Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
.توی دارکوب میفروشیم
کوکائین سفارشی؟
.من یه نفر رو دارم. اسمش آیونـه
.واسهم یه سایت ساخته
از یه حوضهی قانونی محموله
رو ارسال میکنیم
.و با ارز مجازی پول رو دریافت میکنیم
.وارد قلمروی کسه دیگهای نمیشیم
.نه، ولی با این حال باید از قلمروشون رد بشیم
.آریزونا بین 5تا موادفروش تقسیم شده
.بهشون میگن لاکمسیون
.یه مکزیکی به اسم پاکاس .رهبرشون اونه
،از جانب لاکمسیون
...به کسب و کارت خوشآمد میگیم
.خیلی روی پاهات مسلطی، ژنرال
.خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم
.تو کسی هستی که هدیهی الهی داره، رئیس
فکر میکنی من چقدر دسترسی دارم؟
.هنوز در حالت تعلیق هستم
.فکر خوبی نیست
یه تیکه کوچیک از مکزیکه که از طریقش .ما رو یادت بمونه
.به کمکت نیاز داریم
،همینطور که کسب و کار رشد پیدا میکنه .تو هم میتونی باهاش رشد کنی
یه شرابسازی میخریم؟
.اینجا زیرزمین مشروب فوقالعادهای داره
.میتونیم جنسمون رو این پایین نگه داریم
و توی تمام محوطه
.دوربین امنیتی کار گذاشتیم
.و تمام سیستم به موبایلت متصله
.ایشون همسرم کلی آنه هستن - .سلام -
پلیس دنبالته؟
.رسماً، من یه فرد گمشدهام
.و الان دیگه اسمم پریسیلاست
.من با دون فنچ کار میکردم
یه نفر از محمولهمون دزدی کرد
.و دون میخواست طرف رو بکشه
.چرا به شانس متکی بشیم؟ کارش رو تموم کن
.همیشه میگفتی یه راه دیگه هست
.میخوام کارها رو یه جور دیگه انجام بدم
.بذار وارد کار بشم
.به پرلا بلانکا خوش اومدید
ما متعهد شدیم که جنس کاملاً خالص رو
.به مشتریهامون پیشنهاد بدیم
.بفرمایید داخل. خوشبگذرونید
«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »» WwW.TakMovie.Co
همینطوری من رو دید بزن. خودم میدونم .که خوشگلم
.میدونی، اون یه علاقهای به آدمهای خیابونی داره
.پشیمونش نکن
.جنسها به آرومی دارن پیش میرن
.محمولهها دارن فروش میرن
،فروختن توی دارکوب
استفاده نکردن از رابط وسطی، و تبدیل جنس .به شامپاین
.آره؟ موفق شدیم
.نه، تو موفق شدی
.حالا که یه گروه داریم، میتونیم کار رو گسترش بدیم
.اونقدری بزرگ که کسی نتونه بهمون آسیبی بزنه
.30میلیون در ماه شروع خوبیه
چیزی مدنظر داری؟
.یه تیکه استیک گوشت خوب
.از وقتی دالاس رو ترک کردیم نخوردم
تو چطور؟
.وقتی توی اروپا بودم کلاسهای پرواز رو رفتم
.و اگه بیان سراغم، آماده خواهم بود
.و اگه بیان سراغ تو، من آماده خواهم بود
هنوز بهم اعتماد نداری؟
.هنوز اینجایی
.واسه خودش یه چیزیه
آره، درسته، همین حس رو داشت، درسته؟
...بدتر از چیزیش میکرد که
.اصلاً اونقدر بد نبود
.آره
.شبتون بخیر
.میخوام برای رئیسم بری شام میز رزرو کنم
خوشحال میشیم باهتون کمک کنیم .ولی داریم تعطیل میکنیم
.دستها بالا. دستها بالا
.تکون نخور. تکون نخور
،تفنگت رو بنداز زمین .در غیر این صورت مغزت میپاشه روی دیوار
.آروم باش
.سراغ اون دکمهی وحشت هم نرو
همه چیز ردیفه، وی؟
.کاملاً ردیفیه، ای
.زنگ بزن به رئیست، همین الان
.سلام
.سلام، خانوم مندوسا
شنیدم این سانجیاوسه توی .آب و هوای خشک خوب جواب میده
.دون
.من تازه رسیدم به فونیکس
.مدیر و کوکائینت پیش منه
.اون بخشی از کسب و کار من نیست
.مشکل هرچیزی که هست، میتونیم درستش کنیم
.برای شام بیا پیشم توی شرابسازی
.قبولِ این دعوت اختیاری نیست
.اولین کار ساعت 8شروع میشه .بیا اینجا، تنها هم بیا
:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.: تنظیم و زمانبندی مجدد : آرش باتیستا instagram.com/arash_batista
فرماندار وارگس به وعدهشون مبنی بر مبارزه .با مواد مخدر غیرقانونی عمل کردن
اقدامات ایشون باعث شده بوز جیمینز .اقدام به مخفی شدن بکنه
.بوز توی بدیراگواتو مخفی شده [یه شهر کوچیک توی مکزیک]
.پسرعموش داویر جیمینز بهش کمک میکنه
.یه حیون آسیب دیده همیشه به خونهش برمیگرده
.اون مأیوس شده
.برای افرادش پیغام فرستاده
،برای آتشبس التماس میکنه
.به خاطر وصلت پسرش و دختر تو
.بوز سعی کرد من رو بکشه. هیچ آتشبسی درکار نیست
.شاید بتونیم برای پیدا کردنش از کیکو کمک بگیریم
.نمیتونم داماد آیندهم رو وارد این ماجرا بکنم
.چنین کاری ایزابلا رو نابود میکنه
.باید یه راه دیگه پیدا کنیم
.کارت خوب بود، ژنرال
.تقریباً از شرش بوز خلاص شدیم
.ولی هنوز موضوع ترسا مندوسا هست
افسر لویا دیگه باهاتون همکاری نکرد؟
وقتی میکنه به اندازهی کافی کمک بکنه که .ادارهی مبارزه با مواد مخدر برشگردونه سرکار سابقش
،طبق گفتهی منابعم .اون برگشته سرکار
اخیراً؟
.چند هفتهی پیش. و چیزهای دیگهای هم هست
میگن هدف ادارهی مبارزه با مواد مخدر .دیگه بوز نیست
.تویی
و به منابعت اعتماد داری؟
.من به هیچکس اعتماد ندارم
،ولی، با وجود گذشتهت با افسر لویا
.من پیشنهاد میکنم حواسمون رو جمع کنیم
.کسی دستش یه لویا نمیخوره
نه تا وقتی که خودم چشم تو چشم .باهاش حرف بزنم
مفهومه؟
.هرطور شما بخوای، فرماندار
،توی زیرزمین آنتن نیست
.ولی مطمئنم جای پوته امنه
.یه نفر حواسش به ما بوده
.یا یه نفر برامون پاپوش دوخته
خبری از پوته و بچهها نیست؟
.هنوز نه. گوش کن به کمکت نیاز داریم
آخرین بار کی با عموت حرف زدی؟
.دیگه باهم حرفی نمیزنیم منظورت چیه؟
.فقط یه مقدار جور درمیاد
،پوته رفقای خلافکارت رو میکشه
،تو میای باهامون کار میکنی .و حالا هم دون پیدامون کرده
فکر میکنی من آوردمش اینجا؟
.میدونی، شاید این انتقامت بود
وقتی جنابعالی کوکائین رو جابجا کردی .ترسا تیر خورد
.تو یکی درمورد وفاداری با هم حرف نزن
.من برای این آشغالها خانوادهم رو از دست دادم
.من آوردمش اینجا چون بهش اعتماد دارم
،هرکار میخوای انجام میدم
ولی اگه این احمق همینطوری میخواد ...به من تیکه بندازه
دیگه ازاین کارها نمیکنه. آمادهی حرکت باش، خب؟
.ما داریم میریم شرابسازی
.برو بابا، من آماده به دنیا اومدم
.بهت زنگ میزنم .بریم
.بیشتر کَف مشروب بومی خوب نیست
اونقدری میدونی که برای ترسا یه شرابسازی دست و پا کردی
.که یه خوبش رو تولید کنی. درجه یک. مرغوب
.من به سلامتیت مینوشم، پرسیلا
گوش کن، من اینجا فقط مدیرم، خب؟
.بهت قول میدم که از چیزی خبر ندارم
یه کلاب مشروب فروشی توی دالاس میگردوندی؟
،وکیل سابقم، کول ونآکن
.درمورد سلیقهی خوبت بهم گفت
،اتفاقی که براش افتاد مایهی تأسفه
اینطور نیست، کلی آنه؟
.ببریدش طبقهی پایین. وقتش میرسه
.خیلیخوب، هانا مونتانا، بریم
.خیلیخوب
.دارن کلی آنه رو میبرن
،اگه کون کوکائینمون رو میخواد
.باید تا الان دیگه میرفت
برای چی اینجاست؟
.چون من رو میخواد
.به خاطر اینکه ترتیب اون یا رو توی تگزاس ندادم
.من میرم و مسئله رو باهاش حل میکنم
.به کسب و کارش آسیب زدی .چنین چیزی رو نمیشه حل کرد
.من میرم داخل - چیکار میکنی؟ -
.نمیذارم همینطوری پاشی بری اونجا
.گوش کن .برو پیش لاکمسیون برای پشتیبانی
به آیون بگو یه چیزی علیه دون پیدا کنه
.که بتونیم علیهش استفاده کنیم
آره، ولی قبل از اینکه این اتفاق بیوفته .ممکنه بهت آسیب بزنه
.اون چیز دیگهای میخواد .اینطوری امنتره
.برو پیش لاکمسیون، مشکلی برای من پیش نمیاد
.خفهشو
.بشین
.ببندش
.اون کثافت رو ساکت نگه دار
.بهم اعتماد کن، خارجی
.خداروشکر، فکر کردم کُشتنت
.وقتی بهمون حمله کردن اینجا بودم
.از اینجا میبرمت بیرون
.ولی به کمکت نیاز دارم
.خانم مندوسا
.چه زمان مناسبی
.شام سرو شده
افرادم کجا هستن؟
،مسئولای حفاظتت توسط افراد من گرفته شدن
.که ما بتونیم توی آرامش شام بخوریم
و مدیرم؟ - منظورت کلی آنه؟ -
.اون سالمه، فعلاً
از من چی میخوای؟
.مثل همیشه رفتی سر اصل مطلب
.میخوام به السانتو معرفی بشم
.من ارتباط مستقیمی باهاش ندارم
حتی اگه میتونستم، اون فقط با پیروانش .معامله میکنه
.تو همیشه از پیروانش نبودی
.یه راه برا وارد شدن به گروهش پیدا کردی
من به قدرت متقاعدسازیتون .شک ندارم، خانوم مندوسا
.میتونم بهت جنس بدم، ولی السانتو رو نمیتونم
.میتونیم این معامله رو بکنیم
،ولی اینجا اومدنت به این صورت .تو چنین آدمی نیستی
.اِوِلین
.بله، برادر
.این هرزهی کثیف فکر میکنه من رو میشناسه
.فکر میکنه من رو میشناسه
.احمق - .آشغال -
.بذار سه تا چیز رو بهت بگم
.اون روزهای بین من و تو به پایان رسیده
.تو نمیدونی من کسی هستم
.امشب میفهمی
.من میکشونمش بیرون
.بعدش میریم سمت تونلها
باشه، ولی یه عالمه
.محافظ دور تا دور شرابسازی هست
.تفنگ دارن، و یه چیزهایی شبیه، رادیو
.حالا تو هم داری - ...من نمیتونم -
.وقتی بیان سراغمون، تو میذاری بگیرنش
.فکر نمیکنم ایدهی خوبی باشه
.من شوهرت رو جمع کردم
.میدونم که میتونی تیراندازی کنی
.اون فرق داشت
،اونموقع در خطر بودی .الان هم در خطری
.اینجا عین یه تیکه گوشت آماده نشستیم
.به کمکت نیاز دارم
باهام هستی؟
یا نه؟
.یالا، خارجی
.خیلیخوب
.فکر میکردم قرارِ کل کمسیون رو ببینم
هر وقت که تو خودت رو توی دردسر میندازی
.ما سیگنال بتمن نمیفرستیم
اونها من رو مأمور کردن که بهجاشون .ببینم چیکار داری
خب... چیکار کردی که دون فینچ رو کشوندی اینجا؟
.هنوز در اون مورد مطمئن نیستیم
.خب پس من هم مطمئن نیستم بتونم کمکت کنم
هدف از داشتن کمسیون چیه
اگه یه خارجی بتونه بیاد و هرکار میخواد بکنه؟
،از وقتی تو اومدی .تنها چیزی که دیدیم بینظمی بوده
فکر میکنی بقیهی اعضاء مشتاق هستن
که به جای تو وارد یه جنگ با یه گنگستر اهل شیکاگو بشن؟
.ما به جای شما کلانتر رو از پا درآوردیم
.دارید از ما پول درمیارید حالا میخوای سرکارمون بذاری؟
.تصمیمش با من نیست
.با بقیهی اعضای لاکمیسیون حرف میزنم
،ولی درهمین حین
.ببین میتونید خودتون حلش کنید یا نه
.این کارتون یادم میمونه
.باشه
.این کارتون یادم میمونه
.موبایلت رو بده من
.مجبورم نکن دوبار حرفم رو تکرار کنم
.سلام، رفیق قدیمیم
.من اینجا پیش ترسام
.تازه کار دوممون رو شروع کردیم
،ببین، این کارت هر معنایی که داره ...هر بازیای که داری میکنی
واقعاً فکر کردی دیگه من رو نمیبینی؟
.این ماجرا هیچ ربطی به ترسا نداره
.الان دیگه داره ،پس چطوره بیای اینجا
رو در رو باهام روبرو بشی؟
...فقط بدون، اگه بهش آسیبی بزنی
.برای انتقام اومدی اینجا
.از جیمز، آره
.از تو، بهت گفتم چی میخوام
اگه بهم آسیبی بزنی، دیگه لازم نیست .دنبال السانتو بگردی
.خودش پیدات میکنه
.آخرین فرصتته، خانوم مندوسا
.یه ارتباط با تهیهکنندهت میخوام
.دوستش رو برام بیاد
.وایسا
.یه شماره برای مواقع اضطراری بهم داد
.حفظت کردم
.تو و اعداد
همه چیز مرتبه؟
تو فکر چی هستی؟
.وقتی این کار رو شروع کردی قوانین رو میدونستم
هدفهای مشترکی داشتیم
و جابجا کردن اطلاعات به هردوتامون .کمک میکرد
.بقیهش غیرقابل پیشبینی بود
.دوستداشتنی
.همینطور بوده
من میدونم که ادارهی مبارزه با مواد مخدر .برگردوندتت سرکار
.ولی میدونم که دیگه هدفشون بوز نیست، من هستم
فکر میکنی بهت دروغ گفتم؟
.نمیخوام باور کنم
.نمیدونم کی این حرفها رو بهت زده
.ولی ازت میپرسم که چه سودی بهشون میرسه
.وقتی که نمیشناختمت جونت رو نجات دادم
فکر میکنی الان که میشناسمت برات پاپوش درست میکنم؟
.ما توی جنگ بودیم، کمیلا
،ولی این چیزی که اینجاست
.من طرف توام
.دوباره بگو
.من طرف توام
تو اهل هائیتیای؟
ببخشید؟
.به لهجهت میخوره اهل اونجا باشی
،اگه جای تو بودم .سرم رو گرم کار خودم میکردم
این رو میبینی؟
.داره یه چیزی بهمون میگه
.اون زن
.برگرد دنبال مشخصاتش
،هرچی پیدا کردی بفرست به لیلتی
.هرچی زودتر
.انجام شد
شمارهای که بهمون دادی
وصل میشه به یه تلفن کارتی .توی ساحل اکوادور
.السانتو همه جا پیرو داره
.حتماً یه تلفن غیرقابل ردیابیه - .چرند نگو -
.و فقط داری زمان میخری
.دوستش رو بیارید
.باید ساکت باشی
.بریم - .باشه -
کلید تونل رو داری؟
.محافظها گرفتنش
.اونجا بمون. من رو پوشش بده
.باشه
.بیا اینجا
.شلیک نکنید
.من... تفنگ ندارم
.بشین روی زانوهات، الان
.باشه
.یه بار ازت میپرسم، مؤدبانه
ترسا چطور با السانتو در ارتباطه؟
.نمیدونم
.واقعاً نمیدونه. بذار بره
.من فکر بهتری دارم
.بریم شنا کنیم
چی؟
یعنی چی "شنا کنیم"؟
.بذاریدش روی میز - .اون داره چیکار... نه، نه، نه، نه -
.چیکار - .نه -
.السانتو رو بهم بده تا ولش کنم
.از تونل اومدم بیرون .ولی کلی آنه رو گرفتن
.باید برگردیم داخل - .نه، تعدادمون کمه -
.اگه عجله کنیم، ترسا و کلی آنه رو میکُشن
تانتو و چارجر کجان؟ - .نمیدونم -
.ولی باید یه کاری بکنیم
چیکار... چیکار میکنی؟
!ترسا
.اون چیزی نمیدونه
،وایسا، وایسا، نه، نه، نه .نه، نه، نه، نه، نه، نه
.گوش کن، اینکار رو نکن
.بس کن، داری میکُشیش
.ولش کن
.هرچی بخوای بهت میگم
.یالا
.شاید ما رو ساخته باشه
.خودت رو آماده کن
.بیا اینجا
.یه دوربین توی حسگر هست
.میدونم داری چیکار میکنی
.و میدونم کی پشت این قضایاست
.سال گذشته کورتز سعی کرد بُکشتت
.و من زندگیت رو نجات دادم
الان حرف کی رو باور میکنی؟
.از در کناری برو
.از اینجا برو بیرون
.رفت .بریم
.این لعنتی رو بلند کنید، زندهست
.پخش شید
.طبقه به طبقه، اتاق به اتاق بگردید
.پس معاملهمون میشه - .من مشکلی باهاش ندارم -
.بذار بهش بگم
.دون داره میره
،کلی آنه رو ول میکنه .و تو هم میتونی بری
.و بیخیالِ کسب و کار میشه
در ازاش چی گیرش میاد؟
من هم با خودش میبره که به .کار ناتموممون رو برسیم
.نه
سال گذشته، این آقا به کمیلا وفاداری کرد
.و تقریباً تو رو به کشتن داد
،تو حاضری همهچیز
از جمله زندگیت رو فدای این مرد کنی؟
.آره
تا حالا درمورد
گشت و گذارش با ما توی تگزاس بهت گفته؟
.اون جون مردی که میخواستی بکشی رو بخشید
.خبر نداره
.خب، بذار چشمهات رو باز کنم
یا بهتره بذارم، مردی که حاضری
زندگیت رو در ازای زندگیش بدی .برات اینکار رو بکنه
دون من رو فرستاد که جون مردی که
.از محمولهش دزدی کرده بود رو بگیرم
.بهم گفته بودی
.مارک؟ نه
مامانی، چی بود؟ چی سده؟
.یه نفر که میخواسته به زور وارد بشه رو گرفتیم
.ازتون میخوام برید خونهی همسایه بغلی
.برید، برید، برید
.مامانی، مامانی
!نه
مردی که ترتیبش رو داد
بخشی از گروهی بود که محمولهم .رو دزدیدن
،جیمز قرار بود ترتیب اون آدمها رو بده
.و یه جوری صحنهسازی کنه که انگار دزدی بوده
،بهجاش، اولین کار رو تبدیل به حمام خون کرد
.جایی که یه دختر کوچولو مُرد
بعدش وجدانش بیدار شد و تصمیم گرفت
.بیخیال بقیهی کار بشه
.من این آشغال رو میبرم
،الان چه تصمیمی میگیرید، خانوم مندوسا
،حالا که همه چیز رو درموردش میدونید
حاضرید زندگیتون رو برای ثابت کردن
یه اقدام بیهوده به خطر بندازید؟
.ببریدش
.دست به یقه
.خوشم میاد
همونطور که دوست داشتی من و کمیلا رو ببینی؟
.من و کامیلا به مکزیک حکومت میکنیم
.و هیچ جایی برای یه پسربچه نیست
.بهتره پسرش باشه تا سگش
.عوضی
.گوش کن
.نمیذارم ببرتت
...ولی همین الان گفتی
.گفتم که برای خودمون وقت بخرم
.یه نفر توی زمینهای بیرونی هست
.مصلح. به این طرف میاد
.برو ببین جریان چیه. مَرده رو بگیر
.باشه - .ماشین رو آماده کن -
.کمد پشت سرم
.که تفنگ توشه؟ تعداشون خیلی زیاده
.موفق نمیشیم - .پس موفق نمیشیم -
میخوای چیکار کنی، پسر؟
تفنگها رو بذارید زمین قبل از اینکه .اوضاع ناجور بشه
.صبر کنید
.باید این رو ببینی
چطوری پیداش کردی؟
چطوری مادرمو پیدا کردی؟
.تو توی نت مخفیای
.ولی خواهرت اینطور نیست
.باید بُکشمت
.مامانت رو دیدی
.موبایل، لطفاً
.مشکلی نیست - .نه -
البته، کی میدونست اون ماشین تحویل میتونه 150تا
.توی اتوبان بره
.اون یارو هکره خیلی کارش درسته
حالا میخوای چیکار کنم؟
.صبر کن چند دقیقه دیگه خبرت میکنم
.دون دیگه داره میره
.خبر دارم
...نمیدونم خبر خوبیه یا نه، ولی
.فرار کرد
.من اجازهی وجود تماشاچی ندادم
.تو گذاشتی فرار کنه
.من رو سرافکنده کردی، ژنرال
.دوربینها برای محافظت از خودت بودن
.معذرت میخوام
اینکه شنیدم چطوری توی هتل ...باهاش حرف زدی، من
.من مجبور نیستم خودم رو برای تو توجیه کنم
.همهش به خاطر اطلاعات و سکس بود
.ماجرای اون فقط همین بود
.اخیراً، انگار هیچ چیز من رو خوشحال نمیکنه
خب، من یه چیزی دارم که ممکنه .نظرت رو عوض کنه
.یه پیشنهاد پیشبینی نشده از یه دوست
.چیزی که فکر میکنم خیلی دوست داری
.شماره موبایلی که مندوسا رو تأمین میکرد پیدا کردیم
مشکل اینه که افراد السانتو
خیلی سریع عوضش میکنن .الان یکشون سوخت
پس واقعاً به خاطر اون حرومزاده .بیخیال تهیهکنندهش شد
.وفاداری به یه آدم اشتباه
.نمیشه هم خریدش
به افسران ارشد گفتم یه چیز دست اول دیدم
که تو بهتر و بیشتر میتونی ازش .برامون اطلاعات بگیری
اون اهرم پرواز رو پیدا کرد
.و بدون استفاده از تفنگ من رو کنار کشید
.دستکم گرفتمش - .همهمون همینطور بودیم، دونته -
.خودمون رو توی مضیقه گذاشتیم
محل مادرت رو تغییر بده، و گروه اینترنتیت
حواسشون رو جمع میکنن که خواهر و خانوادهت
.دیگه توی اینترنت هیچ حضوری ندارن
میخوای کجا برم؟
رئیس بخش میخواد برگردی
.سرکارت توی کار هوانوردی در شیکاگو
السانتو برای نمایندگی یه اولویت .باقی میمونه
.یه راه دیگه براشون پیدا میکنیم
.شاید همین الانش من یکی داشته باشم
.ممکنه دردت بگیره
.باشه
خوبی؟
.آره
.گوش کن
اگه میخوای بری، کمکت میکنم ترتیب کارها رو بدی، هرجا که بخوای بری، خب؟
.اگه تو نبودی من الان زنده نبودم
.جایی نمیرم
.باشه
.یالا، خارجی
.من یه سر به شام میزنم
.تیر رو یهجوری زدم انگار که هیچی نبود
.به اون محافظ تیر زدم
.حتی به اینکه بکشم یا نه شک هم نکردم
شلیک به کول، میدونستم کی هستم .و دارم چیکار میکنم
.و من رو کشت
.ولی ترسیدم چون امروز هیچ حسی نداشتم
.شوهرت کتکت زد
.اونی که بهش شلیک کردی میخواست بُکشتمون
اشکالی نداره وقتی به آدمهایی که میخوان نابودت کنن
آسیب میزنی هیچ حسی .نداشته باشی
.تو زندگیم رو نجات دادی
.الان دیگه جزء خانوادهای
.ممنون
.بیا غذا بخوریم
.باشه
.خدای من، بوش عالیه
.پولو لاکریما
.مرغِ یه مزهای میده انگار توی سس به دنیا اومده
.یالا، اینم مدرکش
.خدای من
.بشقابت رو بده
.الان دیگه خونه ماله توئه. من دارم میرم
.نه
.ببین، من اینجا به دردت نمیخورم
منظورم اینه که، ممکنه بود همه چیز رو .از دست بدی، از جمله زندگیت رو
.و من بهت دروغ گفتم، درست رو در رو
.آره، و میدونم برای چی اینکار رو کردی
.اسمش سوزی بود
.اونموقع حداکثر 6سالش بود
.نمیتونم یه لحظه از فکرم خارجش کنم
.تو نمیخواستی اون اتفاق بیوفته
یه بار خودت بهم گفتی هیچ خوب یا بدی .توی این کار نیست
مگه نه؟
.فکر نکنم دیگه به این حرف باور داشته باشم
به خاطر اون دختر کوچولو؟
.اون
.و تو
.گوش کن
،هرکاری که کردی
.مجبور نیستی از من مخفیش کنی
.ما توی این قضیه باهمدیگهایم
.من لیاقتش رو ندارم
.همه لیاقتش رو دارن
.خب، یالا
.بریم. بریم حلش کنیم
:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.: تنظیم و زمانبندی مجدد : آرش باتیستا instagram.com/arash_batista
«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »» WwW.TakMovie.Co
تلگرام: Dark_AngeL illusion_sub
20/July/2018
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.