All language subtitles for Horror.In.The.High.Desert.4.Majesty.2025 [.FoundFootageFan]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated: 1 00:00:00,000 --> 00:00:15,000 « خفن‌ترین آرشیو فیلم ترسناک » .:: @ScaryVerse1 | اسکری‌ورس ::. 2 00:00:58,267 --> 00:01:01,526 زنی که در تصویر مشاهده می‌کنید ...دالی برادبنت می‌باشد 3 00:01:02,010 --> 00:01:04,573 ...و او در اینجا... 4 00:01:05,578 --> 00:01:07,815 یعنی مزرعه‌ی مَجِستی بزرگ شده... 5 00:01:18,026 --> 00:01:20,463 مجستی در منطقه ای از کشور قرار دارد 6 00:01:20,637 --> 00:01:24,597 که نه تنها بخاطر کم‌جمعیت بودنش ،شناخته میشود 7 00:01:25,033 --> 00:01:30,168 بلکه بدلیل داشتن یکی از تاریک ترین آسمان های شب در نیمکره‌ی شمالی نیز شهرت دارد 8 00:01:30,908 --> 00:01:33,824 .که تداعی‌کننده ی محیطی ماورائی‌ست 9 00:01:34,651 --> 00:01:39,175 این منظره، چشم‌اندازی بی‌نظیر از زیبایی و گستردگی مطلق است 10 00:01:39,349 --> 00:01:41,699 ،و وجود آن هشداری‌ست مبنی بر این مسئله 11 00:01:41,773 --> 00:01:45,773 که درک ما از جهانی که در آن زندگی میکنیم .تا چه حد کم است 12 00:01:46,010 --> 00:01:47,882 عجایب آسمان را فراموش کنید 13 00:01:48,056 --> 00:01:51,755 ،زیرا اینجا ،در بیابان مرتفع غرب وحشی 14 00:01:51,929 --> 00:01:53,683 داستانی در حال شکل‌گیری‌ست 15 00:01:53,757 --> 00:01:57,782 که ممکن است باعث شود تا درمورد گشت‌وگذار در تاریکی تجدید نظر کنید 16 00:01:58,762 --> 00:02:05,029 این منطقه توسط ناپدیدشدن‌های بی‌دلیل و مرگ‌های هولناک تسخیر شده است 17 00:02:05,682 --> 00:02:07,692 به‌راستی اینجا چه خبر است؟ 18 00:02:07,902 --> 00:02:12,036 چه چیزی پشت این تهدید شوم نهفته شده که با تعریف ما در تضاد است؟ 19 00:02:13,037 --> 00:02:15,910 ،تلاش ما یافتن پاسخ‌هایی‌ست 20 00:02:16,084 --> 00:02:18,690 برای کشف آنچه که اینجا اتفاق می‌افتد 21 00:02:18,764 --> 00:02:21,071 و اینکه چرا بنظر میرسد این موضوع مخفی نگه داشته شده 22 00:02:21,350 --> 00:02:23,186 ...و در این مسیر 23 00:02:23,669 --> 00:02:27,673 دریافتیم که ما تنها کسانی نیستیم... که در این ماجراجویی قدم گذاشتیم 24 00:02:27,748 --> 00:02:31,099 و اینکه سالها پیش از ما ،شخصی این کار را آغاز کرده بوده 25 00:02:31,490 --> 00:02:35,881 ،دهه‌ها پیش .همینجا، در مزرعه‌ی مجستی 26 00:02:37,115 --> 00:02:52,115 Mehdisk | مترجم .:: @FoundFootageFan ::. 27 00:02:53,121 --> 00:02:55,036 ،بسیارخب "خوش اومدید به "ان‌ان‌ان 28 00:02:55,210 --> 00:02:56,385 "اخبار نوادای شمالی" 29 00:02:56,559 --> 00:02:59,736 برترین موج رادیویی برای اطلاع از تمام اتفاقات نوادای شمالی 30 00:02:59,910 --> 00:03:01,694 ...تازه سر ظهره و هوف 31 00:03:01,869 --> 00:03:03,479 قهوه ی امروز صبح من خیلی قوی بود 32 00:03:03,653 --> 00:03:08,919 اما میخوام به همه یادآور بشم که برای کمپ زدن های تابستون امسال احتیاط کنن 33 00:03:09,093 --> 00:03:13,402 ظاهرا این آخر هفته آتش‌سوزی ای در مزرعه ی مجستی در ایگل‌کانتی رخ داده 34 00:03:13,576 --> 00:03:16,622 مجستی یکی از بزرگترین مزارع ایالت نواداست 35 00:03:16,797 --> 00:03:19,930 اما خوشبختانه مالکین مزرعه ،یعنی جرالد و دالی برادبنت 36 00:03:20,104 --> 00:03:22,119 طبق گزارشات بدست آمده در صحت و سلامت کامل به سر میبرن 37 00:03:22,193 --> 00:03:26,110 هرچند که خانه و دارایی‌هایشان به اندازه ی خودشان خوش‌شانس نبودن 38 00:03:26,284 --> 00:03:28,256 وای خدا، آدم از شنیدن این اخبار متنفره، نه؟ 39 00:03:28,330 --> 00:03:30,288 !بسیارخب، برنامه ی بعدی یه سورپرایزه 40 00:03:30,462 --> 00:03:32,203 دیو اومده با یه سری نکات ایمنی برای آتش‌سوزی 41 00:03:32,377 --> 00:03:34,031 موقعی که اونا درحال اسباب‌کشی بودن 42 00:03:34,205 --> 00:03:37,034 ...همسر دالی بطور اتفاقی 43 00:03:35,841 --> 00:03:38,341 {\an8}«گَل رابرت - روزنامه‌نگار تحقیقی» 44 00:03:38,949 --> 00:03:40,385 یه چیز جالب پیدا میکنه... 45 00:03:40,559 --> 00:03:43,867 قطعه‌ای بسیار حیاتی از این معما 46 00:03:48,959 --> 00:03:51,788 تنها چیزایی که از آتیش‌سوزی ...جون سالم به در بردن 47 00:03:50,147 --> 00:03:52,647 {\an8}«دالی برادبنت - مالک مزرعۀ مجستی» 48 00:03:52,571 --> 00:03:55,661 وسایلی بودن که... توی انبار زیرزمینی بود 49 00:03:56,358 --> 00:03:57,968 و اونجا بود که جرالد اونو پیداش کرد 50 00:04:17,683 --> 00:04:19,381 ...من و دالی 51 00:04:19,816 --> 00:04:22,732 سالها بود که دنبال این جعبه میگشتیم... 52 00:04:21,678 --> 00:04:24,678 {\an8}«ویلیام "بیل" سالرنو - دادستان سابق/کارآگاه خصوصی » 53 00:04:23,994 --> 00:04:26,475 ،خانواده‌ی اون، مادر و پدرش 54 00:04:26,649 --> 00:04:30,218 ،بر این باور بودن که اون جعبه ،سالها پیش طی یه بازرسی معمول 55 00:04:30,871 --> 00:04:32,089 ...امم 56 00:04:32,350 --> 00:04:35,092 توسط مقامات استانی دزدیده شده بوده 57 00:04:36,572 --> 00:04:39,227 اون توی یه جعبه ی بزرگ مخفی شده بود 58 00:04:39,749 --> 00:04:41,882 توی یه جعبه پر از شیشه های آبنبات 59 00:04:42,404 --> 00:04:48,889 گم‌شدن این جعبه برای خانواده ی دالی ...مسئله ی بسیار بزرگی بود 60 00:04:49,628 --> 00:04:52,957 چون زوال عقل پدر دالی... بعد از رخ دادن این اتفاق آغاز شد 61 00:04:54,242 --> 00:04:56,418 من از دیدنش شوکه شده بودم 62 00:04:57,027 --> 00:04:58,855 چون فکر میکردم واسه همیشه غیب شده 63 00:04:59,769 --> 00:05:01,818 و اولین چیزی که به ذهنم اومد ...این بود که 64 00:05:02,119 --> 00:05:03,851 "این اینجا چیکار میکنه؟" 65 00:05:09,431 --> 00:05:14,131 حالا مشکلی که وجود داشت این بود ...که با وجود اینکه با مقامات استانی کار میکردم 66 00:05:15,437 --> 00:05:18,026 اما اونا نمیخواستن... کاری به کار این قضیه داشته باشن 67 00:05:18,657 --> 00:05:22,009 فکر میکردن تمام اینا یه مشت چرت و پرته 68 00:05:22,531 --> 00:05:24,620 و پرونده رو کنار گذاشتن 69 00:05:39,113 --> 00:05:42,072 ،ولی بعد از مشاهده ی محتوای داخل جعبه 70 00:05:42,638 --> 00:05:44,509 ...اطمینان دارم که 71 00:05:45,206 --> 00:05:47,268 اونا راجب این قضیه تجدید نظر میکنن... 72 00:05:51,952 --> 00:05:55,042 گم شدن این جعبه پدرمو به مرز جنون رسوند 73 00:05:56,731 --> 00:05:58,764 {\an8}چطوره از همونجا شروع کنیم؟ 74 00:05:58,788 --> 00:06:01,988 {\an8}میخواید از روزی که جعبه گم شد شروع کنید؟ 75 00:06:06,053 --> 00:06:10,535 من 22 سالم بود که رفتم لاس وگاس زندگی کنم 76 00:06:11,319 --> 00:06:13,625 ...پدر و مادرم فکر میکردن که 77 00:06:14,409 --> 00:06:18,369 اونا میخواستن من و خواهرم بریم و دنیا رو بگردیم 78 00:06:18,717 --> 00:06:22,721 و ببینیم دنیای بیرون مزرعه چه شکلیه 79 00:06:22,895 --> 00:06:24,810 ،از زمانی که دالی یه دختربچه بود 80 00:06:24,985 --> 00:06:28,336 مادرش نانسی از یه بیماری مزمن رنج میبرد 81 00:06:26,761 --> 00:06:29,261 {\an8}«نانسی - مادر دالی» 82 00:06:28,510 --> 00:06:32,949 که باعث میشد روز به روز ناتوان‌تر بشه 83 00:06:33,384 --> 00:06:35,604 یه روز، مادرم بهم زنگ زد 84 00:06:35,908 --> 00:06:38,041 و گفت لازمه که برگردم خونه 85 00:06:38,607 --> 00:06:41,610 مادرم از یه سفر برگشته بود خونه 86 00:06:42,567 --> 00:06:46,049 و گفت حالش زیاد خوب نیست 87 00:06:46,397 --> 00:06:49,313 و اینکه پدرم هم حالش واقعا بده 88 00:06:50,184 --> 00:06:52,708 به هرحال اون زمان وقتش بود که برگردم خونه 89 00:06:53,491 --> 00:06:56,494 چون زندگی شهری با سبک زندگی من جور نبود 90 00:06:57,408 --> 00:06:59,019 شرایط واقعا ناراحت‌کننده ای بود 91 00:06:59,889 --> 00:07:01,499 نانسی بیمار بود 92 00:07:01,804 --> 00:07:06,461 و بیو داشت عقلشو از دست میداد و نمیتونست ازش مراقبت کنه 93 00:07:06,635 --> 00:07:09,725 ،وقتی رسیدم خونه اوضاع خیلی بهم ریخته بود 94 00:07:10,378 --> 00:07:16,384 من متوجه این نشده بودم که سلامتی مادرم تا چه حد رو به کاهش بوده 95 00:07:17,124 --> 00:07:18,429 ...و پدرم هم 96 00:07:18,995 --> 00:07:20,997 ...انقدر دچار پارانویا شده بود... 97 00:07:21,563 --> 00:07:24,218 که کاملا یه آدم دیگه شده بود... 98 00:07:24,392 --> 00:07:28,222 ما همگی باید میفهمیدیم که چی توی اون جعبه‌ بوده 99 00:07:29,049 --> 00:07:34,532 چی داخلش بوده که گم شدنش باعث شده پدر دالی عقلشو از دست بده 100 00:07:42,279 --> 00:07:44,281 اون تا حد مرگ ترسیده بود 101 00:07:51,245 --> 00:07:55,031 ،وقتی اون جعبه رو باز کردم دوتا نوشته از همه بالاتر بود 102 00:07:55,858 --> 00:08:00,819 ،اولیش یه نامه از طرف بیو بود و دومیش وقایع‌نگاری بود 103 00:08:04,127 --> 00:08:06,521 ما قرار نیس تمام وقایع‌نگاری بیو رو بطور کامل پوشش بدیم 104 00:08:06,695 --> 00:08:08,000 چون خیلی طولانیه 105 00:08:08,175 --> 00:08:11,743 کاری که میخوایم انجام بدیم پوشش مهم ترین بخش‌هاشه 106 00:08:15,312 --> 00:08:19,795 این وقایع‌نگاری خطاب به کیه؟ ما هیچ نشونه ای نداریم 107 00:08:19,969 --> 00:08:22,928 ...تنها چیزی که داریم یه نامه‌س که 108 00:08:23,103 --> 00:08:25,126 برای مردی بنام کلاماث نوشته شده... 109 00:08:26,381 --> 00:08:27,381 جناب فورد 110 00:08:28,008 --> 00:08:33,008 من اتفاقات را همانطور که خواسته بودید و تا جای ممکن وقایع‌نگاری کردم 111 00:08:33,032 --> 00:08:35,432 لطفا به هیچکس حرفی نزنید 112 00:08:35,456 --> 00:08:40,456 ،من باقی اتفاقات را روز بیست و هشتم ماه یعنی زمانی که باهم ملاقات کنیم برایتان تعریف می‌کنم 113 00:08:41,469 --> 00:08:44,602 و اینجا جاییه که وقایع‌نگاری ما آغاز میشه 114 00:08:48,537 --> 00:08:51,037 سال: 1969 115 00:08:51,609 --> 00:08:54,743 ،از زمانی که به مزرعه نقل‌مکان کردیم 116 00:08:55,222 --> 00:08:59,095 اغلب شب‌ها افرادی را در اراضی خود مشاهده میکنیم 117 00:08:59,269 --> 00:09:01,832 که زیر نور نورافکن‌ها به چشم می‌آیند 118 00:09:03,143 --> 00:09:05,145 مامانم مشخصا ترسیده بود 119 00:09:05,319 --> 00:09:09,453 اون فکر میکرد که همیشه یه دلیل منطقی برای مسائل وجود داره 120 00:09:09,845 --> 00:09:12,543 مثلا اراذل و اوباشی که دزدکی وارد زمین‌های ما میشدن 121 00:09:12,717 --> 00:09:15,764 چون چندین بار این اتفاق افتاده بوده 122 00:09:16,547 --> 00:09:19,637 اون همیشه میخواست همه چیز رو منطقی جلوه بده 123 00:09:20,725 --> 00:09:25,077 بعد از دهه‌ها زندگی ،تحت این تنش و اضطراب واقعیت 124 00:09:25,469 --> 00:09:27,993 ،و محافظت از خانواده‌ا‌م در برابر آن 125 00:09:28,168 --> 00:09:31,910 به این مسئله پی بردم ،که در این بیابان مرتفع 126 00:09:32,084 --> 00:09:35,610 تهدیدهای بیشتری همراه با ما در این منطقه زیست میکنند 127 00:09:35,784 --> 00:09:40,658 پدرم ترجیح میداد که مادرم فکر کنه که اون عقلشو از دست داده 128 00:09:41,224 --> 00:09:45,272 تا اینکه ما تمام مدت در ترس و وحشت زندگی کنیم 129 00:09:45,677 --> 00:09:48,977 ...بعضی از آنان از هم‌نوعان خودمان هستند 130 00:09:50,090 --> 00:09:52,890 و بعضی‌هایشان فقط شبیه ما هستند... 131 00:09:52,975 --> 00:09:56,892 مادرم واقعا فکر میکرد که پدرم عقلشو از دست داده 132 00:09:57,222 --> 00:09:59,822 ...بعضی‌هایشان از نور واهمه دارند 133 00:10:00,425 --> 00:10:02,625 و بعضی‌هایشان ندارند... 134 00:10:03,337 --> 00:10:07,837 این نکته را روزی متوجه شدم که ...یکی از آنها در روز روشن 135 00:10:07,861 --> 00:10:10,361 به دخترم دالی نزدیک شد... 136 00:10:11,077 --> 00:10:13,777 ...دخترم گفت که او برایش آواز خوانده 137 00:10:14,401 --> 00:10:16,901 او این مطلب را تا امروز به‌خاطر سپرده 138 00:10:17,304 --> 00:10:20,220 اون وحشتناک‌ترین صدایی بود که به عمرم شنیده بودم 139 00:10:20,785 --> 00:10:22,570 بیو پلیس رو خبر کرد 140 00:10:22,744 --> 00:10:26,878 و کلانتر شخصا تمام مسیر رو به سمت مزرعه حرکت کرد 141 00:10:27,270 --> 00:10:29,925 باید بدونید که مزرعه از شهر فاصله ی خیلی زیادی داره 142 00:10:30,099 --> 00:10:34,190 خلاصه رفتن به اونجا یه سفر طولانی ...محسوب میشد و وقتی که رسید 143 00:10:34,926 --> 00:10:38,126 هنگامی که او سر رسید چیزی برای نشان دادن وجود نداشت 144 00:10:38,150 --> 00:10:40,150 احساس حماقت کردم 145 00:10:40,370 --> 00:10:42,111 ...و بیو با خودش گفت که 146 00:10:43,373 --> 00:10:46,550 ،باید اینا رو ثبت کنم" "باید اینا رو ثبت کنم 147 00:10:46,724 --> 00:10:48,596 "چون اگه دوباره این اتفاق رخ بده" 148 00:10:49,118 --> 00:10:50,815 "نباید شبیه احمقا بنظر برسم" 149 00:11:02,653 --> 00:11:05,743 ،و سه ماه بعد اون اتفاق دوباره رخ داد 150 00:11:06,132 --> 00:11:10,132 من مشغول تعمیر حصارها بودم که نانسی فریاد زد 151 00:11:10,356 --> 00:11:12,073 "!اون دالی رو گرفته" 152 00:11:12,097 --> 00:11:13,542 ...این بار 153 00:11:14,578 --> 00:11:16,276 این بار اون آماده بود 154 00:11:16,601 --> 00:11:19,101 تفنگم همراهم بود 155 00:11:19,225 --> 00:11:22,225 دوربینم کنار دستم بود 156 00:11:48,090 --> 00:11:49,526 خلاصه دوباره با پلیس تماس گرفت 157 00:11:49,700 --> 00:11:53,878 و باور کنید این کاری نیست که بیو به همین راحتی انجامش بده 158 00:11:54,052 --> 00:11:58,448 چون اون معتقد بود که به تنهایی قابلیت محافظت از خونواده‌شو داره 159 00:11:58,622 --> 00:12:01,683 ...با این حال میدونست که این اتفاق 160 00:12:02,057 --> 00:12:04,675 چیزیه که از کنترل اون خارجه... 161 00:12:05,542 --> 00:12:07,078 و پلیسا اونو جدی نمیگرفتن 162 00:12:07,152 --> 00:12:09,067 ...یعنی تا جایی پیش رفتن که 163 00:12:10,025 --> 00:12:11,687 بهش میخندیدن... 164 00:12:15,335 --> 00:12:17,985 ...بیو و خونواده‌ش توی اون منطقه 165 00:12:18,381 --> 00:12:21,036 به "خونواده‌ی دیوونه" معروفن... 166 00:12:21,210 --> 00:12:24,169 و اون واقعا دلش میخواست ...که از طریق ثبت اتفاقاتی که براش رخ میداد 167 00:12:24,344 --> 00:12:26,955 آبرو و اعتبار خونواده‌ش رو برگردونه... 168 00:12:27,434 --> 00:12:28,957 اون تمسخر میشد 169 00:12:32,264 --> 00:12:36,356 اون زمان، ثبت اتفاقاتی که براش میفتاد آسون نبود 170 00:12:36,530 --> 00:12:38,706 چون اینجوری نبود که گوشی موبایل داشته باشه 171 00:12:38,880 --> 00:12:41,926 و هرموقع که اون اتفاقات رخ دادن ازشون فیلم بگیره 172 00:12:42,100 --> 00:12:45,713 راستش، اون یه دوربین فیلمبرداری و یه حلقه ی صدا داشت 173 00:12:44,738 --> 00:12:47,238 {\an8}«بیو - پدر دالی» 174 00:12:45,887 --> 00:12:48,716 و واسش خیلی خیلی سخت بود 175 00:12:48,890 --> 00:12:51,458 که بره بیرون و اون اتفاقاتو ثبت کنه 176 00:12:56,637 --> 00:12:58,987 ،و باتوجه به ماجرای مانتیس 177 00:12:59,335 --> 00:13:01,345 نمیدونستیم چی رو باید باور کنیم 178 00:13:13,610 --> 00:13:15,277 ،اگر داستان رو از ابتدا دنبال کرده باشید 179 00:13:15,351 --> 00:13:19,998 احتمالا یادتونه که شرکت معدنی مانتیس *و شرکت باربری اقیانوس آرام [فرایت پسیفیک] 180 00:13:20,172 --> 00:13:24,012 این قطعه زمین عظیم در شمال شرقی نوادا رو خریداری کردن 181 00:13:24,186 --> 00:13:28,843 بخشی از اون زمین در امتداد مزرعه‌ی مجستی قرار داره 182 00:13:29,539 --> 00:13:32,033 ...و بخش مشخصی از اون زمین وجود داشت 183 00:13:32,107 --> 00:13:33,974 ...که شرکت معدنی مانتیس... 184 00:13:34,501 --> 00:13:35,502 .بشدت خواهانش بود... 185 00:13:35,850 --> 00:13:37,678 اونجا یه معدن قدیمی قرار داشت 186 00:13:37,852 --> 00:13:41,769 و اونا این مسئله رو بسیار ارزشمند میدونستن 187 00:13:42,117 --> 00:13:43,205 ...و بیو 188 00:13:43,945 --> 00:13:45,860 اون درمقابلشون ایستادگی کرد و گفتش که 189 00:13:46,034 --> 00:13:48,297 "نه، اونجا زمین منه" 190 00:13:48,471 --> 00:13:51,343 ،اونجا... اونجا معدن منه" "اونجا... مال خودمه 191 00:13:51,518 --> 00:13:53,781 و این نزاع و درگیری برای مدت زیادی به طول انجامید 192 00:13:53,955 --> 00:13:58,612 و درنهایت یه قاضی وارد قضیه شد و اونجا رو جزو دارایی بیو اعلام کرد 193 00:13:58,916 --> 00:14:02,180 قبل از اینکه قاضی اعلام کنه که اون زمین متعلق به بیو ئه 194 00:14:02,877 --> 00:14:06,097 اونا بشدت به اون ورودی معدن علاقه‌مند بودن 195 00:14:06,837 --> 00:14:10,101 ،خلاصه یه روز بیو مچشونو گرفت 196 00:14:10,275 --> 00:14:13,061 و ازشون یه عکس گرفت تا به قاضی نشون بده 197 00:14:25,769 --> 00:14:28,555 یک هفته بعد از اینکه اون عکس گرفته شد 198 00:14:28,946 --> 00:14:30,905 اونا نیمه های شب برگشتن 199 00:14:31,079 --> 00:14:33,020 و سعی کردن ورودی رو منفجر کنن 200 00:14:34,332 --> 00:14:37,232 "ویدیوی ضبط شده توسط بیو" 201 00:14:50,620 --> 00:14:52,413 اونا قرار نبود بیخیال بشن 202 00:14:52,666 --> 00:14:57,453 اولش اونا میخواستن مزرعه رو با یه قیمت خنده‌دار بخرن 203 00:14:57,888 --> 00:14:59,990 ولی اون مزرعه قرار نبود از خونواده جدا بشه 204 00:15:00,064 --> 00:15:02,850 خلاصه پدر هرگز اونو نمیفروخت 205 00:15:08,508 --> 00:15:09,552 ...این 206 00:15:10,597 --> 00:15:12,637 ...همون زمانیه که شرایط 207 00:15:14,601 --> 00:15:16,145 خیلی عجیب شد... 208 00:16:00,603 --> 00:16:01,648 ...بعدش 209 00:16:02,474 --> 00:16:04,994 حیواناتش یکی یکی مردن... 210 00:16:22,364 --> 00:16:25,062 کمی بعد از اینکه ،حیواناتش شروع به مردن کردن 211 00:16:25,236 --> 00:16:28,152 اون به لاشه ی تازه و سلاخی شده ی یه گوساله برخورد 212 00:16:28,979 --> 00:16:34,419 حالا این گوساله ی مرده چیزی نبود که بخواد نگرانش باشه و ازش فیلم بگیره 213 00:16:34,724 --> 00:16:37,074 چون یه چیز دیگه به چشمش اومد 214 00:17:50,757 --> 00:17:53,107 اون یکی از آدمایی بود که برای مانتیس کار میکرد 215 00:17:53,760 --> 00:17:57,393 اونا هر کاری از دستشون برمیومد انجام دادن که ما رو بترسونن و فراری بدن 216 00:17:58,068 --> 00:18:04,292 کلانتر و سرکارگر شرکت معدنی مانتیس دوستان خیلی خوبی بودن 217 00:18:05,249 --> 00:18:07,556 بخاطر همین وقتی که بیو ،بهشون خبر داد 218 00:18:08,252 --> 00:18:09,863 اونا هرگز جدی‌ش نگرفتن 219 00:18:10,037 --> 00:18:12,065 و به چشم تمسخر بهش نگاه میکردن 220 00:18:12,169 --> 00:18:14,197 و رفتارشون با اون هم تمسخرآمیز بود 221 00:18:17,348 --> 00:18:19,520 ...با توجه به چیزی که حالا میدونم 222 00:18:22,876 --> 00:18:25,004 ...حالا که همه چیز برام روشن شده... 223 00:18:28,055 --> 00:18:30,109 ...دلم خیلی شکسته... 224 00:18:34,801 --> 00:18:36,193 .و وحشت کردم... 225 00:18:54,908 --> 00:18:57,258 ،در سمت دیگه ی اراضی 226 00:18:57,432 --> 00:19:01,784 یه کلبه ی بامزه وجود داره که مادر دالی خیلی دوسش داشت 227 00:19:01,958 --> 00:19:07,094 و اونجا کاملا نزدیک به مرز زمین های شرکت معدنی مانتیسه 228 00:19:07,268 --> 00:19:11,510 چیزی که نانسی میخواست یه بالکن بزرگ و زیبا با ویوی مزرعه بود 229 00:19:11,584 --> 00:19:14,754 که مثلا اونجا بشینه و صبح‌ها یه فنجون قهوه بخوره 230 00:19:14,928 --> 00:19:16,451 یا شبا یه لیوان مشروب 231 00:19:16,625 --> 00:19:19,584 و درنهایت بیو اونجا رو براش درست کرد 232 00:19:20,716 --> 00:19:23,850 اونا به اون کلبه میگفتن "خونه‌ی ییلاقی" 233 00:19:24,024 --> 00:19:26,678 چون وقتی که اونا خسته بودن 234 00:19:26,853 --> 00:19:30,595 یا نیاز به استراحت داشتن تا از زندگی روزمره‌شون توی دشت فاصله بگیرن 235 00:19:30,813 --> 00:19:33,947 اونا میتونستن از کوه بیان بالا و توی این کلبه ی بامزه مستقر بشن 236 00:19:34,121 --> 00:19:36,262 و یه کم استراحت و تفریح داشته باشن 237 00:19:52,661 --> 00:19:54,358 کمی دورتر از این کلبه 238 00:19:54,532 --> 00:19:56,708 ،یا همون خونه ییلاقی 239 00:19:56,883 --> 00:19:59,320 معدن اَمبلر وجود داشت 240 00:20:09,583 --> 00:20:13,583 «کمپ معدنی امبلر - تاسیس: اواخر دهۀ 1800» 241 00:20:43,973 --> 00:20:48,717 این معدن یکی از چیزایی بود که ...شرکت معدنی مانتیس 242 00:20:49,457 --> 00:20:52,155 بشدت براش تلاش کرده بود... تا بتونه بدستش بیاره 243 00:20:53,113 --> 00:20:54,810 ...همچنین بنظر میومد که اونجا 244 00:20:55,463 --> 00:21:00,555 منشأ اصلی تحرکاتی بود که... بیو قصد ثبت اونا رو داشت 245 00:21:01,969 --> 00:21:08,469 کارگر مزرعه‌ام درحال تعمیر خطوط برق برای برق‌رسانی به خانه‌ی ییلاقی بود 246 00:21:08,493 --> 00:21:12,993 او شاهد بلند شدن دودی از کمپ امبلر بوده و رفته تا سر و گوشی آب دهد 247 00:21:13,617 --> 00:21:16,317 ...او گفت فکر میکند که آدم‌هایی را دیده 248 00:21:16,341 --> 00:21:18,341 که فانوس داشتند... 249 00:21:19,386 --> 00:21:23,386 ...امروز بعدازظهر با چشمان خودم خواهم دید 250 00:23:21,225 --> 00:23:25,025 چیزی که داشت به من نگاه میکرد آدمیزاد نبود 251 00:23:26,780 --> 00:23:30,480 ،به‌نظر میرسید آدمیزاد باشد اما میدانم که نبود 252 00:23:40,361 --> 00:23:45,361 خوش اقبال بودم که آن موجود به روشنایی وارد نمیشد و نجات یافتم 253 00:23:46,764 --> 00:23:48,723 ...این تجربه ای بود که 254 00:23:49,593 --> 00:23:51,769 ...بیو رو کاملا تغییر داد و... 255 00:23:52,640 --> 00:23:54,685 باعث شد به این مسئله وسواس پیدا کنه... 256 00:23:59,864 --> 00:24:04,043 چیزی که اون روز توی تاریکی دید آدمیزاد نبود 257 00:24:05,087 --> 00:24:08,917 همچنین اینجا نقطه ایه که وقایع‌نگاری دچار یه وقفه ی طولانی میشه 258 00:24:09,091 --> 00:24:12,790 و اتفاق جدیدی تا اواخر دهه 1980 ثبت نشده 259 00:24:13,127 --> 00:24:17,327 امروز از طرف مردی که خودش را معرفی نکرد تماسی دریافت کردم 260 00:24:17,351 --> 00:24:19,851 او را "مرد عجیب" خطاب خواهم کرد 261 00:24:20,363 --> 00:24:23,192 او میدانست که در مزرعه چه خبر است 262 00:24:23,671 --> 00:24:25,707 میدانست که کلانتر به آنجا آمده بوده 263 00:24:26,065 --> 00:24:28,067 این قضیه مرا بشدت آزار میداد 264 00:24:28,893 --> 00:24:32,071 او اصرار داشت که شخصا یکدیگر را ملاقات کنیم 265 00:24:32,854 --> 00:24:36,162 در یک خانه ی کوچک خارج از جاده ی 50 266 00:24:44,735 --> 00:24:47,956 ...و اینجا نقطه ای بود که ما تونستیم 267 00:24:48,565 --> 00:24:51,459 یه ارتباط بسیار جالبی رو کشف کنیم... 268 00:25:00,360 --> 00:25:03,406 ...این، بخشی از وقایع‌نگاری بود 269 00:25:03,841 --> 00:25:06,269 که همه چیزو تغییر داد... 270 00:25:12,633 --> 00:25:17,942 این خونه درست کنار همون کانکسی بود که مینروا سوند اقامت داشت و از دنیا رفت 271 00:25:18,421 --> 00:25:20,467 دیدن اینکه بیو ...به سمت اون خونه کشیده شده 272 00:25:21,207 --> 00:25:23,339 ...کاملا سورئال بود... 273 00:25:23,861 --> 00:25:28,692 چون من و گل به تازگی ارتباط جالبی رو کشف کرده بودیم 274 00:25:29,911 --> 00:25:36,135 چند سال پیش، وقتی جنازه ی زنی بنام مینروا سوند داخل کانکسش پیدا شد 275 00:25:36,613 --> 00:25:39,964 نوارهای بسیار هولناکی هم در کنارشون یافت شد 276 00:25:46,971 --> 00:25:51,280 مینروا یه سری نوار بشدت هولناک و آزاردهنده رو کشف کرده بود 277 00:25:51,454 --> 00:25:54,291 که داخل زیرزمین همون کانکس ضبط شده بوده 278 00:25:55,284 --> 00:25:59,027 محتوای این نوارها ...مخاطبینمون رو بشدت آزرده‌خاطر کرده بود و 279 00:26:00,376 --> 00:26:02,348 همچنین خود من رو هم... واقعا اذیت کرده بود 280 00:26:02,422 --> 00:26:05,990 مدت زیادی بیدار موندم تا اون نوارا رو بارها و بارها تماشا کنم 281 00:26:06,165 --> 00:26:08,279 که بفهمم معنی و مفهومشون چیه 282 00:26:08,341 --> 00:26:12,388 من و بیل بطور کامل توی تمام جزئیات اون نوارا غرق شده بودیم 283 00:26:12,562 --> 00:26:15,913 ...و توی همون نوارا بود که 284 00:26:16,827 --> 00:26:18,651 یه ارتباطی پیدا کردیم... 285 00:26:22,616 --> 00:26:25,140 ...هنوز نمیدونیم چه معنی ای داره یا 286 00:26:26,446 --> 00:26:28,369 یا اصلا معنی ای داره یا نه... 287 00:26:30,972 --> 00:26:32,672 ،چریتی هندرسون 288 00:26:32,937 --> 00:26:38,437 زنی که توی یکی از ویدیوها به عنوان ...قربانیِ یه مهاجم ناشناخته شناسایی شده بود 289 00:26:39,067 --> 00:26:44,899 از اقوام دور یکی از اعضای بنیانگذار... شرکت معدنی مانتیسه 290 00:26:52,646 --> 00:26:54,343 ...میتونه کاملا تصادفی باشه 291 00:26:55,649 --> 00:26:56,867 ...ولی، امم 292 00:26:58,347 --> 00:27:00,301 من به این چیزا باور ندارم... 293 00:27:01,350 --> 00:27:04,875 من سر ساعت تعیین شده رسیدم و منتظر ماندم 294 00:27:05,049 --> 00:27:07,487 اطراف را گشتم تا پیدایش کنم 295 00:27:07,661 --> 00:27:10,664 تا زمانی که هوا رو به تاریکی رفت منتظر ماندم 296 00:27:10,838 --> 00:27:12,579 احساس ناخوشایندی داشتم 297 00:27:12,753 --> 00:27:15,055 احساس میکردم کسی مرا زیرنظر دارد 298 00:27:15,103 --> 00:27:16,783 درنهایت آنجا را ترک کردم 299 00:27:16,844 --> 00:27:21,065 ،وقتی به خانه رسیدم در ورودی کاملا باز بود 300 00:32:01,171 --> 00:32:05,959 ،اواخر همان شب متوجه مسئله ی بسیار آزاردهنده‌ای شدم 301 00:32:06,133 --> 00:32:09,005 درست در زمانی که به دنبالش میگشتم 302 00:32:09,179 --> 00:32:12,008 او دوربینم را از داخل ماشین برداشته بود 303 00:32:12,618 --> 00:32:15,359 و یک سورپرایز برایم باقی گذاشته بود 304 00:32:34,509 --> 00:32:39,079 اکثر مدارک داخل این جعبه عنوان‌گذاری شده 305 00:32:39,253 --> 00:32:45,128 و میتونیم خط زمانی ثبت مدارک رو بطور دقیق توی وقایع‌نگاری پیدا و دنبال کنیم 306 00:32:45,607 --> 00:32:48,257 ...اما بخشی از اون مدارک هم 307 00:32:48,523 --> 00:32:51,700 ،مثل فایل های صوتی... ...ویدیوها، عکس ها 308 00:32:52,658 --> 00:32:54,494 عنوان‌گذاری نشدن... 309 00:32:54,616 --> 00:32:55,922 ...و در رابطه با اون مدارک 310 00:32:57,401 --> 00:32:59,381 هیچ توضیحی داده نشده... 311 00:32:59,969 --> 00:33:03,016 پس ما فقط نسبت به اونا احساس سردرگمی داریم 312 00:36:10,769 --> 00:36:13,815 از زمانی که شروع به تعریف ،زوایای داستانی دالی کردیم 313 00:36:14,511 --> 00:36:17,079 یکی از بزرگترین سوالاتی که ...از مردم دریافت کردیم این بود که 314 00:36:17,253 --> 00:36:19,089 "چرا اونا از اونجا نرفتن؟" 315 00:36:19,355 --> 00:36:21,009 خب این منطقه خیلی ترسناکه 316 00:36:21,083 --> 00:36:23,172 چرا تا وقتی که میتونستن از اونجا نرفتن؟ 317 00:36:23,738 --> 00:36:25,696 مردم باید درک کنن که 318 00:36:26,567 --> 00:36:29,396 این اتفاقات هر روز رخ نمیداد 319 00:36:29,962 --> 00:36:31,485 ،و زمانی که اتفاق میفتاد 320 00:36:32,399 --> 00:36:33,966 ...اونقدر سورئال و غیرواقعیه 321 00:36:34,923 --> 00:36:39,623 که به راحتی میتونه... جدا از زندگیم قرار بگیره 322 00:36:40,624 --> 00:36:44,977 دامداران نمیتونن به همین راحتی به شهر نقل مکان کنن 323 00:36:45,151 --> 00:36:46,630 و یه کسب و کار جدیدو شروع کنن 324 00:36:46,805 --> 00:36:48,371 این کار جواب نمیده 325 00:36:48,981 --> 00:36:51,209 فروش مزرعه ی مجستی 326 00:36:51,461 --> 00:36:55,509 هرگز یه گزینه نبوده و نخواهد بود 327 00:36:59,165 --> 00:37:01,820 آن روز من در کوهستان بودم 328 00:37:02,429 --> 00:37:05,475 و شاهد بلند شدن دودی از امبلر بودم 329 00:38:13,625 --> 00:38:16,025 "آنها آنجا بودند" 330 00:38:16,861 --> 00:38:19,261 "درون سایه ها" 331 00:38:20,773 --> 00:38:24,173 "شجاعتم را جمع کردم و تا شب آنجا ماندم" 332 00:38:25,303 --> 00:38:40,303 .:: @FoundFootageFan ::. 333 00:40:40,855 --> 00:40:42,855 {\an8}دارم میلرزم 334 00:44:52,551 --> 00:44:55,554 میدونم که شنیدن این مسائل خیلی وحشتناکه 335 00:44:55,902 --> 00:45:00,428 ولی اینطور نیس که بزرگ شدن توی مزرعه همیشه به این شکل بوده باشه 336 00:45:01,081 --> 00:45:04,258 ،متاسفانه برای مادر دالی، نانسی 337 00:45:04,432 --> 00:45:08,480 بعد از اینکه دخترا بزرگ شدن ،و خونه رو ترک کردن 338 00:45:08,654 --> 00:45:12,353 ...این خونه ییلاقی کوچولوی بامزه 339 00:45:12,527 --> 00:45:14,660 ...تبدیل شد به 340 00:45:16,183 --> 00:45:18,939 ...مکانی که بیو به اونجا پناه میبرد... 341 00:45:19,013 --> 00:45:24,409 درحالی‌که بیشتر و بیشتر نسبت به... اتفاقات مزرعه وسواس پیدا میکرد 342 00:45:24,583 --> 00:45:27,977 و اون به اونجا میرفت و مدت زیادی رو تنها میموند 343 00:45:28,151 --> 00:45:30,980 و با خودش فکر میکرد 344 00:45:31,154 --> 00:45:32,634 و وسواس بیشتری پیدا میکرد 345 00:45:32,808 --> 00:45:36,334 و درواقع اونجا تبدیل به یه گوشه نشین شده بود 346 00:45:36,595 --> 00:45:40,903 بسیارخب، میخوایم که چراغ حرکتی خونگی رو امتحان کنیم 347 00:46:14,328 --> 00:46:16,112 ...و بعدش ما رسیدیم به 348 00:46:17,766 --> 00:46:20,865 به این گزارش بسیار گیج‌کننده... 349 00:46:22,521 --> 00:46:25,321 "امروز، بالاخره با (ویرایش‌شده) ملاقات کردم" 350 00:46:26,017 --> 00:46:28,317 "که به‌واقع مرد عجیبی هم بود" 351 00:46:28,541 --> 00:46:31,541 "به زبان معما سخن می‌گفت، رمزآلود" 352 00:46:32,365 --> 00:46:37,965 ،جهت حفظ امنیت خود" "مطالبی را که برایم بازگو کرد بر روی کاغذ نمی‌نویسم 353 00:46:38,229 --> 00:46:40,729 "...آن مطالب در مدرک شماره ی" 354 00:46:41,355 --> 00:46:43,052 ...هیچ شماره ای نیس، انگار 355 00:46:44,010 --> 00:46:45,541 ...انگار که مثلا اون 356 00:46:46,142 --> 00:46:48,014 ...نظرش عوض شده یا... 357 00:46:50,495 --> 00:46:52,087 گزارشو تکمیل نکرده... 358 00:46:52,148 --> 00:46:54,803 چرا بیو از نوشتن این میترسیده؟ 359 00:46:54,977 --> 00:46:56,065 ...و 360 00:46:57,066 --> 00:46:58,372 ...میدونی، این آدم... 361 00:46:59,155 --> 00:47:02,463 این مرد عجیبی که باهاش ملاقات کرده کیه؟... 362 00:47:04,073 --> 00:47:06,336 ما هنوز پاسخی برای اون سوالات پیدا نکردیم 363 00:47:06,641 --> 00:47:09,252 ...ولی بعدش یه گزارشی وجود داره 364 00:47:10,340 --> 00:47:13,169 که باید خودتون ببینیدش... 365 00:47:14,741 --> 00:47:20,441 ،برخلاف میل باطنی‌ام دزدکی وارد اراضی مانتیس شدم 366 00:47:20,665 --> 00:47:26,065 باید مطمئن میشدم که حرف‌های مرد عجیب ارزش اهمیت دادن دارند یا نه 367 00:47:26,289 --> 00:47:28,889 نمیتوانم از فکر کردن به آن دست بردارم 368 00:54:06,234 --> 00:54:07,540 ...گاهی اوقات 369 00:54:09,063 --> 00:54:10,982 ...چیزی که قادر به دیدنش نیستی... 370 00:54:11,500 --> 00:54:14,155 بدتر از چیزیه که میتونی ببینی... 371 00:54:16,723 --> 00:54:19,639 چیزی که اینجا میبینیم و با چکش بهش ضربه میزنه 372 00:54:20,248 --> 00:54:23,425 درگاه بالایی یه ورودی معدنه 373 00:54:26,994 --> 00:54:30,671 احتمالا متوجه شدید که اون درگاه پر و بسته شده 374 00:54:41,737 --> 00:54:45,737 "آخرین گزارش ثبت‌شدۀ بیو" 375 01:01:55,703 --> 01:01:57,439 کسی اینجاس؟ 376 01:03:56,476 --> 01:03:57,782 وایسا، وایسا 377 01:07:15,114 --> 01:07:18,114 {\an8}باید یه راه خروج دیگه وجود داشته باشه 378 01:11:08,429 --> 01:11:11,476 درواقع هیچ راهی وجود نداره که ...بتونیم با اطمینان بگیم 379 01:11:11,824 --> 01:11:13,565 که این آدم کیه... 380 01:11:14,653 --> 01:11:20,311 هیچ مرگ ثبت‌شده‌ای توی این استان با مرگی که توی ویدیو میبینیم مطابقت نداره 381 01:11:29,755 --> 01:11:32,018 ...خلاصه مشخص شده که کلاماث 382 01:11:32,540 --> 01:11:35,892 یه وکیل فعال توی نوادا بوده... 383 01:11:37,284 --> 01:11:39,547 متاسفانه ایشون فوت کرده 384 01:11:47,077 --> 01:11:50,031 بیو داشت برای دفاع از خودش آماده میشد 385 01:11:50,907 --> 01:11:54,954 راستش اگه منم جای اون بودم ...بهم میریختم 386 01:11:55,650 --> 01:11:59,132 اگه میدونستم یه ویدیویی وجود داره که... ...نشون میده من یه نفرو میکشم 387 01:11:59,916 --> 01:12:01,700 اونم یه کسی که تازه گم شده... 388 01:12:01,874 --> 01:12:05,356 یه لحظه خودتونو بذارید جای نانسی 389 01:12:05,834 --> 01:12:09,055 خب، اون به مدت یک ماه پیش خواهرش بوده 390 01:12:09,447 --> 01:12:12,537 شاید این آخری باری بوده که میتونسته خواهرشو ببینه 391 01:12:12,711 --> 01:12:14,204 چون میدونید، اون خیلی بیمار بود 392 01:12:14,278 --> 01:12:15,801 ،حالش زیاد خوش نبود 393 01:12:16,019 --> 01:12:19,761 و روحشم خبر نداشته که تو این مدتی که نبوده 394 01:12:19,936 --> 01:12:21,981 چه اتفاقاتی براش همسرش رخ داده 395 01:12:22,155 --> 01:12:26,690 و اون برمیگرده خونه و میبینه که همسرش دچار پارانویای شدید شده 396 01:12:26,812 --> 01:12:30,598 و میترسه که نکنه حال همسرش دیگه خوب نشه 397 01:12:30,772 --> 01:12:32,204 ...میدونی، اون 398 01:12:33,036 --> 01:12:35,734 درواقع روز به روز توی این مسئله ...عمیق‌تر میشد 399 01:12:36,561 --> 01:12:38,041 ...که بتونه این مدارکو بدست بیاره... 400 01:12:38,215 --> 01:12:40,521 و بتونه ثابت کنه که چه اتفاقاتی براش رخ داده 401 01:12:40,695 --> 01:12:44,482 و نانسی فقط احساس میکنه که همسرش داره دیوونه میشه 402 01:12:45,657 --> 01:12:48,442 خلاصه راه حلی که اون لحظه ...به ذهنش میرسه 403 01:12:49,356 --> 01:12:51,249 اینه که جعبه رو مخفی کنه... 404 01:12:51,706 --> 01:12:53,804 تا از شر این مشکل خلاص بشه 405 01:12:55,188 --> 01:12:57,734 این به جعبه چسبونده شده بوده 406 01:13:01,847 --> 01:13:03,153 "بیوی عزیزم" 407 01:13:05,068 --> 01:13:07,070 "...تا ابد دوستت خواهم داشت" 408 01:13:08,593 --> 01:13:09,898 "...تا همیشه" 409 01:13:11,378 --> 01:13:12,858 ...در این زندگی... 410 01:13:14,555 --> 01:13:16,079 "و در زندگی بعدی..." 411 01:13:17,863 --> 01:13:19,299 "...دعا میکنم" 412 01:13:20,953 --> 01:13:23,347 "...بعد از ترک این زمین خاکی..." 413 01:13:24,826 --> 01:13:27,438 "...هر کجا که بروم..." 414 01:13:29,614 --> 01:13:30,789 "...تو..." 415 01:13:31,964 --> 01:13:34,749 "بیایی و مرا پیدا کنی..." 416 01:13:44,933 --> 01:13:47,327 "چرا که من منتظرت خواهم بود" 417 01:13:49,851 --> 01:13:52,680 "...اگر پس از مرگم این جعبه را یافتی" 418 01:13:54,334 --> 01:13:55,766 "...لطفا..." 419 01:13:57,033 --> 01:13:58,534 "مرا ببخش..." 420 01:13:59,600 --> 01:14:01,219 "...تو اجازه دادی" 421 01:14:01,950 --> 01:14:03,987 "...که این مسئله تو را ببلعد..." 422 01:14:04,953 --> 01:14:08,392 "و من شدیدا نگران سلامت تو هستم..." 423 01:14:11,569 --> 01:14:13,361 "،و زمانی که بمیرم" 424 01:14:13,658 --> 01:14:16,321 "دخترانمان به تو احتیاج خواهند داشت" 425 01:14:17,879 --> 01:14:19,577 "میدانم که آنها بزرگ شده اند" 426 01:14:20,491 --> 01:14:22,575 "...اما آنان تا ابد" 427 01:14:22,667 --> 01:14:25,460 "دختران کوچک ما باقی خواهند ماند..." 428 01:14:26,239 --> 01:14:27,893 "...دوستت دارم" 429 01:14:29,761 --> 01:14:31,367 "...و امیدوارم..." 430 01:14:31,763 --> 01:14:33,891 "...زمانی که دوباره ببینمت..." 431 01:14:34,766 --> 01:14:37,029 "...در نور آفتاب نشسته باشی..." 432 01:14:41,120 --> 01:14:43,688 "زیر درخت کاج پیرمان..." 433 01:14:47,039 --> 01:14:48,832 "خدا به‌همراهت" 434 01:14:49,433 --> 01:14:50,934 "عشق من" 435 01:14:53,219 --> 01:14:56,770 ".تو به زندگی من ارزش زیستن دادی" 436 01:15:06,102 --> 01:15:08,278 ...هر ماجرایی که اونجا در جریانه 437 01:15:22,770 --> 01:15:26,992 نه با مخفی کردن جعبه توسط نانسی... ...به پایان رسیده 438 01:15:27,471 --> 01:15:28,815 ...و همچنین... 439 01:15:29,168 --> 01:15:32,040 ...نه با مرگ بیو... 440 01:15:34,130 --> 01:15:37,394 .و نه با ناپدیدشدن گری هینج... 441 01:15:40,036 --> 01:15:45,336 در مارس 2025، از طرف اعضای داخلی شرکت معدنی مانتیس" "با ما ارتباط برقرار شد 442 01:15:46,792 --> 01:15:51,192 "آنها دعوت‌نامه‌ی مخفیانه ای به ما ارائه دادند" 443 01:15:53,299 --> 01:15:56,799 "دعوتشان را پذیرفتیم" 444 01:15:58,055 --> 01:17:38,055 Mehdisk | مترجم .:: @FoundFootageFan ::. 48453

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.