Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
.بازی ویدیویی تونی - .این یه دستگاه ردیابه -
.حتماً اینطوری پیدات کردن
.یه هدیه از طرف جیمز بود
...آخرین باری که همدیگه رو دیدیم - .سعی کردی من رو بُکشی -
،اگه واقعاً میخواستم بُکشمت
.الان مُرده بودی. خودت میدونی
ترسا چطوری با السانتو ارتباط برقرار میکنه؟
.نمیدونم
!نه، ترسا !نه، نه، نه، نه، نه، نه
!مادر من گناهکاره
...اون یه دلال مواده
!و بدتر از اون، یه قاتل
!فرماندار رو بازداشت کنید
!حالا
!فرماندار رو دستگیر کنید
این تاریکیه که در تو میبینیم؟
.یه جاسوس داریم. یه نفر السانتو رو لو داده
یه ردیاب به گردنبند گوئرو وصل کردن و دون فینچ
.ازش برای زدن رد من تا اینجا استفاده کرده
فکر نمیکنی که... جیمز؟
مترجــم: شقایـق Dark.AngeL تنظیم و زمانبندی مجدد : آرش باتیستا instagram.com/arash_batista
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
.خیلی لاغرمُردنیای، دیوونه .باید کل گاو رو بخوری
.همینطوری خوبه، فلاکو .ببین، هنوز دارم میخورم
فلاکو، هومـ؟
حالا، کلی آنه، تورتیلاها کربوهیدرات دارن؟
.نه، فکر نمیکنم .منظورم، از نظر فنیه
.ببخشید. سلامتیه رهبر شجاعمون
.ممنون بابت این برنامه
.با دنیا عوضش نمیکنم
.فقط خوشحالیم که برگشتی
.سلامتی
.بولیویا
اتفاق هیجانانگیزی مثل دستگاه انتقالدهنده
یا دیدن دریاچهی تیتیکاکا پیش نیومد؟
...چیه؟ من که
.من که اسم دریاچهـه رو نذاشتم
.شوخیت گرفته
پوته کجاست؟ چرا اینقدر طولش میده؟
.رفت بازم تکیلا بیاره
.بهش گفتم یکی توی زیرزمین هست
.من میرم بیارمش
هی، نه، کجا میری؟
.وقتشه به این مهمونی یه صفایی بدیم
تکیلا رو آوردی؟ - میخوای بری؟ -
.بیا، پارجر. میخواد برقصه
.هی، نه، نه
...تو
".جیمز دنبالت میگرده"
میشه بعداً حرف بزنیم؟
فقط میخوام بیشتر درمورد اتفاقی که
.با السانتو افتاد بدونم
.همهچیز رو بهت گفتم
و هرکسی که رفته سراغش .ممکنه سراغ ما هم بیاد
.ارتش بولیویا بود
.اینجا دستشون به ما نمیرسه
.آره
.خب، خوشحالم که سالم برگشتی خونه
.من هم همینطور
رام؟ - پس تکیلا کو، ها؟ -
...من شماها رو خیلی دوست دارم
.اون رو با شما احمقها شریک نمیشم
.باشه - کی موهیتو میخواد؟ -
.من
.میدونم تو هم میخوای
ترسا، میشه توی درست کردنش بهم کمک کنی؟
.آره
.بگو ببینم - .کل خونه رو زیر و رو کردم -
.این رو توی اتاق جیمز پیدا کردم
.یه شنودـه
.یه ضبطکننده هم هست
.فقط چهارنفر درمورد جریان پدولا خبر دارن
.که سهتاشون اینجا وایسادن
.کلانتر الان دیگه برای ما کار میکنه
.با شیطان معامله کردی، ترسیتا
.چیزهایی مهمتر از اینکه این از کجا اومده هست
.چندین هفتهست. اون داره ما رو ضبط میکنه
.یه ردیاب توی وسیلهی بازیه پسره تونی گذاشت
.میتونست همین کار رو با گردنبد گوئرو بکنه
...وقتی که شما دو تا داشتید
.خودت میدونی
چی میگن؟
.جایی که غذا میخوری گوهکاری نکن
،دون فینچ توی بولیویا بهت حمله کرد
.و میدونیم که جیمز برای اون کار میکنه
.چشمهات رو باز کن، ترسیتا
.اگه نه یه نفر برای همیشه میبندتشون
.توی ادرسی که برات فرستادم بیا دیدنم
هستی؟
الو؟
.لعنتی
اساساً کاری که کردن اینه که از درون مدال
یه کپی گرفتن و یه دستگاه تیتیاِل کوچولو .داخلش قرار دادن
،حالا، تیتیال کاربرد برچسب زدن، ردیابی .و محلیابی رو داره
.این روش بخش دفاعـه
.امکان نداره کار گوئرو باشه
.همون موقع که مُرد اسکنش کردیم
پس کارِ ارتش ایالت متحدهست؟
.خب، مطمئن نیستم
ولی چیزی که میتونم بگم اینه که این یه
.تکنولوژی فوق پیشرفتهست
،همون موقع که بهم دادیش خاموشش کردم
.و دیگه ردیابی نمیشید
.یکی از افراد اینجا این رو روی من جاساز کرده بود
میتونیم ازش استفاده کنیم؟
.که کسی رو ردیابی کنی؟ قطعاً
.وقت میبره، قسمت داخلی و این چیزهاش
.انجامش بده
.ممنون
.اگه هنوز میخواد حرف بزنه، ارتباطش رو برقرار کن
.بعداً بهت زنگ میزنم
ببین، من دارم یه سری تماس میگیرم سعی میکنم
.یه ارتباط جدید پیدا کنم، محض اطمینان
.السانتو میخواد من رو ببینه. اون اینجاست
کجا، فونیکس؟
.توی کارخونهی رها شده میرم دیدنش
.نزدیک بخش تازا
.باشه
.بهم گفت تنها برم
ببین، میدونی که من هوات رو دارم، آره؟
.میدونم
انجام شد؟
"ناولاتو، مکزیک"
پلیس و عالیرتبههای ارتش همچنان ...بهدنبال فرمانده ورگاس
.در ایالت سینالوا هستن
...فرمانده ورگاس بعد از یک کنفرانس مطبوعاتی فرار کرد
.وقتی که دخترش، ایزابلا،علیهش شهادت داد
"استودیو کلاس رقص"
خوبی؟
.خوبم
مطمئنی؟ چون قیافت شبیه کساییه که
.کسی که سگشونو دنبال کرده پیدا کردن
میخوای درموردش حرف بزنی؟
.کسی حرفی به من نزده
.فقط. شم زنونهم بود
.حس کردم یه اتفاقی بین تو و جیمز افتاده
.این چند روز سخت بوده
.میدونم
ولی هی، تو تنها نیستی، خب؟
.منظورم اینه که، برای من مثل خواهرمی
.ممنونم ازت، واقعاً میگم
.میرم یهذره استراحت کنم
خوبی؟
فکر کردی کی هستی؟
.از اینجا برو بیرون
.و اون نارکوهای آشغالت رو هم از اینجا ببر
.من نارکو نیستم
.من کشاورزم
چرا به یه کشاورز شلیک کردن؟
.یه جنگ سرِ زمین
.اونها میخوان من رو بُکشن
.من دارم از چیزی که ماله خودمه دفاع میکنم
.وقتشه که بری
...من چندین هفتهست میام که ببینمت
.و هیچی درمورد رقص نمیدونم
.وقتشه که بری
.کارتلی که زمین من رو میخواد این بلوک رو کنترل میکنه
.هرباری که میام اینجا خودم رو توی خطر قرار میدم
...ولی .برام هیچ اهمیتی نداره
چون تو زیباترین چیزی هستی که توی .کل زندیگیم دیدم
.اپیفانیو وارگس .از آشناییت خوشحالم
.فکر نمیکردم بیای
.من هم از دیدنت خوشحالم
.دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه
.برای گذشتن از مرز سینالوا دردسر داشتم
.آره، کورتز حواسش به همهچیز هست
.حرومزاده
خب، هردوتامون میدونیم توی اون مورد کارش درسته، غیر از اینه؟
.اون یه عوضیه حقیره
،گوش کن، الانزو
.من نمیدونستم کورتز داشت چیکار میکرد
.و باهات صادق بودم
تو هم میتونی چنین حرفی بزنی؟
.درست میگی
.من کسی بودم که بهت اطلاعاتی نمیدادم
.ادامه بده
.کورتز داشت حقیقت رو بهت میگفت
من به شغل سابقم توی ادارهی مبارزه با .مواد مخدر برگشته بودم
.هدفم تو بودی
.همون موقع و الان
.ما حتی نمیدونم که السانتو هنوز زندهست یا نه
.میدونم
.دو ساعت منتظر موندیم
.هیچکس نیومده
.ممکنه جیمز از نقشهمون خبردار شده باشه
.تو اون رو نمیشناسی
.فکر میکردم از جیمز خوشت میاد
.خوشم میاد
پس؟
.من و تو از یه جا اومدیم، ترسیتا
.از قوانین پیروی میکنیم
.جیمز، اون فرق داره
فهمیدی؟
،منظورم اینه که، اگه کار اون نبوده
پس کی بوده؟
.لیتلتیه
.بریم یه سری بهش بزنیم
"شیکاگو"
.پیشنهاد رو بالا ببر، ولی فقط همین
.باید این رو جواب بدم
.آقای والدز، چه عجب
.باید حرف بزنیم
اگه بتونم کمکت کنم از این مخمصه نجات پیدا کنی چی؟
.اونموقع بقیهی تکیلا رو میتونی بگیری
...میتونم امنیتت رو ضمانت کنم اگه
.با من کار کنی
برای ادارهی میارزه با مواد مخدر؟
.من خبرچین نیستم
.کورتز داره دخترت رو کنترل میکنه
،با کمک تو میتونیم، از پا درش بیاریم
هردوتاتون رو توی حالت محافظت .به خاطر شهادت قرار بدیم
که تو بتونی یه ستارهی طلایی و
یه ترفیع درست و حسابی از رئیست بگیری؟
.تو اینجا نیومدی که به من کمک کنی
.اومدی از موقعیت سوء استفاده کنی
.و بالاخره میتونی من رو گیر بندازی
.تو گزینههای زیادی نداری، کمیلا
.میتونم با کلمبیاییها صحبت کنم
.میتونن کمکم کنن سرپا بشم
.توی این وضعیت هیچ برگشتنی در کار نیست
.روزهای تو به عنوان "کمیلا وارگس" تموم شده
.الان وقتشه به بعدش فکر کنی
.من این استودیو رو خریدم و تبدیلش کردم به پناهگاه
.قبلاً به عنوان رقاص اینجا آموزش میدیدم
.رقص مکان امن من بود
.عاشقش بودم
چه اتفاقی اقتاد؟
.عشق
.راست میگی
.شاید وقتش رسیده
،با همکارم حرف میزنم
.روی برنامهی خارج شدنت از مکزیک کار کن
چند ساعتی بهم وقت میدی؟
.داری تصمیم درستی میگیری، کمیلا
واقعاً؟
.ماشین دزدیده شده توی ناولاتو پیدا شده
.احتمالاً توسط فرماندار وارگس دزدیده شده
.تمام ساختمانهای خالی یا رها شده رو بررسی کنید
.خداروشکر
.زندگی بدون تاکو ارزشی نداره
.بهتر شدی
.نگرانت بودم
.نمیخواد نگران من باشی
.من مثل گربهم، 9 تا جون دارم و این حرفها
تا حالا بهت گفته بودم عجب آدم خفنی هستی؟
.جدی میگم، تو شبیه اوپرایی
.هرجا بری من دنبالتم
.خیلی به تاکوت داری خامه میزنی
.باید یه چیزی بگم
.و چیز خوبی هم نیست
،تو هیچ کاری غیر از خوبی برای من نکردی
...و خیلی چیزها بهم یاد دادی، و
.و من واقعاً گند زدم
،کاری که کردم ممکن بود شماها رو توی خطر بندازه
.کارتون رو خراب کنه
.فقط فکر کردم که اینجوری گناههای خودم رو میشورم
.ممنونم که میگی
.یه عموم زنگ زدم
،میدونم بهتون گفتم برای همیشه باهاش قطع رابطه کردم
ولی اون خانوادمه، میدونی؟
.مشکلی نیست
.ممنون که حقیقت رو گفتی
.ولی من هنوز هم تا پای جون باهاتم
.تا آخر عمرم
"جیمز والدز"
.باید این رو جواب بدم
.چاغ
.خودشه
.بذار روی اسپیکر
.سلام
.من درمورد دون و جاسوسی میدونم
.و اینکه تو فکر میکردی کار منه
.توی پناهگاه بیا دیدنم .همهچیز رو توضیح میدم
.ممکنه یه تله باشه
،اگه برات اهمیتی داشته باشم
.میای
.من جاسوس رو پیدا کردم
،ببینید، پول از حساب
،جنسی که پولش رو نداده
.و یه موبایل کاری
،میدونستم دزدی میکنه
.ولی این باعث نمیشه گناهکار باشه
.موضوع چیزی نیست که برداشته .زمانبندیشه
،به دون زنگ زدم که براش تله بذارم
.بهش گفتم میدونم که جاسوس کیه
.باید حرف بزنیم
.میدونم جریان بین تو و السانتو چیه
.من تا حالا طرف رو ندیدم
.چرند نگو
،از طریق ما پیداش کردی
.و دلیل مُردنش هم تویی
،جیمز، دو نوع آدم توی این دنیا هست
.کسایی که دستور میدن و کسایی که دستور میگیرن
.تو حروزادهای هستی که جایگاه خودت رو نمیدونی
تو حرومزادهای هستی که قرارِ
جاسوسش کُشته بشه و جسدش .دم خونهت رها بشه
.بعدش منتظر موندم ببینم چی میشه
.مجبور نشدم مدت زیادی منتظر بمونم
.اون از شرابسازی فرار کرد
.حتماً دون بهش گفته بود که بازی تموم شده
تماسی از دون اینجا هست؟
.مطمئنم بهش گفته که پاکشون کنه
.و این رو گذاشتن توی اتاقم که برام پاپوش درست کنن
.پس الان حرف تو علیه حرف اونه
،خب اون اعتراف نکرده
.اگه داری این رو میپرسی
.ولی خیلی وقتم رو نمیگیره
.باورم نمیشه
.ولی مشکلی با شک کردن به من نداشتی
میخوای باهاش حرف بزنم؟
.خودم میزنم
.میتونم توضیح بدم
.خب؟ موضوع اینطوری که فکر میکنی نیست
.جیمز میخواد خودش رو نجات بده
.باید حرفم رو باور کنی
.اون بهت دروغ میگفته، ترسا
،وقتی سعی کرد اغوات کنه .همهش بخشی از نقشهش بود
کدوم نقشه؟
.تمام این مدت رو با دون همدست بوده
.جیمز کسیه که داره بهت دروغ میگه، نه من
.بهش فکر کن
توی شرابسازی، دون پیداش میشه ،دنبال السانتو میگرده
.و بعدش یهویی، السانتو میمیره
.و بعدش... به شنود توی اتاق جیمز پیدا میکنی
،خب، میدونم که بهش احساساتی داری
.ولی این نباید روی قضاوتت تأثیر بذاره
.من درمورد شنود چیزی بهت نگفتم
.حقیقت رو بهم بگو
.تمامش رو
!ترسا
.بعد از شرابسازی، اون من رو تنها پیدا کرد
دون؟
.هی، کلیآنه
.نه - .هی، چیزی نیست -
.بهت آسیبی نمیزنم - از من چی میخوای؟ -
.کمکم کنی به السانتو نزدیک بشم
.کارخونهش رو پیدا کردیم، ولی خودش رو میخوایم
.بهت که گفتم، من نمیدونم اون کجاست
.ولی ترسا میدونه
نزدیکی تو به اون اون رو توی موقیعت مناسبی قرار میده
.تا اون اطلاعات رو به ما بده
ما؟
پس تو پلیسی؟ - .نه، دقیقاً -
میخوای من جاسوسیش رو بکنم؟
.هرچقدر میخوای میتونی به زور مشروب تو حلقم بریزی، مرد
.ولی من بهت کمکی نمیکنم
.من به ترسا وفادارم
...میدونی، السانتو
.از نظر جنایت توی یه سطح کاملاً متفاوتیه
،وقتی کارش با ترسا تموم بشه ،نه تنها میکُشتش
،بلکه توی 55 گالون بشکهی بنزین میریزتش
.منفجرش میکنه، و ذوب شدنش رو تماسا میکنه
.میتونی کمک کنی جون ترسا رو نجات بدیم
.فکر میکنم بدونی باید چیکار کنی
.دون بهم گفت السانتو تو رو میکُشه
.و من فقط میخواستم ازت محافظت کنم
.میدونم بهنظر مسخره میاد
،همونموقع بود که شروع به مصرف کردم
و سعی کردم خودم رو از تمام این جریانات خارج کنم
.اون شب توی مسافرخونه وسایلم رو جمع کردم
،که فرار کنم
.ولی اونها همیشه حواسشون به من بود
.و اون ردیاب رو بهت داد
.آره
،آره، یه کپی ازش درست کردم
.و بهم گفت که جابجاش کنم
.یه شنود هم تو اتاق جیمز جاساز کردم
.کارهایی کردم که بهشون افتخار نمیکنم
.درحق تو و جیمز و پوته
.به من گفتی خواهر
.واقعاً خواهرمی
.واقعا هستی. برای من مثل خانوادمی
.دوسِت دارم. واقعاً میگم
.من بهت اعتماد داشتم
.من به هیچکس اعتماد نمیکنم
.متأسفم، ترسا
.خیلی متأسفم
.راست میگفتی
.کار خودشه
.جاسوس اونه
.همه اشتباه میکنن
.ولی همه ازش جون سالم به در نمیبرن
چطور انتظار چنین چیزی رو نداشتم؟
.لعنتی. من هم انتظارش رو نداشتم
باید چیکار کنم؟
.تصمیمیه که خودت باید بگیری
.من نمیتونم به جای تو تصمیم بگیرم
،ولی یه جاسوس
.باید از بین بره
اگه بذاری یکی وارد بشه، از درون و بیرون .بهت ضرر میزنه
تصمیمت چیه؟
.هفتهی پیش عضلات پشت پات گرفت
.ماه گذشته به مُچت آسیب زدی
.بدنت به استراحت نیاز داره
.خوب میشم
شاید وقتش رسیده به چیزی که بعد از این .باید انجام بدی فکر کنی
.این زندگی منه
.هیچوقت نمیخواستم زن کسی بشم
.زمان کینهجوـه
.ولی عشق من به تو هیچوقت تموم نمیشه
.با هم یه زندگی میسازیم
.تو شریکم میشی
به تمام چیزهایی که میتونیم با هم .بهدست بیاریم فکر کن
...ولی
ولی، وقتش رسیده که تمام اینها .رو پشتسر بذاری
.عاشقتم
.بهش فکر میکنم
لویا؟
آهای؟
کسی اینجاست؟
.از ارتش هستم. بیا بیرون
.دستهات رو بگیر بالا و بیا بیرون
.نه
.من بچه دارم
.دو تا پسر
.ولم کن
.رئیس، خواهش میکنم بهم آسیبی نزن
.من دیگه رئیس نیستم
.فقط کمیلام
پوته، خواهش میکنم با بزرگترین اشتباهم .من رو قضاوت نکن
.من کارهای خوبی هم کردم، خودت میدونی
.مثلاً، خودم رو فدای تو و ترسا کردم
.اصلاً از اون کارم پشیمون نیستم
،ترسا ما رو از توی خیابونها جمع کرد
...و به این خاطر همیشه دوستش خواهم داشت، و
،میدونم که... میدونم که تو هم دوستش داری
.پس خواهش میکنم از طرف من مراقبش باش
برای چی؟
.من ردیفش میکنم
.برو حواست رو به جاده بده
.من ردیفش میکنم
.برگرد
.آره، من یه زن آزادم
.دکتر آزادم کرد .گفت میتونم برم
.خوشحالم که این رو میشنوم
.آمادمم که برگردم سرکار
این چیه؟ باید به کسی پول بدم؟
.گوش کن
.تو باهوشی، سختکوشی
.اون رو بگیر و برگرد دانشگاه
دانشگاه؟ بهخاطر جریان عمومه؟
.گفت کاری باهامون نداره .بهم قول داد
.میتونی زندگیت رو تغییر بدی - .من به دانشگاه نیازی ندارم -
.من با تو کار میکنم .از بهترین یاد میگیرم
.من همیشه هرکار از دستم برمیومده برات انجام دادم
.تقریباً کُشته شدم
و تو میخوای اخراجم کنی؟
،میخوام چیزی که داری رو داشته باشم .قدرت، پول، احترام
.توی کلاس چنین چیزی گیرم نمیاد
.تو نمیخوای که شبیه من باشی
.لطفاً پول رو بگیر و برو
.خب
.دیگه هیچوقت نباید چیزی درمورد تو ببینم یا بشنوم
فهمیدی؟
تو کجایی؟
.بهت گفته بودم
.من خبرچین نیستم
.برگرد، میتونیم حرف بزنیم
.با هم یه نقشهای میریزیم
.برای اون کار دیگه خیلی دیر شده
،تو توی موقعیت خطرناکی هستی
.و من نمیخوام که آسیبی ببینی، کمیلا
.ببین، من فقط میخوام هرطوری که میتونم کمک کنم
.من میدونم که اون نشان چه معنایی برای تو داره
.نمیخوام دوباره از دستش بدی
،پس بابت پیشنهادت ممنونم
.ولی این چیزیه که باید با شرایط خودم انجامش بدم
.میدونی که نمیتونی تا ابد فرار کنی
.میدونم
یه نفر رو میشناسم که میتونه کمکم کنه .از مکزیک خارج بشم
.من از کورتز میگذرم
.و، دوست من، درست میگفتی
.وقتشه که من یه مسیر جدید رو شروع کنم
،آره، خب، اگه یهوقت نظرت عوض شد
.میدونی کجا پیدام کنی
.موفق باشی، کیملا
،اگه یه چیزی رو یاد گرفته باشم اینه که
.هیچ چیزی به اسم شانس وجود نداره
.خداحافط، الانزو
مترجــم: شقایـق Dark.AngeL
.جیمز
.اول باید میومدی سراغ من
.من بهخاطر تو بارها خطر کردم
.و این چیزیه که نصیبم میشه
.متأسفم
.تو لیاقتت بیشتر از اینهاست
.روز طولانیای بوده
.به استراحت نیاز دارم
میدونه؟ - .نه -
.قبل از اینکه با چیزی موافقت کنم باید بیشتر بدونم
.به زودی میرسم فونیکس
.خوبه
.وقتی رسیدی خبرم کن
.ترسا با من
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
:کانال تلگرام illusion_Sub
31/August/2018
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.