All language subtitles for The.Ruse.2024.720p.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

نیرنگ

زیرنویس shine021

این مشکل خودته، نه من.

من پرستارِ شبانه‌روزی نیستم.

96 ساعت بی‌وقفه، 'اِد'.

نه.

سه روزه پلک رو هم نذاشتم.

یه لحظه وایسا.

داری با کی حرف می‌زنی؟

هیچ‌کس.

برو بخواب، 'اُلیویا'.

یه کم آب می‌خوام.

چشم، خانم.

'اِد'، به خدا میرم.

یه حس خیلی بدی دارم. فکر کنم دارم یه چیزایی می‌بینم.

شاید از بی‌خوابی دارم هذیون می‌گم.

من زود نمی‌ترسم، ولی بعد از اتفاقای دیروز؟

'اِد'، بابت این کار باید سه برابر بهم پول بدی.

درستش کن.

چشم، خانم.

الو؟

'اِد'.

آره، معلومه که هستم.

ممنون.

اوه، کدوم پرستار 'آن کال'ـه؟

چی؟

اون فقط... خب، معلومه. آره، می‌فهمم.

آدرس کجاست؟

'اِد'، واقعاً ممنونتم.

-اونا از طرف آژانس بودن. -حدس زدم.

دارن دوباره منو استخدام می‌کنن.

-پس دیگه خبری از دورهٔ آزمایشی نیست؟ -امیدوارم.

پرستار 'آن کال' مریض رو تنها گذاشته و رفته.

شیفت شب؟

من به این کار احتیاج دارم.

این یه فرصت دوباره‌ست.

من کجام؟

نه، آروم‌تر. ببخشید، خوابه.

-شما 'دیل' هستین؟ -بله.

بفرمایید تو. من 'تام' هستم، راستی.

اسم من باید توی لیست تماس اضطراریتون باشه.

اگه یه وقت مشکلی پیش اومد.

مثل اینکه پرستار قبلی‌ش یهو زده به چاک.

متاسفم، همینطوره. ببخشید که این‌جوری مزاحمتون شدیم.

اوه، نه، اصلا اینطور نیست.

می‌دونین، من از وقتی که، ام... دارم کمکش می‌کنم.

شوهرش چند سال پیش فوت کرده.

آه... برای پیدا کردن اینجا مشکلی که نداشتین؟

-نه، زیاد. -خیلی خب. از این طرف.

وقتی رسیدم اینجا خواب بود.

فقط نمی‌دونم چقدر تنها مونده.

خیلی خب. معمولاً جواب می‌ده.

اوه، اون آمفیزم داره.

اون به تنهایی نمی‌تونه درست نفس بکشه.

آره، من پرونده‌اش رو خوندم.

حتماً یه جایی لوله‌اش گرفته یا یه همچین چیزی.

شما دارین لولهٔ اکسیژنش رو فشار می‌دین.

اوه، گندش بزنن. من دیگه باید برم.

داشتم بهت زنگ می‌زدم. کجا بودی؟

نه، 'اُلیویا'، ام، این پرستار جدیدتونه، 'دیل'.

خب، شما نباید منو تنها بذارین.

'تریسی' دیگه اینجا نیست، خانم 'استون'.

من 'دیل' هستم، از این به بعد مراقب شما خواهم بود.

من یه توله سگ داشتم به اسم 'دیل'. خیلی سگ خوشگلی بود.

سوت می‌زدم و صداش می‌کردم و اونم می‌دوید میومد.

خب، به نظر میاد که شما همه چیز رو تحت کنترل دارین.

من شما دو تا رو تنها می‌ذارم.

-ام، ممنون... -'تام'.

اگه به من احتیاج داشتین من همین دور و برام.

چیزی می‌خواین براتون بیارم، خانم 'استون'؟

اوه، منو 'اُلیویا' صدا کن.

'اُلیویا'.

یه کم آب، لطفاً.

هوم.

اوه، اوه، آه، نه.

از این ماگ استفاده کن.

چند بار بهت گفتم به وسایلم دست نزن؟

ببخشید.

من خیلی به عادتهام پایبندم.

یکی دیگه رو هم پرونده؟

فکر کنم آره.

-اسمت چیه؟ -'دیل'. اسم شما چیه؟

بهت سه روز وقت می‌دم، فوقش.

-برای چی؟ -شاید هم کمتر.

قیافت نشون می‌ده که دووم نمیاری.

-اوه، واقعاً این‌طور به نظر میاد، ها؟ -اونا بهت گفتن؟

کی چی رو به من گفت؟

این خونه تسخیر شده‌ست.

من دیدمش.

-چی رو دیدی؟ -جن رو.

فکر می‌کنی چرا 'تریسی' رفت؟

من نمی‌ترسم.

'پنی'؟

ناهارِتو نخوردی.

من از ماهی تُن بدم میاد.

خیلی خب، ما باید بریم خونه. پاشو بریم.

-من دارم با 'دیل' حرف می‌زنم. -خب، 'دیل' سرش شلوغه.

باید 'دیل' رو تنها بذاریم.

از آشناییت خوشحال شدم.

ببخشید.

دخترتونه؟

آره، آره، نازه. ولی مراقب باش.

اون عاشق اینه که یه عالمه شیطونی کنه.

دست راستت مشکلی داره؟

آره، یه مشکل قدیمی‌ه.

از کجا فهمیدی من راست دستم؟

اوه، سال‌ها رهبری ارکستر.

توجه به این چیزها دیگه برام یه عادت شده.

'OCD'. عجب چیزی.

چیزی می‌خواین براتون بیارم؟

قرص‌هاتو بخور.

خیلی مهمه که مصرف اونا سر وقت باشه.

من تمام عمرم به بقیه گفتم چیکار کنن.

من اشاره می‌کردم، اونا هم اطاعت می‌کردن.

مردم از ترس من به خودشون می‌لرزیدن.

تشویق‌ها با یه اشارهٔ دست من به اوج خودش می‌رسید.

افتخارشون بود که برای من ساز بزنن.

نخبه‌ترین استعدادهای دنیا دنبال این بودن که با من کار کنن.

و چون زن بودم، مجبور بودم دو برابر مردها تلاش کنم.

این خونهٔ منه. پولش رو خودم دادم. خودم به دستش آوردم.

پس منو ببخشید اگه انتظار داشته باشم یکم بهم احترام بذارین

و تو خونهٔ خودم باهام با ادب باشین.

معذرت می‌خوام. ببخشید. آه...

لطفاً قرص‌هاتون رو بخورین.

هوم.

-قشنگه، نه؟ -چی؟

منظره.

اوه، آره. خیلی قشنگه.

من همیشه اینجا رو دوست داشتم.

بقیهٔ خونه‌هام رو فروختم، می‌خواستم اینجا جون بدم.

بشین. بشین.

نه!

نه، نه روی اون صندلی. اون صندلی 'آلبرت'ـه.

ببخشید. آه، 'آلبرت' دیگه کیه؟

آه، شوهرم.

قبلاً می‌رفتم بهش سر می‌زدم،

ولی، ام، دیگه مثل قدیما نمی‌تونم این‌ور و اون‌ور برم.

برای همین الان اون میاد و بهم سر می‌زنه.

هوم. اون میگه دیگه وقتشه.

خیلی داره بی‌تابی می‌کنه.

هه. میگه، 'اُلیویا'، کنسرت دیگه تموم شد.

چراغ‌ها رو روشن کردن.'

اون یه جورایی شوخیهـای تلخ می‌کنه.

-اسمت یادم رفته. -'دیل'.

'دیل'. 'دیل'. هه.

هه. می‌گن می‌شه عمق یه آدم رو

از تعداد بخش‌های اسم‌شون فهمید.

'اُلیویا' چهار بخش داره، برای همین یکم طول می‌کشه تا منو بشناسین.

'دیل'. ساده، بی‌شیله پیله.

آره، من همینم. ساده.

هر چی می‌بینی همونه.

اون کیه؟

اوه، من الان یه سری خرید کردم.

توی اتاق کار، توی کشو پول هست.

-وای، عجب سرعتی. -'تریسی' کو؟

-من پرستار جدیدم، 'دیل'. -'جیکوب'.

اوه، آره. ام، ۸۳.۲۵ دلار می‌شه.

و یه سری شکلات‌های جورواجور هم اون تو هست.

اون شکلات مورد علاقهٔ 'تریسی'ـه.

ام... اِ، اون دیگه برمی‌گرده؟

بعید می‌دونم.

اوه.

اوه، آره، 'تریسی' گذاشت من برش دارم.

آه، پیرزنه خرپوله. می‌گفت دسته‌های پول نقد رو توی کشو نگه می‌داره.

من از این چیزا خبر ندارم.

درسته.

-حتماً خیلی احساس تنهایی می‌کنه. -هوم؟

اوه، نمی‌تونه همدم خوبی باشه، اون پیرزن یه روانیه.

خب، این کارِ منه.

کار منم افتضاحه، ولی نمی‌ذارم هویتم رو تعیین کنه، فهمیدی؟

-می‌دونی چیه؟ مال خودت. -اوه، ممنون.

خب، اگه چیزی لازم داشتی، بهم بگو...

اوه، بشین 'دیل'، بشین.

از نقاشی‌ها خوشت میاد؟

اونا رو 'تام' کشیده، پایین همین خیابون.

-'تام'؟ -اوم هوم.

من چندتاشو خریدم، می‌خواستم یه کمکی بهش کرده باشم.

-چند سالته؟ -۲۸.

اوه. وقتی من هم‌سن تو بودم،

چهار تا سمفونی نوشته بودم.

داشتم دور دنیا کنسرت می‌ذاشتم.

حتی برای ملکهٔ انگلیس هم اجرا داشتم.

وای.

آره. وای.

زرق و برق، مهمونی، سکس.

وقتی اون بخش از زندگی آدم تموم می‌شه، هه،

دیگه چیز زیادی برای موندن وجود نداره،

مگر اینکه یه شراب خوب باشه،

که اونم اجازه ندارم بخورم.

آه، من در طول شب چند بار بهتون سر می‌زنم.

اگه چیزی لازم داشتین، فقط دکمهٔ زنگ رو فشار بدین.

آه، باشه.

هی، چطوری؟

بیمار زوال عقل عروقی با 'OCD' و 'COPD'.

هیچ ایده‌ای ندارم که اینا دیگه چی هستن،

ولی به نظر چرت و پرت میاد.

خسته به نظر میای.

مرسی.

می‌خوای بیام پیشت؟

دلم می‌خواد، ولی من این کار رو لازم دارم.

نه، چیزی که تو لازم داری...

من باید برم.

'اُلیویا'؟

اون... اون تو رو بیدار کرد؟

چی؟

'آلبرت'.

من... من بهش گفتم مزاحمت نشه.

اون الان اینجاست؟

اون تو راهروئه، داره ما رو نگاه می‌کنه.

من کسی رو نمی‌بینم.

اگه اذیتت می‌کنه، بهش بگو بره.

موهات رو رنگ کردی؟ من موی بور رو بیشتر دوست داشتم.

اون 'تریسی' بود.

سعی کن یکم بخوابی، باشه؟

آره.

'آلبرت'؟

سلام.

از درِ زیرزمین که کنار خونه‌ست می‌تونی بری تو.

قبلاً هم اینجا زیاد اومدم.

آخرین بار کی بیرون بودی؟

بیرون؟

من نیازی به پیاده‌روی ندارم.

من سگ نیستم.

وقتی جوون بودم، به ما می‌گفتن که

سیگار آدم رو لاغر نگه می‌داره.

هوم.

ما چی می‌دونستیم؟

-سیگار می‌کشی؟ -نه.

'آلبرت' هیچ‌وقت سیگار نمی‌کشید.

اهم.

هیچ‌وقت مشروب نخورد.

سعی کرد منو وادار کنه ترک کنم، ولی

من اینجام و اون خیلی وقته که رفته.

اوه...

اوه، چقدر خوبه که آفتاب به صورتم می‌خوره.

ممنون، 'دیل'.

من الان برمی‌گردم.

-تا حالا دیدیش؟ -چی رو؟

روح رو.

از کجا فکر می‌کنی اینجا روحه؟

من دیدمش، بالا توی پنجره.

خب، شاید 'تریسی' رو دیدی، پرستار قبلی رو؟

فکر نکنم.

چرا نمیای این طرف یه سلامی بکنی؟

من باید برگردم.

چرا 'پنی' نمیاد این طرف با من حرف بزنه؟

اون باید می‌رفت خونه.

اون از من می‌ترسه.

آه، من، آه...

من، آه، در زدم، استرس گرفتم. کسی جواب نمی‌داد.

چه پیاده‌روی خوبی داشتیم.

تو، تو اتفاقی، 'پنی' رو ندیدی، نه؟

اوه، اون پایین کنار اسکله بود،

ولی گفت که داره برمی‌گرده خونه.

آها.

من باید اونو برگردونم ببرم مدرسه.

بیشتر روز رو نیستم.

شماره‌مو داری، درسته؟

الو؟

تموم شد.

حدود ۳۰ دقیقه صبر کن تا آب

به دما برسه و اوکی بشی.

ممنون.

اوه...

خوبی. خوبی.

فکر کردم دارم می‌میرم.

من... خواب دیدم 'آلبرت' اینجاست.

اون گفت که وقتشه،

که می‌خواد منو با خودش ببره.

داشت بازومو می‌کشید و داد می‌زد.

خوبی. فقط آروم باش.

اون دستگاه رو خاموش کرد.

-'آلبرت' این کارو کرد؟ -آره.

بعدش چی شد؟

خب، نمی‌تونستم نفس بکشم.

باشه. فقط یه خواب بوده.

فقط یه خواب بوده.

فکر کردم دارم می‌میرم.

'آلبرت'، اون...

خیلی عجیب به نظر می‌رسید. نمی‌تونستم صورتش رو ببینم.

بالاخره.

ببخشید. من اینجا تنهام.

من اینجا تنهام.

این منصفانه نیست.

نه، راست می‌گی. نیست.

من باید اینجا بمونم. باید خودمو ثابت کنم.

دارن ازت کار می‌کشن چون هیچ‌کس دیگه‌ای رو پیدا نکردن.

دارن یه فرصت دیگه بهم می‌دن.

هیچ‌کس دیگه این کارو نکرد، می‌دونی؟ مجبور نبودن که.

راستش رو بخوای، خوشحال بودم

که دیگه تو اون آژانس کار نمی‌کردی.

اون همه ساعت‌های دیوونه‌وار، همیشه آماده به کار.

همه‌چی داشت دوباره عادی می‌شد.

نمی‌دونم می‌تونم دوباره به اون وضعیت برگردم یا نه.

داری چی... داری چی می‌گی؟

می‌گم بیخیال شو.

این شغل منه.

این کاریه که من می‌کنم.

من ازت حمایت می‌کنم.

حمایت می‌کنم. فقط،

دیگه نمی‌تونم همه‌ٔ شب‌هامو تنها سر کنم.

اوه، فهمیدم. خیلی عالیه، 'بن'.

اوه، دیگه تمومش کن 'دیل'.

قضیه رو برنگردون و تقصیر من ننداز.

اوه، پس این تقصیر منه؟

نه.

انتخاب خودته.

-و اون زنگ نزد؟ -نه.

دنبال 'دان' می‌گردی؟ من می‌دونم کجاست.

خب، برنامه کاری چه شکلیه؟

الان دو نفر رو دارم که دارن مراحل استخدام رو طی می‌کنن.

اگه همه‌چی خوب پیش بره، امیدوارم یکی رو داشته باشم

که تا پنجشنبه جات بیاد.

پنجشنبه؟

'اد'، این یه هفته کامل میشه که من تنها باشم بدون نوبت‌کاری.

'دیل'، تو هم مثل من می‌دونی، که چقدر سخته

جای دیگه استخدام بشی، مخصوصاً بعد از اون ماجرا.

به نظر من باید به این به چشم یه فرصت نگاه کنی

که خودتو ثابت کنی، که دوباره اعتماد مدیریت رو به دست بیاری.

من اینجا یه فرصت دوباره بهت دادم.

منظورم اینه، امیدوارم این رو بفهمی.

'تقریباً ده سال بود که به کشور برنگشته بود.'

چیز زیادی عوض نشده بود،

به جز یه بال جدید که به کلیسا اضافه شده بود.

'از راننده پرسید که...'

'دیل'، ازدواج کردی؟

نه.

دوست پسر؟

من خیلی سرم شلوغه.

هوم. کار همه‌ٔ زندگی من بود.

واسه همینه که الان تنهام.

خانواده چی؟

باید یه کسی رو داشته باشی.

یه خواهر دارم.

توی 'میشیگان' زندگی می‌کنه.

فکر کنم.

فکر کنی؟

خب، راستش درست نمی‌شناسمش.

چرا؟

مادرمون موقع زایمان اون فوت کرد.

اسمش 'آن' هست.

اوم، ما رو به پرورشگاه‌های جدا از هم فرستادن.

نمی‌خوای خواهرت رو بشناسی؟

آه، یه بار باهام تماس گرفت.

پروفایلم رو توی شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد،

ولی راستش نمی‌خواستم این‌جوری ارتباط برقرار کنم.

نه بعد از این همه سال. ترجیح می‌دم حضوری این کارو بکنم.

-چرا این کارو نمی‌کنی؟ -شاید یه روزی.

چرا، اوم...

چرا وقتت رو تلف می‌کنی

با پیرمردهایی مثل من سر و کله بزنی؟

می‌خواستم دکتر بشم،

ولی نمراتم هیچ‌وقت اون‌قدر خوب نبود.

اصلاً نمی‌تونم صحنه‌ٔ خون رو تحمل کنم.

تو توی حرفه‌ٔ اشتباهی هستی. هه.

من از کمک کردن به مردم خوشم میاد. خب...

اینجام دیگه.

خوشحالم.

تو مثل بقیه نیستی.

تو با من خوبی.

'اولیویا'، یه اتاق بالا هست که درش قفله.

آه، اتاق کار 'آلبرت'.

بعد از فوتش، من، آه، قفلش کردم

که دست نخورده باقی بمونه.

چیزی براتون بیارم؟

اوم...

یه سیگار. اوه، خواهش می‌کنم، فقط یه دونه.

فکر کنم اون دیگه کارت رو تموم کنه.

پس یه فنجون دیگه چای لطفاً. آه...

'آلبرت' عادت داشت برام یه فنجون چای درست کنه

هر شب توی همین لیوان.

من خیلی اهل عادتم.

می‌دونی چی از پا درت میاره، 'دیل'؟

سکوت.

آه...

اوه، لعنتی.

طاقت بیار.

طاقت بیار. الان برمی‌گردم.

چی؟ وای خدای من.

'دیل'. هی، منم، 'تام'.

-'تام'. -دیدم برق‌ها رفته.

در زدم ولی جواب ندادی.

دارم سعی می‌کنم دکمه‌ٔ درست رو پیدا کنم. این مربوط به اکسیژن 'اولیویا'ست.

آروم باش، کل منطقه برقش رفته. تو به ژنراتور نیاز داری. می‌دونم کجاست.

من برق رو درست می‌کنم. تو برو بالا و دستگاه رو دوباره راه‌اندازی کن.

باشه.

وای خدا.

نفس بکش. نفس عمیق بکش.

آه، ژنراتور سوخت بیشتری می‌خواد.

صبح یکم دیگه می‌گیرم.

-باشه. -تا اون موقع باید مشکلی نداشته باشی.

ممنون.

-حالش خوبه؟ -آره. ممنون.

خوبی؟

فقط یکم استرس دارم.

خب، شاید همین دور و بر بمونم

که مطمئن شم همه‌چی درست کار می‌کنه.

قهوه درست می‌کنم.

این وقت شب؟

برای پرستارا همه‌چی یه روز طولانیه که هیچ‌وقت تموم نمیشه.

ممنون.

هوم.

عجب سرعتی.

اوم...

وقتی زنم 'الین' رفت، اوم...

من با 'پنی' اومدم اینجا.

قبلاً 'اولیویا' رو می‌دیدم که داشت به باغش رسیدگی می‌کرد

هر از گاهی.

وقتی شوهرش فوت کرد، دیگه همش تو خونه بود.

خیلی زود افت کرد.

ولی من گفتم هر کمکی ازم بربیاد دریغ نمی‌کنم.

منظورم اینه که بعد از یه مدت، 'پنی' دیگه...

از این خونه وحشت می‌کرد.

فکر می‌کنه خونه جن داره.

هوم. فکر می‌کنه 'اولیویا' رو جن تسخیر کرده.

فکر کنم یه بچه هشت ساله این‌جوری زوال عقل رو توضیح می‌ده.

اینکه یه وقتایی اون رو می‌شناسه،

و یه وقتایی هم به چشم یه غریبه بهش نگاه می‌کنه.

خیلی عجیبه، بعضی وقتا

خیلی هوشیاره، حتی خیلی تیز. ولی یه وقتایی...

آره، این برای یه بچه خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

منظورم اینه که 'پنی' چیزی نمی‌فهمه.

هوم. اتفاقاً، 'پنی' به نظر

خیلی باهوش‌تر از سنش می‌رسه.

خونه جن نداره، 'دیل'.

نمی‌دونم.

من فقط به تنهایی عادت ندارم

توی یه همچین جای بزرگی.

خب، بهت گفتم دیگه، اگه چیزی لازم داشتی...

خونت که نزدیکه. ممنون.

باید جون خیلی زیادی داشته باشی

که بخوای شبانه‌روز با مریضی مثل 'اولیویا' سر و کله بزنی.

راستش، قرار بود شیفتی کار کنیم،

ولی آژانس الان خیلی کمبود نیرو داره.

آره.

پرستار قبلی، 'تریسی'، رو یادمه، اون، آه...

اونم خیلی تحت فشار بود.

امروز با آژانس حرف زدم

و گفتن هیچ‌کس ازش خبر نداره.

جدی؟

کارت شناساییش رو اینجا جا گذاشته،

که کلی، مثلاً، اطلاعات شخصی روشه.

عجیبه که همین‌جوری اونو اینجا گذاشته،

حتی اگه استعفا داده باشه.

شاید عجله داشته.

قبل از رفتنش اصلاً باهات حرف زد؟

چرا باید این کارو می‌کرد؟

نمی‌دونم.

از روی ادب؟

خب، من پیشنهاد دادم کمکش کنم.

من... نمی‌خوام از این موقعیت سواستفاده کنم.

امیدوارم این‌طوری فکر نکنی. منظورم اینه که من و 'تریسی' که...

نه، اصلاً. فقط فکر می‌کنم عجیبه

که هیچ‌کس ازش خبری نداره. همین.

خب، اون که قطعاً از اینجا خوشش نمیومد.

منظورم اینه، منم دلم نمی‌خواست محبوس بشم

توی یه خونه‌ٔ بزرگ تنها.

منظورم اینه، نتونی از خونه بزنی بیرون چون

در قبال مریض مسئولیت داری.

منظورم اینه، آدم حس می‌کنه گیر افتاده، درسته؟

و می‌فهمم چطوری بعضی از آدما بعد از یه مدت می‌برن،

ولی نه تو. تو، آه...

انگار که خیلی منظم و سخت‌گیری.

دقیقاً هم نه.

خونه‌ٔ من خیلی ساکته وقتی 'پنی' مدرسه است، ولی

وقتی سر کارم، نمی‌تونم اون رو پیش خودم داشته باشم.

شما چیکار می‌کنید؟

تحقیق. خیلی خسته‌کننده‌ست.

خیلی، آه، وقت‌گیره.

'پنی' یه جوریه که رو اعصاب آدم می‌ره.

فقط شما دو نفرین؟

آره.

وقتی آدم همیشه سر کار باشه، سخته با بقیه ملاقات کنه.

آره، می‌فهمم چی می‌گی.

ببخشید. نباید این کارو می‌کردم.

اوم، من باید... من دیگه باید برم، آه، باید برم.

-آره، آره. -'پنی' خونه‌ست. اوم...

خودم می‌رم.

آره. باشه.

من چشمای خودمو باور دارم، 'لورا'. دیدم که این کارو کردی.

'جیک'، به خدا قسم، من این کارو نکردم.

بعد از ظهر بخیر. کارآگاه 'برک' هستم، از پلیس 'همپتون کانتی'.

داریم درباره‌ٔ ناپدید شدن 'تریسی میلز' تحقیق می‌کنیم.

شنیدم که اینجا آخرین جایی بوده که ازش خبر داشتین؟

آره، اون قبل از من دستیار پرستار خانم 'استون' بود.

-من جایگزینش شدم. -شما؟

-'دیل گرین'. -هوم.

تقریباً یه هفته‌ست که گم شده.

خانواده‌ش نگرانن.

واحد آی‌تی ما ردیابی تلفنش رو انجام داد

و آخرین بار اینجا موقعیتش مشخص شد.

شاید هنوز تو این منطقه باشه.

-چرا باید باشه؟ -نمی‌دونم.

-اون برنگشته؟ -نه.

هیچ تماسی؟ هیچی؟

با کسی که ممکنه بدونه کجا رفته حرف زدید؟

نه.

چیزی از خودش جا گذاشت؟

آره، کارت شناساییش.

داریدش؟

می‌تونم برم براتون بیارمش. می‌خواین بیاین تو؟

هوم.

بعد از ظهر بخیر. خانم 'استون'؟

ببخشید مزاحم شدم. کارآگاه 'برک' هستم.

اگه چند تا سوال ازتون بپرسم اشکالی نداره؟

نه. بفرمایید.

از اون شبی که دستیار قبلی‌تون

'تریسی' ناپدید شد چی یادتونه؟

اوه، اوه، اون که... اون ناپدید نشد. منو ول کرد و رفت.

بهتون گفت داره می‌ره؟

هه. این یه کار مودبانه بود که باید می‌کرد،

-مگه نه؟ -این یعنی نه، درسته؟

نه.

منو گذاشت از خودم مراقبت کنم، تنها و بی‌کس.

نمی‌تونم تکون بخورم. بدون این دستگاه‌ها نمی‌تونم نفس بکشم.

من... من ممکن بود بمیرم.

خیلی متاسفم، خانم.

هوم. برام دل نسوزون.

یه روزی تو هم پیر می‌شی، ایشالا.

اون‌وقت تو هم باید غرورت رو زیر پا بذاری.

چیز عجیبی از رفتارش یادتون هست

قبل از اینکه بره؟

کی؟

'تریسی'.

اوه، نه. اون دیگه اینجا نیست.

اون... اون منو تنها گذاشت و رفت. منظورم اینه که من نمی‌تونم تکون بخورم

من نمی‌تونم بدون این دستگاه‌ها نفس بکشم.

من... من ممکن بود بمیرم.

ایناهاش.

اشکالی نداره اینو پیش خودم نگه دارم، 'دیل'؟

معلومه.

ممنون از کمکتون.

ببخشید که مزاحمتون شدم، خانم.

هوم!

اوه، 'دیل'، به این قسمت از کوارتت گوش کن،

ببین چطوری آکورد چهار-شش

از حرکت مخالف تو صداهای بیرونی استفاده می‌کنه

تا یه ششم افزوده بسازه.

اوه. چه روش فوق‌العاده‌ایه

برای حل کردن آکورد پنج تو میزان بعدی.

اوه، صداشو زیاد کن. صداشو زیاد کن.

کارآگاه ازتون درباره‌ٔ پرستار قبلی، 'تریسی'، چی پرسید؟

اگه یادمه چرا رفت؟

چی یادتونه؟

اوم، داد و بیداد.

داد و بیداد؟

اوم...

آره، صدای کوبیدن به در میومد.

می‌دونید کی بود؟

نه. من، آه، یادم نیست. اوه!

این رو به کارآگاه گفتین؟

آره... آره، حتماً گفتم.

بفرمایید.

روانیه.

چرا اینو میگی؟

از اینکه من با پرستار قبلی حرف بزنم خوشش نمیومد.

یه حسی بهش داشت.

جدی؟

داشتم باهاش حرف می‌زدم.

اون چیکار کرد؟

یه مشت حواله‌ام کرد.

گ-گفت اگه یه بار دیگه باهاش حرف بزنم،

کاری می‌کنه که اخراج بشم. یعنی،

فکر کردم می‌خواد منو بکشه.

اون یارو کلاً مشکل اعصاب داره.

خیلی شانس آورد که من خودمو کنترل کردم.

ولی، آه، گوش کن، بهش نگی که من اینو گفتم. باشه؟

نمی‌گم.

باشه. می‌بینمت.

الو؟

'دیل'. 'اِد' هستم.

باید تا فردا یه نفر رو بفرستم اونجا.

اوه، عالیه.

خیلی ذوق‌زده به نظر نمیای.

نه، نه. هستم.

پس، چیه؟

'اِد'، هنوز هیچ خبری از 'تریسی' نشد؟

اون حتی نیومد چک آخرش رو بگیره. چرا؟

اوم، امروز پلیس اینجا بود

و دنبالش می‌گشتن، انگار یه آدم گمشده باشه.

مطمئنم که پیداش می‌شه. فقط یه کم دیگه صبر کن.

یه روز دیگه، باشه؟

باشه.

اوضاع چطوره؟

خوبه.

مدرسه‌ چطوره؟

آشغاله.

-چی شده؟ -ها؟

چشمت.

آره، دعوا کردم.

-بابات کجاست؟ -سر کاره.

و دوست نداره کسی مزاحمش بشه.

خب، می‌خوای بیای تو؟

می‌تونم براتون لیموناد درست کنم.

اه.

مطمئنم 'اولیویا' از اینکه کسی پیشش باشه خوشحال می‌شه.

تو از بابای من خوشت میاد؟

آره.

این یعنی تو هم می‌خوای دوست صمیمی بابام بشی؟

چی؟

اون 'تریسی' رو اینطوری صدا می‌کرد.

اون این کارو می‌کرد، ها؟

فکر کنم فهمیدی مامانم دیگه نیست، درسته؟

'پنی'، موضوع اصلا اون چیزی که تو فکر می‌کنی نیست.

تو معمولاً می‌تونی مادرت رو ببینی؟

من عکس‌ها و چند تا فیلم ازش دارم.

اون نمیاد بهت سر بزنه؟

منظورت مثل 'آلبرت'ه؟

اون مرده؟

نباید درباره‌اش حرف بزنم.

'پنی'، اگه هر وقت چیزی بود که لازم بود درباره‌اش حرف بزنی،

می‌تونی بیای پیش من، باشه؟

اون داشت با 'تریسی' دربارهٔ با هم رفتن به یه جایی حرف می‌زد.

فکر کنم تو هم می‌خوای بابای منو ازم بگیری، درسته؟

-نه. نه. -'پنی'؟

تنبیه یعنی بازی نکردن. زود باش، برو خونه.

همین الان!

می‌خواستم برای اتفاق دیشب معذرت بخوام.

اون...

یه کم زیاده‌روی کردم.

چشماش چی شده؟

'پنی' یه کم با بقیه فرق داره.

مطمئنم متوجه شدی.

اذیتش می‌کنن.

امروز یه کم تو مدرسه دعوا شد، واسه همینه اینجاست.

دعوا تو مدرسه؟

آره.

باید اون یکی دختر رو می‌دیدی.

فقط امیدوارم اخراجش نکنن.

امروز پلیس اومد اینجا.

پلیس؟

دربارهٔ 'تریسی' سوال می‌پرسیدن.

-چی پرسیدن؟ -پرسیدن کسی اونو دیده یا نه؟

اگه کسی می‌دونه کجا بوده؟

کجا ممکنه رفته باشه؟

خب، تو چی بهشون گفتی؟

من چی می‌دونم؟

خب، زنگ نزد؟ چیزی نشنیدی؟

نه.

بابا، من گشنمه.

باشه، الان میام.

شاید بتونیم بعداً بیشتر حرف بزنیم؟

خواربار فروشی 'مریل'.

-'جیکوب'. -سلام 'دیل'.

یه شیشه کره بادوم زمینی اینجاست،

ولی من سفارش نداده بودم.

مهمون مایی.

تو راه برگشت دیدم داشتی با 'تام' صحبت می‌کردی.

چیزی بهش نگفتی، نه؟

یه کلمه هم حرف نزدم.

مراقب اون یارو باش.

می‌دونی که زنش رو کشته.

چی؟ داری راجع به چی حرف می‌زنی؟

و اون از مجازات در رفت.

-بیخیال. -اسم‌هاشون رو گوگل کن.

می‌بینی، شوخی نمی‌کنم.

باشه؟ 'تام کولارد'، اون یارو یه روانیه. من...

من می‌دونم اون یه ربطی به ناپدید شدن 'تریسی' داره.

فکر کنم داری زیادی شلوغش می‌کنی.

خب پلیس ازش بازجویی کرده؟ این یه روال معمولیه.

اگه نخوای چیزی رو پنهون کنی چرا باید دروغ بگی؟

سرش ضربه دیده.

همیشه آدما می‌افتن و سرشون ضربه می‌بینه.

از نظر آماری، بیشتر آدما تو حموم‌هاشون می‌میرن.

ببین، خودتو ناراحت نکن.

می‌دونستی که اون و 'تریسی' با هم رابطه داشتن؟

نه، نمی‌دونستم.

آره. و حالا اون گمشده.

'دیل'؟

باید برم.

من... الان یادم اومد. 'آلبرت' بهم یادآوری کرد.

چی یادت اومد؟

همسایه‌ام، 'تام' بود.

اون... داشت به در ورودی می‌کوبید.

خیلی عصبانی بود.

مطمئنی؟

آره. صداش رو شناختم.

داشت از پشت در ورودی داد می‌زد.

دیگه چی یادت میاد؟

'اولیویا'؟

-کجاست؟ -چی کجاست؟

-چای. -کدوم چای؟

من ازت خواستم چای درست کنی.

داشتیم دربارهٔ 'تریسی' حرف می‌زدیم.

تو گفتی شنیدی که اون و 'تام' داشتن با هم بحث می‌کردن.

اون منو تنها گذاشت. من...

من... نمی‌دونم اگه تو نمی‌رسیدی باید چیکار می‌کردم. من...

ممکن بود بمیرم.

کارآگاه 'برک'.

اه، سلام، 'دیل' هستم.

اوم، ما دربارهٔ 'تریسی' صحبت کردیم.

سلام، 'دیل'.

سلام. اوم، من گوشی 'تریسی' رو پیدا کردم.

اینجا بود.

ما الان میایم اونجا. همونجا بمون.

اوه، من اینجا خواهم بود. مجبورم که باشم.

کمک کنم بشینی؟

چای نمی‌خوری؟

نه، من می‌خوام از خونه‌ام بری بیرون!

چی؟

'آلبرت' همه چیز رو درباره‌ات بهم گفت.

اوه، واقعاً این کارو کرد؟

اون به من گفت که تو گذاشتی یه مرد بمیره.

مردی که زیر دست تو بود.

درسته. یه مرد تو شیفت من مرد،

ولی من هر کاری که می‌تونستم برای نجاتش کردم.

ولی تو نجاتش ندادی، اینطور نیست؟

اون یه بیماری نادر داشت.

پرستار قبلی هیچ دستوری نداده بود.

به دارویی که بهش دادم حساسیت نشون داد.

اون از سردرد می‌نالید.

من نمی‌دونستم به 'ایبوپروفن' حساسیت داره.

جونش به تو بسته بود.

تو پرونده‌اش نبود. واسه همین نمی‌دونستم.

تو نمی‌دونستی. نمی‌دونستی؟

تو بی‌لیاقتی.

من هر کاری که از دستم برمیومد برای نجاتش انجام دادم.

و چه بهانه‌ای می‌خوای بیاری

اگه من تو شیفت تو بمیرم؟

من نمیذارم این اتفاق بیفته.

نه، من نمیذارم این اتفاق بیفته. من...

می‌خوام از اینجا بری.

این الان امکانش نیست.

اوه؟

هیچ‌کس نیست که جامو بگیره تا فردا.

پس متاسفم ولی باید منو تحمل کنی.

خب، حالا می‌بینیم.

گوشی رو بده به من.

-اون کیه؟ -کارآگاه 'برک'ه.

عیبی نداره. من بهش زنگ زدم.

خب، می‌تونی بهش بگی

که من می‌خوام باهاش حرف بزنم.

بهش بگو که من می‌خوام تو بری.

هی.

اه...

میتونم بیام تو؟

واسه چی؟

فقط برای... فقط می‌خوام حرف بزنیم.

فکر نمی‌کنم ایدهٔ خوبی باشه.

چرا که نه؟ چی شده؟

من فقط، اوم...

به من اعتماد نداری؟

من اینو نگفتم.

یه قهوه می‌تونه حالمو جا بیاره.

من گوشی 'تریسی' رو پیدا کردم.

اگه دنبال اون می‌گشتی اون شب.

چی؟

رد پای گِلی روی پله‌ها بود.

اون... من نبودم.

اوه، پس کی بود؟

شاید 'جیکوب' بوده؟

اون میگه تو بهش حمله کردی.

اون این کارو کرد، نه؟

البته همه‌چیو بهت نگفته، مگه نه؟

بهت نگفت که از 'تریسی' عکس می‌گرفته

از بالکن وقتی داشته لباس عوض می‌کرده

و تو اینترنت پخش می‌کرده، نه؟

شاید تو جدیدترین سوژه‌اش باشی.

من درس احترام رو بهش یاد دادم.

اون خیلی شانس آورد که تحویل پلیس ندادمش.

شاید، 'تریسی' تصمیم گرفته شکایت کنه.

شاید اون فهمیده.

خب، تو آخرین نفری بودی که باهاش حرف زده

-چون من پیامک‌هاتون رو دیدم. -اوه، واقعاً؟

گوشیش کجاست؟

باهاش می‌خوابیدی؟

اون استرس داشت.

اه، من داشتم کمکش می‌کردم آروم بشه.

اون خیلی کار می‌کرد. ناراحت بود.

اوه. اون شب هم می‌خواستی کمک کنی آروم شم؟

-می‌خواستی منو آروم کنی؟ -اون فرق داشت.

من و 'تریسی'، هیچوقت با هم رابطه نداشتیم.

'اولیویا' میگه شب ناپدید شدنش اینجا بودی.

گفت داشتی به در ورودی می‌کوبیدی.

آره. 'تریسی' به تلفنش جواب نمی‌داد.

فکر کردم یه اتفاقی افتاده.

نگران بودم.

فکر کنم بهتره بری.

من بودم که وقتی ناپدید شد به پلیس خبر دادم.

اگه کار اشتباهی کرده بودم، چرا به پلیس زنگ می‌زدم؟

برای رد گم کنی، شاید.

'دیل'، من نمی‌دونم چه بلایی سر 'تریسی' اومده.

من... دارم راستشو بهت میگم.

درست مثل راست‌هایی که تو دربارهٔ زنت بهم گفتی.

تو گفتی که ترکت کرده.

باشه. موضوع پیچیده‌اس.

واسه همینه که اومدی اینجا؟

برای فرار از سوال‌ها و عذاب وجدان؟

شاید 'تریسی' بیشتر از چیزی که باید می‌دونست، فهمیده.

داری اشتباه می‌کنی. کاملاً داری اشتباه می‌کنی.

-باید بری. -تا وقتی به حرفام گوش ندی نمیرم.

-نکن. -'دیل'، خواهش می‌کنم.

تو به 'اولیویا' دربارهٔ من گفتی، اینطور نیست؟

کار تو بود، نه؟

تو به پلیس خبر دادی؟

من 'تریسی' رو نکشتم.

کی گفته اون مرده؟

دختر من چی؟ هان؟

'پنی' چی؟

پلیس!

ازش فاصله بگیر.

دیگه تکرار نمی‌کنم.

دستات رو جوری نگه دار که تو دید باشن.

اون چیزی نیست که فکر می‌کنی.

'دیل'، تو همه چی رو اشتباه متوجه شدی.

دختر من. تو خونه خوابه.

حال دخترتون خوب میشه، آقا.

'دیل'، تو کار درستی کردی.

'دیل'؟

اوه، اون بیرون چه خبر شده؟

اوم، پلیس اومده.

هنوزم می‌خوای باهاشون حرف بزنی؟

واسه چی؟

دربارهٔ من.

تو گفتی می‌خواستی برم.

من... نمی‌خوام بری. بهت احتیاج دارم.

نمی‌دونم اگه تو نرسیده بودی چی به سرم می‌اومد.

ممکن بود بمیرم.

چه خبر شده؟

آقا، اینجا صحنه جُرمه و داره بررسی میشه.

لطفاً رد شید، مزاحم نشید.

دیشب، پلیس لباس‌های خونی رو پیدا کرد

و وسایل شخصی 'تریسی میلز' رو از یه سوله

پشت خونهٔ یکی از اهالی 'بلوهیل'، به اسم 'تام کولارد'.

پرستار جوونِ مقیم به‌طور مرموزی ناپدید شد

چند شب پیش از خونهٔ بیمارش،

آهنگساز مشهور جهانی، 'اولیویا استون'.

'کولارد' به ظن قتل بازداشت شده.

پلیس به جستجوش برای 'تریسی میلز' ادامه میده،

کسی که حالا دیگه فرض رو بر این گذاشتن که مرده.

اون 'تام' نیست که ته خیابون زندگی می‌کنه؟

آره.

تو چه غلطی کردی؟

ببخشید. شاید بتونم درستش کنم؟

نمیشه درستش کرد، تیکه تیکه شده!

یه دونه جدید برات میسازم. خیلی معذرت می‌خوام.

نمیشه یکی دیگه ساخت، چون 'آلبرت' اون رو برام ساخته بود.

اون خیلی خاص بود. برام یه دنیا ارزش داشت،

و حالا نابودش کردی.

متاسفم.

تو خیلی بی‌احتیاطی.

من دارم الان اخبار رو می‌بینم.

باورم نمیشه، 'دیل'.

خیلی شرمنده‌ام. نمیدونم چی بگم.

بگو یه نفر دیگه رو داری میفرستی بیاد.

دو نفر هستن که از امروز کارشون رو شروع می‌کنن.

یکیشون باید تا چند ساعت دیگه اونجا باشه.

-باشه. -اسمش 'آلیسه'.

فقط کارها رو بهش توضیح بده و می‌تونی بری.

ممنونم.

نه، ممنون از تو.

'دیل'، تو تو این شرایط سخت خیلی خوب خودتو کنترل کردی.

من پیشنهاد دادم که دوباره تمام وقت استخدامت کنن.

همچنین می‌خوام دربارهٔ حقوق عقب افتاده‌ات پیگیری کنم

برای تمام مدتی که کار نکردی.

'اد'، واقعاً ممنونم.

فقط یه کم دیگه تحمل کن. دارن میان.

'دیل'، متاسفم که این همه دردسر کشیدی.

احتمالا فید قطع شده.

لعنتی.

الو؟

'اد'، من تو یه اتاق گیر افتادم.

چی؟

می‌خوام به پلیس زنگ بزنم، ولی تو باید فوراً به 'آلیس' خبر بدی.

اون الان باید رسیده باشه. چه خبر شده؟

فکر کنم می‌دونم کی 'تریسی' رو کشته.

چی؟

کار 'اولیویا' بود.

الو؟

'دیل'، 'تام کولارد' کشتش.

لباس‌های خونیش رو تو حیاط پشتیش پیدا کردن.

نه، فکر کنم 'اولیویا' اونارو اونجا گذاشته.

ویدیوی اتاق خوابش 'لوپ' شده.

واسه همینه که اونقدر 'او سی دی' داشت

که همه چی سر جاش باشه تا با تصویر یکی باشه.

'دیل'، اون فلجه.

نه، فکر نکنم.

چی باعث شده فکر کنی اونجا یه روحه؟

من دیدمش. بالا، تو پنجره.

واسه همینه ازم خواست موزیک رو بلند کنم

تا صدای راه رفتنش رو نشنوم.

اوه، صداشو ببر بالا. صداشو ببر بالا.

فکر کنم اون خیلی بهتر از چیزی که نشون میده می‌تونه راه بره.

فکر کنم کل این ماجرا یه نقشه‌اس.

حتی زوال عقلش، همش بازیه.

الو؟

الو؟

چرا باید 'تریسی' رو بکشه؟ اصلا واسه چی؟

شوهر 'اولیویا'. اون تو مرکز ما فوت کرد، درسته؟

کدوم پرستار شیفت بود؟

هیچ مشکلی تو فوتش نبود.

'دیل'، همه چی مرتب بود. داری به چی اشاره می‌کنی؟

'دیل'؟

'اولیویا' از بیماری که تو شیفت من فوت کرد خبر داشت. اون از کجا می‌دونست، 'اد'؟

'دیل'؟

قطع کرد.

باید از این اتاق برم بیرون.

'اد' من رو از طرف آژانس فرستاده.

اومدم جات رو بگیرم.

آروم باش. به پلیس خبر میدم.

-فقط همونجا بمون. -'دیل'؟

'آلیس'!

الو؟

اوه خدای من. 'اد'. من سر وقت رسیدم.

الو؟

خانم 'استون'؟

'آلیس'!

اوه خدای من.

آخ!

'آلیس'؟

'دیل'؟

خدای من!

'جیکوب'. اوه خدای من. معذرت می‌خوام.

فشار بده. فشار بده.

'دیل'، من همه چیز رو دیدم.

دستت رو نگه دار... دستت رو همینجا نگه دار.

-من الان برمی‌گردم. -من همه چیز رو دیدم. 'دیل'. نه!

'دیل'! آآآ!

اونجا نرو!

'آلبرت' درباره‌ات درست می‌گفت.

'اولیویا'. وایستا. وایستا!

می‌دونی فرق من و تو چیه؟

من از دیدن خون بدم نمیاد!

نه!

-تو می‌خواستی منو بکشی! -نه، من این کارو نکردم.

تو این کارو کردی. تو می‌خواستی منو خفه کنی.

نه، من بالا بودم. اون من نبودم، 'اولیویا'.

-نه، نه! -کار من نبود.

تو می‌خواستی منو بکشی مثل اون مریض دیگه!

'اولیویا'، وایستا.

من نمی‌خوام تو رو بکشم. من می‌خوام بهت کمک کنم.

کمک کنی؟

'اولیویا'!

'اولیویا'. خدای من.

اوه خدای من.

'دیل'! 'دیل'! چی شده؟

نمی‌دونم.

-برید داخل! -اوه خدا.

حالت چطوره؟

خوبم.

ما دوربین‌های مدار بسته رو چک کردیم.

یه فیلم تکراری از اتاق گذاشته بودن

تا هیچ ردی از اتفاقاتی که افتاده نمونه.

مطمئن نیستم چرا این کارو کردی؟

چرا فقط دوربین رو خاموش نکردی؟

چی؟ صبر کن، داری درباره چی حرف می‌زنی؟

اون فیلم تکراری حدود ساعت ۶ بعد از ظهر درست شد

و با یه ویدیوی زنده عوض شد.

می‌دونم. من بودم که درستش کردم.

این چیزیه که تصویر زنده ضبط کرده.

اون من نیستم.

فکر نمی‌کردی 'آلیس' موقع انجام این کار غافلگیرت کنه،

پس به اونم چاقو زدی.

نه، من می‌خواستم نجاتش بدم. به 'اد' گفتم به پلیس زنگ بزنه.

من بالا با 'اد' از آژانس تلفنی حرف می‌زدم.

اون برام شهادت می‌ده. می‌تونید ازش بپرسید.

آره، ما با 'اد' حرف زدیم. اون زمان رو تایید کرد.

ولی طبق 'تایم استمپ' فید ویدیو،

این اتفاق بعد از تموم شدن مکالمه افتاده.

چرا باید یه دوربین بذارم

که از خودم موقع قتل فیلم بگیرم؟

و بعد مریضت داد زد:

'دیل'، تو می‌خواستی منو بکشی.'

-تو صدا هست. -نه، من... من کسی رو نکشتم.

نه.

تو کار رو تموم کردی بعد از اینکه هلش دادی

و سرش خورد به میز.

نه. اون یه تصادف بود. اون پاش پیچ خورد و افتاد.

من می‌خواستم بگیرمش.

چاقو زدن به 'جیکوب' هم یه تصادف بود؟

نه، من فقط چرخیدم و اون... من... فقط یه خراش بود.

اون یه زخم کاری نبود. نباید از اون می‌مرد.

-حتما یه نفر دیگه اومده. -کی؟

'تام کولارد'؟ اون که تو زندانه.

همون جایی که دیروز بود. تکون نخورده.

تو 'تریسی میلز' رو کشتی در حالی که می‌دونستی

تنها کسی هستی که می‌تونه جاش رو پر کنه.

این مسخرست. من تو مرخصی بودم.

من هفته‌هاست تو دفتر نبودم.

تو می‌دونستی 'تام' چه ساعتی بیرون میره

تا دخترش رو به مدرسه برگردونه.

بهت فرصت داد تا مدارک رو تو حیاط پشتی بذاری.

نه، من کسی رو نکشتم.

آخرین مریضت تو شیفت تو فوت کرد؟

فقط یه سوال دارم، چرا؟

-چرا این کارو کردی؟ -من نکردم.

شاید...

شنیدی که بدون تو نیروی کافی ندارن؟

شاید می‌خواستی شغل قبلیت رو دوباره به دست بیاری؟

یا شاید...

دنبال این می‌گشتی؟

این کلید یه صندوق اماناته.

'اولیویا' زن خیلی ثروتمندی بود.

یکی از حساب‌هاش تازه خالی شده بود.

پس میشه حدس زد که اون مقدار زیادی پول نقد داشته.

شاید فید ویدیو رو دستکاری کردی

تا بتونی دنبال پول بگردی

بدون اینکه دوربین مچتو بگیره.

داری منو متهم می‌کنی به کشتن 'تریسی'

به این امید که من بتونم جاش رو بگیرم

و یه مقدار پول نقد مخفی رو کش برم

از یه مریضی که من تا هفته پیش هیچی درباره‌اش نمی‌دونستم؟

-چپ دستی؟ -نه.

با دست چپت گرفتیش.

دست راستم آسیب عصبی داره.

-نمیتونی ازش استفاده کنی؟ -میتونم ازش استفاده کنم.

فقط نمیتونم چیز زیادی رو باهاش محکم نگه دارم.

'برک'، میشه باهات صحبت کنم؟

الان برمیگردم.

راستی، کارآگاه 'برک'،

'اولیویا' یه موسیقیدان حرفه ای بود.

اون آهنگ هاش رو یه جا قایم می‌کرد

چون کارش براش از هر پولی مهم تر بود.

این کلید کشو موسیقی‌اشه.

گزارش پزشکی قانونی گفت 'جیکوب' بر اثر خفگی فوت کرده.

نه زخم چاقو؟

ما سوابق تلفن همراهش رو چک کردیم.

چند تا تماس از محل کارش داشت، یکی هم از مادرش،

ولی یه تماس از یه هتل درست بیرون شهر داشت.

-پیگیری می‌کنی؟ -باورت نمیشه.

به 'تام کولارد' بگید می‌تونه بره.

تو تحقیقات قتل، معمولا ماشین بررسی صحنه جرم

هفته‌ها مستقر می‌شه تا ما تمام مدارک رو بررسی کنیم.

ولی من زودتر از موعد برشون گردوندم روی یه حدس.

-اون چیزی نیست که فکر می‌کنی. -بفرمایید بشینید.

'اولیویا' وکالت نامه رو به اسم تو امضا کرد؟

این ایده خودش بود.

اون می‌خواست یه نفر که بهش اعتماد داشت و می‌شناختش

بعد از مرگش از اموالش مراقبت کنه.

اون هیچ خانواده ای نداشت.

اموالش خیلی زیاد بود، بالای ۸ میلیون دلار،

وقتی که املاک، سهام و بقیه دارایی‌ها رو حساب کنی.

فکر می‌کنید من پولش رو می‌خواستم؟

تو پولش رو می‌خواستی.

مشکل اینه که

نمی‌خواستی منتظرش بمونی.

داری چی می‌گی؟

خیلی مشکوک به نظر می‌رسید

که باعث مرگ 'اولیویا' تو شیفت 'تریسی' بشی.

وقتی که شما دوتا از نظر احساسی با هم جور شدید.

تو از همون لحظه ای که 'دیل' رسید براش پاپوش درست کردی.

تو مانیتور رو دستکاری کردی تا بتونی 'اولیویا' رو بکشی

با خفه کردنش و بعد تقصیر رو بندازی گردن 'دیل'.

از اون بهتر، این که 'دیل'

به تازگی به مرخصی فرستاده شده بود

به خاطر یه اتفاق مشابه که یه بیمار تو شیفتش فوت کرده بود.

این مسخرست.

بعد از اینکه مانیتور رو دستکاری کردی،

تو دستگاه‌های 'اولیویا' رو خاموش کردی

وقتی که 'دیل' تو حموم بود.

تو امیدوار بودی که ما تقصیر رو بندازیم گردن 'دیل'.

بی احتیاطی.

ولی 'دیل' خیلی سریع جنبید.

خوبی. خوبی.

فکر کردم دارم میمیرم.

'جیکوب' فهمید چه نقشه‌ای داری، و باهات در این مورد حرف زد.

پس مجبور شدی اون رو هم تو نقشه ات سهیم کنی.

شما دوتا یه نقشه‌ای کشیدید

تا 'جیکوب' رو به عنوان یه آدم چشم‌چران که عکس می‌گیره و آنلاین پخش می‌کنه نشون بدید.

حتی اون دعوا بین خودتون رو هم الکی درست کردید.

یه مشت زد تو صورتم. فکر کردم می‌خواد منو بکشه.

اون یارو خیلی عصبیه.

با علم به اینکه اون به ما میگه گوشیش رو بگردیم

و ما ویدیوی قتل 'اولیویا' توسط 'دیل' رو پیدا می‌کنیم.

روش حساب کرده بودی.

ولی تو باید از ماجرا دور می‌موندی.

به یه 'بهونه' نیاز داشتی.

به خاطر همینه که، تو اون رعد و برق...

...تو از فرصت استفاده کردی و برق رو قطع کردی.

تا 'دیل' مجبور بشه بره تو زیرزمین.

انداختی گردن نوسان برق.

من فقط دارم سعی می‌کنم سوییچ درست رو پیدا کنم

-این اکسیژن 'اولیویا'ست. -آروم باش. کل منطقه برق رفته.

به ژنراتور نیاز داری. من میدونم کجاست. من برق رو درست می‌کنم،

-تو برو بالا و دستگاه رو دوباره تنظیم کن. -باشه.

وقتی که حواس 'دیل' پرت شد،

تو گوشی 'تریسی' رو زیر تختش قایم کردی.

بعدا، به گوشی 'تریسی' زنگ زدی و پیام فرستادی

با علم به اینکه اون پیداش می‌کنه،

شماره تو رو می‌بینه، بهت شک می‌کنه، و به ما زنگ می‌زنه.

تو حتی صبر کردی تا ما از پل رد بشیم،

زمانبندی کردی تا دست‌های تو روی 'دیل' باشه

لحظه‌ای که ما رسیدیم، می‌خواستی ما دستگیرت کنیم.

نه، این... این درست نیست.

در حالی که تو با خیال راحت با یه 'بهونه' عالی تو زندان نشستی،

'جیکوب' میاد اینجا تا دوربینش رو کار بذاره.

نقشه اینه که یه ویدیو از قتل 'اولیویا' توسط 'دیل' ضبط کنن.

ولی چطوری؟

دقیقا.

چطوری؟

'تریسی'.

فکر کردم 'تریسی' مرده؟

اون، ام، پیامی که حدود یه ساعت پیش دریافت کردی،

که ازت خواسته بود بیای اینجا و دنبال کلاه گیسی که جا گذاشته بگردی؟

این دردسر پیام دادنه.

هیچوقت نمیتونی مطمئن باشی داری با کی چت می‌کنی.

ما 'تریسی' رو تو متل 'سیکس' پیدا کردیم،

درست بیرون شهر.

همون جایی که ولش کردی.

هنوز کاملا زنده‌اس.

اونقدر لطف داشت که به ما اجازه داد استفاده کنیم

از اون گوشی یکبار مصرفی که بهش دادی تا بهت پیام بده.

حتی گذاشتین کلاه‌گیس رو هم قرض بگیریم.

واقعاً فکر کردین ما از قلم بندازیم

یه همچین مدرکی رو؟

هی، زهره ترک شدم.

با لباس‌های آبی و کلاه‌گیس،

'تریسی' مو نمی‌زد با 'دیل'.

'جیکوب' بیرون پنجره کمین کرده بود

با موبایلش که دوربینش آماده بود.

'تریسی' 'دیل' رو تو اتاق خواب طبقه بالا حبس کرد

و با عجله رفت پایین تا 'اولیویا' رو خفه کنه.

ولی جانشین 'دیل' یهو پیداش شد

اونم درست تو بدترین لحظه.

الو؟

'دیل'؟

'جیکوب' فکر 'آلیس' رو نکرده بود.

وای خدا.

اوه، گندش بزنن.

'جیکوب' همه ماجرا رو فیلم گرفت،

ولی اون برای یه پیرزن مریض قرارداد بسته بود

که زودتر راهی اون دنیا بشه،

نه قتل یه دختر جوون بی‌گناه.

وجدانش بیدار شد.

خواست به 'دیل' خبر بده که اشتباهی چاقو خورد.

'دیل'؟

'دیل' قاتلته.

اون 'جیکوب' رو چاقو زد.

'دیل' خواست 'جیکوب' رو نجات بده.

'تریسی' یه عالمه کلروفرم به 'اولیویا' داد،

ولی خب به خاطر وضعیتش،

نمی‌تونه درست نفس بکشه

مگه با دستگاه اکسیژن.

اون سم فقط بیهوشش کرد.

ولی شما احمق‌های دست‌وپاچلفتی عجب شانسی آوردین.

'اولیویا' یهو می‌خوره زمین، سرش ضربه می‌بینه،

همه‌اش هم تو دوربین ضبط شده، 'دیل' بدبخت هم حسابی گناهکار به نظر میاد.

وقتی 'دیل' داره با 'اولیویا' ور میره،

'تریسی' حساب 'جیکوب' رو میرسه.

'دیل' به 'جیکوب' چاقو زد.

'دیل' 'اولیویا' رو کشت، سرش رو له کرد.

همه‌اش رو تو فیلم دارین.

یه نکته خیلی کوچولو رو از قلم انداختین،

که البته حق دارین، نمی‌تونستین بدونین.

'دیل' نمی‌تونه چیزی رو سفت بگیره

با دست راستش.

اعصاب دستش به خاطر یه عفونت باکتریایی آسیب دیده

که تو بچگی گرفته.

به زور می‌تونه دستش رو مشت کنه.

پس محال بود بتونه چاقو رو تو دست راستش بگیره

مثل این عکسا.

این دیگه خیلی مسخره‌ست.

'اولیویا' دیگه ته خط بود.

چرا باید این همه ریسک کنم؟

یه کم در مورد وضعیت مالیتون تحقیق کردیم.

کلی بدهی قمار دارین.

به یه سری آدم حسابی خطرناک پول زیادی بدهکارین.

و دخترتون، 'پنی'.

داشت با لپ‌تاپتون بازی می‌کرد.

شما ایمیلتون رو باز گذاشته بودین.

یه چیزایی رو خوند که نباید می‌خوند.

بچه باهوشیه.

هنوز یه کم کبودی داره.

اولش نمی‌خواست چیزی بگه.

همش می‌گفت کبودی چشمش مال مدرسه است.

خیلی دوستتون داره.

این از همه بدتره.

اون پدرش رو از دست میده. آخه واسه چی؟ یه کم پول؟

شما که پول بیمه عمر زنتون رو گرفتین،

ولی کافی نبود.

عجب داستانی.

به به.

مدرکتون کو؟

بذار یه چیزی نشونتون بدم.

اینا تو گوشی 'جیکوب' بودن.

یه نصیحت دوستانه. وقتی عکس و فیلم رو پاک می‌کنین

از گوشی، باید کلا محوشون کنین.

وگرنه یه گوشه تو یه پوشه می‌مونن.

مطمئنم 'جیکوب' می‌دونست، وقتی بهش گفتین ثابت کنه

که پاکشون کرده،

می‌خواست یه مدرکی داشته باشه

اگه یه وقت اوضاع خراب شد،

که شد، نه؟

'تام کولارد'، شما حق دارین سکوت کنین.

هر چیزی که بگین ممکنه تو دادگاه بر علیهتون استفاده بشه.

شما حق دارین وکیل داشته باشین.

اگه پول وکیل ندارین، براتون وکیل می‌گیریم.

این حقوقی که براتون خوندم رو می‌فهمین...

اسلحه‌ام رو گرفت!

چی شده؟

بگردینش!

تیراندازی شد، افسر زخمی شد!

'کولارد'! راه فراری نداری!

اسلحه رو بنداز!

اونا منو تو زندون پیدا می‌کنن.

به دخترت فکر کن.

به 'پنی' فکر کن.

-داشتم. -نه!

-'اد'. -چطوری؟

-خوبم. -با مدیریت صحبت کردم.

قبول کردن دوباره تمام وقت بیارنت سر کار، با حقوق عقب افتاده.

واقعا ممنونم از این بابت. ام...

فقط یکم دیگه وقت لازم دارم قبل از ماموریت بعدی.

هر چقدر که لازم داری وقت بذار.

میخوای برسونمت خونه؟

نه. باید برگردم خونه 'اولیویا'

-و وسایلم رو جمع کنم. -وسایلت پیش منه.

کارآگاه 'برک' گفت بیارنشون.

کارآگاه 'برک'، چی سر 'پنی' میاد؟

پدربزرگش رو تو 'ورستر' پیدا کردیم.

قبول کرد ازش نگهداری کنه.

-میتونم باهاش حرف بزنم؟ -آره، حتماً.

میتونم اینجا بشینم؟

فکر کنم ازم بدت میاد.

این درسته، این چیزایی که میگن اون انجام داده؟

بعضی وقتا آدما وقتی تو شرایط بد گیر می‌کنن،

هر کاری می‌کنن تا خودشون رو نجات بدن.

اون هیچوقت باهام بد نبود. خوش می‌گذروندیم.

بعضی وقتا.

حالا میخوای بری با پدربزرگت زندگی کنی؟

اونجا که نمیشه دوچرخه سواری کرد.

اون تو آپارتمان زندگی می‌کنه.

تو چی؟

حالا کجا میری؟

یه خونه دیگه؟ یه مریض دیگه؟

هوم.

ولی یه کاری هست که باید اول انجام بدم.

یه خواهری تو 'میشیگان' دارم که تا حالا ندیدمش.

زیرنویس shine021

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.