Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
.میخوام بخشی از این کسب و کار باشی
حاضری برای من بمیری؟ - .من برای تو زنده میمونم -
.این چیه؟ من این برگه رو هیچوقت امضاء نکردم
کمیلا سعی داره برات پاپوش درست کنه که .نابود شدن کارش رو تلافی کنه
.من دارم کمیلا رو ترک میکنم .کسب و کار خودم رو راه میندازم
.جای بزرگی داری قدم میذاری، دختر
.خطرهاش رو میدونم
،سعی کردی برام پاپوش درست کنی
.ولی هنوز هم میتونیم معامله کنیم
تنها معاملهای که اینجا انجام میشه .اینه که تو رو خاک کنیم
.فقط یک ملکه باید وجود داشته باشه
.من گرفتمت، بهت سرپناه دادم
.ازت محافظت کردم. تو اپیفانیو رو کُشتی
قرار ببینی که عشق زندگیت
.خیلی آروم و دردناک میمیره
.خیلیخوب، نفس نمیکشه، گوئرو
.مردی که ترسا عاشقش بود رو کُشتی
.من اومدم اعلام آتشبس کنم .کسب و کار ترسا همینطوری مونده
.به ارتباط من نیاز داره
.اون کمک تو رو نمیخواد
.بهش نیاز داره. و من هم قطعاً به کمک اون نیاز دارم
.این تنها راه نجات دادن دخترمه
.میتونم ترتیب یه آشنایی رو با کلمبیاییها بدم
در ازاش چی میخوای؟
.میخوام کورتز رو بُکشی
.به افراد بیشتری نیاز داری
.برای همین با خاویار جیمنز تماس گرفتیم، پسرعموی بوز
.دارم تاس رو سمت تو میندازم، ترسا
.باهمدیگه میتونیم برنده بشیم .میتونیم فونیکس رو اداره کنیم
.یه جاسوس داریم
فکر نمیکنی که کار جیمز باشه؟
.من جاسوس رو پیدا کردم
من نمیتونم برای کسی کار کنم
.که هردقیقه وفاداریم رو زیرسوال میبره
.نه بعد از تمام چیزهایی که گذروندیم
کمکت میکنم کوترز رو از پا دربیاریم
و مطمئن بشم که جای تو امنه، بعدش .دیگه نیستم
.یه ردیاب توی گردنبند گوئرو گذاشتن
میتونیم از این استفاده کنیم؟
.که رد کسی رو بزنی؟ معلومه
بوئنو هستم؟
،تو چیزی رو داری که من میخوام
.و من چیزی رو دارم که تو میخوای .بیا معامله کنیم
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
منطقهی تازا مرز مکزیک
.محموله بهنظر خوب میاد .200 کیلو، همونطور که قول داده بودن
.50 کیلوش برای توئه
.این دوبرابر چیزیه که توافق کرده بودیم
تو وارد این کسب و کار شدی که به قبیلهت .کمک کنی که زنده بمونن
،اگه موافقت کنی که تا پنج سال دیگه بری
.تا اونموقع پرداختم رو دوبرابر میکنم
.بهت قول میدم
.ولی من روی حرف ژنرال حساب نمیکنم
.و کورتز مثل یک مار لغزندهست
،الان باهاش معامله کردی .امتیازات الان هستن ولی دووم نمیارن
.باید احتیاط کنی
چطوری؟
.توی بندر اوضاع آروم شد
.منظورم این نبود
.بلال رو توی دریا دفن کردم
.این چیزیه که همیشه میخواست
.همهمون اعضای خانوادهمون رو توی این جنگ دفن کردیم
.کسایی که بهشون نزدیک بودیم
.انگار سختتره - .همینطوره -
.کورتز باید بمیره
هنوز پیداش نکردید؟
.این احتمالش کمه
،تا اونجایی که همهمون میدونیم به محض اینکه کورتز
.چشمش به کمیلا بیوفته گردنبند رو میبینه
.ممکنه یه جایی وسط بیابون مُرده باشه
،خانوادهی من یهقطره اشک هم براش نمیریزن
.همینطور ترسا
،رینالدو فیتو میریزه .اون رابط جدیدمونه
پس باید حواسمون به کمیلا باشه
.و مطمئن بشیم که زندهست
فهمیدی؟
.هی، خودت رو ببین اسپانیایی حرف میزنی و این چیزها
.داریم نزدیکتر میشیم
اگه جواب بده، قبل از اینکه کورتز .بفهمه جریان چیه ناکارش کردیم
.ولش کنید
.نمیدونم چطور اینکار رو میکنی
.حتی توی اسارت هم خیلی دوستداشتنی میمونی
.شاید هم دوستداشتنیتر
.دستهاش رو تمیز کن
.خیلی تمیزشون کن
.یهبار برام سوپ ذرت درست کردی
.بهم گفتی مثل خانوادهایم
میخوای دوباره برام سوپ درست کنی، کمیلا؟
.میدونم که همون طعم خوشمزه رو بهش میدی
.میدونم با مقامت چیکار میکنی، مثل بتمن
.تو من رو نمیترسونی، آلبرتو
کلمات شجاعانهای بود
.از زنی که در اسارته
.میخوام دخترم رو ببینم
.بیارش پیشم
میخوای ترکیباتش رو دوبرابر کنی؟
.چه ایدهی خوبی
.خوشحال میشم با درخواستت موافقت کنم
!حرومزاده
.توی آشپزخونه نگهش دارید
.چشمهاتون رو ازش برندارید
.سلام، ترسا
.همین الان محمولهت رو تحویل گرفتیم
.حدس میزنم همهچیز درست بود
.آره، بود
.جورج به انتقال به مکزیک نظارت میکنه
خوشحالم که میبینم جابجایی زندانیهامون
.بهاندازهمن برای تو هم خوب بوده
.من به کلمبیاییها امنیت کمیلا رو تضمین کردم
،اگه اتفاقی براش بیوفته .هردوتامون جنسمون رو از دست میدیم
.کمیلا دقیقاً همون جاییه که باید باشه
.رینالدو لازم نیست از چیزی بترسه
.حواست جمع باشه. یه مشکلی داریم
.لعنتی
!لعنت بهش
.محاصره شدیم
.راهی برای خارج شدن ازش نیست
مترجــم: شقایـق Dark.AngeL تنظیم و زمانبندی مجدد : آرش باتیستا instagram.com/arash_batista
میشناسیش؟ - .نه -
.اگه کمین کرده بودن تا الان کُشته بودنمون
.اگه فرار کنیم، میان دنبالمون
.باید اینکار رو بکنیم
.ما پوششت میدیم
.من کستل فیتو هستم
،با عموم یه معامله کردی .ولی با من نکردی
الرینالدو مسئول خانواده نیست؟
.هست. فعلاً
.هی
.بذار باهات صادق باشم، ترسا
.چیزی نیست
،جوری که کمیلا و رینالدو کار رو میگردونن
.مثل دایناسور هستن
.من رابطهایی توی دولت دارم
.به همراه سیاستمدارهایی
.سرمایهگذارهایی فراتر از حیطهی کوکادین
.ابتکار تو درمورد جنس و توضیعش
...ارز مجازی
.خیلی درمورد کسب و کار من خبر داری
.همونطور که گفتم، رابطهایی دارم
.و منظورم هم همینه
...کمیلا و رینالدو، اونها
.مثل من و تو از تکنولوژی اطلاع ندارن
،اونها توی گذشته هستن، و من و تو
.ما آیندهایم
.اینهمه راه از بوگاتا نیومدی که من رو ارزیابی کنی
.تو معاملهی خطرناکی کردی
.تنها راه درست برای قدرت خشونتـه
.و کوترز برای استفاده ازش تردید نمیکنه
،اون باهاش خوشحاله .مثل یه بچه که با اسباببازی خوشحاله
.خودش میدونه پای چی وسطه .آسیبی به کمیلا نمیرسونه
.ولی به تو آسیب میزنه
.ببین که چقدر رسیدن بهت آسونه
جاسوسهام توی سازمان ژنرال میگن
.از همین الان داره نقشهش رو میریزه
.یه حمله بهت نزدیکه
.ایناهاش. ردیاب کار میکنه
.من میگم به اینجا حمله کنیم
.اون ستارهها رو از روی شونهی ژنرال بندازیم
.همراه با اون کلهی مسخرهش
.من یه مجادلهای با کورتز داشتم
.زمان اون هم میرسه
.ولی منتظر دستور ترسا میمونیم
.این هم از ایزابلا. کیملا اینجاست
حالت خوبه؟
بهت آسیب زد؟
.نه
.ولی تو زدی
.من دستور کشتن کیکو رو ندادم
.باید حرفم رو باور کنی، ایزابلا
.برام مهم نیست اگه همین الان بمیرم
.درصورتی که تو این رو بفهمی
.میدونم که بهت آسیب زدم
.فقط امیدوارم بتونی من رو ببخشی
.حواست باشه که چه آرزویی میکنی
،حتی اگه دخترت ببخشتت
.به این معنی نیست که عدالت درمورد کیکو اجرا شده باشه
...ایزابلا
.نه
.چشم در برابر چشم
.من رو ببین
...انجیل میگه - .به حرفش گوش نکن -
فکر میکنی خدا در ازای
زندگی مردی که دخترت عاشقش بود چی میخواد؟
.به حرف اون گوش نکن، ایزابلا. من رو ببین
.الان وقت انتقام رسیده
.اون بهت دروغ گفت
.بهخاطر اون، تو پدری نداری
.شوهری نداری
.اون هیچچیز جز عذاب برای تو نداشته
.به حرفش گوش نکن
.زانو بزن
.حالا
.باید تقاص کاری که با کیکو کردی رو بدی
.من اون رو نکشتم، ایزابلا
.حرفت رو باور نمیکنم
.اگه باعث آرامشت میشه فقط ماشه رو بکش
.همیشه دوستت خواهم داشت، دخترم
.واقعاً چقدر ناامیدکننده
!من رو ناامید کردی، ایزا - .ولش کن -
.این قضیه بین ماست، آلبرتو
.من سعی کردم از هردوتاتون محافظت کنم
.کلی برنامه برای خودمون داشتم
برای یک لحظه حس کردم
.میتونیم تبدیل به یه خانواده بشیم
...ولی
.اون تصمیمش رو گرفت
.دختر به مامانش میره
.باید اول من رو بُکشی
.قبول
.رینالدو تو رو مقصر میدونه
.همهچیز رو از دست میدی
.همینجا نگهشون دارید
.خیلی متأسفم
.اون یه کاری کرد باور کنم
.میدونم - .بعدش هم تفنگ رو بهم داد -
فونیکس، آریزونا
.من میرم بار رو چک کنم
.به سربازهای بیشتری نیاز داریم
،اگه کورتز حرکتی بزنه ،همونطور که اون کلمبیاییه گفت
.باید آماده باشیم
چیه؟ حرفش رو باور نداری؟
.چرا
چیزی که نمیفهمم اینه که چرا باید .بهم هشدار بده
.توی فونیکس بهت نیاز داره
.یه چیز دیگه میخواد
.هی، پرنسس
.یه مشکلی داریم
.نمیخواد بهم بگی، کورتز بهمون کم داده
.زیرش چیزی نیست. تموم شد
.9 کلیو - 9 کیلو؟ -
مطمئنی؟ - .آره -
.هیچکس اینقدر کم نمیکنه
!پوته، برو کنار. همین الان همهتون برید کنار
!برید
.دارن جشن میگیرن
.شاید کورتز کمیلا و دخترش رو کُشته
.نه، اون معاملهش رو با کلمبیاییها از بین نمیبره
.حتماً یه جریان دیگهایه
.حالت خوب میشه
.پوته، یکی اون لعنتی رو فعال کرده
.یه نفر فتیله داشته
.بذاریدش داخل
ترسا خوبه؟
حالت خوبه، ترسا؟
بله؟ - حالت خوبه؟ -
.کورتز یه بمب توی محمولهمون گذاشته بود
کسی آسیب دیده؟ - .آره -
.چند نفر آسیب دیدن
.جورج بردشون کلینیک
.باید همین الان به کورتز حمله کنیم
.وقت دیگهای برای منتظر موندن نداریم
.همین الان حمله کنید
.به افرادت بگو جمع بشن
.بوئنو هستم
.یه خبر بدی برات دارم
...همونطور که بهت گفتم بمب منفجر شد
.ولی انگار ترسا زنده مونده
.به من گفتی جفت محل انفجار بود
.بود
.ولی یهجوری، فرار کرد
.اون جنده 9 تا جون داره
.اون میدونه که من بهش حمله کردم
.خیلی طول نمیکشه که جواب حملهم رو بده
.من فونیکس رو میخوام .ترسا رو پیدا کن
.یه بار برای همیشه کارش رو تموم کن
.برگردید سر پُستتون
!دیدهبانی بدید
،بعد از حواسپرتی من دوتا از سربازها رو میبرم
.و به بخش جنوبی نفوذ میکنم
.گورگه، تینا، شماها با جیمز برید
.بقیهتون با بابایی میاید
برای حواسپرتی میخوای چیکار کنی؟
.خب، کورتز یه اسب تروری فرستاد
.پس ما هم درازاش یکی بهش میدیم
چیکار میکنید؟
!ترسا هنوز زندهست
!همهـون برگردید سر پُشتهاتون! حالا
!یالا، بفرما - !ماشین -
!به گلوله ببندیدش !به گلوله ببندیدش
.بریم
چیه؟ - .اون بیرون -
!برو
.بگیرش. بگیرش
!بریم
.تو آدمهای ترسا رو کشوندی اینجا
.نمیدونم داری درمورد چی حرف میزنی
نه؟
ردیاب جیپیاس؟
.فکر کردی خیلی زرنگی
.تو و ترسا باهم کار میکنید
.وقتی همهی این جریانات تموم بشه جزای کارت رو میبینی
.بهت اطمینان میدم
.زندانی رو ببرید بیرون
.ببریدش پیش رینالدو
.اگه اتفاقی براشون بیوفته، جنسمون رو از دست میدیم
.فکر کنم گمش کردیم - .پس پیداش میکنیم -
.نمیتونیم ولش کنیم .برمیگرده و کارمون رو تموم میکنه
!برو، برو
!تیر خورد
.باید حرکت کنیم. وقت نداریم
!من رهاش نمیکنم
.بیا
.برو! قبل از اینکه دیر بشه
!برو
.باید حرکت کنیم
.تا سه میشمارم و بعدش تو فرار میکنی
آمادهای؟ - .باشه -
!یک، دو، برو
.اون احمق داره اعصابم رو بهم میریزه
!برو
.بُکشیدشون
!راهی برای فرار نیست، کورتز
.بیاید تمومش کنیم
!زودباشید، عوضیها
!ترسا
اون کجاست؟
.مُرده
بله؟
.ما توی راه برگشت به فونیکس هستیم
.کورتز رو گرفتیم
.البته، خبر بدی هم هست
.سربازها قبل از اینکه به کمیلا برسیم جابجاش کردن
فونیکس، آریزونا
.خانوم رسیدن
آمادهی تیکه گوشتت رو جمعآوری کنی؟
.بیا سختتر از چیزی که هست نکنیمش
.زنگ بزن به افرادت
.بهشون بگو کمیلا رو بیارن
فکر کردی احمقم؟
.من میدونم که همین الانش هم مُرده به حساب میام
.درسته
،زنده از اینجا بیرون نمیری
.ولی روش کشته شدنت به خودت بستگی داره
داری پیشنهاد مروت میدی؟
.دارم پیشنهاد یه گلوله رو بهت میدم
.خودت راه دوم رو میدونی
.اتفاقی که قرار بیوفته میوفته
.میدونستم که این روز میرسه
،درمورد کمیلا
.نمیخواد نگران پیدا کردن اون باشی
.خودش پیدات میکنه
.امیدوارم
اون کمکت میکنه از مرز رد بشی
.و تا وقتی من برگردم ازت محافظت میکنه
.من نمیخوام بدون تو برم
...ایزابلا - .این شانسمونه -
.میتونیم از همهی اینها فرار کنیم .پشت سرمون رو هم نگاه نکنیم
،تا وقتی ترسا زندهست همیشه باید
.حواسمون به پشتسرمون باشه
.باید همین الان تمومش کنم .یک بار برای همیشه
.پس تا وقتی همهچیز تموم بشه من میمونم
.نه، نمیمونی
.ایزابلا، گوش کن
.خیلی دوسِت دارم
.این تنها شانسمه که همهچیز رو درست کنم
.لطفاً این شانس رو ازم نگیر
.برو
.یه تماس دارید، خانوم
.عزیزم
حالت چطوره، عروسک؟
.الان که جامون امنه خیلی بهترم
.کورتز وقتی بهمون زنگ زد کار عاقلانهای کرد
.ازت محافظت کرد
.کورتز فقط داشت از کسب و کار خودش محافظت میکرد
،اگه به خودش بستگی داشت .من و ایزابلا مُرده بودیم
.با این وجود، الان جاتون امنه
کستل توی راهه، و با اون افرادی که
،برات فرستادم
.میتونی ترسا رو بُکشی
و یک بار برای همیشه میتونیم از شر
.این عوضی خلاص بشیم
.این بهخاطر کیکو بود، عوضی
نظرت چیه، پسرعمو؟
به اندازهی کافی داغون شده؟
.کاملاً نه
.همهچیز با یهمقدار الکل بهتر میشه
.آخرین شانسته، احمق
کمیلا کجاست؟
.گوه بخورید، احمقها
.انگار یه مشکلی داری، ژنرال
،اگه درست یادم بیاد این همون چیزی نیست که
به بلال گفتی؟
.با یه عمل کمکش کردی
حالا انگار تو هم میتونی از این مزیت
.بهره ببری
.فقط، من از چاقوی جراحیه دیگهای استفاده میکنم
وقتی پسر من رو کُشتی پات رو .از گلیم خودت خیلی درازتر کردی
.ویرانسازی و دزدیهای تو کمکم مشخص میشه
.از گرفتن قلب دشمنهات لذت میبری
.و حالا من... ما قلب تو رو میگیریم
.توی جهنم میبینمت، احمق
.نشونم بدید چی بلدید، عوضیها
.این خوک دیوونه رو بُکش
.من تورتیلاها رو میارم
بله؟
.از جملهی کورتز جون سالم به در بردی
.فکر میکنم ژنرال شانس نیاورد
.نه نیاورد
حالا تو فونیکس
.و تمام سینالوا رو کنترل میکنی
.قاچاق و توزیع
.من ازت حمایت میکنم، ترسا
.فقط یه چیز دیگه هست که باید ترتیبش رو بدم
.کمیلا
.خیلی از فونیکس دور نیست
آدرست رو برام بفرست که بتونیم .توافقات رو انجام بدیم
.فکر میکردم عموت میخواست ازش محافظت کنه
.من و عموم همیشه توی تمام مسائل باهم تفاهم نداریم
.کمیلا یکی از اونهاست
.دارم روت حساب میکنم، ترسا
دادن کمیلا به ما
.بدون خواست عموش
.به نظر من که تلهست
من میگم سوار هواپیما بشیم
.و از اینجا بریم
.باید اینکار رو بکنیم
وقتشه که یه بار برای همیشه
.حسابمون رو صاف کنیم
فقط کافیه بگی
.تا یه گلوله توی سرش خالی کنم
.آروم، گندهبک
عموت چی میشه؟
،تا اونجا که خودش و کمیلا میدونن
.اون رو داشتن میبردن به پناهگاه
.من ترتیب اون رو میدم. تمومش کن
.خودت باعثش شدی - .انجامش بده -
.من هم بودم کارم به همینجا میکِشید، میدونی
.فقط یه ملکه میتونه وجود باشه
فکر کردی من باهات رقابت میکنم؟
.هیچوقت نه منِ واقعی رو شناختی نه درک کردی
.هرچی میخوای به خودت بگو .خودت حقیقت رو میدونی
.اولین باری که آوردمت این رو میدونستم
.توی چشمهات میبینمش
.تو یه گرگی، درست مثل من
.من هیچ شباهتی به تو ندارم
.الان متوجهش نمیشی .ولی به وقتش متوجه میشی
و اون موقع میفهمی
.دلیل انجام کارهام رو میفهمی
.و ازم تشکر میکنی
تشکر میکنم؟
چشمت رو روی تمام دردهایی که .باعثشون شدی بستی
،حتی باو وجود یه تفنگ توی دستم
،با تمام دلایلی که برای کُشتنت دارم
.تکبرت باعث میشه باور کنی هنوز هم اهمیت داری
.من اجازه میدم تبدیل به چیزی بشی که همیشه میخواستی
بهم اجازه میدی؟ تو کی باشی که به من اجازه بدی؟
...ترسا
.تو بزرگترین میراث منی - .تو دیوونهای -
تو بقیهی عمرت رو به عنوان
.یه فراری از کشور خودت زندگی میکنی
.من تو رو تبعید میکنم - .همین الان من رو بُکش -
...وگرنه این آخرین باری نیست که من رو میبینی
چرا هست
.اگه بخوای ایزابلا زنده بمونه
.کستل اون رو گرفته و فعلاً ازش مراقبت میکنه
.همین الانش هم زندگیش رو نابود کردی
.بیگناهیش رو کُشتی
.اگه سعی کنی حرکتی علیه من بزنی
.میفهمی که چه بلایی سرش میاد
.ببریدش
.مردم رو میخوری. این رو شنیده بودم
.خانوم اومد
کورتز دیگه رفته
.و تو هم با کلمبیاییها معامله کردی
.ممنون
.48 ساعت پیش، تهیهکنندهای نداشتیم
الان تمام مسیر سینالوا
.تا فونیکس ماله خودمونه
.سلامتی
.سلامتی
میشه باهات حرف بزنم؟
چیشده؟
.اینجا نه
.ببین، من باید برم .دیگه به من نیاز نداری
.اون سپاه رو داری
.متأسفم
.نباش
.سفر خفنی داشتیم
.اینجا جاییه که من باید پیاده بشم
فکرهات رو کردی؟
.آره
.دلم برات تنگ میشه
.میبینمت
.مراقب خودت باش
.تو هم همینطور
داری ترکمون میکنی، مگه نه/
.دلم برات تنگ میشه، احمق
.هی، مراقبش باش
.همیشه هستم
.داره میره
.نفر دوم بهترینها توی مکزیک
.اون سرباز خوبیه
.جایگزین کردنش کار سختیه
کسی رو میشناسی که این جایگاه رو بخواد؟
.شاید یه نفر رو بشناسم
.ولی قیمتش پایین نیست
.ترسا حتماً خیلی خاصه
.50 درصد احتمال میدادم جواب تماسم رو ندی
.بهش گفتم تصمیم خودم بود که برم
.میدونم که نمیتونی از سیآیاِی فرار کنی
چند وقته که خبر داری؟
،ردیابی که توی گردنبند ترسا گذاشتی
.حمله به السانتو
تنها چیزی که نمیفهمم ارتباطت
.با کلمبیاییهاست
کستل، اون برای سازمان کار میکنه؟
.از سرمایههاست
.پس برای همین دنبال السانتو بودی
.که رقابت رو برای کلمبیاییها از بین ببری
.اون از رفقای سازمانـه
.السانتو نبود
.کُشتن اون هدف دوتامون بود
و ترسا؟
.ترسا تا وقتی برامون مفید باشه جاش منه
،تو، از طرف دیگه .تو یه نقطهی ضعفی
،اون آشوبی که توی تگزاس بهپا کردید
.اینطوری درستش میکنیم
تو باهامون میای که نتونی
.اون رو هم با خودت پایین بکشی
مترجــم: شقایـق Dark.AngeL
.نه، ممنون - .بالشت رو بگیر -
.پرواز طولانیای در پیش داریم
.مثل آماتورها رفتار میکنی، احمق
.این رو بدون
.خیلی عوضیای
گفتی پرواز طولانیای در پیش داریم؟
کجا داریم میریم؟
.میبینی
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
:تلگرام Dark_AngeL illusion_Sub
14/September/2018
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.