All language subtitles for Fire.Country.S04E09.Who.Owns.the.Dirt.1080p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTbA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM

آنچه در "فایر کانتری" گذشت

فکر کنم "فرمانده گردان پرز" به گوش قشنگ میاد

مانی، تو یه رهبر فوق‌العاده‌ای

ولی در عین حال، تو نمادِ تغییری

راک! هی. دیگه کافیه

هی کَپ، چه خبره اینجا؟

دارم روش کار می‌کنم رئیس. بیخیال کَپ

۹۶ الان زنگ می‌زنم ایستگاه

تا بیان گندی که آدمات زدن رو جمع کنن

هی! اینا آدمای من نیستن

بالاخره می‌خوای مالکوم رو ببینی؟ نمی‌دونم

خب، شاید بهتره باهاش تماس بگیری

به مالکوم پیام دادم

تا بابت هر مشکلی که ممکنه ایجاد کرده باشم عذرخواهی کنم

اگه بتونی این رو بهش برسونی، حداقل می‌تونم براش توضیح بدم

داداش، مامانم اونجاست

کلوئی مک‌کنزی مامانته؟ آره

می‌دونی من و مامانت چقدر خوشحال می‌شیم

اگه فقط گورت رو گم کنی؟ اون نمی‌تونه لندن باشه

دیگه هیچ‌وقت با تایلر این‌طوری حرف نزن، شنیدی؟

حواست به خودت باشه. - ازش متنفرم

می‌دونی که، اون به همه صدمه زد؟

اون به همه آسیب می‌زنه. به من، به خونه‌مون

به کلِ اِج‌واتر، به خاطر اون آتیش‌سوزی‌ها

هنوز خط مستقیم مأمور رافین توی "ای‌تی‌اف" رو داری؟

چرا؟ - فکر کنم می‌دونم

کی آتیش‌سوزی "زیبل ریج" رو راه انداخته

صبح بخیر رئیس

هشدار وضعیت قرمز داریم؟

آره. دیشب برای کلِ

شهرستان‌های اِج‌واتر و دریک صادر شد

هوا به‌طور غیرعادی خشکه. کلی مواد سوختنیِ نسوخته اون بیرون هست

همه شرایط برای یه آتیش‌سوزیِ جنگلی بزرگ مهیاست

دقیقاً. فکر می‌کنی چرا تیم‌های ۹۶ و ۵۸ رو از قبل اینجا مستقر کردم؟

به هر کمکی که بتونیم نیاز داریم

و همین‌طور به تمام اطلاعات

گزارش‌های حریق

نقشه‌های مناطقِ پرخطر و محدوده آتیش‌سوزی

و سوابق هواشناسی کلِ شهرستان‌های دریک و اِج‌واتر

از سال ۱۹۴۰ به این‌ور؟ آره

گوش کنین بچه‌ها، آتیش توی این منطقه سابقه طولانی داره

اون بهمون نشون داده که چطوری می‌خواد پیشروی کنه

تنها کاری که باید بکنیم اینه که بهش گوش بدیم، مگه نه؟

پس خوب مطالعه کنین. و بودی؟

صبحونه رو راه بنداز

بودی؟

واسه هشدار وضعیت قرمز زود بیدار شدی؟

آره

اِ، نه

خوبم، ممنون

اگه برای صبحونه اینجا نیستی، پس

راستش، با رافین حرف زدم

مأمورای "ای‌تی‌اف" امروز می‌خوان برن سراغ لندن تو خونه‌اش و غافلگیرش کنن

که ازش بازجویی کنن؟ همین؟

اون... اون یارو بابا رو کشت. هی، هی

این فقط بر اساس گزارش یه نوجوونه

که گفته: "دوست‌پسر مامانم آتیش رو راه انداخته." اونا

اونا باید تحقیقات لازم رو انجام بدن

اون آدمِ دمدمی‌مزاج و خطرناکیه. واسه همینم

کلوئی و تایلر رو بردیم خونه خودمون تا جاشون امن باشه

ممم، نه "ما". چطور؟

مانی من و نصف گردان رو

برای استقرارِ قبل از عملیات اینجا نگه داشته

من فقط

دلم می‌خواد خودم تایلر رو ببینم و رو در رو بهش بگم

خب، وقتی اینجا داری اضافه کاری می‌کنی که نمی‌شه

درک می‌کنم

ولی قول می‌دم وقتش رو پیدا کنی

آره

خیلی خب بچه‌ها، گوش کنین

ما بخشی از نیروهای استقرارِ قبل از عملیات هستیم

۹۸ در کنار ایستگاه‌های ۴۲، ۵۶ و

که یعنی

که یعنی

باید آماده باشیم

اینم از وظایفِ خطِ مقدمِ آتیش

هارتمن، تو با اره کار می‌کنی

اِیس هم کمکت می‌کنه تا شاخه‌ها رو جمع کنی

عمراً

می‌خوای یه بار دیگه تکرار کنی؟

یه کلمه "کاپیتان ادواردز" هم تهِ جمله‌ت بذاری؟

امکان نداره، کاپیتان ادواردز

می‌دونی که، مسئولیت اره اصلی رو بهت دادم

اونوقت داری غر می‌زنی که کی آشغال‌ها رو جمع کنه؟

نه، بحثِ اینه که کی مراقبِ پشتم باشه

اِیس حواسش نیست. خیلی خب

پس "زین" آشغال‌ها رو جمع می‌کنه. توی اولین آتیش‌سوزی‌مون؟ من؟

آره، یه تیمِ کامل پشتت هستن

آقایون، ما همینیم: یه تیم

نه تیمِ تو

نه آدمای تو

منظورم این نبود

ولی این چیزیه که گفتی

آره، و متأسفم که اون حرف رو زدم

ولی بچه‌ها، به من نگاه کنین

هی. هی، این یه دستوره

خیلی خب بچه‌ها، باید این قضیه رو تمومش کنیم، باشه؟

چون شماها جوون و بی‌تجربه‌این

و من می‌تونم با این موضوع کنار بیام

اما وقتی اون بیرون توی خط مقدمِ آتیش هستیم

و بهم اعتماد نداشته باشین

یا به همدیگه اعتماد نکنین

با مشکلات واقعاً خطرناکی روبرو می‌شیم

باشه؟ پس بیخیالش بشین

یک. دو

سه... راک

تجهیزات رو بذارین تو ماشین. راه بیفتین

فرمانده منطقه، لئونی

سلام، اوم

من کلوئی‌ام. امیدوارم مزاحم نشده باشم

ولی موضوع فوریه

چیزی شده؟ همه‌چی مرتبه؟

خب

دوست‌پرسرم داشت درست بیخِ گوشم بچه‌م رو زجر می‌داد

اون یه هیولاست، پس نه، اصلاً همه‌چی مرتب نیست

منم یه احمقم

نه، نیستی. اون گولت زده

همون‌طور که مطمئنم خیلیای دیگه رو هم گول زده

در موردِ خیلی چیزها

خب، دارم می‌رم اونجا که بهش بگم همه‌چی بینمون تمومه

بعدش هم می‌رم یه سری دیگه از وسیله‌هام رو جمع کنم

بعدشم می‌رم مدرسه و بهشون

می‌گم که اون دیگه نباید دور و برِ بچه‌ها باشه

نه، نباید باشه و نخواهد بود

ولی رفتن به اون خونه اصلاً فکر خوبی نیست

اون به بچه‌م صدمه زده! - و ما هم نمی‌خوایم دوباره این کار رو بکنه

نه به اون و نه به تو. پس لطفاً بهم اعتماد کن

دیدنِ لندن واقعاً برات امن نیست

نه تنهایی، نه امروز

شارون

دیگه کششِ هیچ غافلگیریِ دیگه‌ای رو ندارم

هر چیزی که داری ازم مخفی می‌کنی رو

همین الان باید بهم بگی

"ای‌تی‌اف" داره درباره لندن تحقیق می‌کنه

"ای‌تی‌اف" که به پرونده‌های خانوادگی رسیدگی نمی‌کنه

قضیه مربوط به آتیش‌سوزیِ عمدیِ "زیبل ریج" هست

کلوئی، لندن آدمِ خیلی خطرناکیه

۲۹۹ تصادفِ چندین خودرو، بزرگراه

وضعیتِ اورژانسیِ بیمار، پارکِ ترینیتی

۱۳۱۵ ریزشِ ساختمان، رد-وِی پلاک

نقصِ فنیِ تجهیزاتِ کشاورزی، یک مصدوم

هی، مانی؟

هی. ببین، دو روز از این استقرارِ اولیه گذشته

بدون اینکه اتفاقی بیفته

ممکنه کلافگی به سرِ تیم‌ها بزنه

خب، بهتره انرژی‌شون رو ذخیره کنن

وزشِ باد، رطوبتِ کم

تمام شواهدِ علمی می‌گن که در آستانه یه آتیش‌سوزی بزرگ هستیم، جیک

حسّم هم همین رو می‌گه. باشه رئیس

من هوات رو دارم، ولی باید من رو هم در جریان بذاری

از هر چیزی که می‌شنوی

خیلی خب. فقط دارم آمارِ مناطقِ اطراف رو می‌گیرم

که اگه کسی کمک خواست، آماده باشیم

اردوگاه "بلک راک" در جنوب مرزِ شهرستانِ دریک

- آتیشِ کمپ باعثِ یه آتیش‌سوزیِ کوچیکِ علفزار شده. شنیدی؟

یه آتیشِ کمپ، مرزِ شهرستانِ دریک رو به آتیش کشیده

به نظر کوچیک میاد

ما مطمئن می‌شیم که همون‌قدر کوچیک بمونه

باشه، هی، ببین من هوات رو دارم

آره؟ ولی نباید منتظرِ تماسِ مرکز اعزام بمونیم؟

برای چی؟

ما فقط داریم دو تا ماشینِ آتش‌نشانی می‌بریم

واسه ارزیابیِ اوضاع، مگه نه؟ ها؟

من قرار نیست فقط اینجا بشینم

و منتظر بمونم تا اون آتیشِ بزرگ بیاد سراغمون، جیک

ما می‌ریم سراغش

خیلی خب، ایستگاه ۴۲، گوش کنین

برای عملیات آماده بشین. تا پنج دقیقه دیگه راه می‌افتیم

هی. هی

تو دروغگویی. بهم قول داده بودی. هی، هی. آروم باش

تا-تایلر، باید آروم باشی. تند نرو

نمی‌تونی همین‌طوری این کار رو بکنی. فکر کردی به حرفت گوش می‌دم؟

آره، مجبوری. ببین، آروم باش، خب؟

به "ای‌تی‌اف" زنگ زدی؟

تو بهم قول داده بودی. بهت گفتم این کار رو نکن

مجبور شدم زیرِ قولم بزنم تا امنیتت رو حفظ کنم

تا همه‌مون رو در امان نگه دارم. تو نمی‌فهمی، بودی

تو ندیدی اون... اون چقدر می‌تونه عصبی بشه

می‌دونی، اگه بفهمه کارِ منه، اون

اون سعی می‌کنه من رو بکشه

نه، نه، این‌طور نیست؛ وقتی من کنارتم، جرأت نمی‌کنه

اون هیچ غلطی نمی‌تونه بکنه. "بی"؟

راه بیفت. داریم می‌ریم

زود باش

هی، چی شد؟ مگه قرار نبود کنارم باشی؟

برمی‌گردم

فقط همین‌جا بمون که جات امنه

خیلی خب، اون آتیش‌سوزی توی قلمروِ شهرستانِ دریک شروع شده

ولی سازمان "کل‌فایر" منابع زیادی داره

کمک کردن نشانه همدلیه

مخصوصاً اگه این همدلی یعنی دور نگه داشتنِ آتیش از اِج‌واتر

درسته

این آتیش اصلاً هم کوچیک نیست

گفته بودم

آره، به "گرین‌کرست" می‌گم

ما و گروهِ "تری راک" رو به عملیات ملحق کنه

بزنیم به دلِ آتیش، عزیزم

من درخواستِ نیروی کمکی ندادم

فرمانده اسپرینگر

من فرمانده پرز هستم

آره، اون خطِ مرزیِ شهرستان رو پشتِ تیرهای برق می‌بینی؟

آتیش توی منطقه منه

این زمینِ تو نیست

آره، خب هر اتفاقی که توی زمینِ تو بیفته

ممکنه در نهایت به طرفِ ما هم بیاد

و با این وضعی که باد داره شدت می‌گیره

خب، هر وقت رسید به شما، بهتون زنگ می‌زنیم. چطوره؟

پس داری می‌گی به کمکِ ما نیازی نداری؟

منطقه "والنات گروو" در خطره

شهرِ من

همون‌طوری که گذاشتی "زیبل ریج" نابود بشه؟

من نمی‌خوام این‌طوری

به سبکِ اِج‌واتر عمل کنم. بهتره که

اسمِ اِج‌واتر رو نیاری به زبونت

رئیس، ما هیچ‌جا نمی‌ریم

اسپرینگر عقلش رو از دست داده. آتیش براش فرقی نمی‌کنه

که صاحبِ زمین کیه، مخصوصاً یه همچین آتیشی

آره. آره، همین الانشم ۴۰ هکتار رو گرفته

و با این هوا، می‌تونه "والنات گروو" رو

برای ناهار قورت بده و بعدش هم واسه شام بیاد سراغِ اِج‌واتر

اسپرینگر به تمامِ کمک‌هایی که می‌تونه، نیاز داره

همه‌مون نیاز داریم

آره

من رو هم بفرستین

می‌تونم کمک کنم

تایلر، آخه اینجا چه غلطی می‌کنی؟

پشتِ وانتِ رئیست سوار شدم و اومدم

که یعنی قایمکی سوار شدی

هی جیک، معطلی برای چیه؟

من آدمم رو لازم دارم

خیلی خب "بی"

این قضیه رو حلش کن

تایلر، برگرد

توی وانت. نه. ای بابا، بی‌خیال. من

می‌-می‌دونم نمی‌خوای اینجا باشم، ولی دیگه اومدم

اینجا... اینجا... موندن اینجا به طرز وحشتناکی ناامنه

توی شهر هم همین‌طوره

لندن قبلاً هم آدمِ بدی بود

حالا فکر کن چه کاری می‌کنه اگه فکر کنه

که من به "ای‌تی‌اف" زنگ زدم و گفتم اون آتیش‌سوزی رو راه انداخته؟

این اولین قدم برای به زندان انداختنشه

آره، ولی فعلاً که زندانی نشده

می‌خوای کمک کنی؟

بیا اینجا

توی وانت. همین‌جا، جلو بشین

بیا

ازت می‌خوام گوش بدی

به بی‌سیم‌ها، باشه؟

حواست به تمامِ کارهایی که این آتیش می‌کنه باشه

و هر کاری که ما در مقابلش انجام می‌دیم

میتونی انجامش بدی؟ آره

خیلی خب

از این ماشین پیاده نشو

هی جیک، آمار هوا رو برام دربیار. حله، رئیس

بذار یه کم در زمانت صرفه‌جویی کنم

رطوبت روی ۱۸ درصده

خیلی وقته تو این کارم، رئیس

ده باری هم روی همین خط‌الرأس با آتیش جنگیدم

اون جای سوختگی رو می‌بینی؟

سه روز تمام درگیر اون آتیش‌سوزی بودم

آره، در مورد اون جای سوختگی مطالعه کردم. آتیش‌سوزیِ "سایتس"، ۲۰۱۹ بود، درسته؟

تو مطالعه‌اش کردی، من با پوست و گوشتم حسش کردم

ساله کارم همینه ۳۵

قصد بی‌احترامی ندارم

خب، شاید یه ذره داشته باشم

واسه رئیس بودن، هنوز خیلی دهنت بوی شیر میده

پس جای تعجب نداره که

نیروهای زیادی فرستادی و بیش از حد واکنش نشون دادی

و حالا با افاده اومدی سراغ آتیشِ من که کاملاً قابل کنترله

انگار که همه‌چی رو می‌دونی

من همه‌چی رو نمی‌دونم، رئیس

ولی این رو می‌دونم

که مزرعه‌دارهای "ددواتر" داشتن از

اون ذخیره آبی که رو به کمه استفاده می‌کردن

و یه عالم سوخت سطحیِ دست‌نخورده اونجاست

که فقط منتظرن آتیش بگیرن

و این یعنی کنترلِ این آتیش خیلی سخت‌تر میشه

اوه، واسه همینه که داریم تدافعی عمل می‌کنیم. اوهوم

من تیم‌های زبده و شیلنگ‌ها رو دارم

که دارن جلوی این آتیشِ لعنتی رو می‌گیرن

تا نذارن از قله رد بشه

و بریزه توی "والنات گروو". آره

پس تو فقط بشین عقب و تماشا کن

و تا نیمه دوم بازیِ "ناینرز" همه‌مون خونه‌ایم

قصد بی‌احترامی ندارم

یا شاید یه ذره

ولی اگه از جناحین به آتیش حمله نکنی

و فقط بخوای با ریختن آب جلوش رو بگیری

ممکنه از کنترل خارج بشه

از تپه سرازیر بشه و مستقیم بره تو "اِج‌واتر"

پس برام مهم نیست، رئیس

که چند ساله داری این کار رو می‌کنی

این سبکِ دفاعیِ تو، یه کم جسارت لازم داره

باشه، رامبو

قضیه رو ساده برات روشن می‌کنم

تا وقتی این آتیش تو محدوده شهرستان "دِریک" باشه

مسئولیتش با منه. متوجهی؟

متوجهم

ولی به محض اینکه حتی یه جرقه از اون خط رد بشه

من فرماندهی رو به دست می‌گیرم

صدامو داری؟

از شنیدن این خوشت نمیاد، ولی، خب

حق با «اسپرینگر» بود، رطوبت دقیقاً همونیه که گفت؛ ۱۸ درصد

اما سرعت باد به سمت شمال، شمال‌شرقی داره بیشتر می‌شه

خیله‌خب، باید یکی بره یال جنوبی رو دید بزنه، دو کیلومتر جلوتر

آره، «اسپرینگر» اون بالا آدم داره

آره، ولی من می‌خوام آدمِ خودم اونجا باشه

«اسپرینگر» به فکر ما نیست

قبلاً اینو کاملاً روشن کرده

پس برو

بشو چشمِ من، «کپ»

باشه، حله قربان

خیله‌خب آقایون، راه بیفتین

یالا، بجنبین. صف بکشین

«مانی» داره زنگ می‌زنه

تا با اون گوی جادوییش وضعیتِ قبل از اعزام رو پیش‌بینی کنه؟

منتظر تماسی چیزی هستی؟

آره

خبر رسیده که «ای‌تی‌اف» واقعاً «لندن» رو بازداشت کرده

اونجا صف بکشین. یالا. هنوز نمی‌دونم

چی قراره به «تایلر» بگم. خب، می‌دونی

حداقل این آتیش‌سوزی باعث می‌شه یکم زمان بخری

که بهش فکر کنی. نه واقعاً. «تایلر» اینجاست

قایمکی پشت ماشین «مانی» جیم شده اومده اینجا

بچه‌ان دیگه، مگه نه؟

اوضاع تازه‌واردا چطوره؟

خب

در واقع از من متنفرن

چون جلوی همه پشتم رو بهشون کردم و این حرفا

آره، وضعیت خیلی بد شد. آره

ولی من معذرت‌خواهی کردم. فقط

نمی‌دونم دیگه باید چیکار کنم

وقتی زندانی باشی، حرف زدن فایده‌ای نداره

در عمل بهشون ثابت کن که پشیمونی

خیله‌خب، رفیق

می‌دونم که هیچ‌کسی دستور

آب‌پاشی از هوا رو نداده، ولی رئیس «پرز» پیش‌بینی کرده که بهش نیاز پیدا می‌کنیم

پس همه هواپیماهای موجود رو لازم دارم

مفهومه، قربان

رئیس «لئونه»

یکی از آدماتون گفت بیام پیش شما

امیدوارم مشکلی نباشه. البته که نه

فقط الان یکم سرمون شلوغه

کاری که انجام می‌دین فوق‌العاده‌ست. من

خیلی بابتش ممنونم

منم همین حس رو به شما به عنوان یه معلم دارم

من؟ من که

فقط به بچه‌ها یاد می‌دم چطوری سیستم رو دور بزنن تا وارد «برکلی» بشن

فکر کنم کارتون خیلی فراتر از این حرفاست

ببین، می‌دونم که سرت خیلی شلوغه

در واقع واسه همینم اینجام

شنیدم کلوئی و تایلر پیش تو می‌مونن؟

خودت که می‌دونی حرف چطوری می‌پیچه

این کمترین کاریه که می‌تونستم انجام بدم

بعد از اون همه چیزی که توی آتیش‌سوزی از دست دادن

از تو و بودی واقعاً نمی‌دونم چطور تشکر کنم

خب، اگه این تمام چیزیه که واسش اومدی اینجا

واقعاً باید برگردم سر کارم

می‌خوام برگردن خونه

به خونه‌ی خودم

نمی‌دونم الان فکر خوبی باشه یا نه

ببین، اون شبی که بودی اومد اونجا

اون رفتارِ واقعی من نیست

ازت می‌خوام همین الان بری

مامورای ATF اومدن دیدنم

قشنگ می‌تونم حدس بزنم کی اونا رو فرستاده

منم قشنگ می‌تونم حدس بزنم در مورد چی ازت سوال پرسیدن

آدمایی که چیزی نمی‌دونن نباید بقیه رو متهم کنن

طبق تجربه‌ی من، عاقبت خوبی نداره

حالا ببین

هی

۱ گردان ۱۵۰۸، دیده‌بان

آتیش هنوز توی منطقه "دریک" باقی مونده

حدود ۲۰ یاردیِ دکل‌های برق روی خط مرزی شهرستان

مفهومه. هر حرکتی شد بهم خبر بده

حتماً، رئیس

تو دیده‌بانی یا جاسوس؟

ببین، این... دعوای سرِ قلمرو

بین اسپرینگر و رئیس پرزه

ما نباید قاطیِ این بازی بشیم

من فقط اینجام تا هوای تیمم رو داشته باشم

کاپیتان کرافورد

خودت رو جایی که نخواستنت جا کردن

انگار کارِ همیشگيته

با من مشکلی داری؟

مرد، آدم فکر می‌کنه بعد از اون همه زحمتی که کشیدی

تا با من حرف بزنی

یکم مهربون‌تر باشی

مالکوم

۱ گردان ۱۵۰۸، دیده‌بان

جناح چپ داره به بیرون سرایت می‌کنه

از مرز رد شده و وارد "اج‌واتر" شده

مفهومه کاپیتان. گوش‌به‌زنگ باش. خبر می‌دم

خیلی خب همگی، جمع بشین. زود باشین

یالا، یالا، یالا

خیلی خب خانوم‌ها و آقایون

آتیش از مرز شهرستان پرید و به "اج‌واتر" رسید

وضعیت این‌طوریه که می‌بینید

اسپرینگر... اون قراره منتظر آتیش بمونه

درست همین‌جا، روی ردِ سوختگیِ قبلی

در بخش آلفا

اما باد قراره هلش بده دقیقاً به سمت بخش براوو

درست همین‌جا نزدیک این برج دیدبانی جنگل‌بانی

اسم این‌جا رو گذاشتیم رِنجر ریج

می‌خوای ما کجا باشیم؟

یه تیم اره‌موتوری بردار برو اونجا

یه سری درخت‌های خطرناک سد راهن

همین که قطع شدن بهم خبر بده

تا منم درخواست آب‌پاشی هوایی بدم

که معاون لئون همین الانش داره ردیفش می‌کنه

چی، دارین رو منطقه دریک آب می‌ریزین؟

اسپرینگر قراره، چی

وا بده؟ من نگران اسپرینگر نیستم، بودی

نگران اسپرینگر نیستم

نگران مهار کردن این آتیش توی رِنجر ریجم

با چند بار دیگه آب‌پاشی همون‌جا خفه می‌شه

آلفا، رنجر؟ چی...؟

داری در مورد چه کوفتی حرف می‌زنی؟

هارتمن. قربان

رئیس

بسیار خب. تیم تری‌راک، بیاید نزدیک

بیاید نزدیک‌تر. زود باشید

بچه‌ها، می‌خوام این‌جوری فکر کنید که انگار بازی فوتباله، باشه؟

این آتیش، یعنی همین ناحیه قرمز روی نقشه

داره از دامنه این تپه بالا می‌کشه، مثل یه بازیکن رسیور

که داره از لب خط می‌دوئه

اسپرینگر... اون قراره همین‌جا منتظر باشه

روی خط دروازه، توی بخش آلفا، اما ما نه

می‌دونید چرا؟

چون آب‌پاشی و باد قراره هلش بدن

درست بین این خط‌کشی‌ها به سمت بخش براوو

دقیقاً نزدیک رِنجر ریج

جایی که ما منتظریم تا روش آب ببندیم

خیلی خب تونی رومو، پس ما کجاییم؟

فکر کردم هیچ‌وقت نمی‌پرسی

یک. دو

تری‌راک

من یه خط مهار انتهای این لعنتی می‌خوام

باشه؟ سمت اِج‌واتر. کاملاً خارج از بازی

مثل بازیکن‌های ذخیره؟

دقیقاً مثل بازیکن‌های ذخیره. ایول داری تِکس

مگر اینکه

اوضاع خیط بشه و بازی بکشه سمت شما

خیلی خب، بزنیم بریم

بسیار خب. تری‌راک با من. راه بیفتید

رئیس، اسپرینگر در جریانه و داره میاد سمتت

خودت رو برای برخورد آماده کن

مرکز فرماندهی دریافت شد

شارون؟

شارون، من... من تا جایی که می‌تونستم سریع اومدم

باشه، ببین، خوب به حرفام گوش کن. آره... آره

لندون همین الان اینجا بود. چی؟

گفتی اِی‌تی‌اِف قراره... قراره امروز بره سراغش

آره، ولی خب، می‌دونی

مگه اینکه مدرک کافی پیدا کرده باشن

وگرنه فقط می‌تونستن ازش بازجویی کنن

ولی اون داره دنبال تو و تایلر می‌گرده

واسه چی؟

نمی‌دونم، ولی باید برم، واسه همین ازت می‌خوام که

همین‌جا بمونی. آره

و نری پیش لندون. باشه؟ درسته

منم میرم یه سری به تایلر بزنم

منظورت چیه... منظورت چیه که "یه سری به تایلر بزنم"؟ اون کجاست؟

بودی زنگ زد

اون لب مرز بخشه، وسط آتیش‌سوزی

چی؟ وسط آتیش‌سوزیه؟

اون که گفت داره میره سینما

میرم دنبالش و مطمئن میشم که حالش خوبه

باشه، منم باهات میام. نه، نه، نه، نه. من

نمی‌تونم بذارم آدمای عادیِ بیشتری بیان تو دل آتیش

قول میدم مواظبش باشم، خیالت راحت

باشه؟ باشه

پیش بچه‌ها بمون. باشه

هی، تری‌راک، یه لحظه گوش کنید

خب، داریم بین اون آتیش و اِج‌واتر یه خط آتش‌بُر درست می‌کنیم

یعنی باید از اون ردیف درختا دقیقاً همون‌جا

تا این ردیف درختا این‌ور رو قطع کنیم

این‌همه آتیش هست ولی هیچ کاری نمی‌کنیم، رئیس؟

شایدم آتیشش خیلی زیاده. هی، زِین، یه لطفی در حقم بکن

و با هارتمن هماهنگ بمون. بیگ‌تکس

برگرد سرِ خط

هی، داره چیکار می‌کنه؟

اوه، داره درختای خطرساز رو قطع می‌کنه

ریشه‌هاشون سوخته

واسه همین هر لحظه ممکنه سقوط کنن

لئونه داره ازتون محافظت می‌کنه

تا بتونید به کارتون ادامه بدید، پیشنهاد می‌کنم

شما هم برگردید سر کارتون

چشم قربان

تکس، گفتم برگرد عقب. تکس

تکس! تکس

درخت! تکس

بپایید

لعنتی نزدیک بود سرم رو بپرونه، رئیس

بهت گفتم برگرد سرِ خط

نمی‌خوام یکی از اعضای تیم رو از دست بدم، تکس

حالش خوبه

یالا، بجنبید

داری درخواست تخلیه آب میدی؟

اونم برای بخش اشتباهی از آتیش

این یعنی دعوت از هرج‌ومرج

یه لحظه به ما وقت بده

این باد داره آتیش رو می‌بره سمت «رنجر ریج»

اونجا با آب‌پاشی هوایی مهارش می‌کنم. به این می‌گن کنترل

داری به زور از سمت ناحیه سوخته دورش می‌کنی

نیروهای ویژه، تیم‌های من

اونا دیگه تیم تو نیستن، خب؟

معامله‌مون این بود، یادت میاد؟

اگه آتیش رو سمت خودت نگه داری، فرماندهی با توئه؟

اما نتونستی این کار رو بکنی

گرین‌کرست، رئیس مانوئل پرز

مسئولیت فرماندهی مرز شهرستان رو بر عهده می‌گیرم

از اینجا به بعدش با من

قصد نداری با یه افشاگری بزرگ درباره زندگیت غافلگیرم کنی؟

خب، خودت کاملاً روشن کردی که نمی‌خوای هیچ کاری به کارم داشته باشی

آره. من ایستگاه خودمو دارم، تو هم مال خودتو

اوکی، ببین، ما... پدرمون یکیه

خونمون یکیه

این باید یه ارزشی داشته باشه

درصد دی‌ان‌ای ما هم با گربه‌ها یکیه ۹۰

اگه تنهایی، همیشه می‌تونم برات یکی از اونا بخرم

آره، خب اینجا هیچ‌کس تنها نیست

آره، عالیه، چون منم مشکلی ندارم

من ایستگاه خودمو دارم، دوستامو دارم

خانواده. آره، خانواده، درسته

مثل اون خواهری که مدام باهاش دعوا می‌کنی؟

هی، پای خواهرم رو وسط نکش

حرفم فقط اینه که

همیشه دلم یه خواهر یا برادر می‌خواست که اذیتش کنم

نمی‌دونم. به نظر سرگرم‌کننده می‌اومد. همین

می‌فهمم داری چیکار می‌کنی

و می‌فهمم رئیست هم دنبال چیه

۱ فرمانده، دیدبان

آب‌پاشی خوبی روی بخش آلفا انجام شد

اما رئیس، آتیش هنوز داره به سمت رنجر ریج می‌ره

نقشه همینه. به نظارت ادامه بده

دنبال زبانه‌های فرعی و آتیش‌های پراکنده باش

مفهومه، رئیس

اسپرینگر از این خوشش نمیاد

اوه، خب، همون‌طور که گفتی

من ایستگاه خودمو دارم، تو هم مال خودتو

جلو پاتو بپا

هی، یه شکاف توی خط ایجاد شده

تکس، تکس، فکر کردم گفتی اون آتیشه خیلی خفنه

آره معلومه که هست. خب، اگه

با سرعت بیاد این سمتی و ما این شکاف بزرگ رو داشته باشیم

مثل این می‌مونه که خط حمله، کوارتربک رو بدون محافظ رها کنه

شنیدم چی گفتی کاپیتان. آره، اگه می‌خوای

با اون استعاره‌های فوتبالیت ادامه بدی، باشه

خیلی خب، به کندن خط ادامه بدین آقایان

چون آتیش وقتی زیر چادر اضطراری باشی دیگه اصلاً خفن نیست

هی. واستا

چی؟ چی شده؟

فقط... بذار ببینم

بذار ببینم. اوکی. فقط یه زخم کوچیکه

خیلی خب، جدیه. باید پانسمانت کنم

هی، حواست به اونا باشه، باشه؟ یالا بیا

خیلی خب. درختای خطرساز رو انداختیم

کجا به من نیاز داری؟

پسر، این آتیش دقیقاً داره همون‌جایی می‌ره که پیش‌بینی کرده بودیم

اگه این بادها ادامه پیدا کنن و ما هم به آب‌پاشی ادامه بدیم

می‌تونیم تا شب خاموشش کنیم

به نظر می‌رسه نقشه داره خوب پیش می‌ره. آره، شاید

در واقع، دیدبان من می‌گه نقشه‌ت داره از هم می‌پاشه

۱ فرمانده، دیدبان

آتیش داره توی بخش آلفا پراکنده می‌شه. نزدیک ناحیه سوخته

آتیش‌های پراکنده؟ نه

نقشه‌ی من از هم نمی‌پاشه

تو ماشین‌های آتش‌نشانی منو از اون نقطه توی آلفا جابه‌جا کردی

آره. مگر اینکه بتونی

از غیب نیرو جور کنی

رئیس پرز؟

ایستگاه‌های ۵۸ و ۹۶ رسیدن به محل

بگو کجا بهمون نیاز داری

خیلی خب، بودی، ببرشون

به بخش آلفا و اون آتیش‌های پراکنده رو خاموش کن

وقتی رسیدی اونجا بهم گزارش بده

برو

اگه کنترل اوضاع از دستت در بره، فرمانده

شهرستان دریک رو تبدیل به یه «زیبل ریج» دیگه می‌کنی

رئیس، من فاجعه‌ی زیبل ریج رو با تمام وجود حس کردم

یک بار

و اگه از دستم بربیاد، نمی‌ذارم دوباره تکرار بشه

خودم با تیمم می‌رم اون بالا

و خودم اوضاع رو از نزدیک چک می‌کنم، باشه؟

بهت قول می‌دم

پسر، این بادها دارن شدیدتر می‌شن

نگرانی که اسپرینگر درست گفته باشه؟

کاری می‌کنم که حرفش درست از آب درنیاد

پایگاه هوایی، فرماندهی مرز شهرستان

زمان تخمینی رسیدن آب‌پاش بعدی کی هست؟

تا ۲۰ دقیقه دیگه، فرمانده ۱۵

خیلی خب، اگه تا اون موقع جلوش رو بگیریم، حله

رئیس، درختا دارن مثل مشعل شعله‌ور می‌شن

لعنتی

نباید بذاریم آتیش به تاج درختا برسه

هی، یه خط دیگه لازم دارم

همین الان اینجا. هی، این سمت

باشه؟ عجله کنین

خب، اونو نگاه کن

اگه اون آب‌پاشی روی رنجر ریج انجام بشه

قال قضیه رو می‌کنیم

هی، جیک، اوضاع چطوره؟

دود و آتیش توی بخش آلفا داره فروکش می‌کنه

اوضاع دوباره رو رواله، رئیس

به رئیست بگو

شاید براش نامه بنویسم

پدر و مادرمون ما رو از هم مخفی کردن

این منو هم حسابی کفری کرد

و ناراحتم کرد

اما این تقصیر من نیست

نه. نه، تقصیر من

اینه که سه سال پیش اومدم دم درِ خونه‌ت

و جا زدم

سه سال پیش؟

و گذاشتم رفتم

چون زمان مناسبی برای من نبود

و حالا می‌بینم

که شاید الان زمان مناسبی برای تو نباشه

پس من عقب می‌کشم

اما اگه یه وقتی شد

یه سال دیگه

چه می‌دونم، اصلاً ده سال دیگه

فقط می‌خوام بشناسمت پسر

سه سال پیش

مامانم نزدیک بود خونه رو از دست بده

نزدیک بود سال آخر مدرسه رو بیفتم چون داشتم سعی می‌کردم کار کنم

اون موقع یه برادر به دردم می‌خورد

یا یه دوست

هی

آتیش خیلی نزدیک شده به

رئیست چی صداش می‌زد؟ رنجر ریج؟

اگه آتیش از قله رد بشه، طولی نمی‌کشه

که کل شهرستان دریک بسوزه

آره، آره، می‌بینم. هی، فرمانده

شاید بخوای ببینی کسی هست که

بتونه اون آب‌پاشی بعدی رو سریع‌تر انجام بده

مفهومه کاپیتان. معاون رئیس لئون در محله

پیگیریش می‌کنم

پایگاه هوایی، آب‌پاشی بعدی باید تو راه باشه

کجاست؟ تو رئیس بخشی؟

اینجا پایگاه هواییه. تمام عملیات‌های پروازی لغو شدن

به دلیل شدت باد

وقتی شرایط بهتر شد خبر می‌دیم

پایگاه هوایی، فرماندهی مرز شهرستان

همین الان به اون آب‌پاشی روی رنجر ریج نیاز داریم

نباید بذاریم اوضاع از کنترل خارج بشه

مانی، باد خیلی شدیده. - رئیس

سرعت باد الان ۳۰ نات هست

پایگاه هوایی، هواپیمایی که خواستیم رو همین الان بفرست

قبل از اینکه بزنه به «وال‌نات گرو»

اون نقشه بود، مانی؟

نقشه‌ش همینه

که بذاره شهرستان دریک بسوزه

پایگاه هوایی، ما نیاز داریم به

فقط یه نوبت آب‌پاشی. فقط یکی، بعدش کارمون تمومه

فرمانده. خبری از آب‌پاشی نیست

خب، این باد که خیال فروکش کردن نداره

نگو که دلم خونه

هی، رئیس، ما واقعاً نیاز داریم به

اون آب‌پاشی. آره، ولی خیلی خطرناکه

که هواپیما بفرستیم تو آسمون. رئیس

هی، منم از این جواب خوشم نمیاد

بیشتر از تو هم خوشم نمیاد، اما حقیقت اینه

اسپرینگر کسی بود که همه اینا رو راه انداخت

آره، و بعدش تو یه حرکت غیرعادی زدی و فرماندهی رو گرفتی

در حالی که آتیش دقیقاً روی مرز شهرستانه، اما

بگذریم. بعداً بهش می‌رسیم. الان

الان؟ الان نقشه دومم رو اجرا می‌کنم

تو از این نقشه دوم خبر داری؟

نه، فقط از همون اصلیه

محاصره آتیش، تنگ کردن حلقه و خاموش کردنش با آب‌پاشی

حالا، مانی یا یه تیرِ آخرِ معجزه‌آسا تو ترکش داره

یا داره یه ریسک خیلی بزرگ می‌کنه

و تایلر کجاست؟

توی کامیون مانیه

فکر کردم می‌تونم ازش محافظت کنم

باور کن، تو کنترلی روی

رفتارهای ناگهانی یه پسر نوجوان نداری

اوه، منم توی محافظت از کلوئی هیچ گلی به سر نزدم

لندون داره دنبالش می‌گرده

ای‌تی‌اف ازش بازجویی کرد؟ آره، و بعدش

مجبور شدن آزادش کنن، پس قدم بعدی حرف زدن با تایلره

تا گزارش تو رو تایید کنه، پس

همکاری اون حیاتیه. خیلی خب

اون... اون برای محافظت از کلوئی هر کاری می‌کنه

بذار برم باهاش حرف بزنم

باشه. ممنون

هی

مامانم به زودی می‌برتت خونه

و باید ازت بخوام یه کاری انجام بدی

باشه. چیکار؟

مامورای ای‌تی‌اف باید باهات حرف بزنن

اونا نمی‌تونن بدون مدرک بیشتر لندون رو بندازن زندان

آه، من نمی‌تونم... اوم، نمی‌تونم

نه، من... نمی‌تونم این کار رو بکنم

گفتی امروز می‌خوای کمک کنی، درسته؟

این فرصت توئه

ببین، صدای لندون توی سرته

که بهت می‌گه همه اون کارایی رو که نمی‌تونی انجام بدی

الان به صدای من گوش بده

تو فراتر از اشتباهاتی هستی که کردی

تو می‌تونی آدم بهتری باشی، می‌تونی

می‌تونی کسی باشی که کمک می‌کنه

مامانم همیشه می‌گفت دیدِ محدودی دارم

فقط جلوی پامو می‌دیدم

خیلی دست و پا چلفتی‌ام

خب، بخیه لازم داری

اما می‌تونی برگردی اونجا و به کندن خط ادامه بدی

باید برگردم اونجا؟ خب، آره

آستینات پایین بود؟

تمام مدتی که اونجا کار می‌کردی؟

آره، همیشه

اوه

می‌دونی، خیلی سخته که همچین زخم عمیقی برداری

وقتی لباس و ژاکتت پاره نشده باشه

اولین باری که آموزش عملی با آتیش داشتم

مچ پام پیچ خورد

می‌خواستی از زیرش در بری؟

اولین باری که اون گرما رو حس کردم

داشتم به کلِ انتخاب‌های زندگیم شک می‌کردم

چی شد؟

کاپیتانم منو برگردوند سر آموزش

گفت دردِ مچِ پای پیچ‌خورده‌م

هیچ‌وقت به اندازه پشیمونی‌م نخواهد بود

ترسیده بودی؟

ترسیده بودی؟

خب، چطوری باهاش کنار اومدی؟

بهت نشون می‌دم. بیا بریم

سریع‌تر شاخ و برگا رو جمع کن برادر

نه، کاپیتان گفت تا چهار فوت زمین رو بتراشیم. یالا

برو کنار پسر. رفیق، ناهار کی می‌دن؟

هی، گوش کنین

همگی بیاین اینجا! یالا بچه‌ها

جمع شین اینجا. بیاین اینجا! گوش کنین

کسی اینجا هست که از اتفاقاتی که اونجا می‌افته بترسه؟

ابداً، کاپیتان! نه

هر کسی از یه چیزی می‌ترسه، حتی تو، تکس

دلقک‌ها، کاپیتان

و عنکبوت‌ها

اوکی. ممنون بابت گفتنش. خب، اولین قدم

و ارتفاع. هی، خفه شو دیگه

کاپیتان می‌خواد یه چیزی بگه. نه، نه، نه

تکس، زدی تو خال

اولین قدم برای غلبه بر ترس‌هات

اینه که بهشون اعتراف کنی، همگی

این یعنی بیست، داداش

پس وقتی اتوبوستون رسید

و من شماها رو دیدم، نیروهای خودمو ندیدم

من ترس‌های خودمو دیدم

اینکه نمی‌تونستم وظیفه‌م رو به‌عنوان کاپیتانِ این تیم در قبالِ شماها انجام بدم

در قبالِ شما

برای همین به جای اینکه بهتون بگم می‌ترسم

تندی کردم

هواپیمایی توی آسمون می‌بینید؟

باد رو هم حس می‌کنید، مگه نه؟

پس اگه اون شیلنگ‌ها نتونن جلوی آتیش رو بگیرن

ممکنه جهت باد عوض شه

و آتیش صاف بیاد سمت خودمون

پس یه بار دیگه ازتون می‌پرسم

کسی از این آتیش می‌ترسه؟

نمی‌خوام تافته‌ی جدابافته باشم، می‌دونی که؟

خیلی خب! بریم سر کارمون آقایون. حرکت

بریم این خط رو باز کنیم! یالا! ایول کاپیتان

بجنبید! برید! بریم

آتیش هنوز داره از «رنجر ریج» به سمت «والنات کریک» بالا میره

آره، ولی به محض اینکه شب بشه، هوا رطوبت پیدا می‌کنه

رئیست واقعاً فکر می‌کنه همین برای مهار

این شعله‌ها کافیه؟

اونم بدون پشتیبانی هوایی؟

فرمانده‌ی عملیاتِ ما که این‌طور فکر می‌کنه. آره

امیدوارم

چون امنیتِ مردمِ من در خطره

ببین، من... من

نمی‌دونستم تو در خطری

سه سال پیش

اگه می‌دونستم، من... همون‌طور که گفتم

الان حالم خوبه

مَنی: تمام تیم‌ها، فرمانده‌ی عملیات

تغییر استراتژی از حمله به مهارِ آتیش

تمام تیم‌ها، به سمت نقطه‌ی تکیه‌گاه تغییر مسیر بدید

داره مسیر تیم‌ها رو عوض می‌کنه؟

این چه وضعیه، پرز؟

داری نیروها رو از «دریک کانتی» خارج می‌کنی؟

رئیس به رئیس بهم قول دادی

که «دریک» رو به یه «زابل ریجِ» دیگه تبدیل نمی‌کنی

و هنوزم سر حرفم هستم

باشه؟ نمی‌ذارم بشه

«زابل ریج». خب، از جایی که من ایستادم

دارم آتیشی رو می‌بینم که صاف داره میره سمت «دریک کانتی»

اون عملیاتِ آب‌پاشیت هم که انجام نشد

دارم روی نقشه‌ی جایگزینم کار می‌کنم، باشه؟

واقعاً؟ یا یه فرمانده گردانِ تازه‌کاری که

از پسِ کار برنمیای؟ من رفتم مرد

دارم با تو حرف می‌زنم

هی! هی! هی! دستت رو بکش. هو، هو، هو

تمومش کنید! رئیس! رئیس. لعنتی

چته مرد؟ هی! رئیس

همین‌جا تمومش کنید

نیروها رو از اون کوه میکشی بیرون؟

فرمانده گردانت همین الان سرنوشت «دریک کانتی» رو رقم زد

این اصلاً ربطی به «دریک کانتی» نداره مرد

این خاک رو خیلی خوب می‌شناسی؟

واقعاً؟ چون اگه می‌شناختی

می‌دونستی که شب‌های زمستون

بادهای گرمِ دمِ غروب رو با خودش میاره

یعنی می‌گی از اول می‌دونستی یه احتمالِ ضعیف هست

که جهت باد عوض شه

و عملیات آب‌پاشی هیچ‌وقت انجام نشه؟

نقشه‌ی جایگزینت

این بود که آتیش رو بکشونی به «اج‌واتر»؟

نه

دارم آتیش رو می‌کشونم سمتِ همون خطی که بچه‌های «تری راک» باز کردن

نقشه‌م اینه

پس داری روی یه خطِ دستی برای مهارِ این آتیش حساب می‌کنی؟

مَنی، بیخیال. «تری راک» کلاً یه هفته‌ست

که دارن کار می‌کنن

خودم می‌دونم، رئیس

دقیقاً برای همین دارم ماشین‌های آتش‌نشانی رو می‌فرستم پایین

که ازشون پشتیبانی کنن

نه اینکه «دریک کانتی» رو به امونِ خدا ول کنم

بهت گفتم رئیس

من سر حرفم هستم

بچه‌هام رو عجله میدم

هر چی لازم باشه

مَنی، اوم

مطمئنی؟

«تری راک»

فرمانده‌ی عملیات. حواستون باشه، جهت باد داره عوض میشه

و آتیش داره برمی‌گرده سمت «اج‌واتر»

فرمانده، «تری راک». دریافت شد، جهت باد داره عوض میشه

ایو، اون خط آماده‌ست؟

چون نوبت شماست عزیزم

دریافت شد فرمانده. ما آماده‌ایم

آقایون

«تری راک»، جمع شید

به صف! یالا! حرکت

گوش کنید، می‌دونم خسته‌اید

و می‌دونم گرسنه‌اید، ولی الان نوبت ماست

مگه اینکه رطوبت بره بالا

یا باد اجازه بده که عملیات هوایی انجام بدیم

وگرنه شما تنها مانعِ بین اون آتیش

و خونه‌هاتون هستید

دستور رو بده، تگز

هی! ذخیره‌ها

حالا دیگه نوبت بازیِ ماست پسرا

جمع شید

یک، دو

تری راک

بریم

حرکت! حرکت! یالا

ادامه بدید، برید جلو

مَنی: دیدبان ۱، فرمانده‌ی عملیات

دیدبانی رو رها کنید و به مرکز فرماندهی گزارش بدید

فرمانده، دیدبان ۱. دریافت شد

داریم برمی‌گردیم

«دریک کانتی» جونِ سالم به در می‌بره؟

«اج‌واتر» چی؟

خب، هنوز یه شانسی داریم

حالا، راه سریعی داری که ما رو برگردونی سر اون خط؟

تیم ۴، فرمانده‌ی عملیات. شارژ بی‌سیم‌ها کمه

اینجا به باتری اضافه نیاز داریم

تیم ۴، فرمانده‌ی عملیات. همه‌ی تیم‌ها درگیرن

درخواست اعزامِ یک نفر برای آوردنِ باتری‌ها

۴ فرمانده، تیم

نمی‌تونیم از نیروهای این بخش کم کنیم

هوی

رینگو. آره. بله؟

ما هم باهات میایم. «رینگو»؟

لقبیه که بعد از بریدنِ یه انگشتر توی یه حادثه‌ی پزشکی بهش دادن

اوه، از توی انگشت؟

نه، انگشت نبود

اوه

فرمانده، فکر کنم توی کامیون باتری دیدم

خبرش رو میدم

تایلر

تایلر غیبش زده

گذاشته بودمش پای بی‌سیم. من

فکر کنم رفته اون باتری‌ها رو از توی کامیون بیاره

برو پیداش کن

مالکوم، کِی می‌رسیم؟

تقریباً رسیدیم

الو؟ یالا

بریم، بریم، یالا

مواظب باش

دیدبان ۱، فرمانده‌ی عملیات هستم. جواب بده

جِیک، جواب بده لعنتی

مَنی، تایلر کجاست؟

و «بودی» کجاست؟

مَنی؟

اونا کجان؟

الو؟

بودی: تایلر؟

تایلر، یه صدایی بده

تایلر

بودی! آتیش داره میاد. بخواب رو زمین

حامی مالی زیرنویس: سی‌بی‌اس

و تویوتا

زیرنویس‌شده توسط گروه «مدیا اکسس» در WGBH - access.wgbh.org

💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.