All language subtitles for Kaito Yamaneko Ep 01 (848x480x264) Persian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

2013 یه کشور مشخص

...بوشیدو (بوشیدو یعنی راه و رسم مبارز و برای توصیف نحوه زندگی سامورایی ها و ارزش های اخلاقی شون به کار میره)

مثل شکوفه های گیلاس که نماد ژاپنه

توی خاک این کشور ریشه داره

...نظام اجتماعی که با بوشیدو تغذیه می شد

!خیلی وقته ناپدید شده !ولی

...درست مثل ستاره هایی که یه زمانی وجود داشتن و از دور می درخشن

یه نوره با شکوهه که هنوز هم داره به ما می تابه

...به عنوان فرزند فئودالیسم, نور بوشیدو

!...حتی از مادرش هم بیشتر عمر میکنه

♪بیا سمت آسمون بچرخیم♪

♪و قدم بزنیم♪

♪تا اشک هامون♪

♪سرازیر نشن♪

♪...یادم میاد♪

♪...اون روز بهاری♪

2016 توکیو

♪!!شب تنهایییییییی♪

هدف ششم ژانویه ,همون طور که درباره ی عشق و صلح می خونم

...شرکت سیاسی تازه کار به اسم

!صلح درخشانه

یا در واقع همون پول هاشون

ولی خب, بهرحال اونا درآمدشون رو از طریق کلاهبرداری به دست میارن

ها؟ هی, اطلاعات مشتریا یهو ناپدید شد

!یامانکو! سیستم امنیتی دوباره فعال شد (یامانکو به معنی گربه وحشیه)

یهو چه اتفاقی افتاد؟

یعنی یکی داره برامون دردسر درست میکنه؟

فکر کنم....حتما مائو عه

(مائو به معنی پادشاه شیطانه)

مائو؟

یه هکره. اون تنها کسیه که می تونه همچین کاری بکنه

یامانکو, پلیس ها رسیدن

یه چهره جدید که تازه شروع به کار کرده. خیلی جذابه

می تونم به خاطر آزار جنسی ازت شکایت کنم مشکلی نیست. منم پرونده رو مختومه می کنم-

...چرا پلیس ها انقدر زود اومدن

اینم کار مائو عه؟

!داری چی کار می کنی؟ زود باش فرار کن

!بجنبید

!اااه, دیگه خیلی دیره

!بیا فرار کنیم ...صبر کن-

!محشره

!اونجا! برگردید بله قربان-

دستات رو ببر بالا

بالاست

تو یامانکویی, نه؟

...دستات رو ببر بالا یا !گفتم که-

!دستام بالاست

!حرکت نکن

اگه می خواستی شلیک کنی, همون لحظه درجا باید میزدی. مگه نه, تازه وارد-چان؟

!خدافظ

!بنگ

از کجامی دونستی اون رو پشت بومه؟

چون هجوم از بالا تنها نقطه ضعف سیستم امنیتیشونه

دانش تنها فقط یه بخشی از این کاره

اگه اونا رو دستگیر نکنی هیچ فایده ای نداره

...خیلی رو مخمه

!ساکورا-چان

عه؟ کاتسومورا-سنپای؟

اینجا چی کار میکنی؟ توی اینترنت دیدم اینجا یه خبرایی یه-

یامانکو بود؟

چون اون ازشون دزدی کرده یعنی "صلح درخشان" یه کار اشتباهی کرده, درسته؟

...راستش, اونا داشتن کلاهبرداری می کردن

ببخشید, سنپای. بعدا می بینمت

...عه, باشه

...شرکت سیاسی تازه کار "صلح درخشان" حدود 50,000,000 ین

رو پنهانی کلاهبرداری کرده و به جیب زده

سارق مرموز "یامانکو" جرم وجنایت ها رو قضاوت میکنه و بدون اینکه کسی رو بکشه, سرقت میکنه

آیا اون یه دزد شریفه؟ یا یه تبه کار شریر؟

آیا این عدالته؟ یا شرارت؟

!آخ

چیه, میناکامی-سان؟

تو خیلی خوش شانسی رییس از داستان هات درباره یامانکو خوشش میاد

... همه داستان هایی که درباره قانون شکنیه رو دوست دارن

وقتی خواب بودی, یه دختره اومد کارت داشت

کیریشیما ساکورا "توی اتاق 430 توی کارائوکه ی دیجانگو ساعت 14:30 منتظرتم"

!ساکورا-چان...وایسا

!خیلی وقته از 14:30 گذشته

430...

♪مردا همیشه ما رو منتظر می ذارن♪

♪زنا انقدر منتظر وایمستن که زیر پاشون علف درمیاد♪ ببخشید-

!ببخشید

اوه, بلاخره اومدی؟

♪اونقدر وایسادم که زیر پام علف دراومد♪

ببخشید...کیریشیما ساکورا کجاست؟

عه؟

تو این رو نوشتی, مگه نه؟

حقیقت درباره ی سارق مرموز یامانکو

این جمله آخر

اشاره به شعر های بوشیدو عه

چرا از این جمله استفاده کردی؟

...می پرسی چرا

چون توی کارهای یامانکو بوشیدو رو دیدم

اون مثل روح یه سامورایی واقعیه که مردم ژاپن این روزا کلا فراموشش کردن

یه سامورایی واقعی؟

بله

!!!لازم نیست خجالت بکشی

!سرده, سرده !چیکار داری میکنی

اصن تو کی هستی؟ خیلی مقاله خوبی بودی-

ولی دو تا اشکال داره ...پرسیدم تو کی هستی-

!اشتباه اول

من دزد شریف نیستم تو؟؟-

!اشتباه دوم

من "سارق مرموز یامانکو" نیستم

من "کارآگاه سارق مرموز یامانکو" ام

...کارآگاه سارق مرموز

یامانکو!؟

!میوووووو

میو؟

یامابه, نماینده شرکت "صلح درخشان" که چند روز پیش به خاطر کلاهبرداری دستگیر شد

دوست نزدیک شما بود, دایمون, استاندار توکیو

من فقط چند بار اونو ملاقات کردم

عجیبه, اینطور نیست؟

ولی شواهد زیادی وجود داره که اون به استانداری رفت وآمد داشته

مزخرفه

...فقط به خاطر اینکه چند دفعه اومده اونجا

اون توی معامله های پشت پرده دست داشت

نمی دونم درباره چی حرف می زنید پشت پرده-

چی هست؟ تاحالا درباره اش نشنیدم

...می پرسید چیه

مجلات...توی مجلات درباره اش می نویسن, مگه نه؟ چه مجله هایی؟-

...می دونید, من یه بار به یه گزارش کوتاه برخوردم

تو چته؟ این کار تقریبا بازجوییه, این طور نیست؟

من فقط اومدم درباره ی آینده توکیو صحبت کنم

آه, معذرت می خوام ولی این خیلی موضوع مهمی درباره ی آینده توکیو عه

سر به سر من نذار! داری منو مسخره می کنی

بسه دیگه. من دارم میرم

انگار بهش برخورد

...منو ببخشید اگه بعضی وقتها تو این برنامه

خبرنگاری رو میذارم کنار و بازجویی میکنم

اون مجری تودو کنیچیرو عه, نه؟

!شرط میبندم همیشه همین کارو میکنه

...آها درباره ی اون موضوع ...داستان های من خیلی پر طرفدار شدن

اگه به عنوان کتاب منتشرش کنی, می تونم دوره های امضا بذارم و کلی مشهور شم. خیلی واسه حق تالایف کتاب هیجان زده ام

!!این عالیه ...چیزه-

کجا داریم میریم؟ هان؟-

می خوای بیشتر درباره ی من بدونی, مگه نه؟ ...خب-

اینجا مخفیگاهمونه

!به کسی نگیا

بار گربه ولگرد

اون...واقعا یه تخته اش کمه

خوش اومدی

!زود باش بیا تو عهه؟-

!بیادیگه! هوی هوی ...وایس ...وایسا-

...این ریکاکو راننده مونه

و این هوسودا چاقالوعه که متخصص الکترونیکیه

!من چاق نیستم. تپلم این یارو کیه؟

کاتسومورا هیدئو. اون داستان های من رو تو مجله می نویسه

!یامانکو ...عه-

اون واقعا یامانکو عه؟

چی, حرفمو باور نکردی؟

ولی...آخه این بیش از حد رک و راست نسیت؟

یه سارق ماهر ناشناخته داره خودش هویت و مخفیگاهش رو لو میده

...نترس و زیرک

این چیزیه که یامانکو-ساما ست

ا, برای اونم کاپ رامن درست کن عه؟-

از نوع شور اش, خب؟

چرا یه روزنامه نگار رو با خودت آوردی اینجا؟

شاید نتونیم بذاریم زنده از اینجا بیرون بره

این همونیه که داستان های مربوط به مائو رو می نوشت

چرا این برات مهمه؟

مائو...منظورت اون مائو عه؟

آره. همون مائو که چند وقت پیش ما رو انداخت تو دردسر

اون سعی کرد هویت واقعی مائو رو با نوشته هاش فاش کنه

مگه نه؟

ولی یهو داستان هات رو متوقف کردی و این خیلی غیر طبیعیه

و این باعث شد یه فکری به ذهنم برسه

که اون تونسته هویت واقعی مائو رو بفهمه

!درباره اش چی میدونی, کاتسومورا-چان

!بهم بگو !درسته-

!بهم بگو ...آره-

من آخرش فهمیدم مائو واقعا کیه

مائو یه دختره. علاوه بر این, اون یه دانش آموز دبیرستانیه

...داری شوخی میکنی

اون هکر نابغه یه دختر دبیرستانیه؟

ولی من نتونستم اونو تحویل قانون بدم

چرا؟ نمی تونم اینو بهت بگم-

که این طور

که این طور

پس, عیبی نداره اگه این همه جا پخش بشه؟

روزنامه نگارمون چشمچرونه

از این گذشته, دختره کارآگاهه ...چیزه-

!من این عکس رو نگرفتم

یه سال پایینی وقتی اون دانشگاه می رفت اون رو گرفته

فکر می کنی ساکورا-چان اینو باور میکنه؟

من که فکر نکنم

منم همین طور, از روی خط لبخندش فکر کنم باید حدودا 40 سالش باشه

!سرده از کجا این عکس رو پیدا کردی؟-

ها؟ رفتم تو خونت

...عهه ایتاداکیماسو-

چطور می تونی طور رفتار کنی انگار اتفاقی نیفتاده؟

اهان, فهمیدم

چون نقطه ضعفم رو می دونی, من هرگز هویت واقعیت رو لو نمی دم

به خاطر همین انقدر راحت همه چی رو گفتی تا الان ...مم-

!اصلا شوخی نیست

من فقط یه روزنامه نگار بی اهمیتم

حتی اگه افتخارمو هم از دست بدم, به همچین تهدیدی تسلیم نمی شم

هی,اینو نگا

اوه...دختره واقعا مشغوله

عه؟ این همونه؟ این همونه, نه؟

اون شلاقه؟ اونا شمعن؟ !صبر...صبر کنین-

....عههه پس اون این جور بازی ها رو دوست داره

راستی افتخار یه روزنامه نگار چیه؟

تاکاسوگی مائو. 17 ساله و سال دوم دبیرستانه

مائو و مائو....یه جور بازی با کلماته؟

(مائو هم به معنی پادشاه شیطانه و هم به معنی مرکز حقیقت که اسم دختره ست)

...یکی به قشنگی اون خیلی راحت بخشیده میشه

!آخ عقده ای-

و؟

مائو یه هکر فوق العاده ست

...بعد از این که اون یه شرکت رو کاملا هک میکنه

هفتاد درصد داده های دزدیده شده میره به یه شرکت ثبت شده خاص

فرونتیر دیتا بانک

رییس شرکت تاکاسوگی نائویا, پدر مائو عه

...کارشون مربوط به صورت کار مدارس و اطلاعات مشتریانه

ولی به طور مخفیانه اطلاعات غیرقانونی مبادله می کنن

دختره شرکت های دیگه رو هک میکنه و اطلاعاتشون رو میده به پدرش

ولی اون یه بچه لوس تو سن بلوغه...یکم بیش از حد نسبت به والدینش مطیع نیست؟

در واقع, 2 سال پیش, فیلم رابطه نامشروع تاکاسوگی نائویا و یه مدل مجله معروف پخش شد تو اینترنت

ولی...این کار مائو بود

نتیجه اش این شد که عملکرد شرکت آسیب دید

مادرش هم که از این رسوایی ضربه خورده بود سعی کرد خودکشی کنه

...به نظر میرسه موفق شدن جونش رو نجات بدن ولی

هنوز توی یه مرکز پزشکی ازش مراقبت میشه

...هزینه های اونجا خیلی زیاده واسه همین مائو پولش رو

با همکاری با شرکت پدرش درمیاره

!به درد نخوره

فقط واسه همین داستان ها رو متوقف کردی؟

مهم نیست

...فکر می کردم فاش کردن هویت مائو میتونه مفید باشه

ولی مجبور کردن پدرش به این که مسئولیت رو قبول کنه هم خیلی بد نیست

...بوی خوبی میده

یامانکو-سان

...چه قیافه شرورانه ای

...تو هم

می تونی یکم بهم کمک کنی؟

عهه...این چیه؟

اون؟ یه بمب آخرین مدله چی!؟-

...اگه سعی کنی به زور درش بیاری یا هویت ما رو به کسی لو بدی

منفجر میشه

!!بوووم

عهههه؟

این خیلی بده !بیا بیرون

...خیس خالی شده

کوموتو سال سومی اعتراف کرد دوست داره, هان؟

!خیلی عالیه

لباساتو درآر. ازت عکس میگیرم

قطعا کوموتو-کون رو خوشحال میکنی

!آره, درآرشون !زود باش, کوموتو-کون منتظره

!بوووم

!ولم کن دیگه توروخدا

هرچی, چقدر سرده

باید کفش می پوشیدی

دمپایی لا انگشتی پوشیدی وسط زمستون

!احمق! عبور هوا مهمه

میدونی باید از چیش بترسی؟

خارشش واقعا دردناکه

قارچ پا رو میگی؟ !نخیرم-

!قارچ پاست (همون رو به انگلیسی گفت)

الان فقط ترجمه اش کردی به انگلیسی؟ خفه شو! فکر کردی اونقدر باهوشی که یه بیماری باحال رو درک کنی؟-

!نگاه! اومدش

زود باش! زودباش! برو اونجا !خیله خب فهمیدم دیگه-

...آدم خشن

ببخشید...شما تاکاسوگی مائو هستید, درسته؟

اسم من کاتسومورا ست و نویسنده یه مجله هفتگی ام

تو مائویی, هان؟ می دونی من کیم؟

من یامانکو ام عه؟ داری بهش میگی؟-

...چون تو ارتباط استاندار توکیو و کلاهبردارا رو قطع کردی

!امتیاز آخرم بوووم رفت رو هوا

یا در واقع این چیزیه که می خواستم درباره اش بهت غر بزنم

ولی تو واقعا یه دختر کوچولوی بدبختی که بقیه بهت زور میگن

می خوای تلافی کنی؟

چون راز بابات رو فاش کردی, خونواده ات از هم پاشید

واسه همین توی جرم و جنایت خودتو قاطی کردی

فکر نکن یه ابرقهرمان بیچاره ای

!احمق ....وایسا-

!داری یکم زیاده روی میکنی

کیشیتانی اسامو-سان, 72 ساله و بیکار

ده میلیون ین رو از دست داد. ینی که دونه دونه اش رو برای پیریش جمع کرده بود رو توی کلاهبرداری ازش گرفتن

تومیکورا ناتسوکو-سان, 68 ساله, با پسرو شوهرش زندگی میکنه

بیست میلیون ینی رو که واسه یه خونه جدید جمع کرده بود رو از دست داد

...همه ی این آدما

آسیب دیدن چون تو اطلاعاتشون رو هک کردی

این کاریه که تو داری میکنی

که چی؟

این به من مربوط نیست

اون بچه لوس بی مزه ایه

!!آسامی

...مادرت خودکشی کرده ... آسامی

!آسامی...آسامی

چرا اون فیلم رو پخش کردی؟

...نمی خواستم درباره رابطه اش بدونم

همه تو رو مقصر میدونن

!تو....تو

چی شده؟

هیچی

مرسی

مشتریام خوشحال میشن

دلم برای مامان تنگ شده

به نظر میرسه اون هنوز نمی خواد کسی رو ببینه

...ولی بهش گفتم تو چه حسی داری

و اون میدونه که به خاطر کمک های تو می تونه توی اون بیمارستان بمونه

می دونم...ببخشید

قطعا به زودی می تونی ببینیش. باشه؟

شب بخیر

...رفتارمون نسبت به والدینمون باید

فقط به خاط عشق وعلاقه باشه

...ولی اگه عشق از بین بره

یه نیروی دیگه باید جایگزینش بشه

...و چیزی که جایگزین اون میشه

وظیفه ست

تصویرش یکم با خودش فرق داره

من اونو دیدم و فکر می کنم این خوبه

چرا انقدر به اون چسبیدی؟

مردم طوری با اون برخورد میکنن انگار حامی اوناست

ولی اون فقط یه دزده که مردم رو گول میزنه و پول هاشون رو می دزده

اون حتی یه جانیه که حاضره آدم بکشه تا به اهدافش برسه

من نمی تونم اینو تحمل کنم

یامانکو کسی رو نمی کشه

این فقط حیله ست

اگه کسی رو نمیکشه, چرا پدر من وقتی داشت پرونده یامانکو رو دنبال میکرد کشته شد؟

اون اتفاقی بود توی پرونده هم نوشته شده

من اینو قبول ندارم

هرکاری می خوای بکن

ولی جلوی دست و پای منو نگیر

این چیه؟

!یه هفته از زندگی تاکاسوگی مائوووو

آه, وسایلش رو هم آوردم

!تاداااا

!اوه

!این خیلییییی نادره

!یه جعبه تمام طلا از مامانش واسه کادوی تولد

اینا رو دزدیدی؟

نچ, فقط قرض گرفتمشون, نگران نباش

و مخصوصا یه زمانی رو انتخاب کردم که کسی خونه نباشه

!این اصلا مهم نیست

...ازصبح تا حالا داری غر عر می کنی !خیلی رو مخی

الان ظهره دیگه

برنامه روزانه مائو اینه که روزا توی مدرسه بهش زور میگن

و شبا واسه باباش هکری میکنه نه دوستی, نه دوست پسری

!اوه! خب

اون خیلی سعی کرده تا درباره ی پیشرفت دارو های جدید توی صنعت داروسازی اطلاعات آنلاین جمع کنه

طبق این اطلاعات, مشتریش استاندار توکیو عه

استاندار توکیو؟

دیروز رییس تاکاسوگی با استاندار تماس داشته

اونا بعد از فروپاشی اون کلاهبرداری دارن دنبال یه منبع سرمایه ی دیگه می گردن این بار سهامه

...اونا می ذارن مائو-چان همه اطلاعات رو جمع کنه

و اون می فهمه که کدوم سهام ممکنه بره بالا و اون رو براشون میخره

اینا رو از کجا آوردی؟

آه! این...این

فقط یه راه وجود داره که میشه گارد مردا رو آورد پایین, مگه نه؟

می تونم حدس بزنم اونا کجا پول هاشون رو قایم می کنن

...فرونتیر دیتا بانک سه تا ساختمون داره

ولی فقط یکیشون به جدیدترین سیستم امنیتی تشخیص صدا مجهزه

واسه همین باید نوع صدای تاکاسوگی نائویا رو کامل بررسی کنیم

....ولی از اون جایی که این کار غیر ممکنه, تنها راه اینه که کل سیستم امنیتی رو هک کنیم

و خاموشش کنیم

بعد از مدتها, خورشید داره وقعا چشم هام رو می سوزونه

اووه, هوسو-چاقالو. چطور بود؟

...خب, من, هوسو-چاقالو !هی, اسم من هوسودا عه

...چه اشتباه احمقانه ای

مادر مائوتوی یه بیمارستان روانی توی شهر بغلیه, درسته؟

یه نفر به اسم تاکاسوگی آسامی توی لیست بیماران هست

ولی ممنوع الملاقاته

نکته عجیب اینجاست که اون دقیقا توی روزی که اقدام به خودکشی کرده بستری شده

طبیعتا, اول باید توی یه بیمارستان دیگه درمان میشده, درسته؟

چه معنی میتونه داشته باشه؟

♪زندگی های مختلفی وجود داره و مرد های مختلفی♪

♪زن های زیادی هم وجود داره♪

♪شکوفایی سرشارههه♪

بلاخره فهمیدم

که منظورت از کارآگاه سارق مرموز چیه

تو کاملا تبهکار ها رو بازرسی می کنی و بعد جرمشون رو فاش میکنی

این...عدالت مدنظرته؟

میخوای دنیا رو عوض کنی؟

تظاهر میکنی که یه قهرمانیه؟

این اصلا شوخی نیست

تو روز روشن مست کردی؟

!من فقط کولا خوردم

وقتی به صدای انکر الاصوات تو گوش میدادم چشمام کاملا باز بود

ولی این اشتباهه

مهم نیست چند تا هدف رو از بین ببرید, یا اسمشون رو بدزدید

یا تظاهر کنید عاشقشون اید تا اطلاعاتشون رو به دست بیارید

.....این

داری شوخی میکنی؟

گوش کن. اینو خوب یادت باشه

....من

!!!انکر الاصوات نیستم

چی؟ اون...؟

....اره, اگه بهش بگی انکرالاصواته

!!گفتم که من انکرالاصوات نیستم

ببخشید

فکر نمی کنی یه چیزی رو اشتباه فهمیدی؟

اگرچه ما با اون عوضیا سروکله میزنیم و پول هاشون رو می دزدیم ولی اونا ما رو به پلیس نمی فروشن

واسه همینه که دنبال نقطه ضعفشون می گردیم

ما دزد های شریف یا همچین چیزی نیستیم

ما جنایت کار محضیم

اگه یه بار امتحانش کنی خودت می فهمی

خیلیییی خسته ام

کار کردن با این رییس عجیب غریب بخش بازرسی سرقت توکیو خیلی خسته کننده ست

ولی خودم می خواستم اونجا کار کنم پس مشکلی نیست

ولی سکیموتو, مافوقم, خیلی آدم نفرت انگیزیه

فکر میکردم اون دسته از آزار های جنسی بالا دستی ها دیگه منقرض شدن

من واقعا بد شانسم

واقعا خسته شدم

!ولی بعد تو ازم خواستی باهات قرار بذارم, سنپای

!دوباره کلی استرس گرفتم

منو یاد اون اردوی سال سوم ابتدایی میندازه

اون اردو جزو 3 تا از بهترین خاطرات زندگیمه

ولی چون ماجراش طولانیه ازش می گذرم

به اندازه کافی پر حرفی کردم

...خب, چی می خواستم بگم

این قرارمونه, درسته؟

اگرچه رسیدیم به یه...بیمارستان

اگه واسه کار بود باید از همون اول بهم می گفتی

ولی الان داری روی اون مقاله درباره ی یامانکو کار میکنی, درسته؟

...خب

...خب.... مجبورم بنویسمش اگرچه پشیمونم

من تاچیبانا هستم

سلام, من کاتسومورا هستم و یه نویسنده ام

ایشون معاون بازرس کیریشیما از بخش پلیس متروپلیتن هستن

پلیس؟

ما میخوایم تاکاسوگی آسامی-سان رو ببینیم

...اه...خب...درباره ی اون

این احتمال وجود داره که اون توی یه پرونده بزرگ جنایی نقش داشته باشه

عه؟ منظورت چیه؟

...آه...اون اتحادیه مافیای مواد

برای همین گفتم نمیشه

من چیزی نمی دونم

...مهم نبود اون چقدر التماس می کرد

ما هیچ کاری نمی تونستیم بکنیم. فقط همین

!خداحافظ برو دیگه برنگردی

نکو-سان. یه مشکلی پیش اومده (نکو در یامانکو به معنی گربه ست)

نکو-سان؟ من که کمدین نیستم

(نکو هیروشی یه کمدین ژاپنیه)

خب پس ...یاما-سان (یاما در یامانکو به معنی وحشیه یامانکو=گربه وحشی)

اصن هرچی ولش کن چی شده؟

اون تو بیمارستان نبود. مادر مائو-چان

نکنه واقعا از دست اتحادیه مافیای مواد خارج از کشور قایم شده باشه؟

امکان نداره

شنیدی چی گفت؟

بذار چک کنم

ببخشید, ببخشید نتونستم سریع تر از شر کارام خلاص بشم

...هی

امروز صبح رفتم زنت رو ببینم

ولی اون تو بیمارستان نبود

یعنی چی؟

بعدا بهت میگم

الان بهم بگو

زنت کجاست؟

من دیگه زنی ندارم

اون مرده

♪تولدت مبارک♪

♪تولدت مبارک♪

♪تولدت مبارک مائو♪

♪تولدت مبارک♪

داری چی نگاه میکنی؟

آخرین تولدی که اونا خانواده ی تاکاسوگی جشن گرفتن

...خیلی خوشحال به نظر میاد

...اگه کسی واقعیت رو بهش میگفت

اون لبخند برمیگشت

هیچ ضمانتی نیست, من که نمی تونم ذهن بخونم

ولی مهمه که سعی کنی درک کنی

حتی اگه نمی تونی صد درصد درکشون کنی

می تونی فقط با کنارشون بودن, اونا رو عوض کنی

...آدم ها رو

هی, تو آیدا میتسو یی؟

آیدا میتسو - شاعری که کتابی به اسم "چون انسانم" رو نوشته

!اوه! شکستیش

می خوای کله سحر گوشت کباب کنی یا داری ازشر گذشته خلاص میشی؟

این هیچی رو عوض نمیکنه

چی میخوای؟

اعلان جنگ شد

...من خوشحال میشم اگه پولی رو که

تو و بابات غیر قانونی از فرونتیر دیتا بانک در میارید رو به جیب بزنم

نظرت چیه من و تو شرط ببیندیم

اگه ما موفق شدیم پولا رو بدزدیم تو باید به یه خواسته ی من گوش کنی

!!اگه...داغه! داغه

اگه ما دستگیر شیم, هرچی تا حالا دزدیدیم برای تو میشه

...در کل هممم

یک, دو, سه, چهار, پنج

پنج میلیارد ین

!تولدت مبارکککک

بیا, کادوی تولد

ولی! من که نمیدونم تولدت کیه

حالا تو از زندگی من یه تصویر واضح می بینی

ها؟ منم میام؟

معلومه

!بوووم

منو ترسوندی. تمومش کن دیگه

ما اطلاعاتی داریم که میگه یامانکو همین الان وارد این ساختمون شده

امکان نداره

هیچ نشونه ای نیست که حتی یه موش وارد اینجا شده, چه برسه به یه گربه

پس گاوصندوق توی یه جای دیگه ست

مگه نه؟ اون گاوصندوق با چیزهای ارزشمندش

که نمی تونیم بذاریم یامانکو بدزدتش

نگران نباشید. امنیت شرکت ما خیلی کامله

قربانی های یامانکو همیشه همین رو میگن

یکم احساس گناه میکنی, درسته؟

منم

چیزی تغییر کرده؟

...نه هیچی, خب راستش

فقط جدیدا فهمیدم از قهوه خوشم میاد

ولی تا قبل از این کاکائو رو بیشتر دوست داشتم

تو کی لعنتی؟

یامانکو اینجاست

!میو هی, زود باش با اون برنامه فیلم بگیر

آها, باشه

هدف 14 ژانویه پخش اطلاعات غیرقانونی به انجمن های سیاسی و تجاریه

گاوصندوق پنهان فرونتیر دیتا بانک

ار اونجایی که تو هستی 30 دقیقه با ماشین راهه, هان؟

ممنون نگرانی

میو

خب, داری چی کار میکنی؟

می تونی بری

زود باش

بذار بمب رو خنثی کنم

...همم, چجوری این کار می کردم

یه دقه وایسا

منم باهات میام

باید بیشتر درباره مائو بدونم ...به علاوه

غریزه خبرنگاریم تحریک شده باشه-

خودت نگهش دار

چه قیافه خوبی

من می خوام که ذات واقعی یامانکو رو بشناسم

و واسه این کار, باید کاملا باهات هماهنگ باشم

....پس

میخوام این کار اشتباه رو انجام بدم

....و همین طور برای اینکه با چشم خودم ببینم

که اون یه دزد شریفه یا یه جنایتکار و اینکه آیا این عدالته یا شرارت

رفتش که

اوه, اون چیه اونجا چیه؟

این جدیدترین سیستم تشخیص صداست

ولی تو حتما می تونی هکش کنی

مگه نه؟

...خب

کار نمیکنه. بلاکه

مائو داره دخالت میکنه

می خوای چیکار بکنی؟ اگه می خوای فرار کنی همین الان انجامش بده

عه؟

صبر کن...اون داره چی کار میکنه؟

هی, داری چیکار میکنی؟

با واقعیت رو به رو شو

چی شده؟

می خوام یه چیزی رو بهم بگی

من الان یکم سرم شلوغه. ببخشید, بعدا حرف می زنیم

مامان...مرده,درسته؟

تو اونو کشتی

چی داری میگی؟

من دیگه زنی ندارم. اون مرده

...زنم به خاطر عکسی که

توی اینترنت پخش شد مرد

کسی که اونو پخش کرد دخترم بود. اون یه هکره

وقتی فهمیدم, شیطون تو گوشم زمزمه کرد

که شانس بهم رو کرده

به خاطر همین کشتمش

...طوری تظاهر کردم که انگار خودکشی کرده

...تا این جوری دخترم احساس گناه کنه

و به کار من کمک کنه

نه بابا. شوخی کردم. شوخی

فقط زنم رو به یه بیمارستان دیگه منتقل کردن

خودت شنیدی, نه؟ فقط یه شوخی بود

مائو

خواهش میکنم حرفو باور کن

متوجه شدم. خدافظ

به زبون دیگه...من باید صدای تاکاسوگی نائویا رو تقلید کنم؟

امکان نداره بتونی این کار رو بکنی

تو صدات انکر....اومم

چون تو صدات خیلی منحصر به فرد و خاصه

خب, اینو که راست میگی

تازه صدای تاکاسوگی نائویا کلا خیلی فرق داره تو نمی فهمی-

میدونی با این, نیازی نیست صداش رو تقلید کنم

...سیستم تشخیص صدا

براساس شدت فرکانس زمانی کار میکنه

...یعنی حتی اگه صدام فرق داشته باشه

می تونم بازش کنم اگه فقط این سه تا مطابقت داشته باشه

ولش کن! اینجوری هرگز کار نمیکنه

فکر کردی من کیم؟

تا

امکان نداره

امکان نداره

کاسوگی

جداً؟

واقعا؟

نائو

یا

!ااه نه

اون احمق! بیا فرار کنیم

!وایسا

!ایول

تبریک؟

جدی؟ خیلی عالیه

کاملا درباره ات اشتباه می کردم ولی خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

امکان نداره. یه در دیگه؟

یه پسورد 36 رقمی

من هیچ کاری نمی تونم بکنم. باید همین جا تسلیم شیم

!مائو-چان

تو با اون صدات هیچ وقت نمی تونستی از اون رد شی

من قبلا سیستم امنیتی رو خاموش کرده بودم

چی یعنی از اول می دونستی ما داریم میایم؟

! تا داااا

GPS

چه مرگته! تعریفمو پس میگیرم

احمق

تو با این کار مشکلی نداری؟

اگه اون واقعا زنش رو کشته باشه, باید جسدش یه جایی باشه

هیچ نقطه ای که کاملا پنهان باشه روی زمین نیست

...اون

جسد تاکاسوگی آسامیه

حدس می زنم اونو توی سدیم کربنات حل کرده باشه

دقیقا همون جوری که نمونه های آزمایشگاهی رو آماده می کنن

!یامانکو! همین حالا تسلیم شو

!یامانکو

!یامانکو! درو باز کن

!زود باش بیا بیرون اوه این اصلا خوب نیست.اوه وایسا

می تونیم از طریق سقف فرار کنیم

!هواکش خیلی کوچیکه

!بیا بیرون چطور می تونی انقدر خونسرد پول ها رو جمع کنی؟-

!اگه نتونیم از اینجا بریم بیرون اونا هیچ فایده ای ندارن

هوسودا, روت حساب می کنم

OK!

چی شد؟ هی-

هی! داری کجا رو لمس می کنی؟ میشه لطفا تمومش کنی؟

!بمب دود زا !یامانکو کجاست؟ پیداش کنید

همه ی فیلم های دوربین های مراقبت رو پاک کردی؟

معلومه هیچ کس توی این راه به سمت پشت بوم جلوت نیست

...آخ

این چی. یکی این جاست

دوستات رو سرزنش نکن. چون تاریک شد تونستیم بیایم اینجا

بمب و انداختی و فرار کردی قبلا هم این کارو کرده بودی

چی میو؟ (nani=چی, nya=میو)

همون طور که ازت انتظار می رفت, سکیموچی

(سکیموچی اسم مستعار سکیموتو عه)

!اینم تلافی من! میوووو

تازه وارد,تو رسیدی؟

یامانکو داره میاد اونجا

دریافت شد. فکر میکردم دوباره بخواد با پریدن از پشت بوم فرار کنه

پس نیرو ها رو پایین مستقر کن

هلیکوپتره

...همینه اون میخواد باهاش فرار کنه

حرکت نکن

اگه می خواستی شلیک کنی همون لحظه درجا می زدی, این چیزی بود که تو گفتی

یامانکو, من تو رو به اتهام سرقت دستگیر میکنم

سنپای؟

تو اینجا چی کار میکنی؟

!هی بچه ها

چرا؟

...وایسا...تمومش کن

اینا رو بپوش. نزدیک در پشتییه آسانسور برای کارکنانه, باهاش برو رو پشت بوم

من سرگرمشون میکنم

چی؟

من سرگرمشون میکنم

من سرگرمشون میکنم

!فکر کن, یه درصد

...امکان نداره

!می بینمتون

!!یامانکو

!تا بعددد

..گوش کن

...وقتی درباره ی شرکت تحقیق می کنید

یه هکر به اسم مائو رو پیدا می کنید

...اون هکر

منم

من مائو ام

می تونی توی ایستگاه پلیس درباره اش حرف بزنیم

خدا رو شکر, فقط یه خراش ساده ست

ممنون

واقعا معذرت می خوام نه عیبی نداره-

با این دستبند تهدیدت کرد؟

آره. اون گفت اگه دست از پا خطا کنم منفجر میشه

عهه؟

سنپای

چرا اومدی اینجا؟

...عه خب....راستش

آها فهمیدم

داشتی درباره ی تاکاسوگی آسامی تحقیق میکردی, درسته؟

تا مافیای مواد رو افشا کنی آه, آره-

اره دقیقا. به خاطر همین دنبالش اومدم اینجا

و خیلی شوکه شدم وقتی اینجا به یامانکو برخوردم

اوه

فکر کردن درباره ی این که تا جایی که ممکنه نامحسوس بمیری, شجاعته

...ولی وقتی زندگیت ازمرگ دردناک تره

اون وقت, از روی قصد زنده موندن, شجاعت واقعی محسوب میشه

ولی خب, تو فقط میخوای بمیری تا از این دنیا فرار کنی و این هیچ ربطی به شجاعت نداره

گمشو

این هیچ ربطی به تو نداره

معلومه که داره

تو قول دادی که به یه خواسته ی من گوش بدی

من همچین قولی رو یادم نمیاد

!!همش تقصیر منه

...اگه اون فیلم از رابطه ی بابا رو تو اینترنت پخش نمی کردم

!! نه مامان نه بابا هیچ کدوم آسیب نمی دیدن و ما همه مون زندگیمون رو می کردیم

!تو نمی تونی اینجوری فکر کنی

تو عواقبش رو می دونستی ولی با این حال باز اون کارو کردی

کارا تو شرکت پدرت خوب پیش نمی رفت و مادرت هم افسرده بود

!!تو همه ی اینا رو می دونستی و باز اون عکس رو آپلود کردی

چی داری میگی؟

همین طور درباره ی بستری بودن مادرت

...به تو میگن هکر نابغه

پس وقتی نمی تونستی مادرت رو ببینی, امکان نداره درباره اش تحقیق نکرده باشی

تو از اول می دونستی که مادرت مرده

این طورنیست

!ولی

حتی در موردش به کسی چیزی نگفتی و می دونی چرا؟

چون فکر میکردی ماردت به خاطر کاری که تو کردی خودکشی کرده

!اگه این طور بوده باشه, همش میفتاد تقصر تو

!تو حتی نمی خواستی فکر کنی که تو اونو کشتی

!این طور نیست

به خاطر همین...چشات رو بستی

! گوشات رو گرفتی

! برای این که از واقعیت فرار کنی, تبدیل شدی به دختر بله قربان گوی پدرت

!این طور نیست-

!من هیچی نمی دونستم

فقط برای این که هزینه های بیمارستان رو بدی هک می کردی؟

!منو نخندون

داشتی لذت می بردی

از واقعیت رقت انگیزت فرار می کردی و همه تو رو به عنوان مائو تحسینت می کردن

!تو شیفته ی اون خود دیگه ات شده بودی

تو چی درباره ی من میدونی؟

تو چی درباره ی من میدونی؟

میدونی چقدر زجر کشیدم؟

!ولی هیچ کس نیومد کمکم کنه, هیچ کس کنارم نبود

چه عیبی داره که فرار کردم به یه واقعیت مجازی؟

چه عیبی داره؟ !مثل یه بچه لوس رفتار نکن-

همین باعث نشد مادرت بمیره که نمی خواست کار اشتباه رو قبول کنه؟

تو اونو کشتی

!کسی که اونو کشت بابام بود

!اون نباید همچین رابطه ای رو شروع می کرد

!مامانم باید قوی تر می بود

!این شخصیت واقعیته !خفه شو-

!این قیافه ای که می خواستم ببینم !خفه شو! خفه شو

! بیشتر عصبانی شو

! بیشتر داد بزن !خفه شو ! خفه شو! خفه شو-

تو همه چیو ازبین بردی !!خفه شو-

خوب نیست؟ این همون دنیایی که تو دنبالش بودی !نه! نه-

همه نیست چه اتفاقی اطرافت میفته, تا وقتی خودت رو داری, هیچ مشکلی نیست

!نه این همون طوریه که تو هستی؟-

!!!نه !من همچین آدمی نیستم

پس تو چی هستی؟

تو وجود تو چیه؟

!درونت

پرسیدم اعتقادات چیه

همچین چیزی نداری, نه؟

شرط می بندم تا حالا فکر نکردی از کجا اومدی, چجور آدمی می خوای باشی, و آخرش به کجا می خوای برسی

...خود آرمانیت هم به همون اندازه بی ارزشه

نمیشه کاریش کرد به خاطره همینه که بهت میگم

...تو

یه مجرمی

راهت رو گم کردی

و یه آشغال به درد نخور شدی

...ولی من بهت میگم

فکر نکن حتی یه سر سوزن برای جنایتت هات تو رو مقصر میدونم

منم مثل تو یه مجرم, پس خوش اومدی

ولی می دونی, من می دونم وقتی جرمی رو مرتکب میشم یکی آسیب می بینه

و می دونم که بلاخره یه روزی به خاطرش مجازات میشم

ولی بازم قانون رو زیر پا میذارم تا به باور هام بچسبم ولی تو چی؟

برای همچین چیزی آماده ای؟

می تونی با خودت درست حسابی زندگی کنی؟

کسی نیومد کمکت کنه؟

کسیو کنارت نداشتی؟

!داری اشتباه می کنی

!تو فقط چشات روش بسته بودی

!تمام چیز های ارزشمند جلو چشت بود

این طور نیست

من همیشه تنها بودم

هیچ کس به من احتیاج نداشت

....چیز های ارزشمند

من هیچ وقت همچین چیزی نداشتم

واقعا این طور فکر می کنی؟

اگه این طوره, یه احمق تباه شده ای

واقعا

تو هیچ وقت تنها نبودی

یکی رو داشتی که کنارت بود

...درباره ی دستگیری رییس فرونتیر دیتا بانک, تاکاسوگی نائویا

شواهد نشون میدن که این شرکت اطلاعات غیر قانونی رو به استاندار توکیو, دایمون می رسونده

...در پاسخ به این موضوع, استاندار دایمون اظهار داشت

که قصد داره از مقامش استعفا بده

باید یه چیزی رو بهتون بگم

....ناگهانی شد ولی از امروز

من از مجری گری "خبر صبحگاهی" استعفا میدم

...پس اونم داره استعفا میده

بد شد, من ازش خوشم میومد

شما ها که اخبار نمی بینید بهرحال

این

!و این

شما ها کاملا منو گول زدید !منم همه چیو لو میدم

...من

من می خوام که ذات واقعی یامانکو رو بشناسم

و واسه این کار, باید کاملا باهات هماهنگ باشم

...پس

میخوام این کار اشتباه رو انجام بدم

این یه مدرک واضحه

کوتاه بیا

شما ها خیلی نامردین

آه...مائو-چان

اووه, تو هنوز زنده ای؟

چون قول دادم به یه خواسته ات گوش میدم

چی کار باید بکنم؟

اوه, پس از این قراره عه؟ چی؟

...چی کار کنم ...همم, چی بخوام ازش

...دست خط مامانم انقدر افتضاح نبود

...نه, خب... مامانت.... میدونی....بعضی وقتها....با اینجا

....مثلا این این این وقتی که اون اینجوری

خوشحالم کرد-

ممنون

!خیله خب! گوش کنید

...این دوست جدیدمون پادشاه شیطانه یا در واقع همون

!تاکاسوگی مائوووو

!تشویییق

!اینجام تشوییییق

اینجوری من و تو حالا همدستیم

آماده ای؟

خب پس باید یه مهمونی خوش آمدگویی داشته باشیم

!!سالوت (درود به فرانسوی)

!!سالوت

هی, بیا اینا رو ببر کیه؟ کیه؟-

ولی بازی با مردا اصلا حال نمیده

...چیزه...من

این ابراز نیتشه

یعنی اون واقعا دوستته

بقیه اش رو خودت باید انتخاب کنی

ها, خوب نیست. یه بار دیگه

!محصول جدید تونکتسو! هه هه هه! چه تصادفی (تونکتسو یه نوع رامن)

هی, باید عکس بگیریم. عکس, عکس! عکس؟

!داغه! نگا, بجنب! بجنب! خیلی کندی, احمق

یه دقه وایسا وقتی گفتم تون-کو-تسو عکس بگیر

خندید, یاما-سان

وقتی یاما-سان صدام میکنی انگار انتظار داری رو به خورشید زوزه بکشم (یاما=وحشی)

ها! خودش اصن تو باغ نیست

زود باش عکسو بگیر, احمق تقصیر من نیست-

تونکتسوووو, بدو تونکتسو؟-

به لطف تو کاندیدایی من داره خوب پیش میره

خوشحالم اینو میشنوم

منتظر همکاریت درآینده هستم

اگه مشکل دیگه ای بود, روت حساب می کنم

تودو-سان, همه چیز آماده ست

اومد, اومد

...عه, خیلی ممنونم که امروز همه اینجا جمع شدید

علی رغم برنامه ی کاری شلوغتون

من, تودو کنیچیرو

تصمیم گرفتم که به عنوان استاندار بعدی توکیو کاندید بشم

..من می خوام توکیو رو تغییر بدم

!نه

من می خوام ژاپن رو تغییر بدم

♪...از شکوفتن♪

...واقعا, سرو صدای این یارو

با من بیا

چی شده؟

ماشین رو بیار بیرون چی؟-

من مشروب خوردم پس نمی تونم

عههه؟ روت حساب می کنم-

چیزی شده؟

...فکر کنم اون به دوتا متخصص الکترونیکی نیاز نداره

چی؟

هی, کجا داریم میریم؟

!هی

چرا اینجا؟ می خوای چیکار کنی؟

التماست می کنم! میشه با من بیای؟ !کمکم کن

چی شده؟

!خواهش می کنم

دنبالمون نیا. همین جا وایسا

چی شده؟ چرا اینجوری رفتار می کنی؟

فهمیدم. باید فرار کنم؟ می تونم این کار رو بکنم

داری شوخی می کنی؟

آها, این همون تفنگ آبپاشته, آره؟

این دفعه و دفعه قبل, پلیس خیلی راحت پیدامون کرد

فکر می کردم این کار مائو عه ولی این طور نبود

کار تو بود

ببخشید...پول کورم کرد

واقعا متاسفم

خواهش میکنم. حداقل به جونم رحم کن

!نجاتم بده

از کی دستور گرفتی؟

...یوکی...تنمِی

(یوکی به معنای شجاعت و تنمِی به معنای سرنوشته)

یوکی؟

چیه؟ مگه خودت نگفتی؟

!کمکم کن! یامانکو کسی رو نمی کشه

اون واسه کاره

تو مسائل شخصی فرق داره

...چیزه

...الان

...اون موقع هنوز باور داشتم که

یامانکو فقط تظاهر به شلیک کرده

و این که هوسودا-سان قطعا یه جایی زنده ست

واقعا اینو باور داشتم

ولی اشتباه می کردم

...یه هفته بعد,جسد هوسودا-سان

پیدا شد

ترجمه از Ayako_148

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.