All language subtitles for Impractical.Jokers.S01E15.Pick.a.Loser.720p.HMAX.WEB-DL.DD2.0.x264-SiLK

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM

در ادامه، بچه‌ها...

مِر رو مجبور می‌کنن لباشو غنچه کنه.

آها، آها، داره شروع می‌کنه! - -چی‌کار داری می‌کنی؟

گوینده: سَل در حال تقلب دستش رو می‌شه.

بهت می‌گم، الان فقط داری خالی می‌بندی.

حتی تلاش نکن. - خودت می‌دونی چی‌کار کردی.

گوینده:

و جو دنبال دم خودش می‌دوه.

تکون نخور.

الان نفس‌نفس می‌زنه.

گوینده: به علاوه، بزرگترین بازنده امشب...

خودشو ضایع می‌کنه...

جلوی ۷۰۰۰ نفر!

ما اینجاییم، سوپرمارکت فِروِی.

و داریم از تو سبد خرید مردم غذا می‌خوریم.

همین کارو داریم می‌کنیم.

باید غذاشون رو برداریم، چپونیم تو دهنمون.

و همونجا جلو خودشون بخوریم.

هدف اینه که تا جایی که می‌تونید...

میوه و سبزیجات بخورید.

هرکی کمتر بخوره، می‌بازه.

و شکلات هم یه سبزیه!

پس من برنده‌ام!

این اصلا یه حرف منطقی نیست.

استرس دارم.

اینا خیلی... - اون‌ها خیلی خوبن.

اسم اونا چیه؟

کلمنتین.

وای خدا!

گوجه فرنگی... گوجه فرنگی‌های انگوری.

اونا خیلی خوبن. خیلی...

برای پخت و پز و این چیزا خوبن.

هیچ‌کس نمی‌خواد باهات حرف بزنه.

اون عمدا از کنار تو رد شد.

اگه این اتفاق برای من می‌افتاد...

فکر می‌کردم اون آدم یه روانیه.

فقط هرکاری که به طور طبیعی ازت برمیاد رو بکن.

غذای جلوتو قاپ بزن.

عجیبه که هنوز نرفتی تو اون آخوری که پشت سرته.

داری با من حرف می‌زنی؟

انگار که خودت چاق نیستی!

جو، از اونجا بوی این میوه چطوره؟

ها ها! شوخی دماغی!

باحال بود.

برو!

اجازه بده همین‌جا متوقفت کنم.

چون انگور خوراک منه!

انگور خوراک منه!

جدی می‌گم!

ولی اونا خوراک منن!

بلوبری...

اونا هم خوراک منن!

خب، نوبت مره.

اگه من جای تو بودم، حتماً اونارو برمی‌داشتم.

اگه من جای تو بودم.

آره، من خریدمش.

حدود دو هفته پیش.

خیلی خوبن، خیلی تازه.

و تقریباً به خوبی...

ایناییه که شما دارید.

طالبی.

نکته خوب در مورد اینا...

اگه امتحانشون کنی...

واقعاً...

واقعاً خوبن، واقعاً تازه.

این یکیه! - -یعنی خیلی خیلی خوبن.

این رو نمی‌تونید پیدا کنید...

تو بقیه مغازه‌ها.

تنها چیزی که به خوبی جاهای دیگه نیست...

اونیه که شما برداشتی.

برش‌های انبه.

تو این فروشگاه، اینا اصلا به اون خوبی نیستن.

ببین... به خوبی اون یکی‌ها نیستن.

باید بهتون بگم...

که اینایی که دارید برمی‌دارید...

وای خدای من!

چیز عالی در مورد دونه‌های انار اینجا...

اینه که...

فوق‌العاده فوق‌العاده تازه‌ان.

واقعاً خوبن.

شما از همین محله‌اید یا نه؟

شما شبیه یه کهنه سرباز جنگی هستید...

که برگشته خونه و تمام چیزی که داره...

فقط به اندازه میوه خریدنه.

"چیزایی که دیدم."

"شما نمی‌فهمید. - اونجا کثیف بود!"

آه. آه.

اونجا، سمت چپت.

چیه، داره توت‌فرنگی می‌قاپه؟

- خیلی کُندی، رفیق.

بزن بریم، کیو... - برو سراغ اون خانم.

وارد شد، وارد شد. - -من اون گوجه رو می‌خورم.

یالا! - -باشه.

کار سختیه.

این مرد توئه.

داره شروع می‌کنه.

اون مرده قیافه‌اش جوریه که می‌تونه دخلتو بیاره، رفیق.

آره، همینطوره.

کیو، اون مرد تازه... - سبد خریدشو ول کرد.

بوم!

دارم انگورای تو رو می‌خورم، داداش!

بوم!

این انگورا... خوشمزه‌ن

چه انگورای خوشمزه‌ایه، رفیق

آه، چه قدر!

سیب سبزها؟ --آره

اوه، شروع شد!

بریم!

بریم، این از این!

سه دلار و نود و نه سنت برای این بسته؟

آره

اوه، پس دونه‌دونه پیچیده شدن

هیچ کس نگفت آسون میشه، رفیق

پس کار زیادیه، واقعا

اگه می‌خوای برسی

به سیب

خب، چی مجازه؟

همه‌شون رو بچپون تو دهنت!

بندازشون تو!

باشه، ممنون

دارم میمیرم

این دیگه چیه؟

یه نکته بهت بگم... اعلام نکن

به مردم وقتی داری دزدی می‌کنی.

شاید راحت‌ترش کنه

چیه این؟

تاماام!

می‌ترسم دزدی کنم – چون ممکنه دستگیرم کنن

خب. اگه بازداشت بشی، از بین ما به کی زنگ می‌زنی؟

اگه فقط یه حق تماس داشته باشی؟

احتمالاً به کیو زنگ می‌زدم چون

پارتی داره.

شاید به موری زنگ نمی‌زدم

آخه... اِمم

اصلاً زنگ نمی‌زدم.

قضیه موری اینه که...

نمی‌تونه لباشو

از مردم برداره. - عجیبه

پس یه... چالش عالی برای مور داریم.

باید بره جلو و سعی کنه با غریبه‌ها لب بگیره.

و اگه نتونه کاری کنه که اونا

ببوسنش، می‌بازه.

حریفش کیه؟

هر دو: من نه!

سال رفته تو کار شکار.

مو بلوند. - همون مو بلونده که سفید پوشیده.

ببخشید. می‌خوام برم به...

منطقه مالی.

باشه. - می‌دونم که خودم اینجام...

چه تیکه ایه!

میتونم من جاش بیام؟

اِم، نه.

هرچیزی که روش نوشته باشه به خیابون ساوث میره.

واقعاً ممنونم.

هی، خواهش می‌کنم.

نه.

یه کم فکر کرد.

اون دختره که موهاش دریدلاکه.

ببخشید. می‌دونید مترو این دور و بر هست؟

آره، یه ایستگاه قطار اون سمته.

تو بی‌نظیری

و نزدیک‌ترینش - دقیقاً همونجاست.

امروز هیچ‌کس حتی - نگاهمم نمی‌کنه.

اون مهربونه.

تو مهربون‌ترین آدمی.

قراره ببوسدش.

به سلامتی، رفیق.

(صدای بوسه) دوستت دارم!

باشه، کافیه. می‌خوام - یه مشت بزنم تو شکمت.

نه.

«می‌خوام یه مشت بزنم - تو شکمت.»

اون از مهربون‌ترین آدمِ...

که امروز دیدم...

رسید به «می‌خوام بهت حمله کنم.»

اون یارو چطوره؟

واقعاً استرس دارم.

ببخشید آقا.

دارم سعی می‌کنم برم به...

موزه‌ی تاریخ طبیعی.

موزه‌ی تاریخ طبیعی - مستقیم اون بالاست.

پیاده میشه رفت؟

۲۵ دقیقه پیاده‌ست.

آها، اینم رفت. - -باشه. مرسی.

اوم...

امروز سه‌شنبه‌ست، نه؟

خیلی ممنون.

بفرمایید.

بفرمایید.

بفرمایید.

اینم واسه موری.

مور: قرمز؟

اون ژاکت قرمزه؟

اون مرده. - -آها، اون آقاهه.

نه، باز یکی دیگه!

وای خدای من!

تو عمرم، هیچ‌وقت...

شبیه اون یارو نمیشم.

تنها راهی که من بتونم شبیه اون یارو بشم...

اینه که سرمو قطع کنم - و بذارم رو بدن اون.

دارم سعی می‌کنم برم بالا (تا...)

موزه متروپولیتن

و من فقط نمی‌دونم کجاست.

اینجاست، اینجاست، اینجاست.

عالیه. - دمت گرم، رفیق.

چی؟

چ-چی؟

برو پی کارت! - -آه، فقط، خب...

تو بهم آسیب می‌زنی، - پس من میرم.

اون یارو می‌خواست... - هنوز داره نگام می‌کنه؟

اون دختره کنار فواره. - اون یارو با پیرهن مشکی کنار فواره.

ببخشید.

دارم میرم موزه...

تاریخ طبیعی.

از اینجا تا اونجا پیاده میشه رفت؟

یا خیلی دوره؟

آره، می‌تونین پیاده برین.

۲۰ تا بلوکه.

داره الان بهش...

لاو می‌ترکونه.

ممنون. - خیلی ممنون.

اِم‌هم.

باورم نمیشه - بوسیدش!

داره چیکار می‌کنه؟

باید بره صورتش رو بشوره - همین الان.

یکی به اون دختر - یه کم لیسترین بده.

ما الان شاهد بودیم...

اولین بوسه موری رو.

راوی: سال و مِر جفتشون...

برنده شدن.

تو این مرحله از زندگیم - خجالت‌آوره.

چقدر از فرم افتادم.

اینقدر به خودت سخت نگیر.

این حرفو تو می‌زنی؟

بذار از اول بگم.

احساس بدی دارم که چقدر...

از فرم افتادم.

ما تو یه کتابفروشی هستیم، و...

امروز باید بریم پیش غریبه‌ها.

(empty)

و یه کلمه خیلی عجیب - بهشون بگیم.

چالشمون اینه که کاری کنیم...

کلمه رو برامون تکرار کنن.

ایشالا کلمه "شومیز" باشه.

خب، سال. - سعی کن یه نفر رو پیدا کنی...

که کلمه "گِرکین" رو بگه.

مثل خیارشور کوچولو.

می‌دونم چیه.

مثل اینکه... دیگه با گِرکین من بازی نکن.

خب.

نمی‌دونم - کدوم رو انتخاب کنم.

آخه اینقدر زیاده. - فرقشون رو نمی‌دونم.

من یه کمی...

خیارشور دستمه اینجا.

یه کم گِرکین.

صحبت از گِرکین شد، - من الان غذا خوردم.

تو اون ساندویچی سر خیابون.

یه چیزبرگر خوردم.

یه خیارشور داشت.

تُردترین، بهترین خیارشور...

که تا حالا خورده بودم.

چه گِرکینی!

آره.

تو از اونا خوشت میاد؟

خیلیا - ازشون خوششون نمیاد.

تا حالا خوردی؟ - -فکر نکنم.

چی رو؟

فکر نکنم خورده باشم. - نه.

مدل گِرکینی.

به علاوه، گفتنش باحاله.

گِرکین.

درسته.

آره، دقیقا... گِرکین.

- اوه!

نه، اون دیگه...

باید آیین‌نامه رو چک کنیم - سر این یکی، رفیق.

"گفتنش باحاله"؟

تو که نمی‌تونی اینو بگی، درسته؟

تو ناخودآگاه بهش پیشنهاد دادی...

که اونو بگه.

تو داری پیشنهاد می‌کنی بگه. - -همین الان بهت میگم.

سر اون با چنگ و دندون - باهات می‌جنگم.

الان یه رای‌گیری می‌کنیم.

نه، اینطور نیست.

عمراً، رفیق.

من ازش نخواستم بگه...

هیچی.

حتی تلاش هم نکن. - خودت می‌دونی چیکار کردی.

همین الان بهت میگم که تو پر از...

نظر اکثریت ملاکه، رفیق.

کیو، باید یه نفر رو گیر بیاری که...

کلمه "هامبون" رو تکرار کنه.

هامبون. - -هامبون.

هامبون.

رفیق، اگه الان نتونی این کارو بکنی...

با اون که همین الان - اونجا وایساده.

چطوری، داداش؟

خبر خاصی نیست.

حالت چطوره؟

اینجا کتابی می‌بینی...

به اسم "هامبون"؟

خب، راجع به چیه؟

درباره‌ی...

استخوان‌های توی ژامبون.

تا حالا اسمشو شنیدی؟

نه.

توی دانشگاه بهم می‌گفتن...

"همبون" یا "همبونر".

برای همین وقتی شنیدم این کتاب داره میاد...

گفتم "باید بخونمش"، درسته؟

آره.

همبون.

آره.

آره چی؟

ببخشید؟ چی؟

نه، من فقط گفتم آره.

فکر کردم تو چیزی گفتی.

نه، من چیزی نگفتم. - -آها، باشه.

مر، کاری کن این کلمه‌ی...

"کاک" رو بگه.

سعیمو می‌کنم.

مثل اون ماده‌ای که تو حموم استفاده می‌کنن؟

آره.

نه اون چیزی که برای خانما استفاده می‌کنی؟

من نویسنده‌ی این کتابو خوندم.

راستی، منم اون نویسنده رو خوندم.

همین بالایی که تو داری.

زندگینامه‌شو می‌دونی؟

یه کم.

برای یه مدت کوتاه...

برای یه تابستون...

به عنوان یه... کار می‌کرد.

"کاک‌کار" حرفه‌ای.

مثل اونایی که خونه می‌سازن و این جور چیزا.

مثلاً با کاک طراحی می‌کرد.

جالبه.

عجیبه، نه؟

این کارو برای...

حدود دو تابستون انجام داد.

که بابای منم قبلاً...

خیلی کاک می‌کرد.

اون یه تعمیرکار خونه بود.

سال: ببین این یارو چقدر گیج شده.

اون خیلی با کاک کار کرده بود.

و واقعاً...

خوندنش برام جذاب بود.

من قبلاً خودم هم کاک‌کاری کرده‌م.

اوه!

تو قبلاً کاک‌کاری کردی؟

لعنتی!

موفق شد.

جو، سعی کن کاری کنی این یارو...

کلمه‌ی "وازو" رو بگه.

اوه، این دیگه...

خیلی رو مخه الان.

من کلی بوک‌مارک دارم.

و حالا اونا بوک‌مارکارو گذاشتن اینجا.

یعنی همراه خود کتاب.

وقتتو تلف کردن.

می‌دونم.

من یه کلکسیون کامل دارم.

من کلی ازشون دارم.

توی خونه‌م، همه‌جا توی وازوم.

من این همه بوک‌مارک دارم.

و حالا اونا فقط همین‌جوری میندازنش توی کتاب.

وقتشه یه شکایتی بکنم.

وازوی من پر از...

بوک‌مارکه.

آره همین‌طوره. این یه وضعیت ایده‌آل... نیست.

برای... اوه... وضعیت ایده‌آلی نیست.

برای وازو، کلاً.

کاملاً درسته!

وای خدای من!

روز خوبی داشته باشید، آقا.

تموم شد. دیگه تموم شد.

دیگه حتی نمی‌خوام این بازی رو انجام بدم.

خسته شدم از این کار.

این مسخره‌ست!

راوی: با این حال، کیو و سال...

کلی ضرر کردن.

بی‌مسئولیتی سال.

همیشه تقصیر یکی دیگه است.

اگه لاستیک ماشین سال پنچر بشه...

تقصیر لاستیکه.

سال مریض بشه، تقصیر یکی دیگه است.

تو جوری حرف می‌زنی انگار من مسئولیت‌پذیر نیستم.

بابت کارهام.

تقصیر من نیست که تو اینجوری حس می‌کنی.

لبخند بزنید!

ما عکاس پرتره هستیم.

توی مرکز خرید جرسی گاردنز.

قراره به مردم عکسبرداری رایگان پیشنهاد بدیم.

اما انعام هم قبول می‌کنیم.

البته گرفتن انعام آسون نخواهد بود.

چون قراره به همدیگه بگیم...

چی بگیم و چیکار کنیم.

پلیس از ما خواسته...

که دیگه هرگز به مر دوربین ندیم.

پس مر قراره...

این دفعه تماشاچی باشه.

اسمش چیه؟

سلام جاشوا

یه چیز کوچولو... واسه کیو در نظر گرفتیم.

شروع شد! اوه، داره مستقیم... به دوربین نگاه می‌کنه.

اوه، صبر کن. این یه فرصت عالیه.

این یه فرصت... عالیه.

بذار یه پس‌زمینه... که اینجا دارم رو بیارم پایین.

بذار یه پس‌زمینه... بیارم پایین.

وایسا. باید یه پس‌زمینه... بیارم پایین.

یه پس‌زمینه عالی... برات دارم.

اون پرده‌ها رو باز کن.

بیارش پایین.

خوبه. بیارش پایین.

تمومه.

باشه.

خب.

این یه عالیه...

فرصت عالی.

اوه خدای من!

بریم. آماده‌اید؟

همه بگید...

همه: میلْف!

انعام هم قبول می‌کنیم.

اگه دوست داشتید.

لازم نیست البته.

هیچ انعام. صفر انعام.

آره!

واقعا خوبه... واقعا خوبه.

باشه، همون‌جا بمون. همون‌جوری بمون.

سَل عاشق چیزی میشه... که پشت اون پرده‌ست.

تو همون ژستی که بودی... بمون.

اون پس‌زمینه رو باز کن.

بیا عوض کنیم...

پس‌زمینه رو یه ذره.

اوه، نه، تروخدا نه.

نه، خودم انجامش میدم! اشکال نداره، اشکال نداره.

بیارش پایین.

اینم ازش.

خب.

خب. این یه عکس قدیمی از منه.

وقتی اولین بار فکر خوردن...

سیب‌زمینی و عکاسی به سرم زد.

بذار جلوی صورتت... همدیگه رو ببوسن.

باشه، می‌خوام ببوسید.

عاشقونه باشه، داداش. هر سه نفرتون رفتین قرار.

رفقا، شما...

بیرون رفتین.

سه تامون رفتیم... واسه یه شب‌گردی تو شهر.

داریم خوش می‌گذرونیم، داریم خوش می‌گذرونیم.

بهمون نگاه کنید... داریم وقت می‌گذرونیم...

کنار دیوار آجری و سیب‌زمینی می‌خوریم.

میشه یه لطفی در حقم کنی؟

یه عکس سریع از من... با خودم بگیری؟

میشه یه لطفی در حقم کنی؟ -- آره.

میشه یه عکس سریع بگیری؟

از من با خودمِ پیرِ چاقم؟

اون قیافه رو بگیر.

اگه فکر کردین اوقات خوبی...

داشتید، انعام هم قبول می‌کنیم.

باشه، ممنون.

۶ دلار. - خیلی ممنون!

چی؟!

۶ دلار.

عجب آدم عوضی.

می‌دونی این شوخی... یه شوخی خیلی گرونه.

امیدوارم قدرشو بدونی. -- خفه شو، جو.

می‌خواید عکس بگیرید...

با هم؟ باشه، عالیه.

می‌دونی، جو... تو بهتر کار می‌کنی...

وقتی داری... به موسیقی گوش میدی.

اوه، شروع شد.

تو کشو... یه آی‌پاد هست.

می‌تونی درش بیاری، رفیق؟

بیا دیگه، بابا.

با این...

جو خوب نمی‌رقصه، ولی...

با تعهد می‌رقصه.

ما دوست داریم این اتفاق بیفته...

تا جایی که ممکنه.

اولین آهنگ اونجاست، رفیق. حالا برقص.

باشه، پس بیا... بیا فقط...

یه کمی خوش بگذرونیم.

بیا یه کمی راحت باشیم.

حرکات رقص دیوونه‌وار.

دیوونه.

د رانینگ مَن.

مثل یه میمون مست.

شبیه...

یه آدم دیوونه‌ست.

آهنگ شماره دو رو بزن.

یه کمی موسیقی خوب برای دویدن داریم.

اوه، زودباش با این!

سه دور. سه دور.

تا حالا شنیدی...

عکاسی فریجوتسکی رو؟

فریجوتسکی. یه چیز جدیده.

که تو یخ می‌زنی وقتی من جوتسکی می‌کنم.

وایسا.

همون‌جا بمون.

تکون نخور. تکون نخور.

بدو، بدو!

تکون نخور

داری

خرابش می‌کنی

همین الان خیلی نفس‌نفس می‌زنه

خرابش نکنی! تکون نخور!

بسه دیگه، من دیگه نمی‌کشم. بیا، یه انعام بده

فقط یه انعام بده

من دیگه نمی‌کشم. بیشتر از این نمی‌کشم

جونم دراومد، خانوما

تو الان به من انعام دادی؟

اوه، خیلی باحال بود

مستقیم می‌ره

پای قبض بیمارستانم

آدم فکر می‌کنه اگه به یه زن بگی "میلف"، تعریف ازشه

برای منم عجیب بود، ولی فکر کردم خوششون میاد

خبر بد اینه... که خوشش نیومد

راوی: «کیو» اونقدر که

باید، خوب نبود

سال، چرا هیچ‌وقت از

عکسای خودت خوشت نمیاد؟

خب، این روز و روزگارِ الان که...

"من همین الان ازت عکس می‌گیرم و آپلودش می‌کنم

همین الان تو اینترنت"... آروم باش رفیق

مردم فکر می‌کنن هر کاری دلشون بخواد می‌تونن بکنن

این عصر دیجیتالی که الان

"آه، ازت عکس می‌گیرم و تا ابد می‌مونه."

سال‌هاست که من و سال این بازی رو می‌کنیم

که توش وارد مکالمات شخصی مردم میشیم

آره، ما هردومون می‌دونیم کی توش بهتره

هردو: منم!

اینو تمومش کنید دیگه!

خیلی خب

داداش، آروم باش

آروم بگیر

هدف اینه که من و جو باید بپریم وسط

حرف مردم، حداقل سی ثانیه

بدون اینکه بیرونمون کنن

من صد دلار روی جویی شرط بستم

اوه!

من یک دلار روی سال شرط بستم

نوبت ساله

آره، واقعاً

هو!

می‌دونم

کاملاً همینطوره، بچه‌ها

آره

آدم هیچ‌وقت نمی‌دونه

گاهی اوقات زندگی

سخت می‌گیره

پس واقعاً راست میگی

که می‌گی

درباره‌ی... چی داشتین

حرف می‌زدین؟

نمیتونی نادیده بگیری

یه آدم پرحرف و پرسروصدا رو

چیزی که من درباره‌ی عروسی‌ها نمی‌دونم

راستش یه کتاب میشه

گفت حرف نزنم؟

آره، نه، من فقط

خب، این که نیست

سی ثانیه

اینم از این، اینم از این

بعد من قبلا بهش زنگ زدم

و اون اینجوری بود که: چی؟

من قشنگ افتادم وسط حرفشون؟

اون واقعاً باید یاد بگیره آروم‌تر رفتار کنه

تو صد در صد درست میگی

خودت می‌دونی چطوریه

بعضی وقتا یه کم

می‌دونی، اِه، دم‌پریودی میشه

یه کم

من نگفتما

ولی

من گفتم. ولی دو به اضافه دو میشه

همیشه چهار با تو، صد در صد

همیشه

همینطوره که مردم

پنج ثانیه‌ی دیگه

چی شده

قرمز بزرگ؟

فقط ما دختریم اینجا تو پارک

انجامش داد!

این چالش ملاک این نیست که من قبلاً چند بار

برنده شدم

فقط می‌خوام اینو بگم

تنها چیزی که مهم بود، الان بود سال

من یه بازی برگشت می‌خوام

حل شد!

راوی: درسته، مار

حل شد

کیو بازنده‌ی بزرگ امشبه

ما الان تو بازی بیسبال لیگ کوچک لکوود بلوکلاوز هستیم

و ما کیو رو تازه فرستادیم

به یه صندلی خاص

قراره ازش بخوایم یه کار خیلی

چندش‌آور بکنه

جلوی هفت هزار نفر!

الو؟

هی، کیو؟ - -آره

می‌خوایم شروع کنی دماغتو بکنی

شروع کن دماغتو بکن.

متوقف نشو.

ول نکن. ول نکن.

بکن! بکن!

همینطور بکن.

همینه. عمیق‌تر.

اوضاع قراره بدتر بشه. - بالا رو نگاه کن.

یا خدا!

اوووه، باید بخوریش!

باید بخوریش!

وای خدای من!

اوه! اوه!

به این میگن مجازات!

💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.