Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم : مسعود
نه بابا، نه، تسلیمم نشو لورا.
تنها چیزی که میخواستم این بود که ما با هم خوش باشیم.
منم همینو میخوام دیگه.
پس چرا از جلسه تراپی پاشدی و در رفتی؟
داری منو هل میدی که برم؟
نه، این آخری چیزیه که دلم میخواد.
دوست دارم پیتر، ولی دیگه نمیتونم اینطوری بکشم.
من... منم دوست دارم.
کلماتشو میگی، ولی انگار اصلاً تو کار نیستی.
خودت میدونی اینجور چیزا برام سخته و دستوپاگیر.
فکر کنم هنوز عاشقشی.
چی؟ این چرنده،
علاوه بر اینکه غیرممکنه.
نمیفهمم چرا اصلاً با من ازدواج کردی.
میخوام با تو باشم، نه با اون.
هرچی بدی تا باورم بشه.
لورا، دارم دیوونه میشم، باشه؟
نمیتونم چیزی بخورم، نفس بکشم، کار کنم.
نمیتونم خودمو ببخشم.
صدمین باره که میگم،
اون اتفاقی که برای سارا افتاد تقصیر تو نبود.
اگه اشتباه کنی چی؟
اونوقت ول میکنی منو؟
دیگه نمیتونم اینو تکرار کنم.
نمیمونم هی منتظرت باشم تا گذشته رو ول کنی.
نه، نه، ما رو ول نکن لورا.
Do you want subtitles for any video? -=[ ai.MY-SUBS.com ]=-
-تمرکزمون اینجاست. -اوکی.
هی رفقا، بخندید یه کم.
گوه تو کونت پیتر.
عالی بود اون شات، سایمون،
حتماً ازش حال میکنی.
پس راسته که واقعاً جایزه اول رو زدی
تو انجمن عکاسا؟
- تا-دا. - یه روبان آبی داره.
پس دیگه شکی نیست.
اوکی، خب، بذار بگم چی،
هفته بعد زنگ بزن، باشه؟
اوکی.
اه، من مد کار نمیکنم واقعاً.
مد کار نمیکنی؟ پس زنگ نزن.
-مثل اینکه برام مهمه. -باشه، باشه، بیا اینجا.
-نه، نه، نه، من... زنگ میزنم. -آره، آره.
-گفت میآد. -این هنوز اون موقعیت لعنتی رو عوض نمیکنه.
آخ، هی لورا، من...
-نمیدونستم اینجایی. -سلام پیتر.
فقط میخواستم بگم مرسی که به جاسپر گفتی
اون شب منو دعوت کنه.
آره، خوشحالم که حالشو برد.
نمیدونستم بچههای حقوق اینقدر حال میدن.
آره، بین جرم و قرارداد،
ما نردهال عاشقیم موهایمونو پف بدیم.
اوکی، این بد شد.
خب، داشتم فکر میکردم که...
هی پیتر، پیداش کردی. خوش به حالت.
جاسپر، آفرین جوجه.
اونجاست، سلطان کیسه شن.
-لورا، آمادهای؟ -نه بابا، افتضاح به نظر میرسم.
عالیای دیگه.
اون چیه حالا؟
اونو تو دهه ۱۹۰۰ یا همچین چیزی استفاده میکردن، پتی.
نیکون باحال، پیتر. وینتیج، آره؟
-آره. -آره، همونیه که اروینگ پن باهاش کار میکرد.
کارات خیلی شبیه کارشه.
واو، این بهترین
چیزیه که تا حالا شنیدم.
خب، من تو یه نمایشگاه گروهیام که پنجشنبه افتتاح میشه.
شاید دلت بخواد با هم بریم؟
آخ، پنجشنبه، اه، من...
میفهمم. مشکلی نیست.
هی، شماها دو تا میخواید برید یه جا خلوت؟
بعد از عکسبرداری.
من جمعه امتحان دارم.
لورا، بجنب دیگه.
سارا، آماده؟
اینجوری باهاش حرف نزن.
من پول قبضها رو میدم.
هر جور دلم بخواد باهاش حرف میزنم.
تو واقعاً کونی، میدونی که؟
واو، مثل بهترین چیزی
که تا حالا شنیدم، پتی.
نکن دیگه؟ بس کن، بس.
اوکی، آخرین چک.
یه لحظه.
-مرسی. -آره.
دارم اینو تموم میکنم.
بوم.
پست شد.
خب، بیا دیگه. منتظرتن.
قسم میخورم یه تصادف بود،
ولی پیاده شدم و...
هیچی نبود.
آخ لعنتی.
لورا؟
لورا، اونجایی؟
ببخشید، حتماً قط شده.
کجایی؟
لورا؟
نه خنگ، منم، سارا.
سارا، اون... اون... این ممکن نیست.
کجایی بالاخره؟
اه، کنار جادهام یه جایی.
فکر کردم تصادف شده.
حالت خوبه؟
آره، وایستادم یه نگاهی بندازم.
تو ماشین بمون تا پلیس بیاد.
نه، پیاده شدم و چک کردم.
دیوونهای؟ قهرمانبازی درنیار.
نمیتونم با خودم کنار بیام اگه یکی آسیب ببینه
و من کمکی نکنم.
نه، این شبیه تو نیست.
من... همه چی روبهراه بود.
خوبه، خب، آروم برون،
ولی یه ذره تندتر برو.
نمیتونم صبر کنم ببینمت.
منم نمیتونم صبر کنم.
کلی چیز باید برات توضیح بدم.
کلی بحث داریم.
باورم نمیشه زنگ زدی.
واقعاً شوکه شدی.
یعنی، هر روز که نیست از اکست خبری بیاد...
مخصوصاً اونی که چهار ساله مرده.
یه لبخند کوچولو بزن، بیا دیگه.
بیا سارا.
آره، همین.
یه کم شلتر، عزیزم.
آره، دستاتو یه کم بالاتر.
آره، همونجا.
داغتر.
میخوام انگار تازه بهترین سکس عمرت رو کردی.
همینه.
نگران نباش، به بابات نمیگم.
یکی دیگه، آره.
عالی، گرفتیم، کات.
واو.
کاملاً محشر بود.
یعنی، باید بگم، تو خیلی... اه...
خفن و... اه...
تو فقط خیلی باحالی.
مرسی.
آره، هی، توتسکی، نه؟
-چی؟ -توتسکی.
-آخ نه، من اون کارو نمیکنم. -نه؟
آره، خب، کار تموم، وقت تفریحه.
اوپس.
گوش کن، یه کمپین ملی تازه دارم که قراره راه بیفته
و میخوام تو رو توش بذارم.
برای چیه؟
بعداً فکر میکنیم.
تو عالی میشی.
بیا، فقط یکی بکش. یکی دیگه نیست.
بیا دیگه.
آره، یکی دیگه، یکی دیگه.
آره، اوه!
بزن به هدف.
هی پتی، بیا، میخوام یکی رو بشناسونت. سایمون.
-آره. -میدونم ایجنتشی،
ولی صف عقبه، برادر.
آخ مرد، ما فقط داشتیم در مورد ایتالیا حرف میزدیم
و سارا میگفت چقدر دوست داره بره اونجا، مگه نه؟
من گفتم؟
بیا دیگه.
آخ، باید عکسای ویلاتو نشونش بدی.
همه دخترایی که رفتن اونجا اولش میگن چقدر حال میده.
چرا نمیری گورتو گم کنی؟
راستی، تو اینجا چیکار داری؟
داری برای دعوت ایتالیا لابی میکنی؟
حتی اگه کیر داشتی، نه رفیق.
شبیه واینستین؟
تری، اون نمونهها رو ایمیل کن.
و تو، جوون باهوش، گوش کن، یادمه گفتم هفته دیگه زنگ بزن.
دردسر نشو.
چائو بلا.
حرکت نرمی بود، جونیور.
واقعاً دوست نداری کار کنی، مگه نه؟
خب، من هیچوقت تو چاپلوسی خوب نبودم.
یه نکتهای داری؟
لورا.
این ساراست، دوستدخترم.
این دیوونه خودویرانگر رفیقمه، پیت.
-سلام. -اونم عکاسه.
ولی برعکس من، اصلاً موفق نیست.
-چیکار میکنی؟ -دارم کمک میکنم.
خب، ترجمهش اینه— من مد کار نمیکنم.
ترجمهش اینه— شکسته، ویلایی تو ایتالیا نداره.
ولی یه روبان براق
نو و آبی داره.
حسودی میکنی، تری؟
یعنی، عکسای پیتر عالیه.
فقط پول نیست.
این چیه، روز حمله به تری؟
نمیدونستم اینقدر تیز و بز میزنی.
باحاله.
نه مدلوار باحال، ولی باحال.
واو، حال بهم زنه.
سلام، پتی.
پیتره، از ۱۰ سالگی پتی نبودم.
پس اگه ویلات تو ایتالیا نیست، پس کجاست؟
خب، من متواضع نگه میدارمش.
کاناپه تو آپارتمان جاسپر با ویوی... دیوار.
روبانتو دوست دارم.
یه کاموآ آبی دارم دقیقاً مثل اونه.
میتونم برات شال ببافم.
برای همه میبافم.
انگار ماشتم.
یه دختری باحال، ها؟
باید این چرت و پرت هنرمند گرسنه رو قطع کنی
و برات یه کم از این مزایا جور کنی.
نذار منو آویزون بذاری، برادر.
-باشه. -اینه حرفمو.
نمیخوام برم شیکاگو.
ولی باید برسم قبل اینکه کرکسا حمله کنن.
-کرکسا؟ -آره.
یه مدل داغ مثل کیم جدا میشه،
اونا هجوم میبرن با شونههایی برای گریه کردن.
آه، کرکسا، یعنی یاروهایی مثل تو.
اون دختر سارا چی؟
فکر کردم دوستدخترته.
آره، خب...
مطمئناً، یه جورایی.
ولی کیم...
تو یاروی باکلاسی، تری.
مرسی، رفیق.
پس کی فکر میکنی برمیگردی؟
اگه با کیم جور بشه، ممکنه بمونم.
حتی اگه جور نشه، ممکنه بمونم.
آره، تازهکارا اونجا
از یه عکاس واقعی دیوونه میشن.
البته تو چیزی ازش نمیدونی.
اونا خیلی خوششانسن که دارنتو.
حق با توئه.
پس، اه، شاید بتونم از استودیو استفاده کنم وقتی نیستی؟
لعنتی، چرا که نه؟ خودتو بزن.
و یه کم از تجهیزات؟
شانستو امتحان نکن.
جاسپر، قراره هیچ کاری بکنی؟
خب، پتی.
میتونی یه لطفی کنی.
وقتی نیستم، یه چشم به سارا داشته باش.
مطمئناً، شاید ازش بخوام یه سری عکس بدیم.
اشکال نداره؟
حرکت شغلی خوبی براش نیست،
ولی چرا که نه؟
فقط گند نزن به هیچی.
خوش بگذرون.
سارا؟ جدی؟
میدونی این آخرش خبر بدیه.
آه، نه، نه، اینجوری نیست.
اون با تریه.
بعلاوه، فقط فکر میکنم میتونیم عکسای باحالی بگیریم.
درست، درست.
یعنی، میدونی لورا بهتره، مگه نه؟
چون شماها با هم عالی میشید.
لورا؟
چرا اینو میگی؟
خب، چون اون کاملاً بهت علاقه داره.
منظورم اینه که همیشه داره باهات لاس میزنه رفیق..
فقط... پیتر...
تو دیوونهتری از چیزی که فکر میکردم و همیشه فکر میکردم دیوونهای.
ببین داداش، دختره داره واسه درس خوندن تو دانشکده حقوق سگدو میزنه، بعدشم رفته برای تری کار میکنه.
این باید یه چیزی حساب بشه.
هر زنی که بتونه این کارو بکنه
یه جور زنیه، برادر.
– اون با من لاس نمیزنه. – آخه…
باور کن، کاش میکرد.
چی باعث میشه اینقدر مطمئن باشی؟
چون ازش خواستم بریم بیرون
و منو رد کرد.
واو، جدی؟
آه.
پس حتی باهوشتر از چیزیه که فکر میکردم.
آره، مرسی.
خوب به نظر میرسیم.
نمیرسیم.
هی، تو کاملاً عاشقش میشی.
بهترین چیزی که تا حالا چشیدی.
-خورخه، هی. -هی، هولا، پیتر.
فکر کنم باید حداقل دو تا تاکو بگیری.
من با دو تا تاکو شروع میکنم.
و حتماً ذرت.
خورخه، نظرت در مورد شال چیه؟
اکسلنته.
اکسلنته، آره.
واو، واقعاً خوب بود.
خوشحالم زنگ زدی.
آره، وظیفهم بود.
وقتی دوستپسرت ازم خواست چکت کنم، من—
چرا هی اینو میگه؟
تری دوستپسر من نیست.
تری دوستپسر همهست.
ازم عکس میگیری؟
م-هم، آره.
درست.
آماده؟
[صدای دوربین]
آه، واو، واقعاً خوبه.
تو واقعاً با استعدادی.
پست کردن.
باور میکنی بیش از یه میلیون فالوئر اینستاگرام دارم؟
آره، آره میتونم.
دیوونگیه.
ولی میدونی، واقعاً اینجا رو دوست دارم.
اینقدر عادیه.
از اون مهمانیهای پرزرق و برق خسته میشم.
آره، حتماً خستهای از اینکه همه عاشقت باشن
و همیشه پرستش بشی، مگه نه؟
خب، کار زیادیه.
ولی واقعاً پولی بابتش نمیدن.
کلی چیز مجانی و تبلیغ میگیری،
ولی، یعنی، فکر کنم اونقدرا بد نیست.
ولی ببین کی داره حرف میزنه.
شرط میبندم مرکز توجهی
هر بار که نمایشگاه بزرگی داری.
یعنی، من یه دو تا عکس تو نمایشگاه گروهی داشتم.
پس... نه.
ولی به زودی.
تو یه روز معروف میشی.
میدونم.
باید یه جلسه عکس واقعی بدیم یه وقت.
آره، من... منم داشتم همینو فکر میکردم.
آره، میتونیم جادو بسازیم.
من میتونم موست باشم.
پتی، تری دوستپسر من نیست.
واقعاً؟
بیشتر مشروب خوردن شروع کردم.
که حتی بدتر از مخدرا بود.
خب، دوستات چی شدن؟
مدلای دیگه، عکاسا.
در مورد اون قضیه ۳۰ سالگی اشتباه میکردی.
برای من ۲۴ بود.
یهو، دیگه اینفلوئنسر نبودم
و اون کل جمع منو ول کردن سرد.
اونقدر بد شد.
اونقدر بد که فکر میکردم مردا دارن میریزن تو آپارتمانم
و من تقریباً لخت دویدم بیرون، جیغ میزدم،
تا همسایهها پلیس زنگ زدن.
من... نمیدونستم اونقدر بد بوده.
هنوز یه سری فالوئر اینستاگرام داشتم،
ولی اون یه قرون نمیآورد.
پس، شروع کردم گارسونی و یه صبح...
وقتی نیومدم...
منو بیهوش پیدا کردن.
بطریها همه جا.
و همه اون روز شنیدن که مردهم.
ولی چطور نشنیدم زندهای؟
دیگه نمیخواستم هیچ قسمتی از اون دنیا باشم.
پس، گذاشتم شایعهها بمونه و من مرده بودم.
وقتی تری بهم گفت حتی سؤال نکردم.
چطور یکی میتونه اینقدر در مورد همچین چیزی اشتباه کنه؟
فکر آرزویی.
"هی، رفیق.
شنیدی؟ سارا مرده."
دقیقاً همینو تو voicemail گفت.
تری.
کافیه حرف.
زود باش دیگه؟ دارم میمیرم.
نه، دوباره نه.
این خیلی باحاله.
باورم نمیشه تا حالا این کارو نکردم.
با کی دست تکون میدی؟
اون یارو.
فکر کنم میخواد مسابقه بده.
-نه، صبر کن، نه، سارا، اون نمیخواد با ما مسابقه بده. -آره، میخواد با ما مسابقه بده.
نه، هیچ جور لعنتی نمیخواد مسابقه بده.
میخواست با ما مسابقه بده.
نگاه، باورم نمیشه ۲۰ سالته
و هیچوقت رانندگی یاد نگرفتی.
میتونی یه کم بهم فضا بدی؟
-آره. -باحال.
-باشه، آمادهای؟ -آره.
فقط دور موتور نگیر.
نگرفتم. فراموش کردم دنده بریزم.
آه، جهز.
دارم عصبی میشم.
من... دیگه نمیخوام رانندگی کنم.
-صبر کن، نه، صبر کن، داری مثل بچه لوس رفتار میکنی، باشه؟ -بس کن.
نگاه، فکر میکنی میتونی هر کاری دلت خواست بکنی چون مدلی؟
نمیتونم؟
خب، تو ۲۰ سالگی باحاله.
تو ۳۰ سالگی باحال نیست، باور کن.
آه، فکر نمیکنی تو ۳۰ سالگی باحالم؟
نه، نه، اینجوری نیست.
فقط، تو ۲۰ سالگی عملاً پیرمردی.
دخترا از ۱۶ سالگی این کارو میکنن.
شانسشون. نباید میرفتم مدرسه.
چرا رفتم مدرسه وقتی میتونستم همه اون وقت مدلینگ کنم؟
داری چیکار میکنی—
-حالا رانندگی میکنم. -از کجا آوردی اینو؟
سایمون داد بهم.
-آمادهای؟ -صبر کن، صبر کن، اونجوری رانندگی نمیکنی.
جدی میگی؟
تو خیلی— آه، خدایا.
میدونی چی؟ آره، من رانندگی نمیکنم.
تو رانندگی کن.
من پیاده میرم خونه.
هی.
خرناس؟
البته.
یه لیوان شراب؟
واضحه.
واقعاً— واقعاً بخاطر خرناسه؟
از موعظه کردن صرفنظر کن.
یه دختر میتونه یه کم شراب بخوره تا خوابت ببره.
من... نگران اون کم شراب برای خواب نیستم.
اون بطریایه که احتمالاً با شام میخوری.
استرس زیادی دارم، باشه؟
یعنی، تو بچه سه ساله داری؟
آه، راست میگی، نه.
نداری.
یا مشکلات بیپایان تو ازدواجت داری؟
آه، راست میگی.
ازدواج نکردی.
واو.
آه، خدا.
من... ببخشید، اسلون، اون—
اون واقعاً بیجا بود.
فقط...
ما ماههاست سکس نداشتیم.
اینقدر تنها حس میکنم.
عزیزم، چرا تحمل میکنی یه مرد رو
که اینقدر از نظر احساسی در دسترس نیست؟
یعنی، وقتی آشنا شدیم اینجوری نبود.
میخواست دنیا هنر رو فتح کنه.
اون بود که عاشقش شدم.
حالا، حتی یه سال
دوربینشو لمس نکرده.
شنیدم.
آره، خب، کی اهمیت میده؟
لورا، خوبی؟
شش، خوبم، برو بخواب.
قبلاً این جاده رو رفتم.
یه کم زیاد واینو.
وقتی سارا شروع میکرد، نمیتونست باقی بمونه.
اینو هزار بار شنیدم.
میتونیم فقط بخوابیم؟
داشتم یه خواب عجیب میدیدم.
همم.
در مورد سارا، زنده بود.
عالی.
یعنی، اون بزرگتر و آرومتر بود.
مثل سنی که الان میبود اگه نمرده بود.
زیاد مشروب میخورد، میفهمم.
لطفاً بس کن؟
ببخشید.
نمیخواستم اینو در مورد تو کنم.
همم.
واقعاً این...
خواب فوقالعاده واقعی بود.
اون از هیچ جا زنگ زد و—
واو، خیلی باحال.
ببخشید، فقط دلم میخواست حرف بزنم.
نه، بگو.
عاشق شنیدن در مورد دوستدختر مردهت... هستم
دوباره.
درست.
نگاه، ببخشید.
اون بد بود.
از خوابت بگو.
مهم نیست.
بذار بیام تو.
نمیتونم اینطوری ادامه بدم.
چی میگی؟
میخوای کمک کنی بخوابم؟
واقعاً خستم.
بیا، خطرناک زندگی کن.
مدتهاست.
میخوای بذاریش تو؟
امیدوارم، اه...
امیدوارم حالا بتونی بخوابی.
آه، میخوابم.
کمک، کمک، یکی تو آپارتمانم شکسته!
سارا، بس کن، هیچکی تعقیبت نمیکنه.
اونا دارن تعقیبم میکنن.
همیشه یکی تعقیبم میکنه.
کمک، کمک، یکی تو آپارتمانم شکسته.
شش.
لورا رو بیدار نکن.
داری چیکار میکنی؟
داری چیکار میکنی؟
چی— چی داری میکنی؟
بیا دیگه.
پیتر.
لورا، هی.
چطوری؟ مدرسه چطور پیش میره؟
میدونی، سال اول تموم شد. یه اینترنشیپ گرفتم
تو یه شرکت حقوقی، پس دیگه برای تری برده نیستم.
هالهلعنتیلولیا
تو چی؟ عکاسی معجزهآسا چطوره؟
عالیه، آره، دارم یه سری کارا میکنم که خیلی هیجان دارم.
آه، عالیه.
هی، ببخشید نمایشگاه آخریت رو از دست دادم.
واقعاً میخواستم برم، ولی امتحان گنده داشتم روز بعدش، پس...
امتحان؟
آه، من... نمیدونستم.
آره، ولی کیه نمایشگاه بعدیت؟
عاشقم بشه باهات برم.
در واقع، یه تا دارم که...
پتی!
-هی. -سلام.
تو دو دقیقه ۱۲ هزار لایک گرفتم تو پست اینستاگرامم،
باور نمیکنی دیوونهست؟
اه، سلام، من سارام، خوشبختم.
آره، اه، میدونم. ما... ما آشنا شدیم.
با هم تو شات کار کردیم.
آه! آه، آره، درست،
تو استایلیست بودی تو شاتی که من و پتی اولین بار آشنا شدیم.
و پتی اولین بار آشنا شدیم.
آره، اه...
میرم تو.
دوستپسرم واقعاً منتظره.
آره، ما هر دو دانشجو اینجاییم،
و قراره برای امتحان درس بخونیم، پس بعداً میبینمت.
صبر کن، لورا، من—
قراره بره دوستپسرشو ببینه.
بیا، بریم جادو بسازیم.
دختر لورا رو دوست دارم.
باحاله.
آره. نه، من... منم دوستش دارم.
دوستپسرش حتماً عالیه.
به نظر میرسه واقعاً عاشقه.
تو چی؟
عاشقی؟
دوست داری منو؟
فقط— فقط یه ماهه.
پس چی؟
میدونی چی حس میکنی.
دوست دارم.
من... م-هم.
بگو.
این فقط چیزی نیست که بگم.
محتاطم.
با من لازم نیست محتاط باشی.
هیچوقت کاری نمیکنم آزارت بدم.
شرط میبندم دوستپسر لورا بهش میگه عاشقشه.
من، اه...
دوست دارم.
باشه؟
خوشحالم.
بیا بچه بسازیم.
این قراره عکس جادویی بشه.
آره.
خب، چطور بود؟
عالی بود.
باورم نمیشه این کارو کردی.
رفیق قبل از کس، مرد.
ببخشید، تری، واقعاً، ولی...
گفتی عاشق کیمی.
منم بهت گفتم سارا دوستدخترمه.
کیم هیچ ربطی به این نداره.
من هیچ ربطی به چی ندارم؟
هیچی. دارم با ایجنت حرف میزنم.
خصوصیه.
ببخشید.
چرا اصلاً اهمیت میدی؟
به نظر میرسه داری با کیم اونجا میمونی.
اون نکته نیست.
به نظر میرسه میخوای کیکتو داشته باشی و بخوری هم.
من کیک دوست دارم.
داریم در مورد بچهدار شدن حرف میزنیم.
باشه، صادقانه نمیدونستم شماها با همید.
باید چک میکردم.
موفق باشی، حرامزاده. قراره نیاز داشته باشی یه شغل واقعی پیدا کنی،
چون قراره ورشکست شی نگه داشتن اون کس با شراب و کوکائین.
آره، از طرف یارویی که هر دوشو به زور بهم داد.
فکر کردم تنهایی.
تو واقعاً یه حرامزاده لعنتیای.
گوه تو کونت، تری.
کاش هیچوقت اون روز باهات آشنا نمیشدم. زندگیمو خراب کردی.
آه، بو هو.
تو هیچکس بودی. من ساختیت یکی.
چرا تو و دوستپسر بازندهت
برنگردید هیچکس بودن؟
و من میتونم اینو بسازم.
پتی به سختی هیچکسه.
عکساش گه میخورن!
از وقتی میشناسمش حتی یکی نفروخته.
خب، گالری توبلوم اینجوری فکر نمیکنه.
توبلوم؟
توبلوم قراردادش نبست.
نمیدونستم چطور بهت بگم.
خجالت میکشیدم. گوه تو کونت، تری.
وان گوگ هیچوقت یه نقاشی نفروخت.
فقط پول نیست.
درست.
و تو، کس.
تو خیلی نزدیک به تاریخ انقضات.
تعجب میکنم چقدر طول بکشه وان گوگ اینطرف
تو رو پاس بده به یه یاروی دیگه پایینتر تو زنجیره غذایی.
اگه حتی لعنتی ممکن باشه.
گوه تو کونت.
نمیتونه این کارو بکنه.
میتونه؟
-میتونه؟ -چی؟
شغلمو خراب کنه؟
-نمیتونه این کارو بکنه؟ -نه، نه، نه، نه، نه.
هیچوقت نمیذارم این اتفاق بیفته.
تو چی؟
قراره منو پاس بدی به یکی دیگه؟
نه.
چون عاشقمی؟
-بگو. -چون...
چون...
چون...
بگو.
چون من... من دوست دارم.
فکر میکردم اینو نمیگی.
این کار تو نیست.
اینجا چیکار میکنی؟
پیر به نظر میرسی.
مگه نباید مرده باشی؟
هنوز دو سال وقت دارم.
آه، آره؟ خب، عجله کن.
دوست دارم با زندگیم ادامه بدم.
برو جلو. کی جلوتو گرفته؟
تو!
از اون عکس متنفرم.
باورم نمیشه تو خونهمون آویزونه.
میدونی این چقدر آزارم میده؟
ببخشید، پتی.
تو فقط نمیری هیچ جا.
دارم بازخوردهای عالی از کارای جدیدم میگیرم.
تو دو ساله هیچی نفروختی.
من جوونتر نمیشم.
دیگه وقت تلف کردن ندارم.
تو فقط ۲۲ سالته.
عملاً پیرمردی.
مگه این چیزی نبود که گفتی؟
باید برم.
اوپس.
فراموش کردم اینو.
صبر کن، صبر کن، صبر کن.
میدونم خیلی طول کشید برسم، ولی...
دوست دارم.
اونجاست.
بذار برات بردارمش، عزیزم.
باشه.
بفرما. امشب عالی به نظر میرسی.
مرسی.
هی! ایتالیا میبینمت، حرامزاده.
وو هو!
بعضی وقتا تعجب میکنم اگه واقعاً دیدمت.
اگه تو واقعاً منو دیدی.
یا فقط ماسکهایی که پوشیده بودیم.
فقط بخاطر عکاس بودنت با تو بودم
و فکر میکردم چیزی ازش به دست بیارم؟
نه، ما عاشق هم بودیم.
ماسک نداشتیم.
حتی وقتی درد داشتیم لبخند میزدیم.
و حتی وقتی ناراحت نبودیم اخم میکردیم.
حس واقعیمونو پنهان میکردیم.
برای محافظت از خودمون.
فکر کنم.
تعجب میکنم دنیا اگه همه ماسکامونو برداریم چی میشه
بهتر میشه، یا...
یا فقط همه چی رو خراب میکنه؟
همه چی رو خراب میکنه.
صداقت خام زیادی میشه.
نه برای من.
کاش ماسک داشتی روزی که منو ول کردی.
صداقتش خیلی زیاد بود.
من تو رو ول نکردم.
تو بدون هشدار منو برای یه یاروی دیگه ول کردی.
یه یارو با پنتهاوس و آژانس مدلینگ، اضافه کنم.
فکر کنم اینو ول کردن بگم.
میرم تعریف ول کردن رو چک کنم
و در موردش حرف میزنیم.
تو باعث شدی از همه کارام که تا حالا کردم متنفر شم.
حتی نتونستم به هیچکی اعتماد کنم.
واقعاً؟
چون قرار بود موست باشم.
یه بچه ۲۲ ساله چطور نباید تو اون همه زرق و برق گیر کنه؟
سعی کردم هشدار بدم.
یاروهایی مثل سایمون، اونا— شکار دخترای جوونن.
آره، به روش سخت فهمیدم.
ولی وقتی برگشتم پیشت، برنگردوندیم.
پس کی کیو ول کرد؟ یا کیه؟
دقیقاً این اتفاق نبود.
تصور کن زندگیمون چقدر فرق میکرد
اگه برنگردونده بودی؟
هر دوش مرده بودیم.
احتمالاً چون همدیگه رو میکشتیم.
کیه، اه— کیه.
این، اه— کیه.
یه دختر تقریباً لخت میآد پایین پلهها.
و داد میزنه اونا دارن سعی میکنن تجاوز کنن.
پس ۹۱۱ زنگ میزنم.
بعدیش داره تو خیابون داد میزنه میدوه.
مردارو دیدی؟
نه، هیچکی نبود جز اون.
در رو شکستن و، اه،
بعد من، اه، فرار کردم.
اشکال نداره. ما الان اینجاییم.
اه، من... به زور فرار کردم، ولی بعد، اه،
داد زدم و بعد دنبالم کردن.
و، اه، دنبالم کردن— اونا— اونا، اه—
اه، اونا— اونا این بار دنبالم نکردن.
-این بار؟ -م-هم.
اه، این بار فرار کردم، ولی میتونن— میتونن برگردن.
من، اه— اون خانم، همه اون خانم رو دیدن.
پلیس زنگ زد و، اه،
باید به ایجنت زنگ بزنم.
ایجنت— ایجنت من، سایمون.
اون همه چی رو درست میکنه.
اه، اه، من—
نمیتونم تصور کنم چطور در رو درست کردن.
در رو درست کردی؟
اه، نه، خانم.
آه، افتضاحه.
اونا— اونا جای رو به هم ریختن.
اه، میتونم براتون چیزی بیارم؟
یه لیوان آب میخواید؟
-نه. نه. -نه مرسی. خوبیم.
اه، سیگار میکشید؟
سیگار میخواید؟
هی، گفتن بیش از دو سال تو آژانس نبوده.
هیچکی زنگاشو جواب نمیده.
اه، ازش خبری داری؟
-اه، هنوز نه. ببخشید. -م-م-م.
اه، سایمون درستش میکنه.
مطمئنم میکنه.
اه، خانم، اشکالی نداره در مورد این بگید؟
نمیدونم این چیه.
اشکالی نداره یه نگاهی بندازیم؟
نه، البته. آه، آره.
اه، بنشینید. مرسی.
باشه.
مردایی که تو آپارتمانم شکستن باید گذاشته باشن.
- اه-هاه. - -چکش میکنیم.
من فقط یه بچه بودم وقتی تری پرسید مدلی؟
و...
بعدیش میدونم، دارم باهاش تست میدم.
دارم باهاش شات میدم
و باهاش میخوابم.
و بعد مدلم.
یه کالا.
ببخشید. من... نمیدونستم.
قبلاً گفتی.
شاید فقط نمیخواستی بدونی چقدر بد بود.
این عادلانه نیست. ازت دفاع کردم.
هر عکاس، مدیر،
مشتری تو شهر داشتم لمسم میکرد.
چرا چیزی نگفتی؟ به آژانست بگو.
و ریسک بیکاری؟
نه.
باید وانمود میکردم دوست دارم.
بعضی وقتا تعجب میکنم زندگیم چی میشد
اگه با یاروهایی مثل نمیبودم
سایمون و تری و تو.
منو با قایق تری نذار.
نه هر یارویی مثل اونه.
هر یارویی اینو میگه.
میدونی، تعجب میکنم زندگیم چی میشد
اگه فقط با یه بچه خوب آشنا میشدم و بچههای خودمونو داشتم.
شاید اونوقت لازم نبود اینقدر جوون بمیرم.
ولی تو نمردی.
همه اون وقتی که ازم دزدیدن مرده.
و میخوامش برگردونم.
تو اینجایی.
سارا، نمیدونم در مورد این.
پیتر، نه. نرو.
پنیر بگو.
پیتر، آه، خدای من.
اینجا چیکار میکنی؟
دارم رویداد رو کار میکنم.
آه. آه، البته.
با نیکون معروف اروینگ پنت.
درست. خب، در واقع، فقط عکسای لحظهای میگیرم
تو رویدادایی که کار میکنم، یه کم پول اضافه درمیارم
در حالی که کار واقعیمو میکنم.
کار واقعيت؟
من یکی از بارتندرم.
آه، واو. باشه.
ولی هنوز عکاسم از نوع دست و پا گیر.
ولی این چیزیه که میکنیم در حالی که دست و پا میزنیم.
ما، اه، بار تند میکنیم، میز سرو میکنیم. خیلی رمانتیکه.
مم.
خب، خوشحالم که کارو ول نکردی.
همیشه کاراتو دوست داشتم.
فکر میکردم عکست روح آدما رو میگیره.
تو همیشه خیلی مهربون بودی.
خب، اون موقع بهت نمیگفتم.
یعنی، خیلی ناامن بودم
و تو خیلی ترسناک بودی.
من؟ ترسناک؟
آره. با اون لبخند باحال و نیکون قشنگت.
خدا، اینقدر عاشقت بودم.
نمیدونستم.
خب، اگه اینقدر خنگ نبودی.
خب، اگه دوستپسر نداشتی.
دوستپسر؟
آره. وقتی باهات برخورد کردم،
تو راه دیدنش بودی.
آه، خدا.
اه، خجالتآوره.
اه، فقط گفتم
چون با سارا بودی.
خدا، اینقدر حسودیم شد.
آه، من کاملاً بهت علاقه داشتم،
ولی فکر میکردم علاقه نداری.
مثل دیوونهها فلرت کردم.
شاید تو اونقدر خوب فلرت نمیکردی.
مم، فکر کنم باید تکنیکمو کار کنم.
یه کم مشکوک.
بهتر؟
اه...
باید نیتمو واضحتر کنم؟
گفتی خنگم.
آه، واو.
صبح بخیر.
صبح بخیر، به تو هم.
-آه. -آه، میدونم، نه؟
حتماً فکر میکنی من کاملاً کسکشتم.
امیدوارم فکر نکنی من همیشه این کارو میکنم.
نه، نه، امیدوارم فکر نکنی من همیشه این کارو میکنم.
نه. اصلاً.
آه، خدا. امیدوارم نگرفتی
عکس ازم وقتی خواب بودم.
افتضاح به نظر میرسم.
نه، به نظر—
عالی به نظر میرسی.
اروینگ پن، ببخشید...
ولی فکر کنم به دوربین جدید نیاز داری.
ترجیحاً یکی با صفحه روش
تا بتونم ببینم چی گرفتی و بعد پاکش کنم.
خدا، نمیتونم صبر کنم عکسایی که از آخرین باری که دیدمت گرفتی ببینم.
تو از وقتی دیدمت گرفتی
اه، یه جورایی حس گناه میکنم در مورد اون.
یه جورایی暗示 کردم— خب، در واقع، گفتم
که هنوز عکاسی میکنم، ولی...
نمیکنم.
چی؟ چرا نه؟
فقط، میدونی، اشتهامو از دست دادم،
موجودیمو از دست دادم یا هر چی.
آه، چرت. نمیتونی فقط اشتهاتو از دست بدی.
تو یکی از با استعدادترین عکاسایی هستی که میشناسم.
فکر کنم خیلیا با این مخالف باشن.
مثل کی؟ تری؟
از ۱۴ سالگی عکاسی میکنم.
حتی مدرکشو گرفتم، ولی...
چقدر رد شدن میتونی تحمل کنی قبل اینکه بفهمی...
کافیه نبودی؟
پیتر، برای موفق شدن
دو تا چیز لازم داری.
استعداد و پشتکار.
با استعداد زیاد و بدون پشتکار،
هیچ جا نمیری.
ولی با پشتکار و یه کم استعداد
قراره برسی به قله.
فکر میکنی چطور از حقوق گذشتم؟
تو کلی استعداد داری.
فقط باید رو پشتکارت کار کنیم.
نمیتونی تسلیم شی. نمیذارم.
حالا، وقتشه موجودیتو برگردونی.
یه کم از پشتکارمو بهت میدم.
من موست میشم.
باورم نمیشه اینقدر طول کشید با هم باشیم.
چیزا میتونستن خیلی... فرق کنن.
واقعاً عالی به نظر میرسی.
مرسی.
اون عالیه.
برای تو عالیه، مرد.
برای اون متأسفم، ولی.
و حتی باحالتر از ۲۰ سالگیشه.
و وکیله، نه مدل.
وقتش بود شماها وصل شید.
بعلاوه، هیچوقت نمیدونی کی ممکنه دستگیر شم.
یا محتملتر کی دستگیر شی.
فقط امیدوارم یادت بمونه کی سعی کرد
شماها رو وصل کنه اولین بار.
حق با تو بود.
آره، مرد، اگه چیزی هنوز اونجاست، من همهشم.
مخصوصاً چون خیلی تنها بودی از وقتی سارا...
هنوز برای لورا متأسفم، ولی.
دوست داره یا...
باورم نمیشه اینقدر طول کشید بپرسی.
منم.
حس کردم باید کار رفیق خوب رو بکنم قبل از اینکه بپرسم.
این کار رفیق خوبه؟
-دارم سعی میکنم. -بد نیست.
-باشه، آمادهای؟ -نه، نه، نکن.
میدونی چقدر از عکس گرفته شدن متنفرم.
خب، نباید به دوستپسرت یه دوربین جدید فوقالعاده میخریدی.
اینی که هستی؟
دوستپسرم؟
امیدوارم.
بیا، عالی به نظر میرسی.
آره، اونجاست.
بهتره تو نمایشگاه بعدی نبینمشون.
ولی این ریسکیه که میکنی وقتی با یه آرتیست قرار میذاری.
-بذار ببینم. -بگیر.
آره؟
-پاک کن. -واقعاً؟
چی بگم؟ من وکیلم، نه مدل.
آره، ولی فکر میکردم نردهال دوست دارن موهاشونو باز کنن.
روز بد مو.
درست نیست.
خیلی هیجان دارم.
قراره عاشق سورپرایزت شی.
این بهترین غذا تو الایه.
-هولا، jefe. -کِ پَس، لورا؟
میتونم دو تا تاکو کارنه آسادا داشته باشم؟
امروز کاکتوس داری؟
-آره. -آه، کاکتوس دوست دارم.
کاکتوس دوست داری؟ خیلی خوبه.
اه، هر چی تو میخوری.
اه، مرغ؟ مرغ دوست داری؟
-م-هم. -میتونیم دو تا مرغ هم داشته باشیم؟
خیلی متأسفم. نمیدونستم.
چطور میتونستی؟
باورم نمیشه این دقیقاً جاییه
که اولین قرارت رو داشتی.
اگه میدونستم، هیچوقت اینجا نمیآوردمت.
اشکال نداره. مدت زیادی گذشته.
چقدر گذشته از وقتی رفت؟
دو سال.
اصلاً زیاد نیست.
دو سال گذشته بود از وقتی با هم
نبودیم، پس...
تا حالا نشونت دادم اینو؟
ببخشید، صفحهش شکسته.
زیبایی بود.
خدا، فقط یه بار دیدمش، ولی فکر میکردم باحاله.
وقتی تو مجلهها میدیدمش حال میکردم.
یه دقیقه مثل دیوونه کار میکرد.
عمدتاً ادیتوریال، پس پول نه، ولی کلی شهرت.
این عکسو گرفتم.
خیلی در موردش میگه.
روحشو میگیره.
دوست دارم از تو عکس بگیرم.
روحتو بگیرم.
مم، نمیتونم رقابت کنم با اون.
رقابت نیست، و آره، میتونی.
اون دختر فقیر.
گیر افتاده تو اون دنیا مخدر و الکل.
امیدوارم بالاخره آرامششو پیدا کرده.
منم.
یادت میآد؟
من، اه...
فکر کردم حال کنی با این.
اینو بعد اولین بوسهمون ساختیم.
سارا، من— نمیتونم. من—
ازدواج کردم. اون— این بخاطر اون نیست که اینجام.
اون بخاطر اون نیست که اینجام.
بیا، چای درست کردم.
- داداش. - آه!
داداش، اونجاست.
لورا!
-خیلی عالیه دیدنت. -سلام.
واو. باید بگم، عجیبه
که با یارویی قرار داری که به یه مرد بزرگ دیگه میگه داداش.
مم، نکته گرفته شد.
آره، داداش رو برای غارنشینای این دنیا نگه میدارم.
-آه، هی، داداش. -آه، سلام.
همون جاسپر قدیمی.
انگار هیچی عوض نشده.
نگاه کن ما تو همون استودیو قدیمی دوباره.
وقتی پیتر بهم گفت که هنوز با تری کار میکنی،
باورم نشد.
آره، در واقع تقریباً خوبه.
یارو الان آرومه.
- واقعاً؟ - نه.
ولی خوبه ببینم شماها با همید، مرد.
آره، بهم گفت که همیشه فکر میکردی ما زوج عالی باشیم.
آه، خب، جدی گفتم. نگاه کن شماها، مرد.
باید زودتر بهت گوش میدادم.
خیلی زودتر.
م-هم. همیشه باید به من گوش بدی.
همه باید همیشه به من گوش بدن.
ولی قطعاً نگفت که پرسیدی
اگه دوستی دارم.
آره.
خب، خدا رو شکر این کارو نکرد.
م-هم.
ولی در جواب اون سؤالی
که قطعاً نپرسیدی،
این بهترین دوستم، اسلون.
اه...
سلام. من... من جاسپرم.
سلام، جاسپر.
-سلام. -خوشبختم—
-دست دادن محکمی داری. -اون— آره، اون عجیب بود.
این...
هی، پیتر، سریع. فقط، اه،
بهترین دوستدختر رو داری.
و لیاقت این زن رو نداری.
واقعاً نداری.
اه، میخوای— میخوای تجهیزاتمو ببینی؟
-اون— مثل استودیو؟ -تجهیزاتت؟
-تجهیزات استودیو. -آره، بیا تجهیزات رو چک کنیم.
آره، بیا این کارو کنیم.
-واقعاً؟ واقعاً؟ -آره.
آره، بریم.
ولی من— نمیفهمم چرا—
چرا نباید.
چون دو ساله با هم نبودیم.
نمیتونیم فقط ازدواج کنیم.
ولی گفتی عاشقمی.
نه، نه، من— من بودم.
پس دروغ گفتی؟
بودم. هستم. فقط—
زمان ما تموم شده، باشه؟
گوه تو کونت.
ممکنه دیگه مدل نباشم،
ولی تو هنوز یه بازندهای که نمیتونه یه عکس لعنتی بفروشه.
قبلاً گفتی.
از آپارتمان لعنتیم برو بیرون.
از آپارتمانم برو بیرون!
برو بیرون!
توسط خیلی بهتر از تو ول شدم.
هنوز عکسهامو دوست داری.
حداقل اون چیزی بود که گفتی.
آره، خب، همه چیزای زیادی میگیم، مگه نه؟
-لطفاً. -نه، نکن.
-میدونم الان به نظر ایده خوبی میآد... -لطفاً.
-...یا فردا تا ببینی چقدر طول— -لطفاً، باید ازدواج کنی.
-بس کن! فقط بس کن! -لطفاً. لطفاً.
- فردا میبینی که—
-گوه. -لطفاً نرو.
-لطفاً نرو! -این کارو نکن!
-لطفاً، بس کن. -لطفاً نرو. لطفاً.
نمیتونم این کارو بکنم. نمیتونم این کارو بکنم.
اون دو هفته قبل مرگش بود.
اینقدر ترسیده بودم از اینکه چقدر نابود شده بود.
فرار کردم به تپهها.
خب، قابل درکه.
وقتی مرد، فقط حس کردم...
گناه.
اگه باهاش ازدواج کرده بودم چی؟
فکر میکنی هنوز زنده بود؟
نمیتونی این کارو با خودت بکنی.
اونقدر عمیق غرق شده بود، نمیتونستی نجاتش بدی.
فقط خودت غرق میشدی.
هی، مرد. اه...
-عالی به نظر میرسی. -تو هم.
آره، میدونم. ما مثل گه تمیز میشیم.
اه... خوبی؟
-آره، آمادهم. -باشه.
این خیلی زوده نیست.
نه، اصلاً.
باشه. یعنی، فقط چند ماه گذشته.
هنوز میتونی یه سال دیگه ازدواج کنی.
نه، هیچ جوری. نگاه...
فقط آرزو دارم شش سال پیش بود.
شاید— شاید سارا زنده بود.
ووا. اه...
اون زیادهرویه.
و اهمیت نمیدی که نمیخواد بچه؟
نه، اون فقط— میخواد من برگردم به کار.
اون... عالیه.
باشه، مرد. اگه کار درسته، من همهشم.
آه، و، اه، یادت نره.
من و لورا کاملاً ایده تو بود.
و فقط چون با دوستش اسلون وصل شدی،
حالا شک داری؟
آره، اینجوری کار میکنه. تبریک، رفیق.
باشه.
دوستان و خانواده عزیز،
امروز جمع شدیم
تا اتحاد مادامالعمر
لورا و پیتر رو جشن بگیریم.
مسیرهای جداگانهای رو جشن میگیریم
که باعث شد با هم بیان،
و با خوششانسی
به این سفر جدید
که قراره به عنوان شریک شروع کنن میفرستیمشون.
از این به بعد باید آماده باشید
دیگه هیچ تصمیمی رو جداگانه نگیرید...
ولی به شریکتون فکر کنید.
هر دوی شما آمادهاید این کارو بکنید؟
نه.
ببخشید، فقط شوخی کردم.
حالا شما رو شوهر و زن اعلام میکنم.
ببخشید یه ثانیه. میدونم.
قراره الان فرار کنی؟ چی—
- آه، اون پیتره. - دستشویی اون ورشه.
همیشه فرار میکنه.
عظیمه.
واو. این حداقل دو دلاره.
سارا؟
نه. اما.
خوبی، پیتر؟
داری چیکار میکنی، مرد؟ مرده.
-تو هم دیدیش؟ -کیو؟
اون آدمی که الان گفتی، سارا.
در مورد زنت حرف میزنم، لورا.
اون خسته مرده و میخواد تو رو تو اتاق ببینه
برای یه کم استراحت.
آره. م-هم.
مم.
آه، بخاطر خدا.
سلام؟
نه. صبر کن.
برای توئه.
سلام؟
گفتم زنگ نزن.
نه، چون چیزی برای حرف زدن نیست.
باشه. باشه.
فقط یه دقیقه.
چی؟ چی بود اون؟
تری بود.
میخواد بیاد حرف بزنه و بهش گفتم نه.
ولی...
اصرار کرد.
اه، عجیبه. کی میآد؟
گوه.
اشکالی نداره؟
من دیگه نیستم.
باورم نمیشه، پیتر.
شب عروسیم؟
ببخشید.
اینجا چیکار میکنه؟ برو بیرون.
هیچ جا نمیرم.
باید تنها باهاش حرف بزنم.
داری میترسونیش.
تو باید لعنتی بترسی.
نه! نه! بس کن!
بس کن! بس کن! بس کن!
هر چی میخوای به من بگی، میتونی جلوی پتی بگی.
هی، این بزرگترین اشتباه عمرت.
میتونی با شغلت خداحافظی کنی.
کسکش لعنتی احمق.
میتونستم بکشمش.
-خوبی؟ -آره.
-خوبم. -آه، خدای من.
آه، پیرهنت پاره شده.
فقط یه پیرهنه.
شاید بتونم برات یه جدید ببافم.
-تقریباً چاقوش زدم. -آره.
تقریباً.
هنوز حس بدی دارم از اینکه همه چی پیش رفت.
منم.
سارا مشکلدار بود. هر دوش عاشقش بودیم.
حداقل حالا تو یه جای خیلی بهتره.
امیدوارم—
امیدوارم آرامشی که میخواست رو پیدا کرده.
گذشتهها، رفیقم.
گذشتهها.
میذاری آویزون بمونم؟
اینه حرفمو، درست؟
باشه، پس در مورد این قرارداد حرف بزنیم.
آره، یعنی، بخاطر همین اینجاییم.
چیزا واقعاً خوب پیش رفته برام.
همه این مجلههای مد خارجی، نقدی میدن.
پس من تو این چیزا افتضاحم.
و نمیتونست برای یاروی باحالتری اتفاق بیفته.
جز شاید من.
باشه، باشه، فهمیدم؟ فهمیدم، پتی.
نگاه.
پتی...
لورا راست میگفت.
ازت حسودی میکردم.
ممکنه همیشه شکسته باشی.
ولی کاری که دوست داشتی رو میکردی.
من فقط بیرون بودم یه عالمه پول درمیآوردم و کس میکردم.
پس میخوام جبران کنم.
میدونی؟ احترام بذارم به همه این آثار هنری عالی که مجانی ساختی.
که درست نیست.
زیبا. فقط زیبا.
همیشه اینو دوست داشتم.
پس قرارداد اینه.
حسابدارم هی میگه باید همه این پول نقدو...
به وسایل راحتتر تبدیل کنم.
آیآراس، میدونی چی میگم؟
چی منظورت؟
بیا، یه چیزی نشونت بدم.
آره.
پس اینجوری میکنیم،
و میخوام تو هم توش باشی.
اسکناسهای پنج هزار دلاری.
مثل کیک داغ اینجا درست میشن.
بهت چالش میدم فرقشو بگی.
جاسپر، یه دسته بده.
اسکناسهای پنج هزار دلاری؟
حتی نمیدونستم وجود دارن.
کجا بودی؟
صبر کن، این چه ربطی به عکاسی داره؟
باهاشون چیکار میکنی؟
خرجشون کن، البته.
تو کدوم جای دنیا میتونم یه اسکناس پنج هزار دلاری خرج کنم؟
هر جا.
یه همبرگر بخر، با یکی از اینا بده،
و بقیه رو میدن.
بقیه همیشه واقعیه.
بقیه برای اسکناس پنج هزار دلاری؟
چه جور همبرگر فروشی میتونه این کارو بکنه؟
هیچوقت مشکلی نداشتم.
بگیر، یه دسته دیگه.
این مثل ۲۰۰ کیه.
نگاه، دارم آثار هنری گهت رو میخرم.
-فهمیدی؟ -چی لعنتی؟
اینو بمال رو ایگوی زخمیت.
پولتو نمیخوام.
باشه، فقط میخوام کارمو بکنم.
فقط میخوام کار لعنتیمو بکنم.
پول رو بگیر.
یه دوربین جدید بخر.
شاید یکی از قرن ۲۱.
گوه تو کونت. پولتو نمیخوام.
به پسرت بگو لعنتی بگیرتش.
نه.
بیا اینجا، پسر پتی.
نه.
نذار اون حرامزاده فرار کنه.
هر دوی شما با هم اومدید از مسیرهای جدا،
ولی از این به بعد...
بگیرش.
هی، ببخشید بخاطر اونجا.
باید فکر کنه کنارشم.
برای این چرت دیگه پیرم.
آرومتر.
لورا؟
پیتر، کمکم کن.
نمیشناسمت.
-پیتر، کمکم کن. -سارا؟
ما عاشق همیم.
بگیرش!
هی!
دیگه جایی برای دویدن نداری، پسر پتی.
یه چیزو فراموش کردم.
میتونم پرواز کنم.
این دیگه چی بود؟
کد آبی. کد آبی. - هی.
کلر!
ببخشید، خانم، نمیتونید اینجا باشید.
ببخشید. باید بیرون صبر کنید.
کلر.
کرش و برن، حرامزاده.
دارم دیوونه میشم، لورا.
من... نمیتونم نفس بکشم. نمیتونم کار کنم.
نمیتونم خودمو ببخشم.
اون اتفاقی که برای سارا افتاد تقصیر تو نبود.
اگه اشتباه کنی چی؟ اونوقت منو ول میکنی؟
نمیتونم دوباره این کارو بکنم.
نمیمونم منتظرت بمونم تا گذشته رو ول کنی.
تسلیم ما نشو، لورا.
پیتر!
پیتر!
زندهست.
عکس داری؟
البته.
ببخشید بخاطر گوشیم.
نمیدونم چطور ترک خورده.
باهوش مثل شلاق.
دقیقاً شبیه توئه.
سه تا زبون حرف میزنه و تازه رمان اولشو تموم کرده.
واو.
اینقدر پیشرفته.
اونم نقاشی میکنه.
عمدتاً فیگوراتیو مقیاس بزرگ.
مثل یه پدر مغرور حرف میزنی.
اول، لورا نمیخواست بچه، ولی...
نظرش عوض شد.
هنوز به من فکر میکنی؟
میدونم میکنی.
ما عاشق همیم.
نه اونجوری.
فکر میکنم.
همیشه به همه چی فکر میکنم که بینمون اتفاق افتاد.
بینمون همه وقت.
عادلانه نیست برای لورا.
باعث دعوامون میشه.
تراپیست میبینیم.
پتی، ما هنوز میتونیم با هم باشیم.
میتونیم درست از جایی که ول کردیم برداریم.
بابی میتونه پسرمون باشه.
بچهای که همیشه میخواستیم.
من میتونم مامانش باشم.
هیچوقت واقعاً نمیگه عاشقمه.
بعضی وقتا کلماتو میگه،
ولی انگار اصلاً نیست.
-این درسته، پیتر؟ -واقعاً کار من نیست.
چیزی نیست که بگم.
شنیدم به دوستدختر سابش گفت.
اونجا بودم.
تو حتی نباید اونجا میبودی.
حتی مطمئن نیستم چطور بودی.
گفتم روح آدما رو میگیری.
ولی روح تو کجاست؟
باید پیدات کنم، عاشقت باشم، عاشق باشم.
من—
حس میکنم توانایی عشق ورزیدنمو از دست دادم.
انگار... از تو مردهم.
از چی میترسی، پیتر؟
اه، نمیدونم.
آره، میدونی.
بیا. بگو.
فکر کنم میترسم از...
رها کردن خودم و همه چی تموم بشه و...
اون منو ول کنه.
پس اگه همه قلبتو نذاری توش،
قلبت نمیتونه دوباره بشکنه.
اینه، پیتر؟
هست، پیتر؟
پیتر، تو زندگی و عشق تضمینی نیست
و عشق.
همه باید ریسک کنیم.
نمیدونم اگه...
کافیه قویم اون ریسک رو دوباره بگیرم.
شاید— شاید لیاقت عشقتو ندارم.
البته داری.
اگه کاری کردم که هیچوقت نبخشی؟
بس کن اینو بگی؟
فکر کنم زمانمون تموم شد.
زمانمون؟ زمان لعنتیمون؟
برات مهم نیست.
پیتر!
واقعاً بهترین چیزیه که الان میتونیم امیدوار باشیم.
عدم تغییر بهتر از تغییر بدتره.
فقط باید صبور باشیم.
خیلیا از کمای این طول میان بیرون.
مرسی، دکتر اسلون.
تو و کل پرسنلتون عالی بودید.
ولی با توجه به همه چی...
بچه داری؟
شاید بخوای فکر کنی در مورد—
آره، نه. ما بچه نداریم.
پیتر همیشه خیلی میخواست، ولی من همیشه نه میگفتم.
باورم نمیشه حالا ممکنه دیر شده باشه.
حتی با اینکه مرده بود، هر بار که عشقبازی میکردیم،
نمیتونستم حسش کنم راست اونجا با ما.
پس شروع کردم مشروب خوردن مثل اون.
فقط نمیدونستم چی دیگه بکنم.
چطور برای مردت بجنگی علیه یه زن مرده؟
مبارزه عادلانه نیست.
نه، نه. تسلیم ما نشو، لورا.
دیگه نمیخوام رانندگی کنم.
لورا. لورا.
آه، خدای من. پیتر.
اینقدر زیبایی.
مثل— مثل یه فرشته.
زنم.
کجام؟
اه، چیزی یادت میآد؟
تو تصادف بودم.
-حرف تو تلفن. -آره.
چقدر گذشته؟
سه هفته.
خدا، اینقدر نگران بودم.
کل این مدت تو کما بودی.
داشتم عجیبترین خواب رو میدیدم.
تو اونجا بودی.
جاسپر اونجا بود.
اسلون اونجا بود.
اسلون؟
اسلون، اسلون، اسلون.
بهترین دوستم، اسلون.
من... دوستی به اسم اسلون ندارم.
ولی شاید منظورت دکتر اسلونه. هر روز اینجا بوده.
اونقدر واقعی بود.
سارا هم اونجا بود.
خدا، خیلی متأسفم، پیتر.
نمیتونم حس نکنم این همهش تقصیر من بود.
تقصیر تو؟
وقتی این اتفاق افتاد داشتیم دعوا میکردیم،
و چیزای واقعاً تند
گفتم که منظوری نداشتم.
تقصیر تو نبود.
من باید متأسف باشم. تو—
راست میگفتی.
سارا جلوی راهمون وایساده بود.
و میخوام اینو عوض کنم.
-پیتر. -احمق بودم.
باشه، اگه میگی.
هی، پیتر، داشتم فکر میکردم.
میخوام بچه داشته باشیم.
هنوز میخوای؟
آره.
لطفاً به کار خودت برس؟
بس کن!
اینجا نمیخوادت. با من میآد.
پتی، ما میتونیم برای همیشه با هم باشیم.
مگه این چیزی نبود که میخواستی؟
نه، ما داریم بچهدار میشیم.
سارا، من... دوست دارم
و میدونم تو منو دوست داشتی، ولی...
میخوام زندگی کنم.
هی هی هی در مورد عشق حرف میزنی.
نمیفهمی، مگه نه؟
همون ماسکه.
باید نشونت بدم؟
حالا فهمیدی؟
دوست ندارمت.
ازت متنفرم.
تو دلیل مرگمی.
چی؟
فکر کردی میخواستم بمیرم
تا بتونیم برای همیشه با هم باشیم.
میخوام مثل من رنج بکشی که منو رنج دادی.
سرزنشت نمیکنم که ازم متنفری، ولی...
نباید ولت میکردم اونجا.
ترسیده بودم، باشه؟
نمیتونست نجاتت بده.
تو با خودت اونو میکشیدی پایین.
پس این داستانت؟
ترسیده بودی؟
بیا صورت واقعيت رو ببینیم.
دو ساله با هم نبودیم.
ما... ما نمیتونیم فقط ازدواج کنیم.
ولی گفتی عاشقمی.
-دروغ گفتی؟ -نه.
نه، من... نگفتم.
هستم. فقط—
اون... گذشته بود.
میدونی چی؟ گوه تو کونت!
ممکنه مدل سابق باشم،
ولی تو فقط یه بازندهای که نمیتونه یه عکس لعنتی بفروشه.
اونو گفتی.
از آپارتمان لعنتیم برو بیرون!
-برو بیرون! -باشه. باشه.
توسط خیلی بهتر از تو ول شدم.
قبلاً عکسهامو دوست داشتی.
تو... تو گفتی— گفتی اون.
همه چیزای زیادی میگیم.
این کارو نکن.
نگاه، میدونم به نظر میآد ایده خوبیه الان،
ولی فردا، میبینی چقدر اشتباست.
چرا لعنتی ازدواج نمیکنی؟
سارا، نمیتونم این کارو بکنم.
از آپارتمان لعنتیم برو بیرون.
لطفاً، چرا ازدواج نمیکنی؟
چرا ازدواج نمیکنی؟
ببخشید، سارا.
باید برم.
اونجاست.
میدونستم ممکنه بمیری، ولی باز ول کردم.
به همه گفتم بخاطر ترس بود.
من عمداً ولت کردم اونجا.
دقیقاً میدونستم چی دارم میکنم.
صداقت کورکنندهست.
گفتم کاری کردم که هیچوقت نبخشی.
من نیستم که باید ببخشمت.
تو باید خودتو ببخشی.
نمیتونم این کارو بکنم.
نمیتونی عاشق یکی دیگه بشی تا وقتی نکنی.
پتی، راست میگه.
تقصیر تو نبود.
هیچی نمیتونستی بکنی نجاتم بدی از خودم.
باید سعی میکردم.
اون... نکتهشه، نه؟
سارا، تو...
هیجانانگیزترین،
وحشیترین آدمی بودی که تا حالا دیدم،
و... دوست داشتم.
اون گذشته بود
و... لورا حالامه.
و بهش آسیب زدم
درست مثل آسیبی که به تو زدم.
همه چی میخوام بکنم بقیه عمرم
جبران همه کارای بدی که کردم.
میدونم هیچوقت نمیتونم آرامشی که لیاقتشو داری بهت بدم.
پس...
این بار فرار نمیکنم.
با تو میآم.
پیتر، نه.
پاسخ نمیده.
نبض نداره.
کلر.
نترس.
هیچی.
پیتر! پیتر!
کلر.
فقیر بدبخت.
لعنتی.
لعنتی.
وقتشه خودتو ببخشی، پیتر.
وقتشه منو ول کنی.
تحمل کن، رفیق.
-همه چی درست میشه. -آقا، با ما بمون.
-لورا، لورا. -آقا.
-لورا! -لورا کیه؟
کسی تو ماشین باهات بود؟
آه، نه، نه.
نه، لورا— لورا زنه.
باید بهش بگم، لورا.
اشکال نداره، آقا.
باید بهش بگم چقدر—
باید بهش بگم چقدر عاشقشم.
آقا، لورا رو پیدا میکنیم.
آقا، آروم باش.
آروم باش. لورا رو پیدا میکنیم.
لورا.
باحال به نظر میرسم؟
مطمئنی این خوبه؟
میدونم از عکس گرفته شدن متنفری.
از کجا این ایده رو آوردی؟
بعد محاکمه تموم شه، ما نردهال عاشقیم موهامونو باز کنیم.
دوست دارم.
مترجم : مسعود
Watch Online Movies and Series for FREE www.osdb.link/lm
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.