Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
"زمین"
"عصر پلیستوسن پسین"
"نزدیک منچستر"
"هنگام ناهار"
"چند عصربعد"
کاری از Mahya14
چیزی نمونده، هاگنوب
چیزی نمونده فقط یه ذره دورتر
ما می تونیم
فقط یه ذره دیگه، هاگنوب
میتونم بهش برسم
گرفتمش
هنوزم گرفتمش
! هاگنوب، بسه
!بسه دیگه
ماموت ها! بجنب هاگنوب بریم بوبنار رو بیدار کنیم
هی، رییس
!رییس
چیه؟چیه؟چیه؟
بیداری رییس؟
رییس؟
وقت شکاره
هنوز اول صبحه، داگ
ولی رییس، ما انسان های اولیه ایم
همگی بجنبین
وقت بلند شدنه
"انسان های اولیه"
صبح همگی به خیر
صبح به خیر رییس
امروز صبح یکم فرز شدم
!آخ
شرمنده
...صبرکن رییس. رییس
رییس
داشتم فکر می کردم
میدونی که ما همیشه خرگوش شکار میکنیم؟
آره. اونا خیلی هم خوشمزه ان
...آره ولی نمی تونیم سعی کنیم یه چیزِ
میدونی، بزرگتر رو شکار کنیم؟
چی؟ مثلا خرگوش صحرایی؟
نه. مثلا بوفالو یا ماموت
میخوای یه ماموتِ هزارکیلوییِ استخون خوردکن رو شکار کنیم؟
آره. چرا که نه؟
واقعا باور دارم می تونیم انجامش بدیم، رییس
داگ، به اجدادمون نگاه کن
تو که نمی بینی اونا چیزای گنده شکارکنن، می بینی؟
آره. اصلا اینا چی هستن؟
نمی دونم
فکر کنم اون زمان نمی تونستن خرگوش نقاشی کنن
صبرکن. ببخشید، نه. رییس
...رییس
...درمورد مساله ی ماموت ها
ببین، بهت میگم چی کار کنیم من حتما اینو توی ذهنم نگه میدارم
باشه؟
بریم، داگ
خب، جمع بشین
یه نیزه بگیرین
!اوه!تیزه
!تریبور، فقط برو اونجا - !مامان -
صبح به خیر بری - صبح به خیر داگ -
امروز جناب سنگ هم میاد شکار؟
اوه آره. با دنیا هم عوضش نمی کنه
صبح به خیر آزبو امروز لباس زیرتو عوض کردی؟
آره! لباس زیرمو با تانگو عوض کردم
!قهرمان
رییس - بله گراول؟ -
وقتی دستمو بالا می برم، درد می گیره
خب، پس دستتو بالا نبر
گروباپ، اونو نخور اون ایماکه
!به به
دقیقا...آه، درسته
همگی سرتونو خم کنین
ممنون داگ
!هیسس
...ما به خاطر دره مون، خونه مون
...به خاطر این زمین باارزش که ازمون حمایت میکنه
،و پناهگاه ما از سرزمین های خشکه شکرگزار هستیم
...امید است که در صلح، تعادل و توازن با جنگلمون
و همه موجوداتی که جنگل رو باهاشون تقسیم میکنیم، زندگی کنیم
!آره، بریم یه چیزی رو بکشیم
!یه خرگوش
خودشه. خودشه
گرفتمش
داره میاد سمت تو، ایماک
اخ
به هر حال تلاش خوبی بود
بیاین از عنصر غافلگیری استفاده کنیم
چَشم رییس
!آخ
!من دارمش
!نه ندارم
!عالیه! قهرمان
!گرفتمت
بسپرش به من، گراول
!ها هی
!آفرین جناب سنگ
همگی کارتون خوب بود
!امشب غافلگیری خرگوش داریم
می بینی داگ؟
ما خرگوش شکار میکنیم، همه هم خوشحالن
...با این حال مشکل خرگوشا اینه که
خب، اونا خیلی کوچیکن
داگ، داگ، به خودمون نگاه کن
واقعا فکر میکنی ما می تونیم یه ماموت بگیریم؟
خوب می رقصی، جناب سنگ
داشتی تمرین می کردی
همگی ساکت
!خرگوشا دارن باهامون می جنگن
فکر نکنم خرگوش باشه
!حمله
!فرار کنین
!جناب سنگ
!نه
!نه
!به طرف سرزمین های خشک
چی؟ دره رو ترک کنیم؟
بجنب. فقط بدو
!هاگنوب
داگ کجاست؟
داگ رو دیدی؟
برو - مرسی رییس -
!داگ
عالیه
خیلی خب، از دره محافظت کنین
سنگ های معدن رو استخراج کنین
کودن کیه، لرد نوث؟
!سنگ معدن، احمق !معدن بکنین
اون فلزی که توی زمینه
آها سنگ معدن! توی زمین
آره
انسان های نخستین چی؟
بذار توی سرزمین های خشک بپوسن
اونا توی تاریخ هیچ دستاوردی نداشتن
با اون چماق های کوچولو و غارهای سردشون
با بد قبیله ای در افتادی
!وای که چقدر ترسیدم !دارین سنگ هاتونو اینور اونور تکون میدین
عصر حجر تموم شده، دینو
!عصر برنز زنده باد
اوه
خیلی خب، بیاین راه بیفتیم
البته، لرد نوث
ماساژم دیر شده
چی کار میکنی؟ ! از سر راه برو کنار
!هی! هی
!شمیشر های قلمی چندکاره
!برای باز کردن بطری هم خیلی به کار میاد
!برش های نون. واو
!این بهترین چیزیه که از...خب از اول وجود داشته
!اوه
!هی
چی؟ - به برنز دست نزن -
به چی؟ - !برنز -
تو کجا زندگی می کردی؟ عصر حجر؟
چی؟
!پنجاه شونکل !پنجاه شونکل (واحد پول این انیمیشن)
اعانه ی اختیاری همه باید پرداخت کنن
بازم قیمتو بردن بالا
!این دزدی توی روز روشنه - !پنجاه شونکل -
!اعانه ی اختیاری
هی! اون اعانه ی اختیاری نداده
!جلوشو بگیرین
هی. هی - !جلوشو بگیرین -
!سلام اوه
!شرمنده
...دارم بهت میگم
من که دلم نمی خواد اون بیرون با یکی مثل خودم در بیفتم (از خودش تعریف میکنه)
هی، هوگلگرابر توی اون کلاه چشمات کار نمیکنه؟
میدون مسابقه از اون طرفه
شما دخترا قراره قیمه قیمه بشین
!بریم
همه به احترام رهبر توانامون، لرد نوث، بایستین
کی قهرمانان رو به مبارزه دعوت می کنه؟
کی قهرمانان رو به مبارزه دعوت می کنه؟
! ما مبارزه رو می پذیریم
وقتش رسیده
!بذارین بازی مقدس آغاز بشه
"با معرفی "رئال برونزیو
!و کاپیتانشون، جرگند
!داور بازی امروز: داور دینو
...به اسم ملکه اوفیفا
ما به خاطر این بازی زیبا شکرگزاری می کنیم
!اوگی! اوگی! اوگی
بیاین فوتبال بازی کنیم
تا وقتی منم سکه هام رو می شمرم
!هوگلگرابر چی کار میکنی؟
!برو توی دروازه
هوگلگرابر چش شده؟ !بجنب
!برش دار! برش دار
!بزن سمت من! بزن سمت من
!چی؟ بذارش زمین
!بذارش زمین
!ضربه ی آزاد
!هوگلگرابر !بیا تو بازی
!فقط بهش لگد بزن
چی کار میکنی هوگلگرابر؟
!همین الان گل به خودی زدی
!اون من نیست
!اوه
یه غارنشین؟
یه غارنشین؟ - یه غارنشین؟ -
داره بازی مقدسو انجام میده؟ بیاریدش اینجا
...چطور جرات میکنی
اوه
چطور جرات میکنی پاتو روی زمین مقدس ما بذاری؟
تو زمین مارو گرفتی
! خونه مون رو گرفتی - اوه اون -
گوش کن، وحشی عصر حجری
تو خونه ای نداری
امثال تو روی زمین منقرض شدن
حالا ببریدش و بکشیدش
به آرومی
...نه! منظورم این بود که با سرعت عادی ببریدش
!و به آرومی بکشیدش.احمق ها
حالا به بازی ادامه بدین
! ما قهرمانان رو به مبارزه دعوت میکنیم
!صبرکنین...صبرکنین
! ما قهرمانان رو به مبارزه دعوت میکنیم
چی گفتی؟
"...گفتش "ما قهرمانان رو - !خودم شنیدم چی گفت -
اگه ما بردیم، دره مون رو نگه می داریم
تو هم دست از سر قبیله ی من برمیداری
فکر کردی میتونی توی فوتبال مارو شکست بدی؟
یه مسابقه بین برنزها و وحشی ها؟
!عجب فکری
!این توهین به مقدساته، رهبر والا مقام
آره. کاملا
مردم دسته دسته جمع میشن !تا همچین نمایش مبتذلی رو ببینن.واقعا که
!اوه
واقعا؟
گفتی به خاطر دره؟
!داگ - !اون داگه -
!اون زنده ست
اون چه میوه ی مسخره ایه با خودش آورده؟
فوتبال"؟"
فوتبال" چیه دیگه؟"
و چطور قراره کمکمون کنه دره مون رو پس بگیریم؟
خب، این یه بازی فوق العاده ست، رییس
...و رهبر مردم برنز میگه که
...اگه اینو بازی کنیم و اونا رو شکست بدیم
!عجب شرت های تنگ خوبی
!مامان
می تونیم دره مون رو پس بگیریم
این همون چیزیه که میخوایم
اگه شکستشون ندیم چی؟
...خب در اون صورت
...گفتش که بقیه ی زندگی فلاکت بارمون رو
به کار کردن توی معدن می گذرانیم
!نه
معدن چیه دیگه؟ - ...داگ -
ما حتی به عمرمون فوتبال بازی نکردیم
ولی مساله همینه
بازی کردیم. یه زمانی
ها؟
...اون نقاشی های غارنشینی که توی دره مون بودن
اونا تصاویر فوتبال بازی کردن اجدادمونه
!قهرمان - ...پس اگه اونا انجامش دادن -
حتما ما هم می تونیم
ببخشید! خاطرات نورانی باعث میشن عطسه م بگیره
این چیزی رو عوض نمیکنه، داگ
این کار زیادی خطرناکه
!دست بردار رییس !ما از پسش برمیایم
!می خوام فوتبال بازی کنم !میخوام همین الان بازی کنم
!همین الان
...گوش کنین نه. ما قرار نیست...نه
خیله خب پس. نگران ما نباش
...آره ما ما چیزیمون نمیشه
فقط خیلی آروم توی سرزمین های خشک می میریم
زودباش، رییس
فقط یه فرصت بهمون بده !خواهش میکنم
ببین، قبوله
پس شاید این ایده ی "فوتبال" رو یه امتحانی بکنیم
حواستون باشه هیچ قولی نمیدم
تاریخ مسابقه زمان ماه کامله
!و بعدش ما به دره برمی گردیم
!عالیه
به خط بشین !همگی، توی یه خط
همه در اختیار توان، داگ - ممنون رییس -
!خیلی خب
...آم - ...آم -
گراز ها هم میتونن فوتبال بازی کنن؟
...نه.عه
احتمالا نه، نه شرمنده هاگنوب
این یه فوتباله
یک طرف سعی میکنه توپ رو بزنه توی این دروازه
و طرف دیگه سعی میکنه توپ رو بزنه توی اون دروازه
فوتبال سخت به نظر میاد
اگه توپ رو بزنی توی دروازه چی میشه؟
...خب اگه توپ رو بزنی توی دروازه
مردای دیگه بغلت میکنن و بوست میکنن
کی میخواد امتحان کنه؟
من یه امتحانی میکنم
خوبه - !مامان -
خوبه مگما. خیلی خب، خوبه ..درسته. آم
...خب من ...من سعی میکنم توپ رو بگیرم
تو هم باید جلومو بگیری، باشه؟
!بجنب، بجنب
!خوب بود مامان - فوتبال زیرکانه ست -
این نمیتونه درست باشه
مطمئنا که نمیتونین بازیکنای دیگه رو بزنین؟
نه، باید به توپ حمله کنین
!نه نه نه، با اسلحه نه
فقط مشت بزنیم؟
نه! کلا دعوا بی دعوا
این کجاش کیف داره؟
!خیلی خب تانگو
!اوه
!اووه
!اوه - !آره -
تلاش خوبی بود. عالیه خیلی خب، بعدی
هاگنوب
برو تو کارش، آزبو
!ایول
!ایول
...اوه
!ببخشید
میشه لطفا توپمونو برگردونین؟
باور کن دینو ....این مسابقه ی فوتبال بین
...عصر حجر و جهان برنز
! حرف نداره
! بدجوری عاشقشم - آره، فوتبال -
نه بابا
!برنز
و این بازی یه خروار از اینا برام در میاره
جناب نخست وزیر، اگه ملکه بفهمه چی؟
اون کلاغ پیر؟
اون نمیدونه اون بیرون چه خبره
خوش بختانه
!پیغام آوردم
عالی جناب فوتبالی، یه پرنده ی پیغام رسون اومده
...اَه. خب، بگو. پیغامو برسون
"آهای؟ آهای؟"
"از این پرنده ی پیغام رسون چطوری استفاده میکنن؟"
صدای ملکه ست
"فقط توی گوشش حرف بزنین، سرورم"
"هرچی بشنوه رو تقلید میکنه"
"!حتی نمیدونم درست نگهش... امتحان میکنیم"
"!امتحان می کنیم "
"نوث؟ نوث؟"
شاید خبر بازی رو شنیده
معلومه که خبر بازی رو نشنیده
"خبر بازی رو شنیدم"
"تو ترتیب یه مسابقه با یه مشت وحشی رو دادی؟"
"!مردک احمق "
"فرض کن ما ببازیم"
نمی بازیم - "!گفتم فرض کن" -
"!دقیقا"
"...عصر نیرومند برنز"
"به دست یه مشت غارنشین به زانو در اومد؟"
"دارم بهت اخطار میدم نوث"
"به نفعته که نبازی"
پایان پیغام
!اوه
!خفاش پیر احمق
!چطور جرات میکنه اینطوری باهام حرف بزنه
"!خفاش پیر احمق"
"!چطور جرات میکنه اینطوری باهام حرف بزنه"
!پیغام رو تحویل میدم
!نگهبانا! اون پرنده رو برگردونین
اصلا مگه ملکه چی حالیشه؟
غارنشین ها احمقن ...بازیکنای من
حقوقشون از سرشون زیاده؟
!قهرمانن
اوه بله. قهرمانن
،اونا هرروزشون رو با فکر کردن خوابیدن و خوردن فوتبال می گذرونن
و بعید میدونم غارنشین ها این کارو بکنن
!بیدارشین از رخت خواباتون بیاین بیرون
!وقت تمرینه
!آی
نه، اونطوری نه
وقتی گفتم "ضربه آزاد"، منظورم این بود که توپو بزن
شرمنده داگ
!هاگنوب، نه
بری ، کجا میری؟ نه، کنار نکش
فوتبال سخته
!داگ، انگشت شستم درد میکنه
!گروبامپ، بندازش ...بهت که گفتم
این تنها توپیه که داریم
!همگی بجنبین
باید از پسش بر بیایم نه...نشین
گروبامپ فوتبال ندوست
فوتبال، گروبامپ رو گشنه کرد
!غذا. به به
...اوه
!اردک! اردک (فکر میکنن منظورش اینه که قوز کنین)
!نه! اردک
نگاه کنین !یه اردک گنده ی آدمخواره
!فرار کنین
سوپ اولیه ت رو نخوردی
واقعا گشنه م نیست
...اوه
داگ، وقتشه به خاطر اونا از این شوخی فوتبال دست برداری
اونا تواناییشو ندارن
دلت برای دره تنگ نشده، رییس؟
دره دیگه از دست رفته
ما اینجا توی سرزمین های خشک وضعمون بهتر از اینه که توی معدن بردگی کنیم
منظورم اینه که، یه اردک غول پیکرِ عجیب ... این اطراف می پلکه
ولی حداقل ما هنوز با همدیگه ایم
ما هنوزم یه قبیله ایم
ولی اجدادما فوتبال بازی میکردن
می دونیم که بازی میکردن
هنوزم معتقدم می تونیم این کارو بکنیم
با چی؟
تو حتی یه توپ نداری که باهاش بازی کنی
دیگه تموم شد
نه. هنوزم وقت داریم
بریم، هاگنوب
خیلی خب هاگنوب، هاگنوب؟
درسته
بریم چندتا توپ برداریم
!هیس
!هیس
این چه جادوی عجیب غریبیه؟
هاگنوب، تو همین جا بمون
نمیخوام توجه کسی رو جلب کنم
این همه سروصدا چیه اون بیرون راه افتاده؟
تویی استفانو؟
... این قدر وقت تلف نکن و
با اون دستای محکمت بیا اینجا
!زودباش استفانو
وقت ماساژمه
...و بازیکن جدید هیجان انگیز تیم
توپ رو از درون حلقه ی مرکزی برمیداره
...یکی از بازیکنان رو جا میذاره
...توپ رو از بین پاهای یه بازیکن دیگه رد میکنه
و ماهرانه توپ رو به عقب زمین پرتاب میکنه
همه ی مسیر رو به جلو میره
!شوت میکنه
!گل می زنه
!آره
!و جمعیت از خود بیخود میشن
!گل
به این نیاز دارم، استفانو
احساس میکنم نگران و مضطربم
...یه کارمند دولت سختکوش مثل من
که توی این بیابونِ مصیبت بار گیر افتاده؟
حقشه چندتا مزیت داشته باشه
...لذت های ساده ای مثل غذای خوب
یه ماساژ، تیم فوتبال قهرمانی خودش
خب، دست بجنبون کل روز وقت ندارم
اوه، تاندون هام مثل طناب شدن
میتونی کارتو تمام و کمال انجام بدی (توی این اصطلاح کلمه"گراز" وجود داره)
تو همون پسره ی غارنشین دیوونه ای
اون دخترِ ماهیتابه ایه عصبانی
تو اینجا چی کار میکنی، غارنشین؟
اینجا چمن مقدسه هیچکس اجازه نداره بیاد اینجا
توپ - چی؟ -
توپ لازم دارم
...تو این همه راه اومدی
و دزدکی اومدی توی استادیوم فقط برای اینکه توپ پیدا کنی؟
واو تو خیلی شجاعی، غارنشین
احمق هم هستی
راستش، بیشتر از اینکه شجاع باشی،احمقی
مرسی
راستی، من گونا م
داگ
بیا، من میتونم کمکت کنم
!چقدر خوبه
نمی دونم ملکه نگران چیه
منظورم اینه که، ما هممون می دونیم اون غارنشین ها چه بازنده هایی هستن
اون احمق های عصر حجر حتی نمیتونن ننه بزرگ خودشونو شکست بدن
!کودن های بی مغز
!احمق های پخمه
!استفانو! انقدر ناشی گری نکن
درواقع، دیگه ماساژ کافیه
چطوره به جاش یه موسیقی آرام بخش برام بزنی؟
بهت حسودیم میشه
به من؟ - ...تو شانسشو داری که -
...روی اون زمین، روی چمن مقدس
!جلوی هزاران طرفدار بازی کنی
خب، شاید تو هم یه روزی این کارو بکنی
فکر میکنی اجازه میدن دخترا توی تیم رئال برونزیو بازی کنن؟
تو واقعا دیوونه ای
فکر کردی چرا دزدکی میام اینجا؟
کی اونجاست؟
!فرار کن
!واستین! دزد
!از این طرف
! از اون طرف رفتن
!نه! از اون طرف
!زودباش اونارو بده به من
!کارت خیلی درسته
!مرسی
من خیلی تمرین میکنم
!همین الان یه فکر محشر به ذهنم رسید
!زودباش
امشب چت شده، استفانو؟
استفانو؟ - بله قربان؟ -
!هاگنوب
هاگنوب، با گونا آشنا شو گونا، هاگنوب
سلام، هاگنوب
عالیجناب، حالتون خوبه؟
!معلومه که خوب نیستم، ابله
!همین الان یه خوک ماساژم داد
همگی بیدار شین
میخوام با یکی آشنا بشین
این گونا ست
!سلام
و اون قراره کمکمون کنه بازی رو ببریم
اوه - چرا این کارو میکنه؟ -
...اینطوری میتونه توی چمن مقدس
جلوی هزاران نفر، بازی کنه
خوشحالم که باهم کار میکنیم
خب معمولا با چه آرایشی بازی می کنین؟
آم... آرایش؟
چهار چهار دو یا چهار سه سه؟
مدافعتون کیه؟
...آم
مدافع ها توی یه منطقه ی خاص جمع میشن یا توی کل زمین پخش میشن؟
ما فقط به توپ لگد می زنیم و دنبالش می دویم
...فکر کردین می تونین فقط با دنبال کردن توپ
رئال برنزیو رو شکست بدین؟
باید بدونین با کیا طرفین
این جرگنده. کاپیتان تیم
بهترین گل زن در دنیای شناخته شده
خودشم اینو میدونه - !ها -
هافبکشون، لایتنینگ همر
هیچوقت از یه نقطه ی زمین، دوبار حمله نمیکنه
هافبک دینامو: کویک وان تو
سرعت لگدهای اون، از سرعت فکر کردن شما بیشتره
عقب زمین، گوناند دگال
هیچکس نمیتونه از تَکلش رد بشه
!اوه - !مامان -
هیچ اشتباهی نکنین
اینا بهترین بازیکنایین که برنز میتونه بخره
!اونا مثل فوتبالیست های گنده ی غول پیکرِ بزرگن
محاله بتونیم همچین تیم معرکه ای رو شکست بدیم
...ممکنه معرکه باشن
ولی تیم نیستن
...اونا ۱۱ تا بازیکنن
که هرکدومشون فکر میکنه خودش ستاره ست
این نقطه ضعفشونه
و شما اینطوری می تونین شکستشون بدین
گونا راست میگه
...ممکنه اونا از ما بازیکن های بهتری باشن
ولی ما یه چیزی داریم که اونا ندارن
چی؟ - خزه؟ -
نه بری، خزه نه
ما همدیگه رو داریم
و اگه با هم کار کنیم، شاید موفق بشیم
درسته. کلی کار سخت هست که باید انجام بدیم
اونوقت هنوز حتی تیممون هم کامل نیست
چه خبره؟
...رییس، این گوناست
و قراره کمکون کنه بازی رو ببریم
فکر کردم دیگه بحث فوتبال تموم شده
حالا که تو اومدی دوباره شروع شده تو توی تیمی
من بازی نمیکنم من یه پیرمردم
تقریبا ۳۲ سالمه
آره سن زیادیه
برو توی دروازه
خب، پس دیگه حل شد
امکانات تمرینیتون کجاست؟
رئال برونزیو بهترین امکاناتو دارن
...و ما فقط
سرزمین های خشک رو داریم
سه، دو، یک
!همگی از این طرف بیاین
!صبرکن! چی؟ اوه چی کار دارین می کنین؟
!همگی از اون طرف برین
این یه خورده خطرناکه
...چی کار...چی
...عه؟ خب من
خوبه. پاس بدین و حرکت کنین
خیلی مهمه که پاس بدین و حرکت کنین
ولی هر اتفاقی هم که افتاد، آرایشتون رو حفظ کنین
!خوب بود آزبو !خودشه
!همتون با هم کار کنین
فقط همینو کم داشتیم
اینو توی دره ی انسان های نخستین پیدا کردی؟
انگار اجداد اونا، قرن ها قبل از ما فوتبال بازی می کردن
ملکه نباید اینو بفهمه، باشه؟
!پیغام آوردم
اوه، نه
"...این چیزا چیه به گوشم رسیده "
"که وحشیا قرن ها قبل از ما فوتبال بازی می کردن؟"
!آخ! آخ! من نمی دونستم! آخ
"و جاسوسام بهم خبر دادن اونا دارن پیشرفت میکنن"
"!هر روز تمرین می کنن"
!آخ! آخ!آخ
"...بهتره خراب کاری نکنی نوث، وگرنه"
"بهت میگم کی میره تو معدن"
"!تو میری"
دیگه از حد گذشته
اونا وحشی های عصر حجرن
توی غاز زندگی میکنن
گِل می خورن! نه
باید جلوشونو بگیرم
ذهن های غارنشینی کوچولوشون رو به هم بریزم
عالیه! چطوری این کارو بکنیم؟
نمی دونم
جواب که قرار نیست صاف از در بیاد تو
،عالیجناب، توی معدن جدید توی دره یه چیز جدید پیدا کردیم
یه کپی ازش درست کردیم تا شما بازرسیش کنین
این عالیه
هاگنوب
!واو! دروازه رو خوب نگه داشتی، رییس
میدونی، ممکنه فردا یه شانسی داشته باشیم
...یه شانس کوچولو
ولی یه شانسی هست
اگه اجداد ما تونستن، ما هم می تونیم
هی هی هی، برای یه ۳۲ ساله بد نیست، نه؟
...هیچوقت فکر نمی کردم این حرفو بزنم، داگ
ولی کارمون خیلی خوبه
!هوی! اون مال منه
من میارمش
به زودی میریم خونه
!نه
چی کار میکنین؟
!ولم کنین
آروم باش، غارنشین
فقط می خواستم معدن جدیدمون رو ببینی
هرچی نباشه، خودت به زودی ازش برنز بیرون میاری
ما توی هیچ معدنی نمیریم، دهن ماموتی
آهان، بله
...چون شما فوتبالیست های بزرگی هستین
درست مثل اجدادتون
تو...تو اونا رو می شناسی؟
ما این پایین فقط برنز پیدا نکردیم
...چی...چی
بازم نقاشی های غارنشینی؟
آره
فقط اینکه اینا کل داستانو تعریف میکنن
می بینی، اجدادتو فقط فوتبال بازی نمیکردن
اونا بازی رو اختراع کردن
شما حتی این بازی رو بقیه ی قبیله ها یاد دادین
ولی یه مشکلی داشتین
...مهم نبود چقدر سخت تلاش می کردین
همیشه می باختین
...مسابقه بعد از مسابقه
بازی بعد از بازی
...در واقع، بعد از اینکه ماه هاو ماه ها گذشت
کاملا تسلیم شدین
این مسائل براتون خیلی دردناک بود
معلوم شد که قبیله ی شما کلا توی فوتبال افتضاح بودن
شما بازنده این، غارنشین
همیشه بودین
همیشه هم خواهید بود
نه
نه، این نمیتونه واقعیت داشته باشه
...تو واقعا باور داری که
میتونی فردا ما رو شکست بدی؟
حقیقتو قبول کن، غارنشین
برنده شدن توی خون تو وقبیله ت نیست
ولی من میخوام بهت یه معامله پیشنهاد بدم
یه راه خروج
وقت خوابه فردا روز بزرگیه
!بجنب تریبور - شب به خیر گونا -
میشه با لباس فوتبالم بخوابم؟
!شب همتون به خیر - !شب همتون به خیر -
درموردش فکر کن، غارنشین
چون معدن منتظر تو و دوستان اولیه ته
!دستم درد میکنه
!اوه
کجایی مامان؟
! احمق تو چی کار کردی؟
...هرچیَم که بشه، آخرش
ما فقط یه قبیله ی شکارچیِ خرگوشیم
!معذرت میخوام رییس
قصد نداشتم همچین اتفاقی بیفته
!بوبنار، باید حرفمو باور کنی
!هاگنوب
!اوه
دوست گرازی عزیز قدیمی من
اگه من اشتباه کنم چی؟
اگه تموم این مدت حق با رییس بوده باشه چی؟
ها؟
اگه ما فقط یه قبیله ی شکارچی خرگوش باشیم چی؟
منو ببخش، هاگنوب
ولی باید برم یه معامله ای بکنم
باید قبیله رو نجات بدم
!غارنشین عروسکیتون رو از اینجا بخرین !قبل از اینکه منقرض بشن
!صد شونکل
!صد شونکل
اعانه ی اختیاری همه باید پرداخت کنن
!صد شونکل
!دوبرابر شده - اعانه ی اختیاری -
همه باید پرداخت کنن - این توهین آمیزه -
اگه بشقاب بدم، می تونین بقیه ی پولمو پس بدین؟
همه چی داره طبق نقشه پیش میره، دینو
عاشقتم، سکه ی برنزی کوچولو
!سلام
عاشقتم. عاشق تو هم هستم همینطور عاشق تو
!نوث
چی کار داری میکنی؟
اَه. باز اون پرنده ی پیر احمق نباشه
به سرآشپز بگو تاس کبابش کنه
پرنده ی پیر احمق"؟"
تاس کباب"؟"
!سرورم
...چرا همچین خوشوقتیِ غیر منتظره ای
نصیبم شده؟
فکر کردم خودم شخصا بیام به این بازی غارنشینی
و یه دماغی هم دستم بگیرم (اصطلاح: یه نگاهی بندازم)
افتخار بزرگیه، سرورم
...جای گفتن داره، برایان
مدیر رئال برونزیو، گاردشو آورده بالا
این شروع وحشتناکی برای این مَرده، برایان
وحشتناکه، یعنی، جداکه افتضاحه
من اینو میذارم به حساب استرس قبل از مسابقه
اینو راست میگی، برایان (اسم هردوشون برایانه، با املاها مختلف)
گزارشگر های سلطنتیم رو با خودم آوردم
!بشینین
صحیح
خب، بیاین بازی رو شروع کنیم، باشه؟
!مبارزان عصر حجر رو بیارین بیرون
چیه؟ داری منو کجا می بری؟
این چه بازیگوشی ایه راه انداختی؟
اوه، داگ
کی قهرمانان رو به مبارزه دعوت میکنه؟
همون طور که توافق کردیم دست از سر قبیله م برمیداری؟
آره. فقط اون حرفارو بزن
من نیستم
از بازی کنار می کشم
و برای کار در معدن داوطلب میشم
و؟
...و دره ی ما
مال توئه
!خدای من
غارنشین ها تسلیم شدن؟
اینطور به نظر می رسه
چقدر ناامید کننده
!همه برین خونه تون !بازی درکار نیست
عذر میخوام که به زحمت افتادین
به مامورا بگو پول مردمو پس ندن
!پرنده! پرنده
!خطا؟ الان که اصلا کسی بازی نمیکنه، مردک خنگ کچل (بازی با کلمات)
!نه، پرنده
خب، برایان
انگار تیم عصر حجر همین الان پروازکنان وارد شدن
درسته برایان
!واقعا که توی آسمون خیلی خوب به نظر میان
گرفتی چی گفتم؟
عالی شد
انگار که بالاخره بازی سرجاش هست
میخوای بدون ما شروع کنی، داگ؟
رییس، ما نمی تونیم بازی کنیم
به خاطر چهارتا نقاشی؟
پس تو از اون نقاشی های وحشتاک خبر داری؟
وحشتناک که هستن
من بهتر از اونا نقاشی میکنم
اما همش همینن
نقاشی
این آدمان که به حساب میان (مردم خودشون)
حق با تو بود، داگ
من فکر میکردم ما فقط شکارچی خرگوشیم
خب، دیگه نه
تو اینو بهم نشون دادی
کی برای نجات دره در کنار داگ بازی میکنه؟
قهرمان
اگه جناب سنگ بود، همینو میخواست
!ما قهرمان هارو به مبارزه دعوت می کنیم
!دخلتون اومده، غارنشین
...ممکنه مسابقه ی ناعادلانه ای باشه برایان
ولی بیا امیدوارم باشیم که حداقل سرمونو گرم کنه
ها! بیاین کارو تموم کنیم
چی؟
!بیاین انجامش بدیم
خب این جالبه
!هی، هوگلگرابر
!بیدار شو
!خیلی جالبه
باورم نمیشه
...برایان، تیم عصر حجر
حریفشونو غافلگیر کردن
به خاطر مبتدی بودنشون شانس آوردن، سرورم
حرکت بدی بود، غارنشین
حالا فقط مارو عصبانی کردی
!اوه
!ایول
!حالا وضعیت به حالت عادی برگشته
!جرگند! جرگند
بیا حرکتشو دوباره ببینیم، برایان
!بزن
!گل
نمیتونی با عروسک ها بحث کنی، برایان
!بوس بوس !بغل بغل بغل
عروسک ها دروغ نمیگن، برایان
و توی دروازه
حالا شد دوتا
...رئال برنزیو
حوصله ی مدارا کردن با حریفش رو نداره - !گل -
!مهم نیست. بریم
و قطعا این پایان کاره
!ایول
خب، به نیمه ی بازی رسیدیم برایان ...و رئال برونزیو
این مسابقه رو توی مشتش گرفته
!دارین میرین تو معدن
!دارین میرین تو معدن
تنها جایی که ما میریم،برگشتن به دره ست
!همگی بجنبین
!بیاین نشونشون بدیم ما کی هستیم
!تمریناتتو یادت باشه، ایماک
!خوب بود، ایماک. خودشه
خدای من، انگار غارنشین ها ضدحمله زدن
بیا جلو بذار اون تکلتو ببینم
!کارت عالی بود، مگما
!هی هی
این دیگه چی بود؟
کارشون غیر عادیه، برایان
ولی تاثیرگذاره
!این بی سابقه ست
...یادم نمیاد هیچ تیمی
به رئال برونزیو 2 تا گل زده باشه
ابله داشتی چه غلطی میکردی؟
...کودن خنگ
احمق! همه ی کارا رو من باید بکنم؟
!غارنشین داره رد میشه
خوراکی میخواین، سرورم؟
!خوراکیت به درد عمه ت میخوره
...خب، رئال برونزیو
نمی دونن از کجا خوردن. واقعا نمیدونن
تیم عصر حجر واقعا دارن درکنار هم جمع میشن، برایان
درست میگی، برایان ...این مثل
اتحاد انسان های اولیه"ست" یه جوک دیگه هم اینجا گفتم
!اینو نگاه کن
...مهاجم عصر حجر یه بازیکنو جا میذاره
...توپو از بین پاهای یکیشون رد میکنه
!کار خودته، گونا
همه ی مسیر رو به جلو میره
شوت میکنه
!گل میزنه
!جمعیت از خود بیخود میشن
و کی میتونه سرزنششون کنه؟ - !آره! آره!آره -
!یه لحظه صبرکنین
اون اصلا نباید توی زمین باشه
چرا؟
...چون اون یه دخ
!یه بازیکن عالیه
!شماها
!کارتونو جمع و جور کنین
مگه اینکه بخواین بقیه ی فصل رو معلق باشین
!به بازی ادامه بدین
!دینو! دینو - ها؟ -
کتاب قوانین دم دستت هست؟ - معلومه -
خوبه. چون میخوام پرتش کنم تو سرت
بجنبین بچه ها
یه گل دیگه بزنیم میریم خونه
دینو داره استراحت میکنه
من داور جدیدم
!این منصفانه نیست
عه جدا؟
بذار از داور جدید بپرسیم
داور، این منصفانه ست؟
بله، کاملا منصفانه ست
!خوبه. برگردین سر بازی
وقت صدمه دیدنه. فهمیدین؟
این که کریکت نیست، برایان
حالا کریکت هرچی هست
اونجا چیزی برای دیدن نیست به بازی ادامه بده
!نه - من که چیزی ندیدم -
!خطا نبود! به بازی ادامه بده
نه نه. بلندشو. به بازی ادامه بده
خیلی از کمربندش اومد پایین تر
!رییس
اوه، غارنشین افتاد، برایان
!وای پام! وای پام
!خیلی درد میکنه
!پنالتی
جرگند باید به خاطر بازیگریش جایزه بگیره
رییس؟ رییس؟
زود درستش میکنم
عالیه
درست شد. آفرین
!بیخیال، اون هیچم پنالتی نبود
باشه پخش مجددشو نگاه کن
!بزن. آخ! داور
!وای پام! پام
!نه، تمساح
غذا غذا غذا
!اوه، خطای وحشتاکی بود
!دارن با سوسیس می زننش
خجالت بکشین قطعا پنالتیه
تساوی برای این انسان های نخستین، راضی کننده نیست
.و حالا هم که این
...یه پنالتی برای رئال برونزیو
در لحظات پایانی مسابقه
و به نظر میاد حال دروازه بان هم خراب باشه
...داگ
رییس؟
من کل زندگیمو با شکار خرگوش گذروندم
من جلوی پیشرفتت رو گرفتم
متاسفم
...متا
رییس؟
!رییس
...داگ
قصد ندارم نگرانت کنم، ولی دروازه بان رو چی کار کنیم؟
هاگنوب؟
!خوبه
باورم نمیشه. الان یه گراز گذاشتن توی دروازه؟
باید بگم خیلی بی احتیاطی کردن
عجول بودن. گرفتی؟ گوشت خوک - (بازی با کلمات rash: بی احتیاط rasher: گوشت)
تا حالا هیچوقت یه پنالتی رو هم خراب نکردم
به هرحال نه جلوی یه خوک
...انگار دیگه همه چیز
برای این شکارچی های شجاع به پایان رسیده، برایان
...خیلی تلاش کردن
ولی درنهایت، این تلاش کافی نبود
با دره تون خداحافظی کنین، غارنشین ها
بجنب، هاگنوب
تو از پسش بر میای
!دستشو رسوند به توپ
بازی هنوز ادامه داره، برایان
!داگ. داگ
!توهمیشه یه شکارچی ماموت بودی
!داگ! اینجا
!برو ماموت شکار کن
!همگی کمکم کنین
!توپ منه
!دورمو شلوغ نکنین
!این یه گل شگفت انگیزه
اونو نگاه کنین
اردک گنده وارد زمین شده
فکر میکنه بازی تموم شده
!حالا دیگه تموم شد
به همون خوبی که فکرشو می کردی هست؟
نه
!از اون بهتره
!آره
!آفرین، دوست گرازی قدیمی من
!مردک متقلب
! تو مایه ی ننگ فوتبالی
بازی خوبی بود
جا
خوب بازی کردی، غارنشین
...پس
تو بهمون یادآوری کردی چطور باید زیبا بازی کرد
...درمورد لرد نوث
...نوث؟ نوث! کجاست اون مردکِ
!موش - بله، واقعا هم موشه -
!نگهبان ها
!اون موش رو دستگیر کنین
!خداحافظ تا بعد، احمق ها
باور نکردنیه، برایان
...اون عوضیِ شونکل دزد
!داره سود مسابقه رو به جیب می زنه
اول شما
ولی میتونه فرار کنه؟
!ضربه فوق العاده ای بود - !اینم یه ضربه ی جهشی -
!خورد بهش
نوث الان گاردشو برده بالا، برایان (اصطلاح انگلیسیش میشه عقب عقب رفتن)
به معنای واقعی کلمه
اونو ببین
منقار پیر، اونو گرفت - اوه برایان -
کمدی برنز به این میگن آفرین دوست من
!نه! شونکل های نازنینم
بشقابمو پس دادن
این حتما سیستم سلسه مراتبی رو به یادش میاره، نه؟
بله
...و غارنشین
فکر کنم این مال تو باشه
نماد بازی ای که از آسمون فرستاده شده
....ممنونم خانمِ
خانم رییس برنزی
...و الان فکر میکنم وقتشه برید خونه
به دره تون
داریم میریم خونه
!اوه هی
امیدوارم راضی بوده باشین
کاری از Mahya14 Telegram: MMobinM
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.