Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM
صدای جینگ پیجر
«کسانی که منتظر ثبتنام برای تورهای ساحلی هستن...»
صدای شاتر دوربین
خانمها و آقایان، ایو فونتین
صدای کشتی
همه لبخندهای کریسمسی بزنید. هو، هو، هو
یکی هم تکی بگیریم. آره
فقط تو و خودِ هنرمند. عالی میشه
عزیزم، همهی ما به یه ذره زرقوبرق نیاز داریم
اوه، این یکی عالیه، دونا
توی شبکههای اجتماعی عالی به نظر میاد
من از نُه سالگی طرفدارت بودم
اوم. پس برمیگرده به خیلی وقت پیش
لابد توی کشتی نوح هم اجرا داشته
خیلی ممنونم
خب، مطمئنم از وقتی مریضیت تشخیص داده شده، خیلی سختی کشیدی
کلانژیت صفراوی اولیه. میدونم، اسمش خیلی ثقیله
کبدش دیگه کار نمیکنه. درسته
همه خیلی لطف داشتن؛ هزینهی سفر با کمکهای مردمی جمع شد، کابینمون هم ارتقا پیدا کرد
شام سر میز کاپیتان
و صندلیهای ردیف اول برای اجرای اصلی ایو در ادامه
متشکر
ما دیگه واقعاً باید... بله
میتونم...؟ یه بغل دستهجمعی؟
- اوه، باشه. (صدای شاتر دوربین)
هی، واقعاً خسته به نظر میای. یه کم دراز بکشی برات خوبه
خداییش برنی، انقدر مته به خشخاش نذار. هنوز قرصهات رو نخوردی
آره، گوش کن، برای بعداً باید توی بهترین حالتت باشی
چون نمایش خندهدار کریسمس رو داریم
و مخلصِ شما هم قراره نقش «باتنز» رو بازی کنه
(میخندند)
فکر کنم یه ساعت استراحت بد نباشه. آره
بعداً برای شراب گرم و پای گوشت میبینمت؟
حتماً. فعلاً
میبینمت. کالین، یه لحظه بیا
ایو. گلهای توی اتاق لباسم باعث شدن آلرژیم عود کنه
من مخصوصاً خواسته بودم که گل سوسن نذارید
خیلی خب. لابد توی لیست درخواستهاتون ندیدمش
با بخش خدمات براتون صحبت میکنم. آره، و یه ماساژ هم میخوام
و یه پاکسازی پوست، قبل از تست صدای امروز بعدازظهر
قبلاً با روچیرا هماهنگ شده. و دیگه خبری از ملاقات با طرفدارها نباشه
این عوامالناسِ توی کشتی آخرش من رو به کشتن میدن
اگه همینطوری ادامه بده، قسم میخورم که پرت میشه توی دریا
بیا صبر کنیم کریسمس تموم بشه، باشه؟
اوه، جک گریلینگ رو برگردونید. همهچی بخشیده شده. اوم
# دارم میرم سراغ یه ماجراجویی و یه حسی دارم
# که خورشید قراره بتابه، بتابه
# خورشید قراره بتابه
# من عاشق اقیانوسم
# و یه حسی دارم که امشب راهی دریا میشم
# امشب، امشب راهی دریا میشم
# همهاش به خاطر توئه
# که همیشه به یاد خواهم داشت
# دارم میرم سراغ یه ماجراجویی، با فکر تو در سرم
# دارم میرم سراغ یه ماجراجویی
# با فکر تو در سرم. #
اداره بندر آلیکانته اجازه داده که نزدیک شدن به ساحل رو شروع کنیم
باد و جزر و مد هم باهامون یاره
پس اگه شانس بیاریم، طبق برنامه میرسیم
از وقتی ساتهمپتون رو ترک کردیم، حال و حوصله نداری
انگار به زور میآی سر کار
کریسمس همیشه زمان محبوبِ جک توی سال بود، خب
از وقتی کشتی رو ترک کرده، هیچ خبری ازش نیست
خب، شاید اینطوری بهتر باشه
امروز بعدازظهر یه گشت به مقصد «سانتا دومنیکا» داریم
زیارت کریسمس
هر دومون یه کم مرخصی ساحلی طلب داریم
میتونیم با هم بریم. من هنوز باید دفتر گزارشها رو پر کنم
شاید یه کم استراحت توی حالوهوای جشن، کلی برات خوب باشه
صدای جینگ پیجر
«کریسمس مبارک، رفقا
«من کالین هستم، مدیر سفر شما
«به اطلاع تمام مسافران میرسونم که کشتی الان به آلیکانتهی آفتابی رسیده
«زمانی عالی برای یه خریدِ لحظهآخری مخصوص جشن
«پس چرا یه کلاه سامبررو نذارید و یه نوشیدنی باز نکنید؟
«چون شمارش معکوس برای کریسمس از همینجا شروع میشه.»
صدای جینگ پیجر
«مایل هستیم مسافران رو از تخفیفهای امروز مرکز خرید باخبر کنیم
«۲۵ درصد تخفیف برای تمام عطرها...»
اون پستِ ایو فونتین حسابی وایرال شده
شنیدم پادکستش کلی دنبالکننده پیدا کرده
آره. اولین بار که دونا فهمید به درمان خاص نیاز داره
یه فراخوان کمک مردمی برای جراحی سلولهای بنیادی توی آریزونا راه انداختیم
برنی توی تکتک مراحل، همیشه هوام رو داشته
بهترین دوستها مگه برای چی هستن، مگه نه؟
بفرما، جمیل. بیزحمت این رو پر کن
و هر چی که این خانمها میخوان
ما خوبیم. ولی بدم نمیاد یه آب آناناس بخورم
از اولِ سفر، همهاش چسبیده به این دختره
پس حال نکردی لباس بابانوئل بپوشی؟
خب، میدونی که، من دوست دارم متمایز باشم، مگه نه؟
با این ریخت و قیافه عمراً بتونی کسی رو تور کنی
من جوانم، آزادم و مجرد. چرا از شنیدنش تعجب نمیکنم
صبر کن. برات یه کادوی کریسمس کوچولو گرفتم
لازم نبود این کار رو بکنی. اشکالی نداره
بیزحمت این رو نگه دار
بیا ببینیم توی تنت چطوره، باشه؟
ممنونم. خیلی قشنگه
زیباست. گوش کن، اوم
بچهها قراره بعداً برن توی شهر یه چیزی بخورن
ولی منظورم اینه که، من میتونم پیچش بدم و شاید من و تو
کلِ بعدازظهر رو با هم باشیم
- اون امروز سرش شلوغه. (آه میکشد)
زیارت سانتا دومنیکا
برنی هنوز منتظر یه معجزهی کریسمسه
خیلی خب، حالا... اگه نظرت عوض شد
بعد از اون همه سختی، تنها چیزی که از این سفر میخواستم یه کم خوشگذرونی بود
بعد از اون همه سختی که کشیدم
تو تازه باهاش آشنا شدی و اون همین الان داره برات کادوهای گرونقیمت میخره
من فقط نگرانتم. برای تور دیرمون میشه
- (برنی آه میکشد) دونا! ببخشید
صدای زنگ کلیسا
«پناهگاه لوس پرگرینوس اخیراً تأسیس شده است
«بعد از اینکه یک دختر محلی به نام توماسینا فرناندز
«حضرت مریم را در یکی از باغهای پرتقال رویت کرد
«به او مأموریت داده شد تا زیارتگاهی بسازد
«تا بیماران و مجروحان برای شفا یافتن به آنجا بیایند.»
خب، معلومه که دارن مؤمنها رو حسابی دور هم جمع میکنن
ستایش بر عیسی مسیح. ستایش ابدی بر او
تا ابدالآباد
امروز صبح برات دعا کردم
برای آدمهایی مثل من معجزه اتفاق نمیافته
نه. باید ایمان داشته باشی، دونا
هی، هی
پس چی شد اون خوشگذرونی توی شهر؟ بچهها بدون من هم از پسش برمیان
فکر کردم به هر حال به یه کم حمایت روحی نیاز داری
پروردگارا، بر ما رحم کن
مسیحا، بر ما رحم کن
پروردگارا، بر ما رحم کن
مسیحا، صدای ما را بشنو
درود، درود، درود بر مریم مقدس
خیلی وقت بود که زمانی رو با هم نگذرونده بودیم
دلیلی نداره که نتونیم هنوز با هم دوست باشیم
حالا که کریسمس رو با آیین عشا و دعا جشن میگیریم
از بیماران و ناخوشاحوالان دعوت میکنم جلو بیان
تا در زیارتگاه مریم مقدس متبرک بشن
مادرِ مسیح، برای ما دعا کن
مادرِ فیضِ الهی، برای ما دعا کن
درود، درود
ای مریم مقدس، برای ما دعا کن
ای مادرِ مقدسِ خدا، برای ما دعا کن
ممنون پدر. عالی بود
مراسم زیبایی بود. متشکرم
شاید یه صدقهی کوچولو؟
برای نگهداری از کلیسا. بله
کی قراره بفهمی که اون علاقهای بهت نداره؟
دونا این رو بهت گفت، نه؟ من آدمهای فرصتطلب رو خوب میشناسم
بیا واقعبین باشیم. اینکه دونا با یه مرد خوشتیپ معاشرت میکنه
بدجوری به قبای تو برخورده
واقعاً فکر کردی به بازندهای مثل تو قانع میشه؟
اون اصلاً در سطح تو نیست جیسون. همهچی مرتبه؟
دکترها فکر میکنن اون به پیوند نیاز پیدا میکنه
حالت تهوع، یرقان، ورم مچ پا
واقعاً میخوای مسئولیت همهی اینها رو قبول کنی، آره؟
فکرش رو میکردم که نه
احمق
حالت خوبه؟ آره
فرانکی! تو دو تا چوپانِ کوچولو ندیدی؟
ردا، صندل... میدونم چه شکلیان، کالین
اوو، توی «بیتاللحم» قشقرق به پاست
بچهها از خوردنِ اون همه شیرینی حسابی هایپر شدن
میخواستی من رو ببینی؟ اوه، آره
فقط میخواستم یه سری تغییرات توی لیست اجراهات رو با هم مرور کنیم
چند تا موردِ مناسبتی بهش اضافه شده
من نمیتونم با این تغییراتِ لحظهآخری کنار بیام، کالین
این اصلاً حرفهای نیست
ایو، اینجایی. ریچارد
داشتم چک میکردم که هنوز برای ناهار پایهای یا نه
«آن چیچاریتو»، جایی که پائلاهاش حرف نداره
خب، اون مشغولِ تمرین خواهد بود
ناهار عالی میشه، اگه مطمئنی که وقت داری
پنج ساعت مرخصی ساحلی و افتخارِ همصحبتی با شما
داری لوسم میکنی، میدونستی؟ میدونم. بریم؟
یادت باشه کی ستارهی اصلیِ اینجاست، خب؟
یه کلمه... هم حرف نزن
صدای زنگ کلیسا (کیت زیر لب زمزمه میکند)
خوبی؟
فقط نیاز داشتم بشینم. لابد زیادهروی کردم
خیلی خب، بیا برت گردونیم به کشتی، باشه؟
اوم، من خوبم
فکر کنم بهتره دکتر یه معاینهات بکنه، اگه موردی نداره
بهتره عجله کنیم وگرنه از اتوبوس جا میمونیم
برنی کجاست؟
گفت میخواد کلیسای کوچک «ایگناتیوس» رو ببینه
من میتونم پیشِ دونا بمونم
خیلی خب، پس، اوم، ببینیم میتونیم پیداش کنیم یا نه
خوبی، دونا؟ آره
مطمئنی؟ آره
صدای تلقتولوق ملایم
صدای پچپچ
کی اونجاست؟
صدای زنگ کلیسا
ببخشید! صبر کن
کیت
وای خدای من. پناه بر خدا
صدای شاتر دوربین
درست قبل از اینکه جنازه رو پیدا کنیم، یه راهبه رو توی راهرو دیدم
داشت به سمت صومعه فرار میکرد
خواهران راهبه اغلب برای کارهای روزانهشون از اون راهروها رد میشن
در حین انجام کارهای روزمرهشون
خب، من فقط فکر میکنم هر چه زودتر باهاش صحبت کنیم
توماسینا عهد سکوت بسته
هیچکس خارج از صومعه اجازه نداره باهاش حرف بزنه
توماسینا؟ همون بچهای که وحی رو دید؟
صومعه به اون پناه داده
زندگیای وقفِ خدمت به مسیح
من به پلیس اظهاراتم رو گفتم. میدونن چطوری پیدامون کنن
این خانم خانوادهای هم توی کشتی داشت؟
بله، با بهترین دوستش همسفر بود
پس لطفاً تسلیت صمیمانهی من رو بهش برسونید
صدای شاتر دوربین
میخوام با توجه به شرایطت، یه معاینهی کامل ازت بکنم
با در نظر گرفتنِ وضعیتت
الانم خیلی بهترم
خب، شوکِ خیلی سنگینی بهت وارد شده
محض احتیاط چند تا آزمایش انجام میدیم، باشه؟
هنوز نمیتونم باور کنم برنی مُرده
کسی رو سراغ داری که باهاش به مشکل خورده باشه؟
کسی که ممکنه ازش کینه داشته باشه؟
خب، ممکنه با چند نفر بدرفتاری کرده باشه
ولی برنی قلبِ مهربونی داشت
شاید الان وقتِ مناسبی نباشه
آره، حتماً. من باید برگردم سر کار
ممنونم. اگه بخوای من میتونم پیشت بمونم
ترجیح میدم تنها باشم
خوبی؟
فقط ۲۰ دقیقه رفته بود
و یه نفر بهش حمله کرد و اون رو همونجا ول کرد تا بمیره
اصلاً با عقل جور درنمیاد
همیشه برای قتل یه انگیزه وجود داره. فقط باید دنبالش بگردی
این همون چیزیه که جک همیشه میگفت
آره، خب، محض اطلاع، جک اینجا نیست، پس
اوم... اگه بهت بگم میدونم کجا پیداش کنی چی؟
درست همینجا
پس داری میگی تمام این مدت همینجا توی آلیکانته بوده؟
جک ازم قول گرفت که به کسی نگم
اوه، این دقیقاً همون چیزیه که از جک گریلینگ انتظار میره، نه؟
مثل همیشه داره فرار میکنه. بیا
مطمئنی جاش همینجاست؟
# یه حسی دارم... #
این صدا رو هر جا بشنوم میشناسم. بیا بریم
# من عاشقت هستم
# و بعد یه حسی پیدا کردم که امشب راهی دریا میشم
# همهاش به خاطر توئه
# که همیشه به یاد خواهم داشت
# دارم میرم سراغ یه ماجراجویی، با فکر تو در سرم. #
- خیلی ممنونم از همگی. (هورا و تشویق)
کریسمس فوقالعادهای داشته باشید
جمیل! جک
رفیق، دلم خیلی برات تنگ شده بود
پس من چی، جک؟
دلت برام تنگ شده بود؟
باشه. فکر کردم نکنه مرده باشی، جک
عوضش، اینجا توی یه کافه با تم کشتی دزدان دریایی خودت رو قایم کردی
منم داشتم جون میکنده بودم تا فقط چرخ زندگیم بچرخه
میشه هر دوتاتون تمومش کنید؟
امروز صبح یه مسافر به قتل رسیده، جک
برای حل کردنش به کمکت نیاز داریم
آهان، پس واسه همین هر دوتاتون اینجایید؟
خب، من که نیومدم آشتیکنون راه بندازم
خب، ببینید، بیاید یه لحظه آروم باشیم، باشه؟
میتونیم چیزایی که میدونیم رو بهت بگیم
اسم مقتول برنادت کمبل بود
با صمیمیترین دوستش توی یه کروزِ خیریه بود
دونا برنینگ
رفته بودن زیارتگاه «سانتا دومنیکا» رو ببینن
من و پیرز وقتی جسد رو پیدا کردیم، اونجا بودیم
با پیرز؟
ببین، بیا فقط بچسبیم به پرونده، خب؟
مظنونی هم دارید؟
یکی از راهبههای صومعه
کمی بعد از قتل، دیدم که داشت از راهروهای صومعه فرار میکرد
جدی داری میگی ممکنه یه راهبه اون رو کشته باشه؟
قبول دارم، یکم بعید به نظر میرسه
ولی باید از لیست مظنونها حذفش کنیم
ما؟
آره. فردا اول وقت
میریم به اون روستا و میبینیم حاضر میشه باهامون حرف بزنه یا نه
باشه، قبول. ولی این قضیه فقط کاریه
(صدای بازدم و فینفین)
(صدای بلندگوی کشتی)
«من کالین هستم، مدیر کروز
ملقب به دستیار کوچولوی بابا نوئل
و عجب جورابِ شب کریسمسِ پُر و پیمونی
براتون امروز تدارک دیدیم.»
اوه. چی؟
جیسون امروز انگار خودش نیست
خب، شاید یه ربطی داشته باشه به
بحثی که با برنی داشت
فکر میکنی ممکنه رقیب رو از میدون به در کرده باشه؟
نمیدونم
ببین، چرا امروز با چندتا از دوستاش حرف نمیزنی
تا ببینی چیزی دستگیرت میشه یا نه؟
آره؟ آره
امروز با جک موفق باشی
اوم، منظورم توی صومعه بود. آره
«خب، یه خبر جدید از آریزونای آفتابی
و خبر بد اینه که درمانِ سلولهای بنیادیم جواب نداده
پیوند پس زده
الان، احساس خشم، ترس... و ناامیدی دارم
ولی ادامه میدیم. ایمانمون رو حفظ میکنیم.»
مطمئن نبودم بیای
خب، هنوز یه پرونده قتل هست که باید حل بشه
خب، فقط به شرطی که دوباره منو نزنی
داشتم درباره صمیمیترین دوستِ برنی، یعنی دونا، تحقیق میکردم
اون درمانی که توی آریزونا داشته، حتماً کلی هزینه داشته
خب، فکر کنم کل پول رو از طریق خیریه جور کرده
ببین، کاملاً حق داری از دستم عصبانی باشی
شش ماه گذشت، جک. حتی یه کلمه هم نگفتی
حتی جواب پیامهام رو هم ندادی
بذار توضیح بدم
فکر کنم بهتره بریم به صومعه
(صدای زنگ)
(صدای نزدیک شدن قدمها و باز شدن در)
روز بخیر خانم. میخواستیم با خواهر توماسینا صحبت کنیم
نه
عالی شد. ایده درخشان دیگهای نداری؟
فقط میخواستم عذرخواهی کنم
حرفایی که دیروز به برنی زدم اصلاً درست نبود
الان واقعاً وقتش نیست، جیسون. نه، منظور بدی نداشتم
نمیتونی با مردم اونطوری حرف بزنی
بذار جبران کنم. بدون هیچ توقعی
نمیتونی برای کریسمس تنها بمونی
بعد از این همه اتفاقی که افتاده
خب، برای نمایش امشب بد نیست یه همراه داشته باشم
فکر نمیکردم هنوزم بخوای بری
ایو قول داده یه آهنگ رو به برنی تقدیم کنه
باشه، پس حدود ساعت هفت میام دنبالت
(صدای ناقوس کلیسا)
کیت
وقتی کشتی رو ترک کردم، همهچیزم رو از دست دادم
شغلی که عاشقش بودم، دختری که بهش دل باخته بودم
میتونستیم یه راهی پیدا کنیم، جک. بقیه این کار رو میکنن
نه، میدونم، ولی نمیتونستم همینطوری یه جا بشینم
و روزشماری کنم تا دفعه بعد که ببینمت
و بعد دوباره رفتنت رو تماشا کنم
این کار منو از پا درمیآورد
جک
توماسینا... (صدای جیرینگجیرینگ فلز)
منو یادت میاد؟ بهم هشدار دادن که باهات حرف نزنم
اینم از عهدِ سکوتشون
زنی که دیروز کشته شد، اسمش برنادت بود
من هیچی در این مورد نمیدونم
پس چرا وقتی توی راهرو دیدمت فرار کردی؟
میخواستم مراسم دعای تضرع رو تماشا کنم
من اجازه ندارم صومعه رو ترک کنم
از وقتی اون الهام بهم شد، منو اینجا حبس کردن
یه شهید برای مسیح. کس دیگهای رو هم دیدی
توی اون راهرو؟ (در باز میشود)
«زیرا این است خونِ عهدِ من که ریخته شد...»
«برای بسیاری، جهت آمرزش گناهان. توماسینا!»
ببرینش داخل. باید کمک بفرستید
به اتاقش. نگهش دارید. صبر کنید
لطفاً نذارید بهم آسیب بزنن! کمکم کنید
این فرزند دیگه متعلق به مسیحه
توماسینا به ما گفت که برخلاف میلش اینجا نگه داشته میشه
مزخرفه. هر وقت بخواد میتونه بره
شما دستور دادید مهارش کنن
اواخر یکم... بیثبات شده
فشارِ این مقام و منزلتِ جدیدش
ولی صومعه امنترین جا برای اونه
حبس شده، دور از هر خطری
من نقش محافظ اون رو به عهده گرفتم
این رویاهایی که توماسینا ادعا میکنه دیده
حتماً خودتون هم بهشون شک داشتید
خودِ پاپ اون رو یه معجزه واقعی اعلام کرده
و نظر عالیجناب خطاناپذیره
موقع وقوع قتل کجا بودید؟
اگه جسارت نباشه میپرسم، پدر
داشتم توی رختخانه لباس عوض میکردم
یه جلسه فوری توی شهرداری دارم
با توجه به اتفاقات ناگوار اخیر
مطمئنم خودتون راه خروج رو پیدا میکنید
معجزه توماسینا
اهالی روستا به حرفاش درباره اون رویاها شک داشتن
ادعا میکردن دچار توهمات مذهبی شده
یه مدتی رو هم توی کلینیک بیماران دوقطبی گذرونده
یعنی این ازش یه قاتل میسازه؟ نه، خودم میدونم
رودریگز داره خودش رو برای «مونسینیور» شدن آماده میکنه
به خاطر خدماتی که به کلیسا کرده
اگه لو بره که این رویاها الکی بودن
خیلی چیزا رو از دست میده، آره
ولی باز هم دلیل کشته شدن برنی رو توضیح نمیده
شاید برنی تصادفی به چیزی پی برده که اون برای مخفی کردنش هر کاری میکنه
(صدای لرزش و زنگ گوشی)
جمیل. «هی.»
خب، با کیت چطور پیش میره؟
آره، الان همینجا پیش منه، گذاشتمش روی آیفون
اوه. بله، اوم
خب، با بچهها صحبت کردم
و فکر کردم شاید هر دوتاتون بخواید خبر جدیدی از جیسون اگنیو بشنوید
همون مسافری که با برنی دعواش شده بود
اوه. «بله.»
خب، اون متأهله ولی از زنش جدا زندگی میکنه
قسطهای نفقه و خرجیش عقب افتاده
کسبوکار شستوشوی پنجرهاش توی دوران کرونا ورشکست شد
و تا خرخره توی بدهی فرو رفته
خیلی خب، بابت خبر ممنون
و بعداً دوباره باهات تماس میگیریم
بله. باشه
فعلاً بچهها. خداحافظ
(آه میکشد)
خیریه دونا چقدر پول جمع کرده؟
همون صفحه «بخشش برای آرزوها»؟ آره
خیلی بیشتر از صد هزار تا کمک مالی جمع شده
شاید جیسون دنبال چیزی بیشتر از یه رابطه کوتاهِ کریسمسی بوده
خب، فقط یه راه برای فهمیدنش هست
اوه، نه. من پام رو توی اون کشتی نمیذارم
جک، تو حتی خداحافظی هم نکردی
مارلو اصلاً حق انتخابی بهم نداد
و اگه واقعاً فکر میکنی اون میذاره برگردم توی کشتی
عمراً، حتی توی خوابم نمیبینی
با تمام احترام جناب کاپیتان، اگه جک بتونه توی حل این پرونده بهمون کمک کنه
فقط چند ساعت توی کشتی موندنه
همین فضولی توی جرم و جنایتها بود
که اولِ کار باعث شد از کشتی پرت بشه بیرون
باید این کار رو بسپریم به پلیس اسپانیا
میدونستم ایده بدیه
ببینید، دونا برنینگ نیم میلیون فالوور توی شبکههای اجتماعی داره
وقتی بفهمن که صمیمیترین دوستش به قتل رسیده
اونم توی یه کروزِ خیریه کریسمس
فکر کنم دفتر مرکزی بخواهد که این موضوع هرچه سریعتر حل بشه
و اونا چه حسی پیدا میکنند
اگه بفهمن یه هنرمندِ بدنام رو دوباره آوردید توی کشتی؟
ممنون آقای «دِ وریس». من از عواقبش باخبرم
ببینید، جک به عنوان خدمه اخراج شده
هیچ چیزی مانعِ ورودش به عنوان یه مسافر نمیشه
ببین، به محض اینکه کشتی حرکت کنه، من رفتم
ما ساعت هشتِ تیز حرکت میکنیم
که یعنی فقط پنج ساعت وقت داری تا قاتل برنادت کمبل رو پیدا کنی
کاپیتان از من خواسته روی پرونده قتل برنی تحقیق کنم
جک قبلاً افسر پلیس بوده
خب، مطمئن نیستم چیز دیگهای باشه که بتونم بهتون بگم
چند وقته که جیسون اگنیو رو میشناسی؟
دو سه هفتهای میشه
اولِ سفرِ کروز با هم آشنا شدیم
اوه! خب، پس خیلی سریع دستبهکار شده
خب، اون از قبل منو توی فضای مجازی دنبال میکرد
انگار قرنهاست که میشناسمش
حس کردم دیروز تو و جیسون با هم اختلاف داشتید
برنی بهش هشدار داده بود که دور و برت نیاد
اون گاهی وقتها یکم حسود میشد
هیچوقت درباره پولهای خیریه ازت چیزی پرسید؟
خب، نگران بود که برنی بخواد از موقعیت سوءاستفاده کنه
ولی بهش گفتم اون هیچوقت همچین کاری نمیکنه
وقتی دیروز بیرون کلیسا پیدات کردیم، جیسون پیشت نبود
خبر داری کجا رفته بود؟
خب، از دست برنی عصبانی بود. میگفت تحقیرش کرده
سعی کردم آرومش کنم ولی گوش نمیداد
با عصبانیت رفت سمت روستا
(صدای بلندگوی کشتی)
«یادآوری به مسافرانی که مایلند از
پیشنهاد ویژه معارفه امروز بعدازظهر استفاده کنن...»
یکم وقت گذروندن با خودت، دور از بچهها
این کروزهای کریسمس حسابی آدم رو خسته میکنن
ببخشید، من شما رو میشناسم؟
ار، ببخشید. من جک گریلینگ هستم. تازه اومدم توی کشتی
بچههام برای کریسمس پیش مامانشون هستن، و
اوه. کی قصد داشتی به دونا بگی؟
خب، فقط چون به دونا درباره زنِ سابقم نگفتم
منظورم اینه که ازدواج من ماههاست که تموم شده
و لازم داشتی که پولِ نفقه رو جور کنی
اون پولی که دونا برای درمانش جمع کرده
حتماً پیشنهاد خیلی وسوسهکنندهای بوده
داری سعی میکنی بگی که من از دونا به عنوان عابربانک استفاده میکنم؟
خب، برنی دستت رو خونده بود و میدونست آدمِ فرصتطلبی هستی
شاید کاملاً حق داشت که نگران باشه
منظورت از این حرف چیه؟
دیروز وقتی دونا رو پیدا کردیم، پیشش نبودی
نمیخوای بگی کجا بودی؟
خب، رفتم قدم بزنم تا فکرم آزاد شه
حوالیِ کلیسای ایگناتیوس هم رفتی؟ نه
ببین... من اشتباهات بزرگی توی زندگیم کردم، خب؟
کارم رو از دست دادم، زنم رو، بچههام رو
اصلاً چرا دارم اینا رو به تو میگم؟ تو درک نمیکنی
تعجب میکنی اگه بدونی چقدر خوب درک میکنم
ببین، من دونا رو دوست دارم، باشه؟
میخوام باهاش روراست باشم. ولی حالا که برنی از میدون به در شده
برنی بهم هشدار داد، منم رفتم پیِ کارم
اون آخرین باری بود که دیدمش، حله؟
(پخش موسیقی کریسمس)
اوه! نه! وایسا! وایسا! (قطع موسیقی)
آهنگِ «اینقدر برقص تا سرت گیج بره» همیشه قطعه پایانیِ من بوده
خب، این یه کنسرتِ شبِ کریسمسه
واسه همین هم آهنگ «فراستیِ آدمبرفی» باید آهنگِ پایان باشه
من تماشاچیهام رو میشناسم، کالین
بله، و وظیفه منم اینه که اونا رو شاد نگه دارم
با اون نمایشهای تکراری و مسخرهای که اسمش رو گذاشتی گرم کردنِ مجلس؟ بیخیال بابا
فقط چون خودت رو به مارلو چسبوندی
کاپیتان وقتی استعداد میبینه، تشخیص میده
(پوزخند میزند)
اون تنها کسیه که فکر نمیکنه دوره تو تموم شده
میدونی که بهم پیشنهاد بازی توی «بلکپول گرند» رو داده بودن؟
اوه، کوتاه بیا، ایو
یا باید میاومدی اینجا یا توی هادرزفیلد پانتومیم بازی میکردی
نقشِ ملکه خبیث
خب، هر کی بقیه رو همونطور میبینه که خودش هست، کالین
پس چرا نمیری سراغ همون کارائوکه کریسمست؟
سرگرمیِ واقعی رو بسپر به حرفهایها
حرفهای؟ تو فقط یه کابارهچیِ از دور خارج شده و دوزاری هستی
هر وقت آماده بودی معذرتخواهی کنی، من تو اتاق گریمم هستم
(تقتق به در میزنند) - بفرمایید تو
(در باز میشود)
دکتر محبوب کشتی کروزمون چطوره؟ جک
(میخندد)
جمیل بهم گفت برگشتی. یه سوال کوچیک داریم که باید توش کمکمون کنی
درباره کلروپرومازین چی میتونی بهمون بگی؟
خب، به عنوان یه داروی ضد روانپریشی تجویز میشه
کارش اینه که سطح دوپامین رو پایین میاره
گفتی توماسینا برای اختلال دوقطبی تحت درمان بوده. آره
نمیدونم ته این حرفا به کجا میرسه، جک
خب، اون به ما گفت که هیچی یادش نمیاد
خب، معلومه که داشت دروغ میگفت
پاک شدن حافظه؛ یکی از علائم رایج دورههای روانپریشیه
باید برگردیم به دهکده. ممنون
ممنون
(پخش موسیقی کریسمس)
(تقتق به در میزنند)
فکر کردم شاید یه کمی دمنوش گیاهی میل داشته باشی
اوه! برای آرامش اعصاب خوبه
جمیل، چرا به نظر میاد همه توی این کشتی از من متنفرن؟
نه، مطمئنم اینطور نیست
میدونی درباره کشتیهای کروز چی میگن
یا داری میری بالا، یا داری سقوط میکنی
دو ساعت اجرای آهنگ با کفش پاشنهبلند و لباس چسبون
اونم برای جمعیتی که لباس راحتی پوشیدن
مجبورم از ته سالن داد بزنم
و حتماً میدونی که صدام داغون شده
دکتر چند تا گره صوتی پیدا کرده
بهم پیشنهاد جراحی داده
الان هفتههاست که دارم سعی میکنم پنهانش کنم
از شنیدنش خیلی متاسف شدم
قصد دارم از کشتی فرار کنم
این موضوع رو به کالین گفتی؟
از وقتی این کار رو شروع کردم، همش دنبال زیرآبزنی منه
اوه، نه. مطمئنم اگه باهاش حرف بزنی میتونید با هم صلح کنید
دیگه برای این کارا یه کم دیره، عزیزم
نمایش تموم شد
هیچوقت به ما نگفته بودی که توماسینا تو بچگی بستری شده بوده
به شما ربطی نداشت
اون معجزهای که شاهدش بود
حملهای بود که بهخاطر اسکیزوفرنی بهش دست داده بود
رازی که کلیسا سعی کرده مخفی نگهش داره
و اگه یه روز فاش میشد که شما هم توی این فریبکاری دست داشتید
اسکیزوفرنی بیماری وحشتناکیه
روح پریشانی که گرفتار شیاطین شده
داشتم حقیقت رو بهت میگفتم
وقتی گفتم داشتم سعی میکردم ازش محافظت کنم
پس بگو واقعاً چه اتفاقی افتاد
توی کلیسا پیداش کردم
(او با صدای بلند دعا میکند)
«چشماش به تصویری خیره شده بود که فقط خودش میدید.»
- توماسینا... (نفسش بند میآید)
«هرگز نباید بهش نزدیک میشدم.»
توماسینا، کجا میری؟
(در باز و بسته میشود)
«دنبالش رفتم بیرون...»
«و دیدم که داره به طرف صومعه فرار میکنه.»
توماسینا؟
یعنی توماسینا توی اون وضعیت روحی آشفتهاش به برنی حمله کرد؟
توماسینا هیچوقت اهل خشونت نبوده
حتی وقتی توی حال خودش نیست
پس چرا به ما دروغ گفتی؟
اون شب اومد پیش من
تا اعتراف کنه
پیش مسیح قسم میخورم، وقتی پیداش کردم مرده بود
«توی ایوان صومعه افتاده بود و از زخمی که روی سرش بود خون میاومد.»
«صلیب هم روی زمین کنارش افتاده بود.»
«همون موقع بود که گردنبند رو دیدم.»
«برش داشتم. نمیدونم چرا.»
«کنارش زانو زدم.»
«همه جا پر از خون بود.»
درست یادم نیست چطوری برگشتم به اتاقم
اما وقتی به خودم اومدم
روی تخت نشسته بودم
و این توی جیبم بود
روی زمین کنار جنازه پیداش کردم
پس، یا گردنبند مال برنی بوده
که موقع درگیری یکی از گردنش کشیده
یا قاتل یه زن بوده. که این یعنی جیسون اگنیو بیگناهه
جک
جک. لطفاً یه لحظه به ما وقت بده
یه چیزی هست که باید بدونی. چیه؟
این رو چطور پیدا کردی؟
توی صحنه قتل جا مونده بود
جمیل؟
فکر کنم میدونم کی برنی رو کشته
دونا این ویدئو بلاگ رو دو ماه پیش پست کرده. بیا، ببین
«خب، صدام کردن برای آزمایشهای قبل از عمل.»
«امیدوارم این یکی رو بدون هیچ مشکلی پشت سر بذارم.»
اوم، لوله تغذیه خیلی زیاد داخل بینی رفته
هیچ کادر درمانیای اون رو اون شکلی کار نمیذاره
اوه
دیروز که دونا رو معاینه کردم
یه جورایی برای انجام آزمایشها بیمیل بود
واسه همین خودم یه کم تحقیق کردم
جواب آزمایش خونش امروز بعدازظهر اومد
اعدادش خیلی عجیب بودن
هیچ نشانهای از بیماری توش نیست
درباره وضعیتش تحقیق کردم
آدمایی که سرطان لوزالمعده دارن همینطوری خوب نمیشن
بهبودی خودبهخودی
مواردی ثبت شده ولی... بعیده
مگر اینکه اصلاً از اول مریض نبوده باشه
هنوز برای اطمینان به آزمایشهای بیشتری نیاز دارم، اما
باید جشن بگیریم. مثل یه معجزه کریسمسه
خب، نوشیدنی مهمون کشتی
ممنون. ممنون
شاید الان وقت مناسبی نباشه، اما... اِم
داشتم فکر میکردم وقتی برگشتیم، اگه تو... اِم
بخوای رابطهمون رو جدی کنیم
خیلی دوست دارم، جیسون. باشه
واقعاً دوست دارم
خب، برنی راست میگفت. ایمانت رو از دست نده
حیف که خودش اینجا نیست تا این لحظه رو ببینه
بعد از اون همه کاری که برات کرد
مطمئنم تمام کسایی که بهت کمک مالی کردن مشتاقن خبرهای جدید رو بشنون
بعد از اون همه پولی که ازشون کلاهبرداری کردی
ببخشید؟ متوجه منظورت نمیشم
شواهدی که تو رو به قتل برنی ربط میده
فقط نمیفهمیدیم چرا
بعد دکتر تن من رو در جریان نتایج آزمایش خون گذاشت
و همهچی منطقی به نظر رسید
به اون کلینیک توی آریزونا زنگ زدم
اونا هیچ سابقهای ندارن که نشون بده تو اونجا بیمار بودی
دونا؟
تو دروغ گفتی... درباره همهچی
قسم میخورم مریض بودم
واقعاً فکر میکردم چیز جدیایه
و دکتر عمومی من رو به متخصص ارجاع داد
برنی هم که طبق معمول مهربون بود، گفت باهام میاد
مثل هر دوست خوبی
خب، اونا بهم گفتن هیچ مشکلی ندارم
و وقتی دیدم بیرون منتظره، من
بهش گفتم که دارن یه دوره درمانی رو برام شروع میکنن
چرا دروغ گفتی، دونا؟
باعث میشد حس کنم آدم خاصیام
یه لحظه صبر کن. چی، تو همه اینها رو برای یه ذره جلب توجه سر هم کردی؟
و اون دروغها هی بزرگتر شدن، نه؟
بلاگت، پادکستت، فالوورهای آنلاینت
چطوری میتونستم حقیقت رو بهشون بگم؟
اون رفتوآمدها به بیمارستان حتماً برنامهریزی زیادی میخواسته
سر کار یه اتاق دارو هست
خریدن اون چیزها از اینترنت هم راحته
و برنی هم اصلاً شک نکرد
اونم به اندازه من دوست داشت باورش کنه
به جیسون چی گفتی؟ چی؟
اون اولین کسیه که بهم ابراز علاقه کرده
اما یهو، من شدم مزاحم؟
داری خفهام میکنی، برنی
چون زندگی خودت غمانگیز و خالیه
من شش ماه گذشته رو از تو مراقبت کردم
و این دستمزد منه؟
تمام اون رفتوآمدها به بیمارستان، اون زنگ زدنهای نصفهشبی
همهاش رو از خودم درآوردم
تشخیص پزشک، بیماری... همهاش دروغه
این کلاهبرداریه، دونا
هر دوتامون ممکنه بیفتیم زندان
اون همه آدم که بهشون دروغ گفتیم
واسه همینه که باید بین خودمون بمونه
لازم نیست کس دیگهای بفهمه
اون وقت میگی زندگی من خالیه؟
فکر کردی میتونی همینطوری بذاری بری؟
آره، فکر میکنم، چون دیگه کار ما تمومه
همهچی تموم شد
تو بدون من هیچی نیستی. خودت اینو میدونی
تا وقتی کارم تموم بشه
همه قراره بفهمن چیکار کردی
(صدای درگیری و زمین خوردن)
«نمیتونستم بذارم همهچی رو خراب کنه.»
حتماً خودت درک میکنی
میتونیم توی کابینت منتظر پلیس بمونیم
متاسفم. واقعاً متاسفم
خب، ممکنه توی اون لحظه یه حرفایی از دهنم پریده باشه
«یه خواننده کاباره دوزاری و از رده خارج.»
خب، مطمئنم میتونیم ازش بگذریم
این یعنی قراره ازم معذرتخواهی کنی؟
این کشتی برای جفتمون جا نداره، کالین
خب، این یه نقض قرارداد آشکار محسوب میشه
- پس ازم شکایت کن، خوشتیپ. (صدای دهنکجی)
اه
(در باز میشود)
اوه، امیدوار بودم جک رو ببینم
برگشته به بارش. گفت یه اجرا داره
اما چیزی به حرکت کشتی نمونده
آره، و من هنوز باید این لیستها رو کامل کنم
شما باید با هم باشید... بیشتر از هر دو نفری که میشناسم
این نظر لطفته جمیل
اما حق با جکه. کشتی بدون اون هم غرق نمیشه
ما خواننده اصلیمون رو نداریم
برو دنبالش
(صدای تقتق میکروفون)
اون روزی که کشتی رو ترک کردی، میتونستم باهات بیام
که از رویای فرماندهی خودت دست بکشی؟
من هیچوقت ازت نمیخواستم همچین کاری کنی، کیت
فکر میکنی منو کامل شناختی، نه؟
من تو رو بهتر از هر کسی میشناسم
ببین، خواننده اصلی امشبمون غیبش زده
کالین هم حالش اصلاً خوب نیست
و برای نمایش کریسمس امشب خواننده نداریم
و فکر کردی من به درد این کار میخورم؟
پیرز از قبل با مارلو هماهنگ کرده
البته انتخاب دیگهای هم نداشت
و تو چی، کیت؟
منو میبخشی؟
خب، بستگی داره
به چی؟
بستگی داره به اینکه بخوای بمونی یا نه
دیگه فرصت دومی در کار نیست، جک
کشتی کمتر از یه ساعت دیگه حرکت میکنه
چی باعث شده فکر کنی توی کشتی میمونم؟
چون من بدون تو جایی نمیرم
(صدای تشویق)
اوه، شب بخیر خانمها و آقایان
فقط چهار ساعت تا کریسمس مونده
- همه هیجانزدهاید؟ (تشویق)
خوبه، خوبه. خب گوش کنید، اصلاً دوست ندارم ضدحال کریسمس باشم
اما متاسفانه بهخاطر شرایط پیشآمده
ایو فونتین امشب برامون اجرا نمیکنه
اوه
میدونم، ولی نگران نباشید چون ما
یه جایگزین ستاره براتون داریم، همونجایی که بهش تعلق داره
اون صدایِ این کشتیه
خانمها و آقایان، تشویق کنید برای تنها و یگانه
آقای جک گریلینگ. (تشویق و دست زدن)
عزیزم، اگه مجبوری بری
فکر نکنم بتونم این درد رو تحمل کنم، بمون، بمون
نمیخوای یه روز دیگه بمونی؟ بمون، بمون
اوه، منو اینطوری تنها نذار
نگو که این بوسه آخره، بمون، بمون
نمیخوای یه روز دیگه بمونی؟ بمون، بمون
مگه نمیدونی که خیلی راه اومدیم
حیفه که همهچی رو دور بریزیم
فکر کردم گفتی دوستم داری
و عشقت
موندنیه
بمون، عزیزم اگه مجبوری بری
فکر نکنم بتونم این درد رو تحمل کنم
نمیخوای یه روز دیگه بمونی؟
بمون، اوه منو اینطوری تنها نذار
نگو که این بوسه آخره
نمیخوای یه روز دیگه بمونی؟
فکر میکردم اینجا پیدات کنم
فقط دارم دقیقهها رو تا روز کریسمس میشمارم
خوشحالم که برگشتی خونه. خوشحالم که برگشتم
خاطرات خوبی که داشتیم میان سراغم
هرچند تمام کارهایی که برات میکنم اشتباه به نظر میان
(جمیل میخندد)
بمون، عزیزم اگه مجبوری بری
فکر نکنم بتونم این درد رو تحمل کنم
نمیشه یه روز دیگه بمونی؟
همین الان بمون، اوه، منو اینطوری تنها نذار
نگو که این بوسهی آخره
نمیشه یه روز دیگه بمونی؟
همین الان بمون. (صدای تشویق و هورا)
(صدای بوق ممتد کشتی)
بازی شروع شد، جمیل
فقط باید گزینهها رو محدود کنیم. کی انگیزه داشت؟
گواهی عدم حضورشون ساختگیه
هوس کارآگاهبازی به سرت زده؟ حالا شد یه چیزی
گفتم وایسا
اشتباه بعدی ممکنه مسافرها رو به خطر بندازه
شما دوتا نمیتونید یه جا برید و کسی به قتل نرسه؟
فکر کردی که دیگه فرار کردی
از تمام دردسرهای زندگیت
و به افق تازهای توی آسمون چشم میدوزی
حالا دیگه حقیقت برای همیشه یقت رو چسبیده
اون منتظرته
توی اعماق آبی دریا
💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.