Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای اختصاصی از تیم ترجمهی دنیایانیمه
Tsuki | @AWsub
از بس پر نور و درخشانـه که سرم گیج رفته
همینطور که به دوردستها خیره شدم، داستانم شروع میشه
برای اینکه بتونم شایستگی تو رو داشته باشم
چند بار دیگه باید خودم رو تقویت کنم؟
تنها حقیقتی که واقعا اهمیت داره
یه احساس، احساس انکار نشدنی
دوستت دارم
مهم نیست چقدر طول میکشه
عزیزم، عزیزم
تویی که از همه برای من عزیز تری
امیدوارم که بهت برسن
احساساتم، احساساتم
بهت قول میدم نذارم تنهایی لحظات تلخ رو به دوش بکشی
تا ابد آمادهی اومدنت هستم
...بابابی... مامانی
!تو دیگه کدوم خری هستی؟ عوضی
!آمورو! حالت خوبه؟
آکیرا؟
ولی چرا؟
!اومدم تا نجاتت بدم
شنیدی اون لتوگیان چیکار کرده؟
همونی که نذاشت اون یارو گنج رو گیر بندازه؟
.تعجب نمیکنم اگه اعدامش کنه
آکیرا، واسه چی داری بهم کمک میکنی؟
!نمیتونم همینطوری ولت کنم که
!احمقی مگه !من به جفتتون دروغ گفتم
-مهم نیست
!هی! پیداشون کردم
!وقت فراره
!همونجا وایسید
!بگیر که اومد، باتون فلجکننده
!وایسا ببینم
.اوه، شما احمقای قابلپیشبینی .منتظرتون بودم
.مثل - پروانه - به - یه - شعله
!آمورو
!هی! دستت بهش نخوره
!آکیرا
،با اینکه خیلی حیف شد که اون اندروید در رفت
.ولی فکر کنم گیر انداختن یه اثر باستانی ولگرد برام کافی باشه
.ولی فکر کنم گیر انداختن یه اثر باستانی ولگرد برام کافی باشه
!گم شو
!بذار آمورو بره
!آکیرا
!چ-چندشآور
!ولم کنین
!یه رعیت بهم دست زد
!نابخشودنیه
!همین الان یه درس حسابی بشه بدین
!نه، بسته
!لطفا آکیرا رو زخمی نکنین
!هرکاری میخواید با من بکنید
!تسلیم نشو
.با دوتایی باهمدیگه از اینجا فرار میکنیم
میخوای دنبال کتابداستان پدر و مادرت بگردی، درسته؟
،اگه این لحظه تسلیم بشی .دیگه عمرا پیداشون نمیکنی
!هیچوقت هم نمیتونی یه نقاش بشی
...نقاشی کتابداستان !مگه آرزوت همین نبود؟
اوه؟
اینقدر به اون لتوگیان کوچولو اهمیت میدی؟
...ترجیح میدم که دیگه بهم بیاحترامی نکنی، پس
.وقت تمیزکاریه
!دست نگه دار
!آمورو
...عجبا
.همهچیز خلاف اصولم پیش میره
.ای وای
...یوگوره
!اندروید
!خدایا، خودش با پای خودش برگشت
!دستگیرش کنین
!بله، قربان
...زیباست
!شما بزدلا! فرار نکنی
!لعنتی
!آ-آخ... کمک
!نمیتونم ت-تکون بخورم... بو گند میده
...قدرت... اندروید
پس این «اصول عملیاتی» که میگفتی چی شد؟
صرفا به این نتیجه رسیدم که
.نجات دادن آمورو-سان هم راستای هدف نهاییم بودش
.من بر اساس منطق عمل کردم .چون که من یه اندرویدم
منطق، ها؟
-پس چرا از همون اول .ولش کن
.ممنونم، یوگوره
.با پای پیاده سخته
.فقط یخورده دیگه تا آئوموری مونده
بفرما
.یکم پیش از مرکز مدیریت پس گرفتمش
کی رفتی من ندیدم؟
.م-ممنون
.آمورو-سان، با اجازه
...وای، کبودی هام دارن محو میشن
.خراشهات هم تا چند روز دیگه خوب میشن
اون کارو با چه فناوری انجام میدی؟
!محرمانهست
دوباره
دوباره؟
...آم
.نگران نباش
فقط دارم از یه مکانیزمی استفاده میکنم
.که داخل بدن شما انسانها وجود داره، همش همین
.اوه، باشه
...هی، ام
یوگوره-سان؟
میتونی از شر این خلاصم کنی؟
.درد داره ها
!یه لحظه صبر کن
-حتما باید راه دیگهای هم باشه
!نه، دیگه بیشتر از این نمیتونم
...آمورو
.فهمیدم
.انجامش میدم
.تموم شد
میخوای ببینیش؟
این همون...؟
.میدونستم که بهت میاد
...قشنگه
...میخوام سفر کنم
.تا دنبال کتابداستانهای مامان و بابام بگردم
...و کلّی نقاشی جدید بکشم
!همراه شما دونفر
چی؟
!تصمیمـم رو گرفتم
!من، آکیرا، و یوگوره-سان !باهمدیگه ال-سی میکنیم
!چی؟
چرا همچین تصمیمی گرفتی؟
!آخه، میخوام وقت بیشتری رو با شما دونفر بگذرونم
شما هم همین حس رو داشتین که نجاتم دادید مگه نه؟
!ق-قبلش یه چیزی تنت کن
.این لباس موردعلاقهی من بود
.خب، جدا از السی، الان آزادی که هرکجا خواستی بری
.امیدوارم کتابداستانهات رو پیدا کنی
تو هم مشکلی نداری، یوگوره-سان؟
.یوگوره» خالی کافیه»
،تو این مسیر ما همسفریم مگه نه، آمورو؟
!آره
.ممنون، بچه ها
.خوشحالم که میشنوم
...آکیرا
.حالت خیلی خوبه
قراره بهم خیانت کنی؟
!ها؟! معلوم هست چی میگی؟
...اووه
...پس آئوموری کنونی این شکلیه
!اتاق خالی داریم
!هتل هم دارن؟
...شاید بالاخره بتونم یه دوش بگیرم
.آکیرا. آمورو
.انگار امنیت شدیدی برقراره
.اوه، چونکه الان فصل فیکاست
فیکا؟
.یه جشنوارهی معروفه که مردم دنبال شریک السی میگردن
سی-هلر داشتن زندگی شما رو قشنگتر میکنه
.قراره خیلی شلوغ بشه
.یعنی، یه مهمونی برای یار پیدا کردنه
...بازم نسبت به وضعیت این کارا خیلی زیاده رویه
.انگار الان وقت خیلی خوبی برای اومدن نبود
از اونجایی که ما از قبل شریکهای خودمون !رو انتخاب کردیم کاری با این جشنواره نداریم
چی؟
.درسته
.من و آکیرا باهمدیگه ازدواج میکنیم
ازدواج» یعنی چی؟» !باید السی کنیم
!هیچکی نه ازدواج میکنه نه السی میکنه
چی؟
.جفتتون اشتباه برداشت کردین
منظورت چیه؟
.آمورو، تو داری اثر پل معلق رو تجربه میکنی.
.یوگوره، تو هیچچیزی از من نمیدونی
...تنها عشق حقیقی من
یه نفر به اسم توواسا هست که .زندگیهامون رو به هم متعهد شده بودیم
.پیدا کردن اون یکی از دلایل اینکه الان تو سفرم هست
!فهمیدم
،پس وقتی که پیداش کردیم !میتونیم چهارتایی السی کنیم
!اصلا نمیفهمی که
...ای بابا
.خیلیخب، اثبات میکنم
چی؟
،من میرم با انسانهای مناسب ملاقات میکنم
و وقتی که دیدی هیچ حسی نسبت به ،هیچکدوم از اونها پیدا نمیکنم
.اثبات میشه که عشق من نسبت به تو خالصه
-نه، من که اصلا نگتفم
!منم، همینطور
!نمیخوام واقعی بودن احساساتم زیر سوال برن
چی؟
-هی، هی! ا-اونطوری نگاهم نکنین
!ما تو اون جشنواره شرکت میکنیم
!چیشد که اوضاع به اینجا کشید؟
.کمتر از این هم از رئیس جاهطلب خاندان لونتو انتظار نداشتم
،خیلی خوب از بازار سر درمیاری مگه نه، کالکروم؟
.معلومه، سرهنگ دوم یامابوکی
همهی تجهیزات غیر-رسمی از مرکز اوول تو توکیو
.تضمین میشن که بهترین باشن
،ولی در کل .این ذخیره خیلی بزرگه
قراره جنگی چیزی راه بندازی؟
.آمادهسازی همیشه شرط عقله
ازت ممنونم، و همینطور از اون کمیسر .دوستداشتنی که ما رو به هم رسوند
...ا-اوه، اصلا. چیز خاصی نیست
،به گفته شایعات .یه رقیب برای جایگاهت در صدر داری
-اگه درست یادم باشه، اون
!از جاتون تکون نخورین
!حرومزادهها! آدمای فیدس
!بانو فیدس !ادبت کجا رفته؟
!هی! اینجا چهخبره؟
.میبخشید که مزاحمتون شدم
.فیدس هستم .دختر بزرگ خاندان لونتانو
لحظهای که فهمیدم مهمانانمون در خطرن .به سرعت خودمو رسوندم
خطر؟
بهم خبر رسید که یه موش .خودشو زیر سایهی برادر کوچکترم پنهان کرده بود
...وظیفهی منه که به خاطر بیتوجهیش معذرت خواهی کنم
.به عنوان رهبر آیندهی خاندان لونتانو
!چرت و پرت نگو !ارباب کالکروم رهبر بعدیه
!زیادی حرف میزنی، براسو
-لعنت بهت فیدس، اگه به خاطر تو نبود
.ببین چیکار کردی، فیدس
.منم نقشههای خودمو دارم
بیشتر از یدونه موش بینمونه، درسته؟
!و-ولم کن
منظورت چیه؟
.ما حرفی درمورد این موضوع نزدیم که یه موقع فرار نکنه
به نظر میرسه که این کمیسر دوستداشتی ما .عادت داشته که بودجه رو اختلاس کنه
.که، طبیعتا، تو جیب سرهنگ دوم هم میرفته
.بقیهشو به خودت میسپرم
.چشم
...وای
اون دوتا خواهر و برادرن؟
.ولی ناتنیـن
،قبلا حدود ده نفر بودن
.ولی بعد از یه جنگ خونین، فقط دونفرشون موندن
ظاهرا، استراتژی رهبر وقت اینه که فرزندان زیادی بیاره
.و اونی که جون سالم به در میبره رو جانشنین خودش کنه
،ولی بدون هیچ نسل بعدی .انگار دارن تو دردسر میافتن
،اگه هرکدوم هرچهزودتر السی نکنن .شانسشون برای جانشینی رو از دست میدن
.دقیقا
،خانهی ما، میز شام ما ...یه زمانی پر از سرزندگی بود
.ولی الان، فقط دونفرتون باقی موندن
.چه اتفاق تاسفباری
این درحالیـه که پیوندهای خانوادگی .اهمیت بسیار بالایی دارن
.وحدت بر پایهی اعتماد دوجانبه استواره
.جریان داشتن خون من در رگهای شما اهمیتی نداره
.باید بشه روتون حساب باز کرد
پس، در اعمال خودتون نشون بدید که .شایستگی جانشینی من رو دارید
...و واسه این امر
.ما باید تو جشنواره شرکت کنیم
.ادامه دادن نسل خاندان هم کار پراهمیتیه
.لطفا نگران نباشید، من یه شریک برای خودم پیدا میکنم
.من کسی میشم که جا پای شما میذاره
.ولی امیدوارم این دفعه خیلی به خودت فشار نیاری
.خوشحالم که دفعهقبل آسیبی ندیدی
.چقدر لطف داری
به عنوان کسی که وقتی بچه بودیم از یه حشره میترسید .حق نداری این حرفو بزنی
.دیگه لنگ ظهره
!ما واقعا، واقعا میخوایم بریم به فیکا
!مشکلی نداری؟
.هرطور میلتونه. خوش بگذره
.ما رفتیم
!یوگوره، وایسا
...خب حالا
کجا وقتمو بگذرونم؟
!فیدس و کالکروم؟
!آره، شنیدم که تو اون جشنواره شرکت میکنن
!باورنکردنیه
،جفت جانشینهای محتمل خاندان لونتانو !اونم تو یه مکان؟
خاندان لونتانو؟
.اون آدما این شهرو اداره میکنن
از اونایی هستن که اگه لازم باشه .تردیدی برای خونی کردن دستاشون ندارن
!چی؟
!یعنی اونا یجورایی مثل... مافیا هستن؟
!هی، آمورو-چان، یخورده خوش بگذرون
اسمش «آکیرا» بود؟
.انگار میخواستی جلوتو بگیره
...ولی این من بودم که حرف شرکت تو جشنواره رو زدم
!این آکیرا خیلی نامرده
.و خیلی هم بیعاطفه
-عجب پسر عوضیایه
!آکیرا عوضی نیست
!درواقع، جلومو نگرفت چون آدم خوبیه
!همین خلوص و پاکیشه که من دوست دارم
ام، به چه اسمی صداتون کنم؟
.فکر نمیکنم نیازی به گفتنش باشه
...ولی اینطوری که کار سخت میشه
.مشکلی نیست
احتمال اینکه ما از این نقطه .با همدیگه تعامل سازنده داشته باشیم صفره
!اوه، سرد و بیرحم
!اولین باره انقدر احساس سرزندگی میکنم
.همهچیز به نظر خیلی آرومه
.شاید اصلا نیازی به اومدن من نبود
...اگرچه
!کالکروم-ساما
اون همون مثلا-رئیس مافیاـهست؟
...بهتره خودمو درگیر نکنم
.آره، بهتره بهش نزدیک نشم
،اوج زیبایی ستارهگون
-الههی بزرگ فیدس همچون سوسن باشکوهی در
.بعدی
.حرفم اینه بانو فیدس: بهم نیاز دارین
من میتونم خاندان لونتانو رو بزرگتر .از چیزی که همین الان هست بکنم
من میتونم خاندان لونتانو رو بزرگتر .از چیزی که همین الان هست بکنم
.بعدی
،و وقتش که برسه
-خوشحال خواهی بود که
-خوشحال خواهی بود که
-خب، میگم... به گفتهی پدرم
.بعدی
-خب، میگم... به گفتهی پدرم
-خب، میگم... به گفتهی پدرم
.بعدی
.بعدی
.بعدی
همش همین بود؟
.اینجا یه نفر آدم شایسته هم پیدا نمیشه
...میگم
واقعا واجبه که شما السی کنین؟
،حتی اگه اینکارو نکنین هم !ما به شما به عنوان رئیسمون وفادار میمونیم
.برای اینکه رهبر خاندان لونتانو باشم باید السی کنم
،اگه نتونم نقشم به عنوان جانشین رو خوب ایفا کنم
.مجبورم همهی کارای سخت رو بندازم گردن شماها
...فیدس-ساما
هیچ کدوم از خاطرخواهات معیارهای تو رو نداشتن؟
.مسیر رسیدن به تاج و تخت واقعا خائنانهست
.من معیارهای بالایی دارم
.برخلاف بعضیا که میشناسم
معیار؟ یا خطا در قضاوت؟
تنها چیزی که توی السی اهمیت داره عشق حقیقیـه، نه؟
ها! عشق حقیقی؟
.تنها چیزی که برای تو مهمه رسیدن به اون بالاهاست
.من چیزی که میخوام رو به دست میارم .اون هم به هر طریقی که لازم ببینم
.حالم خیلی خوب نیست
!فیدس-ساما
.تنهام بذارین
چطوری یه اندروید انقدر مست شده؟
!آکیرا
...آمورو
اینجا چیکار میکنی؟ نگران من شده بودی؟
،اوه... آره نگران بودم ...ولی واسه یچیز دیگه
چی؟
عشق، ها؟
!خیلی متاسفم
!وای نه، اگه همین الان پاکش نکنیم لک میشه
.شاید بتونیم چنتا دستمال کاغذی پیدا کنیم
...نمیدونم تو این دوره و زمان هم وایتکس دارن یا نه
این دوره و زمان؟
فیدس لونتانو؟
!نکنه، اونیکی مثلا-رئیس مافیا؟
...ا-ام
!خدافظ
.تو خیلی دانا به نظر میای
بیا یکم حرف بزنیم، باشه؟
منظورت از «این دوره و زمان» چی بود؟
بهم بگو... تو کی هستی؟
!آکیرا رو ولش کن
!اون کار اشتباهی نکرده
اون فقط خیلی چیزا رو میدونه !چون یه اثر باستانی از قدیماست
!هوی
قدیما؟
چطوری یه انسان از ۲۰۰ سال پیش هنوز زندهست؟
.به لطف یه فناوری به اسم خواب منجمد
...بعد از اینکه زلزه اومد دستگاه خراب شد و من بیدار شدم
.فکر نمیکنم دروغ گفته باشی
.پس شایعات راست بودن
...خب، میتونست بدتر از اینا باشه
ببینم، اسمت آکیرا بود دیگه؟
.ازت میخوام باهام السی کنی
ببخشید؟
!مجبورم نکن حرفمو تکرار کنم .گفتم که، میخوام باهات السی کنم
!دوباره داره ازم خواستگاری میشه؟
!چرا آدمای این دوره و زمونه انقدر تند میرن؟
!نه، نمیشه! قبول نیست
.بیا یه معامله کنیم
اوول داره دنبالت میگرده، درسته؟
،اگه با السی موافقت کنی .من ازت محافظت میکنم
.منم دلایل خودمو دارم .به نفع هرجفتمونه
ولی عشق چی میشه؟
عشق»؟»
،وقتی که تو موقعیت من قرار بگیری
.چیزایی مثل عشق هیچ معنیای ندارن
...هرچقدر هم اون عشق قوی باشه مهم نیست
!کالکرومـه
اوه، همون یارویی که ممکنه رئیس بعدی لونتانو باشه؟
یعنی بالاخره شریک ایدهآل ایسیش رو پیدا کرد؟
!ارباب کالکروم
...ممکنه
اون کسیـه بود که دلت میخواست باهاش السی کنی؟
!چی؟! معلومه که نه
!مگه میشه من ع-ع-عاشق کالکروم باشم
...میدونستم
علاوهبر این، بچهدار شدن از السیهایی .که نسبت خونی داشته باشین ممنوعه
.رئیس اجازهی السی بین خواهر و برادر کوچکترش رو نمیده
!برادر کوچیکتر؟
!پس برادر واقعیتـه؟
...آره خب یخورده چیزه
میتونم افتخار السی کردن باهاتون رو داشته باشم؟
...جدا
!چیشد که اینطور شد؟
پیشنمایش
قسمت ۳
رقصیدن با تو
زیر آسمون
بارونی تابستون
The Special Blood
قسمت ۴
بازی تله و وفاداری
k
i
ki
r
a
ra
k
i
ki
r
a
ra
m
a
ma
b
u
bu
s
h
i
shi
k
u
ku
t
e
te
m
e
me
m
a
ma
i
i
t
o
to
o
o
k
u
ku
w
o
wo
m
i
mi
t
t
s
u
su
m
e
me
r
u
ru
y
o
yo
k
o
ko
g
a
ga
o
o
w
a
wa
i
i
m
a
ma
f
u
fu
s
a
sa
w
a
wa
s
h
i
shi
i
i
h
i
hi
t
o
to
n
i
ni
n
a
na
r
u
ru
t
a
ta
m
e
me
n
i
ni
a
a
t
o
to
n
a
na
n
n
d
o
do
a
p
ap
p
u
pu
g
u
gu
r
e
re
d
u
du
s
u
su
r
e
re
b
a
ba
i
i
d
a
da
o
o
r
u
ru
y
u
yu
g
e
ge
n
n
j
i
ji
k
o
ko
d
a
da
i
i
j
i
ji
n
a
na
k
o
ko
t
o
to
w
a
wa
t
a
ta
s
h
i
shi
k
a
ka
n
a
na
f
f
e
e
e
e
l
l
i
i
n
n
g
g
f
f
e
e
e
e
l
l
i
i
n
n
g
g
k
i
ki
m
i
mi
g
a
ga
s
u
su
k
i
ki
d
o
do
n
n
n
a
na
n
i
ni
t
o
to
k
i
ki
k
a
ka
k
a
ka
t
t
t
e
te
m
o
mo
d
d
a
a
r
r
l
l
i
i
n
n
g
g
d
d
a
a
r
r
l
l
i
i
n
n
g
g
s
a
sa
i
i
a
a
i
i
n
o
no
h
i
hi
t
o
to
y
o
yo
t
t
s
u
su
t
a
ta
w
a
wa
t
t
t
e
te
r
u
ru
n
o
no
w
a
wa
f
f
e
e
e
e
l
l
i
i
n
n
g
g
f
f
e
e
e
e
l
l
i
i
n
n
g
g
k
u
ku
r
u
ru
s
h
i
shi
i
i
t
o
to
k
i
ki
w
a
wa
s
a
sa
s
a
sa
e
e
r
a
ra
r
e
re
r
u
ru
t
a
ta
d
a
da
s
h
i
shi
i
i
y
o
yo
k
o
ko
k
o
ko
n
i
ni
s
o
so
n
a
na
e
e
t
e
te
o
o
k
u
ku
k
a
ka
r
a
ra
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.