All language subtitles for Towa no Yuugure - 8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم زیرنویس انیم‌ورلد با افتخار تقدیم می‌کند

Tsuki | @AWsub

از بس پر نور و درخشان‌ـه که سرم گیج رفته

همینطور که به دوردست‌ها خیره شدم، داستانم شروع میشه

برای اینکه بتونم شایستگی تو رو داشته باشم

چند بار دیگه باید خودم رو تقویت کنم؟

تنها حقیقتی که واقعا اهمیت داره

یه احساس، احساس انکار نشدنی

دوستت دارم

مهم نیست چقدر طول می‌کشه

عزیزم، عزیزم

تویی که از همه برای من عزیز تری

امیدوارم که بهت برسن

احساساتم، احساساتم

بهت قول میدم نذارم تنهایی لحظات تلخ رو به دوش بکشی

تا ابد آماده‌ی اومدنت هستم

!آکیرا، بذارم زمین

!نه راه نداره

!هنوز وقت هست

! آمورو

!من برمی‌گردم

!نمیشه، آمورو

!آمورو

!می‌سوزه! می‌سوزه

.حالا دیگه خیلی دیره

!ولی کتاب توواسا-سان چی میشه

!این همون چیزیه که تمام این مدت دنبالش می‌گشتی

!و نهایتا پیداش کردی

.اشکالی نداره

...آکیرا

!نـــه

!کتاب‌های من! عزیزای من

!کتاب‌های من! عزیزای من

!خیلی نزدیک نشو

!این کوچولوها دارن اسممو فریاد میزنن

!این کوچولوها دارن اسممو فریاد میزنن

!خطرناکه

!این کوچولوها دارن اسممو فریاد میزنن

!زودباش

!زودباش

!نه! ولم کنید! بس کن

فکر کنم بهتره که بریم.

برگردیم هتل؟

.به نظر من که کار درستی نیست

یوکوراتا؟

.معلوم نیست کی آدمای اوول میان بالا سرتون

،تا وقتی که قطارمون حرکت نکرده .باید یه جایی خودمونو مخفی نگه داریم

.ببخشید. دستت درد نکنه

ماجراجویی مخفیانت به کجا رسید؟

.قبلاها زیاد اینجا قایم میشدم

.پیدا کردن‌مون براشون کار راحتی نیست

!تازه، خدمات اتاق هم داره

.ممنون

پات چطوره؟

.بهتره

.بفرما. تو هم بخور

.متأسفم

چرا؟

.که تو دردسر انداختیمت

.انگار مشتری ثابت اون کتاب‌خونه بودی

.نگرانش نباش. یکاریش می‌کنم

ناراحت نیستی؟

.اصلا باید ازتون تشکر هم بکنم

یادت نیست؟

.من هم درباره‌ی چیزی که دنبالشی کنجکاوم

.ولی دیگه وجود نداره

.نه

.داریمش

.همینجا

.ولی اون یه کتاب بچگونه‌ست

فکر می‌کنی یه کتاب معمولی رو ممنوع می‌کنن؟

میشه یه نگاهی بندازم؟

.ح-حتما

تصویرسازیش قلب آدم رو می‌لرزونه.

خون استثنایی

.ممنونم

خیلی‌خب.

."خون استثنایی"

کسانی که خون استثنایی در رگ هایشان .جاری بود توانایی های ویژه‌ای داشتند

به راحتی می‌توانستند بفهمند که در سر دوستان‌شون .از سراسر جهان چه فکری می‌گذره

.و در یک چشم به هم زدن احساسات رو بیان می‌کردن

.و می‌تونستند هر جسمی در دوردست‌ها رو لمس کنند

.چه خون شگفت‌انگیزی دارن

.با این‌حال، خونشون بیش از حد به‌دردبخور بود

رفته رفته، افرادی بیشتری از خون استثنایی .برای انجام کارهای بد استفاده می‌کردند

،مردم بسیاری تمام شادی خود رو از دست دادند .و جهان در زیر سایه‌ی اندوه غرق شد

.اون موقع بود که اتفاق افتاد

،از بلورهای خون استثنایی .دوازده فرشته زاده شدند

.همگی شبیه به یکدیگر

،بدون محدودیت های طبیعی امور .قدرت‌هایشان را به کار بردند

،با خونی که داشتند

.تیرگی، غم، و بدبختی رو از دنیا ریشه‌کن کردند

قدرت‌های به دست اومده به خاطر ...نوع خاصی از خون

...مثل

.طرح ال‌سی برنامه‌ای برای ارتقای بشریت‌ـه

...همون می‌مونه

ها؟ چی شبیه همونه؟

.محتویات این کتاب مثل برنامه‌های توواسا می‌مونن

.شباهتی هم به «ال‌سی» داره

به نظرت به ال‌سی ربط داره؟

...مطمئن نیستم

...همش تصادفیه، یا اینکه

.نگرانم که یه موقع نگه‌مون دارن

...نگران نباش. تا زمانی که طبیعی رفتار کنیم

...آکیرا، یکم مشکوک میزنی

چی؟ جدا؟

،با رفتاری که تو داری .تعجب کردم که نگهت نداشتن

خ-خب دیگه چیکار کنم؟

...۷الف، ۷الف

.اینجاست

راحت‌تر از چیزی که فکرشو می‌کردم سوار شدیم.

...ر-راست میگی

ولی یوگوره چی میشه؟ .هنوز ندیدیمش

.با شناختی که من ازش دارم، چیزیش نمیشه

.برمیگرده

.درسته

.استرس داشتن هیچ فایده‌ای نداره

حالا که تمام تلاش هامون نتیجه گرفتن .باید جشن بگیریم

حالا که حرفشم شدژ مطمئنی که اشکالی نداره کتاب داستان دست من بمونه؟

تو نیازش داری، نه؟

.خب، آره

.ولی بازم، فکر می‌کنم این باید پیش تو بمونه، آمورو

...آکیرا

.ممنونم. خوب ازش مراقبت می‌کنم

...شاید به‌خاطر اتفاقیه که دیروز افتاد

...هروقت آکیرا باهام مهربون میشه قلبم تند تند میزنه

.خب، خب. بعضیا خیلی دخترکش هستن

.مثل اینکه سالم راه افتادن

خب دیگه...

!یو-یوگوره

!عقلش رو از دست داده؟

!یوگوره

.ببخشید که منتظرتون گذاشتم

!یوگوره

!خیلی خوشحالم که حالت خوبه

چی؟ آمورو؟

!خیلی خوشحالم که حالت خوبه

.ببخشید

.نتونستم تو پیدا کردن کتاب‌داستانت کمک کنم

!برام مهم نیست

و راستی آکیرا؟

میشه بیخیال این تغییر قیافه بشی؟ .خیلی مسخره‌ست

!آفرین، یوگوره

!یه‌ذره هم ملاحظه تو کارت نیست

!یه‌ذره هم ملاحظه تو کارت نیست

...ا-البته

!عجیب شده، نه؟

ا-البته

!عجیب شده، نه؟

.اوه، کتاب‌داستان مامان و بابات رو پیدا کردی

.آره، به لطف آکیرا

.هی، یوگوره

!اینا رو دیروز تو سندای پیدا کردیم

!سه‌تایی با هم ست می‌کنیم

برای منه؟

.آره! الان می‌بندمش

!بفرما

به من نمیدید؟

.متاسفانه یادمون رفت

!نازه

!می‌دونستم که بهت میاد، یوگوره

.خوب ازش مراقبت می‌کنم

چیه؟

.نه، چیزی نیست

پرتقال؟

!وای، معذرت می‌خوام

مثل اینکه در قضاوتم خطایی درکار بوده !و بیش از حد با خودم اوردم

!خوراکی مورد علاقه‌ی سی‌الر من هستن

!آخ که چقدر شرمنده شدم

...صداش بلنده

.و ایشون خانواده‌ی من هستن

نظرتون چیه؟ قشنگ نیست؟

.ظهر بخیر

...ساکته

.من واره هستم

.برای کارم به اومیا سفر می‌کنم

.ولی خانواده‌م چهارنفره‌ستت

،سی‌الرم، کاستا

.و دوقلوهامون، رئوو و کالئو

.امسال ده ساله میشن

مقصد شما کجاست؟

.توکیو

!خدای من !مسیر طولانی‌ای در پیش دارید

،اولین بارمه که سوار یه قطار تخت‌خواب دار میشم .پس خیلی هیجان‌زده‌م

حتما براتون سخته که همه‌ی خانواده‌تون .رو به خاطر شغلتون جا به جا کنید، واره-سان

.من برای اوول به عنوان یه محافظ کار می‌کنم

.اگه بگن که جا به جا بشم، چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

علاوه‌براون، امروز صبح درگیر یه .حادثه‌ی آتش‌سوزی عمدی شده بودم

!دیگه چیکار میشه کرد؟

...گ-گرخیدم

.چه بااستعدادی

...برگ‌ها جزئیات زیادی دارن

گیاه دوست داری؟

...اوهوم

.بیخیال، کالئو. نمی‌خواد خجالت بکشی

!خ-خجالت نمی‌کشم

!خ-خجالت نمی‌کشم

...بذار ببینم

...همش سربه‌سرم میذاری، رئوو

!اتفاقا منم نقاشی کردن رو دوست دارم

هی، می‌خوای یه نگاهی به مال من بندازی؟

.ب-باشه

!وای، کارت حرف نداره

.چه زود یه رفیق هنرمند ناگهانی پیدا کرد

شما نقاشی می‌کشی، واره-سان؟

!با نقاشی کشیدن نمی‌تونم زندگیم رو نجات بدم

ولی کاستا که اونجا نشسته .استودیوی هنری خودشو تاسیس کرده

.کالئو از اون یاد می‌گیره

.هه، جالب به نظر میرسه

مشتاقم ببینم که اون انگشتای دوست‌داشتنی .چه منظره‌ای رو به تصویر می کشن

میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟

!ل-لطفا اینطوری به سی‌الرم نظر نداشته باش

.معذرت می‌خوام

یخورده باهاش مراعات کن، باشه؟ !کاستا خیلی حساسه

کاستا؟

.من خوبم

تا ابد که نمی‌تونم مثل یه .پرنسس کوچولو قایم بشم

...ب-باشه

.شما دوتا زمین تا آسمون با هم فرق می‌کنین

چی؟

.به نظرم به همین دلیل کنار همدیگه به تعادل می‌رسین

بی‌نقصه مگه نه؟

،مامان اینقدر آرومه که نمیشه صداشو شنید

.واسه همین بابا هرچی اون میگه رو با صدای بلند تکرار می‌کنه

.دقیقا

!نکن، رئوو

...کاشکی اونطوری بیانش نمی‌کردی

نه، کاستا؟

.من همیشه قدردان حمایت تو هستم، عزیزم

.نه، نه

!این منم که باید قدردان باشم

،تابه‌حال یه‌عالمه ال‌سی گوناگون دیدم

هرچی نباشه، این منم که روت حساب می‌کنم

.ولی انگار بعضی وقتا مثل ازدواج می‌مونه

.که مراقب دوقلوهامون باشی

،وقتی که دستم توی شغلم باز تر شد .می‌خوام تو بزرگ کردن بچه‌ها کمک کنم

چیکار کنم؟

،آکیرا امروز خیلی باحال شده !داره هوش از سرم می‌پرونه

،اعتماد به‌نفسش بالاست ،همه‌جای دستاش پر از عضله‌ست

!:‌|و اینقدر بوش خوبه که می‌خوام بخورمش

.عشق درک ما از همه‌چیز رو به هم میریزه

عشق؟

اشتباه می‌کنم؟

...اونجا توی کتاب‌خونه

آکیرا تصمیم گرفت به جای نجات دادن کتابی .که دنبالش بود، کتاب داستان من رو نجات بده

.واقعا حس خوشبختی بهم میده

،احتمالا نباید اینطور باشم ...چون به خاطر من تو مخمصه گیر کرده

.هیچ اشکالی نداره

،اون احساسات ،اون‌هایی که از درون داخلت ریشه می‌کنن

.از هرچیزی گرانقدر ترن

!آره

...من خیلی خوشبختم

.حتی یوگوره هم نگران کتاب‌داستانم بود

!خیلی مهربونه

دارم بیشتر از چیزی که می‌تونستم تصور کنم .دلباخته‌ی اون دوتا میشم

وای، ولی فعلا بین خودمون بمونه، باشه؟

.معمولا از گفتن بهشون خجالت نمی‌کشیدی

...می‌دونم، ولی .آخه، همش همین نیست

!هی

شما دونفر دارین چیکار می‌کنین؟

...هه؟ اوه، ام

شماها چطور؟

.رفته بودیم به کابین راننده یه سرک بکشیم

.اولین بارمه که سوار لوکوموتیو بخاری میشم

!اوه پسر، حاضرم هرچی دارم بدم تا فقط یه‌بار !اون اهرم تنظیم‌کننده رو بکِشم

...عجبا

،هرجا ماشینی چیزی می‌بینی .سریع سرگرم میشی

-مگه چی میشه

!واقعا متاسفم

!با تمام وجودم

...اینجا جاش نیست

!برام درس عبرت شد! پس لطفا

.من برمی‌گردم به صندلیم

!کاستا

.ما هم باید برگردیم

!یه لحظه وایسید

!خواهش میکنم

!کمکم کنید اوضاعم با کاستا رو درست کنم

چی؟

...این اتفاق به حدود یه ماه پیش برمیگرده

من یه اشتباه بزرگ مرتکب شدم و آخرش دل کاستا رو شکوندم

چی گفتی؟

...آه، خب، من

...راستش

...با یه نفر دیگه ...اوکی شده بودم

چی؟ منظورت عشق و عاشقیه؟

.نه! یعنی... آره

!آشغال

.جرمت سزاوار مرگه

.نه... حتی مرگ هم برات زیادیه

!ف-فهمیدم بخدا

.ولی فقط یبار ده سال پیش این اتفاق افتاد

...درواقع، کاستا اون‌موقع حالش خیلی خوب نبود

...منتظر تولد توقلوهامون بودیم

!وقتی حامله بود بهش خیانت کردی؟

!چرا همچین وقت مهمی رو انتخاب کردی؟

...مست بودم، و

.طرفم کسی بود که قبل از ال‌سی کردنمون باهاش قرار می‌ذاشتم

.دیگه بسته

.آرزو می‌کنم در قعر جهنم بسوزی

نظرت درباره‌ی مارگاریت منجمد چیه؟

.واقعا متأسفم، ولی کاری از دست ما ساخته نیست

!آکیرا

!خواهش می‌کنم، تو رو خدا

!هرکاری بخوای انجام میدم! التماست می‌کنم

!لطفا، منو رها نکن

...ببین، می‌فهمم، اما

.من یه احمق بودم

.و می‌دونم که خودخواهیه

!ولی به بخشش نیاز دارم

...می‌خوام که کاستا دوباره بهم لبخند بزنه

تو و مامان باهم دعوا می‌کنین؟

...بچه‌ها

،ای‌بابا، بازم مامان رو عصبانی کردی مگه نه؟

!برو ازش معذرت خواهی کن

...ما دلمون نمی‌خواد شما باهم دعوا کنین

.ببخشید

.هی، آکیرا

.نمی‌دونم چه کمکی از دستمون برمیاد

...آشتی کردن

بهترین راه برای انجامش چیه؟

معذرت خواهی؟

.مثل اینکه قبلا امتحانش کرده

.لازمه‌‌ی انجام هرکاری داشتن ایمان قوی هست

.اوه، اوبورو-سان

.از دیروزتاحالا ندیدیمت .فکر کنم امروز مسئول بلیتی

.خب، مغازه‌های کتاب دست دوم درآمد آن‌چنانی نداشت

ببینم، از دیدن من تعجب نکردید؟

...خ-خب، ا .دیگه برامون عادی شده

!آره

ام، منظورت از «ایمان قوی» چیه؟

همم؟

.یعنی اینکه قلبت رو وقف چیزی بکنی

،و با انجام اونکار .می‌تونی به یه‌نفر برسی

...به درخت پرتقال

!خودشه

!جایی که بابا ازش خواستگاری کرد

بابا، تو زیر درخت پرتقال موردعلاقه‌ی مامان

ازش خواستی که باهات ال‌سی کنه، درسته؟

چطوره دوباره همون احساسات رو بهش برسونی؟

.فهمیدم... اجرای مجدد خواستگاری‌م

.ولی توی قطار که درختی نیست

...ولی اگه چیزی که می‌خوایم پرتقاله

!یه‌عالمه ازشون رو دستم مونده

.لوازم بیشتری لازم داریم

یه نگاهی به اطراف بندازیم؟

!لطف می‌کنید

...اگه کاری بود که از ما برمیومد

!حتما بذارید کمکتون کنیم...

!لطف می‌کنید

.بفرما

!م-ممنون

...خواستگاری، ها

،می‌دونم که قرار شد تقسیم بشیم و بگردیم

ولی یه قطار چیز به‌درد بخوری داره که بتونیم برای خواستگاری استفاده کنیم؟

.من خودمو درگیر این‌چیزا نمی‌کنم

.بله، بله. روشنم کردی

واقعا که مشکلش چیه؟

.تکون نخور

...تو

.دستت بهش نخوره

.طعمه‌ی خوب یعنی شکار خوب

طعمه؟

!واسه همین بود که اینقدر راحت سوار شدیم

.شما با ما به مرکز فرماندهی اوول میاید

.فکر فرار کردن هم به سرتون نزنه

،این‌دفعه زیاد حالت خوب نیست نه، هاکوبو؟

.انگار که نیست

تا ابد همدیگه رو تعقیب کردن چه فایده‌ای داره؟

!هاکوبو! می‌دونستم

همم؟ منظورت چی می‌تونه باشه؟

.اولین باره که همدیگه رو از نزدیک می‌بینیم، آکیرا-کون

!چه جوون و دوست‌داشتنی

!ببین چه پوست صاف و تمیزی داره

!ببین چه پوست صاف و تمیزی داره

...چی-؟ اا

!ببین چه پوست صاف و تمیزی داره

-ها-هاکوبو، داری چیکار

-ها-هاکوبو، داری چیکار

!زیادی نزدیک شدی

!آخ! ببخشید

!دلم واسه بویی که می‌دی تنگ شده بود، یوگوره

.انگار هنوزم مثل سگ بو می‌کنی

!هاپ

.برگرد خونه. بقیه‌ش رو خودم مدیریت می‌کنم

،شاید اون یه سگ باشه .ولی تو حیوون خونگی اوولی

!ببخشید؟

.همین الان ولش کن

.به خودت بستگی داره

!بسته

می‌خواین این خانواده رو از هم بپاشونین؟

.آروم باش

.من خواهر بزرگ‌تر یوییامی و یوگوره‌ام

چی؟

.فهمیدم

،اگه آکیرا رو ولش کنی .قول میدم دیگه فرار نکنم

.خودم دارم از قایم موشک بازی کردن باهات خسته میشم، یوییامی

،پس تا وقتی که توی قطاریم .آتش بس می‌کنیم

یکم چایی بخوریم؟ !بیاین درخواست خدمات کوپه بدیم

.چایی لازم نیست

.ازت می‌خوام هرچی می‌دونی بهم بگی

.دربارهٔ توواسا

...یعنی آکیرا و یوگوره چیزی پیدا کردن

.مطمئنم یه چیز خفن پیدا کردن

هه؟ از کجا می‌دونی؟

.کاستا-سان‌ـه

!وای نه، این بده

!ببخشید

.نه، منو ببخشید

شما... بچه‌هام رو جایی ندیدید؟

!هه؟ اا، فکر کنم دیدم که اونوری می‌رفتن

اونوری؟

!ن-نه

...نکنه

مجبورتون کردن کاری انجام بدید؟

!م-معلومه که نه

-اصلا هم نمی‌خوایم شما و واره-سان رو باهم آشتی بدیم

.واقعا متأسفم

...ب-برای ما که زحمتی نیست

.مسئله‌ی بخشیدن نیست

.ما یه خانواده‌ایم

.همه‌چیز با اون‌موقعی که ازم خواستگاری کرد فرق می‌کنه

«.تمام عشق من متعلق به تو هست» مگه همچین سوگندی نخورده بود؟

.بله، و منم همینطور

.دوست‌هام بهم می‌خندیدن

چون که می‌خواستم فقط یه‌نفر .عاشقم باشه و عاشقش باشم

.بهم گفتن که من دست و پاش رو بستم

.شما من رو یاد اونها میندازی

چی؟

.آکیرا و یوگوره

.من که می‌دونم افرادی هستن که مثل شما فکر می‌کنن، کاستا-سان

.اصلا عجیب نیست

...حتی اگه یخورده تنها باشی

.شنیدم که توواسا کسی بود که به جنگ هوش مصنوعی پایان داد

ولی واقعا اینطور بوده؟

.من اشتباهات، خیلی، خیلی زیادی مرتکب شدم

،گناهانی هستن که من رو عذاب می‌دن

.و من باید با آگاهی از کاری که کردم زندگی کنم

.این باری‌ـه که باید خودم به تنهایی به دوش بکشم

.اینجا تموم میشه

توواسا چه کاری انجام داده بود که اینقدر بد بود؟

بعد از جنگ هوش مصنوعی چه اتفاقی براش افتاد؟

اون هنوز اون بیرون زنده‌ست، مگه نه؟

.درست مثل خودم

.مطمئن نیستم

.متأسفانه‌، ما هیچی نمی‌دونیم

...اگه می‌دونستیم، بهت می‌گفتیم، اما

جدا؟

چرا از اون نمی‌پرسی؟

چی؟

.ما به دو دلیل دنبال یوگوره می‌گشتیم

اول اینکه ابرسلاح‌های شناخته شده با نام سری بیرونی

.رو تحت نظارت نگه داریم

...و دوم اینکه

.مکان سکونت توواسا اوماگی رو بفهمیم

پیش‌نمایش

مروری بر طرح ال‌سی

توواسا اوماگی

قسمت ۸

پرستویی خیانت‌کار

بر افق اقیانوس سقوط می‌کند

خون استثنایی

فصل ماه

اومیا

سندای

خون استثنایی

قسمت ۹

نگاهی به گستره‌ی روزهای گذشته

k

i

ki

r

a

ra

k

i

ki

r

a

ra

m

a

ma

b

u

bu

s

h

i

shi

k

u

ku

t

e

te

m

e

me

m

a

ma

i

i

t

o

to

o

o

k

u

ku

w

o

wo

m

i

mi

t

t

s

u

su

m

e

me

r

u

ru

y

o

yo

k

o

ko

g

a

ga

o

o

w

a

wa

i

i

m

a

ma

f

u

fu

s

a

sa

w

a

wa

s

h

i

shi

i

i

h

i

hi

t

o

to

n

i

ni

n

a

na

r

u

ru

t

a

ta

m

e

me

n

i

ni

a

a

t

o

to

n

a

na

n

n

d

o

do

a

p

ap

p

u

pu

g

u

gu

r

e

re

d

u

du

s

u

su

r

e

re

b

a

ba

i

i

d

a

da

o

o

r

u

ru

y

u

yu

g

e

ge

n

n

j

i

ji

k

o

ko

d

a

da

i

i

j

i

ji

n

a

na

k

o

ko

t

o

to

w

a

wa

t

a

ta

s

h

i

shi

k

a

ka

n

a

na

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

k

i

ki

m

i

mi

g

a

ga

s

u

su

k

i

ki

d

o

do

n

n

n

a

na

n

i

ni

t

o

to

k

i

ki

k

a

ka

k

a

ka

t

t

t

e

te

m

o

mo

d

d

a

a

r

r

l

l

i

i

n

n

g

g

d

d

a

a

r

r

l

l

i

i

n

n

g

g

s

a

sa

i

i

a

a

i

i

n

o

no

h

i

hi

t

o

to

y

o

yo

t

t

s

u

su

t

a

ta

w

a

wa

t

t

t

e

te

r

u

ru

n

o

no

w

a

wa

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

f

f

e

e

e

e

l

l

i

i

n

n

g

g

k

u

ku

r

u

ru

s

h

i

shi

i

i

t

o

to

k

i

ki

w

a

wa

s

a

sa

s

a

sa

e

e

r

a

ra

r

e

re

r

u

ru

t

a

ta

d

a

da

s

h

i

shi

i

i

y

o

yo

k

o

ko

k

o

ko

n

i

ni

s

o

so

n

a

na

e

e

t

e

te

o

o

k

u

ku

k

a

ka

r

a

ra

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.