Afrikaans
Akan
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
.اون کلانتر بخش جِد مایوـه
.آزار دادن افرادی که کار غیرقانونی میکنن عادتشه
...خبر خوب اینه که
.میشه خریدش - .کلانتر مایو -
درمورد مایو چی میدونی؟ - اون جلوی راهت -
.توی جاده مانع ایجاد میکنه
اگه میتونستی یه بلایی سرش بیاری چی؟
،اگه بتونی ترتیب کلانتر رو بدی
.یه جایگاه برای خودت داری
.بریم
.کلانتر مایو توی شرایط وخیمی هست
.اگه زنده بمونه، کارمون تمومه
.لاکمسیون بدجور میاد دنبالمون
.پوته، در رو باز کن
.نه، ترسا، تو باید استراحت کنی - !در رو باز کن، پوته -
.ایزابلا هنوز هم مخفیانه میره دیدن کیکو جیمینز
.نافرمانی ایزابلا توی خطر قرارش میده
،اگه بتونیم پسره رو بدزدیم
.میتویم ازش استفاده کنیم
همینکار رو بکن، ولی هیچکس نباید تحت فرمان من
.بهش آسیبی بزنه
.فرمان بُردارترین افرادم رو میفرستم
.هرکاری که کردی لازم نیست از من مخفیش کنی
.توی این قضیه ما باهمیم
.دارم تاس رو به نفع تو میریزم
.پشیمون نمیشی
.دنبالم بیاید
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..
-| آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما |- .:. @OfficialCinama .:.
.بزن کنار! به کُشتن میدیمون
.نمیتونیم محموله رو از دست بدیم. بهش نیاز داریم
...24ساعت قبل
!گفتم دیگه کافیه
.ببین کسی دلش جنگ نمیخواد
.ولی بعضی وقتها راه دیگهای نداریم
.یه راه داریم
.این جنگ ما نیست. جنگ اونهاست
.پاکاس یه کاری کرده ما دست به دهن زندگی کنیم
.حالا، این آدمها دارن بهمون پیشنهاد همکاری میدن
،وقتی فونیکس رو زیر سلطه بگیرم
،شرایط بهتری خواهیم داشت
.بالاخره میتونیم مدرسه و کلینیک بسازیم
و داشتن مدرسه و کلینیک چه فایدهای داره
وقتی بچههامون قتلعام شدن؟
.وقتی کمیسیون هست، توی صلح هستیم
.بدون آدمکُشی - .درست میگه -
.چرنده - .شماها تصویر بزرگتر رو نمیبینید -
!باید از اینجا بزنیم بیرون
!ما حتی نمیتونیم بهشون اعتماد کنیم
.فکر میکنم دیگه وقتشه که بریم
!درست میگه - .یه لحظه -
.ما لیاقتمون بیشتر از چیزیه که حتی بتونید تصور کنید
.میخوام باهاشون حرف بزنم
.این حرفها رو بهمون نزن !دیگه خفهشو
.لطفاً
.چیزی که دارن پیشنهاد میدن میتونه برای بچههامون باشه
.همگی، گوش کنید
!هی
.مهمونمون یه چیزی میخواد بگه
.مثل شماها، من وارد این کار شدم که زنده بمونم
،فکر میکردم اگه طبق قوانین پیش برم
.مشکلی برام پیش نمیاد
.ولی روش کار اینطور نیست
.باید تصمیم بگیریم که مرز رو تا کجا پیش ببریم
برای تو گفتنش راحته وقتی ماییم ...که باید مبارزه کنیم
.و میمیریم
،اگه درست انجام بشه
.هیچ مُردنی درکار نیست
پاکاس همینطوری بدون دعوا
.کلید سرسراش رو تحویل تو نمیده
.راه دیگهای نخواهد داشت
ما منبع کمسیسون رو
،با قید تو توی مرز قطع میکنیم
.و محموله رو به فونیکس قاچاق میکنیم
.جایی که قرارِ من تنها واردکننده به شهر باشم
.مجبور میشن با شرایط ما کار کنن
کمیلا یه محموله امروز صبح .در حال حرکت به اینجا داره
،اگه بتونیم جلوی گذشتنش از مرز رو بگیریم
.میفهمه که ما باهات متحدیم
.مجازات میشن
.قاچاقچیه من همین الانش توی راهه
،وقتی که کمیلا بفهمه جریان چیه
.معامله انجام شده
...و اگه لاکمیسیون قبول نکنه
.من لو میرم
.و این به معنای جنگه
.میدونم که این یه ریسکه
،ولی اگه اینکار رو بکنیم
.باهمدیگه میتونیم برنده بشیم
.ما فونیکس رو اداره خواهیم کرد
منظورت چیه که نمیتونه صحبت کنه؟
.این سومین باره که باهاش تماس میگیرم
خب، به ژنرال بگو فرماندار سینالوا
.میخواد باهاش حرف بزنه، فوراً
.ایزابلا
چی شده؟
.مامان، کیکو گُم شده
،موبایلش رو جواب نمیده .کسی هم ندیدتش
.خب، احتمالاً پیش باباشه
.بدون اینکه به من بگه جایی نمیره
،قرار بود همدیگه رو ببینیم .ولی پیداش نشد
.میدونم یه اتفاق بدی افتاده
.حسش میکنم - .ایزابلا -
.هرکاری در توانم باشه میکنم که پیداش کنم
باشه؟
.میدونم همینکار رو میکنی، مامان
.هرلحظه کامیون کمیلا ممکنه برسه
میدونم هنوز به خاطر اتفاقی که .دیروز افتاد عصبانی هستی
.عصبانی نیستم
،وقتی برای اپیفانیو کار میکردی
توی دستوری نافرمانی کردی؟
.معلومه
.ولی هیچوقت اون رو توی یه زیرزمین زندانی نکردی
.هیچوقت به یه مرد اینطور بیاحترامی نمیکنی
.راه دیگهای نداشتم
.چیزی نمیخوردی، نمیخوابیدی
.مثل دیوونهها رفتار میکردی .به حرف هیچکس گوش نمیدادی
.به حرف جیمز گوش نمیدادم
.تو فرق داری
.رابطهی ما فرق داره
...اگه باهام صادق میبودی - .سعیم رو کردم -
.نه
.من رو گول زدی
.کاری که فکر میکردی بهتره انجام دادی
.تو دوست منی، پوته
.راست میگی
.و متأسفم
.قول میدم دیگه چنین اتفاقی نمیوفته
.هیچوقت نمیتونیم حقیقت رو از همدیگه مخفی کنیم
.من اشتباه کردم
.ولی لطفاً، وفاداری من رو زیر سوال نبر
.چون من در کنارت زندگی میکنم و میمیرم
.ما خانوادهایم
.ما با همدیگه زندگی میکنیم و میمیریم
.حواستون رو جمع کنید
.کامیون کمیلا
.درست به موقع
.یه ایالات کارتل آمریکا خوشاومدید، احمقها
.امنیت کشور چه کمکی از دستم برمیاد؟
یه کامیون سیاه حاوی محمولهی کوکائین
.به سمت شمال در آزادراه 10 درحال حرکته
پلاک ماشین آریزونا
. هستQVG 2108
.لطفاً بگو پیداش کردی
.نه
.یه مشکل دیگه داریم
محمولهمون یک ساعت پیش
.توسط امنیت کشور مصادره شد
کجا؟ - .جنوب فونیکس -
متوجه هستی که این شرایط ما رو .توی چه موقعیتی قرار میده
،وقتی من با توافق موافقت کردم .اطمینان حاصل شد
.آره. از هر دو طرف
.تو بهم اطمینان دادی که ترتیب ترسا رو میدی
.شکست خوردی
.و نتیجهش این شد
داری میگی ترسا یه ربطی به این ماجرا داشته؟
.آره. کار خودشه
...تنها سوال اینه که
کدوم یکی از اعضای کمیسیونت بهش کمک کرده؟
.این اتهام جدیایه
.یکی مخفیانه اون رو به محموله رسونده
.تو سرسرای فونیکس رو کنترل میکنی
.برای همین تو مسئول این اتفاقی
...هنوز انتظار دارم پولم پرداخت بشه
،سروقت
.نه یک دلار کمتر
.انگار یه دشمن مشترک داریم
میدونی کی بهش اطلاعات داده؟
.تازا
هندوستانیه؟
.ترسا رفته سراغش
.اون هم احتمالاً قبولش کرده
.خب، پس مشخص شد
.اون دیگه الان با ترساست
به اون عوضیای کمک میکنه که یه گلوله زد پشت سرت
.و ولت کرد تا بمیری
...آره، خب، اون
.اون هندوستانی، یه خوشقیافهی حرومزادهست
.البته اینکه بریم دنبالش زیرکانهست
.توی قید و بند قویای اون بیرون خودش رو قرار داده
.نمیتونه همیشه مخفی بمونه
،بالاخره باید بیاد بیرون
...و تو میتونی یه گلوله خالی بکنی توی سر
.خودش و ترسا
باعث شرمندگیه
.که ترسا وقتی میتونست فرار نکرد
.اون خیلی از بیابون خوشش میاد
.حالا هم من توی همون بیابون خاکش میکنم
.خودش و اون هندوستانیِ کوفتی
.توی مکزیک مشکلی نیست
.تمام طول راه تا بندر هیچ مشکلی نبود
.خیلیخوب، خوبه
چشه؟ - .زیرزمین مشروبسازی -
هنوز بهخاطر اون موضوع ناراحته؟
نظر خودت چیه؟
سفر چطور بود؟
جیمز، سرباز ارتش از یه جادهی ،پر پیچ و خم آوردمون
.ولی راحت رسیدیم اینجا
.کوکائین رو از مرز رد کردیم
.حالا فقط باید به فونیکس برسونیمش
.بازوکا و بمب [بازوکا: جنگ افزار ضد تانك ]
.اون یه امکِی19ـه - .اوهومـ -
.لعنتی، این چیز جدیایه
،اگه درست کار رو انجام بدیم
.به اسلحه نیازی پیدا نمیکنیم
.تو از اسلحه خوشت میاد. یالا دیگه
.اونجا رو
چیشد؟
.چارجر بود
.همین الان گزارش داد مایو رستوران پاکاس رو ترک کرد
کلانتر احمقه؟
.فکر میکردم توی مراقبتهای ویژه باشه
.آره، خب، دیگه نیست
.آسیب دیده، ولی برگشته سرکار
پس فقط لاکمیسیون نیست که
.باید نگرانش باشیم
.مایو هم میاد سراغمون
.اون حواسش به اتوبانها هست
.به محض اینکه از مرز رد بشیم، لو میریم
.میتونیم برای اینکه دورش بزنیم از جادههای فرعی بریم
.اینطوری نمیبینتمون
بهترین شانسمون گذشتن از این جادهی قاچاق
.به اسم اتوبان شیطانـه
،راه طولانیایه ولی محمولهمون رو
.به بازار فونیکس میرسونه - .200 مایل از توی زمین سنگلاخ میگذره -
منظورم اینه که، ممکنه هرجایی از اون جاده .بهمون حمله کنن
آره، ولی از پاسگاه بازرسی مایو .جلوگیری میکنه
،منظورم اینه که، اگه قرار باشه به شانس واگذارش کنیم
.این بهترین شانسمونه
نظرت تو چیه، جورج؟
،اگه توی قایق باشیم .من یه قایق پرسرعت میخوام
.همین قانون شامل اینجا هم میشه
...اگه قرارِ در راه حمله به این عوضی بمیریم
.به ماشینهای خوبی نیاز داریم
.به سریعترین حالتی که برامون ممکنه
.دقیقاً چیزی که لازم دارید رو من دارم
:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.: تنظیم و زمانبندی مجدد : آرش باتیستا instagram.com/arash_batista
.تمام ماشینها... قرض گرفته شدن
با حیله میدزدیمشون و به خریدارهای .اونطرف آب میفرستیمشون
.بیشتر به ژاپنیها
.پلیس از یه مایل اونطرفتر میبینه که داریم میایم
.خب، هدف همینه
قاچاقچیها از ماشینهای داغون استفاده میکنن .محض احتیاط اگه مصادره بشن
.پلیسها هیچوقت به چنین ماشینهایی مشکوک نمیشن
.قاچاق توی دید هواپیما
.به یه ماشین رد گمکنی نیاز داریم
.ماشین افسانهایه اِل اِس 6
اسکنهای چندگانهی پلیس .همینطور شناسایی رادار
،از اونجا که تو جاده رو میشناسی .تو و پوته میتونید راهنمایی کنید
...اگه کلانتر و دوستهاش منتظرن
،ما میکِشیمشون بیرون
.یهکاری میکنیم بیوفتن دنبالمون
.ما مسیر رو برای ماشین انتقال باز میکنیم
.به یه چیز متفاوت برای انتقال جنسها نیاز داریم
.ما بهش میگیم هیولا
،با موتور 460
،ضربهگیر
.و یه سپر گاوی محض اطمینان
.تو و بلال کار انتقال رو انجام میدید
.جور دیگهای نمیخوام باشه
10مایل عقبتر از ماشین رد گمکنی باشید
که اگه مشکلی پیش اومد بتونید .عکسالعملی نشون بدید
ردیفه. کی پشت سرمون میاد که هوامون رو داشته باشه؟
.ما میایم - .ما توی ماشین تعقیب خواهیم بود -
چیزی مدنظرت هست؟
.اون یکی - .نه، نه، نه -
.این دختر خاصه
750 اسب بخار
.و یه سیستم نیترو اکسید دوگانه داره
اونقدر سریعه که میتونه یه کاری کنه .موهات آتیش بگیره
.مطمئناً میتونه
ما حدود یک مایل پشت سرتون میایم
.برای حفاظت از عقب
،اگه کسی میخواد کنار بکشه
.الان وقتشه
.موقع غروب آفتاب حرکت میکنیم
میخوام توی تمام مسیرها از مرز .تا بندر مانع باشه
.باید باهات حرف بزنم
.حالا
.فرماندار، انتظار دیدنتون رو نداشتم
چندساعته سعی دارم راهی برای دیدنت .پیدا کنم
درمورد محمولهای که از دست رفت چیزی شنیدی؟
.موضوع این جلسه همین بود
.من همین الانش اقدامات لازم رو انجام دادم
.امنیتمون یه مشکلی داره
.من سریعاً جواب خواستم
و تو چی فهمیدی؟
.مسئولان ساعت 10:30 دقیقه اخطار دریافت کردن
،طبق گفتهی ردیاب جی پی اسمون
.کامیون ما زمان مراقبت تازا وارد شده
.پس تازا یک خائن توی لاکمیسیونـه
ترسا میخواد جنسی توی فونیکس باقی نمونه
.که بتونه محمولهش رو وارد کنه
،من سربازانی به سنورا فرستادم
.و از قبل به پاکاس خبر داده شده
تو با پاکاس حرف زدی؟
...اگه قرارِ جلوی ترسا رو بگیریم
.کلیدش اقدام سریعه
موضوع دیگهای هم هست، فرماندار؟
.کیکو
.میخوام فوراً آزادش کنی
.اینطور به مشکل میخوریم
.اون پیش ما نیست
شب گذشته اصلاً
.برای ملاقات با ایزابلا پیداش نشد
.افرادم چندین ساعت منتظر موندن
.احتمالاً کیکو همراه بوز مخفی شده
احتمالش هست
از نقشه»ون برای دزدیدنش باخبر شده باشه
.و فرار کرده باشه
...تو بهم اطمینان دادی
.ایزابلا هیچوقت نمیفهمه که من دستورش رو دادم
.راز شما محفوظه، فرماندار
.پیشِ تو
".اتوبان شیطان به سمت فونیکس"
.همین الان از 100مایل رد شدیم
.خبری از مایو یا پلیس دیگهای نیست
.امیدوارم همینطور روی شانس بمونیم .باید این محموله رو به فونیکس برسونیم
.ماشین رد گمکنی هستیم
.نصف راه به سمت محل قرار رو گذروندیم
.همه جا امنه
.دریافت شد
.ما پنج مایل پشت سرتونیم
شما اون پشت چطورید؟
.همه چیز مرتبه
!اون رو بیار پایین
.ماشین رد گمکنی بود
.اونها رادارهای موجیاب رو میبرن
.این احمقها فکر میکنن خیلی باهوشن
.بعدش ماشین انتقال پیداش میشه
.بریم سر جامون
.انگار انعامت قرار پرداخت بشه، مرد گنده
چه حسی داری؟
.تو بهم قول دادی
،و همه چیز دیگه تموم شده
.هیچ عذابی برای قبیلهم ایجاد نمیشه
.آره
،نمیدونم شما مردم چه مرگتونه
.هیچوقت درس نمیگیرید
،ببین، موضوع دیروز
...کاری که کردم
.اونکار رو کردی که ازم مراقبت کنی
.دقیقاً - ،و به خاطر اینکه باهم خوابیدیم -
.فکر کردی این حق رو داری که اینکار رو بکنی
.کار اشتباهی بود
پس از کاری که کردیم پشیمونی؟
.نه
.معلومه که نه
ولی تو نمیتونی همینطوری به جای من .تصمیم بگیری
.چیزی بود که باید انجام میشد
...وقتی توی مکزیک بودیم
،مرگ گوئرو .باید باهاش کنار میومدی
.چیزی که من میخوام اینه که بهم احترام بذاری
،میدونم که نگرانمی
.ولی من حالم خوبه
.پلیس گذاشت رد بشیم
.یه ماجرایی هست
.یه مشکلی داریم
چی شده؟
.یه مانع هست - .لعنتی -
از کجا میدونست ما کجاییم؟
!دستها بالا! حرکت نکنید
.به نظر زنده میای
!ماشین رو خاموش کن و دستهات رو نشونم بده
.آروم
.جورج توی دردسر افتاده
!جایی بذارشون که بتونم ببینمشون
...مراقب باشید. این پسرها
.عصبانیان
!بهمون نیاز داره. برگردید
.ده مایل عقبتر هستن
!برگرد، برگرد
.خیلیخوب، احمق، دستهات رو بذار پشت سرت
.خب، حدس میزنم اهل این اطراف نباشی
دوستدخترت کیه؟
تو ماله کدوم قبیلهای، عزیزدلم؟
.خجالتی نباش
مامانت میدونه
با اون دوستی؟
.شرط میبندم که نمیدونه
شرط میبندم این ماجرا رو مخفی نگه میداری، مگه نه؟
!خب، یه سوال ازت پرسیدم، حرومزاده
.دارن میان
!پوشش بدید
!حرومزاده
!جنس رو بردارید. از اینجا بزنید به چاک
.بزن کنار! حالا به کُشتن میدیمون
.نمیتونیم جنس رو از دست بدیم. بهش نیاز داریم
.نباید بذاریم گیرمون بندازن
،اگه نزنی کنار .از دستش میدیم
.خیلیخوب
!بلال، سریع جنسها رو بار بزن
!گمشون کردیم - .زود پیدامون میکنن -
!ترسا. برو! برو
!الان منفجر میشه
!برو
!باز هم توی ون هست
.هی، نه، نه، نه، نه، نه
!ترسا
.بیاید دوباره بار بزنیم و بشماریمشون
.باید بدونیم چقدر از دست دادیم
.موفق شدیم، پرنسس
.حالا دیگه تو تنها واردکننده به شهری
.هنوز نه - .لعنتی -
.انگار رفتید توی جهنم و برگشتید
آره رفتیم. آمادهای؟
مطمئنی از پسش برمیای؟
.توی جنگیم. همه باید یه کاری بکنن .میدونی که من پایهم
.این رو ببر برای پاکاس
ریسکه، ولی باید بهش نشون بدیم
.جنس ما تنها جنس توی شهرـه
تانتو باهات میاد، خب؟
.مراقب باش
.ایزابلا
.چه سوپرایز خوبی
.تنها اومدم
...خواهش میکنم
.بفرما بشین
.نه، ممنون. میایستم
.تنهامون بذار
،بگو ببینم
چه کاری از دستم برمیاد؟
.میخوام بدونم چه اتفاقی برای کیکو افتاده
.میدونم که تو میدونی
...مامانم
بهت دستور داد کاری باهاش بکنی؟
مطمئنی میخوای بدونی؟
بهم اطمینان دادی ایزابلا
.هیچوقت نمیفهمه من دستور رو دادم
بهم اطمینان دادی ایزابلا .هیچوقت نمیفهمه من دستور رو دادم
...من
.نمیفهمم
.مامانت به خاطر فرار ترسا تو رو مقصر میدونه
.نتونست عصبانیتش رو کنترل کنه
.عطشش برای انتقام تمام عیاره
.متأسفم
.با گفتن اینها داری به مامانم خیانت میکنی
چرا؟
.میدونم که فکر میکنی من یه هیولام
.ولی حتی هیولاها هم مبانی رفتار دارن
.مامان تو... از اون مرز رد شد
.کیکو بیگناه بود
.تو هم همینطور
.میخوام جسدش رو ببینم
.پس شایعات درمورد جنست حقیقت داره
.خلوص 99% بولیویایی
.بـوم
.ازت خوشم میاد
.ولی دوست ندارم توی تنگنا قرار بگیرم
میفهمی چی میگم، دختر؟
حسابکتاب چطوریه؟
.87کیلو رو از دست دادیم
خیلی هم بد نیست. با توجه به این حقیقت که
.با 1000 کیلو شروع کردیم
.یه مقدار خشک کردن نوشابه، و هورا
.مشکل حل شد
.کوکائینمون رو دستکاری نمیکنیم
.چیزی که از دست رفته به حساب من
.خودشه
.هی - .هی -
.پیغامم رو گرفتی
...جنست خوبه، ولی
.باعث نمیشه من خریدار بشم
.اگه بخوای توی کسب و کار بمونی چرا باعث میشه
...به تازا بگو دستم بهش برسه
،اگه آسیبی به خودش یا مردمش بزنی
.دستت به یه گرم از جنسم نمیرسه
شرایطتت چیه؟
.انحصاری تأمینت میکنم
.جنس بهتر. هزینهی کمتر
.همه پول بیشتری گیر میارن
.به رضایت بقیهی اعضای لاکمیسیون نیاز دارم
.24 ساعت وقت داری
.خیلیخوب. حالا دیگه منتظر میمونیم
.نه - .نه -
.پیشروی میکنیم
،تا فردا همین موقع
...یا به جنس بیشتری نیاز داریم
.یا به تفنگ بیشتری
خوبی؟
.آره
.میدونی، احترام باید دوطرفه باشه
.راست میگی
.میدونم میخوای بهم کمک کنی
.نمیدونم چطوری به مردم اعتماد کنم
،برای همین، وقتی بقیه برام تصمیم میگیرن
.نمیدونم چطوری باهاش مواجه بشم
.احساس امنیت نمیکنم
.من چنین آدمیام
.میدونم
.ولی مجبور نیستی خودت رو از من مخفی کنی
.باشه، نمیکنم
.ترسا
.یه اتفاقی افتاده
.باید بریم
.از این طرف
.ممنون
.پاکاس. مردمم دیدن افرادش رهاشون میکنه اینجا
.توی کیسه پیچیده شده بودن
لیلتی چی؟
[بازگشت به فرستنده] ...هنوز زندهست
ولی اون حرومزادهها مثل یه حیوون .بهش برچسب زدن
حالش چطوره؟
.زندهست
.به زور
.فقط یه بچهست
.خودش میأونست داره وارد چه ماجرایی میشه
.تقصیر تو نیست - .چرا، هست -
اشتباه فکر میکردم که بدون خونریزی .میتونیم اینکار رو بکنیم
.پس میریم میجنگیم
،از شمال پاکاس رو داریم .از جنوب کمیلا
.برنده نمیشیم
.یه راهی هست
.باید با مایو معامله کنیم
.تا ابد طول نمیکشه
نمیتونی بری با کسی مثل مایو معامله کنی
.بعدش راهت رو بکشی و بری
میدونید چیه؟
.من هم مثل شما از این شرایط خوشم نمیاد
...ولی چه خوشتون بیاد چه نیاد
.این استراتژی خوبیه
.من یارو رو با گلوله چلاق کردم
فکر میکنی اون جریان رو فراموش میکنه؟
.بهش پول میدیم که فراموش کنه
یه بار بهم گفتی
.باید با افراد فاسد معامله کنی
...ولی این
.جاییه که میایستم و مبارزه میکنم
.اینجا آخر خطه
.هیچوقت آخر خطر نیست
.من میدونم آخرش چی میشه
.پس میدونی باید چه کاری انجام بشه
به همین زودی دلت برام تنگ شد، دختر کوچولو؟
کجایی؟
.حدود یک ساعت فاصله با گوایماس دارم
...میخواستم بیشتر خوشبگذرونیم، ولی
بلال متقاعد شده بود که یه نمایش الاغ
.توی ریو مورتو هست
.ولی خبری از نمایش نیست
.باید مراقب باشی، جورج
به نظر خوشحال نیستی. چیشده؟
.لاکمیسیون پیشنهادمون رو رد کرد
.گوش کن
.هر اتفاقی که بیوفته، میدونی که من هوات رو دارم
.هرچی نیاز داشتی بگو
.باهات درتماسم
.قرار خونریزی بشه
!پادشاه من
.هی، هی، هی
چقدر پول باید بهتون بدیم که
...بذارید من و رفیقم
...ای حروم
...حروم
!بلال
فقط همین رو بلدی؟
فقط همین رو بلدی؟
.بخور
درد کشید؟
.مطمئنم که سریع تموم شد
.فردا خاکش میکنم
.نه
.نه
.یه کاری میکنم مامانم تقاص پس بده
.سرم شلوغه. سریع بگو
.شاه جورج رو گرفتیم
جنس حمل میکرد؟
.نه، داشت به سمت جنوب میرفت
پس احتمالاً محموله رو
.تحویل ترسا داده
.آره، ولی این آخرین محموله بود
اون فهرست یه محموله برای یه اسکله .توی گوایماس رو داشت
.ما مصادرهش کردیم
جریان چیه؟
این سربازها اینجا چیکار میکنن؟
.برای محافظت از تو اونجان
.من به محافظت نیاز ندارم
.متأسفانه چرا داری
،میدونی
.الان توی جنگیم
.باید حواسم رو جمع کنم
.برای محافظت از خودت
".حیاط خونهی مایو، فونیکس"
.یالا. تمومش کن
.تمومش کن، حرومزاده
.نیومدیم اینجا که بکشیمت
این چیه؟
،مبلغی که قرار بود بهت پرداخت کنیم
.بهعلاوهی 10% برای درد و عذاب
.میری سراغ پاکاس
قبوله؟
.نمیدونم
پاکاس و افرادش برای سرویسهایی که .میدادم مبلغ کمی بهم میدادن
.و این رفیقت بهم شلیک کرد
.چیزی که ما بهت میدیم با اون برابری میکنه
.اضافه بر حقالزحمه
.خب، این نیاز به فکر داره
.خودت میدونی روش کار چطوریه
خب که چی؟
.من حس وفاداریای به پاکاس ندارم
،اگه تو سر قراری که گذاشتی بمونی
.من هم سر قرار خودم میمونم
.حتی فکر خیانت به من رو هم نکن
اگه نه، اون ویدیویی که توش اون زندانی .رو کتک میزنی پخش میشه
اونطوری با افرادی زندانی میشی
.که دوست دارن همینکار رو باهات بکنن، حتی بدتر
فهمیدی؟
.اومـ
.الان دیگه راه برگشتی نیست
.ترسا
.گفتم شاید بخوای استراحت کنی
.اگه میخوای میتونم پیشش بمونم
.نه
.مشکلی نیست
.میخوام اینجا باشم وقتی بیدار میشه
.باشه، پس
.وایسا
.یه چیز دیگه هم هست
چیه؟
.چیزی نیست. میتونم منتظر بمونم
.نه
.بگو ببینم
ماجرایی بین
تو و جیمز هست که من باید ازش خبر داشته باشم؟
چند وقته؟
بهم گفتی
.نباید حقیقتی رو ازم مخفی کنی
.ولی خودت حقیقت بزرگی رو ازم مخفی کردی
.کسی که باهاش میخوابی، به خودت مربوطه
.ولی این، روی من هم تأثیر میذاره
...داری این رو میگی چون ازت مخفیش کردم
یا بهخاطر اینکه طرف جیمزـه؟
.دارم میگم چون خطرناکه
.برای همهمون
.راست میگی
.یه ریسکه
نظرت درمورد جیمز چیه؟
.حقیقت
حقیقت؟
.اون برات میمیره
.من هوات رو دارم، ترسیتا
.ممنون
پیداش کردی؟
.نمیتونم پاکاس رو هدف قرار بدم
.ولی بدویا پیششه
.حق با تو بود .دارن سلاح جمع میکنن
میخوای چیکار کنم؟
"!قاتل"
چیکار کنم، ترسا؟
شلیک کنم یا نه؟
.نه
،اگه مطمئن نیستی که میتونی بزنیش
.منتظر میمونیم
،وقتی زمان مناسبی باشه .همهشون رو میکشیم
:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.: تنظیم و زمانبندی مجدد : آرش باتیستا instagram.com/arash_batista
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..
-| آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما |- .:. @OfficialCinama .:.
تلگرام: Dark_AngeL illusion_sub
10/August/2018
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.