All language subtitles for Hells.Kitchen.US.S24E14.Whos.the.Boss.1080p.DSNP.WEB-DL.DDP5.1.H.264-RAWR

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM

راوی: در قسمت‌های قبل

"آشپزخانه جهنمی: نبرد ایالت‌ها"

می‌خوام عکس غذاهاتون رو برای ۱۰۰ میلیون فالوورم پست کنم

راوی: اولین گروهِ تماماً زنِ سرآشپزهای روپوش مشکی

در چالشی شرکت کردن که خلاقیت‌شون رو به امتحان می‌کشید

و همین‌طور نحوه‌ی تزیین غذاشون رو

اصلاً استرس نداشته باشین

فقط چند صد میلیون نفر قراره غذات رو ببینن

راوی: شف رمزی و داور مهمان

کن اورینجر امتیاز بالایی به جِیدا از فلوریدا داد برای

استیک ریب‌آی با پوسته‌ی نمک و فلفلش

من به این ۱۰ می‌دم

من یه ۹ محکم بهش می‌دم

ممنونم

راوی: اما لیزا از کالیفرنیا

حسابی جِیدا رو به چالش کشید

واقعاً معرکه‌ست

باید بگم ۱۰، شف

برای من یه ۹ خیلی قویه

بله، شف

راوی: با مساوی شدن امتیازها، فالوورهای

فضای مجازیِ شف رمزی حرف آخر رو زدن

برنده لیزاست

کالیفرنیا

راوی: موقع سرو شام

سیدنی، اسکالوپ‌ها رو میاری؟

نه، برای اسکالوپ‌ها حداقل ۴۵ ثانیه وقت لازم دارم

راوی: سیدنی از کارولینای شمالی

توی ایستگاه ماهی بدجوری زیر فشار بود

هو، هو، هو

راوی: و عملکردِ آنایا از دِلاوِر

در ایستگاه گوشت

این که خامه! بجنب

الان دیگه پوستم کنده شده

راوی: باعث شد شف رمزی بپرسه:

دارید از هم می‌پاشید؟

راوی: سرآشپزها کاندید کردن

آنایا رو. راوی: و

من رو، شف. سیدنی هول می‌کنه

تابه پرت می‌کنه

راوی: شف رمزی تصمیم گرفت با آنایا

خداحافظی کنه

راوی: و به رویای سرآشپز شدنش پایان داد

در رستوران آشپزخانه جهنمیِ هتل فاکس‌وودز

در مشانتکتِ کنتیکت

و حالا ادامه‌ی "آشپزخانه جهنمی"

کارت عالی بود. ممنون شف

شب بخیر. شب بخیر شف

امشب آنایا حذف شد

همون سلیطه‌ای که می‌خواست بگه من ضعیف‌ترینم

خب، حدس بزن کی هنوز اینجاست؟ من

از عصبانیت دارم می‌لرزم

آخه اگه می‌خوای من رو کاندید حذف کنی

حداقل چیزی بگو که واقعاً اتفاق افتاده باشه

سیدنی خیلی شاکیه، داره قیافه میاد

ولی باید همین امشب بیخیالِ این قضایا بشه

این دخترا باید حواس‌شون رو جمع کنن

و تمرکزشون رو بذارن روی خودشون

دلیلی که گفتم تابه پرت می‌کنه

این بود که وقتی تو هچل افتاده بودی

و به قول خودت ما همه‌مون داشتیم

با دادنِ سفارش‌ها بهت حمله می‌کردیم

دیدم که تابه‌هات رو به جلو هل دادی و پرت کردی

به نظرم این حرفا چرندِ محضه‌

خداییش، من ندیدم سیدنی تابه‌ای پرت کنه

من هیچ‌وقت ندیدم سیدنی تابه پرت کنه

جوریه که انگار شف هم همین‌طور برداشت می‌کنه

که من تابه پرت کردم، چون تو گفتی تابه پرت می‌کنه

من نمی‌خواستم تابه‌هام رو این‌ور اون‌ور پرت کنم

می‌دونم، ولی مجبور بودم سریع حرکت کنم

می‌دونم، برای همین بود که داشتی

و آره، کلافه شده بودم

دقیقاً همون موقعی که شف صدام کرد

اصلاً نمی‌دونستم چه غلطی باید بگم

اجازه هست بیایم تو؟ آره

آره، الان اوکی‌ایم

آره، خوبیم. هنوز هستیم

عالیه. چهار نفر نهایی

ایول دخترا

راوی: امروز صبح، سرآشپزها

به بازاری در میستیکِ کنتیکت منتقل شدن

جایی که سو-شف‌هاشون به استقبال‌شون اومدن

میشل و جیمز

صبح بخیر سرآشپزها. سلام سرآشپزها

تا چند لحظه دیگه، می‌رید برای خرید مواد اولیه

هر ماده اولیه‌ای که بخواید می‌تونید بخرید

برای هر غذایی که دوست دارید درست کنید

اما برای خرید فقط ۱۰ دقیقه وقت دارید

و فقط ۲۵ دلار پول

من هیچ‌وقت خریدم رو

توی ۱۰ دقیقه انجام ندادم

آخه با ۲۵ دلار چی می‌تونم بخرم؟

پس از وقت و پولتون هوشمندانه استفاده کنید

زمان‌تون از همین الان شروع شد

یالا. من از این طرف می‌رم

دنبال بقیه‌تون نمیام

من راه نمی‌رم، می‌دوم

گوشت کجاست؟

غذایی که امروز واقعاً دلم می‌خواد درست کنم

استیک ریب‌آی با اسفناجِ خامه‌ایه

پنیر بز و یه تخم‌مرغ آب‌پز روش، همراه با کره چیلی

اینا چندن؟ ۱۰ دلار؟

به نظرم خیلی معرکه می‌شه

اگه بتونم استیک و مخلفاتش رو با کمتر از ۲۵ دلار دربیارم

گوشت خوک بی‌استخوان دارین؟

چون اهل کارولینای شمالی هستم

ما زیاد شیشلیک خوکِ سرخ‌شده با بیکن می‌خوریم

خیلی ممنونم

خیلی هیجان‌زده‌ام که نماینده‌ی ایالت کارولینای شمالی‌ام

اوه

با شیشلیک‌های خوکی که درست می‌کنم

این ارزون‌ترین میگوئه، درسته؟

بله

می‌شه مثلاً شش تا از این میگوها بردارم؟

وقتی مدرسه آشپزی بودم

یه مدل میگو با بلغور ذرت درست می‌کردم

و این‌قدر قبلاً درستش کردم

که به این غذا خیلی اعتماد دارم

روز خوبی داشته باشین. ممنون

صبح بخیر مشتری‌های روپوش مشکی

فقط ۵ دقیقه دیگه زمان دارید

ایده‌ی پشتِ این غذای من

کلاً همون مرغ و سیب‌زمینی کلاسیکه

عالیه. عالی، عالی، عالی

حس می‌کنم یه غذای خیلی خونگیه

ولی اینجا، سعی می‌کنم سطحش رو ببرم بالاتر

یه جعبه بلغور ذرت هم اینجا نمی‌بینم

فقط یه تیکه پولنتا می‌بینم

خیلی خب، ندارنش

فقط این پولنتای نیم‌پز رو دارن

باید با همین موادی که دارم یه کاریش بکنم

یالا خانوما، عجله کنید، بدویید

شنیدم. ۳.۹۹ دلار

هر کدوم ۴.۹۹؟ پاک عقل‌تون رو از دست دادین

نمی‌دونم پولم به این می‌رسه یا نه

همه‌چی خیلی گرونه

اه. کدوم؟ کدوم؟ کدوم؟

پیازچه. سس ورچستر

خیلی معذرت می‌خوام

خیلی خب، بریم پای صندوق

وای خدای من. باشه

کلاً ۲۵ دلار براتون آوردم. بسیار خب

عالیه

کلاً می‌شه ۲۴ دلار و ۴۲ سنت

خوبه

یالا خانوما. چهار نفر نهایی

سو-شف‌هاتون لطف کردن

و سبدهای مواد اولیه‌تون رو آوردن

یه چیزی هست که شف میشل

امروز صبح بهتون نگفت

و اون هم اینه که

برای کی داشتید خرید می‌کردید

وای خدای من. صبر کن ببینم، چی؟

اِلی؟ بله شف

مواد اولیه‌ای که بهت می‌رسه، به لطفِ

لیزاست

راستش خیلی شاکیم

حس می‌کنم دارم غذایِ برنده رو دودستی می‌دم به اِلی

میگو و بلغور ذرت خیلی ساده‌ن

ولی راحت می‌شه سطح‌شون رو بالا برد

لیزا، مواد اولیه‌ی تو

به لطفِ جِیداست

ای بابا. جِیدا

اوه‌، شف

کسی که برای تو خرید کرده

سیدنیه

که یعنی سیدنی... نوبت توئه، سید

ممنونم اِلی

جعبه‌ی مواد اولیه‌ی تو هم به لطفِ اِلیه

همه‌مون می‌دونیم یه سرآشپز عالی باید بتونه خودش رو وفق بده

بله شف

دقیقه وقت دارید یه غذای خیره‌کننده درست کنید ۴۵

زمان‌تون از الان شروع شد. یالا

لعنتی، جِیدا

دقیقاً می‌دونستم می‌خوام چیکار کنم

معلومه که حالم گرفته شده

ولی مامانم همیشه "جوجه فریکاسه" درست می‌کرد

و من با مرغ و سیب‌زمینی خیلی راحتم

واسه همین حس می‌کنم این غذا معرفِ منه

پولنتای نیم‌پز؟ فقط همین رو داشتن

لیزا

دختر، آخه چرا پولنتای نیم‌پز گرفتی؟

مخم از کار افتاد. فقط ۵ تا میگو؟

اون لعنتی رو هم بزن

خانوما، کمتر از ۳۰ دقیقه وقت دارید

بله شف

چرا این‌قدر دپِرسی سیدنی؟

نمی‌دونم چه‌جوری باید همه‌ی اینا رو با هم جور کنم

می‌تونم یه کم پیاز کبابی درست کنم

هلندیز... سس هلندیزِ هالوپینو

سس هلندیز هالوپینو با اسفناج خامه‌ای و پنیر بز؟

آره، فکر کنم همین بشه شف

پنیر بز، اسفناج خامه‌ای با رازیانه

توی سسِ براق چیه؟

سرکه سیب، آب‌پرتقال و شکر قهوه‌ای

من عمراً شیشلیک خوک انتخاب نمی‌کردم

یه کم خسته‌کننده‌ست، واسه همین می‌خوام

یه پوسته‌ی ادویه‌ایِ خیلی عالی براش درست کنم

می‌ذارمش توی طبقه‌ی وسط فر

دقیقه مونده خانوما. بله شف ۱۹

بله شف

می‌خوای درسته سروِش کنی یا برشش بزنی؟

درسته، شف

ولی راستش، فقط برای بابام استیک تی-بون درست کردم

اونم آدم ساده‌پسندیه، واسه همین هیچ‌وقت

توی عمرم یه تی-بونِ باکلاس درست نکردم

نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم و

به نحوه‌ی پختنِ این استیک پورتِرهوس توسط سیدنی نگاه نکنم

قطعاً قراره زیادی بپزتش

اگه بخواد دو طرفش رو هم‌زمان

روی اون استخون بپزه

دقیقه‌ی آخر، درسته؟ ۵

بله شف

چیزی رو جا نندازید

حواس‌تون باشه همه‌ی مواد رو توی بشقاب بذارید، باشه؟

بله شف

این مدلی نیست که من همیشه آشپزی می‌کنم

ثانیه. بله شف ۳۰

اصلاً عادت ندارم بدون هیچ نقشه‌ای کار کنم

راستش فکر نکنم افتضاح شده باشه

جوجه فریکاسه

خوشگلش کنید خانوما

۱۰، ۹، ۸، ۷... درست پشت سرتم شف

۴ ۶، ۵،

۳ یالا جِیدا.

بدو جِیدا، بدو

۱

یه داور مهمانِ خیلی خیلی ویژه داریم

در واقع، اون نابغه‌ی پشتِ رستورانِ "دختر و بز"

امکان نداره! و همین‌طور "اردک اردک بز" هستش

وای خدای من

لطفاً به استفانی ایزارد خوش‌آمد بگید

سلام سرآشپزها

شف استفانی ایزارد واقعاً

سلام

خیلی ممنون که اینجا هستین

ممنون که من رو دعوت کردین. همه‌تون عالی به نظر میاید

یه سرآشپز زنِ همه‌چی‌تموم و کله‌شق

اول از همه می‌خوام بگم که با اومدن به اینجا و دیدنِ

این چهار تا زنِ باقی‌مونده، این دقیقاً همون الهام‌بخشی‌ایه که

زن‌های جوانِ این حرفه بهش نیاز دارن

پس ایول به همه‌تون. ممنون

خیلی افتخار می‌کنم. خیلی هیجان‌زده‌ام

و نمی‌تونم برای خوردن غذاتون صبر کنم

خوبه. حالا گوش کنید

تا چند لحظه دیگه، صداتون می‌کنم که غذاتون رو بیارید

بعد از اینکه شف استفانی اون رو چشید

روی صندلی مخصوص می‌شینید

بعدش غذای بعدی میاد

اگه شف استفانی فکر کنه اون غذا از مالِ شما بهتره

تخت و تاجت رو ازت می‌گیرن

بله شف

آشپزی که آخرین نفر روی اون صندلی بشینه

برنده چالش امروزه

بیاین با "جیدا" شروع کنیم

بیا جلو لطفا. بله شف

واقعاً استرس دارم

اولین بشقابی که قراره قضاوت بشه مال منه

پس باید سه نفر دیگه رو ببرم

خب، یه استیک خوک بی‌استخوان با لعاب پرتقال داریم

به همراه لایه ترد گشنیز و هل

و همینطور پوره مارچوبه

و چند تا ساقه مارچوبه

و در کنارش ترشی گلابی

لایه بیرونی‌اش خیلی سبک مدیترانه‌ایه

با الهام از اون، جایی که بافت غذا رو حفظ کردی

و خیلی زیاد خوردش نکردی

تقریباً عالی پخته شده

فقط یه ذره متمایل به خشکیه

ولی خیلی تازه و سبکه

آره، ممنون

برای یه استیک خوک، خوبه

لطفاً برو روی اون صندلی بشین

ممنون جیدا

نفر بعدی از نوادا، "اِلی". یالا

بله شف. حسم عالیه

فکر کنم طعم‌های غذام دارن با آدم حرف می‌زنن

بی‌صبرانه منتظرم شف استفانی و شف رمزی این رو تست کنن

یه نسخه ارتقا یافته از میگو و بلغور ذرت درست کردم

که شامل کیک پولنتای سرخ شده‌ست

میگوی برشته و یه مقدار

ترشی پیازچه فوری روی اون

کیک پولنتا از قبل به شکل کیک بود؟

به شکل یه رول پولنتای آماده بود

که بعداً بهش سیر، شالوت

خامه، کره و پیازچه اضافه کردم

آره، منظورم اینه که حس می‌کنم این یه جور

می‌تونه یه ماده غذایی گول‌زننده باشه... آره

وقتی یه چیز نیمه‌آماده بهت میدن

که از قبل پخته شده

کلی طعم‌های عالی داره

تندی‌اش به اندازه است و دل رو نمی‌زنه

ظاهرش رو هم خیلی شیک درآوردی

میگو و بلغور ذرت به صورت سنتی

ظاهر خیلی ساده‌تری داره ولی این خیلی باکلاسه

ممنون شف

شف، تصمیم سخت اینه که بشقاب اِلی

می‌تونه روی دست بشقاب جیدا بلند شه؟

فکر کنم باید متمایل بشم به

شف، تصمیم بزرگ

اینه که آیا بشقاب اِلی می‌تونه جای بشقاب جیدا رو بگیره؟

فکر کنم باید برم سمت میگوهای اِلی

واو، ممنون شف

اِلی، برو روی تخت بشین

جیدا، بفرما عزیزم (بلند شو)

ممنون جیدا

بشقب من واقعاً قویه

حس می‌کنم شاید یه مدتی اینجا بشینم

از کارولینای شمالی، "سیدنی". لطفاً بیا جلو

یالا سیدنی

سیدنی داره استیک پورتِرهوس من رو میاره

و فکر می‌کنم زیادی پخته شده

اصلاً اونی نشد که تو خیالم بود

امروز، یه استیک پورترهوس سرخ شده دارم

اسفناج خامه‌ای با پنیر بز و رازیانه

و سس هلندیز هالوپینو

و فکر کنم خیلی خوب چاشنی خورده

و لایه بیرونی‌اش خیلی خوب ترد شده

یه ذره زیادی پخته شده

چون هم فیله داری و هم راسته

پس... کار سختیه

درست کردنش سخته. ولی از پوره‌ها خوشم اومد

خوبه

شف، بشقاب سیدنی قراره اِلی رو از تخت پایین بکشه؟

فکر کنم فقط به خاطر پخت استیک

و یه مقدار هم چاشنی‌اش

اِلی رو روی تخت نگه می‌داریم

ممنون شف. واو، سیدنی کارت خوب بود

آشنایی با شما برام افتخاره، شف

منم از دیدنت خیلی خوشحالم

از موهات هم خوشم میاد. مرسی

یه بشقاب دیگه مونده. "لیزا" بیا

وقتی مرغ و سیب‌زمینی و هویج رو دیدم

بلافاصله یاد مامانم افتادم. اون اهل کوباست

همیشه خوراک مرغ "فریکاسی" درست می‌کرد

توش آویشن داره

یه کم رزماری هم ریختم

و معمولاً با پیاز ترشی درست می‌کردیم

ولی من ترشی چغندر درست کردم. ظاهرش زیباست

واقعاً ظاهر زیبایی داره

مرغ به زیبایی پخته شده

اوه

خوشم اومد که پوستش رو نکندی

چون واقعاً کمک می‌کنه رطوبتش حفظ بشه

رطوبتش رو نگه داره

و وقتی شروع می‌کنی به خوردن

خود سس کلی طعم‌های مختلف داره

من همیشه میگم وقتی یه لقمه از غذا رو می‌خوری

باید تمام دهنت از طعمش لذت ببره

و این مرغ تمام دهن من رو خوشحال می‌کنه

اوه، واقعاً عالیه

موافقم

شف، تصمیم بزرگ اینه که آیا بشقاب لیزا

تخت رو می‌گیره و اِلی رو میندازه بیرون

یا اِلی قهرمان باقی می‌مونه؟

تصمیم سختیه، می‌دونم

فکر کنم

من هنوز... روی همون میگوها می‌مونم

واو

واو، دمت گرم اِلی

ایول اِلی

این فقط ثابت می‌کنه که لازم نیست

توی تک‌تک چالش‌ها بی‌نقص باشی

تا به عنوان یه رقیب واقعی دیده بشی

حس فوق‌العاده‌ای داره

لیزا، ممنون بابت اون سبد

می‌دونستم می‌ترکونی

شف، مثل همیشه نظراتتون عالی بود

ممنون، واقعاً ممنون

بشقب‌های همه‌تون فوق‌العاده بود

خیلی ممنون شف. موفق باشید سرآشپزها

خداحافظ. ممنون شف

استفانی ایزارد شگفت‌انگیز. واو

اِلی؟ بله شف

قراره بری یه خرید حسابی و باورنکردنی

اوه خدای من... اوه

توی بهشتِ واقعیِ شکموها

فروشگاه "کیچ" در اولد میستیک. وای خدای من

یه کارت هدیه ۱۰۰۰ دلاری داری

ولی بیخیال

خرید کردن با یه نفر دیگه بیشتر خوش می‌گذره، مگه نه؟

واسه همین یه کارت هدیه ۱۰۰۰ دلاری دوم هم دارم

باید سید رو با خودم ببرم. سیدنی

اوه، مرسی. فوق‌العاده‌ست

لیزا، متاسفم. مشکلی نیست

اِلی، سیدنی، بیاین جلو و کارت‌های هدیه ۱۰۰۰ دلاری‌تون رو بگیرین

وای خدای من، اون واقعاً من رو انتخاب کرد

برای هر کدوم یکی. ممنون

تو کل زندگیم هیچ‌وقت ۱۰۰۰ دلار رو یکجا خرج نکردم

سیدنی، اِلی، تموم نشده

قراره مهمون بشین

به یه سفره دریایی مجلل و باورنکردنی

توی رستوران فوق‌العاده "اس اند پی اویستر بار"

اوه

شف میشل هم بهتون ملحق میشه

ایول! درسته

اِلی و سیدنی، بزنین به چاک

خریدتون منتظرتونه

بله شف. ممنون شف

خوش بگذره بچه‌ها. ممنون شف

وای خدای من، ممنون

جیدا و لیزا، گوش کنین

ده‌ها تا سینی فر داریم که باید سابیده بشن

خب؟

بله شف

قفسه‌های چرخ‌دار

اوه

توی این چند هفته اخیر

کلی چربی و گرد و خاک روشون نشسته

و تنها راه پاک کردن این چربی‌ها

اینه که حسابی مایه بذارین و بسابین، درسته؟

بله شف

خانوم‌ها، تنبیه چربتون به زودی شروع میشه

بله شف

چه حیف

آره، این‌ها قطعاً روزهای بهتری رو هم به خودشون دیدن

آره، منم روزهای بهتری داشتم

اوه، نه

آره، آره، آره. فعلاً

بزنین به چاک، بزنین به چاک

حس می‌کنم شخصیت درونی‌ام مثل

یه مادر عصبانیِ ایتالیاییِ اهل جرسیه

برو دیگ و قابلمه‌هات رو بیار. دیگ و قابلمه‌هات رو

وقتی یه ذره عصبانی میشم

دلم می‌خواد بگم از جلو چشمم خفه شو، اوکی؟

به مامانت سلام برسون، باشه؟

آره، آره، آره

هی بچه‌ها، سلام

سلام! به "کیچ" خوش اومدین

وای خدای من

حتی نمی‌دونم از کجا شروع کنم

من آدم صرفه‌جویی هستم

اصلاً دوست ندارم پولم رو خرج کنم

من اهل پس‌اندازم

سید، ۱۰۰۰ دلار داریم. می‌دونم

حتی به خودمان زحمت نمیدیم

که به برچسب قیمت‌ها نگاه کنیم

واو، چقدر سبکه

یکی از اینا می‌خوام

من فقط یه صافی "هاثورن" می‌خوام

لعنتی، خیلی سنگینه

فکر کنم داشتن یه ترازو خیلی باحال باشه

این مال منه. رنگ سفیدش رو برمی‌دارم

اولین قابلمه چدنی‌ام رو خریدم

خیلی خوشحالم. چقدر قشنگه

دارم یه تابه وک می‌خرم. بخرش

بذارش تو کیسه. می‌برمت خونه

می‌تونی بنویسی به حساب شف رمزی

آره

رفیق، من فقط دارم روی رسیدن به فینال تمرکز می‌کنم

چیزی نمونده دختر

از اول بهت گفتم که تهش من و تو می‌مونیم

می‌دونم، گفتی

من خیلی برای لیزا احترام قائلم

فکر کنم از روز اول عملکردمون اونقدر ثابت بوده

که غیرقابل انکاره

که من و اون توی فینال خواهیم بود

درسته

دو تا از کله‌گنده‌ترین‌های هلز کیچن دارن قابلمه می‌سابن

اوه، واو. زیباست

سلام سرآشپزها

سلام شف. سلام دخترا

چطورین؟ شف میشل واقعاً کاردرسته

خیلی براش احترام قائلم

اوه، خیلی خوشحالم که اینجا پیش شمام، شف

اون واقعاً یکی از الگوهای منه

خب شف، توی این مرحله از بازی

توی این مرحله "چهار نفر برتر"، چه توصیه‌ای دارین؟

به خودتون و تجربه‌تون وفادار بمونین

و مطمئن بشین که این رو توی غذاتون نشون میدین

همینطور. هر دو: آره

اولین جایگاه شغلی من به عنوان سرآشپز

توی یه رستوران ایتالیایی شیک بود

و چون خودم ایتالیایی هستم، کلی

تکنیک‌های عالی یاد گرفتم. ام-هم

عاشق تک‌تک ثانیه‌های اینجام

و تا رسیدن به این مرحله

کاملاً تصور می‌کردم که خودم رو

توی این موقعیت ببینم

این بدجوری بهم انگیزه میده

که امشب واقعاً برم اونجا

توی سرویس شام و همه‌چی رو بترکونم

وقتی بچه بودم، می‌دونی، من و بابام

از روی ناچاری شکار می‌کردیم

می‌دونی، پول زیادی نداشتیم

و اینکه بتونیم گوشت سر سفره بیاریم

چون براش شکار می‌کردیم

خب، منظورم اینه که خیلی توی پول صرفه‌جویی می‌شد

رویای نهایی من اینه که یه مزرعه کوچیک داشته باشم

و بعد فقط از موادی استفاده کنم

که توی مزرعه خودم تولید شدن توی رستورانم

درسته. آره، عالیه

راوی: بعد از یک روز خرید برای بعضی‌ها

و یک روز نظافت برای بقیه، چهار نفر نهایی

به آشپزخونه برگشتن تا آماده بشن

برای سرویس شام حساسِ امشب

خب، مارینو لطفاً درهای هلز کیچن رو باز کن

- فوراً. یالا بریم

راوی: سرویس شام امشب

از ماه‌ها قبل رزرو شده و مشتری‌ها مشتاق حضور در اینجا هستن

برای سرویسی که شامل حضور چهار نفر نهاییِ

شف رمزی هست که نماینده کالیفرنیا

کارولینای شمالی، فلوریدا و نوادا هستن

یه چیز رو یادتون نره

شما بی‌دلیل اینجا نیستید. بله سرآشپز

تا اینجا اومدید چون تلاش کردید

چون از خیلی چیزا گذشتید. مفهومه؟

بله سرآشپز

راوی: علاوه بر پختِ بی‌نقصِ

منوی معروف شف رمزی، هر کدومشون

نوبتی آشپزخونه رو رهبری می‌کنن

شف رمزی دقتشون به جزئیات رو امتحان می‌کنه

و با تیمش هم همکاری می‌کنه تا اونا رو بسنجه

و گاهی هم توی نوبتِ هر کدومشون

در بخشِ تحویل کارشکنی می‌کنه؛ شروع می‌کنیم با

خیلی خب، جِیدا. بله سرآشپز

دورچین رو بده به جیمز، لطفا

بله سرآشپز. و بیا پیش من روی میزِ گرم

یالا. بله سرآشپز

دو تا کاربونارا، دو تا ریزوتو، درسته؟

بله سرآشپز. تو آخرین سد دفاعی هستی

همه چیز رو چک کن. بله سرآشپز

ممنون. حله؟

سیدنی، چقدر دیگه، دو تا کاربونارا؟

یک دقیقه و ۳۰ ثانیه، سرآشپز

شنیدم

لیسا، وضع لابسترها چطوره؟

الان ردیفه سرآشپز. شنیدم

من توی شهر خودم به فرماندهیِ یه اکیپ مرد عادت دارم

واسه همین همیشه باید صدام توی آشپزخونه رسا باشه

چون ممکنه به راحتی بین بقیه صداها گم بشه

ریزوتو اینجاست. ریزوتو حاضره

کاربونارا و دو تا دمِ لابستر می‌خوام

حله، کاربونارا، دو تا لابستر

راوی: برای اولین امتحانِ جِیدا

شف رمزی پاستای فتوچینیِ

کاربونارای ترافل رو با پاپاردله عوض کرده

انبر لطفا

حله، دو دقیقه دیگه. دو تا اسکالپ

یالا. انبر

بدو. ممنون سرآشپز

سیدنی، این پاستا اشتباهه

من پاستای درست رو برای این می‌خوام

فتوچینی می‌خوام، لطفا

حله. فتوچینی

من... آخه این چه...؟

مطمئنم فتوچینی ریختم تو اون کاربونارا

من این کار رو نکردم

اوه خدای من. امروز دارن موش می‌دُوُونن

آفرین. ممنون سرآشپز

عالیه. بفرستش بخش تحویل

جان، ببرش لطفا

چطوره؟ خیلی خوبه

خوشمزه‌ست

سرآشپز جِیدا؟ بله سرآشپز

یه فیش برات دارم. ممنون قربان

برای میز چهار نفره‌ست

راوی: شاید جِیدا متوجه نباشه

ولی کارشکنیِ بعدی توی دستاشه؛

فیشی که یه غذای اصلیِ اضافه توشه

یک، دو، سه، چهار، پنج

ببخشید مارینو

این میز چهار نفر مهمون داره

ولی پنج تا غذای اصلی سفارش داده شده. اوکی

باشه، می‌رم چک می‌کنم. متاسفم سرآشپز

باریکلا

هوی، حواستو جمع کن، لطفاً

بله سرآشپز. بیدار شو دیگه، باشه؟ یالا

می‌دونم اون ایتالیاییِ زیرآب‌زن

قصد داشت منو بپیچونه

ممنون مارینو. خواهش می‌کنم، حالا میز چهار نفره

بیخیال مارینو، باید بیشتر از اینا

تلاش کنی تا مچم رو بگیری. سرآشپز، دو تا سزار

اون سزارها رو چک کن. ممنون. دو تا سزار

پشت سری داغه، اسکالپ‌ها

تخم‌مرغ. تخم‌مرغ می‌خوام

ممنون سرآشپز

پنج تا اسکالپ، پنج تا لکه سسِ خوشگل، سریع

بله سرآشپز

راوی: برای امتحانِ سوم جِیدا

شف رمزی پورهِ مخصوص اسکالپ رو

از ذرت به چغندر طلایی تغییر داده

سرآشپز، این پوره ذرت نیست. باریکلا

آره، چغندر طلاییه. خوب متوجه شدی

سریع پنج تا لکه بذار. یالا

بله سرآشپز

بجنبید بچه‌ها. بله سرآشپز

بله سرآشپز. ببرش برای سرو

جِیدا، واقعاً خوب بود

همینطوری ادامه بده

سرآشپزا، داره میاد: دو تا کاربونارا، دو تا ریزوتو

شنیدم

پنج دقیقه و نیم

پنج و نیم. دو تا کاربونارا، دو تا ریزوتو

من سه دقیقه دیگه دو تا لابستر رو می‌دم

لیسا داره الان توی پیش‌غذاها گند می‌زنه به اعصابم

اونقدرها هم طول نکشیده، ولی باشه

زمان‌بندیش افتضاحه و سعی می‌کنه بخش پیش‌غذا رو مدیریت کنه

در حالی که اصلاً وظیفه‌ش نیست

اون باید فقط دستورات رو اجرا کنه

میشه این دو تا لابستر رو ببرید لطفا؟

لابسترها دارن می‌رن، شنیدم

دو دقیقه دیگه، دو تا لابستر، دو تا کاربونارا

خب؟

من همین الان لابسترها رو فرستادم

لعنتی... نه بابا

می‌دونی چی لازم داری تا بتونی لابستر رو

بذاری روی ریزوتوی لابستر؟

به ریزوتو نیاز داری که هنوز

دو دقیقه دیگه زمان می‌خواد تا حاضر بشه

بقیه پیش‌غذاهای من کجاست، لطفاً؟

سیدنی، ریزوتوی من چی شد؟

راوی: ۳۰ دقیقه از شروع سرو شام گذشته

همین الان لابسترها رو فرستادم. لعنتی، نه

راوی: و تحویلِ نابهنگامِ دمِ لابستر توسط لیسا

باعث شده سیدنی برای جبرانِ عقب‌موندگی به تقلا بیفته

ریزوتوی من کجاست؟ ریزوتو، یک دقیقه دیگه

یالا سیدنی، تمرکز کن

لیسا، داری چه غلطی می‌کنی؟

لیسا، تو دقیقاً یک دقیقه زودتر از

زمانِ واقعیِ ما داری غذا رو می‌فرستی

تو مسئول پیش‌غذا نیستی، مسئول ماهی هستی

از رئیس اطاعت کن

یالا سیدنی. همین الان، سرآشپز

کاربونارا. کاربونارا

جان، لطفا. ببرش

ممنون. نوش جان

کارت خوب بود. باریکلا. ممنون سرآشپز

خب، سیدنی، یالا

منتظر لحظه‌ای بودم که

جای شف رمزی باشم و مهارت‌های رهبریمو بهش نشون بدم

پس الان دو تا سالمون می‌فرستیم

دو تا استیک نیویورک... بله سرآشپز

بعد از اون، دو تا ماهی هالیبوت و مرغ

می‌تونی الان پختشونو شروع کنی. شنیدم

الان من رئیسِ این خراب‌شده‌ام

الان می‌خوام با داد و بیداد حسابی باهاشون هماهنگ بشم

پختِ دو تا هالیبوت و دو تا استیک رو شروع کنید

پشت سری داغه، داغه. دو تا هالیبوت، دو تا استیک؟

صبر کن، نه، دو تا هالیبوت، دو تا مرغ

ببخشید. اوه، من فکر کردم... باشه

پختِ دو تا هالیبوت، دو تا مرغ. دو تا هالیبوت

دو تا استیکه یا دو تا مرغ؟

دو تا هالیبوت، دو تا مرغ، سرآشپز

دو تا هالیبوت، دو تا مرغ، شنیدم

چقدر دیگه برای دو تا هالیبوت و دو تا مرغ؟

پنج دقیقه. پنج دقیقه

پنج دقیقه. شنیدم

سالمون اونجاست. یالا

علاوه بر اون، سالاد هم داری. بجنب

راوی: برای اولین کارشکنی در کارِ سیدنی

شف رمزی قزل‌آلای دریایی رو جایگزین سالمون کرده

صورتیه. آره، صورتیه

خیلی خب

به من نگاه کن

صورتی هست ولی سالمون نیست

قزل‌آلای دریاییه

اوه، لعنتی. آره

قزل‌آلای دریایی؟

دارم خودمو لعنت می‌کنم

فقط می‌خوام بگم که تا حالا هیچ‌وقت

قزل‌آلایی رو این شکلی ندیده بودم

حداقل شبیه قزل‌آلاهایی نیست که

توی کارولینای شمالی داریم

چقدر دیگه برای ریزوتو و کاربونارا؟

ثانیه ۱۵

مارینو، میز شش نفره داره آماده میشه

دو تا تابه داغ. آره

شنیدم. شماره یک و دو

یالا. اول ریزوتو. اگه بمونه سفت و بدمزه میشه

راوی: برای امتحانِ دوم سیدنی

شف رمزی نخودفرنگی‌های

کاربونارای ترافل رو با ادامامه عوض کرده

یالا بچه‌ها

بله سرآشپز. شنیدم

جِیدا! چی شده؟

توی کاربونارای من "ادامامه" ریخته شده

شنیدم سرآشپز. متاسفم سرآشپز

خوب مچشو گرفتی. یالا

به من نگاه کن. باریکلا

ممنون سرآشپز. یک بر صفر به نفع من

الان مساوی شدیم

شف جیمز، من این کره رو ذوب‌شده می‌خوام

قبل از اینکه بیاد بخشِ تحویل

ماهی هالیبوت چقدر دیگه؟

الان حاضره سرآشپز. شنیدم

دقیقاً پشت سریت داغه

بذارش اینجا لطفا. خوبه

عالیه. داغه، داغه

اونا داغن. ممنون

تو هالیبوت رو تزیین کن

راوی: برای آخرین کارشکنی در کارِ سیدنی

ماهیِ "سی‌بَس شیلیایی" جایگزین هالیبوت شده

سرآشپز، فکر نکنم این هالیبوت باشه

فکر کنم یه ماهیِ دیگه‌ست

به من نگاه کن. خوب مچشو گرفتی

این سی‌بس شیلیاییه. آفرین

سی‌بس. اوکی، بله سرآشپز

این بار مچشو گرفتم

من با این وضعیتِ عجیبِ ماهی‌هاتون شوخی ندارم

کارت عالی بود. واقعاً عالی بود

ممنون سرآشپز

خیلی خوب! فوق‌العاده‌ست

خیلی خوبه. چشمت به همه چیز باشه

همه چیز رو بررسی کن

همه چیز رو بچش، باشه؟ بله سرآشپز

تو آخرین سد دفاعی هستی

فهمیدی؟ بله سرآشپز

با آرزوی موفقیت

نوبت توئه

یه میز چهار نفره برات دارم

خوبه. بررسی کن. باهاشون ارتباط چشمی داشته باش

یالا. صداتو ببر بالا

اوکی. زود باش، یالا

بله سرآشپز. بررسی، بررسی، بررسی

من تازه دخترم به دنیا اومده

هنوز دارم با عوارض بعد از زایمان دست و پنجه نرم می‌کنم

واسه همین حس می‌کنم یه کم محتاط‌تر شدم

یه کم آروم‌تر حرف می‌زنم

اون قدرتی که قبلاً داشتم رو دیگه ندارم

داره میاد، یه میز چهار نفره

دو تا کاربونارا دارید، دو تا ریزوتو

و بعدش دو تا سالمون و دو تا مرغ

ولی دارم سعی می‌کنم به شف رمزی نشون بدم که منم صدایی دارم

و می‌تونم اکیپش رو هدایت کنم

هوی، دو تا کاربونارا دارید، دو تا ریزوتو

شنیدم! چقدر دیگه؟

خیلی خب جِیدا

بهم بگو کی می‌تونم لابسترها رو بفرستم

خیلی خب الی، من دارم ریزوتو رو می‌فرستم

ازت می‌خوام ببریش لطفا

پشت سریت، سرآشپز

راوی: برای اولین کارشکنی در کار لیسا

شف رمزی دمِ لابستر رو

با یه میگوی غول‌پیکر عوض کرده

لابستر روی ریزوتو. یالا

اینا... اینا لابستر نیستن

اینا چی‌ان؟ اینا میگو هستن، سرآشپز

درسته. میگوی غول‌پیکر

خوب متوجه شدی. باریکلا

خیلی خب. یالا

هووف، خداروشکر که مچ این کارشکنی رو گرفتم

یالا. بفرستش بره. خوب مچشو گرفتی

بجنب. درسته

اوه لا لا

مالِ تو چطوره؟ واقعاً خوبه

خوشمزه‌ست. آره

چقدر دیگه برای دو تا کاربونارا و دو تا ریزوتو؟

همین الان داره میره بخش تحویل، سرآشپز

یادت نره این انبر رو برام بیاری

بله سرآشپز

راوی: با دوتا پاستا کربونارای ترافل

که دارن میان سمت پیشخوان

پشت سرت، پشت سرت، پشت سرت

راوی: سرآشپز رمزی دوباره داره جایگزین می‌کنه

نخودفرنگی‌های انگلیسی رو با اِدَمامه برای دومین امتحانِ لیسا

الان تمرکز کن، باشه؟ بله سرآشپز

تمرکز، تمرکز، تمرکز. بله سرآشپز

قبلاً مدیریت پیشخوان رو انجام دادم، ولی وقتی سرآشپز گوردون رمزی

دقیقاً کنارت ایستاده

تمام تلاشت رو می‌کنی که گند نزنی

چرخش قشنگی بود، نه؟ بله سرآشپز

خب

و استوپ

این سبزها رو بررسی کن. اینا چی‌ان؟

اینا اِدَمامه هستن؟ بله، هستن

باید پشت سرت هم چشم داشته باشی

بزن بریم. اوه

دومی رو نباید خراب کنم

باید... باید مچِ کلکِ بعدی رو بگیرم

سیدنی، بجنب. باید اون بخش رو راه بندازی

بله. دو دقیقه

حله. سید، زود باش

لیسا میاد بالا سرم و می‌گه: "لازمش دارم

همین الان لازمش دارم."

و اینجوریه که، اولاً می‌دونم داری

سعی می‌کنی به سرآشپز رمزی نشون بدی که می‌تونی پیشخوان رو اداره کنی

نذار دورچین از دهن بیفته. سیدنی، بجنب

باید اون استیک رو راه بندازی. حله

استیک داره آماده می‌شه، سرآشپز

ولی دوماً، اصلاً می‌خوای استیک پخته بشه؟

اون دوتا سالمون چقدر دیگه طول می‌کشه؟

دارم... دارم میارمشون

چقدر دیگه؟ فقط یه زمان دقیق می‌خوام

نیومدم اینجا که باهات گپ بزنم

سیب‌زمینی‌ها دارن سرد می‌شن، سید

حله. چقدر دیگه؟

استیک‌های نیویورکی‌م همین الان دارن میان

بیارینشون! دوتا سالمون

دقیقاً پشت سرت، داغه. سالمون؟

خوبه. عالیه

اول سالمون، بعد سالاد. بزن بریم

راوی: برای آخرین امتحانِ دقتِ لیسا

سرآشپز رمزی استیک نیویورک استریپ رو با ریب‌آی عوض کرده

بزن بریم

خب، لطفاً نیویورک استریپ رو برش بزن

اگه عالی پخته شده، بهمون بگو

به سه قسمت تقسیمش کن. من چیمی‌چوری رو دارم

بزن بریم. سرآشپز

دارم به استیک نگاه می‌کنم و گیج شدم

یه جوری به نظر میاد ولی شاید

فقط یه تیکه‌ی عجیب غریبی بوده

اوم، سرآشپز

با من حرف بزن. سرآشپز

مشکل چیه؟

اوم

راوی: تقریباً دو ساعت از شروع سرویس شام گذشته

اوم، سرآشپز. با من حرف بزن

راوی: و آخرین کلکِ سرآشپز رمزی

لیسا رو بدجوری گیج کرده

مشکل چیه؟ اوم

نه، اینا عالین، سرآشپز

همینه. ادامه بده و... استوپ

بکش عقب. بکشم عقب؟

مواظب باش. برو اون‌ور

این ریب‌آیه. اونم نیویورک استریپته

لعنتی

خب، تمرکز کن. حواست رو جمع کن، باشه؟

بی‌خود نبود اونجوری به نظر می‌رسید. خیلی نزدیک بود

چیمی‌چوری رو بردار. بزن بریم

چیمی‌چوری دستمه. بله سرآشپز

یالا، یالا. به استیک‌ها سس بزن

ناامید نشو. یالا

بله سرآشپز. بفرمایید، برید

خیلی خوبه

باید یاد بگیرم خودم هم به همین خوبی درستش کنم

نمی‌تونم. کارت خوب بود

ممنون، سرآشپز. همه جا رو بپا، باشه؟

بله سرآشپز

سرآشپز رمزی براش مهم نیست که

بدونی که بی‌نقص نیستی

اون می‌خواد ببینه که آیا می‌تونی دوباره خودت رو جمع و جور کنی

و از اشتباهت درس بگیری یا نه

واقعاً به خودم افتخار می‌کنم

و اینکه سرآشپز رمزی می‌بینه که من می‌تونم این پیشخوان رو اداره کنم

یالا الی. بله سرآشپز

همین الان دارم میام

می‌خوام به سرآشپز رمزی نشون بدم که من یک رهبرم

و جذبه دارم

یا تو اداره‌ش می‌کنی یا اون تو رو، فهمیدی؟

بله سرآشپز

می‌دونم سرآشپز رمزی می‌خواد تو این یکی کلک بزنه

و سعی می‌کنه من رو به چالش بکشه

ولی من وا نمی‌دم. الی

بله سرآشپز. دوتا میزِ دونفره دارم

یه میزِ چهار نفره. خب

خیلی خب، گوش کنید

پیش‌غذا: دوتا ریزوتو، دوتا اسکالوپ

حله

بعدش دوتا سالمون، دوتا نیویورک

حله

می‌دونی، الی داره سعی می‌کنه تیم رو هدایت کنه

سعی می‌کنه بخش پیش‌غذا رو بگردونه

زود باش جِیدا. راهش بنداز

تا ده ثانیه‌ی دیگه میاریمشون

زمان‌بندی‌های من همون‌جوری باقی می‌مونن

فارغ از اینکه سرم داد بزنی یا نه

فقط برگرد همون وسط، لطفاً

بچش

ولی خب، دمش گرم

خوبه، سرآشپز. خوبه

بزن بریم

راوی: برای اولین کلک در کارِ الی

سرآشپز رمزی سفارش اسکالوپ‌ها رو

اون اسکالوپ رو لازم دارم

راوی: با قارچ عوض کرده. سرویس، لطفاً

اینا... سرآشپز، اینا اسکالوپ نیستن

این شبیه قارچه. چی؟

از کجا فهمیدی؟ سرآشپز، از ظاهرشون

این اسکالوپ نیست

اون قارچه، سرآشپز. آفرین

یالا. ممنون، سرآشپز

لابستر رو بذار اونجا، جیمز

لطفاً بفرستش بره

یالا. بجنب، سریع

سرآشپز الی، میز شش نفره. ممنون

خواهش می‌کنم

راوی: همون‌طور که الی می‌خواد تیکت بعدی رو بفرسته

اگه به اندازه‌ی کافی دقت کنه، کلکِ بعدی رو پیدا می‌کنه

۶۰ سفارش رسید، میز شش نفره، میز

دوتا هالیبوت، یه بره و دوتا مرغ

واستا. یه لحظه صبر کن

بذار این رو چک کنم

مارینو، اینجا فقط پنج‌تا غذای اصلی ثبت شده

الی؟ بله سرآشپز

اول باید تیکت‌ها رو دقیق بخونی

اول تیکت رو بررسی کن. بله سرآشپز

چون اونا گیج شدن

پس الان اصلاً نمی‌دونن چه خبره

پس هر چی الان گفتی رو کنسل کن

اون میز شش نفره‌ای که همین الان گفتم رو کنسل کنید

دارم درستش می‌کنم سرآشپزها. حله

باید فقط دو ثانیه بیشتر وقت می‌ذاشتم

تا کل تیکت رو بخونم. سرآشپز

هی، الان وا نده

نه سرآشپز. هیچ‌وقت

ولی نمی‌ذارم این قضیه شکستم بده

تلاش خوبی بود. یالا

میز شش نفره چقدر طول می‌کشه؟

دوتا بره، دوتا مرغ، دوتا هالیبوت

چهار دقیقه برای دوتا مرغ، دوتا هالیبوت و دوتا بره

چهار دقیقه

دورچین برای دوتا میگو و دوتا هالیبوت می‌خوام، سرآشپز

همین الان، سرآشپز. پشت سرت، پشت سرت

همینه. یالا. ممنون، سرآشپز

راوی: برای امتحانِ نهاییِ الی

سرآشپز رمزی دوباره

یه نیویورک استریپ رو با ریب‌آی جابه‌جا کرده

یه برش از نیویورک استریپ

آخرش چیمی‌چوری رو فراموش نکن، باشه؟

بله سرآشپز. بزن بریم

سرآشپز، اینا نیویورک نیستن

اینا ریب‌آی هستن. چی هستن؟

اینا ریب‌آی هستن

بهم اعتماد کن، من سرآشپزِ استیک‌هام

من رسماً دارم "چشمِ" ریب‌آی رو می‌بینم

خوب مچش رو گرفتی. ممنون، سرآشپز

چیمی‌چوری. بله سرآشپز

چیمی‌چوری پیش منه. بفرمایید

آفرین. ممنون

پیشخوان رو تمیز کن. بله سرآشپز

انبر رو بذار سر جاش

به من نگاه کنید، شما چهار نفر

بله سرآشپز. آفرین

ممنون سرآشپز. تمیز کنید

اون دسرها رو بفرستید بره، باشه؟

بله سرآشپز. آفرین

اول از همه، یه سرویسِ عالیِ دیگه بود

فوق‌العاده بود. ممنون، سرآشپز

ممنون، سرآشپز

ولی من فقط یه جایگاه برای سرآشپزِ فوق‌العاده

در اختیار دارم. در جریان هستید دیگه؟

بله سرآشپز

خیلی باید فکر کنم

پس قراره هر کاری که امشب انجام دادید رو تحلیل کنم

و صادقانه بگم، هر کاری که انجام دادید

از وقتی که پا به آشپزخانه‌ی جهنمی گذاشتید

روشنه؟

بله سرآشپز

حالا برید بیرون. ممنون، سرآشپز

بله سرآشپز. دمتون گرم

بریم

من این رو بیشتر از هر چیزی می‌خوام

منظورم اینه که من نجنگیدم

من با چنگ و دندون از توی جهنم راه باز نکردم

که تا اینجا بیام و بعد برگردم خونه

اگه داریم حرف می‌زنیم، من مشکلی با رک بودن ندارم

ما همه‌مون همدیگه رو زیر نظر داریم

می‌دونی، شنیدنش خوبه

فکر کنم همه‌مون خیلی خوب کار کردیم

منظورم اینه که، واضحاً از لحاظِ

کلک زدن، تنها چیزی بود که واقعاً روی همه تأثیر گذاشت

همون اعلامِ اشتباهِ تیکت بود

چون همه‌مون با خودمون گفتیم "چه خبره؟"

الی، بعضی وقت‌ها هست که، می‌دونی

کلافه می‌شی و صدات تغییر می‌کنه

و قبلاً دیدم که عصبی شدی

مثلاً می‌دونم یه سری چیزها از روی وحشت برگشت خوردن

مثل نخوندنِ تعداد غذاهای اصلی روی اون تیکت

قبل از اینکه واقعاً اعلامش کنی. اینا همه‌ش نظره

من آشپزِ فوق‌العاده‌ای هستم

می‌تونم مدیریت کنم

هر چی می‌خوای بگو ولی من قرار نیست برگردم خونه

الی، یکی از نقاط ضعفت

بیشتر اینه که مثلاً

مثلاً، گوش دادن

منظورم اینه که

الی، یکی از نقاط ضعفت فقط

بیشتر همون گوش دادن باشه، به نظرم

منظورم اینه که

همه‌ش نظره. همه‌ش نظره

فکر کنم اونا دارن بد برداشت می‌کنن

و لحن صدای من رو با عصبانیت یا وحشت اشتباه می‌گیرن

هیچ‌وقت وحشت نیست. هیچ‌وقت عصبانیت نیست

این حسِ اضطراره. سرآشپز رمزی همینو می‌خواد

سیدنی، فکر کنم بزرگ‌ترین نقطه‌ضعفت

اینه که بیش از حد دستپاچه می‌شی

و گاهی اوقات یه جورایی همه‌چیز رو درونت متوقف می‌کنه

تو خیلی آدمِ بااحساسی هستی

واقعاً هستی. یه جورایی نشونش می‌دی

به عنوان یه سرآشپز، می‌دونی که نباید این کار رو

جلوی بقیه‌ی آشپزها انجام بدی

من قطعاً آدمِ بااحساسی هستم

واقعاً فکر نمی‌کنم این یه نقطه‌ضعف باشه

به عنوان یک سرآشپز، باید اون عشق به آشپزی رو داشته باشی

و احساست رو توی غذات بریزی

می‌دونی، در موردِ لیسا، اعتماد به نفست رو بیشتر کن

می‌فهمی چی می‌گم؟ آره

و فقط کاش ما رو از چشمِ خودت می‌دیدی

یه کم به خودم شک داشتم

و دلیلش اینه که، می‌دونی تازه دخترم به دنیا اومده

و یک سال بود که بیکار بودم

و بعد اومدم اینجا

و مشخصاً مهارتم هنوز پابرجاست

من دیگه اون لیسایی که اول باهاش آشنا شدن نیستم

هر بار که رقابت کردم و نمره‌ی ۵ گرفتم

امتیاز گرفتم

پس می‌دونم که هنوز هم مهارت دارم

وقتی تازه این مسابقه رو شروع کردم

به خودم شک داشتم

ولی حالا دیگه اون شک و تردید رو نسبت به خودم ندارم

اعتماد به نفس پیدا کردم. اراده‌اش رو دارم

و اون روحیه جنگندگی رو تو خودم می‌بینم

جیدا، بعضی وقتا حس می‌کنم

صدات بین بقیه گم می‌شه

ارتباط برقرار می‌کنی ولی بعضی وقتا

آشپزخونه خیلی شلوغه و همه‌مون داریم

سر همدیگه داد می‌زنیم و اون‌وقت من با خودم می‌گم

«صبر کن، انگار صدای جیدا رو شنیدم

ولی نفهمیدم چی گفت.»

فقط باید صداتو بیشتر بندازی سرت، متوجهی؟

اگه تنها ایرادی که بقیه از من می‌گیرن

اینه که فقط باید یه کم بلندتر حرف بزنم

پس با قاطعیت می‌گم که قطعاً هنوز

یکی از قوی‌ترین آشپزای اینجام

فکر کنم اینا همه‌ش مدل‌های مختلف ارتباط برقرار کردنه

که همه‌مون نیاز داریم، مثلاً... آره

یه کم اصلاحش کنیم

می‌دونم. امیدوارم زود صدامون کنن

چه مسیر فوق‌العاده‌ای بود

نبرد ایالت‌ها حالا رسیده

به چهار نفر نهایی

کالیفرنیا، کارولینای شمالی

نوادا و فلوریدا

وای. اوه خدای من

وای، وای، وای

داریم خیلی نزدیک می‌شیم

واقعاً در حال حاضر هیچ‌چیزی بیشتر از این

نمی‌خوام که عکسم رو اون بالا

روی اون مانیتورها ببینم

هر کدوم از شما لحظات واقعاً درخشانی داشتین

اما با این حال، اینجا هنوز یه رقابته

و فقط سه نفر از شما صعود می‌کنین

لیزا، بهم بگو چرا فکر می‌کنی لیاقت

یه جایگاه توی فینال سه نفره رو داری؟

شف، من صدام رو پیدا کردم. اومدم اینجا که بجنگم

مصمم هستم. انگیزه دارم

من هنوز به ته خط نرسیدم، شف

من این رو بیشتر از هر کسی اینجا می‌خوام، شف

نه فقط برای خودم، بلکه برای دخترم

سیدنی

من آدم سخت‌کوشی هستم و یه جنگجوئم

این تنها کاریه که عاشق انجام دادنش هستم

و باعث افتخارمه که بتونم ادامه بدم

و در نهایت یه روزی زیر دست شما کار کنم، شف

الی، تو چرا لایق یه جایگاه توی فینال سه نفره هستی؟

می‌دونم که چقدر آدم سخت‌کوشی هستم

من یه جنگجوئم

و حتی یک بار هم سرم رو پایین ننداختم

هر اتفاقی که افتاد. می‌دونم که لیاقتش رو دارم

جیدا. بله شف

چرا لایق یه جایگاه توی فینال سه نفره هستی؟

شف، من از روز اول بهتون نشون دادم

که چقدر آشپز قوی‌ای هستم

تابلوئه که مهارت دارم

اما فکر کنم این اراده‌ی هر روزمه

که به سخت کار کردن ادامه بدم

این تنها چیزیه که صبح‌ها منو از تخت می‌کشه بیرون

انتخاب سختیه

اما تصمیمم رو گرفتم

اولین آشپزی که به فینال سه نفره صعود می‌کنه

وای. سیدنی

تبریک می‌گم دختر جوان. ممنون شف

تبریک

تو کسی هستی که بیشترین پیشرفت رو داشته

زبونم بند اومده. حس خیلی خوبی دارم، شف

تبریک می‌گم. ممنون شف

آشپز بعدی که به فینال سه نفره صعود می‌کنه

اوه خدای من. جیدا

تبریک می‌گم دختر جوان. ممنون شف

توی طول این مسابقه

خلاقیت و ظرافت فوق‌العاده‌ای از خودت نشون دادی

سال‌ها بود که خواب این روز رو می‌دیدم، شف

پس ممنونم

الی، لیزا

بله شف. بله شف

فقط یکی از شما به سیدنی و جیدا ملحق می‌شه

وقتی این دو تا رو با هم مقایسه می‌کنی

انگار لیزا توی چالش‌ها قوی‌تره

و الی توی سرویس‌دهی بهتره

پس کی می‌دونه قراره چی بشه؟

آخرین آشپزی که امشب صعود می‌کنه

الی، لیزا، فقط یکی از شما به

سیدنی و جیدا توی فینال سه نفره ملحق می‌شه

و متأسفانه، یکی از شما باید آشپزخونه جهنمی رو ترک کنه

آخرین آشپزی که امشب صعود می‌کنه

الی

تبریک می‌گم. تبریک

لعنتی

عیبی نداره

الی، اراده‌ات، روحیه آتشینت

و مهارتت به عنوان یه آشپز، از دلایلی هستن

که تو به فینال سه نفره تعلق داری

باعث افتخارمه

لیزا، لطفاً بیا اینجا

متأسفانه، مدیریت تو توی آشپزخونه امشب

در حد و اندازه‌ی اون سه نفر پشت سرت نبود

بله شف

اما همین که دیدم یه قدم کنار کشیدی

تا اون خانواده‌ی فوق‌العاده رو داشته باشی و دوباره برگشتی سر کار

اونم با این روحیه‌ای که داری، واقعاً شگفت‌انگیزه

من حتی لباس سرآشپزیت رو هم ازت نمی‌گیرم

ممنون شف. درِ اینجا همیشه به روت بازه

ممنون شف

ممنون عزیزم. خیلی لطف کردین

کارت عالی بود. ممنون

خسته نباشی. بابت همه چی ممنونم، شف

خیلی ممنون. ممنون عزیزم

وقتی اولش اومدم به آشپزخونه جهنمی

یه جورایی به خودم شک داشتم

اوه خدای من. اوه

حالت خوبه؟ آره

الان داری بغلم می‌کنی ولی مطمئن نیستم

بعداً هم بخوای بغلم کنی

می‌دونی که من کلی از چالش‌ها رو بردم

کاش می‌تونستم بهش ۶ بدم

ولی نمی‌شه. امتیازش ۵ه. تبریک

ببین چقدر آبداره. این یکی ۵ امتیازیه

زود باش، لیزا

من داشتم آروم‌آروم از لاک خودم بیرون می‌اومدم

و بعد از زایمان و دوران افسردگی بعدش

دوباره خودمو پیدا می‌کردم و بعدش اومدم اینجا

ایول

واقعاً افتخاری بود که بخشی از

اولین فصلِ سرآشپزهای سیاهپوشِ کاملاً زن باشم

گوش کنین، دارم می‌گم که این یه اتفاق تاریخیه

زن‌ها. هر پنج نفر

همه‌شون زن

چیزی که یاد گرفتم

این بود که، می‌دونی، من آشپز قوی‌ای هستم

لیزا، می‌تونی رهبری کنی؟

بله شف. رهبری کن

بزن بریم. شش دقیقه بهم وقت بدین

اینکه این دخترا بهم اعتماد به نفس دادن

و بهم گفتن که تو واقعاً معرکه‌ای

در حالی که خودم هیچ‌وقت همچین فکری نمی‌کردم

و توی "آشپزخونه جهنمی" بود که فهمیدم

من واقعاً آدم خفنی هستم

این لحظه رو جشن بگیرید و تبریک به

هر سه نفرتون. برید بیرون

بله شف

خسته نباشید. ممنون شف

و در ضمن، یه سورپرایز کوچیک

توی خوابگاه منتظرتونه. اوه؟

برید ببینید. باشه

بله شف. بله شف

تبریک می‌گم

بدوئید، معطل نکنید. ممنون شف

بدوئید، وقت رو تلف نکنید

اوه خدای من

اوه، وای. یس

من یه قدم دیگه به سرآشپزِ بعدیِ رامزی شدن نزدیک شدم

جوون‌ترین کسی که تا حالا توی تاریخ "آشپزخونه جهنمی" این کار رو کرده

ما موفق شدیم دختر. ما تونستیم

ما موفق شدیم

می‌دونم شف رامزی یه سرآشپز مقتدر رو توی وجود من می‌بینه

و به خاطر همینه که هر روز به جنگیدنم ادامه می‌دم

من نیومدم اینجا که دوست پیدا کنم

اومدم که برنده "آشپزخونه جهنمی" بشم

من واقعاً همه‌شون رو دوست دارم

اما اگه مجبور باشم رفاقت با این زن‌ها رو فدا کنم

تا بتونم برنده "آشپزخونه جهنمی" بشم

بدون هیچ معطلی و فکری این کار رو می‌کنم

آشپزی لیزا مثل ایالت طلایی می‌درخشید

اما برای بردن مدال طلای این رقابت

باید مهارت واقعیِ رهبری رو نشون بدی

و نه فقط استعدادِ آشپزی رو

راوی: در قسمت بعد آشپزخونه جهنمی

نبرد ایالت‌ها

بزن بریم بچه‌ها

راوی: در حالی که همه چیز در خطره

من تا برنده شدن فقط همین‌قدر فاصله دارم

راوی: الی از نوادا، جیدا از فلوریدا

و سیدنی از کارولینای شمالی

این همون لحظه‌ایه که واسه‌ش تلاش می‌کردم

راوی: همه‌شون مصمم‌تر از همیشه هستن تا

سرآشپز بعدیِ شف رامزی باشن

دوستت دارم، جیدا

من این همه راه رو نیومدم که فقط تا همین‌جا رسیده باشم

من برنده فصل ۲۴ "آشپزخونه جهنمی" می‌شم

راوی: اما فقط دو نفر از اون‌ها

از چالش نهایی جون سالم به در می‌برن

حاضریم؟ حاضریم

راوی: ببینید کدوم آشپزها و کدوم ایالت‌ها

تا قسمت بعد توی "آشپزخونه جهنمی" باقی می‌مونن

💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.