Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
صدارو شنیدی؟
اره شنیدمش، صدای یه مرغ خاک خور آمریکایی نبود
نه، صدای گنجشک نبود، صدای شیطانه
همه جا میشنومش
فکر کنم شاشیدم تو شلوارم
خاموشش کن، وگرنه صدارو میشنوه
ببخشید، مامانم این دستگاه رو جوری گذاشته که وقتی رطوبت رو حس کنه روشن بشه
ساکت باش، وگرنه صدامونو میشنوه
خاموشش کن، اونو خاموشش کن
اگه خفش نکنی، پیدامون میکنه
یه بار از دستش در رفتم
و دیگه دوست ندارم دوباره گیر بیوفتم
صبر کن ببینم، مگه اون تورو سوار مترو نکرد؟
نمیدونم یادم نیست
شماها یادتونه باهاتون چیکار کرد؟
خیلی وحشتناک بود ولی واقعا
نمیتونم هیچ کدومشو به یادم بیارم
اوه اره، اصلا حافظه ای نیست
برای منم همینجوری بود
اون دیگه چیه؟
اوه، نههه
گفتم که خفش کن
خودشه؟
به نام پدر و پسر
و روح مقدس
اوه، پشمام
«مترجمین» .: Abolfazl_Fx | @PunsiferPV :. .: Mehdisk | @FoundFootageFan :.
«نوارهای کریپ»
«قسمت چهارم: آوا»
امروز یکمی عجیبه
این یارو منو استخدام کرد تا بهش کمک کنم
از این ویدیو های کمک مالی برای اون موسسه غیر انتفاعیش درست کنه
و بهم گفت برم توی پناهگاه حیوونا ببینمش
....اه
اره، ولی هی
اینجایی که توش زندگی میکنم شبیه دستشوییه
پس من کی باشم که بگم چی به عنوان یه پناهگاه برای حیوونا محسوب میشه؟
من که حامی حقوق حیوونا نیستم، درسته؟
حالا هرچی
شاید سر فیلمبرداری تایگر کینگ بعدی برسم
و بعدشم از توی همون پول در میارم
اه
سلام - لعنتی -
سبزیجات تازه؟
بابت اون متاسفم
نه من متاسفم، بیا یکمی خوراکی بخور
اون ارگانیک و گیاهی ان
و از همه مهمتر، خامن
اوه، نه نمیخوام، ممنونم
این ماجرایی که ما درگیرشیم
کشتن حیوونا
و پختنشون؟
...این فقط
ما نباید اینارو بپزیم
چرا نباید سبزیجات رو بپزیم؟
نمیدونم
فقط میدونم جالب نیست
آشپزی
خیلی کار جالبی نیست
برای هرچیزی
ازت خیلی ممنونم
حیوونام همینطور
اونا همین الانشم دارن وضعیت خیلی سختی رو تحمل میکنن
ما باید پول زیادی جمع کنیم
تا دوباره سلامتیشونو برگردونیم
و این کار بدون اون ویدیو برای جمع آوری کمک مالی ممکن نیست
حالا، قبل اینکه بریم داخل
...باید ازت بپرسم
نه، باید درخواست کنم
که حین فیلمبرداری از حیوونا
نهایت دقت و احترام رو از خودت نشون بدی
یه حرکت اشتباه
میتونه عصبیشون کنه
و اونا واقعا میرینن توی خودشون
کلی آسیب های روانی پنهون وجود داره
ما خیلی سخت داریم پیشرفت میکنیم
باید بدونم که میتونم بهت اعتماد کنم یا نه
اره اره، حتما
حیوونا میتونن نیتتو حس کنن
میتونی بهم اعتماد کنی
....اوه
خیلی ممنونم
اره
این یجور جوکه یا؟
اوه، من میدونم، درسته؟
نه
کسایی هستن که دنبال آسیب رسوندن
به شیرین ترین و بی دفاع ترین حیوونای دور ما
انگاری برای ورزشه
نه، آوا، این جوک نیست
بیا، با بقیه آشنا شو
بیا نزدیک تر، بیا
همینه
باید خیلی خیلی نزدیک بشی
اگه میخوای بشنویشون
سلام، من آروون هستم
من یه دختر کوچولوی شیرینم با انگشتای بزرگ
مشکلات مادرا رو دارم، و یه قلب پاک
من به شیطون بزرگ اعتماد کردم
و اون ازم سو استفاده کرد
سلام من الیوتم، و داستان منم همینه
من اصلا یادم نمیاد چه اتفاقی افتاد
یا اون شیطون بزرگ چه شکلی بود
شیطون بزرگ؟
اره، هیس، صداتو بیار پایین
اون هنوز اونجاست
میتونی برام توصیفش کنی؟
نه، یادم نمیاد
ولی میدونم اون یه تجسمی
از همه شیطوناس
اون همیشه اونجاست، کمین کرده
ما نه میتونیم بریم جلو نه میتونیم بریم عقب
ما اینجا توی پناهگاه گیر افتادیم
شاید بهتره یه استراحتی بکنیم
مرور گذشته اینجوری
برای حیوونا سخته
...یعنی چی
آوا؟
برات ناهار درست کردم
گیاهیه
الان میام
ریدم توش
ریدم توششش
یه مستند طلایی
سر پدرم داد بزن که منو هل داد
برای گرفتن اون گرایش روانشناسی
چون خیلی به کار میاد
چون اولش فکر کردم، اینجوریه که
یه چند تا کصشر گیاهیه و بعدش میریم حیوونارو نجات میدیم و اینا، درسته؟
...ولی این
این خیلی بزرگ تر از اونه
اون داره از حیوونا به عنوان یه آواتار استفاده میکنه؟
یا عروسک هایی که سعی میکنن
با آسیب های روحیش کنار بیان - آوا، بیا ناهار -
!باشه
ببخشید، من خیلی هیجان زده ام
این دقیقا مثل تایگر کینگه
ولی با سو استفاده
خب اگه تو میتونستی هر حیوونی باشی
چه حیوونی میشدی؟
سوال خوبی بود
کل زندگیم، عاشق گرگا بودم
ولی اخیرا، یه چیزایی تغییر کرده
شاید یه گربه باشم
جالبه
زندگی های زیاد و مقاوم
فکر میکنی بتونی باهاش ارتباط برقرار کنی؟
مثلا، شاید تو توی گذشتت با یه اتفاق بد رو به رو شدی؟
ببخشید، چیزی گفتی؟
...من، ام
خب، ام، این حیوونا رو از کجا پیدا میکنی؟
متاسفانه، پیدا کردنشون خیلیم سخت نیست
اونا بیشتر کتک میخورن
و میذارن بمیرن، و توی بعضی از موارد
....در خطر
در خطره چی؟
...پخـ
پخته شدنن
پخته شدن؟ - اره، پخته شدن -
میتونی تصورش کنی؟
اه، اون چی بود؟ - اون چی بود؟ -
انگاری، چند ثانیه کلا از هوش رفتی
خب فکر میکنی چقدر طول میکشه
تا ویدیو رو ادیت کنی؟
وقتی مصاحبت با این حیوونا تموم شد؟
اوه، فک نکنم زیاد طول بکشه
...ولی نمیدونم، فقط
من فقط میخواستم با تو درمورد حیوونا حرف بزنم
تو نباید با من مصاحبه کنی، آوا
این درباره حیووناس
تو باید با حیوونا مصاحبه کنی
البته، البته
و خب به اونجا هم میرسیم، حدس میزنم
!نه، اول باید حیوونا مصاحبه کنی
آسیب روحیشون توی اولویته
باشه، ام، باشه
من متاسفم
...نه، من
اوه، من متاسفم - نه، نه، نه -
اه، میدونی، شاید
بریم یکمی استراحت کنیم، میدونی؟
ام، میتونم اینجا سیگار بکشم؟
باشه، باشه
!آتیش! نپز
!نپز
دیوید؟
دیوید؟
بیا بریم این دورو یه نگاهی بندازیم
اینجا خیلی بو میده
این دیگه چه بوییه؟
اره، ریدم توش
بفرما - هی -
متاسفم، ام
حالت خوبه؟
چرا هی اینو ازم میپرسی؟
...خب آخه اون
اون موقع لحظات خیلی خاصی برامون رقم خورد
منظورت همون ناهاریه که باهم خوردیم و بعدش خودم ظرفارو شستم؟
وایسا، ینی یادت نمیاد؟
بیخیالش
...خب من
اینو پیدا کردم
خودت اینا رو درست میکنی؟
مشکلی نیس
باید بریم بیرون و قبل از اینکه تاریک بشه با حیوونا مصاحبه کنیم
،آره، ولی دیوید
راستش حیوونایی که تو میسازی
خیلی واقعی ان
از کجا میفهمی کدومشون واقعیه و کدومشون نیس؟
واقعا مهمه؟
...نه
!نه! خب نه
!نه نه نه نه
!آرون !موردعلاقهم
...نه
!وای خدا، فرار کرده !اون فرار کرده
کی؟ - !شیطون بزرگ -
،اون رفته بیرون ...ما باید
باید از حیوونا محافظت کنیم
باید قایمشون کنیم
سریع، زودباش
اینجا امن نیس، امن نیس
...دیوید - ...امن نیس -
وای، نه، نه - !ازشون محافظت کن -
!نرو اون بالا ای بابا
وا... اینجا امن نیس - ...مواظب باش -
امن نیس
!نپز !نپز
!نپز! نه
...دیوید
،خودم قایمت میکنم ...قایمت میکنم
!ببین دیوید، مشکلی نیس
من شیطون بزرگو پیدا کردم و تبرش همراهش نیس
!ببین، مشکلی نیس
!نه
!نمیتونه بهت آسیب بزنه
فقط... فقط بهم بگو جریان چیه
بگو شیطون بزرگ چه بلایی سر اون گربه ی بیچاره آورده
...لطفا بهم بگو - !نمیتونم باهاش بجنگم -
...باید قایمش کنم
،تو میتونی فقط بهم بگو
!نمیتونم، نمیتونم
!میتونی، میتونی - !نمیتونم، نمیتونم -
فقط بگو چی یادت میاد
!هرچی که هست !فقط بگو
!قورتش نده! نه
...دیوید
دیوید، مشکلی نیس
الان...الان کجایی؟
...یه جای بد
یه جای بد؟ خیله خب، خوبه
،خوبه چی میبینی؟
،میتونم...یه چیزی میبینم یه چیزی میبینم
چی میبینی؟ -
...دارم یه
کیف زنونه میبینم؟...
چی؟
...یه کیف زنونه ی صورتی
با بندای سبز...
!آوا! آوا !دارم کشفش میکنم
!دارم بهش میرسم
امم، قضیه چیه؟ - !هیس -
اینجا کجاس؟
نمیدونم
بنظرم اینجا باید همون "جای بد" باشه
فکر کنم اون اتفاق اینجا افتاده
چه اتفاقی؟ - نمیدونم -
آوا، لطفا، بذار تمرکز کنم
...یه لحظه وایسا ببینم
آوا میشه لطفا ساکت باشی؟
!اه
باید بفهمم اینجا چه جاییه
"کافه فران"
دقیقا همینجاس
...فقط
...نمیتونم
...دیوید - چیه؟ -
همینه
...این اسمِ
...تو از تو از کجا میدونستی؟
،واقعا عجیبه من همین هفته ی پیش اونجا بودم
آوا؟
بله؟
چرا هنوز داری ازم فیلم میگیری؟
امم، چون تو ازم خواسته بودی که یه فیلم برای حیوونا بسازیم
آره ولی الان که دیگه توی پناهگاه حیوونا نیستیم
،و منم یه حیوون نیستم یه آدمیزادم
که الان دارم یه چیز خیلی شخصی رو پشت سر میذارم
درسته... درسته ولی تو گفتی که
،اگه قرار بود یه حیوون باشی یه گربه میشدی
و ما باید اون گربه رو نجات بدیم، درسته؟
...آوا
تو اصلا به من اهمیت میدی؟
...من... آره معلومه
چیکار میکنی؟
الان برمیگردم
بنزین؟
آره
بنزین میخوای چیکار؟
نمیدونم
یالا دیوید، تو میتونی
،دیوید، تو میتونی ...الان فرصتشو داریم
الان فرصتشو داری
تو میتونی
وای پسر، داره میاد
خیله خب
همین جاس
کافه فران
،بعد از کار چندتا آبجو خوردم
با چندتا دختر خوشگل حرف زدم
همون موقع بود که واسه اولین بار دیدمش
ادامه بده - ...ازم پرسید که -
چرا داشتم با فاحشههاش حرف میزدم
یادمه که اونا رو "فاحشههاش" خطاب کرد
و من از خشونت خوشم نمیاد
،من یه صلحطلبم بخاطر همین پاشدم و از اونجا رفتم
اون تا بیرون در دنبالم اومد
"گفتش "هی رفیق
...اشتباه کردم که صورتمو برگردوندم
آره، بعدش تا جایی که میخوردم منو زد
...و
...و بعدش رفت رفت سمت وانتش
...آوا، اون اون رفت سمت وانتش
...درسته، و
چهارلیتری قرمز، آره
همون موقع بود که بنزین زد
...آره، بـ بعدش درشو باز کرد
و تمام بنزینو خالی کرد رو سرم
و سه قدم رفت عقب و دستشو برد تو جیبش
و یه جعبه کبریت آورد بیرون
!نپز - درسته آوا -
نپز
ولی بعدش منو آتیش نزد
،منو همینجا ول کرد داغون و ترسیده
راستش از یه لحاظ آرزو داشتم همون لحظه کارمو تموم میکرد
چون از اون موقع به بعد ...مثل یه مرده ی متحرک شدم
،وای خدا، درسته من نمیتونم رو به جلو برم
،نمیتونم رو به عقب برگردم من توی پناهگاه گیر افتادم
!مثل حیوونا
،ولی دیوید تو میتونی از تمام اینا عبور کنی
ینی، تو الان آزادی
...دیوید
!حق با توئه آوا !میتونیم همه چیو تموم کنیم
همینجا، همین الان
کبریتتو بده من
دیوید - آوا، کبریت -
نپز، دیوید - !چرا، بپز آوا -
،نه نه نه یادت نمیاد؟
خام، غذای نپخته
!اونو همینجوری گفتم !کبریتا رو بده من
!نمیدم یادت رفته؟ تو یه گربه ای
،تو هفت تا جون داری ...میتونی
،وای خدا میشه فقط منو بپزیم
و این قضیه رو تمومش کنیم؟ - !این کارو نمیکنم -
دیگه نمیتونم ادامه بدم
...نمیتونم! نمیتونم
دیوید، تو موفق شدی
،تو انجامش دادی تو ترومات رو کشف کردی
،تو آزادی الان دیگه آزادی
ما آزادیم رفیق
...خیله خب
...خیله خب
دیوید، دیوید، تو حالت خوبه
تموم شد
راست میگی
!حالم خوبه
تو خوبی؟
من؟ - آره، تو -
خب، آره، خوبم، چرا؟
آخه وقتی منو بغل کردی تمام بدنت بنزینی شد
اون لحظه خیلی احساساتی شده بودم
فکر کنم اصلا به این قضیه فکر نکردم
بهتر بود بهش فکر میکردی
ها؟
من متوجه شدم که تو روی کمک به درمان ترومای من تمرکز کردی
و همچنین پیدا کردن زاویه ی مناسب برای فیلمبرداری مستندت
...من... من به همچین چیزی فکر نمیکردم
،ببین، اشکالی نداره کاریه که بخاطرش تلاش میکنی
هیچ مشکلی نداره
ولی تو دوتا چیز بسیار مهمو فراموش کردی آوا
اول، بنزین
...و دوم
کبریتت، آوا...
...وایسا، چجوری ...تو چجوری
!وای خدا !وای خدا! نه نه نه
!وای خدا !کمک! کمک کنین
«مترجمین» .: Abolfazl_Fx | @PunsiferPV :. .: Mehdisk | @FoundFootageFan :.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.