Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسایت بالیوود وان تقدیم میکند Bollywood1.Info سفارشی از محسن نادمی
"شجاعت" مترجم : یاسین
تهيه تنظيم و ترجمه از سايت باليوود وان مترجم : یاسین Bollywood1.info
برید کنار
صبح بخیر قربان
اسم من اودی پراتاب هست
مدیر جدید دانشگاه شما هستم
و اسم دیگه ای هم دارم پراتاب ببر
در سال 2002 یک شورش در دانشگاه امریکایی شد
یک طرف دانشجو هایی بودن با هزاران سلاح
طرف دیگر من تنها بودم
ولی موضوع رو حل کردم
اونم بدون هیچ سلاحی ؟
اره ، درست شنیدی
من این چیزارو تحمل نمیکنم
شنیدم اینجا هم شلوغ کاری زیاده
قرار نیست دیگه چنین اتفاقی بی افته
چی شده ، چخبره؟
دعوای بین دو گروه دانشگاه شروع شده
کیا هستن این دو گروه؟
یکیش پسر دولت مدار بزرگ هندی اقای جاگان هست
و بقیه هم برادر های کوچیک وینایاک هستن کومران و سندی
نزارید در برن
زنگ میزنم به پلیس
همشون رو میندازم بیرون
نه قربان این اشتباهو نکنید به پلیس خبر بدین ، شما رو هم ول نمیکنن
اینا هنوز داداش کوچیکا هستن بزرگا موندن
اگه شما پلیس رو خبر کنین
داداش بزرگ های اینا هم میان
بسه دیگه مضخرف نگو زنگ بزن
چی شده؟
مورگان و شموگان هم دارن میان
کجاست؟ اوناهاش
وایستا
هی! وایستا
از امروز همتون از اینجا اخراجین
قربان ببخشید داداش کوچیکا اشتباه کردن
هر ضرری به دانشگاه رسوندن رو ما هزینه اش رو میدیم
خواهشا این چک رو قبول کنید
خیلی ازتون خوشم اومد اوکی
حالا میتونید برادراتون رو ببرید خونه
ممنون ، قربان
همه چی حل شد
اینقدر عجله نکنید هنوز صحنه تموم نشده
منظورت چی بود؟
دعوا هنوز تموم نشده
حقیقت اینه که شما برادرا همتون یه مشت ترسو هستین
الانم دارین فرار میکنین
دعوا رو اینا شروع کردن ؟
خانواده ی همشون رو بخواه
خواهشا اینکارو نکنید
چی میگی تو؟
هر چی شده بزارید بشه
اگه برادر بزرگ اینا بیاد موضوع بدتر هم میشه
دهنت رو ببند اسمش رو بگو؟
وینایاک
اینم خونه ی اقای وینایاک
اقای وینایاک اومد
هر چقدر دلتون میخواد بخورید باشه داداش
بخورید و خوش باشید
چقدر ادم خوبی هستن مثله پادشاه های نیکوکار میمونه
به همه بهترین غذاها رو بدین
اونجا چیکار میکنی نمیبینی بشقابشون تموم شده
چه ادم خوبی به همه داره به محبت غذا میده
خیلی نیکوکاره
جوجه کباب و دیزی هر چی میخواین بخورین
شما فقط بوی خوش غذا به مشامتون میخوره
اول وضعیت این بیچاره هارو ببینید
چرا دارن گریه میکنن؟ شاید غذا کمی تند هست
غذا تند نیست اینا از سرنوشت تند خودشون میترسن و گریه میکنن
همه دل سیر غذا خوردین؟ اره داداش
کارتون با اون دختر اشتباه بود یا نه ؟ اره داداش
چوته لال
بله داش دروازه رو ببند
شروع کنیم؟
هر روز تو روزنامه خبر جنگ و دعوا مرافه هست
منو نزن
دیگه نمیتونم تحمل کنم
میخوایی چیکار کنی ؟
میخرم پیش شهردار تا از اینا شکایت کنم
اول اونجارو نگاه کن
اینجا دقیقا مثله یک میدون کریکت هست
اونی هم که اونجا داری میبینی
اون شهردار منطقه هست
بهترین دوست وینایاک اقای سوبو هست
یعنی چی ، مگه میشه که خلافکار و شهردار با هم دوست باشن
وینایاک ، بازی امروز عالیه
بازی بعدی... ؟
نگران نباش بازی های بعدی هم همینقدر قشنگن
ممنون ممنون
قرار من مست بودم
ولی بازم یادم میاد اونو دختره رو اذیت کردن
ولی شما منم اشتباهی گرفتین
قربان منو ببخشید همش تقصیر اونا هست
راستی ، چرا قبل زدن اول بهمون غذا میدی؟
قبل از قربانی کردن گوسنفد اول بهش غذا و اب میدن ، برای همین
انگار از کتک خوردن خسته شدی اره داداش
دوره ی بعدی غذا رو بهشون بدین
دوباره نه فرار کنین
اگه دوباره دختری رو اذیت کنید زنده نمیزارمتون
اقای وینایاک؟
من اومدم تا برادرهاتون رو برای شورش در دانشگاه دستگیر کنم
چرا میخندی؟
پریم لال
اعتراض دارم اقای سگ سبیل
حتی مورچه ها هم برای ورود به این خونه از من اجازه میگیرن
درست گفتم داداش؟
اینجا کسی بدون اجازه من حتی تکون هم نمیخوره
درست گفتم داداش؟ ....
شما وکیل ایشون هستی؟
بنظرت با این لباس من شبیه دکترا هستم
اونا پسر یک دولت مدار رو زدن
مگه اون النگو دستش بوده نمیتونسته اینارو بزنه؟
بر طبق این پرونده اون پسر
توسط این چهار نفر کتک خورده
و کمی زخمی هم شده ...برای همین
اینم وثیقه برای ازادی اینا
همونطور که زیر لباس لباس زیر میپوشیم
ما کاری میکنیم افراد چهره ی واقعی خوشون رو نشون بدن
حالا شما میرید بیرون یا میاد داخل تا بیشتر اشنا بشیم
برید بیرون مواظب مردم باشید با ما برخورد نکنن بفرماااید
چخبره ، چرا هروقت باید دست و پای یکی رو بشکنید؟
اگه همینطور ادامه بدین تو کل این روستا ادم سالم نمیمونه
داداش ؟ چیه؟
بالا رو شما دادگاه درست کن
و پایین رو اداره ی پلیس
و وسطش هم ما میشینیم
چرا؟
اخه ماه 24 ساعت روز رو با این چیزا سرو کله میزنیم
سلام ، .. شما کی هستید؟ تازه اومدین به منطقه ؟
..میخواستیم بیایم
اینجا خونه ی ساچین تندولکار هست؟ ساچین تاندولکار؟
ادرسش رو پرسیدم ادرس اینجارو دادن
حالا تا اینجا اومدین بیایید داخل یه غذایی بخورید
نه نمیخواد مگه چی گفتم؟
ادرس کانال تلگرام باليوود وان Telegram.Me/Bollywood1Official
"نکن ، دیگه"
اخه مگه ما چیکار کردیم؟
شما که پول برداشت محصول رو هم ازمون میگیرین
چرا میزنین
اخه چرا اینقدر ظالمی؟
مگه زندگیت رو دوست نداری ؟
برای همین اینقدر قلدر شدی
ما با این همه زحمت تلاش میکنیم
بعد شماها میاید و پول مارو میخورید
کمی بهش صفا بده
نه اینکارو نکن
ولش کن اینکارو نکن
حالا فهمیدی ، میخوایی بمیری ؟
یا نوکر من باشی و زنده بمونی؟
اینجا هر کس علیه من حرفی بزنه
سرش رو از بدنش جدا میکنم
اینجا حکومت من حکم فرماست
سلام وینایاک عزیز
سلام دایی امروز راه گم کردی
شما ها مگه دخترید یکی لباس میدوزه ، یکی لباس میشوره یک اشپزی میکنه
اگه ازدواج میکردین همه ی این کارا نبود
حرف منو قبول کن
داداش از حرف ازدواج متنفره
این دوباره اومده حرف ازدواج رو میزنه
دختر خوشگل روستای ما خیلی وقته منتظره تو هست
تو فقط بله رو بگو بقیش با خودم
انگار این گوسفند اومده قربونی بشه
به این میگن با پای خود در چاه رفتن
دایی مسیر طولانی رو اومدین
اول یه غذای حسابی بخوردی بعد حرف میزنیم
چوته لال عزیز
برای دایی غذا درست کن
باشه
چیکار میکنی داداش ، این دایی مونه
چی گفت این؟
میگه رسم و رسوم رو بیخیال شم
نه عزیز انجامش بده
چه سفره ای
ولی یه چیزی کمه اگه اینارو یه زن میپخت
خیلی خوشمزه میشدن
حالا شما ایندفعه رو ببخش باشه میبخشم
سکوت کنید مزاحم نشدی
این بین دایی و غذا های خوشمزه هست
بزارید بخورم
اگه من 1000 بار هم زندگی کنم بازم اینطوری نمیشه
این همه محبت رو فقط شما میدین
دارین اشک منو درمیارین
اشکتون قراره در بیاد
بعد از خوردن غذا
بسه دیگه نمیخوام کمی دیگه هم بخور
شکمم میترکه کافیه
غذا عالی بود
همه چیز عالیه یه پان هم باشه ، که فوق العاده میشه
پس پان هم میخوایی شیرین باشه
اره چطور مگه؟
چوته لال بله داش
در رو ببند عزیزم باشه داداش
میخوایی کسی مزاحم خوابم نشه؟
اره الان برات لالایی هم میخونم
ما پنج تا داداش مثله انگشتای یک دست هستیم و تو میخوایی با ازدواج از هم جدامون کنی
میخوایی تو این خونه عروس بیاری و زندگی مارو نابود کنی
اصلا فکرشک نکن
منو ببخشید
ایشون رو با احترام پرت کنید
اگه کسی با اسم ازدواج بیاد تو این خونه
زنده برنمیگرده بیرون
ما پنج برادر مثله انگشت های دست یکی هستیم
چی میگی؟
اگه عصبی نشید
باشه بگو
...میشه منم بیام
تو انجمن برادری شما عضو بشم
پیاری لال عزیز اینم اخه پرسیدن میخواد
بیا دوست عزیزم
هی خوشگله ، میخوام چیز مهمی بهت بگم
بگو خب
باید از هم جدا بشیم چی؟
..از زمانی که من برادر پنجم وینایاک شدم
از اون لحظه احساساتم رو از بین بردم
برای همین هیچ ارزویی ندارم ، نمیخوام ازدواج کنم هیچ هدفی هم ندارم
اون موقع که منو میبوسیدی
باید به اینجاش هم فکر میکردی
حالا دیگه من حسی بهت ندارم ابجی
...ابجی؟
تو هم از این به بعد باس بهم بگی داش
منم بهت میگم .. اجی .. اجی ... اجی
اجی .. اجی
این سگ عوضی میکشمت
همتون مثله هم هستید
عزیزم
ما پنج برادر مثله انگشت های دست یکی هستیم
تو بهم گفته بودی دوسم داری
از این به بعد اگه بمیرمم باهات ازدواج نمیکنم
اخه تا کی اینطوری مخفیانه همدیگرو ببینیم
بگو کی میخوایی باهام ازدواج کنی؟
کل خیابون هارو چراغونی میکنم برات
300تا گوسفند میکشم برات و 3000 هزار مهمون دعوت میکنم
...همه ی دنیا
از عروسی ما یاد میکنن اینطوری باهات ازدواج میکنم
برای مردن هم اماده باش
برو ببین چطور میخوایی فردا به داداشت توضیح بدی
که چطور داشتی برای ازدواجت برنامه میچیدی
تو کل روستا این خبر رو الان پخش میکنم
ارجون ، میدونی داداشت داشت چیکار میکرد؟
از اینجا برو .باشه میرم ولی گوش کن
حداقل حرف منو گوش کن
دارم میگم برو دیگه
چرا میخوایی از اینجا برم؟
اونجاها خبری هست؟ برو دیگه
از این بیشتر نتونستم نفسم رو نگه دارم
میشه دوباره تست کنم؟
از کی این قضایا شروع شده؟
چهار سال
چهار ساله؟؟ ماله ما 7 ساله
هفت سال؟؟
مگه شماها تو دانشگاه درس نمیخوندین؟
حرف مفت نزنید ما از یه خونواده ی محترم هستیم
مگه من خونوادم کور و کچلن ؟
بخاطر شماها بدبخت میشم
ولتون نمیکنم تو رو هم ول نمیکنم
همه ی این حرفارو به برادر بزرگ میگم
بزارید برم
پاهام درد گرفتن
فکر کردی نمیدونیم تو هم دوست دختر داری
به چی فکر میکنی ؟ سریع باش دیگه
مگه من انیشتن هستم که زودی فکر کنم
...به برادرتون گفتن
مساوی میشه با مردن شما
هیچ کدومتون رو زنده نمیزاره
چیکار کنیم؟
وقتی تو مدرسه داشتیم تقلب میکریم و معلم مارو میدید ، چیکار میکردیم؟
میگفتیم من تقلب نمیکردم این داشت از من تقلب میکرد
همون تکنیک رو باید روی داداش بریم
ولی با کمی تغییرات
این دفعه تقصیر رو میندازیم گردن همون معلم محافظ
فهمیدین؟
مثله شما ها باید کاری کنیم برادرتون هم عاشق بشه
چیطوری؟ خودم اوکیش میکنم
بستنی خوبه؟ اره
درس و مشق و بیخیال شدی بهش بستنی میدی؟
برید به درس و مشقتون برسید
بیا بریم چرا؟
به بچه ها نصیحت میکنه حس پدربزرگارو گرفته ، کی اینو میگیره؟
حالا ببینید ، سنش هم خیلی زیاد نیست ولی موهاش همه سفید شدن
اخه کی عاشق همچین پیرمردی میشه؟
من خوب میدونم چطور موهای داداشم سفید شدن؟ چطور؟
این یارو هر روز به داداشمون فقط چایی میده موهاش رو سفید کرده
حالا دیگه به حسابش میرسم
چیکار داری میکنید؟
عمو جان ، شما هر روز ده فنجون چای به داداش میدین موهاش رو سفید کردین
ما میخوایم قبل از سفید شدن همه ی موها ازدواجش بدیم
حالا شما قول بدین که دیگه بهش چایی نمیدین وگرنه مغازتون رو لت و پار میکنیم؟
چرا دارید میخندین؟
وقتی اون 15 سالش بود پیش من کار میکرد
از صبح تا شب فقط لیوان ها رو میشست
خیلی تلاش میکرد بعد موقع غذا خوردن از پیش من فرار میکرد
و غذاش رو با خودش میبرد جایی دیگه؟
من میپرسیدم کجا میبری؟
گفت میبرم به داداشم غذا بدم
گفتم پس تو چی میخوری؟ گفت با چایی شکمم رو سیر میکنم
ماشالله
اون با گرسنگی خودش شماها رو سیر نگه داشته
اون با خوردن همون چایی زندست و من هم با فروختن همون چایی زندگی میکنم
حالا اگه میتونید مغازه ی منو لت و پار کنید
برادر برای خاطر ما چقدر سختی کشیده
و ما براش هیچکاری نکردیم
اگه کاری نکردیم پس الان میکنیم
هر چی بشه ما اونو ازدواجش میدیم
چطور ممکنه ؟
میشه ، در بدنیا اومدن هر انسانی در این دنیا یک داستانی هست
حتی هیتلر هم متولد یک داستان عاشقانه هست
برادر شما هم باید چنین داستانی تو جوانی داشته باشه
حتما چنین خبرایی بوده
حالا از کجا بفهمیم؟
یک انسان هست که تمام رازهای داداش شما رو خوب میدونه
اون اون ادم همیشه دهنش باز میشه
بچه ها خوابیدن؟ اره
درها رو بستی؟ اره
همه چیز اوکیه؟ ارره
پس بیا بچریم تو تخت خواب اوههه
اقای شهردار در رو باز کن
چرا پنجره رو نبستی؟
موضوع چیه که خلوت منو بهم زدین؟
کارتون درست نیست؟
باشه
فقط اینو بهمون بگو داداشمون عاشق شده یا نه
اگه جواب سوالمون رو ندی ما امشب همینجا میخوابیم
چرا ازم اخاذی میکنید؟
شما هر شب عشق و حال نکن حالا
یه شب هم به ما کمک کن
اگه برادر شما نمیخواست ازدواج کنه تقصیر ما چیه؟
میخوایم بفهمیم داداش تو بچگی چطوری بوده؟
وقتی داداشتون بچه بود؟ بازم همینطوری بود
نه اون ادم عاشق و خوبی بود
اسم اون طرف رو بگو
باشه ، یادم رفته
زیاد نمیتونیم تحملتون کنیم زودتر بگید
من و وینایاک وقتی بچه بودیم تو یه کلاس درس میخوندیم
اون تو دلش یه عکس چسپونده بود
حالا گوپی دووی برای رقاص
و اجرای نمایش میاد
من از گوپی دووی خیلی خوشم میاد خیلی شیرینه
گوپی دووی
این برای شماست
من عاشق اینا هستم
بیا بریم گوپو
پس اسم کوچیکش گوپو هست
سوبو اسم کوچیک گوپی گوپو هست
گوپو
گوپو
گوپو
برادرتون اینقدر دیوونه ش بود که با گفتن اسم گوپو همه رو دیونه کرده بود
خب پس بریم
گوپو هر جا هم که باشه
ما اونو برای ازدواج میاریمش بریم ، بریم
ولی اون 4 نفر رو چیکار میکنید؟
کدوم 4 نفر؟
همسر گوپی و سه تا بچه ش رو میگم
یعنی چی؟
اون گوپی دووی دیروقته که ازدواج کرده
شوهرش هم یه پهلوون هست
فقط یه راه داشتیم اونم شما بستی
حالا داداش با هیچ کس ازدواج نمیکنه
بهش بگید بره خوش باشه
وایستید ، بنظر من داداش ما بخاطر اون دختر ، عاشق اسم گوپی دووی شده
شما یه دختری با همین نام پیدا کنید
بعد ببریدش به داداشتون نشونش بدین
زودباشید دیگه
پلیس همیشه کارش همینطوریه
با اونا نیستم با شماها هستم
جناب وکیل بهشون بگو اومدن اینجا حاضری هم بزنن
وگرنه بجای اینا تو رو میبرن زندان
شماها دنبال چی میگردین؟
قربان ما همه ی این پرونده ها رو بررسی کردیم
گوپی که توی اینا هست همشون پهلوونن ، ما دنبال یدونه خوشگلش میگردیم
چه دیوونه هایی رو برداشتی اوردی؟
مهمان مخصوص امروز ما گوپی دووی هست
ما در کنار گوپی خانم هستم در معبد پرومال
بریم چیکار دارید میکنید؟
هفته ی بعد دوباره پیشتون میایم
میشه بگید خانم گوپی دووی کجاست؟
اونجا بریم
کجاست ... گوپی دووی ؟
گوپی دووی مواظب باش
مواظب باش
اوناهاش گوپی دووی حالا چطور به داداش نشونش بدیم
بچه ها رفتن مدرسه؟ اره
همه ی کار های خونه رو انجام دادی؟ اره
در رو بستی؟ ارره
پنجره رو چی؟
اونم بستم عزیزم
عالیه
باز که اینا پیداشون شد؟
الو
طبق حرف شما ما گوپی رو پیدا کردیم
واقعا؟
کارش تعمیر و بازسازی اثار باستانی و مجسمه هاست
که اینطور
از قدرتتون استفاده کنید اینو بیارید به معبد محله ی خودمون
بعدش همونجا مشغول به کارش کنید
تا با داداش بزرگه اشناش کنیم باشه
با دقت گوش کن کار رو سریع انجام بده
وگرنه امشب میایم خونت میخوابیم
نه نه ، امشب خودم اون دختره رو میفرستم منطقه شما
شماها نگران نباشید
حالا همه درهارو دوباره باز کن
اه
بجای اینکه بشینه کنار خانواده باهاشون خوش باشه
داره اهنگ غمگین گوش میده کی مرده مگه؟
شک دارم بتونیم به اینو ازدواجش بدیم
ساکت باش
چی شده رفیق عزیزم؟
یه کمک کوچولو میخوام
بگو
یه گروه زنانه اومده تا معبد منطقه رو ترمیم کنه
اونا دوستای خاص من هستن
بهشون اتاق دادم ولی فراموش کردم بهشون کلید هم بدم
کلید رو هم رو میز تو جا گذاشتم
اره ، دارم میبینمش
میشه کلیدهارو ببری بهشون بدی
مگه زده به سرت؟
من الان مستم نمیتونم برم
کل دنیا رو غذا میده خودش فقط زهرماری میخوره
اخه کسی که بهش غذا میدم رو بعدا قربانیش هم میکنم
به این سادگی تو دام نمی افته
حالا ببینید عموتون چیکار میکنه
برو کلید ها رو بده بهشون باشه "گووپی دووی"
یه دختر خوشگل میاد بیرون کلید رو بده دستش و برو
بخاطر دوستیمون باشه قطع کردم
نمیدونم بخندم یا گریه کنم ما گفتیم شما باهوشی
ولی شما که خنگ تر از همه ای
چی؟ چیو چی؟
شما که با اعتماد به نفس میگفتی که من یه بار بگم اون نه نمیگه
حالا ببین گوشی رو رو شما قطع کرد
حالا چیکار میکنی؟ خیلی زر زدی
شهرداره ناسلامتی
بزنیمش یا بکشیمش که شهر کثیف میشه
من از بچگی وینایاک رو میشناسم
هنوزم تو دلش اسم گوپی دووی جا داره
حالا ببین موسیقی رو قطع میکنه
ایول بابا
کمی پریشون میشه و از جاش بلند میشه
از جاش بلند شد
حالا قدم میزنه و فکر میکنه
داره قدم میزنه
حالا بهم زنگ میزنه
زنگ زد
بگو داداش جون چی شده؟
هیچی ، اسمش چی بود؟
وینایاک اسم خودم رو نمیگم
اسم اون دختره رو میگم
او ه ه ه ه
گوپی دووی
گوپی دووی
باشه پس کلیدهارو میبرم براش
او ه ه ه
نه داداش تو چرا زحمت میکشی
شما گفتی چطور نه بگم بهتون
بخاطر نیت خیر میره پس
باشه پس برو
اولین باره داره تو اینه خودش رو میبینه
پس قبلا چطور ریشش رو میزد؟
قراره بارون بیاد
حالا چیکار کنیم؟
بریم داخل معبد تا وقتی که بیاد
کجا داری میری داداش؟
خونه بقلی مهمون اومده کلید ها رو بهشون میدم
بدین به من من بهشون میدم
تا وقتی این گامبو اینجا باشه این ازدواج نمیکنه
این عوضی شده زنش
دستم رو ول کن
میخواد بارون بیاد برو داخل خونه
بریم که موقع اشنایی رو ببینیم
!گوپی دووی
زمان نقشه بی هست
بله بفرمایید خانم گوپی دووی؟
بله خودمم بفرمایید؟
اقای شهردار این کلیدهارو فرستاده
اوه ، ممنون
دیدی
چیزی گیر کرده بود؟
ژست موفقیت گرفتم هنوز که اول راهه
امیدوارم تا اخرش خوب پیش بره
ببخشید؟
اسم کوچیک شما تو خونه چیه؟
هه .. گوپو
گوپو
فکر کنم افتاد به دام عشق
حالا کار اسون تر شد
برید کنار
برید کنار
صبح بخیر اقا
سلام اقا
بازم مثله سال های گذشته
شخصی بعنوان کدخدای محصولات کاشتی اینجا انتخاب میشه
هر کس در این مناقصه برنده بشه همون این عنوان رو به دست میگیره
چرا منتظر هستین دیگه
مثله هر سال بازم قراره من برنده مناقصه بشم
برید دهنتون رو شیرین کنید
اینطوری که شما رفتار میکنید من حس بدی بهم دست میده
میدونم منو خیلی دوست دارید
باشه بازم امسال این مسئولیت رو خودم به گردن میگیرم
چرا اینقدر عجله داری عزیز جان
تو ... ؟
چطوری وینایاک پس تو هم برای مقام شاخ شدی؟
برای مقام نیومدم سوسک اومدم عدالت برقرار کنم
دیدم که چطور به مردم رنج رسوندی
از امروز قرار نیست حتی به یک کشاورز هم ظلم بشه
هر چیزی حدی داره
تو دستت رو سمتشون دراز کنی من دستت رو قطع میکنم
دوشی داری عزیزم ؟
اره
انتن داره ؟ اره
خوبه پس
بگو، سندی
داداش 30 تا از تراکتورهامون گم شدن
نمیدونم اصلا چطور این اتفاق افتاده
تو گوشی داری ؟ اره
انتن دهیش خوبه؟ خیلی خوبه
پس اوکیه
الو؟
بابا .. بابا؟
برادرای وینایاک منو دزدیدن
بابا خواهش میکنم منو نجات بدین من خیلی میترسم
تو سه تا تراکتور منو دزدیدی
ولی من فقط یک ماشین از تو دزدیدم
ولی داخل همون ماشین پسر بیچاره ی تو هست
هیچ وقت به تعداد زیاد مال گمشده اهمیت نمیدم بلکه به ارزش چیز گمشده اهمیت میدم
حالا فهمیدی با کی طرفی
امروز در این مناقصه بیشترین رای رای اقای وینایاک اورد
و برنده ی این مناقصه ایشون هستن
وینایاک
اشتباه بزرگی کردی با من در افتادی
فکر کردی کی هستی؟
اگه باهام خوب باشی باهات خوب هستم
باهام مثله خدا رفتار کنی باهات مثله خدا رفتار میکنم
اگه باهام مثله دوست رفتار کنی باهات مثله دوست میشم
باهام مثله همدرد باشی باهات همدردی میکنم
اگه باهام دشمنی کنی باهات دشمنی میکنم
هر چی منو فکر کنی من هم همونطور برات عکس العمل نشون میدم
من اصلا به هویت و مقام کسی توجه نمیکنم
فقط برای انسانیت مبارزه میکنم
خدارو شکر ، یه زن داداش رو حداقل تا کنار داداش بردیم
اون کار رو شهردار کرد تو چیکار کردی؟
حالا ببین چطور به هم نزدیکشون میکنم
داداش این دختر جدیده هست کوپی دووی چندتا پسر بی ادب دارن اذیتش میکنن
خواهشا سریع تر خودتون رو بهش برسونید باشه تو راهم
داداش، نقشه چیه؟
من چهار تا خلافکار رو کرایه کردم
حالا اونا میرن
بگیریدش
داداشم میاد
زدن مردم از تفریحات داداش هست
وقتی اونا دارن دختره رو اذیت میکنن داداش همون لحظه میرسه
وقتی همدیگرو میبینن اونجاست که دل ها به هم نزدیک میشن
و عشق بوجود میاد
من که به این نقشه شک دارم
دیشب چندتا فیلم هندی دیدم توی همه ی فیلم ها همین صحنه باعث ایجاد عشق میشد
برای همین این صحنه صد در صد کار میکنه غیر ممکنه
این یکی از دخترهای گروه گوپی دووی نیست؟
اینجا چیکار میکنه؟
اینطوری نیست عزیزم؟ گوش بده حالا
بزار اول داداشم ازدواج کنه بهم اعتماد کن
دارم میگم دیگه
وایستا وایستا چخبره؟
هیجی
فکر کردی من خودم نفهمیدم قضیه چیه؟
کی این سیم کارت جدید رو فعال کردی؟
من میگم داداش ایشون فقط کلید خونه ها رو داد
ولی ایشون هم تلویزیون هم گاز تمام وسایل رو اورده، بخاطر دیدن من
این دیگه عاشق تر از داداشش در اومد جل الخالق
دستاتون رو ول کنید اخرش منو بیچاره میکنید
چرا این نقشه عملی نمیشه؟
درواقع خانم گوپی دووی از دعوا مرافه متنفره
اون قلبش خیلی مهروبه
از یه صدای کوچولو میترسه
اگه موقع دعوا مرافه داداش شمارو ببینه دیگه اوضاع بدتر میشه
این چه نقشه ای بود
داداش ... ؟
داداش ... ؟
وایستا
همینجاست
اونطورف
سریع
وایستید
گوش کنید بیخیال شید
ده هزار تا دیگه بهتون میدم بیخیال قضیه شید
امکان نداره
نه .. نه .. نه
همین شماها هستین که مایه ی ننگ کشورین
که به هر چیزی نه میگین
دعوا کنسل شد برگردین
حالا که ما کار رو قبول کردیم تا اخرش هم میریم
وایستا .. وایستا
الو جلوشون رو گرفتی؟
اینا اصلا قبول نمیکنن که برگردن
حالا چیکار کنیم؟
گوشی رو بده دست اون گوساله
یه لحظه
باشه قربان بله قربان
اوکی
چطور قانعش کردی من با قدرت وکالتم نتونستم قانعش کنم
تو گوششون چی گفتی؟ که اینا قبول کردن؟
چرا سلاح هاشون رو بالا بردن
فهمیدم
شروع کنید
ببخشید ، معذرت میخوام
اشکالی نداره شما که چیزیتون نشد
من کاملم خوبم پس خوبه
قرمز و سفید خیلی بهتون میاد
اره
ولی معذرت میخوام
سفید و قرمز شما هم بهتون میاد
این قرمز نیست خون منه
خون...؟
اگه میخواید دل داداش و زن داداش یکی بشه
باید اول بتونیم بریم خونه ی زن داداش
فقط خدا میتونه بره اونجا
حالا خود خدا راه رو نشون میده
هی! خدا راه رو نشون داد
خود مجسمه کمکمون میکنه
قبل از اینکه بخواد داداشش رو ازدواج بده
داره برا خودش رویا میبینه
چیکار داری میکنی؟
شما کی هستین؟
صبح بخید ، خانم
صبح بخیر بفرمایید
میپرسه دوباره بگید
داریم میگیم صبح بخیر
شما ها کی هستین؟
ما همسایه شما هستیم
داری بهشون میگی یا میترسونیشون
برو عقب
ما برادرهای وینایاک هستیم
میشه این مجسمه رو برای ما بسازید
نه ما فقط برای معبد ها کار میکنیم حالا برید
ما با شما نبوودیم عزیز بزار خودش بگه
میشه برید یه لحظه
خونه باشه یا معبد خدا باید تو خونه ی ما باشه
من براتون میسازمش
خدارو شکر بریم داخل
ساعت 6:30 صبحه
شماها بدون دیدن ساعت از کجا فهمیدی؟
از رو اسمون نفهمیدیم با دیدن چهره ی داداش فهمیدیم
داداشتون...؟
دیشب مگه چقدر خوردم که هنوزم گیجم؟
هر لحظه گیج تر میشم
شما اصلا تکون نخور داداش
این موقع جلو نور خورشید عبادت کنید درست میشه
چیکار داره میکنه؟
ورزش و عبادت
روی شش نقطه ی متمرکز بدن داره کار میکنه تا به ارامش برسه
ولی نقاط متمرکز 7 تا هستن چرا شما گفتین 6 تا
اخه یکیش رو کرایه داده
خفه شو
تا کی میخواد بشینه؟
هر چقدر دیشب پیک زده باشه موقعی بپرن میره پایین
پیک؟
همون غذایی که خورده رو میگه برای هضم اون میاد این بالا
میدونی دیشب چند تا خورده؟
9تا
پس تا ساعت 9 همینجاست
چه ادم جالبی
داداش ما تک پره
فریاد نکشین چرا؟
حواسش پرت میشه
درسته راس میگه
بریم
نقشه داره میگیره
اینجا چیکار میکنید؟
اومدیم ببینیم اماده شده ؟
هنوز چهار روزه کار رو شروع کردم
چهار روزه هنوز تموم نشده
باز این اومد
اینجا چیکار میکنید؟ چرا فریاد میکشید
خانم، امشب ساعت شش میایید خونه ی ما
چرا؟ میخوام بار کامیون بزنیم ، برا کمک
الان که ساعت دوازدهه
از کجا فهمیدین ساعت دوازدهه
زمان صحبت کردن داداش با پرنده هاست
اونجارو ببینید
سه کیلویی میشه؟ اره داداش
برام حلالش کن تا امشب بخوریمش
داره به مرغه چی میگه؟
میگه دنیای بدی شده
هر چیز ازادی وجود داره میخوان ازادی رو ازش بگیرن
داره همینارو بهش میگه
داره به پرنده ادرس خیابون ازادی رو میده
تا بره به همه بگه برن ازاد شن
از چیه مرغ ها خوشش میاد؟
از مزشون ...مزه؟
داداش ما خیلی چرنده ها رو دوست داره
عالیه
این بدرد نمیخوره
اونو بده
این بهتره همینو حلال کن
باشه ، داداش
چرا بز رو وزن میکنه میده به اون؟
یعنی شما معنی این کار رو نمیدونید؟ از شما بعیده؟
شما باید الان بگید کارش عالیه
عالیه
مرغ داداشمون هست؟ مگه من گفتم ماله اینه
گوش کنید؟ فرار
میشه بیاید اینجا؟
بله با شمام
چقدر بی ادبی کسی که دوست داره نباید از دستش فرار کنی
پرنده ی بد
این اخرین هشدار من به تو هست
این دوست داره و مواظبت هست
من که دارم برای خوبیه خودت میگم
چرا اینقدر ترسیدی؟
دیگه اینکارارو نکن
مواظبش باشید
حالا دیگه فرار نمیکنه
مواظبش باشید خیلی دوسش دارید نه
باشه
دختر همسایه اذیتتون میکنه؟
نه ، دختره که خیلی خوشگله ولی حرف های عجیبی میزنه
نکنه یارو دیوونه باشه
بیچاره
طبق ماموریت داداش تو دل زن داداش جا پیدا کرده
ولی اینجا داداش زیاد از زن داداش خوشش نیومده
یه کاری بکن باشه بزارید فکر کنم
یه کاری باس بکنیم
بگیرید ، کیلویی 10 روپیه
هی خون اشام سیاه برو ببینم چیکار میکنی
حالتون چطوره خانم ؟
..داداش چی شده؟
من الان یه دختر خوشگل رو دیدم بهش گفتم تو خیلی زیبایی
اون دستم رو گرفت و بهم یه عالمه غذا داد بعد حسابی منو زد
بالاخره یکی مثله ایشون پیدا شد که طرز فکرش اینطوریه
این زن داداشمون کجاست منظور همون دختره رو میگم؟
کیه؟
اوناهاش
اون که همون گوپی دووی هست
برو سمتش حالا همه چیز لو نره خوبه
قراره بدبخت شی
چرا؟ ببین
چرا میترسی خانم گوپی دووی
واقعا بهتون افتخار میکنم
اونطوری که فکر میکردم نیستین
درسته؟
کارتون درست بوده
چرا بهم گفت بهم افتخار میکنه؟
بگو بهش
ببینید خانم جلوی شما این همه گوجه هست
ولی بازم کیسه ی شما پر از سبزی هست
این نشان دهنده ی تربیت خوب شماست
برای همین داداش از شما تعریف میکرد
بفرمایید .. خواهشا
شماها تو خونتون لامپ ندارین؟
لامپ داشتیم همسایه لازم داشت دادیم بهش
احمق
ما لامپ نداریم
ما با خودمون شمع اوردیم
پس اگه میشه به داداشمون هم کمک کنید
بفرمایید داخل لطفا
داداش بیا اینجا همه چیز اوکی میشه
همینجا وایستا
داداش اومد
گفته بودم همین نزدیکیاست
بیا شاهزاده بیا
ببین در دلت رو بر روی پرنسس باز کن
چرا لیز خورد؟ شاهزاده تا ته مسته
این پله ها از کجا اومدن؟
داداش که نمیتونه درست راه بره
دنبال چی میگردی؟
راه فراری هم نداریم
گوش کنید، میشه بیاید اینجا
چوته لال ...بله
بیا اینجا
کدوم گوری مردی زود بیا اینجا
مست و پاتیلی بیا پایین اصل کاریه اینجاست
داشتم تو خونتون شمع روشن میکردم میشه کمکم کنید
کنتور برق رو بزن کل خونه روشن میشه
طوری میگه اینگار مخترع برقه
امروز فستیوال شمع هست
اگه شمع روشن کنیم همه چیز خوب پیش میره
واقعا؟
باشه خانم گوپی دووی روشن کنید منم کمکتون میکنم
نقشه گرفت
ببینید چقدر زیبا شده
اره درسته
من میتونم برم؟
سلام اقا
خدا بهت عمر بده
فقط از خدا میخواد بهت عمر طولانی ببخشه
تلفنتون
الو..؟
نشستی رو صندلی من خیلی حال میده ، نه؟
نشستن روی اون صندلی فقط جای منه
با خودت چی فکر کردی که خیلی زرنگی
زندگی داداش هات الان تو دست منه
الان جلوی چشمم هستن
از ترس مرگ مثله سگ دارن فرار میکنن
تکه تکه شون میکنم
بکشیدشون
فرار کنید.. فرار
قبل از مردن حداقل هر چهارتا همدیگرو در اغوش بگیرین
چهارتا نه پنج نفریم
پنج..؟ پنجمین نفرتون کیه؟
وایستا ، خودت بعدا میفهمی
اونجا رو ببین
اومدی اینجا تا جنازه ی داداش هات رو با خودت ببری؟
امروز نام و نشان وینایاک رو کلا از تو این روستا پاک میکنم
با سبیل به این بزرگی حرف های به این بزرگی میزنی
اگه کتک بخوری که ابرو ریزی بزرگی بپا میشه
بازم تلاشت رو بکن
تو فکر کردی که تو اینارو اینجا گیر اوردی
اشتباه فکر کردی
ما پنج نفر تو رو اینجا اوردیم
این چیه ، چرا رنگ قرمز روی صورتت گذاشتی
این خون هست داداش اینا منو زدن
تو رو زدن؟
حالا دیگه باید خدا به دادتون برسه
داداش ... اینو بزار من بزنم
محکم میزنیش؟ اره محکم میزنم
باشه بزن نه نه نه ، روی ارنجش بزنی دستت درد میگیره
بزن تو صورتش
چطور بود داداش؟ عالی بود
داداش، ما چی؟ اوکی
اینطوری که نمیشه بزنیش؟ مستقیم بزن تو دماغش
ببین چقدر دردش میاد ببینم داداش خودم هستی یا نه
اینا که نیوفتادن
یک .. دو .. سه
ولش کن سندی ممنون داداش
از پشت بزنی که چیزیش نمیشه
حالا از جلو بزن بترکونش
اینطوری دستش رو از پشت بگیر
بعد گردنش رو فشار بده
بعدشم یه مشب بزنش
بزنیدش
بدبخت که شماهایین
کجا میری
داداش ، اینو چیکارش کنیم
میزنیم تکه تکه ش میکنیم
قبلا هم گفته بودم سعی نکن خودت رو با من بگیری
اگه دوباره تو روستا ببینمت دیگه چهره ت رو یادم نمیمونه
تو فضا محوت میکنم
هی چاقالو بیا اینجا واسه ما شاعر شدی ، خوشحالی
منو این دختره قراره ازدواج کنیم
اونا وقتی عکس خواستن تو عکس کیو فرستادی؟
عکس داداش رو
گمشو اونور که دهنت بو پیاز میده
چرا اذیتش میکنید؟
این میخواد ازدواج کنه
اره دختره خیلی خوشگله ببینید
واقعا؟
داداش یه چای داغ و بیسکویت بزار براش
بریم داخل حرف بزنیم گشنته
اخه من چطوری جای شما بشینم؟ بشین
میخوایی ازدواج کنی؟ اره داداش
زمان ازدواجم رسیده دیگه داداش
زمان مرگت هم داره میرسه
.. صرف نظر نمیکنی
وگرنه زندگیت رو تموم میکنم
اگه بیست ساله دیگه بیایی تو این خونه صدای بچه نمیشوندی
بلکه صدای 5 تا پیرمرد رو میشنوی
اگه یک زن تو این خونه بیاد
بین شما پنج برادر جدایی می افته برای همین شما ازدواج نمیکنی
ولی من که تک پسر خونوادم هستم
من چرا ازدواج نکنم؟
کاملا درست میگه این یاروو
سوال خوبی بود
پس خانوادت رو ترک نمیکنی؟
چرا میکنم
پس این وصلت رو بهم بزن
یه چیزی بگم همه چیز به نفع خودت میشه
تو میدونی این چطوریه؟ و این میدونه تو چطوری هستی؟
ولی بعد از ازدواج
تو برای اون عوض میشی و اون برای تو عوض میشه
و بعد از تغییر شما دوتا منم تغییر میکنم
حالا برو به این حرف من فکر کن برو برو
هنوز هیچی نشده صورتش اینطوری شده
حالا بریم سراغ داداش
یه چیزی بهش بگو
اعتراض دارم قربان
این پرونده ی شما غیر قابل باور هست
کی از تو نظر خواست ؟
دختر همسایه مون
همون گوپی دووی
اون شما رو دوست داره
چی؟ عشق؟
کی اینو گفت؟
از بچه های محل شنیدم
بخاطر همین دیشب اومد برامون شمع روشن کرد
ولی شمع عشق روشن شد
...اون هر لحظه
...هر دقیقه
..هر ثانیه
داره به یاد شما این لحظات رو میگذرونه
حالا بهشون چی میگید؟
میرم باهاش رو برو میشم
و بدون اینکه ناراحتش کنم
بهش میگم که هیچی بین ما نیست
خب حالا من چیکار کنم
چرا منو اینطوری میکنید
خانم؟
بفرمایید الان چشماش رو درست کنم تموم میشه
نیازی نیست چشماش رو درست کنی شما چشم های خودت رو باز کن
منظورتون چیه؟
شما طرز فکرتون در داداش ما چیه؟
ادم خیلی خوبی هست
خوشتیپه
حرف های خیلی خوبی میزنه
کافیه ... کافیه
چی دارید میگید شما ها هی میگید کافیه ، کافیه
کمی بیشتر تعریف کنید
چی بگم؟
اخه تا کی میخواید این عشقتون رو اینجوری پنهان کنید ؟
حرف دلتون رو بگین دیگه
عشق؟ من
من عاشق داداشتون نیستم
سورپرایز شدیم رفت
چقد شوکه شدیم
برید اونور تر
درسته شما اونو دوست ندارید
ولی داداش که شما رو دوست داره
نقشه داره میگیره ببین
حالا چرا مثله داداش داره قدم میزنه؟
من شخصا میخوام ببینمش
بعد از دیدنش بهش میگم که ما برای هم ساخته نشدیم
خانم ، اقای وینایاک میخواد باهاتون حرف بزنه
ایشون ساعت 9 میخوان شمارو ببینن
بهشوون بگو من ساعت 8 میام
اینکه از اون بیشتر عجله داره
خدا میدونه چی بشه
اونا از هم یه دیوار فاصله دارن
اونوقت شماها اینجا نشستین و بهم چسبیدین
دستاتون رو بندازید
ببینید ..ببینید
داداش خونه کباب امادست
گوشی رو قطع کن کباب سوخته
..میخواستم بگم که
این صحنه که تو فیلما نیست
این صحنه ی شال ماله فیلم های بالیوودیه
حالا بعد این همه چیز حل میشه
وایستا
عمو جان اون شال رو بدین
اگه شال رو میخوایی منو بگیر
اووش... برو
بیا دنبالم
سریع باش، برو دیگه
برو
نزار مارو بگیرن برو
..برو ..برو
سریع باش دیگه باشه
وایستا دیگه کجا میری
شال من کجاست؟
این چیه عزیزم؟ تو این عمر این چیه برام اوردی؟
خیلی خوشگل شدی
الانه که چشمت بزنم
عشقه منی تو
چی میخواستین بگین؟
من یادم نمیاد چی میخواستم بهتون بگم
من فکر میکنم عشق هیچ سنی نداره
من فکر میکردم که عاشق ها دیوونه ان
وینایاک عاشق زنده باد
عشق ابدی زنده باد
نیشتون رو ببندین الان یکی میشنوه
مشکلتون چیه؟
شما گفتین که من صبح به اون دختر جواب رد میدم
ولی این میگه که شما اونو رد نمیکنید داره مارو به چالش میکشه
میخوایی بزنیمش بزنیمش
داداش قضیه چی شد؟
من رفتم
بهش رسیدم و میخواستم بگم
باد زد به شالش
بعد شالش پرواز کرد
دنبال شال که رفتیم فراموش کردم بهش بگم
فردا ساعت 9 تو معبد میبینمش اونجا جواب ردش میکنم
حالا چیکار کنیم؟
فردا ساعت 6 از خواب بلند میشیم
و نمیزاریم داداش از خواب بیدار بشه
قرار بود ساعت 6 از خواب بیدار بشیم
دیشب اینقدر خوردیم که ساعت زنگ رو گذاشتم رو 9
داداش کجاست؟
من دوست دارم عزیزم
هیچکی تو زندگی من وجود نداره
داداش رفته به معبد .بریم..بریم
خانم .. خانم این دوتا رو جدا نکنید
قضیه چیه؟
بدون جدا کردن هم میتونیم تمیزشون کنیم
ما با جدا کردن اینا میتونیم زودتر تمیزشون کنیم
اگه با هم بشوریم زمان میبره گوپو
اینا رام و سیتا با هم برادر هستن
اینارو از هم جدا نکنید خواهش میکنم
اشکال نداره زمان میبره من خودم تمیزش میکنم
اینجا چیکار میکنید؟
شما به خانم گوپی دووی جواب رد دادین؟
داشتم میرفتم بهش بگم ....ولی
.دوباره یادم رفت
حالا میرم بهش میگم
!ایییول
شماها چه مرگتون شده؟
دستمون به درد اومد
چطور میشه دستتون با هم درد بگیره؟
دست درد مثله سرماخوردگی به همه منتقل شده
برای همین دست همه با هم درد میکنه
داداش
ازدواج زشته و خوشگله
کارت دعوت هم پخش کردی؟
فقط دعای شمارو میخوام
امکان نداره
من همه رو دعوت کردم
من نمیزارم
شما حتما باید بیاید نه کوچولو
برادرهاتون رو هم بیارید
تا مهلت داری جلوی عروسی رو بگیر داداش ، من خیلی خوشحالم
اخرین فرصتت هست
برادرهاتون رو هم بیارید
مواظب باش ، کامیون داره میاد
خدایا خودت مواظب این بچه باش
داداش
ناقلا مبارکه
چطوری شازده دوماد؟
بیا این چیه داداش؟
من یک مغازه برات باز کردم تو قبلا فقط یه نوکر بودی
از امروز تو اقای خودتی
داداش چیکار داری مکنی؟
از بچگی شما خودتون منو بزرگ کردین
این همه محبت شما رو من چطوری جبران کنم
خوش باش
داداش شما خیلی ادم خوبی هستین
اگه مواظب کسایی که کنارمون هستن باشیم خدا هم از ما مراقبت میکنه
وایستا وایستا
نوبته توئه
سریع اسناد رو ببرین و کار رو انجام بدین
بگو دخترم
مزاحتمون که نشدم؟
نه عزیزم دارم کارای معبد رو انجام میدم
بابا ، از بچگی تا الان هر کاری خواستم انجام دادم شما مانعم نشدین
ولی چون گفته بودین که ازدواج من رو خودتون ترتیب میدین
من از یکی خوشم اومده
دقیقا همونطوری هست که شما میخواستین
کاملا باور دارم که ازش خوشتون میاد
اون دل منو دزدیده پدر
اگه شما بله رو بگین منم خوشحال میشم
تو اولین دختری هستی که برای عشقش اول از پدرش اجازه میگیره
بیارش پیش من
میخوام ببینمش
حتما میارمش
کجا داری میبریمون داداش
چی شده داداش چرا وایستادی؟
!اون که گوپی دووی هست
اون خواسته بیام اینجا باهام کار داره
خیلی هم خوب شد همینجا همه چیزو تموم میکنم
حالا فقط خدا میتونه نجاتمون بده
...من ...من
...من میخواستم ....من میخواستم
...میخواستم یه چیزی بگم ... میخواستم یه چیزی بگم
اگه ناراحت نشید میخواستم یه چیزی بگم
اشکالی نداره بگید
سوئه تفاهم نشه
نه
میخواستم بگم که
ایول
من دوست دارم
!ایول
و شما ؟
ایول
ادرس کانال تلگرام باليوود وان Telegram.Me/Bollywood1Official
تهيه تنظيم و ترجمه از سايت باليوود وان مترجم : یاسین Bollywood1.info
داداش، میخوایی چیکار کنی؟
داداش ، با خبر ازدواج برگردین دیگه
باشه شماها برید
قطار بره ما هم میریم
برید دیگه
قطار بره میریم
چرا دنبال ما راه افتادین؟
عزیزم بیا اینجا
داداش، من عاشق این دختره هستم
چی گفتی؟ عشق؟
بیا بیا داداش منم اینو دوست دارم
تو هم؟
انکیتا سریع بیا داداش من اینو دوست دارم
انکیتا .. تو هم؟
خوبه
بای
چقدر بی حیا شدن چند روزه عاشق شدن حالا
چرا؟ تو عاشق نشدی؟
سلام دخترم
سلام کن
بفرمایید؟
الان که همه چیز خوبه دخترم
قبلا خیلی ناراحت بودم
چونکه پسرم همیشه تو دعوا های روستا ضربه میخورد
ولی بعد از دیدن پدر شما پسر ما ادم شده و بخاطر پدر شما تو روستا شادی پرسه میزنه
فقط من نه بلکه کل روستا همیشه خوشی رو برای شما دعا میکنیم
خیلی خیلی ممنون
ما میریم
پدرت واقعا ادم بزرگی هست الان برای دیدنش بیشتر انگیزه پیدا کردم
اونا از پدرم تعریف نکردن حقیقت رو گفتن
شش سال پیش تو روستای ما فقط جنگ و دعوا بود
پدر من با اونا صحبت کرد
مردم روستا هم به حرفش گوش دادن چون بهش احترام میزارن
پدر من راه دعوا رو بست و راه محبت رو باز کرد
بعد از اون هر موضوعی تو روستا اتفاق می افتاد
پدر اون موضوع رو حل و فصل میکرد
ولی داداش من بر خلاف اصول های پدر عمل میکرد
من میخوام تو کل روستا ارامش برقرار بشه
و تو شمشیر به دست میگیری میری دعوا مرافه
چیکار کنم پدر این لات و لوت ها به حرف زدن ادم نمیشن
باید شمشیر دستمون بگیریم
اگه چیزیت بشه تکلیف این بچه ی بی مادرت چی میشه
سر این موضوع پدر و داداشم هر روز بحث میکردن
یک روز یکی از ادمای روستای ما زخمی شده بود
برادر خشمگین شد و با شمشیر رفت پدر خیلی سعی کرد جلوش رو بگیره
ولی اون گوش نداد چند روز بعد خبر مرگش اومد
با وجود منع کردن من اون بازم رفت
برای همین اون با من هیچ نسبتی نداره
جنازه ش رو اینجا نیارید
ببرید خودتون بسوزونیدش
پدر و مادرت تو رو تنها گذاشتن و رفتن
داداش ، ما خون به پا میکنیم انتقامش رو میگیریم
کافیه
چقدر مثله این میخواید یتیم بشن؟
اگه یک نفر دیگه خونش بریزه من خودم رو میکشم
خواهشا برید
از اون روز بعد از شنیدن حرف های پدرم
توی روستا هیچ کس نه دعوا میکنه و نه سلاحی بدست میگیره
پدر به اهالی روستا عشق و محبت رو یاد داده
تو هم دقیقا شبیه اون هستی
حرف هاتون شبیه اونه ، ارامشتون شبیه اونه مثله اون صبور هستین ، حتما ازت خوشش میاد
و برای ازدواج قبولت میکنه
باشه بریم.. بلند شو
با من بیا چی شده؟
بریم کجا؟
بهت میگم
چی شده؟
داداش، از دست ما عصبانی که نیستید؟
از دوست دختر های ما خوشتون اومد؟
من ازتون عصبی نیستم برید خونه و مواظب خودتون باشید
بکشیدش
برگرد به داداش حمله شده
سریع باش .. سریع باش
بکشیدش
بگو کی تو رو فرستاده؟
بگو
کافیه
کافیه
اینجا چخبره؟
برادرهاتون چقدر ازتون تعریف کردن
...ولی شما
هر چیزی شنیده بود و دیده بودم همش دروغ بود
نمیدونم برادرهام درباره ی من چی بهتون گفتن
وقتی کسی جلوم کاره اشتباه میکنه اون کیه و چی هست برام فرقی نمیکنه
عاقبتش همینه
نمیدونم چه موقع و کجا دشمن برام کمین کرده
ولی حقیقت وجود من همینه
اینطوری بزرگ شدم
همینطوری هم زندگی میکنم
حالا تصمیم با خودت هست
میتونی منو ترک کنی
ولی اینو یادت باشه
من هرگز نمیزارم کسی از نزدیکانم کوچک ترین ضربه ای بخورن
داداش
عوووضی
بگیریدش
دکتر؟ حالش چطوره؟
زیاد جدی نیست
بخاطر شوک بیهوش شده
امشب خوب میشه و میتونید ببریدش
ممنون
حالش چطوره، داش؟
نگران نباشید بیهوشه ولی خوب میشه
اونو پیدا کردین؟
داریم دنبالش میگردیم
یادتون باشه خونه ، کارخانه روستاش هر سوراخ سمبه ای که میتونه رفته باشه
میرین میگردین
اینجا کنار کارخونه نیست داداش
بازم دنبالش بگردین
پیدا شد؟
اون غیب شده داداش
داداش، اون چطوره؟
اون کجاست داداش؟
اون ترک کرد و رفت
شما غذا بخورید و بخوابید من چند روزی میخوام تنها باشم
حالا چی میشه؟
معلوم نیست همش تقصیر ماست
وقتی با هم بودن داداش خوشحال بود ولی الان
بریم
اینجا چیکار میکنید؟
داداش ، همینطوری
برید سوار ماشین بشید
از بچگی تا الان ما شما رو با چشمای اشک الود ندیدیم
اولین باره شمارو اینقدر غمگین میبینیم برای همین خیلی ناراحتیم
راستش رو بگید داداش هنوز هم دوسش دارید؟
اگه شما خوشحال نباشید ما هیچکدوممون ازدواج نمیکنیم
این چه مسخره بازیه؟
شما باید اونو عروس خونه ی ما بکنی
از بچگی شماها میپرسیدین که مادر کجاست و کی میاد؟
منم به دروغ میگفتم فردا میاد
شماها هم قبول میکردین و اروم میشدین
چند وقت دیگه اونم فراموش میکنید بریم
ما نمیایم اگه مارو بزنید بازم نمیایم
اول زن داداش رو بیارید بعد ما هم میایم
تا امروز ما به حرف شما گوش دادیم الان شما باید به حرف ما گوش بدین
منو بگیر
نمیتونم من نفسی برام نمونده
پس شما نتونستین منو بگیرین ای شیطون
از زمانی که اومدی فقط ساکتی
بیا با من بازی کن
اذیتش نکن عزیزم
پس شما با من بازی کنید
نیومدن اذیتت کنم اومدم ازت یه چیزی بخوام
من هیچ وقت با میل خودم کسی رو نکشتم
وضعیت زندگی و افراد شرور منو مجبور به این کار میکنن
امروز بهت قول میدم
که اگه تو کنارم باشی من عوض میشم
اگه بازم منو ترک کنی بازم بخاطر تو عوض میشم
اگه تو بله رو بگی
عشقم رو بهت میدم
اگه منو رد کنی با عشق تو کل زندگیم رو سپری میکنم
کی اومده دخترم؟
شما وینایاک هستی؟ بله پدر جان
چرا بیرون وایستادی حرف میزنی بفرما داخل
شماها هم بیایید
شما که قرار بود 2 روز پیش بیایید
پس چرا دیر کردین؟ بفرمایید
بشینید
بشین دیگه پسر جان
مالدی این دخترک من کجاست؟
سلام من اومدم
گوشیت رو میدی قبلا بهت دادمش
میخوام بازی کنم
باشه مواظب باش
این مادر من و ایشون هم همسر من هستن
و ایشون هم همسر داداش من و دخترش هستن
این همون پسره هست که گوپی تعریفش رو کرده بود
بشین دیگه ، چرا وایستادی
شوهرت رو نمیبینم داخله
باگتی کاپور
اووخ چه خوشتیپ شدم سلمان خان باید لنگ بندازه
ببخشید ندیدم باید میدیدی
ببخشید جناب
این پسر عموی من باگتی کاپور هست
عشق فیلم هندیه
اگه میشه ما بریم
تازه اومدین کجا میخواین برین؟ از فردا جشن روستا شروع میشه
هفت روز زمان میبره ول خیلی لذت بخش هست
تموم که شد بعد برید
نه پدرجان باید بریم
حداقل امروز
اگه عجله دارن خوب بزار برن
اگه بمونید خیلی خوشحال میشیم
داداش فقط یه هفته ست
پس موندگارید
بعد از جشن هفت روزه بعد برید
اینجا همه کاره منم حرف ، حرف منه
جانم چی میگفتین؟
این چیه؟
مگه این جاده ی پدرته که مزاحم من شدی
یه پیک دیگه بزنم مثله ماشین بی حرکتت میکنم
میخوایی معذرت خواهی کنی؟
ما قبلا همدیگرو دیدیم؟ یادم نمیاد
اشنا بنظر میایی
بچرخ
گفتم بچرخ
زودی بچرخ
من تو رو میشناسم
تو داشتی بهم یه چیزی میدادی
و منم با اینکه میگفتم نه بازم یه چیزی بهم میدادی
تو چیزی یادت اومد؟ نه نیومد
یکم بیشتر فکر کن مثله من
اونجا اتاق شماست میتونید برید
تو فکرش هستم
واقعا نمیدونم چرا اصرار داشتن که بمونیم
من که بهشون شک دارم
نیازی به شک کردن نیست
اونا ما رو ادم های خوبی دیدن برای همین اینجا نگهمون داشتن
اونا منو کتک زدن مثله سگ
باگتی کاپور باید انتقام بگیری
اونایی که دنبالشون هستیم تو این روستا هستن
حالا دیگه باید اخرین زورمون رو بزنیم
این دفعه دیگه ولش نمیکنم
عمو ... ؟
مگه شما بچه ای که کتاب میخونی؟
درس ومشقت رو تو بچگی نخوندی؟
تو بچگی فقط بازی و شیطونی کردی؟
کار میکردم ، عزیزم
برو پایین ، بابایی صدات میکنه
این ازدواج فقط با رضایت گوپی دووی ممکن هست
اون جوابش رده برای همین اومدیم اینجا
اون گوپی دووی رو نمیگم این گوپی دووی رو میگم
اوه اسم شما رو از روی اسم اون گذاشتن؟
نه، اسم من رو روی اون گذاشتن
دوباره شروع کردین مادربزرگ؟
بچه ها بیایید پایین غذا امادست
باشه مادرجان
بیایید همه ی داداشا
باگپتی، میشه اونجا بشینی
داداش گفتم برو دیگه
اینو بگیر
برش گردون
من چیزی از یادم نمیره
بالاخره اون یارو رو گیر میارم
حتما گیرش میارم
برو اینارو به وینایاک نعارف کن
کافیه
چرا به حرفش گوش میدی براش بیشتر بزار
فکر کن خونه ی خودته بخور و خجالت نکش
باشه مادر جان
عمو جان ، چقدر بهش زل میزنی
اون فکر کرد که میخوایی دستش رو بگیری برای همین فرار کرد
میدونم
اذیت کردن دخترا کاره بدیه درسته
اگه میخوایی عاشقت بشه
اذیتش نکن عزیزم بزار غذا بخوره
پسر این سنت خانوادگی ماست
ما همیشه با هم غذا میخوریم
ما اعتقاد داریم که وقتی
قطعش کن
چه ادمای بی ملاحضه ای
داداش منم که هیچی بهشون نمیگه
اگه اینارو لو بدم داداش بهم افتخار میکنه
من شیمی میخونم منم شیمی میخونم
ما هر دوتا رشته ی تحصیلیمون یکی هست
من ازشون خوشم نمیاد
جاهاتونو عوض کنید
باگتی جانم داداش
اروم تر پسرم بیا اب بخور
اروم تر پسرم
ممنون
بخاطر غذا و جای خواب کنار یک خانواده واقعی
من بدون هیچ خانواده ای بزرگ شدم
ولی امروز وقتی اومدم اینجا فهمیدم خانواده چه چیز با ارزشی هست
این خوشی که با اومدن به اینجا بدست اوردم هیچ وقت از دستش نمیدم
بخاطر تو و خانوادت من حاظرم خودم رو عوض کنم
فقط تو مثله قبلنا باش
شما با ریش خیلی خوشتیپ بودی
ولی امروز بدون ریش خیلی خوشتیپ تر شدین
ایول بالاخره قبول کرد
تهيه تنظيم و ترجمه از سايت باليوود وان مترجم : یاسین Bollywood1.info
ادرس کانال تلگرام باليوود وان Telegram.Me/Bollywood1Official
این احمق کیه؟
بیدار شید بچه ها
وضعیتت رو میبینم انگار اومدی واسه گدایی
گدا؟ من وکیل شما ها هستم
اینجا چیکار میکنی؟
حالا چرا اینقدر با احتیاط با من حرف میزنید؟
چرا اومدی اینجا؟
هر گندی شماها زدین و رفتین من بیچاره تاوانش رو پس دادم
و تو اداره پلیس داشتم چوب میخوردم
اخه خدا بگم چیکارتون کنه
خیلی کتک خوردم عوضی ها
منظورت از اداره ی پلیس چی هست؟
پرونده اصلا چی هست؟
نمیخواد با من از این بازیا بکنید
من خودم این چیزارو یادتون دادم
شماها دیگه نمیخواد رو خودم پیادش کنید
خائنا
ما اومدیم برای ازدواج داداش
تو نباید پیدات میشد برو
باید الان بفهمم زیر این چادر چخبره
این جدیده کیه؟
این داداش کوچیمون هست که تازه پیدا شده
الان برای جشن اومده
تو هم داداش اینایی؟
موقع اومدن باید به همه یه سلامی میکردی
حتما
اینا مثله دزد میان و میرن
چطور میتونی بدون خواهرت مراسم رو شروع کنی؟
بدون تو که اصلا این جشن ، جشن نیست خواهر گلم
ایشون مهمون من هستن تازه به روستا اومدن
خوش اومدن
رفیق گنده بک میایی بازی کنیم؟
چرا عمو رو اذیت میکنی بیا پایین
من نارگیل میخوام
زودباش دیگه رفیق
چرا وایستادین؟ کوچولو اب نارگیل میخواست
تو هم میخوری؟
نه مادر ، شما بخورید و بیایید خونه
رفیق گنده گواهینامه داری؟
ماشین پدربزرگ ازمون جلو زد بریم ازش جلو بزنیم؟
برو بترکون
بکشیدش
اینقدر بهت رحم میکنم چرا مثله سگ دنبال من راه افتادی
کی تو رو فرستاده؟ زود باش بگو
جواب بده
جونت رو دوست نداری؟
باشه پس با مرگت رو برو شو
بگو اسمش چیه؟
ما نیومدیم اینجا تا تو رو بکشیم
ما دشمنیمون با اون خانواده هست
چی داری میگی؟
دارم راستش رو میگم تو اون قطار هم ما میخواستیم اون دختره رو بکشیم
ولی تو نزاشتی
کی تو رو فرستاده؟
ارارس که الان تو زندان هست اون مارو فرستاده تا کل خانوادش رو بکشیم
گوش کن، یکی اومده تو رو ببینه
کی هستی؟
تو نمیدونی که من کی هستم و منم تو رو نمیشناسم
ما هیچ ارتباطی با هم نداریم
ولی تا وقتی که تو برای کشتن خانواده ی اون دختره ادم فرستادی
تو با اون خانواده چه دشمنی داری؟
مسیر اشتباهی رو اومدی ولی بازم بهت میگم
این دشمنی ما خیلی قدیمی هست
هر دشمنی قدیمی باهاش داشتی فراموش کن
من قراره داماد اون خانواده بشم فراموشش کن
هزار بار هم بدنیا بیام
بازم از گرفتن انتقام از اونا دست نمیکشم شب و روز برای کشتن اونا نقشه میکشم
و تو داری میگی که من فراموشش کنم؟
غیرممکنه
چند سال پیش
"اتش سوزی کارخونه"
من میخوام برای نجات این خانواده ها زمین های کشاورزی خودم رو بهشون بدم
شما قبول دارین؟ بله
بفرمایید نه اقا
خواهش میکنم به ما کمک نکنید چرا اینطوری رفتار میکنید؟
اگه شما به ما کمک کنید اونا شما رو هم بدبخت میکنن
ما ازتون خواهش میکنیم
که از اینجا برید
موضوع چیه؟
من تلاش کردم پسر جوونم رو از دست اون شیاطین نجات بدم
ولی اونا قربانیش کردن
بزار برم
بگیرش
امضاش کن نمیکنم
برو بیرون
چطور جرئت میکنی بر خلاف ما حرف بزنی؟
منو ببخشید من کاری نکردم
فقط بخاطر یک امضا و یه موضوع کوچیک
اونا زندگی مارو اتیش زدن
شما چرا نرفتین به پلیس شکایت نکردین؟
نمیکنن
اینطوری میترسن و اخرش میمیرن
یک شکایت ، فقط یک شکایت علیه اونا میخوام بعد خودم به حسابشون میرسم
من شکایت میکنم
خواهش میکنم اقا اینکارو نکنید
مرگ من فقط دست خداست
اگه خدا همینو میخواد پس انجامش میدم
شما با اینها هیچ وصله ای ندارید بازم دارید کمکشون میکنید
حتی یک نفر هم حاضر نیست به عنوان شاهد حاضر بشه؟
من شهادت میدم
پسر و شوهر منو کشتن
حالا من زنده باشم که چی بشه
من شهادت میدم کجارو باید امضا کنم
بشین پدر پدرجان، الان هیچ مشکلی نداریم
شما فقط اینو امضا کنید
همه چیز اوکی میشه
امضا کنید
یک دقیقه صبر کنید
اینم حکم بازداشت شما
کی شکایت کرده؟
و شاهد کیه؟
یک نفر نیست کل روستا حاضرن علیه تو شهادت بدن
شما از انجمن هم اخراج شدین
فکر کنم کارخونه ی مارو تحریم کردن
همه چیزمون داره نابود میشه
پدر و پسر خوب داشتین بازی میکردین
حالا باید برید زندان
الان نوبت زور پلیس هست
برید کنار
بهش دست نزنید
قانون مجازاتش میکنه ببریدش
ببریدش ببرید این گناهکار رو
پدر، با من حرف بزن
ببریدش
اینطوری نکن
!پدرررررر
از اون روز به بعد
هر لحظه ی من با فکر انتقام میگذره
چطور اون روز رو فراموش کنم
تا زمانی که تیکه تیکه ش نکردم
تا اون موقع این اتیش خاموش نمیشه
من اونو میکشم و تو هیچ غلطی نمیتونی بکنی
خونت به جوش اومده؟
300تا پلیس و 30تا نگهبان و زندان به این بزرگی هم نمیتونه جلوی منو بگیره
تو هم دستت به من نمیرسه
میدوونم که تو کی هستی و کارت چیه
قدرت یک خانواده به نام و نشانش نیست بلکه به گرمای درونش هست
چهار تا داداش دیگه داری مگه نه
فقط یک بار از اینجا بیام بیرون
یکی یکی سر همشون رو برات میبرم
و اینکه کجا و کی سرشون بریده شده هیچکس نخواهد فهمید
تا ازادی من فقط 8 روز مونده
بعد اون مزه ی مرگی که پدرم چشید رو کل خاندان تو هم باید مزه کنند
این خانواده ی منه کسی بهشون چپ نگاه کنه
چشماش رو در میارم
چی داری میگی داداش؟
چطور ممکنه این خانواده چنین دشمنی داشته باشه
باید بهشون بگیم اره، ولی چطور بگیم؟
حال و روزشون رو ببین
چقدر غرق در خوشی هستن
چطور این خوشی رو از بین ببرم
حالا دیگه ما عضوی از این خانواده هستیم
خوشبختی اونا خوشبختی ماست
یک لحظه هم نمیخوام خوشحالیه اونا از بین بره
باید نجاتشون بدیم
همونطور که اگه خانوادمون تو دردسر افتاده باشه رفتار میکنیم برای همین خانواده هم همون کار رو میکنیم
این خانواده تو دردسر افتاده
اصلا معلوم نیست دشمن از کجا و کی میاد؟
ما باید همیشه هواسمون جمع باشه
حتی اگه شد من برای نجات اونا جونم رو هم میدم
پسرم، بیا اینجا
ببخشید
شما منو صدا کردین؟ بله
مالتی کجاست؟
همین نزدیکیا بود
کجاست؟
مالتی؟
نمیبینمش کجا رفته؟
گوشی دستش هست بهش زنگ بزن
چطوری رفیق گنده
چند روزه میخواستی باهات بازی کنم
اره دوست من پس امروز بازی میکنی
اره بازی مکینم
پس بچرخ ببین کسایی پشت سرت هستن که دارن میان سمت تو، اونا دوستای من هستن
اگه تو رو بگیرن باختی سریع فرار کن
باشه
من باختم دوست
بازی دیگه تموم شد
حالا چی بازی کنیم؟ قایم موشک
تو برو چشمات رو ببند تا 8 بشمار
دوست همه ی اینارو غیب میکنه
یک
دو
سه
چهار
تقلب نداشتیم
پنج
شش
هفت
کجایی؟
هشت
مالتی
اینجا چیکار میکنی عزیزم؟
داشتم با هشتا تز دوستای ، دوست بزرگ بازی میکردم
داره درباره ی کی حرف میزنه؟
هیچی نیست پدر جان هشت نفر میخواستن برن معبد
بهشون مسیر رو نشون دادم
منظورش همونا هستن
ادرس درست رو بهشون نشون دادی یا نه ؟
تا حالا فکر کنم رسیده باشن
بیا بریم عزیزم پدربزرگ همه جارو نشونت بده
نگرانت شده بودیم کجا رفته بودی؟
پسرم، چطور زخمی شدی؟
گوپو برو اب بیار هیچی نشده
برای زخم به اون کوچیکی درمان به این بزرگی
فکر کنم اینا دیگه همینجا موندگار شدن
من باید خودم از اینجا بندازمشون بیرون
عمو ، چرا این موقع شب مارو اوردین اتاق مطالعه؟
بخاطر این
تا کسی نبینه
اونجا اتاق داداش و خواهر هست
برای همین اومدم اینجا تا حال کنیم
وقتی داداش خونه نیست
شما واسه خودت شاخی میشی
نه ، ما نمیخوریم
یعنی چی؟
شما نمیدونی
اینا اگه بخورن مغزشون از کار می افته
و شروع میکنن به اذیت کردن شما
ما اینجا شروع میکنیم به دول زدن
بهترین فرصته باگتی کاپور
پس بطری رو باز میکنم
همه بخوریم و لذت ببریم
و وقتی که خوردیم
کیف و عشق و حال میکنیم
این یارو از بد به تولد الاغه
چی گفتی؟ میزنیم
میزنیم این بطری رو میترکونیم
چی شده؟ داداش
شما کجایین؟ من بیرون معبدم
میشه تا ده دقیقه دیگه بیاید خونه؟ باشه
الان میام
بیا ببین که اینجا چخبره
پسرا ، شروع کنید
اینا که همش رو خوردن عاالی شد
اماده این؟
اینو بیخیال من برم در رو باز کنم
شروع میکنیم
همه چیزو داغون کنید
زیادی خوردی ؟
اره زیادی خوردم خب چی میشه؟
حالا کمی باید عشق و حال کنیم
چی کار کنیم؟ ده دقیقه ای تمام میشه
نمیشه پنج دقیقه ای تمامش کنید باشه
شروع کنید دیگه
باید بریم تو کار سینما
سینما ... عالیه
تو فیلم ما سه تا نقش هست یکی قهرمان ، یکی بازیگر زن و دیگری خلافکار
نقش قهرمان رو کی بازی میکنه؟
من .. من .. من
چرا مثله سگی که زدنش داد میزنی
من مثله قهرمانام دیگه راست میگه
قبول شدی من میخواستم نقش خلافکارو بدم به تو، باشه بیا
اولین صحنه رو شروع میکنیم صحنه مبارزست
من عاشق صحنه مبارزم
بهترین فرصته برام
تا اینارو تا میخورن بزنم
!اکشن
قهرمانمون کو؟
قهرمان، کجایی؟
تو که استاد کونگ فو کاراته بودی
حالا چرا قایم شدی
من قرار نبود کتک بخورم
بیا بهش اب بده
چی میگه؟
هنوز اب رو نخورده داری پسش میده گمشو
چی شده؟
داداش شما کجایی؟
هنوز نتونستم بیام
من نیم ساعته منتظر شمام
شما بخاطر خانوادتون نمیتونید زودتر بیاید؟
چی شده مگه؟ زودتر بیایید
قهرمان
بیا.. بیا
اینا مثله سگ منو میزنن بیاد یک فکری بکنم
میشه من نقش بازیگر زن رو بازی کنم؟
شما میخوایی نقش زن بشی؟
الان اماده هم میشم یه لحظه
ببینید چه خوشگل شدم
فکر کردم یه خرس لباس زنونه پوشیده باشه
تو قهرمان زن فیلمی
و اینم قهرمان هست پخش کن اهنگو
کارگردان چرا داری میزنی؟ من مثلا بازیگر زنم
من اینجا کارگردان نیستم من نقش پدرت هستم
پدر؟
چطور جرئت میکنی جلوی پدرت با یه غریبه میرقصی
شما اشتباه میکنید پدر من اینو دوست دارم ، میخوام باهاش ازدواج کنم
تو بین پدر و عشق من از کجا پیدات شد؟
من کیم؟ من شوهرتم
شوهر؟ من کی ازدواج کردم؟
مامان؟ مامان من میخوام برم توالت
من کی مادر شدم؟
چرا داری منو میزنی؟
با وجود اینکه مادر بچه ی چنین سگ سبیلی هستی بازم با من قرار میزاری
بی حیا
خواهش میکنم منو بیخیال شید
بزنیدش
بهم اب بده
داداش اومد
داداش .. داداش؟
چرا اینقدر سرو صدا راه انداختی؟
اون داداشا تو این خونه مشروب خوردن
مشروب؟
توی خونه ی به این سنتی اونا مشروب خوردن ببینید
وایستا .. وایستا این چی داره میگه؟
پدرجان ، ما چیزی نخوردیم
دروغ میگه، دروغ میگه
کل بطری رو خالی کردن
ما که مست نیستیم
تو خوردی؟ من نخوردم
به جون همسرم قسم میخورم من نخوردم
این منم
نمیدونم که من چم شده؟
شما 2 پیک زدی و خانوادت رو فراموش کردی
داداش خفه شو ، مرتیکه ی بی ارزش
برو شوهرت رو به حال بیار الان هوش نداره
بطری رو شما خوردین من چرا اینطوری شدم؟
وقتی ما خورده باشیم مگه تو مست میشی؟
شما گول خوردی و مست شدی
اونی که خوردی اب نبود بطری خودت بود
دارم میمیرم
فردا باید بریم معبد پرم پوجا
شما هم باید بیاید
یادتون باشه زود بیدار بشید
باشه
گوش کن
کمی اب برام بیار
قراره حسابی بارون بیاد
برم لباس هارو بردارم
همه ی همسایه ها برق دارن فقط برق ما قطع شده
فکر کنم شاید فیوز پریده باشه
برم یه نگاهی بندازم
چند نفر دیگه باهات هستن؟
کجا قایم شدن؟
بهت گفته بودم ساعت 4:30 صبح اماده باشی بریم معبد برای دعا ، ولی نیومدی
الان میتونی از اینجا بری
کاره مهمی داشتم عمو
چه کاری میتونه مهم تر از عبادت خدا باشه؟
سه روزه تو کمی تغییر کردی
نمیدونم مشکل از کجاست
ولی خواهشا پدر رو ناراحت نکن
همه چیز بین من و تو خوبه
اگه یه اشتباه گوچیک هم ازت رخ بده پدر نمیتونه قبولت کنه
برید لباساتون رو اویزون کنید
مگه شما بشور بپزه خونه ای؟
به شماها میگم برید خودتون رو بشورید
شماها خیلی ما رو بازی دادین
امروز داداش به حساب شماها میرسه
بعد خودم شماها رو میندازم بیرون
فعلا یه چیزی قراره از تو بی افته
چی ؟
موضوع چیه؟
میشه اینطوری ما رو با خانوادتون اشنا کنید
میخوایی درباره ی خاندان من بدونی؟ اره
شما درباره ی باگتی کاپور چی میدونید پدر من یک زمانی هزار نفر رو همزمان اداره میکرد
تو هتل کار میکرد؟
با شنیدن یه اه کوچیک از من شماها به خودتون لرزیدین
اره معلومه
خاندان ما از جنگ متنفر هستن و به زنان احترام میزارن
پس شما چرا داری اینطوری پرسه میزنی؟
چرا با شنیدن صدای من مردم اینطوری شدن؟
با شنیدن صداتون اینطوری نشدن پس چی؟
پایین تر رو توجه بنما
نه بلدی ابروی خاندان نگه داری
نه اینکه شلوارت رو تنت نگه داری
خدایا ابروم رفت یکی نجاتم بده
اگه میشه منو بپوشونید
الو؟ کی هستی؟
من شوهرت رو گروگان گرفتم
چی داری میگی؟
همین الان 5 لاک روپیه میاری
اخه این همه پول رو از کجا بیارم؟
ازت خواهش میکنم شوهرم رو ول کن
چی شده خواهر ، چرا گریه میکنی؟
یکی شوهرم رو دزدیده و پول میخواد
بخاطر مخارج و بیزنس اون تمام جواهرات من رو فروخته
بازم 10 لاک هم از اینو اون قرض کرده
الان یکی دزدیده تش میگه اگه 5 لاک ندین میکشمیش
نگران پول نباش من خودم جورش میکنم
کجا بردنش؟
اینم پول شما
مانیرام
هی پیرمرد وایستا اول پول رو بده
بدش به من
من میتونم اون روستا رو ول کنم ولی تو روستاهای دیگه هم بازار دزدی خوبه
بازش نکن
وقتی تو نیم ساعت میتونی 5 لاک بیاری حتما ادم پولداری هستی
من 5 لاک دیگه میخوام این دیگه مسخره بازیه
من باید 5 تا ماشین و 50 نفر از افرادم
رو با این پول سیر نگه دارم کاره منم سخته
اگه میخوایی زنده بمونه برو پولو بیار
برو 5 لاک دیگه بیار
میدونی من کی هستم؟ میدونی داداش من کیه؟
شبیل های ما نشان قدرت ما هستن
برو 5 لاک رو بیار
تو اینجا چیکار میکنی پسرم؟
موضوع چیه پدر جان
برگرد پسرم
اینا ادم های ظالمی هستن
باید بریم پولشون رو جور کنیم
میشه یه دقیقه باهاشون حرف بزنم؟ نه
نیازی نیست اونا خیلی خطر ناک هستن
تو باهاشون درگیر نشو
نیازی نیست خیلی نگران باشید
یه بار بهش شانس بدین
خودش همه چیزو حل میکنه
نیازی نیست فقط یک بار
داداش با استایل برو همه چیزو حل کن بیا
خوش میگذره؟
منم وینایاک ، دوست قدیمیت
اگه هر دوتا دستت رو محکم بگیرم طوری بچرخونم که
از داخل بشکنن چی میشه؟
مطمئن شدم کاره خودشه
این دستارو بده به من عزیزم
موضوع چیه
دستاش رو گرفته داره بهش التماس میکنه
که خواهش میکنم اونارو ازاد کن وگرنه یکیمون میمیره
وقتی ددو تا دستات رو بشکنم نوبت قفسه ی سینت میشه
اون داره میگه که
فکر کنم خودم متوجه شدم
خوبه که فهمیدین
اگه دستم به پاهات برسه برات چهارتا پا درست میکنم
تا سریع تر بتونی فرار کنی
چرا چشمای خلافکار پر از اشک شده؟
وقتی داداش ما حرف میزنه از چشمای سنگ هم اشک میاد
دیگه این سگ سبیل جای خود دارد
منو ببخش اشتباه کردم
بگو، الان چیکار کنم؟
منو ببخشید عمو جان
واقعا اشتباه بزرگی کردم
نباید خودم رو با شما میگرفتم شما برای من مثله خدا هستین
اینم پولتون
من تا ماشین همراهیش میکنم
بیا بریم ، خواهش میکنم
تو اون روستا نشد کاری کنم اومدم اینجا
تو اینجا هم هستی؟
الان کجا برم که تو نباشی
دفعه بعد میرم شمال هند نیایی اا
داداش؟
نجاتش دادین؟ حالش خوبه؟
نیازی به نگرانی نیست، هیچیش نشده فقط کمی شوکه و بیهوش شده
بردیمش بیمارستان
خیلی ممنون داداش
از من نه ، از وینایاک تشکر کن
از سه طرف محاصره اش کردین
امروز نمیتونه فرار کنه
خوبه ، خوبه خیلی خوبه
اون از امروز به بعد اجازه نداره نفس بکشه
جونش رو بگیرید
بکشیدش
چی شده پسرم؟
هیچی یه سگ عوضی اومد جلوم
وینایاک
پدرجان، دستتون رو بدین به من
پدر؟
پدر؟
من چیزیم نشده
شماها چرا گریه میکنید من چیزیم نشده
وینایاک با به خطر انداختن جونش منو نجات داد
تو فقط ارباب رو نجات ندادی تو کل روستا رو نجات دادی
داداش ، یک دقیقه بیایید
داداش فکر کنم الان زمان درست باشه
فردا موضوع ازدواج رو بگید دیگه
دیگه بیشتر منتظر چی هستی؟
کافیه دیگه اینقدر سخت گیری نکن
دختر ما دوسش داره
کل خانواده دوسش دارن
امروز جونت رو هم نجات داد
من تصمیمم رو گرفتم
گوپو و وینایاک ازدواج میکنن
این میشه داماد خانواده ی ما
باشه هر چی شما بگید
من با ازدواج این دوتا موافقت میکنم
بعد از پایان جشن فستیوال عروسی شماها رو هم برگزار میکنیم
روزش رو هم من تعیین میکنم
بعد از پایان جشن فستیوال درست روز بعدش من ، عروسی این دوتا رو ترتیب میدم
ایشون هم میشه داماد ما
چی شد نطرت عوض شد؟
قبلا دربارت اشتباه فکر میکردم
نه، اتفاقا درست داشتی فکر میکردی
زود باشین تاریخ عروسی رو تعیین کنید
ادرس کانال تلگرام باليوود وان Telegram.Me/Bollywood1Official
داداش ،ماشینش تصادف کرده و اونم فرار کرده
مالتی، این دیگه چیه؟
از کجا پیداش کردی
از اونجا
ارباب، این که روش خون هست
ارباب، اینجا هم سلاح هست
اینجا چخبره؟ پس تو همه چیزو میدونستی؟
اصلیت وینایاک از تو پنهان نیست
وینایاک خواهشا براشون توضیح بده
همه بهت شک کردن
تو بخاطر من عوض شدی؟ مگه نه؟
چرا جواب نمیدی؟
ساکت شو
.اسلحه هایی که تو ماشین هستن
که اغشته به خون هستن قضیه شون چیه؟
من مجبور به این کار شدم، پدر
برای نابودیه دشمن
و نجات نزدیکانم مجبور به اینکار شدم
سرنوشت من همینطوری هست
از حدش گذروندی
با ادمی مثله تو
من نمیتونم وصلت کنم
من فکر کردم تو مثله خودم صلح طلبی
ولی کاملا در اشتباه بودم
من دیگه نمیتونم مرگ نزدیکانم رو تحمل کنم
بهت التماس میکنم
که از این خونه برو
!بکشیدشون
کی مارو اورده اینجا؟
فکر کنم من بدونم کی هست
باز تو پیدات شد
تو نجاتشون دادی؟
انقدر تو نجات اون خانوده غرق بودی که خانواده ی خودت رو فراموش کردی
کومارا ؟
داداش
داره ازش خون میره
زندگی داداشت تو دستای منه همتش رو داری نجاتش بده
شماها همینجا مواظب باشید کسی وارد نشه
کومارا چی شده؟
داداش
کومارا
کجا قایمشون کردی؟
بگو
جواب بده
!..داداش
کجا هستن؟
ارارس؟
تو بخاطر من اومدی اینجا
پس چرا داری اونارو میکشی؟
چه دشمنی با وینایاک داری؟
چه دشمنی باهاش دارم؟
هر لحظه من میخواستم خانواده ی تو رو از زمین محو کنم
این فقط مزاحمم میشد و نجاتتون میداد
چه داشنمی دارم؟
وقتی افراد من به دختر بچه ی کوچیک تو حمله کرده بودن
این نجاتش داد
تو روحتم خبر نداشت چه اتفاقایی داشت می افتاد
من چه تلاشی هایی کردم و این تمام تلاشم رو به باد داده
داداش...؟
برای نجات خودت داشت خودت رو بازی میداد
حالا امروز نشونت میدم با کی طرفی
امروز جلوی کل خانوادت زنده زنده میسوزونمت
نگاه کن .. چشمات رو باز کن
اول باید مرگ همه ی اینارو با چشمای خودت ببینی
بکشیدشون
بکشیدشون
بکشید
بکشیدش
باز دوباره اومدی چرا بارها میایی ، مزاحم کار میشی
چرا میخوایی جونت رو فدای این خانواده بکنی
مادر این خانواده مادره منه
پدر این خانواده پدره منه
هر دو تا والدین من هستند
قبلا هم میگفتم الانم میگم
اینا خانواده ی من هستن
برای رسیدن به این خانواده باید از روی جسد من رد بشی
اگه میتونی بهشون دست بزن
وینایاک؟
تو میدونستی اون میخواد مارو بکشه
ولی حتی یک کلمه هم به ما نگفتی
اگه حقیقت رو بهتون میگفتم خوشحالی از خانواده ی شما پر میکشید
...کسی که بتونه
مواظب خوشحالیه دیگران باشه ادم خوبی میتونه باشه
تو خوشی دیگران رو فدای خوشی خودت کردی
من اشتباه بزرگی کردم که تو رو درک نکردم
از امروز تو داماد من هستی
همیشه خوش باشید
خدا حفظتون کنه
بالاخره ازدواج کردیم
حالا برای ماه عسل کجا میرین؟ کشمیر
اونجا که مرزش خیلی خطرناکه
اخه این خطرناکه که باید از شما بترسه
تازه زن به این زیبایی هم که داشته باشی زورت بیشتر میشه
همه از دستتون در میرن
تهيه تنظيم و ترجمه از سايت باليوود وان مترجم : یاسین Bollywood1.info
برای دانلود فیلم های بیشتر با زیرنویس فارسی به سایت بالیوود وان سر بزنید Bollywood1.Info
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.