All language subtitles for Queen.of.the.South.S03E02.El.Colgado.1080p.10bit.AMZN.WEB-DL.AAC5.1.HEVC-Vyndros

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish Download
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه گذشت

.نذار عاقبت دخترمون مثل خودت بشه

.نه

.من هم به اندازه‌ی تو میخوام اون عوضی بمیره

.ایزابلا، اینطوری حرف نزن

،بعد از اینکه محموله‌مون رسید

.کلی پول داریم که باهاشون کار کنیم

.اولاگ بهم قول یک ملاقات با بانکدار رو داد

،روکو دلاپینا .کسی که میتونه توی پول‌شویی کمکمون کنه

.و برای تمام این حقه‌های جادوئی، 5% سهم میگیرم

.امروز 30کیلو در هفته جابجا میکنم

میخوای منتظر بمونی دو برابرش کنم

تا باهام مذاکره کنی؟ - .همون چهار درصد -

.الان کار منه تنها دلیلی که یه سهم بهت میدم

.اینه که اپیفانیو یه مرد محترم بود

.تو هیچی به من نمیدی

من یه بخشی از سهم رو می‌برم .چون فرماندارم

.داون، برای گرفتن کوکائین به کمکت نیاز دارم

.جنس به طور کامل تحویل داده شده

.جیمز ترتیبش رو داد

.من یه پیشنهاد دارم .بیا با ما کار کن

.ما به اجازه‌شون برای رفتن سراغ بوز نیاز داریم

.میخوام تمرکزت روی ترسا باشه

.تمام افرادت رو روی زمین والتا بذار

.من خون میخوام

!برو توی ماشین، حالا

.سلام، بیا تو، رفیق

.عزیزم، اومد

.عزیزم، ایشون ترور هستن

.از دیدنتون خوشحالم، خانم داگلس

.دایِن صدام کن

.خوشحالم که بالاخره می‌بینمتون

،از وقتی این برنامه رو شروع کردید

همه‌ش میشنوم که میگه ترور .این‌کار رو کرد ترور اون‌کار رو کرد

راستشو بگو، دیگه داشتم یه مقدار

.حسودی میکردم

خب، توی کار تنها چیزی که ما میشنویم اینه که

.این آقا چقدر خوش‌شانس بوده که شما رو داره

.نظر لطفتونه

خب، امیدوارم اشتهات رو هم همراهِ .این گل‌ها آورده باشی

.بله خانم - .بیا تو -

خدایا، میخوام بابت این غذا

و اینکه همه‌مون اینجا دور هم جمع شدیم .ازت تشکر کنم

ازت میخوایم غذای کسانی که سعادتشون .از ما کمتر بوده رو تأمین کنی

و ازت میخوایم به این غذا و زمان‌مون ،با همدیگه برکت بدی

.به نام مسیح

.آمین

.به نظر عالی میاد

،خب، ترور

.مارک بهم گفت برای یه دلال کالا کار میکردی

.درسته

.به نظر هیجان‌انگیز میاد

آموزش فروش جنس. چطوره؟

.قتل‌ـه

.بازار ناپایداره، و رقابت بی‌رحمانه‌ست

.به نظر شبیه ساخت میاد

آخرش، همه چیز بسته به

تدارک و نیازه، درسته؟ - .درسته -

.خب، درمورد خانواده‌ت بهمون بگو خواهر برادری داری؟

یه خواهر کوچولو داشتم، ولی وقتی بچه بود .فوت کرد

.خیلی متأسفم

اقوامِت چی؟ اون‌ها هنوز زنده‌ن؟

.فقط من موندم

خب، باید بدونی هرکس سر این میز بشینه

.از نظر ما خانواده محسوب میشه

خانم‌ها، چطوره به ترور نشون بدید

توی این خونه چطور به خانواده خوش‌آمد میگیم؟

.من این‌کار رو میکنم

.خیلی ‌خوب، ممنون، سوزی

اینجا چیکار میکنی؟ - .الان نه -

اون‌ها کجان؟

.نمیدونم، نمی‌بینمشون

.پس شاید گممون کردن

.فکر نکنم

.مراقب باش

.لعنتی

.ترسا، برو پایین

.واینسا

.دیگا

.پوته

چی شده؟ خوبی؟

.پیدامون کردن

کجایی؟

.میام پیشت - .نه، وقت نیست -

.صبرکن - اون کیه؟ -

.الان نمیتونم توضیح بدم

تو پناهگاه میبینمت، باشه؟

...ترسیتا

.مراقب باش

.اونجا میبینمت

.خدافظ

.تفنگت رو بهم بده. زودباش

.تحمل کن

.من همین الان جونت رو نجات دادم

میخوای جون خودت رو نجات بدی؟

.بچرخ چپ

:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.: تنظیم و زمانبندی مجدد : آرش باتیستا instagram.com/arash_batista

«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »» WwW.TakMovie.Co

.خیلی تحسین‌برانگیز بود، فرماندار

،وقتی داریم سرو کله میزنیم

.بیشتر از 200تا یتیم رو زیر یه سقف قرار میدیم

.یه خرجی که از نظر اپیفانیو ارزشش رو داره

.آره

ولی برای ساکت کردن مخالف‌هامون کافیه؟

.این قدم اوله

.دومین قدم اینه که قاتل اپیفانیو رو گیر بیاریم

.توی مالتا زیر نظرمونه

در همین حین که حرف میزنیم افرادم .دارن بهش نزدیک میشن

.خوبه

.امشب اون سگ آخرین نفسش رو میکشه

و فردا باز کردن یتیم‌خونه رو

.جشن میگیریم

آره، خب، من پیشنهادم اینه که قبل از جشن گرفتن

.تأییدش کنیم

.ما منتظر هیچی نمیمونیم

.اگه اون توی مالتاست، همین الان هم کار انجام شده

چطوری پیدام کردی؟

میخوای اون رو یه جای دیگه هدف بگیری؟

.جواب سوالم رو بده

یه قرارداد برای یه نفر هست

.که بهش میگن لاپرنسس

،و یه مقدار جستجو کردم این پرنسس رو در حال جابجا کردن

.کوکائین بولیویایی پیدا کردم

برای همین افرادش رو تعقیب کردم .با این امید که کمک کنم

.چرند میگی - .حقیقت همینه -

چرا باید چنین کاری کنی؟

،آخرین باری که همدیگه رو دیدیم .بهم پیشنهاد همکاری دادی

.و تو هم سعی کردی من رو بکشی

،اگه واقعاً میخواستم بکشمت .الان مُرده بودی

.خودت میدونی

برای کمیلا کار میکنی؟

.یه مدت پیش راه‌مون از همدیگه جدا شد - .جواب سوالم رو بده -

.نه، برای کمیلا کار نمی‌کنم

.میدونم یه تفنگ دیگه داری .بدش من

.از ماشین پیاده شو

چیکار داری میکنی؟ - .آروم پیاده شو -

.برو بیرون

.صندوق رو باز کن

.اون‌ها برای تو نیستن

پس، کی؟

گفتم باید برای رام کردن پوته

.باید باهات حرف بزنم

.زیپ رو بیار

.خودت رو ببند - .ترسا -

.سوار شو

...این کارعاقلانه‌ای نیست. یه سری آدم دنبال

!آره

.یه قهرمان این شکلی‌ـه

.من همیشه شجاعت یه گاوباز رو تحسین می‌کردم

.گاوباز؟ من دارم درمورد گاوـه حرف میزنم

.اسمش سیکاریوـه

.و توی این ماه سه‌تا گاوباز رو کُشته

.باعث شده کلی پول بدست بیارم

خب حالا با کمیلا میخوای درمود چی

حرف بزنی؟

.هروئین

.توی تامولیپاس یه محموله دارم

.یه نگاه به اطراف بنداز، ژنرال

.این محوطه‌ی گاوبازی منه

مجبور نیستم با فروختن جنس خودم رو درگیر کنم

وقتی همینطوری صورتحساب 100میلیون دلاری .گیر میارم

.آره، ولی قبل از اینکه کامیلا سهمش رو بگیره

تهیه‌کننده‌ی من هرچقدر هروئین نیاز داشته باشیم .بهمون میده

میفرستیمش شمال جای همیشگی .محموله‌هامون

.نمیدونم

...با اینکه دوست ندارم به اون عوضی پول بدم

.اساساً خانواده‌ایم

میدونستی خانواده‌ت

دیروز یه ملاقات مخفی با کلمبیایی‌ها داشتن؟

هومـ؟

.چیزی درموردش نگفتن

.همینطور خودش

فکر میکنی میخواد علیه من دست به کاری بزنه؟

.کمیلا شبیه یه گربه‌ی خیابونی‌ـه

...و میدونی که چی میگن

.گربه‌ی قدیمی، موش جدیده

.برای همینه که باید کار خودمو نرو بکنیم

،وقتی کسب و کار هروئین‌مون رو روال افتاد

.به اون یا رینالدو نیازی نداریم

.فکر خوبی‌ـه

.ممنون

...اون

.پابلیتو

.بابا توی تولد 5سالگیم بهم دادش

از کجا یادت بود که چه شکلی‌ـه؟

.من بردمش بیرون

.قبلاً عاشق اون خرسِ بود

.تا 12سالگی هرشب کنار اون می‌خوابیدم

خب، شاید الان بتونی به این بچه‌ها ،کمک کنی بخوابن

.با این امید که حس امنیت بکنن

چیه؟

.یه چیزی درموردت عوض شده

.انگار، میدرخشی یا همچین چیزی

.فقط به خاطر باز شدن اینجا هیجان‌زده‌م

.نه، موضوع این نیست

.بگو ببینم - .هیچی -

.پیداش کردی

.ترسا رو پیدا کردی

.ایزابلا - کِی این اتفاق میوفته؟ -

کی چیزی که لایقشه گیرش میاد؟

.بهم بگو، من حق دارم بدونم

.امروز

.خوبه

اخبار جرم مبنی بر

.انفجار بمب توی والتا داشتیم

شاهدان عینی فیلم‌هایی از مضنون‌ها

در حال گذشتن از اتوبان با سرعت زیاد رو گرفتن .که شامل تیراندازی بوده

حالت خوبه؟ کجایی؟

.خوبم. باید میرفتم به پناهگاه

من یه سر رفتم خونه

تا وسایلمون رو بردارم. چطور در رفتی؟

.جیمز - چی؟ -

.اون اینجاست. بهم کمک کرد

برای کمیلا کار میکنه؟

.نمیدونم. با عقل جور درنمیاد

الان کجاست؟

.توی صندوق عقبِ ماشینه

.دختر باهوش. الان دیگه میرم

.بسته نگه‌ش دار تا برسم

.باشه

.زودی میبینمت

.برو کنار، کابرون

.تو خانواده‌ی خوبی داری

.من آدم سزاواری هستم

.بیا

،حالا که حرفش شد

.واقعاً خدا تو رو فرستاده برای شرکت

.فقط کارم رو میکنم - .چرند میگی -

.من حواسم بهت بود

.میدونی، هارولد دیگه داره بازنشست میشه

.میخوام تو رو جانشینش کنم

.چی؟ نه

حتماً کسانی که صلاحیت بیشتری داشته .باشن هستن

.من بهت باور دارم، ترور

تازه، ما دیگه خانواده‌ایم، مگه نه؟

.بابایی - .هی -

به این زودی وقت خواب شد؟

.زودباشید، ولم کنید - میشه برامون قصه بگی؟ -

.معلومه، معلومه که میتونم

.یه لحظه

.بله

اوضاع توی تگزاس چطوره؟

.یه اشتباه کردیم

اون نمیتونه کسی باشه که محموله‌مون .رو دزدیده

مطمئنی؟

،اداره رو گوشه به گوشه گشتم

.و من الان توی خونه‌م

.حتی یه چیز که بهش مرتبط باشه پیدا نکردم

.اصلاً بهش نمیخوره

چرا ریسک کنیم؟

.کارش رو بساز. امشب

شنیدی چی گفتم؟

.من هیچی پیدا نکردم

.شاید فقط کارش توی مخفی کردن رد کارهاش خوبه

در هرصورت، باید ریسک کارهامون رو .به حداقل برسونیم

در غیر این‌صورت، هرچیزی که توی 4ماه گذشته ساختیم

.ممکنه از بین بره

.میدونم

.این به نظر درست نمیاد

.احساس هیچ جایی توی این ماجرا نداره

،اگه میخوای گروه خودت رو بگردونی .کارش رو تموم کن

.امشب

.شب‌بخیر، ترور

...تو

،بدون هیچ انگیزه‌ی مشخصی از حمله

پلیس از مردم میخواد

.توی شناسایی این خانم کمک کنن

اون کسی‌ـه که به خاطر

سرعت بالا در فرار و شلیک با گلوله

.که به حمله به یک کافه ختم شده تحت تعقیبه

،اگه اطلاعاتی درمورد مشخصات این خانم دارید

...لطفاً تماس بگیرید

.یه بار دیگه ازت میپرسم

ترسا

...ترسا... اون

کجاست؟

!تو کون مادرت

.دیگه بازی بسه

.بهش میگی توی ترابری گُزو بیاد دیدنت

.میفهمه پاپوش درست کردی، کابرون

پوته؟

.ترسا

پوته، کجایی؟

.دنبالم‌ بودن

،باید دوبار مسیر رو میرفتم و برمیگشتم .گمشون میکردم

پلیس یا آدم‌های کمیلا؟

.آدم‌های کمیلا

.امشب باید این جزیره رو ترک کنیم

.میتونیم از راه ترابری گُزو بریم

.پلیس بندرها رو میگرده

.بهتره بکشیم کنار

.نه. بهم گوش کن

.من بندرها رو چک کردم

.امنه

مطمئنی؟

.شانس دیگه‌ای نخواهیم داشت

.یا الان یا هیچوقت

.خیلی‌خوب

.اونجا میبینمت

.باشه

.مراقب باش

.تو هم همینطور

.کارت خوب بود، کابرون

.همه‌جا رو بگردید

.برو سمت چپ

.بجنب

،هرچقدر که بهت میدن .من دوبرابرش رو میدم

.تو یه افسانه‌ای، میدونی

درمورد چی داری حرف میزنی؟

.تو اپیفانیو ورگاس رو کُشتی

.حقش بود

.اون یه تیکه گوه بود

...اون یه شیر بود

...و تو هیچکس نبودی

.تا وقتی که تو کُشتیش

...و حالا

.من میکُشمت

آسیب دیدی؟ - .من خوبم -

این چیه؟

.یه اسکنر پُلیس

.ماشین مضنون ردیابی شد

.واحد رزم توی مسیره

.این مشکل‌ساز میشه

.باهام بیا

.بعدش ساختمون رو می‌گردیم

.از اینجا میریم بیرون

.تفنگم رو میخوام

.توی راه خروجت از اینجا نیازی به تیراندازیت نیست

ببین، دوتامون میدونیم شانس نجاتمون

.وقتی تفنگ توی دستم بیشتر باشه بیشتره

.فقط یه سری گلوله داره

.پس بهتره درست ازش استفاده کنی

.فکر میکردم تا الان نصف مسیر تا بولیویا رو رفته باشی

اخبار رو دیدی؟

.قربونت برم، همه دیدن

.برای همین نباید با من تماس بگیری

،پلیس توی راهه

و میدونم آدم‌هایی رو توی .حقوق‌بگیرهات داری

اگه من رو بگیرن، سفارش تو هم .به دستت نمیرسه

میدونی چقدر پول از دست میدی؟

الان کجایی؟

.ناحیه‌ی صنعتی مارسا

.خیلی‌خوب، بذار ببینم چه کاری از دستم برمیاد

.بریم

اون کی بود؟ - .روکو دلاپینا -

،10میلیون دلار برای سرت جایزه گذاشتن

.بعد الان موقعیتمون رو لو دادی

.لازم نکرده برای من سخنرانی کنی

،آخرین باری که دیدمت .داشتی بهم تیراندازی میکردی

تا اونجا که یادمه، تو و شوهرت

.توی استگاه مترو بهم حمله کردید

.کوکائین ال‌سانتو ماله منه

.و مسئولیت بردنش هم با من بود

.نه، تو از کار خارج شدی

،کمیلا سعی کرد من رو بکشه .و تو بهم خیانت کردی

.من بهت خیانت نکردم .ازت محافظت کردم

.من محافظت تو رو نمیخواستم .و بهت اعتماد ندارم

به من اعتماد نداری؟

.تو به خاطرِ منه که زنده‌ای

.نه، به خاطرِ خودمه که زنده‌م

.خب، این نظر توئه

یه دستگاه ردیابی به ماشین تونی نصب کردی

.و افرادت رو فرستادی دنبالم یادته؟

.میخواستم یه کاری کنم کمیلا بیخیالت شه

.برای همین توی کابین نبودم

.برای کشتن تو بهم اعتماد نداشت

چرا باید حرفت رو باور کنم؟

،از روز اولی که همدیگه رو دیدیم

.سعی داشتم زنده نگه‌ت دارم

،حالا میخوای باور کن یا نکن

.ولی هنوز هم تلاش میکنم .ولی باید بهم اعتماد کنی

میخوای بهت اعتماد کنم؟ .من اصلاً تو رو نمیشناسم

.ترسا نیومد ترابری

...فکر میکنی خیلی زرنگی

.با اون کدهای مخفی و مخفیگاه‌هات

.ولی اونقدرها هم که فکر میکنی باهوش نیستی

...ما روزها زیر نظرت داشتیم

...منتظر زمان درست بودیم

...بهت اطمینان میدم که امروز

.همون روزـه

.ترسا رو به من تحویل میدی

.حالا هرجوری که شده

...این رو نمیگم چون فکر میکنم ضعیفی

...ولی به این خاطره که

.من قوی‌ام

،من کلی آدم شبیه تو دیدم

.همه‌شون رو رام کردم

.موضوع تسلیم شدن یا نشدن تو نیست

.موضوع زمانی‌ـه که تسلیم میشی

...اگه میخوای من رو بکشی

.بُکش

.چون من هیچ حرفی به تو نمیزنم

.بیا از توی سایه بریم. دنبالم بیا

.صبر کنید

.فکر کنم ممکن بود از این بدتر بشه

.میریم زندان

.توی مالتا

.نون فرانسوی میدن. آموزش یوگا میدن

شوخیت گرفته؟

.نه توی اخبار سی ان ان دیدم

".10مکان برتر برای گذروندن وقت" .مالتا چهارمی بود

اولی کجا بود؟

سوئد. زندان‌هاش شبیه .داستان‌های آی‌کِی‌ای‌اِی هستن

.میخوام بهت اعتماد کنم

.ولی به زور میشناسمت

.میدونم چطوری تیراندازی میکنی، چطوری میجنگی

.و شاید همه‌ش همینه

چرا داره از جاده خارج میشه؟

جریان چیه؟

داری کجا می‌بریمون؟

.انگشت خودت رو شکستی

.آفریـن

.میدونم که برات آسون نبود

.چون تو رو میشناسم

.من تو رو میشناسم

.و میدونم دست‌هات چه ارزشی برات دارن

.آدم‌کُش

یه آدم‌کُش بدون دستی که ...باهاش شلیک میکنه

.سرنوشتی بدتر از مرگِ

.راننده رو بکشید

.میتونی ولش کنی

.ترسا، من جایی نمیرم

.نمیتونی به من کمک کنی .من کسی‌ام که میخوای

.من ترسا مندوسا هستم .جایزه برای سرم

.فقط به حرفم گوش کن .بهت التماس میکنم

منتظر چی هستی، موسیقی بی‌کلام؟

.این یه فرار از زندانه

.ستوان برای من کار میکنه

،شرمنده نمیتونست زودتر آزادت کنه

ولی نمیتونست ریسک انعام دادن .به همکارش رو قبول کنه

.خب، همکار ثابقش

.نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم

.ترسا، هنوز از دردسر خارج نشدی

فرماندار سینالوا دشمن خیلی بزرگی‌ـه

.با مقدار خیلی زیادی پول

.آره، اینجاست

.همینطور افراد تو

.با تو کار دارن

باید بدونی هیچ جایی از این دنیا

.از دست من در امان نیستی

،وقتی کار افرادم باهات تموم بشه

.از روزی که به دنبا اومدی پشیمون میشی

من فقط از این پشیمونم که تو رو هم .همراه اپیفانیو نکشتم

.ترسیتا

.همیشه مشکلت همین بود

.هیچوقت نمیدونی به کی اعتماد کنی

.و فقط هم یه جور برات تموم میشه

...این صداهای گلوله‌ای که الان شنیدی

...دفن شدن

.توی جمجمه‌های افرادت

.ترسا الان تحت پوشش منه

.مالتا جزیره‌ی منه

و تنها جسدهایی که برمیگرده مکزیک .همون‌هایی‌ـه که به کشتن دادی

.از جزیره‌ی من دور بمون

پس... تموم شد؟

.روکو سوغاتی میفرسته

.سر بهترین افرادت

.درک نمیکنم

کسانی مثل کمیلا فقط زبان

.مرگ و نابودی رو میفهمن

.یکمی بعد از تو تماس گرفت

.من نقش بازی کردم که ازت محافظت کنم

،پس الان که کاری که میخواستی رو انجام دادم

فکر میکنم یه تغییر توی شرایط قبلی‌مون

مشکلی نباشه، هومـ؟

5درصدت رو میخوای؟

،فکر میکنم 6% عادلانه باشه .با توجه به شرایط

حالا، میتونیم انجامش بدیم؟

.آره - .خوبه -

.ولی اول باید پوته رو پیدا کنم

"یتیم‌خانه کودکان"

.مامان

.همه منتظرن که سخنرانی کنی

.نمیتونم

.پدر من یک نقش ستیزگرایانه داشت

...همه نظر دیگه‌ای داشتن

.درمورد اینکه اون کی بود یا کی نبود

.میخوام درمورد کسی که برای من بود بگم

...پدر من

.پدر من یه قهرمان بود

6ماه پیش، یک رهبر کارتل جلوی چشم مادرم .اون رو کُشت

...اگه ما خواستار عدالت نیستیم

...اگه ما علیه این هیولاها برنمی‌خیزیم

این یتیم‌خونه فقط به عنوان .مقبره‌ی شکست‌هامون خدمت میکنه

.پر شده از گریه‌ی یتیم‌های سینالوا

.پر شده از گریه‌ی یتیم‌های سینالوا

این جنایتکارها فکر میکنن اعمالشون .هیچ عواقبی نداره

...اون‌ها با این باور که مستثنی هستن کار میکنن

.که اعمال جنایتکارانه‌شون بدون مجازات باقی میمونه

!ولی این ماجرا همینجا تموم میشه، دیگه کافیه

.دیگه خبری از خون نیست

.دیگه خبری از جنایت نیست

.دیگه تمومه

نمیتونن از غضب

.یا دست عدالت فرار کنن

...برای اشک‌های دخترم

.برای بچه‌های سینالوا

...بهتون قسم میخورم

...به خون پدرت قسم میخورم

...بهتون قول میدم

...به عنوان یک مادر، و به عنوان فرماندار ایالت

...این جنایتکارها

...این حیوون‌ها

.تقاص پس میدم

.چیزی نیست، چیزی نیست، منم

.ترسام. چیزی نیست

.ترسا... ترسیتا

.چیزی نیست

.فکر کردم از دست دادمت

.من جایی نمیرم

.برات دکتر میارم

.نه، نه

.دکتر نمیخواد

.بیا اینجا

.خیلی متأسفم

.چیزی نیست. چیزی نیست. چیزی نیست

.چیزی نیست

.چیزی نیست

.چیزی نیست

.ژنرال

.بوی یه چیز خوشمزه میاد - .بهتره که باشه -

.این گرون‌ترین کارنا آسادایی‌ـه که تا حالا خوردی

.قهرمان من

.آخرین مسابقه‌ش رو باخت

..هیچ کاری غیر از خودنش نمیشد کرد

.من چیزی دارم که سرحالت میاره

اون چیه؟

.پرداخت اولین بار هروئین‌مون

اون همه پول برای بسته‌ی به این کوچیکی؟

جدی میگی؟

.یه بخشی ازش، بدون باج دادن به کمیلا

.بدون پرداختی به رینالدو

!به‌سلامتـی

.به سلامتی هروئین

...حالا که شریک شدیم .میخوام یه چیزی ازت بپرسم

.بگو ببینم

این راستِ که برای بتمن تاکو درست کردی؟

مزه‌ش دقیقاً مثل تریپاس بود، هومـ؟

.شوخی میکنی

فکر میکنی خنده‌داره؟

وایسا تا مزه‌ی پوزولویی که

.برای کمیلا پختم رو بِچِشی

.من گیشنیز میارم

.حالا شد

.میبینمت

.میبینمت، ژنرال

حالش چطوره؟

.فعلاً خوابه

تو خوبی؟

،مثل حیوون شکنجه‌ش کردن

.ولی اون من رو لو نداد

.میدونه تو بودی هم همین‌کار رو میکردی

.من اونقدر قوی نیستم

.چرا، هستی

.کسانی مثل پوته دنبالِ قدرت رو میگیرن

.تو به اندازه‌ی اون‌ها قوی هستی

.امشب این رو ثابت کردی

برای چی برگشتی؟

ناموساً؟

،بعد از اینکه از کمیلا جدا شدم

.با دوان فینچ کار می‌کردم

.یه مدتی خوب بود

.تا وقتی که یه نفر از محموله‌مون دزدی کرد

...ترتیب کسایی که مسئولش بودن رو دادم، ولی

.یه نفر که داون بهش شک داشت مونده بود

.طرد شده بود

...من شک‌های خودم رو داشتم، ولی

.داون میخواست از دور خارج بشه

.اینقدر تقلا نکن

.نمیخوام به خانواده‌ت آسیب بزنم

وقتی توی چشم‌های اون دختر کوچولو ...نگاه کردم

.تو همیشه میگفتی یه راه متفاوت هست

.هیچوقت باورت نداشتم

...ولی الان

.میخوام کارها رو متفاوت انجام بدم

...پس ازت میپرسم

...خواهش میکنم، بذار وارد کارت بشم

.اگه اینکار رو بکنیم، یه همکاری نیست

.برای من کار میکنی

.پشیمون نمیشی

.ممکنه تو بشی

:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.: تنظیم و زمانبندی مجدد : آرش باتیستا instagram.com/arash_batista

«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »» WwW.TakMovie.Co

تلگرام: Dark_AngeL illusion_sub

29/June/2018

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.