All language subtitles for Man.vs.baby.S01E04.1080p.WEB.h264-ETHEL.FA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa Download
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian Download
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط

✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

‫♪ تو سبزی ‫نه فقط تو تابستون... ♪

‫شوارتزنباک‌ها دارن میان؟

‫بله.

‫خب، حالا باید چی کار کنیم؟

‫خب، من جانت، ‫سرایدار رو پیدا کردم.

‫اون قبول کرده ‫که مسئولیت آماده‌سازی‌ها رو به عهده بگیره.

‫اون نزدیک زندگی می‌کنه، پس طول نمی‌کشه بیاد.

‫شما باید تو آپارتمان بمونید ‫تا وقتی که اون برسه،

‫که در اون صورت ‫از کار برکنار می‌شید و می‌تونید برید خونه.

‫اما با حقوق کامل.

‫باشه. متأسفم.

‫باید جواب اینو بدم. ‫اه، سرایدار باهاتون تماس می‌گیره.

« مــرد عــلــیــه بــچــه »

‫♪ جینگل بلز، جینگل بلز ♪

‫♪ جینگل سراسر راه ♪

‫♪ اوه، چقدر لذت‌بخشه... ♪

‫- الو؟ ‫- سلام عزیزم.

‫من جانت هستم،

‫سرایدار شوارتزنباک‌ها.

‫- اوه. ‫- متأسفم، ما یه مشکلی داریم.

‫باشه. بله، شنیدم. ‫اما شما که دور نیستید، نه؟

‫اوه، خب، مشکل همینه.

‫من کمی دختر شیطونی بودم، می‌بینی.

‫پترا فکر می‌کنه من تو چی‌زویکم. ‫من در واقع با مادرم تو پرت‌شایر هستم.

‫شما در اسکاتلند هستید؟

‫گوش کن، اصلاً مشکلی نیست.

‫من به زودی می‌رم ایستگاه، ‫و اواخر امشب پیش شما خواهم بود.

‫اوه، باشه.

‫اوه، جای نگرانی نیست.

‫من یه نقشه‌ای کشیدم.

‫خب، یه کارت اعتباری ‫تو کشوی دفتر آشپزخونه هست.

‫اگه یه لیست کوچیک به پرینترتون بفرستم، ‫می‌تونید خرید رو شروع کنید؟

‫عجب. لیست طولانی‌ایه.

‫بالاخره.

‫بسیار خب، مرد کوچولو. ‫بذار ببینیم تو مسافرخونه جا هست یا نه.

‫شکلات با انجیر. شکلات با انجیر.

‫آها!

‫شکلات با انجیر.

‫بفرمایید.

‫و...

‫و شامپاین دوم پِریگنان.

‫شامپاین. بفرمایید.

‫بله. دوم پِریگنان.

‫اوف.

‫خدای من.

‫"بیست و چهار"؟

‫باشه.

‫بفرمایید.

‫یکی دیگه هم تموم شد.

‫خانم هاکوپیان؟

‫داشتم می‌رفتم ‫به سمت ایستگاه،

‫اما یه چیز دیگه یادم اومد.

‫آقای و خانم شوارتزنباک

‫نمی‌تونن ‫بدون سوسیس مالیدنی ترافلی‌شون سر کنن.

‫چی؟

‫سوسیس مالیدنی، عزیزم، ‫با جگر گوساله و ترافل سفید.

‫ممنونم.

‫خدای من. اوه.

‫حالا، ما به یه چرخ دستی دیگه نیاز داریم.

‫این یک وضعیت اضطراری سطح ۱ هست. ‫اولویت فوری.

‫ما یک نوزاد گمشده داریم. ‫تکرار می‌کنم، نوزاد گمشده.

‫تمام واحدها، ‫ما یه نوزاد گمشده داریم. تمام.

‫و بچه قطعاً ‫توی صندلی ماشین بود وقتی شما رفتید؟

‫بله! بله، خودم بستمش.

‫شما با جورجیا هاکوپیان تماس گرفتید.

‫لطفاً بعد از شنیدن بوق، پیام بگذارید.

‫اوه، سلام.

‫فقط می‌خواستم دوباره ‫به خاطر اون قاطی کردن بچه‌ها عذرخواهی کنم.

‫و، اه...

‫و اینا رو بهتون بدم.

‫راستش، اینا خیلی خوبن.

‫خیلی لطف دارید.

‫- باشه. ‫- ممنونم، ترور.

‫آره.

‫خب، امیدوارم کریسمس خوبی داشته باشید.

‫آره. من، اه...

‫- من فقط اینو سُر می‌دم. ‫- ممنونم.

‫بیا، آرچی.

‫هیلی!

‫سلام، آنابل. سلام، آرچی.

‫خب.

‫بفرمایید.

‫حالا.

‫بهت گفتم اون کفش تو نیست.

‫بده.

‫بفرمایید. ممنونم.

‫خواهش می‌کنم.

‫خوش بگذره! خداحافظ! خداحافظ!

‫این از تو. بیا، آرچی.

‫- هه. ‫- بریم.

‫همین‌جا بمون.

‫آرچی! برگرد!

‫نه! نه! بیا کنار!

‫ببخشید! الان میارمش پایین!

‫بیا کنار! نه!

‫آرچی، کجا داری می‌ری؟

‫خب. بیا، بریم.

‫بریم.

‫الو، آنابل؟

‫سلام!

‫خانم سگ؟

‫اوه، نه.

‫اوه! نه. آرچی! آرچی!

‫اون کفش رو به من بده!

‫آرچی!

‫نه! سوسیس مالیدنی نه!

‫ببین.

‫ببین چی دارم.

‫یه کفش.

‫یه کفش خوشگل برای تو.

‫بیا و برش دار، آرچی.

‫نه، جاسوئیچی نه!

‫ول کن. ول کن، آرچی. ول کن. سگ خوب.

‫ول کن! ول کن.

‫ول...

‫اوه، نه. اوه، نه.

‫نه!

‫جاسوئیچی نه! جاسوئیچی نه!

‫کجاست؟

‫آخیش!

‫خانم هاکوپیان؟

‫گوش کن، می‌ترسم ‫هوا اینجا افتضاحه،

‫و قطارها، عزیزم، ‫همه‌شون قاطی پاتی شدن.

‫پس، با قطار شبانه میام. ‫اشکالی نداره؟

‫و اگه می‌تونستی یه کم شروع به ‫تزئین کردن آپارتمان بکنی، ممنون می‌شم.

‫لوازم تزئینی ‫تو انبار طبقهٔ پایین هست.

‫باشه. اه...

‫- و ما به یه درخت کریسمس نیاز داریم. ‫- اوه!

‫فکر می‌کنید از کجا ‫می‌تونم یکی از اونا رو بگیرم؟

‫اوه، نگران اون نباش. ‫می‌گم جف یکی بیاره.

‫اون مسئول تمام گیاهان و جانوران ‫برای پنت‌هاوسه.

‫برای نصبش کمک می‌خواید؟

‫اوه، نه، نیازی نیست.

‫من به اندازهٔ کافی ‫درخت کریسمس تو زندگیم نصب کردم.

‫البته که این کار رو کردید. ‫من شما رو دوست دارم، ترور.

‫سوسیس مالیدنی رو گرفتی؟

‫بله.

‫- بله، گرفتم. ‫- نمره کامل، عزیزم.

‫می‌دونستم با شما در امانیم.

‫فردا صبح زود می‌بینمت.

‫باشه. خداحافظ.

‫آرچی!

‫نه! نه، نه، نه، نه، نه!

‫- الو؟ ‫- آنابل از طبقهٔ سوم هستم.

‫پیامتون رو گرفتم و فقط می‌خواستم بدونم ‫می‌تونید سگ منو بیارید پایین؟

‫نه.

‫متأسفم،

‫چون...

‫من در حال حاضر بیرونم.

‫خب... کی برمی‌گردید؟

‫خب، گفتنش کمی سخته.

‫دو ساعت؟

‫سه تا شاید؟

‫چطوره وقتی برگشتم بهتون زنگ بزنم؟

‫آه. سلام، ترور.

‫لیونل، چطوری؟

‫امروز روزیه که باید اسباب‌کشی کنیم.

‫نمی‌تونم باور کنم واقعاً داره اتفاق می‌افته.

‫بفرمایید.

‫خدای من.

‫اصلاً قراره اینو بذارم تو چی؟

‫خوبه.

‫حالا تمام کاری که باید بکنیم اینه که تزئینش کنیم.

‫وقتی یکی خوابیده.

‫بیا.

‫گوسفند.

‫کاه.

‫آرچی، بیا.

‫بسیار خب.

‫اووه...

‫هوم.

‫خوبه.

‫باید پی‌پی کنی.

‫بالاخره، باید پی‌پی کنی!

‫بیا، آرچی.

‫برو.

‫درسته.

‫پسر خوب.

‫درسته. برو. برو.

‫آره. آفرین، آرچی.

‫حالا.

‫من به یه چیزی نیاز دارم...

‫خب، نگاه کن.

‫خوبه.

‫بفرمایید.

‫خب.

‫حالا...

‫بله! بله!

‫بله، اینجاست! آه!

‫آه! اونجاست! پسر من اونجاست!

‫اوه! کارشو انجام داد؟

‫- انجام داد؟ ‫- قطعاً انجام داد.

‫اوه، چه پسر خوبی! اینم پسر خوب من!

‫اوه، خب، ممنون که ازش مراقبت کردی.

‫- خواهش می‌کنم. ‫- دارید می‌رید بالا؟

‫بله. بله.

‫و، اه، شما ‫اه، پنت‌هاوس هستید، نه؟ هوم.

‫شب بخیر، نوزاد عیسی.

‫- الو؟ ‫- همه چی رو کنسل کردن.

‫هیچ قطاری اصلاً حرکت نمی‌کنه.

‫- من نمی‌تونم برسم. ‫- چی؟

‫باید خودت غذای کریسمس رو ‫برای شوارتزنباک‌ها آماده کنی.

‫منظورت چیه؟ چند نفر...

‫فقط ۱۲ نفر. احتمالاً ۱۴ نفر.

‫نهایتاً ۱۶ نفر.

‫خب، شوارتزنباک‌ها ساعت پنج می‌رسن، پس این مهلت شماست.

‫ساعت پنج؟

‫- اوه، نیازی به وحشت نیست، ترور. ‫- جانت، این...

‫اوه، نگران نباش، عزیزم.

‫من تمام شب تو ایستگاه بیدار بودم،

‫و دستورالعمل‌های گام به گام رو ‫نوشتم.

‫باید هر لحظه به دستت برسه.

‫«جشن کریسمس».

‫عصر بخیر. ‫اگه می‌خواید بیاید داخل؟

‫اگه می‌خواید بیاید؟

‫سلام، جانت هستم. ‫لطفاً بعد از بوق پیام بگذارید.

‫هوم...

‫- الو؟ ‫- اوه، سلام، پترا. منم، ترور.

‫ببخشید، ترور کی؟

‫ترور بینگلی.

‫از آپارتمان لندن.

‫من هنوز اینجام چون جانت،

‫که اونم اینجاست،

‫اه، از من خواست تو چند تا چیز ‫کمک کنم.

‫و از من خواست

‫به شما اطلاع بدم که ‫جشن کریسمس آماده هست،

‫اما هنوز خبری ‫از شوارتزنباک‌ها نیست.

‫خیلی متأسفم.

‫من، ام...

‫قصد داشتم بهش زنگ بزنم، ‫اما کاملاً از ذهنم پرید. ام...

‫می‌تونید بهش بگید ‫شوارتزنباک‌ها نمی‌یان؟

‫اه، اونا تو لحظهٔ آخر مسیرشون رو به نیویورک تغییر دادن.

‫نمی‌یان؟

‫♪ ای درخت کریسمس ♪

‫♪ ای درخت کریسمس ♪

‫♪ شاخه‌های تو چقدر وفادارند! ♪

‫اوه، لطفاً بهش بگو چقدر متأسفم. ‫امیدوارم کار زیادی نکرده باشه.

‫خب...

‫اه، اون، ام...

‫حالا، ببین، من باید برم.

‫سرایدار نیویورک تو خط دیگه منتظره.

‫اما، ام، کریسمس رو ‫از طرف من به جانت تبریک می‌گید؟

‫و، ام، لطفاً دوباره تشکر کنید. ‫اون خیلی عالی بوده.

‫تعطیلات مبارک.

‫الو؟

‫ببخشید مزاحمتون شدم، آقا. ‫پلیس متروپولیتن.

‫اه، ما داریم در مورد یه نوزاد گمشده ‫تحقیق می‌کنیم

‫که متوجه شدیم ‫قبلاً تحت مراقبت شما بوده.

‫اوه! بله! بله!

‫بله، همین‌جاست.

‫منظورتون اینه که بچه رو دارید؟

‫بله. الان میارمش پایین.

‫بیا داخل.

‫بیا، عزیزم. بریم.

‫- آه. ‫- آه.

‫خب، خب، خب. ‫پس اینجا چی داریم؟

‫- آه. ‫- اوه!

‫اینه، درسته؟

‫خیلی مشغول بودی، نه؟

‫همه رو حسابی سر دواندی.

‫بفرمایید.

‫اه، به نظر نمی‌رسه ‫همون بچه باشه، آقا.

‫اوه، نه، نیست.

‫اون بچهٔ اشتباهیه.

‫این بچهٔ درستیه.

‫من بچهٔ اشتباهی رو ‫وقتی به خانم هاکوپیان دادم، داشتم، می‌بینید.

‫و بعد وقتی داشتم برمی‌گشتم ‫تا بچهٔ درست رو بگیرم،

‫اون موقع بود که گازشو گرفت و رفت.

‫چرا اجازه نمی‌دید مددکار اجتماعی اینو حل کنه؟ ‫اگه مشکلی ندارید، آقا؟

‫باشه. بله.

‫اه، کنترل؟ دی‌اس-۱۹ هستم. ‫می‌تونید افسر رابط خانواده رو در اسرع وقت به محل برسونید؟

‫فکر کنم باید بهش غذا بدم. ‫می‌خواید بیاید بالا؟

‫فکر کنم باید بیام، آقا، بله.

‫بفرمایید.

‫لطفاً، بیاید تو.

‫اوه، وای!

‫شما اینجا ‫جای خوبی دارید، آقا.

‫اوه، نه، مال من نیست. ‫من فقط خانه‌نشین هستم.

‫می‌تونم یه چیزی برای نوشیدن بهتون تعارف کنم ‫وقتی منتظر هستید؟

‫اوه، اه...

‫می‌ترسم ‫ما فقط شامپاین قدیمی داشته باشیم.

‫سلام، سلام، سلام.

‫اوه، خدا حفظت کنه.

‫اوه، سلام.

‫- سلام، ترور. یه دقیقه وقت دارید؟ ‫- اه، بله. براتون باز می‌کنم بیاید بالا.

‫ببخشید مزاحمتون شدم، ترور.

‫فقط خواستیم ‫به خاطر هدایا ازتون تشکر کنیم.

‫- و اینو بهتون بدیم. ‫- آره.

‫- اوه، خدای من. ‫- یه مجموعهٔ قابل جویدن پپا پیگ هست.

‫ریور عاشقشونه. ‫فکر کردیم بچهٔ شما هم دوست داشته باشه.

‫آه، واقعاً، واقعاً لطف دارید. ممنونم.

‫♪ تو چی هستی... ♪

‫می‌خواید برای یه پای مینس بیاید داخل؟

‫یا کیک اشتولن؟

‫♪ کریسمس گذشته قلبم رو به تو دادم... ♪

‫♪ امسال، برای اینکه از اشک نجات پیدا کنم ‫اونو به یه آدم خاص می‌دم... ♪

‫سلام، لیونل.

‫آقای خسیس گفته ظاهراً باید ‫اینا رو پیش شما بذارم.

‫اوه! آرچی! برگرد!

‫ببخشید، ترور. وقتی برای لیونل باز کردید تو آسانسور بودیم.

‫آرچی!

‫هنوز باورم نمی‌شه که واقعاً تمومه.

‫اوه.

‫می‌تونم یه نوشیدنی بهت تعارف کنم، لیونل؟

‫جس!

‫حالت چطوره؟

‫باربادوس چطوره؟

‫ما باربادوس نیستیم، ترور.

‫ما تو لندنیم.

‫ما دو روز رو تو هیترو گذروندیم ‫منتظر پروازمون بودیم که بره،

‫و بعد دیشب رو تو یه هتل فرودگاهی.

‫و بعد از یه هفت ساعت انتظار دیگه،

‫پرواز رو کنسل کردن.

‫جس، خیلی متأسفم.

‫واسه همین تو تاکسی هستیم ‫و داریم برمی‌گردیم شهر.

‫مدی حالش خوبه؟

‫خب،

‫به خاطر همینه که زنگ می‌زنم.

‫می‌دونم ممکنه خواستهٔ خیلی زیادی باشه،

‫و می‌دونم ما تو کریسمس ‫قبلاً هم شما رو اذیت کردیم، ولی...

‫فکر می‌کنی راهی هست ‫که بتونیم در نهایت بیایم پیش شما؟

‫خب، بله، فکر کنم احتمالاً هست.

‫- اما من جای دیگه‌ام. ‫- منظورت چیه؟ کجایی؟

‫جس، باید برم، ‫اما آدرس رو برات پیامک می‌کنم.

‫جورجیا، بیا بالا.

‫♪ دینگ-دانگ، با شادی در بالا ♪

‫♪ در آسمان زنگ‌ها به صدا در می‌آیند ♪

‫♪ دینگ-دانگ، واقعاً آسمان ♪

‫♪ با آواز فرشتگان شکافته می‌شود... ♪

‫کریسمس مبارک، آرچی.

‫♪ هوسانا در عرش اعلا ♪

‫♪ گلوریـ ♪

‫♪ ـا ♪

‫♪ هوسانا در عرش اعلا ♪

‫مطمئنید این آدرس درستیه؟

‫بابا!

‫سلام، نخود فرنگی شیرین.

‫سلام، جس.

‫سلام.

‫بابا، این مکان شگفت‌انگیزه.

‫این چیه؟

‫و این همه آدم کی هستن؟

‫خب، داستانش کمی طولانیه.

‫- این بچه مال کیه؟ ‫- اوه، بچه مال منه.

‫چی؟

‫منظورت چیه، بابا؟

‫خب، مال منِ من که نه.

‫بخشی از داستان طولانیه.

‫خب، راستش، ‫داستانیه که مدام طولانی‌تر می‌شه.

‫چون علی‌رغم تمام تلاش‌های ما ‫در خدمات اجتماعی،

‫ما مطلقاً هیچ ایده‌ای نداریم ‫که این بچه از کجا اومده.

‫شما دو تا دارید؟!

‫مامان، می‌تونم اینو به شما بدم؟ من نمی‌خورمش.

‫♪ و خیلی طولانی شده... ♪

‫کریسمس مبارک، جس.

‫به سلامتی!

‫خب، تو این آدما رو از کجا می‌شناسی؟

‫♪ تا زمان بگذره... ♪

‫اه، سس نان؟

‫اوه، اه، اونا لبنیات نمی‌خورن. ‫(توی سسه شیر و کره بکار رفته)

‫اوه، این باید واقعاً سخت باشه.

‫همه! همه!

‫فکر کنم وقتشه یکی یه سلامتی برای کریسمس بگه.

‫- آه! ‫- به سلامتی ترور.

‫به سلامتی ترور.

‫به سلامتی بابا.

‫اوه، و... و به سلامتی اون بچه‌ای ‫که همهٔ ما رو دور هم جمع کرد.

‫به سلامتی بچه!

‫اه، بچه کجاست؟

‫همین‌جا بود.

‫اوه، نه.

‫زیر میز؟

‫نمی‌تونه دور باشه.

‫- پرده‌ها رو چک کن. ‫- بله.

‫بله، تو اون طرف رو چک کن و من...

‫عیسی؟

‫نوزاد عیسی؟

‫کجایی؟

‫بچه؟

‫بچه؟

‫اینه!

‫اینه!

‫الو؟

‫کریسمس مبارک، جانت.

‫ما تصمیم گرفتیم بعد از همهٔ اینا ‫نمی‌تونیم جشن کریسمس شما رو از دست بدیم.

✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.