Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
من عاشق کریسمسم
الووو؟
دکتر آویسون؟
بله؟ - وای، خدایا ممنون، خودتی -
بنظرت امشب میتونی
یه مریض جدید قبول کنی؟
اینجا خونه شخصیـمه
چطور آدرس اینجارو پیدا کردی؟
بدون وقت قبلی پذیرش نمیکنی؟
نه، شب کریسمسه
میدونم
،امشب برای خیلیا خیلی سخته
مخصوصا برای اونایی که تنهان
من فقط میخوام با یه نفر حرف بزنم
ببخشید، نمیتونم
،این فقط بخاطر اینهکه شب کریسمسه
یا بخاطر اینهکه یه مریض دیگه داری؟
چون میتونم بهت اطمینان بدم که اون یارو هر مشکلی داره
مشکل من بدتر از اونه
ببین، من سعی میکنم باهات صبور باشم
نه، من دارم سعی میکنم صبور باشم، فهمیدی؟
باشه، شب بخیر - !بابانوئل، یه لحظه وایسا -
اوه، پشمام، خودتی
خیلی دلم برات تنگ شده بود
هیچکی مثل سابق به اینا باور نداره
اوه، اوه، خوبه
داری به نیک زنگ میزنی وقتشو کنسل کنه، اره؟
مشکلی نیست، این بیمار جدیده
نه، تو یه مزاحمی
دارم به پلیس زنگ میزنم
چطور همه اینارو میدونستی؟
باشه، باشه، باشه، مچمو گرفتی
...ببخشید، من دروغ گفتم
ولی توضیح خوبی براش دارم، باشه؟
الان تعطیلاته
....اونا خیلی
وایسا ببینم، این دیگه چیه؟
چیه؟
یهچیزی روی صورتته
چی؟ کجاست؟
نه، اونطرفه، دقیقا اینجاست
اوه، عجب سویشرت قشنگی
اون عینکارم دوس دارم
الو؟
دکتر آویسون؟
بله؟
منم، نیک گرین
ما همین چند دقیقه پیش باهم حرف زدیم
درباره قرار اورژانسی برای یه بیمار
بله، بله، البته
خیلی خوشحالم که اینجایی
فقط یه لحظه بهم وقت بده
دارم آخرین هدیه رو بستهبندی میکنم
،خیلی خب ممنونم که امشب قبول کردید من بیام
تو یه نجاتدهنده ای
«مترجمین» .: Abolfazl_Fx | @PunsiferPV :. .: Mehdisk | @FoundFootageFan :.
«نوارهای کریپ»
«قسمت پنجم: نیک»
از همه مهمتر، من کاملا بگا رفتم
هیچی ندارم
هیچ دوستی ندارم
خیلی ناراحتم
اره
همیشه ناراحتم
...خب، نیک
من واقعا بهت افتخار میکنم
ممنونم
باور نمیشه هنوز زندهای
چی؟
،منظورم اینه مگه به حرفای خودت گوش نمیدادی؟
،مامانت که مرده طلاقم که گرفتی، مشکل پولم داری
الانم که قراره اولین شب کریسمستو تنها بگذرونی؟
من بیمارایی داشتم که خودشونو بخاطر چیزایی کوچیکی کشتن
،منظورم اینه، باید صادق باشم
نمیدونم باهات چیکار کنم، نیک
خب، یه چیزی هست
که میتونیم امتحان کنیم
البته یکمی خطرناکه
چی؟
خیلی خب، نیک، یکمی برو اونورتر
خوبه؟ مشکلی نیست خوبه خوبه
حله، مشکلی نیست
نیک، آدم معتقدی هستی؟
به چی؟
تو حتی یه بارم توی مکالمت
از اون مرد بزرگ یادی نکردی
منظورت خداست؟
نه، مرد بزرگ
توی شمال
خیلی بالاتر از شمال
،باورم نمیشه میخوام اینکارو بکنم
ولی من دارم روی یه تراپی آزمایشی کار میکنم
خیلی خطرناکه
اسمش بیا پیش بابانوئلعـه
...ام، من - این درست مثل گرملینها عه، باشه؟ -
ببین، تو تقریبا همسن منی، درسته؟
ما وقتی بچه بودیم گرملینهارو دیدیم، درسته؟
،و یادته وقتی فیبی کیتس
،اون تکخوانی رو انجام میده
پدرش از دودکش
با لباس بابانوئل میاد پایین، و میمیره
و این حالمونو خراب کرد
چون ما خیلی زود اعتقادمونو به بابانوئل ،از دست دادیم
،و این آسیب روحی رو به اون مرتبط میکنیم
و به باباهامون
اون آسیب روحی وحشتناک
ناموسن یه شب بهم فرصت بده
من میتونم حالتو خوب کنم، نیک
...اوه - ولی باید ازش فیلم بگیرم -
...امم - ازت پولی نمیگیرم -
برای وقتت هم هزار دلار بهت میدم
...ببین، رفیق، این
من درمورد اینا خیلی شکاکم
اوه، اوه، پس تو شکاکی؟
اوه، بابانوئل، بابانوئل
اون شکاکه، اون شکاکه
میخوای بدونی چرا شکاکی؟
چون دیگه اعتقادی نداری
به هیچی اعتقاد نداری
،برای همینه باید کل راهو برگردیم
برگردیم پیش بابانوئل
چون اگه بهش ایمان داشته باشی، نیک
تو میتونی به هرچیزی ایمان داشته باشی
حتی میتونی دوباره خوشحال بشی
...ام - بجنب، چیکار میخوای بکنی؟ -
،میخوای بری خونه
دوتا دستتو ببری و توی وان حموم از خونریزی میمیری؟
این برای هردومون دوسر باخته
بیا انجامش بدیم
اون تو اوکیای، داداش؟
!اوه
عزیزم، نگاش کن
چه حسی داری؟
صادقانه بگم، اه
من همیشه دلم مربای کریسمسی میخواست
اره، منم همینطور
مامانم، کل وقتو کار میکرد
اون اصلا پولی نداشت
ما اصلا پولی نداشتیم
اصلا هیچ هدیهای نداشتیم
اره، این اتفاقیه که میوفته وقتی باباها
بچشونو که 7 سالشه ترک میکنن و دیگه برنمیگردن
من هیچوقت بهت نگفتم بابام مارو ترک کرده
از کجا اینو میدونی؟
میدونی، نیک
این تقصیر تو نیست
چی؟ - این تقصیر تو نیست -
اره، میدونم - این تقصیر تو نیست، نیک -
...میدونم - این تقصیر تو نیست -
هیچوقت فکر نکردم که تقصیر من بوده
خیلیای دیگه اوضاعشون از مام بدتر بود
!نه - وای خدایا -
،ببخشید، نمیخواستم بترسونمت
اما این نهِ قویه، نیک
باشه
،آسیب روحی نسبیه و اینم آسیب روحیِ توعـه
بابات تورو ترک کرد، عزیزم
،اون چیزی رو برای باور کردن برات نذاشت
حتی بابانوئلم نه، فهمیدی؟
حله؟
اره
میدونم، باشه
خب، تبریک میگم، نیکولاس
تو مرحله اول رو رد کردی
کریسمس مبارک
این واقعا ضروریه؟
اره، خیلیم ضروریه
بیا داخل و درو ببند
...و
بیا بشین روی پای بابانوئل
هرچیزی که ،توی کارگاه بابانوئل اتفاق میوفته
همونجام میمونه
بجنب
بیا، بیا - خیلیخب -
حالا شد، خیلی خب، حالا
به بابانوئل بگو برای کریسمس چی میخوای؟
...ام، من
میخوام شاد باشم
نه، اینجوری نمیشه این که نمیشه داداش
فهمیدی؟ یه چیز دقیق تر میخوام
چی میخوای؟
منظورت یه اسباب بازی ماشینی یا همچین چیزیه؟
،نه، نیک منظورم اسباب بازی ماشینی نیست
چون تو یه مرد بزرگی
میتونم خایههات که اومده پایین رو روی پای راستم حس کنم
یه چیز دقیق تر
ریشه آسیب روحیت چیه؟
نمیدونم
نمیدونم ریشه آسیب روحیم چیه
،چرا میدونی ما داشتیم کل شبو دربارش حرف میزدیم
...بجنب، این
....این
....بابا
بابای من؟
بله، دقیقا
،تو میخوای بابات صبح کریسمس برگرده
و بابانوئل میتونه کمک کنه
که بیارتش پیشت، ولی تو باید ازم بخوای
،ببین ،از کاری که میخوای انجام بدی ممنونم
،ولی صادقانه بگم ...فکر نکنم این برای من باشه
!اوه، محض رضای خدا
خیلی خب، برو دوربینو بگیر، بدو
من نمیخواستم اینکارو بکنم
ولی تو مجبورم کردی، تو به توماس شک داری
میخوای ثابت کنم بابانوئل واقعیه؟
بیا، بیا
حاضری؟
آره
بفرما
این عکسو وقتی ده سالم بود گرفتم
توی یه اتاقی تقریبا شبیه همینجا
با این تفاوت که اونجا خیلی تاریک تر بود
دوربین عکاسیمو زیر بالشتم قایم میکردم
صدای پای یه نفرو میشنیدم که داره از راهرو میاد
صدای جیر جیر در
یه ریش سفیدو میدیدم که داره دزدکی نگاه میکنه
اون گفت "هیس"
"به کسی نگو"
!و بعدش منم عکسو گرفتم
میدونم میدونم، وقتی واسه اولین بار بطور واقعی میبینیش شوکه میشی
ینی میگم خود منم از اون شب چیز زیادی یادم نمیاد
از کجا میدونی اون یارو فقط یه آدم معمولی نبوده؟
که فقط لباس بابانوئلو پوشیده بوده و اومده بود تو اتاقت؟
چی میگی واسه خودت؟
ینی میگم اون آدم میتونسته هرکسی باشه
!بعید میدونم
!نه
اون کادو آورده بود
و کرفس و هویجم داشت
!آها تازه یه نامه هم گذاشته بود
آره، خب پدر مادرا این کارا رو انجام میدن
نه
نه، میخوای مشکلات ذهنی باباتو به خونواده ی من نسبت بدی؟
تو چی... تو چی میخوای بگی؟
که اونی که وارد اتاقم شده بابانوئل نبوده؟
که فقط یه آدم معمولی بوده؟
و دلیل اینکه اون شبو یادم نمیاد اینه که بهم تجاوز کرده؟
...اوه - !این... این دیوونگیه -
این ایده ی مسخره رو از کجات درآوردی؟
...امم، ببین داداش
،این کار کمک خیلی بزرگی بود ...ولی الان، من
نه نه نه نه نه
...من فقط - اینو گردن من ننداز -
بنظرم تو مسائلی داری که باید باهاشون کنار بیای
این ترومای توئه، نه من
امشب داریم روی تو کار میکنیم
!من مشکلی ندارم
!من خوب... من خوبم
خیله خب
دکتر اِی؟
♪ تالارها رو با شاخه های مقدس تزئین کنین ♪
♪ تخم مرغ، تخم مرغ، ناگ ناگ ناگ ♪
،چقدر به موقع رسیدی !*وقت سرود و خوردن ناگه [مخلوط زرده و سفیده]
...بیا، بیا - ...نه، من، ببین -
...مرسی ممنون، ولی من
من، من... من باید برم
نه نه، واسه چی میخوای بری؟
داریم به آخرای برنامهمون میرسیم
بیا، یه ذره ناگ بخور - ...نه نه، شاید -
اون موقع گفتی که دستمزدم هزار دلاره
با خودم گفتم شاید بتونم نصفشو بگیرم
...اگه امکانش باشه
میتـ... میتونیم این کارو کنیم؟
بخاطر این نصف پولو میخوای چون فقط نصف کارو انجام دادی؟
آره
نسبت به این کار حس خوبی داری؟
من... حس خیلی خوبی بهش دارم
ینی اگه بری مرکز اهدای خون
...و به اندازه ی نصف کیسه خون بدی
...اون وقت ازشون میخوای نصف پولو !اینجوری که نمیشه
باید یه کیسه ی کامل خون بدی، نیک
بیخیال، بنظرم فقط استرس داری
،یه ذره ناگ بخور بیا کارمونو تکمیل کنیم
...من از ناگ خوشم نمیاد
،خب، اینم جزو مشکلاتمونه !تو باید بری تو حال و هوای کریسمس
آخه من به لاکتوز حساسیت دارم
این ناگ سویاس، پس اوکیه
...من فقط دوس ندارم - !ناگو کوفت کن، نیک -
!همینه
،خیله خب !بزن به سلامتی
یالا
...و بعدش
آره، حتما، حتما
!ایول
...حالا تنها چیزی که مونده
!اختتامیه ی بزرگه، نیک...
اختتامیه ی بزرگ؟ - آره -
فردا صبح وقتی بابانوئل از این دودکش بیاد پایین
و ما مدرک نهایی برای اثبات وجودشو بدست میاریم
...موقعی که بلخره میری پیش بابانوئل
،فردا؟ نه داداش من باید برم خونه
میخوای بری خونه چیکار کنی نیک؟
میخوای بری بشینی تام و جری ببینی
درحالی که غمگین و تنها نشستی و به عکس زن مردهت خیره شدی
و یه تفنگم گذاشتی تو دهنت؟
نمیدونم مال چه فیلمیه، مال گرملینهاس؟ [Gremlins]
!نه، فیلم "سلاح مرگبار" مل گیبسونه [Lethal Weapon]
توی گرملینها یارو میفته پایین و گردنش میشکنه
...بیخیال، فقط بمون - ...ببین رفیق -
من دیگه ناگ نمیخوام حاجی
ببین من دارم سعی میکنم خوش رفتار باشم خب؟
ولی مشخصه که تو یه مشکلاتی با پدرت داری، خب؟
...و من نمیخوام که
!انقدر نگو بابام بهم تجاوز کرده
،اصلا قشنگ نیس مخصوصا شب کریسمس
...بیخیال - ...ببخشید، کیف -
کیفم کجاس؟
کیفم؟
کیفت؟ - آره -
چه بدونم
کجا گذاشته بودیش؟
...گذاشته بودم
...گذاشته بودم اینـ
وایسا بینم نیک، حالت خوبه؟
...خوبم
یه لحظه وایسا
زیادی ناگ خوردی؟
...چـ
وای نه
...شب پیش از کریسمس بود
...و در هیچ نقطه ای از خانه
هیچ موجودی تکان نمیخورد...
!شبت بخیر قشنگم
نیک
!نیک
نیک
پاشو، بلندشو
!کریسمس شده
!کریسمسه
!نیک، اون اومد
!وای، اون اومد
!و واسمون کادو آورده
!با کرفس و هویج
!همشو خورده هی نیک، نیک
،ازش فیلم گرفتم ازش مدرک دارم
پاشو بیا ببین، پاشو بیا
و بهترین قسمتش اینه که
فکر نکنم به کسی تجاوز شده باشه
خیله خب، بشین بشین
یالا، بشین
بیا، ببین
ببین
!دالی
!برگر کوچولوی ناقلا
خیله خب
برو که رفتیم
اوه، تو سنگین تری
تو کوچیکی، ولی سنگین تری
این... این بابانوئله؟
...نه اون... اون اون یه نفر دیگهس
...آها - هیس، هیس -
،وایسا، این بخش موردعلاقمه ببین ببین ببین
اوه، اون چیه؟
!اوه، اون کادوته
!نیک، اون کادوی توئه
زودباش، نمیخوای کادوتو باز کنی؟
یالا
من کجام؟
خیله خب، پاشو بیا
یه ذره کمک لازم داری
یه کم کمک لازم داری
اوه، چقدر بزرگه
!اوه باید کادوی باحالی باشه نیک
بنظر میاد کادوی باحالیه، یالا
بازش کن دیگه، یالا
کیف من کجاس؟
کـ... کیفت؟
نیک، کیفتو چیکار داری الان؟
!کریسمسه، و بابانوئل اومده
!یالا خیله خب
بزن بریم، بزن بریم
!اوه
کجاس؟
!چقدر عمیقه
خب، خیله خب
!نیک، نیک
اینجاس، اینجاس
کیفم؟
آره، کیفت اینجاس
برش دار
بـ... بابا؟ - !آره... آره -
تقریبا 39 سال پیش، اون ولت کرد
و تمام این مدت اون توی دوتا شهر اونورتر زندگی میکرده
و بابانوئل، صبح کریسمس !اونو واست آورده
نیک، چه احساسی داری؟
!یا خدا
!وایسا، نه نه نه، نیک
!نه نرو، نرو
!نیک! وایسا
!تو هنوز حلالش نکردی
نیک؟
نیک؟
نیک؟
چیزی نیس
لازم نیس فرار کنی
نمیخوام بهت آسیب بزنم
اوه، یکی رفته تو وان؟
کجایی؟
جدا
اوه
خیله خب
هیس
!به کسی چیزی نگو
اوه، یالا نیک
نیک
چیشده؟
آخی، عزیزدلم
!افتادی
!دقیقا مثل گرملینها
«مترجمین» .: Abolfazl_Fx | @PunsiferPV :. .: Mehdisk | @FoundFootageFan :.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.