Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
0
00:00:01,474 --> 00:00:04,851
وارز تقدیم میکند
IRWAREZ.COM
1
00:00:01,068 --> 00:00:03,473
تیرانیس: حاضری؟ و... یالا، بکش
2
00:00:03,875 --> 00:00:06,580
شلوب: بکش، فقط سعی کن جاهای حساسم رو له نکنی
3
00:00:06,614 --> 00:00:09,385
لای چارچوب پنجره، ولی زیاد هم زور نزن
4
00:00:09,520 --> 00:00:10,453
اسکیل: ویسرا
5
00:00:10,555 --> 00:00:11,924
ویسرا: بابا اینجا چیکار میکنی؟
6
00:00:12,058 --> 00:00:13,227
اسکیل: منم میخواستم همین رو ازت بپرسم
7
00:00:13,327 --> 00:00:14,897
ولی از اوضاع و احوال معلومه
8
00:00:14,964 --> 00:00:16,333
داری شلوب رو از یه مغازه ملاسفروشی میکشی بیرون
9
00:00:16,466 --> 00:00:18,738
تا خبر "بلادموث" رو شنیدم، خودم رو رسوندم
10
00:00:18,838 --> 00:00:20,474
تیرانیس: دوستپسرت؟ چه اتفاقی براش افتاد؟
11
00:00:20,609 --> 00:00:22,378
ویسرا: اوه، یادم رفت بگم، مرد
12
00:00:22,478 --> 00:00:24,683
تیرانیس: چی؟ ویسرا: تبدیل به سوپ شد
13
00:00:24,816 --> 00:00:26,820
تیرانیس: ولی مگه دوسش نداشتی؟
14
00:00:26,954 --> 00:00:28,357
ویسرا: داشتم. دیگه کاریش نمیشه کرد
15
00:00:28,457 --> 00:00:30,493
وای خدا، تفاوتهای فرهنگی رو ببین
16
00:00:30,595 --> 00:00:32,632
اسکیل: خب، دیگه لازم نیست خیلی نگران این چیزها باشی
17
00:00:32,765 --> 00:00:35,337
دارم به تبعید دخترم پایان میدم و میبرمش خونه
18
00:00:35,437 --> 00:00:38,711
نمیتونی همینطوری منو برگردونی خونه. من خودم تصمیم میگیرم
19
00:00:38,778 --> 00:00:41,215
اسکیل: میدونم، میدونم. واسه همین یه تصمیم راحت برات گرفتم
20
00:00:41,349 --> 00:00:44,221
این برادرِ بلادموثه، "برادرِ بلادموث"
21
00:00:44,321 --> 00:00:45,490
سیستم نامگذاری پیچیدهای دارن
22
00:00:45,625 --> 00:00:46,994
ولی فکر کنم دارم کشفش میکنم
23
00:00:47,094 --> 00:00:48,463
اسکیل: برادرِ بلادموث
24
00:00:48,531 --> 00:00:50,334
از نظر هیکلی از خودِ بلادموث سرتره
25
00:00:50,401 --> 00:00:53,473
کلی وارث برات میاره و تقریباً به همون اندازه هم لذت جنسی
26
00:00:53,541 --> 00:00:55,244
ویسرا: دارم گوش میدم. تیرانیس: چی؟
27
00:00:55,344 --> 00:00:57,381
تیرانیس: پس تکلیف "ما" چی میشه؟ ویسرا: منظورت از "ما" چیه؟
28
00:00:57,516 --> 00:00:58,985
تیرانیس: این رابطهی "عشقیِ بلاتکلیفمون"
29
00:00:59,118 --> 00:01:00,821
ویسرا: میخوان چیکار؟ اسکیل: چیچیِ شما؟
30
00:01:00,921 --> 00:01:02,926
تیرانیس: میدونی، وقتی دو نفر مشخصاً دارن عاشق هم میشن
31
00:01:03,026 --> 00:01:04,997
اما یه سری موانع و سوءتفاهمهای طولانی
32
00:01:05,130 --> 00:01:07,267
نمیذاره وارد یه رابطهی رمانتیک بشن
33
00:01:07,401 --> 00:01:10,340
ویسرا: آها، ما به این میگیم "میتونه یا باید؟"
34
00:01:10,407 --> 00:01:13,112
صبر کن، یعنی میگی تمام این مدت
35
00:01:13,246 --> 00:01:15,317
بهم حس داشتی؟
36
00:01:15,417 --> 00:01:16,587
بله
37
00:01:16,687 --> 00:01:18,023
حدس میزنم تو نداشتی
38
00:01:18,123 --> 00:01:19,726
ویسرا: فکر میکردم تو نداری. تیرانیس: چطور...؟
39
00:01:19,859 --> 00:01:21,129
یعنی تابلوی نبود؟
40
00:01:21,263 --> 00:01:23,534
ویسرا: تو هیچوقت بهم یه دستِ بریده هدیه ندادی
41
00:01:23,634 --> 00:01:27,474
وای خدا، تفاوتهای فرهنگی رو ببین
42
00:01:27,609 --> 00:01:29,278
خب، بسیار خب
43
00:01:29,378 --> 00:01:32,451
یه رابطهی بلاتکلیف چطوری حل میشه؟
44
00:01:32,552 --> 00:01:34,288
تیرانیس: معمولاً یه بحثی چیزی پیش میاد
45
00:01:34,422 --> 00:01:36,025
که توش سر هم داد میزنن
46
00:01:36,125 --> 00:01:37,494
و مَرده میگه: "لعنتی، دوستت دارم!"
47
00:01:37,629 --> 00:01:39,131
و بعد همدیگه رو میبوسن
48
00:01:39,198 --> 00:01:40,802
ویسرا: خب انجامش بده دیگه، احمق
49
00:01:40,902 --> 00:01:42,371
تیرانیس: لعنتی، دوستت دارم
50
00:01:43,073 --> 00:01:45,778
برادرِ بلادموث: یعنی این جمجمهی شیکم رو بیخودی پوشیدم؟
51
00:01:45,845 --> 00:01:49,586
شلوب: اون زبونه؟ من صدای زبون نمیشنوم
52
00:02:15,170 --> 00:02:16,507
ویسرا: واو
53
00:02:16,641 --> 00:02:18,043
هم تونست و هم انجامش داد
54
00:02:18,143 --> 00:02:19,646
تیرانیس: ببخشید بابت اون موقعی که ستاره دریایی
55
00:02:19,746 --> 00:02:21,182
به باسنم چسبیده بود
56
00:02:21,282 --> 00:02:22,919
هنوز باید چند تا سوراخ رو توی قایق درزگیری کنم
57
00:02:23,052 --> 00:02:25,190
ویسرا: تای، هیس، عالی بود
58
00:02:25,323 --> 00:02:28,063
خب، حالا که این قضیهی "بلاتکلیفی" حل شد
59
00:02:28,163 --> 00:02:30,200
میدونی، اعتراف به عشق رو داشتیم
60
00:02:30,334 --> 00:02:31,837
بوسه، رابطه جنسی
61
00:02:31,904 --> 00:02:33,907
تیرانیس: از اون قسمتش خوشم اومد. ویسرا: بعدش چی میشه؟
62
00:02:33,974 --> 00:02:36,379
تیرانیس: خب، ادامهی زندگیمون؟
63
00:02:36,479 --> 00:02:38,083
ویسرا: واو. تیرانیس: نه
64
00:02:38,216 --> 00:02:40,220
یعنی، نه لزوماً اونجوری
65
00:02:40,354 --> 00:02:42,023
اگه این چیزی نیست که میخوای، من میتونم خودم رو هماهنگ کنم
66
00:02:42,157 --> 00:02:45,097
من از لحاظ عاطفی خیلی منعطفتر از لحاظ فیزیکیام
67
00:02:45,197 --> 00:02:46,232
ویسرا
68
00:02:46,332 --> 00:02:47,769
نه، فقط یهو جا خوردم
69
00:02:47,869 --> 00:02:49,339
تیرانیس: دو بار توی یه صبح. ویسرا
70
00:02:49,472 --> 00:02:50,909
احمق. ولی جداً
71
00:02:51,009 --> 00:02:54,181
احتمالاً باید یه گپ مفصلتر با هم بزنیم
72
00:02:54,248 --> 00:02:55,918
در مورد موضوعی مثل "بقیهی زندگیمون"
73
00:02:56,018 --> 00:02:58,323
تیرانیس: کاملاً موافقم. ولی قبل از اینکه بریم سر وقت اون
74
00:02:58,390 --> 00:02:59,626
فکر میکنی بشه احیاناً...؟
75
00:02:59,759 --> 00:03:01,462
ویسرا: میخوای بری زنگِ سکس رو بزنی؟
76
00:03:01,530 --> 00:03:04,234
تیرانیس: خودش که خودبهخود به صدا در نمیاد! اون یکی زنگِ خودارضاییه
77
00:03:10,982 --> 00:03:12,250
شلوب: هورا! استوپندوس: هو، هو
78
00:03:12,384 --> 00:03:14,421
یکی داره زنگ سکس رو میزنه
79
00:03:14,522 --> 00:03:16,860
تیرانیس: آره. به قولی، دختره رو به دست آوردم
80
00:03:16,994 --> 00:03:18,296
شلوب: بهت افتخار میکنم پسرم
81
00:03:18,396 --> 00:03:19,900
تیرانیس: داستان به خوبی و خوشی تموم شد
82
00:03:19,967 --> 00:03:22,271
ویسرا: فکر کنم شاید داستان تازه داره شروع میشه
83
00:03:22,371 --> 00:03:25,344
تیرانیس: درسته. ولی خب در عین حال، به دختره هم رسیدم
84
00:03:25,411 --> 00:03:27,381
قاصد
85
00:03:27,515 --> 00:03:28,951
پیامی برای پادشاه
86
00:03:29,051 --> 00:03:31,122
تیرانیس: بله، چیه؟ قاصد: یه لحظه وایسا
87
00:03:31,256 --> 00:03:33,661
کل روز رو دویدم تا برسم اینجا. رکورد خودم رو شکستم
88
00:03:33,794 --> 00:03:35,130
تیرانیس: اه، تو همون قاصدی هستی
89
00:03:35,230 --> 00:03:36,533
که در مورد دویدنش رو اعصابه
90
00:03:36,666 --> 00:03:38,170
قاصد: هوی، من چیزی رو پیدا کردم که عاشقشم
91
00:03:38,270 --> 00:03:40,274
حرف زدن دربارهش رو اعصابه؟
92
00:03:40,374 --> 00:03:41,576
تیرانیس: فقط پیام رو بده
93
00:03:41,677 --> 00:03:43,380
"تیموتیِ شگفتانگیز" و کشتیهاش
94
00:03:43,446 --> 00:03:45,016
در راه کراپوپولیس هستن
95
00:03:45,117 --> 00:03:46,686
استوپندوس: اوه نه! بابا، این بده
96
00:03:46,820 --> 00:03:48,957
تیموتی شگفتانگیز یه فاتح و غارتگره
97
00:03:49,091 --> 00:03:51,830
شلوب: خب که چی؟ اگه دوست داره بقیه مردا وقتی با زنهاشون هست تماشاش کنن
98
00:03:51,963 --> 00:03:54,536
ما کی باشیم که قضاوت کنیم؟ استوپندوس: از اون لحاظ نه
99
00:03:54,603 --> 00:03:56,540
دلیریا: حس میکنی چطوری داره منافذ پوستت رو باز میکنه؟
100
00:03:56,673 --> 00:03:58,877
هیپوکامپوس: آبششهام رو هم صفا میده
101
00:03:59,011 --> 00:04:00,113
آپولو: دلیریا
102
00:04:00,180 --> 00:04:01,448
دلیریا: اوه، سلام دشمن-دوستانِ من
103
00:04:01,550 --> 00:04:04,021
چه بدبختیای باعث شده دوباره ببینمتون؟
104
00:04:04,154 --> 00:04:05,792
اوه، یه لحظه وایسا. بذار یه جور دیگه بگم
105
00:04:05,859 --> 00:04:10,200
آپولو: تو ادعا میکنی که با بابامون، زئوس، وقت میگذروندی
106
00:04:10,300 --> 00:04:11,837
دلیریا: ادعا؟ من یه ملکه الههام
107
00:04:11,970 --> 00:04:13,808
معلومه که پادشاه خدایان رفیقمه
108
00:04:13,875 --> 00:04:17,314
هرمس: درسته. همون بخشی که مطمئن نیستیم واقعاً راست باشه
109
00:04:17,414 --> 00:04:18,818
دلیریا: البته که راسته
110
00:04:18,885 --> 00:04:20,453
همین چند وقت پیش با هم رفتیم فستیوال موسیقی
111
00:04:20,555 --> 00:04:22,926
هرمس: چه جور اجراهایی شنیدین؟
112
00:04:23,026 --> 00:04:24,328
دلیریا: راستش هیچکدوم
113
00:04:24,461 --> 00:04:26,199
اونجا بودیم تا نوازندههایی که
114
00:04:26,299 --> 00:04:27,636
خیلی خودشون رو جدی میگرفتن رو بکشیم و ناقص کنیم
115
00:04:27,736 --> 00:04:29,706
آپولو: این دقیقاً شبیه کارهای باباست
116
00:04:29,806 --> 00:04:32,578
آتنا: کافیه! ما سالهاست زئوس رو ندیدیم
117
00:04:32,712 --> 00:04:34,314
اگه واقعاً داری باهاش میگردی
118
00:04:34,448 --> 00:04:35,685
بیارش پیش ما
119
00:04:35,752 --> 00:04:38,189
هرمس: و اگه میشه، یه ظرف غذا هم بیار
120
00:04:38,289 --> 00:04:39,693
گفتیم دور هم یه بساطی راه بندازیم
121
00:04:39,760 --> 00:04:41,630
آپولو: و اگه نتونی بیاریش
122
00:04:41,730 --> 00:04:44,168
مجبور میشیم مجازاتی رو که
123
00:04:44,235 --> 00:04:46,339
برای دروغ گفتن به خدایان هست، روت اجرا کنیم
124
00:04:46,472 --> 00:04:48,510
آتنا: یه خروجِ مقتدرانه در شأن خدا
125
00:04:50,213 --> 00:04:51,516
در ضمن، غذای اصلی هم بیاری عالی میشه
126
00:04:51,616 --> 00:04:52,919
چون الان به اندازهی کافی آدم برای
127
00:04:52,985 --> 00:04:54,355
دسر و سالاد داریم
128
00:04:54,455 --> 00:04:56,627
هیپوکامپوس: خب، اون قضیهی زئوس چی بود؟
129
00:04:56,727 --> 00:04:59,464
دلیریا: یه چیزی هست که باید بهت بگم
130
00:05:05,879 --> 00:05:07,783
تیرانیس: وایسا، استوپ، از پسش برمیایم، نه؟
131
00:05:07,849 --> 00:05:09,085
استوپندوس: از پسش برمیایم؟
132
00:05:09,185 --> 00:05:10,588
ارتش ما در حد اونها نیست
133
00:05:10,655 --> 00:05:13,459
کشتیهاشون رو ببین. روی آب وایمیستن
134
00:05:13,527 --> 00:05:15,363
تیرانیس: خب، میبینم که این یه مزیت محسوب میشه
135
00:05:15,497 --> 00:05:16,934
ولی خب که چی؟ تو بهترینی
136
00:05:17,034 --> 00:05:18,905
نمیذاری کراپوپولیس فتح بشه
137
00:05:19,038 --> 00:05:21,475
استوپندوس: شاید توی دوران اوجم نمیذاشتم
138
00:05:21,543 --> 00:05:23,781
ولی نمیدونم چطور این رو بهت بگم
139
00:05:23,914 --> 00:05:27,121
حسابی کم آوردم. مجبور شدم یه شغل دوم پیدا کنم
140
00:05:27,221 --> 00:05:28,356
تیرانیس: چی؟ چرا؟
141
00:05:28,423 --> 00:05:30,126
به خاطر بابا
142
00:05:30,260 --> 00:05:32,430
وقتی پادشاه بودی، خیلی جذاب نبودی
143
00:05:32,531 --> 00:05:34,235
تیرانیس: این الان ربطی داره؟ استوپندوس: خیلی
144
00:05:34,302 --> 00:05:37,108
تحت حکومتِ خیلی خیلی جذابترِ بابا
145
00:05:37,241 --> 00:05:38,744
شهر با انفجار جمعیت نوزادها مواجه شد
146
00:05:38,811 --> 00:05:41,248
تیرانیس: یعنی قراره کل داستان رو تعریف کنی؟
147
00:05:41,382 --> 00:05:43,654
استوپندوس: سلطنت بابا نوزادهای بیپایانی تولید کرد
148
00:05:43,754 --> 00:05:46,259
و تقاضای بیپایانی هم برای غذای کودک
149
00:05:46,392 --> 00:05:48,530
من همش وسطِ جنگهای تجاری بودم
150
00:05:48,630 --> 00:05:52,505
سرِ موز و نخودفرنگی و هلو و کلِ این خوراکیها
151
00:05:52,572 --> 00:05:53,974
تیرانیس: گفتی کِی بود این قضیه؟
152
00:05:54,074 --> 00:05:55,578
بازهی زمانیش چی بود؟ استوپندوس: فهمیدم
153
00:05:55,678 --> 00:05:57,281
تنها راه برای پایان دادن به خونریزی
154
00:05:57,414 --> 00:06:00,889
اینه که محصولاتِ نرمِ خودمون رو بکاریم
155
00:06:01,022 --> 00:06:02,258
پس همین کار رو کردم
156
00:06:02,324 --> 00:06:05,163
هر روز قبل از سپیده دم بیدار میشم تا بکارم
157
00:06:05,296 --> 00:06:07,702
هر شب خوابِ جنگ میبینم
158
00:06:07,836 --> 00:06:10,674
من الان هم سربازم هم کشاورز، تای
159
00:06:10,808 --> 00:06:12,612
تیرانیس: میتونستی همون اول همین رو بگی
160
00:06:16,286 --> 00:06:17,421
اونها دارن خیلی کند حرکت میکنن
161
00:06:17,555 --> 00:06:20,193
یا بندرگاهِ ما گولزننده و خیلی بزرگه؟
162
00:06:20,293 --> 00:06:21,830
هیپوکامپوس: این زئوسه؟
163
00:06:21,930 --> 00:06:24,302
دلیریا: آره، یه جورایی توی وضعیت گیاهی به سر میبره
164
00:06:24,435 --> 00:06:25,838
هیپوکامپوس: اون بخشی از وجودشه که به شکلِ
165
00:06:25,971 --> 00:06:27,742
دلیریا: یه زرافهست، آره. هیپوکامپوس: و اون
166
00:06:27,842 --> 00:06:30,614
دلیریا: تا ابدیت، آره. به نظر من که کاملاً واضحه
167
00:06:30,714 --> 00:06:32,585
خب، حدس میزنم اگه قدرت بینهایت داشته باشی
168
00:06:32,718 --> 00:06:34,321
همش دنبال هیجانهای بزرگتری میگردی
169
00:06:34,455 --> 00:06:36,727
بسیار خب، پس زئوس داره واسه خودش حال میکنه
170
00:06:36,860 --> 00:06:39,198
و تو به بقیهی خدایان گفتی که داره با تو وقت میگذرونه
171
00:06:39,331 --> 00:06:41,335
تا بتونی پُزِ جایگاهت رو بهشون بدی
172
00:06:41,469 --> 00:06:43,975
عجب حرکتِ خفنی برای کسب قدرت بود. دمت گرم
173
00:06:44,075 --> 00:06:45,678
دلیریا: ممنون، ولی مشکل رو میبینی که
174
00:06:45,745 --> 00:06:47,314
اگه اون رو اینطوری ببینن
175
00:06:47,448 --> 00:06:49,185
میفهمن که تمام این مدت بیخودی داشتن خودشون رو برام لوس میکردن
176
00:06:49,318 --> 00:06:50,486
و گول خوردن
177
00:06:50,588 --> 00:06:52,759
ولی چی میشه اگه اون رو اینطوری نبینن؟
178
00:06:52,859 --> 00:06:54,729
میدونی که میتونم از آدما کپی بسازم، درسته؟
179
00:06:54,863 --> 00:06:57,602
دلیریا: چی؟ منظورت همون "هیپو ۲"هایِ لَش و آدمکش هستن؟
180
00:06:57,735 --> 00:07:00,608
هیپوکامپوس: توی آخرین آپدیت یه سری باگها رو برطرف کردم و عملکردش بهتر شده
181
00:07:00,741 --> 00:07:03,212
مثلاً دیگه اونقدرها شورش نمیکنن که همه رو بکشن
182
00:07:03,346 --> 00:07:04,716
حداقل نه به اون شوریِ قبل
183
00:07:04,783 --> 00:07:06,887
و یه دکمهی انهدام هم بهشون اضافه کردم که باعث میشه منفجر بشن
184
00:07:07,020 --> 00:07:09,893
دلیریا: داری میگی شاید بتونی یه کپی از زئوس بسازی؟
185
00:07:10,026 --> 00:07:11,863
هیپوکامپوس: حتماً، و وقتی اونها "زئوس ۲" رو ببینن
186
00:07:11,930 --> 00:07:13,399
و باور کنن که شما دو تا صمیمیترین رفیقهای هم هستین
187
00:07:13,501 --> 00:07:15,203
میتونی دوباره برگردی به اینکه اون احمقها رو
188
00:07:15,336 --> 00:07:16,607
وادار کنی هر کاری میخوای انجام بدن
189
00:07:16,707 --> 00:07:18,275
دلیریا: هیپو، فرشتهی نجات منی
190
00:07:18,409 --> 00:07:22,217
هیپوکامپوس: راستش اگه نسبتی حساب کنی، من بیشتر فرشتهی مرگم
191
00:07:22,351 --> 00:07:24,555
ولی این تعریف رو ازت قبول میکنم
192
00:07:27,027 --> 00:07:29,498
تیرانیس: فکر کنم میتونستیم برگردیم به قصر
193
00:07:29,599 --> 00:07:31,135
و به چند تا کار برسیم
194
00:07:34,643 --> 00:07:36,379
میدونی چیه، احتمالاً از اون موقعیتهاست که
195
00:07:36,479 --> 00:07:37,682
تا میری دستشویی
196
00:07:37,782 --> 00:07:39,384
همون موقع غذا میرسه
197
00:07:39,519 --> 00:07:40,922
بهتره بمونم. استوپندوس: خب، قراره با اینها
198
00:07:41,055 --> 00:07:42,658
تا پای مرگ بجنگیم یا فقط تسلیم میشیم؟
199
00:07:42,758 --> 00:07:44,929
تیرانیس: حداقل نقشهی ما هیچکدوم از اینها نیست
200
00:07:45,063 --> 00:07:47,234
بابا، روت حساب میکنم که با زبونبازی
201
00:07:47,301 --> 00:07:48,637
جلوی این تهاجم رو بگیری
202
00:07:48,771 --> 00:07:50,373
تیموتی: من از واژهی "تهاجم" خوشم نمیاد
203
00:07:50,474 --> 00:07:51,510
تیرانیس: تیموتی: من ترجیح میدم بگم
204
00:07:51,610 --> 00:07:53,112
"خوشامدگوییِ خودجوش"
205
00:07:56,920 --> 00:07:58,924
تیموتی: پادشاه شلوب، باعث افتخاره
206
00:07:59,024 --> 00:08:01,395
چه شهر زیبایی اینجا داری
207
00:08:01,530 --> 00:08:04,402
من تیم... وتی هستم. تیموتیِ شگفتانگیز
208
00:08:04,536 --> 00:08:05,470
تیرانیس: متوجه شدیم
209
00:08:05,538 --> 00:08:07,675
تیموتی: قاعدتاً شما هم تیرانیس و استوپندوس هستین
210
00:08:07,775 --> 00:08:10,781
و ویسرا، معاونِ دوستداشتنی
211
00:08:10,848 --> 00:08:12,384
دوست دارم قبلش قشنگ تحقیق کنم
212
00:08:12,451 --> 00:08:14,255
تیرانیس: که بهتر بتونی غارت و چپاول کنی
213
00:08:14,321 --> 00:08:15,691
تیموتی: اوکی، میفهمم
214
00:08:15,824 --> 00:08:17,427
همهتون نگرانِ اون قضیهی "فاتح" بودنم هستین
215
00:08:17,561 --> 00:08:19,566
قدیما واقعاً یه آدمِ بزنوبریز و بسوزون بودم
216
00:08:19,699 --> 00:08:22,004
تا اینکه یه سری فتوحات توی شرق داشتم
217
00:08:22,137 --> 00:08:23,439
و با مدیتیشن آشنا شدم
218
00:08:23,540 --> 00:08:24,977
استوپندوس: مدیتیشن؟
219
00:08:25,077 --> 00:08:26,679
تیموتی: روزی ۲۰ دقیقه روی یه بالش میشینم
220
00:08:26,780 --> 00:08:28,784
روزی شش بار، و این منو آرومتر
221
00:08:28,851 --> 00:08:30,921
و بهتر از بقیه میکنه
222
00:08:30,988 --> 00:08:33,026
پس به جای انتخاب خشونت
223
00:08:33,159 --> 00:08:35,565
تصمیم گرفتم یه معامله باهاتون بکنم
224
00:08:35,698 --> 00:08:38,303
این شکلِ فعلیِ کراپوپولیسه
225
00:08:38,436 --> 00:08:39,706
تیرانیس: خب، یه جورایی آره
226
00:08:39,840 --> 00:08:42,210
و این هم شکلیه که میتونه بشه
227
00:08:42,310 --> 00:08:45,250
شهروندان
228
00:08:45,350 --> 00:08:47,053
تیرانیس: واسه چی دارید اوه و واه میکنید؟
229
00:08:47,153 --> 00:08:48,322
اینها که فقط چند تا مستطیلان
230
00:08:48,456 --> 00:08:50,327
جاشوا: مستطیلهای قشنگتری از مالِ ما هستن
231
00:08:50,460 --> 00:08:51,863
تیموتی: شما به امپراتوریِ من ملحق میشین
232
00:08:51,997 --> 00:08:54,602
و من شهرتون رو میبرم به آینده
233
00:08:54,736 --> 00:08:56,840
نظرتون دربارهی حمامهای عمومی چیه؟
234
00:08:56,940 --> 00:08:58,744
تیرانیس: ما همین الانش هم حمام عمومی داریم
235
00:08:58,844 --> 00:09:01,315
ویسرا: آره، که بیشترشون هم واسه سکس استفاده میشن
236
00:09:01,415 --> 00:09:03,319
تیموتی: اتاقهای سکسِ عمومی هم خواهیم داشت
237
00:09:03,419 --> 00:09:05,089
"تیمپایِر" به ما اجازه میده بهترین چیزهای
238
00:09:05,156 --> 00:09:08,598
هر شهری رو که فتح میکنیم بگیریم و بیاریم به شهرهای جدید
239
00:09:08,731 --> 00:09:12,337
و یه تجربهی کاربریِ شهریِ یکسان بسازیم
240
00:09:12,470 --> 00:09:14,141
جاشوا: به نظر من که خیلی عالیه
241
00:09:14,274 --> 00:09:15,878
تیرانیس: شوخی میکنید؟ گول این حرفها رو نخورید
242
00:09:15,978 --> 00:09:17,380
این یه تهاجمِ تمامعیاره
243
00:09:17,480 --> 00:09:18,718
نمیتونیم بذاریم این بلا رو سرِ شهرمون بیاره
244
00:09:18,784 --> 00:09:20,320
میریام: چه بلایی؟ اینکه پیشرفتش بده؟
245
00:09:20,420 --> 00:09:22,157
تیرانیس: اینطوری هر چی براش زحمت کشیدیم رو از دست میدیم
246
00:09:22,290 --> 00:09:24,127
کیلی: هوی، چرا اونجا وایسادی ما رو نگاه میکنی؟
247
00:09:24,194 --> 00:09:26,299
تو که دیگه پادشاه نیستی. باید بیای اینجا پیش ما وایسی
248
00:09:26,432 --> 00:09:29,137
شهروندان: تیم! تیم! تیم! تیرانیس: نه، این کار رو نکنید
249
00:09:29,271 --> 00:09:32,711
کیلی: وقتی اینجا میایستی، تو هم باید همین رو بگی
250
00:09:32,778 --> 00:09:34,850
تیرانیس: بابا، تو که نمیذاری این اتفاق بیفته، نه؟
251
00:09:34,916 --> 00:09:38,356
همه: تیم! تیم! تیم! تیم! تیم! تیم
252
00:09:38,489 --> 00:09:39,993
تیم! تیم
253
00:09:40,060 --> 00:09:43,199
آتنا: خب، خب، خب. ببین کی اینجاست
254
00:09:43,266 --> 00:09:44,869
آپولو: و اثری هم از زئوس نمیبینم
255
00:09:44,936 --> 00:09:47,240
هرمس: منم که هیچ ظرف غذایی نمیبینم
256
00:09:47,374 --> 00:09:48,677
دلیرییا: سخت نگیرین
257
00:09:48,777 --> 00:09:50,915
زئوسِ بزرگ رو که میشناسین. همیشه باید با قر و فر وارد بشه
258
00:09:51,048 --> 00:09:52,952
الان پیداش میشه. - آتنا: بهتره که بشه
259
00:09:53,052 --> 00:09:56,259
مگه اینکه کلِ قضیهی «ملکهی الهه و رفیق فابریکِ زئوس بودن»
260
00:09:56,392 --> 00:09:57,662
یه جور کلک و حقه باشه
261
00:09:57,762 --> 00:10:00,166
حقه؟ من و زئوس با هم رفیق فابریکیم
262
00:10:00,232 --> 00:10:02,906
همین چند وقت پیش با هم رفتیم کلاس سفالگری
263
00:10:03,039 --> 00:10:06,212
آپولو: جدی؟ اونوقت تو و زئوس چی ساختین؟
264
00:10:06,279 --> 00:10:07,748
دلیرییا: من یه جای قاشقی ساختم
265
00:10:07,815 --> 00:10:09,686
اونم همهی آدمای اونجا رو کشت و کوره رو حامله کرد
266
00:10:09,786 --> 00:10:11,189
آپولو: آره، این دقیقاً شبیه کارای بابائه
267
00:10:11,322 --> 00:10:13,159
هیپوکامپوس: سلام همگی! ببخشید دیر شد
268
00:10:13,226 --> 00:10:17,636
داشتم پادشاهِ تمام خدایان رو میآوردم
269
00:10:17,702 --> 00:10:20,707
آپولو: اوه، خدای من
270
00:10:21,677 --> 00:10:23,413
زئوس ۲: هو، هو، هو
271
00:10:23,547 --> 00:10:25,851
دلیرییا: «هو، هو، هو»؟
272
00:10:28,957 --> 00:10:30,961
آتنا: یه جوری شدی... متفاوت شدی
273
00:10:31,095 --> 00:10:34,535
آپولو: آره. شبیه باباست، ولی
274
00:10:37,642 --> 00:10:39,412
زئوس ۲: هو، هو، هو
275
00:10:39,546 --> 00:10:40,948
ژامبونِ بیشتر
276
00:10:41,082 --> 00:10:42,919
هرمس: واسه همینه که میگم باید آمارِ دقیق داشته باشیم
277
00:10:42,986 --> 00:10:45,122
میدونستم به اندازهی کافی ژامبون نخریدم
278
00:10:46,125 --> 00:10:48,530
تیموتی: خب، بریم سر اصل مطلب؟
279
00:10:48,597 --> 00:10:50,066
بیایین دربارهی این ادغام صحبت کنیم
280
00:10:50,133 --> 00:10:51,970
تیرانیس: منظورت تسلیمه. - تیموتی: هی پسر
281
00:10:52,104 --> 00:10:54,709
تنها چیزی که میخوام اینه که همه با من به آینده بیان
282
00:10:54,842 --> 00:10:59,084
و در عوض، تنها چیزی که گیرم میاد کنترلِ یه امپراتوریِ بزرگه
283
00:10:59,184 --> 00:11:00,453
یه بازیِ برد-برده
284
00:11:00,554 --> 00:11:01,990
برد-برد نیست. باخت-برده
285
00:11:02,124 --> 00:11:03,827
تیموتی: تای، به نظر آدمِ خیلی خوبی میای
286
00:11:03,894 --> 00:11:05,531
ولی من الان دارم با پادشاه صحبت میکنم
287
00:11:05,665 --> 00:11:09,573
شلاب، شنیدم دوست داری یه پادشاهِ یللیتللی و مفتخور باشی؟
288
00:11:09,706 --> 00:11:10,874
شلاب: نه دقیقاً به همین ترتیب
289
00:11:10,975 --> 00:11:12,978
تیموتی: خب، قشنگیش همینه
290
00:11:13,079 --> 00:11:16,251
میتونی به همون کار ادامه بدی. فقط یه پادشاهِ فرمالیته باشی
291
00:11:16,385 --> 00:11:19,425
توی «تیمپایر» واسه همه کار هست
292
00:11:19,491 --> 00:11:20,828
استوپ، تو چی میخوای؟
293
00:11:20,894 --> 00:11:22,698
من همیشه برای ارتشِ فوقالعادهم به ژنرال نیاز دارم
294
00:11:22,765 --> 00:11:25,737
واو. انگار به جای دو تا کار، فقط یه کاره
295
00:11:25,838 --> 00:11:27,140
من کشاورز هم هستم
296
00:11:27,274 --> 00:11:28,911
تیرانیس: آره، آره. اینو قبلاً حساب کردیم
297
00:11:29,011 --> 00:11:30,346
تیموتی: ویسرا، واسه تو هم جا هست
298
00:11:30,479 --> 00:11:31,883
که توی ساختن تمدنها کمک کنی
299
00:11:32,017 --> 00:11:33,486
تیرانیس: اوم، مطمئنم که همینجا میمونه
300
00:11:33,620 --> 00:11:34,856
ما تازه یه رابطه رو شروع کردیم
301
00:11:34,922 --> 00:11:36,425
من دیگه دختره رو به دست آوردم
302
00:11:36,560 --> 00:11:38,296
منظورم اینه که میدانم هنوز باید با هم حرف بزنیم
303
00:11:38,429 --> 00:11:40,634
ولی خب، واقعاً تو موقعیت بدی اومدی
304
00:11:40,768 --> 00:11:42,470
تیموتی: خیلی خب، فعلاً روش فکر کنین
305
00:11:42,605 --> 00:11:43,874
من توی قایقم منتظرم
306
00:11:44,007 --> 00:11:45,477
تیرانیس: همهتون عقلتونو از دست دادین؟
307
00:11:45,611 --> 00:11:47,047
بابا، میفهمی که پیوستن به تیمپایر
308
00:11:47,147 --> 00:11:49,753
یعنی باید بیخیالِ همهی اختیاراتت به عنوان پادشاه شهر بشی؟
309
00:11:49,853 --> 00:11:51,890
پادشاه بودن خیلی کار سختی بوده
310
00:11:52,023 --> 00:11:54,494
دقیقاً کدوم قسمتش سخت بوده؟
311
00:11:54,629 --> 00:11:55,765
همون قسمتِ کار کردنش
312
00:11:55,898 --> 00:11:57,434
تازه مشکلِ همیشگی رو هم در نظر بگیر
313
00:11:57,535 --> 00:11:59,939
که مردم کفِ اتاقهای سکس میرینن
314
00:12:00,039 --> 00:12:01,743
تیرانیس: اونا دستشوییان
315
00:12:01,809 --> 00:12:02,912
و اون تویی که داری کفِ زمین این کار رو میکنی
316
00:12:03,045 --> 00:12:04,983
و داری کفِ زمین میرینی
317
00:12:06,185 --> 00:12:08,389
خب، انگار من تنها کسی هستم که
318
00:12:08,523 --> 00:12:09,926
هنوز داره مقاومت میکنه
319
00:12:10,059 --> 00:12:12,197
شاید چیزی که داشتم بهش چنگ میزدم، همین الانشم از بین رفته
320
00:12:12,297 --> 00:12:13,934
فکر کنم وقتی این شهر رو راه انداختم، یه جورایی
321
00:12:14,034 --> 00:12:15,771
تنها چیزی که واقعاً دنبالش بودم
322
00:12:15,904 --> 00:12:18,810
استوپندوس: قرار نیست کل ماجرا رو تعریف کنی، درسته؟
323
00:12:18,910 --> 00:12:20,781
دیدی؟ دیدی چه حسی داره؟
324
00:12:20,881 --> 00:12:22,417
۲ زئوس
325
00:12:22,484 --> 00:12:25,758
دلیرییا: این موجود اصلاً شبیه زئوسِ واقعی رفتار نمیکنه
326
00:12:25,825 --> 00:12:27,695
چطوری اینقدر بد درستش کردی؟
327
00:12:27,762 --> 00:12:30,768
هیپوکامپوس: مجبور بودم از هر منبعی که دم دست بود استفاده کنم
328
00:12:30,835 --> 00:12:32,672
دلیرییا: چه منبعی دم دستت بود؟
329
00:12:32,772 --> 00:12:34,542
زئوس ۲: میو
330
00:12:34,642 --> 00:12:35,778
دلیرییا: اوه. - آتنا: همینه
331
00:12:35,844 --> 00:12:37,313
یه جای کارِ بابا میلنگه
332
00:12:37,380 --> 00:12:39,985
هیچکس حق نداره بره تا بفهمیم چرا ترسناک نیست
333
00:12:40,086 --> 00:12:41,923
یا چرا همه رو با صاعقه نمیسوزونه
334
00:12:41,990 --> 00:12:44,060
هرمس: من برگشتم. ژامبونِ بیشتری آوردم
335
00:12:48,904 --> 00:12:50,406
هیپوکامپوس: دکمهی خاموش کردنش توی جیبم بود
336
00:12:50,507 --> 00:12:52,343
دلیرییا: حدس میزدم
337
00:12:52,477 --> 00:12:54,950
تیرانیس: ببخشید، اون علامتهای روی ساختمونا واسه چیه؟
338
00:12:55,083 --> 00:12:57,087
اسکات: اینا چیزایی هستن که قراره دور بریزیم
339
00:12:57,220 --> 00:12:59,693
تیرانیس: انگار همهچیزه. - اسکات: اوه
340
00:12:59,793 --> 00:13:01,094
یعنی، چرا روی چیزایی که نمیخواین دور بریزین
341
00:13:01,228 --> 00:13:02,732
علامت نمیذارین؟
342
00:13:02,832 --> 00:13:06,171
اسکات: ای وای. بچهها، باید از اول شروع کنیم
343
00:13:06,305 --> 00:13:07,575
تیرانیس
344
00:13:07,708 --> 00:13:10,079
ویسرا: پس واقعاً با این قضیه مشکلی نداری؟
345
00:13:10,146 --> 00:13:13,118
نه، ندارم. وقتشه یه چیز جدید رو امتحان کنیم
346
00:13:13,252 --> 00:13:16,593
ویسرا: دربارهی اون... یه چیز دیگه هم هست
347
00:13:16,693 --> 00:13:18,462
فکر کنم منم میخوام با اون برم
348
00:13:18,596 --> 00:13:21,469
خیلی وسوسهبرانگیز به نظر میاد، مگه نه؟
349
00:13:21,570 --> 00:13:22,705
سفر به دور دنیا
350
00:13:22,838 --> 00:13:24,809
و بردن تمدن برای همه
351
00:13:24,876 --> 00:13:27,313
تیرانیس: آره، به قول تو «وسوسهبرانگیزه»
352
00:13:27,447 --> 00:13:28,717
ولی مگه من به دختره نرسیدم؟
353
00:13:28,850 --> 00:13:30,721
دلیرییا: خب، اون دختره یه شغل پیدا کرد
354
00:13:30,854 --> 00:13:32,123
تیرانیس: متاسفم، حدس میزنم دیگه بس باشه
355
00:13:32,257 --> 00:13:33,860
از این حرفایِ «به دختره رسیدم»، هوم؟
356
00:13:33,993 --> 00:13:36,131
نه، میدونی چیه؟ میخوام سه برابر بیشتر روش پافشاری کنم
357
00:13:36,232 --> 00:13:38,002
کاملاً مطمئنم که این از اون موقعیتهاییه که
358
00:13:38,102 --> 00:13:39,605
هر چی بیشتر بشنویش
359
00:13:39,739 --> 00:13:40,875
بیشتر به دلت میشینه
360
00:13:40,975 --> 00:13:42,411
ویسرا: آره، فکر نکنم اینطور باشه
361
00:13:42,545 --> 00:13:45,183
ولی میخواستم بگم اگه واقعاً میتونی «کراپوپولیس» رو رها کنی
362
00:13:45,283 --> 00:13:48,156
خوشحال میشم با من بیای
363
00:13:48,289 --> 00:13:50,828
تیرانیس: شوخی میکنی؟ این شهر دیگه حتی مال منم نیست
364
00:13:50,928 --> 00:13:53,299
منظورم اینه که اگه منو قبول کنی، دوست دارم باهات دور دنیا رو بگردم
365
00:13:53,432 --> 00:13:55,771
و شاید یه شغلی هم واسه خودم توی تیمپایر پیدا کنم
366
00:13:55,871 --> 00:13:58,042
ویسرا: جدی؟ تای
367
00:14:00,881 --> 00:14:02,483
تیرانیس: میشه بهم فقط یه دقیقه وقت بدی
368
00:14:02,618 --> 00:14:03,754
تا خداحافظی کنم؟
369
00:14:03,888 --> 00:14:05,590
ویسرا: البته. راحت باش
370
00:14:06,760 --> 00:14:09,264
خب، خداحافظ «کراپ»
371
00:14:10,500 --> 00:14:11,903
نه، نمیتونم. خداحافظی بی خداحافظی
372
00:14:12,036 --> 00:14:15,009
بعداً توی خلوت خودم بهش فکر میکنم
373
00:14:15,076 --> 00:14:17,648
اوه نه، یه گندِ حسابی زدم
374
00:14:17,782 --> 00:14:21,255
مرد: ایییش! کی توی اتاق سکس این کار رو کرده؟
375
00:14:21,389 --> 00:14:22,524
شلاب: دو تا گند
376
00:14:23,492 --> 00:14:24,394
سه تا
377
00:14:27,066 --> 00:14:29,071
تیموتی: تای، خیلی خوشحالم که میشنوم
378
00:14:29,171 --> 00:14:31,543
تو و ویسرا قراره به خدمهی من ملحق بشین
379
00:14:31,643 --> 00:14:32,679
تیرانیس: نه، من خوشحالم
380
00:14:32,812 --> 00:14:35,049
و دوباره متاسفم که موقع مدیتیشن مزاحمت شدم
381
00:14:35,149 --> 00:14:36,520
تیموتی: ببین، نه، تو متوجه نیستی
382
00:14:36,653 --> 00:14:37,922
اینکه بقیه ببینن داری مدیتیشن میکنی
383
00:14:38,055 --> 00:14:40,293
در واقع بهترین بخشِ مدیتیشنه
384
00:14:40,393 --> 00:14:41,663
اون و آرامشش
385
00:14:41,763 --> 00:14:43,466
تیرانیس: مگه فقط نشستن نیست؟
386
00:14:43,567 --> 00:14:46,071
تیموتی: آره، و من ۲۲ دقیقهی تمام انجامش دادم
387
00:14:46,172 --> 00:14:47,942
الان هر بلایی بخوای میتونی سرم بیاری
388
00:14:48,075 --> 00:14:50,346
واسم مهم نیست. - تیرانیس: بابا
389
00:14:50,479 --> 00:14:53,586
سرباز ۱: مچشو در حال سوراخ کردن بدنهی کشتی گرفتیم
390
00:14:53,653 --> 00:14:55,957
با یه دربازکن بطری. - سرباز ۲: فکر کنم داشت
391
00:14:56,058 --> 00:14:57,494
با بدبختی سعی میکرد یه سوراخ درست کنه
392
00:14:57,628 --> 00:14:59,699
شلاب: به این میگن خرابکاری. - تیرانیس: اما بابا، چرا؟
393
00:14:59,832 --> 00:15:01,736
تو که قبول کردی شهر رو بدی به تیم
394
00:15:01,837 --> 00:15:03,540
ولی دیدم که چقدر واست ارزش داره
395
00:15:03,640 --> 00:15:05,377
این شهر هویتِ توئه
396
00:15:05,443 --> 00:15:06,813
به این میگن تلخ و شیرین
397
00:15:06,913 --> 00:15:08,216
شلاب: من از کجا باید فرقِ
398
00:15:08,316 --> 00:15:09,818
یه قیافهی غمگین رو با اون یکی بفهمم؟
399
00:15:09,952 --> 00:15:11,657
تیرانیس: نمیبینی؟ من به دختره رسیدم
400
00:15:11,723 --> 00:15:12,958
وقتشه که بریم پی زندگیمون
401
00:15:13,059 --> 00:15:14,328
شلاب: چقدر زیبا، پسرم
402
00:15:14,395 --> 00:15:16,800
الان همون قسمتیه که باید بگم «برو پیشش»؟
403
00:15:16,866 --> 00:15:18,369
تیرانیس: آره. - شلاب: برو پیشش
404
00:15:18,469 --> 00:15:20,541
واسه اون قضیهی دربازکن متاسفم
405
00:15:20,608 --> 00:15:21,976
ولی خودت که درک میکنی. عشقِ پدرانه است دیگه
406
00:15:22,110 --> 00:15:24,447
تیموتی: آره، و به نظرم خیلی رمانتیکه
407
00:15:24,549 --> 00:15:25,984
و میدونی چیه؟
408
00:15:26,084 --> 00:15:28,590
یه سوراخِ کوچولو توی قایقم ایجاد کردی، میتونم ازش چشمپوشی کنم
409
00:15:30,961 --> 00:15:32,565
تیرانیس: بابا، تو کشتی رو آتیش زدی؟
410
00:15:32,665 --> 00:15:35,971
شلاب: اوه آره، یادم رفت. من همهی کشتیهای تیم رو آتیش زدم
411
00:15:36,105 --> 00:15:38,644
زیاد روی نقشهی دربازکن حساب نمیکردم
412
00:15:38,777 --> 00:15:41,983
تیموتی: خب، الان دیگه عصبانی شدم. این کلِ ناوگانِ منه
413
00:15:42,116 --> 00:15:43,119
این اصلاً منصفانه نیست
414
00:15:43,252 --> 00:15:44,755
مجبورم تلافی کنم
415
00:15:44,855 --> 00:15:46,726
شاید زندگیمو وقفِ نابودیِ شما کنم
416
00:15:46,826 --> 00:15:48,262
یعنی با خودم در صلحم
417
00:15:48,396 --> 00:15:49,866
ولی قرار نیست یه آدمِ توسریخور باشم
418
00:15:49,999 --> 00:15:52,270
واقعاً خیلی خیلی عصبانیام
419
00:15:52,404 --> 00:15:54,575
شلاب: دیدی؟ هنوزم صدات عصبانی به نظر نمیاد
420
00:15:54,675 --> 00:15:57,380
تیرانیس: خیلی خب، ما واقعاً باید مدیتیشن رو شروع کنیم
421
00:15:57,480 --> 00:15:59,284
آتنا: اون منفجر شد؟
422
00:15:59,417 --> 00:16:01,154
آپولو: آره. یعنی این به معنای مرگشه؟
423
00:16:01,254 --> 00:16:03,059
یعنی ما هم ممکنه منفجر بشیم؟
424
00:16:03,159 --> 00:16:05,163
هیپوکامپوس: خب میدونم این صحنه بد به نظر میاد، ولی
425
00:16:05,296 --> 00:16:07,200
دلیرییا: خدایا، دارن منو میفرستن به «تارتاروس»
426
00:16:07,300 --> 00:16:09,572
و قراره یه مجازاتِ طعنهآمیز و احمقانه نصیبم بشه، مگه نه؟
427
00:16:09,672 --> 00:16:12,243
که خودش طعنهآمیزه، چون من از کنایه بیشتر از هر چیزی بدم میاد
428
00:16:12,310 --> 00:16:14,314
آتنا: خب، نمیدونم ما هم منفجر میشیم یا نه
429
00:16:14,415 --> 00:16:18,657
ولی یه چیز رو خوب میدونم، اونم اینکه بابا دیگه نیست
430
00:16:18,757 --> 00:16:20,761
همگی
431
00:16:20,894 --> 00:16:22,898
هیپوکامپوس: خب، این یه چرخشِ غیرمنتظره بود
432
00:16:23,032 --> 00:16:24,434
دلیرییا: وایسا ببینم، شما خوشحالین؟
433
00:16:24,535 --> 00:16:27,575
آتنا: متاسفم عزیزم، میدونم اون دوستت بود
434
00:16:27,675 --> 00:16:29,779
ولی فکر نکنم کسی اینجا باشه که از اینکه اون الان یه توده گوشته
435
00:16:29,912 --> 00:16:32,317
نفسِ راحت نکشیده باشه
436
00:16:32,451 --> 00:16:34,321
دلیرییا: باورم نمیشه داریم از زیرِ این قضیه قسر در میریم
437
00:16:34,454 --> 00:16:37,059
چی؟ - هرمس: اون نگفت
438
00:16:37,193 --> 00:16:38,597
آپولو: «قسر در میریم»؟
439
00:16:38,730 --> 00:16:41,068
آتنا: حالا که پادشاهِ همهی خدایان مرده
440
00:16:41,201 --> 00:16:42,905
دیگه هیچ قانونی جلودارمون نیست، عوضی
441
00:16:43,038 --> 00:16:44,440
هیپوکامپوس: میخوای چیکار کنی؟
442
00:16:44,575 --> 00:16:47,515
آپولو: فکر کنم سوال اصلی اینه که چیکار قراره نکنیم؟
443
00:16:52,658 --> 00:16:54,327
هیپوکامپوس: باید ما هم...؟
444
00:16:54,460 --> 00:16:56,198
دلیرییا: آره، فکر کنم اونا تا یه مدت قراره فقط بخندن
445
00:16:56,332 --> 00:16:58,971
تیرانیس: خبرای عالی همگی! شهر نجات پیدا کرد
446
00:16:59,071 --> 00:17:00,440
کیلی: از چی؟
447
00:17:00,508 --> 00:17:02,210
از بهبودِ زیرساختهای گسترده؟
448
00:17:02,343 --> 00:17:04,114
تیرانیس: ما به «تیموتیِ شگفتانگیز» ملحق نمیشیم
449
00:17:04,214 --> 00:17:06,084
کراپوپولیس آزاد میمونه
450
00:17:06,218 --> 00:17:07,522
کیلی: از چی؟
451
00:17:07,622 --> 00:17:09,491
از بهبودِ زیرساختهای گسترده؟
452
00:17:09,626 --> 00:17:11,494
تیرانیس: آره، باشه کیلی، همون دفعه اول شنیدیم چی گفتی
453
00:17:11,596 --> 00:17:15,103
میریام: معامله رو به هم زدی؟ - شلاب: نه، من به هم زدم
454
00:17:15,203 --> 00:17:17,040
اسکات: نه، من معامله رو به هم زدم
455
00:17:17,107 --> 00:17:18,610
تیرانیس: اسکات، ما دیگه اون نمایش رو بازی نمیکنیم
456
00:17:18,710 --> 00:17:20,246
معامله به هم خورده، باشه؟ فقط همینو بگیم
457
00:17:20,346 --> 00:17:22,450
کیلی: ولی ما میخواستیم به تیم ملحق بشیم
458
00:17:22,518 --> 00:17:25,724
اون خیلی پولداره و به خاطرِ پولدار بودنش هم خیلی آرومه
459
00:17:25,791 --> 00:17:27,661
جاشوا: وقتی فکر کردیم قراره ساختمونای جدید داشته باشیم
460
00:17:27,761 --> 00:17:30,601
حسابی مست کردیم و قدیمیها رو داغون کردیم
461
00:17:30,668 --> 00:17:33,105
میریام: آره، حسابی اینجا رو به گند کشیدیم
462
00:17:33,205 --> 00:17:34,943
تیرانیس: و درستش میکنیم. مگه نه بابا؟
463
00:17:35,009 --> 00:17:38,282
شلاب: من اصلاً برام اهمیت نداره
464
00:17:38,382 --> 00:17:40,620
ویسرا: اه، چرا داریم همدیگه رو بغل میکنیم؟
465
00:17:41,421 --> 00:17:43,527
اوو خدای من، تو معامله رو به هم زدی
466
00:17:43,660 --> 00:17:45,429
هیپوکامپوس: خب، قبل از اینکه عصبانی بشی
467
00:17:45,530 --> 00:17:47,902
خدایان قطعاً باور کردن که اون زئوس بود
468
00:17:48,002 --> 00:17:49,371
دلیرییا: تا وقتی که منفجر شد
469
00:17:49,505 --> 00:17:51,074
و خدایان عهد بستن که از ما انتقام بگیرن
470
00:17:51,141 --> 00:17:53,111
ولی میتونیم ازش جون سالم به در ببریم، نه؟
471
00:17:53,245 --> 00:17:55,483
دلیرییا: اوه، ابداً. رسماً بدبخت شدیم
472
00:17:55,551 --> 00:17:58,523
واسه همینه که بزرگترین سلاحِ ممکن رو آوردم
473
00:17:58,657 --> 00:18:01,394
هیپوکامپوس: این همون...؟ - دلیرییا: بدنِ بیهوشِ زئوسِ واقعیه
474
00:18:01,529 --> 00:18:03,866
آره، وقتی اون سه تا احمق داشتن به خاطرِ مرگش
475
00:18:04,000 --> 00:18:05,637
رقصِ بریک میکردن، دزدیدمش
476
00:18:05,738 --> 00:18:07,173
از حالتِ زرافه درش آوردم
477
00:18:07,273 --> 00:18:09,010
چون قرار نبود اون موجودِ هیولایی رو با خودم حمل کنم
478
00:18:09,143 --> 00:18:11,549
هیپوکامپوس: اه، ببین لباش چقدر ترک خورده
479
00:18:11,682 --> 00:18:13,452
پس فقط قراره اینجا نگهش داریم
480
00:18:13,553 --> 00:18:15,422
و بعدش همهچی واسمون خوب پیش میره؟
481
00:18:15,523 --> 00:18:19,163
دلیرییا: اوه، اینقدر ایراد نگیر. زئوس الان مالِ ماست
482
00:18:19,297 --> 00:18:20,867
داشتنِ زئوس به نظر چیز خوبی میاد
483
00:18:20,967 --> 00:18:23,740
کلِ نقشهم تا همینجا بود. - هیپوکامپوس: نقشه خوبیه
484
00:18:23,840 --> 00:18:25,143
به زور
485
00:18:25,276 --> 00:18:26,512
تیرانیس: میدونم واسه رفتن با تیم ذوق داشتی، اما
486
00:18:26,579 --> 00:18:28,148
ویسرا: تای، من هنوزم با تیم میرم
487
00:18:28,282 --> 00:18:29,685
تیرانیس: چی؟ - ویسرا: اون هنوز منو میخواد
488
00:18:29,819 --> 00:18:31,556
چون من اون کسی نیستم
489
00:18:31,656 --> 00:18:35,330
که ناوگان و اموالش رو آتیش زد
490
00:18:35,396 --> 00:18:36,599
اوه، خب
491
00:18:36,699 --> 00:18:40,173
و حدس میزنم معلومه که من دیگه دعوت نیستم، پس
492
00:18:40,306 --> 00:18:43,312
ویسرا: متاسفم، تای. من باید ردپای خودمو به جا بذارم
493
00:18:43,412 --> 00:18:45,584
دقیقاً همونطوری که تو با این شهر کردی
494
00:18:45,717 --> 00:18:48,455
بهم بگو، توی این رابطههای بلاتکلیف
495
00:18:48,590 --> 00:18:50,493
تا حالا شده که اولش نشه
496
00:18:50,594 --> 00:18:54,067
ولی یه روزی بالاخره بشه؟
497
00:18:54,200 --> 00:18:55,704
تیرانیس: امیدوارم که اینطور باشه
498
00:18:55,771 --> 00:18:57,307
یعنی، آره، معمولاً توی رابطههای بلاتکلیف
499
00:18:57,407 --> 00:18:58,810
همیشه همینطوری میشه
500
00:18:58,877 --> 00:19:00,714
ویسرا: هی، تیموتی میخواد شماها رو فتح کنه
501
00:19:00,814 --> 00:19:03,285
شاید بهت حمله کنم. تیرانیس: شایدم بذارم این کارو بکنی
502
00:19:03,352 --> 00:19:04,622
شنیدم، حرفم رو پس میگیرم
503
00:19:04,689 --> 00:19:06,191
ویسرا
504
00:19:06,325 --> 00:19:07,794
خیلی خنگی
505
00:19:10,065 --> 00:19:11,468
تیرانیس: خب، فقط میخوام مطمئن شم
506
00:19:11,569 --> 00:19:13,706
که چقدر بدبخت شدیم و دهنمون کاملاً سرویس شده
507
00:19:13,773 --> 00:19:16,478
استوپندوس: منم همینطور. چون رو مقدار دسری که میتونم بخورم تأثیر میذاره
508
00:19:16,612 --> 00:19:18,082
تیرانیس: پس یه حملهی حتمی داریم
509
00:19:18,215 --> 00:19:19,618
از طرف "تیموتیِ شگفتانگیز"
510
00:19:19,718 --> 00:19:22,090
یه جنگ انتقامجویانهی خیلی محتمل هم از طرف خدایان
511
00:19:22,190 --> 00:19:23,793
درسته؟ دلیریا: ردخور نداره
512
00:19:23,860 --> 00:19:25,363
من که میگم تضمینیه
513
00:19:25,496 --> 00:19:28,202
تیرانیس: دختره رو هم که از دست دادم و... چیز دیگهای هم هست؟
514
00:19:28,269 --> 00:19:29,572
شلوب: هیپوکامپوس
515
00:19:29,638 --> 00:19:31,208
میدونستی زئوس تو آزمایشگاهته؟
516
00:19:31,341 --> 00:19:32,945
انگار حسابی شاکیه
517
00:19:36,051 --> 00:19:37,253
زئوس: دلیریا، تو ازم گرفتی
518
00:19:37,353 --> 00:19:39,257
مهمترین چیزِ زندگیم رو
519
00:19:39,357 --> 00:19:41,829
هیپوکامپوس: چی؟ اینکه خودت رو بزنی به کما تا بتونی...؟
520
00:19:41,963 --> 00:19:43,533
زئوس: آره! پس حالا منم میگیرم
521
00:19:43,633 --> 00:19:45,336
مهمترین چیزِ زندگی تو رو
522
00:19:45,403 --> 00:19:47,139
شلوب: زود باش! بهش بگو مهمترین چیز
523
00:19:47,239 --> 00:19:49,979
تو زندگیت اون قاشقه است
524
00:19:50,113 --> 00:19:51,749
نزدیک بود بگیرهها
525
00:19:56,559 --> 00:19:58,428
اوه اوه! بزن به بالههام و بهم بگو "ویلیِ آزاد"
526
00:19:58,495 --> 00:20:00,265
چون این دیگه تهِ خر تو خری بود
527
00:20:00,366 --> 00:20:02,036
اگه تا حالا لنگهشو دیده باشم
528
00:20:02,137 --> 00:20:03,573
دیدی چی شد؟
529
00:20:03,707 --> 00:20:05,276
بیا برگردیم عقب
530
00:20:05,376 --> 00:20:08,248
شلوب نفل شد؟ انگار که شلوب نفل شده
531
00:20:08,382 --> 00:20:11,522
یعنی، اون که نمیتونه نفل بشه. یا شاید بشه؟
532
00:20:11,656 --> 00:20:13,527
تو این برنامه هیچوقت نمیشه مطمئن بود
533
00:20:13,627 --> 00:20:16,164
هر چی باشه "تای" دو فصل پادشاه بود
534
00:20:16,264 --> 00:20:17,668
بعد شلوب رو چپوندن جاش
535
00:20:17,768 --> 00:20:19,404
فکر میکردم قبل از اینکه نوبت پخش
536
00:20:19,505 --> 00:20:20,841
سریال "بابز برگرز" برسه، دوباره برگرده رو تخت
537
00:20:20,941 --> 00:20:22,745
ولی همینجوری ولش کردن و ادامه دادن
538
00:20:22,878 --> 00:20:24,047
مثل من که دنبالت میکنم
539
00:20:24,147 --> 00:20:25,149
و صاف میام تو اتاق خوابت
540
00:20:25,283 --> 00:20:26,519
بدون اینکه خودت بفهمی
541
00:20:26,586 --> 00:20:28,021
وقتی تماشای این قسمت تموم شد
542
00:20:29,424 --> 00:20:31,562
البته تا جایی که تو قراره بفهمی، همچین کاری نمیکنم
543
00:20:31,662 --> 00:20:34,167
در هر صورت، این بچههای "کرپی" تهِ هر قسمتشون از اون "کلیفهنگر"های
544
00:20:34,267 --> 00:20:37,006
تالار آینهی لیتگو-روکر-استالونه تو سال ۱۹۹۳ هم
545
00:20:37,140 --> 00:20:38,543
تعلیقش بیشتره
546
00:20:38,677 --> 00:20:40,780
اون انتقام خشنِ تیمپایر رو دارن
547
00:20:40,847 --> 00:20:44,053
ویسرا هم رفت قاتی خدایانی که از دست دلیریا شاکیان
548
00:20:44,154 --> 00:20:45,690
گرچه اونا هنوز فکر میکنن زئوس منفجر شده
549
00:20:45,824 --> 00:20:47,427
که همین ممکنه حسابی
550
00:20:47,561 --> 00:20:48,930
چوب لای چرخآسیابشون بذاره
551
00:20:50,432 --> 00:20:52,137
و اما در مورد زئوس، نظرتون چیه؟
552
00:20:52,203 --> 00:20:53,673
اون همینجوری بیخیال نمیشه بره پی کارش
553
00:20:53,740 --> 00:20:56,679
حالا که شاکی بیدار شده و شلوب رو کشته
554
00:20:56,746 --> 00:20:59,050
البته اگه واقعاً شلوب رو کشته باشه
555
00:20:59,184 --> 00:21:01,455
واقعاً همینه؟ شلوب رو کشت؟
556
00:21:01,556 --> 00:21:05,062
واسه فهمیدنش، باید تا فصل چهار صبر کنیم
557
00:21:05,196 --> 00:21:06,732
یا شایدم پنج؟ حسابش از دستم در رفته
558
00:21:06,866 --> 00:21:09,303
فکر کنم تا فصل ۱۲ تمدیدش کردن
559
00:21:09,404 --> 00:21:10,707
از این موضوع لجمت میگیره؟
560
00:21:10,840 --> 00:21:13,780
میتونی کل قضیه رو وقتی تو تابوت هستی بهم بگی
561
00:21:13,880 --> 00:21:15,183
همون تابوتی که قراره توش بیدار شی
562
00:21:15,283 --> 00:21:16,586
اون تو ظلماتِ مطلقه
563
00:21:16,719 --> 00:21:18,923
ولی میتونی روم حساب کنی که اونجا کنارتم
564
00:21:19,057 --> 00:21:20,961
سراپا گوش و آمادهی شنیدن
565
00:21:21,061 --> 00:21:22,798
تا وقتی که اکسیژنت تموم شه
566
00:21:24,467 --> 00:21:26,739
خب، من راویِ دیوونهی شمام
567
00:21:26,873 --> 00:21:29,076
و میرم نظراتی که تو ردیت میذارین رو میخونم
568
00:21:29,210 --> 00:21:30,613
پس بچه مثبتی باشین حالا
569
00:21:30,747 --> 00:21:32,551
مرد: چیزی از حرفاش فهمیدی؟
570
00:21:34,955 --> 00:21:36,692
مرد ۲: بنتو
571
00:21:37,692 --> 00:21:44,692
💫✿ WAREZ-IR ✿💫
🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸57078
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.