All language subtitles for Queen of the South S03E01.KILLERS

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish Download
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه در "ملکه‌ی جنوب" گذشت

از کجا میشناسمت؟ - .دوست‌دختر گوئرو بودم -

نشون دادی که میتونم برای کاری که لازم دارم

.بهت اعتماد کنم

.میخوام بخشی از کار باشم

حاضری برای من بمیری؟ - .به خاطر تو نجات پیدا میکنم -

.خدای من

میدونستی زنده‌ست؟ - .نه -

،ببین، نباید به خاطر من برمیگشتی

،ولی ولم نکردی .این کارت و فراموش نمیکنم

.برو پایین

.من دارم تو رو به کارم ترجیه دادم، بوِز

.سرهنگ کورتز همکار عملیاتیت باقی میمونه

.من باهاش ازدواج میکنم ،باعث یه اتحاد میشه

.خانواده‌هامون باهم کار میکنن

.سرهنگ وارگس، شما بازداشتی

مأمور مبارزه با مواد مخدری که بازداشتت کرد ،معلق شده

.و تمام اتهاماتی که بهت وارد شده بود از بین میره

،من کمیلا رو ترک میکنم .کار خودم رو شروع میکنم

راه بهتری نسیت به کاری که

،اون داره میکنه هست .بدون این همه کُشت و کشتار

چی میخوای ترسا؟

.نصف جنس ال‌سانتو

.تنها چیزی که از طرف من گیرت میاد گلوله‌ست

.بگو اصلاً من رو پیدا نکردی

.میخواستی بُکشیش

.باهاش 15فیت فاصله داشتم

تا حالا توی کل عمرم هیچ هدفی با اون فاصله .رو خطا نزده بودم

.فقط یه ملکه میتونه وجود داشته باشه - !نکن -

.10میلیون توی هواپیما هست

.پول رو بردار و برو

.فدرال داره نزدیک میشه .نمیتونیم اینجا بمونیم

،من به محل قرار نزدیکم

.ولی یه مقدار فشار روم هست

.دوسِت دارم - .منم دوسِت دارم -

.گوئرو هنوز نرسیده

.بریم

مامان؟

.ایزابلا، برو توی اتاقت

باهمدیگه، انتقام کسی که

.اپیفانیو رو ازمون گرفت می‌گیریم

.اپیفانیو آدم مردم بود

من اون جنایتکار شروری که

.خانواده‌م رو نابود کرد گیر میارم

.اسمش ترسا مندوساست

:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.:

«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »» WwW.TakMovie.Co

،مطمئنم شنیدید که میگن

".اهداف دلایل رو توجیح میکنن"

.بیشتر آدم‌ها فکر میکنن بی‌رحمی‌ـه

...درمورد من

.فقط یه روز دیگه سرکارـه

،از شانس خوبِ من

.کسایی رو دارم که ترتیب دارایی‌ها رو میدن

،و وقتی دشمن میاد

...دوتا حق انتخاب هست

...یا بجنگی یا فرار کنی

.یا فکر کنی

،توی کار

.فریب دادن یه کار باارزش‌ـه

.باعث میشه که یه قدم جلوتر باشی

،و یه تله‌ی خوب میتونه تفاوت ایجاد کنه

.بین یک جرعه از تکیلا و لوله‌ی یه تفنگ

.فکر کنید دیوونه‌م، ولی من تکیلا رو ترجیه میدم

...6ماه بعد از مکزیک

تنهایی اینجا چیکار میکنی؟

چیز دیگه‌ای لازم دارید که بدم خدمتتون؟

.نه، ممنون، فقط صورت‌حساب

.سلام، آیون. پیغامت درمورد رمز رو دریافت کردم

.آره، ببین، میدونم زمان حساسی‌ـه

.خیلی

.یه محموله دارم که فردا صبح میرسه

.که میزان پولت رو افزایش میده، آره

.میخوام یه جلسه با یه بانک‌دار بذارم، دِلا‌پینا

،اگه همه‌چیز خوب پیش بره

.یه حساب باهاش باز میکنم

.اون یارو که ارز مجانی داره. خوبه

،موضوع اینه میتونم یه برنامه برات بفرستم که

،رمز رو ایجاد کنه

،ولی بهترین نوع‌شون هم ممکنه هک بشن

.و باید بدونم

پیشنهادت چیه؟

.باید مطمئن بشی که سیستمت امنه

،میدونی، من شخصاً توی این موارد بهترم

و حدس میزنم که جزیره‌ی مالت

.جای بهتری نسبت به خونه‌ی آشغالم‌ـه

.ممنون، آیون

الان پولت رو میفرستم، خب؟

.بعدً باهات صحبت میکنم

.توی خونه‌ست

اینکه میبینی یه نفر دیگه هم اسپانیایی حرف میزنه خیلی خوبه، نه؟

.آره

.تازه من ترک وطن هم کردم

یه نوشیدنی دیگه برات بگیرم؟

.ممنون، ولی هنوز کلی کار دارم که انجام بدم

عجیبه، مردم معمولاً میان اینجا که .استراحت بکنن و لذت ببرن

.و این اولین باری هم نیست که اینجایی .همیشه کار میکنی، همیشه خیلی جدی هستی

مطمئنی؟

یکی دیگه نمیخوای؟

.خیلی‌خوب

.فقط یه نوشیدنی

احمق بودی که فکر میکردی میتونی .از دستم فرار کنی

...ای احمق

.دختره‌ی احمق

،برای گیر انداختن یه هیولا

.تنها چیزی که لازمه یه مقدار گوشت تازه‌ست

پیشخدمت به محض اینکه دیدت .باهامون تماس گرفت

سرهنگ وارگس، شما 6ماه پیش ،انتخاب شدید

،به دنبال قتل همسرتون

.به دست یک متهم سرباز سیاسی

ترسا مندوسا با بی‌رحمی همسر من .رو کُشت

،مندوسا یه فراری باقی میمونه

با این حال اتهامات اداره‌ی مبارزه با مواد مخدر .به شما برداشته میشه

خب، اتهامات برداشته شدن

.چون مدارک علیه من کار گذاشته شده بودن

.به اصطلاح کار گذاشته شده بودن

مأمور مبارزه با مواد مخدر آلانزو لویا ،تا بازجویی‌های بعدی

.معلق باقی میمونه

معلق شدن در برابر سختی‌هایی که من .تحمل کردم کافی نیست

،من به ناحق زندانی شدم .و نزدیک بود جونم رو از دست بدم

ولی میدونی، فکر میکنم بهتره در مورد اینکه

چطور قرارِ این مبارزه رو برنده بشیم ،حرف بزنیم

و فکر میکنم تنها راهی که میتونیم از اون طریق ...اینکار رو بکنیم اینه که

.با فساد مبارزه کنیم

.از ریشه بِکنیمش

میدونی، تمرکز من به عنون فرماندار روی اینه که جلوی تولید مواد رو از کشورم به

.ایالات متحده بگیرم

فرمانده، منتقدان شما ادعا دارن که

شما هیچ کاری به جز

.سواری گرفتن از شهرت همسرتون نمی‌کنید

درواقع، میزان رضایت از شما

.خیلی کمتر از اونه

.خب، باید خودم رو ثایت کنم

ولی من به

مردم سینالوا که من رو انتخاب کردن ،خدمت میکنم [استانی در مکزیک]

.نه مطبوعات

.فکر میکنم کارمون دیگه تموم شده

.خیلی ممنون

اوضاع پرنده‌هام چطوره؟

.توی مرز آمریکا نابود شدن

.به بوز تضمبن دادیم که سالم میمونن

.عواقبی خواهد داشت

.بوز با من

موضوع بلاتکلیف‌مون توی اروپا چی شد؟

محموله‌ی بولیوانی ترسا داره

.تمام قاره رو میگیره

.منابعم میگن که اول سراغ ایتالیا رفته

.همینطور توی اسپانیا و مالتا پیدا شده

.چند نفر رو برای بررسی میفرستم

.خوبه

،امیدوارم توی یه سوراخ زندگی کنه

.مثل یه موش

.سلام

.برای شام دیر کردی

.داشتم کار میکردم

واقعاً؟ روی چی؟

.با اون آدم فنی‌ـه توی آمریکا حرف میزدم

.زود میام خونه

.خب، زود بیا

.این سوپِ تال‌آرملا تقریباً آماده‌ست

.اصلاً نمیدونم چیه

.خوراک مخصوص مالتی‌ـه

.شبیه سوپ منودو بدون خوک‌ـه

.ولی خوک خوشمزه‌ترین قسمتشه

.صبرکن. دوباره باهات تماس میگیرم

چی شده عزیزم؟

.خودِ ترسا مندوساست

.پیداش کردم

"ملکه‌ی جنوب"

...کمیلا

.مثل همیشه زیبا شدی

.سپاسگزارم

.بچه‌ی خواهرم کستل، رو یادته - .معلومه -

.سلام - .سلام -

.خبردار شدم که دیگه برای دایی‌ت کار میکنی

.آره، باهاش کار میکنم

.بعداً درمورد کار صحبت میکنیم

،به خاطر ایزابلا اومدم .و ایناهاشش

.سلام پدرخونده - چطوری، عزیزم؟ -

.ممنون که این همه راه رو اومدید

.باعث افتخارمه - .ممنون -

مامان؟ - .بله -

.بابای کیکو خیلی دیر کرده

.شاید بشه بدون اون شروع کنیم

.البته

.کیکو، بیا پیشمون

.از همگی برای اینکه امشب تشریف آوردید ممنونم

...برای جشن نامزدی

...برای جشن نامزدی

.دخترم و کیکو جیمنوس

،توی بدترین شرایط .کیکو کنار دخترم بود

...و این

.یعنی خانواده

.این یعنی عشق

...اگه امشب اپیفانیو پیشمون بود

...با افتخار زیاد

ورودت رو به عنوان پسرش به این خانواده .خوش‌آمد میگفت

.ممنون - .به سلامتی -

.به سلامتی

...آره

خانواده، حالتون چطوره؟

...چقدر ناراحت کننده‌ست که بابا وارگس

.اینجا نیست که دست دخترش رو داماد بده

.گفتم شاید هدیه‌ی من جایگزین مناسبی باشه

هومـ؟

هومـ؟

.به سلامتی

.به سلامتی - .به سلامتی -

مجسمه‌ی پوشیده شده از طلا؟ واقعاً؟

.طلای خالص، برای زیرکار، فرماندار

اونقدر پول دارم که بخوام حروم کنم، درسته؟

همینطور محموله، مگه نه؟

.اتفاقی که برای محموله‌ت افتاد ناراحت‌کننده بود

.لطفاً معذرت‌خواهی ما رو بپذیر

،معذرت‌خواهیت رو بیخیال شو

و بهم بگو از کجا اداره‌ی مبارزه با مواد مخدر .از محموله‌ی من خبر داشت

.حتماً نظارتی بوده

.یا یه موش، سرهنگ. یه موش

.الان دیگه ژنرال هستم

.ببخشید، سرهنگ. ژنرال

حالا این روزها کی فرقشون رو میدونه؟

من همین الانش هم تحقیقاتم رو درمورد اینکه

اداره‌ی مبارزه با مواد مخدر از کجا درمورد .جزئیات عملیات میدونست رو شروع کردم

.منظورت عملیات منه

.الان کار منه

تنها دلیلی که یه کوچولو سهم بهت میدم

.اینه که اپیفانیو یه مرد باشخصیت بود

.تو هیچی به من نمیدی

...من بخشی از سهم رو

،دریافت میکنم

،چون فرماندار هستم

.و روش کار همینطوره

.همیشه همینطور بوده

میبینی، چیز جدیدی توی کارمون ،نیست، دوست من

.حتی تو

،قول میدم

.کسی که مسئول این فقدان بوده رو پیدا کنم

،و حالا

،به خاطر بچه‌ها

بیاید مثل حیوون‌ها رفتار نکنیم، خب؟

.به خاطر خانواده، البته

.دنبالم بودن، ولی گُمم کردن

مطمئنی؟ - .آره -

پلیس بود یا کمیلا؟

.نمیدونم

...در هر صورت

.باید بریم

خب، میریم پناهگاه، بعدش چی؟

صبح حرکت می‌کنیم؟

.بعد از اینکه محموله‌مون رسید

.نمیشه با این‌همه پول فرار کرد

اولگ بهم قول داد یه قرار با بانک‌دار ،برام میذاره، روکو دلاپینا

.که میتونه توی پول‌شویی کمکمون کنه

روکو دلاپینا از این جور آدمایی نیست که

از اینکه یه نفر دیگه قرار ملاقات‌هاش رو .بذاره خوشش بیاد

.راه دیگه‌ای نداریم

اولاگ؟

.منم، ترسا

.خوشحالم که صدات رو میشنوم، عزیزدلم

همه چیز برای ارسال محموله‌ی فردا آماده‌ست؟

.آره، ولی یه مسئله‌ای پیش اومد

.جلسه‌ی دلاپینا باید همین الان باشه

.به اندازه‌ی کافی صبر کردم

،بهت گفته بودم، ترسا

.روکو خیلی سرش شلوغه

،وقتی پخش اروپایی رو بهت دادم

.بهم قول دادی که عرضه میکنی

،اگه محموله‌ی فردا رو میخوای

.یه قرار برام میذاری

.باج گیری؟ بهت نمیاد، ترسا

،یا امشب میبینمش

.یا محموله‌ت رو دریافت نمیکنی

.تماس میگیرم

.عجب خونه‌ی دوست‌داشتنی‌ای دارید، کمیلا

ولی باید بگم، وقتی دیدم بعد از مرگ اپیفانیو

.تصمم گرفتی اینجا بمونی تعجب کردم

،خب، به لطف بوز

واقعاً از دستش ندادم، مگه نه؟

،بوز میتونه آدم بی‌رحمی باشه ولی شریک خوبی‌

برای ما توی مکزیکه، درسته، تئو؟

.خب، این یه گزینه‌ی دیگه‌ست

،میتونم کسب و کار مکزیکی رو بگیرم

.با شما به عنوان تهیه‌کننده‌م

فکر کنم همه‌مون توی این مورد که بوز .تعادل نداره اتفاق‌نظر داریم

فکر میکنی اون همینطوری کارتل رو تحویل میده؟

همسرت قبل از اینکه فوت کنه .اون رو بهش فروخت

.اون مالک قانونی‌ـه

.در جریانم

ژنرال کورتس حاضره از گروهش علیه

،سربازهای بوز استفاده کنه

،و با پشتیبانی من به عنوان فرماندار

.مطمئنم که موفق میشیم

...کمیلا

وقتی همسرم میخواست برگرده سرکار

،بعد از تولد اولین بچه‌مون

.من اجازه‌ دادم

ولی خیلی زود فهمید که

کار اصلیش به عنوان یک مادر

.توی خیابون نیست

.کار کردن توی خونه پیش خانواده‌ش بود

،همسرتون زن فوق‌العاده‌ای بود

.ولی مسیر من فرق داره

.ببین، خیلی ساده‌ست

،اگه بدون اجازه‌ی من علیه بوز حرکتی بزنی

،نه تنها علیه‌ت کار میکنیم

.بلکه یه کارتل دیگه برای معامله پیدا میکنیم

،اگه اپیفانیو هنوز زنده بود

.بهت میگفت که آروم باشی

.نگران کار نباش

.به جاش، از میوه‌ی زنانگیت لذت ببر

.به سلامتی زنانگی

.به سلامتی زنانگی - .به سلامتی زنانگی -

،میدونی چیه، ترسیتا

.بعضی وقت‌ها دلم برای مکزیک تنگ میشه

.اولاگ اوناهاش

دلاپینا کجاست؟

.توی خلوقت‌گاه درونیش

،اون صاحب این کلاب شبانه‌ست .همینطور نصف مالت

.دستورها رو اون میده

بهمون می‌پیوندی؟

.من وظیفه‌ی خودم درمورد رووکو رو انجام دادم

سرنوشت امشب

.از الان کاملاً توی دست‌های خودته

این چیه؟

.نفوذ روکو در در اولین برداشت

.خودت میبینی

.سلام، ترسا

.به دنیای من خوش‌اومدی

آهنگت رو دوست داری، ترسا؟

.مخصوص خودت انتخابش کردم

،آهن درمورد موسی‌ـه کوچولوی بیچاره‌ست

،که جونش در خطره

درخطر مرگ توسط

،دشمنانش

،در بین ستمگرها برمیخیزه

.که فقط نابودی رو به سمتشون ببره

این جزئیات به نظرت آشنا نیستن؟

.یه مقدار درموردت تحقیق کردم، ترسا

درمورد اعتماد به نفسی که

در برابر چیزی که ممکنه من داشته باشم .داری کنجکاوم

.آخرین فرصت

،و با تاریکی ادغام شد

.درست مثل یک شعر

.فرستادی دنبال من

معنی این کارها چیه؟

تا حالا ندیده بودم یه صورت زیبا جلوی .گلوله رو بگیره

...کافیه

.داری یووت رو میترسونی

.داری خودت رو ضایه میکنی، چاقالو

.آره، ثابت کردی که چقدر تخم داری

حالا برشون گردون توی جیبِـت .قبل از اینکه بخورمشون

.پوته، مشکلی نیست

".پوته، مشکلی نیست"

وای، خوشم اومد، چقدر؟

1میلیون دلار بهت میدم که امشب .ازت قرض بگیرمش

.بریم. این وقت تلف کردنه

،ترسا، اگه پات رو از این در بذاری بیرون

.دیگه من رو نمیبنی

.یه دلیل برای موندن بهم بده

،بر خلاف خیلی از مردهایی که توی کارم هستن

.من ترجیح میدم با خانم‌ها کار کنم

،اون‌ها قابل اعتمادتر هستن

.دل‌رحم‌تر

،وفادارتر

،و با آموزش مناسب

.میتونن از نظر فیزیکی با مردها برابر بشن

هرچند، وقتی یه زن تلاش میکنه که ،شبیه یه مرد بشه

،کاملاً بی‌مصرف میشه

،وقتی کار رو به عشق ترجیح بده

.وقتی به خیانت متوسل بشه

.اطلاعاتت غلطه

،من به کسی خیانت نکردم

.حتی به کمیلا وارگس

.پس بهم بگو برای چی باید بمونی

،تو توی ارز مجانی معامله میکنی

.بیتکوئین، مونرو، اتریوم

.انتخاب با خودته، کاملاً بی نام و نشون

.و برای تمام حقه‌های جادوئیم، 5درصد سهم میگریم

پارسال از سادیس برای همین عملیات .3درصد سهم گرفتی

،یه نفر داره زیاده‌گویی میکنه

.زیاده‌گویی، زیاده‌گویی

.گداها نمیتونن انتخاب‌کننده باشن

.مدرک میخوام - .البته -

.4درصد - .5 -

6ماه پیش، پخش بازارم

.توی پخش اروپایی صفر بود

.امروز، شده هفته‌ای 30کیلو

میخوای منتظر بمونی تا دو برابرش کنم

بعد باهام مذاکره کنی؟

.همون 4درصد

ولی این رو هم میدونم که مشکلت

با محموله‌ای که از بولیویا میاد

.ممکنه تمام این چونه‌زدن‌های بیخورد رو تلافی کنه

،اولاگ محموله‌ش رو دریافت میکنه

.و بانکت دارایی‌های من رو میگیره

.خوبه

.آفرین - .ممنون -

،وایسا، وایسا، وایسا .وایسا، وایسا، وایسا

...نه

بوسه‌ی خدافظی نمیکنی؟ هیچی؟

.بجنب، پوته، بریم

.هروقت بخوای، عنترخان

.هروقت بخوای

.اون لعنتی از بز هم دیوونه‌تره

منظورش از اینکه توی ارسال محموله یه مشکلی هست چی بود؟

.نمیدونم ،باید با جورج حرف بزنم

.ولی اینجا نه

.میخوام بخشی از کار باشم

.هرچیزی که لازم داشته باشی

بیا یه خانواده باشیم

.قبل از اینکه دنیا دوباره تلاش کنه از هم جدامون کنه

!نـه

.ولتا، مالت

،ایتالیایی‌ها اونجان .روسیه‌ای‌ها، لیبیایی‌ها

.كازابلانكا با کوکائین‌ـه

جایی که یه مکزیکی و کیسه بکسش

میتونن کارهای کثیفشون رو بی سر و صدا .انجام بدن

منابع گزارش فرود یه گروه سومالیایی

.توی بندر والتا در ماه گذشته رو دادن

.شاه جورج از سومالیایی‌ها استفاده میکنه

.میبینم که ترسا پیش‌روی‌هایی توی اروپا کرده

باید جلوش رو بگیرم

قبل از اینکه توسعه‌ی جنسش بازار مکزیکیمون .رو تحت تأثیر قرار بده

حدس میزنم قرارت با دان رینالدو خون پیش رفت؟

.نه

هنوز از بوز حمایت میکنه و میخواد من .یه زن خونه باشم

.آها

.ولی خواهرزاده‌شه که مشکل‌سازه

به اجازه‌شون برای

.حرکت به سمت بوز نیاز داریم

،خوشحال میشم شخصاً با رینالدو صحبت کنم

،اگه موافق باشی

.مردونه

.رینالدو مشکل تو نیست

.مشکلت منم

.میخوام تمرکزت روی ترسا باشه

.تمام آدم‌کش‌هات رو ببر روی زمین والت

.دیگه خبری از موش و گربه بازی نباشه، ژنرال

.من خون میخوام

.جا خالی دادنت به در عمه‌ت میخوره، بلال

تو به خودت میگی دزد دریایی؟

،شاید بهتر باشه با شمشیر لیزری عوضش کنیم

.اینطوری فرصت مبارزه پیدا میکنی

.ترساست

!لعنتی، بلال

.دست مورد علاقه‌م بود

.تقلب میکنی

سلام، مالتیس فالکون، پروازت چطوره؟

کی کی رو سرزنش میکنه؟ .همه چیز رو بهم بگو

مشکلی برای ارسال محموله‌ی فردا هست؟

.مشکلی نیست، عزیزدلم

،آدمم توی بندر لحظه‌ی آخر ارسال کرد

ولی مینیون‌هام بهم اطمینان دادن

.همه چیز تا فردا حل میشه

چطور میتونم به یه مینیون

برای چنین کار مهمی اعتماد کنم؟

،چون به اندازه‌ی دست‌هام .بزرگ و تأثیرگذارن

.فقط دوتا ازشون دارم

زیبایی نماینده بودن

.یه پیش نیاز قدرته، پرنسس

.خودم ردیفش میکنم

باید طبق سند و مدر بگم که

.این به شدت غیر عادلانه‌ست، عزیزم

.این عملایت منه، محموله‌ی من

.تصمیمات رو من میگیرم

.در این مورد بحثی نمیکنم

.اسم اون آدم جدیده توی بندر فالکون‌ـه

.از نوع آسونش‌ـه

،فقط یادت باشه سیندی لاپر چی گفت

".پول همه‌چیز رو عوض میکنه"

.از طرف من چویی رو بغل کن

.جورج راست میگه

.نباید توی این مورد دست‌هات رو کثیف کنی

.خودم از پس رشوه برمیام

.تو از پس تعدادی مذاکره بر نمیای

.چرا برمیام

کی حرفی از مذاکره زد؟

،توی 6ماه

.از مکزیک با خودمون بردیم رو دوبرابر کردیم

.خودمون این رو ساختیم

،اگه رشوه به این بندر رسمی خوب پیش نره

.ممکنه همه‌ی این‌ها رو از دست بدیم

.کمیلا خودش کارهای کثیفش رو نمیکرد

...آره

.و من نمیخوام شبیه اون کار کنم

.اون خیلی راحت جون مردم رو تهدید میکرد

،اگه ببازی

.کار همه‌مون تمومه، ترسیتا

.روش کار همینطوره

.من روش دیگه‌ای برای جواب دادنش بلد نیستم

.فقط پیشنهاد دادم

.خب، پس

.پس انجامش میدیم

.بگیرش

.باشه، چشم‌هات رو ببند

.بسته‌ست

.مامان، نه، بسته نیستن

.دارم میبینمت

.باشه

نظرت؟

.خوشگل شدی

مامان؟ - بله؟ -

میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟ - .معلومه -

توی مهمونی درمورد چی با بوز حرف میزدی؟

.و لطفاً مثل بچه‌ها باهام رفتار نکن

.میتونم تحمل کنم

من و سرهنگ کوتس

،داریم توافقمون رو با بوز تجدید می‌کنیم

.خونه رو سر و سامون میدیم

...این کار

...و ارزش اقتصادی‌ای که ایجاد میکنه

.ممکنه یه روز به گردن تو بیوفته

.نه اگه یه روز کورتس ازت بدزدتش

نمیدونم بعد از تمام کارهایی که کرد

. چطور میتونی بهش اعتماد کنی - .اعتماد نمیکنم -

.برای کار بهش احتیاج دارم

.و برای پیدا کردن ترسا کمکم میکنه

.خب، امیدوارم زود پیداش کنه

.من به اندازه‌ی تو میخوام اون کثافت بمیره

.ایزابلا، اینطوری حرف نزن

به خاطر اونه

.اینکه وقتی ازدواج میکنم بابا اینجا نیست

.همیشه فکر میکردم اون میبرتم تا آخر راهرو

.اگه بود برات خوشحال میشد

.میدونم

.فقط خیلی دلم براش تنگ شده

.آره

.منم همینطور

.توی بندر بیا دیدنمون

.دوسِت دارم

.منم دوسِت دارم

.آدمِ جورج دیر کرده

،اگه امشب به بندر رسمی رشوه ندیم

.محموله‌ی فردا رو دریافت نمی‌کنیم

.همیشه از راه سخت

،هیچوقت ازت نپرسیدم

.و تو هم هیچوقت بهم نگفتی

زن داری؟

یا خانواده؟

.من همیشه تنها نیستم

همین کافیه؟

.یه زمانی زن داشتم

.خوب پیش نرفت

.هیچوقت بهم نگفته بودی زن داشتی

تو درمورد همه‌ی مردهایی که توی زندگیت بودن میگی؟

بچه چی؟

اون بیرون کسی هست؟

.نه

.قبل از اینکه اتفاق بیوفته ترکش کردم

برای چی؟

.چون عشق به درد همه نمیخوره

.ایناهاش

تو فلکون‌ای؟

.دیر کردی

.فکر میکردم افتادن دنبالم .مجبور شدم برم و بیام

.دست‌هات رو از جیبت بیار بیرون

.مشکلی نداره

پول رو آوردی؟

.ممکنه پلیس ببینتمون

.اگه بهش پول بدی ممکنه دستگیر بشیم

،اگه الان ول کنیم بریم ،در هرحال محموله میاد

.ما معامله‌ای نکردیم

خب، میخوای چیکار کنی؟

.میریم و با خودمون میبریمش

.راه بیوفت - ...هی -

جریان چیه؟ این کارها چیه؟

!فرار کن! فرار کن

!فرار کن

تو آوردیشون، کابرون؟

تو آوردیشون؟ - !نه، نه، نه -

!دست‌ها بالا

تو آوردیشون؟ - !نه! گفتم که، نه -

سلاح‌هاتون رو بذارید زمین

!و دست‌هاتون رو بگیرید بالا و بیاید بیرون

.دوباره شلیک میکنم

،برو پشت چرخ ،و پات رو بذار روی گاز

و پشت سرت رو هم نگاه نکن، فهمیدی؟

.چنین اتفاقی نمیوفته

.با عقل جور در نمیاد

،اگه میخواستن بگیرنمون .یه ارتش الان اینجا بود

.بیا اینجا - چیکار میکنی؟ -

.میخوام ببینم چی میخوان

!سلاح‌هاتون رو بندازید

!همین الان

!الان

.خیلی‌خوب

.خیلی‌خوب، آروم باش

.شما نیومدید اینجا کسی رو دستگیر کنید

.بک‌آپ ندارید

چی میخواید؟

.اومدیم سهم خودمون رو بگیریم

.از زمان انتقال افسر فالکون دنبالش بودیم

.میدونستیم یه رشوه گیری‌ای در جریانه

.بعد میگن که مکزیک فاسد شده

عادلانه‌ست، نه؟

یا میخوای از راه سختش پیش بریم؟

،گفت میخواد پول بگیره

.منم بهش پول دادم - .کار اشتباهی بود -

اسمت چیه؟

...دنیلا

!اسپلیتری

.دوتا انتخاب داری دنیلا

،میتونی امشب همینجا بمیری

یا زنده بمونی که توی دریافت محموله‌ی فردا .کمکمون کنی

!برگه‌های اداری رو امضا کن. بذار برن

.دیشب داشتی خودت رو به کشتن میدادی

به خوبی تو میتونم یه پلیس فاسد .رو گیر بندازم

.میذاریم محموله بگذره

.و حالا دوتا پلیس بندری داریم که برامون کار میکنن

.الان موقعیت قوی‌تری داریم

.این دفعه جواب میده

دفعه‌ی بعد چی، هومـ؟

.نمیتونی تنهایی یه امپراتوری بسازی، ترسیتا

.بله

.ژنرال، هومر هستم

فکر میکنم یه رد از دختری کخه دنبالش هستید .توی والتا گیر اوردم

.همونطور که انتظار داشتیم

چطوری ردش رو زدی؟

.افرادم شهر رو از عکس‌هاش پر کردن

...اگه یه اشتباه کرد

چه اشتباهی؟

.تنها شد

خود عوضی‌ش بهم گفت

.هر روز جایی که اون کار میکرد درس میخوند

.نمیتونه جای دوری زندگی کنه

.صبر، هومر .حواست باشه کجا ضربه میزنی

.خانم وارگس میخواد از منابع جلوگیری کنه

...اینجوری یاد میگیری

.جایی که میرینی غذا نخوری

.افسر لویا - .فرماندار -

.خوب به نظر میای

.کارت با هواپیماهای بی‌سرنشین خوب بود

بریم سراغ کارمون؟

.حتماً

من چیزیز بیشتر ازچندتا هواپیماهای بی‌سرنشین داغون

.برای برگشتن سرکار میخوام

.همین الان 20کیلو انفجار تحویلت دادم

و بهم میگی که کافی نیست؟

،این اطلاعات رو از هرکسی که میگیری

.امن نیست

.شاید وقتشه که فراموشش کنی

.یه چیز دیگه پیدا کنی

.چیز دیگه‌ای نیست

،وقتی دوماه پیش باهام تماس گرفتی

.فکر میکردم ایده‌ی احمقانه‌ایه

چی؟

برای کمک به فرماندار مکزیک برای نابود کردن بارکو؟

.برای همن من انتخاب شدم

.میخوای بوز جیمنز از سر راهت بره کنار

میدونی، مردمی توی کشورم هستن

.که به لیاقتِ من شک دارن

اون‌ها کسایی هستن که فکر میکنم یه خانم

.حق نداره پا جای پای همسرش بذاره

،تو بوز رو تحویل مافوق‌هات دادی

،و به مقام قبلیت برمیگردی

.و میزان رضایت از من زیاد میشه

.برای هردوتامون خوبه

برای چی تصمیم گزفتی بیای سراغ من، کمیلا؟

.یه ریسک بود

.هیچ سودی بدون ریسک به وجود نمیاد

...و به جز این حقیقت که

،ما دشمن بودیم

.فکر میکنم آدم شریفی هستی، آلنزو

.فقط روی اینکه واقع‌گرا هم باشی قمار کردم

هنوز درمورد توافقمون به کورتس چیزی نگفتی؟

میدونه که اطلاعات رو به یه نفر

،توی اداره مبارزه با مواد مخدر درز میدم

.و فقط همینقدر لازمه بدونه

...حالا

...به سلامتی تو

.و پس گرفتن نشانت

.به سلامتی فرماندار وارگس

.به سلامتی

خب، درمورد بوز

...و کلمبیایی‌ها

.بهتره موضوع خوبی باشه، کابرون

.یه قضاوت خیلی جدی دارم که بکنم

فکر میکردم نمتیشی که اسپانسریش رو میکنی .هفته‌ی دیگه‌ست

.همینطوره. امشب برنده رو انتخاب میکنم

.کار مهمی داریم که درموردش حرف بزنیم، دوست من

.به کمیلا بگو باید صبر کنه

.دلیلی نداره فرماندار رو درگیر کنیم

.این کار بین من و توئه

.بین ما مردها

.خوبه

.فهمیدم .بعداً حرف میزنیم

.متوجه نمیشم، متأسفم

یکی رو انتخاب کنم؟

.ممنون

.ممنون

ترسا؟ کجایی؟

.یکم وقت برای خودم میگذرونم

ولی فقط به این خاطر که من تنهام .دلیل نمیشه که تو هم تنها باشی

داری همون چیزی رو میگی که من فکر میکنم؟

.از وقت آزادت استفاده کن، پوته

به زودی میبینمت، باشه؟

.خدافظ

.بیا از کولیکان بریم. هرجایی باشه میام

.میخوای بری. هرجایی توی دنیا

.گوشه‌گیر

انتظار چی رو داشتی؟

.این بهایی‌ـه که باید پرداخت کنی

.ولی این جلوی دشنات رو نمیگیره که نیان سراغت

!برو توی ماشین! حالا

!ترسا! حالا

!برو پایین

:.: Dark.AngeL ، مترجم: شقایـق :.:

«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »» WwW.TakMovie.Co

تلگرام: Dark_AngeL illusion_sub

22/June/2018

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.