Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
.آریزونا توسط 5 نفر اداره میشه
.بهشون میگن لاکمیسیون ،توی قلمروی تازا ملاقات میکنن
.ولی تصمیمگیرنده پاکاسـه
بهتره تا وقتی که میتونی
.کسب و کارت رو از آریزونا ببری بیرون
اگه کسه دیگهای رو بیارم سر میز مذاکره چی؟
.خب، فکر میکنم به یه نتیجهای بتونیم برسیم
.میتونیم علیه پاکاس متحدهایی داشته باشیم
یه دلیل خوب بهم بده که چرا نباید همین الان
.تحویل پاکاس ندمت
.چون بیشتر از اون به من نیاز داری
...برای آیندهم .یه عالمه تاریکی در پیش داری .بیشتر از هر زمان دیگهای
،کوچی چاقوت رو زمین ننداز .یه کار دیگه هم برات دارم
کوچی استعداد خوبی با چاقو داره، نه؟
ایزابلا هنوز هم مخفیانه
.میره دیدن کیکو جیمنز
...اگه میتونستیم پسره رو بدزدیم - .انجامش بده -
.ولی هیچکس تحت هیچ شرایطی نباید آسیب ببینه
.ایزابلا نباید بفهمه من دستورش رو دادم
.اینطوری برای همیشه از دستش میدم
مطمئنی میخوای بدونی؟
.یه کاری میکنم مامانم تقاص پس بده
...چقدر پول باید بهتون بدم که
،پاکاس رو از طرف شمال داریم .کمیلا رو از جنوب
.برنده نمیشیم - .یه راهی هست -
.باید با مایو معامله کنیم
.میری دنبال پاکاس
.حتی فکر خیانت کردن به من هم به سرت نزنه
اگه نه اون ویدیویی که توش اون زندانی رو .کتک زدی پخش میشه
شلیک کنم یا نه؟
.نه، منتظر میمونیم
.وقتی زمانش برسه، همهشون رو میکشیم
لاکمیسیون رو از کنترل خارج کنیم؟ مطمئنی؟
.ببین چه بلایی سر لیلتی و تانتو آوردن
.اون عوضیها اول ترتیب ما رو میدن
.پس ما هم جوابشون رو میدیم
.پاکاس انتظار تلافی کردن ما رو خواهد داشت
.همینطور بقیهی اعضای لاکمیسیون
.باید همهشون رو یهدفعه گیر بندازیم
.بدویا رابط ضعیفتریه
.اون تشکفروشی داره... بیدفاعه
.رسیدن به بقیهشون کار راحتی نیست
.باید کاری بکنیم که بدویا علیه لاکمیسیون بشه
.باید قدرت نفوذ داشته باشیم - .من ردیفش میکنم -
.من و پوته یه سر میریم فروشگاه بدویا
.خودش اونها رو میکِشونه سمت ما
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..
-| آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما |- .:. @OfficialCinama .:.
.ممنون
.بالاخره اومدی. لعنتی، مامان کوچولو
.خوب تمیزکاری کردی. از لباست خوشم میاد
.ممنون. من هم از لباست خوشم میاد
.من رو یاد اولین باری که همدیگه رو دیدیم میندازه
.همهی این پولدارهای سفیدپوست
تو هم یکی از اونها بودی، یادته؟
،از کجا باید میدونستم یه روزی
یه شرابسازی رو باهم میگردونیم؟
.خوش اومدید. اسم و نسبتتون خانومها
پرسیلا هینز، آشنای
.خانومی که کارآفرین برنامه
.ترسا هرِرا - .ممنونم -
،خب، این داستان رو بهتون میگم، چون بعدش
.فکر میکردم توی افغانستان مبارزه رو تجربه کردم
،وقتی برگشتم خونه .باز هم مبارزه میکردم
،اینبار، برای مردم شهر ماریکوپا بود
.به عنوان وکیل منطقهشون
،و به عنوان سناتور بعدیتون ،بهتون قول میدم که دفعهی بعد
.برای کل ایالت آریزونا مبارزه خواهم کرد
.میدونم که توی هفتهی آخریم
.نمیتونم تنهایی از پسش بربیام .به کمکتون نیاز دارم
.پس ممنونم که تشریف آوردید
.لطفاً از خودتون پذیرایی کنید
،اون کلیدت برای رسیدن به فونیکسـه
.و اینطوری باید لاکمیسیون رو نابود کنی
:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.: تنظیم و زمانبندی مجدد : آرش باتیستا instagram.com/arash_batista
.عصربخیر
.اخبار جدیدی به دستمون رسیده
.جسد کیکو جیمنز دیشب پیدا شد
این شایعه که فرماندار ورگاس در انجام .این قتل نقش داشته به سرعت پخش شده
گفته میشه دلیل این قتل دشمنیای بوده .که با پدر قربانی داشتن
.رئیس کارتل، بوز جیمنز
.با ژنرال کورتز تماس گرفتید .لطفاً پیغام خودتون رو بذارید
.ایزابلا
.ایزابلا، من هیچ ربطی به این ماجرا نداشتم
.باید حرفم رو باور کنی. ایزابلا، خواهش میکنم
من هیچ حرفی با تو ندارم
.مگه اینکه حقیقت رو بهم بگی
.من دستور دادم کورتز کیکو رو بدزده .باعث میشه یه بیانیه باشه
.که پدرش رو از مخفیگاه بیرون بکشه
.من هیچوقت دستور ندادم که بُکشتش
.من هیچوقت چنین کاری با تو نمیکنم، ایزابلا
اگه تو نکشتیش، پس کی کُشته؟
.کورتز
.هیچوقت نباید بهش اعتماد میکردم
.باید به حرف تو گوش میکردم
.و حالا، دارم تقاص اینکارم رو پس میدم
.چرا باید به کیکو آسیب بزنه؟ با عقل جور درنمیاد
.کورتز میخواد تو و بقیه علیه من بشید
،کورتز میخواد من رو از کار بیکار کنه .که بتونه شغل من رو در دست بگیره
میخوای چیکار کنی؟
.به زودی علیهش کار میکنم
...و الان دیگه میدونم
...من و تو
.فقط میتونیم به همدیگه اعتماد کنیم
.بذار من به کنفرانس مطبوعاتی برم
.کیکو نامزد من بود
.اگه ازت حمایت کنم، شاید فایدهای داشته باشه
.توی یتیمخونه اینکار رو میکنم
.فکر خوبیه
.ممنون
.باید عکسالعمل نشون بدیم، مامان
،اگه چیزی که درمورد کورتز میگی درست باشه
.باید ما هم باهاش مبارزه کنیم
.خیلی متأسفم
.سلام - .منم -
.رسیدیم فروشگاه بدویا .الان میریم گشت بزنیم
.نقشه جواب میده .انتظار چنین چیزی رو نداره
.خیلیخوب، مراقب باشید
.تو هم همینطور - .خدافظ -
.سلام
.اون قاضی جک گارویه .اون سرپرست دموکراتیه
.باید تنها با کارسون حرف بزنم
.دختر، الان ردیفش میکنم
.آره، خب، به بخشهای انتخاباتی جدید تقسیم شده
.این ما رو نابود میکنه - داری فقط برای گروه -
موعظه میخونی، ولی هیچ کاری .برای درست شدنش نمیکنی
...آره، خب - قاضی گاروی، حالتون چطوره؟ -
ببخشید، ما همدیگه رو میشناسیم؟
ببخشید، ادبم کجا رفته؟
.پرسیلا هاینس هستم
.ایشون دوستم ترسا هررا هست
.خوشحالم میبینمتون، قربان - .سلام، من قاضی جک گاروی هستم -
.و احتمالاً کسی که مرکز توجه اینجاست رو میشناسید
.وکیل منطقه تئو کارسون
.و اگه یهمقدار شانس بیاریم، سناتور بعدیمون
حالتون چطوره، خانومها؟ - .خوشحالم میبینمتون -
.خیلی ممنون که تشریف آوردید - .باعث افتخاره -
،گوش کنید، قاضی گاروی میخوام اگه میشه درمورد یه
کسب و کار کوچیک توی ایستوَلی .باهاتون صحبت کنم
.میبینم که نوشیدنیتون تموم شده
چطوره اول بریم اون رو پر کنیم؟
.باشه
چرا فکر میکنم الان اومدیم به یه قرار بدون آشنایی قبلی؟
،خیلیخوب، من فکر میکنم که نجاتم دادی
چون اون پیرمرد میتونه تمام روز به .حرف زدن خودش گوش کنه
کدوم سیاستمداری اینطور نیست؟
و کار شما چیه، خانوم هررا؟
تا حالا اسم شرابسازی پرلا بلانکا به گوشِت خورده؟
.شرابسازی جدید 115 آره، تو اونجا کار میکنی؟
.من صاحبشم
.فکر میکنم بتونم توی کمپینت بهت کمک کنم
فکر میکنم زمان خوبیه که با .مدیر برنامهی کمپینم حرف بزنم
.اگه ممکنه میخوام این بین خودمون بمونه
،و خانوم سوم قاضی گاروی رسیدن .چه ضایه
.ببخشید، بچهها. این آلرژیِ لعنتی
.شاید بهتر باشه به دوستت برسی
.زیادی خورده
.باعث افتخارم بود، خانومها اگه ممکنه من رو ببخشید؟
.البته
چی؟ - .بیا بریم تو دستشویی -
.باشه
.تو نعشهای - چی؟ -
.نه - .به من دروغ نگو -
.تو مصرف میکنی
.کلاً چندتا خوردم
ولی این حملههای عصبی رو از وقتی که
.اون یاروها اومدن توی شرابسازی داشتم
.منظورم اینه که، اونها کلی مشروب به خوردم دادن
.من فقط یهمقدار ازش سوءاستفاده کردم
،نمیدونم .شاید این فقط یه بهانه باشه
...متأسفم، پولش رو بهت پس میدم
.پولش برای من مهم نیست
.این معامله برای همهمون مهمه
.خودت میدونی اولوویت با چیه - .میدونم -
پس با کسی حرف نزن، خب؟ .برگرد خونه
.باید فکرت رو به کار بندازی
.به زودی باهات صحبت میکنم
.خیلیخوب
.دستورات من کاملاً مشخص بودن .قرار نبود کیکو آسیب ببینه
.و بهت گفته بودم، آسیبی ندیده بود .نه توسط من، نه افرادم
،جایی که جسد پیدا شده بود
قصدشون به طور واضح بیآبرو کردن تو .در چشم مردم بوده
.خودت میدونی کار ترسا بوده
.ترسا هیچوقت برنمیگرده مکزیک
،اگه برگشته باشه
.راه خوبی برای حمله بهش داریم
کلمبیاییها نگران
.توجهی هستن که به دلیل مرگ کیکو به من جلب شده
.کستل میخواد ملاقات کنه
.خیلی طول نمیکشه
.میدونی، پدر من توی یه دیوونهخونه مُرد
و جناب ژنرال صورت تمساحی که اینجا تشریف داره .فکر میکنه تصمیمات رو خودش داره میگیره
.خوبه که یه آدم بالغ هست که باهاش معامله کنم
.یالا دیگه، برو پِی کارت. مامانت اومده
.بیا، تمساح کوچولو
.میدونی که آمادهم
ژنرال بهم گفته اطلاعاتی درمورد
.ترسا مندوسا داری
،خب، از اونجا که دیگه جوک گفتنها تموم شدن
دیگه بریم سراغ مذاکره، موافقید؟
.حله
.خیلیخوب، تا دو ثانیه دیگه میام اونجا
نوشیدنی؟
.به روش قدیمی .خوب حدس زدی
.دیدم چند دقیقه پیش یکی خوردی .یه بوربن سینگلبَچ
.بهسلامتی
.بهسلامتی
.ببین، معذرتمیخوام اگه دوستم موذبت کرد
کنجکاوم بدونم. چرا اینقدر مشتاق
.کمک کردن به من هستی
.من توی این کشور تازهواردم
...میخوام براتون یه چک به مبلغ 200،000 دلار بنویسم
.باید با مسئولان کمپینم حرف بزنی
.دنبال شخصی به نام جنس باش. بازم ممنونم
من چیزی دارم که باعث میشه .توی این انتخابات پیروز بشی
.یه چیزی بهتر از پول
و در ازاش چی میخوای؟
.دوست باشیم. به همدیگه کمک کنیم
.میخوام جزئیات بیشتری رو بدونم
.ولی آمادهی گفتگوهای بیشتری هستم
.از دیدنت خوشحال شدم - .همچنین -
همونجایی بود که گفتم، مگه نه؟
فکر میکنی ما به سلاحهای تو نیازی داریم؟
من فکر میکنم به چیزی نیاز دارید
.که این نیازهاتون رو برطرف میکنه
عمو سم انبار درجه یک ارتشیای رو
.توی زمین مکزیک از دست میده
توسط یه فرماندار کلهگنده
که با فساد مبارزه میکنه و این کار .جلوهی خوبی داره
.باعث میشه اوضاع از این افتضاحتر نشه
.میبینم که بهش فکر کردی
شرایط اولیاحضرتتون چیه؟ - .خب، فقط دوتا شرایط دارم -
،میخوام از پناهگاه این دیوونهها بیرون بیام
.و میخوام، آدمم، بلال، بهم برگردونده شه
.من شخصاً شرایطی دارم .این مذاکره نیست
بذار حدس بزنم. ترسا مندوسا؟
.میخوام جزئیات عملیاتش رو بدونم
،اون بخشی از این معاملهست .در غیر این صورت معاملهای درکار نیست
،تو آدم من رو بیار ،بذار از اینجا بریم بیرون
.بعدش هرچیزی که میخوای بدونی رو بهت میگم
تو وفاداریای نسبت بهش نداره؟
.من به دزد دریاییام، بانو. نه یه آدم مقدس
.باهات در تماسم
.ببرم سمت ماشینم
،اونطور که به نظر میاد خوبه نه، ژنرال؟
.رئیس هم رفت
میخوای برای خودت وقت بخری، اعلیحضرت؟
وقت ما رو تلف کنی درحالی که
از اون جندهای که نونِت رو میده محافظت کنی؟
این یه جور عشقبازیه بیمارگونهست؟
.چون دارم بهش فکر میکنم .من از مردی که لباس فرم پوشیده خوشم میاد
ولی تو همین الانش هم یه مرد رو .توی زندگیت داری، آقای مگلوس
خوشحال میشی که بدونی
.اولین درخواستت انجام شده
دوست سومالیاییت، همین الانش .توی این مِلکـه
بلال اینجاست؟
.کم و بیش
.بلال
.نگران نباش، داداش، از اینجا میبریمت بیرون
بلال؟
.منم. جورج
چیکارش کردید؟
،اون مشکل داشت
.به یه درمان خاص نیاز داشت
...تو
.ای حرومزادهی مریض
!میکُشمت
من اون قیافهی مارمولکیت رو
!از جمجمهت بیرون میکِشم
،میتونی فرماندار رو خر کنی .ولی من رو نه
.من میدونم وفاداری برای مردی مثل تو چه مفهومی داره
،کنجکاوم بدونم
چند لایه پوست باید بِکنم
.تا دیگه اون آدم قبلی نباشی
.حدس میزنم باید ببینیم چی میشه
.مرگ تاریکی خواهی داشت، ژنرال
.قیر سیاه، من روش خوردم رو دارم
.سعی نکن توجه من رو جلب کنی، علیحضرت
.به این راحتیها رها نمیشی .نه مثل اون رفیق سیاهپوستت
.بلال، همه چیز درست میشه
!میام دنبالت
.ببریدش
هی، بدویا رو گرفتن؟ - .الان دارن میرن سراغش -
!دستها بالا! بیحرکت
این دیگه چه کاریه؟ شماها مجوز دارید؟
.دارم باهاتون حرف میزنم، پسر چی میخواید؟
بیخیال، پسر، تو پول اون رو میدی؟
امکان نداره، اون ماله من نیست، خب؟
.نه، نه، نه، نه. اون ماله من نیست
تو با مایویی درسته؟ - .ببریدش -
.برام پاپوش دوختن، پسر .خب، اینها ماله من نیستن
.برام پاپوش درست کردن
.ترسا
.سلام - .آره، بشین، بیا پیشمون -
،ما اینجاییم، ما سه تا سوارکار مرد مکاشفهایم
.و یه سوارکار زن
فکر میکنی تو کدومی، ترسا؟
.شاید، طاعون. شاید هم مرگ
،اینی که اینجاست نمیتونه قحطی باشه .مطمئنم
چیزی لازم داری؟ - .نه، ممنون -
.فقط حواست به ورودی باشه
.با کمال احترام
.هیچ حس شوخطبعیای نداره
.بدویا توی زندان منطقهست
.دقیقاً همونجایی که میخواستیم گرفتیمش
.یکی از رده خارج شد، چهارتای دیگه مونده
.کار افرادت خوب بود. ممنون
.آره، من میبینم که باد کدوم طرفی میوَزه
.تصمیم عاقلانهای گرفتم .البته باید بگم
.از کار تو سوپرایز شدم
خیلی نگذشته از وقتی که همهتون با غرور
.دلتون به حال بچهای که توی زندانم بود میسوخت
.حالا نگاهشون کن
،اینجا کنار من نشستید .با همدیگه داریم کار میکنیم
.یهجورایی، ناامیدکنندهست
.هرکسی یه بهایی داره
.فکر میکنم بهای تو فونیکس بود .به حساب منه
ملاقات با مأمور مبارزه با مواد مخدر چطور پیش رفت؟ - .فکر میکنم همکاری میکنه -
خبری از جورج نشده؟ - .از گوایمس تا حالا نه -
.در دسترس نبوده، نمیتونم پیداش کنم
.باید پیداش کنیم - .من تلاشم رو میکنم -
.برو بدویا رو بیار
دارید چه غلطی میکنید؟ - .سوار شو -
شماها اینجا چه غلطی میکنید؟
.نجاتت دادم - تو؟ -
.قاضی پرونده رو بیخیال شد
.مأمور کارسون تصمیم گرفت پروندهش نکنه
.کلانتر حکم نداشت
میدونی این جریان چطور بهنظر میاد، نه؟
انگار که با ادارهی مبارزه با مواد مخدر .معامله کردی که خودت رو آزاد کنی
.تو برام پاپوش دوختی - .باید بیشتر مراقب باشی -
از من چی میخوای، ترسا؟
.لاکمیسیون رو میخوام
.تو کمک میکنی تحویلشون بگیرم
من ترتیب این ملاقات رو دادم چون .عموم بهشدت ناراحته
با فراری بودن بوز، و
،به گل افتادن تو کسب و کار اینجا
.تقریباً متوقف شده
تو داری پولت رو بهخاطر وارد شدن
به جنگی از دست میدی که ما .بهت گفتیم واردش نشو
بذار بهت یادآوری کنم، کستل، که رینالدو
.درمورد حمله به بوز برام آرزوی موفقیت کرد
.کیکو متأسفانه خسارت جانبی بود
خانومها، من مطمئم که
.باهمدیگه میتونیم یه راهحل پیدا کنیم
.من یه کنفرانس مطبوعاتی ترتیب دادم .که این مسئله رو حل میکنه
.همیشه همینکار رو میکنم - .آره، خب -
اعتماد بهنفس و اعتماد وقتی از دست رفت
.به سختی میشه برشون گردوند
گرفتن تصمیم براساس احساسات
.هیچوقت کار درستی نیست، کمیلا
ببخشید؟ - .این کار در حال تغییره -
،روزهایی که نارکوس مالورده رو عبادت کنه
و از عرفان نظر بخواد؟
.اون روزها تموم شدن - .دقیقاً -
،کوکائین یه صنعت چندین میلیاد دلاریه
.پس باید با کارکشتگی بیشتری اداره بشه
.درست میگی، کستل. ممنون
.لطفاً به رینالدو بگو از نگرانیهاش آگاه شدم
.حتماً - ،و حالا -
.اگه ممکنه من رو ببخشید
.تا یه وقت دیگه
.خوشحال شدم دیدمت
.روزاریو
خانوم؟
.باید یه چیزی ازت بخوام
.هرچیزی که باشه، خانوم
.میخوام سوییچ ماشینت رو بهم بدی
سوییچ؟
.البته. بفرمایید
.ممنونم
.زندانی رو برام بیار
.تنها
.آره، باشه
.ممنون، داداش
.لاکمیسیون، حاضرن قرار بذارن
.بهشون گفتم تو رو بهشون تحویل میدم
،اگه اینکار رو بکنم، من و تو مشکلی باهم پیدا نمیکنیم، درسته؟
آره، من و تو شریک میشیم
.بههمراه تازا
.برای شراکت
.پس همهچیز ردیفه
.پوته رو با خودت ببر
اگه موفق بشیم، میتونیم فونیکس رو .همونطوری که میخوایم اداره کنیم
،ما تنها واردکنندههای شهر میشیم .و باهم اینکار رو میکنیم
.امیدوارم. بهزودی میبینمت
.بریم
.عصربخیر، کوچی
.تو سعی کردی من رو بُکشی
.ولی من نیاوردمت اینجا که انتقام بگیرم
...من بهت آزادی دادم
...چون یه سیکاریوـه عالیای
.یه متخصص
.برای همین بوز تو رو اجیر کرد که من رو بُکشی
...و به همین دلیل
...ازت میخوام که از دست این علف هرزی که اذیتم میکنه
.خلاصم کنی
میخوای ترتیب کی رو بدم؟
.ژنرال کورتز
فردا با من میاد که توی کنفرانس مطبوعاتی .شرکت کنه
اون آدم آگاهیه، پس کار آسونی .در پیش نخواهی داشت
.ولی میتونی روی کمک من حساب کنی
.انجام شده در نظر بگیرش
.اون مرد دیگه مزاحمت نمیشه
.کورتز خوب به من خدمت کرد
.ولی این زمان فرا رسیده
.هیچ گل رُزی بدون خار بهوجود نمیاد
.سلام، برات چای آوردم
.ممنون
.ببین، من دیروز گند زدم .کاملاً بهش اعتراف میکنم
.میخوام بدونی که میتونی روی من حساب کنی
.تو تنها دوستمی که باقی مونده
.منظورم اینه که، من کسه دیگهای رو ندارم
.نمیخوام تو رو هم از دست بدم
.ببخشید
.سلام - .ما توی موقعیتیم -
بدویا اونجاست؟
.آره، منتظره بیان دنبالش
.وقتی رسیدن اونجا خبرم کن
،ببین، من نمیدونم چه خبره
،و راستش رو بخوای، نمیخوام همهچیز رو بدونم
.یعنی، بیشتر از حد خودم
.ولی فقط... باید بپرسم
،بعد از اتفاقی که توی شرابسازی برام افتاد
...تمام اتفاقات وحشتناکی که برات افتاد
ارزشش رو داشت؟
بدویا داره میره ملاقات پاکاس
.و بقیهی اعضای لاکمیسیون .ترتیب همهشون رو باهم میدیم
کاری که دون توی شرابسازی باهات کرد .وحشتناک بود
من توی این کسب و کارم که جلوی افرادی مثل اون رو
.برای روشی که زندگی میکنم بگیرم
.یا زنده بمونم یا نه
بله؟ - افراد پاکاس همین الان -
.اومدن دنبال بدویا. ما دنبالشونیم
.در جریان میذاریمت - .باشه -
.دارن وارد کلاب میشن
.سلام، عزیزم. یالا
.خیلی هیجانزده نشو، بدویا
و پاکاس؟ - خبر جدیدی از پاکاس شده؟ -
کجاست؟
.نمیدونم
.انگار جلسه طبقهی بالاست
.اون عوضی وایساده نگهبانی میده
.وقتشه که برای انجام شدن جادو شارژش کنیم
.امروز روز شانسته
.مرد محترمی نباش - .نیستم -
.برو - .آفرین -
.تو چقدر سکسیای. بیا اینجا، جیگر
.بفرما
.هوی، عوضی، از استیج بیا پاییم
مشکلت چیه، پسر؟ .دارم بهش پول میدم
.گفتم از استیج بیا پایین - هی، چی شده؟ -
.راه بیوفت، مرد
!برید کنار، از سر راه برو کنار
.وایسا، فقط منم، پسر
.منم
!من رو نکش
پاکاس کجاست؟ - .نمیدونم، پسر -
خب، اینجا بوده؟ - نمیدونم، پسر، باشه؟ -
پاکاس رو پیدا کردی؟ - .نه -
.باید بریم، جیمز
.بهت گفته بودم، روز شانسته
.پوته
.سلام
.یه مشکلی داریم
چی شده؟ - .پاکاس پیداش نشد -
.وقتی ما رسیدیم پاکاس اونجا نبود
.منظورم اینه که، ما اونجا رو تیر بارون کردیم
،اگه اون عوضی بفهمه چه اتفاقی افتاده
.تلافی میکنه، بدجور
خب، قبل از اینکه این اتفاق بیوفته .باید پیداش کنیم
پیداش میکنیم. بدویا چی؟
.تیر خورد، نه از طرف ما
.حتماً یه نفر به پاکاس خبر داده
یه نفر؟
.فقط چهار نفر از بازی دادن بدویا خبر داشتن
.سه تاشون الان اینجا وایسادن
.ولی کلانتر برای ما کار میکنه
.ما با شیطان معامله کردیم، ترسیتا
.این بهاییه که باید پرداخت کنیم - .خیلیخوب، باید مایو رو گیر بیاریم -
.ولی اول باید ترتیب پاکاس رو بدیم
.من و افرادم تا مرز میبریمتون
.بعد از اون، دیگه خودتونید و خودتون
انتظار داشتم قبل از اینکه هفته تموم بشه
.بهم بگی یه چوب کردی توی قلب اون جنده
حالا، ازم میخوای کاری رو بکنم .که خودت نمیتونی
.و این رو یادم میمونه
.چنین اتفاقی نمیوفته
.ممنون
.مایو، ای مارِ بیپدر. برام پاپوش دوختی
چه میشه گفت، پاکاس؟ .اون پول بهتری میده
.هرچند، هیچوقت خیلی ازت خوشم نمیومد
.هیچکس نباید به یه موقرمز مکزیکی اعتماد کنه
.خب، خب
از همون اولش تو رو دستکم گرفتم، مگه نه؟
میدونی، اگه اینقدر نمیخواستم
گلوت رو اینقدر فشار بدم که چشمهات ،از حدقه بزنن بیرون
.شاید میتونستم یه زن قابلاطمینان ازت بسازم
.شوخی کردم
...من فقط
.خیلی باشکوهه
.بیا یه فکری بکنیم
هومـ؟ من و تو، میتونیم لاکمیسیون رو باهم بگردونیم
.مثل همیشه که باید گردونده میشد
.یه کسب و کار هوشمندانه. نوآوری
خسته شدم از اینکه تنها کسی بودم که .این اطراف بینش داشتم
تازا چی؟ - .و تازا -
.معلومه هرسهتامون، شرکای برابر
میبینی، هومـ؟
.داریم از همین الان مذاکره میکنیم
میخوا به این آدم اعتماد کنی؟
.با من معامله کن
.ما معامله کرده بودیم
.وقتی من رو کمیلا وارگس فروختی معامله رو بهم زدی
.تو هم بودی همینکار رو میکردی
.نه، نمیکردم - نه؟ -
.پس یه احمقی
چیه؟
فکر کردی تو میتونی مجبورم کنی برای زنده موندن التماس کنم؟
.چنین اتفاقی نمیوفته
.من برای عوضیها زانو نمیزنم
...خداحافظ، جنده. توی جهنم میبینمت
.و بعدش، دیگر هیچچیز نبود
.هیچوقت توی اون تله نمیومد
.توی طبیعتش نیست
،شغال فقط وقتی که جنگ تموم شده پیداش میشه
.وقتی که خون روی زمین ریخته شده
.ولی اون به تو اعتماد کرده بود
.کسه دیگهای نبود که بهش اعتماد کنه .میدونی که چطوریه
از همین الان یه جای خوب
.توس بیابون براش درنظر گرفتم
.درست کنار گزارشگرت
یه جورایی براش مناسبه، اینطور فکر نمیکنی؟
.رئیس تویی
.بابا اون خرس رو بهم داد
،مامان طرح دیوار رو به عنوان هدیه بهم داد
.که وقتی اوضاع خوب بود رو یادم بمونه
،باید خودت رو ازش خلاص کنی
.اگه نه، خودت هم باهاش نابود میشی
.ولی من دخترشم. اون فقط من رو داره
.به خاطر اون، پدرت مُرده
،اون تصمیم گرفت که این کسب و کار رو ول کنه
.و مادرت دوباره اون رو وارد کار کرد
.اگه بهش اجازه بدی، اون تو رو به کُشتن میده
.الان باید علیهش حرف بزنی
.نگران نباش
.من بهت کمک میکنم
.تو هیچوقت تنها نخواهی بود، عزیزم
!دیگه وارگاس نمیخوایم! دیگه وارگاس نمیخوایم
.از همگی ممنونم که تشریف آوردید
...متأسفانه، تهمتها و افتراها
.حقایق فرماندهی من رو تحتشعاع قرار داده
میدونم خیلیها هستن که میخوان .بدترین چیز درمورد من رو درنظر بگیرن
...ولی برای کسانی که حاضرن قضاوت کنن
...احتراماً درخواست دارم با بیطرفی قضاوت کنید
.و به من فرصت دفاع از خودم رو بدن
.میخوام میکروفون رو در اختیار دخترم قرار بدم
.ممنون
من متوجه هستم که مادرم شخص ستیزهگر .و تفرقه اندازیه
.مثل پدرم به مردم سینالوا خدمت کرده
هیچ دختری تا حالا به اندازهی من .به پدرو مادرش افتخار نکرده
هیچ دختری تاحالا بیشتر از من .مادرش رو دوست نداشته
مثل شما، من هم چیزهای وحشتناک و دردناکی .رو درمورد مادرم شنیدم
...حقیقت اینه که
!مادر من گناهکاره
...اون یه معاملهگر مواده
!و از اون بدتر، یه قاتله
!باید عدالت برای اون برقرار بشه
!فرماندار رو حبس کنید
!حالا
!دستگیرش کنید
!فرماندار رو دستگیر کنید
سفارش انجام شد؟ - .آره -
.شروع کنیم به پر کردنشون
.باید خیلی زود شرابسازی رو باز کنیم
.و قلمروی لاکمیسیون رو با تازا تقسیم کنیم
.آره - .الان ما لاکمیسیونیم -
.بیاید نوشیدنی بخوریم و جشن بگیریم
.هی
تکیلاها چی شدن؟
.همهشون رو خوردی
.تنهایی نه، نخوردم .پس بوربن میخوریم
بله؟ - اخبار رو شنیدی؟ -
کلیپی که کلانتر مایو توش به یه زندانی .حمله میکنه پخش شده
.امروز صبح اتهامات رو وارد کردم .الان بازداشت شده
.حقشه
.با فرستادن اون فیلم، به من لطف کردی
.ازت ممنونم
رسماً از وقتی که خبر پخش شده
،چندین داوطلب دارم
.و شک ندارم رأی لاتین جانشین میشه
گفته شده، باید محتاط باشیم
.برای هرگونه ارتباط دیگهای
.درک میکنم
.توی انتخابات هفته آینده موفق باشی
کی به شانس نیاز داره وقتی دوستهای خوبی داره؟
،خب، شاید کارسون رو داشته باشیم ،ولی اگه من جای مایو بودم
.سعی میکردم معامله کنم و اون بهجز ما کی رو داره؟
اون کمکت کرد پاکاس رو بکشی، ولی .میدونی که نمیتونی بهش اعتماد کنی
.میدونم
.باید یه تماس بگیرم
تلافی کردن خیلی بده
.بهتره وکیلم باشی
پرسیدی من کدوم سوارکار روز قیامتم، یادته؟
.آره، یادمه .حالا گوش کن ببین چی میگم، ترسا
.هردوتامون نمیتونیم مرگ باشیم - .من مرگ نیستم -
.من جنگم
!هی، هی، هی، هی ...باید با یه نفر حرف بزنم
!هی، هی، نه
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..
-| آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما |- .:. @OfficialCinama .:.
کارش تمومه؟
.موفق شدیم
.ممنون کمکم کردی
.خواهش
.فونیکس ماله خودمونه
:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.: تنظیم و زمانبندی مجدد : آرش باتیستا instagram.com/arash_batista
تلگرام: Dark_AngeL illusion_sub
17/August/2018
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.