All language subtitles for Queen.of.the.South.S03E07.Reina.de.Espadas.1080p.10bit.AMZN.WEB-DL.AAC5.1.HEVC-Vyndros

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish Download
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه گذشت

و شاید یه روزی بتونیم برای خودمون

،یه خونه کنار ساحل بگیریم .تمام روز روی شن‌ها عشق‌بازی کنیم

چطوره؟ - .تا وقتی با تو باشم عالیه -

،من توی راه محل قرارمون‌ام

.ولی یه مشکلی پیش اومده

.اول اون رو حل کن. توی بندر بیا پیش‌مون

.گوئرو هنوز نیومده - .بریم -

.آریزونا بین پنج نفر تقسیم شده

.بهشون میگن لاکمسیون

.خیلی شجاعی، دختر .از این مطمئنم

.یه نفر از اعضای لاکمسیون ما رو فروخته

.تازا ازم حمایت کرد

.یه چیزی اینجا توی فونیکس دارم

اون کجاست؟ - .آروم باش -

.گوئرو

.ترسا

.ایزابلا، تفنگ رو بذار زمین

.تو پدرم رو ازم گرفتی

.بریم

.تو دیگه اجازه نداری کیکو رو ببینی

.مسخره‌ست، ما داریم ازدواج می‌کنیم

.دیگه اینطور نیست. عروسی کنسله

.بخواب زمین

.تیر خوردم

.گوئرو؟ گوئرو؟ پوته، نفس نمیکشه

!گوئرو، گوئرو

[فرودگاه کورتیس، فونیکس]

.خیلی‌خوب، بذار ببینیم اون دست‌ها چقدر خوب هستن

.خودت میدونی چقدر خوبن

،هی، پرواز کار جدی‌‍ه .کاپیتان مندوسا

چطوره به سمت چپ اوج بگیری؟

.60درجه

.آروم

.آروم. خوبه

انگار جواب اون درس‌هایی که یاد گرفتی .رو داری میبینی

خیلی‌خوب، بذار ببینیم با از دست دادن یه موتور .به طور فرضی چیکار میکنی

.اینجا خیلی ساکته

.آره، ساکته. خیلی‌خوب، یالا دیگه

.روش کار وقت موتور خراب شده رو انجام بده

مَگ روشن، آمیختگی و کاهش سرعت .کامل به جلو، شروع رو بزن

.بریم

اون کجاست؟

.شاید بتونیم همینطوری اون بالا بمونیم

داره چیکار میکنه؟ .خودش رو به کُشتن میده

.ترسا

.ترسا، هی

،همین حالا برو بالا

اگه نه کاهش سرعت پیدا میکنی و .هردوتامون رو به کُشتن میدی

!همین حالا

اون بالا چی شد؟ حالت خوبه؟

.آره، خوبم

.مدتی‌‍ه نخوابیدی

مطمئنی پرواز فکر خوبی بوده؟

.لیل‌تی‌‍ه

سلام، منم. چی‌شده؟

داریم یه محموله رو میرسونیم و یه نفر .سعی داره جلوم رو بگیره

.صبرکن

...چی‌

.برو حال کن، احمق

فکر کنم ترتیبشون رو دادیم. الان چیکار کنیم؟

.محموله رو برسون. برو یه جای امن

.وقتی بار بعدی آماده شد خبرت میکنم

محموله رو برسونه؟ - .باید سفارشاتمون رو انجام بدیم -

.خب، می‌دونستیم که پاکاس بهمون حمله می‌کنه

.این اولشه .بعدش میاد سراغ شراب‌سازی

.میتوین متحدهایی علیه پاکاس جمع کنیم

.میخوام ملاقات رو ردیف کنی - .نقشه این نبود -

باید پول و محموله رو برداریم و .همین الان از فونیکس بریم

.این شهر دیگه نابود شده

.باید همین الان بریم، ترسا

.اگه میخواید برید، برید

.ترسا

.توی شراب‌سازی می‌بینمتون

.ترسا

.سوار ماشین شو

،اگه الان حرکتی نکنیم ،ممکنه تمام جنس‌مون رو از دست بدیم

.یا حتی بدتر

.تا وقتی ترسا نگه من کاری نمی‌کنم

این همه ماشین اینجا چیکار میکنه؟

.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..

-| آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما |- .:. @OfficialCinama .:.

.خیلی‌خوب، تقریباً هرجایی که بخواید می‌تونید بشینید

.توی دو ردیف اول نشیدید

.خانواده قرارِ اونجا بشینن

میتونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟ .ببین، ما باید کلی کار انجام بدیم

باید این برنامه رو کنسل کنی و .این مردم رو بفرستی خونه‌هاشون

.عزیزم، نمیتونم چنین کاری کنم

.از اینجا ببرشون بیرون

.ترسا تماس گرفت گفت عروسی برگذار میشه

.ببخشید - منظورت چیه که تماس گرفت؟ -

خودش اینجا نیست؟ پس کجاست؟

.ترسا مندوسا

یه دلیل خوب بهم بده

.که چرا همین الان نباید به پاکاس تحویت بدم

.چون به من بیشتر از اون نیاز داری

.آره، خواهیم دید

:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.: تنظیم و زمانبندی مجدد : آرش باتیستا instagram.com/arash_batista

کجا میری؟

مدرسه، یا میخوای اون رو هم کنسل کنی؟

.ایزابلا، باید مراقب باشی، خواهش میکنم

.بوز هنوز اون بیرونه و سعی داره بهمون آسیب بزنه

.دیگه دیدن کیکو برات امن نیست

.تو عروسیمون رو کنسل کردی

.اون حتی دیگه باهام حرف هم نمی‌زنه

...ایزابلا - .دیرم شده -

چی شده؟

.ایزابلا

.خبرهای خوب

چی؟

.یه رد از محل‌های تقریبی بوز پیدا کردیم

،پسرعموش، جاویر اون رو توی یه تونل

.زیر یه خونه توی بادیراگاتو نگه داشته

.الان دارم میرم اونجا

.نه - ببخشید؟ -

.نه، تو دخترم رو از کیکو دور نگه می‌داری

.پاکاس رو بفرست سراغ ترسا

،اگه جرئت داشته باشه بیاد فونیکس

.بهش نشون میدیم که قوانین اونجا چیه

،فرماندار، درحال‌حاضر

.بوز الان توی چنگ‌مونه

...حرکت عاقلانه‌ایه که - .دستور رو بهت دادم -

.روزاریو

.نه، زیرشون رو تمیز کن. نه فقط دورش

.این کازینو دبیرستان من بود، دانشگاهم

چه مشکلی پیش اومد؟

...طمع یکی از بهترین‌هامون رو گرفتار کرد

،زیاد ساختیم زیاد سرمایه‌گذاری کردیم

،و آخرش کارمون به مواد رسید

.سعی داشتیم قرض‌هامون رو پرداخت کنیم

.بشین

،اگه من آدم‌ـه شرط‌ بستن بودم

.شرط می‌بستم که میدونی چطوری‌‍ه

.تو قرار نذاشتی که کوکائین بفروشی

.پاکاس اینطوری برتری پیدا می‌کنه

مرز جنوبی قرارگاهت

.یه نقطه‌ی دخول برای تمام پخش به فونیکس‌ـه

.تو پولی که لایقشی رو دریافت نمی‌کنی

.خودت این رو میدونی

چه فکری با خودت کردی که اومدی اینجا؟

فکر کردی تازا پیوند ضعیفه؟

.یه بازنده هم بود

.شاید باهم بتونیم یه چیزی گیر بیاریم

.نه

.من اومدم که یه معامله‌ی بهتر باهات بکنم

.من پاکاس نیستم

.می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم

آره، خب، متأسفانه کسی با این شانسی که تو داری

.نمی‌تونه به کسی کمک کنه

.جنس بولیویایی من بهتر از جنس اون‌هاست

.برای بازار فونیکس جدیده

.من راه بهتری برای توضیعش دارم

.برای همین از من می‌ترسن

.باید از تو هم بترسن

،وقتی با هم کار کنیم

یه سهی از جنسم رو بهت میدم

.با شرایط بهتر

.اگه برنده بشی

،اگه برنده نشی

...پاکاس من رو می‌کشه

،همینطور تو رو

.و هرکسی که طرف تو باشه

طمع اون باعث شده تو وفاداریت رو .بهش از دست بدی

نمیخوای از چیزی که ماله خودته محافظت کنی؟

میدونی چرا توی قمار از بالا به بقیه نگاه میکنن؟

.چون یه آینه به سمتمون‌ـه که زشتی‌مون رو نشون میده

.مردم از بازنده‌ها متنفرم چون رقت‌انگیزن

.برای لذت بردن از بدبختی‌شون احساس گناه می‌کنیم

و از برنده‌ها متنفریم

.چون از ما خوش‌شانس‌تر هستن

.مردم از شانس متنفرن

،خدای بی‌رحمی‌‍ه

.ولی تنها خدایی‌‍ه که توی این کشور برامون باقی مونده

خب تو به چی باور داری؟

من فکر می‌کنم اگه کسی شانسی در برابر

،اون خوک گرسنه، پاکاس داشته باشه

.اون تویی

.باید ترسا رو پیدا کنیم

.پاکاس میاد سراغ‌مون .ازتون میخوام که مسلح باشید

،هر ماشینی که وارد شد و به‌نظرتون مشکوک بود

.خودتون می‌دونید چیکار کنید

،آخرین باری که غیبت زد

.آخرش از یه زندان توی مکزیک سر درآوردی

حالا بدون اینکه خبرمون کنی ول می‌کنی میری؟

.رفتم پیش تازا

اون هندوستانی عضو لاکمسیون؟

چرا من رو نبردی؟ - .بهتر بود تنها برم -

.بیخیال، ترسا

.بدون تو مشکلی برام پیش نیومد

.من بیرونم

.میدونی، ممکن بود کُشته بشی

.کاری که لازم بود رو انجام دادم

.ریسکش رو قبول کردم

خب تازا قبول کرد؟ طرف ما رو می‌"یره؟

،هنوز نه، ولی همین‌کار رو خواهد کرد

.و اون‌موقع یه متحد داریم

،حتی اگه طرف ما باشه

اونقدر قدرتمند نمی‌شیم که علیه پاکاس

.و بقیه اعضای لاکمسیون کاری کنیم

.میدونی، اینجا موندن کار عاقلانه‌ای نیست

.خودکشی‌‍ه

.میدونی این اواخر تصمیمات خوبی نگرفتی

،میدونی که یه نفر با اسلحه افتاده دنبالت

.و طبقه‌ی بالا یه عروسی داره برگذار میشه

.وقتی مردم عادی باشن پاکاس بهمون حمله نمی‌کنه

داری از مردم بی‌‌گناه برلی محافظت از کسب و کارمون استفاده می‌کنی؟

.تو چنین آدمی نیستی

.گفتیم از یه راه دیگه کارها رو پیش می‌بریم

.این اون روش نیست - .تو همیشه من رو زیر سوال می‌بری -

.فقط بس کن

.تو هیچ تعهدی به من نداری

.میتونی بری

.من جایی نمیرم

...فقط سعی دارم ازت محافظت کنم .از خودمون محافظت کنم

،وقتی که بوز قدرتش رو از دست داده .اینجا الان قلمروـه کمیلاست

.من دیگه نمیخوام فرار کنم

.کمیلا میتونه من رو بُکشه .ولی من جایی نمیرم

...پس همینه که هست موضوع کاری نیست، فقط بحث شخصی‌‍ه؟

نه، این کاری‌‍ه که وقتی یه چیزی .به‌دست آوردی انجام میدی

.میخواد بجنگه، خب بجنگه

،خانواده و دوستان

ما اینجا جمع شدیم تا شاهد

ازدواج میگل و مارتا

.باشیم

،همراه با عشق و تعهد تصمیم گرفتن

.بقیه‌ی زندگی‌شون رو به‌عنوان زن و شوهر بگذرونن

.سلام، مامان - .سلام -

و امروز، به طور عمومی

.محبت شخصی‌شون رو به‌همدیگه اعلام میکنن

گوش کن، ما وقت نکردیم از اون‌موقع .درست صحبت کنیم

...اممـ

.درمورد گوئرو خیلی متأسفم

حالت خوبه؟

.آره، خوبم

واقعاً؟

.میدونم چقدر دوسِش داشتی

.میدونم که چقدر براش ارزش داشتی

.منظورم اینه که، یه جورایی میدونم چه حسی داری

،شاید شبیه هم نباشن، ولی، اممـ

...بعد از تمام اتفاقاتی که برای کول افتاد

.نمیتونی زندگی من رو با خودت مقایسه کنی، کلیان

گوش کن، من نمیخوام یه جوری که انگار .رئیسمی باهات برخورد کنم

،فقط اینکه تو دوستمی ،و من بهت اهمیت میدم

.و فقط میخوام مطمئن بشم که حالت خوبه

پس، میدونی چیه؟ .یه کاری میکنم حالت بهتر بشه

.یه بشقاب ازغذای گرون‌قیمت عروسی برات میارم

و زود برمی‌گردم، خب؟

[ .قبول میکنم ]

.شما رو زن و شوهر اعلام میکنم

.میتونی عروس رو ببوسی

چه خبره، تازا؟

چطور میتونیم توی این کمیسیون

به‌همدیگه اعتماد کنیم وقتی که یکی‌مون

یه حرکت یک جانبه میکنه؟

یکی‌مون، منظورت منم؟

تو ترسا رو تحویل کمیلا ورگاس دادی

.بدون اینکه با هیچدوم‌مون مشورت کنی

کمیلا الان دیگه جنس‌های کلمبیایی‌مون .رو کنترل میکنه

،من اگه جنسی نداشته باشم .از کسب و کار خارج میشم

،از من کسب و کار خارج بشم

.پولی به تو نمی‌رسه

.اقتصادی‌ـه، دوستِ من

.ترسا اومد یه پیشنهاد بهتر بهم داد

.این هم اقتصادی‌ـه

،ولی البته، تو معامله رو قبول نکردی

.به خاطراینکه به لاکمسیون وفاداری

.آره، من برای معامله‌هام ارزش قائلم

.و وقتشه که تو هم همین‌کار رو بکنی

.ترسا برای داشتن یه جایگاه بین‌مون پول پرداخت کرد

.اون لیاقت احترام‌مون رو داره

.اون جنس بهتری داره

،شاید اگه درست رفتار کنی

.به همه‌‌مون یه سهمی بده

یه قرار با تمام اعضای کمسیون می‌ذارم

.تا درمورد گزینه‌هامون بحث کنیم

میدونی الان کجاست؟

،ملاقات رو ردیف کن، پاکاس

.بعدش میریم سراغ ترسا

.هیچکس بدون وجود من معامله‌ی تنهایی نمی‌کنه

...ترتیب ترسا رو بده

.بعدش ترتیب اون خوک هندوستانی رو می‌دیم

.پوته

.باید اینجا رو تر تمیز کنیم .نمی‌تونیم بیشتر از این صبر کنیم

.ترسا میخواد بمونه

.فکرش درست کار نمی‌کنه

،آزمون و خطاهای اون الان کار امنی نیست .برای هیچکس

الان از طرف ترسا به اون‌ها حرف میزنی؟

.چون میدونی که من نمی‌ذارم چنین اتفاقی بیوفته

.اون از وقتی که گوئرو مُرده نخوابیده

.اون عقلش رو با فقدان و خستگی از دست داده

.نمی‌تونیم بذاریم کل عملیات رو به‌خطر بندازه

،فقط باید ازش محافظت کنیم

،کمکش کنیم از این ماجرا بگذره

.اگه نه همه‌مون تقاصش رو پس میدیم

تو هم میخوای من رو ترک کنی؟

.هیچوقت

.باید یه چیزی بخوری

.طبقه‌ی بالا عروسی‌‍ه، تو تنها نشستی این پایین

.این خوب نیست

چطور باهاش کنار اومدی؟ - با چی؟ -

تموم شدن ازدواجت؟

.کار

.کار رو توی اولویت قرار دادم

وفاداریم به رئیس‌هام

.بیشتر از وفاداریم به هر زن دیگه‌ای بوده

،من عهد کردم که ازشون محافظت کنم

.تحت هر شرایطی که شده

.و این عهدی‌‍ه که هیچوقت نمی‌شکنمش

...چیزی که تو میگی

.همونطور میشه، ترسیتا

.رئیس تویی

.ممنون

چیه؟

.البته جیمز درمورد یه چیز درست میگه

.باید استراحت کنی

...میکنم، فقط

.یه سری کار دارم که انجام بدم .استراحت می‌کنم، قول میدم

،فقط خیلی سخت کار نکن

.و نگران چیزی نباش

.حالا هم، ساندویچت رو بخور

وای، عروس و دوماد خوشگل‌مون رو ببینید

.دارن باهم میرقصن

.پوته

.پوته، در رو باز کن

.نه، ترسیتا. باید استراحت کنی

.پوته، در رو باز کن

من عهد بستم که ازت محافظت کنم .تحت هر شرایطی

!پوته! این‌کار رو نکن! در رو باز کن

.من ازت محافظت می‌کنم حتی در برابر خودت

.پوته! در رو باز کن

.متأسفم

!در رو باز کن! پوته

!پوته

.عشقم

.بوئنو

...ژنرال

.دارم می‌بینمشون

.کارت خوب بود

.نذار از جلوی چشمت دور بشن

.بله، ژنرال

.عصربخیر، فرماندار

.امشب بهم بگو کمیلا

.بیا یه نوشیدنی بخور

میخواستی در چه موردی باهام حرف بزنی؟

متأسفانه وظیفه‌مه که بهتون اطلاع بدم

ایزابلا هنوز مخفیانه .کیکو جیمینز رو میبینه

.افرادم تأییدش کردن

.نافرمانی ایزابلا داره توی خطر قرارش میده

.و بوز ممکنه از این وضعیت بر علیه من استفاده کنه

،درسته

.ولی این یه جاده‌ی دوطرفه‌ست

،اگه ما پسره رو گروگان بگیریم

بعدش می‌تونیم ازش استفاده کنیم که بوز رو از مخفیگاه بیرون بکشیم

.و کارش رو برای همیشه تموم کنیم

.من دارم ازتون میخوام که دستورش رو بدید، فرماندار

.انجامش بده

...بگیرش، ازش استفاده کن

ولی هیچکس تحت هیچ شرایطی نباید .بهش آسیبی بزنه

.فرمانبُردار ترین افرادم رو می‌فرستم

.ایزابلا نباید بفهمه که من دستور این‌کار رو دادم

.برای همیشه از دستش میدم

.درک میکنم

،با این‌کار

.برای همیشه بوز رو شکست میدیم

،توی شمال

،پاکاس ترتیب ترسا رو میده

...و با یه سری حرکات کوچیک توی انجمن

.مکزیک ماله ماست

...فونیکس

.ماله ماست

.باهمدیگه

.همیشه باهمدیگه، ملکه‌ی من

...رئیس

.توی شراب‌سازی عروسی‌‍ه

عروسی؟

.زنیکه‌ی باهوش

میدونه بدون اینکه پلیس‌ها خبردار بشن .نمیتونم افرادم رو بفرستم داخل

.اوضاع رو آروم نگه‌دار

.تنها گیرش بیار

.چشم

!پوته

.یادت باشه، این فکر تو بود

.اون به دلایل گوش نمیداد

،وقتی عقلش بیاد سر جاش .میفهمه که حق با ما بوده

.یا اینطور میشه یا یه گلوله خالی میکنه تو سرمون

.تو زن‌های مکزیکی رو نمی‌شناسی

هی، پسرها، ترسا رو ندیدید؟

.بهش گفتم براش غذا کش میرم

.رفته بیرون یه مأموریتی انجام بده

،آره، اون، اممـ، رفت که

.یه کاری بکنه

.اون رو بده من

.باشه

.باید ماشین رو بررسی کنیم

.امنه

.میتونی بری

سلام دختر، ماشینت اینجاست] [ولی خودت کجایی؟

.سلام، عرض شد، خوشگله

.بیا اینجا

.باهام برقص

...گوئرو

گوئرو؟

.خودت رو ببین

.دست‌هات پر از خونِ

.درد میتونه قدرتمند باشه

،میتونه محکم‌ترین سلاح‌مون باشه

،ولی باید ازش علیه دشمن‌هات استفاده کنی

.نه خودت

[خطر، در طی انجام عملیات روبروی ماشین نایستید]

.لعنتی - جیمز و پوته کجان؟ -

.دارن اون پشت یه چیزی بار میزنن

اون‌ها اینجا زندانیت کردن؟ - .آره -

.وایسا

.نمیتونی با این قیافه هیج‌جا بری

.و میدونم که نخوابیدی

من یه چیز کوچیک دارم که فکر می‌کنم .کمکت میکنه

.منظورم اینه که، یا اینه یا غذای پرنشاسته

.ممنون - .خواهش -

نشونم میدی کجان؟ - .باشه -

.آره، همین بالا

.همینجا بودن

اون خون‌ـه؟

.خدای من - .موبایلت رو بده -

تو تفنگ داری؟

به نظرت دارم؟

.یکی توی کابینت هست .کنار میز کادوها

.برو بیارش - .باشه -

.این آخرین بار رو ببرید یه جای امن

.از اینجا برید

چه‌خبر، کلی آنه؟

کجایی؟

.ترسا - اومد بیرون؟ -

.یه مفر بیرون شراب‌سازی کُشته شده

.بیا اینجا

کجاست؟

.داخله

.پاکاس سکاریوـه

خانوم‌ها و آقایون، نمیدونم

این پرنده‌ها چشونه، هومـ؟

،گوش کنید، در این لحظه

ازتون میخوایم برید بیرون

که بتونیم ماه‌عسل رو شروع کنیم، خب؟

.ممنون

.دست‌هات رو بذار جایی که بتونم ببینم

.یالا، جنده

.شلیک کن

.میدونی، پاکاس میخواد تو بمیری

.تو عمراً جون سالم از فونیکس به در ببری

چیه، هومـ؟

ترسا، این دوستت کیه؟

.میدونم شما دوتا باهم کار می‌کنید

.پاکاس همین الان سعی کرد من رو بُکشه

.دوباره شکست خوردی

.من فونیکس رو ترک نمی‌کنم

.باید از روی نعش من رد بشی

.اگه مجبور بشم حتماً

،میدونی چه اتفاقی برای دشمن‌های من میوفته

و فکر می‌کنی به خاطر اینکه تو و گوئرو

،شانس خوبی توی فرار داشتید

...سریع فرار کردید مثل

،گوئرو مُرده و مطمئنم تو رو خوشحال میکنه

.ولی من به خاطر انتقام این‌کار رو نمی‌کنم

واقعاً؟

،حس برتری نسبت به من پیدا میکنی

وقتی این دروغ رو به خودت میگی؟

.حقیقت همینه

.ولی الان به خاطر چیزی که برای خودمه می‌جنگم

.من تو رو ساختم

من از خیابون‌ها

.مثل یه سگ ولگرد جمعت کردم

،و هرکسی که الان هستی

،هرکسی که داری

.هرچیزی که میدونی به خاطر منه

.نه

هرچیزی که از تو یاد گرفتم

.ظلم و خیانت بوده

،من چیزی که دارم رو به‌دست آوردم

.و اجازه نمیدم کسی ازم بگیرتش

.این یه اخطاره

میخوای با عوضی چیکار کنم؟

.میخواستن یه پیغام برام بفرستن

.تو هم یه پیغام درجوابش بفرست

!نه، نه، نه، نه

انتظار کسه دیگه‌ای رو داشتی؟

ایزابلا؟

میرید سفر؟

.ما داریم فرار می‌کنیم که ازدواج کنیم

.میتونی زندگی من رو بگیری

.ولی هیچوقت عشقی که بهش دارم رو نمی‌گیری

.خیلی جرئت داری، کیکو

.یادم میمونه

...زن‌ها

.نابودت مبکنن

...هرچیزی که درونت داری بهشون میدی

،قلبت، دل و جرئتت، شجاعتت

...کم‌ترین ذره‌ای از فداکاری که درون باقی مونده

.بعدش همینطوری راه‌شون رو می‌کِشن و میرن

،اون‌ها قلب‌مون رو تسخیر میکنن مثل اجداد سرخ‌پوستمون

.که قلب دشمنانشون رو تسخیر میکردن

...ولی

...یه چیز میتونه ازمون محافظت کنه

،یه چیز که نجات‌مون میده

.و اون مردانگی‌مونه

.تو مرد نیستی

.تو بازیچه‌ی کمیلایی

.ای حرومزاده‌ بدبخت

.اون داره بازیت میده

چی در مورد این میدونی؟

.من پسر بوز جیمنز

.من میدونم رئیس کارتل چطوری کار میکنه

،تو هیچ قدرتی نداری

.هیچ کنترلی نداری

...تو بازیچه‌ی کمیلایی

.بازیچه‌ش

.ایزابلا همه‌چیز رو بهم گفت

.خیلی‌خوب

.از ماشین بیاریدش بیرون

.بله، ژنرال

چیکار دارید می‌کنید؟

چیکار داری میکنی احمق؟ !ولم کن

!کـمـک

.کنار دیوار نگه‌ش دارید

.نه، نه، نه، نه، نه

!نــه !ولم کنید

فکر میکنی من بازیچه‌م؟

الان کیه که بازیچه‌ست، توله سگ؟

.ماشین من رو ببر

.وقتی برای برگشن امن بود بهت زنگ میزنم

.باشه

.ببخشید باهات بدرفتاری کردم

.فراموشش کن. شب سختی بود

.به زودی می‌بینمت

...درمورد زیرزمین

.باید انجام میشد

.ترسا، بیخیال

آره؟

.پاکاس سکاریو رو فرستاد که من رو بکشه

چی باعث شده فکر کنی یه روز این‌کار رو با تو نمی‌کنه؟

،گروهم ازم محافظت میکنه

.همینطور تو

.بیا به قرارگاه

.آدرس رو برات می‌فرستم

.بریم به قرارگاه تازا

.ممکنه یه تله باشه

.نیست

کجاست؟

.باشه

...رئیس

.یه بسته براتون دارم

بسته از طرف کی؟

.ترسا مندوسا

[.پاکاس، وقتت داره تموم میشه]

:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.:

.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..

-| آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما |- .:. @OfficialCinama .:.

.من دارم تاس رو به برای تو حرکت، میدم، ترسا

.پشیمون نمیشی

.دنبالم بیا

تلگرام: Dark_AngeL illusion_sub

31/August/2018

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.