All language subtitles for Shifting.Gears.2025.S02E09.1080p.WEB.h264-EDITH

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM

هی بابا، حدس بزن چی شده؟

زندگی همیشه هم یه زخم عمیق پر از هرج‌ومرج و ناامیدی نیست

ببین کی امروز چقدر شنگوله

لابد یه کتاب‌فروشی‌ای تعطیل شده

و تبدیل شده به یه مرکز فروش ماری‌جوانای جدید، هان؟

رفتم به یه حراج وسایل خونه

اون خانمه وسایل خیلی باحالی داشت

و بعد از اینکه هر چیزی که احتمال داشت توش، روش یا زیرش مرده باشه رو کنار گذاشتم

این رو خریدم

هوم، راستش شبیه کپی کارهای "فرانک ماترانگا"ست

یه سفالگر خیلی معروف کالیفرنیایی

هوم. ولی مطمئنم تنها "پاتری" که تو می‌شناسی، هری پاتره

اوضاع کاسبی عالی بوده، واسه همین گفتم یه حالی به خودم بدم

و از وقتی اون پوستر رو گرفتم، دیگه هیچ اثر هنری‌ای نخریده بودم

همون که یه گربه روی توالت داشت روزنامه می‌خوند

و بالای توالت نصبش کردم

آها. راستی، اوم

می‌دونی جای این کجا خوبه؟ بالا تو اتاق مهمون من

منظورت اتاق منه؟

فکر کردم ازش خوشت اومده. خب خوشم اومده

فقط با دکوراسیونی که من اینجا راه انداختم، جور درنمیاد

کلی روش کار کردم

بذار مثل این نسل جدیدی‌ها بگم

داداش، حال و هواش رو دوست ندارم

پس حال و هوای من چی، رفیق؟

خدا نکنه من یه تیکه وسیله تو این خونه داشته باشم

واو. خب، تو که دو تا چیز داری

جورجیا و اون یکی... اِم، کارلسون

اوه. وای خدای من، اِم... اسمش چی بود؟

سلام بچه‌ها

این کارلوس خوآکین دِلا مانچا کوبی-برایانت مارتینزه

ولی می‌تونین "چارلی" صداش کنین

ای جان، چقدر ناناس و کوچولوه

یه جورایی دلم خواست یکی دیگه بیارم

نه

یه سگ رو می‌گم

کجا؟ پشت اون موش سفید کوچولو قایم شده؟

خانواده لیلی دنبال یکی می‌گردن که از سگشون نگهداری کنه

وقتی اونا سَن‌دیگو هستن

واسه مراسم ختم، نه واسه تفریح

راستش بعد از ختم قراره بریم "سی‌ورلد"

و لگولند. این... اینش مهم نیست

بهشون گفتم ما می‌تونیم از چارلی مراقبت کنیم، اگه مشکلی نیست؟

البته. چطوره از صاحب‌خونه هم بپرسی؟

خواهش می‌کنم بابابزرگ؟ خیلی جیگره

کی قراره آمار بازدید تیک‌تاک منو ببره بالا؟

تو

کی قراره کل آخر هفته رو توی قفس بمونه؟

تو

بیا بریم چارلی

اومد

چارلی، بیا بریم واسه اولین ویدیومون گریم و آرایشت کنم

چرا جلیقه پوشیده؟ مگه قراره ماشین پارک کنه؟

نه، اون یه حیوونِ حمایتگرِ عاطفیه

از کدوم عواطف حمایت می‌کنه؟

تنها چیزایی که من حس می‌کنم خجالت و شرمندگیه

بهش محل نذار

تنها حیوونِ حمایتگرِ عاطفی‌ای که این بهش باور داره

گوشت خوکِ کبابیه

چرا اینقدر اذیت می‌کنی؟ تو که سگ‌ها رو دوست داری

من عاشق سگم، ولی سگ‌های معمولی و هیکل‌دار

لابرادور، روتوایلر

این موجود انگار از جفت‌گیری کلنل ساندرز با یه "لابوبو" به عمل اومده

همه وسایلش همینه؟

آره، اینا تشویقی‌های چارلیه

که اونقدری که به نظر می‌رسن، خوشمزه نیستن

ببین، اگه نمی‌خواستن من بخورمشون

نباید شبیه سوسیس کوچولو درستشون می‌کردن

آهان، اینم قرص‌های ضد اضطرابش

اوه. رایلی

چیه؟ قرار نیست قرص‌های یه سگ رو بدزدم

دوزش خیلی پایینه

آهان، اینم غذاش

لیلی بهش یه رژیم سختِ بدونِ گوشت داده

سگه گیاهخواره؟ دیگه چی اون توئه؟

لازانیای بادوم هندی و ترس از تلاش کردن؟

کارتر، بذارش زمین

چیه؟ می‌خوام استخونام سالم و موهام براق باشه. اصلاً برو شکایت کن

آره. عجب کادیلاک خفنی می‌شه این

می‌خوام نقشه‌هات رو آماده کنی

و لیست کنی که می‌خوای با این ماشین به کجا برسی

حله رئیس. تا شنبه بهت می‌رسونمش

خوبه. عالیه. یکم مو چسبیده بهت

اوه. لعنتی

یه روز با اون سگه بودم، سر تا پام مو شده

بده من. اون وسیله رو بده به من

می‌دونی، قبلاً با زنی می‌گشتم که عشقِ این کارها بود

پسر، منو مثل "فیلی فاناتیک" تیپ می‌زد

پسر، اون زنه دیوانه بود

باید بهش زنگ بزنم

می‌تونی پشتم رو ردیف کنی؟

می‌تونی اونو بگیری؟

آه. باشه

حس می‌کنم قبل از اینکه دست به اون ناحیه بزنم

باید رضایت‌نامه بگیرم

فقط اون رول رو بکش تا با تیپا نزدم تو همون ناحیه‌ات

اون خرت‌وپرت‌ها رو از روی اون صندوق کثیف بردار

آروم بابا

شماها واقعاً به یه بخش منابع انسانی نیاز دارین

ما بخش منابع انسانی نمی‌خوایم

ما اینجا دوست داریم با هم بداخلاقی کنیم

هی عزیزم. دیشب مسواکت رو جا گذاشتی

جا نذاشتمش

فکر کردم شاید بتونم بذارم پیش تو بمونه

چون بیشتر وقتم رو اونجا می‌گذرونم

قضیه داره جدی می‌شه بینتون

من که قدیما حتی نمی‌ذاشتم زن‌ها بفهمن کجا زندگی می‌کنم

شعار من اینه: برو دنبال دیوونه‌بازی، نذار دیوونه‌بازی بیاد دنبالت

خب، ما که نمی‌تونیم بریم خونه من

سه تا هم‌خونه دارم که همه‌مون رقصنده‌ایم

واسه همین همیشه یه دختر تو حمومه

و یکی دیگه هم با حوله داره می‌کوبه به در

اومم

می‌دونی چیه؟ بذار کمکت کنم

چطوره تو بری پیش گیب زندگی کنی و من برم پیش اونا؟

اینکه بیای پیش من زندگی کنی، یه جورایی منطقیه

واقعاً؟ آره. تو که تقریباً هر شب اونجایی

تازه، مسواکت رو هم که آوردی

داری ازم می‌خوای که بیام باهات زندگی کنم؟

استیچ شروعش کرد

ولی آره. چرا که نه؟

رمانتیک‌ترین چیزی نبود که تا حالا شنیدم، ولی باشه

چرا که نه؟

وای، چقدر هیجان‌انگیز

ایول

خوبه، من برم خبر رو به هم‌خونه‌هام بدم

باشه. همون لخت‌ها؟

هی، من می‌برم خبر رو

استیچ، طبقه چهارمه و آسانسور هم نداره

یه جوری ردیفش می‌کنم

می‌دونی، تو مغز نداری. همه‌اش کالریِ خالیه

جهت دفاع ازش باید بگم که اون مثل یه ناخدای پیر دریاست

که داره پایی رو می‌خارونه که سال‌هاست وجود نداره

هی بابایی. "ایو" یه عکس از تورش فرستاده

می‌خوای ببینی؟ نه

اگه گوشیت ذره‌ای شبیه لپ‌تاپت باشه

اصلاً دلم نمی‌خواد ببینم توش چیه

باشه، ولی هر وقت خواستی درد و دل کنی من هستم، داداشِ من

حتماً شنیدن اخبار "ایو" سخته

که داره این همه ماجراجویی‌های باورنکردنی می‌کنه

نه، منم اینجا ماجراجویی‌های خودم رو دارم

دارم به لیست کارهای گیب واسه اون کادیلاک نگاه می‌کنم

و اون همش اینجا ایموجیِ دختر در حال رقص می‌ذاره

هی، هی، هی، هی

همین الان واسه گیب ایموجیِ بادمجون فرستادی

سگ رو بردار، خب؟ می‌خوام این سگ از اینجا بره

اوه، واقعاً؟

نه می‌تونم گلدان داشته باشم، نه سگ

حتی نمی‌تونم موقع مسابقه "گردونه شانس" جواب‌ها رو داد بزنم

تو که قبلاً اون قسمت رو دیدی

همش تکراریه

خونه خودته، قوانین خودت

اتاق مهمونت رو هم که باید با کره زمینِ تو شریک بشم

همون که روش اسم همه کشورهای کمونیست رو سیاه کردی

یعنی من هیچ حق انتخابی ندارم؟

وقتی نوجوان بودم به اندازه کافی بد بود

ولی حالا خودم مامانم و بیزینس خودم رو دارم

تازه، من صاحب‌خونه هم هستم

خب چرا واسه خودت یه خونه نمی‌گیری؟

می‌دونی چیه؟ همین کار رو می‌کنم. خب، موفق باشی

خسته شدم از اینکه حس می‌کنم اینجا بهم خوش‌آمد نمی‌گن

توی جایی که فکر می‌کردم خونه خودمه

اشتباه فکر می‌کردی

خیلی خب، تموم شد

این رو به عنوان استعفای من در نظر بگیر. ما داریم می‌ریم

و محض اطلاعت

کالیفرنیا یه کشور کمونیستی نیست

فقط یکم زمان بده بهش

اوه

گیب برام یه ایموجیِ قلب فرستاد

تو شروع کردی به فرستادنِ اینا، خودتم تمومش کن

هی، شماها آپارتمانی سراغ ندارین

که ارزون ولی شیک باشه؟

چون جایی که الان هستم مجانیه ولی باهام بدرفتاری می‌شه

خب، می‌دونی که همسایه‌ام تقریباً ۱۰۰ سالشه

می‌تونم بترسونمش

بهش بگم دارم با نوه‌اش قرار می‌ذارم

آخه چرا می‌خوای بری؟

تو داری با "مت پارکر" زندگی می‌کنی

باید می‌دیدی دیروز چه پیامی بهم داد

من به فضای شخصیِ خودم نیاز دارم

ولی آپارتمان‌ها خیلی گرونن. اه

بی‌ربط به موضوع، قیمت این لاته ها شده ۲۰۰ دلار

انعام هم یادت نره

فایده نداره. می‌دونی چرا؟

چون به نظر من تو اونقدرا هم ناناس نیستی

تو فقط یه سگِ عجیب‌غریبی. همینه که هست

باشه، باشه، باشه، باشه، باشه، باشه

خیلی خب، ای بابا. بیا اینجا

می‌دونی، اونایی که واقعاً دوستت دارن؟

رفتن

شاید واسه آخر هفته، شایدم واسه همیشه

آره، "ایو" هم همین کار رو با من کرد

رفت واسه همیشه

ای بابا

باشه بابا. واسه همیشه نرفتن

ببین، به کسی نگی من این کار رو کردم

وگرنه مجبورت می‌کنم اون تبلیغ‌های "سارا مک‌لاکلن" رو ببینی

آره، آره، آره

خیلی ترسناکه، نه؟

خب، یکم نقلیه ولی قشنگه

شماها چی فکر می‌کنین؟

یه بوی عجیبی می‌ده

این حرف رو کسی می‌زنه که تنهایی داره سنتِ

"انگشتم رو بکش" رو زنده نگه می‌داره

قشنگه، نه؟

ولی بازار رقابتیه. باید سریع بجنبی

ببین، ممکنه اون گولِ حقه "کمیابیِ ساختگیِ" تو رو بخوره

ولی هردومون می‌دونیم که بازار داره از سکه می‌افته

اِ

ببخشید دخترم رو، داره فوق‌لیسانس مدیریت می‌گیره

از دانشگاهِ "شارک تنک"

چرا نمی‌رین اتاق‌خواب‌ها رو ببینین؟

یادت باشه، من اتاق بزرگتر رو می‌خوام

واسه مزرعه استخراج کریپتوم

اِم، ببخشید. بیزینس توی خونه ممنوعه

این بیزینس نیست، یه سبک زندگیه

بهش توجه نکنین. ما مایه‌دار نیستیم

بهمون نگفته بودی که همه‌مون باید از یه حموم استفاده کنیم

آره، اینجوری به درد من نمی‌خوره

من به وقتِ وانم نیاز دارم

اسمش رو گذاشتی وقتِ وان؟

می‌ذارم شما سه تا با هم بحث کنین

مامان، ما نمی‌خوایم اینجا زندگی کنیم. ما عاشق زندگی خونه بابابزرگیم

آره، خونه‌اش مثل یه هتل شیکه

توی هر اتاق یه تلویزیون هست و یه انجیل

که از یه هتل شیک دزدیده

ولی ما داریم زیر سلطه اون زندگی می‌کنیم

بدت نمیاد که یه دیکتاتورِ کینه‌ای همش بهت دستور بده؟

راستش جورجیا بیشترِ عمرم پیش من بوده، واسه همین

وقتی وگاس بودیم، تقریباً هیچ‌وقت مامان‌بزرگ و بابابزرگ رو نمی‌دیدیم

حالا که مامان‌بزرگ رفته

با این گوشت قرمزهایی هم که بابایی می‌خوره، زمانش رو به پایانه

اه

باشه، خیلی خب

ولی نگران نباشین. بابابزرگ حالا حالاها موندنیه

ذاتِ پلید اینجوری کار می‌کنه دیگه

خب، این چطوره؟ اوه. بیکن دوست داری، هان؟

این چربیِ خوبیه. خب، البته طبق نظر رایلی نه

اگه اینجا بود می‌گفت چربیِ بد

چربی بد، چربی خوب

کشور به اندازه کافی دو دسته شده

حالا چربی هم باید انتخاب کنه کدوم طرفیه

آره، می‌دونی چیه؟

راستش یه جورایی ازت خوشم میاد

می‌دونی، باید اینو بگم چاک

فقط دو تا مرد که دارن بسکتبال کالج تماشا می‌کنن

چی از این بهتر می‌تونه باشه، پسر؟

ما امروز به زن‌ها نیاز نداریم که بهمون بگن چیکار کنیم

مگه نه؟

ولی از ایو خوشم میومد، خیلی زیاد

اون متفاوته. گاهی وقت‌ها تضادها همدیگه رو جذب می‌کنن

یه چیزی مثل، مثلاً کالباس و کاهو

نمی‌فهمم چرا کاهو پاشد رفت کره

وقتی بیکن گفت «دوستت دارم». به نظر چیز عجیبی میاد

ولی واقعاً ازش خوشم میاد

بهش پیام بدم؟

آره. اصلاً چرا باید بهش پیام بدم؟

اون بود که رفت، مگه نه؟

سلام، آقاجون

سلام، بابابزرگ

سلام، مامانتون کجاست؟

آها، ما رو رسوند و رفت. داره میره «مدیتیت»

اسم اون عطاری جدیده‌ست

که قبلاً کتاب‌فروشی بود

داری چیکار می‌کنی؟

چارلی اجازه نداره بیکن بخوره

می‌دونی چیه؟ فکر کنم این واقعاً یه «سنت برنارد»ـه

که توی بدنی گیر کرده که پروتئین کافی بهش نرسیده

آقاجون، لیلی گفت اون آلرژی شدید داره

احتمالاً واسه همینه که امروز این‌قدر بالا آورد

ولی من فکر کردم مال چوریسوئه

واسه سگ خیلی تنده

بهش چوریسو هم دادی؟

یه مقدار زیادی دادم

باید ببریمش دامپزشکی

آقاجون، می‌دونم تازه وارد دنیای قرار گذاشتن شدم

ولی اگه سگ لیلی رو بکشم، هیچ‌وقت به مرحله اول هم نمی‌رسم

باور کن اون سگ چیزهایی خورده

که خیلی بدتر از این‌هایی بوده که من بهش دادم

این بیشتر از وزن خود سگه است

اوکی، شاید بهتره سگ رو ببریم دامپزشکی

رایلی، اینجا چیکار می‌کنی؟

باید از دست بابام فرار می‌کردم

قبل از اینکه یکیمون اون یکی رو توی خواب بکشه

من. قاتل منم

در ضمن، یه هدیه چشم‌روشنی واسه تو و آملی آوردم

آه، ممنون

خیلی لطف کردی

کجا بذارمش؟ امم، چطوره اینجا؟

گشتن دنبال آپارتمان چطور پیش میره؟

افتضاح

معلوم شد که سخته چیزی بهتر از «مجانی خونه بابا» پیدا کنی

آره، و اگه یه جای دیگه هم پیدا می‌کردی که مجانی باشه

احتمالاً باید به اون طرف هم می‌گفتی «ددی»

داری چیکار می‌کنی؟

فقط دارم از شر یه سری از وسایلم خلاص می‌شم

تا برای وسایل آملی جا باز بشه

چون نمی‌تونی با پارتنرت جا باز کنی

بدون اینکه واقعاً واسه پارتنرت جا باز کنی

یه پادکست گوش دادم. اوه

واو. قدم بزرگیه. آفرین

واقعاً هست؟

من فقط، می‌دونی

واقعاً دلم نمی‌خواد از شر وسایلم خلاص بشم

داری درباره با هم زندگی کردن تجدید نظر می‌کنی؟

اوه اوه. نکنه ترسیدی و داری جا می‌زنی؟

پاهام اون‌قدر یخ کردن که حسشون نمی‌کنم

واسه همه پیش میاد. منم درست قبل از اینکه

با اون جیمیِ عوضیِ احمق ازدواج کنم، ترسیده بودم

ولی تو و آملی عالی می‌شید

داره سردتر میشه! پاهام قندیل بستن

گیب، این می‌تونه برات خوب باشه

یه خورده خانه‌تکانی کردن خاصیت درمانی داره

از شر چیزهایی که بهت شادی نمیدن خلاص شو

خبر خوب، عزیزم. اوه، سلام رایلی

یه سری کوسن‌های تزئینیِ فوق‌العاده پیدا کردم

اوه، عالیه

شاید بتونی با اونا شادیِ منو خفه کنی

چی؟

داشتم با رایلی حرف می‌زدم

آره، فهمیدم دارم اشتباه بزرگی می‌کنم

نمی‌تونم این کار رو بکنم

بهش چی گفتی؟

من هیچی نگفتم. من... من عاشق کوسن تزئینی‌ام

مخصوصاً اگه لهجه‌اش استرالیایی باشه

اوه، ای بابا. این که بالش نیست

بالش یعنی این

مشکلش چیه؟

پانیک کرده

شاید چون مجبوش کردی پاپیون ببنده

یه جورایی شبیه رقصنده‌های پارتی‌های مجردیِ زنونه شده

واسه تولدش لباس پوشیده و تو حالا گند زدی بهش

هی، خونه پیدا کردن چطور بود؟

اه، جاها زیاد خوب نبودن

ولی حداقل به جیب ما هم نمی‌خوردن

به مامان گفتیم که نمی‌خوایم جابجا بشیم

فقط فکر نمی‌کنم توی این سن

قسمتم این باشه که زندگیِ سختی داشته باشم

ما عاشق خونه توایم. همه حموم‌دستشویی‌هاش قفل دارن

من این‌طوری برداشت کردم که مامانتون داره زجر می‌کشه

بیشتر به خاطر اینکه خودش بهم گفت دارم زجرش می‌دم

منظوری نداشت

توی وگاس همش از این خونه به اون خونه می‌رفتیم

از این کار متنفر بود

اون موقع رو یادته که توی «سیرکوس سیرکوس» زندگی می‌کردیم؟

خیلی خیلی وحشتناک بود

خب، نه، اون‌قدرها هم بد نبود

اون بدلِ الویس بهم تقسیم چکشی یاد داد

«تقسیم بر دو، یکی هم از اون آتیش‌ پاره‌ها طلبمون»

فکر کنم مامان فقط یه جایی رو می‌خواد که مال خودش باشه

هیچ‌وقت این‌ها رو به من نگفته بود

اوه، ببین. چارلی حالش خوبه

می‌تونید ببریدش خونه

ممنون دکتر. داری کمک می‌کنی یه پسر بچه مرد بشه

هزینه عقیم کردن یه بچه چقدر میشه؟

ببین، امم، ولی حال سگه خوبه دیگه؟

صد در صد. عالیه

کامل معاینه‌اش کردم. از سر تا پا، درون و بیرون

هوم

چه خبره؟

چرا داره تردید می‌کنه؟

فقط بابت دور ریختن وسایلش هول کرده

واسه مادربزرگ منم پیش اومد. البته اون اختلال احتکار داشت

و من داشتم یه کنسرو هلوی ۱۴ ساله رو می‌انداختم دور

چِشه این؟

نمی‌فهمم چرا چسبیده به این آشغال‌پاشغال‌ها

مگه همه مردا دوست ندارن به خرت‌وپرت‌هاشون بچسبن؟

مسئله اینه که این‌ها واسه گیب آشغال نیستن

تا حالا از دوران بچگیش بهت گفته؟

نه. هیچ‌وقت درباره این چیزها حرف نمی‌زنه

خب، خیلی داغون بوده. خاطره‌های خوب زیادی نداره

این وسایل اونو یاد زمان‌های خوب می‌اندازه

مثلِ، مثلاً، این لیوان پلاستیکی

بابام گیب و برادرم رو برد به این بازی

درست همون شبی که بابای گیب ترکشون کرد

بعدشم، بابای گیب روز تولدش پیچوندش

واسه همین ما با یه سفر به «مدیوال تایمز» غافلگیرش کردیم

و بعدش، من به «شوالیه سبز» گفتم

که گیب اگزما درجه چهار داره، اونم اجازه داد اسبش رو ناز کنه

اصلاً روحمم خبر نداشت

حالا عذاب وجدان گرفتم که داشتم به گیب فشار می‌آوردم

که وسایلش رو بریزه دور

خب، شاید بهتر باشه اینو به خودش بگی

سلام

داشتم استراق سمع نمی‌کردم ولی، امم

عذرخواهیت رو می‌پذیرم

فقط محض اطلاعت، می‌تونی درباره هر چیزی با من حرف بزنی

حتی درباره دوران بچگیت

می‌دونم، فقط

واسم سخته درباره چیزهایی حرف بزنم که ناراحتم می‌کنن

مثل وقتی که مک‌دونالد تمام روز صبحانه می‌داد

و بعد یهو قطعش کردن

آره، بدون هیچ هشداری

ادامه بده

همه چیز درست میشه عزیزم

ما اینجا خیلی خوشبخت می‌شیم

باشه

من دیگه برم

امم، با این

و فکر کنم خودم رو مهمون کنم

به تماشای نسخه کارگردان فیلم «مرد انسینو»

آخ، چه زندگی‌ای دارم من

دمِ اون موجود رو ببین

داری «ترنر و هوچ» می‌بینی؟

آره. اون سگه بازیگر خوبیه، نه؟

اون تام هنکس؟ نمی‌دونم

می‌دونم، منم همین الان همینو گفتم

در ضمن، نگران اون گلدون نباش

برش می‌گردونم توی اتاق خودم. ببخشید، اتاق مهمونت

چطوره فقط بذاریش روی کنسولِ‌مون؟

صبر کن، گفتی «مُون»؟

خب، همون‌طور که رفیقم کارلوس خواکین دِ لا مانچا کوبی‌برایانت مارتینز میگه

«خونه من، خونه توئه»

ممنون بابا

البته، یه شرط کوچیک هم داره

ای داد بیداد

گوش کن، بیا از این به بعد بهم اجاره بدی

ولی می‌ریزیمش توی یه حساب پس‌انداز

و به زودی پول پیشِ یه خونه رو خواهی داشت

که خونه خودت رو بگیری

هوم. ممنون بابا

هرچند، تا اون موقع اینجا دیگه خونه من شده

و خونه تو هم، خب، یه «خانه سالمندان» میشه

اوکی. پس معامله‌مون شد؟

این خونه ماست با قوانین ما. قبوله؟

راستی، داشتم فکر می‌کردم می‌تونیم پنل خورشیدی بذاریم

نه، نه، نه

اینجا خونه‌ست. از این پاتوق‌های هیپی‌ها نیست

توی جمهوری خلقِ پورتلند

دقیقاً

بفرما. اولین چک اجاره

مستقل بودن حس خوبی داره

اوه، اگه واقعاً می‌خوای حس مستقل بودن کنی

می‌تونم اسمت رو از طرح اشتراکی تلفن خانواده خط بزنم

اوه. آروم باش پهلوون. اون چک هنوز پاس نشده

چرا داری اونو می‌ذاری اونجا؟

اینجا بهتر به نظر میاد

ببخشید. چی گفتی چارلی؟

دقیقاً. موافقم. اون گفت به اونجا نمیاد

پس چی شد «خونه ما، قوانین ما»؟

واسه اونجا خیلی بزرگه

تو کارتر رو به دنیا آوردی، درک می‌کنی

اوه

کارتر، دوست‌دخترت اومده

اوه، ما از برچسب‌های سنتی استفاده نمی‌کنیم

ما به همدیگه می‌گیم «عشق» و «نفس»

عشق‌نفس

اوه، دلم برات تنگ شده بود

اونو دیدی؟

ممنون که مراقب چارلی بودی

اوه، خواهش می‌کنم. دلمون براش تنگ میشه

نمی‌خوای خداحافظی کنی بابا؟

البته. بذار یه بار دیگه شکمش رو بمالم

بیا اینجا پسر، بیا اینجا

تو واقعاً بهترین دوستِ انسانی

💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.