All language subtitles for Da.ddy.2017.720p.wb-dl.Fi.lm2Movie_CO

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

♪ ♪ - زیرنویس های خود را صد درصد رایگان ترجمه کنید. ؟! فقط کافی هست به شماره (اسم و فایل زیرنویس) 09357772039 ارسال کنید. (تلگرام یا پیام کوتاه) باتشکر. تاریخ انتشار قسمت بعدی (قسمت هفتم) 20 خرداد 96 - -- از قالب جدید وب سایت ایران فیلم دیدن کنید.www.iranfilm.net --

-= www.OpenSubtitles.org =-

تو مطمئنی ک اون اینجاست ؟

شیشمین مسابقه ساعت ده شروع میشه.

اون اینجاست.

سرمایه گذار درسته ؟...اه...یه حرکت تند باهشتمین توپ

پنج گرند وسط

باید مثه اب خوردن باشه.

اهان.این یارو با دوتا زن پیداشن شد

یعنی سینه هاشون تا زیر سقف بود.

یه دفعه دیگه نتونستم اسمم رو به یاد بیارم,

بیخیال شماره ها...

سلام وینی

سلام, اسکات.

شماها زود اومدید

شیشمین مسابقه تا 10 دیقعه دیگه شروع میشه

اوو...ما اومدیم ک یه پیک واسه اسبامون بزنیم.

ما پند تا داریم؟15 تا ؟

اره 15 تا داریم

اهان این خیلی خوبه.

'چونکه رییس فکر می کرد 13 تا باشه.

و اخرین بار هم 13 تا بود

و بار قبلش.

چی؟چی؟کی اینو به اون گفت ؟

مهم نیست.

مهمه .. به خاطر چندتا عوضی

داره محاسباتم رو به هم میریزه

منظورم اینه ک ... فقط به نظر 13 تا میومد

چونکه بازده اش زیاد شده.

تو شیشمین مسابقه رو بگیر ... باشه ؟

تو کنتاکی رو می خوای ؟ خیله خوب باشه ... 9 به یک

پنج گرند فقط 45 دقیقه دیگه 17% برمیگرده

فهمیدی ؟

پپس باید 2 گرند استفاده کنی

واسه دل مامان بزرگ هم بکنش 16 به یک.

فقط مشکل اینه ک

ا مارون .. ساکت باش

اسکاتی چکش کن

داری چیکا...تو نباید این کار رو بکنی

داری چیکار می کنی ؟

.

حدس بزن چی شده ... منم می تونم حساب کنم

پونزده منهای سیزده میشه دو

اون دو گرنده ک داری از لئو می گیریش

هی بچه ها بیخیال...حنما یه اشتباهی شده

- خیلی چیزا درباره ی فکر کردن هست - بس کن.

نگهبانا

مورفی : ما داریم وارد یه سیستم کد جدید میشیم

کاب : اره ولی من نمی خوام ک وارد بشیم

می دونم .. می دونم ولی باید ازشون استفاده بکنی

تو هنوز داری کد های قدیمیت رو وارد گزارشت می کنی

و اونا هی از سیستم گم میشه

چرا نمیشه فقط سیستم کامپیوتری رو عوض کرد

وقتی تو کاپیتان شدی می تونی هرکاری خواستی بکنی

ولی واسه الان ...

- باشه - گیدیون : نگران نباش

اونا بیشتر از تو می ترسن تا تو از اونا

گیدیون : ما داریم کار می کنیم

اوه ... کاغذ بازی ...

بنیاد همه ایستگاه های پلیس موفق

خوشت بیاد یا نه ... هنوز مهمه

گیدیون : اوه اره ... دارم صحنه جرم رو بررسی می کنم

و این بچه های کوچیک در باره این هستن که کل ماجرا رو اسون تر کنن

بهشون میگن میکرو-دروون

و اونا قادرند ک یه

عکس سه بعدی از صحنه جرم بسازن

پنج ثانیه

بد نبود

کاراگاه...نظرتون ؟

مضنون به نظر کیک رنگین کمونی خورده

- امممم - گیدیون...بخشید ک مزاحمتون میشم

میشه یه لحظه وقتتون رو بگیرم ؟

حتما ولینه تا زمانی ک موقع مرگ این کیک ها رو نفهمیدم

خب .. این یه موقعیته

بکی اینجاست ک میگه میخواد یه جاسوس بشه

و این باید شما رو اینقدر بیخیال بکنه ؟

چونکه اون هرکسی نیست

گیدیون .. بهت احتیاج دارم

الان

باشه

.

سلام پسرم

بابا

- Synced and corrected by Mr.InCreDiBle and Shark#F - -- www.iranfilm.net --

ببین من می دونم این یه موقعیت غیر معموله ولی ..

ما اوه .. اما فرانکلی من تو نقطه سختیم

و این از زمانیه ک پسر باهوش من یه مرکز پلیس خرید

بیا اینجا...این به نظر ایده ی خوبی میاد

با اینکه من فکر می کردم این ایده ی مضخرفی باشه

چرا اینجایی ؟

خب این داستان مفصل داره

ولی توی نتشل

در چند هفته اخیر رو اسب ها شرط می بستم

با یه همکاری ک اونم قمار باز بود

شما مسابقه تنظیم می کنید ؟

تنظیم ؟

نه ...به هیچ وجه

فقط اممم بی ضرر تر

شماره خرد کنی...اره

اها ... خوب بوده

تا زمانی ک یه همچین چیزایی راجه به رییسم شنیدم

این .. اه ..لئو-لئو

مورتی ؟

مورتی ؟ میشناسیش؟

اره من با کارش اشنام

خب پس تو بیشتر از من می دونی

من فقط یه دلالم

منظورم اینه ک هیچ ایده ای ندارم

اون داشت میرفت تو کار خلاف

ک واسه همینه من اومدم اینجا همین ک فهمیدم.

وقتی فهمیدی کلاهبرداریت لو رفت

ک واسه همینه درسته ؟

پسرمه

اون همه رنجش از این واقعیت ها بود

خیلی چیزا درباره سرمایه گذاری کسب و کار من هست

به اندازه ای ک امیدوار بودم موفق نبود

بیخیالش..ائنا تو ام ای تی گذاشتنش

منو گذاشتن ؟ تو ام ای تی ؟

- باشه - تو مطمئنی؟

باشه اقای ریورس..شما دقیقا دارید چی پیشنهاد میدید؟

خب .. من فکر می کردم تو بدونی ک اگر من نتونم بر گردم

پیش اونا...موریتی یه جور قرار با اونا می ذاره,

می دونی ...یه جیز غیر قانونی

پس شما می تونید یه معامله رو ضبط کنید

با یه وسیله مخفی

چیزی ک من مطمئنم پسر باهوشم باهاش میاد

تو می دونی اینجا چه اتفاقی افتاده نه ؟

اون مقع کلاهبرداری دستگیر شد

الانم اون داره سر ما کلاه می ذاره

- واسه خلاص شدن ازش - من دارم سعیم رو می کنم

واسه انجام کار درست

یه استراحتی بهم بده

- تو مطمئنا قصد داری... - تو سعی داری ازمون سواستفاده بکنی

به عنوان یه خلاصی

باشه باشه..بچه ها..بچه ها ...باشه

زمان خانوادگی دیگه تمومه

فقط یه لحظه

گیدیدن

.

مارون: اینو ببین

من واسه یکیشون زینگو گرفتم..جای باحالیه

انگار یه میلیئنه...توه...ببین

ببین کتش چجوری می درخشه

ها؟

می فهمی چی داری می گی؟

تو با این سگه بهتر از

دوست دخترت رفتار می کنی

اره..چونکه همین شگه بم وقتی میرم بیرون گیر نمیده

.

"یه زن با چوب بیسبال"

حدس میزنم فکر بازی کردن نداره

.

.

.

باز کن..لعنت بهش

من ماشینم رو می خوام

ببخشید !

خانوم..ببخشید...خانوم

- هی خانوم..هی - هی

پلیس شیکاگو

چیزی هست ک بتونم کمکتون بکنم ؟

من کمک نمی خوام

ماشینم دزدیده شده اونو می خوام پس بگیرم

بچه ای ک اونو برد اینجا زندگی می کنه

- از کجا می دونی این بچه بود ؟ - 'چونکه دیدمش

از وقتی اون اومده 3 تا ماشین گم شدن

من اونو وقتی می دزدید دیدم و حتی عکس هم گرفتم

- باهش..عکس رو گرفتم -وا واو واو.

هی هی خانوم خانوم خانوم

شما باید اون چوب رو بندازید باشه ؟

برید خونه..این کار رو به پلیس ها وا گذار کنید.

- بیخیال - چیزی ک من می خوام ماشینمه

ک بتونم برم سر کار و اخراج نشم

- خانوم ...من - این در لعنتی رو باز کن

خانوم من تا 3 میشمارم...یک....دو...

این به عهده من

حالا...ما می تونیم شما رو سرکار ببریم یا ببریمتون زندان

انتخاب با شماست

بیخیال

مورفی

قبل از این که از این در رد بشه

من با پدرم واسه شیش ماه صحبت نکردم

چرا ؟ چونکه اون هست.هممونی ک بوده

همیشه یه هنرمند خواهد بود

یالا..تو یه پلیس بودی واسه چند سال ؟

تو با دروغگو ها اشنا بودی

اره من دروغ رو میشناسم

ولی من لئو موررتی هم میشناسم

اون واسه چند ماهه ک داره شیکاگو رو مثه شیر اداره می کنه.

مواد..دزدی...حتی قتل

اگر ما اونو بگیریم

واسه شهر و ما عالی میشه

عالیه...محشره...من مطمئنم راهی وجود داره

ما می تونیم اونو بدونه پدرمم انجام بدیم

من سعی کردم باشه ؟ ببین

این ادم ها رو می بینی؟

اون از فشار بر خانواده مورتی خسته شده بود

پس مدارک موجود رو برگردوند

این اتفاق واسش افتاد بعد از اون

حالا هیچ کدوم از جاسوسامون نزدیک مورتی نمیرن

واسه همین به بابات احتیاج داریم

که غیر قابل اعتماده و بیشتر خود وعده از یک پمپ گاز

مثل بقیه جاسوسا همشون همیطورین

خب پدر من 50 تا زاویه داره

اون باهوش ترین ادمیه که میشناسم

مثل پیانو بازیت داد اونجا

اول همه کسی منو بازی نداد

همونطوری که هست دیدمش

اما اون یه شانسه برای اینکه این هیولا رو از خیابون پاک کنیم

که دقیقا همون چیزیه که میخواد تو فکر کنی

تو داری اجازه میدی جذابیتش قضاوتت رو زیر سوال ببره

تو داری اجازه میدی احساساتت سد راه کارت بشه

من هیچ حسی درباره این ندارم!

.

خیلی خوب...گوش کنید..ما قراره اینکارو بکنیم

اما اگر بوی یکی از کارای خلافت رو بشنوم

سریعتر از چیزی ک فکرش رو بکنی می اندازمت زندان

این اسمون و زمین رو عوض می کنه

واضحه ؟

هرچی تو بگی پسرم

امم

اره این جای لئو هستش

دقیقا اینجا سنگرشه

به عنوان مخالف کشور ک تو توش می چرخیدی

ببین منابعمون می گن ک موریتی پشت این قضیه هستش

توی یه جواهر فروشی یک ماه پیش بوده

چیزی دربارش شنیدی؟

می دونی .. به عنوان یکی از مشکلات حقیقت اره..من می دونستم

چونکه اون دوتا گوریل لئو کل هفته رو وراجی می کردن

درباره ی یه سری الماس های برش نداده شده

دوتا فروشنده ها به قتل رسیدن

اگر اون الماس ها از اون فروشگاه باشن

اون وقتت موریتی هم دزده و هم قاتل

اون دنبال یه خریدار می گرده

که ممکنه من باشم

مورفی : جو...موریتی کشته شده ات رو می خواد

مطمئنی می تونی ؟

تا وقتی تو بهترین پشتیبانم باشی اره

اما یه چیز کوچیک دیگه هم هست

- البته ک هست - من نمی تونم جایی بیام

نمیشه بدون چیزی پیش موریتی رفت ک

و من فکر می کنم کدوم 25 تا گرند بتونه این حقه رو بزنه

من اینجام...سوپرایز شدم ک شلیک نکرد

یه ذره بیشتر از اون..50..100..شاید

کلید رول هام رو می خوای ؟

پسرم..شنیدی ک کارگاه چی گفت !

لئو می خواد منو بکشه

حالا نظر تو چیه ؟

من با یه هدف بزرگ تو سینم برم اونجا ؟

باشه..می تونم با 1505 بکشمش بیرون و سرگرمش کنم

اما واسه پیشرفت به هفته ها وقت احتیاج داره

و موریتی به زودی این سنگ ها رو جا به جا می کنه

نه نه ..من حساب می کنم

این پول منه ک اون می خواد به هر حال

واو...فک می کنی می خوام ازت بدزدمش ؟

مورفی : بچه ها اون همین الان برده شده

گیدیون تو اونو پس می گیری

ما رد صورت حساب رو می گیریم

و اون تنها چیزی نخواهد بود ک ردش رو می گیریم

پته : با همه ی احترام گیدیون

پدرت نمی تونه اینا رو بپوشه

اونا شاید به خوبی چکش بکنن

با یه تیشرت "من با پلیس ها همکارم "بزرگ

خب کوچیکش کن

مانیتور های انکل به یه دلیلی بزرگن

تجهیزات رد یابی

وسایل امنیتی ک ملت نمی تونن درش بیارن

و ما به یه جی پی اس نیاز داریم

- اون فقط بزرگش می کنه

چندسال قبل

من یه ردیاب واسه وسایل الکتریکی ساختم

ک واسه کاوش کوهنورد ها بودش

اون موقع قرار هم گذاشه بودم

گوساله تو مایه های مرمر

به هر حال ...کوچیک بودش

ردیابی از داخل بهمن

باشه خب ولی ما هنوز بند محکم ونشکن می خوایم

تیتانیوم هم می تونه کار بکنه

کاربن نانوتیوب

با قیمت پنجاه هزار دلار ؟؟؟؟

تو داری درباره ی خرج کردن صحبت می کنی !

نیم میلیون واسه محافظت از 25 تا گرند ؟

این چیزیه ک از دستم بر میاد

اون یه ساعت قدیمی داره ک دوست داره بپوشتش

مام یتونیم یه ماکت هم بسازیم

ما ؟ تو منظورت به منه ؟

خدایا..تو انگار ذهن منو می خونی

پلیس شیکاگو...باز کنید..

.

هی تو

مامانت خونه هست ؟

سرکاره

هی .. تو این رو می شناسی ؟

ما با همسایه هاتون صحبت کردیم و اونا گفتن ممکنه اینجا زندگی بکنه

اون برادرم لوک هستش

خوبه .. اون اینجاست ؟می خوایم باهاش صحبت بکنیم

پایین اونجا

- باشه ممنون - ممنون

برند : پلیس شیکاگو

گوس : به نظر میاد اون زنه راس می گفت

بچه های اینجا حرارت زیادی دارند

ولی اون کدوم گوریه ؟

نمی دونم شاید اون به خواهرش نگفته ک داره میره

هی

اینجا ... اون اینجاست

هی .. واسا

گوس : بی حرکت .. پلیس شیکاگو

برند : وایسا

گوس : لوک وایسا

[car alarm blaring]

.

حرومزاده

.

جو : اوه این به نظر واقعی میاد

.

بجز اینکه اون یه تیکه اشغال بیشتر نیستش

نمی تونی درش بیاری

.

من از اینکه بدون ساعت شانس ام اینکار رو بکنم متنفرم

می دونی ..یادته..تو اینو بهم دادی

من پسش گرفتم بعد از اینکه تو دزدیدیش

و گفتی ک اون جایزه ی مدرکته

تو اونو پس می دی باشه ؟

بعد از دستگیری موریتی

ردیاب خوب کار می کنه

اون رو تو این ون ردیابی کرده

شنیدی..هرجا ک میری

هرچی ک بگی

ما می فهمیم...پس کار احمقانه ای نکن

ما یه تیم ضربتی داریم که در صورت لزوم دخالت می کنیم

تو اماده ای واسه رفتن ؟

بوسه واسه ارزوی خوشبختی ؟

باشه بیا بریم

♪ ♪

♪ They all wanna be ♪

♪ Wanna be me ♪

♪ I got the power to win ♪

♪ My title I will defend ♪

♪ Take the crown like a man ♪

♪ Call 'em Mayweatheren ♪

♪ I'm nothing less than a ten ♪

♪ That's why your man wanna sin... ♪

موریتی : من قبول ندارم

من با صلح اومدم لائو

تو با صلح هم میری

بیخیال لئو بزار من اینا رو دس به سر کنم

تیم ضربتی نزدیک بمونید ... قراره یه کار سریع بکنید

نه نه نه نگهش دار

جو : بزار یه چیزی ازت بپرسم

تو منو میشناسی

و می دونی ک من باهوش ترین عوضی عالم ام

این جوریه ک تو کار می کنی

چرا من باید بیام اینجا و جونم رو به خطر بیاندازم ؟

بدون یه دلیله خوب ؟

وشاید با یه پشتیبان ؟

ما یه دیقه وقت داریم

اول پیشنهاد صلح

25,000.

وینسنت بهت گفت که من دارم کلابرداری می کنم ؟

خب در حقیقت

من بودم ولی داشتم طرف ها رو واسه تو اماده می کردم لئو

و امیدوار بودم شاید بتونم بیام داخل

و خودم واست بیارم

بدون اگر اینجوری نبود همینجوری سرم رو نمی انداختم پایین بیام

تو هیچ وقت نمی فهممی

پدرم تنها کسی بود ک یه نفر رو قانع می کرد

اون بهش یه لطف کرد با دزدیدن ازش

اون هنوز از دوره خارج نشده

موریتی : حقایق رو ببین

تو یکی از بچه ها منو به بازی گرفتی و رفتی

مرسی از لطفت ولی ببین

we got a principle around here that says

that either I got to put a bullet in you,

or maybe

I give Vince a claw hammer and I tell him to take his time.

Oh, wait.

All right, that's it. Tact team, we're going in.

Our C.I.'s in trouble. We have to extract him now.

- گاس: Come on. - Come on.

جو: Whoa, wait, hold it. You don't understand.

Look. The 25 K, that's just a start.

- It's gonna be the end, too. - No, no.

I got some guys, they want to buy diamonds, 300 G's worth.

♪ They all wanna be, wanna be me... ♪

You have 30 more seconds.

مورفی, مورفی, wait! Wait, wait, wait, wait!

I'm not losing another C.I.!

گیدیون: No, no, no, no, no!

Listen! Hey, whoa, whoa, whoa!

He's selling مورتی on the deal.

Listen, listen.

What the hell do you know about me and diamonds?

It's your boy Vincent again.

Couldn't shut up the whole week long

about the score.

So I called some contacts I have in Miami.

They want to set up a deal, with you.

Who?

Who are they? They're, uh, they're diamond guys.

They're Israelis.

And they're leaving the country,

and they want to do this thing tomorrow.

VINCE: Boss, come on with this.

Shut up! He wouldn't know anything about this if it wasn't

for your big mouth371 اما ما اصلش رو این اطراف دیدیم که میگه

یه گلوله رو تو سرت بذارم

یا شاید

uبه وینسنت یه چکش دوشاخ بدم و بگم اوقاتش رو بگذرونه

اوه وایسا

اوکی بسه تیم میریم داخل

جاسوسمون تو مشکله باید خارجش کنیم

یالا عه

صبر کن تو نمیفهمی

ببین 25 تا این تازه اولشه

قرار اخرش باشه نه نه

کسی رو دارم که الماس هارو 300 گرند میخره

.

سی ثانیه دیگه وقت داری

مورفی مورفی صبر کن صبر کن صبر کن صبر کن!!!!

من یه جاسوس دیگه رو از دست نمیدم

نه ه نه نه نه

گوش کن و هی وای وای

داره بهش میخورونه معامله رو

گوش کن گوش کن

چی درباره منو الماسا میدونی؟

همین پسره وینسنته باز

نمیتونه دهنش رو ببنده یه هفته تمومه

درباره امتیازش

منم به چند تا از رابط های تو میامی زنگ زدم

اونا میخوان باهات قرار بذارن

کی؟

کین اونا؟اونا تو کار الماسن

اسرائیلی هستن

دارن از کشور خارج میشن

میخوان فردا معامله کنن

رئیس بذار کارشو تموم کنم

خفه شو ! اون هیچی نمیفهمید اگه تو

اون دهن گندت رو میبستی.

.

تو سنگ ها رو می خوای ؟

500 تا.

500? قبوله.

♪ They all wanna be me... ♪

فردا ... پس

بخواب زمین...پایین بمون

حالا اون رو از اینجا ببرید بیرون

.

- گیدیون - سلام

سلام من خوشحالم ک تورو اینجا پیدات کردم

گوش کن ...قبل از اینکه امروز اون کار رو بکنیم

- من فکر می کنم تو واقعا نبازداری ک صحبت بکنی - کنراد ؟

باشه ... نگران نباش باهاش صحبت می کنم

من دارم درباره ی پدرت صحبت می کنم

مورفی من معمولا تو رو به عنوان یه عاقل ارزیابی می کنم

اما این نصیحت یه ایده ی بد بود

من تقریبا دیشب مردم ...این تورو نگران نمی کنه ؟

بهم اعتماد کن...این طوری نیست

اولین مسواک بابام با اتیش پر میشه

شاید اون داره واسه ی رهاییش تلاش می کنه

- واسه یه تغییر اساسی - اره اره

مثله رستگاری سبزی فروشی 2001

که بهش 20 گرند دادم که کار و بارشو راه بندازه

به طور عجیبی باهاش رفت پوکر بازی

اوکی

یا رستگاری روز بزرگ 2010

که باعث شد باهاش ح نزنم

دوتا از برد هامو برد

تو پارتیه کریسمس شرکتم

.

باشه فهمیدم میشه لطفا بهم گوش بدی

قبلا منم یه پسر عمو داشتم به اسم مارکو

خیلی باهم نزدیک بودیم قبلا

که شروع کرد با مورفی معامله

هر موقع مارکو رو میدیدم با مرکو جر و بحث داشتم

سعی داشتم عوضش کنم

که فهمیدم نمیتونم

اخر مجور شدم باهاش صلح کنم همونطوری که هست

باشه که تو تمومش کردی فهمیدم

نه اون مرد من خیلی دیر کردم

یه عده خلافکار بهش شلیک کردن قبل اینکه بهش برسم

جاسوسی کار خیلی خطرناکیه

میتونی پدرت رو از دست بدی

ممنون از نگرانیت

خیلی متاسفم واسه پسر عموت

بابام چیزیش نمیشه

بیشتر نگران اون 500 تام

همش رو تو کیف گذاشتی؟

حقیقتا کیف واسه همین کاره

که چیزارو توش بذاری

چی میشه اگه ببرمش تو مدارک اداره همین الان

و بعدش تو با بابات ح میزنی؟

اره بعدش حرف میزنم باهاش

.

.

.

حرومزاده!

.

لطفا

بگو واقعیت داره

لطفا بگو رفتی اون پسر رو دستگیر کنی

که جلوت دزدی کرد

.

گور باباتون

ب چی میخندی؟ اون از دست تو ام فرار کرد

اره اما من اشغال نخوردم

اوه خیلی خنده داره

این بچه داره ماشینا رو میدزده

چپ و راست و تو خنگ به سلامتیش میزنی

باید اعتراف کنی مرد

یه 60 ثانیه ایه حرفه ای این بچه

بچه خلافکاره

و تو وسایل باحال

چرا یه کار به درد بخور نمیکنی

جواب تمام تماس های ماشین دزدی رو بگیری

باشه حتما اونی که اول دزدید یا

اونی که جلوی تو دزدید؟؟

هر دو اگه چیزی شنیدی ما اول میگیریمش

حتما

بذار دوباره ببینیمش

اره لطفا

دهن سرویس

جو محل قرار امشب رو گذاشته

اوم

گوشه 54 چیو

ما قرار اونجا کمین کنیم

و همه میدونن که اونا فقط موری رو

نگاه نمیکنن درسته؟

چی؟ اوه بی‍ــخی‍ـــــال.

تو اَم؟ خ‍ــــدا.

ا مورفی دیگه به کیا گفته منو مجبور به این کار کنن

راستش من فک میکنم که اون درست میگه.

میدونی منو بابام

ما قبلنا مثِ سگ به جون هم میفتادیم.

وقتی که بچه بودم.

الان هفته ای دوبار با هم اختلات میکنیم

۹۳ سالشه.

یه جوری راجع به زنهای خانه سالمندان حرف میزنه

که انگار ۶۰ سالشه

خب اگه بابای من بره خانه سالمندان

خانومای اونجا باید مواظب مرواریداشون باشن

حرف من اینه.

باش‍ــه. باهاش حرف میزنم.

ا برنی. بابای منو ندیدی؟

همین الان رفت یه جلیقه بگیره. جلیقه؟!

جلیقه میخواد چیکار؟

من فک کردم این امر شما بوده!

گفت که مورفی تائید کرده.

- گیدیون: Cobb? - Mm-hmm.

دنبال جاسوسمون میگردم.

منظورت باباته؟

خب. یه نفری به من زنگ زد.

اونا پایین میخواستنش ASAP

برای تکنولوژي مراقبتی جدید.

صبر کن. دقیقن کی باهات تماس گرفت؟

Oh. Uh...

حالا که بهش فک میکنم واقعا یادم نمیاد.

هی! تو!

مامور مو بلوند. لطفن اون در و باز کن.

بله.آقا.

بله، پولا نیستن.

پولا نیستن.

این ساختمون رو ببندید!

همه ,ازتون میخوام چشتون دنبال ‍ه Joseph Reeves باشه!

ما فک میکنیم یه جا توی ساختمونه.

آدا، بابام همین الان نیم میلیون دلار دزدید

ردیاب رو راه بنداز.

محل دقیقش رو لازم دارم.

باشه، روش کار میکنم.

[صدای بیب کامپیوتر] زیر زمین.

چی؟ اا...؟ من همین الان اونجا بودم.

کجای زیر زمین؟

یه لحظه...

دفتر تو.

اوه!

[صدای بیب کامپیوتر]

پیتر: تحسین بر انگیزه.

اون از آژیر، بدون فعال کردنش گذشت.

اون از یه باتریِ شوکِر برای اتصال ...

گرفتم، پیتر

خب، منظورم اینه که از دیدگاه تکنیکی

اون فوق العادس.

معلومه که استعدادت رو از کجا اوردی.

آره، باشه، بابای من به نابغس.

اون ردیاب منو با وسایل لعنتیه خودم شکست داد.

چند وقته که غیر فعال شده؟

اه، ۲۰ دقیقه.

هی، اه، من دوربین های امنیتی رو چک کردم

و جو قفلِ قفسِ مدارک رو باز کرده.

در واقع این، خارق العادس.

-چی؟ - دوربینای بیرونی چطور؟

اونا چیزی نگرفتن؟

تا ۱۶ فوت در غرب ساختمون رو پوشش میدن.

و اونجا جاییه که اون رفته.

بله.

[موتور در حال ترکیدن]

برندت:

میتونه سایزِ body-cam منم نشون بده?

من کاملا مطمئنم نمیتونه.

بیخیال، رفیق.

تو هم بودی همین کارو میکردی.

یادت میاد وقتی Cobb اون سوسکِ حموم رو خورد؟

تو برای هفته ها مسخرش کردی.

اره، چون من واقعن اونجا بودم.

[هه هه هه]

خبلی خنده دار بود.

ولی میدونی،‌این ، این خصوصی بود.

ADA: 1305, به نظرمیاد مضنونتون رو پیدا کردیم

گزارش دزدیِ وسیله نقلیه.

یه سمت شرقِ خیابان ۸ِ۵ کرستویو.

دریافت شد، اونو ببین.

بنظر میاد داره واست جبران میکنه.

بریم این کوچولو رو بگیریم.

[siren wailing]

[tires screeching]

[groans]

[horns blaring]

[horns blaring]

اه. گرفتمت رفیق.

[tires screeching]

دستا بالا!

از ماشین بیا بیرون!

لوک ، از ماشین بیا بیرون

ببینم ۲۰۱۶ هه یا ۲۰۱۷؟

چ‍ـــی؟!

ساختِ Cadillac CTS-V از ۲۰۰۴ شروع شد.

Supercharged V8 موتور,

640 اسب بخار، حداکثر سرعت 200 مایل بر ساعت.

این مدل پَدِل منیزیومی هم داره?

این بچه چشه؟ [باز شدن درِ ماشین]

وو،وو،وو!

هی، هی، دستاتو ببر بالا.

بچه، وایستا!

آره.

پدلِ منیزیمی هم داره.هشت سرعتس.

0 تا 60 اِش ، 3.7 ثانیس

هیچ ایده ای از اینکه الان چقدر تو دردسر افتادی داری؟؟

هی ، هی, Brandt, یه لحظه وایسا.

هی, لوک, مدرسه میری?

آره?اسم مدرست چیه?

قبلن به Multiview میرفتم, ولی حالا میرم Sunshine.

چه فرقی میکنه که اون تو چه جهنمی درس میخونه؟

Sunshine مدرسه ای برای بچه هایی با ناتوانی های رشدیه.

اوتیسم,

چیز هایی از این قبیل.

بچه پسر عموم میره اونجا.

پس مثله رِین مَنه؟(rain man)

میشه فقط خفه شی?

هی, لوک,

این چطوره?

اگه بزاریم سوار ماشینمون شی؟

میتونی به چند تا از سوالامون جواب بدی؟

باشه.

LUKE: این خیلی باحاله. [قیژّه موتور]

برا چی فرار کردی?

شما میخواستین ماشین رو بگیرین,

ولی اون خانومه... اون هیچوقت نمیشستش.

از روغن اشتباهی استفاده میکرد.

ولی اون ماشین برای تو نیست.

من برای کالکشنم بهش نیاز داشتم.

چه کالکشنی؟

ماشین های آمریکایی از ۱۹۶۵ تا ۲۰۰۵.

باشه.

ما میتونیم کالکشنت رو ببینیم؟

امم-هممم.

باشه, اه...

این چطوره بچه؟

چطوره, ام,

ما بزاریم تو مارو تا کالکشنت برسونی؟ با ماشین ما!

وایستا. چی?

باشه. ایول.

دیوونه شدی؟

ما نمیتونیم بزاریم این بچه ماشین رو برونه.

هی، قراره مارو ببره اونجا

خدا میدونه چندتا ماشین اونجاس

اگه ایده ی بهتری داری، من سراپا گوشم.

در غیر اینصورت، به شاتگان زنگ میزنم.

بسیار خب، تشخیص صورت.

در حال اجرا در فرودگاه های Dupage و Midway

خوراکِ O'Hare کجاس?

- من هنوز تو سیستم نیستم. - چرا?

چون این غیر قانونیه, گیدیون!

ما حتا برای ورود به اجازهِ FAA نیاز داریم.

- برای این دوربین ها... - !خواهش

بابام میتونه تو یکی از اون هواپیما ها باشه.

قبل از اینکه ما حتا تلفن رو برداریم.

- خوراکه O'Hare رو آنلاینش کن. - گیدیون?

نه، ولی من دارم رو رابط های محلّیم کار می کنم.

محلّی؟ مورفی بابام نیم میلیون دلار از پولام دستشه

در موقغیتش.

بهم اعتماد کن، داره شهر رو ترک میکنه.

آدا, اتحادیه رو کنار بزن.

مورفی: گیدیون, باید بهم گوش کنی

- تو داری راجع به این کاملن اشتباه میکنی. -اونو خراش بده.

من باید روی دِرُن کار کنم, تو هنوز هم به O'Hare نگاه بنداز.

مورفی: گیدیون, خواهش میکنم.

میدونم که میخوای بابات رو بگیری,

ولی باید از فکر کردن به جو به عنوان بابات دست بکشی.

و مثل یه مجرم بهش فکر کنی.

این چه معنیی میتونه داشته باشه؟

مجرما پایگاهشون رو همینطوری ول نمیکنن برن.

این چیزیه که خیلی خوب بلدن. و برا جو اونجا شیکاگو ‍ه

من فک میکنم اون هنوز اینجاست.

اوه، درسته. جایی که همه دنبالشن.

هم پلیس و هم گانگسترِ آدم کشا.

نکته همینجاست.

جو به پلیسا اهمیت نمیده ولی میدونه که

اگه دستش پیش مورتی رو بشه دیگه مرده به حساب میاد.

پس تو فکر میکنی که اون هنوزم میخواد معاملشو جوش بده؟

- این دیوونگیه. - هست?

'چون اگه جو این معامله رو انجام بده,

با 500 گرند جواهر میزنه به چاک.

و نمیزاره مورتی تا اخر عمر.

شکارش کنه. حالا، تنها مشکل اینجاست که

ما مکان جدیدش رو نمیدونیم.

و مشخصن پدرت دیگه به اونجا بر نمیگرده.

ما مبدونیم مورتی کجاست.

دنبالش می کنیم.

یه راست می بره پیش بابام.

عمرن بشه مورتی رو دنبال کرد.

وقتی به چیزی به بزرگی این معامله در جریان باشه.

اون خیلی مراقبه، راجع به چند ماشین حرف میزنم,

با حسگر های حرارتی و ضد مراقبت و نظارت.

اگه هر کدوم از آدماش متوجه یه تعقیب کننده بشن,

فراموشش کن ،معامله کنسل میشه.

پس ما همه ی ماشین هارو دنبال میکنیم.

با چیزی که اون نمیتونه ببینه.

[صدای بیب]

بدک نیست. در کل اصلن بد نیست.

باتری های اضافی قرار دادم و رِنجشونم افزایش دادم.

ولی کنترل ها یه ذره با دِرُن معمولی.

فرق دارن.(به اون اختراعش میگه دِرُن)

پس فک کنم اگه تو به من و آدا تمرین بدی...

نه, نه, نه, نه، نه, برا اون وقت نیست.

پس تو همه این کنترل ها رو بزار تو یه پنل.

- دیدی؟همیطوری. - آره, ولی تو.

چی? جی ؟ از پسش بر میام.

ا گیدیون چهار تا دِرُن داریم.

منم ده تا انگشت دارم. اونم بابای منه، باشه?

میگیرمش. [صدای بیب]

امم-هممم..

[ادِرُنs ها وز وز میکنند]

امم-هممم.. دیدی?

بچه بازیه.

باشه.

- اره، گفتم که مث اب خوردنه. - امم-هممم.

اره,

فقط یادت باشه که, .اونا هنوزم شکنندن

[frantic buzzing]

[clattering]

[rapid beeping]

[sighs]

اره, اکی، خب، تو میدونی که من تمرین خواهم کرد.

ووا.

اره درسته.

این قراره این بچه رو واس 30 سال ببره کنار.(منظور زندان ‍ه)

فک میکنی واقعن میخوای این کارو بکنی؟

دست ما نیست که.

منظورم اینه که ، شرط میبندم حتا نصف اینا

واس ۱۳ هم نیستن.

منظورم اینه که، هر جور فک کنی بچه ‍ه میره کنار.(منظور زندان ‍ه)

می بخشید. من تماسی داشتم که میگفت پسرم پیش شماست.

شما مادرِ لوک هستید؟

ما از دیروز داریم تلاش میکنیم که باهاتون تماس بگیریم.

متأسفم، همش رد تماس میکردم.

من، من سه جا کار میکنم.

چه اتفاقی افتاده؟

خانوم، شما این ماشین هارو میبینین؟

پسرتون دزدیدتشون.

مطمئنید؟ بله.

خودش اعتراف کرد. میگه کالکشنمه.

وای،‌خدا.

می دونستم ماشین هارو دوست داره، ولی...

اصلن فکر نمیکردم که

باید متوجه شید

-اون مثل بقیه بچه ها نیست. ا گاس: بله میدونم.

یا مدرسش تماس گرفتم.

پس شما باید متوجه باشید که اون نمیدونسته

- که کاری که میکرده اشتباه بوده. -ا برندت: بله خانوم ما متوجه ایم,

ولی، آم ،‌فقط شک دارم که

یه دادستان هم مث ما فک کنه.

دادستان؟

بله.

اون نمیتونه به زندان بره.

این کار میکشدش.

خواهش میکنم، التماستون میکنم.

لطفن این کار رو نکنین.

هی،‌لوک.

هی، ماشینی هست که

تو نتونی بدزدی؟

آه... نتونی بدستش بیاری؟

نه. فقط بعضیا سخت ترن.

ماشین های بدون سوییچ سخته، ولی من، آم...

یه راهی پیدا کردم که...

ماشین های بدون سوییچ هم، آره . نیاز به جزئیات نیست.

سلام. مامان.

سلام. پسرم.

هی، تو اون گاراژی که کلاس ضد سرقت توش میزارن یادت میاد؟

آره، آره، یادمه.

دارم به این فکر میکنم که توانایی های لوک میتونه ارزشمند باشه.

من یه دوست در دفتر A.S.A. دارم.

میتونم بهش به زنگ بزنم.

چی فکر میکنی؟

I think it would be one hell of a bust.

زنگَ رو بزن.

[Brandt sighs]

ا کنراد: تو دقیقن اینجا چیکار میکنی؟?

خیلی سادس.

ا مورتی تو کلوب چیزه , اونجا.

وقتی اونجا رو واسه معامله ترک کنه. یه مشت ماشین میفرسته بیرون.

و من با اینها دنبالشون میکنم.

و قراره همشون رو کنترل کنی؟؟

فرستادن میکرو ها

دیگه یه عهده ی تو ‍ه, مورفی.

[beep]

مورفی: دریافت شد.

[دِرُنs buzzing]

مورفی: با مزس. با مزس؟!

اونا بامزه نیستن.

اونها تجهیزات قدرتمند‍ ‍ه جاسوسیَ ن

حالا هر چی.

تا زمانی که سریع هستن.

امورتی هر لحظه ممکنه اونجارو ترک کنه.

مطمئنی که میتونی انجامش بدی؟

بله، بله، بله. میتونم و انجامش میدم.

خواهش میکنم، از پرسیدن این سوال دست بکشید.

اونا دارن حرکت میکنن.

ماشین اول

جنوب در اوهایو. ماشین دوم به سمت شمال.

دریافت شد.

خیلی خب، آبِ خوردن.

ماشین سوم داره میاد بیرون.

لطفن یکی چشمش به اون باشه.

به سمت چپ خیابان ۲۶ اُم.

لطفن دیگه ماشین چهارمی نباشه.

چرا؟

سه عدد جادویی شه

- رفیق میشنومت. - اره، خب...

خب، ماشین چهارم هم هست.

لعنت بهش!

یه لحظه بهم وقت بدید.

شاید باید به تعداد ماشین تعقیب کننده بفرستیم .

- بیرون تو خیابونا. - قطعن نه.

تقریبن داشتمش.

ا ADA: واستا ، چهارمی کجا رفت؟

:ا کنراد نمیبینمش.

شماره سه قفل شده. چهار کجاست؟

گمش کردیم.

اونجا.

[sighs]

گیدیون: حالا هستیم

هر چهار تا رو داریم.

کارِتون . خوب بود.

هنوز خیلی زوده واس گفتنش .

[car alarm chirps]

اوه، ووا.

ا مورفی: گیدیون مواظب باش.

هستم، هستم.

اینجا دارم به چهار جهت مختلف میرونم.

ا آدا, چیزی از نحوه رانندگی شون دستگیرت میشه؟

اره اره. یه تعدادی از ماشینا

- فقط دارن دور خودشون میچرخن. - ا کنراد: این چیزی رو مشخص نمیکنه.

فقط اینکه اونا دارن سعی میکنن تعقیب کننده هارو گمراه کنن.

ووا ووا, پیتر!

سیگنال ها لرزونن!

برا چی سیگنال ها لرزونن؟

چون برای این کار طراحی نشدن.

سیگنالشون نمیتونه از پسِ چهار ماشین بر بیاد.

اونم در پنج مایلِ مربع.

باید ماشین های الکی رو حذف کنیم.

کسی چیزی تو ماشین ها میبینه؟

ا - مشایه مورتی -ا مورفی: دارم سعی میکنم

شیشه های عقب خیلی پر رنگن!.

[grunts, pants]

[inhales sharply]

مورفی: آدا, روی ماشین دوم تمرکز کن.

ا مورتی تو ماشین دومه.

- گیدیون: چی؟ از کجا اینو میگی؟? - رانندش.

همشون راننده دارن.

اون عصبی ‍ه، باشه؟

وقتی یه ماشین الکی باشی اونجوری سفت نمیشی.

وقتی رئیس تو ماشین باشه اینطوری میشی.

کاملن غیر علمی به نظر میاد.

برام مهم نیست که چجوری بنظر میاد. ما الان مجبوریم انتخاب کنیم.

و من نسبت به تو اندازه یه جهنم، آدمای بدِ بیشتری رو دنبال کردم.

گیدیون: باشه، توی شماره دو ‍ه..

پیتر, بقیه رو ول میکنم.

[indistinct police radio chatter]

♪ ♪

گیدیون: مظنون در محل ‍ه.

هه هه.

کارت خوب بود، کاراگاه.

مورفی: اینارو نگه دار واسه وقتی که دستیگیرشون کردیم

تا وقتی این یارو رو نکِشیم پایین تموم نمیشه.

[siren wailing]

گیدیون: بابام سعی کرد که

منو تو باغ وحش ول کنه، وقتی که یه بچه بودم.

حالا اونجارو مث کف دست میشناسه.

خیلی خوب، ما در موقعیتیم

اثری از جو هست؟

نه هنوز M.I.A

کم کم دارم به این نتیجه میرسم که اینا فقط

واس اینه که بابام کسی که میخواد بکشدش رو رنگ کنه.

نه جو باهوش تر از این حرفاس.

باور کن، الان نشون میده.

اه هاه، و اونوقت اگه نتونه،

هنوزم میتونیم مورتی رو بگیریم؟

نه نمیشه.

ما باید ببینیمش پولارو بگیریم و جواهرات رو رد کنیم

[هه هه] عالی.

پس همه اینا به بابای گم شده ی من بستگی داره.

خدا، درست مثل بچگیام.

امورتی: این S.O.B. خودشو نشون نده,

خودم میکشمش.

جهنم، اگه خودشو نشون بده بازم میکشمش.

لعنت بهش. بزن بریم.

این بیرون از جهنم سرد تره.

گیدیون: خیلی خب,

امورتی داره باهاش تماس میگیره، دیدی گفتم.

- مورفی: گیدیون? - بازم؟,

بابام برنامه داشته همه رو سیاه کنه

اون اینجاست.

[carousel music playing]

لعنتی. تو درست میگفتی.

انقدر متعجب نشون نده.

خیلی خب همین که معامله رو انجام دادن،

ما میریم تو.

امورتی: برو عقب رو چک کن.

مکان رو واس من عوض میکنی,

حالا هم دیر میای?

آروم لِوو. آروم.

فقط سعی میکنم که مراقب باشم. درست مثل تو

شیفت شب اینجا... یکی از رفیقای قدیمَمه.

ضمنن، چیزی که من اینجا دارم

ارزش منتظر بودن رو داره، باشه؟

چهارصد گرند.

چهارصد؟ من گفتم پونصد تا.

پونصد?

نه، در اصل ما گفتیم سیصد.

الان واقعن داره سعی میکنه با مورتی چونه بزنه؟

امورتی: نه تو گفتی سیصد من گفتم پونصد

و من همچنین بهت گفتم که چه بلایی سرت میارم.

- اگه سعی کنی منو سیاه کنی. - ووا.

ووا، ووا، ووا. بی‍ــــخیال، حالا. ووا.

گیدیون, اگه اسلحه رو غلاف نکنه

ما مجبور میشیم بریم تو.

ا جو: خیلی خب داستان از این قراره, لِوو.

اسرائیلی ها... اونا فقط سیصد تا اوردن.

ولی اینجا صد تا هم اضافه هست

که برای منه.

اونا گفتن که میدنش به من.

من و تو جفتمون میدونیم که من دیگه رنگ اون پولو نمیبینم

ولی من میخواستم هر چقد که میشه برات بیارم

خب؟

پس تو دو تا انتخاب داری.

با چهارصد تا معامله میکنی،

که از ارزش اون سنگ ها بیشترم هست.

یا تو به من شلیک میکنی

منو میکشی،‌ همه چیز رو بر میداری.

بعدشم باید با اسرائیلی ها کنار بیای.

- من میتونم از پس همه بر بیام - حتمن میتونی.

معلومه که میتونی.

ولی من اینارو میشناسم.

و میتونه خیلی خیلی کثیف کاری بشه.

خیلی خب؟ تازه

تو تاجر بزرگی هستی مقدار زیادی تو بشقابت هست.

منظورم اینه که عذاب زیادی واس صد گرند ‍ه.

کنراد: لعنت.

اون خوبه. اوه،نه نه نه.

بابام پیکاسو ی BS ‍ه.

قبوله چهارصد تا.

ولی من و تو دیگه کارمون باهم تمومه.

اصلن برام مهم نیس که چقدر باهوشی

امورتی داخله, مورفی

- آماده شو. -ا جو: گرفتم.

متاسفم که اینطوری شد.

الماسا رو میبینم.

مورتی: پولا.

مورفی, حالا!

پلیس، اساحه هاتون رو بندازید!

ای لعنتی

[carousel music playing]

پلیس: پلیس شیکاگو! ایست!

مورفی: باستید!

همونجا بای‍ـــست

مورفی: اسلحت رو بنداز.

پلیس: دستا بالا!

گرفتمت گنده بک. بیا اینجا، بیا اینجا.

لِوو مورتی, تو بازداشتی!

- بالاخره رو زمین بمون. - گیدیون: صبر کن.

صبر کن، اون کجاست؟

مورفی, مورفی, پدر من کجاست؟!

کسی چشش به جو نیست؟

افسر: منفی.

افسر 2: چیزی اینجا نیست.

گیدیون: باشه، باشه صبر کن.

یه لحظه. اون باید همینجا باشه.

اون همینجاس

اون...

من...

من...

لعنت بهش!

صُبِخیر.

آه...

اصطلاح عجیبیه نه؟

هیچوقت نفهمیدم که یعنی تو صبحِ بخیری داری

یا امیدواری که صبحِ طرف مقابل

بخیر بوده باشه؟ حالت خوبه؟

آرره، خوبم. چرا نباشم؟

دیروز یه جنایتکار بزرگ رو گرفتم.

فقط صد تا واسم آب خورد.

و توسط پدرم تحقیر شدم.

برای بار یک میلیونُم.

متاسفم که گذاشتیم جو فرار کنه.

منظورم اینه که، من ...

میدونی چیه؟ هیچ بهونه ای وجود نداره.

نکن. نه. این کار... خودزنی نکن.

این کاریه که اون همیشه انجام میده.

گم و گور میشه. تمام زندگیم این کارو کرده.

درست مث دیوید کاپرفیلد فقط بدون پول.

پس احوالت میاد سر جاش؟

آرخ.

حالم خوب میشه.

میخوام یه ذره هوا بخورم. رانندم رو خبر کن.

نه.

من میبرمت.

آره؟! اره.

خوشحال میشم.

[tool whirring]

- این یکی ماله ... - 2017.

تنفس طبیعی. تمام چرخ.

هفت سرعته اتومات.

اره، اره. حالا هرچی.

تمام چیزی که اهمیت داره اینه که این مدل...

غیر ممکن که یه نفر بتونه قفلش رو...

[electronic beeps, chirps]

بشکنه...

چی شد؟؟.

[chuckles]: من که گفتم اون تو کارش خوبه.

و اون میتونه درستشون هم بکنه.

برندت: آره، ماشین ها به صاحباشون برگردونده شدند.

در وضعیتی بهتر از موقع برداشته شدنشون.

- چند وقت پیش ماس؟ -۳۶ ماه.

هر روز بعده مدرسه.

بعدش مبشه تمام وقت استخدامش کنم؟

هر چی صلاح بدونی.

تو واقعا اینجا بزرگ شدی?

فک میکردم بزرگتر باشه.

اه.

خب...

بابام آدمه رِند و فریبکاری بود.

یه جورایی گرفتن رهن رو سخت میکنه، پس...

مامانت هنوز اینجاست?

اه، وقتی دبیرستان بودم از دنیا رفت.

گیدیون, از شنیدنش متاسفم.

نه، خیلی وقت پیش بود.

سرطانِ دهانهِ رحم، پس...

یک چیز خوب از این اتفاق یادم میاد و اونم اینه که

دیگه مجبور نبودم بخاطر بابا بهش دروغ بگم.

اون... اون نمیتونسته انقدرم بد باشه.

اون گذاشتت MIT درس بخونی.

[خهههه]

اره اره اره، اون گذاشتتم...

میدونی چطوری رفتم MIT؟

ام، وقتی مامانم مرد.

خواست که حقِ بیمش رو برای شهریه من استفاده کنن.

اره، ولی بجاش...

بابام رو یه شرط بندی همشو سوزوند.

و من خیلی عصبانی شدم...

اونقدر که یه راکت ساختم.

[chuckles]

که از هر سیاره ای که

اون توش زندگی میکنه گورم رو گم کنم.

بگذزیم، و فروختمشو

اون چیزی بود که واسه کالج خرج کردم.

یه جوری بابام

به این رسید بندازم تو MIT

میدونم نمیخوای اینو بشنوی اما

بعضی وقتا

کسایی که بیشتر عصبیت میکنن

بهتر بهت سواری میدن

درواقع بابات بهتر کرده تورو

عجیبه اما

به این تبدیلت کرده

خب باید بگم نه

قانعت میکنه یه ایستگاه پلیس رو رهبری کنی

ویبره ...

سلام

گیدیون...منم

کدوم گوری بودی؟

ببین گیدیون من می دونم ک تو الان از من متنفری ولی

ما هر دو مون می دونستیم ک کار ها به روش من انجام میشد

و تو الماس هات رو پس می گرقتی

و تو هم با ادم بد ها می بودی نه ؟

و فرار می کردی با هزارتا گرند از پول من

و همه برنده میشدن درسته ؟

خب من هیچ وقت از یک سال دیرتر نمیومدم,

ولی من حداقل اهمین میدم که

چی؟

از من میدزدی ؟

اونم جلوی یه مرکز پلیس ؟

ببین من متاسفم ک تو اینجوری تجربه کردی پسرم

من خیلی بهت افتخار می کنم

و همه چیز بهم ریخت

من می دونم ک گند زدم ولی می خواستم درستش کنم

همینجوریه ک منو بهم میریزی

من بزرگ شدم

گوش کن...فقط می خواستم بگم که

دستت دارم پسرم

دوستت دارم

خیلی زیاد

بابا؟بابا؟

هی بابا

- زیرنویس های خود را صددرصد رایگان ترجمه کنید. ؟! فقط کافی هست به شماره 09357772039 ارسال کنید. (تلگرام یا پیام کوناه) باتشکر. تاریخ انتشار قسمت بعدی (قسمت هفتم) 20 خرداد 96 - -- از قالب جدید وب سایت جدید ایران فیلم دیدن کنید.www.iranfilm.net --

OpenSubtitles.org require your login in mx player for uploading subtitles, please login now

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.