All language subtitles for de de pyaar de 2019. bollywoodnewss

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba Download
zu Zulu

Original subtitles

bollywoodnewss ترجمه شده در کانال تلگرام

bollywoodnews_iranianfc و پیج اینستاگرام

سفارش دهندگان جناب اقای فرهاد ابراهیمی ،سرکار خانم‌فاطمه

مترجمان * فاطمه ، میلاد*

ویرایش *نیلوفر ، محمد سپاهی*

یک دو سه

به جشن مجردیتون خوش امدین

جشن کجاست ؟ بیا شب اخرته شراب های خوب بخور و اهنگ های خوب گوش بده استراحت کن

حرف های ناراحت کننده نزن این شب اخر منه

چقد به اینا گفتم

از دیدگاه عمر خودت فکر نکن از دیدگاه عمر من فکر کن

حداقل دختر دعوت میکردی تو چند سالته

32

هیچ وقت شب و ملاقات رو نباید بخری

اهای دیوونه

کار شب و صبح با هم فرق میکنن جمله خوبیه

ولی جدی دارم میگم دخترا کجا هستن

زنت میزنتت هنوز که زنم نشده اون میدونه که جشن مجردیمه

تو چقد نادونی

من میدونستم

داداش من میدونستم

داماد کیه

من باید میدونستم

و من میدونستم نگاه کن تو میخواستی چکاری انجام بدی

تو حالت ازین کارت بهم نخورد؟

خیلی غیر قابل تحمله

کدوم پسر تو دنیا

توی جشن مجردیش مانع نشستن دختر تو بغل میشه

عزیزم من ازت متنفرم تو زندگیمو دور زدی

چیو دور زدم فکر کردی من باهاش سکس داشتم ؟

باور نمیکنم که میخاستی منو فریب بدی

بچها گوش کنین

دعوا نکنین

نصیحت خوبیه

تو نصیحت بهتری داری؟ بخاطر من این عروسی داره بهم میخوره

بخاطر منم بهم نمیخوره این می خواست امتحانش کنه . اینم هر چی گفت منم همونو انجام دادم

ولی خود شخص هم باید عقل داشته باشه که تا کجا باید پیش بره

منم جشن های مجردی داشتم این گفت دختر دعوت کن , دعوت کردم؟

بخاطر اینکه تو میدونی دوستت چجوریه

کدوم پسر تو دنیا توی جشن مجردیش مانع نشستن دختر تو بغلش میشه

چی میگه ؟ خواهر جان فردا عروسیمه نشین

پس عروسی رو لغوش کنیم

بهم گوش بده اون بیگناه

....عزیزم من دیدم که اون اونطوری که دیده میشه نیست

اون چیزی انجام نمیداد

پسرا تحت فشار قرار میگیرن که دوستاشون چی میگن

اون فقط داشت وانمود میکرد ولی اون میخواست انجامش بده(سکس)

به من اعتماد کن

من تو بغلش بودم من میتونم بگم

من چیزی احساس نکردم

واقعا

فقط پانزده دقیقه بود

پسرا تحت فشار دوستاشون قرار میگیرن پس اون باید وانمود میکرد که خوشحاله

اون نمیخواست چیزی انجام بده به من اعتماد کن

به من اعتماد کن عزیزم

خداحافظ

سلام

سلام

سلام

سلام

سلام سلام سلام

صبح بخیر صبح بخیر

...یه شب قهوه ؟-

ممنون

دقیق یادم نمیاد ولی بنظرم شب گذشته بهم خوش گذشت

منظورم اینه هرچی بوده حتما خوب بوده

مگه نه؟

یه چیز واست واضح میکنم چیزی ازم انتطار نداشته باش

منظورم اینکه دیشب هرچی بود خوب بود ولی از اون به بعدش به چیز دیگه ای فکر نکن

اشتباه برداشت نکن اینجوری نیست که من خوش نگذروندم

ولی فقط اینطوره که من الان دنبال رابطه ای نیستیم

من فقط میخواهم واضح کنم که شاید تو انتطار هایی داشته باشه که قراره رابطه ای باشه

و به من یقین داشته باش واسه جوانیت اثر نمیزاره

من میدونم این واست خیلی که چطور دختری که از رختخواب یه غریبه بیدار شده چجوری میتونی اینارو بگه

حدس میزنم رختخوابت خیلی خوش شانسه

اتاق مهمونا خوش شانسی رو بدست اورد

تو میخواهی چیزی بگی

منظورت اینه که بینمون هیچ اتفاقی نیفتاد

چرا ؟

فکر نکنم هر روز هر روز همچین دختر جذابی گیرت بیاد

و اینقدر قدیمی هم نیستی که چیزی انجام ندی

میتونستی ولی انجام ندادی

حتما یه دلیل داره

من با خانم های مست نمیخوابم

من از بیهوش بودن فرصا طلبی نمیکنم هر چی گیر میاد تو حالت عادی گیرم بیاد

تو فرصت رو از دست دادی

قرار نیست توی حالت عادی گیرت بیاد

در حالت مست شدن، من تمام شب را به رقص می گذرانم

نوشیدنی رو بدون توقف ادامه میدهم و حتی اووف هم نمیگم

اووف هم نمیگم

در حالت مست شدن، من تمام شب را به رقص می گذرانم

نوشیدنی رو بدون توقف ادامه میدم و اووف هم نمیگم

دلم خسته است دستان من را نگه دارید

ویسکی من مسموم کرده و من صورتی درخشان هستم

بچه ها می گویند من یک مست بزرگ هستم

بچه ها می گویند من یک مست بزرگ هستم

بچه ها می گویند من یک مست بزرگ هستم

بچه ها می گویند من یک مست بزرگ هستم

اهای شما در هیچ جا متوقف نمی شویی،و چشمان شما میچرخن نه فقط یکی شما دوتا لیوان شراب خوردی

اهای شما در هیچ جا متوقف نمی شویی،و چشمان شما میچرخن نه فقط یکی شما دوتا لیوان شراب خوردی

شما در باز کردن بطری های ویسکی دست نگه داشتین

شما در باز کردن بطری های ویسکی دست نگه داشتین

پس از نوشیدن، شما همچنان به رقص پیچ خوردن مانند مار می پردازی

پس از نوشیدن، شما همچنان به رقص پیچ خوردن مانند مار می پردازی

اگر من یک الکل دریافت کنم که دارای عطر و طعم هندی است

سپس لرزش کمر من باعث لرزش در سراسر انگلستان میشود

اگر من یک الکل دریافت کنم که دارای عطر و طعم هندی است

سپس لرزش کمر من باعث لرزش در سراسر انگلستان میشود

پسرا فریاد میزنن ولی من باز هم ادامه میدم

من امروز خراب شده ام

بچه ها می گویند من یک مست بزرگ هستم

بچه ها می گویند من یک مست بزرگ هستم

بچه ها می گویند من یک مست بزرگ هستم

بچه ها می گویند من یک مست بزرگ هستم

شما در باز کردن بطری های ویسکی دست نگه دارید

پس از نوشیدن، شما مانند یک مار رقصیدید

شما در باز کردن ویسکی دست نگه دارید

پس از نوشیدن، شما مانند یک مار رقصیدید

داری غم و غصه میخوری

داری افسوس میخوری که فرصت رو از دست دادی

من که جذابم

چقد خوشحالن مگه نه ؟

چش نخورن

اگه دست تو بود امروز عزاداری میشد

اگه دست من بود ؟ این عروسی بخاطر من سرگرفته

اگر نه اینا اومده بودن که عروسی رو بهم بزنن

من نمیفهمم وقتی مجبور میشه تستش کنه این دیگه چه عشقیه

یه چیز بهم بگو با یک بار خوابیدن عاشق میشن؟

پس چجور واسه یه بار خوابیدن میتونه عشق از بین بره

خداوکیلی چه افکاریه خوابیدن رو که نمیدونم ولی خیلی وقتا از نخوابیدن هم میشه

داری مخ میزنی گفته بودم من

که تو بیداری من گیرت نمیام

اصلا مگه هوشیاری هیچوقت؟ چرا مگه از شراب خوردن من مشکل داری

من شراب دوست دارم

چهرت به متاهل ها میخوره

و رفتارات مثل طلاق گرفته ها

چند سالته چهار روز قبل بیست و پنج سالم بود

پیس میدونی چیه؟ با توجه به قانون قرار گذاشتن

حداکثر سن منفی هفت ضرب در دو هست

یعنی چی ؟ یعنی اینکه سن باید بیست و چهار باشه

بنابر این بیست و چهار منفی هفت و ضرب دو میشه سی و هشت

حداکثرش سی هست و تموم

پس تو هیچ فرصتی نداری سن من بیشتره

پس یکم بد بنظر میاد به هر حال تو قانونش رو اشتباه میدونی

اون ضرب در دو و منفی هفت بیست و شش ضرب در دو و منفی هفت میشه چهل و پنج

در حدوادی چهل و پنجی نه

زیاد به فکر من نباش حوصله داشتم زنگ میزنم

فکرشم عجیب و غریبه ولی حس نمیشه

فاصله سن بیست و چهار

خیلی زیاده

ولی نمیدونم چرا احساس نمیکنم

به این فاصله سنی نمیگن بهش فاصله نسلی میگن

این پیرمرد با دختر جذاب و دختر جذاب با مسائل پدرش

این یه مسئلیه خصوصیه مسائل پدر چیه ؟

من از کجا بدونم درمورد این باید با خودش بحث کرد

بلکه من میتونم وبهش بگو من فقط با همون وقت ملاقات میگیرم

مگه تو دیونه ای

دختری رو که فقط دو بار دیدمش پیش تو بفرستمش

و تو بدون دونستن داری اینقد حرف میزنی

خیلی ساده است دختر و پسر با هم مقالات کردن دوتاشون با هم لاس زدن و خوششون امد

بزار یه چیز درست رو بگم

یه پیرمرد پولدار و یه دختر بچه جذاب با هم ملاقات کردن

بچه پول رو دید و پیرمرد جوونی اون رو دید

و الان چیزی که دوتاشون ندارن در حال بدست اوردنش هستن

عزیزم اشیش اصلش همینه

تو یه انسان منفی هستی ولی مدرکم مثبته

اونور با فوتوشاپ و رنگش هاش خوشگل با کیفیت خوب چاپ نکردم و نذاشتم اینجا

دکتر کیه من

صدتا مورد اینجوری میاد اره به جون خودت

هر هفته واسه قرض گرفتن میای

سگ هم واسه علاج پیش تو نمیاد

تو از سگ ها هم بیشتر یه مرد افتاده ای هستی

و تو داری به کی میگی با سود پولاتو بر میگردونم

به هر حال وقتی که این دختره همه چیزت رو ببره اون موقع من لازمت میشم

من بدبختم

اره مگه تا به حال یه دختر یه مردپولدار رو تو چال خودش انداخته

بدبخت

....اگه من بدبختم پس تو تو چی فکر کردی عوضی تو عاشق شدی نه این فقط هوس هوس

تو احساساتت رو بهتر میدونی یا من

دکتر منم

... اگر تو دکتری پس من پس تو چی چی هان

دکتر بودن تو اینقد غیر ممکنه که من مثالی پیدا نکردم

یه ساعت تو تموم شد برو بعدن بیا

پنجاه و هشت دقیقه شده

بشین

پیرمرد شکسته خورده هی وقتت تموم شد

جناب ما روی بطری نقشه کشیدیم

میتونی به دو الی ده لیتر بطری نگاه کنی

و هر وقت که شما میخواهین استرستون رو کم کنین

شما خیلی ساده

بطری رو باز کن و یه هوای تازه توش هست

خیلی عالیه مگه نه

و میتونین تو محل کارتون یه تعطیلات خوب د اشته باشین

زیادی مشتاق نبودی ؟

تو برای پرسیدن این خیلی مشتاق بودی مگه نه

اه لطفا

اشکال نداره خودت بهتر میدونی

باش زیاد پرو نشو ساعت دوازده بیا تو سالن مشروب فروشی

خیلی ممنون

دوتا که نمیخورم

بزنین به سلامتی

خیلی ممنون شب بخیر شب بخیر بوب

خداحافظ دوست دارم

خیلی پیرمرد های محترمی هستن کاملا نازن

هر روز اینجا میان و تابسته شدن سالن همینجا میشینن

من فکر کردم سن من بالاست

ولی واسه تو پیرمردا نازن

این سالن مال توئه

نه کار میکنم

فقیرم

از هند اومدی اینجا که کار کنی؟ واسه تحصیل اومده بودم . تحصیلم که تموم شد شروع کردم به کار کردن

به عنوان دانشجو برای دراوردن خرج و مخارج روز های تعطیلی میودم این سالن

و الان هم از دوشنبه تا جمعه کار میکنم و روز های تعطیلی هم میام اینجا

قبل از اینکه تو سوال های خسته کننده ای بپرسی که

کارت پول خوبی داره ، کار خوبیه؟ از این کار خوشم میاد واسه همین انجام میدم

بر طبق NGO ،توی دنیا دو مدل آدم وجود داره

اولی کسایی که مقام دارن و دومی هم کسایی هم که کار میکنن

من کار میکنم

تو بهت میاد که مقام داشته باشه

بگو بگو خجالت نکش

تجارت میکنم

هدف و طرح نهایی شرکت رو چک میکنم

که سود کنیم

من فکر می کردم سن و سال من مشکل خواهد بود

تو از قبل بزرگ شدن کارت اینه که سود کنی

با دیدن هدف و محدوده

منو واسه ظرف شستن دعوت کردی

واسه چک کردن هدف

ظرفا و تمیز کاری هاتو که ازم انجام دادی

بیا خونه هم برسونمت

من خونه نمیرم

چرا دوست پسر هم اتاقیم امده خیلی ازار دهنده است

بپرس بپرس خجالت نکش چی

میتونی خونه من بمونی منم ازت یکم ظرف بشورونم

بنابراین مشکلی که مردا تو پنج روز داشتن چیه

در زمان مدرسه

پسری در قوانین شرکت های دارو سازی به اواسط بحران رسید

اونا هزینه زیادی دارن

مشکل با خانم های جوان است

سلام ایا تو محل کارت تنهایی

اگه تو قول بدی من با تو امن هستم

من همه ای تلاشم رو میکنم

ادرس بفرست میام دنبالت

تقریبا کار من تموم شده

هندی هستی

پنجابی ؟

کی امدین

همین الان امدم کی لندن امدین ؟

سال دو هزار و یک قاچاقی امدی ؟

با ویزا شهروندی گرفتی؟

چه خبره اینجا چرا امدی دنبال یکی امدم

منم همینطور دوست دختر منم همینجا زندگی میکنه . ناراحته

ولی امروز از دلش در میارم

بازم دلم امروز واسه تو میتپه

فکر کن که من فریبت دادم جلوش هم یه چیز جذابی اضافه میکنم

قشنگه مگه نه من میدونم

منتظر کی هستی

منتظر هم اتاقی دوست دخترت

هم اتاقی ایشا ؟

ایشا ؟

عزیزم

تو نگفته بودی که بابات میاد

من بهت گفته بودم که ولم کن همه چیز تموم شده

باش عزیزم اشکال نداره ولی چه مشکلی پیش امد که باباتو گفتی بیاد و خبر هم ندادی

من یه رپ هم نوشتم دختره دل من امروز هم واسه تو میتپه

فکر کن که من فریبت دادم فکر کن که من فریبت دادم

مامان قول داد که این اهنگ تکرار میشه

ممنون باباجون

اون باباجون نیست

پس کیه؟

چرا به تو بگم

ایشا کجا میری حداقل حرفمو گوش کن و بهم بگو این کیه

من اعتراف میکنم

من بهت دروغ گفته بودم

دوست پسر هم اتاقیم نیست دوست پسر قبلی من

تو یه ماهی که قرار گذاشته بودیم اون منو فریب داد

به عنوان اعتراف کردن ده دقیقه دیره

ولی اشکال نداره

واقعا

تو خوبی ؟ اره فقط خیلی ازار دهنده است

ایشا ایشا حرفمو گوش کن تو اینجا چیکار میکنی

تو اگه یکمم شرمت میشه از اینجا برو و اصن جلو چشام نیا

ولی من واقعا دوست دارم یه فرصت دیگه بهم بده

خواهش میکنم تو اگه اخرین پسر تو دنیا باشی اون موقع هم بهت فرصت نمیدم

ایا می فهمی

...الان ایشا حرفمو گوش کن

ایشا خواهش میکنم یه دفعه گوش کن ایشا بگو دیگه . ایشا خواهش میکنم

ایشا خواهش میکنم حرفمو گوش بده

ایشا خواهش میکنم یه بار داری چیکار میکنی . گوش کن

ایشا ایشا

اهای

عمو اون تنها کسیه که من دارمش اشیش

عمو اشیش شما به این بفهمون این چه طرز رفتار کردنه

هر چی که داره میشه واسه بهتر شدن میشه

من بیرون لندن یه خونه کوچیک پیدا کردم که بعد عروسی اونجا زندگی کنیم

شاید از اینجا دیده بشه

تو مشکلی که نداری

دخترای دیگه ای گیرت میاد

به هر حال ایشا لایق تو نیست نه عمو خیلی لایق منه

خوب فکر کن و ببین همه انسان ها اشتباه های کوچیک انجام میدن

منظور این نیست که برای حسادت دادنش بری یه شخص غریبه رو بوس کنی

اره ببینین عمو اشیش

عمو اشیش این چه رفتاریه کی اینطوری میکنه

شما شخص غریبه ای هستی ؟

اگر شما شخص غریبه ای هستین پس اون چرا پیش شما نشسته اشیش , عمو , اشیش

همونطور که داره از تو سو استفاده میکنه از منم سو استفاده کرد

ایشا چجوری از من سو استفاده کرده

ازت استفاده کرده دیگه تا وقتی که تو رو میخواست باتو می گشت و بوست میکرد

وقتی هم که ازت سیر شد رفت یکی دیگه رو بوس کرد

ببین اگه تو خودت قدر خودت رو ندونی , یکی دیگه چطور قدرت رو میدونه عزت نفس خیلی مهمه

تو باید به اون نشون بدی که تو از اون نه اون از تو سو استفاده میکنه

چطوری

بیا بریم

از خواهش کردن و گریه کردن دست بردار

قوی باش , خیلی خیلی قوی اش برنگرد و بهش نگاه نکن , بعدش تو رو میفهمه

عمو شما درست میگی راه بدست اوردن ایشا همینه , اشیش

قبل از اینکه اون بیرون بیاد برو اگرنه اون فکر میکنه تو احمقی بعد اینهمه فحش دادن بیرون نشستی گریه میکنی

ممنون عمو فقط شما منو درک میکنی

عموو

تو باشگاه ورزشیم خوشحال میشم اونجا ببینمت

این همه زحمت واسه من اخی

به خودت اینقد فشار نیار

بزرگان میگن سنتون رو ببینین و بعد خواهشاتون رو کامل کنین

تو پیری یه جاتون خرد میشه چه فایده

اینقد توهین هم نکن

انتخابت رو دیدم , نظرم درباره ات عوض کرد

تو نمیتونی اینقد بد باشی تو با همون خوبی

پس چرا بهش گفتی

یه خانم دیگه درخواست کنه باید بدم دیگه

من سبکم قدیمیه تو همه چیز قدیمی هستی

ول کن

باشه بدنت رو نشونم بدن

دیونه شدی مگه عضلات شکم داری؟

صبحونه؟

اینجا بند هم نداره که بهونه که بهونه ترمز زدن رو بگیرم

بند خیلی بی ادبانه است

چیکار داری میکنی

چند وقته که اینجایی شانزده سال میشه

خونواده؟

تو هندن

بچه ؟ یه پسر یه دختر

فقط همین یه تک پسره؟

زندگی کردن زندگیم به طریق خودم

هند رو ول کردم واسه بچهات بدت میاد

واسه خانمت چی

تصمیم من و مانجو بود

تو دانشگاه با هم بودیم

اوایل دوتامون زندگی مثل هم میخاستیم

ولی چند سال که گذشت اونم جدا منم جدا

بچها چیزی نمیدونستن

میدونی

مردم میگن من خیلی خود خواهم شاید هستم

من قبول میکنم که پدر خوبی نیستم

ولی من فکر میکنم اگر من اونجا زندگی میکردم

از این هم پدر بدتری میشدم

کاش میتونستم با مانجو و ایشکا و ایشان زندگی کنم

ولی

اگر نه پس همون درسته

به هر حال تو کی هستی ؟ خیلی کم پیرمردای پنجاه سال اینقد خوشحال خونسرد هستن

تو هر چقد میخواهی توهین بکن

ولی راستش اینه که تو با خودت تقلا میکنی که چرا نمیتونی از من دور بشی

اینکه بار بار تو درباره سن بحث میکنی و سعی میکنی خودت رو عادی نشون بدی

که تو که من چی

که تو دیشب هم با من بودی امروز صبح هم با منی

بریم

چی

واست پیام میاد که بیا سالن مشروب فروشی

و اونجا میری میفهمی دختره گارسونه با اشتیاق خودش

دختره برای اشتیاق خودش گارسونه

تو هم دوساعت اونجا رو جارو میزنی

وظرفا رو میشوری و بعدشم

اتاق خونه ات رو مجانی دست تکون داده بهش دادی و برگشتی

مگه تو نابینا شدی

دختره داره خونه رو واسه خودش میکنه و تو هیچی نمیبینی

تو دیونه شدی , داری بیش از حد فکر میکنی دکتر کیه

من

مدرکم رو نشونت بدم اها اره اره میدونم جلوتر بگو

پناهگاه پیری مردم بچه هاشون هستن نه اینکه همسن بچه هاشون

.... به جای عروسی کردن تو داری مخالف اهدا چی میشه

به هر حال تو داری همون کار رو میکنی

من که اولین مردی نیستم , داره واسه قرار گذاشتن با دختر کوچیکتر از خودش فکر میکنه

خیلی ها انجام دادن مگه همشون شکست خوردن

اوو واقعا , باش تو بهم بگو که کی موفق شده

بیل دی بلازیو و کاترین , جرج کلونی و خانمش سیف و کارینا

من چیزی واسه گفتن ندارم

من نمیتونم مشکلات احمقانه ات رو حل کنم

اها اره اره همین خفه شو

من کی گفتم که مشکل دارم تو احمق هر وقت که منو دعوت میکنی رو صندلی منو مینشونی و فاکتور میفرستی

من الان میدونم که تو چرا فکر میکنی اون از من بهره میبره

بخاطر اینکه تو داری از من بهره میبری و فکر میکنی همه همینطورین

برو بیرون از یه طرف بدون وقت ملاقاتی میام ملاقاتت

روزی ده تا مورد مثل تو میان

و مشکل میشه یادت باشه

اگه تو روی همون صندلی گریه گریه نیومدی ننشستی

من مدرکم رو پاره میکنم همون فتوشاپیه

برو کنار

اصلیه

بوش که خیلی خوبه , هندیه؟ نه

طریقه درست کردنش رو پیدا کردم ماکارونی درست کردم

هندین

من عدس نمیخورم چرا

بس همینجوری نمیخورم کی عدس نمیخوره

من نمیخورم

باش هر طور که راحتی , پس چی میخوری تو بخور من ببینم چیکار میتونم بگنم

من میدونم تو خیلی با تمرکز درستشون کردی و بنظر هم میاد که خوشمزه هستن

ولی من چیزی گیرم نمیاد بریم بیرون

اها چیزی نیست

فقط بخاطر تو عدس هایی که تو دستمه رو ولشون یمکنم

من الان احساس عذاب وجدان دارم من یه چیزی همینجا میخورم

نه نه تو گشنه بمونی من عذاب وجدان میگیرم

بریم بیرون

این تا سه روز اینا رو ول میکنه میره

...یه سوپ اوه اقای فانتزی

من میدونم اول از بیرون شروع میکنن بعد از داخل شروع میکنن

اینجا فقط شما تحصیل کرده نیستی

وقتی که من اولین دفعه امده بودم نمیدونستم

نادان

قیمت یه مرغ اینجا اینقد زیاده که باهاش میشه مرغداری باز کرد

خانم تحصیل کرده من اینجا واسه چیزای خوبش میام

اروم حرف بزن اشکال نداره

هندیایه اینجا اینقد سفیدن که هندی نمیفهمن

به زور منو یه جای فانتزی اوردی

من یه غذای ساده عدس و برنج میخاستم بخورم

من میخاهم بخورم نه اینکه وانمود کنم که دارم میخورم

الان از اینا من چی سفارش بدم

سوپ عدس با نعناع

این منو واسه انگلیسیا نوشته شده اگر اونا معنی عدس رو نمیدونن مشکل من چیه

مشکل تو اینه که دختری مثل منو آوردی اینجا

دختر تحت تاثیر قرار میگیره و فکر میکنه که جذابی

ساکت شو جدی ساکت شو

و بگو که چی میخوری

ولش کن سطحت رو که دیدم بنظرم اگه جایی ببرمت که سطح خودم باشه به اونجا حمله میکنی

بریم

ده قاشق بیشتر میریزن و ده برابرش پول میخان

فقط غذا میخواهیم بخوریم طلایی که تو عدس نمیریزن

این رستوران صد و پنجاه سال قدیمیه

قسم میخورم که زندگی من امروزا مثل یه عمه شده

ساعت چنده

... ساعت یازده و داره وقت رو میپرسه و تو ساعت رو بهش میدی

یه ماه که همینطوره

بنظرم بازو های تو از این دو برابرن

الان داری ؟ تو داری این همه مشت زنی انجام میدی

و میزاری همه چیزت رو اینطوری ببرن

من واسه بدنسازی انجام میدم من از این ژاکتت خوشم میاد

هر چی که اون میخاد بهش میدی اگه اون منو بخاد منو هم بهش میدی ؟

از من خوشت میاد؟

میشه ما بریم

چی

سیلی

برو

اینو باید بالا بره

بالا ببرش

این که همینجا افتاد اونم که تا الان داره حرکت میکنه

بکشمش ؟ یه ضربه فنی بزنش و بهوشش کن

بزنش اون میخاست به من دست بزنه

چی گفتی

این برای دست زدن خانم منه

من بهت گفتم مشت بزن و تو داری اینجا دیالوگ میگی

ژاکت

خوش گذشت مگه نه

البته

تو باید میزاشتی که میرفتن اگه امروز تو نبودی چه بلایی سر من میومد

چطور ازت تشکر کنم که از جون خودت گذشتی و منو کمک کردی

بازم قهرمان باش

هر چیزی یه سنی داره واسه اینقد پول رفتی دعوا کنی

من دعوا کردم ؟ من که داشتم میدادمشون ولی نه تو گفتی

اینهمه مشت زنی میکنی اگه منو هم خاستن منو هم بهشون میدی

اونا اصن طرف تو رو نگاه نکردن الکی دهنمو باز کردی

اینقد بی توجه و عصبانی هستی اونم بی دلیل

بیچاره ها تو ساعت های صد هزاری دستت میکنی

و توجهشون به من بود این مگه اشتباه منه

مگه من گفته بودم که پیاده بریم

پول خوبی بهشون میدادیم و میومدیم

از پول یادم امد پولای منو بده

کدوم پولای تو همون که گفتی

خانم من

هیچوقت , من اونا رو زدمشون و اونا پولای بدست اورده منن

پولای بدست اورده یه خانم رو میخوری اره میخورم

باشه پیش خودت نگهشون داشته باش

به هر حال من که خانم تو نیستم

باشه

پنجاه پنجاه

شب بخیر

من تو خواب و رویا هام

نور درخشان تو رو دیده ام

قلب من نیز احساس می کند

که گویی شما را در جایی دیده است

من هر روز با چهره درخشان شما

بیدار میشم

من نمی دانستم که تو نیز مال من بودی

....حالا که شما رو پیدا کردم متوجه شدم که

حتی اگر دیر ولی خوشحالم که شما رو پیدا کردم

حتی اگر به آرامی گیرم امدی حوشحالم که فاصله بین ما تموم شد

حتی اگر بعد از یک مدت طولانی صبر کردم، خوشحالم که شما را ملاقات کردم

حتی اگر به آرامی گیرم امدی

ولی خوشحالم که فاصله بینمون تموم شد

تموم شده مگه نه

یه بهونه برای

ملاقات هر روز تو بکنم

خودم رو بهتر و خواهم شناخت

اگر شما رو بهتر بشناسم

هر انچه را که به من نشان می دهی چشمان من فقط ان را میبینند

هر انچه که شما میشنویی فقط اون رو میشنوم

چه کسی به نفس کشیدن لازم دارد

من در حمایت تو زندگی میکنم

حتی اگر دیر ولی خوشحالم که شما رو پیدا کردم

پیدات کردم مگه نه

حتی اگر به آرامی گیرم امدی حوشحالم که فاصله بین ما تموم شد

از بین رفته مگه نه

حتی اگر دیر ولی خوشحالم که شما رو پیدا کردم

پیدات کردم مگه نه

حتی اگر به آرامی گیرم امدی حوشحالم که فاصله بین ما تموم شد

تموم شده مگه نه

پیش شما خیلی از این موردا امده

از این تفاوت سنی ها صد ها از این موردا میاد

ولی همه دیر میان

یعنی چی یعنی اینکه شش ماه قبلش بیان

همه بعد طلاق میان

توی جای خوبی مثل لندن

خیلیا که مفهومش رو نمیدونن

اون بیچاره ها هم هیچ اشتباهی ندارن

اولین درسمون همینه که بحث رو چجوری تمومش کنیم

تو باید بهم زنگ بزنی که بهت درس بدم به این اهمیت نده این دیونه است

واسه همین اینو کسی خونه دعوت نمیکنه

من پرش میکنم میام مال منم پر کن

ازم تشکر کن این حرف قبل از ازدوارج رو بهش نزدم

این کلینیک تو نیست

واقعا بنابر این اگر یکی میخواد خونه دوستش بره

و دوست اون ناراحتی قلبی میگیره

دوست اون اونو میگه فردا بیا کلینیکم

دکتر بیرون کلینیک هم دکتره

پسرم تو شامت رو بخور و برو

مشکل درست نکن مدرکت رو پاره میکنم

بطور جدی درباره اینده بگو ازدواج , بچه چی فکر کردی

نه دوست نه دوست یعنی چی

فکر نکردی زن و بچه داری نه فکر نکردم

الان فکر کن

نمیخوام فکر کنم ...چرا نمیخوای؟

خیلی ممنون

اب و هوا انگار خراب شده

فکر کردی چی

از فکر نکردن که سوال تموم نمیشه

تو میخواهی الان ازدواج کنی

میخواهی بچه دار بشی

الان که نه ولی از یه طرف میخواهم بچه دار بشم

از یه طرف یعنی , دوسال بعد عروسی و چهار سال بعد بچه

اشیش اگه میخواهی اینطوری حرف بزنی که فایده نداره

ولش کن

من چی بگم ایشا

من پنجاه سالمه

من شوهر و پدر بدی بودم

من نمیخواهم دوباره بچه دار بشم و واسشون اونجا نباشم

دو سال بعد من پنجاه و دو سالم میشه و چهار سال بعد پنجاه و چهار

تو شصت و دو سالگی دوست ندارم پدر یه ده ساله باشم

تا رسیدن به سن دانشگاهی اون شاید من هفتاد سالم بشه یا شاید اصن من نباشم

من نمیتونم

پس ما الان داریم چیکار میکنیم

امروز رو زندگی میکنیم و فردا ؟

فردا رو من نمیدونم

فردای تو و فردای من خیلی فرق دارن

فردای تو از فردای من خیلی بیشتره

نمیشه نه ؟

همه فکر میکنن من بخاطر پول تو پیشتم

و تو بخاط این با منی چون من جذاب و جوون هستم

من شاد هستم و تو خسته کننده ای من میخواهم چیزای جدید رو بگم ولی

ولی هچی واسه تو جدید نیست

فقط بخاطر من باید هر چیز رو دوباره انجام بدی

هر جا رو باید دوباره بری

هر اشتباه رو باید دوباره انجام بدی هر دعوایی رو باید دوباره انجام بدی

دوباره باید از دلم دربیاری واهنگ ها انتخاب کنی

دوباره باید واسه خودت اسمی پیدا کنی

هر کاری رو باید دوباره تکرارش کنی

هر طعنه ای رو باید دوباره گوش کنی

هر خنده ای رو باید دوباره بخندی

هر اشک دوباره باید گریه کنه

تو بدون هدف باید زندگیت رو دوباره زندگی کنی

و من هم همون همون احساسی که قبلا داشتم رو حس میکنم

تو نمیخواهی چیزی بگی

چی بگم

تو که پیش از این همه حرفاتو زدی

من فقط عقلانی رو نمیخاهم

تو میدونی که من نمیتونم قول الکی بدم

ولی اینقد میدونم که دوست دارم

ولی من میدونم

کسی بدون کسی دیگه نمی میره چیزی عادت شده اس

عادت تو هم تموم میشه

مال منم تموم میشه

من موافقم که از هم جدا شده ایم ولی عزیزم این رو بدون

من موافقم که از هم جدا شده ایم ولی عزیزم این رو بدون

اگه هر وقت من یادت امدم بیا پیشم بیا

اینکه من تو رو فراموش کنم

هیچ وقت این حرفارو تو ذهنت نیار

اگر گاهی من یادت امدم بیا پیشم بیا

چه کسی رو جز تو داشتم

تو برای من از نفس هام هم بیشتر اهمیت داشتی

من برای چیزی نداشتم ولی

برای من همه چیزم بودم

هرگز من را فراموش نکن این چیزی بود که تو میگفتی

شادی من باقی نموند شما درست مثل زمان بودین

این قلب من مال شما بود و خواهد بود چه کار کنیم که قلبم دیونه شده است

هر وقت من یادت امدم بیا پیشم بیا

من حرف تو رو گوش کرده ام

سخت تلاش کردم تا قلبم را متقاعد کنم

هر جا که هستی هم اکنون خوش حال باش

به هر حال بینمون چه رابطه ای بود

مهم نیست که چقدر فاصله دارن ، نگاهت به نگاهم

در جهان رویاها هر روز ملاقاتت خواهم کرد

سفر مون فقط تا همینقد بود تو باید به خودت باز گردی

هر وقت که من یادت امدم بیاپیشم بیا

جدا این

بعد من این گیرت امد

تو ابرو نداری حداقل واسه ابروی من فکر میکردی همه چیز واسه تو عادیه

اصن نمیتونم باور کنم که تو اینو میخاستی انجام بدی

عادت واسم از دست نمیره

تو گفته بودی که از دست میره ولی از دست نمیره

دیدی

تو همه چیز رو نمیفهمی و همه چیز رو نمیدونی

چیز زیادی ازت نمیخوام

که نتونی بسازیش

عادت من رو داشته باش

دستات که زور نداره

من فکر میکردم که تو رو به مانجو و بچها معرفی کنم

چرا منظورم اینه چرا اینقد یهویی

بس همینطور

هیچوقت فکر نمیکردم که تو زندگیم این چنین چیزی پیش بیاد

و الان که پیش امده میخواهم همه بدوننش

دفع قبل کی همه رو دیدی

میشه یه چند سالی

موقعیت پیش نیومد که برم

دعای خیر اونا رو میخواهی

نه اینطوری نیست شوخی کردم , بریم

امروز نه هفته بعد باش

نگران نباش امروزا معرفی کردن به خونواده چیز بزرگی نیست

من که امروزی نیستم

من که امروزی نیستم

ما به داستان بهتری نیاز داریم کدوم داستان ؟

داستان ما که چجوی با هم ملاقات کردیم

یعنی وقتی بخاهن بپرسن که چجور ملاقات کردین تو چی میخواهی بگی

به کوه ها نگاه کن که چقد قشنگن

دختره شب امده بود و صبح تو خونه ام بی هوش پیداش کردم این داستان کار نمیکنه

این داستان هیچ جا کارنمیکنه

دقیقا پس ؟

من گفتم راستش رو میگیم

که ما دوست های عادی هستیم خیلی خسته کننده است یه چیز دیگه فکر کن

به ابرها نگا کن

اخیش

وسایلا رو بیار تو

میگم تو معبد هنگام عبادت همدیگه رو دیدیم

غصه نخور تو منو دوست داری من تو رو دوست دارم

از این کسی چیز بیشتری نمیپرسه

ایشیکا اینو دعوت کردی

این کدوم خریه؟

پینتو وسایلا رو دوباره همونجا برگردون

کی بهت گفت که حملشون کنی

هر کی بلند بشه بیاد تو میاریش داخل

کی ایشون رو دعوت کرده

من دعوتشون نکردم پس کی دعوتشون میکنه

خنده ات که تبند نمیشه میخاستم دعوتش کنم

به جون تو فکر دعوت کردنشون رو کرده بودم حتی یه زنگ هم بهش نزدم

همین امروز شما میخاستی دعوتشون کنی

ایشو من دعوتش نکردم پسرم کی تو رو دعوت کرده

من نمیتونم خونه خودم بیام؟

و امروز یعنی ؟ البته که میتونی بیایی

فقط بپرس

خونه خود ببینم رنگ دیوار های خونه خودت رو بگو

هر کی که دعوتشون کرده بهشون بگه که برگرده

احترام هم نمیزاری

بعد گفتنم به چه درد میخوره

پدر ایشان

سلام من ایشان پسر ایشونم

و اونم مامانمه

شما ایشونو دعوت کردی چرا دعوتش کردی

دیدین من گفتم همین دعوتش کرده ببین چقد خوب بهش خوش امد گویی میکنه

من دعوتش نکردم

خواهش میکنم بهش بگین بره بریم داخل جلو کارکنا تماشا درست نکن

برو تو و نمایش راه ننداز

ایشا چش شده فردا دوست پسرش و باباش برای خاستگاری میان

مانجو ایشا

خانممه

منشی منه

ایشیکا داره ازدواج میکنه و به من نگفتین؟ اون ازدواج نکرده فقط دوست پسرش و پدرش دارن میان-

اولین باره میان میدونستی میخواستی چیکار کنی؟-

از لندن میومیدی اینجا؟ رابطه خودش نصفه نیمه اس از لندن میاد اینا رو ببینه

چه فکری کردین؟ این توی ازدواج من باشه؟

قبول کنم یا نه نباید اون پسر رو ببینم؟ نمیپرسن پدر دختر کجاس؟

بعد از ازدواج میخواستی من بهشون گفت پدرم نیست-

همینجوری راحت منو کشتی

نه اینجوری هم نیست اون گفته نیست یعنی نیست یعنی پدرم نیست

این چه حرف مسخره اییه؟ منو مانجو از هم جدا شدیم دیگه پدر نیستم؟

عالیه اونوقت با این رفتارا منو قربانی جلوه میدی

من بیرون منتظرتم

تازه ان

کاملا همونطور که شما دوست دارین

وی کی این اشیش

پدر ایشیکا و ایشان

اها اهان

چطورین شما

من وکی ام وکی کنارمون زندگی میکنه

میشه دو دقیقه وقتتونو بگیرم

یه چیز ضروری میخواهم بگم وکی میتونه بمونه

چرا تو که گفتی با کسای دیگه بحث نمیکنی

ایشون کس دیگه ای نیست

شش ماه قبل واسه تعطیلات به اینجا امدم خانم مانجو رو که دیدم گفتم زندگی همینه

شخصی بنام والگر بندیا

تا حالا دربارشون نشنیدم

منم که درباره شما نشنیده بودم

هیچ وقت از شما ذکر نشده بود

کارتون چیه؟ در حال حاضر که دارم یه مسئله خونوادگی رو حل میکنم

داره درباره کارت میپرسه بگو خجالت نکش

سرمایه گذاری میکنم سرمایه گذاری؟

چه خوبه منم سرمایه گذاری میکنم

اگه جمعشون کنن منم تو بازار دوتا دارم

چقد تو دستون میاد

این از اون نوع سرمایه گذاری ها نیست

این اون نیستش ولی شما رو که دیدم یاد یه شعر افتادم

نه خانم نه بچه نه پدر بزرگوار

در کل دنبال پوله

وقتی که دیدمت فهمیدم

که این دزده

منظورم اینه که این شعر دزدیده شده است حالا حرفی رو که میخاستیم بزنیم تمومش کنیم ؟

کدوم حرف رو میزدین

این تازه الان فهمیده ایشیکا به ریشی و خونواده اش گفته که این فوت کرده

اره اها اهان این حرف رو زده بودیم

شما استرس نداشته باش

شما چند روز اینجا میمونین اون باید از اینجا بره

اونا فردا صبح دارن میان من به هیچ جا نمیرم

چرا زندگیمو جهنم میکنی اوهوو

دروغ بگین

به هر حال قراره اینا تو مهمون خونه یا هتلی جایی بمونن

بگین واسه گردش امدن چرا پدر جان

فکر بدی نیست همتون دیونه شدن

تو یه عمر کامل که من اینجا بمونم اونا شک نمیکنن این مهمون بیست سال اینجا چیکار میکنه

شما یه عمر گیر میایی

پدرم . پدری میکنم اشیش الان گفته

غلط و درست هر چی هست تموم شده

موقع رسیدنشون که نمیتونیم بهشون بگین یه دروغ بزرگ بهتون گفتیم

و تو هم نگفته بودی که میایی

اگر نه ما یه کاریش میکردیم

عروسی دخترمه من پدرشم میخواهم ببینم که با کی ازدواج میکنه

هر طور که میخواهین مدیریت کنین

تو بدون دعوت امدی

ما چرا مدیریت کنیم حرفش که درست بود

اونو که نمیتونین مهمونش بکنین

و نه اینکه میتونیم بهش بگیم بره

چرا نمیتونیم مگه دست خودشونه هر وقت که میخاهن میان وهر وقتم که نمیخاهن میرن

یه کار میکنیم میگیم فامیل دوره حرف تموم میشه و کسی هم چیزی نمیپرسه

فامیل دور رو که واسه ملاقات اول دعوت نمیکنیم

فقط یه راهی هست بگو برادرته

فقط به اونا بگه

دایی که میتونه بیاد

به هر حال الان بین شما و مانجو خانم هم چیزی وجود نداره و مشکل احساسات هم که نداریم

این فکر هم خیلی خوبی

کجاش خوبه این فکر خوبه اون خوبه

پسر خودتو برادر زنش میکنی

ایشا

من خیلی معذرت میخواهم ایشیکا الکی عصبانیم کرد

ایشا واسه رفتار ایشیکا معذرت میخواهم شخصی نگیرش

اشکال نداره من میفهمم

همینجا شام بخور و برو

بره؟

اگر همینجا میموند اینجا کجا تو مهمون خونه

نه دوتا مهمون خونه ها پرن

و یکی رو واسه ریشی و پدرش گذاشتم

هتل بگیر اشکال نداره من مدیریت میکنم

مطمئنی

من نمیخواهم مزاحم بشم

چی داری میگی ما داریم مدیریت میکنیم دیگه

اولین باره که اون امده و مسئولیتش دست منه

درست نیست که تنها بزارمش

چی شده

ایشان

وسایلای باباتو تو اتاقت بزار

و وسایلای ایشا رو تو اتاق ایشیکا بزار شما واقعا میخواهین اینکار رو بکنین

ایشو

بزارین که مزاحمتون نشم ایشو

ایشا

حل شد حل شد

بریم

بریم

وکی پیشنهاد خوبی بهمون داد که بابا رو دایی صدا بزنیم

ما اونو دایی صداش میکنیم خیلی فکر فوق العاده ایه

بنابراین این اتاق توئه

اتاق منم بعد اتاق شماست

چیزی لازم داشتین بهم بگین

کیفم

خیلی ممنون

تو از اول ضعیف تر نشدی

ممنون ایشا

اشیش من فکر میکنم که باید یه هتل چک کنم

چرا از اتاق خوشت نیومد

... نه من فقط میخواهم بگم که اینقد فکر نکن غذا بخور

نمیدونم تو لندن بهش چی میگن ولی اینجا به بیست سال بزرگتر از خود رو عمو صدا میزنن

باهام کار میکنه

چطور عمو بگه خب پس اقا بگه

تو از سن هم بزرگتری و رئیش هم هستی

لایق احترام دادن که نیستی ولی این اینقد که میتونه بهت احترام بده

ایشون عدس نمیخورن

مال منو میخوره

بابا

نظرتون در مورد آیشا چیه؟

شب بخیر

.ما باید حرف بزنیم

.بیا تو آشپزخونه, اونجا میبینمت

چه غلطی داری میکنی؟

منشیتم واقعا

من با این فکر نیومدم که در خونه همه چیز رو بگم

و من نمیدونستم که ایشیکا این جوری عکسالعمل نشون میده

و این جوری میشه

من اون لحظه کاری از دستم برنمیامد

چی؟

..با شنیدن اسم خواستگاری ایشیکا

خوب ازدواج ایشیکا چه ارتباطی به رابطه ما داره

تو میدونی اوضاع چه جوریه

تو منو منشی کردی و میدونی چه قدر احمقانه هست برای من و من برای چی اینجا اومدم

.من با این کارا راحت نیستم

منم راحت نیستم

مگه من لذت میبردم- تو چرا راحت نباشی-

تو که دال(یه نوع غذا)گیرت اومد که اصلا نمی خوری

خب این درمورد دال هست- نه-

این درمورد اینه که منو منشی کردی این درمورد ترسو بودنت هست و درمورد دروغت

همینکه همه چیز عادی بشه به همه میگم

واسه همین اومدیم

عادی؟

..منظور اینه که موقع رفتن

البته ..این چه جوری پدری هست که با دختر همسنش..ببخشید دایی

تو که دایی هستی زنت رو خواهرت کردی و عشقت رو منشی

زن سابق

عشق سابق

عزیزم- چرا بهم نگفتی که بچه هم سن من داری-

من بهت گفتم که یه دختر و پسر دارم باهاشون حرف بزن

من هیجده سالم بود که رفتم از اینجا که ایشان3 سالشو ایشیکا 17 بود

17و18 بودیم

فقط یه خورده بهم وقت بده دوست دارم

صبح بخیر عزیزم

من فکر کردم که تو هستی

من عزیز تو نیستم

تو چرا لباس خواب ایشیکا رو پوشیدی؟

چون من نیاوردم- چرا؟-

چون من فکر کردم که تو اتاق تو میخوابم و با تو

نه با ایشیکا و تو اتاق ایشیکا

هر چی که لازمه باتو بخوابم رو اوردم

بپوشم

آروم باش عزیزم

چی شده؟

کیه؟

بوی ایشیکا میاد

از لباسش

برو کمشو

میاند چرا اینقدر نگران میشی

میشه بامن اینجوری حرف نزنید

من واسه اونا نگران نیستم

اومدند

اومدند

وقتی ریشی بهم گفت که شما دارید

ولی من فکرشو نمیکردم که اینقدر 5 ستاره هست

در کل چقدر هست؟

آقای پاتو ایشون پدربزرگ و مادربزرک ایشیکا هستند

و این آشیش هست داداش من

دایی ایشیکا

شما که نگفتید که دایی هم میاد؟

خاله ریشی هم میخواست بیاد به سختی راضی کردم

گفتم که تو خونه باش و ناراحت شد گفت که مگه من عضو خانواده نیستم

ما خیلی به ریشی نزدیک هستیم

اگه میدونستم ایشون رو هم میاوردم

ایشون یه دفعه سوپرایز کرد ما رو

لندن زندگی میکنه دیروز اومد

ایشیکا اسم پدرت هم آشیش بود

اره

فقط تشابه اسم هست

ولی تو نگفته بودی- این حرفی نیست که قایم کنیم-

اصلا حرف از دایی نشد پس حرفشم پیش نیامد

از بابات میدونی؟

یدم نیست خیلی کوچک بودم که فوت کرد

خانواده شما نیومده- اونم میاد-

خیلی وقت پیش ترک کرد خانوادش رو این عوضی- بابا-

اون ترک کرد

سلام سلام مادر جان

ایشون همسایه ما هستند

ویکی

مرد جوان

این سیب های باغ ما کاملا بزرگ شدن

درواقع ایشون همسایه نیست و مشتری هست

اومدن واسه گشت و گذار

زنده باشی

ایشون رو هم دایی فرض کن

چی دارید میگید

قبول دارم بهم نزدیک هستیم

ولی اینجوریم نیست

و شما؟

دوست ایشیکا هستید؟

منشی این هست همه جا باهاش هست

ایشون آیشا هستند

خب چرا ما خاله رو نیاوردیم

شما برید استراحت کنید بعد حرف میزنیم

خب خانم مانجو بگید

هر چی که این دوتا می خوان بزارید انجام بدن

اره هر جور که میخوان انجام بدن فقط انجام بدن

جشن بزرگ یا کوچک هرجور که میخوان

ولی من فکر نمیکنم که فکر خوبی باشه

عجله کجا هست اول شما باهم آشنا بشید

جوری که همه راضی بشن

درواقع ما میخواهیم مدت باهام باشیم قبل ازدواج

شما مطمئن هستید؟- مطمئن که نه-

می خواهیم با یکدیگر بهتر اشنا بشیم

ما میخواهیم که- این چه حرفیه؟-

این ممکن نیست

منظور ایشون این هست که مطمئن هستند که یکدیگر رو دوست دارند

ولی تو این مدت فقط چند ساعت باهم بودن

و چند ساعت باهم بودن و زندگی کامل باهم فرق داره

بعضی وقتا عشق هست اما نمیتونن با هم زندگی کنن

و این روزا این حرف بزرگی که نیست

قبل ازدواج باهام باشند همدیگر رو بهتر میشناسند

آشیش اینجا لندن نیست

دیگه چی میخوان بشناسند؟

اگه همدیگر رو نمیشناسند پس چرا ما اینجا نشستیم

کاملا درست میگید

تو لندن مغزش پوسیده

باهم زندگی کردن تو هند هم مجاز هست وشما از چی شک دارید؟

که باهم باشند اون اتفاق نمی افته

بلکه باهام باشند بیشتر همدیگر رو درک میکنند

تو هر چی میگی قبل حرف زدن فکر کن

شما چی میگید؟

اینکه خوبه که بچه ها فهمیده هستند

آره دیگه فقط شما و بچه ها فهمیده هستید

آشیش شما در مورد ازدواج ورابطه حرف نزنید

اگه دختر خود شما بود بازم اینو میگفتید

اره اینو میگفتم

پس بهتره که من دارم بادختر شما نه با دختر ایشون درام حرف ازدواج میزنم

ببخشید

منم نمیدونستم که بچه ها اینجوری فکر میکنند

منو شما فردا باهم حرف بزنیم من تا اون موقع با ایشکا حرف میزنم

حالت خوبه؟

بچه حرف عقل میزنند

اونا میدونند که نتیجه اش چی میشه ولی بازم جرات به خرج میدن که میگن

قبل رد کردن فکرشو بکن

لازم نیست اوی که سال ها جریان داره درست هست و اونی که جدید هست اشتباهه

بیا به یه نفر پول بدیم که پدره رو بکشن تمام مشکلات حل میشه

اگه یکی رئیس منو اذیت کنه و من کاری نکنم پس منشی بودنم چه فایده داره

به خاطر من معلوم نیست چه خبره اونجا؟

برم ببینم

اون میخواست ببینه که دارم با کی ازدواج میکنم پس چرا ساکت نموندند

چه نیازی بود دهنشو باز کنه

چرا دخالت کردی

نمیتونستید ساکت بمونید

من میخواستم ازت حمایت کنم- من نیازی به حمایتت ندارم

این زندگی من هست و خودم میدونم که چه کار میکنم

میتونیم حرف بزنیم

تو برو من میام

این اسون نیست

..تو نمیتونی به این زودی

میدونم

اون حرف درستی میزنه تو ازش حمایت کن

این کاری هست که میکنم

نمیترسه از حرفی که میزنه

قبول نمیکنه

چون دختر من هست

من با ایشیکا حرف زدم

تو یه شهر کار میکنی و از ما دور هستی

هر وقت بخواهی میتونیم ببینیم همدیگه رو

ولی تو خونه جدا

بعد چه بخوان روز باهم باشن یا شب نیازی نیست که به ما بگند

بدون اطلاع ما باهم باشند

ما پدرومادرشون هستیم

اینقدر رو میتونند از ما مخفی کنند

اول نامزدشون کنیم بعد باهم زندگی کنند

یه خورده ما درکشون میکنیم یه خورده اونا درک میکنند

شما چه طور اینکار رو میکنید (منظورش اینه که چقدر باهوشی)

باشه نامزدشون میکنیم

بعد اگه فهمیدند که میتونند همدیگه رو تحمل کنند

و فرار اگه نکنند ازدواجشون میکنیم

نوش جان- بیایید-

صبح بخیر- صبح بخیر-

چه حرفی زدند گفتند اول نامزدشون کنیم

بعد چند ماه باهم میمونند

شما که مشکلی ندارید؟- تو این سن و سال ما مشکلی نداریم

ولی به این اعتماد داریم

چکار میکنی؟

داشتم صبحانه درست میکردم فکر کردم یه چیز سالم بخورم

چرا این داره آشپزی میکنه؟- این میخواد یه چیز سالم بخوره-

دو روزه که غذا ناسالم میخوره

چی میخوری تو هم سالم میخوری

یا اونی که واسه همه درست کردند اون میخوری

اونی که برای همه درست کردند

پراته دال

این داره از قصد بهم حرف نیش دار میزنه- نه از قصد نمیزنه

تو چی بهش گفتی؟

خب تو میخوایی بدونی که من چی بهش گفتم که اون ناراخت شده

من دارم میگم این داره از قصد اینکار رو میکنه

تو به هرحال چه کار میکنی تو دال بخور

ولی اگه دوباره شروع کنه ایندفعه نشونش میدم

تو سفر با اون ملاقات کردم

تو سفر با اون ملاقات کردم

از چیزی که میترسیدیم همون اتفاق افتاد

اهنگ این دوره اون حس رو ندارند

آهنگ خوب دوره ما بود- کدوم دوره-

اینجا سه دوره هست یکی دوره مامان و بابا و دیگری دوره ما

و یکی دیگه دوره بچه ها یعنی ایشیکا ,آیشان و ایشا

تو کدوم دوره رو میگی؟

میدونی ایشا ما وقتی دانشگاه بودیم این اهنگ اومد

آشو تکرارش میکرد

اون موقع که تو بدنیا هم نیومده بودی

من که تو رد فشن این آهنگ رو شنیدم

یعنی واقعا شما دانشجو بودید که این اهنگ اومد

شما اینقدر قدیمی هستید

چند سالتون هست؟

از 28 سال که بیشتر به نظر نمیاد

47

بهش میخوره

26

ایشا 26 سالش هست

شب بخیر- بابا شما 20 سالتون بود که مامانو دیدید-

پدربزگ که 19 سالگی ازدواج کرد

به آینده ات فکر کردی؟

من که مراقب همه چیز هستم الان فکر میکنم که مستقل بشم

ممنون بابا

من میدونم که روز تولد دست خالی نمایید

بابا؟

این هنورم هست؟

بعضی وقتا میارمش بیرون- راهم میره؟-

تیز میره

نظرت در مورد ماشین چیه؟

بریم یه دوری بزنیم- بریم-

هر چی بگید ولی اولین ماشین یه چیز دیگه هست

وقتی راهش میبری یه حسی بهت دست میده که نپرس

این ماشینو موقع ازدواج خریدیم

بعد از این همه مدت بازم همون جوری راه میره

مگه نه؟

اون دوره یه چیز دیگه بود

مگه نه؟

(مدل قدیمی ماشین رو میگه)

مگه نه؟

امروزم همون جوری هست ببین

آره ولی باید بروز کنیم

نوستالژی یه چیز دیگه هست ولی بعد از یه مدت قدیمی میشه

بدن قدیمی میشه شکلش قدیمی میشه

موتورش قدیمی میشه

تو جدید راحتی هست و لذت جدید ها یه چیز دیگه هستند

قدیمی ها بازسازی میخوان ولی جدید ها داری گارانتی هستند

مگه نه؟

یه بار خریدم ماشین جدیدی

یه سال خوب بود

ولی بعدش اینجا رو درست کن اون جاشو درست کن

اینقدر خرج رومون گذاشت که نپرس یعنی اینقدر خرج روی اون ماشین کردیم

که اونقدر خرج روی این ماشین نشده تا الان

...نه....منطورم اینه که

قدیمی جای خودش

جدید هم فایده های خودش رو داره- چه فایده ایی داره-

موتورش بهتره,تیپش قشنگتره و غیره

نه رقیبی واسه قدیمی ها نیست

اون موقع کیسه هوا نبود ولی هنور ما رو سالم نگه داشته

مارو سالم گذاشت

بچه ها رو سالم گذاشت و مهمتر از همه

هیچ وقت وسط جاده واینستاده

مگه نه؟

چی شده خانم مانجو؟

کمر درد دارید

از اقای اشوش بخواهید ماساژتون بده خوب ماساژمیده

آشو تو ماساژم میدی؟

بریم

باشه

خوب انجام میدی

از کجا یاد گرفتی؟

یه مدت رفتم کلاس

پس پکیج کامل دارید

ماهانه چقدر بهت میدند؟

یه ماساژ یا دوتا یا هفتگی یا فقط جوون ها رو

هر وقت اذیت بشند من انجام میدم

یه خورده چپ

آشو یه خورده پایین

اینجا- اره اونجا-

خجالت نکش آشو

مگه قبلا بهم دست نزدی

میدونم خجالت نمیکشم

ممنون آیشا- قابلی نداشت-

خواهر هر چی بگه ولی من دوست دارم بابا

منم دوست دارم

من میخواهم باهاتون حرف بزنم

تا حالا ازتون چیزی نخواستم ولییه کمک میخوام

من آیشا رو دوست دارم- نه-

آره بابا حس غالی دارم

من عاشق آیشا شدم- نه-

اما چرا؟- چون کارمند شرکتم هست وبرخلاف قانون شرکت هست

فقط یه بار جواب بله بده میاد هند مشکل تموم- ممکن نیست-

من میدونم 5سال تفات سنی زیاد هست- بحث تفاوت سنی نیست-

چی میگید بابا تو یه رابطه تفاوت سنی مهمه

چیزا فرق میکنه

با تفاوت سنی چه مشکلی پیش میاد؟

باید عشق باشه مثل بازیگران مثل سیف وکارینا

حالا قبول دارین که مهم هست- گفتم مهم نیست-

ابجی راست میگه شما ارزش اینو ندارید که بابا صداتون کنیم

چه خبره؟

خانم مانجو بشقاب شما کو؟ شما راکهی نمیبندید؟

داداشت رو- راکهی واسه بچه ها هست

ماکجا- شما که زیادی مدرن شدید-

راکهی برای خواهر و برادر هست

ایندفعه که اینجا هستید پس ببندید

به همین خاطر اومده من نگفتم که سوپرایز داده

اینم همون سوپرایز هست

مانجو بشقاب رو بیار

با بستن راکهی مگه خواهر برادر میشن

خفه

خفه شو و مزخرف نگو و برو کادو رو بیار واسه مانجو

کادو رو بعدا میده بابا

من از بشقاب ایشیکا استفاده میکنم ایشیکا راکهی ببند رو دست

فکر خوبیه- ما داریم چه گناه بزرگی مرتکب میشیم-

بزار ببنده به ما چه

اگه نبنده اتول فکر میکنه که چرا برادر از دست خواهرش راکهی نمیبنده

جلو بچه ها پدر و مادر راکهی ببندند

بفرماییدخانم مانجو

یه لحظه هاسموک برو گیتار منو بیار

بزار یه حسی به این جمع بدیم

داداش بعد این همه مدت داره راکهی میبنده

روز بزرگی هست

این اشتباه هست

اخرین راکهی بود

یکی اورده بودند

یکی بود

ولی مانجو عشق ما احتیاجی به این راکهی نیست

چه جمله ایی بود

ولی شما نگران نباشید

من هستم

تو راکهی رو تو جیب میزاری و میگردی

همچین فرصتی که گیر میاد مادر جان

اون دست

رو دست راست میبندند نه دست چپ

همه میگویند

تو هزاران نفر خواهرم تک هست

کل عمر ماباید کنار هم باشیم

جشن گل هاست

چی شد؟- چی شد؟-

فصل خوب هوای تازه خورشید هم بیرون اومده ما اومدیم پکنیک

گوجه های تازه بخرم دو کیلو آبش رو میگیرم بهت میدم واسه سلامتی خوبه

تمومش کن

چی شده اینو بگو- اینه که من منشی تو شدم-

این شد که من توی یه رقابتی با زن سابقت قرار گرفتم که کی آشیش رو بهتر میشناسه؟

من فکر کردم که تو منو با خانواده ات آشنا ....میکنی ولی تو

آیشا من درمورد ازدواج ایشیکا نمیدونستم

همین که برند من حلش میکنم- به جهنم که حل میکن-

از مادر بچه هات راکهی بستی

تو حل میکنی

پسرم تو بزار خودش انجام میده

دایی جان, مامان شما رو صدا میکنه

آقای اتول

من تو کل دنیا الو خردم ولی وقتی مانجو رو شناختم که درست همونه

که مراقب باشه

جدی میگم

شما منو به یه انسان خوب تبدیل کردید

قلب تو شدم اگه ملاقات نمیکرد تنها میموند

تو این دوره وزمانه معلوم نیست که چه جوری میموند

من تنها میموندم- کجا خوندی؟-

داداش.....خانم مانجو

داداشتون اومد

تو قرار بود از من تست بگیری

جلو بچه ها نمیشه

تو سن خاصی هست به خصوص پسر ایشون

من میدونم همه میخورند من خودم با ریشی مشروب خوردم

بهتر از اینه که بره بیرون واز تاثیراتش خبر نداشته باشه

دایی هست

درک نمیکنه سالی یه بار میبینتشون کار اصلی رو مادر و پدر انجام میدند

درست میگید

بعضی وقتا کسانی که میبینند چه میدونند از مسئولیت پدرو مادر

من همین الان میام

شما ناراحتشون کردید

آره من کردم

زنگ زده بودند درمورد قرارداد شمارشون رو دارید؟

تو گوشی من شمارشون هست الان میتونید صحبت کنید

راستشو بگوکه بودن مانجو تو زندگیت چقدر لازم هست

من فقط میخوام که یه ذره بچه ها و اونو بشناسی

بچه ها رو,ایشیکا که خواهر بزرگ من به نظر میاد و میدونی ایشان چی بهم میگفت

اسم شما از تمام میشه و اسم من از ایشا شروع میشه یه حرف ل بزاریم میشه عالیشان

بزاره ل چی بهش بگم؟

که پسرم من اومدم مامان بشم نه عزیزم

ایشیکا که بزرگتر به نطر نمیاد

دوست دارم

ای دختر چشمات زیبایی مینیاتوری ای دارن

!دو پیک که زدیم، دمای هوای بالا رفت

ای دختر چشمات زیبایی مینیاتوری ای دارن دو پیک که زدیم، دمای هوا بالا رفت

الان دارم مست میشم

نمیدونم توی دلِ تو چی میگذره ولی با دیدن صورتِ تو...ای جانم

نمیدونم توی دلِ تو چی میگذره ولی با دیدن صورتِ تو...ای جانم

نمیدونم توی دلِ تو چی میگذره ولی با دیدن صورتِ تو...ای جانم

نمیدونم توی دلِ تو چی میگذره ولی با دیدن صورتِ تو...ای جانم

ای اوباش، چرت و پرت نگو

کل قهرمان های بالیوود میخوان مخِ منو بزنن

کمر جذابم که تکون میخوره هر کی ببینه نفسش بند میاد

کمر جذابم که تکون میخوره هر کی ببینه نفسش بند میاد

برو خدا رو شکر کن که چه پسر فوق العاده ای افتاده دنبالت

نمیدونم توی دلِ تو چی میگذره ولی با دیدن صورتِ تو...ای جانم

نمیدونم توی دلِ تو چی میگذره ولی با دیدن صورتِ تو...ای جانم

نمیدونم توی دلِ تو چی میگذره ولی با دیدن صورتِ تو...ای جانم

با دیدن صورتت..مردم با دیدن صورتت..مردم

با دیدن صورتت..مردم با دیدن صورتت..مردم

روز و شب بهم زنگ میزنه میگه وقتی بیاد حلقه میاره برام

روز و شب بهم زنگ میزنه میگه وقتی بیاد حلقه میاره برام

میخواستم بگم نه ولی گفتم بله

نمیدونم توی دلِ تو چی میگذره ولی با دیدن صورتت من که مردم

نمیدونم توی دلِ تو چی میگذره ولی با دیدن صورتت من که مردم

نمیدونم توی دلِ تو چی میگذره ولی با دیدن صورتت من که مردم

نمیدونم توی دلِ تو چی میگذره ولی با دیدن صورتت من که مردم

با دیدن صورتت..مردم با دیدن صورتت..مردم

ایشیکا آروم باش- من اروم نمیشم به این بگو از اینجا بره-

باشه برو داخل- این ادم دروغگو هست از قدیم هم بوده-

و میگه همه چیز رو درست میکنم

و الانم دروغ میگه

این منشی این نیست واگه هست باهاش رابطه داره

این منشی من نیست

آوردم تا با شما ملاقات کنه

شما لطفا چیزی نگید

شما دروغگو هستید و من ازتون خوشم نمیاد

من دروغ نمیگم به خودمون دروغ نمیگم کلک نمیزنم

حتی این نگرانی شما هر چقدرم خوب باشه

این دایی من نیست پدر من هست

پدرومادر که خیلی کوچک بودم جدا شدند من بهت دروغ گفتم چون برام مرده این

و یه دفعه برگشت و ترسیدم که چه طوری حقیقت رو بهت بگم

من متاسفم

خانم مانجو ما داشتیم بهتون احترام میگذاشتیم

چیز زیادی نمیگم

نه چیزی دارم که بگم

ولی من نمیتونم

زیاد نمیدونم ولی برای ریشی خوب نیست

خداحافط

پینتو

وسایل خواهر بردار

تو برای چی اومدی؟

برای چی اومدی؟- اون دختره همسن ایشیکا هست-

تو خجالتم نمیکشی؟- تو چی فکر کردی-

بدون اطلاع میایی اینجا و دوست دخترت رو منشی معرفی میکنی

و ما ازش خوشمون میاد و بهت میگیم که باهاش ازدواج کن

تو چرا کار درستی تو زندگیت نمیکنی

من بهتون میگم اینو برگردونید

میتونید خفه شید

ازدواج تو به خاطر دروغت بهم خورده نه به خاطر این

و ازدواج ما به خاطر خودما بهم خورد نه ایشون

وقتی ما جدا شدیم و شما از بین ما یکی رو انتخاب کردید

که شما تو وجودتون یکی از ما رو مقصر بدونید

و شاید من خوشحالم میشدم که همه منو انتخاب کردند و اینو مقصر دونستند

ولی وقتی دونفر جدا میشند فقط همون دوتا میدونندکه چرا دارند جدا میشند

و طلاق چرا اینقدر بحث مهمیه

از اینکه همدیگر کل زندگی تحمل کنیم بهتره جدابشیم

و زندگی جدید شروع کنیم- مگه فقط باتو رابطه داشت-

ما هیچی- این کی ترک کرد بابا-

شما منو انتخاب کردید اینکه دعواهم نکرد

خب با شما رابطه داره واسه همین ایشا رو اورده که ببینیدش

وگرنه میتونست عکس بفرسته بگه ببینید این زن جدید من هست

وتا اونجا که بحث بچه ها هست

و همونطور که بچه ها پول و خون ه پدرومادرشون گیرشون میاد

و همونطور رابطه بهم خورده ازشون گیرشون میاد

از خوبی های ماسوء استفاده میکنند باید برای اشتباه ما تقاص پس بدند

من فقط اینقدر میدونم که دختر تو سن ازدواج

با- اگه هم سن من بود مشکلی نداشتید-

تو دوره شما نبود تفاوت سنی ده الی پانزده سال

بیست وپنج هم بود بازم دختر ازسر مجبوری ازدواج میکرد

اینجا که هردوتا میخوان همدیگرو

در اخر این حرف های بی ارزشی هست

زندگی اینه این هر جور بخواد میتونه زندگی کنه ما هم نمیتونیم متوقفش کنیم

نه این ازدواج به خاطر این بهم خورده

نه اون ازدواج به خاطر این بهم خورد

میخوام یه چیزی بگم

لطفا بد برداشت نکن

شاید به جای شروع کردن یه زندگی جدید

تو بهتره این زندگیتو کامل کنی

بهم اعتماد کن اگه یه لحطه هم فکر میکنی که

اگه این کاریه که میخوای بکنی و این چیزیه که میخوای باشی

اون موقع من میفهمم

فکرش رو کردم

من برم به بچه ها سر بزنم

ممنون

من واسه این اینجا نیومدم که- میدونم-

من متاسفم

خسته شدم

خسته ام

همیشه از این مسئولیت به تنهایی خسته شدم

چرا همیشه من نقش فهمیده ها رو بازی کنم

چرا هر دفعه من درک کنم

من دیگه اهمیت نمیدم

به هیچ کدومشون

گاهی وقت..یعنی یه روز من جایی باشم که به فکر هیچ کدوم نباشم

دیگه نمیتونم

دیگه نمیتونم تحمل کنم

آشوک من دیگه خسته شدم

من میدونم

نگران نباش

به اون نگو نمیتونه درک کنه

تو نیامدی

نشستم با مانجو حرف زدم

اون خوبه؟

چی شده؟

شب گذشته من و مانجو

باهم خوابیدیم

حتما رو تختش خوابیدی

آیشا داری چکار میکنی؟

من دیگه باید برم

من میگم اگه میخوایی با مانجو باشی- این طور که فکر میکنی نیست

ما دوباره برنگشتیم پیش هم

منظورت چیه؟

اون فقط یه اتفاق بود و دیگه هیچ معنی نداره

اگه نمیخوایی پیشش برگردی پس چرا بهم گفتی

منظورت چیه؟- منظورم اینه که چی میخواستی ثابت کنی؟-

در مورد این اطلاعات بهم نمیگفتی

ایشا داری چی میگی من و تو قراره ازدواج کنیم

من فکر کردم که باید بدونی- من باید بدونم-

من باید بدونم

من میگم که تو نباید باهاش میخوابیدی

من بهت گفتم که بهش نگو

..مانجو ما داریم

این بهت گفتم که نگی افرین

پس تو این رو هم تصمیم گرفتی که بهم بگن یا نه

بحث نمیکردیم این گفت- چی گفت؟-

که نگو نمیفهمه

اره من چه طور میفهمم فهمیده ها شما هستید

خب بفهم

تو بفهم

چی رو داری میفهمی؟- مانجو تو چرا داری نمیفهمی؟-

اینقدر نقش بازی نکن اتفاق افتاد

اینجور نیست که انگار اولین بار هست

هزاران بار شده من ازش بچه هم دارم

واقعا که این دیوونه هست

این چی داره میگه اگه به جای من بودی و بهت خیانت میکرد بازم همینو میگفتی بهخودت

اون خیانت نکرد

قاعدتا تو زن دوم هستی

من هنوز زنش هستم ما جدا نشدیم

تو بهم گفته بودی که جدا شدی- من بهت گفتم-

ولی طلاقت رو نگفتی- راستش-

منم تازه دارم حس میکنم

لازم نبود به همین دلیل کاغذ امضاء نکردیم

و تو این همه مدت تو ذهنش هم نیامد

و قسم میخورم طی 15 سال بین ما هیچ اتفاقی نیافتاده

این مسیله قاعده نیست

و به صورت تکنیکی تو دیشب با زنت خوابیده بودی

و من یه زن

ایشا- تو خفه شو-

تو بزرگی ولی همه حس کوچک بودن بهت دادن

ولی با تو که بودم هرگز احساس نکردم

ولی امروز تو اون حس کوچک بودن بهم دست دادی

من تو زندگیم نکردم

من حس میکنم که یه قسمت کوچک زندگیت هستم

که براش سوتفاهم پیش اومده بود

تو سهم من تو نیستی, اینو نمیدونم که چرانیستی

تو سهم من تو نیستی

اینو هم نمیدونم که چرا نیستی

فقط اینقدر میدونم

که تو اشتباهی میکنی و من درست

بدون تو این لحظات مثل نفساهایی هست که ازم کم هست

که از بدست اوردنت بیشتر دلم گم میره

که قلبم داره گریه میکنه

کنار چشام نشسته و داره گریه میکنه

قلبم داره گریه میکنه

با یاد و خاطرات داره گریه میکنه

بدون تو زندگی هیچی نیست

از زندگی کردن اعتراض داره

دو تا قلب قانع شدن ولی

تقدیرشون ناراحت هست

بدون تو زندگی هیچی نیست

از زندگی کردن اعتراض داره

دو تا قلب قانع شدن ولی

تقدیرشون ناراحت هست

داستان میگه که عشق مثل آب هست

همه غرق میشن و میبنند از ساحل

که قلبم داره گریه میکنه

کنار چشام نشسته و داره گریه میکنه

که قلبم داره گریه میکنه

با یاد و خاطرات گذشته داره گریه میکنه

گریه میکنه

پدر خوبی نیستم

هر کاری که کردم درست یا اشتباه

راست و دروغ رو نمیدونم

فقط اینو دارم میبینم که دخترم داره گریه میکنه

یا دست بلند میکنم جلوش

یا برش میدارم

دنبال آغوش و دستان تو میگرده

عزیز کوچولوِ تو

دنبال تکیه گاه شانه های تو میگرده

عزیز کوچولوِ تو

بالشت سینه ات..و تابِ آغوشت

و قلقلک دادن های تو

دنبال لالایی دستان تو میگرده

عزیز کوچولوِ تو

عزیزکوچولو تو

عزیز کوچولو تو

ممنون

دیوونه ایی دختر منم هست

باید کل زندگیم رو بهت تشکر کنم

اونکه اره

دلت تنگ شده

پسر16 ساله که نیستم

نیستی

ولی اینجا ایستاده واسه همین میپرسم

اره

دلتنگشم

تو میدونی اون بعد ده سال هنوز حوونه وتو قدرت توان اون کار رو نخواهی داشت

وتنها راه اون خیانت کردن به تو خواهد بود

تو نباشی وماهم نه پس را ها بد هستند

تو نباشی خوابم از چشام نمیره

الکی خودشو درگیر کرد

بدون تو تنهایی هم به ضربان قلبم رفت

بدون تو این لحظه ها مثل اینه که نفس هایم کم هست

که از بدست اوردنت بیشتر این دل من میره

که قلبم گریه میکنه

کنار چشام نشسته داره گریه میکنه

که قلبم داره گریه میکنه

با یاد و خاطرات داره گریه میکنه

قلبم داره گریه میکنه

کنار چشام داره گریه میکنه

دلم داره گریه میکنه

دلم داره گریه میکنه

ببخشید بار بسته هست

من مادر بچه های اون هستم

خیلی دوستم داره

اونجوری نیست که تو رو دوست داره

ولی اینقدر دوستم داره که

اون روز بهم نه نگفت

بهت خیانت نمیکرد

به من داشت امید میداد

با ضعیف دیدن من ضعیف نشد

میتونست منو ترک کنه

ولی اون روز نتونست ترکم کنه

فقط همین رو بدون که

یه مسئولیتی داشت

که انجامش داد

برگه های طلاق رو دادم که درست کنند

اون مال تو هست فقط تو باید قبولش کنی

قبول کردنش خیلی سخته

اما

با یه بار خوابیدن عاشق میشن

پس بار یه بار خوابیدن چطور از بین میره

شما دوتا هم قسم خوردید

که فقط یه نفر مسئولیت پذیر میشه

مامان کو؟- ایشیکا اون بهم گفت که کار بزرگی نیست -

و برای یه روز بگه انجام بده من چرا بپرسم کجا میری

من صبر نمیکنم من عروسی میکنم الان

خیلی خودخواهی

اون مادری که بزرگت کرد براش صبر نمیکنی؟- من خودخواهم-

خجالت نمیکشی

کی زن سابقش رو میفرسته که دوست دخترشو برگردونه

هنوز طلاق نگرفتیم- پس چرا گفتی بیام؟-

من هر کاری رو دوباره انجام میدم

هر جا باتو میام

هر اشتباه رو دوباره میکنم هر مبارزه رو دوباره میجنگم

دوباره برمیگردونمت

دوباره بوس میکنمت

به دوباره نشستنم فکر میکنم

هر دروغی رو دوباره میگم همه غر تو رو میشنوم

هر لبخندی رو دوباره میخندم

هر بار اشک بریزم گریه میکنم

بدون تو زندگی مثل بازی هست که باختم

منو دوباره با خودت

بزار زندگی کنم

من میدونم که لحطه احساسی هست ودیالوگ هایی احساسی و لی بریم

شما هم اماده بشید

من لباس ندارم من بهت میدم بپوش

ببین مامان جدیدت رو

جالا با چه نگاهی می خوایی نگاهش کنی؟

حالا چه طور میخواهیی زندگی کنی؟- پدربزرگ چرا داری ازم میگیری-

من کجا میگیرم

......تو رو که بابات

داداش کار شما که راه افتاد

سفارش منم بکنید

من چکار میتونم بکنم برو امتحان کن

الان؟

چه طوری این کار رو میکنید؟

شما هم

همین رقیب تو هست

خب همه چی حل شد حالا بگو کی بکنیم؟

کی بکنیم ,منظورت چیه من مگه یتیم هستم

من خانواده ندارم

با دیدن این وضع من میترسم اونجای ما چه اتفاقی داره میافته

منظورت چیه؟- اینکه باید باهاشون ملاقات کنی ببینیشون-

"من دختر بدیم و یه ذره شیطونم" "مهمونی بدون من ناقصه"

"من حتی یه ذره هم یاد نگرفتم که خجالت بکشم" "من امروز یه ذره مستم"

"من به خاطر تو این لباسا رو پوشیدم و خوشگل کردم"

"امشب تمام شب میرقصم و خسته نمیشم"

"هی پسره مراقب باش" "پیچ و تاب کمرم اینجا رو به آتیش میکشه"

"آروم آروم"

"یواش یواش گیدی برقص ای دختره" "و گرنه کمرت رگ به رگ میشه"

"یواش یواش گیدی برقص ای دختره" "و گرنه کمرت رگ به رگ میشه"

"یواش یواش گیدی برقص ای دختره" "و گرنه کمرت رگ به رگ میشه"

"عزیزم وقتی کمرت رو بالا و پاین میدی"

"انگاری که جون من داره در میره"

"ممکنه با چشمات بگی آره یا نه"

"اما من مطمئنم تو دلت رو به من میدی"

"تو مثل یه طاووس توی کلاب میرقصی" "حتی اگرم بخوام نمیتونم چشم ازت بردارم"

"وقتی لباس قرمز میپوشی و النگو بنگالی داری" "پسرا با دیدنت جونشون رو میدن"

"من به خاطر تو این لباسا رو پوشیدم و خوشگل کردم"

"امشب تمام شب میرقصم و خسته نمیشم"

"هی پسره مراقب باش" "پیچ و تاب کمرم اینجا رو به آتیش میکشه"

"آروم آروم"

"یواش یواش گیدی برقص ای دختره" "و گرنه کمرت رگ به رگ میشه"

"یواش یواش گیدی برقص ای دختره" "و گرنه کمرت رگ به رگ میشه"

"یواش یواش گیدی برقص ای دختره" "و گرنه کمرت رگ به رگ میشه"

"من دختر بدیم و یه ذره شیطونم" "مهمونی بدون من ناقصه"

"من حتی یه ذره هم یاد نگرفتم که خجالت بکشم" "من امروز یه ذره مستم"

"من به خاطر تو این لباسا رو پوشیدم و خوشگل کردم"

"امشب تمام شب میرقصم و خسته نمیشم"

"هی پسره مراقب باش" "پیچ و تاب کمرم اینجا رو به آتیش میکشه"

"آروم آروم"

"یواش یواش گیدی برقص ای دختره" "و گرنه کمرت رگ به رگ میشه"

"یواش یواش گیدی برقص ای دختره" "و گرنه کمرت رگ به رگ میشه"

"یواش یواش گیدی برقص ای دختره" "و گرنه کمرت رگ به رگ میشه"

bollywoodnewss ترجمه شده در کانال تلگرام

bollywoodnews_iranianfc و پیج اینستاگرام

سفارش دهندگان جناب اقای فرهاد ابراهیمی ،سرکار خانم‌فاطمه

مترجمان * فاطمه ، میلاد*

ویرایش *نیلوفر ، محمد سپاهی*

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.