Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تيم ترجمه بارکد براي دريافت زيرنويس فارسي اين سريال به کانال ما ملحق شويد @barcodesubtitle
مترجمین: Mary_Fall٬ Negarrin٬ Zizi
(قسمت ۵)
آره
نمیتونم بذارم اون بچه کوچولو بمیره
الان اینجا چی کار میکنی؟
انجامش میدم
چی؟
کاری که ازم خواستی رو انجام میدم، همیشه پیشت میمونم
میچسبم بهت
آره؟
خوشحالم که اینو میشنوم
پس بیا جونشو نجات بدیم
بیا باهم جون اون پسر رو نجات بدیم
زود بیا بریم
کجا داریم میریم؟
زندگی اون پسر رو نجات بدیم، سایه رو روش دیدم
واقعا؟
آخه چجور روانی ای میتونه همچین بلایی سر یه بچه کوچولو بیاره؟
اگه گیرم بیفته
توشو پر سوسک میکنم و با نخ سوزن میدوزمش
..درباره اون سایه
مطمئنی که داخل بدنش بود؟
چطور میتونه یه پسر کوچولو رو زنده دفن کنه؟
اینم آدمه؟
حتی چند تا شکلات انداخت روش
اون دیوونه.. اون دیوونه روانی
سایه داخل بدنش نبود، مگه نه؟
اگه سایه داخل بدنش بود، نمیتونستم لمسش کنم
این که چجوری میمیره هم نمیتونستم جلوتر ببینم
وای خدا رو شکر
خوش شانس بودم که تونستم دستش بزنم چون بیرون بدنش بود
هی صبر کن
وقت نداری که لباس عوض کنی
نمیدونیم اون پسر کی میمیره
بیا بریم، باید هر چه سریعتر مجرمو بگیریم
اها، فقط باید یه مرد با یه بانداژ که روش "صد آفرین" مهر خورده رو پیدا کنیم
بریم
من سرم شلوغه
جان؟ صبر کن ببینم
این همه راه کوبیدی اومدی خونه من که ازم بخوای همراهت جون مردمو نجات بدم
تازه، این وقت شب چطور میتونه سرت شلوغ باشه؟
بفرما، نمیتونی ببینیش؟
چی شده؟
باید اون عوضی رو که این بلا رو سرم آورده پیدا کنم
پس اگه میخوای اون پسرو نجات بدی خودت برو باشه؟
میخوای جونشو نجات بدی یا ندی، هر کار دلت میخواد بکن
صبر کن. اون بچه میمیره
زنده زنده دفن میشه و میمیره
که چی؟
میخوام وقتی که سایه داخله بدونم، نه وقتی بیرونه
وقتی سایه سیاه رو داخل بدن یکی دیدی بهم بگو باشه؟
چرا الان داره حرفشو عوض میکنه؟
کله خر
گفتی میخوای همراه من جون مردم رو نجات بدی
چه عوضی مسخره ای
ای خدا در رو باز کن- اون دهن خرابشو-
چقدر وحشی، واای
اه واقعا که
خودشه، نه؟
اون زنیه که روی پل دیدیمش مگه نه؟
خودشه
شماها چرا بیرونین؟ میتونست شما رو ببینه
ببخشید
راستی، چرا اومد اینجا که تو رو ببینه؟
گفت انجامش میده؟ همیشه بهت میچسبه؟
مجبورش میکنم انجامش بده
اما چرا مجبورش کردی بره؟
پیله کرده بود که جون یه پسربچه رو نجات بدیم
چه فضول، خبر نداره که خودش قراره بمیره
فقط باید به من کمک کنه که اون بی عرضه رو پیدا کنم
مطمئنی میخوای ولش کنی همونجوری بمونه؟
اگه اون آخرش جون اون پسر رو نجات بده
چجوری درستش میکنی؟
..برام مهم نیست نجاتش میده یا نه، هیچ ربطی به
صبر کن
..اگه اون دختر آخرش جون اون بچه رو نجات بده
..اون بچه ای که مقدر شده بمیره
به خاطر اون زنی که تو نجاتش دادی نمیمیره
این چه معنایی میده؟
اگه روح اون زن رو طبق نقشه جمع کرده بودی
..اون نمیتونست جون اون پسر رو نجات بده، پس نهایتا
دقیقا
پسری که مقدر شده بمیره به خاطر ۴۴۴زنده میمونه
که این یعنی دخالت تو امور آدما
و اگه ما تو امور مرگ و زندگی آدما دخالت کنیم چی میشه؟
ممکنه مجازات بشی
سرنوشتت به خطر میفته
ای خدا نمیخواد اصطلاح به کار ببری، همیشه اشتباه میگی
دراماهای تاریخی زیادی نگاه کردی
برو بابا
بهش فکر نکرده بودم
باید جلوشو بگیرم
اهای کنه
اهای کنه
کجا رفت؟
کنه
چی شد؟ به همین زودی رفت نجاتش بده؟
اه چه فرزه
میدونستم دوباره از اونجا میای بیرون
بدبخت احمق.. میدونم چه خبره
با من روراست باش
درباره چی؟
...تو
یبوست داری، نه؟
هی، باید دکمه شلوارمو ببندم، ای خدا ولم کن
خدایا رحم کن خودت
ای عوضی، دستام چسبناکن
یه قهوه نوش جون کنم؟
بذار ببینم- بده من، من این کارو میکنم-
چه خوب
خوبه، خوشمزست
عوضی، واقعا باید یه قلپ کوفت میکردی؟
خوب نیست؟
حالا نوبت توئه که این کارو برای من بکنی
ای خدا عالی قهوه درست میکنی
خوشمزست
..آها، درباره اون مامور نیروی ویژه
شنیدم مرده
ای خدا، انگار اون و زنش خیلی همدیگه رو دوست داشتن
..بعد از اینکه زنش مرد، اون میخواست- بس کن، فقط به خاطر من انجامش بده-
فقط با شماره تلفن میتونی بفهمی هر کسی کجاست
اه چقدر مایه دردسری
هی چند دفعه بهت گفتم؟
اگه میخوای هرکسی رو ردیابی کنی باید حکم بیاری
ملعون
بهش فکر کن، اینجوری نیست که اون یه مظنونه
یا یکی گزارششو به ما داده
شاید یه کاراگاه باشی
اما ردیابی یکی بدون دلیل غیرقانونیه
دستگیر میشی
برو کنار
خر نفهم
ای خدا باید بزرگواری کنم و باهات کنار بیام
هی چطور میتونی کاپیتان بونگ رو بابابزرگ کوتوله صدا کنی؟
حتی با اونم کنار میایم
از جنگیدن با یه مریض چی گیرم میاد؟
..حتما فکر میکنی به خاطر اون گلوله تو کله ت
میتونی از هر چیزی قسر در بری
هی، هر چقدر بخوای میتونی سعی کنی، اما فایده نداره
بچه کله شق
راستی، چرا زنم گوشی رو برنمیداره؟
دستگاه مورد نظر خاموش است
لطفا بعد از بوق پیغام خود را بگذارید
..بعد از اتصال
نکنه یه رابطه مخفیانه داره؟ چرا گوشیو برنمیداره
پاسگاه پلیس سئون؟ چرا میگه اون اینجاست؟
عزیزم
عزیزم
سورپرایز! برات یه کم غذا آوردم
(پاسگاه پلیس سئون)
پاسگاه پلیس سئون
این چیز چطور میدونه که اون زنه اینجاست؟
خیلی خوشمزست، به تو هم یه کم میدم
حالا میفهمم منظور مردم از چاپلوسی چیه
هی، از کجا میدونستی اون زنه با چسب فلفل قرمز رو لباش اینجاست؟
الان داره درباره رژ لبم حرف میزنه؟
عزیزم
آروم باش
بهت گفتم
سر جاش نیست
چی؟
اوه جای عشقم رو؟
با موقعیت یاب دوست پیداش کردم
موقعیت یاب دوست؟ منم میخوام ازش استفاده کنم
هی نمیتونی همینجوری شروع کنی به استفاده
باید اول مثل ما مرغ عشقا همدیگه رو به عنوان دوست اد کنین
اما تو که از قبل ادش کردی، کانگ ها رام درسته؟
چی؟
بیا بخوریم- باشه-
کی اینجوری شد؟
خداحافظ بچه ها
بابایی، ما مرغ سرخ شده میخوایم، برامون مرغ سرخ شده بخر
باشه بعدا میبینمتون
من گشنمه
کیه؟
مادر، من معلم کلاس گون یونگم
آقای معلم چی شما رو اینجا کشونده؟
همین دور و برا یه کاری داشتم
و فکر کردم بهتره با گون یونگ برم مدرسه
راستش، الان داشتم بهتون زنگ میزدم
تمام شب رو اسهال داشت، چون وقتی دیروز
چند دقیقه رفتم بیرون، اون رفت و شکلات خورد
فکر کنم باید امروز خونه بمونه و استراحت کنه
الان چطوره؟
بهش یه کم دارو دادم، و تازه خوابیده
اوه میخواین ببینیدش؟
نه خوبه
خب، وقتی بیدار شد لطفا یه زنگ بهم بزنین
حتما- پس من دیگه میرم-
اوه باشه- مواظب باشین-
خداحافظ- خداحافظ-
ببخشید- بله؟-
شما معلم گون یونگ هستین؟
بله
اما شما کی هستین؟
فقط میخواستم یه چیزی ازتون بپرسم
..احیانا گون یونگ کسی رو میشناسه که
..دور دستش بانداژ داشته باشه
این موز کوفتی
خوبین؟
شما خوبین؟- ای خدا-
ببخشید
وای خدا، اون موز برای چی تو خیابون بود آخه
اون که آسیب جدی ندیده مگه نه؟
چی؟
صبر کن اونجا- باشه-
نکنه
متاسفم، همش تقصیر منه
چیزی جز یه پارگی کوچیک نیست
میتونم بانداژها رو توی چند روز بردارم
چیزی که یه کم قبلتر میخواستین ازم بپرسین چی بود؟
..خب چیزه
من این روزا خیلی فراموشکارم، با بدبختی چیزی رو به یاد میارم
فکر کنم میخواستم مسیر رو ازتون بپرسم
ای وای کلاسم دیرم میشه
پس خداحافظ- خداحافظ-
اون نمیتونه باشه، نه
..کسی که گون یونگ رو کشت
بانداژ با یه مهر روش داشت
این فرق داره، اون نیستش
مطمئنم اون اینجاست
اه دوباره کجا رفت؟
چی؟ این چشه؟ نه نه هی
چرا الان؟
آها، حتما این بچه ست
اگه تعقیبش کنم، میتونم جلوی ها رام رو بگیرم
حالا، بذارین ببینیم نقاشیتون چقدر خوبه
این چیه؟ اینا کی ان؟
اونا مامان باباتن؟
بزن قدش
اوکی
خب، این خوبه- قلبه خوشگل نیست؟-
آره خیلی خوشگله، فکر کنم اگه زرد رنگش کنی خوب میشه
بذار ببینم
گوجه ای به این بزرگی هست؟
خیلی شیطونی
درسته، اون حتی منو از تصادف نجات داد
یه همچین مردی هیچوقت گون یونگ رو نمیکشه
نقاشیت خیلی خوبه
پس خواهش میکنم نقاشیمو مهر بزن، خواهش میکنم نقاشیمو مهر بزن
مهر بزنم؟- آره-
خیلی خب نقاشیاتون رو مهر میزنم. نقاشیاتون رو بیارین
بفرما. آفرین
این پیکاچوئه؟
بفرما
کارت حرف نداره، پس منم برات محکم مهر میزنم
هی
این چیه؟
داری چی کار میکنی؟
حالا بانداژم مهر صد آفرین داره
به بانداژش مهر زدم
هی مو کاسه ای
مو کاسه ای
میدونی این مدل مو چقدر گرون بود؟
اسمم هم مو کاسه ای نیست، هان جین سوکه
چرا این وقت شب این ور اون ور میپلکی؟
کلارا ممکنه بندازتت بیرون
دارم میرم دوستمو ببینم- دوستت؟-
تو که دوستی نداری
دوست دارم، واقعا
ای خدا
پاش آسیب دیده؟
نه فلج اطفال داره
..به خاطر همین، انگار
پدر مادرش وقتی کوچیک بوده توی یه یتیم خونه ولش کردن
الان توی بار زندگی میکنه کارای روزمره انجام میده
دلم خیلی براش میسوزه
خیلی بچه خوبیه
(سرجوخه سونگ جه گون)
(قبل از تنبیه فرار کرد، اطلاعات درز پیدا کرد؟)
(احتمال فحشا نوجوانان، ممکنه مو کاسه ای باشه؟)
(بی عرضه)
...دستگاه مورد نظر خاموش میباشد. لطفا
باید یه مرد با بانداژ مهر صد آفرین پیدا کنیم
بریم
اگه میخوای اون پسر رو نجات بدی خودت تنها برو، باشه؟
میخوای جونشو نجات بدی یا ندی، هر کاری دلت میخواد بکن
صبر کن، اون پسر میمیره
زنده زنده دفن میشه و میمیره- که چی؟-
چرا سر کار نمیای؟
نمیخوای اون لیست وی آی پی که دیروز دادم چک کنی رو بهم گزارش بدی؟
قربان یه چیز اضطراری پیش اومد
میشه سریع درباره یکی اطلاعاتشو پیدا کنی؟
چی؟- ...تو شماره و-
آدرسمو از طریق یکی که توی پلیس میشناسی گرفتی
یه معلم مدرسه ابتدایی توی موجینه
اسمشو نمیدونم، انگار سنش سی یا سی خرده ای ایناس
الان عکسشو برات میفرستم، ممنون
خانوم طالع بین
وای خدا
فکر میکنه من یه کاراگاه خصوصیم؟
چی؟ آقای سونگ؟
سلام مان سو
اینجایی، حتما برات سخته
نه اصلا. دارین بابامو ملاقات میکنین؟
آره، چطوره؟
اون کیه؟- چی؟-
یه افسر پلیسه
بعضی وقتا محله مون رو گشت میزنه
تو که بهش هیچی نگفتی، مگه نه؟
معلومه که نه، اگه میگفتم کلارا منو پرت میکرد بیرون
ببخشید سرم شلوغ بود- اشکال نداره-
میبرمتون به اتاقش- میشه؟-
ببخشید- ای خدا-
دکتر
بفرما، خودکارتو انداختی
ممنون
مان سو- بله؟-
میدونم سرت شلوغه . میتونی دیگه بری
فقط برای یک مدت کوتاه میبینمش و میرم
باشه . مراقب خودتون باشین
به خاطر ترفیعت تبریک میگم .به سلامتی
ممنون- درضمن-
امیدوارم کسب و کارت
از موجین و سراسر کشور فراتر بره . فایتینگ
ساعتت به نظر جدید میاد
خیلی منجصر به فرد و با کلاسه
گرونه نه ؟ - این ساعت نیست-
یک اثر هنریه
توسط یک هنرمند سوئیسی
اشنایدر ال....یه چیزی ال
یادم نمیاد به هر حال توسط معروفترین هنرمند جهان ساخته شده
تک تک اجزاشو حتی خودش درست کرده
اشنایدر؟ تعجبی نداره
خیلی باکلاسه
مسلما، به عنوان رئیس بیمه چونسو
باید همچین چیزایی بپوشی
به عنوان یک رئیس باعث میشه خیلی با وقار به نطر بیای
خب ، قیمتش چقدره؟
نمیدونم ، یه نفر بهم هدیه دادش
به سلامتی موفقیتت
به سلامتی
مطمئنم ساعت اونه
چیزایی که روش نوشته شده درسته؟
چیزایی که اون زنه کلارا گفت واقعا درسته؟
اون گفت تو از یک دختر نووجون سو استفاده جنسی کردی درسته؟
لطفا جوابمو بده
....من- چرا اینکارو کردی؟-
دیوونه ای؟
...اگر تحقیقات رو شروع کنیم
جه گون
حتما اون موقع ها عقلم سرجاش نبوده
میدونم کار احمقانه ای کردم
اگر مردم در این باره بفهمن شرکت و خانواده ام از هم میپاشن
هرچی که ساختمو نابود میکنه
ببین جه گون لطفا همین یکبار و ازش بگذر
اون دختر مهماندار بار رو ساکتش کن، میتونی؟
اگر اینکارو بکنم
اگر اون دختر نوجوون حقیقت رو بگه زندگی منم تباه میشه
شنیدم که فرار کرده دیگه هیچوقت خودشو نشون نمیده
پس لطفا
مان...مان هو
ببین کی اینجاست
خیلی وقته ندیدمتون
الان که کمیسر عمومی شدی خیلی بهتر به نظر میای
طرز حرف زدنت هنوز تغییر نکرده
مان هو
درباره ساعتی که قبلا پدرت توی موجین دستش میکرد
یادت میاد؟
شکل پروانه داشت
اها اون ساعت
وقتی هنوز رابطه مون باهم خوب بود
اونو به من داد
چرا دارین یهویی درباره اون سوال میکنین؟
چی؟
هیچی
فقط یهو یاد اون زمانی افتادم که پدرت پزشو بهم میداد
زمان از دستم در رفت
دیگه باید برم
الو منم
باید باهات حرف بزنم
الان میرم اونجا بیا شخصا باهم صحبت کنیم
اون هه ، اون هه؟
اون هه
عوضی کثافت
عوضی کثافت
وای چرا واسه پیدا کردن اطلاعات یکنفر انقدر حرف میزنه
شاید درباره اینکه رابط هایی بین پلیس داره دروغ گفته
سلام چیزی فهمیدی؟
به نظر نمیاد مشکلی داشته باشه
واقعا؟- اره-
ارزیابیش به عنوان یک معلم خیلی خوبه
و جایزه برترین مربی رو برده
توی پاریس هم دوره آموزش ویژه(برای ناتوانان ذهنی) دیده
توی مدرسه استثنایی های اونجام کار میکرده
نخبه ست
واقعا؟
یعنی اشتباه کردم؟
فکر کنم همه جای اروپا کار میکرده نه فقط فرانسه
کلی کارهای داوطلبانه هم انجام داده
خیله خب ، باید برم
یک لحظه صبر کن
این چه کوفتیه
چیه؟
این...این عوضی
چیه؟ چی شده؟
این عوضی توی پاریس دستگیر شده
به خاطر تجاوز به کودکان و مالکیت پورنوگرافی کودکان
چی؟ تجاوز به کودکان؟
پورنوگرافی کودکان؟
گفته شده که قربانی یکی از دانش آموزای ناتوان ذهنیش بوده
چون به کره برگشته پیگرد قانونیش در حالت تعلیقه
. ...خانوم فالگیر، از کجا میدونستی این هرزه اشغال
خانوم فالگیر؟
پس بخاطر همین گون یونگ رو دزدید و کشت
این اشغال حقشه سرتا با تو کثافت فروش کنن
وای خدا
ببخشید.
چیکار داری میکنی؟ ببخشید
....صبر کن ، اینجا
اون هه
"اون هه" این اسم آپارتمانته؟
داشته دنبال خونه معلمش میگشته نه خونه خودش
آپارتمان اون هه
اون هه ، آپارتمان اون هه
.....کجا
به محض اینکه اون آشغال بیاد بیرون ، میکشمش
.....چی؟ این
وایستا
سلام من کسیم که گون یونگ رو به اداره پلیس اوردم
گون یونگ خونه ست؟
مواظبشی نه؟
راستش
گون یونگ ناپدید شده گون یونگ
وقتی مادرش حمام بوده
گون یونگ الان داریم دنبالش میگردیم
نه
نه
ماشینو نگه دار همین الان نگهش دار
دیوونه شدی؟
....تو همون زنی
هرزه عوضی
صندق عقبو باز کن
صندوق عقبو باز کن تو دیگه چی هست؟ ولم کن
مشکلش چیه؟
ماشینو نگه دار نگهش دار
بزار گون یونگ بره
بزار گون یونگ بره- چه عجوزه بی عقلیه ایه-
گون یونگ و ول کن بره
نه نه
درو باز کن
ماشینو نگه دار
ماشینو نگه دار
باشه مثکه خیلی دلت میخواد بمیری
آرزوتو برآورده میکنم و میکشمت
بزار گون یونگ بره ولش کن بره
این....این چه کوفتیه؟
چی بود اون؟
عوضی
....چی
خدای من
هی
گون یونگ گون یونگ
گون یونگ
گون یونگ گون یونگ
شماها اینجا چیکار میکنین؟
میخواین بریم خونه من و سگ کوچولو مو ببینین؟
نه گون یونگ تو باید بری خونه
مادرت منتظرته- منم میخوام بیام-
گون یونگ میتونی دفعه بعد بیای باشه؟
بیا بریم اون هه
منم میخوام سگ کوچولو شو ببینم
میخوام سگ کوچولو شو ببینم
اون هه، شاید یکم خفقان آور باشه، ولی یکم دیگه تحمل کن
اگر سروصدایی ازت در بیاد نمیتونی سگ منو ببینی فهمیدی؟
سگ کوچولو
سگ کوچولو
منم میخوام سگ کوچولو رو ببینم
سگ کوچولو
چی؟
سگ کوچولو
سگ کوچولو
اون هه
میخوای بری دستشویی؟
دلم درد میکنه
گشنته؟
دلم درد میکنه
اون هه گشنشه
باید براش خوراکی بیارم ، خوراکی
کوچولو حالت خوبه؟
حالت خوبه؟
هی
هی کوچولو
هی، اینجا چیکار میکنی؟
نمیدونی مسیر خونت کدوم وریه؟
اون هه اون هه
اون هه
اون هه موقع داروهاته
گون یونگ بهتره به کسی چیزی نگی
اقا شما اینجا چیکار میکنید؟
میخواستم با گون یونگ به مدرسه برم الان میرم
باشه خدانگهدار فعلا
خدانگهدار خداحافظ
به نظر چیزی نگفته
چی؟ اون هه گشنشه؟
گون یونگ
عوضی نکبت
اون هه اینو بخور- میترسم-
دلم برای مادر بزرگم تنگ شده- ترسیدی؟-
بیا بریم- میترسم-
زودباش دنبالم بیا
دنبالم بیا ، بیا
نه میترسم
دلم برای مادر بزرگم تنگ شده
کوچولوی آشغال
وای خدایا این چی بود؟ چیکار باید بکنیم؟
خدایا
وای
افتاد؟
وای خدا
پرید؟
هی بلند شو
اتفاقی افتاد؟
اخ نمیتونم باور کنم
چطور این اتفاق افتاد؟
تعجب میکنم اگر حالش خوب باشه
برین کنار آمبولاس میخواد بره
ماشینو نگه دار
تو همون زنی
اشغال
صندوقو باز کن؟ تو دیگه چی هستی؟ ولم کن
بله قربان ترتیبش رو دادم
حالش چطوره؟
شوکه شده ، ولی بقیه چیزاش طبیعیه
خوشباختانه بلایی سرش نیاورده
بعد از اینکه فهمید گون یونگ اومده,
نتونست کاری بکنه چون عصبی شده بود
باعث آرامشه
ولی چرا رفت سراغ اون هه؟
احتمالا هدفش از اول همون بوده
دخترایی مثل اون هه به راحتی میتونن
هدفی برای تجاوز باشن
مادر بزرگش مریضه و از لحاظ ذهنی هم ناتوانه
مهاجمایی مثل اون میدونن همچین دختری نمیتونه گزارش بده
یا به کسی بگه چه اتفاقی افتاده
فکر میکنم گون یونگ
سعی داشته از اون هه محافظت کنه
واقعا نمیخوای حرفی بزنی؟
خیلی بهم ریخته ای
چی گفت؟
فکر کنم چیزی که بهم گفتی درست بوده
اعتراف کرد؟
گفت که میخواسته گون یونگ رو بکشه
چون شاهد بوده؟
اره
بگذریم، به پلیس چی گفتی؟
...خب
گفتم که تو وقتی داشتی از کنارش رد میشدی
از توی چمدونش صدای بچه شنیدی
بخاطر همین من دستگیرش کردم
باور کردن؟
البته، من کاراگاه قتلم
اگر اینو من بهشون میگفتم یه جوری باهام رفتار میکردن انگار احمقم
فکر کنم بخاطر اینه که واقعا مثل احمقایی
وای خدا، جدی؟
میخوای بهت نشون بدم احمقا واقعا چه شکلین؟
فراموشش کن ، همه چی تموم شده دیگه نه؟
بریم
نمیتونم باور کنم
کجاست؟
ببخشید
اوه سلام درباره کاری که کردین شنیدم
صدمه جدی ای دیدین؟
نه خوبم
گون یونگ چی؟ حالش خوبه؟
بله خوبه خوشبختانه صدمه ش جدی نبوده
به محض اینکه به خونه برش گردوندم اومدم اینجا
خیالم راحت شد
گون یونگ واقعا بچه شجاعیه
کار خیلی بزرگی برای نجات دوستش کرد
ازتون خیلی ممنونم
.....اگر به خاطر شما نبود ، ممکن بود اون
نمیخواد چیزی بگین ، باید برین داخل
باشه ممنون
....هی تو اشغال
چطور تونستی اینکارو بکنی؟
اشغال کثافت
چطور تونستی با من اینکارو بکنی؟
جداشون کن- خدای من-
با من اینکارو نکن- عوضی، واقعا؟
این درست نیست
همه چی تموم شده نه؟
بریم- اوخ درد میکنه-
انقدر اغراق نکن
من که مجرم نیستم
کدوم مردی مچ یه زنو اینجوری میگیره؟
بیا قبل از رفتن به خونه گون یونگ سر بزنیم
چرا؟
میخوام چک کنم ببینم سایه ها رفتن یا نه
مجرم دستگیر شده پس مطمئنا رفتن
سرم شلوغه بیا بریم دیگه
....پس
تو میتونی اول برگردی سئول
من باید خودم ببینم تا خیالم راحت بشه
پس تو سئول میبینمت
هی هی
وااای خدا ازش متنفرم
خوش اومدی سلام
اومدم گون یونگ رو ببینم
بیاین داخل، چای براتون میارم
نه همینجوری خوبه باید برم
خدانگهدار
خداحافظ به سلامت
بریم
ممنون
مهم نیست الان بریم دیگه
اگر بخاطر تو نبود ممکن بود اون مرد با ماشین از روم رد شه
ولی تو از کجا فهمیدی من کجا بودم؟
ما دوستیم
اها درسته
وقتی اون مردو گیر انداختیم تو حساب کاربری منو ذخیره کردی
دیشب که گفتی سرت خیلی شلوغه نمیتونی کمک کنی
چیزی مهم تر از نجات زندگی نیست
ممنون
شاید حافظه تو از دست داده باشی
ولی هنوز همونجوری که بودی هستی
چجوری؟
همیشه کار درستو انجام میدادی باحال بودی
من؟
من امروز یکم باحال بودم
من منظورم اونموقعس که بچه بودیم
چی؟ پس حالا چی
....اها الانم
پوزخندت واسه چیه؟
چرا حرفتو تموم نکردی؟
دفعه بعدی میگم
باید یکم بیشتر حواسم بهت باشه
چی؟؟
حواست به من نباشه چیو میخوای بپایی اصا؟
چطور یه انسان جرات میکنه اینو بگه؟
الان یکم خوشتیپ تر و باحال تر شدی
حواست به من نباشه ها ؛ بهت گفته باشم
وای خدا باورم نمیشه این حرفو زد
(ایستگاه پلیس سیون)
کاراگاه پارک
هنوز اون بخش باقی مونده فیلم های دوربین مدار بسته بازیابی نشده؟
نه هنوز ، کیفیت فیلمش خیلی پایین بود
ای بابا
د یلا برو بازیابیش کن ؛ لازم بود بگیر یکو بزن اصا
اوکی
کجا میری؟
گوانگ گیون، میشه یه موبایل جدید بخری؟
همیشه خرابه بدبخت
یه ساعت ازش استفاده میکنی ، دو ساعت باید شارژش کنی
اوف ، تنها موجودی که از موبایل هوشمند استفاده نمیکنه تویی
عین پیرمردهایی
یه تماس از دست رفته از جه گیون دارم
باید باهات صحبت کنم
بیا حضوری حرف بزنیم
راجبه چی میخواد بامن حرف بزنه؟
هی جه گیون ، دیدم بهم زنگ زدی
صاحب این موبایل تصادف کرده
چی؟ تصادف؟
این ایستگاه دبستان موجین
دبستان موجین
اونا کین؟
چیشد؟ به همین زودی رسیدیم؟
چی؟ صبر کن
اقا وایسا ، اتوبوس رو نگه دار
لطفا نگه دار
جون پیاده شو
باز منو کجا میبری؟
زودباش پیاده شو دیگه
واقعا ک
اینجارو یادت نمیاد؟
دبستان موجینه
یادته؟؟ اینجارو یادت میاد؟
میگه دبستان موجین همینجاس
(دبستان موجین)
...اینجا
جایی که من و تو باهم میرفتیم مدرسه
بیا بریم داخل
ممکنه چیزی یادت بیاد
وای اینجا اصلا عوض نشده
اونموقع ها حیاط مدرسه برام به اندازه اقیانوس ارام بودا
ولی الان خیلی قشنگ به نظر میاد
...اونجا جایی که
اولین بار همدیگرو دیدیم
اون میتونه روح هارو ببینه- اون میتونه روح هارو ببینه-
اون میتونه روح هارو ببینه- اون میتونه روح هارو ببینه-
دیدن سایه مرگ اطراف ادم ها اینقدر منو میترسوند
که همیشه سعی میکردم چشمم رو به زمین بدوزم
واسه همین همیشه تو کلاس تنها و بی کس بودم
هی طالع بین، منتظر ما بودی؟
چرا؟ میخوای باز کتک بخوری؟
هی اون چیه؟؟- داره چی میپوشه؟!-
عین منگل ها شده
این چیه؟
اهای نکن
چیکار میکنه؟
بچه ها بریم- بجنبید-
بعدا میبینیمت
بچه جون، خوبی؟
چشمای خیلی قشنگی داری
چرا چشمای خوشگلتو میپوشونی؟
دانش اموز اینجایی درسته؟
اسم من کیم جونه کلاس ششم ام
اون پسرا اکثرا اذیتت میکنن؟
گریه نکن
نزار فکر کنن میتونن راحت اذیتت کنن
اگر دوباره اذیتت کردن اینو بهشون بگو
"هی عوضیا ، با میله چشماتونو از حدقه دربیارم؟"
"با تخم چشماتون سوپ بپزم و سر بکشم؟"
بعد از من تکرار کن- چی؟-
دوباره میگم خوب گوش کن
"هی عوضیا ، با میله چشماتونو از حدقه دربیارم؟"
"با تخم چشماتون سوپ بپزم و سر بکشم؟"
...هی تو
نمیشنوم ، بلندتر
"هی عوضیا ، با میله چشماتونو از حدقه دربیارم؟"
"با تخم چشماتون سوپ بپزم و سر بکشم؟"
خوبه اگر دوباره اذیتت کردن همینجوری بهشون فحش بده
هر وقت ترسیدی مثل طلسم اینو بگو
مثل یه طلسم؟- اره-
درسته ؛اینجوری هرچی چیزی که اذیتت کنه برات مثل شوخی میشه
مثل شوخی میشه؟ همش؟
باید یاد بگیری چطور از خودت مراقبت کنی
سعی کن همیشه قوی به نظر بیای
اونوقت هیچکس نمیتونه اذیتت کنه ، اینو یادت باشه
کار دنیارو ببین، عجب روزگاریه
....وقتی بعد از 20 سال همدیگرو دیدیم گفتم
به چی نگاه میکنی؟
با میله اهنی چشماتو از حدقه دربیارم؟؟
یا با تخم چشمات سوپ بپزم سر بکشم؟
جذاب نیست؟
وقتی همدیگرو دیدم من چیزیو گفتم که تو یادم دادی
کیم جون اون فحش های احمقانه رو یادت داده؟؟
...اره تو بهم گفتی
هر وقت ترسیدم یا هول کردم
باید اونارو مثل طلسم بگم
اگر اینکارو بکنم
هر چیزی که اذیتم میکنه برام مثل شوخی میشه
پس چرا همیشه ی خدا فحش میدی؟
...خب چون که
...اونا همیشه , هر ثانیه از شبانه روز
تو این 20سال گذشته اذیتم میکنن
اونا کین؟
منظورت سایه هایی که میبینی؟
نه منظورم مردمه
انسان ها؟- هرجا میرفتم
...جلوی روم و پشت سرم تو گوش هم
پچ پچ میکردن
"این دختره چشم یه روح داره"
"اون ها چشم های جنی ان"
من خودم جن و ارواح رو دیدم
چشم های ارواح بی حالتره
چشم های جن هام از تو خیلی درشت تره
...به نظرم چشم های تو
چشمهای من؟
چشونه؟
اونا گود
...قهوه ای و
با چشم بقیه ی ادم ها فرق داره
چطور بگم , یه چیز خاصی توی چشمهاته
اونا...خاصن
چی..چی باعث شده فکر کنی خاصه؟
از نزدیک که بهشون نگاه کنی
شبیه چشم های سگه
چشم های سگ؟
چطور جرات میکنی اینو بگی
اوپا , اوپا, پس توام
چشم هات مثل خرگوشه
خدا ، با اون دهنش
پس کیم جون بهش یاد داده اینجوری حرف بزنه؟
اوپا کجا میری؟اوپا اوپا
شما دوتا خیلی کارهای احمقانه باهم کردید
خب؟شما دوتا چی اینجا خاک کردید؟
چی داخلشه؟
نمیشه درش بیاریم؟
نه نمیتونیم ؛ بهش قول دادم 20 سال دیگه باهم بازش کنیم
بهش نگو
دهنم قرصه ؛حالا بیا باز کنیم ببینیم چی توشه
بکنیم؟
اوپا
اینجا چیکار میکنی؟؟ منو دست انداختی و رفتی
اینجا ،جایی که کپسول های زمانمون رو دفن کردیم
فکر کنم هنوز ساخت و ساز پارک رو شروع نکردن
اوپا ، یادته؟
باهم دیگه اینجا کپسول زمان دفن کردیم
یادت میاد؟
نه نکن
بازش نکن
....روزی که قول دادیم بازش کنیم هنوز
یه ماهش مونده
قولتو نگه دار،اوکی؟
خب تموم شد
زودباش بیا بریم
زودباش دیگه از اینطرف
اینجا اصلا عوض نشده
وقتی بچه بودی اینجا زندگی میکردی
یادت نمیاد؟
اینهمه زحمت کشیدم واسه بزرگ کردن این عوضی اونوقت احترام حالیش نیست
منم نمیخواستم تو همچین خانواده ای باشم
پس برو ، برو واس خودت زندگی کن هیچ وقتم اینجا برنگرد
نکن- چرا؟-
نباید تورو به دنیا میاوردم اصلا
باید سقطش میکردم
اره چرا منو به دنیا اوردی؟ من هیچ وقت مادری مثل تو نمیخواستم
چی گفتی عوضی؟؟ پسره دریده
بمیر ؛ بمیر
مایه ابروریزی هستی
بخاطرتو خجالت میکشم
پسری مثل تو نمیخوام ، بمیر
فقط بمیر، میخوام بمیری
...اوپا- بمیر -
...اوپا، اوپا
اره
همون بهتر که اینجارو یادت نباشه
دیگه باید بریم اوپا
بیا بازش کنیم و ببینیم- بکنیم؟-
چه اتفاقی داره میفته؟
چرا همش خاطرات گذشته ی موکانگ داره یادم میاد؟
نه نه
ماشینو نگه دار
بریم
اخ درد میکنه
غلو نکن
حتما چون درد داشته عصبانی بوده
عجب ادم عجیبیه
این همه بدبخی کشیده تا جون یه ادم هفت پشت غریبه رو نجات بده
...ولی این زن
چرا باید بمیره؟
هی ، چیشده؟
باید بررسی کنیم تا بفهمیم جزئیات تصادف چی بوده ولی
شنیدم احتمالا موقع رانندگی خوابش رفته
هیچ دوربین مداربسته ای هم تو محل نبوده
و همچنین شاهدی ام نبوده
پرونده ی سختی میشه
باید باهات صحبت کنم ؛بیا حضوری حرف بزنیم
وقتی داشته میومده دیدن من تصادف کرده؟
راجبه چی میخواسته باهام حرف بزنه
عه اومدی اینا چیه؟
اینا وسایلی که تو ماشین فرمانده بوده
اوردم بدم به زنش
تو ماشینی که تصادف کرد؟- اره
یه لحظه صبر کن ...این
سونبه سونبه
چیکار میکنی؟
(مدارک)
چیکار میکنه؟؟
این چیه؟ باره
تنهایی رفته بار؟
کدو تنبل؟
نکنه شوهر هان جین سوکه؟
اهای- بله-
مطمئنی این از تو ماشین فرمانده پیدا شده؟
بله
تو پنجره طاق ماشینش پیدا شده
نمیشه
الان برمیگردم
سونبه سونبه
(کدوتنبل اواز خوان)
(کدوتنبل اواز خوان)
(کدوتنبل اواز خوان)
(چویی مان سون)
(کدوتنبل اواز خوان)
چطور ممکنه؟
...چطور ممکن نقاشی کلارا
روی کارت تجاری کدو تنبل اواز خوان باشه؟
اوپا ، ممنونم
به لطف تو تونستم زندگی گون یونگ رو نجات بدم
فردا باید باهام بیای یه جایی
کجا؟
میخوایم بریم یکیو پیدا کنیم که یه سایه داخل بدنش داره
ولی من باید کاری که رئیسم خواسته هم انجام بدم
نجات زندگی ادم ها مهمتره مگه نه؟
اره درسته
بهانه نیار
من فقط میخوام یه چک کنی ببینی سایه هست یا نه
باشه میام حالا برو
استراحت کن ، من رفتم
لعنتی
خوبم اوف
...امان از این
دقیقا برای همینه که اینو سفید رنگ زدم
ای بابا اینم هیچوقت نمیتونم بکشم بیرون
من دیگه میرم
معلومه دست و پا چلفتیه
چجوری اینو نمیبینه؟
کوره
بعد از اینکه یک گروه کوچک از سیاستمداران این را به عنوان کارشکنی مورد انتقاد قرار داد
علیه آنها شکایت کرد
خبر بعدی
کیم، مردی با ملیت فرانسوی که به دلیل آدم ربایی و محبوس کردن یک بچه معلول در موجین دستگیر شده بود
در واقع 5سال پیش در فرانسه به جرم آزار جنسی و داشتن پورنوگرافی کودکان متهم بود
آشکار شده وقتی درحال بازجویی توسط دادستانی فرانسه بوده به کره فرار کرده است
فقط به خاطر اینکه از یک دانشگاه مشهور در پاریس فارغ التحصیل شده
..هیچ تایید و گواهی برای او لازم نبود
چه غلطی کردی؟
رفتی جلوشو بگیری ولی آخرش کمک کردی جون اون پسر رو نجات بده
با عواقبش چی کار میکنی؟
نمیدونی وقتی تو امور آدما دخالت کنی چی میشه؟
توی هیچ چیزی دخالت نکردم
تو جون اون بچه رو نجات دادی
من جون هیچکس رو نجات ندادم
اومدم گون یونگ رو ببینم
خدانگهدار
خداحافظ
بریم
پس این یعنی همونطور که مقدر شده میمیره؟
معلومه
اون زن هیچوقت
نمیتونه زندگی کسی رو نجات بده
من نمیذارم
هیچوقت
(بلک)
تیم ترجمه بارکد @barcodesubtitle مترجمین: Mary_Fall٬ Negarrin٬ Zizi
اینجا چی کار میکنی؟
یه تماس داشتیم
یکی دنبال لئوعه
کی اینو فرستاده؟
هیچکس جرات نداره لئوی منو دست بزنه
بی عرضه- اوپا اوپا-
حتما دستش به اون نوار رسیده
دیر یا زود میفهمه من واقعا کی ام
تیم پشتیبانی. درخواست تیم پشتیبانی میدم
همین الان، سریع بیا، خب؟
اون عوضیه
باید مطمئن شم که دیگه هیچوقت مزاحمم نمیشه
چطور جرات میکنی انسان؟
چرا الان اون رو به یاد آوردم؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.