Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
نایت مووی | مرجع دانلود فیلم و سریال NightMovie.CO
.روزی روزگاری دختری بود که نامرئی بود
.کسی نمیتونست اون رو ببینه
.و کسی صداش رو نمیشنید
.یه روح نبود
نامرئی بودنش فقط یه حقیقت بود .که باید باهاش زندگی میکرد
.اون دختر منم
بالاتر از سایهها
!عالی شده، عزیزم - !خوبه -
.خواهرم بزرگم بچه خوشگله بود
.ملودی مثل گاوه
چطوری میتونه هرچی دلش میخواد بخوره؟
.گاوها فقط علف میخورن، احمق .و معدهشون فقط چهار بخش داره
.برادر کوچیکم بچه باهوشه بود
میخوای شرط ببندی؟ سیرابی، شکم دوم .هزارلا و شیردان
.اینقدر خودنمایی نکن .اینقدر موهات رو عقب نزن -
.بابا کلاً توی باغ نبود
چطوره از شام فوقالعادهای که مامانتون درست کرده لذت ببریم؟
...تروی - .و من بچهی وسطی بودم -
آدم میتونه برای اون لوبیا سبزها .خودش رو بکشه
.تروی، عزیزم .هالی هنوز چیزی برنداشته
.خوشبختانه مامان بود
.ممنون
.مامان به همهچیز علاقهمند بود
.برای اون دنیا پر بود از شگفتی و راز .یه پازل که باید حل بشه
میبینی چقدر تغییر میکنه وقتی که حتی یهذره میچرخونیش؟
.آره. یه شکلنماـه
میدونی، برام خیلی جالبه که میتونی همون شکلها و رنگها رو
.به یه شکل کاملاً جدید تغییر بدی
این نگاهیه که میگه نمیخوام احساساتش رو جریحهدار کنم
.ولی ترجیح میدم مشقهای جبرم رو بنویسم
.جبر پایه - .اوهومـ -
.خیلیخوب، برو بیرون
،وقتی مریض شد، نگران نبودم .چون میگفتن درمانها داره جواب میده
تشبیه یعنی چی؟ - .مقایسهست -
...مثلاً
اگه بهت بگم، مثل نونی که کره .رو دوست داره، دوسِت دارم
...پس یعنی
دوسِت دارم مثل لباسهایی که .لباسشویی رو دوست دارن
دقیقاً. یا دوسِت دارم مثل... پایی که .جوراب رو دوست داره
!درد داشت
وای نه... برات دکتر خبر کنیم؟
!نه، نه، نه - ...زانوهای حساس -
،بعد مامان مُرد .و همهچیز تغییر کرد
.بدون اون، کمکم محو شدم
.از توی خونه شروع شد
ونسا، حالت خوبه؟ .چیزی نخوردی
.نمیتونم کربوهیدرات بخورم .شبیه پف ماهی باد میکنم
تروی؟ از مدرسه چه خبر؟
.خوبه
.عالیه
.از من چیزی نپرسیدی
چی گفتی؟
.هیچی
.باشه
و بعد به بقیه قسمتهای زندگیم .گسترش پیدا کرد
فقط برای مرور کردن .همگی فصل دو و سه رو بخونید
و و سوالات تمرینی آخر کتاب رو .انجام بدید
کسی سوالی نداره؟
هیچکس؟ - .من سوال دارم -
.خب پس، آخرهفته خوبی داشته باشید
چی؟
.و تا آخر تابستون، ناپدید شده بودم
چرا هیچکس من رو بیدار نکرد؟
ونسا، میشه یه لحظه صبر کنی و به من نگاه کنی؟
!تروی، مخصوصاً به تو گفتم که... هی
.چقدر یه خواب راحت رو دوست دارم
بابا، تروی و ونسا دوباره دارن بهم .بیتوجهی میکنن
مامانتون اون دوربین رو کجا گذاشته؟ .ایناهاش
برای هیچکس مهم نیست که اولین رو مدرسه دیرم میشه؟
!بابا
اون دیگه چی بود؟
.باید از اولین روز مدرسه عکس بگیریم .برید کنار پنجره
.از پشت نور میزنه
.عالی میشه
.منم میخوام توی عکس باشم .ممنون که گفتید
.عالیه
.یادگاری میشه
.خدایا، غبغب درآوردم
.نورش افتضاحه
.من توی عکس نیستم
.فکر میکنم عالیه
جریان چیه؟ چرا همهتون تظاهر میکنید که من اینجا نیستم؟
.ولی تظاهر نمیکردن
،نمیخواستم قبولش کنم ولی از دید و خاطرهها
.ناپدید شده بودم
.انگار که هیچوقت وجود نداشتم
.فکر کنم مثل هر چیز دیگهایه .بالاخره باهاش وفق پیدا میکنی
.سلام. تحویل
نوشته دوبار زنگ بزنی؟
بسته رو همینجا بذارید انعام رو بگیرید و یک بار زنگ بزنید
.با توجه به تمام چیزها .زندگی تقریباً معمولیای دارم
خونهی خودم رو توی ساختمونی دارم .که واحد استیجاری شرکتی داره
.هیچکس کسی رو نمیشناسه .پس برای من مناسبه
.و یه شغل دارم
.بیشتر وقتها، شبها کار میکنم
.الان برمیگردم یه کاری هست که باید انجام بدم، خب؟
.خیلی وقت نداریم
.ریدی، بابی. تازه، الان دیگه زن داری
بیخیال، میدونی که من و اون .فقط نمایشی با همیم. بیا اینجا
اگه فکر میکنید بابت کاری که میکنم .احساس بدی دارم، اشتباه میکنید
.من شخصیت واقعی آدمها رو نشون میدم
خیلی باحاله، هومـ؟ دارم بهت میگم .این دختره کارش عالیه
.ممنون
.و همیشه خبر میده. همیشه خبر میده !بدون جنجال، بدون هیاهو. و قیمتش پایینه
.دیگه نه، ارزون نیستم - .آره -
.از این خوشحالتر نمیتونم باشم
.آره، عالیه
.قیمت کارم رو میخوام ببرم بالا
.یه لحظه صبر کن این دیگه کیه؟
این کیه؟
.وای خدا .همین الان عکسهای کاور رو برات فرستادم
.همینه. دختره حس ششم داره .نمیدونم چطوری اینکار رو میکنه
چه کوفتی بود؟
،درمورد خانوادهام .تروی توی خونه زندگی میکنه
،رفته توی زیرزمین به عنوان یه نوجوون .برای منظره
این چیزیه که ظاهراً به عنوان یه هنرمند بصری .به شغلش الهام بخشیده
تروی روی یه فیلم آزمایشی کار میکنه ...به اسم ده پای برتر در دههی گذشته به مدت
.خب، به مدت یک دههی گذشته
و از پاهای مامانمون به عنوان نمونهی .استاندارد استفاده میکنه
ونسا به خودشیفتگیش ادامه داد ،تا وقتی که با ماریوس ازدواج کرد
.یه بازبین لیتوانی آسانسور
.بجنب عزیزم .دیرمون میشه
چطور شدم؟ - .عالی -
.بیا، بیا، بیا
،و با اون .گروه طرفدارهاش رو دوبرابر کرد
و بابا یه عشق جدید توی .املاک تجاری پیدا کرده
شماها شروع کنید، ممکنه یه خریدار .برای انبار غله فوقالعاده پیدا کرده باشم
رسم شام جمعه هنوز پابرجاست
.با اینکه ماریوس معمولاً سرکار گیر میوفته
.سلام، آره، آره، خودم فهمیدم
طبقه چندی؟
.ونسا، هیچی نخوردی
.گوشت باعث میشه حالت تهوع بگیرم
تروی، کار پیدا کردی؟
.بستگی داره تعریفت از کار چی باشه
چرا باید این همه نفرتانگیز باشی؟
خب تو چرا باید اینقدر خنگ باشی؟ - !کافیه -
.نه، تو نه. تو رو دوست دارم
.چیز زیادی تغییر نکرده
چیزهای موردعلاقهام درمورد ...ناپدید بودن اینه که
،هرجا بخوام میرم ،همهچیر رو میبینم
،لازم نیست نگران قوانین و رفتار درست باشم
.یا حتی برام مهم باشه که ظاهرم چطوریه
هیچوقت احساس خجالت یا .شرمندگی نمیکنم
بدترینش اینه که هیچوقت جزئی از .هیچچیز نیستم
!بیاید همه یه دور دیگه بزنیم
.فکر کنم باید دراز بکشم
!هی
!هی، تو
!هی
چرا داری دنبال اونها میری؟
.خیلیخوب
من رو میبینی؟
تا حالا چیزی درمورد احترام به حریم خصوصی مردم شنیدی؟
صدام رو میشنوی؟ صدام رو میشنوی؟
.دیگه حرفی ندارم - !بکوِل -
!وایسا
.نمیذارم برگردی داخل - !وایسا -
.بکول، داخل بهت نیاز داریم
...وایسا، نرو، من فقط
من رو میبینی؟
هی؟
.مامان، باورت نمیشه چه اتفاقی افتاد
.یه نفر رو دیدم که میتونست من رو ببینه
.صدام رو هم میشنید
.فقط یه نگهبان معمولی بود
خبر بد اینه که هنوز برای بقیه .نامرئیام
...نمیدونم، معنی این اتفاقها چیه. واقعاً
نمیدونم چطوری تیکههای پازل رو .کنار هم بذارم
چی شده، دختر کوچولو؟
وقتی بمیری چی میشه؟
.روحم همراهت میشه
میدونی یعنی چی؟
،یعنی باد من رو به سمتت میاره .هروقت که بهم نیاز داشته باشی
.آره، حتماً - .راست میگم -
.خواهی دید
چطوری قراره توی باد باشی؟
چون
باد
.پیامرسون روحهاست
ولی اگه نبینمت چطوری بفهمم که هستی؟
.چون احساس دوست داشته شدن میکنی
.همون موقع بود که یه چیزی رو فهمیدم
اگه یه نگهبان معمولی نباشه چی؟
اگه به هم ربط داشته باشیم چی؟
شین بلکول، قهرمان جهانی سابق
و یکی از تلاشگرترین مبارزها در اماماِی .چیزی ازش نمونده و فراموش شده
چه اتفاقی افتاد؟ شین بلکول اول
با تعدادی برد غیرقابل انتظار با .مبارزهای حرفهای دیده شد
،از اونجا، کارش اوج گرفت
طرفدارها باعث شدن حسابی پولدار بشه
،و بعد چشم بازیگر، سوپرمدل .جولیانا کینگ رو گرفت
شین و جولیانا تبدیل شدن به .زوج اصلی اون دوره
.تا این اتفاق
این تصاویر بلکول در حال خیانت .به جولیانا سریعاً پربازدید شد
.درجا از هم جدا شدن
.طرفدارهای شین علیهش شدن
.و کنترل زندگیش از دستش خارج شد
تمام این جریانات زمان مبارزه .مسابقه قهرمانی علیه آتیلا مِتی بود
.بلکول اولش شانس برنده شدن داشت
ولی، دچار یه شکست نابودکننده .به دست متی شد
.شاید قدرت کارما باشه .خیانتکارها هیچوقت برنده نمیشن
،ممنون که تماشا کردید .تا هفتهی بعد
شین بلکول؟
من رو یادته؟
تا حدودی. چی میخوای؟
فکر کردی تا حالا صد بار این عکس رو ندیدم؟
.من گرفتمش. من اون عکس رو گرفتم
چرا داری این رو بهم میگی؟ - ...میخوام -
.اون عکس زندگیم رو نابود کرد
.میدونم - .نه، نمیدونی -
ولی برات مهم نیست. باعث میشه حس بهتری .به داستان زندگی خودت داشته باشی
.احتمالاً درست میگی
.به من نزدیک نشو
.نمیتونم
نمیتونی؟
...تو تنها کسی هستی که میتونه
میتونم چی؟
.میخوام برات جبرانش کنم
میخوای جبران کنی؟
میخوای جبران کنی؟
خیلیخوب، پس، باید شهرتم رو ...درست کنی. باید
،باید حرفهی مبارزهام رو دوباره شروع کنی .و باید برم گردونی با جولیانا
.همین. اگه همهی این کارها رو بکنی .میتونی جبرانش کنی
.میتونم وجههات رو درست کنم. میتونم
.و میتونم درمورد حرفهات کمکت کنم
درمورد دوستدخترت نمیدونم .ولی میتونم تلاشم رو بکنم
.تو دیوونهای
.چیه؟ میخوام کمک کنم
.اشکال نداره؟ باید برم یه جایی - .اصلاً اشکالی نداره، نه -
.منظورم اینه که، گمشو. کارمون تمومه
.ولی یه چیز دیگه گفتی
.ببین، باید برم اونجا مدیر برنامهام رو ببینم .یه سری کار دارم که باید انجام بدم
بذار باهات بیام اونجا و پنج دقیقه .بهم وقت بده
اگر بعد از پنج دقیقه به این نتیجه رسیدی .که نمیتونم کمکت کنم، تنهات میذارم
.و باید قول بدی که بهم توجه نکنی
.حله
!هی! هی !ایناهاش. قهرمان اومده
چه خبرا، داداش؟ - .خبر خاصی نیست. مثل همیشه -
تو چی؟ - .میدونی دیگه، میگذره -
.سعی دارم این یه میلیون رو دربیارم .سعی دارم تو رو پولدار کنم
اساساً تا الان هیچ اطلاعاتی .رد و بدل نشده
داری چیکار میکنی؟ - .جی اند تی -
تو؟
.با من حرف نزن .قرارمون اینه
!پاپس - و الان کم کم برات سوال پیش میاد -
.که چرا اون متوجه وجود من نمیشه
.اسکاچ دوبل
.جی اند تی، اسکاچ دوبل
خب، این رو داشته باش، خب؟ یه پیشنهاد .گرفتم که توی یه برنامه زنده ببرمت
چه جور برنامهای؟
.پوکر رودیو سلبریتیها
.تا حالا چیزی درموردش نشنیدم - شوخی میکنی؟ -
جاییه که یه سری از کار افتاده جلوی .تماشاچیها پوکر بازی میکنن
رفیق، با یه سری سلبریتی .حرفهای الکی میزنی. همین
.سادهست - .از کار افتاده -
این رو میشنوی؟ - چی رو؟ -
.صبر کن
.زنمه
.قطعاً زنش نیست
پس چه میکنی؟ انجامش میدی یا نه؟
همین رو داری؟ کِی شروع میشه؟
.بذار ببینم
سهشنبه بعدی، تا وقتی که هفتهای یه بار .توی بازی بمونی
چقدر پول میدن؟ - .هشتصد دلار مفت -
.اینجا نوشته پونزده هزارتا .جهت اطلاعت
.فکر میکردم پونزده هزارتا باشه
کی بهت گفته؟
.فکر میکنم قبلاً بهم گفتی
.آره؟ بذار ببینم
.آره، دیدمش. اینجا نوشته
.پونزده هزارتا. چه بهتر
.بگو ببینم
.من بیرونم هروقت خواستی صحبت کنی
.قهرمان، این چیزیه که منتظرش بودی .در معرض نمایش بودن. پوکر بازی کردن
با خودشون فکر کنن، "این یارو کیه؟ ."چقدر گندهست. میخوام باهاش مبارزه کنم
خب چی شد، هستی یا نه؟
اون داخل چی شد؟
.پیچیدهست
.خب
...خیلی عجیبه که بخوام
.به زبون بیارمش
چی رو؟ - ...که من -
.نامرئیام
یعنی چی که نامرئیای؟
...خب
.برای تو نیستم، مشخصاً .ولی برای بقیه
.حتماً
باور نمیکنی؟ - .نه، باور نمیکنم -
...خب مگه الان ندیدی اونجا چی شد؟
فکر کردی چطوری عکسها رو میگیرم؟ .از لنزهای گرونقیمت استفاده نمیکنم
.مجبور نیستم .من همونجام
خب، میدونی چیه؟ .نمیخوام بدونم حقهات چیه
میخوای بهت ثابت کنم؟ .باشه، ثابت میکنم
داری چیکار میکنی؟ .از خیابون رد شو
اگه من رو ببینه میایسته، درسته؟
.اگه مست باشه نمیایسته .از خیابون رد شو
.میخوام حرفم رو باور کنی
.ممکن بود خودت رو به کُشتن بدی
.به اون بگو
به کی؟ - .اون -
.روانی
...میرفتم کنار، فقط
.میخواستم ثابت کنم
.نمیتونست ببینتت
.نه
.و برندون، مدیر برنامهام، نمیتونست ببینتت
پس من تنها کسیام که توی این شهر میتونم ببینمت؟
خانوادهام اونطرف پل زندگی میکنن .و اونها هم نمیتونن من رو ببینن
...مگر اینکه
،بیا فقط یه لحظه تصور کنیم که راست باشه و نمیگم که باور کردم... ولی فقط تصور کنیم
من تنها کسیام که توی این دنیا .میتونه ببینتت
باید چیکار کنم؟
.فکر کنم باید به همدیگه کمک کنیم
.در ضمن من هالی هستم
خب، این برنامه چطوره؟
،اون ساختمون که اون گوشهست ،آپارتمان 510
.خونهی منه
اگه تا صبح هنوز نامرئی بودی، بیا .صحبت میکنیم
ساعت چنده؟ - .شش -
.گفتی صبح بیا
تو چته؟
.معمولاً سگ نگهبانه
من رو نمیبینه، یادت رفت؟
...ببین
از من چی میخوای؟
.من همیشه اینطوری نبودم
...و تو همیشه
.اینطوری نبودی
منظورم اینه که شاید اگه چیزی که ...خراب کردم رو درست کنم
اونوقت شاید دوتامون برگردیم .به حالت عادی
چطوری میخوای اینکار رو بکنی؟
.ببخشید، خیلی عجیبه
.همین رو بگو
...نه، منظورم اینه که
.به خودم نه نگاه میکنی نه پشت سرم
.فقط بهش عادت ندارم
.باید ببرمش بیرون .ماد، بریم
چطوری پاش رو از دست داد؟
.همینطوری پیداش کردم .به یه تیرک بسته شده بود
.یکی بیخیالش شده بود مثل من
کی بیخیال تو شد؟
مشکل اون یارو چیه؟
فکر میکنه داری با خودت .حرف میزنی
تمام آدمهای این شهر با خودشون .حرف میزنن
خب، کی بیخیالت شد؟ - چی؟ -
...گفتی - .آره -
دوستپسر مامانم توی سیزده سالگی .از خونه انداختم بیرون
به این نتیجه رسید اونقدر بزرگ شدم .تا خودم رو تأمین کنم
کجا رفتی؟
.هرجایی میشد. دور و بر
توی خیابون خوابیدی؟ - .بیشتر توی ماشینها -
.منم اینکار رو کردم
.یه آشغالدونی نزدیکها بود .ولی جای حمام نداشت
،بچههای مدرسه کم کم مسخرهام میکردن .منم شروع کردم به دعوا راه انداختن
.آخرش مدرسه رو گذاشتم کنار
.ولی به دعوا ادامه دادی
.یه روز، رفتم سراغ یه یارویی .به یه دختر توی بار بیاحترامی کرده بود
.بچههای مدرسهام دورمون جمع شدن
.من و اون داشتیم همدیگه رو میزدیم
.آدم گندهای هم بود
.یهویی شروع کردن به صدا زدن اسمم انگار که
تشویقم میکردن انگار یهویی .مهم شده بودم یا همین چیزی
،همون موقع بود که گفتم
اگه این یعنی باید یه مبارز بشم .فکر میکنم هدفم رو پیدا کردم
.برت میگردونیم اون بیرون
.من هنوز مبارزه میکنم
.وایسا ببینم
هنوز مبارزه میکنی؟
چرا چیزی نگفتی؟ - .چون نپرسیدی -
.خب این کار رو خیلی آسونتر میکنه
جمعه یه مبارزه دارم اگه میخوای .اسمت رو توی لیست بذارم
.نه، نمیتونم توی شلوغی برم
.من بودم نگران این موضوع نمیشدم
!هی
.ببینش. مثل روز اوله
.نه خیلی
.کارت خوب بود، قهرمان بهشون بگم ماه دیگه همین موقع؟
.هستم
.رفیق خودمی
.برای توئه. به دستش آوردی
سیصد دلاره؟
.برای پول اینکار رو نمیکنی .انجامش میدی چون ورزشش رو دوست داری
به این میگی ورزش؟
شاید برای تو اینطور به نظر نیاد
.ولی توی امامای کلی استراتژی هست .فقط مشت پرت کردن نیست
به نظر که مردم میان فقط .مشت پرت میکنن
...خب، ببین، بیا فرض کنیم که
فرض کنیم که یه کشتیگیر اینجا داریم و یه کیکبوکسر اینجا. خب؟
.و... دوتاشون توی کاری که میکنن ماهرن
ولی باهم فرق دارن، میدونی؟ مثل اینه که یکی توفان باشه و یکی گردباد
و این دوتا نیروی مخالف طبیعت ...رو توی زمین مسابقه داری و
و تمام نیروشون رو میگیره
که اون یکی رو شکست بدن، میدونی؟ ...فیزیکی، روانی
.مثل شطرنج
.مثل شطرنجه
.با این حال، سیصد دلار منطقی نیست
اون یکی طرف نصفش رو میگیره .پس... برو با اون حرف بزن
.باید جاهای بهتری رو برات جور کنیم
.مبارزههای بزرگتر
اینطور فکر میکنی؟ - .آره -
چطوری میخوای با مبارزهای بهتر برام مسابقه جور کنی؟
چون بذار حقیقت رو بگم، هرکسی که .برای خودش یه کسیه با من مبارزه نمیکنه
چرا؟
.چون من دیگه بلیطها رو نمیفروشم
.فقط یه لیست بهم بده
.آره، درسته
پس ابر ماه، زمانیه که ماه توی نزدیکترین .حالتش به زمین قرار میگیره
،میدونید مدار ماه بخشی از دایره نیست .فقط نزدیک و دورتر میشه
پس از یکشنبه شب تا دوشنبه شب
نزدیکترین حالت ماه کامل به زمین ...رو خواهیم داشت. حالا این یکی
قرصهات رو پیدا کردم
.میتونه راز کوچولومون باشه
تو کی هستی؟
.یکی که میخواد معامله کنه
چه جور معاملهای؟
.در بازه
.خب، برات خبر دارم
.وایسا، وایسا، یه لحظه
.خط پایان اینجاست کدومشون برنده میشه؟
.بالایی
مطمئنی؟ - .قطعاً، ببین دارن میرن -
.یالا - .یالا -
!برو! برو - .یالا -
!آره - چطور شد؟ -
.بذار بهت بگم، این اولین بارم نیست
منظورم اینه که، زمانهای زیادی رو .پشت پنجره گذروندم
وقتی گفتی همیشه وضعیتت اینطور نبوده
منظورت چی بود؟
.وقتی مامانم مُرد شروع شد
یه جورایی اون تنها کسی بود که حواسش ...بهم بود. برای همین وقتی مُرد، یه جورایی
.دوازده سالم بود
.متأسفم
.بهتره اون رو جواب بدی
!سلام، قهرمان - سلام، برندون، چه خبر؟ -
.آماده باش برای چیزی که میگم
یکم پارتی بازی کردم. قراره با کلیور سوارز .شش هفته دیگه مبارزه کنی
.شوخی میکنی - .شوخی نمیکنه -
.آره، حتماً
.باشه
.خیلیخوب. خدافظ
بذار حدس بزنم. قراره با کارلوس .کلیور سوارز مبارزه کنی
چطور ردیفش کردی؟ - .ریختن برنامه مبارزهها رو بسپار به من -
.تو فقط فکر تمرین کردنت باش
.تو محشری
.بهتره بری سرکارت
.باشه، آره
.بیستتا شنا برو! شوخی کردم
شین بلکول. خب اسمیه که .مدتیه نشنیدیم
.مبارزه با کارلوس سوارز یهویی شد
یه طرف برای دادن شانس احترام میذارم
ولی داریم درمورد 5 سال .تعلیق صحبت میکنیم
سوارز مبارز بزرگیه. بحث جدیه .مبارزهی زمینی بزرگی داره
میخوام بدونم، چطوری تمام این زمانهای از دست رفته رو شش هفتهای جبران میکنی؟
.هی، ببین، شین بلکول مبارز خوبی بود .شاید توی دوران خودش مبارز بزرگی هم بوده
اگه از من بپرسید میگم بلکول .حسابی از حد خودش جلو زده
.سوارز از دور خارجش میکنه
.تماس بگیرید، رفقا، نظرتون رو بگید
.پیشبینی من؟ اون بیرون کشته میشه
عکسها برای چیه؟
.برای تبلیغات
.دارم وجههات رو درست میکنم
!امروز تولد ترویـه
تروی کیه؟
.برادرم
.نمیدونستم برادر داری
.یه خواهر بزرگ هم دارم
خانوادهات چه مدلیه؟
.خب، بذار ببینم
برادرم یه منحرفه که روزش رو با .چشمچرونی پاهای زنها میگذرونه
.جدی میگم
.و تمام نون و آب خواهرم رژیم غذاییشه
.آخرین رژیمش بیسکوئیت کنجدی و آبـه
.میگه بقیهی چیزها حالش رو بهم میزنن
.شاید حاملهاس
آره، حتماً، هیچوقت افزایش وزن .رو قبول نمیکنه
وایسا، پس خانوادهات هیچوقت درموردت صحبت نمیکنن؟
.نه
.انگار که هیچوقت وجود نداشتم
.دیوونگیه
.کاشکی منم میتونستم توی مبارزه باشم
نمیای؟
.توی جمعیت به اون اندازه نمیرم
چرا؟ - .آخرین باری که رفتم اینطوری شد -
.خدای من
.مجبور شدم برای خودم بخیه بزنم
.برای همین از خونه تماشات میکنم
چطوره بیای خونهی من مبارزه رو ببینی؟
.باشه
.خیلیخوب
!یالا، عزیزم .دیرمون میشه
...سلام ماریوس. سلام نس اشکال نداره چندتا لباس ازت قرض بگیرم؟
توی تنم خیلی تنگ به نظر نمیاد؟ .حس میکنم خیلی تنگه
.عالی شدی - .عالی -
.قول میدم بهت پسشون بدم
خب بلکول به عنوان تو سریخور .به مسابقهی امشب اومده
میبینید که داره تلاش میکنه ریتمش .علیه حریف آمادهای مثل سوارز پیدا کنه
ولی در گذشته دیدیم که خیلی از .کمربندها رو برنده شده
!هرکار میکنی رو ادامه بده، قهرمان !تو مشتته
بلکول سعی میکنه یکم از سوارز .فاصله بگیره
!آره
انگار بلکول یکم گیج شده .ولی خودش رو سرحال میاره
.حالا سوار دنبال زیر یک خم گیریه
!داریش، داریش
!به تقلا افتاده
!آره
!تموم شد - !آره -
بلکول در راند سوم !توسط تسلیم شدن برنده میشه
.باور نکردنیه - !آره -
!چه شکست غیر منتظرهای
!آره !تسلیم شد
!و برنده شین بلکولـه
.تو قهرمانی !شماره یک
چی گفتم، ها؟ .باهام بمون، بچه
!مرد خودتی
.در ضمن، اون پول چیزی نیست که گفتی .یه جریانی دربارهی مالیات هست
،ولی برای مبارزهی بعدی .سه برابر پول الانت رو در میاری
!آره! قهرمان اینه !قهرمان اینه
.ممنون، رفیق
.شین؟ دن ولف هستم، از اخبار گاتهام !بابت برد بزرگ امشبت بهت تبریک میگم
.ممنون، مرد
به نظر خیلیها به عنوان تو سریخور وارد شدی. چیشد؟
.خب، سوارز مبارز خوبیه .اشتباه کرد و من سوءاستفاده کردم
آره. شایعه شده فراره بعدش .با تامی بونز بجنگی
.آره
دلیلی داره که امشب نرفتی بیرون جشن بگیری؟ صدمه دیدی؟
.حالم عالیه .و برنامه دارم جشن بگیرم
.سلام ماد - .موفق شدی -
.حس خیلی خوبی داشت
!خدای من، چشمت - .ظاهرش بدتر از حالتشه -
.بگیر
.زودباش
.میخوام به شما خانومها یه چیزی نشون بدم
.بفرما هی، اون چیزه رو میذاری پای در؟
.همینه
بد نیست، ها؟ - .وای -
.بگیر، برای تو آوردم
.و این واسه منه
چه مدلیه؟ - .بستنی کرهی بادوم زمینی -
.بعد از مبارزه عالیه
.بدون تو از پسش بر نمیاومدم
.عالی بودی .واقعاً
.ممنون
.راستی، خوشگل شدی
.ممنون
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
.آره
مطمئنی واقعی هستی؟
یعنی چی؟
.میدونی که
شاید طی سالها ضربات .زیادی بهم خورده
میدونی فقط چون مردم نمیتونن من .رو ببینن معنیش این نیست که وجود ندارم
باشه، دیدی؟ .میدونستم عصبی میشی
.ازم چشمپوشی میکنی - ...نمیکنم. فقط -
.سعی دارم درک کنم
.هی
.میخوام واقعی باشی
.ثابتش کن
!هی .با اون دوربین برگرد
!نه، نه، نه
.خب هی، خودش خر شد
.توی عکس انگار تنهایی
.امیدوارم از زیر ستارهها خوابیدن خوشت بیاد
.بیا اینجا
.قلبت خیلی سریع میتپه
!باشه
عیبی نداره؟
...نه، خوبه
.واقعاً خوبه .فقط تازه است
.میتونیم بدون عجله پیش بریم
.باشه
چیه؟
.نمیدونم بعدش چیکار کنم
.یه ایدههایی دارم
.توی عکسم
!توی عکسم !آره
!ممنون
تامی، به عنوان برندهی ،دو دوره کمربند پلاتینیوم
پیشبینیت از مبارزه چیه؟
چند بار اون کمربند رو بردم؟ - .دو بار -
.مرد، این یارو پنج ساله مسابقه نداده
،همینجا باهاتون شرط میبندم .تو راند اول تسلیمش میکنم
شین، نظرت چیه؟
سخت تلاش میکردم و میدونم .چه تواناییهایی دارم
تمام چیزی که مهمه .اتفاقیه که داخل قفس میافته
تنها چیزی که توی اون قفس اتفاق .میافته اینه که له و لوردهات میکنم
شین، واقعیت داره که مدیر برنامهات رو اخراج کردی؟
.آره، جدا شدیم
مطمئنی برعکس نبود؟
میخوام یه پیشنمایش بهتون بدم
که چطوریه وقتی زمین رو .با صورتش تی بکشم
جوریش میکنم انگار متی .بهت آسون گرفته، عزیزم
،چطوره بیای اینجا .همین الان ناکاوتت میکنم
.آقایون، آقایون، لطفاً
.ترس توی چشمهاش، مرد
.باشه، برای یه سؤال دیگه وقت داریم
شین! جولیانا کینگ دختر سایهایه؟
چی؟
شایعاتی هست که تو و جولیانا کینگ .دارید بر میگردید پیش همدیگه
زن توی این عکس اونه؟
.نظری ندارم
.آره، آرهف آره - !تامی، تامی -
!رفقا. بفرمایید
.یادتون نره. خوشتیپ باشید، حستون خوب باشه .حستون خوبه، خوب میجنگید
.ظاهرت خوب باشه، خوب میجنگیدی
.آره، منتظر کسی هستیم
خب تامی، یه راست میرم سر اصل مطلب، باشه؟
.بد شد فقط 16 سالشه
.آره، باشه
اشلی کِی بریدی کلاس دهم
.پشمام
.آره
میذاری بلکول مبارزه رو برنده بشه وگرنه .بابت دوست خردسالت به مطبوعات میگم
...ولمون
.آره، باشه
کی هستی؟
آره یا نه؟
.مسخره است
.با بونز بازی میکنه
.باشه کوین - .آره -
.هفته آینده میبینمت
.سلام
.سلام
کِی قراره استعفا بدی؟ .دیگه لازم نیست اینجا کار کنی
.باعث میشه فروتن بمونم
چرا گذاشتی فکر کنن جولیاناست؟
چی میگی؟
توی کنفرانس خبری ...وقتی ازت دربارهی
دختر سایهای پرسیدن؟ - .فکر کردم توی عکسها نمیافتی -
.معمولاً... نمیافتم
پس داری بر میگردی؟
!داری بر میگردی
.تو... کاری میکنی حس کنم... انگار مهمم
.البته که مهمی
الو؟
.سلام
جولیانا؟
.یه لحظه صبرکن
.شنیدم ممکنه برگردیم پیش هم .شوخی کردم
.دربارهی مبارزه با سوارز تبریک میگم .خیلی تحسینبرانگیز بود
.ممنون
.خب، توی مبارزهی بعدی تشویقت میکنم
توی شهری؟
،واسه چند هفته ...فیلم جدیدم داره پخش میشه پس
بگذریم، فقط میخواستم .برات آرزوی موفقیت کنم
.ممنونم
.انتظار نداشتم زنگ بزنه
.خب، بازم برنده شدی
.به صداش میاومد برام خوشحاله - .بازیگره -
.ببخشید، منظورم اونطوری نبود
.میدونم منظورت چی بود
.هی، من فقط هوات رو دارم
کاری که میکنی اینه؟
و حالا لحظهای که .همه منتظرش بودین
.برنامهی اصلی امشب
با رنگ قرمز با سابقه بدون شکست .ده بُرد و صفر باخت مبارزه میکنه
.تامی بونز نابودگر
،و برای اولین بار قهرمان جهان سابق به چالش میکشتش
،با رنگ آبی !شین بلکول
همیشه از دستوراتم پیروی کنید، همیشه .از خودتون محافظت کنید. دستکشها رو به هم بزنید
.این باعث نمیشه برنده بشی
آماده؟ آماده؟ !بجنگید
یه تمرین بلکول اختصاصی .پشت پردهای دارم
شامل عکسهای دوش گرفتن لختی میشه؟
.نخیر
خب عزیزم، آدمهای خوب و سختکوشی .روزنامهها رو نمیفروشن
این واسه اختصاصی چطوره؟
متی
قبول میکنه با بلکول .مسابقهی مجدد بده
کِی این اتفاق افتاد؟
ران! چیز خوبی برام داری؟
چیزی از مسابقهی مجدد بین بلکول و متی میدونی؟
.یکی از منابعم .اسمش رو یادم نمیاد، ولی وارده
.این رو بهت میدم
یا تو پخشش میکنی
.یا کسی دیگه
.قراره بشه مسابقهی سال
.دهه
اگه چاپش کنیم به هر حال .نصفه و نیمه واقعیت داره
.رسوایی اختلاس رو از صفحهی اول بردار .ارزشی نداره
...داری میگی - .عاشق یه داستان برگشت خوبن -
...مطمئن باش
!آتیلا
چه خبر، رفیق؟
میشه امضات رو بگیرم؟ - .آره، البته، مرد -
رفیق، بابت مسابقهی مجدد .خیلی هیجانزدهام
مسابقهی مجدد؟
چه مسابقهی مجددی؟ - .شین بلکول. خیلی باحاله مرد -
.باشه، مرد
.ممنون
این مزخرفات دربارهی مسابقهی مجدد بلکول چیه؟
چطوریه که تازه داری ازش خبردار میشی؟
.خب، شدنی نیست
.چون دیگه شکستش دادم
مسخره است. میدونی چیه؟ .قبلاً شکستش دادم و دوباره هم میتونم
باشه. فقط انجامش بده تا بتونم .روی قهرمانی تمرکز کنم
.خونهی باحالیه
.بیخیال، همه راز داریم
.هویج
هنوز بیداری؟
.فقط میخوام بهت سر بزنم
.لطفاً، فاحشه یا دلال مواد باش
آره؟ چی تنته؟
،بیخیال مامان .فقط دمپاییان
.اون یکیهات پاره شدن
.خوشحالم فکر میکنی راحتن
.باشه، شبت عالی، مامان .منم دوستت دارم
ونسا؟
.خدای من، حاملهای
ماریوس میدونه؟
چیشده؟ چرا خوشحال نیستی؟
.سلام، شین هستم .پیغام بذارید
سلام، پس حق با تو بود، ونسا حامله است .ولی به شوهرش نمیگه
.امیدوارم خیانت نکنه
.بهم زنگ بزن
.ممنون
.سلامتی قدیمها
.بیخیال، همیشه بد نبود .یه چیزهایی عالی بود
.آره
ماد چطوره؟ .دلم براش تنگ شده
.خوبه
پس هنوز با اون، کارگردان حرفهای بزرگی؟
.نه، تهیه کننده بود
،و نه .خیلی وقت پیش بود
خب مرد خوش شانس کیه؟
کی گفته فقط یکی هست؟
،شوخی میکنم .کسی نیست
تو چی؟ - من چی؟ -
دختر توی عکس کیه؟ دختر سایهای؟
.کسی نیست بشناسیش
باشه، خب، اگه سعی داری .حسودیم رو در بیاری، جواب میده
جولیانا، نمیدونم جریان چیه ولی
.واسه بازی وقت ندارم
.بازی نمیکنم
.خیلی طول نکشید
اینجا چیکار میکنی؟ - چی؟ -
خودت چی؟
جاسوسیم رو میکنی؟ - با کی حرف میزنی؟ -
چی؟
شین، جریان چیه؟
،اومدم سراغ اون .فکر نمیکردم قرارش باشی
!هالی! وایسا
!هالی
!وایسا، وایسا
خب جریان اون شبی چی بود؟ هیچ ارزشی برات نداشت؟
.البته که داشت
پس... داشتی با جولیانا چیکار میکردی؟
تماس گرفت و پرسید ...میتونیم همدیگه رو ببینیم. من
.میخواستم ببینم چی میشه
.من خوب میدونم
.تو متوجه نیستی .من و اون، خیلی سختی کشیدیم
.اون به تو اهمیت نمیده
...اون فقط - ...هالی -
.ازت استفاده میکنه - ...هالی -
.فکر میکنم تو عالی هستی
.بدون تو الان اینجا نبودم
...ولی
...توی دنیای واقعی
.تو وجود نداری
...اینکه مردم الان ما رو ببینن
فکر میکنن دارم با خودم حرف میزنم
.انگار خل و چلام
فقط میخواستم باهات روراست باشم، خب؟
.حقته مدال بگیری
...و تظاهر نکن .چیز دیگهای میخواستی
میخواستی کمکم کنی .که به خودت کمک کرده باشی
.خب، شاید فقط در همین حد میتونم
چی؟
.نتونستم چیزی از متی پیدا کنم
خب؟ - .خب؟ نمیتونم تضمین بدم قراره برنده بشی -
.آره، البته که میتونی ...داری
.تو این مبارزات تقلب کردی
.میخواستی جادو کنم منم کردم
پس من رو شیاد کردی؟ - !درباره نتایج سؤال نمیکردی -
این فکر رو راجع به من میکنی؟
فکر کردی این رو میخواستم؟
.از جلوی چشمهام برو
...شین
،اگه هی دنبال بدیهای مردم باشی .تضمین میکنم پیداش میکنی
اینجا چیکار میکنی؟
میشه بیام داخل؟
.باید یه چیزی بهت بگم
.بگو
عکسی که از من و اون دختر گرفتی
.دلیلی نبود که من و جولیانا قطع رابطه کردیم
.دلیلی نبود که مبارزه رو باختم
فکر کنم یه جایی توی راه فقط شروع کردم .به باور کردن گمراه بودنم
.حس کردم دنیا مدیونمه
چرا اینقدر سخت تلاش کنم، میدونی؟
.کمتر زمان گذاشتم، تنبل شدم
.خیانت کردم
.در ضمن، هر دو کردیم
.اولین باری نبود که مچم گرفته شد
.بیشترش عمومی شد
...و وقتی همه چیز رو به هم خورد
.نتونستم باهاش کنار بیام
...پس این همه مدت
تقصیر من نبود؟
.خب، منطقیه که چرا جواب نداد
خب، تو به هر چیزی که میخواستی رسیدی، درسته؟
.بگو چطوری میتونم برات جبران کنم
.نمیتونم
.نمیتونم
،عیبی نداره .لازم نیست کسی بدونه
...ببین
...من بهت اهمیت میدم، هالی، ولی
.دیگه نمیخوام اونجوری آدمی باشم
...ببین
...هر چی که از دست دادی
...باید
باید چی؟
.نمیدونم
.با هر چیزی که اتفاق افتاده روبرو بشی
.میدونم چیشده
.مامانم مُرد و خانوادهام ترکم کرد
مطمئنی؟
مطمئنم؟
...فقط منظورم - مطمئنم؟ -
فقط فکر میکنم شاید یه راه دیگه .برای نگاه کردن به قضیه هست
فکر میکنی این رو میخواستم؟
فکر میکنی انتخابیه؟
که یه روز تو 12 سالگی بیدار شدم و تصمیم گرفتم دیگه بسه که تنها کسی
که بیشتر از بقیه بهش اهمیت میدم بمیره و ،ببینم بقیه زندگیشون رو ادامه بدن
ولی چیزی که خیلی خیلی دوست دارم اینه که همه شروع کنن به نادیده گرفتن من؟
و بیام توی این دنیای عجیب و فیمابین
که توش برای سالهای متعددی توسط هیچکس دیگهای شناخته نشم؟
.میدونی حرفم این نبود
.فقط برو
.امیدوارم بیای
.برام ارزش داره
من تو جمعیت نمیام، یادته؟
!هی
!شین
!شین
خب کجایی، ها؟
چه بلایی سر هیچوقت تنها نموندنم اومد؟
ها؟ اینکه هر وقت نیازت دارم میای؟
!خب، الان نیازت دارم
!لطفاً
.نمیدونم چیکار کنم
.جایی... ندارم برم
میشه کسی بهم بگه چیکار کنم؟
میشه کسی بهم بگه چیکار کنم؟
باشه، من عکسبرداری دارم و بعد بر میگردم. حالت چطوره؟
.آمادهام که برم داخل و ببرم
.عالیه
.چون با بازندهها قرار نمیذارم
.عزیزم، شوخی کردم
.بذار ازت یه چیزی بپرسم
اگه با سوارز نجنگیده بودم بهم زنگ میزدی؟
.آره، البته
اگه برنده نمیشدم بهم زنگ میزدی؟
.آخرش، آره
ببین، نمیخوام ازت عذرخواهی کنم که .میخوام موفق باشی
.منطقیه
،زودباشید دخترها .بیاید عکس بگیریم
بابا، چرا همیشه باید این کار رو بکنیم؟
!باشه، لبخند - .یه روز ازم تشکر میکنید -
.باشه، قشنگه
.ببین بد نبود .بریم
.یه لحظه
.میخواستم بیام ازت خدافظی کنم
زیاد مطمئن نیستم تا چه حد دیگه .قراره اینجا باشم
.این سومیته، ونسا .فکر میکنم کاملاً واضحه
اوضاع خوبه، عزیزم؟ - .یه لحظه -
.باید بهش بگی، نس
.ناخنم شکسته بود
!نخیر .ببین، عالین
مطمئنی خوبی؟ - .آره، خوبم -
.اینطوری ترکت نمیکنم
بچه دار شدیم؟
.نمیدونستم چطوری بهت بگم
.مثل مامانش خوشگل میشه
...نمیتونم
.نمیتونم
حرف اشتباهی زدم؟ - ...نه، نه، نه -
بچه که بودم... هرگز ،فکر نمیکردم به قدر کافی خوبم
یا به قدر کافی باهوشم .یا جالبم
مادرم همیشه جوری رفتار ...میکرد انگار دوستمون داده، و
.مطمئناً موردعلاقهاش من نبودم
.وقتی مُرد حس کردم خیلی سرم کلاه رفته
فقط میتونستم روی این حساب کنم که .ظاهرم خوبه و نمیخوام بچهمون اینطوری بشه
،چه خوشگل باشه چه نه ...من
هیچوقت نمیخوام حس کنه .فقط به این نیاز داره
.اینطور نمیشه
.نمیشه
.اگه پسر هم باشه همینطور
.فیلمت خیلی قشنگه
به گمونم واقعاً خواهر بزرگهی خوبی نبودم، ها؟
.باید بیشتر بری بیرون
.ببخشید
حالتون خوبه، خانوم؟ - ...فکر کنم، من -
.آره، نباید بایستید
کمک نیاز دارید؟
...دستهاتون رو - .بیخیال، تروی -
.زیاد وزنت رو روش ننداز - .باشه -
یکم یخ نیاز دارید؟ - .نه -
.من آلیسون هستم - .من ترویام -
.بدجوری زمین خوردی - .آره. نمیدونم چیشد -
.آره. دیدم
.بعد گفتم کمکت کنم
چرا نمیری سر قرار؟
همیشه فکر میکردم دلیلش اینه سرت خیلی گرم کار کردنه
.ولی اخیراً راجع به یه سری چیزها در اشتباه بودم
چرا اینقدر کار میکنی؟ .اینطور نیست که خوشحالت کنه
.وقتی خوشحالی این شکلی میشی، بابا
تمام اینها واسه اینه که کمک کنن بخوابی؟
.و بعد فهمیدم .برام روشن شد
.از دست مامان فقط برای من اتفاق نیوفتاد
.برای همهمون اتفاق افتاد
.هیچوقت فراموشش نکردی
بابا؟
بابا؟
.پیتر
.سالگردمون مبارک، ویکی
میدونم زردالویی رو ترجیح میدی ولی
این یکی
.سالمترینی بود که داشتن
هیچوقت نمیدونستم برات چقدر سخته .که بدون اون ادامه بدی
.متأسفم، بابا
.همیشه انتظار داشتم مردم کنارم باشن
ولی حقیقت این بود، هیچوقت واقعاً .کنار کسی دیگه نبودم
!آتیلا
زودباش. یکم سریعتر میری؟
.همینه
.راند دوی این مسابقهی بوکس متی تا اینجا برتری واضح داشته
.ولی هنوز اول مسابقه است
استراتژی بلکول به نظر حملهی کامله .ولی متی الان غیرقابل دسترسیه
به فنس میخوره و سعی داره نذاره .بهش مشت بزنه و راند دو تموم
.باشه، زودباش باید عجله کنی
!شین !از پسش بر میای، عزیزم
!آتیلا! ناکاوتش کن !ناکاوتش کن
،متی با یه هوک چپ .بعد آپرکات بلکول رو میزنه
اون یکی به نظر میاد .شاید بهش صدمه زده باشه
بلکول تو راند سوم داره ضربات .سنگینی رو میخوره. عقب نمیکِشه
!زودباش مرد
!خوب شدی، عزیزم
.بلکول میره سراغ زیر خمگیری و میگیرتش - !آروم نرو -
!میتونی از چراغ قرمز رد بشی، برو
متی بلکول رو تو حالت خیمه میبره .به این امید که به گوشه بکِشونتش
.ولی این موقعیت خوبی برای متی نیست
!زودباش مرد !آتیلا! یالا! یالا
!بلکول، از پسش بر میای !زودباش بلکول
.متی مشخصاً به سه راند اول سلطه داشته
،بلکول سعی کرده اوضاع رو برگردونه .ولی شاید کافی نباشه
.بلکول علائمی از خستگی نشون میده
!بزنش
!بزن
!آره! بریم
!همینه .بریم
!هی میشه این رو امضا کنی؟
!همینه
.بزنش، آتیلا! بزن !بزن! موفق میشی، آتیلا
!تسلیمش کن، آتیلا
!آفرین، شین
!همینه
!آره! لگد! یالا
!همینه، همینه !آتیلا! ناکاوتش کن
!تمومش کن، تمومش کن !آره، آتیلا
!زودباش شین، داخل بمون
!تسلیم نشو
!پاشو
!پاشو
.زودباش، پاشو
!از پسش بر میای، زودباش
.آره، آره .آره
.آره
.هی، عالی پیش میری
حقته اینرجا باشی چون مبارزی و ...با اینکه نمیتونی من رو ببینی
،من پیشت هستم .تحت هر شرایطی
هالی؟
.سلام
.اومدی - .آره -
.عالی پیش میری -
.یه دختر توی قفسه
هی، دختره از کجا اومد؟
دختر داخل قفس کیه؟
چطوری رفت داخل؟ - بخشی از خدمهی بلکولـه؟ -
اون کیه؟
.بذار بررسیش کنم - .دریافت شد -
.از پسش بر میای
باشه؟
آمادهای؟
.از پسش بر میای
آماده؟
آماده؟
!مبارزه کنید
.آره
چیکار کنم؟ .مردم دارن کمکم شکایت میکنن
!از اونجا بیا بیرون
!آره
!زودباش، شین
چرا نمیره کنار؟
.عالیه
!زودباش، شین
!آره
!تو !که بارونی تنته
.دختره از خدمهی بلکول نیست
.دریافت شد .الان رسیدگی میکنم
!یالا، شین
.هی - !آره -
.هی - !بزنش -
!خانوم - !بزنش -
.خانوم .اینجا یه منطقهی محدوده
.نمیشه این بالا باشی
.یالا - !زودباش، شین -
!آره، داریش - .بریم، وقت رفتنه. بریم -
!فقط یه لحظه بهم وقت بده - .بریم، وقت رفتنه. بریم -
.اومدم
!زودباش شین !موفق میشی
!میتونی انجامش بدی، عزیزم !زودباش
شین مهم نیست کسی !چی بگه، موفق شدی
!آره
خانومها و آقایون، بعد از پنج راند
برای اعلام نتیجه میریم .سراغ رأی داوران
میشه سلفی بگیریم؟
هاروی مکاینتایر .چهل و نه چهل و شش
.لری کرازبی چهل نه چهل هشت
.جان براملی چهل و هشت چهل نه
...و برنده با رأی اکثریت داوران
!آتیلا متی
،هی آتیلا .بابت پیروزیت بهت تبریک میگم
بهم بگو حالت چطوره؟
.سلام
.متأسفم
.ولی کارت خوب بود
.باید برم یکی رو پیدا کنم
.میدونم، دیدمش
.سلام - .سلام -
.کارت عالی بود، برد بزرگی بود .تبریک میگم
.ممنون .خیلی ممنون
.عالی بود
...من
نمیدونستم بلیت نیاز دارم
...چون - !هی -
.اون با منه
.ولی کارت عبوری چیزی نداشت
.باشه
...تو
.اونجا عالی بودی
.برگشتی
.بابت خیلی چیزها راست میگفتی
.نه بابت همه چیز
جولیانا چی؟
.با شرایط خوب تموم کردیم
پس فقط اومده ازت حمایت کنه؟
.به روش خودش
.خدای من
.یکم روت خون انداختم، ببخشید
.عیب نداره
.و طلسم شکسته شد
.ولی عشق فقط نیمی از مسیر بود
باقیش یاد گیری شناختن .عمق و انتظار و درد دیگران بود
.خلاصه، بزرگ شدن
.هالی
.سلام، بابا
.هالی
ترجمه از شقایق و امیرعلی illusion & Dark AngeL
نایت مووی NightMovie.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.