All language subtitles for The Deer Hunter

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

Telegram @ArianDrama Twitter(X) @ArianisDrama

مترجمین: آرین دراما و حسین رضایی

SYLAR هماهنگی با این نسخه

‫پایین!

‫در چه حالی؟

‫مراقب باش اکسل. از امشب ‫دیگه میره قاطی باقالیا

‫- بعله ‫- بد نیست

‫هی استیوی، حالا که داری میری جنگ

‫چطوره بیست دلارم رو پس بدی؟

‫- فعلا مایک ‫- مراقب خودت باش مایک

‫می‌بینمتون رفقا

‫- فرِدی! ‫- سلام مایک. فعلا

- می‌دونی یخچال چرا برفک داره؟ - چرا؟

چون آنتن نداره

‫- استن کجاست؟ ‫- خب؟

‫- هی استن! ‫- مراقب خودت باش

‫- نیک! ‫- خیلی‌خب

‫- مراقب خودت باش، خب؟ ‫- خدافظ

‫- فعلا ‫- مراقب خودت باش مایک

‫- تیر میر نخوری واسه ما، خب؟ موفق باشی ‫- نه، نمیخورم

‫هی!

‫مایک، مراقب خودت باش. ‫موفق باشی

‫- از طرف منم چند تاشون رو بکش ‫- حله. شر درست نکنین‌ها

‫اکس...

‫استیوی! هی!

‫هی اکسل، استن اونجاست. ‫استنلی!

‫- استنلی، دیوث خان ‫- هی استن

‫استن، فایده نداره تلاش نکن

‫خیلی‌خب دیگه. خوشگل شدی

‫هنوزم زشت و داغونی استن!

‫- تو ارتش موفق باشی مایک ‫- هی اکسل. استنلی رو بیار

‫یالا. یالا

‫یالا استاش، گمشو برو بیرون

‫یالا استن. بدو

‫- یالا ‫- بدو

‫عجب فرد بالغ و سازگاریه این استاش

‫آروم بابا

‫هی! اونجا رو! ‫اون چه کوفتیه؟

‫کجا؟ آها، آره

‫پشمام. میدونین این چیه؟ ‫خورشید کاذبه

‫یعنی چی؟

مایه برکت برای شکارچی که گرگ بزرگ برای بچه‌هاش فرستاده

‫- چی داری زر میزنی؟ ‫- یه اعتقاد سرخپوستی قدیمیه

‫زر مفت می‌زنی

‫استنلی، من سر همچین چیزی زر مفت می‌زنم؟

‫میدونی مایک

‫یه وقتایی فقط یه دکتر میتونه ‫حرفات رو بفهمه

‫اون خورشید نشونه‌ست

‫میدونین که امشب میشه یه شکار ‫درست و حسابی رفت؟

‫مایک، نمیدونم این کسشرا رو از کجات درمیاری

‫وایسا ببینم

‫الان... الان تو فکر اینی که ‫امشب بری شکار گوزن؟

‫امشب نه. امشب دارم ازدواج میکنم. ‫بعد شما می‌خواین برین شکار گوزن؟

‫اول تو رو عیال‌وار میکنیم. ‫با آنجلا می‌خوابونیمت

‫خیلی کسخلین، می‌دونستین؟

‫- پسر، همتون دیوونه‌این ‫- زندگی تمومه

‫آره. تو داری ازدواج میکنی ‫بعد ما دیوونه‌ایم

‫اشکال نداره. هی...

‫چیزی نیست. ما میایم. ‫همه‌مون اونجا کنارتیم، مگه نه؟

‫نه؟ درست میگم؟

‫- درسته ‫- بعله رفیق

‫یالا. یالا بچه‌ها

‫- امروز دور اول رو مهمون منین ‫- هی استیون!

‫امشب کمک خواستی ‫خجالت نکش زنگ بزن

‫اوه...

‫استنلی، شوخی‌هات بعضی وقتا بامزه نیستن

‫- بیخیال استیون ‫- انگشتام هستن

‫یه لب اضافه هم هست

بعله رفیق

‫- شاعری هستی واسه خودت اکسل کاملا موافقم -

‫- برو تو ماشین ‫- یالا. یالا

‫قبول می‌کنم

قبول می‌کنم

قبول می‌کنم

‫وای خدا

‫هنوزم باورم نمیشه

‫پسر عزیز من با یه دختر غریبه

‫که خیلی هم لاغر نیست ‫اگه منظورم رو متوجه بشین

‫همچین لاغرم نیست

‫یهو چشم بهم زدم ‫دیدم داره میره ویتنام

‫متوجه نمیشم پدر

‫دیگه هیچی رو متوجه نمیشم

‫هیچی!

‫چرا؟

‫میتونین توضیح بدین؟

‫کسی هست بتونه توضیح بده؟

‫- از راستش سبقت بگیر ‫- اوه، خودت عمرا این کارو بکنی

‫خفه شین. میخوام تمرکز کنم

‫- کادیلاک تو در برابر کامیون من ‫- امروز روز شانسته؟

‫نمیتونی برسی

‫- مایک! ‫- هی اکسل، یه بیوه بهش بدهکاری

‫مایک! کارت درسته!

‫- هی اکسل! ‫- اینم کامیونت

‫- امیدوارم اکسلی رو نشکسته باشه ‫- نمیخوام ازت سوءاستفاده کنم

‫اکسل!

‫یه اتفاق یک در میلیون در برابر ‫یه چیز حتمی بود

‫- هیچی حتمی نیست ‫- چرا

‫دیدیش؟

‫- سلام بوم! ‫- سلام، چطوری؟

‫از کسی پول نگیر!

‫- پول منو نگیر. پول اونو بگیر ‫- بهشون برس

‫یه کوتاهش رو بده بهش

‫و سلامم رو به این دوستای گلم برسون

‫صد دلار شرط می‌بندم ایگلز ‫تو نیمه دوم نمیتونه از خط 50 یارد رد شه

‫استیلرز با چه اختلافی میبره؟ ‫بیست!

‫منم بیست دلار می‌بندم سر اینکه ‫کوارتربک ایگلز لباس می‌پوشه!

‫حله

‫پولت رو بردار از رو میز. ‫مهمون مایین

‫- خیس ‌شدم؟ ‫- نه. نمیدونم

‫بیا دیگه ایمی!

‫زودباش!

‫جو، میتونیم چند تا پرچم دیگه هم بذاریم

‫- خوبه؟ ‫- عه...

‫بنظرم یکم ببرش بالاتر، نه؟

‫نه، نه، نه، پایین

‫وای، عجب کیک زیبایی. اینجا

‫یه نوشیدنی مهمون من

‫کیک زیبایی دارین

‫بیاین

‫تو رو یادم نرفته

‫برای تو هم دارم

‫برو به درک بابا

‫چرخ تک تک ماشین‌های شهر رو پنچر میکنم

‫- تک تکشون ‫- بابا

‫جدی میگم!

‫آره، دارم جدی میگم دختر

‫هیس. باشه. بیا

‫- همه‌شون... مثل دریا ‫- وای خدا

‫یه اقیانوس از چرخ‌های پنچر

‫- دیوث! ‫- نه!

‫همه‌شون پفیوزن

‫- ازشون متنفرم ‫- بابا

‫- بابا، نه، منم ‫- پفیوزها!

‫آره! چرخ همه‌شون رو پنچر میکنم

‫الان پاره‌ات میکنم

نوبت منه، نه؟

یالا جان

‫میز رو پاک کن بره

.دیگه تهشه جدی جدی داره میرسه

...دیگه

دارم میرم

دلیل نداره زیادی ریلکس کنی رفیق

یالا

ای کونی

!ولگردها

‫ای خدا!

‫...که با مادر خودت این کارو میکنی

‫که کل عمرش برات دعا کرده

‫یعنی انقدر بی‌رحم و سنگدلی؟

‫با این دختره ازدواج میکنی، ‫میذاریش پیش من

‫و با این لاابالی‌ها میری ویتنام!

‫- آخ ‫- چرته

یه طبقه

...وقتی بیام خونه یه طبقه فاصله هست

‫آنجلا رو دوست دارم

‫اونم منو دوست داره

‫امروز شال بنداز

‫با کت شلوار شال نمیندازن

‫عمرا با کت شلوار شال بندازم

‫- میخوای شبیه شاهزاده‌ها بشی؟ ‫- الانم هستم

‫باید خیلی وقت پیش این کارو میکردی. ‫اونجوری جا میفتاد

‫میدونم

‫- پس چرا نکردی؟ ‫- چون یادم رفت

‫وای پسر

‫مایک، استیون لامصب دو ساعت دیگه ‫ازدواج میکنه

‫نمیدونم چرا اصرار داریم که ‫برای آخرین بار قبل از ارتش بریم شکار

‫کلا خیلی مسخره‌ست

‫یه چیزی رو از من بشنو

‫اگه می‌فهمیدم که زندگیم ‫باید از کوهستان سر دربیاره

‫اشکالی نداشت

‫ولی باید تو ذهن تو باشه

‫چیه؟

‫یک شلیک؟

‫دو تا بی‌خایگیه

‫من دیگه اونقدر به یک شلیک فکر نمیکنم

‫باید بهش فکر کنی. ‫یک شلیکه که مهمترین چیزه

‫گوزن باید با یه شلیک شکار بشه

‫اینو به همه میگم. ‫گوش نمیدن

‫- واقعا تو فکر ویتنامی؟ ‫- آره

‫نمیدونم. فکر کنم

‫به گوزنه فکر میکنم. ‫به رفتن به ویتنام

‫درختاش رو دوست دارم، میدونی؟

‫از شکل درخت‌های کوهستان خوشم میاد، ‫اینکه انقدر متفاوت...

‫اونطوری که هستن

‫مثل کسخلا حرف میزنم، نه؟

‫نیک، من فقط با تو میرم شکار، میدونی؟

‫از کسی که فرز و سریعه خوشم میاد. ‫من با کسخلا نمیرم شکار

‫- خب کسخل کیه؟ ‫- کسخل کیه؟

‫بنظرت خودت کیه؟

‫اونا همه‌شون یه مشت کسخلن

‫دوستشون دارم‌ها. خیلی بامعرفتن، ‫ولی تو نبودی تنها میرفتم شکار

‫- جدی میگم اینو ‫- خب تو دیوونه‌ای

‫میدونی چیه مایک؟ ‫تو روانی‌ای. میخوای همه‌چی رو کنترل کنی

‫فقط از غافلگیر شدن خوشم نمیاد

‫- لامصب باز نمیشه ‫- خب، یه لگد بهش بزن

‫هی، هی، اونجوری نه. ‫ایناهاش

‫- دیدی؟ ‫- بعله

‫ای بابا

‫اکسل، الان فهمیدم دیگه ‫برای استیلرز بازی نمیکنی

‫میدونی، من عاشق ماشین مایکم

‫آره، بعضی ماشین‌ها به دل می‌شینن

‫با همچین ماشینی هیچوقت نمی‌دونی ‫سر از کجا درمیاری

‫آره

‫به من حس امنیت میده

‫چیکار داره میکنه؟

‫اکسل داره به کادیلاک دویل مایک تقه میزنه

‫- اکسل، بیا بیرون ‫- میخک‌ها رو بیاریم

‫پاشو. پاشو. چیکار داری میکنی؟

‫یالا پاشو. ‫ای خدا، از دست تو

‫- بیا اینو بذار. باید اینو بذاری ‫- کت شلوارت چه کثیفه

‫این کت شلواره هزار بار پوشیده شده. ‫از کجا آوردیش؟

‫- بعله ‫- خنده نداره

‫- خوشگلم، نه؟ خوشگل شدم ‫- نخیرم

‫- درست شد ‫- مرسی ایمی

‫حتی نمیتونی صاف بشینی اکسل. وای!

‫اکسل، یالا دیگه. پاشو بشین

‫- قشنگه ‫- نمیتونی پاشی بشینی

‫لیندا، چی شده؟ ‫می‌خواستم بیام دنبالت

‫سلام

‫- چی شده؟ ‫- منو زد

‫هی، بیا اینجا، بیا ببینم. ‫میخوام یه چیزی ازت بپرسم

‫وایسا ببینم لامصب. ‫نمیتونی همینجوری راهتو بکشی بری

‫اون چه کوفتیه رو صورتت؟

‫نیکی، تو و مایکل دو سه روز دیگه میرین

‫می‌خواستم بپرسم میشه ‫این مدت بمونم اینجا

‫- معلومه ‫- میخوام کرایه‌ش رو بهتون بدم

‫- و تو این فکر بودم که... ‫- چی داری میگی؟

‫میخوام بهتون پول بدم نیک

عزیزم داری با من حرف میزنی‌ها

‫الان چند وقته من رو می‌شناسی؟

‫چیه؟

‫نمیدونم

‫استیون، آیا با اراده‌ی خود ‫و عزم راسخ

‫قصد به همسری گرفتنِ

‫این زن، آنجلا، که در برابر خود می‌بینی ‫را داری؟

‫بله

‫تعهدی به هیچ عروس دیگری نداری؟

‫خیر

‫آنجلا، آیا تو با اراده خود ‫و عزم راسخ

‫قصد به همسری گرفتنِ

‫این مرد، استیون، که در برابر خود می‌بینی ‫را داری؟

‫بله

‫به مرد دیگری تعهد نداری؟

‫خیر

‫مقدس است قلمرو پدر و پسر

‫و روح‌‌القدس

‫حالا و تا همیشه ‫و تا پایان دوران

"با افتخار در خدمت خدا و کشور"

‫نیک و آنجلا!

‫هی، هی، هی!

‫هی! هی!

‫هی، این چیه؟

در ازای یه دلار، هم یه نوشیدنی میگیری

هم یه سیگار برگ و رقص با عروس زیبامون

بعله

‫بفرمایین

‫یالا. بیا. بدو

‫یالا

‫میشه لطفا توجه کنید خانم‌ها و آقایان؟

‫سکوت لطفا

‫واقعا عالیه. ممنون

‫میشه لطفا توجه کنین؟ ‫یه حرف خیلی مهم دارم

‫اون ماشینِ...

‫ماشین شورولت ایمپالای سفید ‫مال کیه؟ لطفا جابه‌جاش کنه

‫جلوی راه رو گرفته

‫شورولت ایمپالای سفید مال هر کی هست...

‫جلوی راه رو گرفته

‫شورولت ایمپالای سفید

‫خانم‌ها و آقایان

‫آنجلا و استیون بهتون خوشامد میگن

‫که در جشن عروسی‌شون حضور پیدا کردین

‫و بخصوص به مایکل و نیک

‫که اونها هم قراره با استیون ‫به ویتنام برن

‫که با افتخار به کشورشون خدمت کنن

‫با من می‌رقصی؟

‫دوشنبه، دوشنبه روزشه

‫آره، دوشنبه، دوشنبه

‫خیلی مهربونی. ‫مرسی که ساقدوشم شدی

‫برقصین، برقصین

‫میخوای...

‫اسکل، میخوای برقصم؟ ‫میخوای من برقصم؟

‫هی نیکی

‫مایکل، مایکل!

‫وای خدا

‫- هی، چطوری؟ ‫- ببخشید

‫هی نیک، نیک

‫میدونی که باهاتون میومدم

‫اگه زانوهام اذیتم نمیکرد

‫میدونی دیگه؟

‫وایسا

‫من رقصم خیلی جالب نیست

‫- رقصت بد نیست ‫- هست

‫نه، خوب می‌رقصی

‫آبجویی چیزی میخوای؟

‫- آبجویی چیزی میخوای؟ ‫- باشه. آره

‫- چجور آبجویی میخوای؟ ‫- چی؟ چمیدونم

‫- چجور آبجویی دوست داری؟ ‫- فرق نداره. هر چی

‫- یه رولینگ راک برات می‌گیرم ‫- باشه

‫آبجوی خوبیه. این طرفا بهترینه

‫- ها؟ آره باشه ‫- رولینگ راک؟

‫- آره ‫- الان برمیگردم

میخوای بیای؟ ...برات

‫هی جری

‫- ببخشید ‫- اشکال نداره

‫جری، دو تا رولینگ راک بده بهمون

‫یه کسلر هم به من بده کنارش

‫اشکال نداره. ‫عروسیه دیگه

‫باید آدم شل کنه ‫و خوش بگذرونه و اینا

‫خیلی از نیک خوشت میاد، نه؟

کس دیگه‌ای رو نمی‌بینی؟

‫آره

‫کمک!

‫بذارم زمین! ‫چیکار میکنی؟

‫اکسل! کمک!

‫اکسل، نه! ‫اکسل، منو بذار زمین!

‫- چیکار میکنی؟ وای اکسل ‫- میخوام ببوسمت

‫بسه! نکن! ‫الان میزنمت

‫- اینو میکنم تو شکمت ‫- میخوای بدی یا دعوا کنی؟

‫اکسل!

‫اگه ناراحت نمیشین میخوام ‫با این خانم برقصم

‫خیلی وقته می‌شناسیش؟

‫چند ماه بود انقدر بهم خوش نگذشته بود

‫می‌بینی اون حرومزاده داره چیکار میکنه؟

‫دستش رو کونشه بی‌ناموس!

‫بابا...

‫بابا یه.. ‫یه عروسیه دیگه استنلی

‫یعنی چی یه عروسیه؟ ‫یارو...

‫ببین، دوباره کرد! ‫همین الان!

‫- باید برم تفنگم رو از کتم بردارم ‫- برو تفنگت رو بیار. برو

‫وقت استراحت. وقت استراحت!

‫منو زدی...

‫مشت زدی اینجام. ‫درد میکنه

‫بهتر شد؟

‫میرم دهنش رو سرویس میکنم

‫- اون استن روانیه بابا ‫- چرا؟ چی شده؟

‫- استن دیوونه‌ست ‫- چی شده؟

یه سبزکلاه!

‫- هی! ‫- نه بابا

‫جری! ‫جری، یه نوشیدنی به آقا بده

‫- سلام! ‫- یه نوشیدنی مهمونش کن. قربان!

‫- قربان ‫- قربان

به سلامتی (روسی)

به سلامتی - به سلامتی -

‫- شر درست نکن‌ها، خب؟ ‫- نه، میخوام با آقا حرف بزنم

‫میخوام باهاش حرف بزنم

‫قربان، مایک ورانسکی

‫نیک

‫- این دوماده، استیو ‫- منم ساقدوشم

قراره بریم لشکر هوابرد قربان

‫امیدوارم بفرستنمون جایی ‫که گلوله‌بارونه

‫- پرواز از همه‌چی بدتره، نه؟ ‫- درسته

‫کون لقش

‫- کون لقش؟ چی گفت؟ ‫- کون لقش

‫کون لقش. ‫منم همین فکرو کردم

‫اونجا چه شکلیه خب؟

‫میتونی چیزی بهمون بگی؟

‫کون لقش

‫باشه، کون لقش

‫کون لق خودش

‫کون لقش. هی!

‫مایکل، هی

‫- هی ‫- کون لق کی؟

‫کون لق کی؟

‫- این کدوم خریه؟ ‫- سگ نمی‌شناسدش

‫شبیه جنگلی‌هاست یارو

‫یه نوشیدنی دیگه بده بهش جری. ‫از همون

‫هی! کون لقش!

‫کون لقت

‫استیون

‫گرفتمش

‫باهام ازدواج میکنی؟

‫آره

‫جدی؟

‫اوهوم

‫البته منظورم اینه که اگه از ویتنام...

‫منظورم وقتیه که برگشتیم

‫نمیدونم منظورم چیه

‫بنظرم چیزی که از ذهنت می‌گذره ‫از دهنت میاد بیرون

‫آنجلا و استیون

‫اگه یه قطره هم نریزین

‫تا آخر عمر خوش‌یمنی میاره براتون

"موفق‌باشید مایکل، نیک، استیون"

‫به استن توجه نکن. ‫حرف مفت زیاد میزنه

‫- حرف دهنش رو نمی‌فهمه ‫- آره

‫- ها؟ ‫- کافیه

‫- هی! ‫- بیا ببینم

من تا حالا با آنجلا نخوابیدم، نیکی

عیبی نداره. عیبی نداره

‫اینم از آخرین راز من

‫چیزی نیست. چیزی نیست. ‫فراموشش کن

‫آنجلا، آنجلا!

‫وای آنجلا

‫وقتی بچه رو به دنیا آورد من چیکار کنم؟

‫این دیگه به آنجلا مربوطه. ‫بذارش به عهده آنجلا

‫- درسته ‫- شل کن

‫- شل کنم؟ ‫- شل کن. شاد باش

‫برو دیگه. زودباش. ‫دیگه اینجا نبینیمت

‫این روانی رو ببین

‫دوشنبه تو قطار می‌بینمت

‫هی

‫با احتیاط برون

‫اینو در مورد آنجلا نمی‌دونستی، نه؟

‫- نه؟ ‫- کسشره

‫- کسشره، آره؟ ‫- کسشره. کسشره

‫- من شاهدم که حقیقته ‫- کسشره

‫- من شاهدم که راسته ‫- کسشر میگی

‫- میخوای شرط ببندی؟ ‫- آره

‫پای حرفت وایسا

‫- برو درتو بذار استن. گندت بزنن ‫- برو درتو بذار

‫بزرگ شو یکم

‫هی! هی!

‫خیلی‌خب!

‫مایکل!

‫مایکل، چیکار میکنی؟

‫- هی مایک! ‫- مایکل!

‫هی مایک!

‫مایکل، چه غلطی داری میکنی؟

‫- مایکل! ‫- هی!

‫مایکل، چه غلطی داری میکنی؟ ‫مایکل!

‫- هی مایکل! ‫- کون لقش!

‫مایکل، برگرد اینجا!

‫چیکار میکنه این؟

‫- مایکل، چیکار داری میکنی؟ ‫- هی مایک!

‫مایکل، بیا اینجا! ‫بیا اینجا مایکل!

‫مایکل، میدونی که دوستت داریم! ‫بیا اینجا!

‫برگرد!

‫باید باهات حرف بزنم!

‫مایک!

‫هی!

‫تف!

‫فکر کنم کسخل شدم

‫کسخل شدم رفته

‫نمیدونم. همه‌چی خیلی سریع داره اتفاق میفته

‫ای بابا

‫هی نیک

‫بنظرت برمیگردیم؟

‫- از ویتنام؟ ‫- آره

‫یه چیزی رو میدونی؟

‫همش همینجاست

‫من عاشق این خراب‌شده‌ام

‫- دیوونه شدی پسر ‫- میدونم حرفم مسخره بنظر میاد

‫مایک، اگه اتفاقی افتاد، ‫اونجا ولم نکن

‫باید... باید... ‫فقط تنهام نذار

‫- اینو بهم قول بده مایک ‫- هی

‫نه رفیق، باید... باید...

‫باید قول شرف بدی

‫- هی نیکی ‫- ها؟

‫حله رفیق

‫قول؟

‫بقیه‌ش رو یادم نیست

‫اشکال نداره

بزن کنار شاش داریم

‫هل نده

‫کیری سرده

‫36 تا آبجو

‫اوه!

‫چی؟

‫یالا

‫باشه بابا رفتم. ‫صبر کنین

‫تا حالا شده همزمان بشاشی ‫و آبجو بزنی؟

‫تا قطره آخر خالیش کن

‫وایسا! بیخیال!

‫دهنت

‫حرومزاده‌ها

‫سگ‌پدرا!

‫با من هم‌مسیرین؟

‫بیا

‫دهنت!

‫خنده نداره!

‫دیگه بازی درنیار

‫بیخیال. بازی درنیار

‫سرکارم نذار

ما رو گیر آوردی؟

‫بذار پیاده شم!

‫بدو. بذار پیاده شم!

‫پیاده شو

‫اینجا نیست

‫مطمئنم. اینجا نیست

‫عوضش کردن. ‫جدی میگم

‫یه جوری تغییرش دادن

‫انگار ما هر سال میایم اینجا

‫زیاد گوه میخوری استنلی

‫گفتی کی زیاد گوه میخوره؟

‫تو زیاد گوه میخوری. ‫همیشه هم زیاد میخوری

‫گشنمه

‫اینو بخور

‫نیکی، یه سوال ازت دارم

‫چرا هیچوقت غذا خوردن تو رو ندیدم؟

‫دوست دارم به خودم گشنگی بدم. ‫حس ترس رو تو وجودت نگه میداره

‫طبیعی نیست

‫یالا جان

‫مال منه

‫واقعا انقدر می‌خوایش؟

‫بله که میخوام!

‫هی، یه کیک بهم بده مایک

‫مگه چلاقین خودتون؟ بیا

‫اون خردله

‫چی؟

‫کیکش رو کرد تو خردل

‫مثل پلیس راهنمایی رانندگی حرف میزنی

‫پشمام

‫یالا یه آبجو بده بهم مایک

‫واقعا باورم نمیشه

‫من با شما چیکار دارم اینجا؟

‫اینجا نیست

‫عوضش کردن. یه جوری عوضش کردن

‫تو با دو تا دستت کون خودتم نمیتونی پیدا کنی

‫بعله

‫میدونی

‫یادمون رفت به سلامتی استیون و آنجلا بنوشیم

‫استیون و آنجلا!

‫چی؟

‫وقتی دهنم پره نخندونم

‫شما رو هیچ‌جا نمیتونم ببرم

‫چه غلطی میکنی تو؟

‫دستتو از نون بکش

‫میتونی لباس خوشگل بهش بپوشونی

‫ولی نمیتونی جایی ببریش

‫بیخیال! چه گوهی میخوری تو؟

‫اون مال من بود دیوث

‫پفیوزها. نمیتونم حتی...

بعله!

‫میدونی اکسل

‫واقعا دامنه لغاتت حرف نداره

بعله

‫هی، حواست به لوازم باشه

‫حواست به تفنگ باشه

‫ساک منو بده

‫داره سرد میشه، نه؟

‫هی مایک، جوراب گرم اضافه داری؟

‫بعله

‫هی مایک!

‫جوراب زمستونی داری؟

‫بیخیال، حل شد

‫چکمه‌هام کدوم گوری‌ان؟

‫کسی چکمه‌های منو ندیده؟

‫یکی چکمه‌هام رو برداشته

‫واسه همین خریدمشون

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب بچه‌ها، هر کی چکمه‌هام ‫رو برداشته پسش بده

‫من برات یه چکمه دارم استن

‫که میره تو کونت

‫هی مایک

‫مایک، چکمه اضافه خودتو بهم قرض بده

‫یه جفت اضافه داری

‫نه استن

‫نه؟

‫یعنی چی نه؟

‫گفتم نه دیگه. ‫نه یعنی نه

‫اینم از رفیق ما. ‫تو رفیق منی‌ها، می‌دونستی؟

‫باید یاد بگیری استنلی

‫هر بار که میای اینجا ‫سرت تو کونته

‫شاید منظره‌ اونجا رو دوست داره

‫هر بار که میاد این بالا، ‫نه چاقو داره

‫نه کاپشن داره، نه شلوار، نه چکمه

‫فقط مثل جان وین بلده ‫اون هفت تیر مسخره‌ش رو اینور اونور ببره

‫اون به کارت نمیاد که

‫حالا بیخیال مایک. ‫چکمه رو بده بهش

‫عمراً. من دیگه بهش چکمه نمیدم

‫دیگه بسه، دیگه نه، کافیه

‫تو یکی خیلی حرومزاده‌ای، می‌دونستی؟

‫استنلی، اینو می‌بینی؟

‫این اینه. چیز دیگه‌ای نیست

‫این اینه

‫از الان خودتی و خودت

‫من هزار بار کمکت کردم

‫هزار بار کمکش کردم

‫نمیدونم چند بار کمکش کردم ‫دختر جور کنه

‫و هیچوقت اتفاقی نمیفته. هیچی

‫میدونی مشکل تو چیه مایک؟

‫هیچوقت کسی نمیدونه ‫داری چی زر میزنی

‫"این اینه"

‫الان این یعنی چی؟ ‫"این اینه"!

‫اینم از اون حرفای کونی‌هاست، ‫یا...

‫میشه ببندی استن؟

‫رفیق، دیگه داری از حد می‌گذرونی

‫مراقب اون تفنگ باش استن

‫میدونی نظر من چیه؟

‫میدونی من چه فکری میکنم؟

‫به خدا یه وقتایی فکر میکنم ‫جدی جدی کونی هستی

‫بیخیال بچه‌ها

‫هفته پیش، هفته پیش می‌تونست

‫اون پیشخدمت موقرمز جدیده‌ی ‫بولادروم رو تور کنه

‫می‌تونست بزندش زمین

‫ببین چیکار کرد؟ هیچی

‫قضیه اینه

‫خفه شو استن! ‫فقط خفه!

‫ببند

‫چکمه‌های لعنتی مایکل رو بگیر ‫و دهنتو گل بگیر!

‫وگرنه من میرم خونه

‫من همین الان میرم خونه

‫وسایل منو دست نزن

‫اون تو چه غلطی میکنی؟

‫هی استاش

‫گفتم نه

‫چیه؟ میخوای بهم شلیک کنی؟

‫ها؟

‫بیا

‫چته تو؟

‫استن

‫بپا مایک! بپا!

‫هی استیون!

‫هی آنجلا، یه تفنگ بزرگ دارم!

‫برید خونه! برید خونه!

‫هی!

‫باورنکردنیه!

‫یا خدا، باورم نمیشه

‫مایک؟

‫مایک!

‫یا خدا!

‫هی!

‫آروم باش استیوی!

‫استیوی، آروم باش!

‫به یه چیز دیگه فکر کن

‫خودتو کنترل کن. ‫به یه چیز دیگه فکر کن

‫ما جامون اینجا نیست

‫آروم باش. ‫درست میشه

‫من خوبم

‫خیلی‌خب. خوبم

‫فقط آروم باش. آروم

‫چیزی نیست. چیزی نیست

‫چیزی نیست استیوی. ‫استیوی، آروم باش

‫مایک

‫یالا. یالا

‫من خوبم

‫چیزی نیست. آروم

‫خیلی‌خب، فشارش بده. ‫محکم فشار بده

‫من اینجام. من اینجام

‫یالا. خودشه. آفرین

‫مایک؟

‫آروم باش. آروم باش

‫به یه چیز دیگه فکر کن. ‫به خونه فکر کن

‫به خونه فکر کن

‫به آنجلا فکر کن

‫مجبور میشن منو بکشن مایک

‫استیوی، باید انجامش بدی. ‫اگه نکنی

‫میندازنت تو چال

‫بندازنت تو چال میمیری

‫یالا، باید انجامش بدی. ‫تو میتونی

‫تو میتونی استیوی

‫تو چشمام نگاه کن. استیوی. ‫استیوی، منو ببین!

‫مایک؟

‫یالا! یالا!

‫یالا دیگه! نشونشون بده خایه داری. ‫نشونشون بده خایه داری

‫گور بابات

‫بدو دیگه!

‫بزن دیگه

‫یالا

‫بزن

‫بزن استیوی! بزن. ‫نشون بده خایه داری!

‫بزن!

‫جوون

‫جوون. منو ببین استیوی، تو تونستی

‫استیوی، به این حرومی‌ها نشون دادی

‫نشونشون دادی

‫نگران نباش جوون

‫موفق شدی

‫مایکل!

‫مایکل!

‫استیوی!

‫مایکل!

‫مایکل!

‫استیوی!

‫استیوی، نترس!

‫مایک، کمک!

‫وای خدا! اینجا موش داره!

‫نیکی

‫مادرجنده! ‫مادرجنده!

‫نیکی، گوش کن

‫دیگه به ما بستگی داره. ‫منم و تو

‫استیون چی؟

‫فراموشش کن

‫فراموشش کنم؟

‫ولش کن. نمیتونه زنده بمونه

‫فکر کردی کی هستی؟ خدا؟

‫نگاش کن. منگه

‫بیرون نمیاد. تو عالم هپروته

‫مایک، نظرت چیه؟

‫میگم ولش کن نیک

‫اینو تو مغزت فرو کن ‫وگرنه من و تو هم کارمون ساخته‌ست

‫باید با گلوله‌های بیشتر بازی کنیم

‫چی؟

‫گلوله‌های بیشتر

‫باید گلوله‌های بیشتری بذارم ‫تو اون تفنگ

‫چی؟

‫باید گلوله‌ها رو زیاد کنیم

‫گلوله‌های تفنگ رو زیاد کنیم؟

‫چند تا بیشتر؟

‫سه تا

‫یعنی باید با همدیگه بازی کنیم

‫جلوی همدیگه گلوله‌ها رو زیاد کنیم؟

‫دیوونه ‌شدی تو؟

‫نیکی، این تنها راهمونه

‫من لحظه مناسب رو انتخاب میکنم

‫بازی تا وقتی نوبت من بشه ادامه داره

‫وقتی شروع به تیراندازی کردم. ‫تو حمله کن به نزدیک‌ترین نگهبان

‫تفنگش رو بگیر و بزن لهش کن حرومی رو

‫من آمادگیش رو ندارم

‫باید حرفم رو گوش کنی

‫میخوای اینجا بمونی و بمیری؟

‫برو

‫دیگه بستگی به تو داره. ‫الان دست توئه

‫نه!

‫اون در برابر من!

‫کنار همدیگه

‫برو اونور! گمشو اونور!

‫کنار همدیگه!

‫خیلی مشتاقم!

‫مایکل!

‫مایکل!

‫یالا!

‫حرومی‌ها، حرومی‌ها. یالا نیکی. بزن نیکی

‫چیزی نمیشه

‫بزن نیکی. بزن نیکی. ‫خودشه. آفرین

‫من سه تا گلوله میذارم. ‫سه، سه

‫ما سه تا میذاریم، خب؟ ‫یک، دو، سه

‫سه، سه

‫سه، سه

‫نترس نیک. نترس

‫پنج دقیقه دیگه از اینجا زدیم بیرون

‫میریم بیرون از این خراب‌شده

‫حالا این شد. ‫من و تو. من و تو

‫خیلی‌خب، بازی دوست داری؟

‫بزن

‫دیگه نه

‫بگاییه

‫من از اینجا نجاتمون میدم

‫خان تفنگت خالیه

‫یه خان تفنگ رو خالی کن. یالا

‫خدا لعنتت کنه!

‫چیزی نمیشه نیکی

‫یالا، بزن! بزن نیکی!

‫مادرجنده!

‫نه، نه، نه نیکی!

‫الان قراره بمیری مادرقحبه!

‫میمیری!

‫یالا، بزن نیکی. بزن بره

‫بزن، بزن

‫بزن

‫تو تونستی

‫چیزی نیست

‫خیلی‌خب، الان نشونشون میدیم

‫خیلی‌خب

‫باشه

‫آره

‫یالا، بجنب

‫بجنب

‫نیکی

‫نیکی

‫زودباش میگم!

‫تف توش

‫بلندم کن

‫استیو!

‫سوار شو. برو روش

‫مایکل، مایکل

‫مایکل!

‫استیوی، بیا

‫بیا استیوی. میریم یه شنا بکنیم. ‫بیا استیوی

‫بیا، بجنب

‫ما جامون اینجا تو جنگل نیست مایکل

‫فقط برو روش. برو روش

‫این آب موش داره

‫وایسا، همونجا

‫صبر کن

‫مایکل

‫خیلی‌خب رفیق

‫مایک

‫نیکی

‫مایک، من میخوام برم خونه مایک

‫اون چیه؟

‫اون صدای چیه مایکل؟

‫هی! هی! هی!

‫برو! زودباش!

‫مایک! مایک! سفت بچسب مایکل

‫مایک!

‫استیو!

‫به چند تا سنگ خوردم مایکل. ‫خوردم به سنگ

‫پام خورد مایکل

‫باشه. آروم باش

‫بیا، بیا

‫استیوی، بیا

‫یالا استیوی

‫لطفا

‫پاهام

‫خوردم به سنگ

‫باشه. خیلی‌خب

‫همینه

‫دستم

‫خیلی‌خب

‫پاهام رو حس نمیکنم

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، بیا

‫دستم

‫زور بزن

‫وای پسر

‫خیلی‌خب، جوون، هیس، هیس

‫ببرش

‫ببرش

‫من نه، اون

"بیمارستان ارتش آمریکا در سایگون"

‫شما نیکونار چِووتاریویچ هستین؟

‫میشنوی چی میگم نیکونار؟

‫تو چووتارویچ هستی؟ ‫مطمئنی؟

‫بله

‫چووتارویچ اسم روسیه؟

‫نه. آمریکاییه

‫خیلی‌خب، پلاکت رو بده ببینم

‫مال توئه؟

‫مال اونه

‫اسم پدر و مادرت چیه؟

‫لو

‫اسم مادرم هم...

‫ایوا

‫تاریخ تولد پدر و مادرت چه روزیه؟

‫باید از اینجا خارجش کنیم

‫حتما، حتما

‫ببخشید

‫سلام

‫میخوام با ایالات متحده تماس بگیرم

‫کلرتونِ پنسیلوانیا

‫کلر... ک-ل

‫ر-ت

‫و-ن

‫پنسیلوانیا. درسته

‫ولش کن

‫هیچی، هیچی، نه. بیخیال

‫بکش عقب جک!

‫بکش عقب

‫آره، خب همین کارو بکن

‫مایک؟

‫مایک

‫مایک!

‫هی، مایک؟

‫شرمنده. با یکی دیگه اشتباهتون گرفتم

‫چطوری؟

‫بد نیستم

‫نشونت میدم. بیا

‫مثل دخترای آمریکا نیستم

‫یه جور مخصوص و دیوونه‌کننده بهت میدم

‫دیوونه‌ات میکنم

‫نه، نه، نمیخوام. ‫نمیخوام این کارو بکنم

‫بیا

‫بیا تو

‫خب، میخوای چی صدام کنی؟

‫هوم؟

‫دوست داری اسمم چی باشه؟

‫لیندا

‫لیندا؟

‫مثل آمریکا

‫نه، نه. الان نه. الان نه

‫بیا اینجا

‫بیا اینجا

‫لیندا صدام کن

‫اونجا رو. فیل

‫باید یه فیل بگیرم

‫نه. نمیتونم تو اتاقی بمونم ‫که بچه توش گریه میکنه

‫بیا اینجا

‫نه، نه

‫اول پولم رو بده! ‫لعنت بهت!

‫آشفته بنظر میرسی

‫دارن برای پول این کارو میکنن؟

‫بعضی وقتا پول خیلی زیاد

‫خودم نمیتونم از این بازیا کنم

‫ولی همیشه... چی میگن؟

‫دنبال چیزهای متفاوت هستم

‫چیزهای کمیاب

‫شامپاین میل داری؟

‫نه

‫نه نگو

‫وقتی یه مرد به شامپاین نه میگه، ‫به زندگی نه گفته

‫اینو قبلا دیدی؟

‫تو شمال

‫بله، البته

‫باید برم

‫ولی باید بیای تو

‫اصرار دارم

‫بعد از این جنگ دیگه ‫از چی می‌ترسی؟

‫جنگ یه جوکه

‫مسخره‌ست

‫دارم میرم خونه، رئیس

‫طبیعتا به مبارزهام ‫پول هم میدم. نقد

‫پول آمریکایی

‫البته اگه مارک آلمان

‫یا فرانک سوییس بخوای، ‫ترتیب اونم میدم

‫ترتیب همه‌چی رو میدم

‫سراغ آدم اشتباهی اومدی رئیس

حالا یه نگاهی بنداز

‫نه، این کارو نکن

‫اصرار دارم

‫نیک!

‫هی، نیک!

‫هی. نیک!

‫ببین، اگه خیلی شجاع و خوش‌شانس باشی

‫میتونم حسابی پولدارت کنم

‫وای، اینجا رو

‫واینستا. واینستا (به خونه خوش اومدی مایکل)

‫خودت گفتی خیابون لوگان

‫- فقط برو ‫- تریلر همونجا بود

‫صبر کن تا مایکل برسه، خب؟

‫خودشه. مایکل اومد

‫خیلی‌خب دوستان، هر جا هستین بمونین

‫من میرم بیارمش. میرم بیارمش. ‫همه وایسین اینجا

‫به افتخار پرچم‌مون!

‫هیپ هیپ هورا!

‫هیپ هیپ هورا!

‫هیپ هیپ هورا!

‫تاکسیه واینمیسته. ‫داستان چیه؟

‫نمیتونم صبر کنم این جشن رو ببینه

‫چی شد؟

‫استاش، چی شد؟

‫فکر کردم اونه

‫شاید هواپیماش دیر کرده! ‫میشه آروم باشی اکسل؟

‫داری میری رو مخ همه

‫خوبی؟

‫میدونم که نیک به زودی برمیگرده

‫نیک رو می‌شناسم. ‫اونم برمیگرده

‫مگه نه اکسل؟

‫بعله

‫همینو برو پایین تا بزرگراه

‫پول خودته رفیق

‫هی وایسا!

‫بازه!

‫باز...

‫مایکل

‫وای مایکل

‫وای

‫وای مایکل

‫وای مایکل

‫وای مایک...

‫وای خدا

‫چه خوشگل شدی

‫آره

‫کتت رو بده من

‫خدا

‫همه اینجا بودن. ‫پیش پات رفتن

‫خیلی عصبانی میشن وقتی ‫بفهمن بعد از رفتنشون رسیدی

‫به خونه خوش اومدی

‫میدونی، امیدوار بودم...

‫امیدوارم بودم که نیک با تو باشه مایکل

‫نه

‫نه

‫خبری از نیک بهت نرسیده؟

‫نه

‫هیچی. مفقودالاثره. ‫فقط همینو میدونیم

‫برمیگرده

‫نه برام نامه‌ای نوشت، نه زنگ زد

‫خب شاید زنگ زده ولی نبودی

‫آره، شاید

‫تو چطوری حالا؟

‫خوبم. تو در چه حالی؟

‫من؟ خوبم. بد نیستم. ‫می‌گذرونم

‫هنوز تو فروشگاه کار میکنم

‫هزار تا کار دارم

‫تو مطمئنی خوبی دیگه؟

‫آره، خوبم

‫زخمات چطور؟

‫چیزی نیست

‫همون عوارض همیشگیه دیگه

‫شنیدیم...

‫نه، اینطور نیست. ‫خیلی پسرا دچارش میشن

هوم

‫اون بافت رو برای نیک بافتم

‫سایز دقیقش رو یادم نبود

‫ولی فکر کنم سایزش تقریبا ‫با تو یکی بود، نه؟

‫نه، بزرگه

‫ولی خب میتونم درستش کنم

‫خوبیِ پشم اینه که خیلی راحته

‫اصلاحش

‫وای خدا!

‫چیزی نیست

‫چیزی نیست

‫چیزی نیست

‫کارت چطوره؟

‫عالیه. خوبه، آره

‫یکی دو بار نزدیک بود تعطیل کنیم

‫الانم باید بریم سر کار

‫الان باید بری؟

‫بله

‫ایرادی نداره تا سر کار ‫همراهیت کنم؟

‫مایکی، تو خیلی...

‫عجیبی

‫همیشه جنتلمنی

‫بیرون سرده

‫آره

‫بهش عادت ندارم

‫وای، خیلی خوشحالم زنده‌ای

‫خیلی خوشحالم

‫واقعا نمیدونم چه حسی دارم

‫سلام مایک

‫لیندا، فقط می‌خواستم بگم ‫بابت نیک متأسفم

‫و اینکه...

‫میدونم چقدر دوستش داشتی

‫و میدونم هیچی مثل سابق نمیشه

‫فقط می‌خواستم اینو بهت بگم

‫شاید... نمیدونم

‫شاید دلت نمیخواد دربارش حرف بزنی

‫چه خبر لب‌خوشگله؟

‫آره. پسر سرسختیه

‫اشکالی نداره

‫چطوره باهام بیای تو؟

‫فقط یه سلام کن. ‫بیا. مایک، لطفا

‫فقط یه سلام کن برو. ‫خیلی میخوان ببیننت

‫فقط یه لحظه، باشه؟ ‫بیا

‫سلام، ببینین کی اومده

‫مایکل اومده!

‫ببینین کی اینجاست. ‫سلام همگی

‫وای مایکل، داستانت رو تو روزنامه خوندم. ‫وای مایکل

‫وای مایکل. عزیزم

‫خیلی خوشتیپ نشده؟

‫- چه کت قشنگی داری ‫- سلام مایکل

‫- مایک ‫- چه قشنگ شدی

‫خوشتیپ شدی مایک

‫خوش برگشتی

‫می‌بینی چه خوشتیپ شده؟

‫خیلی خوشحالم برگشته خونه

‫وایسا ببینم. اینجا رو. مدال‌هاشه

‫وای خدا

‫چقدر مدال

‫تبریک میگم

‫وای مایکل

‫هلن، بیخیال

‫ولم کن جنی

‫اونجا پیروز شدیم، مگه نه مایک؟ ‫جنگ رو بردیم

‫دیگه باید برم سر کار

‫خوشحال شدم دیدمت مایک

‫فعلا مایکل

‫بازم بیا دیدنمون مایکل

‫میشه بعدا ببینمت؟

‫باشه

‫بعد از کار؟

‫آره، کجا؟

‫خونه؟ باشه

‫یه آبجو تو بار جان. یه آبجو

‫چی؟

‫بیا، یه آبجو مهمون من

‫خیلی‌خب، فقط یکی

‫هی اکسل! استاش!

‫سلام!

‫سلام! سلــام! اینجا رو باش!

‫حالت چطوره؟

‫مایکی! سلام رفیق، حالت چطوره؟

‫کجا بودی؟ کجا بودی تو؟

‫یعنی چی کجا بودم؟ ‫خودت کجا بودی؟

‫کجا بودی وقتی همه‌چی ‫رو برای مهمونیت آماده کرده بودیم

‫آبجو و فلان. مگه نه اکسل؟

‫دیر رسیدم

‫یه چیزی...

‫سیبیل گذاشتی

‫آره

بهت میاد

‫بامزه‌ست

‫آره...

‫بیا، داریم میریم بار جان

‫در چه حالین؟

‫می‌گذرونیم. میدونی؟

‫تیر خوردن چه حسی داره؟

‫نداره

‫درد نداره، اگه منظورت اینه

‫شما چطورین؟ ردیفین؟

‫آره. آره

‫مثل همیشه دیگه، میدونی؟

‫چیزی عوض نشده

‫حسابی دارم در و داف بازی میکنم

‫اکسل هم داره از همیشه خپل‌تر میشه

‫استن، تفنگت رو نشونش بده

‫هیس. آروم

‫اون علامت بی‌خایگیت ‫که همه‌جا با خودت می‌بری. ببین

‫بپا

‫واسه چیه؟

‫واسه همونی که قبلی بود

‫حالا اون واسه چی بود؟

‫همیشه دلواپسه دیگه

‫بیخیالش. بریم یه نوشیدنی بزنیم

‫آره، بریم

‫هی، بوم بوم! ‫ببین چی پیدا کردم!

‫سلام مایکل!

‫بذارین آقا رد شه. جا باز کنین!

‫چطوری مایک؟

‫چه خبر رفیق؟

‫یالا، یالا، برید اون پشت

‫برید پشت

‫یالا

‫داستان چیه؟

‫استاش، لیوان‌های رو سینک رو بیار

‫کدوما؟ کثیفا؟

‫آره، کثیف‌ها رو بیار

‫تو چیکار کردی؟ ‫یه تنه جنگ رو بردی؟

‫اینا رو ببین

‫شماها که کمکی نکردین

‫برو بریم!

‫میشا...

‫به سلامتی تو مایک

‫به سلامتی همه

‫بعله

‫هی، هی، وایسین!

‫به سلامتی نیک و استیو

‫به سلامتی نیک و استیو

‫عالی شدی

‫آنجلا چطوره؟

‫تعریفی نداره مایک

‫از وقتی باهاش حرف زده بدترم شده

‫با کی حرف زده؟

‫با استیون

‫با استیو حرف زده؟

‫نمی‌دونستم برگشته

‫- نمی‌دونستی برگشته؟ ‫- یا خدا

‫نه، نمی‌دونستم. برگشته؟

‫نمی‌... نمی‌دونستی...

‫کجاست؟ کجاست؟

‫هی جان. آروم. ‫بیخیال جان

‫کجاست؟ جوابم رو بده. ‫کجاست؟

‫مایک، نمیدونم کجاست

‫- فقط بگو کجاست ‫- نمیدونم کجاست مایک

‫آنجلا بهمون نمیگه

‫با هیچکس حرف نمیزنه

‫راست میگه؟

‫آره

‫بوم!

‫آنجلا

‫شنیدم استیون زنده‌ست. ‫کجاست؟

‫استیون کجاست؟

‫کجاست؟ فقط جاشو بهم بگو

‫آنجلا، استیون کجاست؟

‫فقط بگو کجاست

‫کجاست؟

‫کجاست؟

‫خواهش میکنم، باید بهم بگی. ‫بگو کجاست

‫میدونی؟ کجاست؟

‫مراقب خودت باش

‫مایکل

‫اینجام

‫چیکار میکنی؟

‫هیچی

‫وسایلم رو جمع کردم که برم

‫چی؟

‫می‌خواستم برم

‫نه، نرو

‫کلی خوراکی گرفتم

‫یه شام درست و حسابی برات درست میکنم

‫نه، نمیتونم

‫مایکی

‫چطوره بریم رو تخت؟

‫نمیشه همدیگه رو آروم کنیم؟

‫نه، نمیتونم. اینجا نه. ‫باید از اینجا برم

‫شرمنده، باید بزنم بیرون

‫من... میرم... ‫نمیدونم

‫فاصله زیادی رو حس میکنم

‫حس میکنم خیلی دورم. ‫بعدا می‌بینمت

‫حس عجیبی داره

‫اومدن به مسافرخونه

‫منظورم رو می‌فهمی مایکل؟ ‫مایک؟

‫واسه این یکی باید ‫قوطیم رو بذارم زمین

‫مایکل، مهمون خودمونی

‫نه، دمت گرم

‫- حالت چطوره؟ خوبی؟ ‫- بدک نیستم

‫خوبم

‫مطمئنی؟

‫آره

‫آره!

‫نظرت راجع بهش چیه مایک؟

‫نمیدونم

‫جون من، راستش رو بگو

‫نمیدونم استاش

‫خوشگله؟

‫خوشگله؟ آره؟

‫راست بگم؟

‫آره!

‫نه

‫نه

‫نه

‫خب، بنظرت باهوشه؟

‫نه

‫منم همین فکرو میکنم

‫منم فکر نکنم باهوش باشه

‫پس چی دیدی توش؟

‫نمیدونم. اومدم...

‫تو بهم بگی. ‫شاید تو سکس خوب باشه

‫چطوره خودت ازش بپرسی؟

‫این توپ کیری من کدوم گوریه؟

‫پین‌ستر لعنتی

‫اکسل! اکسل!

‫مایکل!

‫چی شد آخه؟

‫پین‌ستر اومد روش

‫استن، جک رو نکن تو تن من

‫اینجا دیگه هیچیش کار نمیکنه

‫داریم میاریمت بیرون

‫حواست به آرنجت باشه‌ها

‫خوبی رفیق‌؟

‫بعله!

‫خیلی‌خب، الان میخواین چیکار کنین؟

‫میریم شکار، مگه نه؟

‫کی از تو نظر خواست؟ ‫کی از تو پرسید؟

‫داشتم از مایک می‌پرسیدم

‫آره

‫میاد

‫آره، مایک میاد

‫ولی زن نمی‌بریم

‫مثل قدیما. مایک، مگه نه؟

‫درست مثل قدیما

‫بعله!

‫شوخیت گرفته اکسل؟

‫چهل بار می‌تونستیم بزنیمش

‫اگه جای تو بودم

‫برو بزنش اکسل!

‫کون لقتون بابا

‫چقدر قشنگه

‫بعله

‫یا خدا. اون چیه دیگه؟

‫هی!

‫هی! جان! اکسل! ‫یکی رو زدم!

‫هی رفقا، یکی گرفتم!

ردیفه؟

!ردیفه

!ردیفه

‫اون تفنگ کوچولوی مسخره اینجا چیکار میکنه؟

‫محض احتیاط

‫محض احتیاط؟ احتیاط از چی؟

‫که اگه سر راه یکی از دوست‌دخترات ‫رو دیدی که داره

‫واسه یه محیط‌بان ساک میزنه بزنیش؟

‫یه بار دیگه بگو. ‫بگو!

‫یالا، بگو!

‫استنلی، انقدر گوه میخوری

‫که تهش می‌ترکی

‫فکر کردی گوه میخورم؟ ‫بگو دیگه. یالا

‫آخر می‌ترکی

‫آروم مایک

‫آروم باش مایک

‫این دیگه چی بود؟

‫فکر کردی پُره؟

‫بدش به من!

‫میخوای بازی کنی؟

‫باشه بیا بازی کنیم!

‫الان چی میگی؟

‫چی میگی گردن‌کلفت؟

‫سلام مایکل

‫لیندا پشته

‫اون پشته؟

‫راستی شکار چطور بود؟

‫بد نبود، مرسی

‫لیندا، چی شده؟

‫نمیدونم

‫چی شده؟

‫هیچی. نمیدونم

‫باید یه چیزی باشه دیگه

‫ماشین بیرون پارکه

‫نمیخوام، مرسی

‫مطمئنی؟

‫نه، چیزی نیست. ‫فقط تنهام بذار، خب؟

‫واقعا میگم

‫شب بخیر. صبح می‌بینمتون

‫شب بخیر. تا فردا

‫باهام بیا. می‌رسونیمت خونه

‫نه، بهتره با اون برم

‫- مرسی ‫- باشه

‫خوبی؟

‫هیچوقت فکرشو میکردی ‫که زندگی به اینجا بکشه؟

‫نه

‫آی‌27

‫ان40

‫بینگو

‫یه بینگو داریم. تازه‌واردمون

‫کجایی جانی؟

‫اینجایی

‫بی15

‫آی16

‫- صحیح ‫- ان33

‫صحیح

‫زی60

‫اینم از برنده‌مون

‫از سر راهم برو کنار

‫آقای ایوان استیوان، ‫سیگار کشیدن خودمو نمی‌بینم

‫و شماره بعد، آی16

‫کاش من 16 ساله بودم

‫آی 18. بعدش مرد میشی

‫ماشالا آقایون، جی60

‫اون پسرایی که دست خودشون نیست

‫لطفا به اونا هم کمک کنین

‫اوه، آیا با من می‌رقصی؟

‫جی47

‫ولی هنوز از آنچه دارم راضی‌ام

‫چه زندگی معرکه‌ای داشتم

‫بهش فکر کنین رفقای دل، ‫اینم از او61

‫سلام، چطوری؟

‫استیون، تلفن کارت داره

‫شاید آنجلاست

‫الو

‫استیوی، منم مایک

‫مایکل؟

‫مایکل؟

‫سلام

‫سلام

‫سلام

‫اوضاع چطوره؟

‫من خوبم. منو ول کن. ‫خودت چطوری؟

‫عالی

‫عالی

‫این صدای چیه؟

‫چی؟

‫آها، ویلچر

‫چی؟

‫استیوی، کی میای بیرون؟

‫یه مدت اینجا میمونم مایک

‫واسه چی؟

‫اینجا حرف نداره

‫ها؟

‫مثل استراحتگاهه

‫بسکتبال دارن

‫بولینگ دارن

‫چی؟

‫اون روز شاهدخت گریس اومد دیدنمون

‫مایکل؟

‫هی، هی

‫هی

‫مایکل

‫استیو

‫استیوی

‫دیگه باید برم مایک

‫باید برم

‫خاموشی زدن

‫استیوی؟ استیو؟

‫مایک؟

‫مایک. سلام!

‫مایک، چطوری؟

‫سلام

‫مایکل

‫سلام

‫خوبه. موفق شدیم

‫خیلی‌خب. آره

‫- خوبه ‫- خودشه

‫ببین

‫نمیخوام برم خونه

‫- میدونم. میدونم ‫- خوبه. خوبه

‫آره، خوبه

‫واقعا

‫- خوب بنظر میای ‫- آره

‫- شکار رفتی؟ ‫- شکار؟ آره، رفتم

‫- حیوونی زدی؟ ‫- نه. آره، نه. نه

‫- گوزن شکار نکردی یعنی؟ ‫- هیچی شکار نکردم

‫- ها؟ ‫- نه

‫دنبال یه گوزن خوشگل بودم. ‫در رفت

‫اوه!

‫آنجلا که نفرستادتت؟

‫- اون فرستاده تو رو؟ ‫- آنجلا؟ نه

‫آره، خوبه. ‫یه چیزی هست که میخوام نشونت بدم

‫- چی؟ ‫- یه چیزی هست

‫یه دقیقه باهام بیا

‫باید یه چیزی رو نشونت بدم

‫آره

‫آنجلا همش برام جوراب می‌فرسته

‫اونی که باید نشونت بدم جوراب نیست مایک

‫این هر ماه از سایگون میاد

‫نمی‌فهمم

‫اونجا دیگه هر لحظه ممکنه سقوط کنه

‫کار نیکی ـه، استیو

‫نیک زنده‌ست؟

‫مایک. هی

‫چی گفتی؟

‫تو از کجا میدونی؟

‫هی

‫اون شهر قراره با خاک یکسان بشه

‫کسی مثل نیک همچین ‫پولی رو از کجا میاره؟

‫نمیدونم. شاید از ورق‌بازی

‫ببین استیون، میخوام ببرمت خونه

‫- ای دهنتو مایک. قول داده بودی ‫- می‌برمت خونه

‫- نمیتونی اینجا بمونی ‫- بیخیال! اونجا جایی ندارم

‫- یالا ‫- ببین. هی!

‫- می‌برمت خونه میگم! ‫- دهنت پسر، گوش بده!

‫قول دادی بهم! ‫من اونجا جایی ندارم!

‫مایکل! هی

‫شرمنده. هر کاری دلت ‫بهت میگه رو بکن پسر

‫گروهبان، داره دیرمون میشه

‫راه رو باز کنین!

‫برید کنار!

‫برید کنار!

‫هی، کجا میری؟ ‫با من میای؟

‫ الان وقت قدم زدن نیست ‫ (فرانسوی)

‫ باید دیگه فرار کنیم

‫- من رو یادته؟ ‫ من انگلیسی نمی‌فهمم -

‫من رو یادته؟

‫ انگلیسی نمی‌فهمم. شرمنده. ‫ باید برم

‫نیک رو یادته؟ ‫نیک رو یادت میاد؟

‫- کجاست؟ ‫- نمیدونم

‫واقعا نمیدونم

‫خیلی وقت پیش غیبش زد

‫- یه لحظه وایسا رئیس ‫- دنبال چی هستی؟

‫اینجا دیگه چیزی برای دیدن نیست

‫- اینو می‌بینی؟ ‫- چی میخوای؟

‫یه بازی میخوام

‫مال تو

‫دیگه خیلی خطرناکه

‫این روزا دیگه برای این بازی ‫خیلی خطرناکه

‫چی فکر کردی؟ ‫فکر کردی ازت می‌ترسم؟

‫میخوام با آمریکایی بازی کنم

‫باهاش مسابقه میدم. ‫سر همه پولم

‫ انگار منم مثل تو دیوونه‌ام

‫خیلی‌خب

‫از کجا بدونم جاش رو میدونی؟

‫چون میدونم، همین

‫ولی باید از رودخونه ببرمت

‫فقط چون با کت سفید راحتم

‫رسیدیم. اینجاست

‫اگه نظرت عوض شده ‫هنوز دیر نشده

‫ اینجا بگا میریم

‫ یالا. زود بریم

‫ آره بیا

‫ منتظر چی هستی؟ ‫یالا!

‫اینجا وایسا

‫میگه باید پول بدیم که بریم داخل

‫- چقدر؟ ‫- هزار دلار

‫بهش بگو دارم میام بالا

‫میگه "آره، آمریکایی معروف اینجاست"

‫باید پونصد دلار دیگه هم بابت ‫این اطلاعات بهش بدی

‫ احمق

‫اعصابم خرد میشه وقتی ‫همچین دیوث‌هایی رو می‌بینم

‫بازم ادامه داره. ‫من اینجا چیکار میکنم آخه؟

‫باورم نمیشه

‫یالا! یالا!

‫- نیک کو؟ ‫- نمیدونم

‫یعنی چی نمیدونم؟ کجاست؟

‫باید برم از رئیس بپرسم

‫هی! نیک

‫خوبی؟ نیک، منم

‫نیک

‫هی، هی

‫چیکار میکنی؟

‫چیکار داری میکنی؟

‫نیک، داری چیکار میکنی؟ ‫نیکلاس

‫چی شده؟ برو اونور. ‫گمشو برو اونور

‫یالا

‫منم‌ها. مایک

‫- بگو تو مایکی. بگی تو مایکی ‫- تو مایکی

‫- بگو تو مایکی ‫- تو مایکی

‫- مایک. مایکِ چی؟ فامیلیم؟ ‫- هی

‫- مایکِ چی؟ ‫- مایکِ چی؟ چمیدونم

‫نیکلاس، دوازده هزار مایل تا اینجا اومدم ‫که تو رو ببرم

‫این کارو باهام نکن. ‫میزنم...

‫این کارو نکن. نکن

‫نکن. چت شده تو؟

‫من رو نمی‌شناسی؟ ها؟

‫نیکی، من دوستت دارم. تو رفیق منی. ‫چیکار داری میکنی؟

‫این کارو با من نکن مرتیکه...

‫شنیدی چی گفتم؟

‫منو ببر تو این بازی کیری

‫سلام. یه دوست آمریکایی آوردم

‫میخواد با بازیکنتون آشنا بشه

‫خیلی شجاعه. خودش یه بازی داشته، خب؟

‫چقدر؟

‫چقدر؟ اینقدر

‫بیا، خودت بشمر

‫کافیه؟

‫چرا نه؟ چرا نه؟

‫صبر کن. اینو بذارم روش خوبه؟

‫این پول رو نمیخوام

‫پول رو نمیخوای؟ ‫بیا. بگیرش

‫اینم بگیر. بهش بگو

‫الان بس شد؟

‫زیاد وقت نداریم. ‫زیاد وقت نداریم نیک

‫نکن

‫چیکار داری...

‫تو اینو میخوای؟

‫دوستت دارم نیک

‫نکن

‫یالا نیکی. بیا خونه

‫فقط بیا خونه. خونه

‫باهام حرف بزن

‫نیکلاس باهام حرف بزن

‫نیکی. نیکی

‫وایسا ببینم نیک. ‫دستات رو چیکار کردی؟

‫نیکی، یادته درخت‌ها چجوری بودن؟

‫یادته؟ آره؟

‫- کوه‌ها. اینا رو یادته؟ ‫- آره

‫- یه شلیک ‫- یه شلیک. یه شلیک

‫- هی ‫- آره

‫نیکی! نیک! نیک!

‫نیکی! نیک!

‫نیکی! نیک!

‫نیکی! نیکی!

‫نه! نیک! نه!

‫نه! نه! ‫نیکی، نباید بمیری!

‫از قرار معلوم این آخرین فصل

‫از تاریخ درگیری آمریکا در ویتنام است

‫همچنین بزرگ‌ترین جنبش مردم

‫در تاریخ آمریکا نیز هست

‫هیلاری براون، ای‌بی‌سی نیوز

‫سوار بر روی ناو هواپیمابرِ یواس‌اس هنکاک

‫در دریای جنوبی چین

‫ باشد که روحش

‫ در میانِ صالحان

‫ آرام گیرد

‫مامان!

‫من میزها رو میارم

‫اکسل، اون دو تا میز رو بیار اینجا

‫میارم

‫همه راحت باشین. ‫قهوه هم حاضره

‫- فنجون. میرم فنجون بیارم ‫- منم کمکت میکنم

‫منم کمکت میکنم جان

‫فنجون‌ها زیاد شد

‫تخم‌مرغتون رو چجوری دوست دارین؟

‫نیمروش کن جان

‫نوشیدنی! نوشیدنی

‫هی

‫مراقب باش لیندا. ‫داغه

‫هی اکسل، یکم آبجو چطوره؟

‫من میرم تخم‌مرغ رو درست کنم

‫- آره، منم کمکت میکنم ‫- نه لیندا

‫تو بشین. بشین. ‫قهوه رو بریز

‫چه روزِ غمناکیه

‫♪ در کنارش بایست ♪

‫♪ و راهنمایش باش ♪

‫♪ خداوند پشت و پناه آمریکا ♪

‫♪ سرزمینی که عاشقش هستم ♪

‫♪ در کنارش بایست ♪

‫♪ و راهنمایش باش ♪

‫♪ شبش را با نوری که ♪

‫♪ از بالا می‌تابانی روشن کن ♪

‫♪ از کوه‌ها ♪

‫♪ تا چمنزارها ♪

‫♪ تا اقیانوس‌ها ♪

‫♪ که سفید از کف‌اند ♪

‫♪ خداوند پشت و پناه آمریکا ♪

‫♪ وطن و خانه‌ی عزیز من ♪

‫♪ خداوند پشت و پناه آمریکا ♪

‫♪ وطن و خانه‌ی عزیز من ♪

‫- به یاد نیک ‫- به یاد نیک

‫به یاد نیک

‫مترجمین: آرین دراما و حسین رضایی Arian Drama & ‫HosseinTL

Telegram @ArianDrama Twitter(X) @ArianisDrama

از مجموعه زیرنویس‌های " سینمای اصلی به فارسی " فیلم ۶

SYLAR هماهنگی با این نسخه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.