی دلیل
.برای رفتن بعد از اتفاقی که افتاد داری
.خوشحالم که هنوز اینجایی
،خب، تمام بارهایی که تا حالا توشون کار میکردم
.رئیسهام همیشه مرد بودن
.میدونستم برای اونها چی هستم
.فقط یه جذابیت دیدنی
حتی با وجود اینکه من کارشون رو .راه انداخته بودم
...ولی، اممـ
.نمیدونم. تو فرق داری
.و به پیشرفتی که این بار میتونه بکنه باور دارم
،پس چیزهای دیگه
.کار توئه
خب، آمادهای درها رو باز کنیم؟
.آره
.خیلی اضطراب دارم
.بریم تو کارش
.باشه، بریم
.گوش کن، من میرم خونهی پوته
.احتمالاً تونی پیششه
.باهات میام
نه، بمون و مطمئن شو همهچیز .طبق روال پیش میره
.چند ساعت دیگه برمیگردم
.میبینمت - .سلام -
.سلام - .سلام -
چطوری؟ - .خوبم -
.ممنون
.مثل همیشه - تونی کجاست؟ -
.ترسیتا، یه چیزی هست که باید بدونی
.میخواستم شخصاً بهت بگم
...نمیخواستم پشت تلفن
.ترسا - .تونی -
چطوری؟ - .خوبم -
.خیلی بابت اتفاقی که افتاد متأسفم
.تقصیر تو نیست
.چقدر بزرگ شدی
اون چیه؟
.کتاب گرافیکی خودم رو درست میکنم
.هرکار میکنی بهش نگو کتاب کامیک
.دیوونه میشه
.دلم برات تنگ شده بود
.منم دلم برات تنگ شده بود
...میتونم الان باهات بیام خونه، یا
.فعلاً نه
.درستش میکنیم
ولی میخوام بدونی که اینجا جات امنه، باشه؟
.باشه - .ترسیتا -
.واقعاً باید یه چیزی رو بهت بگم
.سلام، ترسا
Dark AngeL مترجم: شقایق
رسانهی اینترنتی نایتمووی تقدیم میکند NightMovie.Co
تو میدونستی که زندهست؟
.نه
.به اندازهی تو تعجب کرده بودم
چطوری، پوته؟
چطور این اتفاق افتاد؟ - .جیمز -
.گفت جیمز گذاشته بره
منظورت چیه که جیمز گذاشته بره؟
پس تو کجا بودی؟
،بهم گفت برم .خودش کار رو انجام میده
.صدای شلیک شنیدم
.ببین، ترسا
.کلیآنه جون تونی رو نجات داد
،میتونست همونطوری مُرده بمونه
ولی ریسک کرد چون میدونست .تونی درخطره
.و ازش دفاع نمیکنم
.فقط اتفاقی که افتاده رو دارم بهت میگم
کی فرستاده بودشون؟
.کامیلا نبود
.نه، کورتز بود
.قبل از اینکه بکشیمش فرار کرد
سیکاریوها مُردن؟ - .یکیشون مُرده -
.جسد دومی رو پیدا نکردم
اون رو میخوای چیکار کنم؟
.نمیدونم
.باید بریم شرکت حمل و نقل
.بعداً به حساب اون میرسم
.به منی بگو پیششون بمونه
.پوته
.امشب جای تو و تونی اینجا امنه
.از طرف دوست مکزیکی جدیدمون
دیدن اینکه توی این شهر چیکار میکنه .جالب میشه
.رنه
.فکر میکردم اینجا باشی
چه خبرا، پسرعمو؟
.رنه و رفیقش میرن چندتا نوشیدنی بخورن
.یه چرخی توی شهر بزنن
چطوره تو هم باهامون بیای، دیویس؟
.یالا، پسرم
.خوش بگذرون .شب متعلق به جوونهاست
.خیلیخوب. فکر کنم همینطوره
فقط، جایی که میری رو برام بفرست .و اونجا میبینمت
.یکم دیگه میبینمت
حالش چطوره؟
راستش رو میخوای؟ .نگرانم
،از وقتی از بیمارستان برگشته
.خوب نبوده
داروهاش رو عوض کردن و اینکه این مدلی توی خونه میگرده
.مثل یه زامبی کوفتیه
خانوم مندوسا من و همسرم با هم ،این کمپانی رو ساختیم
.با جون و دل براش مایه گذاشتیم
.بیشتر از 30 سال
،چیز کوچیکی نیست .که بخوایم به غریبهها تحویلش بدیم
.درک میکنم که چقدر میتونه سخت باشه
ولی هنوزم قصد فروش دارید، درسته؟
.درموردش صحبت کردیم .میخوایم بازنشست بشیم
.آمادهی فروش هستیم .ولی یه مشکلی داریم
چه مشکلی؟
.چند سال پیش به یه مشکل بدی خوردیم
.اداره کل مالیات برامون مشکل درست کرد .به یه پول سریع نیاز داشتم
.برای همین سراغ یه وامدهنده خصوصی رفتم
.عزیزم، محض رضای خدا .کار واقعی طرف رو بگو
.طرف نزولخوره
.ابی، آروم باش
طرف بهمون پول رو قرض داد .ولی با یه بهرهی خیلی دیوانهوار
،حالا، بدتر از اینها طرف ادعای 30% سهام
.کمپانی رو داره
اسمش چیه؟
.جوئل بوچر
.برام مهم نیست کی هستی
.حمل و نقل سالرنو فروشی نیست
فکر میکنم دوست داشته باشی .پیشنهادم رو بشنوی
میتونیم امشب همدیگه رو ببینیم؟
البته، چرا که نه؟
.حس کنجکاویم رو فعال کردی، عزیزم
.برنامه عوض شد
.اول یه جا توقف میکنیم
.خیلی طول نمیکشه
.شرکتهای حمل و نقل دیگهای هم هست
.فکر میکنم این یکی خیلی دردسر داره
این یکی یه شرکت کوچیک، مستقلـه
که مسیرهای حمل و نقل .به تمام نیویورک رو داره
.برای کاری که ما میخوایم عالیه
،با شرکتهای بزرگتر
.سوالهای زیادی درست میشه
.این رو لازم داریم
قرار هست درمورد بلایی که سر کلیانه میخوای بیاری حرف بزنیم؟
.بهمون خیانت کرد، پوته
.میدونم
.میخوای بره
سلام، دختر، اوضاع چطوره؟
.سلام. آره، خوبه
.از وقتی درها رو باز کردیم خلوت نشده
فقط توی یک ساعت گذشته .حدود 20تا ترسیتا درست کردیم
ترسا. چطور پیش رفت؟
.آقا، هی، ببخشید، آقا
...پیچیدهسا. زوجـه
.باید آروم بشید - .به من دست نزن -
بوز اینجا چیکار میکنه؟
.نمیدونم
.هی، هی، هی، مشکلی نیست
.مشکلی نیست، میشناسیمش
.توی اون جعبه یه تفنگ داره
.اصلاً پر نیست، احمق .یه سرمشق برای ترساست
.احمق
اینجا چیکار میکنی، بوز؟
.برای تعطیلات اومدم
.برای شارژ مجدد باتریهام
.یه نگاه به هدیهات بنداز
.هی، بردی - .بله -
میشه یه کمکی بکنی؟
خاویار، چطور قسمت ویژه رو نشون بوز بدی؟
.یه نوشیدنی بخور، آروم شو
آره، دوست دارم این اوضاع بینمون رو .شفاف کنم
.با اجازهی شما لطفاً
نوشیدنیت رو بخور، بعداً صحبت میکنیم، باشه؟
.جای قشنگیه، ترسا
بوز؟
ناموساً؟
.به سلامتی
چرا؟
نمیدونم. بوچر اینجاست؟
.اونجاست
.عوضی، بو و قیافهی دردسر رو داره
.دماغ گندهای هم داره
پول رو از گاوصندوق درآوردی؟
.آمادهست
میخواثی برم سراغ خاویار؟
.نه، میخوام اون سر بوز رو گرم کنه
آقای بوچر؟ .ممنون که به دیدنم اومدید
کرماش کو؟
.درست میگن
اگه قورتش بدی، میتونی .تصاویر توهمی ببینی
.اسمش مزکالـه، و من نمیدونم
این تمام بدهی سالرنو به شماست .به علاوهی سودتون
.من بدهیشون رو به طول کامل پرداخت میکنم
پس میخوای سالرنو رو بخری؟
.مشکلی نیست
.ولی من رو به عنوان شریکت داری
.من شریک نیاز ندارم
،خب، پس
.فکر میکنم گزینهی دوم هم هست
،فروش کوچولوت به مشکل میخوره
.و من کل شرکت رو میخرم
.من یه گزینهی سوم برات دارم، احمق
.آقای بوچر
پول زیادی دارم بهتون پیشنهاد میکنم .که برید
.ولی وقتی رفتید، دیگه برنمیگردید
.دختر بامزهای هستی
.حمل و نقل سالرنو
.یه چیز باد آوردهست
.و من هنوز دارم باهاش حال میکنم
.پس فکر میکنم به مشکل میخوریم
.وایسا، فکر نکنم بدونی کجایی
.و اینجا... مکزیک نیست
.آره، اینجا حتی آمریکا هم نیست
...این
.نیواورلنزـه
و ما اینجا به روش خودمون کارها رو .انجام میدیم، عزیزم
میدونی، آدمهایی که من بهشون وصلام
...دکمههایی که میتونم فشار بدم
.حتی دلت نمیخواد اینها رو بدونی
.من خودم رو جز اونها کردم، عزیزم
.فکر کنم این دوروبر ببینمت
.الان دیگه توجهم رو جلب نکردی، عزیزم
.بذار امشب کارش رو بسازم
.نه
.یه راهی پیدا میکنیم
.ممکنه راه دیگهای نداشته باشیم
فکر میکنم با این احمق یه لگد .به لونهی زنبور زدیم
.اون مکزیکیها رو وارد کار من کردی
فکر کردی میتونی من رو بیرون کنی، فرنک؟
.سلام، تونی
،گوش کن، امشب میخواستم برگردم
.ولی دیروفته و شما روز طولانیای داشتید
چطوره یکم استراحت کنی بعد فردا ببینمت؟
.عالیه. شب بخیر
.خدافظ
حالش چطوره؟
.سعی داره شجاع باشه
.ترسیده
.پیش کلیانه حس میکنه جاش امنه
از همگی ممنونم که اینجا
.در هفت قطره بهمون پیوستید
درست تلفظ کردم؟
چی شده؟
ترسا؟
!خیلیخوب
چرا بهم نگفتی امشب اینجا اجرا داری؟
،وقتی بردی تماس گرفت .فکر کردم ایدهی تو بوده
ولی البته که نبوده چون این بار توئه
.و الان اوضاع ناجور شد
.مشکلی نیست
.تعجب کردم
هرچی لازم داری هست؟
.عالیه
وقت داری از اجرا لذت ببری؟
.آره، البته
.خوشحالم که اینجام
.امشب برات شب بزرگیه .دورت رو ببین
.هی، ترسا
الان برام وقت داری؟
تا سی دقیقه دیگه برای صحبت درمورد کار
.خیلی مست میشم
.توزیعکنندهی اگاو منه
.برمیگردم
.خوش بگذره
.برمی به دفترم
.چقدر غذا
.عزیزم، من رو ترسوندی
.ببخشید - .نه، مشکلی نیست -
خدا میدونه که الان همهمون یه دلیل .برای عصبی بودن داریم
گوش کن، کلی ساندویچ برات درست کردم، خب؟
.میذارمشون توی یخچال
.چند روزی برات کافی هستن
.داری میری
مامانم همین کار رو میکرد هروقت که
.میخواست بره
.آره، باید برم
چرا؟
.به خاطر ترساست
.نه
.خب، تقصیر اون نیست
.اشتباه وحشتناکی کردم
و بهم اعتماد کرده بود و من به اعتمادش .خیانت کردم
به دست آوردن دوبارهی اعتماد خیلی سخته
.وقتی که یه بار از دست بره
.ولی خبر خوب اینه
خب، اون خیلی دوسِت داره و .اینجا جات امنه
میدونی، توی کل عمرم مردم .همین حرف رو بهم میزدن
.ببین کارم به کجا رسید
نه. هی، تونی؟
.دزده رو مجبور کردم چیزی که دزدیده بود پس بده
.همونطور که گفته بودی
.ممنون
.ولی لازم نبود این همه راه بیای تحویلش بدی
.میدونم شکهای خودت رو به من داری
.ولی میخوام بهت اطمینان بدم
.من به تو وفادارم
میخواستم وقتی این رو بهت میگم .تو چشمهام نگاه کنی
.من سربازتم
،سینالوا رو تو اداره میکنی
.ولی اونجا نمایندهی منی
.میخوام بدونم که میتونم به افرادم اتکا کنم
.میخوام بدونم میتونم به تو اعتماد کنم
.میتونی
خوشحالم که اومدی و همدیگه رو .درک میکنیم
.باید برگردم
.ممنون
خانوم سالرنو؟
.معامله کنسله
وایسید، چی شده؟
امشب به شوهرم حمله شد
.و یکی از ماشینهامون رو آتش زدن
.لطفاً دیگه با ما تماس نگیرید
.خانوم سالرنو
الو؟
چی شده؟
.بوچر به فرنک سالرنو حمله کرده
.یکی از ماشینهاش رو آتش زده
.حرومزاده
.ما به اون آدمها آسیب زدیم
.باید مطمئن بشیم که حالشون خوبه
.ترسیتا
.همیشه از راه سختش میری
!انجامش بده، گندهبک
.ترسا هستم
.الان در دسترس نیستم
.لطفاً پیغام بذارید
.پسر
این آهنگ مسخره چیه؟
بیا موسیقی ماریاچی بذاریم، نه؟
.گوش کن، بوز
،ترسا نمیخواد توجه کسی رو جلب کنه
.مخصوصاً اینجا
.میدونی که یعنی چی
.دارم درست رفتار میکنم
.من رو ببین
چی میگن؟ ...وقتی توی رم هستی
من رو یادته، رفیق؟
خانوم رئیسه هستش؟
.نه
چطوره من و رفیقم رو ببری
قسمت ویژه؟
.دنبالم بیاید
پول نداریم. میدونی که، درسته؟
میفهمی؟ مهمون شما باشیم؟
.بله، فهمیدم
!احمق - ،گندهبک، یالا -
.و اول اون میره
.فقط راه برو
!ترسا
.بشین سرجات، گندهبک
.سلام عرض شد، عزیزم
شرط میبندم فکر نمیکردی به این زودی ،من رو ببینی
مگه نه؟
.گفتی مردم رو میشناسی .منم همینطورم
قبل از اینکه کاری کنی باید .بهش فکر کنی
.یالا، عزیزم
.بیا قدم بزنیم
...میدونی، این مزرعه
.چند نسل هست که توی خانوادهی من بوده
میدونی، بابام، قبلاً با تمساحها .کشتی میگرفت
.و چهار قدمش رو بهم یاد داد
،حالا، قدم اول
.از همه خطرناکتره
.پشت سرش برو
.همیشه باید از پشت به تمساح برسی
،چون باید اون پاهای عقبی رو ببندی
پاها رو روی زمین نگه داری
.که نتونن اون دُم رو دورت بپیچن
.این اتفاق میوفته
.اونجا کنترلت رو به دست میگیری
...و کنترل رو دست خودت نگه میداری، خب
.این کلید نجات پیدا کردنه
حالا، وقتی انگشتت رو
زیر فک تمساح میگیری
و اون پوست نرم رو حس میکنی که .دور استخوان رو گرفته
و اون سر رو
.به زاویهی 90 درجه میچرخونی
.و نمیتونن مقابله کنن
.این قدم سومه
.تسلیمشون کنی
.به کار من هم شباهت داره
،مثلاً امشب
.کنترل حمل و نقل سالرنو دست منه
.گفتی چهار قدم هست
چطوری میخوای بپری و فرار کنی
بدون اینکه بخورنت؟
!سوار شو
پسرعموت بهت پیام داد؟
.طرف بی دست و پاـه
.سلام، خاوی جاکش
.داریم تعطیل میکنیم
.اینجا نیواورلنزه
.اینجا تعطیلی نداره
.هی، من پسر رئیس مشروب فروشیهام .من بهت میگم که کی تعطیل میکنید
.یه دور دیگه
.که ببرید
.برای من که خوبه
.هی، پسرعمو
مطمئنی نمیخوای یه دهنی از این ردنکهای مست سرویس کنم؟
.کار احمقانهای نکن
.قولی نمیدم، احمق
اون چیه؟
!ماشین رو خاموش کن
.قاضیه
.لافایت
.شما و خانوم رئیسه بشینید سر جاتون
.دستهاتون رو جایی بذارید که بتونم ببینم
.تا وقتی نگفتم از ماشین پیاده نشید
.خانوم مندوسا
.چقدر خوشحالم که دوباره میبینمتون
.ببخشید بابت روش غیر رسمی
مهماننوازی اینجا بهترین چیزی بود که
.توی این ساعت بد تونستیم جور کنیم
چی میخوای؟
دوست دارم حواسم رو به شهرم بدم
.از طریق آدمم... کاراگاه گرین
،امشب توجهام رو به یه چیزی جلب کرد
و خودم رو ملزم دونستم .که بررسیش کنم
و خوشبختانه، جوئل .تمام سرنخها به تو میرسه
حالا، قاضی، میدونی که من
.یه رابطهی کاری با حمل و نقل سالرنو دارم
به عنوان عضوی از دو جامعهی قانونی و کاری
خودم رو متعهد میدونم که بیام و میانجیگری کنم
.قبل از اینکه کسی دیگه آسیب ببینه
.من پیشنهاد عادلانهای برای سالرنو دادم
.قبول کردن
ولی آقای بوچر تهدیدشون کرد بعد من رو همراه همکارم
.دزدید
،حالا، قاضی
.این، خانوم داره چرت میگه
...من
.من آقای بوچر رو چندین ساله که میشناسم
.کارشون رو میدونم
.یه سوال مهم از شما دارم
فقط شما چی از اون همه کامیون میخواید؟
میخوام کسب و کارم برای تکیلا رو به .بیرون از ایالت گسترش بدم
سالرنوها، کامیونهای قابل اعتماد
و مسیرهای انتقال عالیای برای .کاری که میخوام دارن
فقط همین رو منتقل میکنی؟
مشروب؟
.متوجه نمیشم
،به نظر من
رابطهی طولانی مدتم
،با آقای بوچر اگرچه
،کلی پول تولید شده توسط، بیاید فرض کنیم
.قاچاق مواد مخدر هست
در مقابل یه آشغال سفیدپوست نزولخور
.که یه شرکت حمل و نقل برای مناطق زده
.از اول هم از اون حرومزاده خوشم نمیومد
مخصوصاً از مدل صحبت کردنش
.با شما بدم اومد
.به عنوان یه جنوبی بهم برمیخوره
.پس برنده به جایزهاش میرسه
ظاهراً الان آزادید که معاملهتون رو
،با حمل و نقل سالرنو انجام بدیم
و سالرنوها لازم نیست دیگه نگران
.جوئل بوچر باشن
.میانجیگری به نتیجه رسید
از این قضیه چی میخواید؟
.شفافیت بین ما
.پولی که به بوچر پیشنهاد داده بودی میخوام
.به عنوان مالیات عملیاتی درنظر بگیریدش
.اینجا شهر منه
.یه گنجشک هم بدون خبر من از درخت نمیوفته
.احتمالاً داماس درمورد ما به قاضی گفته
.قاضی آشغال مثل یه مارـه
.شاید اون مار بتونه تبدیل به یه متحد بشه
.اگه بتونیم بهش اعتماد کنیم
.باید همهچیز رو درموردش بدونیم
.همه یه نقطهضعف دارن
.باید نقطهضعف اون رو پیدا کنیم
.چینو رو بذارید چند روز دنبالش بکنه
.فکر میکردم امشب برنمیگردی
.دیرنوقته. الان باید خواب باشی
.خوابم نبرد
چی شده؟
.میدونم که نمیخوای کلیانه اینجا باشه
،ولی اگه بره .ممکنه یه نفر بیوفته دنبالش
.میدونی، اون جونم رو نجات داد
.خانوادهست
.هی، متأسفم
ترسا، میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟
برو بخواب، باشه؟
.فردا صحبت میکنیم
.باشه
.شب خوبی داشته باشی
.شب بخیر
بهش چی گفتی؟
.حقیقت رو بهش گفتم
.که بهت خیانت کردم
بهش گفتی نزدیک بود من رو به کُشتن بدی؟
.جزئیات رو بهش نگفتم
.ببین، انتظار ندارم که هیچوقت من رو ببخشی
،پس هرکار میخوای باهام بکنی
،هرجور که میخوای این قضیه رو حل کنی .انتخاب با خودته
.هر بلایی سرم بیاد حقمه
.ولی حداقل باید بدونی که چقدر متأسفم
.نمیدونم یه روزی میتونم جبران کنم یا نه
.خیلی، خیلی دوست دارم تلاشم رو بکنم
.از کاری که برای تونی کردی ممنونم
.ولی دیگه نمیتونم بهت اعتماد کنم
.درک میکنم
.نمیخوام هیچ جایی نزدیک من یا کارم باشی
.اینجا خونهی توئه
.موندن یا رفتناش دست من نیست
.مهمون توئه
.حالش خویه، قاضی
.مأمور گشت شناختش .با من تماس گرفت
خدای من. چی شده؟
.ظاهراً گیج شده
.چندتا بلوک دورتر از شما خشکش زده
.میخواستم بیارمش خونه، ولی حرکت نمیکنه
دیویس؟
پسرم؟
صدام رو میشنوی؟
.گم شدم
.آره. باهام بیا، پسرم
.الان میبرمت خونه
.فقط فرمون رو ول کن
.همینه، آره
.آره
.میریم خونه، پسرم
.خیلیخوب
.یالا، پسرم
.یالا
.آره، مشکلی نیست
.مشکلی نیست
.برو یکم استراحت کن
.اگه بهت نیاز داشتم زنگ میزنم
.ممنون
.خانوم مندوسا
.تا دیر وقت دارید کار میکنید
.معامله کنسله
.صبر کنید ببینم
.آروم
.اعتمادمون رو از بین بردی
.نمیدونم درمورد چی صحبت میکنی
...نمیدونم
.شب بخیر
.این من رو یاد امیلیا میاندازه
.خودش بود، مرد
.نیمهی گمشدهام بود
بیشتر از چیزی که بتونم بشمارم .با زنهای خوب بودم
.ولی نمیتونم اون رو فراموش کنم
...عشق زندگیم
.بهتره برم حواسم رو به اون احمق بدم
حتماً کارمون خیلی بد بود که باعث شد
.از در جلویی فرار کنی
.خیلی متأسفم
.دوباره با پسرخوندهام به مشکل خوردم
همهچیز مرتبه؟
.الان هست
میتونم بیام تو؟
.ممنون
.زیباست
.ببخشید بهم ریختهست
.داشتم کار میکردم
.ساعت سه صبحه
.باعث میشه بعد از برنامه آروم بشم
.حس بدی دارم که برنامه رو ندیدم
.واقعاً متأسفم
.نگرانش نباش
.برنامههای دیگه هم خواهد بود
.با صاحب بار رابطهی خیلی نزدیکی دارم
.بذار باشه
قشنگه
چیه؟
فقط یه کاریه که چند سال پیش .انجام دادیم
.توی استودیو یه چیزی زدیم
عالیه. کی داره مینوازه؟
.یکی از دوستانم
.باید آلبومش کنی .عالیه
.دیگه پیشمون نیست
.متأسفم
.آره
.هی، خاوی جاکش
اومدی شاشیدنم رو ببینی؟
هوم؟
.تقصیر من بود
فقط اومدم مطمئن بشم توی راه رفتنت از اینجا
.به خودت آسیبی نزنی
حالا تو رفیقت ماشینی چیزی میخواید براتون بگیرم؟
.راستش رو بگو، رفیق
میکنیش توی خانوم رئیست؟
.من رفیق تو نیستم، احمق
.و واقعاً باید الان بری
.ولی شرط میبندم بهت میده
.فهمیده بودم جندهای
.اسم من خاویاره
!هی
!نه! نه
.خیلی بد شد، پسرعمو
Dark AngeL مترجم: شقایق
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم NightMovie.Co
Channel: @illusion_Sub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.