Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM
تدی پسرِ ریچارد آنسلو روپره
اون داره مدلِ کسبوکار پدرش رو ادامه میده و «ریور هاوس» هم تو این کار دست داره
آدام هالیول یه واسطهست
اون دهها شرکت بریتانیایی رو به مشتریهای خارجی وصل میکنه، اون هم اغلب تو خفا
خیابون هملی. هالند پارک
سؤال اینجاست که این دفعه واسه کی کار میکنه؟
مایرا کاوندیش فکر میکنه تو توی اون انفجار اتاق هتل کشته شدی
از من چی میخوای؟ تمام پروندههای عملیاتیِ رکس رو
همهشون رو بفرست
اسمش آلخاندرو گوالتروسه
اون تمام حسابهای بانکی من رو مسدود کرده
محموله رو توقیف کرده. حالا هم میخواد توش رو بگرده
نباید بذاریم این اتفاق بیفته
تدی به نقدینگی احتیاج پیدا میکنه. این راه نفوذ توئه
چی میخوای؟
باید متقاعدش کنی که متیو الیس همون کسیه که لازم داره
میخوای قسر در بری؟ قیمتش همینه
ما به لیست محموله توی اون کیف نیاز داریم تا بفهمیم با چی طرفیم
روکسی بهم گفت که دنبال فرصتهای سرمایهگذاری میگردی
میتونم بهت قولِ یه پاداش تپل رو بدم
تو کی هستی متیو؟
میتونم پروندهت رو پاک کنم
پاکم کن
خوب گوش کن
این کیف رو ببر به دفترِ کارتاخنا
بدش به پالوما. اون مراقبش هست
سفر بهخیر. منم مستقیم برمیگردم
هنوز بیهوشه
آقای هنسون، خواهش میکنم
یکی باید اون رو برگردونه. من خودم مراقبشم
پیشش بمون. مطمئن شو حالش خوبه. من به پولش نیاز دارم
شب بهخیر
سلام رئیس
چطوری اون کار لعنتی رو کردی؟
شاید بهتر باشه امشب همینجا بمونی
فکر کنم بقیه هم همین انتظار رو داشته باشن
یه سری لباس اضافه توی چمدونه
توی محمولههای «بارکوئرو» چیه؟
تو هیچوقت دستبردار نیستی، نه؟
تسلیحات بریتانیایی
به صورت غیرقانونی
صبح که شد، برو سراغِ تدی
بهش بگو با معاملهش موافقم
بگو توی ساحل قرار کاری دارم. قرارداد رو توی کارتاخنا امضا میکنم
من یه مدرک از اون محموله میخوام
و تو قراره بهم کمک کنی که به دستش بیارم
اگه بفرستمت تو، کار من تمومه
دیگه کارم باهات تمومه و میرم پیِ زندگیم
هر وقت کارت تموم شد خودم بهت میگم
من حتی اسم لعنتیت رو هم نمیدونم
ولی بذار یه چیزی رو برات روشن کنم
این تو نیستی که اوضاع رو کنترل میکنه
در مورد دفترهای «بارکوئرو» بهم بگو
اونا نزدیک بندرن
امنیتش خیلی بالاست، داخلش هم پر از دوربین و سیستمهای آلارمه
من کارتِ ورود به ساختمون اصلی رو دارم
ولی یه ساختمونِ ضمیمه پشتش هست که اونجا رو شخصی نگه داشتن. رمز ورود داره
کیفت باید همونجا باشه
حتماً من رو زیر نظر دارن
من کد ساختمون ضمیمه و شماره سریالهای دوربینهای مداربسته رو میخوام
خیلی پرتوقعی. خودت این رو میدونی؟
متیو
تدی
خوش اومدی رفیق
صبح بهخیر
به «بارکوئرو» خوش اومدی
همهچی ردیفه؟ ردیفه
عالیه. بفرما
بقیهی قرارهات چطور بود؟ اوه، فقط یه مشت حرفهای توخالیِ کارائیبی
چیز دندونگیری توش نبود
نگران نباش. الان دیگه اوضاع عوض میشه. بفرما
پسرمون داره وارد قلعه میشه
به قلکِ «روپر» نیاز پیدا میکنیم
چقدر؟
بیست میلیون. منظورم هم پزو نیست
باشه
حوالهش کن به حسابِ «بلیز»
یه مدتی پول رو اونجا نگه میدارم تا براش زمان بخرم
سلام. چطوری؟ سلام. خوبم
صبح بهخیر
متیو. خوشبختم
ایشون پالوماست. نگهبان قلعه
و بهت هشدار میدم. باهاش درنیفت
مدارک شناساییتون رو لطف کنید، آقای الیس
البته. متیو، این فقط یه تشریفاتِ اداریه
همین و بس
باشه
بیا تو. آمادهای؟
همهچی روبهراهه؟ روبهراهه
مدارک سه نسخه هستن
لطفاً بخونید و صفحات شش، نُه و دوازده رو امضا کنید
عجله نکن متیو
وقت زیاده
کمکِ مالی؟
واسه خیریهی بینظیرم
که از قربانیهای جوونِ سالها خشونت توی کلمبیا حمایت میکنه
و مدرک دوم؟
حقِ مالکیت سهامِ تو توی یه شرکتِ نوپاست
تا سه ماه دیگه یه سودِ خیلی خوبی بهت میده
با یه رسیدِ پولشویی
واسه سوابقت. ممنون
خواهش میکنم
پالوما، یه سری کپی واسه بانکِ میامی میخوام
باشه
فکر کنم حالا دیگه نوبتِ پوله
بله. فقط باید با بانکم توی بلیز تماس بگیرم تا اجازهی پرداخت رو بدم
مشکلی نیست. راحت باش
اِم، ببخشید
بذارش روی آیفون، لطفاً
عصر بهخیر آقای الیس. بخش پشتیبانی مشتریانِ سطح طلایی هستم
من ربکا هستم. چطور میتونم کمکتون کنم؟ بله. سلام. عصر بهخیر ربکا
تماس گرفتم تا مجوز انتقال وجه به حسابی رو بدم که
به نامِ «بنیاد آئورورا» در مدئینِ کلمبیا ثبت شده
این یه کمکِ خیریهست
البته
فرآیندهای امنیتی الان انجام میشه
لطفاً شماره حساب ذینفع و شمارهی «شِبا»ی مورد نظر رو وارد کنید
بله، حتماً
بسیار خب
خیلی ممنونم، آقای الیس
امروز مایلید چه مبلغی به «بنیاد آئورورا» ارسال کنید؟
بیست میلیون دلارِ آمریکا
البته
فقط جهت اطلاعتون، پول ظرف ۱۲ ساعت به حساب مقصد میرسه
علتش هم بررسیهای دادهایِ اضافیه که داره انجام میشه
طبقِ مقرراتِ مالیِ جدیدِ اینجا، توی بلیز
متوجهم. خیلی ممنون ربکا، مرسی
- ممنونم آقای الیس. روز خوبی داشته باشید. شما هم همینطور
نگفته بودی که تأخیر داره
نمیدونستم
من هر روز از این کارها نمیکنم. شاید تو میکنی
قوانین مالیِ بلیز سفتوسخته. روالِ کار همینه
ولی ما پول رو همین امشب لازم داریم
طوری نیست
مشکلی پیش نمیاد
نه؟ نه، نه
یه بررسیِ روتینه
من و متیو به هم اعتماد داریم و اصلِ کاری هم همینه
مگه نه؟
تا زمانی که پول بیاد به حسابمون، مهمون ما میمونی
با کمال میل
رکسانا، متیو رو ببر هتلش و مطمئن شو همهچی براش مهیاست
باشه؟
خوزه کابررا متهم به فعالیتهای شبهنظامی
علیه دولت، همچنان فراریه
طبق گفتههای منابع رسمی، ملکِ خانوادگیِ اون خالیه
و پلیس معتقده ممکنه توی مناطق جنگلیِ جنوب مخفی شده باشه
سلام. خوبی؟
نه، دارن آپارتمانم رو میپان و اصلاً هم سعی نمیکنن مخفیش کنن
باشه، ما فقط به زمان بیشتری نیاز داریم. مکس اون توئه
اون داره لیست محموله رو به دست میاره
بیست و چهار ساعت بهت وقت میدم
بعدش دیگه اجازه میدم محموله بره
ممنونم
صبح بهخیر
رکسانا بولانیوس. خیلی خب
متیو الیس
ویکتور. سلام رفیق
سلام
این رو از توی چمدونت قرض گرفتم
امیدوارم ناراحت نشی. ابداً، مشکلی نیست
سلام. سلام
بیا بریم یه کم قدم بزنیم
اقیانوس رو نشونم بده
اگه این وضعیتِ اعتماد کردنِ تدیه، واقعاً دوست دارم وقتی شکاک میشه رو ببینم
نه، باور کن دوست نداری ببینی
کدِ ساختمون ضمیمه رو داری؟
دو تا دوربین اون توئه. شماره سریالهاشون رو داری؟
آره. به مرکزِ کنترل دسترسی پیدا کردم
امیدوارم خوشقول باشی و پول رو بدی
سرِ پول بدقولی نمیکنم
اصلاً چرا خودت رو قاطیِ این قضایا کردی؟
به پنج میلیون دلیل
محل اختفای خوزه کابررا هنوز نامشخصه
طبق آخرین گزارشها، تیمهای جستجو
همراه با پلیس و ارتش ملی اعزام شدن تا این مجرم خطرناک رو دستگیر کنن
باید از شرِ این دوستمون خلاص شیم
اونوقت چطوری؟
من مصونیت قضایی و گمنامی میخوام
انگار اصلاً اینجا نبودی
ویکتور
بیا اینجا. گوش کن
ببین، تا چند وقتِ دیگه قراره
خانم رو برگردونم هتل، ممنون میشم اگه یه کم تنهامون بذاری
پس اگه یه مدتی توی بار بمونی
متوجهی؟ آره
مگه یه انگلیسی چقدر میتونه طولش بده؟
اون طبقه پایینه
بفرما تو. ممنون
وقت زیادی نداریم
آه
با همهی دوستدخترات همینجوری رفتار میکنی؟
نه دقیقاً
تو کسی رو نداری، نه؟
تو چی؟ به این میگن طفره رفتن
متیو
بگو یه بطری دیگه رو تا یک ساعتِ دیگه برات بیارن
بهشون بگو بذارنش پشت در. من کارتت رو لازم دارم
اگه داری بازیام میدی چی؟
اگه تو داری بازیام میدی چی؟
ممنونم
بیرونِ ساختمون نگهبانهای شب هستن، پس مراقب باش
اوه، نگران منی؟
نه، اصلاً برام مهم نیست
ولی اگه بفهمن تو کی هستی، خون من حلاله
پس سوتی نده
میخوام یه زنگ بزنم. نذار کسی بیاد تو، باشه؟
بله قربان. حواسم هست. نگران نباشید
ادواردو هستم
وصلم کن به آقای هنسون
فهمیدم. بهش بگو من زنگ زدم
تصمیم گرفتم که وقتشه دادستان رو از سرِ راه برداریم
یه جایگزین پیدا میکنیم که محموله رو آزاد کنه
برای تأیید نهایی، باید با گیلبرتو و دوستاش یه جلسه داشته باشم
رستورانِ بالای تپه. فردا شب
بسیار خب. خوبه
پدر، مرا ببخش
چیزی که دنبالش بودی رو پیدا کردی؟
الو؟
الو
ببخشید. ازت یه سؤال پرسیدم
دارم با تو حرف میزم
منم یه سؤال ازت دارم
اسم گیلبرتو هنسون تو رو یادِ چی میندازه؟
هیچی. چطور؟
چون اون داره با تدی کار میکنه
خب، من که نمیشناسمش
تو پنج ساله داری واسه این شرکت کار میکنی
خیلی چیزها هست که نمیدونی
باشه. اسمش رو شنیدم ولی تا حالا ندیدمش
جایی که ازم نخواستن سرک نمیکشم. داری دروغ میگی
لعنت بهت
من کدها رو بهت دادم
قرارمون همین بود. کدها به هیچ دردم نخوردن
تنها چیزی که پیدا کردم یه کیفِ خالی بود
باید توش لیستِ محموله میبود با جزئیاتِ کامل
از اینکه دقیقاً چه چیزهایی همین الان توی بندر کارتاخناست
میتونستم مشتِ همهشون رو باز کنم
با لیست چیکار کردن؟ نمیدونم
دقیقاً همونطور که گیلبرتو هنسون رو نمیشناسی. نه، نمیشناسم
نمیدونی اسلحه ها واسه کیه. تدی همهچی رو طبقهبندی میکنه
نمیدونی عملیات چیه یا کی داره پولش رو میده
اصلاً روحمم خبر نداره. یا اینکه چرا بریتانیاییها پاشون وسط کشیده شده
داری باهام بازی میکنی، درست مثل کاری که توی لندن کردی تا جونِ خودت رو نجات بدی
ولم کن لعنتی
آدمها به خاطر تو مُردن! آدمهایی که دوسشون داشتم
بهم دست نزن کثافت. حتی فکرش رو هم نکن
تا ۲۰ دقیقهی دیگه باید پایین باشیم. من میرم دوش بگیرم
تا اینجوری به نظر بیاد که اوقات خیلی خوشی رو با هم داشتیم
فردا صبح بهتره پولت جور شده باشه
وگرنه از اینجا میرم یا همهچیز رو بهشون لو میدم
اگه جای تو بودم این کار رو نمیکردم
تا اینجا رو تنهایی اومدم. بقیهاش هم ریسک میکنم
بیا تو
عصر بخیر، مارتین
از دیدنت خوشحالم. اسم من جِینه
از کدوم طرف وزیده که این افتخار نصیبم شده، جِین؟
تو، اوم، اخیراً یکی از دوستای من رو دیدی، مکس رابینسون
مکس برای چند روز آینده به خدماتت نیاز داره
اختصاصی. بدون هیچ سوالی
مبلغ پیشنهادی ما ۵۰۰۰ دلاره
چطوره؟ به نظر عالی میرسه
و
تو کی هستی، جِین؟
من یکی از اون سوالایی هستم که نباید بپرسی
حالا، ازت میخوام کمکم کنی یکی رو پیدا کنم
تدی به ما ملحق نمیشه؟ تو راهه
و رکسانا، اون کجاست؟
اون داره
لباس عوض میکنه
اجازه هست؟
فکر کردم سردرد داشتی
زهرِ زهر. زخم رو خوب میکنه
به سلامتی. به سلامتی
از بعدازظهرت لذت بردی؟
حسودیت شده؟
من فقط مراقبم
اسمشو این میذارن؟
یه کم برای دوشیزه بولانیوس احترام قائل شو
اون فقط یه چهرهی زیبا نیست. باشه؟
باشه. یعنی چی؟
رکسانا شاید جوون باشه، اما یه کلمبیایی اصیله
توی میدون جنگ، باید یه طرف رو انتخاب کنی
رکسانا طرف ما رو گرفته
به خاطر پول
نه فقط به خاطر پول
خب، پس برای چی؟
باید بپرسی
چه اتفاقی برای پدرش افتاده
این چیه؟ بلیط هواپیما به پاریس
وقتی پول واریز شد، برمیگردی
برو و دخترت رو ببین
به دل نگیر، اما ما تو رو اینجا نمیخوایم
ممنون
آها
سلام. های. ببخشید دیر کردم
ارزش منتظر موندن رو داشت
خب، خب، خب
شب بخیر
تدی
متئو. آخرین شبت در آمریکای لاتینه
آره، اینطور شنیدم
فکر کردم شاید بد نباشه یه کم خوش بگذرونم. میدونی؟
جدی؟ طاقت ندارم ببینم
راکسی، زیبا شدی. ممنون
حسودیت شد؟
باور کن، لازم نیست باشی
اجازه هست؟
حتماً
فردا صبح منو با پرواز میفرستن بره
بلیط هواپیما تو جیبمه
این مشکل من نیست، هست؟
مصونیت میخوای؟
اون چیزی که توی اون کیف بود رو میخوام. همین الان میخوامش
منو تهدید نکن لعنتی
اما خواهش میکنم
من پای حرفم میایستم
این ایده که یه مرد باید به یه زن وفادار بمونه
فقط یه زن. اه... مزخرفه
میدونی مشکل واقعی آدما چیه؟
نه
بهمون بگو
ما از نظر ژنتیکی صادق نیستیم
مگه نه؟ اون میفهمه. درک میکنه
منظورت چیه؟
فریبکاری توی دیانای ماست
از لحظهای که به دنیا میآییم، همهچیز دروغه
در نوزادی، تظاهر به درد میکنیم
در کودکی، اشک تمساح میریزیم
بعداً تظاهر میکنیم دنبال خوبی یا حقیقتیم، اما همهاش برای نفع شخصیه
ما حیواناتی هستیم که فقط دنبال بقاییم
اوم
رکسانا و من رو در نظر بگیر
امروز بعدازظهر با هم لب ساحل قدم میزدیم
برمیگردیم هتل
دست تو دستِ همیم
حالا، سوءتفاهم نشه. تو فوقالعادهای
اما تو عاشق من نیستی
تو پول من رو میخوای
من میگم تو رو میخوام، اما در واقع فقط دارم برای اهداف خودم ازت استفاده میکنم
هر دومون این رو میدونیم. کلِ این بساط
یه تئاتره و ما داریم نقشهامون رو بازی میکنیم
همهی ما. خب، پس آروم بازی کن
مردم صداتو میشنون. خب که چی؟
حداقل اینقدر صداقت دارم که اعتراف کنم کی هستم
من یه کلاهبردارم
در مورد چیزایی که میدونم دروغ میگم تا به چیزی که میخوام برسم
من یه کلاهبردارم
صداتو بیار پایین لعنتی
و در مورد چی داری دروغ میگی؟
خب، مثلاً
میدونم یه محموله توی بندر داری که کمتر از یه مایل با اینجا فاصله داره
لیست اموالش ابزارآلات ماشینآلات لولهکشی به نظر میرسه که قانونیه
اما همهاش الکیه
من با بچههای وزارت دفاع معامله کردم. کلاهبرداری رو خوب میشناسم
دا، دا، دا، دا
حدس میزنم یه مشکلی داری، نه؟
شاید کسی دستت رو خونده و باید به حسابش برسی. تهدیدش کنی، بهش رشوه بدی
هر چی. مهم نیست. من دارم تا وقتی این اتفاقات میافته، روی افتضاحات سرپوش میذارم
من با این قضیه مشکلی ندارم. باشه؟
من سهمم رو به قربانیان جوون سالها خشونت در کلمبیا اهدا کردم
و پولم هم نقدِ نقده. تا چند ساعت دیگه ۲۰ میلیونت رو میگیری
اما من احمق نیستم
میدونم دارم چه بازیای میکنم و این بازی تنیس نیست
آفرین
امشب دیگه تمومه
تدی! کجا میری؟ مگه چی گفتم؟
من فقط... فقط حقیقت رو گفتم
رکسانا، وقت رفتنه. آقای الیس پروازش زوده
اوه، بیخیال! تازه داشت خوش میگذشت
داری چه بازیِ لعنتیای در میآری؟
همونطور که گفتی، به تو ربطی نداره
آقای الیس، لطفاً با من بیایید
مشکلی نیست ویکتور، فکر کنم راهِ اتاقِ لعنتیم رو بلدم
نه، بلد نیستی
باورم نمیشه که هیچی نمیدونستی
امروز بعدازظهر کسی اینجا بوده؟
فقط آقای دوس سانتوس، قربان
بسیار خب
فیلمهای مداربسته رو چک کن. همین الان. چشم، قربان
اینجا چیکار میکنیم؟
بعد از اون المشنگهای که دوستمون راه انداخت
داریم چک میکنیم ببینیم چیزی گم نشده باشه
به چی نگاه میکنی؟ روت رو برگردون
اون بهت چی گفت؟ هیچی
اصلاً روحم هم خبر نداشت که اون این چیزا رو میدونه
گوشیت رو بده به من
چرا؟
چیزی برای پنهان کردن داری؟
قفلشو باز کن
توی مِدِیین چه اتفاقی افتاد؟
اون مستت کرد؟ من
من اون رو مست کردم
هر چی که فهمیده بود، قبل از دیدن من خودش فهمیده بود
به ذهنت نرسید که اون فقط از تو باهوشتره؟
تو ضمانتش رو کردی
من ریسکهاش رو کاملاً واضح توضیح دادم
اما تو پول رو میخوای. سریع هم میخوای. و حتی به من نمیگی چرا
تو هیچوقت هیچی به من نمیگی
گوش کن. تنها دلیلی که الان اینجایی، وفاداری من به پدرته
هوم
و هیچوقت این رو فراموش نکن
اوه، مطمئن باش فراموش نمیکنم
قربان
دوربینها رو چک کردم. مشکلی نداره
نشونم بده. بله قربان
بالا تو اتاق حراسته
ببینیم. یالا! زود باش
همهچیز رو چک کردی؟ بله قربان
اوه، لعنتی
برگرد هتل
فردا صبح میری مِدِیین. تو ویلای تدی میمونی
بیرون هم نمیری
تا چند روز دیگه، پرواز میکنی میری خونهت میامی
و محض اطلاع
دیگه متیو الیس رو نمیبینی
یالا، بزن بریم
میخوای چیکار کنی؟
من شهروند بریتانیا هستم. واو. تبریک میگم
سوار شو
عجله کن. رئیس منتظره
تماست رو دیدم. بیا تو
ممنون که اینقدر زود اومدی. فکر کردم ولز باشی
این آخر هفته نه
دیشب اپرای ریگولتو در گاردن بود
متأسفانه ناامیدکننده بود. اوه
قهوه یا آب میخوری؟ خوبم. ممنون، مایرا
بسیار خب. بشین
خب، داشتم فایلهایی که فرستادی رو نگاه میکردم
چیز زیادی دستگیرمون نشد، نه؟
آره. منم به همین نتیجه رسیدم
اما یه ایمیل پیدا کردیم که رکس نه سال پیش فرستاده بود
به کسی به اسم اندرو بِرچ
از حافظهی اصلی پاک شده بود اما بچههای من بازیابیش کردن
توش به یه حساب بانکی در لوکزامبورگ اشاره شده
میلیون دلار ۳۰۰
چیزی در موردش شنیده بودی؟
برای من که تازگی داره. من هیچوقت فراتر از پشتیبانی فنی با رکس در ارتباط نبودم
فکر میکنی بتونی دسترسی به حساب رو برام بگیری؟
یه کم نگرانم که رکس همهچیز رو به من نمیگفته
البته. دوشنبه امتحان میکنم
اوه
موضوع فوریتر از این حرفاست. میتونی الان انجامش بدی؟
پس همین الان. میتونم این رو نگه دارم؟
البته. بسیار خب
ممنون، مایرا
ببندینش
بذار یه چیزی رو برات روشن کنم، متیو
هنوز هم توی کشور من، گم و گور شدن آدما خیلی راحته
پس چطوری چیزایی که امشب بهمون گفتی رو فهمیدی؟
هیچی بهت نمیگم
تو کدوم خری هستی؟ تو دیگه کدوم خری هستی؟
باشه! اسم من متیو الیسه
من توی هنگ کنگ بانکدار بودم. به مشکل خوردم
با ۲۵ میلیون دلار که مال خودم نبود فرار کردم
هر چی بهت گفتم راست بود، به جز یه چیز
من از ارتش اخراج نشدم
من با اطلاعات ارتش اعزام شدم
۲۰۰۸ بصره و فلوجه، ۲۰۰۵ تا
تو خیلی دروغگویی
این توی سوابقت نیست. نه، نیست
فکر میکنی چرا؟ هان؟
بهم بگو. من میدانم چطوری آمار دربیارم
در مورد آدما. من اومدم مِدِیین چون لازم بود پولم رو بشورم
من تو رو هدف گرفتم
میدونستم تو دردسر افتادی
اما پول واقعیه
و تا یک ساعت دیگه توی حساب "آرورا" خواهد بود
امیدوارم اینطور باشه
چون این تنها راهیه که بتونی از اینجا زنده بری بیرون
حساب رو پیدا کردم
میلیون، که نه ساله بهش دست نخورده ۳۰۰
رکس چه غلطی میکرده؟ نشونم بده
سه دقیقه، دوست من
زود باش بازیل. کجاست؟
لعنتی
یه فکری به سرم زد
میتونم یه تراکنش صوری به یه حساب عملیات سایه انجام بدم
بخش فنی یکی تو "بلیز" داره که آمادهست
مثلاً بیست میلیون
اگه کسی پیگیرش بشه، میتونیم ردِ پرسوجو رو بگیریم و ببینیم به کجا ختم میشه
میخوام در موردش مشورت کنم
تا وقتی نگفتم کاری نکن
باشه
گندش بزنن
پول اونجا نیست. منظورت چیه؟
پول اونجا نیست. گوش کن تدی، یه اشتباهی شده
کدوم گوری هستی جاناتان؟
دیگه خیلی دیره. پول داره واریز میشه. بذار به بانک زنگ بزنم
خیلی چرت و پرت میگی لعنتی. فقط یه کم دیر شده
از همون لحظهای که دیدمت داشتی دروغ میگفتی، آشغال
نه، نه
نه، نه، نه
از روی من برو کنار لعنتی
بازیل کاراپتیان
اجازه داری تراکنش صوری رو انجام بدی
نه
برو کنار
نه
پول دستمونه. مطمئنی؟
ویکتور! ویکتور، صبر کن
پول همونجاست
لعنت بهت، تدی
پس اعتماد چی شد؟
بلندش کنید
گرسنهای؟
آره، حتماً
اول باید یه جایی برم
بدنِ مسیح
بدنِ مسیح
نزدیک بود بکشمت، متیو
قطعاً همین حس رو داشت
آخ متیو. تو اصلاً خبر نداری من واقعاً کی هستم، مگه نه؟
تمام عمرم جنگیدم
مثل سگ، برای پول
اینجا. مکزیک. گواتمالا
نزاعهای خونی
همیشه توی لجن
چطور وارد این کار شدی؟
چطور؟
فکر کنم تو همین کار به دنیا اومدم
مادرم مکزیکی بود. مکزیکانا
اومد اینجا، جوونمرگ شد
واسه همین توی یه صومعه پیش کشیشها بزرگ شدم
خیلی مذهبی
به محض اینکه تونستم، فرار کردم
بعدش برگشتم مکزیک
با آدمهای نابابی قاطی شدم
افتادم زندان. و پدرت؟
اون کجای این ماجرا بود؟
پدرم
تا جایی که میتونست حضور داشت
صحیح
اون دیگه بین ما نیست
شش سال پیش فوت کرد
متأسفم. نگران نباش
چطور آدمی بود؟
یه انگلیسی بود، دقیقاً مثل خودت
عجب
این دیگه اینجا چه غلطی میکرد؟
همون کاری که من دارم میکنم
اون وقت اون چیه؟
نمیخوای بدونی متیو. باور کن
امتحانم کن
دارم یه ارتش راه میندازم
سربازهای اجیر شده
سرباز؟ از کجا؟
از سراسر کشور
فقیر. جوون
آئورورا
چون یتیمها توی کلمبیا مثل علف هرز زیادن
این ارتش برای کیه؟
نه، متیو
قرار نیست این رو بدونی
یه دقیقه بهم وقت بده، بعد منو برگردون پیش هلیکوپتر
گوشیت رو پس بگیر. همینجا بمون
از اتاقت بیرون نیا، فردا خودم میبرمت فرودگاه
الان کجا میری؟
یه جلسه کاری بیرون شهر دارم
همیشه کار. یه مشکلی هست که باید حلش کنم
فردا میبینمت
فردا میبینمت
خداحافظ، دوست من
سلام
یه جین و تونیک و یه اسپرسوی دبل، لطفاً
باشه
خوشحالم که میبینم زندهای. خب، لیست رو نداریم؟
هنوز نه. چی شد؟
تدی یه کم مشکل اعتماد داشت
ممنون
آلخاندرو کجاست؟ خونهست
هنوز تحت نظره. یه ماشین مدام دم آپارتمانشه
باشه، آرومش کن
تدی تا امشب که چراغ سبز نگیره، هیچ کاری نمیکنه
قراره با پرواز بره به یه جای مخفی، یه رستوران بالای تپه
این شناسهی هلیکوپتره
باید تا اونجا تعقیبش کنیم
گیلبرتو هانسون هم توی اون جلسه هست
فکر میکنم کل این قضایا زیر سر اونه
بعید میدونم
تیمم اینو برام فرستاده
هانسون ۱۷ سال پیش توی یه حادثهی سقوط هلیکوپتر بود
داشت به مناطق دورافتاده اسلحه قاچاق میکرد
مرگش مخفی نگه داشته شد
پس چرا تدی داره تلفنی با هانسون حرف میزنه؟
یکی داره ما رو میپاد
اینجا چه غلطی میکنی؟ یه چیزی برات دارم
اینجا نه. بیا
بریم
تنهایی؟
یواشکی از ویلا زدم بیرون، ولی یه تاکسی منتظرمه. نمیتونم زیاد بمونم
بیا اینجا. سوار شو
بهم نشون بده
این رو از کجا آوردی؟ همونیه که لازم داشتی، مگه نه؟
آره
من فردا با پرواز میرم، پس تو اصلاً من رو نمیشناسی
و ما هیچوقت همدیگه رو ندیدیم. روشنه؟
مفهومه
خوبه
روکسانا. چی؟
چرا داری با این آدما کار میکنی؟ قبلاً که بهت گفتم، به خاطر پوله
به خاطر پول؟
آره
چون خوآن گفت
خوآن هیچی نمیدونه
بهم گفت دربارهی پدرت بپرسم
پدرم وقتی شش سالم بود مُرد
چون حاضر نشد به چریکهای محلی حق حساب بده، دزدیدنش
من و مامانم منتظر نامهی درخواست باج بودیم
اما به جاش، جنازهش رو توی ویلای ییلاقیمون تحویل گرفتیم
دیدم که چطور جلوی در ورودی رهاش کردن
واسه همین بود که گذاشتی رفتی آمریکا، نه؟
آره
با اینکه حتی یک بار هم برنگشتیم، ولی اون خونه هنوز مالِ مامانمه
متأسفم
خب، دیگه باید برم
آره، باید بری
سابقهی خوبی با آدمهایی که بهشون نزدیک میشم ندارم
منم همینطور
ببخشید مزاحم شدم
تدی داره پرواز میکنه
از دیدن دوبارهتون خوشحالم، آقای رابینسون
داره به سمت جنوبغربی میره
جادهی نایلو رو دنبال کن
آخرین مختصاتِ ثبتشده
۵.۱۷۶۵، ۷۲.۹۳۱۳
فهمیدم
اینجا چیزی نیست. کمکم کن. چی میبینی؟
چیز زیادی نیست. یه عمارت بزرگه، «لا استانسیا»
صاحبش کیه؟
خیلهخب، اینو گوش کن
به نام گیلبرتو پاردس هانسون ثبت شده
سالی، این نزدیکیها که هستیم رستورانی هست؟
اوم
فقط یکی
لا لوما دل یارومو
یه مایل فاصله داره
جاده مسدوده
بسیار خب. همینجا نگه دار. نگه دار
ماشین رو دور بزن. آماده باش. باشه
مهمونمون دیگه داره میرسه
به محض اینکه رسید، بیاریدش داخل
بله قربان، مشکلی نیست
همه چی روبهراهه؟ همه چی روبهراهه، عالیه
لطفاً به جیلبرتو بگو که دیگه دارن میرسن
البته، عالیه
ژنرال
تدی، چطوری؟ همه چی ردیفه، تو چی؟
آقای هنسون اینجاست؟
توئه. نگران نباش. رستوران تمام روز تعطیل بوده
بفرمایید داخل
یه نوشیدنی براتون آمادهست
کابررا هم اومد
خوسه، خوش اومدی
ممنون، تدی. تو چطوری؟
خوبم
آقای هنسون و ژنرال منتظرتون هستن
ممنون
نگران نباش، خوسه
ژنرال. حالتون چطوره؟
خیلبرتو
مشکل دادستان فردا حل میشه
همونطور که میدونید، خیلی کلهشقی کرد
پس حالا به روش خودمون پیش میریم
وقتش تمومه
ردی از ما پیدا نمیشه؟
تضمین میکنم. خودم شخصاً مراقب اوضاع هستم
و اطمینان حاصل کردم
که جانشینی برای آقای گوالتروس تعیین بشه
اون حکم توقیف رو لغو میکنه
همونطور که قول دادیم، آخرین محموله رو براتون میفرستیم
دقیقاً به موقع برای سالگرد
و شما هم جنگتون رو خواهید داشت، آقای هنسون
با کمال احترام
به آقای دوس سانتوس اعتماد کامل دارید؟
کاملاً، خوسه، رفیق قدیمی
تدی رو خیلی وقته که میشناسم
تقریباً به همون اندازهای که تو رو میشناسم
خیلی دقیق و حسابشده کار میکنه
هیچوقت ناامیدم نکرده
و هیچوقت هم نخواهد کرد
خب، انجامش میدیم؟
💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.