All language subtitles for Krapopolis.S03E12.1080p.WEB.h264-EDITH

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated: 0 00:00:01,474 --> 00:00:04,851 وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM 1 00:00:01,068 --> 00:00:03,473 تیرانیس: حاضری؟ و... یالا، بکش 2 00:00:03,875 --> 00:00:06,580 شلوب: بکش، فقط سعی کن جاهای حساسم رو له نکنی 3 00:00:06,614 --> 00:00:09,385 لای چارچوب پنجره، ولی زیاد هم زور نزن 4 00:00:09,520 --> 00:00:10,453 اس‌کیل: ویسرا 5 00:00:10,555 --> 00:00:11,924 ویسرا: بابا اینجا چیکار می‌کنی؟ 6 00:00:12,058 --> 00:00:13,227 اس‌کیل: منم می‌خواستم همین رو ازت بپرسم 7 00:00:13,327 --> 00:00:14,897 ولی از اوضاع و احوال معلومه 8 00:00:14,964 --> 00:00:16,333 داری شلوب رو از یه مغازه ملاس‌فروشی می‌کشی بیرون 9 00:00:16,466 --> 00:00:18,738 تا خبر "بلادموث" رو شنیدم، خودم رو رسوندم 10 00:00:18,838 --> 00:00:20,474 تیرانیس: دوست‌پسرت؟ چه اتفاقی براش افتاد؟ 11 00:00:20,609 --> 00:00:22,378 ویسرا: اوه، یادم رفت بگم، مرد 12 00:00:22,478 --> 00:00:24,683 تیرانیس: چی؟ ویسرا: تبدیل به سوپ شد 13 00:00:24,816 --> 00:00:26,820 تیرانیس: ولی مگه دوسش نداشتی؟ 14 00:00:26,954 --> 00:00:28,357 ویسرا: داشتم. دیگه کاریش نمی‌شه کرد 15 00:00:28,457 --> 00:00:30,493 وای خدا، تفاوت‌های فرهنگی رو ببین 16 00:00:30,595 --> 00:00:32,632 اس‌کیل: خب، دیگه لازم نیست خیلی نگران این چیزها باشی 17 00:00:32,765 --> 00:00:35,337 دارم به تبعید دخترم پایان می‌دم و می‌برمش خونه 18 00:00:35,437 --> 00:00:38,711 نمی‌تونی همین‌طوری منو برگردونی خونه. من خودم تصمیم می‌گیرم 19 00:00:38,778 --> 00:00:41,215 اس‌کیل: می‌دونم، می‌دونم. واسه همین یه تصمیم راحت برات گرفتم 20 00:00:41,349 --> 00:00:44,221 این برادرِ بلادموثه، "برادرِ بلادموث" 21 00:00:44,321 --> 00:00:45,490 سیستم نام‌گذاری پیچیده‌ای دارن 22 00:00:45,625 --> 00:00:46,994 ولی فکر کنم دارم کشفش می‌کنم 23 00:00:47,094 --> 00:00:48,463 اس‌کیل: برادرِ بلادموث 24 00:00:48,531 --> 00:00:50,334 از نظر هیکلی از خودِ بلادموث سرتره 25 00:00:50,401 --> 00:00:53,473 کلی وارث برات میاره و تقریباً به همون اندازه هم لذت جنسی 26 00:00:53,541 --> 00:00:55,244 ویسرا: دارم گوش می‌دم. تیرانیس: چی؟ 27 00:00:55,344 --> 00:00:57,381 تیرانیس: پس تکلیف "ما" چی می‌شه؟ ویسرا: منظورت از "ما" چیه؟ 28 00:00:57,516 --> 00:00:58,985 تیرانیس: این رابطه‌ی "عشقیِ بلاتکلیفمون" 29 00:00:59,118 --> 00:01:00,821 ویسرا: می‌خوان چی‌کار؟ اس‌کیل: چی‌چیِ شما؟ 30 00:01:00,921 --> 00:01:02,926 تیرانیس: می‌دونی، وقتی دو نفر مشخصاً دارن عاشق هم می‌شن 31 00:01:03,026 --> 00:01:04,997 اما یه سری موانع و سوءتفاهم‌های طولانی 32 00:01:05,130 --> 00:01:07,267 نمی‌ذاره وارد یه رابطه‌ی رمانتیک بشن 33 00:01:07,401 --> 00:01:10,340 ویسرا: آها، ما به این می‌گیم "می‌تونه یا باید؟" 34 00:01:10,407 --> 00:01:13,112 صبر کن، یعنی می‌گی تمام این مدت 35 00:01:13,246 --> 00:01:15,317 بهم حس داشتی؟ 36 00:01:15,417 --> 00:01:16,587 بله 37 00:01:16,687 --> 00:01:18,023 حدس می‌زنم تو نداشتی 38 00:01:18,123 --> 00:01:19,726 ویسرا: فکر می‌کردم تو نداری. تیرانیس: چطور...؟ 39 00:01:19,859 --> 00:01:21,129 یعنی تابلوی نبود؟ 40 00:01:21,263 --> 00:01:23,534 ویسرا: تو هیچ‌وقت بهم یه دستِ بریده هدیه ندادی 41 00:01:23,634 --> 00:01:27,474 وای خدا، تفاوت‌های فرهنگی رو ببین 42 00:01:27,609 --> 00:01:29,278 خب، بسیار خب 43 00:01:29,378 --> 00:01:32,451 یه رابطه‌ی بلاتکلیف چطوری حل می‌شه؟ 44 00:01:32,552 --> 00:01:34,288 تیرانیس: معمولاً یه بحثی چیزی پیش میاد 45 00:01:34,422 --> 00:01:36,025 که توش سر هم داد می‌زنن 46 00:01:36,125 --> 00:01:37,494 و مَرده می‌گه: "لعنتی، دوستت دارم!" 47 00:01:37,629 --> 00:01:39,131 و بعد همدیگه رو می‌بوسن 48 00:01:39,198 --> 00:01:40,802 ویسرا: خب انجامش بده دیگه، احمق 49 00:01:40,902 --> 00:01:42,371 تیرانیس: لعنتی، دوستت دارم 50 00:01:43,073 --> 00:01:45,778 برادرِ بلادموث: یعنی این جمجمه‌ی شیکم رو بیخودی پوشیدم؟ 51 00:01:45,845 --> 00:01:49,586 شلوب: اون زبونه؟ من صدای زبون نمی‌شنوم 52 00:02:15,170 --> 00:02:16,507 ویسرا: واو 53 00:02:16,641 --> 00:02:18,043 هم تونست و هم انجامش داد 54 00:02:18,143 --> 00:02:19,646 تیرانیس: ببخشید بابت اون موقعی که ستاره دریایی 55 00:02:19,746 --> 00:02:21,182 به باسنم چسبیده بود 56 00:02:21,282 --> 00:02:22,919 هنوز باید چند تا سوراخ رو توی قایق درزگیری کنم 57 00:02:23,052 --> 00:02:25,190 ویسرا: تای، هیس، عالی بود 58 00:02:25,323 --> 00:02:28,063 خب، حالا که این قضیه‌ی "بلاتکلیفی" حل شد 59 00:02:28,163 --> 00:02:30,200 می‌دونی، اعتراف به عشق رو داشتیم 60 00:02:30,334 --> 00:02:31,837 بوسه، رابطه جنسی 61 00:02:31,904 --> 00:02:33,907 تیرانیس: از اون قسمتش خوشم اومد. ویسرا: بعدش چی می‌شه؟ 62 00:02:33,974 --> 00:02:36,379 تیرانیس: خب، ادامه‌ی زندگی‌مون؟ 63 00:02:36,479 --> 00:02:38,083 ویسرا: واو. تیرانیس: نه 64 00:02:38,216 --> 00:02:40,220 یعنی، نه لزوماً اونجوری 65 00:02:40,354 --> 00:02:42,023 اگه این چیزی نیست که می‌خوای، من می‌تونم خودم رو هماهنگ کنم 66 00:02:42,157 --> 00:02:45,097 من از لحاظ عاطفی خیلی منعطف‌تر از لحاظ فیزیکی‌ام 67 00:02:45,197 --> 00:02:46,232 ویسرا 68 00:02:46,332 --> 00:02:47,769 نه، فقط یهو جا خوردم 69 00:02:47,869 --> 00:02:49,339 تیرانیس: دو بار توی یه صبح. ویسرا 70 00:02:49,472 --> 00:02:50,909 احمق. ولی جداً 71 00:02:51,009 --> 00:02:54,181 احتمالاً باید یه گپ مفصل‌تر با هم بزنیم 72 00:02:54,248 --> 00:02:55,918 در مورد موضوعی مثل "بقیه‌ی زندگی‌مون" 73 00:02:56,018 --> 00:02:58,323 تیرانیس: کاملاً موافقم. ولی قبل از اینکه بریم سر وقت اون 74 00:02:58,390 --> 00:02:59,626 فکر می‌کنی بشه احیاناً...؟ 75 00:02:59,759 --> 00:03:01,462 ویسرا: می‌خوای بری زنگِ سکس رو بزنی؟ 76 00:03:01,530 --> 00:03:04,234 تیرانیس: خودش که خودبه‌خود به صدا در نمیاد! اون یکی زنگِ خودارضاییه 77 00:03:10,982 --> 00:03:12,250 شلوب: هورا! استوپندوس: هو، هو 78 00:03:12,384 --> 00:03:14,421 یکی داره زنگ سکس رو می‌زنه 79 00:03:14,522 --> 00:03:16,860 تیرانیس: آره. به قولی، دختره رو به دست آوردم 80 00:03:16,994 --> 00:03:18,296 شلوب: بهت افتخار می‌کنم پسرم 81 00:03:18,396 --> 00:03:19,900 تیرانیس: داستان به خوبی و خوشی تموم شد 82 00:03:19,967 --> 00:03:22,271 ویسرا: فکر کنم شاید داستان تازه داره شروع می‌شه 83 00:03:22,371 --> 00:03:25,344 تیرانیس: درسته. ولی خب در عین حال، به دختره هم رسیدم 84 00:03:25,411 --> 00:03:27,381 قاصد 85 00:03:27,515 --> 00:03:28,951 پیامی برای پادشاه 86 00:03:29,051 --> 00:03:31,122 تیرانیس: بله، چیه؟ قاصد: یه لحظه وایسا 87 00:03:31,256 --> 00:03:33,661 کل روز رو دویدم تا برسم اینجا. رکورد خودم رو شکستم 88 00:03:33,794 --> 00:03:35,130 تیرانیس: اه، تو همون قاصدی هستی 89 00:03:35,230 --> 00:03:36,533 که در مورد دویدنش رو اعصابه 90 00:03:36,666 --> 00:03:38,170 قاصد: هوی، من چیزی رو پیدا کردم که عاشقشم 91 00:03:38,270 --> 00:03:40,274 حرف زدن درباره‌ش رو اعصابه؟ 92 00:03:40,374 --> 00:03:41,576 تیرانیس: فقط پیام رو بده 93 00:03:41,677 --> 00:03:43,380 "تیموتیِ شگفت‌انگیز" و کشتی‌هاش 94 00:03:43,446 --> 00:03:45,016 در راه کراپوپولیس هستن 95 00:03:45,117 --> 00:03:46,686 استوپندوس: اوه نه! بابا، این بده 96 00:03:46,820 --> 00:03:48,957 تیموتی شگفت‌انگیز یه فاتح و غارتگره 97 00:03:49,091 --> 00:03:51,830 شلوب: خب که چی؟ اگه دوست داره بقیه مردا وقتی با زن‌هاشون هست تماشاش کنن 98 00:03:51,963 --> 00:03:54,536 ما کی باشیم که قضاوت کنیم؟ استوپندوس: از اون لحاظ نه 99 00:03:54,603 --> 00:03:56,540 دلیریا: حس می‌کنی چطوری داره منافذ پوستت رو باز می‌کنه؟ 100 00:03:56,673 --> 00:03:58,877 هیپوکامپوس: آبشش‌هام رو هم صفا می‌ده 101 00:03:59,011 --> 00:04:00,113 آپولو: دلیریا 102 00:04:00,180 --> 00:04:01,448 دلیریا: اوه، سلام دشمن-دوستانِ من 103 00:04:01,550 --> 00:04:04,021 چه بدبختی‌ای باعث شده دوباره ببینمتون؟ 104 00:04:04,154 --> 00:04:05,792 اوه، یه لحظه وایسا. بذار یه جور دیگه بگم 105 00:04:05,859 --> 00:04:10,200 آپولو: تو ادعا می‌کنی که با بابامون، زئوس، وقت می‌گذروندی 106 00:04:10,300 --> 00:04:11,837 دلیریا: ادعا؟ من یه ملکه الهه‌ام 107 00:04:11,970 --> 00:04:13,808 معلومه که پادشاه خدایان رفیقمه 108 00:04:13,875 --> 00:04:17,314 هرمس: درسته. همون بخشی که مطمئن نیستیم واقعاً راست باشه 109 00:04:17,414 --> 00:04:18,818 دلیریا: البته که راسته 110 00:04:18,885 --> 00:04:20,453 همین چند وقت پیش با هم رفتیم فستیوال موسیقی 111 00:04:20,555 --> 00:04:22,926 هرمس: چه جور اجراهایی شنیدین؟ 112 00:04:23,026 --> 00:04:24,328 دلیریا: راستش هیچ‌کدوم 113 00:04:24,461 --> 00:04:26,199 اونجا بودیم تا نوازنده‌هایی که 114 00:04:26,299 --> 00:04:27,636 خیلی خودشون رو جدی می‌گرفتن رو بکشیم و ناقص کنیم 115 00:04:27,736 --> 00:04:29,706 آپولو: این دقیقاً شبیه کارهای باباست 116 00:04:29,806 --> 00:04:32,578 آتنا: کافیه! ما سال‌هاست زئوس رو ندیدیم 117 00:04:32,712 --> 00:04:34,314 اگه واقعاً داری باهاش می‌گردی 118 00:04:34,448 --> 00:04:35,685 بیارش پیش ما 119 00:04:35,752 --> 00:04:38,189 هرمس: و اگه می‌شه، یه ظرف غذا هم بیار 120 00:04:38,289 --> 00:04:39,693 گفتیم دور هم یه بساطی راه بندازیم 121 00:04:39,760 --> 00:04:41,630 آپولو: و اگه نتونی بیاریش 122 00:04:41,730 --> 00:04:44,168 مجبور می‌شیم مجازاتی رو که 123 00:04:44,235 --> 00:04:46,339 برای دروغ گفتن به خدایان هست، روت اجرا کنیم 124 00:04:46,472 --> 00:04:48,510 آتنا: یه خروجِ مقتدرانه در شأن خدا 125 00:04:50,213 --> 00:04:51,516 در ضمن، غذای اصلی هم بیاری عالی می‌شه 126 00:04:51,616 --> 00:04:52,919 چون الان به اندازه‌ی کافی آدم برای 127 00:04:52,985 --> 00:04:54,355 دسر و سالاد داریم 128 00:04:54,455 --> 00:04:56,627 هیپوکامپوس: خب، اون قضیه‌ی زئوس چی بود؟ 129 00:04:56,727 --> 00:04:59,464 دلیریا: یه چیزی هست که باید بهت بگم 130 00:05:05,879 --> 00:05:07,783 تیرانیس: وایسا، استوپ، از پسش برمیایم، نه؟ 131 00:05:07,849 --> 00:05:09,085 استوپندوس: از پسش برمیایم؟ 132 00:05:09,185 --> 00:05:10,588 ارتش ما در حد اون‌ها نیست 133 00:05:10,655 --> 00:05:13,459 کشتی‌هاشون رو ببین. روی آب وایمیستن 134 00:05:13,527 --> 00:05:15,363 تیرانیس: خب، می‌بینم که این یه مزیت محسوب می‌شه 135 00:05:15,497 --> 00:05:16,934 ولی خب که چی؟ تو بهترینی 136 00:05:17,034 --> 00:05:18,905 نمی‌ذاری کراپوپولیس فتح بشه 137 00:05:19,038 --> 00:05:21,475 استوپندوس: شاید توی دوران اوجم نمی‌ذاشتم 138 00:05:21,543 --> 00:05:23,781 ولی نمی‌دونم چطور این رو بهت بگم 139 00:05:23,914 --> 00:05:27,121 حسابی کم آوردم. مجبور شدم یه شغل دوم پیدا کنم 140 00:05:27,221 --> 00:05:28,356 تیرانیس: چی؟ چرا؟ 141 00:05:28,423 --> 00:05:30,126 به خاطر بابا 142 00:05:30,260 --> 00:05:32,430 وقتی پادشاه بودی، خیلی جذاب نبودی 143 00:05:32,531 --> 00:05:34,235 تیرانیس: این الان ربطی داره؟ استوپندوس: خیلی 144 00:05:34,302 --> 00:05:37,108 تحت حکومتِ خیلی خیلی جذاب‌ترِ بابا 145 00:05:37,241 --> 00:05:38,744 شهر با انفجار جمعیت نوزادها مواجه شد 146 00:05:38,811 --> 00:05:41,248 تیرانیس: یعنی قراره کل داستان رو تعریف کنی؟ 147 00:05:41,382 --> 00:05:43,654 استوپندوس: سلطنت بابا نوزادهای بی‌پایانی تولید کرد 148 00:05:43,754 --> 00:05:46,259 و تقاضای بی‌پایانی هم برای غذای کودک 149 00:05:46,392 --> 00:05:48,530 من همش وسطِ جنگ‌های تجاری بودم 150 00:05:48,630 --> 00:05:52,505 سرِ موز و نخودفرنگی و هلو و کلِ این خوراکی‌ها 151 00:05:52,572 --> 00:05:53,974 تیرانیس: گفتی کِی بود این قضیه؟ 152 00:05:54,074 --> 00:05:55,578 بازه‌ی زمانی‌ش چی بود؟ استوپندوس: فهمیدم 153 00:05:55,678 --> 00:05:57,281 تنها راه برای پایان دادن به خونریزی 154 00:05:57,414 --> 00:06:00,889 اینه که محصولاتِ نرمِ خودمون رو بکاریم 155 00:06:01,022 --> 00:06:02,258 پس همین کار رو کردم 156 00:06:02,324 --> 00:06:05,163 هر روز قبل از سپیده دم بیدار می‌شم تا بکارم 157 00:06:05,296 --> 00:06:07,702 هر شب خوابِ جنگ می‌بینم 158 00:06:07,836 --> 00:06:10,674 من الان هم سربازم هم کشاورز، تای 159 00:06:10,808 --> 00:06:12,612 تیرانیس: می‌تونستی همون اول همین رو بگی 160 00:06:16,286 --> 00:06:17,421 اون‌ها دارن خیلی کند حرکت می‌کنن 161 00:06:17,555 --> 00:06:20,193 یا بندرگاهِ ما گول‌زننده و خیلی بزرگه؟ 162 00:06:20,293 --> 00:06:21,830 هیپوکامپوس: این زئوسه؟ 163 00:06:21,930 --> 00:06:24,302 دلیریا: آره، یه جورایی توی وضعیت گیاهی به سر می‌بره 164 00:06:24,435 --> 00:06:25,838 هیپوکامپوس: اون بخشی از وجودشه که به شکلِ 165 00:06:25,971 --> 00:06:27,742 دلیریا: یه زرافه‌ست، آره. هیپوکامپوس: و اون 166 00:06:27,842 --> 00:06:30,614 دلیریا: تا ابدیت، آره. به نظر من که کاملاً واضحه 167 00:06:30,714 --> 00:06:32,585 خب، حدس می‌زنم اگه قدرت بی‌نهایت داشته باشی 168 00:06:32,718 --> 00:06:34,321 همش دنبال هیجان‌های بزرگ‌تری می‌گردی 169 00:06:34,455 --> 00:06:36,727 بسیار خب، پس زئوس داره واسه خودش حال می‌کنه 170 00:06:36,860 --> 00:06:39,198 و تو به بقیه‌ی خدایان گفتی که داره با تو وقت می‌گذرونه 171 00:06:39,331 --> 00:06:41,335 تا بتونی پُزِ جایگاهت رو بهشون بدی 172 00:06:41,469 --> 00:06:43,975 عجب حرکتِ خفنی برای کسب قدرت بود. دمت گرم 173 00:06:44,075 --> 00:06:45,678 دلیریا: ممنون، ولی مشکل رو می‌بینی که 174 00:06:45,745 --> 00:06:47,314 اگه اون رو این‌طوری ببینن 175 00:06:47,448 --> 00:06:49,185 می‌فهمن که تمام این مدت بیخودی داشتن خودشون رو برام لوس می‌کردن 176 00:06:49,318 --> 00:06:50,486 و گول خوردن 177 00:06:50,588 --> 00:06:52,759 ولی چی می‌شه اگه اون رو این‌طوری نبینن؟ 178 00:06:52,859 --> 00:06:54,729 می‌دونی که می‌تونم از آدما کپی بسازم، درسته؟ 179 00:06:54,863 --> 00:06:57,602 دلیریا: چی؟ منظورت همون "هیپو ۲"هایِ لَش و آدم‌کش هستن؟ 180 00:06:57,735 --> 00:07:00,608 هیپوکامپوس: توی آخرین آپدیت یه سری باگ‌ها رو برطرف کردم و عملکردش بهتر شده 181 00:07:00,741 --> 00:07:03,212 مثلاً دیگه اون‌قدرها شورش نمی‌کنن که همه رو بکشن 182 00:07:03,346 --> 00:07:04,716 حداقل نه به اون شوریِ قبل 183 00:07:04,783 --> 00:07:06,887 و یه دکمه‌ی انهدام هم بهشون اضافه کردم که باعث می‌شه منفجر بشن 184 00:07:07,020 --> 00:07:09,893 دلیریا: داری می‌گی شاید بتونی یه کپی از زئوس بسازی؟ 185 00:07:10,026 --> 00:07:11,863 هیپوکامپوس: حتماً، و وقتی اون‌ها "زئوس ۲" رو ببینن 186 00:07:11,930 --> 00:07:13,399 و باور کنن که شما دو تا صمیمی‌ترین رفیق‌های هم هستین 187 00:07:13,501 --> 00:07:15,203 می‌تونی دوباره برگردی به اینکه اون احمق‌ها رو 188 00:07:15,336 --> 00:07:16,607 وادار کنی هر کاری می‌خوای انجام بدن 189 00:07:16,707 --> 00:07:18,275 دلیریا: هیپو، فرشته‌ی نجات منی 190 00:07:18,409 --> 00:07:22,217 هیپوکامپوس: راستش اگه نسبتی حساب کنی، من بیشتر فرشته‌ی مرگم 191 00:07:22,351 --> 00:07:24,555 ولی این تعریف رو ازت قبول می‌کنم 192 00:07:27,027 --> 00:07:29,498 تیرانیس: فکر کنم می‌تونستیم برگردیم به قصر 193 00:07:29,599 --> 00:07:31,135 و به چند تا کار برسیم 194 00:07:34,643 --> 00:07:36,379 می‌دونی چیه، احتمالاً از اون موقعیت‌هاست که 195 00:07:36,479 --> 00:07:37,682 تا می‌ری دستشویی 196 00:07:37,782 --> 00:07:39,384 همون موقع غذا می‌رسه 197 00:07:39,519 --> 00:07:40,922 بهتره بمونم. استوپندوس: خب، قراره با این‌ها 198 00:07:41,055 --> 00:07:42,658 تا پای مرگ بجنگیم یا فقط تسلیم می‌شیم؟ 199 00:07:42,758 --> 00:07:44,929 تیرانیس: حداقل نقشه‌ی ما هیچ‌کدوم از این‌ها نیست 200 00:07:45,063 --> 00:07:47,234 بابا، روت حساب می‌کنم که با زبون‌بازی 201 00:07:47,301 --> 00:07:48,637 جلوی این تهاجم رو بگیری 202 00:07:48,771 --> 00:07:50,373 تیموتی: من از واژه‌ی "تهاجم" خوشم نمیاد 203 00:07:50,474 --> 00:07:51,510 تیرانیس: تیموتی: من ترجیح می‌دم بگم 204 00:07:51,610 --> 00:07:53,112 "خوشامدگوییِ خودجوش" 205 00:07:56,920 --> 00:07:58,924 تیموتی: پادشاه شلوب، باعث افتخاره 206 00:07:59,024 --> 00:08:01,395 چه شهر زیبایی اینجا داری 207 00:08:01,530 --> 00:08:04,402 من تیم... وتی هستم. تیموتیِ شگفت‌انگیز 208 00:08:04,536 --> 00:08:05,470 تیرانیس: متوجه شدیم 209 00:08:05,538 --> 00:08:07,675 تیموتی: قاعدتاً شما هم تیرانیس و استوپندوس هستین 210 00:08:07,775 --> 00:08:10,781 و ویسرا، معاونِ دوست‌داشتنی 211 00:08:10,848 --> 00:08:12,384 دوست دارم قبلش قشنگ تحقیق کنم 212 00:08:12,451 --> 00:08:14,255 تیرانیس: که بهتر بتونی غارت و چپاول کنی 213 00:08:14,321 --> 00:08:15,691 تیموتی: اوکی، می‌فهمم 214 00:08:15,824 --> 00:08:17,427 همه‌تون نگرانِ اون قضیه‌ی "فاتح" بودنم هستین 215 00:08:17,561 --> 00:08:19,566 قدیما واقعاً یه آدمِ بزن‌وبریز و بسوزون بودم 216 00:08:19,699 --> 00:08:22,004 تا اینکه یه سری فتوحات توی شرق داشتم 217 00:08:22,137 --> 00:08:23,439 و با مدیتیشن آشنا شدم 218 00:08:23,540 --> 00:08:24,977 استوپندوس: مدیتیشن؟ 219 00:08:25,077 --> 00:08:26,679 تیموتی: روزی ۲۰ دقیقه روی یه بالش می‌شینم 220 00:08:26,780 --> 00:08:28,784 روزی شش بار، و این منو آروم‌تر 221 00:08:28,851 --> 00:08:30,921 و بهتر از بقیه می‌کنه 222 00:08:30,988 --> 00:08:33,026 پس به جای انتخاب خشونت 223 00:08:33,159 --> 00:08:35,565 تصمیم گرفتم یه معامله باهاتون بکنم 224 00:08:35,698 --> 00:08:38,303 این شکلِ فعلیِ کراپوپولیسه 225 00:08:38,436 --> 00:08:39,706 تیرانیس: خب، یه جورایی آره 226 00:08:39,840 --> 00:08:42,210 و این هم شکلیه که می‌تونه بشه 227 00:08:42,310 --> 00:08:45,250 شهروندان 228 00:08:45,350 --> 00:08:47,053 تیرانیس: واسه چی دارید اوه و واه می‌کنید؟ 229 00:08:47,153 --> 00:08:48,322 این‌ها که فقط چند تا مستطیل‌ان 230 00:08:48,456 --> 00:08:50,327 جاشوا: مستطیل‌های قشنگ‌تری از مالِ ما هستن 231 00:08:50,460 --> 00:08:51,863 تیموتی: شما به امپراتوریِ من ملحق می‌شین 232 00:08:51,997 --> 00:08:54,602 و من شهرتون رو می‌برم به آینده 233 00:08:54,736 --> 00:08:56,840 نظرتون درباره‌ی حمام‌های عمومی چیه؟ 234 00:08:56,940 --> 00:08:58,744 تیرانیس: ما همین الانش هم حمام عمومی داریم 235 00:08:58,844 --> 00:09:01,315 ویسرا: آره، که بیشترشون هم واسه سکس استفاده می‌شن 236 00:09:01,415 --> 00:09:03,319 تیموتی: اتاق‌های سکسِ عمومی هم خواهیم داشت 237 00:09:03,419 --> 00:09:05,089 "تیم‌پایِر" به ما اجازه می‌ده بهترین چیزهای 238 00:09:05,156 --> 00:09:08,598 هر شهری رو که فتح می‌کنیم بگیریم و بیاریم به شهرهای جدید 239 00:09:08,731 --> 00:09:12,337 و یه تجربه‌ی کاربریِ شهریِ یکسان بسازیم 240 00:09:12,470 --> 00:09:14,141 جاشوا: به نظر من که خیلی عالیه 241 00:09:14,274 --> 00:09:15,878 تیرانیس: شوخی می‌کنید؟ گول این حرف‌ها رو نخورید 242 00:09:15,978 --> 00:09:17,380 این یه تهاجمِ تمام‌عیاره 243 00:09:17,480 --> 00:09:18,718 نمی‌تونیم بذاریم این بلا رو سرِ شهرمون بیاره 244 00:09:18,784 --> 00:09:20,320 میریام: چه بلایی؟ اینکه پیشرفتش بده؟ 245 00:09:20,420 --> 00:09:22,157 تیرانیس: این‌طوری هر چی براش زحمت کشیدیم رو از دست می‌دیم 246 00:09:22,290 --> 00:09:24,127 کیلی: هوی، چرا اونجا وایسادی ما رو نگاه می‌کنی؟ 247 00:09:24,194 --> 00:09:26,299 تو که دیگه پادشاه نیستی. باید بیای اینجا پیش ما وایسی 248 00:09:26,432 --> 00:09:29,137 شهروندان: تیم! تیم! تیم! تیرانیس: نه، این کار رو نکنید 249 00:09:29,271 --> 00:09:32,711 کیلی: وقتی اینجا می‌ایستی، تو هم باید همین رو بگی 250 00:09:32,778 --> 00:09:34,850 تیرانیس: بابا، تو که نمی‌ذاری این اتفاق بیفته، نه؟ 251 00:09:34,916 --> 00:09:38,356 همه: تیم! تیم! تیم! تیم! تیم! تیم 252 00:09:38,489 --> 00:09:39,993 تیم! تیم 253 00:09:40,060 --> 00:09:43,199 آتنا: خب، خب، خب. ببین کی اینجاست 254 00:09:43,266 --> 00:09:44,869 آپولو: و اثری هم از زئوس نمی‌بینم 255 00:09:44,936 --> 00:09:47,240 هرمس: منم که هیچ ظرف غذایی نمی‌بینم 256 00:09:47,374 --> 00:09:48,677 دلیرییا: سخت نگیرین 257 00:09:48,777 --> 00:09:50,915 زئوسِ بزرگ رو که می‌شناسین. همیشه باید با قر و فر وارد بشه 258 00:09:51,048 --> 00:09:52,952 الان پیداش می‌شه. - آتنا: بهتره که بشه 259 00:09:53,052 --> 00:09:56,259 مگه اینکه کلِ قضیه‌ی «ملکه‌ی الهه و رفیق فابریکِ زئوس بودن» 260 00:09:56,392 --> 00:09:57,662 یه جور کلک و حقه باشه 261 00:09:57,762 --> 00:10:00,166 حقه؟ من و زئوس با هم رفیق فابریکیم 262 00:10:00,232 --> 00:10:02,906 همین چند وقت پیش با هم رفتیم کلاس سفالگری 263 00:10:03,039 --> 00:10:06,212 آپولو: جدی؟ اونوقت تو و زئوس چی ساختین؟ 264 00:10:06,279 --> 00:10:07,748 دلیرییا: من یه جای قاشقی ساختم 265 00:10:07,815 --> 00:10:09,686 اونم همه‌ی آدمای اونجا رو کشت و کوره رو حامله کرد 266 00:10:09,786 --> 00:10:11,189 آپولو: آره، این دقیقاً شبیه کارای بابائه 267 00:10:11,322 --> 00:10:13,159 هیپوکامپوس: سلام همگی! ببخشید دیر شد 268 00:10:13,226 --> 00:10:17,636 داشتم پادشاهِ تمام خدایان رو می‌آوردم 269 00:10:17,702 --> 00:10:20,707 آپولو: اوه، خدای من 270 00:10:21,677 --> 00:10:23,413 زئوس ۲: هو، هو، هو 271 00:10:23,547 --> 00:10:25,851 دلیرییا: «هو، هو، هو»؟ 272 00:10:28,957 --> 00:10:30,961 آتنا: یه جوری شدی... متفاوت شدی 273 00:10:31,095 --> 00:10:34,535 آپولو: آره. شبیه باباست، ولی 274 00:10:37,642 --> 00:10:39,412 زئوس ۲: هو، هو، هو 275 00:10:39,546 --> 00:10:40,948 ژامبونِ بیشتر 276 00:10:41,082 --> 00:10:42,919 هرمس: واسه همینه که می‌گم باید آمارِ دقیق داشته باشیم 277 00:10:42,986 --> 00:10:45,122 می‌دونستم به اندازه‌ی کافی ژامبون نخریدم 278 00:10:46,125 --> 00:10:48,530 تیموتی: خب، بریم سر اصل مطلب؟ 279 00:10:48,597 --> 00:10:50,066 بیایین درباره‌ی این ادغام صحبت کنیم 280 00:10:50,133 --> 00:10:51,970 تیرانیس: منظورت تسلیمه. - تیموتی: هی پسر 281 00:10:52,104 --> 00:10:54,709 تنها چیزی که می‌خوام اینه که همه با من به آینده بیان 282 00:10:54,842 --> 00:10:59,084 و در عوض، تنها چیزی که گیرم میاد کنترلِ یه امپراتوریِ بزرگه 283 00:10:59,184 --> 00:11:00,453 یه بازیِ برد-برده 284 00:11:00,554 --> 00:11:01,990 برد-برد نیست. باخت-برده 285 00:11:02,124 --> 00:11:03,827 تیموتی: تای، به نظر آدمِ خیلی خوبی میای 286 00:11:03,894 --> 00:11:05,531 ولی من الان دارم با پادشاه صحبت می‌کنم 287 00:11:05,665 --> 00:11:09,573 شلاب، شنیدم دوست داری یه پادشاهِ یللی‌تللی و مفت‌خور باشی؟ 288 00:11:09,706 --> 00:11:10,874 شلاب: نه دقیقاً به همین ترتیب 289 00:11:10,975 --> 00:11:12,978 تیموتی: خب، قشنگی‌ش همینه 290 00:11:13,079 --> 00:11:16,251 می‌تونی به همون کار ادامه بدی. فقط یه پادشاهِ فرمالیته باشی 291 00:11:16,385 --> 00:11:19,425 توی «تیمپایر» واسه همه کار هست 292 00:11:19,491 --> 00:11:20,828 استوپ، تو چی می‌خوای؟ 293 00:11:20,894 --> 00:11:22,698 من همیشه برای ارتشِ فوق‌العاده‌م به ژنرال نیاز دارم 294 00:11:22,765 --> 00:11:25,737 واو. انگار به جای دو تا کار، فقط یه کاره 295 00:11:25,838 --> 00:11:27,140 من کشاورز هم هستم 296 00:11:27,274 --> 00:11:28,911 تیرانیس: آره، آره. اینو قبلاً حساب کردیم 297 00:11:29,011 --> 00:11:30,346 تیموتی: ویسرا، واسه تو هم جا هست 298 00:11:30,479 --> 00:11:31,883 که توی ساختن تمدن‌ها کمک کنی 299 00:11:32,017 --> 00:11:33,486 تیرانیس: اوم، مطمئنم که همین‌جا می‌مونه 300 00:11:33,620 --> 00:11:34,856 ما تازه یه رابطه رو شروع کردیم 301 00:11:34,922 --> 00:11:36,425 من دیگه دختره رو به دست آوردم 302 00:11:36,560 --> 00:11:38,296 منظورم اینه که می‌دانم هنوز باید با هم حرف بزنیم 303 00:11:38,429 --> 00:11:40,634 ولی خب، واقعاً تو موقعیت بدی اومدی 304 00:11:40,768 --> 00:11:42,470 تیموتی: خیلی خب، فعلاً روش فکر کنین 305 00:11:42,605 --> 00:11:43,874 من توی قایقم منتظرم 306 00:11:44,007 --> 00:11:45,477 تیرانیس: همه‌تون عقلتونو از دست دادین؟ 307 00:11:45,611 --> 00:11:47,047 بابا، می‌فهمی که پیوستن به تیمپایر 308 00:11:47,147 --> 00:11:49,753 یعنی باید بیخیالِ همه‌ی اختیاراتت به عنوان پادشاه شهر بشی؟ 309 00:11:49,853 --> 00:11:51,890 پادشاه بودن خیلی کار سختی بوده 310 00:11:52,023 --> 00:11:54,494 دقیقاً کدوم قسمتش سخت بوده؟ 311 00:11:54,629 --> 00:11:55,765 همون قسمتِ کار کردنش 312 00:11:55,898 --> 00:11:57,434 تازه مشکلِ همیشگی رو هم در نظر بگیر 313 00:11:57,535 --> 00:11:59,939 که مردم کفِ اتاق‌های سکس می‌رینن 314 00:12:00,039 --> 00:12:01,743 تیرانیس: اونا دستشویی‌ان 315 00:12:01,809 --> 00:12:02,912 و اون تویی که داری کفِ زمین این کار رو می‌کنی 316 00:12:03,045 --> 00:12:04,983 و داری کفِ زمین می‌رینی 317 00:12:06,185 --> 00:12:08,389 خب، انگار من تنها کسی هستم که 318 00:12:08,523 --> 00:12:09,926 هنوز داره مقاومت می‌کنه 319 00:12:10,059 --> 00:12:12,197 شاید چیزی که داشتم بهش چنگ می‌زدم، همین الانشم از بین رفته 320 00:12:12,297 --> 00:12:13,934 فکر کنم وقتی این شهر رو راه انداختم، یه جورایی 321 00:12:14,034 --> 00:12:15,771 تنها چیزی که واقعاً دنبالش بودم 322 00:12:15,904 --> 00:12:18,810 استوپندوس: قرار نیست کل ماجرا رو تعریف کنی، درسته؟ 323 00:12:18,910 --> 00:12:20,781 دیدی؟ دیدی چه حسی داره؟ 324 00:12:20,881 --> 00:12:22,417 ۲ زئوس 325 00:12:22,484 --> 00:12:25,758 دلیرییا: این موجود اصلاً شبیه زئوسِ واقعی رفتار نمی‌کنه 326 00:12:25,825 --> 00:12:27,695 چطوری این‌قدر بد درستش کردی؟ 327 00:12:27,762 --> 00:12:30,768 هیپوکامپوس: مجبور بودم از هر منبعی که دم دست بود استفاده کنم 328 00:12:30,835 --> 00:12:32,672 دلیرییا: چه منبعی دم دستت بود؟ 329 00:12:32,772 --> 00:12:34,542 زئوس ۲: میو 330 00:12:34,642 --> 00:12:35,778 دلیرییا: اوه. - آتنا: همینه 331 00:12:35,844 --> 00:12:37,313 یه جای کارِ بابا می‌لنگه 332 00:12:37,380 --> 00:12:39,985 هیچ‌کس حق نداره بره تا بفهمیم چرا ترسناک نیست 333 00:12:40,086 --> 00:12:41,923 یا چرا همه رو با صاعقه نمی‌سوزونه 334 00:12:41,990 --> 00:12:44,060 هرمس: من برگشتم. ژامبونِ بیشتری آوردم 335 00:12:48,904 --> 00:12:50,406 هیپوکامپوس: دکمه‌ی خاموش کردنش توی جیبم بود 336 00:12:50,507 --> 00:12:52,343 دلیرییا: حدس می‌زدم 337 00:12:52,477 --> 00:12:54,950 تیرانیس: ببخشید، اون علامت‌های روی ساختمونا واسه چیه؟ 338 00:12:55,083 --> 00:12:57,087 اسکات: اینا چیزایی هستن که قراره دور بریزیم 339 00:12:57,220 --> 00:12:59,693 تیرانیس: انگار همه‌چیزه. - اسکات: اوه 340 00:12:59,793 --> 00:13:01,094 یعنی، چرا روی چیزایی که نمی‌خواین دور بریزین 341 00:13:01,228 --> 00:13:02,732 علامت نمی‌ذارین؟ 342 00:13:02,832 --> 00:13:06,171 اسکات: ای وای. بچه‌ها، باید از اول شروع کنیم 343 00:13:06,305 --> 00:13:07,575 تیرانیس 344 00:13:07,708 --> 00:13:10,079 ویسرا: پس واقعاً با این قضیه مشکلی نداری؟ 345 00:13:10,146 --> 00:13:13,118 نه، ندارم. وقتشه یه چیز جدید رو امتحان کنیم 346 00:13:13,252 --> 00:13:16,593 ویسرا: درباره‌ی اون... یه چیز دیگه هم هست 347 00:13:16,693 --> 00:13:18,462 فکر کنم منم می‌خوام با اون برم 348 00:13:18,596 --> 00:13:21,469 خیلی وسوسه‌برانگیز به نظر میاد، مگه نه؟ 349 00:13:21,570 --> 00:13:22,705 سفر به دور دنیا 350 00:13:22,838 --> 00:13:24,809 و بردن تمدن برای همه 351 00:13:24,876 --> 00:13:27,313 تیرانیس: آره، به قول تو «وسوسه‌برانگیزه» 352 00:13:27,447 --> 00:13:28,717 ولی مگه من به دختره نرسیدم؟ 353 00:13:28,850 --> 00:13:30,721 دلیرییا: خب، اون دختره یه شغل پیدا کرد 354 00:13:30,854 --> 00:13:32,123 تیرانیس: متاسفم، حدس می‌زنم دیگه بس باشه 355 00:13:32,257 --> 00:13:33,860 از این حرفایِ «به دختره رسیدم»، هوم؟ 356 00:13:33,993 --> 00:13:36,131 نه، می‌دونی چیه؟ می‌خوام سه برابر بیشتر روش پافشاری کنم 357 00:13:36,232 --> 00:13:38,002 کاملاً مطمئنم که این از اون موقعیت‌هاییه که 358 00:13:38,102 --> 00:13:39,605 هر چی بیشتر بشنویش 359 00:13:39,739 --> 00:13:40,875 بیشتر به دلت می‌شینه 360 00:13:40,975 --> 00:13:42,411 ویسرا: آره، فکر نکنم این‌طور باشه 361 00:13:42,545 --> 00:13:45,183 ولی می‌خواستم بگم اگه واقعاً می‌تونی «کراپوپولیس» رو رها کنی 362 00:13:45,283 --> 00:13:48,156 خوشحال می‌شم با من بیای 363 00:13:48,289 --> 00:13:50,828 تیرانیس: شوخی می‌کنی؟ این شهر دیگه حتی مال منم نیست 364 00:13:50,928 --> 00:13:53,299 منظورم اینه که اگه منو قبول کنی، دوست دارم باهات دور دنیا رو بگردم 365 00:13:53,432 --> 00:13:55,771 و شاید یه شغلی هم واسه خودم توی تیمپایر پیدا کنم 366 00:13:55,871 --> 00:13:58,042 ویسرا: جدی؟ تای 367 00:14:00,881 --> 00:14:02,483 تیرانیس: می‌شه بهم فقط یه دقیقه وقت بدی 368 00:14:02,618 --> 00:14:03,754 تا خداحافظی کنم؟ 369 00:14:03,888 --> 00:14:05,590 ویسرا: البته. راحت باش 370 00:14:06,760 --> 00:14:09,264 خب، خداحافظ «کراپ» 371 00:14:10,500 --> 00:14:11,903 نه، نمی‌تونم. خداحافظی بی خداحافظی 372 00:14:12,036 --> 00:14:15,009 بعداً توی خلوت خودم بهش فکر می‌کنم 373 00:14:15,076 --> 00:14:17,648 اوه نه، یه گندِ حسابی زدم 374 00:14:17,782 --> 00:14:21,255 مرد: ایییش! کی توی اتاق سکس این کار رو کرده؟ 375 00:14:21,389 --> 00:14:22,524 شلاب: دو تا گند 376 00:14:23,492 --> 00:14:24,394 سه تا 377 00:14:27,066 --> 00:14:29,071 تیموتی: تای، خیلی خوشحالم که می‌شنوم 378 00:14:29,171 --> 00:14:31,543 تو و ویسرا قراره به خدمه‌ی من ملحق بشین 379 00:14:31,643 --> 00:14:32,679 تیرانیس: نه، من خوشحالم 380 00:14:32,812 --> 00:14:35,049 و دوباره متاسفم که موقع مدیتیشن مزاحمت شدم 381 00:14:35,149 --> 00:14:36,520 تیموتی: ببین، نه، تو متوجه نیستی 382 00:14:36,653 --> 00:14:37,922 اینکه بقیه ببینن داری مدیتیشن می‌کنی 383 00:14:38,055 --> 00:14:40,293 در واقع بهترین بخشِ مدیتیشنه 384 00:14:40,393 --> 00:14:41,663 اون و آرامشش 385 00:14:41,763 --> 00:14:43,466 تیرانیس: مگه فقط نشستن نیست؟ 386 00:14:43,567 --> 00:14:46,071 تیموتی: آره، و من ۲۲ دقیقه‌ی تمام انجامش دادم 387 00:14:46,172 --> 00:14:47,942 الان هر بلایی بخوای می‌تونی سرم بیاری 388 00:14:48,075 --> 00:14:50,346 واسم مهم نیست. - تیرانیس: بابا 389 00:14:50,479 --> 00:14:53,586 سرباز ۱: مچشو در حال سوراخ کردن بدنه‌ی کشتی گرفتیم 390 00:14:53,653 --> 00:14:55,957 با یه دربازکن بطری. - سرباز ۲: فکر کنم داشت 391 00:14:56,058 --> 00:14:57,494 با بدبختی سعی می‌کرد یه سوراخ درست کنه 392 00:14:57,628 --> 00:14:59,699 شلاب: به این می‌گن خرابکاری. - تیرانیس: اما بابا، چرا؟ 393 00:14:59,832 --> 00:15:01,736 تو که قبول کردی شهر رو بدی به تیم 394 00:15:01,837 --> 00:15:03,540 ولی دیدم که چقدر واست ارزش داره 395 00:15:03,640 --> 00:15:05,377 این شهر هویتِ توئه 396 00:15:05,443 --> 00:15:06,813 به این می‌گن تلخ و شیرین 397 00:15:06,913 --> 00:15:08,216 شلاب: من از کجا باید فرقِ 398 00:15:08,316 --> 00:15:09,818 یه قیافه‌ی غمگین رو با اون یکی بفهمم؟ 399 00:15:09,952 --> 00:15:11,657 تیرانیس: نمی‌بینی؟ من به دختره رسیدم 400 00:15:11,723 --> 00:15:12,958 وقتشه که بریم پی زندگی‌مون 401 00:15:13,059 --> 00:15:14,328 شلاب: چقدر زیبا، پسرم 402 00:15:14,395 --> 00:15:16,800 الان همون قسمتیه که باید بگم «برو پیشش»؟ 403 00:15:16,866 --> 00:15:18,369 تیرانیس: آره. - شلاب: برو پیشش 404 00:15:18,469 --> 00:15:20,541 واسه اون قضیه‌ی دربازکن متاسفم 405 00:15:20,608 --> 00:15:21,976 ولی خودت که درک می‌کنی. عشقِ پدرانه است دیگه 406 00:15:22,110 --> 00:15:24,447 تیموتی: آره، و به نظرم خیلی رمانتیکه 407 00:15:24,549 --> 00:15:25,984 و می‌دونی چیه؟ 408 00:15:26,084 --> 00:15:28,590 یه سوراخِ کوچولو توی قایقم ایجاد کردی، می‌تونم ازش چشم‌پوشی کنم 409 00:15:30,961 --> 00:15:32,565 تیرانیس: بابا، تو کشتی رو آتیش زدی؟ 410 00:15:32,665 --> 00:15:35,971 شلاب: اوه آره، یادم رفت. من همه‌ی کشتی‌های تیم رو آتیش زدم 411 00:15:36,105 --> 00:15:38,644 زیاد روی نقشه‌ی دربازکن حساب نمی‌کردم 412 00:15:38,777 --> 00:15:41,983 تیموتی: خب، الان دیگه عصبانی شدم. این کلِ ناوگانِ منه 413 00:15:42,116 --> 00:15:43,119 این اصلاً منصفانه نیست 414 00:15:43,252 --> 00:15:44,755 مجبورم تلافی کنم 415 00:15:44,855 --> 00:15:46,726 شاید زندگیمو وقفِ نابودیِ شما کنم 416 00:15:46,826 --> 00:15:48,262 یعنی با خودم در صلحم 417 00:15:48,396 --> 00:15:49,866 ولی قرار نیست یه آدمِ توسری‌خور باشم 418 00:15:49,999 --> 00:15:52,270 واقعاً خیلی خیلی عصبانی‌ام 419 00:15:52,404 --> 00:15:54,575 شلاب: دیدی؟ هنوزم صدات عصبانی به نظر نمیاد 420 00:15:54,675 --> 00:15:57,380 تیرانیس: خیلی خب، ما واقعاً باید مدیتیشن رو شروع کنیم 421 00:15:57,480 --> 00:15:59,284 آتنا: اون منفجر شد؟ 422 00:15:59,417 --> 00:16:01,154 آپولو: آره. یعنی این به معنای مرگشه؟ 423 00:16:01,254 --> 00:16:03,059 یعنی ما هم ممکنه منفجر بشیم؟ 424 00:16:03,159 --> 00:16:05,163 هیپوکامپوس: خب می‌دونم این صحنه بد به نظر میاد، ولی 425 00:16:05,296 --> 00:16:07,200 دلیرییا: خدایا، دارن منو می‌فرستن به «تارتاروس» 426 00:16:07,300 --> 00:16:09,572 و قراره یه مجازاتِ طعنه‌آمیز و احمقانه نصیبم بشه، مگه نه؟ 427 00:16:09,672 --> 00:16:12,243 که خودش طعنه‌آمیزه، چون من از کنایه بیشتر از هر چیزی بدم میاد 428 00:16:12,310 --> 00:16:14,314 آتنا: خب، نمی‌دونم ما هم منفجر می‌شیم یا نه 429 00:16:14,415 --> 00:16:18,657 ولی یه چیز رو خوب می‌دونم، اونم اینکه بابا دیگه نیست 430 00:16:18,757 --> 00:16:20,761 همگی 431 00:16:20,894 --> 00:16:22,898 هیپوکامپوس: خب، این یه چرخشِ غیرمنتظره بود 432 00:16:23,032 --> 00:16:24,434 دلیرییا: وایسا ببینم، شما خوشحالین؟ 433 00:16:24,535 --> 00:16:27,575 آتنا: متاسفم عزیزم، می‌دونم اون دوستت بود 434 00:16:27,675 --> 00:16:29,779 ولی فکر نکنم کسی اینجا باشه که از اینکه اون الان یه توده گوشته 435 00:16:29,912 --> 00:16:32,317 نفسِ راحت نکشیده باشه 436 00:16:32,451 --> 00:16:34,321 دلیرییا: باورم نمی‌شه داریم از زیرِ این قضیه قسر در می‌ریم 437 00:16:34,454 --> 00:16:37,059 چی؟ - هرمس: اون نگفت 438 00:16:37,193 --> 00:16:38,597 آپولو: «قسر در می‌ریم»؟ 439 00:16:38,730 --> 00:16:41,068 آتنا: حالا که پادشاهِ همه‌ی خدایان مرده 440 00:16:41,201 --> 00:16:42,905 دیگه هیچ قانونی جلودارمون نیست، عوضی 441 00:16:43,038 --> 00:16:44,440 هیپوکامپوس: می‌خوای چیکار کنی؟ 442 00:16:44,575 --> 00:16:47,515 آپولو: فکر کنم سوال اصلی اینه که چیکار قراره نکنیم؟ 443 00:16:52,658 --> 00:16:54,327 هیپوکامپوس: باید ما هم...؟ 444 00:16:54,460 --> 00:16:56,198 دلیرییا: آره، فکر کنم اونا تا یه مدت قراره فقط بخندن 445 00:16:56,332 --> 00:16:58,971 تیرانیس: خبرای عالی همگی! شهر نجات پیدا کرد 446 00:16:59,071 --> 00:17:00,440 کیلی: از چی؟ 447 00:17:00,508 --> 00:17:02,210 از بهبودِ زیرساخت‌های گسترده؟ 448 00:17:02,343 --> 00:17:04,114 تیرانیس: ما به «تیموتیِ شگفت‌انگیز» ملحق نمی‌شیم 449 00:17:04,214 --> 00:17:06,084 کراپوپولیس آزاد می‌مونه 450 00:17:06,218 --> 00:17:07,522 کیلی: از چی؟ 451 00:17:07,622 --> 00:17:09,491 از بهبودِ زیرساخت‌های گسترده؟ 452 00:17:09,626 --> 00:17:11,494 تیرانیس: آره، باشه کیلی، همون دفعه اول شنیدیم چی گفتی 453 00:17:11,596 --> 00:17:15,103 میریام: معامله رو به هم زدی؟ - شلاب: نه، من به هم زدم 454 00:17:15,203 --> 00:17:17,040 اسکات: نه، من معامله رو به هم زدم 455 00:17:17,107 --> 00:17:18,610 تیرانیس: اسکات، ما دیگه اون نمایش رو بازی نمی‌کنیم 456 00:17:18,710 --> 00:17:20,246 معامله به هم خورده، باشه؟ فقط همینو بگیم 457 00:17:20,346 --> 00:17:22,450 کیلی: ولی ما می‌خواستیم به تیم ملحق بشیم 458 00:17:22,518 --> 00:17:25,724 اون خیلی پولداره و به خاطرِ پولدار بودنش هم خیلی آرومه 459 00:17:25,791 --> 00:17:27,661 جاشوا: وقتی فکر کردیم قراره ساختمونای جدید داشته باشیم 460 00:17:27,761 --> 00:17:30,601 حسابی مست کردیم و قدیمی‌ها رو داغون کردیم 461 00:17:30,668 --> 00:17:33,105 میریام: آره، حسابی اینجا رو به گند کشیدیم 462 00:17:33,205 --> 00:17:34,943 تیرانیس: و درستش می‌کنیم. مگه نه بابا؟ 463 00:17:35,009 --> 00:17:38,282 شلاب: من اصلاً برام اهمیت نداره 464 00:17:38,382 --> 00:17:40,620 ویسرا: اه، چرا داریم همدیگه رو بغل می‌کنیم؟ 465 00:17:41,421 --> 00:17:43,527 اوو خدای من، تو معامله رو به هم زدی 466 00:17:43,660 --> 00:17:45,429 هیپوکامپوس: خب، قبل از اینکه عصبانی بشی 467 00:17:45,530 --> 00:17:47,902 خدایان قطعاً باور کردن که اون زئوس بود 468 00:17:48,002 --> 00:17:49,371 دلیرییا: تا وقتی که منفجر شد 469 00:17:49,505 --> 00:17:51,074 و خدایان عهد بستن که از ما انتقام بگیرن 470 00:17:51,141 --> 00:17:53,111 ولی می‌تونیم ازش جون سالم به در ببریم، نه؟ 471 00:17:53,245 --> 00:17:55,483 دلیرییا: اوه، ابداً. رسماً بدبخت شدیم 472 00:17:55,551 --> 00:17:58,523 واسه همینه که بزرگترین سلاحِ ممکن رو آوردم 473 00:17:58,657 --> 00:18:01,394 هیپوکامپوس: این همون...؟ - دلیرییا: بدنِ بیهوشِ زئوسِ واقعیه 474 00:18:01,529 --> 00:18:03,866 آره، وقتی اون سه تا احمق داشتن به خاطرِ مرگش 475 00:18:04,000 --> 00:18:05,637 رقصِ بریک می‌کردن، دزدیدمش 476 00:18:05,738 --> 00:18:07,173 از حالتِ زرافه درش آوردم 477 00:18:07,273 --> 00:18:09,010 چون قرار نبود اون موجودِ هیولایی رو با خودم حمل کنم 478 00:18:09,143 --> 00:18:11,549 هیپوکامپوس: اه، ببین لباش چقدر ترک خورده 479 00:18:11,682 --> 00:18:13,452 پس فقط قراره اینجا نگهش داریم 480 00:18:13,553 --> 00:18:15,422 و بعدش همه‌چی واسمون خوب پیش می‌ره؟ 481 00:18:15,523 --> 00:18:19,163 دلیرییا: اوه، این‌قدر ایراد نگیر. زئوس الان مالِ ماست 482 00:18:19,297 --> 00:18:20,867 داشتنِ زئوس به نظر چیز خوبی میاد 483 00:18:20,967 --> 00:18:23,740 کلِ نقشه‌م تا همین‌جا بود. - هیپوکامپوس: نقشه خوبیه 484 00:18:23,840 --> 00:18:25,143 به زور 485 00:18:25,276 --> 00:18:26,512 تیرانیس: می‌دونم واسه رفتن با تیم ذوق داشتی، اما 486 00:18:26,579 --> 00:18:28,148 ویسرا: تای، من هنوزم با تیم می‌رم 487 00:18:28,282 --> 00:18:29,685 تیرانیس: چی؟ - ویسرا: اون هنوز منو می‌خواد 488 00:18:29,819 --> 00:18:31,556 چون من اون کسی نیستم 489 00:18:31,656 --> 00:18:35,330 که ناوگان و اموالش رو آتیش زد 490 00:18:35,396 --> 00:18:36,599 اوه، خب 491 00:18:36,699 --> 00:18:40,173 و حدس می‌زنم معلومه که من دیگه دعوت نیستم، پس 492 00:18:40,306 --> 00:18:43,312 ویسرا: متاسفم، تای. من باید ردپای خودمو به جا بذارم 493 00:18:43,412 --> 00:18:45,584 دقیقاً همون‌طوری که تو با این شهر کردی 494 00:18:45,717 --> 00:18:48,455 بهم بگو، توی این رابطه‌های بلاتکلیف 495 00:18:48,590 --> 00:18:50,493 تا حالا شده که اولش نشه 496 00:18:50,594 --> 00:18:54,067 ولی یه روزی بالاخره بشه؟ 497 00:18:54,200 --> 00:18:55,704 تیرانیس: امیدوارم که این‌طور باشه 498 00:18:55,771 --> 00:18:57,307 یعنی، آره، معمولاً توی رابطه‌های بلاتکلیف 499 00:18:57,407 --> 00:18:58,810 همیشه همین‌طوری می‌شه 500 00:18:58,877 --> 00:19:00,714 ویسرا: هی، تیموتی می‌خواد شماها رو فتح کنه 501 00:19:00,814 --> 00:19:03,285 شاید بهت حمله کنم. تیرانیس: شایدم بذارم این کارو بکنی 502 00:19:03,352 --> 00:19:04,622 شنیدم، حرفم رو پس می‌گیرم 503 00:19:04,689 --> 00:19:06,191 ویسرا 504 00:19:06,325 --> 00:19:07,794 خیلی خنگی 505 00:19:10,065 --> 00:19:11,468 تیرانیس: خب، فقط می‌خوام مطمئن شم 506 00:19:11,569 --> 00:19:13,706 که چقدر بدبخت شدیم و دهنمون کاملاً سرویس شده 507 00:19:13,773 --> 00:19:16,478 استوپندوس: منم همین‌طور. چون رو مقدار دسری که می‌تونم بخورم تأثیر می‌ذاره 508 00:19:16,612 --> 00:19:18,082 تیرانیس: پس یه حمله‌ی حتمی داریم 509 00:19:18,215 --> 00:19:19,618 از طرف "تیموتیِ شگفت‌انگیز" 510 00:19:19,718 --> 00:19:22,090 یه جنگ انتقام‌جویانه‌ی خیلی محتمل هم از طرف خدایان 511 00:19:22,190 --> 00:19:23,793 درسته؟ دلیریا: ردخور نداره 512 00:19:23,860 --> 00:19:25,363 من که می‌گم تضمینیه 513 00:19:25,496 --> 00:19:28,202 تیرانیس: دختره رو هم که از دست دادم و... چیز دیگه‌ای هم هست؟ 514 00:19:28,269 --> 00:19:29,572 شلوب: هیپوکامپوس 515 00:19:29,638 --> 00:19:31,208 می‌دونستی زئوس تو آزمایشگاهته؟ 516 00:19:31,341 --> 00:19:32,945 انگار حسابی شاکیه 517 00:19:36,051 --> 00:19:37,253 زئوس: دلیریا، تو ازم گرفتی 518 00:19:37,353 --> 00:19:39,257 مهم‌ترین چیزِ زندگیم رو 519 00:19:39,357 --> 00:19:41,829 هیپوکامپوس: چی؟ اینکه خودت رو بزنی به کما تا بتونی...؟ 520 00:19:41,963 --> 00:19:43,533 زئوس: آره! پس حالا منم می‌گیرم 521 00:19:43,633 --> 00:19:45,336 مهم‌ترین چیزِ زندگی تو رو 522 00:19:45,403 --> 00:19:47,139 شلوب: زود باش! بهش بگو مهم‌ترین چیز 523 00:19:47,239 --> 00:19:49,979 تو زندگیت اون قاشقه است 524 00:19:50,113 --> 00:19:51,749 نزدیک بود بگیره‌ها 525 00:19:56,559 --> 00:19:58,428 اوه اوه! بزن به باله‌هام و بهم بگو "ویلیِ آزاد" 526 00:19:58,495 --> 00:20:00,265 چون این دیگه تهِ خر تو خری بود 527 00:20:00,366 --> 00:20:02,036 اگه تا حالا لنگه‌شو دیده باشم 528 00:20:02,137 --> 00:20:03,573 دیدی چی شد؟ 529 00:20:03,707 --> 00:20:05,276 بیا برگردیم عقب 530 00:20:05,376 --> 00:20:08,248 شلوب نفل شد؟ انگار که شلوب نفل شده 531 00:20:08,382 --> 00:20:11,522 یعنی، اون که نمی‌تونه نفل بشه. یا شاید بشه؟ 532 00:20:11,656 --> 00:20:13,527 تو این برنامه هیچ‌وقت نمی‌شه مطمئن بود 533 00:20:13,627 --> 00:20:16,164 هر چی باشه "تای" دو فصل پادشاه بود 534 00:20:16,264 --> 00:20:17,668 بعد شلوب رو چپوندن جاش 535 00:20:17,768 --> 00:20:19,404 فکر می‌کردم قبل از اینکه نوبت پخش 536 00:20:19,505 --> 00:20:20,841 سریال "بابز برگرز" برسه، دوباره برگرده رو تخت 537 00:20:20,941 --> 00:20:22,745 ولی همین‌جوری ولش کردن و ادامه دادن 538 00:20:22,878 --> 00:20:24,047 مثل من که دنبالت می‌کنم 539 00:20:24,147 --> 00:20:25,149 و صاف میام تو اتاق خوابت 540 00:20:25,283 --> 00:20:26,519 بدون اینکه خودت بفهمی 541 00:20:26,586 --> 00:20:28,021 وقتی تماشای این قسمت تموم شد 542 00:20:29,424 --> 00:20:31,562 البته تا جایی که تو قراره بفهمی، همچین کاری نمی‌کنم 543 00:20:31,662 --> 00:20:34,167 در هر صورت، این بچه‌های "کرپی" تهِ هر قسمت‌شون از اون "کلیف‌هنگر"های 544 00:20:34,267 --> 00:20:37,006 تالار آینه‌ی لیتگو-روکر-استالونه تو سال ۱۹۹۳ هم 545 00:20:37,140 --> 00:20:38,543 تعلیقش بیشتره 546 00:20:38,677 --> 00:20:40,780 اون انتقام خشنِ تیمپایر رو دارن 547 00:20:40,847 --> 00:20:44,053 ویسرا هم رفت قاتی خدایانی که از دست دلیریا شاکی‌ان 548 00:20:44,154 --> 00:20:45,690 گرچه اونا هنوز فکر می‌کنن زئوس منفجر شده 549 00:20:45,824 --> 00:20:47,427 که همین ممکنه حسابی 550 00:20:47,561 --> 00:20:48,930 چوب لای چرخ‌آسیاب‌شون بذاره 551 00:20:50,432 --> 00:20:52,137 و اما در مورد زئوس، نظرتون چیه؟ 552 00:20:52,203 --> 00:20:53,673 اون همین‌جوری بی‌خیال نمی‌شه بره پی کارش 553 00:20:53,740 --> 00:20:56,679 حالا که شاکی بیدار شده و شلوب رو کشته 554 00:20:56,746 --> 00:20:59,050 البته اگه واقعاً شلوب رو کشته باشه 555 00:20:59,184 --> 00:21:01,455 واقعاً همینه؟ شلوب رو کشت؟ 556 00:21:01,556 --> 00:21:05,062 واسه فهمیدنش، باید تا فصل چهار صبر کنیم 557 00:21:05,196 --> 00:21:06,732 یا شایدم پنج؟ حسابش از دستم در رفته 558 00:21:06,866 --> 00:21:09,303 فکر کنم تا فصل ۱۲ تمدیدش کردن 559 00:21:09,404 --> 00:21:10,707 از این موضوع لجمت می‌گیره؟ 560 00:21:10,840 --> 00:21:13,780 می‌تونی کل قضیه رو وقتی تو تابوت هستی بهم بگی 561 00:21:13,880 --> 00:21:15,183 همون تابوتی که قراره توش بیدار شی 562 00:21:15,283 --> 00:21:16,586 اون تو ظلماتِ مطلقه 563 00:21:16,719 --> 00:21:18,923 ولی می‌تونی روم حساب کنی که اونجا کنارتم 564 00:21:19,057 --> 00:21:20,961 سراپا گوش و آماده‌ی شنیدن 565 00:21:21,061 --> 00:21:22,798 تا وقتی که اکسیژنت تموم شه 566 00:21:24,467 --> 00:21:26,739 خب، من راویِ دیوونه‌ی شمام 567 00:21:26,873 --> 00:21:29,076 و می‌رم نظراتی که تو ردیت می‌ذارین رو می‌خونم 568 00:21:29,210 --> 00:21:30,613 پس بچه مثبتی باشین حالا 569 00:21:30,747 --> 00:21:32,551 مرد: چیزی از حرفاش فهمیدی؟ 570 00:21:34,955 --> 00:21:36,692 مرد ۲: بنتو 571 00:21:37,692 --> 00:21:44,692 💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸57078

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.