Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
واحد سی ۲۰۰۳ ژونگ می بائو
چه خبره؟
بیشتر از یه ساعت شده
به زودی میرسن
آروم باشید
بله
یکیرو میفرستن اینجا
بله
من میرم سرپرستمُ پیدا کنم
هی
کجا داری میری؟
کمکم کنید
می بائو
حراست ساختمان، شیه بائو لو می بائو
بدون بستن در کافه رفته
گوشی تلفنشم نبرده
الان میرم به آپارتمانش سربزنم
اینجا ساختمان بلندیه
اگه قطعی برق زیاد اتفاق بیفته چی؟
راستش، من سالهای زیادیه اینجا زندگی می کنم
واحد سی ۱۲۱۸ مامور فروش املاک لین منگ یو
این اولین قطعی برقه
خب، من فکر میکنم قبلا یه بار اتفاق افتاده بود
واحد بی ۱۶۰۲ آرشیتکت، لین دا سِن
واحد بی ۱۶۰۲ همسر آرشیتکت، لی مو لی
عزیزدلم
عزیزم
واحد سی ۲۳۰۷ دینگ ژیائو لینگ
واحد سی ۲۰۰۲ نویسنده، وو مینگ یو
می بائو
می بائو!
نظافتچی، لی می یو
راهُ باز کنید
متاسفم
الان باید به یه کار دیگه برسم
متاسفم
من این کارو با می بائو کردم
تقصیر منه
ساکت باش، مردم دارن نگاه می کنن
زنی که در تاریکی آمد و در تاریکی رفت
کره فا با افتخار تقدیم میکند KoreFa.ir
BlairWitch:ترجمه و زیرنویس
براساس رمانی از چن یو
رابطه عاشقانه مرگبار در برج افق
درباره شیه بائو لو (بخش اول)
قربان
قربانی ژونگ می بائوئه
بیست و نه ساله
اون مالک کافه طبقه هکمف ساختمان بوده
حدوده دو سال به تنهایی در برج افق
زندگی می کرده
بقیه میگن همیشه سرگرم کار بوده
یا تو کافه کار میکرده یا تو خونه استراحت
به ندرت از این ساختمان خارج میشده
ما اطلاعات زیادی داریم
بیا اینجا
بهم بگو درمورد صحنه جرم چه فکری می کنی
بغیر از ضربه محکم روی سرش
هیچ اثر مشخصی روی بدنش نیست
هیچ نشونه ای از تعرض جنسی هم نیست
اتاق آسیبی ندیده
مجرم حتما با چیدمان خونه آشنایی داشته
دلیل زخم روی سر هنوز نامشخصه
کسی که باعث این زخم شده
ممکن یکی از آشنایان نزدیک اون بوده باشه
اما این نیازمند تحقیقات بیشتره
چی فکر می کنید؟
من چی فکر می کنم؟
بیا نزدیک تر
من فکر می کنم این یه جنایت عشقی بوده
چرا؟
نمیتونی مقتولُ ببینی؟
قشنگه؟
بله
دخترای قشنگ معمولا دچار مشکلات در روابط هستن
قربان، این تبعیض جنسیتیه
گوشی مقتولُ پیدا کردی؟
نه
حتما قاتل اونُ برده
آرشیو دوربین مداربسته چی؟
بله، گروه آی تی دارن روش کار میکنن
اما بهمون گفتن بهش امید نبندیم
یعنی چی؟
پوشش دوربین مداربسته محدوده
چند سال پیش یه سری از ساکنین درمورد
تعرض به حریم خصوصیشون اعتراض کرده بودن
برای همین مدیریت همه دوربین های راهروهارو برداشت
اونایی که باقی موندن در آسانسورها و لابی هستن
پولدارا دردسرسازن
رابطه اش با بقیه چطور؟
فقط فهمیدم که به همسایه هاش نزدیک بوده
اون دوست زیادی نداشته
و خانواده اش هم در این شهر نیستن
نتونستم باهاشون تماس بگیرم
حسابی درمورد هرکسی
که اونُ میشناسه تحقیق کن
بله
کی جسدُ پیدا کرده؟
یه مامور حراست از مدیریت
مامور پلیسی که اینجا بوده میگه اون هی داد میزده
که اون این کارو باهاش کرده
پس از اون شروع کن
کاراگاه ژونگ
کاراگاه ژونگ
دخترتون ازم خواست بهتون بگم تکالیفشُ انجام داده
و اینکه کی میرید خونه
باشه، کارم تقریبا تموم شده
دختر؟
نگاه کن
یه دختر تنهایی طبقه بالا زندگی می کرده
یهویی
تو خونه خودش کشته میشه
دنیای بیرون خطرناکه
ژونگ جینگ گائو
چرا همه اش منُ میترسونی؟
تو یه افسر پلیسی
این طبیعیه که با حوادث خطرناک زیادی مواجه بشی
اما، معنیش این نیست که دنیا خطرناکه
حواست به رفتارت باشه!
من فقط نگرانتم
میدونی چی؟
بهم نگو که میخوای وقتی رفتی کالج یه اتاق
جدا بگیری
تو خوابگاهت بمون
رومخی زودباش و بیا
صبرکن، میرسونمت
یانگ، تو مسئول صحنه جرم هستی
پلیس جنایی مانچه
منو سفارش غذا
مطمئنی هیچی نمیخوای؟
نه، میخوام وزن کم کنم
پس من مال خودمُ سفارش میدم
هی
وقت نهاره
یکی هم برای شما سفارش میدم
اسمش چیه؟
شی بائو لو
شی بائو لو
وقت نهاره
یکی هم برای شما سفارش میدم
من قراره خیلی اینجا بمونم؟
کوتاه نیست
پس ممنونم
خواهش می کنم
میتونی الان شروع کنی
بله
سمت شما در دفتر مدیریت چیه؟
مامور حراست
اما، مامور حراست بودن در شرکت ما متفاوته
ما باید همه کار بکنم
_مثلا.... _ برنج سرخ شده میخواهید یا رشته سرخ شده؟
فرقی نداره
مثلا؟
مثلا
متصدی پذیرش
لوله کش، برق کار
و گشت روزانه
برای ساکنین
اگه به هر مشکلی بربخورن
فقط به ماموران حراست زنگ بزنن
میخواهید پرادویه باشه؟
از همه مهمانان
میخواهید کارت شناساییشونُ نشون بدن؟
اگه ساکنین با خودشون مهمون بیارن
نیازی به ثبت نیست
در شب حادثه
هیچ مهمانی از اون طریق وارد شد؟
تا جایی که یادمه
سه نفر بودن
ساعت شش
آقای ما از واحد ای 802
یه دختر با لباس سفید اومد
حدود هفت
خانم شن از واحد بی 3105
اومد پایین و یه مرد میان سال یذره چاقَُ برد بالا
دوروبر هشت
آقای چن از واحد دی 1503
با یه مرد کلاه دار اومد
همه اش همینه؟
بله
چطور میتونید به این وضوح اینهارو به خاطر داشته باشید؟
کار ما اینه
وقتی پشت میز پذیرش وایمیستیم
ممکنه فقط دکوری به نظر بیاییم
اما در حقیقت
ما هرکسی رو که وارد و خارج بشه می بینیم
شنیدم اون شب
جلوی افسر پلیس
گفتید که شما اونُ کشتید
بله
اما منظورم این نبود
که من اونُ کشتم
شاید زیادی
احساساتی شده بودم
و برای می بائو متاسف بودم
چرا اون حس رو دارید؟
من اون روز شیفت داشتم
اما متوجه هیچ چیز غیرعادی نشدم
اگه به خاطر بی توجهی من نبود
می بائو نمرده بود
پس
اونُ گفتید چون احساس مسئولیت می کردید؟
کاش همه ماموران حراست جامعه
ما به مسئولیت پذیری شما باشن
شما به
مقتول نزدیک بودید؟
ما دوست بودیم
چطور دوست شدید؟
اون روزم
برق رفته بود
قطعی برق اغلب اتفاق میفته؟
نه
تا جایی که من یادمه
فقط دو بار برق رفته
سلام
من تازه اومدم اینجا
مشاور املاکم گفت کلید و کارت ورودُ
میذاره رو میز پذیرش
لطفا اونارو بدید به من
لطفا کارت شناساییتونُ نشون بدید
باشه
شماره آپارتمان شما
واحد 2003 در بلوک سیِ
خانم ژونگ، درسته؟
بله
لطفا یه دقیقه منتظر بمونید
این کارت ورود و کلید های شما
لطفا اینجارو امضا کنید
کارگرای اسباب کشی اینجان؟
اوناهم باید کارت شناساییشونُ نشون بدن
من کارگر ندارم
فقط یه چمدون دارم
خودم می تونم ببرمش بالا
هیچ کارگری استخدام نکردید؟
امروز قطعی برق داریم
آسانسور کار نمیکنه
اگه میخواهید برید طبقه بیستم
مشکلی نداره من فقط یه چمدون دارم
خودم می تونم ببرمش
از این طرف
باشه، ممنونم
کمک میخواهید؟
چیزی نیست خودم میتونم ببرمش
مشکلی نیست
میتونم کمکتون کنم
بیایید
_ممنون _اجازه بدید کمکتون کنم
بار شما سبکه
من زیاد اینور اونور میرم
معمولا؛ من هر یکی دو ماه اسباب کشی می کنم
گاهی حتی به شهرهای دیگه میرم
برای همین خیلی وسیله نمی خرم
فقط چند تا لباس توشه
تاحدی که لباس کافی برای پوشیدن داشته باشم
این بار چی؟
بستگی به موقعیت
و اینکه کارم خوب پیش بره یا نه داره
شرکت شما نزدیکه؟
میخوام با یکی از دوستام این پایین یه کافه باز کنم
اون
کافه آ بوئه؟
میشناسیدش؟
ما هنوز کارو شروع نکردیم
قبلا
درحال بازسازی بوده، درسته؟
ساکنین زیادی به من شکایت کردن
که پرسروصدائه
متاسفم
چند وقته در مانچه هستید؟
سه ماه
شما چی؟
من؟
بیشتر از ده ساله اینجام
اولین بار برای ادامه تحصیل اومدم اینجا
کدوم دانشگاه میرفتید؟
دانشگاه مانچه
اونجا دانشگاه خوبیه
جاخوردم که
شما از چنین دانشگاه معتبری فارغ التحصیل شدید
2009-2014 در بانک بازرگانی شوانگه هه کار می کرده
رسیدن از یه مدیر بانک به یه مامور حراست
باید یه اتفاقی افتاده باشه
بله
اما این به پرونده مربوط نیست
فکر میکنم یه چیزی تجربه کرده باشید
میخواهید بشنوید؟
میخواهید بگید؟
دو سال پیش یه قطعی برق بود به عنوان یه مامور حراست
من به همه ساکنین این ساختمان اهمیت میدم
اما برعکس
ساکنین کمی به زندگی ما اهمیت میدن
بیشترشون حتی اسم منم نمی دونن
اما این برای مردم مدرن عادیه
هرروز، نگاه می کنن در فضای آنلاین چی ترنده
از همه چیز چند مایل اونطرف تر خبر دارن
اما نمیدونن همسایه شون کیه
اما می بائو فرق می کنه
اون به مردم اطرافش اهمیت میده
درمورد چی با می بائو حرف میزدید؟
درمورد اتفاقی که پنج سال پیش افتاد
اون موقع ها، من
جوان و سرزنده بودم
فکر میکردم
اوضاع بهتر میشه
من برگشتم
برگشتی؟
درست به موقع
به کمکت نیاز دارم
آژانس ازدواج امروز دو تا برنامه بهم داده
کدوم یکی رو باید انتخاب کنیم؟
ارزون تره
میشه صرفه جو نباشی؟
ما قصد داریم آپارتمان بخریم نه؟
پول کافی برای اون داریم
پول کافی برای قبلی داریم
اما
امروز
من اینُ پیدا کردم
برج افق
ارزش این واحد به قیمتش میارزه
اگرچه یکم از شهر دوره
شنیدم مترو بعدا به اونجا میرسه
اونجا پتانسیل بالایی برای افزایش قیمت داره
چه ساختمون باکلاسی
فکر میکردم تو ارزونارو ترجیح میدی
به واحد چهار اتاقه نگاه کن
خیلی از اون واحد سه اتاقی که قبلا دیدیم بهتره
پول کافی داریم؟
یکم بیشتر میخواهیم
اما
بانک تازگیا یه پروژه وام مصرف کننده شروع کرده
میخوام درخواست بدم
تا پول کافی برای پیش پرداخت داشته باشیم
اما من شنیدم نمیشه با وام مصرف کننده خونه خرید
چیزی نیست
هیچ کس بررسیش نمی کنه
تازه
خیلیا اینطوری پول پیششونُ درمیارن
واقعا؟
اگه واقعا بتونیم بیاییم این محله...
خوشحالی؟
بله
از این طرف لطفا
بذارید شمارو به طراحی فضا و انواع واحدامون معرفی کنم
فضای سبز ما توسط
یک طراح مشهور از هنگ کنگ طرای شده
اون تمام محوطه اطراف برج افق رو طراحی کرده
واحد ها هم
چهار بلوک آ، بی، سی و دی هستن
بلوک ای و بلوک بی واحد های بزرگ دارن
دوتای دیگه چی؟
بقیه واحدهای کوچک یک یا دو اتاقه هستن
شما واحدهای کوچیکم دارید؟
چرا زودتر نگفتید؟
واحدهای کوچیک خوب نیستن
راستش، منظورش این بود که
واحدهای کوچیک ممکنه مستاجریان رو جلب کنن
برای همین مردم میرن ومیان
شما اصلا مجبور نیستید نگران اون باشید
بلوک سی و دی از
بلوک ای و بی جدا هستن
شما برای ورود و خروج نیاز به کارت ورودی دارید
میتونید بهش به عنوان
دو تا جامعه مختلف نگاه کنید
پنج سال پیش
ما فکر می کردیم آینده ما بهتر میشه
یه دقیقه صبر کنید
شما اونُ پنج سال پیش خریدید؟
باید کلی درآمد داشته باشید
دراصل، برنامه من
خریدن یه آپارتمان
ازدواج و
بچه دار شدن بود
زندگی من اون بود
لطفا اینجارو امضا کنید
_ممنون _خواهش می کنم
خانواده وانگ لی جوان؟
شما خانواده وانگ لی جوان هستید درسته؟
بله
این وضعیت فعلی اونه
وانگ لی جوان بعد از جراحیش هنوز در وضعیت وخیمیه
به آی سی یو منتقل میشه
باید اول پرداخت کنید
چقدر؟
روزی ده هزار یوان
ده هزار یوان؟
اونقدر گرون؟
چرا با خانواده تون مشورت نمی کنید؟
شی بائو لو
تو همیشه به من یاد نمیدادی؟
می گفتی اگه تصادف شد
من باید روی
هزینه بیمارستان ندادن، ملاقات نیومدن خسارت ندادن و پول ندادن پافشاری کنم
چرا خودت رفتی بیمارستان؟
حتی هزینه رو هم دادی
اون هنوز تو آی سی یوئه
و وضعیتش وخیمه
اما فکر میکنم حالا که
جراحی داشته
حالش خوب بشه
اون موقع
اون خیلی خون ریزی می کرد
اگه یه خانواده معمولی باشن
پولشونُ نمیدم
اما اونا
خیلی فقیر به نظر میرسن
اشکالی نداره
ما بیمه داریم نه؟
سلام
سلام، آقای شی
بیمارستان داره به ما فشار میاره دوباره هزینه رو پرداخت کنیم
میتونید به ما برای پرداخت بخشی از هزینه کمک کنید؟
من دو روز پیش بیست هزار یوان دادم، مگه نه؟
بله، اون برای آی سی یو بود
حالا، بیمارستان درخواست هزینه عمل رو کرده
من پول نقد زیادی ندارم
چرا با شرکت بیمه من تماس نمی گیرید؟
نه، آقای شی
اونا برای شما پرداخت می کنن
من با شرکت بیمه شما تماس گرفتم
پروسه اش پردردسره
چرا شما پول نمی دید؟
من الان اونقدر پول ندارم
بهتون کمک می کنم با شرکت بیمه کنار بیایید
الان یکم سرم شلوغه، خدانگهدار
الان یکم سرم شلوغه، خدانگهدار
سلام، آقای شی؟
دوباره؟
دیگه چی میخواهید؟
من به شرکت بیمه گفتم عجله کنن
خواهرم
دوام نیاورد
فقط یه جعبه اومده؟
چرا شما زودتر نمی خورید؟
اول شما بخورید
من اونقدرا گرسنه نیستم
باشه، پس من می خورم
ادامه بدید
گفتید چون یکی رو در تصادف ماشین کشتید، بدشانسی آوردید
بعدش؟
طبق آرشیو دوربین مداربسته مشخصه که
وقتی قربانی دیده ماشین داره میاد سمتش
به جای اینکه سرعتشُ کم کنه سرعتشَُ زیاد کرده
این طبیعی نیست
من شنیدم اون از خانواده فقیری بوده
تازه، وضعیتش پیش از تصادفم بد بوده
شاید...
شاید اون میخواسته خودکشی کنه
یا تصادف رو صحنه سازی کنه
تصادف رو صحنه سازی کنه؟
اگه دیه بدید
طوری به نظر میرسه انگار شما اشتباه کردید
آقای شی فقط چیزی رو بگید که من بهتون گفتم
شما باید به خاطر کلاهبرداری از اونا شکایت کنید پیشدستی کنید
این در دادگاه به نفع شما خواهد بود
سلام
من آقای گوان هستم
آقای شی اینجان
گمشو
_آروم باش _قاتل
تو با خانواده ما پدرکشتگی داری؟
خانواده مارو نابود کردی
آروم باش
آروم باش
برو داخل استراحت کن
برو بیرون
ارائه از کره فا KoreFa.ir
عذرمیخوام
اون یکم احساساتیه
سلام
ما میخواهیم با شما صحبت کنیم
آقای گوان
والدین من وقتی بچه بودم مردن
برای همین
من می تونم احساسات شمارو درک کنم
پدرم وقتی بچه بودم مرد
اگه به خاطر دو تا بچه نبود
شاید
دلرحمی نمی کردم
300000 یوان
میتونیم فقط اونُ بدیم بهشون؟
یه سوال دارم
تا وقتی که به توافق برسیم
اونا قول دادن شکایت نکنن درسته؟
آره
اما، درموردش فکر کنید سیصد هزار یوان
درکنار بخشی از پول که بیمه داده
ما اونقدر پول برای بقیه اش نداریم
ما تازه یه آپارتمان خریدیم
نه
ما ودیعه ندادیم
به چی داری فکر می کنی؟
نگو که نمیخری
نه
ما یه آپارتمان می خریم
اما من داشتم فکر می کردم
چرا ما یه
واحد چهار اتاقه تو بلوک ای رو با یه سه اتاقه تو بی عوض نکنیم
میتونیم بعدا وقتی پول داشتیم یه بزرگتر بخریم
لین منگ یو، شی بائو لو
فکر میکنم نباید به خاطر این ناراحت باشید
نظر شخصی من اینه که
این واحد سه خوابه در بلوک بی
برای تازه عروس دامادهایی مثل شما مناسب تره
کوچک تره اما میدونید چیه...
فروش یا اجاره اون راحت تره
درسته؟
باید جواب بدید
سلام؟
آقای شی، یه اتفاق بدی افتاده
برادرزنم امروز دچار تشنج شده
تشنجش قطع نشد و بردنش بیمارستان
دکتر گفت ممکنه بالا تنه اش فلج بشه
برای همین من سریع به فکر شما افتادم
لطفا
میتونید به ما کمک کنید؟
چقدر نیاز دارید؟
فکر می کنم
حدود 150000 یوان
سلام؟
آقای شی؟
الو؟
الو؟
درخواست شما برای فروش اوراق قرضه در حال اجراست
چیو، من بائو لوام
من همین الان
دو تا اوراق قرضه باقی موندمُ فروختم
میتونی چک کنی چرا بهره امروزُ ندارم؟
یکی پایین سروصدا راه انداخته انگار دنبال توئه
برید کنار
من میخوام آقای شی بائو لورو ببینم
من میخوام آقای شی بائو لورو ببینم
_آقای شی _چیکار داری می کنی؟
آقای شی
باید به ما کمک کنید
_آقای شی _بلند شو
بائو لو چه خبره؟
اتفاقی افتاده؟
هیچی نیست
میتونید به کارتون برسید
دکتر گفت
شوهر خواهرم زیادی استرس داشته
باید به خاطر مرگ خواهرم باشه
بیمارستان به ما گفت خودمونُ برای درمان طولانی مدت آماده کنیم
آقای شی
شما باید به ما کمک کنید
هشتاد هزار یوان دیگه بهم بدید، باشه؟
من همین چند وقت پیش صد و بیست هزار یوان به شما ندادم؟
صد و بیست هزار یوان کافی نیست
من فقط هشتادهزارتای دیگه لازم دارم
خواهش می کنم
رای دادگاه
1,900,000 یوان
ما اون پولُ از کجا بیاریم؟
بهت گفتم اونا آدمای خوبی نیستن
هم من، هم آقای گوان بهت گفتیم اما گوش نکردی
حالا مرافعه رو باختیم
1,900,000 یوان
به جز صد و بیست هزار یوانی که از بیمه ترافیک اجباری
و بیمه شخص ثالث گرفتید
فکر کنم باید یک میلیون یوان بهشون میدادید
این پول خیلی زیادیه
شانس آوردید اون موقع یه شغل خوب داشتید
حقوقتون بالا بود، نه؟
بائو لو آقای هو تورو میخواد
به خاطر دادگاهت
اومدن سابقه مالی تورو چک کنن
اما متوجه شدن که یه وام مصرف کننده برای
خرید یه آپارتمان استفاده شده
دفتر مرکزی ما مشغول یه حسابرسی برای
پیدا کردن انتقال وجه های غیر قانونی کارمندامون بوده
بائو لو
من همه تلاشمُ کردم تا تو هیچ تنبیه انضباطی دریافت نکنی
اما امیدوارم بتونی استعفا بدی
آقای لین هستن؟
من قبلا از شما یه آپارتمان خریدم
اسم من شی بائو لوئه منُ یادتونه؟
بله
شما یه واحد سه اتاقه در بلوک بی خریدید
بله
من به کمک شما نیاز دارم
من خیلی پول لازم هستم
میخوام قراردادُ فسخ کنم
امکانش هست؟
بله
اما شما باید طبق قرارداد جریمه پرداخت کنید
ارزششُ نداره
اشکالی نداره
من خیلی به پول نباز دارم
لطفا سریع انجامش بدید
باشه
من همه تلاشمُ می کنم اقای شی
بله
اگه این خونه رو بفروشی
ثبت نام خانواده ما قابل انتقال به این شهر نیست
آیندمون چی؟
تحصیلات بچه هامون چی؟
اصلا می تونیم ازدواج کنیم؟
شی بائو لو
وقتی اون کارارو می کردی اصلا به من فکر کردی؟
تو با رضایت به اون آدم پول دادی
تو حدوحدود خودتُ نمی دونی؟
من مادر دو تا بچه رو کشتم
دیه هرچقدرم که باشه باید بهشون بدم
دیوونه ای؟
خنگ شدی؟
تو میدونی آدم تو بچگی والدینشُ از دست بده یعنی چی؟
بائو لو
دیوونه نشو
منظورم اینه
اگه تو پول کافی نداری
من دارم
چیزی که مال منه، مال تو هم هست
میتونیم دوباره اونُ بخریم
چیزه....
ما
ازدواج نمی کنیم
اما، اون تصمیم گرفت در کنار شما با همه چیز روبرو بشه
فکر میکنم شمارو خیلی دوست داشته
من فقط
نمیخواستم اون با من این اشتباهُ تحمل کنه
اون آدم خیلی خوبی بود
اون میتونست یکی بهتر از منُ پیدا کنه
بعدا باهاش تماس گرفتید؟
اون همه اش بهم پیام میداد
بعدش، بلاکش کردم
بلاکش کردید؟
فکر می کردم
تاوقتی منُ یادش باشه
مزاحمشم
من دلیلی برای وجود داشتن
تو دنیای اون نداشتم
برای همین، شماره اونُ پاک کردم
چه حیف!
اون خیلی آدم خوبیه
قیمت ملک خیلی بالا رفته
اگه دو سال تحمل می کردید
بعد از پرداخت دیه
ممکن بود یه پولی دستتون بمونه نه؟
پس حتما
ژونگ می بائو
تحت تاثیر داستان شکوهمند شما قرار گرفته بود
اون هیچی نگفت
فقط منُ بغل کرد
در اون لحظه
احساس آرامش کردم
بغلتون کردن؟
بعدش؟
اینجاییم
بعدش چی؟
نگاه کنید
2003
شما کمکش کردید چمدونشُ بالا ببره
و بعدش
وارد واحدش شدید
ممنون
بعدش...
درمورد چی صحبت می کنید؟
من و می بائو اونطوری نبودیم
رابطه ما
پاک بود
من بردمش دم در
و رفتم
واقعا؟
ببخشید مزاحم شدم
این آرشیو دوربین مداربسته است که درخواست کرده بودید
ممنون
کاراگاه ژونگ غذاتون رسیده
باشه، ممنون
سیستم امنیتی برج افق چن شی هه و پسر خاله اش هونگ مینگ ژانگ
آقای چن با یه مرد کلاه دار اومد
قربان، من حرفاشُ تایید کردم
بخورید
بذارید یه استراحت بکنیم
یانگ
چرا آب نمی خوری؟
فکر کنم میخواد یه چیزی به شما بگه
قربان
چی شده؟ خسته ای؟
نه
بهم نگفتید بیام بیرون؟
من؟
نگفتید؟
درمورد شی بائو لو چه فکری می کنی؟
من فکر می کنم شی بائو لو
قابل ترحمه
زندگی اون همینجوری نابود شد
تو چیزی رو که بکاری درو می کنی
جدا؟
به نظرمن صادق میومد
اون تنها کسی بود که داستانُ تعریف می کرد
بهش اعتماد داری؟
داستان هایی که گفت...
بعضی هاشون
منُ تحت تاثیر قرار داد
کدوما؟
مثلا
اون ویچت دوست دختر سابقشُ بلاک کرد
تا مزاحمش نشه
اینُ ببین
سون تینگ این گزارشُ پرکرده
دوست دختر سابق شی بائو لو
این بخشُ بخون
روز دهم اکتبر 2015
سون تینگ با 110 تماس گرفته
گفته دوست پسر سابقش شی بائو لو چندین روز
تعقیبش می کرده و مزاحمش میشده
افسر اداره پلیس جاده داشان اون روز رفته اونجا
تا بین دو طرف میانجی گری کنه
پرونده ثبت نشده
ممنون بابت همکاریتون
چقدر دیگه طول میکشه؟
خیلی نمونده
شما گفتید
بعد از اینکه داستانتون رو برای
ژونگ می بائو تعریف کردید اون شمارو بغل کرد
بله
اون چجور بغلی بود؟
منظورتون چیه؟
اون یه بغل پرشور بود
یا
یه بغل مودبانه؟
یه بغل محکم
یا بغل ملایم؟
مهمه؟
بله
من باید رابطه بین شما و قربانی رو بدونم
قبلا نگفتم که
ما دوست بودیم؟
بیایید، بلند شید
اجازه بدید دوباره سوال کنم
یه خانم غریبه
در اولین دیدار شما بغلتون کرد
این غیر طبیعیه، نه؟
چرت و پرت نگید
باشه
یانگ، عینکُ بردار
یانگ شمایید
و شما ژونگ می بائو هستید
اون صحنه رو بازسازی کنید
میخوام بدونم ژونگ می بائو داشته شمارو اغوا می کرده یا نه
بیایید، بذارید امتحان کنیم
نه
فکر می کنید می بائو کی بوده؟
اون اونطوری نبود
شما یکم تندخویید نه؟
حالا دارید جروبحث می کنید
چرا وقتی بهتون گفتن یک میلیون نهصد هزار یوان
دیه بدید، دعوا نکردید؟
بذارید دوباره ازتون بپرسم
شما و ژونگ می بائو
دوست بودید؟
من گفتم دوست بودیم
من دارم حقیقتُ میگم
سوالاتون تموم شده؟
الان میتونم برم؟
بله
لطفا اینجارو امضا کنید
هنوزم به حرفاش اعتماد داری؟
رسیدیم
ممنون
_چیزی نبود؟ _ممنون
_فقط بذاریدش اینجا _باشه
راستش
همه رازهای خودشونُ دارن
من رازهای خیلی زیادی
در این ساختمون دیدم
من دارم میرم
بائو لو
میخوام یه چیزی بهت بگم
قربان
من یه چیزی پیدا کردم
آخرین قطعی برق برج افق
یه سال پیش بوده
اما
ژونگ می بائو دو سال پیش اومده اینجا
اون میتونه خیلی خوب چیزارو به یاد بیاره
احتمالش نیست که اشتباه یادش اومده باشه
پس حتما داشته دروغ می گفته
BlairWitch:ترجمه و زیرنویس
ارائه از کره فا KoreFa.ir
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.