All language subtitles for Sentimental.Value.2025.WEB-DL.Dream.Per

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian Download
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian Download
ca Catalan Download
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
gn Guarani
gu Gujarati Download
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian Download
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian Download
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated: 1 00:01:01,680 --> 00:01:09,680 ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ@CinemDreaming 2 00:01:09,704 --> 00:01:16,704 :مترجم علی کریم‌نیا 3 00:02:22,192 --> 00:02:27,058 ‫کلاش ششم به «نورا» گفتن انشائی ‫ از زبان یه شی بنویسه. 4 00:02:27,192 --> 00:02:30,728 ‫فورا تصمیم گرفت که از زبان خونه‌شون بنویسه. 5 00:02:33,250 --> 00:02:36,308 ‫تعریف می‌کرد که با دویدن خودش و خواهرش ‫ روی پله‌ها و بیرون رفتنشون... 6 00:02:38,192 --> 00:02:40,291 ‫چطور شکمش شروع می‌کرد به لرزیدن. 7 00:02:41,221 --> 00:02:46,771 ‫که می‌دید چطور از لای حصار رد می‌شن ‫ و می‌رن توی خیابون... 8 00:02:46,948 --> 00:02:50,743 ‫و خونه دیگه نمی‌تونست ببینتشون. 9 00:02:54,408 --> 00:02:58,883 ‫واسش سوال بود که خونه ترجیح می‌ده ‫ خالی و سبک باشه... 10 00:02:59,710 --> 00:03:01,627 ‫یا پر و سنگین. 11 00:03:02,324 --> 00:03:05,533 ‫که آیا دوست داره روی کف‌پوشش پا بکوبن؟ 12 00:03:06,649 --> 00:03:08,999 ‫که دیوارهاش قلقلکین یا نه؟ 13 00:03:09,164 --> 00:03:11,626 ‫که درد رو حس می‌کنه یا نه؟ 14 00:03:20,775 --> 00:03:25,020 ‫و فرض کرد که احتمالا دوست داره پر باشه. 15 00:03:29,275 --> 00:03:32,311 ‫قبل از اون‌ها، افراد دیگه‌ای ‫ و حیواناتشون... 16 00:03:32,450 --> 00:03:36,682 ‫زندگیشون رو اونجا سپری کرده بودن. 17 00:03:36,858 --> 00:03:42,901 ‫پدربزرگِ پدربزرگ‌اش توی اتاقی مرد ‫ که مادربزرگ‌اش به دنیا اومده بود که... 18 00:03:43,106 --> 00:03:46,738 ‫الان اتاق والدینش بود. 19 00:03:47,241 --> 00:03:48,194 ‫[نورا] 20 00:03:52,305 --> 00:03:57,859 ‫پدرشون می‌گفت که خونه فقط یه عیب داره، ‫که درست بعد ساختش... 21 00:03:58,025 --> 00:04:00,275 ‫یعنی یه قرن پیش متوجه‌اش شدن. 22 00:04:00,452 --> 00:04:06,057 ‫نوشت که انگار خونه داشت فرو می‌رفت، ‫از هم می‌پاشید. 23 00:04:06,234 --> 00:04:11,763 ‫ولی به صورت یه اسلوموشن کند، ‫و زمان باقی‌مونده‌ی خانوادش... 24 00:04:11,891 --> 00:04:16,347 ‫نامعلوم و نامشخص بود. 25 00:04:24,365 --> 00:04:29,421 ‫وقتی که بعدا می‌خوندش، متوجه شد که ‫ از کلمه‌ی «بحث» استفاده نکرده... 26 00:04:29,564 --> 00:04:32,895 ‫و نوشته «سروصدایی» که ‫ والدینش ایجاد می‌کردن. 27 00:04:33,055 --> 00:04:38,266 ‫ولی خونه بیشتر از سروصدا، ‫از سکوت متنفر بود. 28 00:04:44,786 --> 00:04:48,173 ‫وقتی که پدرش رفت خونه سبک‌تر شد. 29 00:04:48,304 --> 00:04:51,826 ‫سروصدای والدینش کمتر شد. 30 00:04:52,011 --> 00:04:55,574 ‫ولی خونه دلش واسه بقیه صداهاش تنگ شده بود. 31 00:05:01,684 --> 00:05:05,358 ‫معلمش بهش بیست داده بود و پدرش خوشحال بود. 32 00:05:05,551 --> 00:05:11,193 ‫«نورا» وقتی دنبال مونولوگ مناسب برای مصاحبه ‫ آکادمیش می‌گشت دوباره انشاش رو خوند... 33 00:05:11,361 --> 00:05:14,550 ‫ولی به نظرش اصلا مناسب نبود. 34 00:05:14,746 --> 00:05:18,044 ‫به جاش مونولوگِ «نینا» از «مرغ دریایی» ‫ رو انتخاب کرد. 35 00:05:18,215 --> 00:05:21,286 ‫«من یک مرغ دریایی هستم. نه. نه. ‫ من یک بازیگر هستم.» 36 00:05:21,437 --> 00:05:23,438 ‫«بله، من همینم.» 37 00:05:23,462 --> 00:05:27,462 «ارزش عاطفی» 38 00:05:48,346 --> 00:05:50,366 ‫«نورا» 39 00:05:51,882 --> 00:05:54,782 ‫- «نورا»، در رو باز کن. ‫- نمی‌تونم. 40 00:05:54,927 --> 00:05:57,710 ‫- در رو باز کن «نورا»! ‫- یه لحظه صبر کن. 41 00:06:17,204 --> 00:06:19,543 ‫در رو باز کن لطفا. 42 00:06:22,001 --> 00:06:24,023 ‫خوبی؟ 43 00:06:25,677 --> 00:06:28,953 ‫صرفا دارن دیالوگ‌هام رو تمرین می‌کنم. 44 00:06:30,061 --> 00:06:32,435 ‫حفظ بودی که. 45 00:06:34,801 --> 00:06:38,567 ‫- قبلا اومدیم اینجا. ‫- نه، بحث اون نیست. 46 00:06:39,847 --> 00:06:42,685 ‫نمی‌تونم. نمی‌تونم برم روی صحنه. 47 00:06:42,871 --> 00:06:45,773 ‫خیلی‌خب، یه نفس عمیق بگیر. 48 00:06:49,952 --> 00:06:53,682 ‫من رو ببین. به من نگاه کن. نفس بکش. 49 00:06:55,026 --> 00:06:57,187 ‫بسیارخب. فقط نفس بکش. 50 00:06:58,349 --> 00:07:02,802 ‫- نمی‌تونم با این لباس نفس بکشم. ‫- طبقه پایین درستش می‌کنیم. 51 00:07:02,962 --> 00:07:04,884 ‫همراهم بیا. 52 00:07:05,032 --> 00:07:08,495 ‫- آب می‌خوام. ‫- پایین آب هست. 53 00:07:10,548 --> 00:07:14,511 ‫- نمی‌شه. پنج دقیقه دیر کردیم. ‫- اشکال نداره. 54 00:07:14,667 --> 00:07:17,227 ‫فقط آماده‌اش کن، خب؟ 55 00:07:32,160 --> 00:07:34,421 ‫جاش درست نیست. 56 00:07:34,591 --> 00:07:36,613 ‫نه، خوبه. 57 00:08:04,918 --> 00:08:07,716 ‫هی، می‌تونی کمکم کنی؟ 58 00:08:07,888 --> 00:08:10,279 ‫- بیا پشت صحنه. ‫- الان؟ 59 00:08:17,804 --> 00:08:19,377 ‫فقط... یکم استرس دارم. 60 00:08:19,540 --> 00:08:22,157 ‫فکر یکم... 61 00:08:22,331 --> 00:08:25,035 ‫یه چیزی لازم دارم. 62 00:08:28,524 --> 00:08:32,420 ‫- نه، وقتش رو نداریم. بسه. ‫- وقت داریم. 63 00:08:33,547 --> 00:08:36,576 ‫- تو فقط... ‫- خیلی‌خب پس، من رو بزن. 64 00:08:36,745 --> 00:08:39,439 ‫- بزن توی گوشم. ‫- نه! 65 00:08:39,647 --> 00:08:43,441 ‫وگرنه نمی‌تونم برم روی صحنه. ‫نمی‌تونم برم. 66 00:08:45,877 --> 00:08:48,739 ‫- خوبی؟ وای. ‫- آره، خوبم. 67 00:09:01,862 --> 00:09:02,964 ‫هی! 68 00:09:16,698 --> 00:09:18,934 ‫- نه! ‫- نمی‌تونم نفس بکشم! 69 00:09:19,116 --> 00:09:21,032 ‫نکن! 70 00:09:21,236 --> 00:09:23,394 ‫کمک! «نورا»، نکن. 71 00:09:23,989 --> 00:09:27,044 ‫- نکن... پاره نکن! ‫- صبر کن، «نورا». 72 00:10:03,323 --> 00:10:05,944 ‫«اینگوار»؟ بیست ثانیه. 73 00:10:14,126 --> 00:10:16,179 ‫حاضری؟ 74 00:10:24,270 --> 00:10:26,063 ‫حاضریم؟ 75 00:10:30,839 --> 00:10:32,889 ‫آره. 76 00:11:36,148 --> 00:11:38,086 ‫گوش کن! 77 00:11:40,673 --> 00:11:43,339 ‫گفتی که نجاتم می‌دی. 78 00:11:43,474 --> 00:11:46,177 ‫ولی من رو به آتش هدایت کردی! 79 00:12:02,094 --> 00:12:06,382 ‫من بچه‌هات رو به خونه‌ام راه دادم. 80 00:12:06,570 --> 00:12:09,292 ‫ولی همچنان برعلیه‌ام شهادت دادی! 81 00:12:59,204 --> 00:13:03,689 ‫گفتم که باید سرویس پذیرایی می‌گرفتیم. ‫خیلی کار سنگینیه. 82 00:13:12,176 --> 00:13:14,417 ‫هی... هی... 83 00:13:15,900 --> 00:13:18,395 ‫خوبم. خوبم. 84 00:13:21,693 --> 00:13:23,932 ‫- مامان، باز هم کیک بهم می‌دی؟ ‫- حتما. 85 00:13:24,114 --> 00:13:28,429 ‫گفتم دیگه نخوره. چهارتا خورده. 86 00:13:28,596 --> 00:13:32,380 ‫- تو رو خدا مامان. ‫- نه، اول یه چیزی بخور. 87 00:13:32,566 --> 00:13:35,231 ‫چه سخنرانی قشنگی بود. 88 00:13:35,317 --> 00:13:37,647 ‫از طرف هر دومون بود. 89 00:13:38,231 --> 00:13:43,772 ‫مامانت خیلی بهت افتخار می‌کرد، ‫همیشه می‌گفت. 90 00:13:43,887 --> 00:13:46,857 ‫- آره. ‫- خب، «سیسل»، وای. 91 00:13:47,022 --> 00:13:50,728 ‫خیلی پیش اومده بود که من رو ببره تئاتر ملی. 92 00:14:52,008 --> 00:14:56,756 ‫می‌دونی، اون دفتر مامان‌بزرگت بود، ‫قبل این که مریض بشه. 93 00:14:57,506 --> 00:15:01,504 ‫اونجا می‌نشست و با مردم حرف می‌زد، ‫سعی می‌کرد بهشون کمک کنه. 94 00:15:01,630 --> 00:15:04,754 ‫یا اون‌ها از رازهاشون باهاش حرف می‌زدن. 95 00:15:12,086 --> 00:15:16,876 ‫بچه که بودم از توی این اجاق ‫ صحبت‌هاشون رو می‌شنیدم. 96 00:15:19,501 --> 00:15:22,833 ‫- اجازه داشتی؟ ‫- نه. اصلا خبر نداشتن. 97 00:15:25,000 --> 00:15:26,999 ‫...قضیه مال خیلی وقت پیشه ولی 98 00:15:27,125 --> 00:15:32,873 ‫،نمی‌دونم باید چیکار کنم ‫.بهتون تبریک بگم یا تسلیت 99 00:15:32,999 --> 00:15:36,330 ‫خب، هر از گاهی حرف می‌زدیم. 100 00:15:38,913 --> 00:15:41,454 ‫- چی شده؟ ‫- هیچی. 101 00:15:47,412 --> 00:15:49,702 ‫بابا اومده. 102 00:15:49,828 --> 00:15:52,076 ‫- می‌دونستی؟ ‫- نه. 103 00:15:52,202 --> 00:15:54,701 ‫ولی بهش خبر دادم. 104 00:15:59,201 --> 00:16:01,658 ‫سلام بابا! 105 00:16:01,784 --> 00:16:04,657 ‫اینجایی پس! ببخشید. 106 00:16:05,742 --> 00:16:07,449 ‫سلام. 107 00:16:07,575 --> 00:16:09,656 ‫سلام دخترهام. 108 00:16:12,240 --> 00:16:15,363 ‫- «ئِریک» رو دیدی؟ ‫- نه، اومده؟ 109 00:16:15,489 --> 00:16:21,279 ‫- کلیسا ندیدمت. ‫- حوصله نداشتم. چرا بیام کلیسا؟ 110 00:16:21,405 --> 00:16:25,445 ‫- مگه مذهبی بود؟ ‫- گفتیم قشنگ می‌شه. 111 00:16:26,320 --> 00:16:30,026 ‫خیلی... ناراحت‌کننده است. 112 00:16:30,153 --> 00:16:34,859 ‫واسه شما مادر خیلی خوبی بود، ‫نه؟ خیلی خوشگل بود و... 113 00:16:34,985 --> 00:16:37,734 ‫- خوشگل؟ ‫- مثل خودتون. 114 00:16:37,860 --> 00:16:40,733 ‫خیلی باهوش بود. 115 00:16:40,859 --> 00:16:43,315 ‫همیشه حق با اون بود. 116 00:16:45,441 --> 00:16:48,856 ‫- ببین! بابابزرگ اومده. ‫- خب سلام! 117 00:16:48,982 --> 00:16:51,064 ‫صبح‌بخیر. 118 00:16:52,856 --> 00:16:55,479 ‫- آره، سلام. سلام. ‫- سلام. خیلی وقته ندیدمت. 119 00:16:56,480 --> 00:16:59,979 ‫- این «ایون» عه. ‫- معلومه که «ایوان» رو می‌شناسم. 120 00:17:01,062 --> 00:17:02,936 ‫خیلی وقته هم رو می‌شناسیم. 121 00:17:03,062 --> 00:17:06,310 ‫وای، چقدر بزرگ شدی! 122 00:17:06,437 --> 00:17:10,852 ‫- توی کلاس قدت از همه بلندتره؟ ‫- نمی‌دونم. فکر نکنم. 123 00:17:11,394 --> 00:17:13,517 ‫از همه گنده‌تری؟ 124 00:17:13,643 --> 00:17:15,182 ‫نه؟ 125 00:17:37,888 --> 00:17:39,886 ‫سلام. 126 00:17:42,762 --> 00:17:44,844 ‫بیا. 127 00:17:50,969 --> 00:17:53,675 ‫الان داشتم بهت فکر می‌کردم. 128 00:17:56,134 --> 00:17:58,966 ‫- این‌ها چیه؟ ‫- مال منن. 129 00:18:01,508 --> 00:18:03,631 ‫خوبی؟ 130 00:18:03,757 --> 00:18:05,881 ‫خوبم، چطور مگه؟ 131 00:18:06,006 --> 00:18:09,714 ‫- تا وقتی که هستم باید با هم حرف بزنیم. ‫- خب؟ 132 00:18:09,840 --> 00:18:12,629 ‫یه چیزی هست که باید بهت بگم. 133 00:18:12,755 --> 00:18:17,045 ‫- الان نمی‌تونی بهم بگی؟ ‫- نه، اینجا نمی‌شه. 134 00:18:17,171 --> 00:18:21,378 ‫به نظرم وقتشه که بشینیم و درست ‫و حسابی با هم حرف بزنیم. 135 00:18:26,253 --> 00:18:29,292 ‫«فردریک» می‌تونه با تویوتاش این‌ها رو ببره. 136 00:18:29,419 --> 00:18:31,500 ‫- ببخشید. ‫- وای. 137 00:18:37,167 --> 00:18:39,499 ‫چیزی نیست، مرسی. 138 00:18:43,957 --> 00:18:47,414 ‫فقط امیدوارم حس نکنه... 139 00:18:48,498 --> 00:18:51,122 ‫که یهویی باید پدری کنه و... 140 00:18:52,706 --> 00:18:55,662 ‫- مراقبم باشه. ‫- نه. 141 00:18:55,788 --> 00:18:58,537 ‫ولی حداقل تلاشش رو می‌کنه. 142 00:18:58,662 --> 00:19:01,744 ‫ممکنه واسه اون هم راحت نباشه. 143 00:19:02,869 --> 00:19:05,910 ‫ببین می‌خواد با خونه چیکار کنه؟ 144 00:19:06,035 --> 00:19:08,617 ‫- یعنی چی؟ ‫- مالک اونه. 145 00:19:12,118 --> 00:19:14,700 ‫- عه؟ ‫- بعد طلاق به مامان رسید. 146 00:19:14,826 --> 00:19:18,032 ‫ولی سند رو انتقال ندادن. 147 00:19:18,158 --> 00:19:20,365 ‫خب؟ 148 00:19:20,491 --> 00:19:24,656 ‫حیف شد. امیدوار بودیم یکم پول گیرمون بیاد. 149 00:19:27,447 --> 00:19:30,154 ‫چرا تو بهش نگی؟ 150 00:19:30,280 --> 00:19:33,445 ‫اصلا جرئت نداری در مورد ‫ چیزی باهاش حرف بزنی. 151 00:19:33,571 --> 00:19:37,319 ‫- ندارم؟ که این‌طور. ‫- نداری. 152 00:19:39,654 --> 00:19:41,610 ‫- معلومه دارم. ‫- نه. 153 00:19:59,732 --> 00:20:01,064 ‫- سلام. ‫- سلام. 154 00:20:03,107 --> 00:20:06,438 ‫عالی شدی. چی می‌خوری؟ 155 00:20:06,814 --> 00:20:08,813 ‫فقط یه قهوه. 156 00:20:08,939 --> 00:20:11,646 ‫- دیگه چیزی نمی‌خوای؟ ‫- نه. 157 00:20:11,771 --> 00:20:15,770 ‫- یه قهوه واسه این خانم زیبا لطفا. ‫- بله ممنون. 158 00:20:15,895 --> 00:20:20,394 ‫- شما چی؟ از غذا لذت بردید؟ ‫- هر چیزی شما بیارید لذت می‌برم. 159 00:20:25,851 --> 00:20:28,101 ‫فکر کرد زن و شوهریم. 160 00:20:30,226 --> 00:20:33,766 ‫خیلی بهت فکر کردم. نگران بودم. 161 00:20:33,892 --> 00:20:37,057 ‫خیلی‌خب، خودت چطوری؟ 162 00:20:37,183 --> 00:20:40,139 ‫خب، خوبم. سرم شلوغه. 163 00:20:41,390 --> 00:20:46,388 ‫شاید قضیه‌ی مرور کارنامه‌ی فیلم‌هام ‫توی فرانسه رو شنیده باشی. 164 00:20:46,514 --> 00:20:51,929 ‫- نه، از کجا باید شنیده باشم؟ ‫- فیلمی که دارم می‌سازم، مهم‌تره. 165 00:20:52,054 --> 00:20:54,469 ‫موفق می‌شی. 166 00:20:56,679 --> 00:20:59,968 ‫به نظرم بهترین فیلم‌نامه‌امه، ‫«میکل» هم موافقه. 167 00:21:00,095 --> 00:21:04,884 ‫- «میکل» هنوز تهیه‌کننده است؟ ‫- می‌گه شانس بهم رو کرده. 168 00:21:05,010 --> 00:21:10,050 ‫مستندم توی کلی کشور داره پخش می‌شه. ‫افتادم روی غلتک. 169 00:21:17,132 --> 00:21:21,047 ‫می‌خواستی در مورد چیزی باهام حرف بزنی؟ 170 00:21:21,215 --> 00:21:23,588 ‫آره. 171 00:21:29,421 --> 00:21:31,711 ‫این فیلمم در مورد... 172 00:21:33,004 --> 00:21:35,835 ‫یه زن جوانه که یه مادره... 173 00:21:39,336 --> 00:21:42,043 ‫و خب، می‌خوام تو نقش اول رو بازی کنی. 174 00:21:50,375 --> 00:21:52,791 ‫واسه تو نوشتمش. 175 00:21:54,666 --> 00:21:57,665 ‫فقط تو می‌تونی ایفاش کنی. 176 00:22:06,080 --> 00:22:07,496 ‫مرسی. 177 00:22:11,953 --> 00:22:14,869 ‫ولی تو اصلا بازیگری من رو ندیدی. 178 00:22:14,995 --> 00:22:18,118 ‫چرا. چندین باری توی «مده‌آ» دیدمت. 179 00:22:18,244 --> 00:22:22,284 ‫- حین میان‌پرده‌اش رفتی. ‫- از تئاتر خوشم نمیاد. 180 00:22:22,409 --> 00:22:26,532 ‫طراحی‌صحنه‌اش مزخرف بود. ‫ولی تو عالی بودی. 181 00:22:27,992 --> 00:22:31,657 ‫دو دقیقه وقت لازمه که بفهمم ‫یه بازیگر خوبه یا نه. 182 00:22:31,783 --> 00:22:36,447 ‫نقشش از خیلی جهات خوبه واست. 183 00:22:36,573 --> 00:22:40,863 ‫لیاقتت بیشتر از نمایش‌نامه‌های ‫یه قرن پیشه... 184 00:22:40,989 --> 00:22:43,904 ‫که واسه سالمندان پخش می‌کنن. 185 00:22:44,030 --> 00:22:47,029 ‫این یه نقش واقعی توی یه فیلمه. 186 00:22:47,154 --> 00:22:52,736 ‫آره، کمک مالی هم می‌کنه. ‫سریالم خوب پیش رفته. 187 00:22:53,903 --> 00:22:56,860 ‫آره، یه کمکی می‌کنه. 188 00:22:56,985 --> 00:23:01,567 ‫با «میکل» حرف زدم. ‫مطمئنم می‌تونه پول جور کنه. 189 00:23:01,693 --> 00:23:04,608 ‫فیلم رو توی خونه ضبط می‌کنیم. 190 00:23:04,734 --> 00:23:06,940 ‫- خونه‌ی خودمون؟ ‫- آره. 191 00:23:07,067 --> 00:23:08,982 ‫عالیه. 192 00:23:17,522 --> 00:23:20,396 ‫من نمی‌خوام توش نقشی داشته باشم. 193 00:23:21,397 --> 00:23:26,395 ‫- می‌تونی از بازی تو سریالت یکم فاصله بگیری. ‫- خیلی وقته تموم شده. 194 00:23:26,520 --> 00:23:29,478 ‫خیلی بهتر از این حرف‌هایی. 195 00:23:29,604 --> 00:23:31,935 ‫- دیدیش؟ ‫- معلومه. 196 00:23:32,062 --> 00:23:34,268 ‫خب نظرت چیه؟ 197 00:23:34,394 --> 00:23:36,934 ‫نظر من مهم نیست. 198 00:23:37,061 --> 00:23:40,059 ‫دوست دارم نظرت رو بشنوم. 199 00:23:41,309 --> 00:23:44,682 ‫چنین چیزی سلیقه من نیست. ‫هیچ چیز بصری‌ای نداره. 200 00:23:45,683 --> 00:23:50,182 ‫اصلا چهره‌ات رو نمی‌بینیم، ‫چشم‌هات رو نمی‌بینیم. 201 00:23:50,308 --> 00:23:53,139 ‫ولی خب من مگه چی بلدم؟ ‫مردم دوست دارن دیگه. 202 00:23:54,140 --> 00:23:57,763 ‫بحث نظر مردم نیست. ‫نظر خودت چیه؟ 203 00:24:00,181 --> 00:24:02,720 ‫مشکلش تو نیستی. 204 00:24:03,554 --> 00:24:05,386 ‫این نقش... 205 00:24:05,512 --> 00:24:08,094 ‫ممکنه باعث موفقیتت بشه. 206 00:24:09,179 --> 00:24:12,551 ‫قرار نیست با هم کار کنیم بابا. 207 00:24:12,677 --> 00:24:16,842 ‫- حتی نمی‌تونیم با هم ارتباط برقرار کنیم. ‫- فقط بخونش، و بعد بهت زنگ می‌زنم. 208 00:24:16,968 --> 00:24:21,799 ‫- بهم زنگ نزن، همیشه مستی. ‫- ولی نگرانتم. 209 00:24:21,925 --> 00:24:25,257 ‫تو حق نداری نگران من باشی. 210 00:24:25,383 --> 00:24:28,214 ‫- فقط بخون کوفتی رو! ‫- چرا؟ 211 00:24:28,341 --> 00:24:31,089 ‫.هیچ نتیجه‌ای نداره 212 00:25:20,538 --> 00:25:23,121 ‫ایست! 213 00:25:23,162 --> 00:25:25,203 ‫نه! 214 00:26:00,529 --> 00:26:02,612 ‫ثابت بشین! 215 00:26:02,737 --> 00:26:04,819 ‫نباید تکون بخوری. 216 00:27:33,842 --> 00:27:37,966 ‫حین اکران نزدیکت نشسته بودم. 217 00:27:38,007 --> 00:27:42,507 ‫متوجه شدم که تو هم حینش خیلی ‫تحت‌تاثیر قرار گرفتی. 218 00:27:45,798 --> 00:27:47,798 ‫هوم، آره. 219 00:27:47,839 --> 00:27:50,588 ‫ببخشید، چیزه... 220 00:27:51,296 --> 00:27:55,545 ‫بیست سال پیش بود فکر کنم که دیدمش. 221 00:27:55,587 --> 00:28:01,419 ‫و به وضوح یادمه، با جزئیات، ‫زمانش و... 222 00:28:02,252 --> 00:28:06,168 ‫روزهای صحنه رو. مردم رو. 223 00:28:06,210 --> 00:28:09,250 ‫خب من، همراه دوستان فیلمبرداری می‌کنم. 224 00:28:11,292 --> 00:28:13,708 ‫خانواده‌ی من هستن. 225 00:28:15,041 --> 00:28:18,832 ‫آره و... ‫توی این فیلم بیشتر هم هستن، نه؟ 226 00:28:18,874 --> 00:28:22,998 ‫- دخترم «اگنس» رو می‌گی؟ ‫- آره. 227 00:28:23,040 --> 00:28:25,830 ‫همونیه که نقش آنا رو بازی می‌کنه. 228 00:28:26,593 --> 00:28:28,351 ‫خیلی ممنون. 229 00:28:28,996 --> 00:28:32,662 ‫خب، آخرین سوال رو ازت بپرسم. 230 00:28:33,370 --> 00:28:37,495 ‫از زمان «آیدیل» که پونزده سال پیش بود... 231 00:28:37,495 --> 00:28:40,660 ‫هنوز فیلم بلندی نساختی و همه ‫ واسشون سوال شده. 232 00:28:40,660 --> 00:28:44,701 ‫باز هم قراره فیلم بلندی از ‫ «گوستاو بورگ» ببینیم؟ 233 00:28:46,160 --> 00:28:49,034 ‫خب امیدوارم. 234 00:28:49,076 --> 00:28:52,492 ‫همچنین. ممنون آقای «بورگ». 235 00:29:20,277 --> 00:29:22,985 ‫عه، «گوستاو»! 236 00:29:22,985 --> 00:29:25,151 ‫«گوستاو»! 237 00:29:25,151 --> 00:29:28,400 ‫ببخشید، ببخشید. ‫«ریچل کمپ» از فیلمت خوشش اومد. 238 00:29:28,442 --> 00:29:33,357 ‫می‌خواد بری باهاش رستوران ‫ اکسلسیور شام بخوری. 239 00:29:33,399 --> 00:29:35,232 ‫می‌دونی کجاست؟ 240 00:29:35,274 --> 00:29:39,190 ‫و جشنواره تمام هزینه‌ها رو پرداخت می‌کنه. 241 00:29:42,023 --> 00:29:47,729 ‫همراه کارگردان «گوستاو بورگ» اومدم. ‫قراره بره سر میز «ریچل کمپ». 242 00:29:54,853 --> 00:29:59,602 ‫- ببخشید، مراسم خصوصیه. ‫- «گوستاو بورگ»! 243 00:30:02,226 --> 00:30:04,948 ‫- ممنون که اومدی! ‫- بذارید واستون صندلی بیارم. 244 00:30:05,022 --> 00:30:05,909 ‫- سلام. ‫- سلام. 245 00:30:05,933 --> 00:30:08,475 ‫- بفرما. ‫- مرسی. 246 00:30:10,141 --> 00:30:13,432 ‫خیلی تحت‌تاثیر فیلمت قرار گرفتم. 247 00:30:13,474 --> 00:30:17,265 ‫- واقعا شاهکاره. ‫- واقعا. 248 00:30:17,307 --> 00:30:20,972 ‫- مرسی. ‫- استثنایی بود. 249 00:30:21,680 --> 00:30:24,513 ‫- اکرانت چطور پیش رفت؟ ‫- خوب پیش رفت. 250 00:30:24,555 --> 00:30:27,267 ‫اکران عالی بود. کل سالن خوششون اومد. 251 00:30:27,300 --> 00:30:28,446 ‫ما هم خوشمون اومد. 252 00:30:28,471 --> 00:30:31,803 ‫عالی بود. پاییز که منتشر می‌شه باید ببینیش. 253 00:30:40,343 --> 00:30:43,009 ‫- فکر کنم باید... ‫- چطوری کار می‌کنه؟ 254 00:30:50,133 --> 00:30:53,257 ‫باز هم چتر می‌خوای؟ 255 00:30:54,757 --> 00:30:57,590 ‫- باز هم می‌خوای؟ ‫- مرسی. 256 00:30:59,298 --> 00:31:04,421 ‫- این رو ببین. ‫- بسه! 257 00:31:08,462 --> 00:31:11,628 ‫کاش می‌تونستم فیلم‌هایی شبیه تو درست کنم. 258 00:31:18,127 --> 00:31:21,376 ‫فقط... یهو امروز به ذهنم رسید. 259 00:31:23,917 --> 00:31:27,666 ‫فکر نکنم تا حالا چنین فیلمی دیده باشم. 260 00:31:30,124 --> 00:31:32,457 ‫واقعا... 261 00:31:32,684 --> 00:31:34,308 ‫واقعا... 262 00:31:35,123 --> 00:31:37,414 ‫تحت تاثیرش قرار گرفتم. 263 00:31:43,663 --> 00:31:45,121 ‫مرسی. 264 00:31:53,286 --> 00:31:56,993 ‫راستش داشتم فکر می‌کردم که یکم فاصله بگیرم. 265 00:31:57,035 --> 00:32:00,992 ‫کلی پروژه توی برنامم دارم. 266 00:32:03,367 --> 00:32:06,700 ‫نقش‌های خوبین ولی... 267 00:32:06,742 --> 00:32:11,781 ‫- اصلا مناسب من نیستن. ‫- خب قبول نکن. 268 00:32:12,698 --> 00:32:16,613 ‫اگه همین‌طوری یهویی برم «سم» وحشت می‌کنه. 269 00:32:16,613 --> 00:32:18,697 ‫حق داره. 270 00:32:19,822 --> 00:32:22,030 ‫گور پدر «سم». 271 00:32:22,071 --> 00:32:24,612 ‫زندگی خودته. 272 00:32:27,279 --> 00:32:28,862 ‫تو چی؟ 273 00:32:28,903 --> 00:32:32,277 ‫روی چیز جدیدی کار می‌کنی؟ 274 00:32:32,318 --> 00:32:34,985 ‫نه فکر کردم می‌کنم، ولی... 275 00:32:35,027 --> 00:32:37,443 ‫نتونستن پولش رو جور کنن؟ 276 00:32:38,817 --> 00:32:41,109 ‫یه همچین چیزی. 277 00:33:18,101 --> 00:33:22,058 ‫می‌برت هتل. 278 00:33:22,100 --> 00:33:24,433 ‫مرسی. 279 00:33:28,598 --> 00:33:32,597 ‫- خیلی خوشحال شدم دیدمت. ‫- همچنین. 280 00:33:32,597 --> 00:33:34,639 ‫- «ریچ»؟ ‫- «ریچل»! 281 00:33:34,681 --> 00:33:37,430 ‫- آقا! ‫- نه، نه، نه! 282 00:33:38,263 --> 00:33:41,221 ‫«ریچ»، گوشیت پیش منه! وای! 283 00:33:42,095 --> 00:33:44,429 ‫بچه‌ها! 284 00:34:24,045 --> 00:34:28,251 ‫- نمی‌خواستی بری؟ ‫- می‌خوای برم؟ باشه. 285 00:34:28,377 --> 00:34:31,001 ‫نه ولی خیلی... 286 00:34:31,127 --> 00:34:33,751 ‫داری صمیمی و نزدیک می‌شی. 287 00:34:33,876 --> 00:34:39,041 ‫- خوشت نمیاد نزدیک شم؟ ‫- چرا، از نزدیک شدن خوشم میاد. 288 00:34:39,167 --> 00:34:41,957 ‫چرا از صمیمیت می‌ترسی؟ 289 00:34:44,916 --> 00:34:48,705 ‫- مشخصه که واست سخته. ‫- آره، سخته. 290 00:34:48,831 --> 00:34:53,205 ‫خوبه که زن داری و من نباید... 291 00:34:53,331 --> 00:34:56,162 ‫به این فکر کنم که چقدر به گا رفتم. 292 00:34:56,288 --> 00:35:01,453 ‫عجب‌ها، چقدر راجع به خودت بد حرف می‌زنی، ‫مگه چقدر به گا رفتی؟ 293 00:35:05,037 --> 00:35:06,619 ‫درصدش رو بگم؟ 294 00:35:06,744 --> 00:35:08,534 ‫هشتاد درصد. 295 00:35:09,619 --> 00:35:13,284 ‫- هشتاد. ‫- پس یعنی بیست درصد... 296 00:35:13,409 --> 00:35:16,325 ‫این همون درصدیه که الان می‌بینی. 297 00:35:19,492 --> 00:35:21,948 ‫با مدیر تئاتر حرف زدی؟ 298 00:35:22,074 --> 00:35:24,698 ‫به نظرش باید... 299 00:35:24,823 --> 00:35:26,906 ‫برم پیش روان‌شناس. 300 00:35:27,032 --> 00:35:28,489 ‫آره. 301 00:35:28,615 --> 00:35:31,322 ‫- خب، چرا که نه؟ ‫- دیگه تایید که نکن! 302 00:35:31,447 --> 00:35:36,445 ‫نه، آخه نوعی ترسه. روان‌شناس ممکنه کمک کنه. 303 00:35:36,571 --> 00:35:39,777 ‫ولی انقدر هم بد نیست، فقط... 304 00:35:39,904 --> 00:35:43,611 ‫- باید کتکت می‌زدم. ‫- آره. آره. 305 00:35:43,736 --> 00:35:47,318 ‫ببخشید. خیلی شدید بود ولی... 306 00:35:47,444 --> 00:35:50,984 ‫- ممکنه نظرت عوض بشه و گزارش بدی. ‫- نمی‌دم. 307 00:35:51,110 --> 00:35:54,566 ‫قسم می‌خورم. خودم رو خوب می‌شناسم. 308 00:35:54,692 --> 00:35:59,024 ‫- روان‌شناس لازم ندارم. ‫- به نظر من که داری. 309 00:35:59,150 --> 00:36:01,607 ‫- چرا که نه؟ ‫- مامانم... 310 00:36:01,733 --> 00:36:05,980 ‫- یعنی، مامانم روان‌شناس بود. ‫- قرار نیست بری پیش مامانت. 311 00:36:06,856 --> 00:36:10,271 ‫- بذار یه بار دیگه ببوسمت. ‫- آره، ولی... 312 00:36:10,397 --> 00:36:13,146 ‫- نه، این‌طوری نه. ‫- تموم شد دیگه! 313 00:36:17,562 --> 00:36:19,894 ‫- فردا می‌بینمت. ‫- منم. 314 00:36:45,265 --> 00:36:49,346 ‫یعنی، وقتی که می‌ری روی صحنه، ‫خیلی دور از عقله. 315 00:36:49,472 --> 00:36:54,304 ‫بدنت، کل بدنت وقتی با حضار ‫مواجه می‌شی می‌خواد جیغ بزنه. 316 00:36:54,429 --> 00:36:58,428 ‫- جایی نداری که مخفی بشی. ‫- و اضطراب نیست؟ 317 00:36:58,553 --> 00:37:00,635 ‫نه، عاشقشم! عاشقشم! 318 00:37:02,927 --> 00:37:05,967 ‫و این... 319 00:37:06,093 --> 00:37:10,300 ‫این کلنجار، خشم، حس بی‌عدالتی... 320 00:37:10,426 --> 00:37:12,924 ‫بار مسئولیت. 321 00:37:13,050 --> 00:37:19,214 ‫وقتی می‌گه از درگیری اجتناب می‌کنه، ‫می‌گه که از چه خصوصیت خودش بدش میاد. 322 00:37:19,340 --> 00:37:22,881 ‫چیزی که در موردش دوست دارم، ‫احتمالا اینه که... 323 00:37:23,007 --> 00:37:28,629 ‫شخصیتی رو خلق می‌کنه. ‫توی زاویه‌ی دیدش غرق می‌شه، یا توی... 324 00:37:28,755 --> 00:37:33,004 ‫احساساتش با فرض این که ‫ نقش دیگری رو بازی می‌کنه. 325 00:37:33,129 --> 00:37:38,419 ‫شاید این امنیت رو بهم بده که با ‫احساسات خودم ارتباط برقرار کنم. 326 00:37:38,545 --> 00:37:41,460 ‫یعنی نمی‌خوای خودت باشی؟ 327 00:37:41,586 --> 00:37:45,542 ‫این طور به نظر میاد. ‫نظر مامان چی می‌بود؟ 328 00:37:52,542 --> 00:37:55,623 ‫نه، داری تقلب می‌کنی. برو عقب. نه. 329 00:37:55,749 --> 00:37:58,206 ‫نه، می‌تونی بری نزدیک‌تر. 330 00:37:58,332 --> 00:38:00,789 ‫نه، نه. اینجا، اینجا! 331 00:38:03,914 --> 00:38:06,329 ‫دوست‌پسر داری؟ 332 00:38:10,204 --> 00:38:12,703 ‫نه، ندارم. 333 00:38:14,370 --> 00:38:16,453 ‫نمی‌خوای داشته باشی؟ 334 00:38:19,036 --> 00:38:21,742 ‫چرا که نه. 335 00:38:21,743 --> 00:38:24,492 ‫ولی انقدر راحت نیست. 336 00:38:27,367 --> 00:38:29,782 ‫- ولی من دوستت دارم. ‫- آره. 337 00:38:31,491 --> 00:38:33,574 ‫من هم دوستت دارم. 338 00:38:35,158 --> 00:38:38,030 ‫بزرگ که شدم می‌خوام باهات ازدواج کنم. 339 00:38:43,072 --> 00:38:45,238 ‫لطف داری واقعا. 340 00:38:45,363 --> 00:38:47,987 ‫- ولی امکان نداره. ‫- می‌دونم. 341 00:38:53,695 --> 00:38:57,152 ‫- خوابیدی؟ ‫- نه. 342 00:38:57,278 --> 00:38:59,443 ‫خیلی بامزه است! 343 00:39:01,318 --> 00:39:04,942 ‫فکر کنم ازم خواستگاری کرد. 344 00:39:06,651 --> 00:39:10,065 ‫- تبریک می‌گم. ‫- اتفاق معمولی‌ای نیست. 345 00:39:11,275 --> 00:39:15,356 ‫امروز که از پارک برگشت، ‫اومد پیشم... 346 00:39:15,482 --> 00:39:18,981 ‫مستقیم بهم نگاه کرد و گفت «می‌بینمت.» 347 00:39:20,772 --> 00:39:22,521 ‫از کجا یاد گرفته؟ 348 00:39:22,647 --> 00:39:26,687 ‫- تو گفتی؟ ‫- شاید توی مدرسه شنیده. 349 00:39:26,813 --> 00:39:29,645 ‫توی مدرسه می‌گن «می‌بینمت.»؟ 350 00:39:29,770 --> 00:39:31,811 ‫خوبی؟ 351 00:39:32,895 --> 00:39:35,102 ‫- ببخشید. ‫- هی. 352 00:39:35,228 --> 00:39:37,393 ‫- چیه؟ ‫- خوبم. 353 00:39:37,519 --> 00:39:40,351 ‫به نظرم بهتره برم خونه. 354 00:39:40,476 --> 00:39:42,100 ‫نه، صبر کن. 355 00:39:42,226 --> 00:39:44,641 ‫- خوبم. ‫- مطمئنی؟ 356 00:39:46,517 --> 00:39:50,640 ‫- جدی؟ چیزی شده؟ ‫- نه، خوبم. ببخشید. 357 00:39:53,682 --> 00:39:55,347 ‫خیلی‌خب. 358 00:40:11,970 --> 00:40:14,010 ‫- حالش خوبه؟ ‫- آره. 359 00:40:18,885 --> 00:40:23,299 ‫- به نظرت... باز اون‌طور شده؟ ‫- فکر نکنم. 360 00:40:25,134 --> 00:40:27,549 ‫به نظرم صرفا تنهاست. 361 00:40:29,633 --> 00:40:33,589 ‫- باعث ناراحتی می‌شه؟ ‫- یکم. 362 00:40:56,627 --> 00:40:58,708 ‫- سلام. ‫- سلام. 363 00:41:31,577 --> 00:41:33,284 ‫عجیبه. 364 00:41:34,619 --> 00:41:37,867 ‫وقتی که مامان مریض شد به این فکر بودم که... 365 00:41:37,951 --> 00:41:41,449 ‫بیام این خونه و با «ایون» و «ئریک» اینجا باشم. 366 00:41:42,075 --> 00:41:44,990 ‫- می‌خوای اینجا زندگی کنی؟ ‫- نه. 367 00:41:45,117 --> 00:41:47,948 ‫پولش رو نداریم که سهم کسی رو بخریم. 368 00:41:56,364 --> 00:42:00,737 ‫همه‌اش رو بررسی کردم. صرفا مدارک قدیمیه. 369 00:42:02,029 --> 00:42:05,611 ‫خب، بابت کارهایی که کردی ممنون. 370 00:42:05,737 --> 00:42:07,735 ‫عالی شده. 371 00:42:08,736 --> 00:42:12,115 ‫هر چیزی که می‌خوای رو ‫نگه دار و بقیه رو بریز دور. 372 00:42:12,139 --> 00:42:14,317 ‫آخه کلی چیز خوب اینجا هست. 373 00:42:14,443 --> 00:42:17,858 ‫چیزهایی که ارزش معنوی دارن. بیا ببین. 374 00:42:18,943 --> 00:42:21,565 ‫مثلا من گلدون رو می‌خوام. 375 00:42:22,483 --> 00:42:25,232 ‫- آره، قشنگه. ‫- جدا؟ 376 00:42:25,358 --> 00:42:28,523 ‫- چون من می‌خوامش؟ ‫- نه، مال خودت. 377 00:42:28,649 --> 00:42:32,980 ‫نه، هدف اینه که با هم ببینیم و تمومش کنیم. 378 00:42:33,106 --> 00:42:35,938 ‫آره. خب پس مال من. 379 00:42:37,313 --> 00:42:39,978 ‫وای. 380 00:42:44,229 --> 00:42:46,727 ‫[یادت نره اجاق رو خاموش کنی.] 381 00:42:59,558 --> 00:43:04,099 ‫- چند وقت می‌خواد اینجا بمونه؟ ‫- چیزی نگفت. 382 00:43:04,474 --> 00:43:07,597 ‫واسه فروش اومده اینجا دیگه؟ 383 00:43:07,723 --> 00:43:10,222 ‫واقعا نمی‌دونم که... 384 00:43:10,348 --> 00:43:13,554 ‫حدود ساعت دو بعد از ظهر میاد. ‫می‌تونی از خودش بپرسی. 385 00:43:14,889 --> 00:43:18,345 ‫- فکر نکنم. ‫- نمی‌شه تظاهر کرد که اینجا نیست. 386 00:43:18,471 --> 00:43:20,761 ‫سعیم رو می‌کنم. 387 00:43:23,969 --> 00:43:27,510 ‫برخلاف انتظارم نمی‌خواد ‫ خونه رو بفروشه، ولی... 388 00:43:28,636 --> 00:43:31,218 ‫خب یه پروژه داره. 389 00:43:32,676 --> 00:43:34,674 ‫جان؟ 390 00:43:34,801 --> 00:43:38,174 ‫خوبه. داره یه فیلم جدید درست می‌کنه. 391 00:43:40,092 --> 00:43:42,964 ‫چه پروژه‌ای؟ 392 00:43:43,091 --> 00:43:46,839 ‫- همونی راجع بهش حرف زدین. ‫- فیلمی که واسه من نوشته؟ 393 00:43:46,965 --> 00:43:49,463 ‫آره، همون نقشی که نخواستی. 394 00:43:51,130 --> 00:43:54,629 ‫- پولش رو جور کرده؟ ‫- لابد کرده. 395 00:43:54,755 --> 00:43:58,920 ‫خیلی چیزی نگفت. ‫فقط پرسید تو میای یا نه. 396 00:44:00,253 --> 00:44:02,211 ‫خیلی‌خب. 397 00:44:05,586 --> 00:44:08,376 ‫- خودشه؟ ‫- آره. 398 00:44:26,498 --> 00:44:28,330 ‫وای، «ریچل کمپ» اومده. 399 00:44:30,164 --> 00:44:32,080 ‫وای. 400 00:44:40,079 --> 00:44:42,951 ‫- وای! ‫- هی؟ «نورا»؟ 401 00:44:43,078 --> 00:44:45,160 ‫هی، بیا... 402 00:44:45,535 --> 00:44:50,159 ‫همونه. هیچی فرق نکرده. 403 00:45:07,613 --> 00:45:09,613 ‫خوشحال شدم دوباره اینجا دیدمت. 404 00:45:09,613 --> 00:45:14,404 ‫یه کافه اون سمتی هست. ‫کارمون که تموم شد خبرتون می‌کنیم. 405 00:45:23,235 --> 00:45:25,942 ‫سلام. «نورا» اینجاست؟ 406 00:45:26,069 --> 00:45:28,150 ‫نه، باید می‌رفت. 407 00:45:28,942 --> 00:45:33,024 ‫- «ریچل» این دخترمه، «اگنس.» ‫- سلام. «ریچل» هستم. 408 00:45:33,066 --> 00:45:35,816 ‫خوشوقتم. 409 00:45:36,524 --> 00:45:41,606 ‫- شما هم توی این کارین؟ ‫- نه، واسه تحقیقات کمک می‌کنه. 410 00:45:41,606 --> 00:45:46,355 ‫یه تاریخی... تاریخدان آکادمیکم. ‫ ببخشید، من... 411 00:45:46,439 --> 00:45:48,396 ‫نمی‌تونم خوب حرف بزنم. 412 00:45:50,396 --> 00:45:53,271 ‫شناختیش؟ 413 00:45:55,186 --> 00:45:57,978 ‫- نقش «آنا» رو توی فیلمم داشت. ‫- خیلی وقت پیش بود. 414 00:45:59,435 --> 00:46:01,810 ‫معلومه. وای... 415 00:46:01,852 --> 00:46:05,268 ‫تو «آنا» هستی! ‫درسته! متوجه شدم. 416 00:46:05,268 --> 00:46:09,767 ‫- می‌شه یه سلفی باهات بگیرم؟ ‫- آره، حتما. 417 00:46:09,809 --> 00:46:11,933 ‫معروفیتت شوکه‌ام کرد. 418 00:46:19,265 --> 00:46:20,431 ‫مرسی. 419 00:46:21,722 --> 00:46:25,138 ‫خب، اینجاست، داره با پسرش حرف می‌زنه. 420 00:46:25,180 --> 00:46:29,596 ‫می‌دونی، این سکانس آخره. پایانشه. ‫داره یه چیزی واسش درست می‌کنه که بخوره. 421 00:46:29,638 --> 00:46:33,233 ‫واسش مهمه. آخرین لمس مادرانه مثلا. 422 00:46:35,719 --> 00:46:38,052 ‫هم رو بغل می‌کنن و پسرش می‌ره. 423 00:46:38,760 --> 00:46:43,218 ‫و لحظه‌ای که در بسته می‌شه، ‫چیزی درونش عوض می‌شه. 424 00:46:43,260 --> 00:46:46,926 ‫انگار که خیالش راحت می‌شه، ‫نظرت چیه؟ 425 00:46:48,300 --> 00:46:52,423 ‫پسره داره می‌ره دیدن پدرش، ‫مادرش هم عجله‌ای نداره. 426 00:46:52,556 --> 00:46:58,257 ‫- اینجا هم یه سیمیه که روش لباس خشک می‌کنن. ‫- بند رخت. 427 00:46:58,298 --> 00:47:01,422 ‫- بند رخت. ‫- آره، بند رخته. 428 00:47:01,422 --> 00:47:05,421 ‫و می‌ره اینجا و شروع می‌کنه به آماده کردن. 429 00:47:11,212 --> 00:47:13,419 ‫یهویی. 430 00:47:14,127 --> 00:47:17,919 ‫می‌شنوه که در ایوان باز می‌شه. بیا. 431 00:47:24,084 --> 00:47:28,416 ‫پسرشه. پرچمش رو یادش رفته. ‫پرچم نروژ رو. 432 00:47:28,416 --> 00:47:33,374 ‫آره، هفدهم ماه مه هست. ‫روز ملیه. 433 00:47:33,415 --> 00:47:37,082 ‫گفتم که همه‌اش یه برداشته؟ 434 00:47:37,082 --> 00:47:38,528 ‫- یه برداشته؟ ‫- آره. 435 00:47:38,552 --> 00:47:39,914 ‫کلش؟ 436 00:47:39,914 --> 00:47:43,330 ‫کل سکانس آخر یه برداشته. ‫تدوین نداره. 437 00:47:43,372 --> 00:47:46,122 ‫هماهنگی کامل بین زمان و مکان لازمه. 438 00:47:46,369 --> 00:47:47,375 ‫وای. 439 00:47:48,412 --> 00:47:50,245 ‫خب... 440 00:47:50,286 --> 00:47:54,161 ‫پسره همون‌جا ایستاده، ‫بهش نگاه می‌کنه. 441 00:47:54,203 --> 00:47:57,369 ‫یه مشکلی هست. متوجه نمی‌شه. 442 00:47:59,993 --> 00:48:03,992 ‫و پرچمش رو می‌گیره و می‌دوه و می‌ره. 443 00:48:06,325 --> 00:48:11,407 ‫مادرش میاد اینجا که مطمئن بشه ‫ این سری واقعا رفته. 444 00:48:11,407 --> 00:48:15,989 ‫فقط صدای بسته شدن در رو می‌شنویم، ‫چون دوربین اینجاست. 445 00:48:16,031 --> 00:48:20,280 ‫به سمت مادره. و خیلی مهمه. 446 00:48:21,113 --> 00:48:24,029 ‫حالت چهره‌اش توی این سکانس. 447 00:48:25,654 --> 00:48:27,779 ‫داره به چی فکر می‌کنه؟ 448 00:48:27,821 --> 00:48:30,111 ‫دقیقا. 449 00:48:32,070 --> 00:48:34,444 ‫بعد برمی‌گرده اینجا. 450 00:48:53,940 --> 00:48:57,147 ‫- و اینجا انجامش می‌ده؟ ‫- آره. 451 00:49:05,978 --> 00:49:08,812 ‫به نظرت وزنش رو تحمل می‌کنه؟ 452 00:49:09,394 --> 00:49:13,894 ‫خب همین‌طوری رخ داده. ‫واسه مادر خودم. 453 00:49:13,936 --> 00:49:16,393 ‫- مادر خودت؟ ‫- آره. 454 00:49:22,059 --> 00:49:24,766 ‫- ولی اینجا نبوده؟ ‫- چرا. 455 00:49:25,599 --> 00:49:29,349 ‫- خیلی وقت پیش بوده. ‫- وای نه! 456 00:49:29,390 --> 00:49:31,431 ‫از همون استفاده کرد. 457 00:49:33,847 --> 00:49:36,972 ‫- این؟ ‫- آره. 458 00:49:37,014 --> 00:49:40,055 ‫رفت روش. 459 00:49:40,888 --> 00:49:43,179 ‫ولی اون مشخص نیست. 460 00:49:43,221 --> 00:49:47,844 ‫سکانس این‌طوری تموم می‌شه که ‫برمی‌گرده و در رو می‌بنده. 461 00:49:47,886 --> 00:49:50,469 ‫فقط صداش رو می‌شنویم. 462 00:49:51,885 --> 00:49:54,927 ‫و دوربین می‌ره اون سمت. 463 00:49:59,383 --> 00:50:03,549 ‫می‌شه بپرسم که چرا بعد چنین اتفاقی ‫ نقل‌مکان نکردی؟ 464 00:50:03,549 --> 00:50:06,007 ‫خب نقل‌مکان کردیم. 465 00:50:06,049 --> 00:50:09,507 ‫رفتیم سوئد. پدرم سوئدی بود. 466 00:50:11,089 --> 00:50:15,339 ‫دوست دارم بیشتر از مادرت بشنوم. 467 00:50:16,047 --> 00:50:19,171 ‫اونی که توی فیلمنامه‌ است مادرم نیست. 468 00:50:24,228 --> 00:50:29,561 ‫آره، ولی همچنان قبول می‌کنن. ‫آره، می‌دونم. 469 00:50:29,586 --> 00:50:32,376 ‫عالی می‌شه. انگیزه داره. 470 00:50:33,085 --> 00:50:35,917 ‫بهش گفتم اون چهارپایه... 471 00:50:36,043 --> 00:50:39,083 ‫همونی که مامانم باهاش ‫خودش رو حلق‌آویز کرده. 472 00:50:39,209 --> 00:50:41,457 ‫همونی که مال ایکه‌آ بود؟ 473 00:50:58,163 --> 00:51:00,245 ‫«این منم؟» 474 00:51:02,162 --> 00:51:06,994 ‫«این منم؟» افکارم، احساساتم، ‫طوری که می‌خوابم و یا نمی‌خوابم... 475 00:51:07,120 --> 00:51:10,326 ‫آخه متوجه نمی‌شم که چطور این... 476 00:51:10,452 --> 00:51:13,575 ‫- ممکنه من باشم. ‫- قبلا هم اومدیم اینجا. 477 00:51:14,702 --> 00:51:18,199 ‫- یعنی خودت رو نمی‌شناسی؟ ‫- نه. 478 00:51:19,575 --> 00:51:24,948 ‫خیلی سال پیش، اسم دفتر روان‌شناس ‫«کتابخانه» بود. 479 00:51:28,699 --> 00:51:32,947 ‫اکثرا خالی بود. «کارین»، دختر بزرگ... 480 00:51:33,072 --> 00:51:36,862 ‫اونجا دوست‌هاش رو جمع می‌کرد ‫ و آهنگ گوش می‌کردن. 481 00:52:04,108 --> 00:52:08,522 ‫وقتی که جنگ شروع شد کارین ‫ به نیروهای مقاومت پیوست. 482 00:52:09,314 --> 00:52:14,312 ‫یه روز عصر در سال ۱۹۴۳، ‫پلیس دولتی اومد دنبالش. 483 00:52:21,728 --> 00:52:27,685 ‫دو سال رفت زندان. ‫ هیچوقت از اردوگاه زندان حرفی نزن. 484 00:52:35,433 --> 00:52:37,099 ‫بیا. گوش کن. 485 00:52:38,475 --> 00:52:43,973 ‫بعد جنگ «کارین» ازدواج کرد و ‫ صاحب خونه‌ی خانوادگی شد. 486 00:52:45,974 --> 00:52:49,596 ‫سال ۱۹۵۱ «گوستاو» رو به دنیا آورد. 487 00:52:56,221 --> 00:53:00,927 ‫چندین سال بعد، وقتی که «گوستاو» ‫فیلمساز شده بود، گفت... 488 00:53:01,053 --> 00:53:04,593 ‫«هیچی از سایه‌ها زیباتر نیست.» 489 00:53:04,719 --> 00:53:08,717 ‫خانه‌ی کودکیش رو تصور می‌کرد. 490 00:53:52,501 --> 00:53:58,249 ‫خواهر کوچیک «کارین»، «ایدیث»، ‫با دوستش «لیلیان» اومدن توی خونه زندگی کنن. 491 00:53:58,375 --> 00:54:03,664 ‫«ایدیث» به میل خودش بچه نداشت، ‫ولی «گوستاو» اون تابستون بهشون سر می‌زد. 492 00:54:10,330 --> 00:54:14,703 ‫اگه کسی شکایت می‌کرد، «ایدیث» صدای ‫موسیقی رو زیاد می‌کرد، مطمئن بود که... 493 00:54:14,829 --> 00:54:19,244 ‫یه نفر از همسایه‌ها خواهرش ‫رو حین جنگ لو داده. 494 00:54:28,034 --> 00:54:32,491 ‫وقتی که «ایدیث» مرد، ‫«گوستاو» آخرین وارثش بود. 495 00:54:32,617 --> 00:54:37,698 ‫سال ۱۹۸۶، با تمام خاطراتش برگشت به خونه. 496 00:54:41,240 --> 00:54:45,947 ‫دو داستان وجود داره که «گوستاو» ‫ چطور با همسرش «سیسل» آشنا شده. 497 00:54:46,073 --> 00:54:50,029 ‫خود «سیسل» گفت که به عنوان یه بیمار ‫که بی‌خوابی داشته اومده پیشش. 498 00:54:50,155 --> 00:54:54,028 ‫واسش مشخص بود که برگشتن به اونجا... 499 00:54:54,154 --> 00:54:56,069 ‫پیچیده‌تر از چیزی بوده ‫ که بهش اعتراف می‌کنه. 500 00:54:56,612 --> 00:54:59,194 ‫قضیه از دید «گوستاو» بزرگ‌تر بود. 501 00:54:59,319 --> 00:55:01,401 ‫خیلی خیره‌کننده بود. 502 00:55:01,527 --> 00:55:06,359 ‫فهمیدم که روان‌شناسه، ‫و مشکل روانی پیدا کردم. 503 00:55:06,485 --> 00:55:09,691 ‫شش ماه بعدش «سیسل» باردار شد. 504 00:55:10,734 --> 00:55:15,773 ‫سه هفته قبل تولد «نورا» در ‫ دسامبر ۱۹۸۷ ازدواج کردن. 505 00:55:18,024 --> 00:55:22,396 ‫با خواهر کوچک‌ترش یعنی «اگنس»، ‫یه خانواده‌ی چهار نفره شدن. 506 00:55:24,606 --> 00:55:29,686 ‫- که مسخره است؟ با ما بودن مسخره است؟ ‫- منظورم این نیست. 507 00:55:29,812 --> 00:55:34,061 ‫باز چرا اون مزخرفات رو پیش کشیدی؟ 508 00:55:35,395 --> 00:55:38,851 ‫بعد طلاق، «گوستاو» برگشت سوئد. 509 00:55:39,936 --> 00:55:43,226 ‫خونه خالی‌تر و خالی‌تر شد. 510 00:55:56,410 --> 00:55:58,249 ‫[تو رو خدا باهام عکس بگیر.] 511 00:56:06,180 --> 00:56:08,345 ‫با «پیتر» حرف زدی؟ 512 00:56:09,429 --> 00:56:12,136 ‫«پیتر» پیرمرده. 513 00:56:13,261 --> 00:56:17,093 ‫- ده ساله فیلم ضبط نکرده. ‫- من هم نکردم. 514 00:56:18,177 --> 00:56:23,300 ‫- نه، ولی اون بازنشسته شده. ‫- بخاطر من قبول می‌کنه. باهاش حرف می‌زنم. 515 00:56:26,134 --> 00:56:29,507 ‫- نمی‌ذارم کس دیگه‌ای فیلمبرداری کنه. ‫- باشه، ولی... 516 00:56:29,634 --> 00:56:33,715 ‫- باید خودت بری باهاش حرف بزنی. ‫- حتما. 517 00:56:33,840 --> 00:56:36,297 ‫«حتما»؟ برو بزن. 518 00:56:37,858 --> 00:56:41,772 ‫- از تو که پیرتر نیست. ‫- چرت نگو. 519 00:56:41,797 --> 00:56:45,713 ‫- نظرت راجع به نروژ چیه؟ ‫- عاشق نروژم. 520 00:56:45,754 --> 00:56:50,753 ‫خیلی قشنگه. مردمش مهربونن. 521 00:56:50,795 --> 00:56:53,461 ‫خیلی مهمان‌نوازن. 522 00:56:54,836 --> 00:57:00,043 ‫این محصول مال نتفلیکسه. ‫یعنی توی سینما نشونش می‌دن؟ 523 00:57:00,168 --> 00:57:02,334 ‫حتما. پس کجا نشون بدن؟ 524 00:57:02,460 --> 00:57:07,333 ‫همچنان داریم در موردش بحث می‌کنیم، ‫ولی برنامه قطعا همینه. 525 00:57:08,958 --> 00:57:12,082 ‫یه سوال دیگه از «ریچل کمپ». 526 00:57:12,124 --> 00:57:15,331 ‫در مورد بازخورد آخرین فیلمت ‫ یعنی «انتخاب کتی» هست. 527 00:57:15,373 --> 00:57:19,913 ‫حتما باعث ناامیدیت شد. 528 00:57:21,955 --> 00:57:25,121 ‫من خیلی به اون فیلم افتخار می‌کنم. 529 00:57:25,954 --> 00:57:30,332 ‫ولی فکر نکنم هدف این مصاحبه ‫اون فیلم بوده باشه، نه؟ 530 00:57:30,374 --> 00:57:33,910 ‫اضطراب داشتین که همچین نقشی رو 531 00:57:33,952 --> 00:57:35,785 ‫توی درام واقعی قبول کنین؟ 532 00:57:35,785 --> 00:57:38,951 ‫من دارم توی این فیلم بازی می‌کنم چون... 533 00:57:38,976 --> 00:57:41,950 ‫این چه سوال مسخره‌ای بود کردی، ها؟ 534 00:57:42,950 --> 00:57:45,991 ‫«ریچل کمپ» بهترین بازیگر نسل خودشه. 535 00:57:46,033 --> 00:57:48,768 ‫خوش‌شانسید که اینجا حضور داره. ‫باید ازش ممنون باشید. 536 00:57:50,448 --> 00:57:52,032 ‫برو بیرون! 537 00:57:52,781 --> 00:57:57,030 ‫- برو بیرون! ‫- باشه. ممنون. 538 00:57:58,906 --> 00:58:01,487 ‫عجب احمقی بود. 539 00:58:01,655 --> 00:58:05,069 ‫بهتر نیست سوال‌ها رو ‫از قبل مشخص کنین؟ 540 00:58:05,196 --> 00:58:09,110 ‫- نمی‌شه که. ‫- مردک ترول تیک‌تاکی. 541 00:58:31,191 --> 00:58:35,230 ‫- دوباره ای‌اس‌ام‌آر که نیست؟ ‫- خوابم می‌بره. 542 00:58:35,356 --> 00:58:39,313 ‫- خودش بهم یاد داد. ‫- برای اون هم انجام دادم. 543 00:58:39,439 --> 00:58:42,187 ‫نمی‌خوام براتون سخنرانی کنم، ‫ولی حس می‌کنم 544 00:58:42,313 --> 00:58:46,603 ‫باید قدردانی توی دلم رو ابراز کنم. 545 00:58:46,729 --> 00:58:51,185 ‫فقط می‌خوام بگم چقدر خوشحالم ‫که با شما کار می‌کنم. 546 00:58:51,311 --> 00:58:56,184 ‫- البته هنوز از کارمون مونده... ‫- درموردش صحبت کرده بودیم. 547 00:58:56,310 --> 00:58:58,892 ‫آره، من و تو هم کلی صحبت کردیم. 548 00:58:59,018 --> 00:59:01,849 ‫قبل از افتتاحیه همه چی رو درست می‌کنیم. 549 00:59:01,975 --> 00:59:05,765 ‫«یاکوب»، می‌دونم اوضاع خونه ‫برات سخت شده 550 00:59:07,224 --> 00:59:09,806 ‫ولی... 551 00:59:09,931 --> 00:59:15,013 ‫بابت زحماتی که می‌کشی ممنونم. ‫اگه کاری بود می‌تونی بهم بگی. 552 00:59:15,139 --> 00:59:18,345 ‫- همیشه. ‫- ممنونم. حتما. 553 00:59:18,471 --> 00:59:20,429 ‫ولی... آره خلاصه. 554 00:59:20,555 --> 00:59:23,595 ‫به نظرم خیلی خفن می‌شه. 555 00:59:23,762 --> 00:59:25,844 ‫- موافقم. ‫- سلامتی! 556 00:59:25,970 --> 00:59:28,802 ‫- سلامتی! ‫- سلامتی! 557 00:59:29,428 --> 00:59:33,050 ‫ولی بهم نگفته بودی ‫داری طلاق می‌گیری. 558 00:59:33,177 --> 00:59:37,383 ‫آره، چون خیلی درگیر تمرین بودیم... خب. 559 00:59:37,509 --> 00:59:39,508 ‫آره. 560 00:59:41,425 --> 00:59:45,464 ‫- چندان فرصت خاصی پیش نیومد. ‫- می‌فهمم. 561 00:59:47,840 --> 00:59:49,922 ‫ولی مثلا... 562 00:59:52,214 --> 00:59:55,379 ‫- به خاطر خودمون که نیست؟ ‫- نه، قضیه اون نیست. 563 01:00:00,087 --> 01:00:02,086 ‫اگه خواستی حرف بزنی... 564 01:00:03,212 --> 01:00:05,169 ‫می‌تونی روم حساب کنی. 565 01:00:05,295 --> 01:00:08,626 ‫- شما نمیاید شنا کنید؟ ‫- برید تو آب! 566 01:00:08,752 --> 01:00:10,750 ‫- یک، دو... ‫- خیلی‌خب. 567 01:00:10,877 --> 01:00:13,417 ‫- سه! ‫- وای! 568 01:00:25,374 --> 01:00:27,497 ‫دیگه لازم نیست قایم بشیم. 569 01:00:29,789 --> 01:00:33,121 ‫ببین... راستش نمی‌دونم. 570 01:01:09,197 --> 01:01:11,280 ‫- سلام! ‫- سلام! 571 01:01:13,405 --> 01:01:15,736 ‫- بابا اومده؟ ‫- هنوز نه. 572 01:01:18,779 --> 01:01:22,360 ‫- سلام! مبارک باشه! ‫- مرسی. 573 01:01:23,111 --> 01:01:26,401 ‫وای! چقدر پاپیون بهت میاد! 574 01:01:26,527 --> 01:01:28,693 ‫سلام! پیتزا داریم؟ 575 01:01:28,819 --> 01:01:31,650 ‫سلام. بذار باهات دست بدم. 576 01:01:36,483 --> 01:01:38,940 ‫این رکورد هنوز مال منه. 577 01:01:39,066 --> 01:01:41,565 ‫نه. 578 01:01:41,691 --> 01:01:44,480 ‫از اونجا شروع کن. 579 01:01:50,856 --> 01:01:53,562 ‫سلام! خوش اومدی. 580 01:01:53,688 --> 01:01:56,603 ‫- خوشحالم می‌بینمت. ‫- همچنین. 581 01:01:56,729 --> 01:01:59,894 ‫مبارک باشه! تولدت مبارک! 582 01:02:00,020 --> 01:02:03,685 ‫نه سالت شده. ‫دیگه مرد شدی. 583 01:02:03,811 --> 01:02:09,809 ‫- گمونم از عروسی به بعد ندیدیش. ‫- مگه می‌شه زنی مثل «ترِسِه» رو فراموش کرد؟ 584 01:02:14,433 --> 01:02:19,306 ‫- سلام. وای، این رو از کجا گرفتی؟ ‫- چند تا لیوان بیار. 585 01:02:32,388 --> 01:02:34,470 ‫سلام بابا. 586 01:02:35,971 --> 01:02:38,052 ‫سلام. 587 01:02:43,177 --> 01:02:45,093 ‫آره، بهش خورد. 588 01:02:50,259 --> 01:02:52,757 ‫تولید فیلم چطور پیش میره؟ 589 01:02:55,341 --> 01:02:58,422 ‫- خوبه. ‫- تعریفش رو شنیدم. هیجان‌انگیزه. 590 01:02:58,966 --> 01:03:02,713 ‫- کار کردن با «ریچل کمپ» چطوره؟ ‫- هی... 591 01:03:04,631 --> 01:03:08,671 ‫فقط دارم می‌پرسم ‫کار کردن باهاش چطوریه. 592 01:03:08,797 --> 01:03:11,837 ‫هنوز آماده نیست. ولی تقریبا شده. 593 01:03:11,963 --> 01:03:16,502 ‫شنیدم با یه چهارپایه ایکه‌آ راضیش کردی. 594 01:03:16,628 --> 01:03:20,085 ‫کل روز می‌خواد ‫به ماسماسکش نگاه کنه؟ 595 01:03:20,211 --> 01:03:23,001 ‫بیست دقیقه دیگه وقت داره ‫با تلفنش بازی کنه. 596 01:03:23,127 --> 01:03:25,126 ‫کی؟ «ایون» رو می‌گین؟ 597 01:03:29,000 --> 01:03:33,873 ‫واسم سوال بود چقدر از وقت استفاده ‫از گوشی تو مونده. تموم نشده؟ 598 01:03:33,999 --> 01:03:37,956 ‫- از وقت استفاده از گوشیم؟ ‫- مگه همچین قانونی ندارین؟ 599 01:03:38,082 --> 01:03:40,455 ‫- بذارش کنار. ‫- پیتزا آماده است. 600 01:03:40,873 --> 01:03:42,871 ‫- فقط... ‫- بذار. 601 01:03:52,314 --> 01:03:53,938 ‫[برگشت‌ناپذیر] [معلم پیانو] 602 01:03:55,370 --> 01:03:58,369 ‫- خب، حالا چی باید بگی؟ ‫- ممنونم. 603 01:03:58,494 --> 01:04:01,493 ‫نگاه کن. مونیکا بلوچی لامصب رو ببین. 604 01:04:03,576 --> 01:04:08,158 ‫این فیلم هم باعث می‌شه رابطه ‫زن‌ها با دنیای مادرانه رو بفهمی. 605 01:04:08,283 --> 01:04:10,032 ‫دستت درد نکنه. 606 01:04:10,158 --> 01:04:13,074 ‫- مرسی، ولی پخش‌کننده دی‌وی‌دی نداریم. ‫- خدا رو شکر. 607 01:04:13,199 --> 01:04:17,240 ‫- حالا یه‌جوری می‌بینیم. ‫- خیلی وقته دیگه فیلم نمی‌بینم. 608 01:04:51,525 --> 01:04:54,606 ‫خودت نمایشنامه بنویس. 609 01:04:54,732 --> 01:04:56,897 ‫آره خب، گفتنش واسه تو راحته. 610 01:04:58,190 --> 01:05:02,562 ‫واسه چی منتظری یه پیرمرد ‫نقش «اوفلیا» رو بهت بده؟ 611 01:05:02,688 --> 01:05:06,812 ‫- دارم توی «هملت» بازی می‌کنم. ‫- با «ریچل» درموردش صحبت کردم. 612 01:05:06,938 --> 01:05:12,103 ‫داره پروژه‌های خودش رو می‌سازه. ‫شرکت تولید فیلم داره. 613 01:05:12,229 --> 01:05:14,268 ‫بازیگر بودن واقعا سخته. 614 01:05:14,394 --> 01:05:19,017 ‫هیچ تصمیمی با خودشون نیست. ‫باید صبر کنن بقیه انتخابشون کنن. 615 01:05:19,143 --> 01:05:22,475 ‫- در درازمدت خوب نیست. ‫- من... 616 01:05:22,559 --> 01:05:29,099 ‫اعتماد به نفس آدم رو می‌خوره ‫و نیازش به توجه غیرقابل تحمل می‌شه. 617 01:05:31,682 --> 01:05:34,597 ‫من اگه زنم بازیگر بود ‫نمی‌تونستم باهاش زندگی کنم. 618 01:05:35,140 --> 01:05:37,347 ‫مگه کم با بازیگرها سکس کردی؟ 619 01:05:40,098 --> 01:05:45,553 ‫هنرمندهای امروزی خیلی خرده‌بورژوا شدن. ‫وقتی بچه‌ها رو باید برد تمرین فوتبال و... 620 01:05:45,679 --> 01:05:49,136 ‫ماشینت رو با مال بقیه مقایسه کنی، ‫دیگه نمی‌تونی یه چیزی مثل «اولیس» بنویسی. 621 01:05:51,512 --> 01:05:55,843 ‫پس آزادی هنری چی شد؟ ‫هنرمند باید آزاد باشه. 622 01:05:58,052 --> 01:06:00,675 ‫یعنی بچه‌دار نشه، بابا؟ 623 01:06:03,509 --> 01:06:06,299 ‫«نورا»، این حرف رو نزن. 624 01:06:06,425 --> 01:06:08,507 ‫الان چند سالته؟ 625 01:06:09,883 --> 01:06:13,464 ‫وقتی «سیسل» همسن تو بود، ‫دو تا بچه داشت. 626 01:06:13,590 --> 01:06:15,631 ‫زمونه عوض شده، بابا. 627 01:06:18,464 --> 01:06:21,462 ‫شما دو تا بهترین اتفاق زندگیم هستین. 628 01:06:21,588 --> 01:06:24,128 ‫بهترین اتفاق زندگیتیم؟ 629 01:06:24,254 --> 01:06:26,336 ‫واسه همین ولمون کردی؟ 630 01:06:28,796 --> 01:06:31,376 ‫این دوره و زمونه همه ‫از باباشون عصبانی‌ان، نه؟ 631 01:06:33,294 --> 01:06:36,168 ‫ولی خوب بار اومدین، غیر از اینه؟ 632 01:06:36,293 --> 01:06:40,500 ‫از کجا مطمئنی؟ ‫تو که اصلا ما رو نمی‌شناسی. 633 01:06:40,626 --> 01:06:44,124 ‫- دیگه اغراق نکن. ‫- اغراق کردم؟ 634 01:06:50,166 --> 01:06:54,247 ‫می‌دونم بهت سخت گذشته. ‫خودم رو توی تو می‌بینم. 635 01:06:57,414 --> 01:07:00,329 ‫ولی همیشه خدا عصبانی‌ای. 636 01:07:00,455 --> 01:07:04,495 ‫سخته آدم کسی که انقدر ‫خشم داره رو دوست داشته باشه. 637 01:07:05,162 --> 01:07:08,744 ‫نه؟ لازم نیست تا آخر عمر تنها باشی. 638 01:07:13,243 --> 01:07:16,326 ‫واسه هنرت هم خوب نیست. 639 01:07:16,452 --> 01:07:20,575 ‫باید عزیزی داشته باشی. ‫تشکیل خانواده بدی و بچه‌دار بشی. 640 01:07:21,242 --> 01:07:23,990 ‫از بچه‌دار شدن کسی پشیمون نشده. 641 01:09:58,125 --> 01:10:00,790 ‫پیتر؟ 642 01:10:02,332 --> 01:10:04,539 ‫خوشحالم می‌بینمت. سلام. 643 01:10:04,665 --> 01:10:07,080 ‫عجب خونه‌ای داری. 644 01:10:07,206 --> 01:10:11,371 ‫آره، از صدقه‌سری «لاسه هالستروم»ئه. نه تو. 645 01:10:11,913 --> 01:10:15,328 ‫بعد از دیدن «رود زمان» باهات قرارداد بست. 646 01:10:16,413 --> 01:10:19,286 ‫حتما خوش به حال نوه‌هاته. 647 01:10:21,162 --> 01:10:26,951 ‫خب، اوضاع که با دنیل هنوز خرابه. ‫بدترین بخشش اینه که بچه‌هاش اذیت می‌شن. 648 01:10:27,077 --> 01:10:30,908 ‫اصلا نمی‌تونن بیان پدربزرگشون رو ببینن. 649 01:10:31,035 --> 01:10:33,199 ‫ولی خب... 650 01:10:33,325 --> 01:10:37,657 ‫- فیلمنامه... ‫- بدک نیست، نه؟ 651 01:10:37,783 --> 01:10:40,406 ‫- فوق‌العاده است. ‫- پس هستی؟ 652 01:10:40,574 --> 01:10:43,156 ‫آره، حتما مشارکت می‌کنم. 653 01:10:43,282 --> 01:10:45,989 ‫بیا بریم یه گلویی تازه کنیم. 654 01:10:57,820 --> 01:10:59,902 ‫نمی‌خواد. 655 01:11:01,403 --> 01:11:05,401 ‫فکر نمی‌کنم زیاد ‫دوربین روی دست لازم بشه. 656 01:11:05,527 --> 01:11:09,026 ‫من بیشتر دالی و سه‌پایه توی فکرم بود. 657 01:11:17,275 --> 01:11:21,605 ‫شرمنده دیگه صحبت نکردیم. ‫بین فیلم‌ها ارتباطم با بقیه ضعیف می‌شه. 658 01:11:21,732 --> 01:11:24,272 ‫من هم همینطور. من هم همینم. 659 01:11:29,604 --> 01:11:33,728 ‫باید... اگه جواب داد بهت می‌گم. 660 01:11:36,395 --> 01:11:39,685 ‫نتفلیکس هم می‌خواد نظر بده. 661 01:11:41,310 --> 01:11:44,642 ‫می‌خوان با بقیه هم صحبت کنن. 662 01:11:50,684 --> 01:11:53,016 ‫عجب، پس روالش اینطوریه؟ 663 01:11:54,891 --> 01:11:57,098 ‫آره. 664 01:11:57,640 --> 01:11:59,723 ‫روالش همینه. 665 01:12:18,803 --> 01:12:20,759 ‫سلامتی. 666 01:12:21,760 --> 01:12:23,843 ‫خوشحالم می‌بینمت. 667 01:13:02,172 --> 01:13:05,411 ‫[نورا ۲۰۰۶] ‫[نورا ژوئیه ۱۹۹۹] 668 01:13:11,582 --> 01:13:15,289 ‫سلام، «نورا». ‫خواستم زنگ بزنم بگم... 669 01:13:21,123 --> 01:13:23,705 ‫باید با هم صحبت کنیم. 670 01:13:26,621 --> 01:13:29,869 ‫نمی‌خوام اینطوری باشه که... 671 01:13:31,620 --> 01:13:35,119 ‫مثلا من دوست ندارم ‫برم تئاتر ببینم. 672 01:13:35,245 --> 01:13:38,535 ‫نه که تئاتر رو دوست نداشته باشم. 673 01:13:38,660 --> 01:13:43,409 ‫فقط دوست ندارم... تماشا کنم. 674 01:13:46,158 --> 01:13:48,282 ‫ولی «چخوف»... 675 01:13:48,409 --> 01:13:51,115 ‫می‌تونم «چخوف» بخونم. 676 01:13:51,241 --> 01:13:53,906 ‫واقعا... 677 01:13:54,032 --> 01:13:57,406 ‫نه به خاطر نمایشنامه‌ها، فقط... 678 01:13:59,614 --> 01:14:02,946 ‫خیلی حساسم. تو هم همینطوری. 679 01:14:03,072 --> 01:14:06,487 ‫از این نظر شبیه همدیگه‌ایم. 680 01:14:07,113 --> 01:14:09,194 ‫گِل بگیرنت. 681 01:15:08,516 --> 01:15:10,181 ‫مرسی. 682 01:15:10,223 --> 01:15:12,347 ‫برام سوال بود... 683 01:15:12,389 --> 01:15:14,473 ‫با کی داره صحبت می‌کنه؟ 684 01:15:14,514 --> 01:15:18,680 ‫وقتی می‌گه «می‌دونی»، ‫خطاب به کی می‌گه؟ 685 01:15:20,388 --> 01:15:22,679 ‫نظر خودت چیه؟ 686 01:15:30,719 --> 01:15:35,676 ‫فکر نکنم با مادرش باشه. ‫هیچ‌وقت این رو بهش نگفته بود. 687 01:15:38,758 --> 01:15:43,383 ‫گمونم انگار با یه ندای درونی ‫داره صحبت می‌کنه. 688 01:15:44,091 --> 01:15:48,715 ‫عجیبه که آدم صحبت کنه ‫ولی کسی رو خطاب نکنه. 689 01:15:49,882 --> 01:15:51,964 ‫خوبه. 690 01:15:52,006 --> 01:15:54,673 ‫حالا یه بار در حضور «اینگرید» بخونیم. 691 01:15:54,698 --> 01:15:55,898 ‫دارم گوش می‌دم. 692 01:15:58,546 --> 01:16:01,712 ‫بیا. اینجا بشین. 693 01:16:01,712 --> 01:16:05,003 ‫- از نزدیک ببینی. ‫- باشه. 694 01:16:05,044 --> 01:16:07,919 ‫دوباره از... 695 01:16:09,669 --> 01:16:12,877 ‫«دچار یه جور بحرانی شدم» بخون. ‫با «اینگرید» صحبت کن. 696 01:16:12,919 --> 01:16:17,917 ‫اگه خواستی می‌تونی لمسش کنی. ‫حس مادرانه پیدا کن. 697 01:16:20,041 --> 01:16:23,874 ‫یادت باشه: این حرف رو ‫تا حالا به کسی نزده. 698 01:16:23,915 --> 01:16:27,498 ‫خجالت می‌کشه که داره ‫اینطوری دعا می‌کنه. 699 01:16:27,540 --> 01:16:31,539 ‫شاید بخوای قایمش کنی، ‫یا به خودت بخندی، ولی... 700 01:16:32,581 --> 01:16:34,872 ‫احساس خجالت داری. 701 01:16:37,226 --> 01:16:40,184 ‫از ضعیف بودن خجالت می‌کشی. 702 01:16:41,370 --> 01:16:43,703 ‫خیلی‌خب. 703 01:16:49,035 --> 01:16:50,869 ‫باشه. 704 01:16:56,367 --> 01:16:59,658 ‫«دچار یه جور بحرانی شدم.» 705 01:17:00,700 --> 01:17:03,699 ‫«دوباره خونه تنها بودم.» 706 01:17:03,699 --> 01:17:06,698 ‫«روی تخت دراز کشیده بودم و گریه می‌کردم.» 707 01:17:09,864 --> 01:17:13,655 ‫«می‌دونم همه روی تختشون ‫دراز می‌کشن و گریه می‌کنن، ولی...» 708 01:17:19,237 --> 01:17:23,695 ‫«یکی گفته بود دعا کردن ‫مثل مناجات با خدا نیست.» 709 01:17:24,694 --> 01:17:28,026 ‫«بیشتر پذیرفتن ناامیدیه.» 710 01:17:28,026 --> 01:17:33,025 ‫«اینکه خودت رو عاجز روی زمین بندازی، ‫چون کاری از دستت بر نمیاد.» 711 01:17:34,984 --> 01:17:39,400 ‫«تقریبا مثل وقتی ‫که دلت شکسته و می‌گی:» 712 01:17:40,357 --> 01:17:43,524 ‫«لطفا بهم زنگ بزن. لطفا من رو ببخش.» 713 01:17:43,565 --> 01:17:45,940 ‫«لطفا بذار برگردم.» 714 01:17:50,480 --> 01:17:52,604 ‫«من...» 715 01:17:52,646 --> 01:17:55,479 ‫«به همه‌چی ریده بودم.» 716 01:17:57,271 --> 01:18:00,145 ‫«تنهایی نشسته بودم...» 717 01:18:01,186 --> 01:18:03,519 ‫«گریه می‌کردم.» 718 01:18:04,686 --> 01:18:07,768 ‫«بعد برای اولین بار...» 719 01:18:11,226 --> 01:18:13,517 ‫«نشستم روی زمین و...» 720 01:18:14,850 --> 01:18:16,516 ‫«دعا کردم.» 721 01:18:18,808 --> 01:18:23,014 ‫«نمی‌دونم با کی حرف می‌زدم، ‫ولی بلند بلند می‌گفتم:» 722 01:18:25,767 --> 01:18:27,098 ‫«کمکم کن.» 723 01:18:28,722 --> 01:18:31,097 ‫«دیگه طاقت ندارم.» 724 01:18:32,138 --> 01:18:33,846 ‫«تنهایی نمی‌تونم.» 725 01:18:36,220 --> 01:18:37,788 ‫«خونه می‌خوام.» 726 01:18:38,512 --> 01:18:39,929 ‫«خونه و آسایش می‌خوام.» 727 01:18:47,218 --> 01:18:49,135 ‫وای! 728 01:18:57,549 --> 01:19:00,340 ‫کاش... ای کاش... 729 01:19:00,382 --> 01:19:02,154 ‫مادرش هم توی فیلم ‫اینطوری رفتار می‌کرد. 730 01:19:02,179 --> 01:19:03,196 ‫آره. 731 01:19:03,221 --> 01:19:04,314 ‫آره. 732 01:19:06,047 --> 01:19:08,172 ‫دقیقا. 733 01:19:19,094 --> 01:19:21,574 ‫مطمئنی به انگلیسی جواب میده؟ 734 01:19:21,599 --> 01:19:23,078 ‫آره، معلومه. 735 01:19:23,630 --> 01:19:26,460 ‫بهتر نیست مثل «اینگرید» ‫لهجه نروژی داشته باشم؟ 736 01:19:27,835 --> 01:19:30,292 ‫من که لهجه ندارم. دارم؟ 737 01:19:30,334 --> 01:19:32,575 ‫- سوئدیه. ‫- لهجه دارم؟ 738 01:19:32,575 --> 01:19:37,124 ‫لهجه‌ات اصلا حس نمی‌شه. ‫منظورم اینه که... 739 01:19:37,165 --> 01:19:40,999 ‫عجیب نیست که همه لهجه اسکاندیناوی دارن، ‫ولی من اینطوری حرف می‌زنم؟ 740 01:19:41,703 --> 01:19:44,410 ‫خب، شاید. بهش فکر می‌کنم. 741 01:19:47,830 --> 01:19:50,982 ‫می‌شه یه کم بیشتر ‫درباره این شخصیت بپرسم؟ 742 01:19:51,007 --> 01:19:52,220 ‫حتما. 743 01:19:52,281 --> 01:19:55,412 ‫گمونم هنوز سوال اصلیم اینه که چرا؟ 744 01:19:55,453 --> 01:19:57,703 ‫چرا تصمیم گرفت خودکشی کنه؟ 745 01:19:58,828 --> 01:20:02,451 ‫آره. نظر خودت چیه؟ 746 01:20:06,076 --> 01:20:09,866 ‫درک می‌کنم که عین مادرش افسرده است. 747 01:20:11,242 --> 01:20:13,449 ‫ولی بچه داره. 748 01:20:14,157 --> 01:20:17,657 ‫خب، فیلم هم داره ‫همین سوال رو می‌پرسه، نه؟ 749 01:20:17,657 --> 01:20:21,739 ‫خودت باید دنبال منطقش بگردی. 750 01:20:26,571 --> 01:20:28,930 ‫می‌شه درمورد مادرت بپرسم؟ 751 01:20:31,779 --> 01:20:36,609 ‫نمی‌خوام فضولی کنم، ‫ولی حس می‌کنم بهش مرتبط باشه. 752 01:20:36,686 --> 01:20:39,144 ‫این فیلم اصلا درباره مادرم نیست. 753 01:21:52,623 --> 01:21:55,059 ‫[اگنس بورگ پترسون] 754 01:22:00,843 --> 01:22:05,383 ‫این کارت ثبت پلیس ایالتی ‫و پرونده اردوگاه زندانشه. 755 01:22:06,342 --> 01:22:11,923 ‫شهادت‌نامه «کارین ایرگنس» اینجاست. ‫درخواست دسترسی به کل پرونده رو داده بودین. 756 01:22:12,049 --> 01:22:18,088 ‫پرونده‌ها شامل عکس‌هایی ‫از بازسازی روش‌های شکنجه‌ان. 757 01:22:18,214 --> 01:22:22,754 ‫یعنی تصاویر ناراحت‌کننده‌ای دارن. ‫خواستم از قبل بدونین. 758 01:22:22,881 --> 01:22:27,128 ‫ولی مهم‌ترین اطلاعات رو ‫با برچسب مشخص کردم. 759 01:22:27,254 --> 01:22:29,211 ‫خیلی ممنون. 760 01:22:49,332 --> 01:22:51,415 ‫[کارین ایرگنس] 761 01:22:51,541 --> 01:22:55,205 ‫[محکومیت: تبلیغات ضد نازی] 762 01:23:33,198 --> 01:23:35,488 ‫[محاکمه خیانت] 763 01:23:35,614 --> 01:23:39,821 ‫[فهرست اسناد مربوط به موارد شکنجه] 764 01:23:51,861 --> 01:23:57,401 ‫[در خصوص جرایم خیانت متهم ‫شکنجه‌ کارین ایرگنس] 765 01:24:07,816 --> 01:24:11,314 ‫[بست‌های دور پایم را آنقدر ‫سفت کردند که فریاد زدم.] 766 01:24:11,440 --> 01:24:14,938 ‫[بازجو مرا به اجاق گاز بست. بسیار داغ بود.] 767 01:24:15,064 --> 01:24:17,896 ‫[مرا با تکه چوبی کتک زدند.] 768 01:24:18,022 --> 01:24:21,062 ‫[خیلی دردناک بود. ‫این درد تا ماه‌ها ادامه داشت.] 769 01:25:01,263 --> 01:25:07,969 ‫بعدا که برای ایون تعریف کرد، ‫حس می‌کرد چیز زیادی برای اضافه کردن نداره. 770 01:25:08,095 --> 01:25:10,510 ‫بیشترش رو از قبل می‌دونستن. 771 01:25:12,718 --> 01:25:17,092 ‫براش سخت بود که بگه ‫چرا انقدر روش تاثیر گذاشته. 772 01:25:17,218 --> 01:25:21,091 ‫آیا به خاطب توصیفات مادربزرگش ‫با اون لحن خشک... 773 01:25:21,217 --> 01:25:23,923 ‫و بی‌احساسی بود ‫که شکنجه‌ها رو وصف می‌کرد؟ 774 01:25:24,091 --> 01:25:30,797 ‫یا چون فقط یکی از قربانی‌هایی بود ‫که توی همون پرونده شهادت داده بودن؟ 775 01:25:31,339 --> 01:25:37,087 ‫گزارش پلیس درباره خودکشی ‫پونزده سال بعد خیلی مختصر بود. 776 01:25:37,213 --> 01:25:41,211 ‫هیچ عکسی توی پرونده نبود. ‫فقط اسم پدرش رو دید. 777 01:25:41,337 --> 01:25:43,752 ‫از اون بازجویی نشده بود. 778 01:25:43,878 --> 01:25:47,793 ‫اون زمان هفت سالش بود. 779 01:25:57,417 --> 01:26:00,249 ‫بعدش خیلی سریع باید پَن کنی. 780 01:26:00,375 --> 01:26:02,665 ‫نه، وایستا. 781 01:26:02,749 --> 01:26:04,956 ‫دقت کن. 782 01:26:13,330 --> 01:26:15,496 ‫کات. 783 01:26:15,621 --> 01:26:17,204 ‫ببینم. 784 01:26:18,037 --> 01:26:19,869 ‫خوب شد، نه؟ 785 01:26:26,410 --> 01:26:28,409 ‫می‌شه ببینم؟ 786 01:26:37,908 --> 01:26:39,115 ‫عالیه! 787 01:26:44,282 --> 01:26:47,322 ‫چرا نمیای واسه شب اول ‫اجرای «نورا» بریم؟ 788 01:26:47,448 --> 01:26:50,863 ‫می‌تونیم اول اینجا شام بخوریم. 789 01:26:50,988 --> 01:26:54,821 ‫فکر کنم مجبور بشم ‫از دفتر با تاکسی برم. 790 01:26:54,947 --> 01:26:57,778 ‫- ولی میای دیگه؟ ‫- آره. معلومه. 791 01:27:07,443 --> 01:27:10,234 ‫می‌خوام «ئریک» توی فیلمم بازی کنه. 792 01:27:12,026 --> 01:27:14,525 ‫- فوق‌العاده است. ‫- خب؟ 793 01:27:16,108 --> 01:27:20,315 ‫دیالوگ زیادی نداره، ولی نقشش کلیدیه. ‫پسر «ریچل»ئه. 794 01:27:23,607 --> 01:27:26,189 ‫خوب می‌شه، ولی... 795 01:27:26,314 --> 01:27:30,188 ‫نمی‌دونم. زیاد به تیپ بازیگری نمی‌خوره. 796 01:27:30,314 --> 01:27:33,020 ‫من هم دنبال تیپ بازیگر نیستم. 797 01:27:33,563 --> 01:27:38,061 ‫خیلی از تیپ‌های بازیگر بچه ‫که ژست‌های نمایشی می‌گیرن بدم میاد. 798 01:27:38,229 --> 01:27:41,685 ‫انگار دارن توی موزیکال بازی می‌کنن. 799 01:27:41,812 --> 01:27:44,310 ‫«ئریک» خیلی خاصه. 800 01:27:45,393 --> 01:27:48,059 ‫رازهایی توی دلش داره. 801 01:27:51,934 --> 01:27:55,557 ‫تو هم خجالتی بودی، نه؟ 802 01:27:55,683 --> 01:27:57,807 ‫ولی جلوی دوربین عالی بودی. 803 01:27:57,933 --> 01:28:00,431 ‫باید بازیگری رو ادامه می‌دادی. 804 01:28:08,388 --> 01:28:10,430 ‫«سه لیوان آبمیوه می‌خوام.» 805 01:28:10,471 --> 01:28:13,679 ‫«سه لیوان آبمیوه می‌خوام.» 806 01:28:14,345 --> 01:28:16,720 ‫«ممنون که لباس‌هام رو شستی.» 807 01:28:16,720 --> 01:28:18,845 ‫«ممنون که لباس‌هام رو شستی.» 808 01:28:18,885 --> 01:28:21,343 ‫«ممنون که لباس‌هام رو شستی.» 809 01:28:21,385 --> 01:28:23,926 ‫«ممنون که لباس‌هام رو شستی.» 810 01:28:47,213 --> 01:28:50,212 ‫«دیگه تقریبا حتی ‫جرئت نمی‌کنم چشم‌هام رو ببندم.» 811 01:28:50,212 --> 01:28:55,044 ‫«می‌ترسم وقتی چشم وا می‌کنم، ‫دیگه پیشم نباشه.» 812 01:28:57,086 --> 01:28:59,294 ‫یه استراحت بدیم. 813 01:29:09,021 --> 01:29:10,917 ‫انگار حواست یه کم پرته. 814 01:29:13,416 --> 01:29:15,623 ‫فقط چون... خسته‌ام. 815 01:29:17,040 --> 01:29:19,706 ‫اینجا جای اشتباه نداره. 816 01:29:20,785 --> 01:29:24,076 ‫تنها اشتباهی که می‌تونی بکنی ‫اینه که گوش ندی. 817 01:29:27,490 --> 01:29:28,865 ‫عجله نکن. 818 01:29:34,743 --> 01:29:35,881 ‫باشه؟ 819 01:29:36,369 --> 01:29:39,369 ‫بیا بدون لهجه امتحان کنیم. 820 01:29:44,243 --> 01:29:47,575 ‫دوباره از... از... 821 01:29:47,616 --> 01:29:51,408 ‫بالای صفحه قبلی شروع می‌کنیم. 822 01:29:57,031 --> 01:30:01,905 ‫- سلام، از آشناییتون خوش‌وقتم. ‫- همچنین. 823 01:30:01,947 --> 01:30:05,905 ‫- ببخشید معطل شدی. ‫- نه، ممنون که وقت گذاشتی. 824 01:30:05,930 --> 01:30:07,197 ‫حتما. نفرمایید. 825 01:30:21,345 --> 01:30:23,595 ‫چرا نقش رو قبول نکردی؟ 826 01:30:29,525 --> 01:30:31,133 ‫نمی‌تونم باهاش کار کنم. 827 01:30:32,940 --> 01:30:34,174 ‫چرا؟ 828 01:30:38,398 --> 01:30:40,173 ‫زبون همدیگه رو نمی‌فهمیم. 829 01:30:40,929 --> 01:30:43,713 ‫- ولی تو رو واسه نقش می‌خواست. ‫- آره. 830 01:30:45,021 --> 01:30:46,046 ‫آره. 831 01:30:47,812 --> 01:30:48,837 ‫نمی‌دونم. 832 01:30:53,019 --> 01:30:55,851 ‫مدام به این فکر می‌کنم که... 833 01:30:56,935 --> 01:30:58,335 ‫شاید اشتباهی کرده. 834 01:31:03,184 --> 01:31:04,584 ‫اصلا نمی‌تونم... 835 01:31:08,058 --> 01:31:10,749 ‫از پس این نقش بر بیام، می‌دونی؟ 836 01:31:12,057 --> 01:31:17,347 ‫هر چقدر بیشتر تحلیلش می‌کنم، ‫بودن توی این نقش برام گیج‌کننده می‌شه. 837 01:31:17,347 --> 01:31:19,539 ‫انگار غم و اندوهش... 838 01:31:20,389 --> 01:31:23,471 ‫بخش غالبی از وجودشه. 839 01:31:23,513 --> 01:31:25,579 ‫موضوعیتش قشنگه. 840 01:31:27,512 --> 01:31:30,345 ‫ولی نمی‌دونم این ریشه... 841 01:31:30,386 --> 01:31:34,135 ‫همه‌چیزشه... 842 01:31:34,177 --> 01:31:35,702 ‫یا فقط... 843 01:31:36,343 --> 01:31:39,118 ‫نمی‌دونم. یا نشونه‌ای از چیز عمیق‌تریه؟ 844 01:31:47,533 --> 01:31:50,799 ‫نمی‌خوام سرافکنده‌اش کنم، می‌دونی؟ 845 01:32:01,421 --> 01:32:03,754 ‫خب، بابام... 846 01:32:06,128 --> 01:32:07,779 ‫آدم سخت‌پسندیه. 847 01:32:08,920 --> 01:32:12,195 ‫ولی خیلی کارگردان خوبیه، ‫از بازیت هم خوشش اومده. 848 01:32:13,210 --> 01:32:15,194 ‫حماقته که بخوای کنار بکشی. 849 01:32:23,667 --> 01:32:27,498 ‫اصلا عادت ندارم. ‫همیشه کنترل امور دست خودم بوده. 850 01:32:28,915 --> 01:32:32,289 ‫ولی اگه کنترل دستم نبود، ‫ازش لذت می‌بردم. 851 01:32:32,831 --> 01:32:34,913 ‫می‌فهمی؟ 852 01:32:37,456 --> 01:32:40,037 ‫خیلی پیر شدم. 853 01:32:40,164 --> 01:32:44,745 ‫عین سیم‌خاردار روی دشت، ‫یا آخرین «موهیکان» شدم. 854 01:32:44,871 --> 01:32:48,618 ‫بعد این تازه‌وارده ‫مدام برام مودبُرد می‌فرسته. 855 01:32:50,286 --> 01:32:52,826 ‫آخ، خیلی دلم برای پیتر تنگ شده. 856 01:32:52,952 --> 01:32:56,451 ‫کی انقدر ضعیف شد؟ 857 01:33:01,367 --> 01:33:03,574 ‫خیلی خسته‌ام، «میکل». 858 01:33:03,700 --> 01:33:07,323 ‫چی به سرم اومد؟ ‫همین پونزده سال پیش ۵۵ سالم بود. 859 01:33:11,573 --> 01:33:14,071 ‫پر بیراه نمی‌گی. 860 01:33:16,697 --> 01:33:18,779 ‫شاید واقعا پیر شدیم. 861 01:33:22,113 --> 01:33:24,944 ‫این حتی شاید آخرین فیلممون باشه. 862 01:33:27,111 --> 01:33:31,818 ‫فقط خواهشا نگو که باید ‫خودمون رو با زمونه به‌روز کنیم. 863 01:33:32,901 --> 01:33:34,817 ‫قول بده. 864 01:33:35,818 --> 01:33:37,774 ‫این موضوع... 865 01:33:38,900 --> 01:33:41,691 ‫می‌دونیم که قبلا با این موضوع فیلم ساختی. 866 01:33:42,774 --> 01:33:48,148 ‫ولی هیچ وقت به این شکل ‫باهاش رو به رو نشدی. 867 01:33:48,274 --> 01:33:50,731 ‫انقدر خالصانه و خصوصی نبوده. 868 01:33:51,814 --> 01:33:55,521 ‫خب، یعنی همه این سال‌ها طول کشید 869 01:33:55,647 --> 01:33:58,395 ‫تا به اینجا برسی. 870 01:33:58,521 --> 01:34:01,644 ‫ولی باید این فیلم وامونده رو تموم کنی. 871 01:34:02,729 --> 01:34:04,977 ‫به روش خودت بسازش. 872 01:34:06,561 --> 01:34:07,852 ‫فهمیدی؟ 873 01:34:51,176 --> 01:34:53,259 ‫- آره. ‫- بذار... 874 01:34:55,175 --> 01:34:57,091 ‫خیلی‌خب. 875 01:34:59,133 --> 01:35:00,756 ‫وایستا. 876 01:35:03,298 --> 01:35:06,047 ‫می‌شه یه کم شلش کنی؟ 877 01:35:08,715 --> 01:35:10,463 ‫بیا. 878 01:36:49,526 --> 01:36:53,233 ‫- سلام! ‫- سلام، تبریک می‌گم. بازیت عالی بود. 879 01:36:53,358 --> 01:36:56,607 ‫- حرف نداشت. ‫- مرسی. 880 01:36:56,732 --> 01:36:59,731 ‫همه دارن می‌گن فوق‌العاده بود. 881 01:37:00,524 --> 01:37:03,355 ‫گمونم به خیر گذشت دیگه. 882 01:37:03,481 --> 01:37:06,105 ‫آره، راضی بودم. 883 01:37:11,105 --> 01:37:15,269 ‫- خوبی؟ ‫- آره، خوبم. 884 01:37:15,396 --> 01:37:19,810 ‫- اخیرا جواب تماس‌هام رو ندادی. ‫- می‌دونم. 885 01:37:20,353 --> 01:37:24,017 ‫- با بابا اومدی؟ ‫- نه، نتونست بیاد. 886 01:37:26,726 --> 01:37:32,265 ‫پرستار گرفتیم، می‌خوایم بعدش ‫بریم تکه‌توپا. تو هم میای؟ 887 01:37:32,392 --> 01:37:35,807 ‫اجازه هست؟ ‫واقعا باید بهتون تبریک بگم. 888 01:37:35,933 --> 01:37:40,972 ‫- خیلی بازی خیره‌کننده‌ای بود. ‫- لطف دارین. 889 01:38:12,925 --> 01:38:16,673 ‫آره، الان دارم می‌رم. ‫بهت خبر می‌دم. 890 01:38:16,799 --> 01:38:19,755 ‫ولی امشب نمی‌تونم. 891 01:38:20,382 --> 01:38:23,213 ‫پیش اومده مریض روی صحنه رفته باشم. 892 01:38:23,339 --> 01:38:28,587 ‫تا حالا اجرایی رو لغو نکرده بودم، ‫ولی الان امکانش رو ندارم. 893 01:38:28,712 --> 01:38:31,128 ‫معذرت می‌خوام. 894 01:38:31,253 --> 01:38:33,710 ‫باشه، ممنون. مرسی. 895 01:38:33,836 --> 01:38:36,377 ‫باشه. خداحافظ. 896 01:39:16,994 --> 01:39:20,242 ‫- «ئریک» کو؟ ‫- یه کم دیگه می‌رسه. 897 01:39:23,076 --> 01:39:25,741 ‫چرا واسه افتتاحیه اجرای «نورا» نیومدی؟ 898 01:39:25,867 --> 01:39:27,948 ‫دلش نمی‌خواست بیام. 899 01:39:31,783 --> 01:39:34,406 ‫ببین... این نسخه اصلیه. 900 01:39:34,531 --> 01:39:36,988 ‫این ترجمه است. 901 01:39:37,114 --> 01:39:42,695 ‫«ئریک» می‌تونه با انگلیسی تمرین کنه. ‫نگران لهجه‌اش نباش. 902 01:39:42,988 --> 01:39:44,904 ‫با «میکل» حرف زدی؟ 903 01:39:45,030 --> 01:39:47,861 ‫باید از مدرسه‌اش مرخصی بگیره. 904 01:39:50,737 --> 01:39:53,110 ‫گمون نکنم فکر خوبی باشه. 905 01:39:53,278 --> 01:39:56,734 ‫خیلی فکر خوبیه! عالی می‌شه. 906 01:39:56,860 --> 01:40:00,150 ‫- نه، مطمئن نیستم دلش بخواد. ‫- معلومه که می‌خواد. 907 01:40:00,276 --> 01:40:02,691 ‫- از کجا مطمئنی؟ ‫- باهاش حرف زدم. 908 01:40:02,817 --> 01:40:06,191 ‫- باهاش حرف زدی؟ ‫- آره. یعنی اشاره کردم. 909 01:40:06,317 --> 01:40:10,565 ‫- خیلی خوشحال شد. ‫- بدون من که نمی‌تونی باهاش حرف بزنی! 910 01:40:18,064 --> 01:40:20,562 ‫وقتی تو توی فیلمم بازی کردی... 911 01:40:21,688 --> 01:40:24,936 ‫قشنگ‌ترین خاطره زندگیم شد. 912 01:40:26,021 --> 01:40:30,061 ‫خوب می‌شه. ‫بیا سکانس‌ها رو بخون. 913 01:40:30,187 --> 01:40:33,518 ‫تازه به نظرم «ریچل» از ‫فیلمبرداری باهاش خوشحال می‌شه. 914 01:40:33,644 --> 01:40:38,309 ‫صحنه‌های شادی داره. ‫باید بقیه جنبه‌های... 915 01:40:38,435 --> 01:40:40,516 ‫حرف نزن. خواهشا ادامه نده. 916 01:40:41,601 --> 01:40:44,807 ‫- نمی‌خوام «ئریک» توی فیلم بازی کنه. ‫- ولی «اگنس»... 917 01:40:44,933 --> 01:40:47,474 ‫آره، خوب بود، بابا. 918 01:40:47,599 --> 01:40:52,431 ‫فوق‌العاده بود. بهترین دوران زندگیم بود. ‫چون با تو وقت گذروندم. 919 01:40:52,556 --> 01:40:55,430 ‫انگار توی مرکز توجه دنیا بودم. 920 01:40:55,556 --> 01:41:00,220 ‫- ولی بعدش رفتی و تا مدت‌ها ندیدمت. ‫- عالی بود! 921 01:41:01,305 --> 01:41:03,345 ‫آره. 922 01:41:03,471 --> 01:41:05,470 ‫ولی تو رو نمی‌فهمم. 923 01:41:05,596 --> 01:41:10,968 ‫نمی‌فهمم چطور می‌تونی انقدر ‫صمیمی باشی و یهو غیبت بزنه. 924 01:41:11,094 --> 01:41:15,509 ‫یهو یکی دیگه رو ‫توی مرکز توجه دنیا بذاری. 925 01:41:15,635 --> 01:41:18,133 ‫- فقط بخونش! ‫- از دست تو! 926 01:41:18,259 --> 01:41:22,050 ‫برام مهم نیست! ‫مهم نیست فیلم خوبیه یا نه. 927 01:41:22,175 --> 01:41:24,090 ‫فقط «ئریک» برام مهمه. 928 01:41:30,174 --> 01:41:32,172 ‫سلام! 929 01:41:33,256 --> 01:41:35,713 ‫سلام! 930 01:41:35,839 --> 01:41:38,920 ‫- بابابزرگ داشت می‌رفت. ‫- آها. 931 01:41:40,963 --> 01:41:43,961 ‫سلام. حالت چطوره؟ 932 01:41:44,087 --> 01:41:48,002 ‫- خوبم. ‫- خوشحالم می‌بینمت. دلم برات تنگ شده بود. 933 01:41:48,128 --> 01:41:50,293 ‫- من هم همینطور. ‫- واقعا؟ 934 01:41:53,501 --> 01:41:57,250 ‫- پس خوب شد زود اومدی. ‫- واقعا؟ 935 01:41:57,376 --> 01:42:01,790 ‫خوبه. حالا تا بابا میاد چیکار کنیم؟ 936 01:43:39,978 --> 01:43:42,061 ‫سلام. 937 01:43:45,143 --> 01:43:48,185 ‫چی شد یادی از ما کردی؟ 938 01:43:50,392 --> 01:43:54,558 ‫- خوبی؟ ‫- آره، گمونم. 939 01:43:56,016 --> 01:43:58,808 ‫بیا تو. الان چایی می‌ذارم. 940 01:44:15,012 --> 01:44:17,553 ‫- بفرما. ‫- ممنون. 941 01:44:23,010 --> 01:44:26,136 ‫خب، پس دیگه نمی‌خوای ‫توی فیلم بازی کنی. 942 01:44:30,675 --> 01:44:32,800 ‫من... 943 01:44:33,841 --> 01:44:36,174 ‫من فقط... 944 01:44:38,341 --> 01:44:40,741 ‫نمی‌خوام سرافکنده‌ات کنم. 945 01:44:44,297 --> 01:44:47,947 ‫اگه واقعا بخوای بمونم ‫از فیلم کنار نمیرم. 946 01:44:51,505 --> 01:44:55,087 ‫من اینطوری حس می‌کنم؟ ‫یا واقعا حس درستی نداره؟ 947 01:44:55,795 --> 01:44:58,003 ‫به نظر تو هم درست نیست، نه؟ 948 01:44:58,003 --> 01:45:01,777 ‫- اینکه من توی این فیلم بازی کنم. ‫- معلومه که درسته. 949 01:45:08,043 --> 01:45:09,901 ‫فکر نکنم اینطور باشه. 950 01:45:11,167 --> 01:45:15,166 ‫می‌دونی، اینکه بهم گفتی ‫موهام رو رنگ کنم... 951 01:45:15,166 --> 01:45:17,441 ‫که همرنگ موهای دخترت بشه. 952 01:45:19,525 --> 01:45:23,107 ‫یعنی حتی دلت نمی‌خواد این فیلم ‫به انگلیسی باشه، نه؟ 953 01:45:23,456 --> 01:45:26,230 ‫تو هم حس می‌کنی اشتباهه. مگه نه؟ 954 01:45:30,871 --> 01:45:32,896 ‫نمی‌خوام ناامیدت کنم. 955 01:45:39,036 --> 01:45:40,394 ‫متاسفم. 956 01:45:47,867 --> 01:45:51,309 ‫من سرافکنده‌ات کردم، «ریچل». ‫معذرت می‌خوام. 957 01:45:54,824 --> 01:45:58,307 ‫اکثر بازیگرها حتی اگه حس درستی ‫نداشته باشن، نقش رو بازی می‌کنن. 958 01:45:59,490 --> 01:46:02,389 ‫یا بی‌خبر کنار می‌کشن و می‌ذارن ‫مدیر برنامه‌شون صحبت کنه. 959 01:46:06,613 --> 01:46:08,014 ‫ولی تو تا اینجا اومدی. 960 01:46:12,779 --> 01:46:14,304 ‫آدم خوبی هستی. 961 01:46:25,318 --> 01:46:26,676 ‫ناراحت نباش. 962 01:46:32,940 --> 01:46:34,482 ‫آخ... 963 01:46:43,105 --> 01:46:46,146 ‫فقط لطفا فکر نکن این تجربه برات شکست بوده. 964 01:46:47,104 --> 01:46:49,645 ‫تو بازیگر بزرگی هستی. ‫بهت هم گفته بودم. 965 01:46:49,687 --> 01:46:52,062 ‫ممنونم. 966 01:48:54,702 --> 01:48:56,825 ‫- سلام. ‫- سلام. 967 01:48:58,576 --> 01:49:01,824 ‫ببخشید سر زده میام، ‫ولی چرا جواب زنگم رو نمی‌دی؟ 968 01:49:01,951 --> 01:49:04,032 ‫ببخشید. 969 01:49:12,615 --> 01:49:14,696 ‫- خوبی؟ ‫- هوم. 970 01:49:19,113 --> 01:49:21,737 ‫حداقل جواب بده. 971 01:49:21,863 --> 01:49:25,278 ‫تو که می‌دونی وقتی ‫جواب نمی‌دی نگرانت می‌شم. 972 01:49:29,028 --> 01:49:31,568 ‫چی شده؟ مریضی؟ 973 01:49:32,110 --> 01:49:34,193 ‫نه. 974 01:50:02,521 --> 01:50:05,478 ‫دیروز با بابا حرفم شد. 975 01:50:08,186 --> 01:50:11,559 ‫خیلی عصبانی شدم. ‫می‌خواست «ئریک» توی فیلمش بازی کنه. 976 01:50:11,685 --> 01:50:13,850 ‫من مخالفت کردم. 977 01:50:15,393 --> 01:50:17,808 ‫ولی فیلمنامه رو خوندم. 978 01:50:22,642 --> 01:50:26,473 ‫خیلی خوب بود. ‫اصلا تصورش هم نمی‌کردم. 979 01:50:31,765 --> 01:50:36,262 ‫آره. می‌دونم دلت نمی‌خواد ‫توی فیلمش بازی کنی. 980 01:50:36,388 --> 01:50:39,221 ‫ولی همچنان به نظرم بخونش. 981 01:50:43,845 --> 01:50:46,302 ‫چون حس می‌کنم درباره تو باشه. 982 01:50:46,844 --> 01:50:48,593 ‫یا... 983 01:50:49,677 --> 01:50:53,509 ‫انگار برای تو نوشتش. ‫درباره مادرش نیست. 984 01:50:59,217 --> 01:51:01,341 ‫خب. 985 01:51:28,419 --> 01:51:31,917 ‫می‌شه حداقل این تیکه رو بخونی؟ 986 01:51:33,043 --> 01:51:35,875 ‫توجه نکن که یه کم... 987 01:51:36,001 --> 01:51:38,707 ‫زیاده‌نویسی کرده. 988 01:51:38,833 --> 01:51:40,749 ‫فقط بخونش. 989 01:51:49,706 --> 01:51:53,329 ‫«می‌دونی، من اصلا به خدا باور ندارم.» 990 01:51:53,455 --> 01:51:57,453 ‫«خانواده‌مون ما رو مذهبی بار نیاوردن.» 991 01:52:00,496 --> 01:52:06,826 ‫«غسل تعمید نشدیم. من و خواهرم ‫فقط واسه پول تاییدیه مدنی گرفتیم.» 992 01:52:06,952 --> 01:52:09,742 ‫«بعدش دچار یه جور بحرانی شدم.» 993 01:52:09,868 --> 01:52:13,866 ‫«دوباره خونه تنها بودم. ‫روی تخت دراز کشیده بودم و گریه می‌کردم.» 994 01:52:13,992 --> 01:52:18,907 ‫«می‌دونم همه روی تختشون ‫دراز می‌کشن و گریه می‌کنن، ولی...» 995 01:52:19,408 --> 01:52:23,323 ‫«یکی گفته بود دعا کردن ‫مثل مناجات با خدا نیست.» 996 01:52:23,449 --> 01:52:26,197 ‫«بیشتر پذیرفتن ناامیدیه.» 997 01:52:28,072 --> 01:52:32,820 ‫«اینکه خودت رو عاجز روی زمین بندازی، ‫چون کاری از دستت بر نمیاد.» 998 01:52:32,946 --> 01:52:35,278 ‫«تقریبا مثل وقتی ‫که دلت شکسته و می‌گی:» 999 01:52:35,404 --> 01:52:38,903 ‫«بهم زنگ بزن. ‫لطفا روش فکر کن.» 1000 01:52:39,320 --> 01:52:41,402 ‫«بذار برگردم.» 1001 01:52:42,861 --> 01:52:45,526 ‫«وضعم همین بود. ‫همه‌چی رو خراب کرده بودم.» 1002 01:52:45,652 --> 01:52:48,817 ‫«تنها بودم، دراز کشیده بودم ‫و گریه می‌کردم.» 1003 01:52:48,943 --> 01:52:52,108 ‫«بعدش برای اولین بار...» 1004 01:52:52,234 --> 01:52:55,815 ‫«نشستم روی زمین و دعا کردم.» 1005 01:52:55,941 --> 01:52:58,231 ‫«نمی‌دونم چطور توضیح بدم.» 1006 01:52:58,357 --> 01:53:03,147 ‫«نمی‌دونم با کی حرف می‌زدم، ‫ولی بلند بلند می‌گفتم:» 1007 01:53:03,273 --> 01:53:05,355 ‫«کمکم کن.» 1008 01:53:07,647 --> 01:53:10,687 ‫«دیگه طاقت ندارم.» 1009 01:53:11,771 --> 01:53:13,853 ‫«تنهایی نمی‌تونم.» 1010 01:53:15,354 --> 01:53:17,436 ‫«خونه می‌خوام.» 1011 01:53:21,728 --> 01:53:24,226 ‫«خونه و آسایش می‌خوام.» 1012 01:54:50,208 --> 01:54:53,457 ‫تو به بابا درباره... 1013 01:54:55,040 --> 01:54:58,330 ‫- خودکشیم گفته بودی؟ ‫- نه، چرا باید بگم؟ 1014 01:55:02,539 --> 01:55:06,288 ‫من هم برام سوال بود ‫که از کجا فهمیده. 1015 01:55:11,246 --> 01:55:15,077 ‫با کلی مسائل مربوط به مادرش قاطی شده. 1016 01:55:15,203 --> 01:55:20,326 ‫ولی توی بعضی صحنه‌ها انگار ‫توی تمام عذاب‌هات کنارت بود. 1017 01:55:20,452 --> 01:55:22,367 ‫ولی نبود. 1018 01:55:23,868 --> 01:55:25,950 ‫تو بودی. 1019 01:55:46,572 --> 01:55:48,570 ‫چرا تهش اینطوری شد؟ 1020 01:55:49,571 --> 01:55:53,402 ‫تو درست بار اومدی، ‫ولی من به گا رفتم. 1021 01:55:53,528 --> 01:55:55,943 ‫اینطور نیست. 1022 01:55:58,444 --> 01:56:01,650 ‫چرا دوران بچگیمون تو رو خراب نکرد؟ 1023 01:56:01,776 --> 01:56:04,525 ‫برای من هم اونقدر آسون نبود. 1024 01:56:06,317 --> 01:56:09,065 ‫ولی تونستی تشکیل خانواده بدی. 1025 01:56:11,066 --> 01:56:14,106 ‫- به خونه و آسایش رسیدی. ‫- آره. 1026 01:56:17,481 --> 01:56:21,646 ‫نحوه بزرگ شدن من و تو ‫یه فرق بزرگ داشت. 1027 01:56:21,772 --> 01:56:23,854 ‫من تو رو داشتم. 1028 01:56:27,146 --> 01:56:32,893 ‫می‌دونم به نظرت نمی‌تونی به کسی ‫اهمیت بدی، ولی تو پیشم بودی. 1029 01:56:34,477 --> 01:56:36,518 ‫وقتی مامان از پا افتاده بود. 1030 01:56:39,393 --> 01:56:41,475 ‫موهام رو می‌شستی. 1031 01:56:48,391 --> 01:56:50,473 ‫شونه می‌کردی. 1032 01:56:51,474 --> 01:56:53,556 ‫مدرسه می‌بردیم. 1033 01:56:56,473 --> 01:56:58,680 ‫احساس امنیت می‌کردم. 1034 01:57:27,716 --> 01:57:29,798 ‫دوستت دارم. 1035 01:57:33,589 --> 01:57:35,422 ‫من هم همینطور. 1036 01:57:35,548 --> 01:57:37,630 ‫یعنی من هم دوستت دارم. 1037 01:58:55,447 --> 01:58:57,946 ‫خوبه؟ 1038 01:58:59,029 --> 01:59:02,444 ‫چقدر خوبه آدم در کنار ‫همچین آدم زیبایی بیدار بشه. 1039 01:59:03,821 --> 01:59:09,068 ‫خیلی لبخند قشنگی داری. ‫دوست‌پسرت بهت گفته؟ باید بگه. 1040 01:59:09,194 --> 01:59:13,234 ‫آره، خیلی می‌گه. ‫ازش شنیده بودم. 1041 01:59:14,318 --> 01:59:18,191 ‫ای بابا! چیز دیگه‌ای ندارین؟ ‫شامپاین ندارین؟ 1042 01:59:18,317 --> 01:59:20,612 ‫شامپاین؟ 1043 02:00:30,067 --> 02:00:30,495 ‫برام کلوچه هم می‌ذاری؟ 1044 02:00:30,819 --> 02:00:31,579 ‫- ببین... ‫- «عمر» و بقیه همیشه کلوچه دارن. 1045 02:00:31,602 --> 02:00:32,376 ‫- با شکلات. ‫- ولی اول ساندویچت رو بخور. 1046 02:00:35,202 --> 02:00:35,571 ‫خیلی‌خب. 1047 02:00:38,138 --> 02:00:38,507 ‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ. 1048 02:00:56,715 --> 02:00:57,305 ‫- سلام، چی شد؟ ‫- گوشیم رو یادم رفت. 1049 02:00:59,150 --> 02:01:04,867 ‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ. 1050 02:01:11,730 --> 02:01:16,647 ‫خیلی‌خب. 1051 02:01:18,710 --> 02:01:26,710 ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ@CinemDreaming 1052 02:04:31,983 --> 02:04:33,711 ‫کات. 1053 02:04:35,525 --> 02:04:38,982 ‫- عالی بود. ‫- کات دادیم. بریم بعدی. 1054 02:04:58,000 --> 02:05:05,000 :مترجم علی کریم‌نیا 103352

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.